×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

سوره فتح و سلحشوران سالک - جلسه چهاردهم-----نحوه‌ی حضور خاص حضرت محمد(ص) در این تاریخ

نویسنده: اصغرطاهرزاده
تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۱ اسفند ۹۹
دسته‌بندی: تفسیر قرآن، رسول اکرم(ص)، تاریخ اسلام، انقلاب اسلامی و حکومت دینی، غرب‌شناسی و مدرنیته، تحلیل تاریخی حوادث،

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

«لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنينَ مُحَلِّقينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرينَ لا تَخافُونَ فَعَلِمَ ما لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذلِكَ فَتْحاً قَريباً (27) هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً» (28) مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سيماهُمْ في‏ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيماً (29)

عنایت داشتید حضرت ربّ العالمین در سوره‌ی فتح متذکر می‌شوند به این‌که بابی در تاریخ و در قلب انسان‌ها گشوده شده است و از مؤمنین انتظار دارند متوجه‌ی این امر باشند در آیه‌ی ۲۷، مؤمنین از طریق پیامبر خدا(ص)فهمیدند آن حضرت در رؤیا دیده‌اند مسلمانان وارد مسجد الحرام شده‌اند و حج کاملی انجام داده‌اند، این در حالی بود که مکه در دست جاهلیت ابوسفیانی بود، اما این رؤیا با نظر به صدق رؤیای پیامبر، افقِ حضور مؤمنین در مکه و در آینده را معنا کرد ولی بعد که با جریان مقاومت مشرکین مکه و بالاخره با صلح حدیبیه روبه‌رو شدند و انجام مراسم حج به سال بعد موکول شد. مسلمانان دائماً سؤال می‌کردند پس حج چه شد؟ آیه‌ی ۲۷ نوعی بصیرت‌افزایی برای مؤمنین داشت که متأسفانه ما کم‌تر از آن بهره می‌بریم و به آن بصیرتی که باید در حضور تاریخی خود احساس کنیم، کم‌تر توجه می‌کنیم و با توجه به این امر خوب است باز به آیه‌ی ۲۷ توجه شود که حضرت ربّ العالمین می‌فرمایند: چرا نگران هستید و پیامبر خدا(ص) را در فشار قرار می‌دهید که پس جریان رؤیا چه شد؟ آن رؤیا را خداوند حتماً محقق می‌کند و طوری وارد مسجدالحرام می‌شوید که گویا در شهر خودتان وارد شده‌اید و با برکاتی روبه‌رو می‌شوید که فکر آن‌ها را هم نمی‌کردید. جهت امیدواری به مسلمانان می‌فرماید مگر قبلاً فتح قریبی برای شما پیش نیامد، اعم از این‌که آن فتحِ قریب در ظاهر، صلح حدیبیه باشد و یا در باطن فتح باب قلب باشد. در هرحال حضرت حق متذکر برکاتی می‌شوند که در مسیر دین‌داری سراغ مسلمانان آمد که همان فتح برای رسول خدا(ص)  فتح مبین بود، با نفی شرک و ظهور توحید.

همچنان که مستحضرید صلح حدیبیه تنها یک صلح‌نامه‌ی عادی بین دو قبیله نبود، بلکه به معنای به رسمیت‌شناختن نحوه‌ا‌ی از حضور پیامبر خدا(ص)  بود، هرچند آن‌ها جایگاه و مقام پیامبریِ حضرت را نپذیرفتند، اما به هر حال جبهه‌ی اسلام در مقابل جبهه‌ی ابوسفیانی به صحنه آمد، امری که نتوانستند انکار کنند. امری که در تاریخ معاصر با حضور انقلاب اسلامی پیش آمد، آن هم در دنیایی که همه چیز را  مطابق نگاه خود معنا کرده بود و فرهنگ مدرن خود را در اوج بلوغ انسانیت می‌دانست و چنین القاء کرده بودند که دوره‌ی حضور دین در مناسبات اجتماعی به سر آمده است، یک‌مرتبه با انقلاب اسلامی روبه‌رو شدند که دیانت و سیاست را در کنار هم آورده و معنا کرده است. آقای اسپوزیتو دانشمند تاریخ‌شناس می‌گوید: آن زمانی که طلبه‌های تفنگ به‌دست، در کف خیابان‌های تهران رژه رفتند، فهمیدیم که همه‌ی آنچه فکر می‌کردیم، به هم خورده است! زیرا آن‌ها فکر می‌کردند بشر مدرن خلأهای خود را با زندگی مدرن پر کرده است. حتی در نظریات آقای گستاولوبون داریم که دین اساساً مربوط به دوران جاهلیت بشر است که علت حادثه‌های طبیعی را نمی‌دانست و فکر می‌کرد یک قدرت ماورایی آن‌ها را مدیریت می‌کند و حال که از نظر علمی علت همه چیز روشن شده دیگر دوره‌ی دین‌داری گذشته است زیرا بشر فکر می‌کرد تغییرات ماه به اراده‌ی یک نیروی ماورایی انجام می‌گیرد حال که فهمیدیم به دلیل زاویه‌ی نور خورشید بر ماه این اتفاق می‌افتد، دیگر خدا کنار می‌رود و دین‌داری برای خدا از معنا می‌افتد. البته نظریه‌ی داروینیسم هم با این قرائت که انسان از نسل میمون است، به موضوع اضافه شد با این‌که از نظر علمی ابداً چنین چیزی نیست ولی به هر حال جوّی ساخته شد تا آموزه‌های دینی نفی شود، حتی اِنگلس نامه‌ای به مارکس دارد که نظریه‌ی داروینیسم سوژه‌ی خوبی برای جریان مارکسیسم است! حال در این دنیا و با این فضا که تبلیغ کرده‌اند دوره‌ی دین تمام شده، حضور طلبه‌های تفنگ به دست همه‌ی آن تصورات را به هم ریخت و معلوم شد سیاست از دیانت جدا نخواهد شد. در فرهنگ غربی نهایتاً به این نتیجه رسیده‌اند که دین یک باور شخصی است و مخصوص انسان‌های ساده و زودباور می‌باشد. با توجه به چنین فضایی هیچ‌کس تصور نمی‌کرد یک‌مرتبه تئوری اداره‌ی جهانِ بشری از طریق مذهب مطرح شود، خوب است شما این فصل از تاریخ را بشناسید تا عظمت حضور انقلاب اسلامی و فتحی که در آیه‌ی مذکور متذکر می‌شود معنای خود را پیدا کند.

در دوره‌ی جدید همان چیزی مطرح است که جاهلیت هزار ساله‌ی صدر اسلام برای انسان معنا کرده بود، که وسعت انسان از تولد است تا مرگ، بدون باور به ابدیت انسان پس از مرگ. البته جاهلیت صدر اسلام هم مانند تمدن مدرن، برای ریزترین مسائل انسان مطابق تاریخ خود طرح تعریف داشت و به یک معنا برای خود تمدنی به حساب می‌آمد و درست در همان فضا جریانی پیدا می‌شود که غیر از آن فکر و فرهنگ حرف دارد و برای انسان معنایی غیر از معنایی که فرهنگ جاهلیت مطرح کرده، دارد. این‌جا بود که همه چیزِ آن‌ها دگرگون شد و این را نمی‌توان به عنوان یک فتح به حساب نیاورد و فتح تاریخی را کم‌تر از فتح یک شهر و کشور به حساب آورد. به فتحی باید فکر کرد که هم تاریخی است و هم اجتماعی و سیاسی و انسانی. در این فتح، انسان جدیدی به صحنه می‌آید که فهمِ جدیدی از خود دارد، از آن جهت که باید از این به بعد زندگی خود را از طریق ارتباط با عالم قدس شکل دهد.

 آیه‌ی ۲۷ به مسلمانان متذکر می‌شود چرا آن فتح را نمی‌بینید؟ چرا دائماً می‌پرسید؛ «چرا رؤیای پیامبر محقق نشد؟» چرا در دل آن فتح قریب و صلح حدیبیه، حضور تاریخی، اجتماعی و انسانی خود را که منجر شد به آینده‌ی دیگری فکر کنید، مدّ نظر ندارید؟ به یک معنا حضرت پروردگار شکایت می‌کنند که شما بر روی یک موضوع اصرار می‌کنید ولی از موضوعات مهمی...

 

برای مطالعه کامل جزوه میتوانید فایل DOC را دانلود نمایید.

 

از اینجا دانلود کنید:

نمایش نسخه چاپی

    دیدگاه‌ها