×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    چه خوب بود احمدی‌نژادی داشتیم با حکمتی افزون بر آن‌چه امروز با آن روبه‌روییم

    شماره سوال: 20774
    تاریخ ارسال: پنجشنبه ۲ آذر ۹۶
    آخرین تغییر: شنبه ۴ آذر ۹۶
    موضوع: ولایت فقیه و رهبری، انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، آقای دکتر احمدی نژاد،

    سلام بر استاد عزیز:
    بنابر صوتی که در کانال خبری رجانیوز پخش شده، در مورد آقای احمدی نژاد مسائلی فرموده اید که سوالات مختلفی که از قبل برام ایجاد شده بود و کسی پاسخگویی منطقی نداشته، رو افزون کرد. سوالات بنیادی رو فعلا میذارم کنار و مصداقی از مواردی که حضرتعالی فرموده اید رو می پرسم.
    یکی از اون موارد که فرموده اید این هست که احمدی نژاد بچه بازی درآورده و در میاره. من از شما سوال می پرسم کسی که توسط قوه قضاییه ذیل زعیم الهی و کسانی که مستقیما توسط رهبر و ولی فقیه انتخاب می شوند چه کار باید بکند که بچه بازی نباشد و به حق خویش هم برسد؟ طریقه احقاق حق چیست؟ چون تا به حال این کارها رو انجام داده اند:
    1. در دور اول بازداشت آقای بقایی به مدت هفت و نیم ماه در سلول انفرادی که پنج ماه آن بدون دیدن نور آفتاب بوده (خلاف نظر خود رهبری) و آبروی ایشان قبل از اثبات اتهام برده شده است (خلاف نظر رهبری) و به اتهامات مختلف به گفته خودشون از جمله (به مضمون) رمالی، فراماسونری، حجتیه، جاسوسی خودشون و مشایی و احمدی نژاد، مسائل مالی، و.. ؛ نهایتا با دستور مستقیم رهبری و با قرار کفالت (یعنی هیچی) آزاد شده اند. چون اتهامات مالی و سایر مسائل استناد نداشته است. در طول آن دوران تقریبا هیچ گفته نشده است و اعتراض شدیدی در کار نبوده است.
    2. پس از ثبت نام در انتخابات دوباره با همان عناوین اتهامی و بدون افزایش آنها دوباره به بهانه پیدا نکردن آدرس منزلی که قبلا تفتیش کرده بودند، جلوی درب همان منزل دستگیر شده اند! و 50 میلیارد وثیقه درخواست شده است!! و به دلیل عدم توان تامین ایشون رو به زندان انداختن.
    اصل قضیه اعتراضات به این مرحله برمیگرده.
    اقدامات این آقایون که بخشی از «بچه بازی ها» به تعبیر جنابعالی بوده موارد زیر هست:
    1. نامه به رییس قوه قضاییه و.. و شرح ماوقع و درخواست برگزاری دادگاه علنی (به عنوان اصلی ترین خواسته) و پیگیری طرق قانونی و حقوقی صرف.
    2. انتشار اتهامات و استنادات و پاسخ های خودشون به صورت مکتوب و تصویری (در کنار این، مقامات قضایی استنادات رو منتشر نمیکنن و بعضا تناقض در گفتار دارن در مورد پرونده و یا خلاف گویی داشته اند)
    3. تشریح منطقی و مستند خلاف های قانونی (قوانین عادی و قانون اساسی) بازپرس، قاضی، ضابطان، بخش های امنیتی، نهاد ریاست جمهوری و... و شکایت هایی از ایشان به قوه قضاییه که تماما بایگانی شده و رسیدگی نمی شود. یا مثلا در مواردی که به نمایندگان مجلس مربوط بوده در راستای وظایف نمایندگی تشخیص داده شده!! (گویا اتهام زنی بدون ارائه مستندات نیز از وظایف نمایندگیست)
    4. نامه به رهبری و پیگیری از ایشون (و اعلام اینکه خطاهای دستگاه های ذیل رهبری رو نباید به ایشون نسبت داد)
    5. درخواست حکمیت آیت الله شاهرودی (رییس سابق دستگاه قضا، رییس شورای حل اختلاف قوا، و...) از رهبری و اعلام تبعیت مطلق از نظر ایشون
    6. بست نشینی چند ساعته در روز در حرم عبدالعظیم حسنی
    حرفهاشون هم عمدتا منطقی و مستند هست و ناظر بی طرف با بررسی اونها (در حدی که از طرفین دعوا ارائه شده) به این نتیجه میرسه که ظلمی در کار هست و سیاسی بازی اصل داستانه. بخصوص بعد از دستور آزادی رهبری و اضافه نشدن هیچ موضوع جدید.
    حالا سوال من این هست که:
    1. کدام یک از موارد در بالا که گفته شد مصداق «بچه بازی» محسوب می شود؟
    2. تظلم خواهی و عدالت خواهی چگونه باید انجام بشه که «بچه بازی» نباشد؟ (لطفا مصداقی بفرمایید چرا که سوال بسیاری از افراد هست)
    3. زعیم عادل باید چیکار کنه در این موارد اگر ظلمی آشکار شده داره اتفاق میافته؟ بخصوص اونجایی که مسئول قوه قضاییه توسط خود ایشون منصوب میشه. آیا وظیفه ای دارند؟
    4. یک آقایی (اصلا کافر و مشرک و منافق و بی دین و غیر مسلمان و غیر حکیم و..) اگر نخواهد قربانی نظام شود و صرفا بخواهد عدل در موردش برقرار بشه چه کار باید بکنه؟ اگر حق با او بود و رئیس و مسئولین دستگاهی ظلم کرده باشند و اصرار بر ظلمشون داشته باشن، در این حال باید باهاشون چیکار کرد؟ وظیفه زعیم و فقیه و ولی عادل چیه؟
    5. و...
    (شرح ماجراهای رفته بر آقای بقایی و رفتارها و برخوردها و اتفاقات به قدری زیاد و مکمل هم هستند و پخش و علنی شده اند که از حوصله این نوشتار مختصر(!!) خارجه)
    لطف می کنید اگه به عنوان یک عالم دین و کسی که مدافع نظام اسلامی ذیل ولایت زعیم عادل هستید و از خواص بچه حزب اللهی ها (البته بعضی هاشون که شما رو مثل من حجتیه ای و.. نمیدونن!!!) هستید، من رو هم راهنمایی بفرمایید. با تشکر. یا حق.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً عنایت دارید که بنده از همان ابتدایِ برخورد نظام قضائی با آقای جوانفکر، کار نظام قضائی را تنگ‌نظرانه و کینه‌توزانه دانستم و مسلّم امروز هم همان رویه را نسبت به آقای بقایی و رفقای ایشان در پیش گرفته‌اند و به گفته‌ی آقای احمدی‌نژاد در سخنانی که در کنار آقایان در حرم عبدالعظیم داشتند، این خطاها در امور اجراییِ کشور، امور طبیعی است و چون بنده نیز در امور اجرایی بوده‌ام، سخن آقای احمدی‌نژاد را می‌فهمم و درست می‌دانم. ولی بحث در جایگاه تاریخی احمدی‌نژادی است که حضرت آقا به او اشاره کردند آن‌گاه که فرمودند: «رائحه‌ی خوش خدمت، امروز از شهرداری به مشام می‌رسد». احمدی‌نژادی که تلاش داشت در بستر انقلاب اسلامی و راهی که مقام معظم رهبری در مقابل او گشودند، عدالت‌خواهی را که توسط دولت سازندگی و جریان اصلاح‌طلبی، مورد غفلت قرار گرفته بود؛ به انقلاب برگرداند. و چه زیبا از روحانیان متعهد تا طلبه‌های دلسوز و نیروهای انقلابی حاضر شدند به پای عدالت‌گراییِ او جانانه از او دفاع کنند. ولی چیزی نگذشت که آقای احمدی‌نژاد ابتدا با خانه‌نشینیِ بسیار بسیار سؤال‌برانگیز، همه را به حیرت انداخت و باز رهبری جهت رفع مشکل سعی کردند از ایشان دفاع کنند و خواستند که لااقل خود ایشان حاشیه‌سازی نکند و بهانه به دست جریان‌هایی که سخت با روحیه‌ی عدالت‌خواهیِ انقلاب مخالف بودند، ندهد. ولی متأسفانه آن یکشنبه‌ی سیاه و آن تعبیراتی که معلوم بود چگونه روح رهبری جریحه‌دار شده است که فرمودند عمل خلاف شرع بود. و باز کار به جایی رسید که ابتدا از رهبری مشورت خواست که در انتخابات شرکت کند یا نه، و ایشان توصیه به عدم شرکت کردند؛ ولی آقای احمدی‌نژاد پنهان نمود تا آن‌که حضرت آقا آن را علنی کردند. که خود این مسئله زوایایی دارد بسیار آزاردهند که چه خون جگرها در آن نهفته است! و بعد از اعلان حضرت آقا، آقای احمدی‌نژاد قبول کرد که شرکت نکند و خود را سرباز رهبری اعلام نمود و سپس شرکت کرد و بعد گفت می‌خواهم کنار بروم  و قس علی هذا....



    اگر این‌ها بچه‌بازی نیست، پس چیست؟! اگر آقای احمدی‌نژاد با همان حکمتی که در دولت نهم ذیل رهبری جلو می‌رفت، خود را ادمه می‌داد و بر ظلم‌های که رقیبانِ او بر او و یارانش تحمیل می‌کردند، اغماض می‌نمود، آیا امروز احمدی‌نژادی بود که از یک طرف، مایه‌ی سرافکندگی دوستانش باشد و از طرف دیگر کینه‌های جریان اشرافی و قدرت‌طلب بر سر او و دوستان نزدیکش بریزد؟!!



    ظلم آقای احمدی‌نژاد به طرفدارانِ اولیه‌ی او، ظلم به عدالت بود. آقای احمدی‌نژاد همان‌طور که آقای میرشکاک می‌فرماید نمودِ عدالت‌خواهیِ انقلاب اسلامی بود. ولی کدام احمدی‌نژاد؟! احمدی‌نژاد دولت نهم؟ یا احمدی‌نژاد دولت دهم؟ احمدی‌نژاد دولت دهمی که نه به خود رحم کرد و نه به یاران طلبه و دانشجوی عدالت‌خواهِ خود، گمان کرد که او از آنِ خودش است و آن نوع استقبالی که به ایشان شد، استقبال به شخص ایشان است! بنده این‌ها را بچه‌بازی می‌دانم. و این بدین معنا نیست که آن‌چه شما فرمودید در نسبت برخورد نظام قضایی با رفقای ایشان، یک ذره مورد تأیید ما باشد. بنده هنوز که هنوز است قلبم جریحه‌دار است از ظلمی که به آقای جوانفکر شد در عین این‌که پرونده‌ی ایشان را در حدّی که خود رسانه‌های قضائی مطرح می‌کردند، دنبال می‌نمودم.



    البته قبول دارم که مسائل سیاسی زوایای مختلفی دارد و در این فرصت کم نمی‌توان به همه‌ی آن‌ها پرداخت، تنها آن چیزی که بر آن تأکید دارم آن بود که می‌توانستیم احمدی‌نژادی داشته باشیم با وزانت و حکمتی افزون بر آن‌چه که امروز با آن روبه‌روییم، و این عبرتی باشد برای آینده‌ی ما. موفق باشید