×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    محی الدین عربی

  • سلام علیکم استاد گرانقدر: استاد من خیلی ناراحت شدم وقتی شنیدم آخرین جلسه فصوص سه شنبه برگزار می شود. واقعا خوشحال بودم که وارد فصوص شده ایم. واقعا امکان برگزاری نیست؟کسی که می خواهد فصوص را ادامه دهد چه شرحی را گوش دهد که به شرح و زبان شما نزدیک باشد؟ بی توفیقی من و امثال منست که جلسه تعطیل شده.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در آخر جلسه عرض شد صوت شرح فصوصی که بنده عرض کرده‌ام را در اختیار رفقا قرار دهند و اگر همت کافی در آن‌ها باشد می‌توانند از طریق صوت و جزوات مربوطه، آن را ادامه دهند. البته تأکید بنده آن است که رفقا صوت مباحث را در اختیار کسانی قرار دهند که مقدمات کار را گذرانده باشند. یعنی علاوه بر دنبال‌کردن مباحث معرفت نفسی و برهان صدیقین و شرح فصّ آدمی و فصّ شیثی که در «سها» بحث شد؛ به صوت آن مباحث همراه با جزوات مربوطه رجوع فرمایند، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید


  • سلام و عرض احترام خدمت شما:
    بنده با دنبال کردن مباحث شرح فصوص در شرح فص آدمی، آنجا که معنی کشف رو توضیح داده می‌شود سوالی پیش آمده است که ممنون می‌شوم اگر کمک کنید.
    از چه طریق می‌توان مطمئن بود که کشفی که در هنگام شنیدن سخنان شیخ اکبر (یا هر عارف بزرگی) صورت می گیرد کشف درستی است؟ اگر قرار باشد که درون خود سوال نپرسیم که آن کشف کو و پرسیدن و جستجوی عقلی مانع از رسیدن کشف است چگونه می‌توان به آن مطلبی که رسیده‌ایم مطمئن باشیم و بفهمیم که این معرفت صرفا از جانب گوینده و تحت تاثیر فن بیان وی و یا شاید محیط صورت نگرفته یا در نظام کلمات و معنایی دلخواه آن مطلب مفاهیمی که خودمان می خواهیم استخراج کنیم را نمی فهمیم. متوجه هستم که مطلبی که با کشف رویت می شود از چرایی به دور است و مثلا شکوه دریا سوال‌بردار نیست ولی آیا اینکه از خود بپرسیم که دریا واقعا شکوه دارد طریقه‌ی رسیدن به صدق این معرفت را خدشه‌دار می کند؟ و هیچ راه شکی برای مطمئن‌تر شدن به صدق این مطلب وجود ندارد؟ راهی که بتوان فهمید کشف صورت گرفته حقیقت بوده و توهم نبوده چه برای خود شخص چه برای شخص دیگر چیست؟ مثلا آیا کشف یک نفر که در مکتب عرفانی غیراسلامی یا حتی غیر شیعی تفکر می کند، اگر بتوان به آن کشف را نسبت داد، لزوما درست است و او هم به ظرفیت کشفی که داشته است بهره‌ای از معارف حقه الهی برده است؟ خدا رو شکر. با تشکر از شما

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد اساتید مربوطه بحث‌هایی فرموده‌اند؛ ‌می‌فرمایند خوب است آن کشف را با کشف معصوم بسنجیم. اگر در آن وادی تأیید شد، می‌توان به آن اطمینان کرد. موفق باشید


  • سلام علیکم جناب استاد. از سال نود و یک که مشکلات زندگیم بسیار زیاد شد و همچنان ادامه دارد خداوند به وسیله بحثهای شما منو سرپا نگه داره وگرنه نمیدونم چطور میتونستم ادامه بدم. واقعا دستتون درد نکنه. خدا اجر جزیل بهتون بده. ازتون التماس دعا دارم استاد.
    در تفسیر عرفانی آیه «كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا» فرموده اید،به این فکر کن که اگر زکریایِ روح آدمی که در عین عباداتِ طولانی هنوز به رزقی نرسیده که جان او را اشباع کند، ناگاه خداوند با مریمِ جان خود او را روبه‌رو می‌کند، که وَجهِ لطیف جان اوست و در آن‌جا رزق‌هایی می‌یابد که دیگر نسبت به آینده‌ی وجهِ معنوی خود عقیم نخواهد بود. چنین تفسیر زیبایی از قران رو در کدام کتاب تفسیری میتونم مطالعه کنم؟ ای کاش خودتون برای حداقل بعضی سوره ها چنین تفسیرهای زیبایی مینوشتین.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه عرض شد، تحت عنوان تفسیر انفسی مشهور است. تفسیری که در بازار تحت عنوان «تفسیر محیی الدین» از انتشارات «بیدار» هست، که البته مربوط به جناب عبدالرزارق کاشانی است، تفسیری انفسی است. نمی‌دانم به فارسی ترجمه شده‌است یا نه ولی تفسیر خوبی است. موفق باشید


  • با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز:
    طلبه پایه ۶ هستم، سوالی که من رو به خودش مشغول کرده اینه که یک طلبه عصر انقلاب با توجه به جایگاهش در عالم، برای ادامه تحصیلات باید چگونه برخورد کنه، از طرفی فقه و اصول هست و از طرفی فلسفه و عرفان. که پرداختن به یکی از این ها به نظرم میاد نمی تواند طلبه عصر انقلاب را کامل کند، چه فقه خوان تنها و چه فلسفه خوان تنها، یعنی باید هم فقیه بود و هم فیلسوف. و با توجه به شرایط موجود اگر بخواهیم فقیه شویم از فلسفه باز می مانیم و اگر بخواهیم فیلسوف شویم از فقه. در این زمانه باید کدام را مقدم داشت؟ و یا اینکه اصلا مقدم داشتن کار درستی است؟ با توجه به اینکه برای فقیه شدن باید به موسسات تخصصی فقه رفت که آنقدر برنامه سنگین دارند که اجازه نمیده به چیز دیگر برسیم! آیا در این مقطع زمانی طلبه مشغول به فقه شود تا درایت لازم را بدست آورد و بعد به فلسفه مشغول شود؟ و یا شما راه دیگری پیشنهاد دارید؟ البته با توجه به اینکه در زمانه یک انقلاب هستیم و طلبه عصر انقلاب باید چه کند. ببخشید که پر چانگی کردم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال یک طلبه باید «فقه» را خوب بخواند البته بدون آن‌که مشغول فرعیاتِ وقت‌گیر شود. و پس از چندسال گذراندنِ درس خارج، به حکمت متعالیه ورود کند و در آن‌جا هم خیلی معطل نشود. باید اصلِ مطالبی را که به کار این زمان می‌آید در آن دنبال نماید و بعد بدون معطلی به «فصوص الحکم» رجوع کند. موفق باشید


  • سلام خسته نباشید: سوال بنده اینست که خداوند مخلوقات را در کجا آفریده؟ داخل ذات یا خارج از ذات؟ اگر بگوییم خارج ذات، آیا این خارج ذات حادث است یا قدیم؟ اگر قدیم است که تعدد لاهوت بوجود می آید و اگر حادث است پس خود این حادث کجا خلق شده؟ (تسلسل می شود)
    اگر بگوییم داخل ذات خلق شده اند پس یعنی ذات محلی برای حوادث شده که به معنی حادث بودن ذات و نقص لاهوت مطلق است! تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در وحدت شخصی وجود روشن می‌شود که جز حق در عالَم نیست و تمام عالَم، صورتِ علمی حضرت حق‌اند در حق، و خودِ او می‌خواهد علاوه بر نظر بر ذاتش، به آن‌چه در علم اوست، نظر بر اسماء خود هم داشته باشد. لذا به همان‌هایی که به صورت علمی در او هست، «وجود» می‌دهد تا حضرت حق در مرتبه‌ی مخلوقات نیز حاضر شود و این نیز در موطن حضور خدا در عالَم محقق می‌شود و نه‌تنها بیرون از خدا نیست، بلکه با خلقت آن‌ها تجلیات الهی نیز برای خدا و پیش خدا معنا می‌دهد. به همین جهت در قرآن بحث «حتّی نَعلم» به میان آمده است یعنی تا این‌که در موطن مخلوقات نیز می‌خواهد بداند. در این مورد خوب است به مباحثی که در «فصّ آدمی» شد و در کانال «ندای اندیشه» هست رجوع فرمایید. موفق باشید 


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر. میشه تفاوت بین حال و استعداد رو بفرمایین؟ استعداد همان عین ثابته است؟ خیلی وقته پرسش و پاسخها به ایمیلم نمی آید در صورتی که همیشه آدرسم رو می نویسم. دلیل خاصی داره؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی اخیراً در جلسه‌ی شرح «فصوص» در این مورد شده است. متن بحث در کانال تلگرامی @nedayeandishe هست. مورد دوم بررسی شد اشکالی نبود احتمالا مشگل از نرم افزار خودتان است. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    بنده طلبه ای هستم که هدف و ماموریتم را رهبری جامعه به سمت تمدن اسلامی در نظر گرفتم
    می خواهم برای تحصیلم اعم از تحصبل علم و مهارت و هر چیزی که برای هدفم نیاز است طرحی بریزم و طبق آن حرکت کنم. از شما درخواست دارم که طرح تحصیلی جامعی برای بنده پیشنهاد بدید. 09176546897

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به این دو جمله‌ی مقام معظم رهبری و حضرت امام فکر کنید که در ذیل می‌آید و لذا اگر می‌خواهید به تمدن اسلامی بیندیشید، بعد از گذراندن دروس حوزوی باید از حکمت متعالیه‌ی صدرا غافل نبود. موفق باشید



    در راستای نظر به حکمت متعالیه جهت حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده، مقام معظم رهبرى «حفظه‌اللّه» مى‏ فرمايند: «... به گمان ما فلسفه‏ ى اسلامى در اسلوب و محتواى حكمت صدرايى، جاى خالى خويش را در انديشه‏ ى انسان اين روزگار مى‏ جويد و سرانجام آن را خواهد يافت ...».



     حضرت امام خمینی «رضوان‏الله‌تعالی‌عليه» در جواب به سؤال آقای دکتر «حسنين هيكل‏» خبرنگار مشهور مصری و از یاران جمال عبدالناصر كه از ايشان مى‏ پرسد چه انديشه‏ ها و انديشمندانى بر شما تأثيرگذار بوده‏ اند؟ مى‏ فرمايند: «در فلسفه: ملا صدرا، از كتبِ اخبار: كافى، از فقه: جواهر.» (صحيفه‏ ى امام، ج 5، ص 271) و نيز در دعوت گورباچف به اسلام، موضوع حكمت متعاليه‏ ى صدرا و عرفان محى‏ الدين را مطرح مى‏ كنند. زيرا آموزه‏ هاى دينى ما در مكتب ملاصدرا به يك نظم منسجم در آمده و مى‏ تواند پشتوانه‏ ى فلسفى انقلاب اسلامى و تمدن اسلامى باشد در آن حدّ که حضرت امام خمینی «رضوان‏ الله‌تعالی‌عليه» متوجه‌اند اگر آقای گورباچف بخواهد از اردوگاه مارکسیسم به‌در آید و در دامن لیبرال‌دموکراسی نیفتد، حکمت صدرایی و عرفان ابن‌عربی چنین استعدادی را دارا است.


  • سلام و عرض ادب:
    استاد عزیز کاش به سه نمط آخر اشارات ابن سینا هم می پرداختین (سخنرانی-جزوه یا...) تا از مجرای پربرکت شما این مائده ی پاک رو می چشیدیم. با آرزوی بهترین ها برای شما.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: توفیق می‌خواهد إن‌شاءاللّه شرایط آن فراهم شود. فکر می‌کنم مباحث «معرفت نفس» و «فصوص‌الحکم» تا حدّی جبران آن مطالب باشد. موفق باشید


  • عرض سلام خدمت استاد عزیز:
    در جلسات اخیر مبحث ندای انقلاب اسلامی چند بار به جلساتی اشاره فرمودید که ظاهرا سه شنبه ها برگزار می شود. اگر امکان دارد موضوع آن بحث را بفرمایید و اینکه صوت آن جلسات چگونه قابل دسترسی است؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور از جلسه‌ی سه‌شنبه‌ها جلسه‌ی شرح «فصوص‌الحکم» محی‌الدین باشد که در «سُها» برگزار می‌شود. صوت آن را از کانال «ندای اندیشه» در پیام‌رسان تلگرام می‌توانید بیابید. موفق باشید



    @nedayeandishe


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    استاد شما در پاسخ به یکی از کاربران در شبهه ای ایشان را به شرح جلسات اول و دوم شرح فصوص در کانال «ندای اندیشه» ارجاع دادید. می خواستم بپرسم استفاده از مباحث فصوص را برای همه قابل دسترسی کردید؟
    ممنون.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به نحوه‌ی ورودی که اخیراً داشته‌ایم، اگر کسی مباحث «ده نکته» و «برهان صدیقین» را به‌خوبی کار کرده باشد، می‌تواند ورود کند. البته بهتر است افراد بعد از بحث «معاد» و استماع صوت‌های آن، بحث را ادامه دهند. موفق باشید


  • سلام: خداوند می خواست خود را ببیند و بخود نظر کرد و انسان بوجود آمد سوال این است که چرا خداوند می خواست خود را ببیند؟ اگر نمیدید چه می شد؟!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که جلسه‌ی اول و دوم شرح فصوص را از کانال «ندای اندیشه» استماع فرمایید. موفق باشید @nedayeandishe


  • با سلام:
    چندیست که فقط با اندیشه های ابن عربی و سایر عرفا قادر به تفکرم و حتی تفکر ملاصدرا را نیز چون آمیخته به فلسفه است قادر بدنبال کردنش نیستم. کتاب مصباح الهدایه امام را با شرح شما خواستم مطالعه کنم لکن دیدم شما کتابهایی چون معرفت نفس و صدیقین را پیش نیاز دانستید رجوع کردم برهان صدیقین تا آنجایی که در اواخرش به عرفان می رسید، برایم گویی سنگلاخی بود تصورش هم اکنون برایم آزار دهنده است. اما اواخرش بهشتی بود لایوصف ولایدرک حال استاد بفرمایید چه کنم سیری که مشخص می کنید فقط عرفانی باشد اصلا با تفکر فلسفی ولو از نوع صدرا میانه ای ندارم از طرفی می ترسم فهم ابن عربی محتاج فلسفه مشا و صدراو ... باشد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در تعالی ابعاد عقلی و قلبی خود، انسان می‌شود و خودِ جناب ابن‌عربی نیز در بسیاری موارد عقل ما را مخاطب قرار می‌دهد و به راحتی مشخص است که مکتب عقلی ابن‌سینا را می‌شناسد و می‌فهمد. آری! هنر ما این است که بین اشاراتِ عقلی و قلبی، خلط نکنیم، نه این‌که یکی را به حاشیه برانیم. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    ۱. در تفسیر آیه: «ان اللّه لا يغفر ان يشرك به و يغفر مادون ذلك لمن يشاء.» در بخش روایات وارده در ذیل این آیه، جناب علامه می فرمایند:
    «و اما آياتى كه قاتل نفس محترمه و بدون حق را و نيز رباخوار و قاطع رحم را تهديد مى كند به آتش جاودانه صرف اعلام خطر است، نظير آيات زير كه مى فرمايد: «و من يقتل مؤمنا متعمدا فجزاوه جهنّم خالدا فيها...»، و نيز مى فرمايد: «و من عاد فاولئك اصحاب النار هم فيها خالدون.» و «اولئك لهم اللعنه و لهم سوء الدار» و آياتى ديگر از اين قبيل، كه تهديد به شر و خطر مى كند، و از عذاب آتش خبر مى دهد، و اما اين كه اين كيفر حتمى و غير قابل تغيير باشد، به طورى كه امكان برداشتنش نباشد، آيات صراحتى در آن ندارند.»
    یعنی طبق دیدگاه علامه برای کسی که مرتکب قتل نفس مثلا خودکشی شده است عذاب جاودانه یا همان خلود در جهنم حتمی نیست و امکان بخشش آنها هم وجود دارد با توجه به اینکه خداوند می فرماید پایین تر از شرک هر گناهی که را خداوند بخواهد خواهد بخشید؟
    ۲. آیا حضرت علامه قائل به خلود جهنم به معنای زندگی ابدی در جهنم است یا خلود را به معنای مدتی بسیار طولانی می دانند و نه جاودانه؟
    با تشکر از پاسخگویی شما

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که علامه می‌فرمایند آیات مذکور نمی‌خواهد مخلّدبودن در آتش را برای آن افراد اظهار نماید. ولی این بدین معنا نیست که حضرت علامه در عدم مخلّدبودن در عذاب برای بعضی از اهل نار، هم‌نظر با ابن‌عربی باشد. بلکه بالعکس، ایشان معتقدند بعضی از اهل نار نه‌تنها تا ابد در جهنم هستند، بلکه تا ابد معذّب به عذابِ آزاردهنده می‌شوند، نه آن‌که عذاب تبدیل به «عذب» شود بلکه مثل یک انسان به تعبیر ایشان مالیخولیایی همواره خودش در خودش گرفتار فشار و عذاب است. موفق باشید


  • با سلام و احترام:
    آیت الله جوادی در شرح فصوص در فص یعقوبی می فرماید کشف روحی در مقام اجمال است و بالاتر از کشف قلبی که تفصیلی است و چون به اجمال زنده بودن یوسف را می دانست آنقدر گریه کرد تا کور شد ظاهرا منظور این است که اگر به تفصیر می دانست اینقدر ناله نمی کرد چرا کشف روحی با اینکه از کشف عقلی بالاتر است ولی اجمالی است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور استاد از اجمال، وسیع‌تربودن باشد وگرنه آن اشکالی که به نظر شما رسیده است، وارد است و شاید به طور کلی بتوان گفت علمِ حضرت یعقوب «علیه‌السلام» در زنده‌بودنِ حضرت یوسف «علیه‌السلام» در حدّ علمِ نفس ناطقه بوده است که مادونِ کشف قلبی است. واین‌جا معنا می‌دهد که آن علم اجمالی باشد. موفق باشید


  • در یکی از کتاب های ابن عربی نوشته شده است کفار اولیای الهی هستند که از شدت غیرت بر معشوق، ایمان خود را پنهان کرده اند! در مورد فرعون هم تعابیر مشابهی داشته؛ بر فرض بگوییم که ابن عربی در مورد برخی شخصیت های مورد احترام برخی افراد تقیه کرده؛ در مورد فرعون که تقیه معنایی نداره چون که یک شخصیت منفور در کتب آسمانی و ادیان ابراهیمی است و هیچ گروهی خود را از پیروان فرعون نمی داند که بگوئیم برای جلب رضایت آن عده این سخن را گفته. منظور ابن عربی از این سخنان چه بوده است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف‌های محی‌الدین همان‌طور که حضرت امام در نامه‌ای که به گورباچف نوشتند، حرف‌هایی است از مو باریک‌تر و با ادبیات خاصی فهمیده می‌شود. در مورد فرعون و ایمانی که آورده، استناد ابن‌عربی به این آیه است که فرعون در حینی که در حال غرق‌شدن بود مثل سخن ساحران، گفت: «آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ» در حالی‌که می‌توان به او اشکال گرفت که ایمانِ اضطراری قابل قبول نیست و او معتقد است که با گفتن این جمله، فرعون تصور می‌کرده مثل ساحران نجات می‌یابد و اضطراری در کار از نظر او نبوده. به هرحال حرف‌هایی برای گفتن دارد، نه آن‌که گمان کنیم که اشکالاتی بر او نیست. موفق باشید


  • با تقدیم سلام و احترام در کتاب آموزش حکمت اشراق از استاد یزدانپناه آمده که بعد از مکاشفه، تقریر و تحریر این معارف شهودی به سبب وجود موانع بسیار که لازمه سفرهای سلوکی شیخ اشراق بوده چندین ماه به طول انجامید. این موانع درونی بوده؟ یا چرا وقتی فهم کتابی داده می شود طول می کشد تا ظاهر شود؟ 2. آیا برای فراگیری منطق الطیر حتما استاد لازم است حتی بعد از مطالعه فلسفه و عرفان؟ 3. خواندن کتب مطارحات تلویحات و مقاومات و سایر کتب ایشان چقدر ضرورت دارد و با چه ترتیبی باید خوانده شوند؟ 4. امکان دارد چند شرح مناسب بر حکمت اشراق معرفی بفرمایید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در مکاشفات، اجمالِ معارف برای انسان ظهور می‌کند و برای تفصیل آن نیاز به سعه‌ای دارد که با عبور از کثرات پیش می‌آید 2- منطق‌الطیر ساحت دیگری از معرفت است ماوراء معرفتِ فلسفی. مباحث هانری کربن در این مورد کمک می‌کند. شرح آقای دکتر انشاءاللّه رحمتی را در مورد نگاه کربن در اینترنت جستجو کنید می‌تواند کمک کند 3- آن کتاب‌ها را در حدّ این‌که بتوانم نظر دهم، مطالعه‌ نکرده‌ام 4- اطلاع ندارم. مطالب آقای دکتر دینانی در این مورد مفید است ولی فکر می‌کنم با آثار جناب ملاصدرا و محی‌الدین بهتر بتوانید جلو بروید. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز: منظور ابن عربی از این جمله چیه؟ ابن عربی خود را یگانه حجت بی نظیر الهی در تمام عالم و در تمام دوران ها و بالاتر از امامِ هر زمان می داند! «و منهم رضی الله عنهم الختم و هو واحد لا فی کل زمان بل هو واحد فی العالم یختم الله به الولایه المحمدیه فلایکون فی الاولیا المحمدیین اکبر منه...فی کل عصر واحد یسمو به/ و انا لباقی العصر ذاک الواحد» ✍️ترجمه: «و از جمله ایشان «ختم» می باشد که او تنها یک نفر است نه در هر زمانی بلکه در تمام جهان و کل عالم که خدواند ولایت محمدیه را به او خاتمه دهد و در اولیای محمدی بزرگتر از او وجود ندارد... (بیتی که بر در راهرو ورودی قبر محیی الدین به سرداب نوشته و از خود اوست:) و برای هر عصر یک نفر هست که آن عصر به سبب وجود او عظمت می یابد و من برای باقی عصرها همان یک نفرم» (فتوحات/۹/۲ و کتاب روح مجرد)
    مخالفان فلسفه میگن ابن عربی خودشو از امام زمان هم بالاتر میدونه. آیا درسته؟ یا منظورش در این عبارت چیه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بحث‌های مفصلی شده است. آیت اللّه جوادی در شرح «فصوص الحکم» می‌فرمودند این سخن محی‌الدین به معنای ختم ولایت جزئیه است زیرا خود او، حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» را خاتم ولایت می‌داند و ولایت جزئی به این معنا است که در ظهور عرفان نظری، ایشان یگانه است، به همین دلیل هم بعد از او همه به او تأسی جسته‌اند، حتی حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه». واللّه اعلم! موفق باشید


  • سلام علیکم: متشکر از وقتی که می گذارید. یکی از علماء در درس خارج فرمودند که «عطار نیشابوری» و نیز «مولوی» و «ملا رومی» از صوفیان هستند و آراء واقعا بدی دارند. ایشان استناد به مقدس اردبیلی (ره) کردند که خود در آن زمان بوده اند و فرمودند که ایشان در کتاب «حدیقه الشیعه، صفحه ۵۶۷ تا ۵۶۹» در مورد صوفیان نکاتی را ذکر کرده اند. همان طور که مستحضرید صوفیان قائل به «وحدت وجود» و «حلول» هستند. ایشان نیز بیان کردند که شیخ عطار خیلی گناهش بزرگ است، او در کتاب تذکره الاولیاء بسیار از صوفیان سخن گفته و حتی روایاتی از اهل بیت (ع) را به نام صوفیان قالب می زند. ایشان فرمودند که: شیعه و سنی نقل کرده اند که شیخ عطار هنگام مرگ به دست یکی از مغولان، می گوید: کلاه تتاری بر سر می گذاری و در این صورت خود را به من می نمایی و قصد قتلم می کنی، گمان داری که من تو را نمی شناسم، بکش که هزاران جان من فدای شمشیر تو باد. این قضیه به وضوح اعتقاد باطل شیخ عطار را بیان می کند‌.
    یا مثلا مولوی گفته است:
    چون که بی رنگی اسیر رنگ شد / موسی با موسی در جنگ شد
    چون به بی رنگی رسی کان داشتی / موسی و فرعون دارند آشتی
    (یعنی حضرت موسی را با فرعون، یکی می دارند)
    باز خود مولوی می گوید:
    ما همه شیران ولی شیر علم / حملشان از باد باشد دم به دم
    حمله شان پیدا و نا پیداست باد / جان فدای آنکه نا پیداست باد
    (ممکن است شعر را اشتباه نوشته باشم).
    با این تفاسیر، لطفا نظرتان را مستدل بفرمائید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار زیاد است. دلیل شیعه‌بودن عطّار آن‌قدر است که حتی او را به اتهام شیعه‌بودن از شهر هرات اخراج کردند. در مورد مولوی می‌توان همان نظری را داشت که برای محی‌الدین هست. آقای بدیعی در کتابی که در مورد محی‌الدین نوشته‌اند، نظر علمای مختلف را در مورد شیعه‌بودن و تقیّه‌کردن و یا سنی‌بودن آورده‌اند. در قسمت ارشیو سوالات نکاتی در مورد محی الدین هست. موفق باشید


  • سلام علیکم: سوالی خدمت شریفتون داشتم. از سخن شما بر می آید که شما معتقد به سنی بودن «محی الدین بن عربی» هستید. مستند اینکه در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» در صفحه ۴۹ در پاراگراف آخر فرموده اید که: صحبت هایی که امروز برای شما عرض می کنم، تقریبا تمامی آن را محققین اهل سنت از جمله «محی الدین بن عربی» مورد توجه قرار داده و قبول دارد. دقیقا در جمله مذکور، ‌ابن عربی را از جمله علماء اهل سنت بیان کرده اید. لطفا با دلیل بفرمائید که نظرتان چیست؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: دلیل آن در همه‌ی کتاب‌های ایشان روشن است. می‌ماند که بنا به فرمایش آیت‌اللّه جوادی در شرح کتاب «فصوص‌الحکم» محی‌الدین از نظر فقهی، سنی و از جهت عقیدتی، شیعه است و علی «علیه‌السلام» را سرّ همه‌ی انبیاء می‌داند. موفق باشید


  • آیا این مطلب درست است که ابن عربی قائل به علوم مکنون برای حفصه و عایشه است!؟
    ادعای علوم مکنون برای عائشه و حفصه. (فتوحات، ج۳، ص۱۵۱)

     باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که محی‌الدین در موقعیت تقیه بوده است و تنها شواهدی را از ایشان داریم که نظر به فکر و فرهنگ تشیع داشته است به‌خصوص که زبانِ فهم مطالب او، زبانِ خاصی است. پیشنهاد می‌کنم کتاب «جدال با مدعی» از دکتر حسین غفاری را در این مورد مطالعه فرمایید. موفق باشید


  • با سلام: در شرح قیصری (دروس شرح فصوص حکم قیصری از علامه صص 116و 117) جناب علامه حسن زاده فرموده اند، در آیه ی «لیس کمثله شیء» اگر کاف را زاید بگیریم معنای توحید دارد در غیر این صورت یکی از معانی خوش ولایت را در بر دارد و در بر دارنده ی این معناست که این قطبِ مثل خدا را مثل نیست. معنای توحیدی را درک می کنم. معنای ولایتی هم پذیرفته شده است اما این که ایشان از آیه این برداشت را کردند آیا مسئله ی صرفی است. من انواع کاف را جستجو کردم جز این کاف زاید تأکیدی مصداق دیگری نیافتم و تأکید علامه روی همین کاف است. در آیه های مربوطه نیز ردپایی پیدا نکردم.

     باسمه تعالی: سلام علیکم: جمله‌ی مشهور محی‌الدین است که از آیه‌ی مذکور این‌طور برداشت می‌کند که «مثلِ» خدا که همان ولیّ الهی است، داریم، ولی «مثلِ مثلِ» خدا نداریم. لذا در این مورد کاف، به معنای معمولی‌اش مدّ نظر قرار گرفته است. موفق باشید


  • با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی:
    مرحوم شهید مطهری در کتاب «انسان کامل» بیان می کند مولوی با آن عظمتی که دارد در برابر ابن عربی چیزی نیست؟ به نظرم این سخن استاد مطهری افراطی است از طرفی ایشان می گوید مولوی حالت شاگردی نزد صدرالدین قونی را داشته و از طریق او با افکار ابن عربی آشنا شده است. در حالی که باید به این نکته توجه داشت که این صدرالدین قونی است که بعد از فوت ابن عربی به قونیه میاید و می توان تصور کرد با این کار قصد داشته تا حدی جای خالی ابن عربی را برای خود پرکند و از مشاهدات مولوی بهرمند شود البته مشکلی نیست که مولوی هم از او بهرمند شده باشد ولی نمی توان گفت به عنوان شاگرد و احترام متقابلی که قونی به مولوی می گذارد موید این مطلب است.

    سمه تعالی: سلام علیکم: اساساً دستگاه عرفانی ابن عربی و مولوی دو دستگاهِ عرفانی متفاوت است که هرکدام در جای خود ارزش دارند و این‌طور نیست که یکی در ذیل دیگری قرار داشته باشد. موفق باشید


  • سلام استاد:
    1. نظر آیت الله بهجت (ره) درمورد ابن عربی چیست؟
    2. استاد آخر ما نفهمیدیم ابن عربی ولایت و امامت 12 امام را قبول داشته یا خیر؟ اگر نداشته پس چطور به این مقامات رسیده؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن سه جلد کتابی که در رابطه با تفکرات و سخنان آیت اللّه بهجت نوشته‌اند، ملاحظه می‌کنید که ایشان به ابن عربی نیز توجه دارند. 2- موضوع عقاید محی‌الدین کار آسانی نیست. حضرت آیت اللّه جوادی در شرح «فصوص الحکم» محی‌الدین می‌فرمودند: محی‌الدین از نظر عقیده شیعه است ولی از نظر فقهی سنی است. موفق باشید


  • با سلام:
    با توجه به اینکه وجود حضرت مهدی از نظر تاریخی ظاهرا قابل اثبات نیست پذیرش اینکه ایشان وجود خارجی داشتند منوط می شود به رجوع به روایات حتی اگر عقل و قرآن نیز دلالت کلی بر وجود ایشان داشته باشد تعیین مصداق منوط به رجوع به تاریخ و روایت است و چون راه تاریخ بسته است میماند راه روایت، راه روایت هم مشکل اینست که شرط صحت روایت، اثنی عشری بودن راویست و در این مورد که وجود حضرت صاحب ثابت نیست اگر راوی اثنی عشری باشد موجب ضعف حدیث می شود کما اینکه هرآنچه اسماعیلیان از جانب خود روایاتی در مورد امامت اسماعیل بیاورند هیچ حجتی ندارد بنابرین باید به روایاتی رجوع کرد که راوی بی طرف باشد که باز اگر راوی غیر از شیعه اثنی عشری باشد موجب ضعف سند می شود و اگر اثنی عشری باشد موجب نقض بی طرفی و روایات متواتر که همه فرق تایید کرده باشند هم نداریم والا مسئله از نظر تاریخی ثابت می شد دقت داشته باشید که ما فعلا کار به امامت ایشان نداریم که بتوان با کلیات عقلی و ... ثابت کرد بلکه می خواهیم بدانیم امام عسکری پسری داشت یا نه فارغ از این که امام بود یا خیر و می بینید که باب تحقیق بسته است مگر آنکه تبع لآبا ایمان بیاوریم و آن ایمان را چه ارزشیست نمی دانم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- براهین عقلیِ محکمی در راستای وجود انسان کامل داریم که در این مورد می‌توانید به کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید 2- محی‌الدین بن عربی که موضوع انسان کامل را مطرح می‌کند و مصداق آن را در حال حاضر حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌داند متذکر می‌شود که در شهود خود آن حضرت را در محروسه‌ی دمشق ملاقات کرده، در حالی‌که محی‌الدین شیعه مذهب نیست و مبتنی بر روایات شیعه موضوع را دنبال نمی‌کند 3- روایات مطمئنی در این مورد از خود پیامبر هست که شخصی مثل جابر از ان حضرت نقل می‌کند. موفق باشید


  • سلام: کتاب هدف حیات زمینی آدم بسیار پرمحتوا و اثر گذار و روشن گر است. ایکاش گروه تدوین کتب علوم انسانی برای دروس عمومی دانشگاها بخشهای از کتاب را بگنجاند. این کتاب بر پایه مبانی حکمت متعالیه (علامه و صدرا) نوشته شده است لطفا بطور خلاصه از منظر عرفان (ابن عربی) در باره بهشت آدم نظرتان را بفرمایید و منابعی را معرفی بفرمایید اجر شما با صاحب این ماه. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در فصّ آدمی از «فصوص الحکم» در این موارد نکات فوق‌العاده ارزشمندی دارند و ما هم تا آن‌جا که ممکن بوده است روح آن بحث‌ها را در کتاب مذکور جا داده‌ایم. موفق باشید