×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    دروس حوزه، دروس دانشگاه

  • با سلام: استاد عزیز طلبه هستم و حالات عرفانی داشتم. طلبگی را دوست هم دارم ولی با این اوضاع جامعه و گریز مردم از اسلام و محبوب نبودن جامعه طلبگی و مشکلات جسمی و بعضا هم مورد مسخر قرار می گیرم. لذا حالت خستگی و تنبلی شدیدی برم عارض شده است که احساس خستگی و گاهی القائاتی از ناامیدی دارم. چه کنم به حالات سابق عرفانی برگردم و از تنبلی نجات پیدا کنم از تنبلی. احتمالا می خواهید مراجعه به کتب بدهید. کتب شما را خواندم اجابت اینجا فرمایید الله یحفظکم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجه‌ی آینده‌ای شد که رهبر معظم انقلاب متوجه‌ی آن هستند و رجوع مردم پس از سرخوردگی از این تجددمآبی‌ها به اسلام است و شما باید خود را برای آن آینده آماده کنید و دروس رسمی حوزه، آن زمان به کار می‌آید و در کنار آن‌ها از تفسیر قرآن و دنبال‌کردن روایات نباید غفلت کرد. موفق باشید


  • سلام استاد: وقتتون به خیر
    می‌خوام یه کم با شما درد و دل کنم. دانشجوی پزشکی هستم. انگیزه‌ی کافی برای درس خوندن ندارم و هر ترم که شروع میشه به خودم قول میدم که دیگه از این ترم درس بخونم ولی همین طوری اوقات به بطالت سپری میشه و آخر ترم هم می‌بینم که چند تا درس رو افتادم. معمولا ایام امتحانات پرفشارترین ایامی هست که سپری می‌کنم و آرزو می‌کنم هرچی زودتر تموم بشه. نمی‌دونم مشکل از کجاست؟ بعضی وقتا با خودم فکر می‌کنم مقصر منم، گاهی اوقات هم تقصیرات رو می‌ندازم گردن محیط و سیستم آموزش پزشکی که بیخودی به دانشجوها سخت میگیره و یک دریا اطلاعات بی‌ارتباط با پزشکی به خورد دانشجوها میده. استاد عزیز آیا واقعا شأن من به عنوان یک انسان اینه که شخصیتم زیر نمرات دروس دانشگاه خورد بشه؟! من چرا اینجوری هستم؟ هیچ انگیزه‌ی ثابت و پایداری برای درس خواندن ندارم. هر وقت که می‌خوام خودم رو از شر فکر کردن به نمرات درسی و امتحان آخر ترم خلاص کنم موفق نمی‌شوم. دوست دارم اصلا نمره و معدل برام مهم نباشه و برای سربازی امام زمان (عج) درس بخونم ولی موفق نمیشم و شکست می‌خورم. استاد دیگه خسته شدم از این همه زمین خوردن.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره «یا مکن با پیل‌بانان دوستی / یا بنا کن خانه‌ای در خورد پیل.» یا باید با جدّیت تمام این دروس را با کم و زیادش فوق نظر به نمره و امتحان بخوانید و خود را در این مسیر ادامه دهید، یا مسیر خود را عوض کنید. جان‌کندن، شرطِ راه نیست. موفق باشید


  • با سلام: طلبه هستم. به مطالب عقلی و عرفانی علاقه دارم. و از مباحثی که از جنس مباحث شماست لذت می‌برم. و در خود استعداد متخصص شدن در حوزه علوم عقلی را می‌بینم ولی آنچنان که باید و شاید مشغولیت علمی ندارم و خوب درس نمی خوانم. که این خوب درس نخواندن ناشی از این است که بصورت واضح نمی دانم وظیفه ام چیست. و در واقع در یک بی عالمی بسر می‌برم. از طرفی چون متاهل هستم، و دارای دو فرزند، فکر می‌کنم با وضعیت مالی که دارم (درآمد شهریه و ماهی ۶۰۰ تومان هم از مضاربه) و اوضاع اقتصادی کشور باید کار کنم. الان هم مشغول کار فرهنگی در خود حوزه هستم. میانگین بین ۳ تا ۴ ساعت وقت می گذارم و ماهانه حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ حقوق می‌گیرم. از طرف دیگر حسی در درونم می گوید که تو باید درس بخوانی و تو حیف هستی و شان تو این کار نیست. و این کار هم چون اجرایی است هم مشغولبت دارد و هم خستگی، حال نمی دونم وظیفه من چیه؟ آیا باید کار کنم به خاطر شرایطی که دارم و درسم را در سطح معمول و کمتر نگه دارم و به یه نمره آوردن قناعت کنم؟ یا نه باید به دنبال علاقه و استعداد خودم برم و لو از لحاظ مالی به سختی بیفتم. استاد واقعا دچار دوگانگی شدم و نمی توانم تشخیص بدم کار درست را. لطفا کمکم کنید و این را هم می دانم که در صورت اضطرار باید کار کرد، اما نمی دانم که مضطر شده ام یا خیر. و تشخیص آن برایم سخت است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا به قاعده‌ی «توزیع الوقت، توسیع الوقت» فکر نمی‌کنید تا در حدّ کسب درآمد ساده، زندگی را بچرخانید و در عین مطالعات دروس رسمی حوزه، به معارف عمیق بپردازید؟ روی خودتان کم حساب نکنید، باید در جای خود حاج قاسمی باشید. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب: من دانشجوی ترم ۵ کامپیوتر اصفهان هستم، درسم خوب و تلاش بسیاری در دروس‌ دانشگاهی دارم، و یک سال پیش تصمیم گرفتم که به حوزه بروم ولی مصمم نبودم، چون برادرم در خارج از کشور زندگی می‌کند و ابتدا نظرم این بود بروم و آنجا ادامه تحصیل بدهم و حتی زندگی کنم، اما حالا چند وقتی است به این نتیجه رسیده ام که اگر قرار باشد تلاشی شبانه روزی برای دروس دانشگاهی داشته باشم، چرا این تلاش را خرج علوم دینی نکنم، بالاخره خداوند هوش و استعدادی به ما داده چرا صرف علوم دینی و کشور خودم نکنم، تقریبا الان که ۲۰ ساله هستم ۷۰ درصد سیر مطالعاتی شما را خوانده ام، بسیار لذت برده ام و به کلی اعتقاداتم عوض شده و حتی اخلاق و رفتارم، عموما اگر خانواده بگذارند مطالعه بسیاری دارم، اما خانواده ام با اینکه مذهبی هستند مخالفت بسیاری با حوزه رفتن من دارند و می‌گویند درست رو تمام کن و برو، اما من اصلا میلی به ادامه دانشگاه ندارم و دوست دارم تمام تلاشم رو در علوم دینی بکنم، حال تصمیم گرفته ام فرصت رو از دست ندم و به حوزه ولیعصر برم، ۱. به نظرتون کار درستی انجام میدهم؟ ۲. مخالفت خانواده رو چکار کنم؟ ۳. نظرتان راجع به حوزه ولیعصر چیست؟ با توجه به مخالفت خانواده فکر می‌کنم اگر فعلا در اصفهان بمانم بهتر است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر حقیقتاً در خود آن جدیّت را می‌شناسید که اگر در امری مانند حوزه وارد شدید، عزمی بالاتر از آنچه در میدان حوزه می‌یابید؛ داشته باشید و به روزمرّگی‌هایی که بعضاً بعضی طلاب دچار می‌شوند؛ دچار نشوید، قدم‌گذاشتن در حوزه کار خوبی است آن‌هم با اراده‌ی ایجاد تحولی که باید در نظام اسلامی ایجاد شود. ۲. البته بهتر است خانواده قانع شوند و از موضوع پشتیبانی کنند تا عملاً در کاری که شروع کرده‌اید، شریکِ این گام بزرگ باشند. ۳. حوزه‌ی والیعصر خوب است، ولی اصل قضیه آن عزمِ بلندی است که خودتان باید بردارید و خود را محدود به دروس حوزه نکنید، هرچند در سال‌های اول تماماً باید مشغول دروس اولیه‌ی حوزه باشید. بد نیست در این مورد به آرشیو قسمت سؤالات سایت در رابطه با «حوزه و دانشگاه» رجوع فرمایید. البته هرگز از تخصص خود در مورد کامپیوتر غافل نباشید و در رشددادن این تخصص چه از طریق دانشگاه و چه خارج از دانشگاه، همت لازم را از دست ندهید. موفق باشید http://lobolmizan.ir/quest/aid/1


  • با سلام: ۱. آیا با فقه و اصول و دروس مصطلح حوزه می‌توان آن چه که نیاز یک تمدن اسلامی است (اقتصاد و فرهنگ و ...) را برآورد؟ ۲. اگر جواب خیر است با چه ابزاری می‌توان این کار را کرد؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً تمدن اسلامی نیاز به فقه و اصول دارد. آری! شرط لازم هست، ولی کافی نیست. از حکمت و عرفان نباید غفلت کرد تا إن‌شاءالله جهان، آماده‌ی فهم اشارات قرآنی و روایی ما بشود. موفق باشید   


  • سلام: بنده طلبه پایه ۹ هستم. احساس می‌کنم فقه و اصول، آن حیات و نشاطی که باید را نداره. ولی فکرنمی کنم دست کشیدن از فقه و اصول هم کار درستی باشه. یک بار با خودتون هم که صحبت می کردم روی فقه و اصول تأکید داشتید ولی من نمی دونم دقیقا با چه رویکردی باید فقه را بخونم که احساس یک کار جدی را داشته باشم. ممنون میشم اگه راهنمایی بکنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فقه و اصول، خود به خود موجب می‌شود تا روحیه‌ی تدبّر در متون دینی در شما تقویت شود. به همین جهت خوب است که آن‌را جدّی دنبال کنید. موفق باشید


  • بنده طلبه پایه یک در تهران هستم و ۱۷ ساله هستم. سوالم از حضرتعالی این است که آیا برای اینکه دروس حوزوی رو بسیار بسیار قوی بخونم و به هدفم که اجتهاد هست برسم آیا لازم هست که به قم مهاجرت کنم؟ چون بنده شنیدم اساتید قم خیلی بهتر هستند و در کل فضای قم برای درس خواندن بسیار بهتر هست. اگر لازم هست که مهاجرت کنم از چه پایه ای؟ آیا از همین پایه یک و دو اشکال داره؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد صاحب نظر نیستم.  اهل نظر می‌گویند در مجموع رفتن به قم فضای علمی‌شما را بیشتر رشد می‌دهد و مخصوصا اگر دنبال اجتهاد در فقه هستید، موسسات تخصصی قم موسسات خوبی هستند ولی این‌که از چه پایه ای وارد شوید را مشورت بگیرید. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب: تشکر از زحماتتون. استاد بزرگوار بنده مدرس حوزه هستم، دیدم که دختران جوان به امید رسیدن به خدا و معنویات به حوزه اومدن ولی خب با حجم درسها و... مواجه شدن و حاصل چندانی براشون نداشته. امروز یکی از طلبه های ترم یک از بنده پرسید «من دلم میخاد به خدا برسم، حجابهام کنار بره، تا الان کاری برای رسیدن به این هدف نکردم و بخاطر این هدف اومدم حوزه اگر شما میدونین که به هدفم نمی‌رسم و اشتباه اومدم بهم بگید تا رها کنم تحصیل در حوزه را» واقعا نمیدونم باید بهشون چی بگم. کمی توضیح دادم ولی شناخت کافی ازشون ندارم نمیدونم در مقام مشورت چی بهشون بگم. لطفا شما راهنمایی بفرمایید. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این نسل باید در حضور تاریخی که با حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» ظهور کرده است، خود را احساس کند. در این رابطه خوب است در کنار دروس رسمی، بحث «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» با آن‌ها در میان گذاشته شود. کتاب اخیر «انقلاب اسلامی و جهان گمشده» می‌تواند تذکراتی برای این نسل باشد. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز وقتتون بخیر امیدوارم در سلامت باشید.
    بنده طلبه پایه ۶ حوزه علمیه تهران هستم. سوالم از خدمتتون اینه استاد ما طلبه ها جز درس قطعا مطالعات آزاد علمی کنار درس هم داریم، در موضوعات مختلف مخصوصا معارف، اخیرا دچار حالی شدم، این حال که خب این‌همه کتاب خواندی و این همه در موضوعات مختلف مطالعه کردی وقتی خروجی نداری چه فایده، صرفا یه کسی می‌شوی که خیلی زیاد کتاب خوانده ولی خروجی درستی در اون موضوعات بیرون نداده چه فایده. درحالی که شان طلبه این نیست که فقط صرفا کتاب بخواند ولی نداند قرار است از این مطالعه چه چیزی را به دست اورد. یکی از دوستانم بهم گفت اگه ندونی برای چه مسئله ایی مطالعه می‌کنی و اینکه بعد مطالعه ایی که کردی خروجی درستی نداشته باشی برای ارائه، فایده نداره. آیا این نظر درسته استاد؟ من با این حالم چه کنم؟ احساس می‌کنم فایده ایی انگار ندارم فقط دارم مطالعه می‌کنم. درحالی که می‌بینم بعضی از دوستان به اندازه در جایی مشغول کار فرهنگی هستن اما به هر دری میزنم برای انجام کار محتوایی و فرهنگی درست نمی‌شود. به قدری علاقه مند به تدریس در مدارس هستم ولی استاد هرکاری می‌کنم برای این اتفاق ولی نمی‌شود، در کجا دچار اشتباه شدم،
    ریشه این حال بنده از کجاست؟ آیا باید بعد از هرکتابی که می‌خوانم ولو به اندازه که یادداشت خروجی داشته باشم؟ ممنونم به فرزندتان کمک کنید استاد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». وقتی فعلاً فرصت خوب‌مطالعه‌‌کردنِ دروس رسمی حوزه و معارف اسلامی و قرآن و روایات و نهج‌البلاغه را دارید، آن فرصت را از دست ندهید. به وقتش شرایط استفاده‌رساندن فراهم می‌شود. موفق باشید


  • سلام استاد: طلبه هستم. طلبی در وجودم شکل گرفته، خواهانِ این هستم که در همه علوم اسلامی از قبیل فقه، کلام، فلسفه، عرفان و بسیاری دیگر از علوم مثل طب، هیئت، ادبیات و شعر و.... متخصص و صاحب نظر بشم! خواهان حکمت و معرفت هستم! اما چند سوال در ذهنم شکل گرفته؟! ۱. آیا به این میل و شوق باید توجه کرد؟! ۲. آیا هر طلبی به معنای این است که مطلوب در دسترسِ طالب است؟! ۳. چگونه شروع کنم؟! ۴. الگوی من چه کسانی باشند در این مسیر؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید با طی مقدمات جلو بروید و در چشم‌انداز خود، از حکمت و عرفانی که منجر به روایات و قرآن شود، غفلت نکنید بقیه‌اش اگر صلاح باشد به لطف الهی خود به خود پیش می‌آید. موفق باشید


  • سلام علیکم: استاد خدا قوت. با توجه به اینکه ما طلبه هستیم و می خواهیم از فکر دکتر داوری و فردید و کسانی که در زمینه غرب صاحب نظر هستند استفاده کنیم از چه موقعی می توانیم شروع کنیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که بتوانید نکاتی که آقای دکتر داوری را می‌فرمایند را بفهمید؛ خوب است که آثار ایشان رادر کنار خود داشته باشید. اخیراً متنی تحت عنوان «نوع مواجهه با متفکران در بستر انقلاب اسلامی» در حال تهیه است که إن‌شاءالله می‌تواند بهتر جواب این سؤال را بدهد. موفق باشید


  • حداقل کتبی که برای رسیدن فصوص برای یک طلبه پایه مقدمات توصیه می‌کنید چیه با توجه به اینکه من برخی آثار شما را پراکنده مطالعه کردم و اینکه در یک متنی خواندم شما فصوص خواندن را برای طلاب قبل از درس خارج مفید نمی دانید در حالی که در جایی خواندم که حضرت امام به عروسشان گفته بودند ما باید به جایی برسیم که طلاب قبل جامع المقدمات فصوص درس بگیرند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! امید است که طلاب به این‌جاها برسند که در عین جدّیت در دروس رسمی حوزه متوجه‌ی حضور در معارف عرفانی نیز باشند. توصیه می‌شود بعد از دنبال‌کردن مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» به مباحث کتاب «معاد» بپردازید. هر سه کتاب و شرح صوتی آن در سایت هست. موفق باشید


  • سلام استاد: وقت بخیر.
    در مورد آموزش پرورش یه سوال داشتم. دقیقا آسیبهای آموزش پرورش رو با چه ترفندی میشه برطرف کرد؟ استاد کاش می‌شد فلسفه و عرفان را از اول دبستان تا پیش دانشگاهی سلسله مراتب تالیف کرد و به آموزش پرورش پیشنهاد داد. می شه از نظر شما؟ اگر بله از چه طریق میشه ورود پیدا کرد به این قضیه؟ من آزمون استخدامی می‌خواهم شرکت کنم اما از بس این دستگاه را عقب مانده می‌بینم جرات ورود پیدا نمی‌کنم و بین اهداف حوزوی خودم و استخدام شدن در آموزش و پرورش مردد شده ام. با خود می‌گویم هستند معلم هایی که بتوانند کارهایی برای دانش آموزان کنند و تو برو دنبال علاقه ی قلبی خودت. از طرفی دلم به حال دانش آموزان می‌سوزد و وقتی تنفر آن ها را به درس می‌بینم پیشنهادات فلسفی و عرفانی و تالیف و... به سرم می‌زند و ورود به این دستگاه پر مساله! واقعا چگونه باید ورود پیدا کرد؟ دیدگاهتان را کامل بیان کنید. تشکر استاد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کار که مدّ نظر دارید خوب است و بستگی به ذوق خودتان دارد. بالاخره با همه‌ی ضعف‌هایی که در نظام آموزش و پرورش هست، زمینه‌ی کار فراهم می باشد. موفق باشید


  • باسمه تعالی
    سلام علیکم: بنده طلبه ی در حال تحصیل در سطح ۲ هستم و به لطف خدا مسیر طلبگیم را انتخاب کردم و مسیر آینده ی زندگی طلبگیم برایم روشن است و به دلایل مختلف به این نتیجه رسیدم که این مسیر هم مورد نیاز برای جامعه است و هم به آن علاقه مندم. مشکلم این است که در مواقع بسیاری برای طی این مسیر تنبلی می کنم و در یک کلام انتظارم از خودم این است که مجاهدانه درس بخوانم و جلو بروم ولی اینگونه نیست. می بینم که جوانی و عمر در حال رفتن است ولی بهره ی کافی را نمیبرم. نمی‌دانم چرا ثبات قدم در سخت کار کردن ندارم و روزهایی پر انرژی هستم و روزهایی با قوت کم درس میخوانم و عملا وقتم به خواب و.... می گذرد. ممنون می شم اگر راهنماییم کنید و راه حل برون رفت از این حالت را بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به جایگاه تاریخی خودتان در آینده فکر کنید که رجوع زیادی مردم به عالمان دین خواهند داشت وقتی از وعده‌های فرهنگ سکولار سرخورده می‌شوند. از این جهت باید شب و روز در مطالعه‌ی دروس رسمی و غیر رسمی نشناسید. برنامه‌ای دقیق و سنگین به خودتان بدهید و کار را دنبال کنید. از ورزش نیز کوتاهی نکنید. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد گرامی:
    بنده طلبه ی پایه چهارم هستم و ۱۸ سال سن دارم. با توجه به اینکه رهبری خیلی بر کار تربیتی روی نسل جوان تاکید دارن حدود دو سال هست من تو یکی از مساجد حلقه ی تربیتی دارم و با دانش آموزان حدود ده، یازده ساله مباحث دینی رو کار می‌کنم. دو سئوال: آیا درحال حاضر که بنده زمان زیادی هم نگذشته که وارد حوزه شدم باید فقط برای درس های حوزوی وقت بزارم یا اینکه میشه در این سن و موقعیت حوزوی، درس و کار تربیتی کنار هم باشه؟ آیا بنده که هنوز خیلی از صفاتم به تعادل نرسیده، میتونم رو بقیه تاثیر گذار باشم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوب و شروعِ ارزشمندی است و إن‌شاءالله جهت تعمق در دروس خود نیز کمک‌تان می‌کند به شرطی که دروس رسمی حوزه را با جدّیت و دقت دنبال بفرمایید. موفق باشید


  • سلام: استاد من برای بحث تحول علوم انسانی از رشته مهندسی تغییر رشته دادم و اومدم رشته فلسفه اسلامی. الان ارشدو تموم کردم. ولی دچار یه سردرگمی شدم برای ادامه کار. از طرفی مثل حوزوی ها به دروس فلسفی مسلط نیستم و خیلی خیلی کم از اون درسا خوندم. از طرفی برای ورود به مقاطع بعد طرحی ندارم. نمیدونم واقعا چیکار کنم. پایان نامه ام رو روی مباحث امام خمینی و علامه طباطبایی کار کردم. چون استادی داشتیم که گفتن مباحث این دو بزرگوار برای بنیاد تمدن سازی لازمه. الان کاملا تک و تنها نمیدونم چیکار کنم؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: با هرچه بیشتر تأمّل در فلسفه‌ی اسلامی و چشیدن حکمت متعالیه، می‌توانید خود را آماده‌ی ورود به فلسفه‌ی غرب کنید تا در جهانی که در آن زندگی می‌کنید حاضر شوید. موفق باشید


  • بسمه تعالی. سلام: استاد از چه موقعی و با چه پشتوانه ای برای ما که طلبه هستیم المیزان را شروع کنیم؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: هر زمانی که فشار درس‌های اولیه، کمی کم شود مثلاً بعد از خواندن ادبیات و تا حدّی فقه و اصول؛ خوب است که به المیزان با دقت کامل به همان صورتی که در جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» عرض شده، رجوع شود. موفق باشید


  • سلام استاد: بنده ۱۶ سال دارم و به تازگی و امسال به توفیق الهی طلبه شده ام. اما انگیزه و نشاطم کم است و از حضور در حوزه گاها اذیت می‌شوم. به نظر شما مشکل از چیست؟ و راه حلش چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به لطف الهی بستر تعالی خود و خدمت حقیقی به خلق را از طریق حضور فعّال در حوزه می‌توانید نصیب خود کنید. معلوم است که ابتدای امر باید با تمام انرژی همین دروس رسمی را دنبال کنید و به دنبال حال معنوی در این دروس نباید بود. عمده آن است که متوجه باشید اگر این دروس خوب خوانده شود با مقدس‌ترین متون یعنی قرآن و روایات آشنا خواهید شد و از آن طریق خدمت بزرگی به خودتان و سایرین خواهید کرد. فعلاً «علیکم بالمتون، لا بالحواشی». موفق باشید


  • سلام علیکم:
    اخیرا آیت الله سید محمد مهدی میرباقری توصیه ای به طلاب در بابت مراقبت در مطالعه علوم انسانی غربی ویژه فلسفه غرب داشتند که متاسفانه مورد سوء استفاده یکی از سایتهایی که پیش از این هم اساتید و فعالان انقلابی را ترور شخصیت و تخریب می‌کرد واقع گرفت و سعی در موج سازی ضد آیت الله میرباقری کردند. اما فارغ از آن موج سازی هایی که سایت های معلوم الحال درباره این بیانات کرده اند، شما هم با توجه به نظراتی که در این باب داشتید نکاتی را بفرمایید. این متن اصلی بیانات ایت الله میرباقری هست که کانال ایشان منتشر کرد:
    «من یک هشدار جدی می‌دهم نسبت به این انبوه‌خوانی‌هایی که از علوم انسانی و اجتماعی مدرن در حوزه دارد اتفاق می‌افتد‌. اینها کتبی هستند که انسان تا فرقان ندارد نباید سراغشان برود. بله، اگر کسی جزو عبادالله شد و نورانی به نور هدایت الهی شد و فرقان داشت، می‌تواند سراغشان برود «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» تا به آنجا نرسیدی، «فَلْيَنْظُرِ اَلْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ»؛ آدم باید به طعام خودش نگاه کند؛ در معنای این آیه فرمود: «عِلْمُهُ اَلَّذِي يَأْخُذُهُ عَمَّنْ يَأْخُذُهُ». علمتان را ببینید از چه کسی می‌گیرید. این نکته را من جدی می‌گویم. این کسانی که فیلسوفان دوره مدرن که دست به بدنشان بزنی باید بروی آب بکشی، این نجاست مال روحشان است که به بدن سرایت کرده است. روح کافر نجس است که جسمش نجس می‌شود. قرآن به ما گفته است این‌قدر فاصله‌گذاری کنید. حال اگر من بدون اینکه جهاز هاضمۀ خودم هم تقویت کرده باشم که بتواند آن اطلاعات را تصفیه کند، انبوهی از آن اطلاعات آنها را در جهاز هاضمه خودم ببرم، طبیعی است که مسموم می‌شوم. این انبوه‌خوانی که به‌خصوص جوانان عزیز ما، و گاهی طلبه‌های جوان ما، انجام می‌دهند، با فرقان، خیلی خوب است و آدم می‌داند دارد چه کار می‌کند. اما اگر بخوانیم تا ببینیم که حق کجاست، این اولِ خطاست. آنها حق و باطل را با هم قاطی کرده‌اند و قاطی کردنش اینطوری است که «كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ». اگر فرقان نباشد، یک‌موقعی خدای‌نکرده ما در دهه‌های آینده تبدیل می‌شویم به یک فضلایی که ابزار عرفی‌سازی دین می‌شویم و دین را به نفع مفاهیم عرفی و به نفع مفاهیم مدرن و به نفع علوم مادی تغییر می‌دهیم و ابزار این کار می‌شویم. البته حتماً حوزه‌ها مکلف‌اند که بر این علوم، مُشرف بشوند و سخن دین را نسبت به آنها بفهمند و ارائه کنند؛ اصلاً این‌طوری،جامعه‌سازی و جامعه‌پردازی می‌شود؛ اصلاً مسئله امروز ما این است. ولی این کار یک قواعدی دارد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: برای ایشان احترام قائل هستم، ولی به هر حال ایشان به‌کلّی فلسفه را نفی می‌کنند چه فلسفه‌ی اسلامی و چه غیر اسلامی. در حالی‌که حضرت امام و مقام معظم رهبری حرف دیگری دارند. تصور این‌که فیلسوفان غربی نجس هستند و کتاب‌های آن‌ها کتب ضالّه می‌باشند؛ برای بنده خیلی عجیب است! ولی در هر حال توصیه‌ی بنده آن است که طلاب تا فلسفه‌ی اسلامی را نچشیده‌اند، سراغ فلسفه‌ی غرب نروند. موفق باشید


  • با عرض سلام خدمت استاد محترم:
    بنده از دانشجویان ارشد رشته شیعه شناسی دانشگاه ادیان هستم. موضوع پایان نامه ام رابطه ی ایمان با مودت اهل بیت و رابطه ی عمل صالح با ولایت اهل بیت از منظر المیزان هست. می‌خواستم در این رابطه با شما مشورتی کنم و از نظرات و راهنمایی های شما استفاده کنم اگر امکان تماس تلفنی و یا پیام صوتی و تصویری از شما باشد که بهتر بتونم استفاده کنم. کتاب مبانی نظری و عملی حب اهل بیت شما رو خوندم خیلی استفاده کردم. ممنون میشم اگر در رابطه با موضوع بنده نکته ای به ذهنتان خورد بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در رابطه با بحث‌های پایان‌نامه اگر در سایت هم مطالب را دنبال بفرمایید؛ ملاحظه خواهید کرد که هیچ‌وقت ورودی نداشته‌ام. موفق باشید


  • بسمه تعالی با سلام:
    سوالی در مورد اصول داشتم که از قول آیت الله جوادی فرمودید که اصول علمی اعتباری است می خواستم راجع به جایگاه علم اصول در سلوک علمی طلبگی قدری بفرمایید که چقدر به hن بپردازیم لطفا منابعی هم در این زمینه معرفی کنید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال امور اعتباری، امور غلط و خلاف عقل نیستند. بحث بر سر آن است که مبنای اعتبار چه باشد. مثل تعداد رکعات نماز، که اعتبارِ حضرت حق است. لذا باید بزرگان دین بنشینند و مبنای اصول فقه را که بر اساس آن اصول، تکلیفِ مکلّف را تعیین کرده‌اند بازخوانی کنند و این به عهده‌ی خود حوزه و متفکران حوزه است. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب: مدت زیادی است که تقریبا در هر بحثی پیرامون اصول و فقه (و مقدمات اجتهاد در آن) وارد می‌شوم، متوجه می‌گردم که ریشه اصلی اختلافات و نظریه پردازی ها آن، به فلسفه های مضاف و از کانال آن به فلسفه اولی می‌رسد. مثلا بحثهایی که در مورد زبان شناسی منابع دین انجام می‌شود (از اصول نحو عربی گرفته تا مباحث ظواهر اصول و سایر عرصه های زبان شناسی جدید مثل نشانه شناسی و معنا شناسی شناختی) پایه هایش در فلسفه معرفت و فلسفه زبان بسته شده است و از کانال آنها به فلسفه اولی می‌رسد. یا مثلا مباحثی که پیرامون گستره شریعت و فقه و قلمرو دین مطرح می‌شود ریشه در مباحث پایه ای فلسفه دین دارد و باز از کانال آن به فلسفه اولی می‌رسد. و مثالهایی دیگر مثل بحث از ساحتهای وجودی انسان همچون ساحت وجودی اجتماعی حیات آدمیان که پای فلسفه علوم اجتماعی را باز می‌کند و باز از کانال آن به فلسفه اولی می‌رسد و قس علی هذا. نمی‌دانم آنچه فهمیده ام تا چه اندازه صحیح است... اما مباحث برخی صاحب نظران را که در این عرصه دنبال می‌کنم تقریبا اندازه فهم خودم، احساس می‌کنم آن دسته ای که علاوه بر فقه و اصول در فلسفه هم تحصیلات متمادی داشته اند، از قوت استدلال آوری بیشتری برخوردارند و مباحث را از پایه مبادی ترین مبانی اش طرح و نقد می‌کنند. حال این سوال برای بنده پیش آمده است که آیا قبل از تحصیل کافی و کامل در مباحث هستی شناسی و معرفت شناسی و مباحث پایه ای انسان شناسی و فلسفه دین و فلسفه زبان و... آیا ما می‌توانیم وارد فقه و اصول و حتی برخی مقدمات اجتهاد در آن همچون علوم ادبی شویم و به یک فهم تحلیلی برسیم؟ آیا نباید در سیر آموزشی ابتدا فلسفه بخوانیم و پس از تلمذ وافی و کافی (که نمی‌دانم البته چند سال طول می کشد) در این عرصه، سپس وارد حوزه فقه و اصول شویم؟ یا اینکه باید مقلدانه مباحث اصولی را در کفایه و رسائل بخوانیم و بعدا با تخصص در مباحث فلسفی مجددا مباحث اصول و مبانی آن را مورد بررسی تحلیلی قرار دهیم؟ اصلا تفقه نیاز به تفلسف دارد؟ لطف می کنید اگر بنده را در این زمینه راهنمایی کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: از یک طرف به نظر می آید ناخودآگاه بعضی از نکات و علوم توسط علمای اصولی ما رعایت شده. از طرف دیگر به هر حال علم هرمنوتیک متذکر این امر است که روح مدرنیته تاریخ گذشته را به نفع خود مصادره و فهم میکند و لذا باید با فهم روح تاریخی متون بخصوص متون مقدس از سیطره ی مدرنیته متون را آزاد کرد. اینجاست که هر اندازه متوجه ی روح تاریخی آیات و روایات بخصوص روایات فقهی بشویم بهتر می‌توانیم با آن متون ارتباط برقرار کنیم. بعضا دیده ام که آقای آیت اللّه حیدری می خواهند این کار را بکنند ولی در بعضی موارد طوری افراط می کنند که عملا انسان از کار ایشان مأیوس می شود. به امید آنکه به روشی حکیمانه بتوانیم متون مقدس خود را بازخوانی کنیم تا در امروز تاریخ خود بهتر حاضر شویم بدون اینکه بخواهیم با عقل غربی آن متون را ارزیابی کنیم و گرفتار «قبض و بسط تئوریک شریعت» از دکتر سروش شویم. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب:
    از نظر استاد اگر کسی صرفا بخواهد مجتهد در فقه و اصول بشود و احکام فردی و اجتماعی اسلام را از منابع آن با قواعد اصولی استنباط کند، آیا حتما لازم است در فلسفه دین و فلسفه معرفت و فلسفه زبان و انسان شناسی و ... سایر حوزه های کلام جدید صاحب نظر باشد؟ یا اینکه برای اجتهاد در فقه و اصول همان مقدمات مصطلح اجتهاد کافی است و صرف یک آشنایی نیمه تخصصی با اعتقادات اسلامی و مبانی آن کافی است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال اگر در معارف مذکور تأمل داشته باشد حتما در اظهار نظر فقهی اش وسعت بیشتری پیش می آید و این غیر از بحث قبض و بسط تئوریک شریعت دکتر سروش است که مبنا را فهم مربوط به علوم تجربی می‌داند که در جای خود اشکال خود را دارد. موفق باشید


  • سلام استاد:
    من طلبه هستم بسیار علاقه مند به دروس حوزوی و نسبتا کوشا در درس و بحث. یک ناامیدی شدید در من شش ماهی هست بوجود آمده نسبت به درس خواندن علتش هم نمی‌دانم. از طرفی هم از طرف خانواده در فشار هستم نسبت به طلبگی. می‌دانم هر شغلی هم داشتم آن را رها می‌کردم و طلبه می شدم. این ناامیدی که شش ماهی است گریبان گیر من هست آیا راهکاری هست این ناامیدی به امید تبدیل شود دوباره مثل قبل شوم؟!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با ادامه‌ی کار، افق حضور در آینده‌ای که مردم فوج‌فوج به سوی صاحبان علم دینی می‌آیند، امثال شما باید خود را آماده‌ی جوابگویی به آن‌ها بکنید. بد نیست سری به سؤال و جواب ۲۸۴۸۹ بزنید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    طلبه پایه ۵ هستم و از دانشگاه با ارتباط با مباحث شما وارد حوزه شدم. وقتی به حوزه رفتم سیستم مسلط به من شد و نتونستم درست سیر عزیز سایت رو ادامه بدم. بعد از اینکه سه ماهی به خاطر کرونا سیستم حوزه تعطیل شد به ناگاه مجددا شور مباحث من رو گرفت و غوغا شد. حالا با این اتفاق و ارتباط با مباحث حقیقی تصمیمی گرفته ام که با شما درمیان می‌گذارم.
    این پنج سال سیستم حوزه حتی ادبیات عرب و فقه اصول، درست حسابی هم برای من نتیجه نداشت ولی در این دو ماه تعطیلی اندازه پنج سال چه بسا بیشتر نتیجه و ثمره گرفتم. به نظرم سیستم حوزه قرار و عمیق بودن رو ازم میگیره و نمیزاره خودم باشم. سیستم جدید حوزه رو شما کامل می شناسید این سیستم فقط عمر و وقت من رو تلف کرده و به اطمینان رسیده ام اگر درش بمونم عمرم تباه میشه و نمیتونم عالم به درد بخوری بشم. نهایتا به این جمع بندی رسیدم که از حوزه خارج بشم و خودم مباحث معرفتی و ادبیات عرب و اصول رو بخوانم و در کنارش محقق تامین اجتماعی هم هستم و نقش اجتماعی هم داشته باشم. اما نظر مشورتی شما بسیار بسیار برام مهمه. دست بوستون هستم استاد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است روی این نکته هم فکر کنید که با شخصیت جهانی و حضور جهانیِ خود با حوزه‌ی علمیه برخورد کنید تا نه در آن متوقف شوید و نه از آن منقطع گردید. در جهانی بس وسیع تر زندگی کنید و حوزه را نیز در آن جهان جای دهید. موفق باشید