×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

تمدن زایی شیعه

نویسنده: اصغر طاهرزاده
تاریخ انتشار: پنجشنبه ۲۵ دی ۹۳
دسته‌بندی: نبی، امام، امام زمان(عج)، مهدویت، معارف دینی، عشق، خیال و وهم، امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی و حکومت دینی، تمدن اسلامی، غرب‌شناسی و مدرنیته، سایر موضوعات، طب سنتی،

فهرست مطالب

 

 

مقدمه. 13

مقدمه مولف... 15

جلسه اول،بشريت و نياز به تمدن قدسي... 21

ذات اجتماعي بشر و علت نياز به تمدن. 24

علت نياز به قانون. 26

قدسي‌بودن قانون، لازمه‌ي عمل به آن. 27

فرار از تكنيك، راه چاره نيست.. 31

هر تمدني، فرهنگ و ابزار مخصوص به خود را مي‌سازد  32

تمدن يا انزوا 33

رمز بقاء تمدن‌ها 35

توجّه بيش از حد به خيال؛ علت جهاني‌شدنِ تمدن غرب   37

تفاوت تمدن فراعنه با تمدن غرب.. 39

غرب به‌دليل خيالي‌بودنش نابود مي‌شود. 42

آينده‌ي غرب و مقابله‌ي مستقيم با قداست‌ها 43

تمدن عقلاني صرف، ماندني نيست.. 45

تمدن ديني؛ تنها تمدن ماندني.. 46

تمدن شيعه؛ تنها تمدن ديني.. 48

هم‌افق‌شدن با يك تمدن؛ علت پذيرش آن تمدن. 53

هر تمدني ابزارساز است.. 55

انقلاب اسلامي؛ ظهور جنگ اسلام و مدرنيته. 57

تحقق حتمي تمدن اسلامي.. 59

تمدني كه در آينده،‌ خود را منكشف مي‌كند. 62

غفلت‌هايي که در راه است.. 70

نشانه‌هاي حيات.. 75

انقلاب اسلامي و جواب‌گويي به فطرت‌ها 77

تمدن اسلامي؛ تمدني فراگير 80

تشکيکي بودن حقيقت نظام اسلامي.. 86

جمهوري اسلامي بستر ظهور حقيقت حکومت اسلامي   88

جايگاه‌ صحيح‌ خيال ‌در تمدن‌ اسلامي.. 90

قدرت تمدن اسلامي.. 95

انكشاف قدرت‌هاي معنوي و مادي.. 98

انقلاب اسلامي؛ مايه‌ي نجات از ظلمات دوران. 99

تنها مسير نجات بشر جديد. 103

جلسه دوم،شيعه و مسئوليت تمدن آينده‌ي جهان   111

تمدن غرب؛ مادّي‌ترين تمدن تاريخ بشريت.. 114

تفاوت تمدن فراعنه با تمدن غربِ مدرن. 116

چرا اين‌همه شتاب؟. 118

تمدن شيعي؛ رقيب اصلي تمدن غرب.. 121

شرطِ زندگي‌سازبودن يک تمدن. 127

تفاوت زندگي اسلامي با تمدن اسلامي.. 130

راز ماندگاري يك تمدن. 132

شيعه به دنبال تمدن اسلامي.. 134

تمدن زندگي ساز 136

ابزار‌ها؛ حامل فرهنگ خاص خود. 136

ابزارهاي مناسب عقل و قلب.. 140

فرهنگ شيعه و قدرت گذار از روح تكنيك غرب.. 143

بصيرت نخبگان جامعه نسبت به نقش فرهنگي ابزار‌هاي مدرنيته  146

تفاوت مردم‌سالاري ديني با «ليبرال‌دموكراسي». 147

تفاوت برخورد ما با فلسفه‌ي يونان، با برخورد ما با غرب   148

خودآگاهي تاريخي، راه نجات از فرهنگ مدرنيته. 153

غرب؛ حجاب انکشاف حقايق.. 156

ابزارهاي مدرن و عقل شيطاني.. 158

ظرفيت‌هاي ناب طبيعت.. 162

توانايي‌هاي انقلاب اسلامي در حذف رقيبان. 164

بركات حضور حدّ اكثري مردم. 171

حدّ نصاب اسلامي‌بودنِ اركان نظام. 174

راه‌هاي معرفي انقلاب اسلامي.. 177

تعلق به انقلاب اسلامي؛ راه نجات از نيهيليسم و اضمحلال  178

ارائه‌ي تفسير درست از تمدن غرب و مدرنيته. 180

بشر براي خود خطرناک مي‌شود. 182

شاخصه‌ي نظام مهدوي.. 183

جلسه سوم،اولين قدم، رويکرد به تمدن اسلامي    185

هدف از طرح مباحث «تمدن‌زايي شيعه». 187

شيعه و مقاومت در مقابل غربي‌شدن. 188

چين و بازخواني تمدن كهن. 190

گوهر تشيع در معادلات آينده. 191

افق تمدن‌هاي مختلف.. 193

آفات شتاب.. 195

رجوع به حقايقِ غير قابل محاسبه. 198

تمدن اسلامي؛ بهترين تمدن ممکن. 199

عقل قدسي و تمدن‌سازي.. 200

ريشه‌ي ظرائف تمدن‌هاي قدسي.. 203

آفات اسلام سكولار 203

اتصال به عاَلم ثبات؛ شرط بقاي تمدن. 205

غرب راه نجاتي براي خود نمي‌شناسد! 206

وقتي تکامل تكنيك هدف مي‌شود. 209

علم غربي در خدمت روح تکنيک.. 210

زندگي كاهنان چهره‌ي ديگر گمراهي.. 211

نفوذ فرهنگي از طريق تكنولوژي.. 213

چگونگي تعامل با فرهنگ غرب.. 215

جلسه چهارم،قواعد دوران گذار. 217

علم از منظر اسلام. 219

علم حقيقي و علم وَهمي.. 222

تفاوت التقاط فکري با گزينش علمي.. 224

نقش فرهنگ‌ها در جهت دادن به علوم. 226

چگونگي ارتباط با «وجود». 229

حاكميت انسان بر تكنولوژي يا تكنولوژي بر انسان. 232

راه نجات از روح حاكم بر تكنولوژي.. 234

آفات دلدادگي به فرهنگ غرب.. 235

سختي‌هاي دوران گذار 238

تمدن اسلامي، ابزار مناسب خود را مي‌نماياند. 239

برگشت به كجا؟! 241

اسلام امام خميني«رضوان‌الله‌تعالي‌عليه»؛ راه برون‌رفت از فرهنگ غرب   243

تفاوت معماري سنتي با معماري غربي.. 245

عوامل حجاب رؤيت طبيعت.. 247

شرايط افاضه‌ي «واهب‌الصّور». 248

اولين قدم. 250

فرهنگ ديني و تعامل صحيح با طبيعت.. 251

معني اضمحلال تمدن‌ها 254

آفات مديريتِ غافل از ملکوت عالم. 258

جلسه پنجم،تمدني مبتني بر فطرت.. 261

تفاوت گرايش فطري با غريزي.. 263

خصوصيات تمدن تعالي‌بخش... 267

جايگاه تمدن‌ اسلامي نسبت به ايده‌آل‌هاي بشر 270

ناكامي‌هاي انسان در عقل معاش... 273

غرب و گم‌شدن راه نجات.. 274

بصيرت تاريخي.. 276

شدت و ضعف‌ يک تمدن در زندگي‌سازبودنِ آن. 277

مبناي مشروعيت نظام اسلامي.. 279

تفاوت سخن هگل با تفكر شيعه. 283

لوازم كار بزرگ.. 284

جلسه ششم،كميت‌گرايي غربي و غفلت از كيفيت    287

حتمي‌ترين واقعيت.. 290

نگاه غلط به واقعيت عالم. 291

تمدني براي آرامش و شكوفايي.. 294

قلب‌هاي الهي و قلب‌هاي شيطاني.. 296

فروكاستن طبيعت در حدّ پديده‌اي محاسبه‌پذير 300

کميت‌ها، حجاب کيفيت‌ها 302

واقعيت محاسبه‌ناپذير 303

جلسه هفتم،تمدن سکولار و ناکامي نهايي... 309

بحران؛ انتهاي تمدن سکولار 311

عدم امکان جمع سکولاريسم با دين. 313

علم جديد توهُّم يا واقعيت.. 314

تجربه و تعبير در علم : 314

چگونگي تشکيل نظريه‏هاي علمي.. 316

هدف علم، شناخت طبيعت: 317

عرف اهل علم و زبان آن: 318

خصلت كنايه‌اي زبان علمي.. 319

استفاده از تمثيل و مدل‏سازي در علم. 320

ربط مفاهيم علمي با واقعيت.. 321

روحِ محدودنگرِ علم جديد. 324

ملاکي براي الهي و يا شيطاني‌بودن يک تمدن. 325

تصوري بهتر از تمدن اسلامي.. 329

تغيير جهت ميل‌ها،اولين قدم. 330

برکات نظر به تمدن اسلامي.. 332

زمينه‌هاي فروپاشي يک تمدن. 335

معني روح حاکم بر جامعه. 338

جايگاه نظر اكثريت.. 342

توجه به ظهور حضرت مهدي(عج)؛ بزرگ‌ترين عامل تحرک   347

ناکامي در کامروايي افراطي.. 349

جهاني‌شدن مشکلات.. 351

جلسه هشتم، تفاوت نگاه فرهنگ مدرنيته و تفکر اسلامي به عالَم   355

رمز بقاء و فناي نسبي تمدن‌ها 358

تفاوت دوري از فرمان خدا، با مقابله با فرمان خدا 359

بن‌بست فرهنگ مدرنيته. 362

تفاوت علم وَهمي و علم حقيقي.. 365

تمدن غرب، مادي‌ترين تمدن تاريخ. 369

نگاهي ماوراءِ نگاه فرهنگ مدرنيته. 373

مدخليت مشاهده‌گر 374

تعبير و تفسيرهاي عدم تعيّن. 375

تعامل فرهنگ شيعه با علوم قلبيِ ساير ملل. 379

تفاوت جنبه‌هاي محاسباتي علم غربي با جهت‌داري آن  382

لطافت تعامل با طبيعت.. 387

نفس امّاره و تخريب طبيعت.. 388

جايگاه فلسفه در دين و در تمدن اسلامي.. 390

سير فلسفه‌‌ي اسلامي.. 394

جلسه نهم، بازگشت به ظرائف عالَم وجود. 401

از غير توحيدي بودن تا ضد توحيدي شدن. 404

علم غربي و غفلت از ظرائف عالم وجود. 406

آفت تعميم علم غربي به همه‌ي تاريخ. 408

حاکميت فرهنگ غربي در تکنولوژي.. 410

ابزارهاي بحران‌ساز 411

معماري در دو منظر 413

عدم جواب‌گويي طبيعت به نفس امّاره. 415

نفس امّاره و حجابِ از آينده. 417

تفکر فلسفي غرب.. 418

راه عينيت ‌بخشيدن به دين در جامعه. 421

ضرورت وجود فلسفه و عرفان در تمدن‌سازي.. 422

ابزارسازي همراه با الهامات الهي.. 423

نفت؛ تعادل يا عدم تعادل در طبيعت! 428

بحران‌هاي غربي و پيشرفت پزشکي.. 429

تفاوت مباني طب سنتي با طب مدرن. 431

آخرين سخن و اولين قدم. 433

انسانِ به پايان رسيده. 433

تمدني گرفتار در تنگناي عالم حسّ... 434

تفاوت‌هاي اساسي تمدن غربي با تمدن اسلامي.. 437

ريشه‌ي علاقه‌مندي به غرب.. 439

ظهور اسم جامع مهدوي.. 441

 

 

 

مقدمه

 

 

باسمه تعالي

1- سلسله مباحث «تمدن‌زايي شيعه»، حاصل پاسخ به سؤالاتي است كه حدود سه‌سال متمادي و طي نُه جلسه‌ توسط عده‌اي از طلاب و دانشجوياني که مايل بودند در رابطه با موضوع تمدن اسلامي تحقيق کنند خدمت استاد طاهرزاده مطرح شده و پس از پياده‌شدن جواب‌ها از نوار و تكميل و تصحيح مطالب توسط استاد خدمت عزيزان ارائه مي‌شود.

 

2- مباحثي که در پيش رو داريد بر مبناي اين قاعده با شما سخن مي‌گويد كه: با تغيير ساختار زندگي، تفكری متناسب با آن ساختار ظاهر مي‌شود، همچنان‌كه متقابلاً تفكري اصيل، ساختار مناسب خود را پايه‌ريزي مي‌نمايد. به سخن ديگر آري؛ ما نيز معتقديم «انسان‌ها شهرها را مي‌سازند و شهرها انسان‌ها را» و لذا بايد در ساختار تمدني كه حاصل آن، انسان‌هاي هماهنگِ آن تمدن است، حساسيت نشان داد و وقتي متوجه شديم شهرهاي غربي، انسان‌هاي غربي تربيت مي‌كنند و از نسبت ميان صورت و سيرت غافل نمانديم، نسبت به تمدني كه موجب غفلت عالَم دينيِ فرزندان آيندة جهان اسلام خواهد شد، حساسيت نشان مي‌دهيم.

 

3- انقلاب اسلامي به دليل رويكرد خاصش به «عالم غيب و غيب عالم» با مباني نظريِ تمدن غرب كه صرفاً نظر به ماده و ماديات دارد، در تعارض است، ولي متأسفانه بعضاً اين تعارض را صرفاً در ابتذالات اخلاقي نظير مشروبات الكلي و سكس و امثال آن مي‌دانند و لذا غرب را در «جبهة مدنيت» پذيرفته‌اند و در نتيجه به شدت از توانايي‌ آرمان‌هاي انقلاب اسلامي در ساماندهي نظام مدني مخصوصِ به خود غافل گشتند. اين سلسله نوشتار درصدد تبيين اين غفلت و توجه به راه‌كارهاي تحقق تمدن اسلامي است.

انقلاب اسلامي عامل گذار از مدرنيته به تمدن اسلامي است و در اين راستا مسئوليت مضاعفي را بايد بر دوش خود احساس کرد که آن اوّلاً؛ حفظ انقلاب اسلامي و ثانياً؛ سير و حركت انقلاب تا نقطه‌ي مطلوب يعني تحقق تمدن اسلامي است.

 

4- همچنان‌كه ملاحظه مي‌فرماييد در جواب‌‌هاي استاد بنا بر اين است كه دريچه‌هاي دقيق و عميقي از فرهنگ مدرنيته از يک‌طرف و تمدن اسلامي از طرف ديگر در مقابل سؤال‌كنندگان گشوده شود كه موجب احاطه‌ي نسبتاً كاملي به آن دو بشود. زيرا تا جايگاه هستي‌شناسي فرهنگ مدرنيته درست روشن نشود انسان‌ها متوجه نيستند در ظلماتي قرار دارند که راه به‌جايي نمي‌برند و از آن طرف اگر ذهن‌ها قانع نشود که خداوند براي زندگي زميني بشر راه‌کاري ارائه داده که تمام ابعاد او شکوفا مي‌شود، نمي‌تواند عزم عبور از فرهنگ مدرنيته را در خود پديد آورد.

 

5- لازم به ذکر است که اين مباحث در عين آن‌که مي‌تواند جنبه‌ي مستقلي داشته باشد، نسبت به مباحث کتاب‌هاي «گزينش تکنولوژي از دريچه‌ي بينش توحيدي» و «علل تزلزل غرب» و «فرهنگ مدرنيته و توهّم» جنبه‌ي تکميلي دارد و جواب‌گوي سؤالاتي است که با مطالعه‌ي کتاب‌هاي مذکور پيش مي‌آيد.

اميد است براي عزيزان با پيگيري سؤال و جواب‌ها زمينه‌ي فكري صحيحي در مبادي تصوري تمدن اسلامي و حكومت حضرت صاحب‌الأمر(عج) ايجاد شود. إن‌شاءالله

گروه فرهنگي الميزان

 

 

 

 

مقدمه مولف

 

 

باسمه تعالي

1- ضرورت توجه به تمدن اسلامی جهت عبور از شرایط تاریخی موجود، چیزی است که هر مسلمان متعهدی متوجه آن می‌باشد، عمده مدیریتی است که به آن تمدن منجر شود و شیعه با تحقق انقلاب اسلامی ایثارگرانه توان فکری و فرهنگی خود را جهت مدیریت این جریان به صحنه آورده تا مسلمانان به تمدنی برسند که نه دیگر تضاد شیعه و سنی در میان باشد و نه این‌همه فقر و عقب‌ماندگی آن‌ها را آزار دهد و لذا نباید تصور شود شیعیان در صدداند خود را از جمع گسترده‌ی مسلمانان جدا بدانند، بلکه معتقدند باید تمدنی به صحنه بیاید تا دیگر با این‌همه گسستگی در بین مسلمانان روبه‌رو نباشیم.

 

2- دامی که بشر مدرن در آن فرو افتاده، غفلت از این نکته‌ی مهم است که اصلِ اساسی هر تمدنی باید «توحید» باشد. اصلی که در آن وجود انسان و همه‌ی اشیاء با هماهنگیِ تمدنیِ خود با توحید، معنی می‌یابد و تمدن اسلامی با توجه به اصل اساسی توحید، خود را به صحنه خواهد آورد و یک نحوه رجوع به توحید ابراهیمی است که همه‌ی ادیان ابراهیمی به دنبال آن هستند.

 

3- در فضایی که سایه‌ی فرهنگ مدرنیته همه‌ی ذهن‌ها را فرا گرفته است شناخت و تبیین چیستی و چگونگی تمدن اسلامی و تمایز آن با سایر تمدن‌ها به‌خصوص تمدن اموی و عباسی بسیار مشکل است. این کتاب سعی کرده تا آن‌جا که ممکن است تمایز تمدن اسلامی را از تمدن‌های اموی و عباسی روشن نماید تا به اسم رجوع به تمدن اسلامی، به تمدن یونان‌زده‌ی اموی و عباسی رجوع نشود وگرنه باز حقیقت در حجاب خواهد ماند و به اسم رجوع به تمدن اسلامی به نفی توحید اقدام می‌انجامد.

 

4- به آن جهت در این کتاب به جواب سؤالات عزیزان پرداخته شده که نه‌تنها سؤالات دغدغه‌ی نسلی است که نظر به افق‌های بلندی از زندگی دارد، بلکه بنا بر این است که از طریق جواب‌هایی که داده می‌شود، آینده‌ای نمایان گردد که خداوند برای بشر مقدر کرده و بشریت هنوز از رجوع به آن کاهلی می‌کند و بر طولِ تاریخِ سرگردانی خود می‌افزاید. به این امید به سؤال‌ها با حوصله‌ی زیاد جواب داده ‌شده تا ابتدا تصوری صحیح از تمدن اسلامی ارائه شود و إن‌شاءالله نظرها به تحقق آن معطوف گردد، چون تمدن اسلامی باید از قلب‌ها شروع شود وگرنه با بخشنامه هیچ‌چیزی عوض نمی‌گردد.

 

5- اگر با نظر به تمدن اسلامی، راه برگشت به نگاهی که عالم و آدم را در منظر الهی می‌نگرد و تعریف می‌کند، ظاهر نشود باید بدانیم که زمان زیادی نمی‌گذرد که دیگر چیزی به نام تفکر اصیل اسلامی نخواهیم داشت و به‌کلی از کیستی اسلامی خود و چیستی آیات الهی جاهل می‌مانیم و در عین انجام عبادات دینی، از عالم دینی بیرون می‌افتیم.

 

6- برای عبور از یک نظام، یا یک فرهنگ و تمدن، به نظام و تمدنی دیگر هزاران سؤال در مقابل انسان قرار می‌گیرد، سؤالاتی از این‌ نوع که چرا باید از تمدن قبلی عبور کرد و چگونه می‌توان به تمدن مورد نظر دست یافت و تا در جواب‌گویی به هر دوی این سؤالات موفق نباشیم عزمی در جامعه برای عبور از تمدن قبلی و رجوع به تمدن جدید ظهور نمی‌کند و با توجه به این امر است که سراسر کتاب را سؤال و جواب‌هایی تشکیل داده که چرا باید از فرهنگ مدرنیته عبور کنیم و چرا باید با تمام جدیت نظرها را متوجه تحقق تمدن اسلامی کرد.

 

7- پس از روشن‌شدن نياز انسان به جامعه‌اي كه منشأ قوانين آن بايد عالم قدس باشد و روشن‌شدن اين‌ نکته كه تمدني ماندني است كه از وَهميات به سوي واقعيات و به سوي سنن عالم سير كرده باشد و به جاي سركوبی طبيعت، بتواند ابعاد پنهان آن را به انكشاف بكشاند، به اين نتيجه می‌رسیم که تمدني ماندني است كه جوابگوي تمام ساحات انسانی باشد و تمدن غرب كه در نهايتِ ماديّت و شتابزدگي است هرگز نمي‌تواند جواب‌گوی نيازهاي واقعي انسان باشد و پایدار بماند، تمدنِ مقابل تمدن غربی، تمدني است كه شيعه مسئولیت بنيانگزاري آن را به عهده گرفته است، به‌خصوص که شيعه به جهت فرهنگ انتظار، قدرت تشخيص ظلمات غرب و گذار از آن تمدن را در خود دارد و انقلاب اسلامي در جايگاه تاريخيِ مخصوص به خود، مرحله‌ي گذار و عبور از فرهنگ مدرنیته به تمدن اسلامی است.

 

8- ما معتقديم بازسازي امّت واحده‌ي اسلام كه با راهنمايي‌هاي ائمه‌ي معصومين(ع) ممكن گشته، به عهده‌ي شيعه مي‌باشد، و بيداري اسلامي در دوران جديد از نفحات الهي است و لذا نبايد نسبت به آن بي‌تفاوت بود و از آرمان‌های متعالی آن غفلت نمود. بايد در خيزش اسلاميِ قرن حاضر، افق‌هاي حركت را تا تحقق تمدن اسلامي مدّنظر داشت، و لازم است در اين كار، ظرائف و دقائق فراواني مورد توجه قرار گيرد كه از جمله‌ي آن‌ها دو نكته از همه مهم‌تر است؛ يكي آگاهی به چيستي تمدن اسلامي است و ديگري شناخت مانع اصلي تحقق آن تمدن، يعني فرهنگ مدرنيته. اگر خاستگاه فلسفي و اجتماعيِ فرهنگ مدرنيته به خوبي شناخته نشود، انرژي خيزش عظيم اسلامي پس از مدتي هدر مي‌رود و باز جهان اسلام در تارهاي عنكبوتي فرهنگ مدرنيته خود را اسير مي‌يابد و جوانانِ اميدوار به آينده‌ي جهان اسلام نااميد خواهند شد.

 

9- از آن‌جايي که چيستي تمدن اسلامي مسئله‌ي بسيار مهمي است و خلأ تئوريك براي تبيين اهداف آن هر محققي را که در صدد است در موضوع تمدن اسلامي سخن بگويد آزار مي‌دهد، بحث «تمدن‌زایی شیعه» یا «مسئولیت شیعه در ایجاد تمدن اسلامی» به عنوان فتح بابي در اين امر، کار را به عهده گرفته است. كوتاهي در اين امر موجب جايگزيني‌هاي التقاطي و انحرافي خواهد شد و نيز سبب انجام ندانم‌كاري‌ها و سوء‌استفاده‌ از اين خلأ توسط دشمنان مي‌گردد. ظهور خلق‌الساعه‌ي تئوري‌هاي مجهول و غفلت از تئوري‌هاي هماهنگ با آرمان‌هاي انقلاب اسلامي، گفتگو از تمدن اسلامي را بسيار ضروري كرده است، آن هم به صورتي كه بايد به ظهور امام معصوم (عج)ختم شود.

 

10- بحث از تمدن اسلامي، عاملي جهت ‌دهنده و برانگيزاننده به‌ سوي آينده‌ي مطمئني است، آينده‌اي كه براي بشر از طريق حكومت جهاني اسلام، تقدير شده ‌است و همان‌‌طور كه امام‌ خميني«رضوان‌‌الله‌عليه» فرمودند: «اهداف عظيم اين انقلاب، ايجاد حكومت جهاني اسلام است.»1و به واقع اگر بتوانيم موضوع را به طور صحيح تبيين کنيم، نه‌تنها مسئله‌ي تضاد بين شيعه و سنّي‌ از بين مي‌رود، بلكه جهان اسلام متوجه خواهد شد كه شيعه به عنوان انديشه‌اي که مسئوليت بناي احياء جهان اسلام را دارد به صحنه آمده است و درصدد است از طريق راهنمايي‌هاي اهل‌البيت پيامبر(ع) همه‌ي جهان اسلام را به رونق شايسته‌ي خود برساند.

 

11- گفتگو از تمدن اسلامي، آن هم به صورتي که در فرهنگ اهل‌البیت(ع) مطرح است، علاوه بر آن‌که مانع انحراف از اهداف اصلي مي‌گردد، إن‌شاءالله عامل ظهور با برکت امام معصوم(عج) خواهد شد و بر اين اساس اعتقاد داريم اين نوع گفتگوها مي‌تواند عاملي جهت‌دهنده و برانگيزاننده به سوي آينده‌اي مطمئن باشد و وسیله‌ای است که از یک طرف موجب تصوري کامل‌تر از تمدن اسلامی می‌گردد و از طرف دیگر راه‌کارهاي عبور از تمدن غربي را می‌نمایاند.

 

12- با تدبّر در اسلام و حقانيت آن، به عنوان آخرين و کامل‌ترين راه کار براي زندگي بشر و با توجه به اين‌که فرهنگ اهل‌البیت پیامبر(ع) کامل‌ترين جلوه‌ي اسلام است، انقلاب اسلامی بستر مطلوبي خواهد بود تا انسان را در نيل به فضائل مورد نياز ياري کند و به عنوان يک نظام اجتماعي امکان بسط آرمان‌هاي اصيل انساني را فراهم نمايد، و درست به همان صورت که «انسان کامل» آرزوي انسان ناقص است تا با نزديکي به او از نقص‌هاي خود آزاد شود، دست‌يابي به تمدن اسلامی آرزوي انساني است که مي‌خواهد اهداف بقية‌اللهي را عيني و کاربردي ‌نمايد و بر این اساس موضوع تمدن‌زایی شیعه را به میان می‌آوریم.

 

13- برعکسِ بسياري از اقوام و مللِ موجود در دنيا که نه انسانِ آرماني آن‌ها حَيّ و حاضر است، و نه مدينه‌ي فاضله‌ي آن‌ها امکان تحقق عيني دارد، در فرهنگ اهل‌البیت(ع) هم انسان آرماني‌اش به عنوان انساني معصوم حيّ و زنده و حاضر است، و هم تمدن آن، تمدني است که با برنامه‌هاي کتابِ آسمانيِ تحريف نشده، توسط امامي معصوم تبيين و ارائه مي‌شود و چنين شرايطي است که عنايت الهي را درجهت به ثمر رساندن اهداف عاليه‌ي انسان به همراه مي‌آورد.

 

14- سلسله مباحث «تمدن‌زایی شیعه» یا «مسئولیت شیعه در ایجاد تمدن اسلامی» درصدد است در شرايطي که بشريت از فرهنگ مدرنيته سرخورده است و به فکر راه و چاره‌اي اساسي است، او را متذکر فرهنگي نمايد که عاقبت زمين و زمينيان بايد به سوي آن فرهنگ باشد تا وعده‌ي اقامه‌ي حق، صورت بالفعل به خود بگيرد و هرچه زودتر جهت‌گيري بشر به سوي آن تمدن شروع شود و بشر به همان اندازه زودتر به بلوغ خود نزديک ‌گردد.

اميد است مجموعه‌ي جواب‌هايي که مطرح شده زمينه‌ي تفکر نسبت به آن وعده‌ي بزرگ الهي را فراهم نمايد و بشريت هر چه زودتر به سوي ثمر دهي بيشتر حرکت کند. إن‌شاءالله.2

طاهرزاده

 


 

[1] - صحيفه‌ي امام خميني«رضوان‌الله‌تعالي‌عليه»، ج 21، ص 327.

2 - عزیزان عنایت داشته باشند که اگر در جای‌جای کتاب از «تمدن‌زایی شیعه» سخن به میان می‌آید به معنی مسئولیتی است که شیعه در ایجاد تمدن اسلامی به‌عهده گرفته وگرنه همچنان‌که عرض شد هرگز بنای شیعه این نیست که صف خود را از جمع گسترده‌ی مسلمانان جدا نماید، همچنان‌که بنای اهل‌البیت(ع)چنین نبوده و نیست.

 

 

تاریخ انتشار: 1389
انتشارات:گروه فرهنگی المیزان

از اینجا دانلود کنید:

نمایش نسخه چاپی

    دیدگاه‌ها