×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    معنای تحجرو راه عبور از آن

    شماره سوال: 2313
    تاریخ ارسال: جمعه ۲۷ مرداد ۹۱
    آخرین تغییر: جمعه ۲۷ مرداد ۹۱
    موضوع: آزادی بیان، فعالیت های‌فرهنگی، آزاداندیشی، تبلیغ،

    - سلام و عرض ادب می خواستم نظر استاد را در خصوص مقاله زیر بدانم، خصوصا آنجا که در پرانتز قرار دادم. ممنون مدتهاست که درباره دلایل رشد تحجر در فضای سیاسی و اندیشه ای ایران می اندیشم؛ کشوری که رهبری مانند امام خامنه ای دارد که با تاکیداتش نهضت علمی تولید نرم افزار را آغاز میکند و توسط امام خمینی بنیان گذارده میشود، کشوری که روزگاری تولیدات فکری دکتر شریعتی و آثار شهید مطهری به بحث های غالب آن تبدیل شده بود و جوانان و نوجوانانی که به جبهه ها میرفتند چنان در ایدئولوژی راسخ بودند که... ولی اکنون از آن فضای آزاد اندیشی به میزان زیادی فاصله گرفته و دچار تحجر شده است.
    معنای تحجر: تحجر به معنی عدم تغییر و پذیرش افکار دیگر است، به عبارت دیگر نفوذ ناپذیری میتواند منجر به تحجر شود. متاسفانه امروزه تحجر به اشتباه به معنی باستان گرایی دینی جا افتاده است. نکته بسیار مهم درباره تحجر اینست که تحجر هیچگاه تابعی از نتیجه تفکرات نیست، به بیان دیگر یک فرد متحجر میتواند به یک گزاره درست اشاره کند و یک فرد غیر متحجر در همان موضوع اشتباه کند. مثلا دو فرد همزمان با هم عقیده دارند که خورشید به دور زمین می چرخد(عقیده ای که هم اکنون نیز در اروپا معتقدان زیادی دارد!)، ولی در عین حال یکی متحجر است و دومی نیست.
    مبانی تحجر: با مثال بالا به خوبی مشخص میشود که آنچه باعث تمایز بین یک متحجر و یک غیر متحجر میشود، سخن و نتیجه ای نیست که به آن میرسد، بلکه نحوه رسیدن به آن نتیجه است. بطور خلاصه یعنی اینکه سیستم ذهنی افراد که در آن داده ها به خروجی تبدیل میشوند میتواند متحجرانه باشد و این نحوه نتیجه گیری به هیچ وجه متعلق به یک قشر یا منطقه خاص درد دنیا نیست. یک فرد متحجر بر اساس داده هایی در ایران میتواند به یک عضو فعال و اعتقادی جبهه پایداری تبدیل شود، در کشورهای مسلمان میتواند به یک اهل سنت معتقد و در اروپا نیز به یک راستی شدن منتج شود. مهمترین مبنای تحجر، وجود انگاره های ثابتی به عنوان پیش فرض است، بدین معنی که بر اساس یکسری پیش فرض ها، بدون بررسی دقیق مساله به یکسری از نتایج رسید. یعنی در مثال بالا اگر کسی با تفکر و برهان به این نتیجه برسد که خورشید به دور زمین میگردد متحجر نیست، اما اگر کسی فقط بر پایه گفته های دیگران این موضوع را بپذیرد یک متحجر است. مثلا کسانی که در گذشته سعی میکردند که «تنها» با بیان سخنان رهبری، احمدی نژاد را ثابت کنند نیز در این رفتار جزو متحجرین محسوب میشوند.
    در واقع یک مسلمان نباید بدون بررسی عملی، نسبت به آن پیش فرضی داشته باشد. با بررسی اعمال ائمه است که معصومیت آنها و درستی اعمالشان اثبات میشود، نه اینکه با فرض معصومیت آنها، از زیر بار تفسیر و بررسی اعمال آنان شانه خالی کنیم. از همین روی کسانی که با تحقیق شیعه میشوند، به هیچ وجه متحجر نیستند و ایمان بسیار محکمتری نسبت به دیگرانی دارند که بر اساس یکسری پیش فرض ها، خود را از زیر بار تفسیر اعمال ائمه راحت میکنند. اگر شما متحجر باشید، کافیست که به شما یکسری پیش فرض ها داده شود تا هویت شما تغییر کند، مثلا کافیست در مغز شما خطر ایران به عنوان یک پیش فرض پذیرفته شود و از فکر کردن روی آن بپرهیزید تا به یک طرفدار تند آمریکایی تبدیل شوید، و اگر پیش فرض ها و دیگر ورودی ها تغییر کنند، شما نیز یک هویت دیگر خواهید داشت. ولی یک فرد غیر متحجر، از آنجاییکه کاری به پیش فرض ها ندارد، دارای ثبات شخصیتی بیشتری است. در گذشته مهمترین دستگاه تولید متحجر در دنیا کلیسای قرون وسطی محسوب میشد. کلیسا به راحتی پیش فرض هایی را مشخص کرده و همه را به رعایت آنها دعوت میکرد و باب هرگونه تفکری روی مسائل بدون در نظر گرفتن پیش فرض ها را میبست و با مخالفان تحجر برخورد میکرد. کلیسا همچنین با تقدس بخشی به برخی از این انگاره ها، کسانی را که با تحجر مبارزه میکردند را مورد تکفیر قرار میدادند. پیش از کلیسا نیز اهل سنت تقریبا دارای چنین برخوردهایی بصورت محدودتر بودند و بعدها با پیدایش وهابیت، تحجر با قدرتی بیشتر از نو متولد شد. اهل سنت یکی از روشنترین نمونه های تحجر در جهان امروز محسوب میشوند. کسانی که اعتقاد دارند چون پیامبر گفته به هر کدام از ستاره ها اقتدا کنید هدایت میشوید(حدیثی جعلی)، پس بررسی اقدامات هیچ کدام از صحابه و ارزیابی آنها لازم نیست! چنین منطقی را امروز متاسفانه برخی نسبت به دستگاه های انقلابی دارند و تحمل هیچ انتقادی را به مثلا شورای نگهبان و... ندارند. متحجرترین قشر در ایران، قطعا کسانی هستند که به آنها «ضد انقلاب» گفته میشود. کسانی که سخنان آیت الله خامنه ای را در حالی رد میکنند که تا به حال به یک سخنرانی او هم گوش نداده اند! کسانی که میگویند تقلب شده، اما به اثبات این پیش فرض نمی پردازند. کسانی که یک پیش فرض اساسی بیشتر ندارند: در جمهوری اسلامی همه خراب هستند و استثنایی وجود ندارد! چرا تحجر خطرناک است؟! تحجر به خودی خود یک پدیده نسبتا شایع است. یک غیر متحجر بدون هیچ پیش فرضی به اثبات اعتقادات دینی و غیر دینی میپردازد و با این تعریف، میتوان گفت که بیش از 90 درصد مردم دنیا برای اثبات اعتقادت خود از پیش فرض ها استفاده میکنند و دارای رگه هایی از تحجر در موضوعات مختلف هستند. مهمتر اینکه همچنان که تقلید در «اصول دین» حرام است، تکیه بر پیش فرض ها نیز در اثبات «اصول عقل و منطق» کاملا اشتباه است، ولی میتوان در امور قراردادی و یا مطالب فرعی جزئی، بر پیش فرض هایی که قبلا اثبات شده اند تکیه کرد. مثلا لازم نیست که ثابت کنید چرا نماز صبح باید 2 رکعت باشد و یا چرا چراغ قرمز باید نشانه ایست باشد، هر چند که درک منطق این مسائل ضروریست. اما رسیدیم به این سوال مهم: چرا تحجر خطرناک است؟! مهمترین دلیل رد تحجر، بروز پدیده راحت طلبی فکری است. وقتی پیش فرض ها جای اثبات را بگیرند، دیگر نیازی به حل مسائل نیست و همه چیز شیوه خطی به خود میگیرد: دلیل انحراف احمدی نژاد از دید متحجرین فقط گفته هایی است که عده ای شایع کردند ؛ اتفاقی که درباره ماجرای خانه نشینی نیز دقیقا رخ داد و بسیاری بدون تفکر به قبول فرضیه ها ب پرداختند. دلیل دیگر نیز پدیده انتخاب اشتباه است. اگر کسی تنها بر پیش فرض ها تکیه کند، و در انتخاب پیش فرض ها نیز اشتباه کند، باعث ایجاد یک زنجیره از اشتباهات میشود. کسی که در ابتدای معادله جواب غلطی را بدست بیاورد، با جلوتر رفتن در مساله، میزان خطای او نیز افزایش می یابد. در مقابل تحجر، نظام عقلانی اقناع قرار میگیرد. در دانشگاه های اروپایی با تاکید بر یافتن پاسخ و حذف پیش فرض ها سعی شد که با تحجر مقابله شود، و این مقابله نیز صورت پذیرفت؛ اما باعث پدید آمدن مشکلات دیگری شد. هر چند تحصیلکرده های اروپایی توانستند از تحجر فاصله بگیرند، اما از سوی دیگر به دلیل نداشتند منابع کافی و... نتوانستند به پاسخ های خود برسند و در وضعیتی گرفتار شدند که شاید بتوان آن را «لامذهبی» نامید. از همین روست که بیشترین جمعیتی که به خداوند متعال اعتقاد ندارند در قشر تحصیلکرده کشورهای اروپایی وجود دارند، چون به دلایل مختلف نتوانستند خدواند را برای خود اثبات کنند... .
    باید اذعان کرد که تحجر متاسفانه در جمهوری اسلامی نسبت به اوائل انقلاب رشد کرده، هر چند شخص امام خامنه ای همیشه در مقابل متحجرین قرار گرفته اند. البته باید پذیرفت در بعد بین الملل و منطقه نیز تحجر رشد کرده و این اتفاق فقط مختص ایران نیست . از اینکه مطلب طولانی شد معذرت خواهی میکنم. به هر حال از دغدغه های مهم من در این چند ماه اخیر بود. من بیان کرده ام که هر کسی که اعمال ائمه را بررسی کند، به معصومیت آنها پی میبرد! والله فهمیدنش سخت نیست برادران منحرف یاب! منطق شما منطق اهل سنت است که میگویند باید با پیش فرض درستی صحابه، همه اعمال آنان را قبول کرد، ولی شیعیان میگویند همه اعمال ائمه درست است چون هر انسان با وجدانی با اندک بررسی میتواند بفهمد که آنها دچار اشتباه نشده اند.

    باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به همین جهت در اسلام در امور نظری بر روی عقل و در امور عملی بر روی امام معصوم تأکید شده است تا انسان از ورطه‌ی تحجر نجات یابد و امام رضا«علیه‌السلام» می‌فرمایند سایر انسان‌ها متوجه مقام امام از جمله متوجه عصمت امام نمی‌شوند به همین جهت باید امام از طرف خدا معرفی و منصوب شود. در کتاب «امامت در تشریع و تکوین» اصل روایت آورده شده و مورد بررسی قرار گرفته. موفق باشید