×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    دروس حوزه، دروس دانشگاه

  • بسمه تعالی. سلام علیکم: با عرض خسته نباشید خدمت حضرتعالی در مورد کار کردن کتب «ده نکته از معرفت النفس» و «از برهان تا عرفان» را برای طلاب از چه پایه ای صلاح می دانید که به دروسشان هم لطمه ای نخورد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که از همان ابتدا این کار انجام بگیرد ولی با کنترل، تا درس رسمی حوزوی طلبه به حاشیه نرود. موفق باشید


  • با عرض سلام
    یه سوالی از استاد داشتم.
    من الان ۱۶ سال دارم و ان شاءالله با رفتن به حوزه حدود چهار یا پنج سال دیگه می خواهم در حوزه فلسفه را تفصیلا بخوانم. بنابر اینکه قرار است ان شاءالله تفصیلا کار شود، آیا خواندن ریاضی و تسلط بر آن لازم است کما اینکه به علامه طباطبایی هم گفته شد که ابتدا ریاضی بخوان. اگر که لازم است از کی و چگونه باید شروع کرد وبه چه مقدار باید اکتفا کرد و نیز چه نوع ریاضی (جبر، هندسه...) باید خواند. علاوه بر ریاضی اگر چیزهای دیگری هم به فهم ما در فلسفه کمک می کند ذکر بفرمائید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بگذارید به وقتش که وارد فلسفه شدید، اگر لازم بود در مورد ریاضیات تصمیم بگیرید. به طور معمول لازم نیست. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز: پسری هستم ۱۸سالم است تازه وارد حوزه شدم فضای حوزه اکثرا غفلت آور است از ابتدای ابتدا و صفر می خواهم شروع کنم به کار کردن عرفان عملی سوالات من: ۱. برای شروع کردن به عرفان عملی از صفر چه کنم؟ ۲. برنامه ریزی دقیق عملی و دائم چیست و سیری منظم به سوی خدا چیست؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا و در اصل، باید تماماً مشغول دروس حوزه بشوید و اگر فرصتی پیدا شد کتاب‌های شهید مطهری را دنبال کنید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد عزیز! حقیر طلبه هستم و چند سالی است که در حوزه هستم و با روحانیت حشر و نشر دارم. به جرأت می توانم بگویم که بزرگترین مشکل روحانیت فعلی، این است که با جامعه انس ندارد، با جوانان و نوجوانان انس ندارد. بزرگترین ضربه را زمانی خوردیم که بین مردم و روحانیت فاصله ایجاد شد. جسارت مرا ببخشید ولی این اشکال خیلی از بزرگان حوزوی هم هست که با جامعه انس ندارند. استاد! به داد اسلام برسید! به داد جوانان برسید! که دشمن دارد آنها را به خودش جذب می کند. مردم تا زمانی که روحانیت را یک تافته ی جدا بافته بپندارند، حاضر نیستند به روحانیت رجوع کنند. حقیر در این رابطه از شما دو سوال دارم.
    1. بفرمائید که در نگاه تربیتی و اجتماعی چگونه با مردم و مخصوصا جوانان، ارتباط بگیریم و آنها را جذب اسلام کنیم؟ به راستی این معضلی بسیار عظیم است که مردم و جوانان به خاطر خیلی از این مقدس نما ها از دین فراری شده اند. به راستی چرا جامعه کنونی از روحانیت و از اسلام زده شده اند؟ اشکال در کجاست؟ در خودشان یا در ما مذهبی ها و ما آخوندها.
    2. شما در پاسخ بسیاری از سوالات طلبه ها در خصوص معمم شدن، فرموده بودید که اوایل درس خارج. حقیر پایه چهارمم را به اتمام رسانده ام. استاد من خودم را می شناسم! اگر معمم بشوم ان شاءالله هم از لحاظ تقوایی بهتر می شوم و هم از لحاظ درسی. خودم هم قلبا دوست دارم که زودتر ملبس بشوم. آیا شما صلاح می دانید که حالا که در اوایل پایه پنجم هستم، دائما معمم شوم. اگر نظرتان مثبت است خواهشا یک نصیحت جامع و کاملی بکنید که چه کنم که به آبروی اسلام و آبروی اهل بیت علیهم السلام و روحانیت ضربه نزنم و برای تاریخی که در آن قرار گرفته ام مفید باشم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مشکل اصلی تبلیغات فرهنگ سکولارِ غربی است که مردم را در کلّ جهان از دیانت فاصله داده تا آن‌که به روحانیت رجوع نکنند. البته که ضعف‌هایی در روحانیت هست، ولی بیشتر وظیفه‌ی همه‌ی مردم است که برای حفظ دیداری خود به روحانیت رجوع کنند 2- چه اشکال دارد اگر احساس می‌کنید با معمم‌شدن بهتر می‌توانید بهتر کار کنید، معمم شوید به شرطی که بیشترین فرصت را جهت دروس حوزوی صرف کنید و تقوا و تواضع را ملکه‌ی خود نمایید. موفق باشید


  • با عرض سلام خدمت استاد گرامی:
    می خواستم بپرسم جوانانی که بعد از مطالعه ی کتاب های شما دیدگاه جدیدی پیدا می کنند و در گذشته رشته ی دیگر دانشگاهی مثل معماری خوانده اند و اکنون در شرایطی قرار گرفته اند که نه پشتوانه ی محکمی در زمینه ی دیدگاه جدید دارند و نه دیدگاه های گذشته ی خودشون رو می توانند دنبال کنند، چه کاری باید انجام بدهند و چه فعالیتی رو باید پیگیری کنند؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحثی که بنده و امثال بنده عرض می‌کنیم بیشتر به جهت آن است که جهت‌گیریِ افراد در امورات‌شان تصحیح شود و لذا لازم نیست که مثلاً جنابعالی رشته‌ی معماری را دنبال نکنید، بلکه معماری را با روحِ معنیِ لازم می‌توانید عرضه نمایید. به عنوان نمونه کانال «ندای اندیشه» دو جلسه از سخنرانی آقای دکتر محمود ارژمند را در رابطه با معماری اسلامی مطرح کرده‌اند خوب است به آن کانال به آدرس https://t.me/nedayeandishe/284 رجوع فرمایید. موفق باشید  


  • به نام خدا.
    با سلام خدمت استاد گرامی:
    بنده دانشجوی داروسازی هستم. کتب «علل تزلزل تمدن غرب» و «فرهنگ مدرنیته و توهم» را مطالعه کردم. درست است که بسیاری از مطالب ذکر شده در این کتب را قبول دارم، اما در نهایت پس از اتمام این کتاب ها نتوانستم به این نتیجه برسم که باید چه کنم؟! بنده چند سال پیش بسیار علاقه مند به علوم تجربی بودم و همواره یکی از اهداف بنده ادامه ی تحصیل در رشته ی خودم و تدریس در دانشگاه بوده است، اما بعد از خواندن این کتب و شنیدن تعدادی از سخنرانی ها (مثلاً سخنرانی های استاد شجاعی) و با فهمیدن نواقص این علوم در جهان امروز (مانند معنویت زدایی از علم) تنها اتفاقی که برای بنده افتاد این است که دلسرد شدم و هدف گذاری برایم بسیار سخت شد. سوالی که دارم این است که درست است که من می دانم علم تجربی نواقصی دارد و می دانم که علم تجربی نمی تواند بیانگر همه ی حقایق عالم باشد، اما با توجه به اینکه رشته ی بنده که خود به نوعی می توان گفت بنیادش بر اساس علم تجربی است یکی از علایق اصلی من است، چگونه می توانم ادامه ی تحصیل دهم (که البته در صورت ادامه ی تحصیل مسلماً طبق همین سیستم علم تجربی امروز به بنده تدریس خواهد شد نه طور دیگر) که در عین حال از معنویت و قرب به خدا دور نشوم؟ اساساً اگر به دنبال علم تجربی رفتم، «نیت» یا «هدف» ام باید چگونه باشد که دچار انجراف از مسیر الهی نشوم و همچنین اگر در این زمینه استاد شدم مایه ی انحراف دیگران نیز از تدین نشوم؟ چگونه بدون ناامیدی از علم تجربی، دوباره مثل سابق به ادامه ی تحصیل و تدریس فکر بکنم به طوری که هم فکر من منحرف از معنویت نباشد و هم بتوانم بیشترین سود را به جامعه برسانم؟ دفعه ی پیش سوال نسبتاً مشابهی از طریق سایت از شما کردم که جواب برایم کمی مبهم بود. بنابراین این بار تصمیم گرفتم سوال را بیشتر باز بکنم و دقیق تر بپرسم، چرا که دانستن جواب این سوال می تواند مسیر زندگی من را عوض کند. با تشکر.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خودآگاهی در تحصیل علوم تجربی بسیار مهم است تا در عین ورود به آن علوم، نقص‌ها و محدودیت‌های آن را بشناسیم و شیفته‌ی آن نگردیم بلکه به حسب ضرورت از آن استفاده کنیم و آن‌جایی که می‌توانیم برای آن جایگزینیِ مناسبی تعیین نماییم، غفلت نکنیم. آری! بنا نیست علوم تجربی را زیر پا بگذاریم، بلکه باید متوجه بود نگاهِ علم تجربی علاوه بر آن‌که تنها نگاه به عالَم نیست، بلکه نگاه‌های کامل‌تر و مفیدتری هم هست و بسیاری از مشکلات مردم با نظر به نگاه‌هایی که عالَم معنا و معنویت را مدّ نظر دارد حلّ می‌شود. موفق باشید


  • با عرض سلام و خدا قوت:
    عرض و سوالی داشتم خدمتتان راجع به عالم طلبگی و متناسب کردن آن با زندگی طلبگی و مبحث رزق و فعالیت هایی که واسطه رزق یک طلبه می شوند.
    بنده طلبه ای هستم که تازه در حوزه شروع به تحصیل کرده و در همین حین به امر سفارش شده ی ازدواج تن داده ام. لیک این سوال برایم مطرح می شود آیا در این تاریخ واسطه های رزقی که ما برای خود باید راجب آن فکر و تلاش کنیم باید با توجه به سیره حضرات معصومین و امام علی (ع) باشد که هیچگاه دست از فعالیت اقتصادی نمی کشیدند و هم زمان به تبلیغ دین (که برای ما تحصیل هم اضافه می شود) می پرداختند. یا اینکه مانند جو غالب حوزه که به ارتزاق از طریق دین (نماز جماعت و...) روی آوریم؟ (اگر این مباحث در گذشته مطرح گشته، مزاحم اوقات استاد نمی شوم و صرفا منبع معرفی فرمایید) با تشکر. در پناه حق نیرومند برای ادامه راه حق

     باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید اگر ممکن است در چند سال اول طلبگی ممحّض درس و بحث حوزه باشید و بعداً هم در همان مسیر طلبگی، رزق مربوط به زندگی مشترکتان را شکل دهید. ائمه«علیهم‌السلام» علم لدّنی داشتند و نیاز نبود مشغول درس و مطالعه شوند. موفق باشید


  • سلام: می خواستم بدانم از نظر شما جایگاه دانشگاه (علی الخصوص دانشگاه هایی که بیشتر آموختن یک حرفه مثل پزشکی، مهندسی یا هنر را به عهده دارند) در وضعیت تاریخ کنونی با توجه به نظریاتتان در خصوص تفاوت حکمت و دانش مدرن و همچنین رسالت دانشگاه که به گفته ی شهید آوینی تربیت شهروندان مناسب دنیای مدرن و ... می باشد که از نظامات دنیای مدرن پیروی می کند و روح دنیای مدرن در تضاد با روح اسلام می باشد، چیست؟ نحوه ی برخورد صحیح ما با این آکادمی چه باید باشد؟ تسخیر یا دوری؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ما فعلاً با همین نهادهای آموزشی روبه‌روئیم. لذا باید با خودآگاهی نسبت به این نقص‌ها سعی کنیم در همین بسترها بشری تربیت شود تا به مرور هدف اصلی آموزش در نظام اسلامی شکل گیرد. موفق باشید


  • سلام:
    1. استاد با توجه به اینکه ساعات زیادی را صرف خواندن ادبیات عرب می کنم می بینم باز هم عقبم یعنی دچار یک نوع بی برکتی هستم. خیلی کند پیش میرم. اوایل اینطور نبود. اما حالا هر چه می خوانم شب که می خواهم بخوابم از خودم راضی نیستم. البته کم هوش نیستم. نمی دانم مشکلم را چه جور بگم. در مدرسه هم که استادمان انگار از خودمان عقب تر است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا همه‌ی آن‌هایی که کَمَکی حالِ عرفانی در سر دارند؛ در رویارویی با ادبیات عرب گرفتار همین قبض و بسط‌ ها هستند. به قول رفقا بالاخره چاره‌ای جز شیرخوانیِ این دروسِ بی‌روح نیست. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد عزیز:
    می شود کمی بیشتر در مورد عالم فقه و اینکه چگونه وارد آن شویم تا از فقه زده نشویم و لذت آن را ببریم توضیح دهید. با توجه به آن قسمت از کتاب ادب خیال و عقل و قلب قسمت آخر که می فرمایید باید در فقه وارد عالم فقیه شد. من طلبه ای هستم که نیم سال لمعه خوانده ام ولی از فقه احساس لذت که نمی کنم احساس دل زدگی می کنم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا چندان کاری به موضوعات فقهی نداشته باشید متوجه‌ی دقت فقیه شوید که چگونه از روایات و آیات، احکام مربوطه را استنباط می‌کند. عقلِ فقهیِ فقیهان در متون فقهی بسیار ارزشمند است. موفق باشید


  • با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز:
    استاد چند سوال داشتم:
    ۱. برای تقویت اراده و دوری از تنبلی و کسالت چه کنم واقعا معضلی شده برایم. به بسیاری از کارها و مطالعات و اموراتم نمی رسم و هی عقب می اندازم به بهانه های واهی.
    ۲. استاد درست است که بخواهم شب تا صبح را به مطالعه ببردازم و سحر داشته باشم و بعد استراحت رو بعد از بین الطلوعین داشته باشم؟
    ۳. استاد طلبه هستم و بخاطر همون مشکل سوال اول در دروس حوزه کاری نکردم از لحاظ علمی و خیلی عقب هستم الان هم مشغول بایه ی ۹ هستم و نمی دانم چکار کنم که چطور برگردم یا امکان مطالعه ی دوباره هست یا نه یا .... و حال که از لحاظ علمی کاری نکرده ام نمی دانم الان چه کنم؟ وقتم رو روی دروس حوزه بگذارم و دوباره کار کنم یا از لحاظی دیگر مطالعات داشته باشم { مطالعات جنبی } یا ... .
    ۴. استاد گاهی هم که بخواهم مطالعه کنم به شدت در مطالعه وسواس دارم طوری که گاهی یک کتاب کوچک را مدت ها طول می کشد که بخوانم حال یا بخاطر مثلا خلاصه کردن دقیق یا تایب نکات یا چکیده نویسی یا ... که گاهی از یه کتاب کلی خلاصه می نویسم و بعد هم از مطالعه خسته می شوم یا معمولا کتاب ها رو نیمه کاره رها می کنم.
    ۵. استاد جواب های سوال هارو به ایمیل شخصی هم میفرستین یا فقط در سایت قرار می دهید؟
    ۶. استاد نظرتون در رابطه با جبهه ی جمنا و آقای رییسی چیست؟‌
    چند تا سوال دیگه هم داشتم فراموش کردم خدا خواست وقت شما رو کمتر بگیرم. ان شاالله هر وقت یادم اومد می فرستم براتون. تشکر و ممنون استاد

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سعی کنید به خودتان برنامه‌ی هفتگی بدهید و مطابق آن عمل کنید  2- خیر! در خواب شب آرامشی را خداوند گذاشته است که در خوابِ روز نیست، مگر موارد استثنایی. فرمود: وَ هُوَ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً وَ النَّوْمَ سُباتاً وَ جَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً . 3-  اول اولویت را به بازخوانیِ دروس حوزوی بدهید که در آن دروس محکم گردید 4- در مطالعه سعی کنید نکات کلی را یادداشت نمایید و روحیه‌ی اجتهادی در مطالعه را تقویت کنید، نه حالت تقلیدی را 5- اگر موضوعات، شخصی نباشد آن سؤال را در معرض دید عموم کاربران قرار می‌دهیم  6- به جمنا اعتماد دارم. موفق باشید


  • سلام:
    1. طلاب در ماه رجب روزه بگیرند بهتر است یا تمام توانشان را بر دروسشان بگذارند یا چیزی میان این دو؟
    2. نظر حضرتعالی در مورد قانون جذب چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تا آن‌جایی که به دروس‌شان لطمه‌ای نزند، خوب است که از برکات ماه رجب که از جمله‌ی آن‌ها روزه است استفاده شود 2- نمی‌دانم. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    با عرض سلام و تبریک سال نو و آرزوی موفقیّت روز افزون برای استاد گرانقدر شرمنده که مجدّدا مزاحم میشم. بنده از طلبه های قزوین هستم و چندی قبل از شما سوالی راجع به ارتباطم با یکی از دوستان داشتم که فرمودید از ایشان بخواهید مطالعه کتاب و... را بر عهده خودتان بگذارد و از رابطه مرید و مراد بازی بپرهیزید. بنده بالأخره اون نوع رابطه ام با اون دوست بزرگوارم که واقعا به گردنم حق دارد قطع شد و از شما به خاطر مشورتتان تشکر می کنم. بنده تقریبا 6 - 7 سالی (دو سه سال قبل از ورود به حوزه) است که کما بیش وارد مباحث معرفتی و ارتباط با کتب علما أعلی الله مقامهم شده ام ولی چون غالبا در انتخاب کتاب و فکر مستقلّ نبوده ام متأسفانه نوعی عدم رشد کافی و مدیریت در خود احساس می کنم و شاید بتوان گفت که از فضای خودم خارج می شوم. بحمد الله استعداد ذهنی و فکری خوبی هم خداوند به بنده عنایت کرده است و در مورد دروس رسمی حوزه مشکلی ندارم. با عرض پوزش از اطاله کلام چند سوال داشتم:
    1. از این به بعد آیا شما برای بنده ارتباط خصوصی با اساتید و شرکت در جلساتشان را توصیه می کنید یا نه؟ متأسفانه در قزوین وضع جلسات اخلاقی خیلی تعریفی ندارد و بنده به شدت احساس می کنم که باید با یک استاد در ارتباط باشم، مرا موعظه کند و قلبم را بیدار کند. آیا در پی استادی باشم یا نه؟ (مدّتی است که حتّی بر سر انتقالی گرفتن به اصفهان هم فکر می کنم، یا تهران و ارتباط با استاد احمد عابدی أیّدالله اگر بپذیرند). شرمنده من راستش رو میگم اگر چه که میگن «هر راست نشاید گفت» چون معتقدم با کسی که از او مشورت می گیرم رو راست باشم.
    2. در کل آیا انسان می تواند خودش به سراغ کتاب های علماء برود و تکلیف خود را بفهمد و سیر کند، اگر چنین است پس اینکه می گویند در این صورت «منِ» انسان برای خودش تعیین تکلیف می کند یعنی چه؟ استاد که اینقدر سفارش شده جایگاهی دارد؟
    3. ذهن بنده خوشبختانه یا متأسفانه یک مقدار قابل توجهی جوال است و اصطلاحا حسّ کنجکاوی قوی دارم، در مورد مسائل فردی و سلوک شخصی نقطه ابهام های زیادی در ذهنم دارم و متأسّفانه همراه با آشفتگی. در مورد ادامه راه مطالعات دینی چه توصیه ای دارید؟ (تمرکز بر سر نقاط ابهام یا....) گاهی با دیدن اختلاف نظرهای علماء به این نتیجه می رسم که شاید تنها راه برون رفت از این آشفتگی و پیدا کردن راه، انس با قرآن و تفسیر است، وقتی می خواهم به سراغ کتاب علما بروم می بینم این عالم در این موضوع کتاب دارد، آن عالم هم دارد و... و با دیدن اختلاف نظرها آشفته تر از قبل به نقطه اول بر می گردم.
    3. آیا شما تمرکز بر روی کتاب های یک عالم مثلا آیت الله جوادی آملی حفظه الله یا حضرت امام رضوان الله علیه را برای بنده صحیح می دانید یا نه از همه علما حتّی المقدور استفاده کنم؟
    4. بنده الان اگر اراده ازدواج بکنم پدرم حمایت می کند و إن شاء الله مشکل مالی چندانی نخواهم داشت با توجه به اینکه هم در خود نیاز جنسی و هم نیاز عاطفی احساس آیا اقدام به این امر را شما صلاح می دانید؟ (آیا انسان برای رفع نیازش اقدام به ازدواج بکند مصداق روایت «من أنکح لله أصاب ولایة الله» می تواند باشد).
    5. آیا ازدواج مانعی برای سلوک بنده نخواهد بود؟ شاید که نه حتما در صورت مجرّد بودن می توانم بیشتر و عمیق تر بر روی دروس حوزوی کار کنم؟
    6. در مورد دروس رسمی حوزه هم بنده یک مقداری شاید بتوان گفت وسواسی هستم و همواره سعی می کنم مثلا در ادبیات، منطق، اصول و... بگردم و حرفی را که مستدل است بپذیرم و نه هر حرفی را، لذا به کتاب های مختلف مراجعه می کنم و شاید بتوان گفت مطالعه زیادی می کنم که همین کثرت کار علمی غالبا باعث این می شود که در نماز و ... تمرکز ذهن ندارم چه برسد به حضور قلب؟ اینکه برخی از علما می گویند کار علمی طلبه همان ذکر اوست یعنی چه؟
    7. میل زیادی به علم دارم که اگر با خودم باشد دوست دارم هیچ نخوابم و فقط درس بخوانم (البته هر مطلبی نمی خوانم سعی دارم در فضای درسی و معرفتی باشد)، آیا در پی این میل رفتن و مطالعه کردن غلط است؟ بنده می ترسم از آن کسانی باشم که روز قیامت جزو اولین گروهی هستند که وارد جهنم می شوند و به ایشان می گویند شما برای خدا درس نخواندید بلکه برای این بود که نگویند نمی دانید؟ اگر لطف کنید و سوال را بر روی سایت نگذارید ممنون می شوم. با عرض پوزش مجدّد، خیلی عذر می خواهم، خیلی طولانی شد ببخشید. جزاکم الله خیراً. و السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بالاخره باید اگر می‌توانید با صوت هم که شده درس اخلاق و تذکری داشته باشید 2- اساتید محترم به این امید این کتاب‌ها را نوشته‌اند که با ما سخن بگویند 3- مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را پیشنهاد می‌کنم. مطالعه‌ی آثار علمایی که سیره‌ی حضرت امام و علامه طباطبایی را دنبال می‌کنند برای طلبه لازم است 4 و 5- اگر به درس‌هایتان لطمه نمی‌زند، اشکال ندارد 6- باید مزه‌ی عبادات و اُنس با خدا را به قلب چشاند 7- علم‌جویی در مسیر دین، یک نحوه حقیقت‌یابی و تقرب به خدا می‌تواند باشد. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    با عرض معذرت از محضر استاد به علت گرفتن وقت ایشان.
    بنده سه ساله در حوزه درس می خوانم هنوز نمی دانم این ادبیات عرب به چه درد من و مردم می خورد. مردم مگر از ما ادبیات می خواهند؟
    هم تفسیرها نوشته شده و ترجمه هم کتب دیگر که به فارسی هستند و ما هم که هیچ وقت نمی توانیم در علم به پای علامه طباطبایی و امثال ایشان برسیم پس برای چه اینقدر برای ادبیات وقت می گذاریم ولی موقع پاسخ دادن به شبهات بعضی افراد هیچ جوابی نداریم بدهیم؟
    سوال دیگر که ذهن من را مشغول کرده این است که چرا خیلی از افراد غیر طلبه در معنویت بیشتر از طلبه ها رشد می کنند اگر رشد در معنویت در خارج حوزه اینقدر خوب است و حتی دروس حوزه را بیرون هم می شود خواند پس طلبگی واقعا به چه درد می خورد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: یادگیری ادبیات عرب برای فهم منابع دینی نه تنها لازم، بلکه ضروری است در آن حد که ابدا ترجمه‌‌ها روح اصلی آن متون را نمی‌توانند ارائه دهند و اگر کسی بخواهد کارشناس تفکّر دینی شود حتما باید زبان عربی را که آموزه‌های دین از آن طریق به ما رسیده‌‌است فراگیرد. می‌ماند که اگر انسان درست ادبیات عرب را استفاده کند، بعدا به بهترین نحو و با رجوع به متون اصلی یعنی قرآن و روایات جواب شبهات را می‌دهد و آن‌گاه که حقیقتا بخواهد به معنویت اصیلی وارد شود، کارشناسانه تر وارد می‌شود و این، به این معنی نیست که هر کس حوزه بیاید و یا عربی بخواند انسان متدینی خواهد شد بلکه بر عکس اگر کسی بخواهد مراتب سلوک را طی کند، با در دست داشتن متون اصلی و به خصوص با علم به فقه و فقاهت بهتر، محکم‌تر و مطمئن تر طی خواهد کرد. موفق باشید


  • سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز:
    می خواستم بدونم حقیر طلبه هستم برای این که کلام را خوب بفهمم چه کتابی را پیشنهاد می کنید که بخوانم؟ در مورد خواندن کتب عقائد چه طور؟ نظر حصرت عالی در مورد خواندن کتاب کشف المراد چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: یک طلبه باید «کشف‌المراد» یا «تجریدالاعتقاد» را مطالعه کند. برای دقت در امور کلامی، خوب است کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست دنبال شود. موفق باشید


  • سلام استاد: طلبه هستم و اينكه بعضي ها روزي 12 ساعت مطالعه مي کنند ولي من اين كار را نمي توانم انجام بدهم چه کار کنیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت چون ما علم لدنی نداریم و در کسوت طلبگی باید اطلاعات خوبی داشته باشیم؛ وظیفه داریم تا آن‌جا که ممکن است از فرصت‌ها جهت مطالعه استفاده‌ی کامل بنماییم. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    در باور برخی افراد این چنین مطرح است که به جز مجتهد کسی حق اظهار نظر ندارد و در مقابل هم هر سخنی را از کسی که اجتهاد دارد می پذیرند.
    اکنون در این باره سوالاتی از محضرتان داشتم؛
    1. اگر چه بفرموده حضرت عالی فقه در علوم اسلامی نقش علوم پایه را دارد و یقینا صحیح هم هست ولی مگر تعبیر بزرگان از اجتهاد به ملکه نیست؟ و ملکه هم بدست آوردنی است نه اعطایی، آن بزرگواری هم که به یک شخص اجتهاد می دهد در حقیقت وجود ملکه در او را تائید می کند نه اینکه کار او به منزله دادن ملکه به شخص باشد. سوال اینجاست که اگر کسی به واقع ملکه اجتهاد در او حاصل شده بود ولی بر فقیهی که صاحب اجازات اجتهاد است عرضه نکرده بود نمی توان او را مجتهد و صاحب نظر دانست؟ آیا ما باید تابع دلیل اقوال افراد باشیم یا مدرک اجتهادشان؟
    2. فقه کنونی با همه توانش نظری اش خلأهای چشمگیری دارد که بر همین اساس هم ارتقاء نظام فقاهت توسط حضرت امام و رهبری مطرح و توسط بعضی آقایان فاضل پیگیری شد.
    مطمئنا فقهی که امثال آیت الله میرباقری در نظر دارند با فقه برخی افراد دیگر بسیار تفاوت دارد و درجات اجتهادی هم که اعطا می شود با نظر به همان سبک فقه مصطلح است.
    آیا صرف داشتن مدرک اجتهاد در این فقه موجب این می شود که انسان در هر زمینه ای حق اظهار نظر پیدا کند؟
    3. اساسا آیا اظهار نظر در حوزه دین نیاز به مدرک اجتهاد دارد یا فهم اجتهادی؟ آیا می توان گفته کسی را که بر طبق تفکر اجتهادی است به بهانه نداشتن مدرک اجتهاد رد کرد؟
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اگر کسی در مدت لازم با سیره‌ی اجتهادی جاری در حوزه‌های علمیه مأنوس باشد و در خود استعداد لازم را احساس کند پس از مدتی فهم اجتهادی مورد نظر در او پدید می‌آید و ربطی به مدرک اجتهادی ندارد. می‌ماند که همان اساتیدی هم که ایشان در محضر آن‌ها تلمذ کرده است، فهم اجتهادی او را تأیید می‌نماید. موفق باشید


  • انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم
    عرض سلام و ادب خدمت وجود با برکت و با سعادت شما استاد عزیز و بزرگوار: ان شاء الله مشمول رحمت خاصه باری تعالی و دعای ویژه حضرت حجت (عج) هستید. استاد ما چند روز پیش در خصوص کسب نظر حضرتعالی پیرامون موضوع پایان نامه ارشد جامعه شناسی پیغام فرستادیم و بعد از آن مکرر پرسش ها را رصد کردیم اما پاسخ ما را مرحمت نفرمودید.
    خواهش می کنم به حقیر عنایت داشته باشید.
    سپاسگزاریم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب سؤال قبل عرض شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه حتی آن زمانی که استاد راهنما بودم عقلم در مورد موضوع پایان‌نامه‌ها به هیچ‌چیزی قد نمی‌داد. قبلاً هم در جواب سؤال شماره‌‌های 15300 و 10958 و 12594 عرض شده، واقعاً نمی‌توانم حقایق عالم را به صورت گزینشی و موضوعی بنگرم. زیرا لازمه‌ی این کار، نظر به کثرت است در وحدت، که توان بنده در این حدّ نیست. موفق باشید   


  • با سلام: اینکه در روایت آمده است که خدا رزق اهل علم را تضمین کرده است منظور از علم کدام است؟ آیا منظور علوم حوزوی است یا علوم دانشگاهی هم منظور است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت هر علمی که نظر به حقایق و سنت‌های الهی در عالم داشته باشد، شامل روایت مذکور خواهد بود اعم از علوم حوزوی و دانشگاهی. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز: خسته نباشید.
    این سوال یکی از دوستان طلبه ام هست از محضر شما:
    استاد بنده طلبه پایه پنج هستم و ۲۴ ساله و حدود پنج ماه از زندگی متاهلی ام می گذرد
    کتاب های شما و شهید مطهری را کامل خوانده ام، همچنین کتاب های زیادی را به صورت پراکنده از حضرت علامه آیت الله طهرانی و آیت الله جوادی آملی و آیت الله مصباح و آقای صفایی حایری و همچنین علمای بزرگ دیگر مطالعه کرده ام. استاد نمی دانم چرا به وحدت نمی رسم. چرا حیران و گیجم، چیزی که دائم ذهن مرا فراگرفته این است که نکند مصداق آیه «ان الانسان لفی خسر» شوم. استاد خسته ام، حیران و سرگردانم. راهنمایی ام کنید.
    متشکرم استاد عزیز و التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود این عطش و این حساسیت هر دو خوب است. به امید آن‌که بتوانید به آن، جهتی دهید به سوی عرفانِ حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» که در مقابل ما گشوده‌اند، از جمله تفسیر سوره‌ی حمد. البته به شرطی که از دروس رسمی حوزه کم نگذارید. موفق باشید   


  • سلام علیکم:
    استاد گرامی، اگر در یک دوره از پذیرش حوزه های علمیه فرضاً 10 هزار نفر از متخصصان علوم پایه مثل ریاضی و فیزیک و شیمی و زیست شناسی و... وارد حوزه های علمیه شوند و در کنار کار تخصصی خود شروع به مطالعات حوزوی کنند چه اتفاقی می افتد؟ آیا حوزه ها با وجود چنین افرادی از مسیر و مأموریت اصلی خود منحرف می شوند؟ آیا خوف سکولار شدن حوزه ها وجود دارد؟


    سوالم را واضحتر بیان می کنم:با توجه به سخان رهبرمعظم مبنی بر پیشرفت علمی چه میشود که حوزه ها و روحانیت که هادیان جامعه هستند در این علوم پیشقدم شوند؟ یعنی در تولید علم ساینس با با پشتوانه غنی معارف اسلامی شرکت کنند.مثل بسیاری از بزرگان تاریخ که هم عالم دین بودند و دانشمند تجربی.
    به نظرشما اینگونه هم پیشرفت علمی سرعت نمیگیرد وهم پیوند دین و عقل و علم بیشتر روشن نمی شود؟

    میدانم که گستردگی علوم این کار را دشوار کرده است اما آیا واقعاً نمی شود؟
    با سپاس/خداوند بر توفیقاتتان بیفزاید

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار اگر عالمانه و با شناخت تاریخی انجام بگیرد، کار بسیار لازمی است به شرطی که هر دو طرف بدانند چه‌کار باید بکنند. نگاه اندیشمندانِ علوم پایه باید متوجه‌ی نقص‌ها و محدودیت‌های اندیشه‌ی پوزیتیویستی حاکم بر آن علوم باشد و نسبت به آن نقص، خودآگاهیِ کاملی پیدا کنند که فعلاً ما در این شرایط هنوز قرار نگرفته‌ایم و حوزه هم باید متوجه‌ی نقصِ نگاه متافیزیکی و انتزاعی خود بشود که در این امر نیز کارِ چندانی نشده، ولی بحمداللّه در هر دو گروه افقی برای رفع نقص‌های مذکور در حال طلوع است. موفق باشید 


  • بمسمه تعالی
    با سلام خدمت حضرت استاد و آرزوی سلامتی:
    حاج آقا سه تا در خواست داشتم ممنون می شوم رهنمایی بفرمایید.
    مطلب اول: حقیر تازه طلبه شدم (24 ساله مجرد هستم و بعد از کارشناسی توفیق شد آمدم حوزه) خیلی دوست داشتم نصیحتی و موعظه ای در ابتدای راه حقیر را بفرمایید که ان شاء الله به آن عمل خواهم کرد.
    مطلب دوم: حقیر گناهان زیادی دارم و نمی دانم با آنها چه کار کنم و کلا نمی دانم از کجا شروع کنم که به بهترین جه خودم را اصلاح کرده باشم لطفا راهنمایی فرمایید که چگونه چنین اصلاحی را انجام بدهم و از کجا شروع کنم؟
    مطلب سوم: می خواستم نظر حضرت عالی را در مورد تنوع اساتید اخلاقی که وجود دارد بپرسم از کجا متوجه شوم که چه سبکی برای من مناسب است؟ (مثلا مکتب سلوکی علامه طباطبایی و آقای بهاالدینی و...)
    با تشکر بابت زحمات فروان و التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر ادبیات عرب را در سال‌های اولیه محکم و بدون حاشیه‌رفتنِ در امور دیگر بخوانید بعداً پشیمان نمی‌شوید 2- همین‌که در فضای زندگیِ طلبگی مرتکب آن گناهان نشوید، نه‌تنها مزه‌ی آن گناهان می‌رود، بلکه از آن‌ها متنفر نیز خواهید شد 3- این به ذوق خودتان بستگی دارد که با کدام‌یک از اساتید، بیشتر متذکر می‌شوید. موفق باشید


  • با سلام خدمت مبارک استاد عزیز: دو سوال از محضر منور دارم.
    این که حضرتعالی در پاسخ این حقیر فرمودید که زیرساخت های معرفتی برای انسان تراز انقلاب اسلامی در راستای دولت اسلامی فراهم نیست. آیا مقصود حضرتعالی انسان های که برخوردار از یک مبانی علمی (معرفتی) و عملی عمیق باشند و در راستای تحقق دولت اسلامی تلاش کنند را نداریم یا این که مردم آمادگی پذیرش دولت اسلامی را ندارند؟ سوال دوم این که
    بنده پرسیدم که آیا دولت اسلامی باید ملهم و منطبق بر سیره حکومتداری نبوی و علوی باشد که جنابتان فرمودید: حتما باید این گونه باشد اما کارهای زمین مانده زیادی داریم. سوال این حقیر این است که مقصود از این کارهای زمین مانده چیست؟ مصادیق آن را نام ببرید؟ با سپاس

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ به صورت نظام مند هنوز معارف به روز تنظیم نشده‌است و استادان و طلابی هم که بتوانند آن معارف را ارائه دهند به انداز‌ه‌ی کافی نیستند. هنوز ما در حدّ معارفی که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود و عملا بسیار از نظر محتوا و موضوع ضعیف است، متوقف هستیم. 2ـ کارهای زمین مانده ارائه‌ی معارف قرآنی است با همان منطق وجودی و حضوری قرآن. موفق باشید


  • با سلام و عرض وقت به خیر:
    اینجانب در مسیر پیاده روی اربعین امسال با شما استاد گران قدر صحبت کردم. راجع به استاد اخلاق و ادامه تحصیل در حوزه و البته در حال حاضر هیئت علمی دانشگاه در رشته مهندسی کامپیوتر هوش مصنوعی هستم. متاسفانه در حوزه که ترم اول بودم علی رغم توانایی های زیادی که داشتم اجازه ندادند ادامه بدهم چون با کلاس های دانشکاه تداخل ذاشت. البته من خیلی پیگیر مباحث شما هستم چون نور واقعی را در آنها دیدم حتی بیش تر از حوزه که الان تقریبا مثل دانشگاه شده است. قصد دارم مباحث شما را ادامه بدهم و کار کنم. الان در قسمت های آخر حرکت جوهری هستم و مباحث مربوط به تمدن غرب و جامعه شناسی و... شما را هم دنبال می کنم. استاد شما خیلی در زندگی من نقش داشتید (البته با اراده الهی). سوال من دو قسمت است اگر لطف کنید و پاسخ دهید.
    ۱. من خیلی با مباحث ارتباط برقرار کردم اما در عمل به آن ها هنوز خیلی مشکل دارم.
    چه کنم؟‌ مشتاقم ولی درگیر ماده.
    ۲. از بچگی طبع شعری داشتم و الان در موسسه سها شعر کار می گنیم. کتاب ادب خبال عقل و قلب را خوانده ام. شرح غزلیات شما را هم می خوانم. دوست دارم شعرم جهت پیدا کند. چه کسی بهتر از شما می تواند من را راهنمایی کند؟
    می دانم خیال ام باید ادب شود ولی استاد:
    که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
    ۳. استاد! من الان در مرتبه مربی در دانشگاه هستم. از طرفی باید دکتری بگیرم از طرفی نفس ام به هوش مصنوعی و سیستم ها هوشمند که (ذاتا حاصل تمدن و فلسفه غرب است و من قبولش ندارم) دیگر کششی ندارد. البته چون در دانشگاه شریف خواندم فکر نمی کنم در دکتری ایران چیز بیشتری نصیبم شود و البته مشکلات خارج را هم می دانم. البته خیلی مهم است که من یک زن هستم از جهت وظایف نه حقیقت وجودی. وظایف مادری و همسری و فرزندی ام مهم تر از همه است و فکر می کنم حتما هم نباید دکتری بگیرم باید خودم باشم. زن وقتی شعر می نویسم خودم ترم! به خوذم نزدیک ترم... یا شاید به حقیقت ام. استاد من کی ام؟ کدام اونها منم؟
    این همه علایق و ابعاد... و در عین حال هیج کدام
    وه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم
    کی ببینم مرا چنان که منم
    گفتی اسرار در میان آور
    کو میان اندر این میان که منم
    کی شود این روان من ساکن
    این چنین ساکن روان که منم
    بحر من غرقه گشت هم در خویش
    بوالعجب بحر بی‌کران که منم
    این جهان و آن جهان مرا مطلب
    کاین دو گم شد در آن جهان که منم
    فارغ از سودم و زیان چو عدم
    طرفه بی‌سود و بی‌زیان که منم
    گفتم ای جان تو عین مایی گفت
    عین چه بود در این عیان که منم
    گفتم آنی بگفت‌های خموش
    در زبان نامده‌ست آن که منم
    گفتم اندر زبان چو درنامد
    اینت گویای بی‌زبان که منم
    می شدم در فنا چو مه بی‌پا
    اینت بی‌پای پادوان که منم
    بانگ آمد چه می دوی بنگر
    در چنین ظاهر نهان که منم
    شمس تبریز را چو دیدم من
    نادره بحر و گنج و کان که منم
    التماس دعا
    سپاس فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این یک امر طبیعی است که انسان بعد از آشناشدن با حقایق عالم، باید به مرور افقِ عمل به آن را در زندگی ظهور دهد 2- «گر خون نکنی دیده و دل پنجاه سال / از قال تو را ره ننمایند به حال»، صبر و پایداری را برای همین جاها گذاشته‌اند 3- به نظرم انسان این تاریخ، وسعت آن را دارد که طوری بین سنت و تجدد جمع کند که نه تجدد هرطور خواست خر خود را براند و نه ما به اسم فرار از تجدد بخواهیم به گذشته برگردیم. این نکته‌ای است که هایدگر در بحث بسیار دقیق خود تحت عنوان «گَشتْ» به ما تذکر می‌دهد. موفق باشید


  • سلام استاد:
    در زمینه ولایت سوالاتی برام پیش اومده: چه کسایی به چه اعتباری میتونن بر من ولایت داشته باشن؟ مشکلمو میگم که محور سوالم واضح بشه. توی حوزه ما، مدیر حوزه و متولی میگن ما بر شما ولایت داریم، پس حق ندارید بپرسید چرا؟ و هر کاری که ما میگیم باید انجام بدین. منم انتقاد کردم در جواب من گفتن که همه کسایی که ضد ولایت و ضد ائمه شدن همونایی بودن که مقابل اماشون دلیل می خواستن. واقعا با این حرف ترسیدم. حالا نمیدونم حق با منه یا اونا. از طرفی هم نمیتونم نپرسم چرا. اگه با پاسخ حل میشه یا منبع معرفی کنید ممنون میشم.
    در ضمن سوال قبلی هم در مورد زی طلبگی پرسیدم برای اون هم یه منبع به ویژه از امام روح الله (ره) معرفی کنید. ممنون میشم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بر اساس آیه‌ی قرآن که می‌فرماید: «واللّه هو الولیّ» تنها خداوند بر همه‌چیز ولایت دارد. حال اگر خداوند فرمود پیامبر و امامان بر ما ولایت دارند، ولایت آن‌ها به اعتبار دستور خدا است و در همین رابطه ائمه«علیهم‌السلام» فقها را به حکم مقبوله‌ی عمربن‌حنظله ولایت داده‌اند، با آن خصوصیاتی که در روایات در این رابطه هست. ولی جایی برای ولایت رؤسای مدارس نگذاشته‌اند. در زمان امام خمینی این بحث پیش آمد که چون رئیس جمهور را ولیّ فقیه نصب می‌کند و رئیس جمهور وزرا را تعیین می‌کنند و وزرا مدیران کل را؛ و مدیران کل، مسئولانِ سایر قسمت‌ها را؛ پس مسئولان بر کارمندان ولایت دارند. وقتی این موضوع را از حضرت امام استفتاء کردند حضرت امام این نحوه استنباط را نفی کردند و فقط فرمودند در راستای رعایت قانون و به حکم قانون هرکس باید دستورات مقام بالاتر را بپذیرد. موفق باشید