×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

کربلا،حق‌الیقین تاریخی و شور ایمانی

نویسنده: اصغرطاهرزاده
تاریخ انتشار: سه‌شنبه ۲۶ مرداد ۰۰
دسته‌بندی: امام حسین(ع) ، کربلا ، اربعین، تحلیل تاریخی حوادث،

 

 

لینک فایل صوتی شرح متن

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ. السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ. السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ وَ ابْنَ خِيَرَتِهِ. السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ. السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ. السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ. السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِك‏»

 

1- نحوه‌های «بودن» نسبت به حق

الف- بودنِ علم الیقینی: عقل و اندیشه انسان متوجه حقیقت می‌شود. در توصیف ایمانِ علم الیقینی، آگاهی از آتش را با دیدن دود، مثال زده‌اند. انسان در ایمان به حق و حقیقت از طریق عقل و باورهای خود، مسیر دینداریِ خود را طی می‌کند. در این نوع دینداری انسان عقلاً به حقایق آگاهی می‌یابد و بر مبنای عقل خود تابع دستورات الهی می‌شود و به رستگاری خاصی که در این مسیر برای مؤمنین هست، نایل می‌گردد. قرآن در خطاب به این افراد می‌فرماید: «أَ فَلا يَعْقِلُونَ»(یس/68) یا « لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»(حدید/17).

ب- بودنِ عین الیقینی: قلب انسان با رفع حجاب‌های ظلمانی مثل خودخواهی و خودبینی، با نور حقیقت ارتباط پیدا می‌کند و نور حقیقت را به شهود قلبی می‌یابد و جان او نسبت به حقیقت در یقین قرار خواهد گرفت و از تجلیات انوار الهی بهره‌مند می‌شود. در توصیف ایمان عین الیقینی، نظر به آتش را مثال زده‌اند که انسان متوجه نور آتش و گرمی آن می‌باشد. این نوع سلوک، سلوکی است که اکثر عارفان دنبال می‌کنند و با پای دل، مسیر عبودیت را طی می‌نمایند و بر مبنای شهود قلبی تابع دستورات الهی می‌باشند. قرآن در خطاب به این افراد می‌فرماید: «وَ في‏ خَلْقِكُمْ وَ ما يَبُثُّ مِنْ دابَّةٍ آياتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ»(جاثیه/4).

ج- بودنِ حق الیقینی: مثل آن است که آتش انسان را فرا گرفته باشد. در این حالت، انسان خود را در آغوش خدا احساس می‌کند و باقی به بقای الهی است و احساس خود در این حالت، عین احساس خداوند در تمام عالَم وجود می‌باشد. قرآن در خطاب به این افراد می‌فرماید: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ»(فجر/27) یا می‌فرماید: «ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏»(انفال/17).

 

2- ظرفیت انسان‌های آخرالزمانی

حضرت سجاد«علیه‌السلام»  می‌فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ‏ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَي «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» وَ الْآياتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ «إِلَي قَوْلِهِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ» فَمَنْ رَامَ وَرَاءَ ذَلِكَ فَقَدْ هَلَك»، خداى عزّوجلّ مى‏دانست كه در آخرالزمان مردمانى مى‏آيند بسيار عميق، لذا سوره «قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَد» و آياتى از سوره حديد را تا «وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُور» فرو فرستاده و هركه ماورای آن‏ها را خواهد هلاك گردد.(الكافى، ج 1، ص 91)

ملاحظه می‌کنید که انسان‌های آخرالزمانی دارای چنان ظرفیتی هستند که در عین درک «اَحَدیّت» و بیکرانگی حضرت حق، متوجه «صَمَدیّت» او و به سوی او بودن باشند و یا متوجه باشند او از همان جهت که اول است، آخر می‌باشد و از همان جهت که ظاهر است، باطن می‌باشد. انسان با درک چنین حضوری، حضور حق الیقینی خود را در عالَم احساس می‌کند و این به شرطی است که انسان موقعیت این نحوه بودن را در تاریخی که در آن قرار دارد دنبال کند.

 

 

3- حضور حق الیقینی اصحاب امام حسین«علیه‌السلام»

امام سجاد«علیه‌السلام» فرموده‌اند: «لَمَّا اشْتَدَّ الْأَمْرُ بِالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب«علیه‌السلام» نَظَرَ إِلَيْهِ مَنْ كَانَ مَعَهُ فَإِذَا هُوَ بِخِلَافِهِمْ لِأَنَّهُمْ كُلَّمَا اشْتَدَّ الْأَمْرُ تَغَيَّرَتْ أَلْوَانُهُمْ وَ ارْتَعَدَتْ فَرَائِصُهُمْ وَ وَجَبَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَانَ الْحُسَيْنُ«علیه‌السلام» وَ بَعْضُ مَنْ مَعَهُ مِنْ خَصَائِصِهِ تُشْرِقُ أَلْوَانُهُمْ وَ تَهْدَأُ جَوَارِحُهُمْ وَ تَسْكُنُ نُفُوسُهُمْ فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ انْظُرُوا لَا يُبَالِي بِالْمَوْتِ فَقَالَ‏لَهُمُ الْحُسَيْنُ«علیه‌السلام» صَبْراً بَنِي الْكِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَى الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِيمِ الدَّائِمَةِ فَأَيُّكُمْ يَكْرَهُ أَنْ يَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ إِلَى قَصْرٍ».

  آن وقت كه كار بر امام حسين«علیه‌السلام» سخت شد، اصحاب نظر به جانب آن جناب نمودند و حالِ آن امامِ همام را به خلاف احوال خود مشاهده كردند، زيرا كه چون امر بر آن‌ها سخت مي‌شد، رنگ‌هاشان متغيّر مي‌گرديد و بر پشت‌هاشان لرزه مي‌افتاد و دل‌هاشان هراسان مي‌گرديد ولي آن امام«علیه‌السلام» و بعضى از خواص كه در خدمت حضرت بودند، رنگ چهره‌شان برافروخته‌تر و اندام‌شان آرام‌تر و جان‌هایشان آسوده‌تر می‌گشت؛ پس اصحاب به يكديگر مي‌گفتند حضرت را ببينيد كه از مرگ باك ندارد، آن‌جناب به آن‌ها مي‌فرمود: صبر پيشه کنيد اى بزرگ‌زادگان كه مرگ جز پلى كه شما را از پريشانى و بدحالى به بهشت وسيع و عيش جاويد مي‌رساند، چيز ديگري نيست، پس كدام‌يك نگرانيد از اين‌که از زندان به قصر رويد؟

آن اصحابی که همانند امام‌شان چهره‌های‌شان درخشان و قلب‌های‌شان آرام بود، همان‌هایی بودند که در شب عاشورا به حضرت عرض کردند اگر صدها مرتبه بمیریم و زنده شویم، دست از  تو بر نمی‌داریم. زیرا متوجه بودند در چه شرایط تاریخی قرار دارند و چگونه می‌توانند در تاریخی حاضر شوند که حضرت اباعبدالله«علیه‌السلام» حاضر شدند که همان حق ‌الیقینی تاریخی است.

 

4- وسعت و ظرفیت انسان

ملاحظه می‌کنید که یاران حضرت اباعبدالله«علیه‌السلام» که حضرت را ترک نکرده بودند و تا ریختن آخرین قطره خون خود در کنار آن حضرت ایستاده بودند، دو نوع «بودن» را در خود احساس می کردند؛ عده‌ای در عین ایمان به حقّانیت آن حضرت و ایمان به قیامت و امید بر رستگاری، به جهت یاری رساندن به امام زمان‌شان، در کنار امام بودند ولی به جهت مقام علم الیقینی و حتی عین الیقینی، هراسی آن‌ها را فرا گرفته بود. در حالی‌که امام«علیه‌السلام» و عده‌ای از اصحاب «تُشْرِقُ أَلْوَانُهُمْ وَ تَهْدَأُ جَوَارِحُهُمْ وَ تَسْكُنُ نُفُوسُهُمْ» رنگ چهره‌شان برافروخته‌تر و اندام‌شان آرام‌تر و جان‌هایشان آسوده‌تر می‌گشت؛ این همان حالت حق الیقینی است که در کنار امام در آن تاریخ برای عده‌ای از یاران امام پیش آمد؛ زیرا متوجه بودند در تاریخی حاضر شده‌اند که می‌توانند تا این‌جاها در آغوش حقیقت قرار گیرند. این بیشترین «بودن» و نوعی اتحاد با امام«علیه‌السلام» بود و درک این حضور خبر از آن می‌دهد که ظرفیت انسان‌ها تا کجاها می‌تواند باشد.

 

5- سُکنی‌گزیدن در فتوح رازآمیز این تاریخ

در رجوع به انقلاب اسلامی می‌توان متوجه فتوحِ وجودِ حقیقت، مطابق این زمانه شد و در فتوحِ رازآمیز این تاریخ همچون شهدا سُکنی گزید. انقلاب اسلامی مجال آن را پدید آورده تا همه‌ چیز را معنای قدسی ببخشد، حتی تحریم‌هایی که موجب سختی زندگی شده و یا دیگر محرومیت‌هایی که دختران و پسران ما با آن روبه‌رویند. در همه شئون انقلاب، عالَمی متجلّی است که موجب فتوح و گشایش جهان است و کیفیت بخشیدن به آن. امری را که در تشییع پیکر حاج قاسم سلیمانی تجربه کردیم و معلوم شد چگونه آن شهید بزرگوار افق حضور حق الیقینی را در این تاریخ متذکر ما گشته است.

 

6- نیاز بشر آخرالزمانی به کربلا

حق الیقین تاریخی و شور ایمانی، اوج حضور انسان در محضر حضرت حق است و بشر آخرالزمانی نه‌تنها بنا به فرمایش حضرت سجاد«علیه‌السلام»  ظرفیت چنین حضوری را دارا می‌باشد، حتی نیاز به چنین حضوری دارد تا مزه دینداری را در مقابل ظلمات آخرالزمان احساس کند و انقلاب اسلامی در راستای به ظهورآمدن لایه‌های عمیق کربلا، بستر چنین حضوری در این تاریخ است و مردم ما توانستند چنین حضوری را در تشییع پیکر مبارک شهید حججی و شهید حاج قاسم سلیمانی تجربه کنند.

گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست؟     

گفت: ما را جلوه معشوق در این کار داشت

 

7- راز ماندن اصحاب در کنار امام

همه چیز گواه است آن شورمندی دینی که کربلا آینه آن بود، نیاز بشر آخرالزمانی است، تا جواب نیاز ظرفیت ایمانی خود را بدهد و این بالاتر از آن ایمانی است که در مقام علم الیقین و حتی عین الیقین سراغ انسان می‌آید. به همین جهت وقتی شب عاشورا حضرت اباعبدالله«علیه‌السلام» به اصحاب خود به عنوان امام زمان‌شان اجازه دادند که بروند، با اصرارِ تمام ماندند؛ زیرا متوجه شده بودند چه شرایطی پیش آمده و در چه شرایطی قرار گرفته‌اند، شرایطی که درک حق الیقینی تاریخی و شور ایمانی خاصی، در بستر حضور در تاریخ قدسی، سراغ آن ‌ها می‌آمد و آن ها متوجه آن حضور بودند.

 

8- نوعی همنشینی با امام«علیه‌السلام»

در حق الیقینی تاریخی، انسان به دنبال چیزی نیست که به سوی آن حرکت کند، زیرا از مقام ملکوت بالاتر آمده و انسان در آن مقام، حضور عرشیِ خود را تجربه می‌کند. مثل مقام «ابرار» که از چشمه «تسنیم» که مربوط به مقرّبون است، بی‌نصیب نیستند و قرآن در آیه 27 و 28 سوره مطفّفین می‌فرماید: «وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنيمٍ& عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ» در رحیق و شراب نابی که به ابرار نوشانده می‌شود، مخلوطی از تسنیم است که چشمه‌ای است که مقربان از آن می‌نوشند.[1]

 

9- فرصت پیش‌آمده

همین‌که انقلاب اسلامی توانسته است برای عده‌ای فتوحِ حقیقت باشد، تأییدی است بر این‌که دارای باطن و آیدوس و مُثُلی است ماورای آنچه فعلاً از آن در این مرحله ظاهر شده و در مواجهه با آن افق و مُثُلی که مدّ نظر است، عالَم ما و فهمی که از خود داریم وسعت می‌یابد و هستی ما معنای برتری پیدا می‌کند و نسبت خاصی با مرگ پیدا می‌کنیم، آزاد از روزمرّگی‌ها و بی‌نظمی‌ها. به خودآمدنی است برای حاضرشدن در فرصتی که پیش آمده، به طوری که انسان می‌فهمد اگر از آن نسبت که با مرگ می‌توانیم برقرار کنیم غفلت شود، فرصت پیش‌آمده از صحنه می‌رود و ما را به خود وامی‌گذارد.[2] و با نظر به چنین سنتی فرموده‌اند: «الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ»(بحار الانوار، ج68، ص 337) فرصت‌ها به سرعت رفتنی هستند، مانند رفتن ابرها. در افق حضوری که شهادت در دل آن نهفته است، شهادت به معنای تن‌دادن به مرگ نیست، به معنای زندگی سلحشورانه است تا از ترس مرگ، زندگی را از دست ندهیم.

 السلام علیکم

 


[1] - می‌فرماید: إِنَّ الْأَبْرارَ لَفي‏ نَعيمٍ& عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ& تَعْرِفُ في‏ وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعيمِ& يُسْقَوْنَ مِنْ رَحيقٍ مَخْتُومٍ& خِتامُهُ مِسْكٌ وَ في‏ ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ& وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنيمٍ& عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ»(مطفّفین/آیات 22 تا 28)

[2] - دغدغه‌ای که برای شهید حاج قاسم سلیمانی پیش آمد و در این رابطه به دخترش نامه نوشت: «فاطمه عزیزم! این چند صفحه را برای تو می‌نویسم، چون می‌دانم مقدسانه مرا دوست داری؛ نمی‌دانم چرا این حرف‌ها را برایت می‌نویسم، اما احساس می‌کنم در این تنهایی و غربت عمرم نیاز دارم با کسی عقده دل باز کنم. آه! مرگ خونین من! عزیز من! زیبای من! کجایی؟ مشتاق دیدارت هستم... وقتی بوسه انفجار تو، تمام وجود مرا در خود محو می‌کند، دود می‌کند و می‌سوزاند. چقدر این لحظه را دوست دارم. آه... چقدر این منظره زیباست. چقدر این لحظه را دوست دارم. در راه عشق جان دادن خیلی زیباست... خدایا! 30 سال برای این لحظه تلاش کردم. برای این لحظه با تمام رقبای عشق در افتاده‌ام. زخم‌ها برداشته‌ام، واسطه‌ها فرستاده‌ام. چقدر این منظره زیباست! چقدر این لحظه را دوست دارم».

 

از اینجا دانلود کنید:

نمایش نسخه چاپی

    دیدگاه‌ها