×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    دروس حوزه، دروس دانشگاه

  • سلام: استاد من برای بحث تحول علوم انسانی از رشته مهندسی تغییر رشته دادم و اومدم رشته فلسفه اسلامی. الان ارشدو تموم کردم. ولی دچار یه سردرگمی شدم برای ادامه کار. از طرفی مثل حوزوی ها به دروس فلسفی مسلط نیستم و خیلی خیلی کم از اون درسا خوندم. از طرفی برای ورود به مقاطع بعد طرحی ندارم. نمیدونم واقعا چیکار کنم. پایان نامه ام رو روی مباحث امام خمینی و علامه طباطبایی کار کردم. چون استادی داشتیم که گفتن مباحث این دو بزرگوار برای بنیاد تمدن سازی لازمه. الان کاملا تک و تنها نمیدونم چیکار کنم؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: با هرچه بیشتر تأمّل در فلسفه‌ی اسلامی و چشیدن حکمت متعالیه، می‌توانید خود را آماده‌ی ورود به فلسفه‌ی غرب کنید تا در جهانی که در آن زندگی می‌کنید حاضر شوید. موفق باشید


  • بسمه تعالی. سلام: استاد از چه موقعی و با چه پشتوانه ای برای ما که طلبه هستیم المیزان را شروع کنیم؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: هر زمانی که فشار درس‌های اولیه، کمی کم شود مثلاً بعد از خواندن ادبیات و تا حدّی فقه و اصول؛ خوب است که به المیزان با دقت کامل به همان صورتی که در جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» عرض شده، رجوع شود. موفق باشید


  • سلام استاد: بنده ۱۶ سال دارم و به تازگی و امسال به توفیق الهی طلبه شده ام. اما انگیزه و نشاطم کم است و از حضور در حوزه گاها اذیت می‌شوم. به نظر شما مشکل از چیست؟ و راه حلش چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به لطف الهی بستر تعالی خود و خدمت حقیقی به خلق را از طریق حضور فعّال در حوزه می‌توانید نصیب خود کنید. معلوم است که ابتدای امر باید با تمام انرژی همین دروس رسمی را دنبال کنید و به دنبال حال معنوی در این دروس نباید بود. عمده آن است که متوجه باشید اگر این دروس خوب خوانده شود با مقدس‌ترین متون یعنی قرآن و روایات آشنا خواهید شد و از آن طریق خدمت بزرگی به خودتان و سایرین خواهید کرد. فعلاً «علیکم بالمتون، لا بالحواشی». موفق باشید


  • سلام علیکم:
    اخیرا آیت الله سید محمد مهدی میرباقری توصیه ای به طلاب در بابت مراقبت در مطالعه علوم انسانی غربی ویژه فلسفه غرب داشتند که متاسفانه مورد سوء استفاده یکی از سایتهایی که پیش از این هم اساتید و فعالان انقلابی را ترور شخصیت و تخریب می‌کرد واقع گرفت و سعی در موج سازی ضد آیت الله میرباقری کردند. اما فارغ از آن موج سازی هایی که سایت های معلوم الحال درباره این بیانات کرده اند، شما هم با توجه به نظراتی که در این باب داشتید نکاتی را بفرمایید. این متن اصلی بیانات ایت الله میرباقری هست که کانال ایشان منتشر کرد:
    «من یک هشدار جدی می‌دهم نسبت به این انبوه‌خوانی‌هایی که از علوم انسانی و اجتماعی مدرن در حوزه دارد اتفاق می‌افتد‌. اینها کتبی هستند که انسان تا فرقان ندارد نباید سراغشان برود. بله، اگر کسی جزو عبادالله شد و نورانی به نور هدایت الهی شد و فرقان داشت، می‌تواند سراغشان برود «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» تا به آنجا نرسیدی، «فَلْيَنْظُرِ اَلْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ»؛ آدم باید به طعام خودش نگاه کند؛ در معنای این آیه فرمود: «عِلْمُهُ اَلَّذِي يَأْخُذُهُ عَمَّنْ يَأْخُذُهُ». علمتان را ببینید از چه کسی می‌گیرید. این نکته را من جدی می‌گویم. این کسانی که فیلسوفان دوره مدرن که دست به بدنشان بزنی باید بروی آب بکشی، این نجاست مال روحشان است که به بدن سرایت کرده است. روح کافر نجس است که جسمش نجس می‌شود. قرآن به ما گفته است این‌قدر فاصله‌گذاری کنید. حال اگر من بدون اینکه جهاز هاضمۀ خودم هم تقویت کرده باشم که بتواند آن اطلاعات را تصفیه کند، انبوهی از آن اطلاعات آنها را در جهاز هاضمه خودم ببرم، طبیعی است که مسموم می‌شوم. این انبوه‌خوانی که به‌خصوص جوانان عزیز ما، و گاهی طلبه‌های جوان ما، انجام می‌دهند، با فرقان، خیلی خوب است و آدم می‌داند دارد چه کار می‌کند. اما اگر بخوانیم تا ببینیم که حق کجاست، این اولِ خطاست. آنها حق و باطل را با هم قاطی کرده‌اند و قاطی کردنش اینطوری است که «كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ». اگر فرقان نباشد، یک‌موقعی خدای‌نکرده ما در دهه‌های آینده تبدیل می‌شویم به یک فضلایی که ابزار عرفی‌سازی دین می‌شویم و دین را به نفع مفاهیم عرفی و به نفع مفاهیم مدرن و به نفع علوم مادی تغییر می‌دهیم و ابزار این کار می‌شویم. البته حتماً حوزه‌ها مکلف‌اند که بر این علوم، مُشرف بشوند و سخن دین را نسبت به آنها بفهمند و ارائه کنند؛ اصلاً این‌طوری،جامعه‌سازی و جامعه‌پردازی می‌شود؛ اصلاً مسئله امروز ما این است. ولی این کار یک قواعدی دارد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: برای ایشان احترام قائل هستم، ولی به هر حال ایشان به‌کلّی فلسفه را نفی می‌کنند چه فلسفه‌ی اسلامی و چه غیر اسلامی. در حالی‌که حضرت امام و مقام معظم رهبری حرف دیگری دارند. تصور این‌که فیلسوفان غربی نجس هستند و کتاب‌های آن‌ها کتب ضالّه می‌باشند؛ برای بنده خیلی عجیب است! ولی در هر حال توصیه‌ی بنده آن است که طلاب تا فلسفه‌ی اسلامی را نچشیده‌اند، سراغ فلسفه‌ی غرب نروند. موفق باشید


  • با عرض سلام خدمت استاد محترم:
    بنده از دانشجویان ارشد رشته شیعه شناسی دانشگاه ادیان هستم. موضوع پایان نامه ام رابطه ی ایمان با مودت اهل بیت و رابطه ی عمل صالح با ولایت اهل بیت از منظر المیزان هست. می‌خواستم در این رابطه با شما مشورتی کنم و از نظرات و راهنمایی های شما استفاده کنم اگر امکان تماس تلفنی و یا پیام صوتی و تصویری از شما باشد که بهتر بتونم استفاده کنم. کتاب مبانی نظری و عملی حب اهل بیت شما رو خوندم خیلی استفاده کردم. ممنون میشم اگر در رابطه با موضوع بنده نکته ای به ذهنتان خورد بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در رابطه با بحث‌های پایان‌نامه اگر در سایت هم مطالب را دنبال بفرمایید؛ ملاحظه خواهید کرد که هیچ‌وقت ورودی نداشته‌ام. موفق باشید


  • بسمه تعالی با سلام:
    سوالی در مورد اصول داشتم که از قول آیت الله جوادی فرمودید که اصول علمی اعتباری است می خواستم راجع به جایگاه علم اصول در سلوک علمی طلبگی قدری بفرمایید که چقدر به hن بپردازیم لطفا منابعی هم در این زمینه معرفی کنید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال امور اعتباری، امور غلط و خلاف عقل نیستند. بحث بر سر آن است که مبنای اعتبار چه باشد. مثل تعداد رکعات نماز، که اعتبارِ حضرت حق است. لذا باید بزرگان دین بنشینند و مبنای اصول فقه را که بر اساس آن اصول، تکلیفِ مکلّف را تعیین کرده‌اند بازخوانی کنند و این به عهده‌ی خود حوزه و متفکران حوزه است. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب: مدت زیادی است که تقریبا در هر بحثی پیرامون اصول و فقه (و مقدمات اجتهاد در آن) وارد می‌شوم، متوجه می‌گردم که ریشه اصلی اختلافات و نظریه پردازی ها آن، به فلسفه های مضاف و از کانال آن به فلسفه اولی می‌رسد. مثلا بحثهایی که در مورد زبان شناسی منابع دین انجام می‌شود (از اصول نحو عربی گرفته تا مباحث ظواهر اصول و سایر عرصه های زبان شناسی جدید مثل نشانه شناسی و معنا شناسی شناختی) پایه هایش در فلسفه معرفت و فلسفه زبان بسته شده است و از کانال آنها به فلسفه اولی می‌رسد. یا مثلا مباحثی که پیرامون گستره شریعت و فقه و قلمرو دین مطرح می‌شود ریشه در مباحث پایه ای فلسفه دین دارد و باز از کانال آن به فلسفه اولی می‌رسد. و مثالهایی دیگر مثل بحث از ساحتهای وجودی انسان همچون ساحت وجودی اجتماعی حیات آدمیان که پای فلسفه علوم اجتماعی را باز می‌کند و باز از کانال آن به فلسفه اولی می‌رسد و قس علی هذا. نمی‌دانم آنچه فهمیده ام تا چه اندازه صحیح است... اما مباحث برخی صاحب نظران را که در این عرصه دنبال می‌کنم تقریبا اندازه فهم خودم، احساس می‌کنم آن دسته ای که علاوه بر فقه و اصول در فلسفه هم تحصیلات متمادی داشته اند، از قوت استدلال آوری بیشتری برخوردارند و مباحث را از پایه مبادی ترین مبانی اش طرح و نقد می‌کنند. حال این سوال برای بنده پیش آمده است که آیا قبل از تحصیل کافی و کامل در مباحث هستی شناسی و معرفت شناسی و مباحث پایه ای انسان شناسی و فلسفه دین و فلسفه زبان و... آیا ما می‌توانیم وارد فقه و اصول و حتی برخی مقدمات اجتهاد در آن همچون علوم ادبی شویم و به یک فهم تحلیلی برسیم؟ آیا نباید در سیر آموزشی ابتدا فلسفه بخوانیم و پس از تلمذ وافی و کافی (که نمی‌دانم البته چند سال طول می کشد) در این عرصه، سپس وارد حوزه فقه و اصول شویم؟ یا اینکه باید مقلدانه مباحث اصولی را در کفایه و رسائل بخوانیم و بعدا با تخصص در مباحث فلسفی مجددا مباحث اصول و مبانی آن را مورد بررسی تحلیلی قرار دهیم؟ اصلا تفقه نیاز به تفلسف دارد؟ لطف می کنید اگر بنده را در این زمینه راهنمایی کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: از یک طرف به نظر می آید ناخودآگاه بعضی از نکات و علوم توسط علمای اصولی ما رعایت شده. از طرف دیگر به هر حال علم هرمنوتیک متذکر این امر است که روح مدرنیته تاریخ گذشته را به نفع خود مصادره و فهم میکند و لذا باید با فهم روح تاریخی متون بخصوص متون مقدس از سیطره ی مدرنیته متون را آزاد کرد. اینجاست که هر اندازه متوجه ی روح تاریخی آیات و روایات بخصوص روایات فقهی بشویم بهتر می‌توانیم با آن متون ارتباط برقرار کنیم. بعضا دیده ام که آقای آیت اللّه حیدری می خواهند این کار را بکنند ولی در بعضی موارد طوری افراط می کنند که عملا انسان از کار ایشان مأیوس می شود. به امید آنکه به روشی حکیمانه بتوانیم متون مقدس خود را بازخوانی کنیم تا در امروز تاریخ خود بهتر حاضر شویم بدون اینکه بخواهیم با عقل غربی آن متون را ارزیابی کنیم و گرفتار «قبض و بسط تئوریک شریعت» از دکتر سروش شویم. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب:
    از نظر استاد اگر کسی صرفا بخواهد مجتهد در فقه و اصول بشود و احکام فردی و اجتماعی اسلام را از منابع آن با قواعد اصولی استنباط کند، آیا حتما لازم است در فلسفه دین و فلسفه معرفت و فلسفه زبان و انسان شناسی و ... سایر حوزه های کلام جدید صاحب نظر باشد؟ یا اینکه برای اجتهاد در فقه و اصول همان مقدمات مصطلح اجتهاد کافی است و صرف یک آشنایی نیمه تخصصی با اعتقادات اسلامی و مبانی آن کافی است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال اگر در معارف مذکور تأمل داشته باشد حتما در اظهار نظر فقهی اش وسعت بیشتری پیش می آید و این غیر از بحث قبض و بسط تئوریک شریعت دکتر سروش است که مبنا را فهم مربوط به علوم تجربی می‌داند که در جای خود اشکال خود را دارد. موفق باشید


  • سلام استاد:
    من طلبه هستم بسیار علاقه مند به دروس حوزوی و نسبتا کوشا در درس و بحث. یک ناامیدی شدید در من شش ماهی هست بوجود آمده نسبت به درس خواندن علتش هم نمی‌دانم. از طرفی هم از طرف خانواده در فشار هستم نسبت به طلبگی. می‌دانم هر شغلی هم داشتم آن را رها می‌کردم و طلبه می شدم. این ناامیدی که شش ماهی است گریبان گیر من هست آیا راهکاری هست این ناامیدی به امید تبدیل شود دوباره مثل قبل شوم؟!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با ادامه‌ی کار، افق حضور در آینده‌ای که مردم فوج‌فوج به سوی صاحبان علم دینی می‌آیند، امثال شما باید خود را آماده‌ی جوابگویی به آن‌ها بکنید. بد نیست سری به سؤال و جواب ۲۸۴۸۹ بزنید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    طلبه پایه ۵ هستم و از دانشگاه با ارتباط با مباحث شما وارد حوزه شدم. وقتی به حوزه رفتم سیستم مسلط به من شد و نتونستم درست سیر عزیز سایت رو ادامه بدم. بعد از اینکه سه ماهی به خاطر کرونا سیستم حوزه تعطیل شد به ناگاه مجددا شور مباحث من رو گرفت و غوغا شد. حالا با این اتفاق و ارتباط با مباحث حقیقی تصمیمی گرفته ام که با شما درمیان می‌گذارم.
    این پنج سال سیستم حوزه حتی ادبیات عرب و فقه اصول، درست حسابی هم برای من نتیجه نداشت ولی در این دو ماه تعطیلی اندازه پنج سال چه بسا بیشتر نتیجه و ثمره گرفتم. به نظرم سیستم حوزه قرار و عمیق بودن رو ازم میگیره و نمیزاره خودم باشم. سیستم جدید حوزه رو شما کامل می شناسید این سیستم فقط عمر و وقت من رو تلف کرده و به اطمینان رسیده ام اگر درش بمونم عمرم تباه میشه و نمیتونم عالم به درد بخوری بشم. نهایتا به این جمع بندی رسیدم که از حوزه خارج بشم و خودم مباحث معرفتی و ادبیات عرب و اصول رو بخوانم و در کنارش محقق تامین اجتماعی هم هستم و نقش اجتماعی هم داشته باشم. اما نظر مشورتی شما بسیار بسیار برام مهمه. دست بوستون هستم استاد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است روی این نکته هم فکر کنید که با شخصیت جهانی و حضور جهانیِ خود با حوزه‌ی علمیه برخورد کنید تا نه در آن متوقف شوید و نه از آن منقطع گردید. در جهانی بس وسیع تر زندگی کنید و حوزه را نیز در آن جهان جای دهید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    چند وقتی است که در مطالعه دروس حوزه هیجان، شور و اشتیاق ندارم! چه اقدامی باید بکنم؟ جای چه چیزی کم است که باید آن را پر کنم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضاً چنین روحیه‌ای در مرحله‌هایی از تاریخ برای بسیاری از افراد پیش می‌آید. در این حالت چنانچه با تعریفی دیگر وارد کار مطالعه شوید، امکان ادامه خواهد بود. تعریف حضور علمی جهت معنابخشیدن به خود و دیگران، راه‌کارِ خوبی می‌تواند باشد. موفق باشید


  • سلام: طاعات و عباداتتان مقبول درگاه الهی إن شاءالله. در مکاتبه ای که با شما داشتم گفتید برنامه درسی حوزه علمیه خواهران تا آنجا که اطلاع دارید خوب و مناسب با خانم ها تدوین نشده، من هم تصمیم دارم ان شاءالله معارف را در دانشگاه ادامه بدم گرایش تاریخ و تمدن اسلام، و باید یک سال ان شاءالله برایش خوب درس بخوانم تا کنکور قبول شوم ان شاءالله. حال با توجه به صحبت قبلیتان، آیا با وجود نقص هایی که در حوزه علمیه خواهران در رابطه با مطالبی که می‌خوانند و ...، وجود دارد، آیا با این حال تحصیل معارف (تفسیر قرآن، تاریخ اسلام و...) برای خانم ها را در دانشگاه بهتر می‌دانید یا حوزه؟ آیا ارزش این را دارد من یک سال از عمرم را کنکور بدم برای معارف دانشگاه تهران؟ با توجه به این که تحصیل در دانشگاه از سختی کم تری برخوردار است تا حوزه البته تا آنجا که من می‌دانم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: امتیاز حوزه‌ی علمیه آن است که افراد در آن‌جا با زبان عربی آشنا خواهند شد که برای ورود به متون دینی لازم است ولی بعضاً دیده می‌شود دروسی را به طلبه‌ی خواهر تحمیل می‌کنند مثل فقه و اصول، که عموماً مردم در این مورد بیشتر به آقایان رجوع می‌نمایند وگرنه ورود به تفسیر قرآن از طریق حوزه چیز خوبی می‌تواند باشد. و البته همان‌طور که عرض شد اگر خودمان فعّال باشیم می‌توانیم در دانشگاه نیز به‌خصوص از طریق حوزه‌ی دانشگاهی ورود خوبی داشته باشیم. موفق باشید


  • سلام استاد: طاعات و عبادات مقبول حق. در صوتی از شما شنیدم که گفتید طلبه باید روزانه ۱۲ ساعت مطالعه طلبگی داشته باشد تا طعم طلبگی را بچشد، سوال بنده این بود که منظورتان از مطالعه طلبه‌گی چیست؟ چیز خاصی مدنظرتان بود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً این‌طور است. یعنی طلبه باید دروس رسمی حوزه را کاملاً با دقت دنبال کند زیرا پایه‌ی تفکر طلبگیِ اوست. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    طلبه ۳۵ ساله هستم که پس از ۱۰ سال بودن در حوزه تازه فهمیدم خوب درس خواندن چقدر مهم است، بی مایه فطیر بودنی که همیشه حضرت آقا می گفتند را تازه بهش رسیدم. پس از دانشگاه و خدمت سربازی به حوزه آمدم. جریان های فکری را می شناسم، با مسئله ها و مشکلات اساسی مان آشنا هستم، نسبتا خوش بیان هستم ولی افسوس... نمی دانم پارسال یا دوسال پیش بود جمعی از طلاب خدمت حضرت آقا رفتند و در ابتدای جلسه در مورد مسائل کشور و دنیا و حوزه و... صحبت کردند. وقتی نوبت به آقا رسید گفتند بسیار لذت بردم از این خوش سخنی و خوش فهمی شما طلاب انقلابی ولی حواستان باشد که کار اصلی را فراموش نکنید. بدون درس خواندن این حرف ها، این فهم ها نمی تواند آنچنان که باید تاثیر داشته باشد. گویا آقا مشکل اصلی ما طلبه های انقلابی و مخصوصا طلبه دانشجوها رو خوب فهمیدند. استاد در حیرتم که در ادامه مسیر طلبگیم چه کنم؟! با ۳۵ سال سن، زن و بچه، مسائل و اقتضائات گوناگون زندگی. نمی دانم برگردم و چند سال دیگر متمرکز بر روی درس خواندن بشوم و البته این دفعه می دانم باید چه بخوانم، چطور بخوانم و در چه حد. مسائلم را می شناسم و تا حدودی استعدادم را. گاهی هم به خود می گویم با این سن و زن و بچه و... دیگر از من گذشته است. با همین سواد نصف و نیمه و توانایی های دیگری که دارم می توانم برخی از کارهای روی زمین مانده را انجام دهم. می ترسم چند سالی به امید عالم شدن و اثر گذاری بیشتر به دنبال درس و بحث بروم و بعدا دیگر همین کارهایی را هم که می توانستم انجام دهم از دست بدهم. چه کنم؟! این توضیح را هم بدهم که می دانم شخصی به سن و سال من باید اقتضائات زندگیش را در نظر بگیرد. از همین جهت خدمتتان عرض کنم به لطف خدا از جهت مالی فعلا به طریقی امرار معاش می کنم و در تنگنا و مضیقه نیستم. خانواده هم تا حدی در مورد هر تصمیمی که بگیرم همراهی می کنند. تشکر و التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در حدود ۴۰ سالگی به این نتیجه رسیدم که مطالعات خود را در یک جمع‌بندی جدّی دنبال کنم. و لذا معتقدم اگر در همین حال با جدیّت مطالبی را که در پیش دارید ادامه دهید، به حکم: «إنّ الحسنات یذهبن السّیئات» آن ضعف‌ها جبران می‌شود. موفق باشید


  • سلام استاد جان‌: ببخشید استاد من خیلی دارم عذاب می‌کشم. از یه طرف به مباحث شما و توصیه هاتون فکر می‌کنم از یه طرف درگیر کارای الکی مثل پایان نامه و کنکور هستم. هرچند رشتم فلسفه اسلامی هست ولی غالب های اینجوری مثل پایانامه جان آدم رو سیراب نمیکنن. احساس گناه می‌کنم که تو ماه مبارک درگیر این کارا هستم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هرگز با فرهنگ موجود پایانه نویسی نتوانستم کنار بیایم. شما هم یک‌طوری مطلب را برای این که از سرتان باز شود، تمام کنید و به همان روشی که علمای ما تحقیق می‌کردند، مطالب معرفتی را دنبال کنید. موفق باشید


  • با عرض سلام و خسته نباشید. خانم ۳۴ ساله هستم کارشناسی میکروبیولوژی دارم میخوام ارشد قرآن و حدیث بخونم ولی نمیدونم کدوم گرایش توی جامعه الان مورد نیاز و قابل استفاده است. چون صرف گرفتن مدرک نمیخوام ادامه تحصیل بدم دنبال درآمد هم نیستم فقط میخوام بتونم یک کار مفیدی در جامعه الان انجام بدم. گرایشها: تفسیر و علوم قرآن. نهج البلاغه. علوم حدیث. علوم فنون و قرائت. علوم قرآن و حدیث هستند. ممنون میشم کمکم کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی آن رشته‌ها خوب است بستگی به خودتان دارد که با روحیه‌ی عرفانی و انقلابی از آن‌ها استفاده کنید و بعداً بتوانید استفاده برسانید. بر روی تفسیر قرآن فکر کنید. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد: در این زمانه، طلبه ای مثل ما که دغدغه هایمان دمخور مباحث حضرتعالیست چگونه وارد دروس رسمی شویم که متوقف در حواشی و فرعیاتی که دست و پاگیرند نشویم و از طرفی به مشکل هم برنخوریم؟ از سیوطی و منطق گرفته تا فقه و اصول و فلسفه و دیگر دروس لازم با این نحوه ارائه مرده در بعضی جاها چطور گلیم خوزره از آب بیرون بکشیم؟ اگر بصورت جزئی تر و مصداقی ورود نمی فرمایید افرادی با بصیرت مناسب را جهت مشورت و راهنمایی معرفی می فرمایید؟ حالا در اصفهان خودمان یا جای دیگر. ممنونم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که انسانِ این زمانه دارای وسعتی فوق‌العاده است. رهبر معظم انقلاب را در نظر بگیرید که هم «رسائل المکاسب» در دوران جوانی درس می‌دادند و هم «رمان» می‌خواندند و هم در شعر و شاعری ورود می‌کردند و هم در سیاست. اگر متوجه‌ی وسعت خود بشوید، به راحتی دروس رسمی حوزه را با دقت دنبال می‌کنید بدون آن‌که از سایر امور باز بمانید. موفق باشید


  • سلام استاد عزیزم:
    استاد بنده کارم وکالت بود که مدتی رها کردم توصیه شما این بود در کنار خانه داری وکالت رو ادامه بدهم اما بنده علاقه ای ندارم تنها به ادامه تحصیل در معارف اسلامی و تفسیر قرآن علاقه دارم که همه عمرم را صرفش کنم. همسرم حوزه را اجازه نمی دهد. به نظرتون شغل و ادامه تحصیلم را چه کار کنم؟ استاد من علاقه و استعداد خیلی زیادی در معارف اسلامی و امور فرهنگی دارم به ویژه تفسیر قرآن چه جوری از عمرم بهره لازم را ببرم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی، این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی احساس نیاز روحی نسبت به وکالت ندارید، به خودتان سخت‌گیری نکنید. عرض بنده این بود که بدون دلیل از وسعتِ انسانی خود غفلت نفرمایید و روحیه‌ی صوفی‌گری را به زندگی خود تحمیل کنید. موفق باشید


  • سلام علیکم: بعد از مطالعه کتب شما چه کتب دیگری را برای مطالعه برای یک طلبه پیشنهاد می کنید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: از تفسیر ارزشمند «المیزان» و کتاب‌های ملکوتی حضرت امام، غافل نباشید. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد: من متوجه شدم با این روشی که تو مدرسه و دانشگاه درس خوندیم چون سطحی بوده هرچند نمرات بالا هم داشتیم ولی مجتهد نشدیم. ولی اونا که تو حوزه بودن به تفکر اجتهادی رسیدن. الان من چیکار میتونم بکنم؟ فرصتی برای حوزه رفتن نیس هرچند مجازیش رو تازه شروع کردم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین روحیه‌ی دانشگاهی هم لازم بود تا با نگاه جهانی به موضوعات، موضوعات دینی را دنبال کنید. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد: سؤالی داشتم. ‌طلبه پایه دومی هستم که پیام تعطیلی مدرسة علمیّة به دستم رسید. مطالعه های آزادم رو تا الآن تحت نظر اساتیدی که کتب علّامه مطهری رو پیشنهاد می کردند پیش می بردم. اتفاقات دیگری برایم افتاد و سخن مقام معظّم رهبری به گوشم رسید که فرمودند: جوانان، گوشتان به دهان امام باشد و ببینید امام چه می گوید. از طرفی گفته شده است کسی که هرکس می خواهد در حوزه حرفی برای گفتن داشته باشد باید مطالعهٔ آثار شهید مطهری را پیش بگیرد. از طرفی دیگر علاقه به مطالعه کتب روایتی (نهج البلاغه و الغدیر و...) و کتب آیت الله خامنه ای دارم. و چه و چه... چه ملاکیست برای مطالعه غیر درسی یک طلبه؟ اولویت را با چه ملاکی باید چید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مواردی که نام برده‌اید همه را باید ورود کنید ولی فعلا ببینید ذوق شما در کدام مورد است، همان را فعلا دنبال بفرمایید. موفق باشید


  • با سلام و احترام:
    اینجانب عضو هیات علمی رسمی قطعی گروه مهندسی عمران هستم. علاوه بر تدریس، حدود ۳۰ دانشجوی کارشناسی ارشد فارغ التحصیل نموده ام. می توان گفت مقالاتی که از تحقیقات بنده مستخرج شده کاربردی نبوده و صرفا با شبیه سازی عددی در موضوعات مختلفی تهیه شده است. البته حقیقتا این کارهای پژوهشی را با علاقه انجام نداده ام و از طرفی وقتی به این کارها نگاه می کنم می بینم که هیچ کاربردی نداشته و فقط فایده آنها فارغ التحصیل کردن تعدادی دانشجو و کسب امتیازاتی برای من بوده که پایه های سالانه و ارتقاء به مرتبه دانشیاری را بهمراه داشته است. و این مسئله نیز در بی انگیزه شدن من برای انجام پژوهش در زمینه تخصصی خودم تاثیر بسزایی داشته است. گاهی فکر می کنم خداوند متعال استعداد و ماموریت زندگی من را در انجام این زمینه قرار نداده و احساس می کنم اینکار برای من ممکن است علم لاینفع باشد. گاهی فکر می کنم شاید بهتر است مسیر خود را به انجام پژوهشهای قرآنی (مثلا در خصوص مطالب در ارتباط با آب) تغییر دهم. اما آیا به مصلحت است که من با حدود ۴۵ سال سن وارد این مسیر شوم؟ اگر بله از کجا شروع و چه مطالبی را مطالعه کنم؟ چند سال گذشته حدود هفت جزء از قرآن را حفظ کردم. البته حفظ را رها کردم چون به این نتیجه رسیدم که تدبر بر حفظ اولویت دارد. ممنوم میشم مرا از توصیه های ارزشمند خود بهره مند فرمایید. آیا از نظر دانشگاهی قابل پذیرش است که کار پژوهشی خود را در این زمینه جدید انجام دهم؟
    از اینکه وقت ارزشمند شما استاد گرامی را گرفتم عذرخواهی می کنم. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر در عین حضور در دانشگاه و فعالیت در آن مسیر، سیر مطالعاتیِ سایت را دو تا سه سال دنبال بفرمایید و سپس به تفسیر المیزان بپردازید؛ جهت‌گیریِ خوب و لازمی در مسیر تحقیقات دانشگاهی به میان می‌آید. مثل کاری که تا حدّی آقای دکتر گلشنی انجام می‌دهند. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب خدمت استاد:
    یکی از آیات عظام قم که در خدمتشان بودیم چند روز پیش حدود دو ساعتی هم کلام شدیم با ایشان که ممهز در فقه و اصول و رجالند. ایشان به حقیر گفتند شما قریب الاجتهادی، بنده از طرز صحبتهایت این را متوجه می شوم! و فرمودند درست است که حوزه نیستی ولی درس خارج آیت الله جوادی را شروع کن هفته ای یک جلسه حیف است و ....
    می خواستم از شما که بهتر به زندگی و شرایط بنده آگاهید بپرسم، که آیا لازم است فقه را به این نوع و شیوه هم بخوانم؟ آیا اساسا در نوع تفکر بنده کمک خواهد کرد؟ در زندگی ای که شاید حالا حالا ها به زندگی طلبگی بازنگردد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: تجربه‌ی بنده هم همین بود. لذا سعی می‌کردم در جریان درس خارج آیت اللّه لنکرانی و آقای منتظری که قدیم‌ها از رادیو پخش می‌شد؛ قرار بگیرم. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام بر شما:
    ۱. پاسخ آخرین نامه ای که برای شما فرستادم را خواندم و در آن تامل کردم و نگاهی به خود کردم، الان چند روزی است از آن حال عجیب در من می گذرد، من واقعا از مطالعه و شنیدن سخنرانی افق های زیبایی در برابرم گشوده می شود اما نمی دانم این شیطان است که با حمله نا امیدی مرا از آن زیبایی ها منع می کند و یا ظرفیت وجودی من کم است و من زیاده روی می کنم. برای فهمیدن و یا اینها مواقفی است که خداوند ما را در آن قرار می دهد تا مقاومت ما برای ادامه مسیر افزایش دهد؟ کدام مورد است تا با آگاهی از به وجود آمدن دوباره آن جلوگیری کنم یا با آرامش آن را طی کنم. آنچه درباره خود یافتم وجودی دارم با هزاران سوال در دهن خود که برای رسیدن به جواب آنها مطالعه می کنم و سخنرانی گوش می کنم، هرگز نتوانستم با سیر خاصی حرکت کنم چون طبق سوآلات ذهنی خودم به دنبال مطالب می روم و گآهی مانند کنار هم قرار گرفتن پازل های بهم ریخته مطالبی برآیم کشف می شود که در مطالعات بعدی می فهمم درست است. با این احوال حوصله کارها و فعالیت های اجتماعی از من سلب شده و وقتی در اجتماع افراد (به جز خانواده ام، آن هم محدود) می روم که بحث علمی در آن نیست انگار مرا در جهنم بردند و مجبورم تحمل کنم تا به خانه برگردم، البته جلسات سخنرانی و روضه اهل بیت را می روم و در روابط با دیگران هم مشکلی ندارم. در گوشه ای در کنار امور خانه داری با لذت به دنبال جواب سوالات خودم هستم و به سختی دروس حوزه را غیر حضوری می خوانم ولی هیچ امیدی به آن ندارم و برآیم لذتی هم ندارد و همین گاهی باعث استرس من می شود که وظیفه من نسبت به جامعه چه می شود ولی افقی هم در برابر خود برای مسولیت اجتماعی نمی بینم چون محدودیت در علم و تحصیل و مطالب دانشگاهی و حوزوی اذیتم می کند و همین را هم که می خوانم برای یادگیری اصول تفکر است که به خطا نروم. برای همین هرزگاهی کاملا بی تاب می شوم و دست نگه می دارم و فقط ذکر می گویم تا از آن حال خارج شوم. نمی دانم عیبی دارم که آن را نمی توانم در خودم ببینم. لذا از شما خواهش می کنم با این اوصاف اگر عیبی می بینید که باعث بروز آن استرس چند روزه می شود مرا راهنمایی کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از آموختن ادبیات عرب از طریق حوزه و به روش حوزوی، خوب است مدتی به آثار استاد شهید مطهری بپردازید و از پرداختن به ورزش و آماده‌شدن برای فعالیت در فضای مجازی نیز خود را آماده کنید. البته آموختن تایپ که از لوازم این کار است در حدّ ممکن لازم است. إن‌شاءاللّه وقتی معنی حضور در آینده برایتان روشن شد، نگرانی‌های روحی‌تان از بین می‌رود. موفق باشید


  • با سلام و تسلیت:
    ببخشید یک سوال؟ با توجه به اینکه الان ایام امتحانات است و طلاب هم امتحان دارند و از طرفی تشییع شهید حاج قاسم سلیمانی است. کدام اولویت دارد؟ الان وظیفه ما شرکت و دفاع از سردار امنیت است و هیچ. این درست است؟ یا اینکه استدلال که تشییع شهید آن هم چنین شهید والا یک بار است ولی امتحان بعد هم می شود. یا اینکه مثلا ۸ سال دفاع مقدس کسانی که درس را رها نکردند و به جبهه نرفتند باختند. و دیگر اینکه آیا آنجا که امام در کلاس درس بودند و خبر شهادت حاج آقا مصطفی را به ایشان دادند و ایشان کلاس را ترک نکردند و فرمودند امانت الهی بودند و... آیا این خط به ما می دهد یا ربطی ندارد؟ متشکرم. در این زمینه راهنمایی بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به طور جدّی به درستان لطمه‌ای نخورد، حضور در تشییع بدن مبارک آن مرد الهی، حضور در صحنه‌ای است که ملائکة اللّه به نحو چشم‌گیری در آن‌جا حاضرند و افق‌های نظر به حقایق عوالم بالا را در مقابل جان شما می‌گشایند. موفق باشید