×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    علوم جدید

  • هو العالم
    با عرض سلام خدمت استاد عزیز:
    در مبحث تراریخته سوال و شبهه ای پیش آمده است برایمان! و آن اینکه آیا فناوری نانو و اتمی و رویان و ... هم با همان استدلال ایراد پیدا می کنند!؟ یعنی در فناوری نانو و اتمی از مواد بیش اندازه از ظرفیتشان استفاده می شود و باعث بهم ریختن نظم طبیعت می شود! البته جوابی بعضی از دوستان دادند که به خاطر شرایط زمانه مجبور به استفاده و پیشرفت در این زمینه هستیم که بسیار درست است! اما از نظر تمدنی و نگاه عمیق می خواستیم ببینیم این موارد هم ایراد دارد یا نه؟ در مورد نانو بعضی گفتند چون در موادی که جمادات هستند و حیات ظاهری ندارند هست مانند آهنگری ست! ولی خب طبق تعریف علمی نانو تکنولوژی که گفته می شود «به کارگیری خواص جدیدی از مواد و سیستمهایی در این ابعاد (بسیار کوچک) است که اثرات فیزیکی جدیدی - عمدتاً متأثر از غلبه خواص کوانتومی بر خواص کلاسیک» است به نظر میاد نظم ماده را و عالم را شاید تغییر دهد (البته حقیر علم این موضوع را دقیق ندارم فقط بردداشت خود را از این علم گفتم) در مورد رویان هم به نظر میاد مانند قضیه اهدای عضو نفس ناطقه با رحم و نطفه هماهنگی کاملی ندارد. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: یک وقت با دنیا باید رقابت کنیم، که البته نباید عقب باشیم. ولی یک وقت در مسیرِ شکل‌دادن به تمدنی هستیم که بیرون از امیال انسان‌های مدرن است. فکر می‌کنم در مورد فناوری نانو و حتی انرژی اتمی اگر موضوع ما، موضوعِ دوم باشد ما نیاز چندانی به آن‌ها نداریم. موفق باشید


  • بسمه تعالی: یکی از حوزویان با استناد به آیه «افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت» و آیات بعدی؛ بویژه دقت در کلمه (کیف) که اشاره به علل اربعه دارد، عنوان داشته اند که دانستن علوم جدیده: زیست شناسی، فیزیک، شیمی، ریاضی و ..... واجب عینی است. مانند حج که برای مستطیع در طول عمرش یکبار واجب عینی است. نظر جنابعالی در این باره چه می باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: از آیه‌ی مذکور به‌راحتی نمی‌توان برداشت کرد زیرا بحث تبیین نبوت در میان است و می‌خواهد بفرماید آیا منکرانِ نبوت بر کیفیت خلقتِ شتر و سیری که دارد، نمی‌نگرند که چگونه نظام الهی به نور ربوبیت ربّ آن را می‌پروراند تا متوجه شود در راستای همین سنت، خداوند به نور ربوبیت خود پیامبر می‌فرستد تا انسانِ مختار را در سیر کمالی خود قرار دهد. موفق باشید  


  • سلام: من صحبت هاى گروهى روانشناس مثل آقاى فرهنگ، هلاكويي را گوش مي دهم. صحبت هايشان گاهى اوقات در ظاهر بعضا گاهى مواقع با تفكر و تعاليم اسلام نمى خواند، نظر شما در خصوص صحبت هاى ايشان در زمينه روانشناسى و زندگى و ... چيست؟ تا چه حد دنبال كردن ايشان را مفيد مي دانيد؟ صحبت هايشان را كه گوش مى كنم خوب است اما بويى از معرفت و معنويت نمى بينم هر وقت صحبت هاى ايشان را گوش مى كنم ديدم به اسلام و دين و مذهب ضعيف مى شود. انگار فقط براى دنياى مادى خوب است، تو رو خدا كمك كنيد شايد من دركم ضعيف است.

     باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان سخنان مذکور نیستم ولی عنایت داشته باشید روان را باید طوری تربیت کرد که جلال و شکوه الهی در منظرش قرار گیرد و تربیت و درمان حقیقی روان از این طریق ممکن است. موفق باشید


  • بسمه تعالی
    یکی از حوزویان با استناد به آیه «افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت» و آیات بعدی ؛ بویژه دقت در کلمه (کیف) و اشاره داشتن کیف به علل اربعه ؛ عنوان داشته اند که دانستن علوم جدیده : زیست شناسی ، فیزیک ، شیمی ، ریاضی و ..... واجب عینی است. مانند حج که برای فرد مستطیع ، در طول عمرش یکبار واجب عینی است. نظر جنابعالی چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر کیفیت خلقت مخلوقات، کیفیت‌های مادی است که نیاز به نگاه علوم جدید داشته باشیم؟ برعکس، برای فهمِ آن‌ها قرآن ما را در این نوع آیات متوجه‌ی جایگاه ربوبیت حق می‌کند که ملاحظه کنید چگونه ربّ العالمین نسبت‌های دقیقی بین پدیده‌های عالَم برقرار کرده است تا در این راستا متوجه‌ی نبوت نبی باشیم و متذکر باشیم در همان راستای نسبت‌هایی که خلقت مخلوقات برای بشر شکل گرفته است، نبوتِ نبی نیز از طرف حضرت حق به میان آمده است. موفق باشید


  • به نام خدا
    با سلام خدمت استاد گرامی:
    من یک دانشجوی داروسازی هستم. بنده کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهم» و بخش هایی از کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» را خوانده ام. از اینکه نگاه صحیحی نسبت به علم تجربی امروز دارید بسیار لذت بردم؛ منظورم از نگاه صحیح این است که در کتاب اشاره کرده اید که علم تجربی امروز به دلیل نواقص خود و انقطاع خود از وحی مدام در حال تغییر است و ممکن است دارویی که امروز پزشکان توصیه به مصرف آن می کنند سال ها بعد به کلی از بازار جمع شود و توصیه به عدم مصرف آن شود. غرض از مزاحمت بنده این است که علی رغم محدودیت هایی که علم تجربی دارد، اما بارها دیده ام که کارآیی های بسیار خوبی هم دارد که شما هم از این کارآیی ها مطلع هستید و از این جهت که علاقه مند به ادامه ی تحصیل هستم (به خصوص در زمینه ی تکنولوژی) این سوال برایم پیش آمده که چه کار کنم که بتوانم بیشترین سود را از تحصیل خود به جامعه برسانم. می دانم که علمی که من به دنبالش بوده ام و هستم به دلیل تجربی بودنش مکررا در حال تغییرات اساسی است، من به عنوان یک فرد علاقه مند به علم تجربی (و هم چنین علاقه مند و معتقد به فرمایشات ائمه در مورد سلامتی بدن) چگونه می توانم مسیر علمی آینده را برای خود گزینش کنم به طوری که کمتر دستخوش تغییرات قرار گیرد و کارهایم بی ثمر نشود؟ بعد از خواندن این کتب نسبت به ادامه ی تحصیل کمی سردرگم و مردد شده ام، چون این کتب من را به فکر کردن بیشتر در مورد نواقص تمدن غرب، از جمله علم آنها، وادار کرد اما از طرفی راه کار مناسبی برای دوری از نواقص این علم نیافتم. نمی دانم که اگر علم تجربی، که از علایق اصلی من است، را رها کنم چه کنم؟ ممنون می شوم اگر راهنمایی کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در علوم تجربی همه‌ی حقیقت در اختیار ما قرار نمی‌گیرد و همواره در مسیر آزمون و خطا هستیم. لذا اگر اصول خود را از وحی و آموزه‌های دینی بگیریم، خطاهایی که در امور تجربی پیش می‌آید، ضرر عمده‌ای به همراه نمی‌آورد. خطر از آن‌جا است که داده‌های علوم تجربی را مبنای جهان‌بینی خود قرار دهیم. موفق باشید


  • بسمه تعالی
    سلام علیکم: لطفا تبیین بفرمایید منظور از علم در احادیث و بیانات معصومین (ع) چیست و منظور آن ها از کسب علم کدام است؟ واقعاً احساس می کنم علم مورد اشاره ی حضرات با معنای عرفی علم در ذهن افراد متفاوت است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم است که منظور دین از علم، علمِ به حقایق است از طریق معرفت عقلی و قلبی. و آن‌چه در علوم تجربی مطرح است را بیشتر به عنوان فضل نام می‌برند که مربوط می‌شود به رفع نیازهای مادی زندگی. موفق باشید


  • سلام: استاد بنده دانشجوی داروسازی هستم. سوالی داشتم در مورد آینده این علم در طب تمدن نوین اسلامی. آیا باید روی این علم سرمایه گذاری کرد و بر آن مسلط شد برای تمدن نوین و دوره گذار یا طب نوین نیازی به دارو درمانی ندارد و داروسازی جایگاهی برای ساخت تمدن اسلامی ندارد؟ خیلی ممنون استاد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که ما در تاریخی زندگی می‌کنیم که نمی‌توان از توسعه چشم‌پوشی کرد. پس باید با آگاهیِ کامل از این علم به سوی چشم‌اندازی ماورای آن حرکت کرد، نه آن‌که آن را زیر پا بگذاریم. موفق باشید



     


  • سلام علیکم:
    استاد گرامی، اگر در یک دوره از پذیرش حوزه های علمیه فرضاً 10 هزار نفر از متخصصان علوم پایه مثل ریاضی و فیزیک و شیمی و زیست شناسی و... وارد حوزه های علمیه شوند و در کنار کار تخصصی خود شروع به مطالعات حوزوی کنند چه اتفاقی می افتد؟ آیا حوزه ها با وجود چنین افرادی از مسیر و مأموریت اصلی خود منحرف می شوند؟ آیا خوف سکولار شدن حوزه ها وجود دارد؟


    سوالم را واضحتر بیان می کنم:با توجه به سخان رهبرمعظم مبنی بر پیشرفت علمی چه میشود که حوزه ها و روحانیت که هادیان جامعه هستند در این علوم پیشقدم شوند؟ یعنی در تولید علم ساینس با با پشتوانه غنی معارف اسلامی شرکت کنند.مثل بسیاری از بزرگان تاریخ که هم عالم دین بودند و دانشمند تجربی.
    به نظرشما اینگونه هم پیشرفت علمی سرعت نمیگیرد وهم پیوند دین و عقل و علم بیشتر روشن نمی شود؟

    میدانم که گستردگی علوم این کار را دشوار کرده است اما آیا واقعاً نمی شود؟
    با سپاس/خداوند بر توفیقاتتان بیفزاید

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار اگر عالمانه و با شناخت تاریخی انجام بگیرد، کار بسیار لازمی است به شرطی که هر دو طرف بدانند چه‌کار باید بکنند. نگاه اندیشمندانِ علوم پایه باید متوجه‌ی نقص‌ها و محدودیت‌های اندیشه‌ی پوزیتیویستی حاکم بر آن علوم باشد و نسبت به آن نقص، خودآگاهیِ کاملی پیدا کنند که فعلاً ما در این شرایط هنوز قرار نگرفته‌ایم و حوزه هم باید متوجه‌ی نقصِ نگاه متافیزیکی و انتزاعی خود بشود که در این امر نیز کارِ چندانی نشده، ولی بحمداللّه در هر دو گروه افقی برای رفع نقص‌های مذکور در حال طلوع است. موفق باشید 


  • سلام و وقت بخیر به استاد عزیز:
    ما جمعی از دوستان مدتی است تلاش می کنیم آیات قرآن کریم که مرتبط با علوم مهندسی مانند راه و عمران است را استخراج کنیم شاید در دراز مدت مبانی علم مهندسی عمران اسلامی استخراج شود.
    در 5 آیه از قرآن کریم
    َ أَلْقَى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِکُمْ وَ أَنْهَاراً وَ سُبُلاً لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ‌ (نحل 15)
    و در زمین، کوه‌های ثابت و محکمی افکند تا لرزش آن را نسبت به شما بگیرد؛ و نهرها و راه‌هایی ایجاد کرد، تا هدایت شوید.
    الَّذِي جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَکَ لَکُمْ فِيهَا سُبُلاً(طه 53)
    همان خداوندی که زمین را برای شما محل آسایش قرار داد؛ و راه‌هایی در آن ایجاد کرد.
    الَّذِي جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ جَعَلَ لَکُمْ فِيهَا سُبُلاً لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ‌ (زخرف 10)
    همان کسی که زمین را محل آرامش شما قرار داد، و برای شما در آن راه‌هایی آفرید باشد، که هدایت شوید (و به مقصد برسید)!
    هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ .( الملك 15)
    ﺍﻭﺳﺖ ﻛﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻤﺎ ﺭﺍم ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ، ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺑﺮ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﺐ ﺁﻥ ﺭﺍﻩ ﺭﻭﻳﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻯ ﺧﺪﺍ ﺑﺨﻮﺭﻳﺪ ، ﻭ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺘﻦ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﻭ ﺭﺳﺘﺎﺧﻴﺰ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺍﻭﺳﺖ
    وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا ( نوح 19)
    ﻭ ﺧﺪﺍ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻤﺎ ﻓﺮﺷﻰ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ
    لِّتَسْلُكُوا مِنْهَا سُبُلًا فِجَاجًا ( نوح 20)
    ﺗﺎ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎﻯ ﻭﺳﻴﻊ ﺁﻥ [ ﻫﺮ ﺟﺎ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻴﺪ ] ﺑﺮﻭﻳﺪ؟
    ایجاد و کشیده شدن راهها بعد از قرار دادن زمین به صورت مرکب آرام و هموار به خدا نسبت داده شده است.
    سوال ما در مورد مفهوم کشیده شدن راه توسط خداست.
    در تفسیر المیزان ذیل آیه 15 سوره نحل علامه فرموده اند که چون مصنوعات انسان هم به خدا برمی گردد منظور ایجاد راه هم شامل راههایی است که به صورت طبیعی در زمین وجود داشته است و هم شامل راههایی که خود انسانها به صورت مصنوعی می سازند. در تفاسیر دیگر مطلب خاصی در مورد نسبت دادن ایجاد راه به خدا نیامده است. گویا برای مفسرین که در قدیم زندگی می کرده اند خود به خود این مساله مشخص بوده است و برایشان سوالی ایجاد نمی کرده است.
    سوال ما این است که در عصری که ما زندگی می کنیم، مهندسی راه که جزء مهندسی عمران است به این معنا است که طراح راه که انسان است یک طرحی برای راه می ریزد که از کجا به کجا متصل شود و از چه مسیری حرکت کند و بعد برای طرحی که ریخته با اهداف اقتصادی مسیر بهینه تعیین می کند مسیری که خودرو با سرعت مشخصی در آن حرکت کند. آیا می توان از آیات فوق این گونه نتیجه گرفت که این تعریف از مهندسی راه مورد نظر قرآن نیست و خداوند خودش در زمین راههایی را به صورت بالقوه یا بالفعل در نظر گرفته است؟ مهندس راه نمی تواند هرجا که خواست راه ایجاد کند بلکه باید سعی کند اتقضائات در نظر گرفته شده در طبیعت را شناسایی کند یا بگوییم به زبان دیگر که پتانسیل ایجاد راه را در طبیعت کشف کند؟
    سوال های در این بحث:
    1. آیا استنباطی که از آیات مورد اشاره در قرآن کریم انجام شده است را صحیخ می دانید؟ یا این که فکر می کنید ما سعی کردیم مفهوم ذهنی خود را به قرآن کریم تحمیل کنیم؟
    2. آیا در قرآن کریم و روایات شواهد دیگری برای این نوع برداشت سراغ دارید؟
    3. آیا این صحبت در مورد تعریف علم راه اسلامی را درست می دانید؟
    4. مثلا می توانیم به عنوان یک نمونه کاربردی بگوییم که اگر در طراحی راه به یک گزینه رسیدیم که باید تونل می زدیم و یک گزینه دیگر که باید از گردنه و دور کوه عبور می کردیم، با این دید جدید بهتر است که گزینه راه دور کوه را در نظر بگیریم هرچند طولانی تر و استفاده از آن سخت تر بشود؟ با این دید جدید اصول مهندسی راه اسلامی تغییر می کند.
    5. بنظر شما چه موارد دیگری از قرآن کریم می توان به عنوان مبانی اصلی علم راه و حمل و نقل اسلامی اضافه نمود؟ اگر در این زمینه پیشنهادها و نظرات دیگری دارد که ما را راهنمایی می کند بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که آیات مذکور می‌فرماید خداوند زمین را مستعد داشتنِ راه‌ها کرده است؛ می‌توان پذیرفت که انسان اجازه دارد در راستای سنت الهی به همان شکل که حضرت حق جاده‌هایی را بر زمین قرار داده است ما نیز آن کار را ادامه دهیم ولی مواظب باشیم که در راستای همان سیره و سنت الهی که نظام طبیعت پذیرای آن هست، عمل کنیم تا جاده‌های ما خراشی بر چهره‌ی طبیعت و از بین‌بردنِ نظام طبیعی عالم نباشد.



    در مورد احداث تونل نیز قضیه به همان نکته‌ای برمی‌گردد آیا آن تونل در جایگاه خاصی که باید نصب شود نظام إکولوژیِ منطقه را به هم می‌زند یا نه؟ از این جهت نمی‌توان یک نظر کلی برای این امور داد.



    در مورد این‌که قرآن چه نگاهی و نظری در راستای مبانی اصلی علم راه و حمل و نقل به ما می‌دهد؛ حقیقتاً نیاز است کارهای جدّی بکنیم تا زمینی که باید گهواره‌ی ما باشد و خدا در آن زمین ما را در آغوش خود بگیرد، تبدیل به جهنّمی از آن جنس که شهرهای بزرگ برای بشر ایجاد کرده‌اند، نباشد. همواره باید این نکته مدّ نظر ما باشد که ما باید بر روی این زمین زندگیِ آرام و زیبایی داشته باشیم به همان معنایی که حضرت حق فرمود: «زمین ذلولِ شما است» یعنی محلی برای آرامش و تعالی، نه جسمِ مرده‌ای که هرطور خواستیم در آن تصرف کنیم. موفق باشید


  • با سلام:
    با توجه به علوم و رشته های علمی متنوع امروزی که ضعف مسلمین در بسیاری از آنها باعث ضعف آنها در برابر مستکبرین شده است، می خواستم بدانم:
    1. آیا دین اسلام در مورد علوم غیر علیا تأکیدی داشته است همانطور که این قدر بر علوم عقلی و توحیدی سفارش کرده است؟
    2. آیا سیر الی الله برای کسی که مثلاً در رشته ی مهندسی نساجی دارای بالاترین مراتب علمی است با کسی که در فلسفه و حکمت اسلامی در درجه بالایی است متفاوت است؟ یعنی دومی به معارف و مقاماتی می رسد که اولی یا آنها را درک نمی کند یا خیلی دیرتر به آنها خواهد رسید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جامعه‌ی اسلامی وظیفه دارد که نیازهای خود را بر اساس عقل و تدبیر دنبال کند و این یک موضوع اساسی هر جامعه‌ای است که می‌خواهد در امور دینی نیز موفق باشد 2- سیر إلی اللّه بستگی به نیت انسان‌ها دارد در هر شغل و منصبی که باشند می‌ماند که برای این کار معارفی لازم است که کسب آن معارف برای هرکس که بخواهد میسر می‌باشد. موفق باشید


  • با سلام و احترام:
    می بخشید استاد! دوره ای برای عفاف و حجاب گذاشته بودند که گروهی رو آموزش بدند برای چگونه برخورد کردن با بی حجاب ها! زیر نظر حوزه و بسیج حوزه. یکی از مباحثی که در این کلاس ها بیان شد کار کرد مغز بود. از ناحیه ای از مغز به نام آمیگدال صحبت کردند که می گفت این نقطه از مغز احساسات رو درک می کنه و رفتار هیجانی از این قسمت ناشی می شه و اثری که یک مرد از دیدن یک خانم بی حجاب در این ناحیه از مغزش میگذاره رو می گفت از هیپو کامپ و ... صحبت می کرد که هر کدوم از اینها با بخشی از رفتار و و یا قدرت تصمیم گیری ؟ اون خانمی که این مباحث و بیان می کرد نورولوژیست بود و می گفت این تحقیق در آمریکا انجام شده و نوشته شده است. سوال اینه که مغز به عنوان یک موجود مادی چطوری میتونه عوامل احساسی رو درک کنه؟ یادمه یکی از جوابهایی که آیه الله مصباح به ماتریالیستها می داد همین بود که موجود کاملا مادی نمیتونه منشأ احساسات و عواطف باشه. و اگه این مطالبی که بیان شد درسته چگونه با تجرد روح قابل جمعند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: علوم تجربی از جمله نورولوژی تنها عکس‌العمل‌های مادی را می‌توانند تجربه کنند و باید متوجه باشند که منشأ این عکس‌العمل‌ها نفس ناطقه‌ی انسان است. آری! همان‌طور که چشمْ محلِ ظهور بیناییِ نفس ناطقه است،. موفق باشید


  • سلام علیکم: در هر تاریخی که شروع می شود (مخصوصا تاریخ مدرن) آیا مسئله ریاضیدان هم به تاریخش مربوط می شود؟ مثلا چرا «گراف و درخت» که از مباحث ریاضیات گسسته است در تاریخ مدرن اهمیت ویژه یافت تا آنکه کاربرد آن را اکنون در راه سازی و کامپیوتر و ... مختلف می توان یافت؟ یا اینکه ریاضیدان گوشه خانه نشسته و دارد مسائل و قضایای ریاضی را کشف می کند و به تاریخش بی توجه است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هر تمدنی که بخواهد در تمام ابعاد جوابگوی بشر باشد باید در موضوع تفکر ریاضی نیز، تدبّر لازم را داشته باشد مثل حضور شیخ بهائی در به‌صحنه‌آوردنِ تمدن صفوی. موفق باشید


  • با سلام: استاد عزیز این مباحث روانشناسی جدید که امروزه در حال رواج بین مردم است و بیشتر دیده می شود که انسان را تشنه ی طلب دنیا و نگاه استقلالی به انسان می شود را چگونه می بینید؟ با تشکر.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول پروفسور «فریتیوف شوان» بعضاً روان‌شناسی به جای دین می‌نشیند و این خطرناک است، زیرا تنها صاحب انسان‌ها یعنی خداوند است که می‌تواند تکلیف انسان‌ها را مشخص کند و حالات انسان را درست تحلیل نماید. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    بنده پس از جلسه ی تفسیر سوره آل عمران امشب بسیار برایم مسئله شده است که در شرایط تاریخی کنونی که نظام مدرنیته و تجدد در حال فروپاشی است یک شخصی مثل من که در دانشگاه علوم مهندسی را با هدف ایجاد توسعه و تجدد و حرص کسب ثروت آموخته ام چگونه می توانم در شرایط تاریخی کنونی برای اسلام مفید باشم و مطابق با آیه ی 195 شامل حسن ثواب قرار گیرم به هر حال جنس علوم مهندسی از جنس تجدد خواهی ابزار سازی و حرص طلب بیشتر از دنیا است چگونه می توانم مانند شهدا در جنگ تحمیلی در قهقه ی مستانه غرق شوم در حالی که راهی که برای آن تلاش کرده ام انگیزه ی اخروی ندارد و کشور های غربی در زمینه های مهندسی بسیار جلو تر و فراتر از کشور ما هستند و چگونه می توان مطابق با آیه ی 200 در مقابل آنها با این اندک علومی که در اختیار دارم مقاومت کنم؟ استاد لطفا انگیزه و راه را برای جامعه ی دانشجویان مهندسی نشان دهید. لازم به ذکر است که در حال مطالعه کتاب توسعه و تمدن غرب شهید آوینی مطابق با توصیه خودتان هستم ولی یک انگیزه می خواهم که مطابق با آیات آخر سوره آل عمران باشد. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید ما در تاریخ خاصی قرار داریم که به اصطلاح به آن، تاریخِ گذار می‌گویند و این دوره فرایند خاص خود را دارد. اگر آگاهیِ لازم نسبت به همین علومی که شما دنبال می‌فرمایید نداشته باشیم؛ تغییری که نیاز است انجام شود و به سوی نرم‌افزارِ بومی قدم گذاشته شود، با مشکل روبه‌رو می‌گردید. جایگزینیِ نرم‌افزارهای جدید، خلق‌الساعه نمی‌شود پس زبانِ شرایطی که می‌خواهیم از آن عبور کنیم و به شرایط جدید وارد شویم را، امثال همین دانشجویان متوجه خواهند شد که از یک طرف با معارف عالیه‌ی اسلامی آشنا باشند و از طرفی نسبت به راه‌کارهای علوم فنی بیگانه نباشند. از طرفی برای امرار معاش در حال حاضر به وسیله‌ی همین نوع فعالیت‌ها و شغل‌ها، عملاً نیاز مردم را برآورده خواهید کرد و رزق حلالی نصیب خود نموده‌اید. موفق باشید   


  • سلام خدمت استاد بزگوارم:
    استاد عزیزم امروز در کلاس درس مشاوره و روان درمانی گروهی رشته مشاوره، استاد گفتند که یکی از قواعد اصلی گروه این است که به ارزشهای همدیگر احترام بگذاریم و یکدیگر را قضاوت نکنیم. نظر من این بود که این طور نیست که همه ارزشها درست باشد، بلکه بسیاری از مشکلات افراد ناشی از ارزشهای نادرست آنها است و تمام ارزشها درست نیست و باید در چارچوب اسلامی ارزشهای درست و نادرست تعریف شود،که یکی از دوستان در جواب گفت: شما باید دین را از روانشناسی جدا کنید و برخی از این مسلمانها فکر می کنند فقط ارزشهای خودشان درست است. استاد من چه باید می گفتم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم شخصیت انسا‌ن‌ها باید محترم باشد ولی ذیل حکم خدا و گرنه کفر و ایمان مساوی قلمداد می‌شوند و این، یعنی زیر پا گذاشتن حقّ و این نفی حقیقت انسانیّت که همان فطرت الهی او است می‌باشد. موفق باشید


  • سلام:
    تفاوت معماری پست مدرن و معماری نئوکلاسیک:
    معماران نئوکلاسیک همچون معماران پست مدرن به گذشته توجه دارند، ولی یک اختلاف عمده بین این دو دیدگاه نسبت به تاریخ وجود دارد. معماری پست مدرن در پی هویت انسان است و تاریخ هر قوم و ملتی از نظر آنها به عنوان بخشی از هویت آن ملت تلقی می شود. لذا معماران پست مدرن، تاریخ فرهنگی و کالبدی و همچنین دستور زبان معماری هر قومی را در معماری خود در هر منطقه نمایش می دهند. منتها این نمایش به صورت تقلید از موارد فوق نیست، بلکه آنچه به هویت یک ملت مربوط است در ساختمان های پست مدرن به روز در می آید و براساس شرایط زمانی و مکانی به صورت جدید و امروزی شده ظاهر می شود. لذا معماران پست مدرن در تغییر تناسبات، رنگ ها و عملکرد های نماد های تاریخی به خود تردید راه نمی دهند. ولی معماران نئوکلاسیک همچون کوینلن تری (یکی از مهمترین نظریه پردازان سبک نئوکلاسیک) معتقدند که نظم کلاسیک (معماری یونان و روم باستان) الهاماتی آسمانی و مقدس هستند. لذا تغییر دادن آنها صحیح نیست و هر تغییری در آن باعث تبدیل شدن کمال به نقصان می شود. آنها دلیل جاودانگی معماری کلاسیک را در همین می دانند. معماران نئوکلاسیک، سبک مدرن را نیز سبکی قابل قبول نمی دانند. لذا گذشته و خصوصا معماری کلاسیک را منبع الهام خود می دانند و معماری کلاسیک را به همانگونه که از نظر کالبدی بوده، برای احتیاجات امروزی طراحی می کنند. منتها باید توجه داشت که داخل این فرم های تاریخی، کلیه وسایل رفاهی امروزی تدارک دیده شده است. اگر خواسته باشیم در یک جمله معماری نئوکلاسیک را تعریف کنیم، می توان گفت: ساختمان نئوکلاسیک، پوسته ای کلاسیک بر روی امکانات مدرن است.
    استاد بزرگوار می خواستم بدونم از نظر شما کدوم یکی از دو سبک معماری فوق میتونه به نظرات انقلاب اسلامی نزدیک باشه و ما میتونیم روش کار کنیم و به عنوان معماری انقلاب ارائه بدیم؟ یا اینکه اصلا کلا این سبک ها روحشون چیز دیگه ای است و ما باید به دنبال یه چیز جدید باشیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تخصصی در این امر ندارم ولی گمشده‌ی ما عبور از معماریِ فراماسونری است و جایگزینی نوعی از معماری که زمین را به آسمان معنویت متصل گرداند. شاید هر دو مکتب مذکور به دنبال چنین چیزی باشد. موفق باشید



  • استاد بزرگوارم سلام: بنده دانشجوی مشاوره هستم و کاملا نقص نظریه های مشاوره و رواندرمانی موجود را در همه حوزه ها احساس می کنم. ولی نمی دانم چه کار کنم؟ آیا ما چیزی به نام روانشناسی دینی داریم؟ یا باید بگوییم، روانشناسی با دین؟ اینکه مثلا بگوییم نفس اماره، لوامه و مطمئنه که اسلام گفته همان است که اریک برن نام آن را من کودکی، من والدینی و من بالغ می نامد درست است یا نه و یا عکس آن درست است یا هیچکدام؟ من بسیار علاقه مند به مسایل دینی هستم و ایمان دارم که تنها دین، نجات بخش اصلی انسانها ست. ولی نمی دانم مثلا درمان وسواس و یا اختلافات زناشویی را چگونه با استفاده از دین انجام دهم؟ اصلا این کار درست و با ارزشی است و یا اصلا نباید این مسایل را با هم ترکیب کرد؟ منظور از اینکه فرموده اید باید روش دینی را با ابزار روانشناسی پیاده کرد یعنی چی؟ خواهش می کنم با مثال توضیح دهید. آیا من که سواد خاصی در مسایل دینی ندارم، می توانم در این حوزه ها وارد شوم؟ در حال حاضر نیز در دوره معرفت النفس شرکت می کنم و قصد دارم اگر شد ادامه دهم. اگر کتابی، مطلبی و یا کسی هست که به من کمک کند معرفی نمایید؟ آیا روانشناسی با این اوصاف مفید است یا نه؟ از این که خسر الدنیا و الاخره باشم وحشت دارم ؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در اسلام در موضوع تعلیم و تربیت اسلامی و اخلاق، ما جواب‌های نیازهای خود را که دنیای غرب از طریق روان‌درمانی دنبال می‌کند، می‌یابیم. می‌ماند بیماری‌هایی که به جهت اختلالات هورمونی پیش می‌آید که در رفتار ما ظهور خاصی را پدید می‌آورد که درمان این امور مربوط به علوم تجربی است مثل روانپزشکی 2- عرض بنده در رابطه با روش دینی با ابزار روان‌شناسی، در این رابطه است که بعضاً علم روان‌شناسی به‌عنوان یک علم تجربی اختلالاتی را می‌شناسد که عموماً در اثر مشکلات نظام تکنیکی این دوران پیش آمده است که در متون ما مورد بحث قرار نگرفته است. حال باید با بررسی دقیق این اختلالات از یک‌طرف و با نظر به متون دینی در امر تعلیم و تربیت و اخلاق و عرفان، روش درمان صحیح این اختلالات جدید را مورد مطالعه قرار دهیم. سال‌های گذشته جناب آقای دکتر باقری فعالیت‌هایی در این مورد داشتند، ولی در حال حاضر اطلاعاتی از کار ایشان ندارم. مباحث شرح «دعای مکارم‌الاخلاق» و شرح کتاب «جامع السعادة» که بر روی سایت هست، إن‌شاءاللّه در این مورد می‌تواند راه‌کار نشان دهد. موفق باشید 


  • با این تناقض ها چه کنیم ما؟!
    سلام علیکم حضرت استاد:
    بنده فارغ التحصیل رشته ی مهندسی صنایع هستم. حضرت استاد ما بین مفاهیم دینی و دروسی که خوانده ایم تناقض مشاهده می کنیم، این علمی که ما می خوانیم در خدمت مدرنیته است، در خدمت سرمایه داران برای ترویج مصرف گرائی و رسیدن به سود بیش تر.
    حضرت استاد بسیاری از جوانان حزب اللهی که رشته های مهندسی را می خوانند میانه کار و یا انتهای تحصیل خود دلزده می شوند! چون تناقض می بینند بین اعتقادات خود و مفاهیم دورس خودشان. واقعا با این معضل چه کنیم ما؟ خیلی از بچه های مذهبی یا بعد از دروس تصمیم به حوزه رفتن می گیرند و یا با رفتن به شغل فرهنگی و نامربوط با رشته تحصیلی خود سعی بر حل این تناقض هستند. آیا نباید حکومت نسبت به این معضل پاسخی بدهد؟ نحوه مواجه ما با این علوم و حالت ایجاد شده در ما چگونه باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در دوره‌ی گذار هستیم. واقعیت آن است که نه می‌توانیم بیرون از تجدد زندگی کنیم و نه می‌توانیم به آن نوع زندگی که تجدد در مقابل ما قرار داده، دل بسپاریم. از این جهت است که باید با تعقل و بدون آرمان‌گراییِ افراطی، رشته‌های مناسب جامعه‌ی خود را به صحنه آوریم. ولی در حال حاضر نمی‌توان از سر بی‌مسئولیتی نسبت به امور مردم از طریق همین نوع فعالیت‌ها شانه خالی کرد. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    سلام عليكم:
    آیا در تمدن و سبک زندگی اسلامی علوم مهندسی به کار می آید؟ تا چه حدی؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در حال حاضر که نتوانسته‌ایم مهندسی بومی خود را شکل دهیم، تا جایگزین وضع موجود کنیم؛ وظیفه داریم از همین علوم مهندسی استفاده کنیم ولی با رویکرد جایگزینی. موفق باشید


  • سلام و ارادت: استاد فاضل و ارجمند چرا در روانشناسی و علوم انسانی ما محتاج علوم غربی هستیم؟سپاس فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل از ما است که نتوانسته‌ایم متون دینی خود را مطابق این زمان، کاربردی کنیم. موفق باشید


  • سلام: این سوال را ناظر به سوال 15220 مطرح می کنم.
    شهید آوینی در مقاله «ویدیو در برابر رستاخیز تاریخی انسان» چنین می گویند:
    ... چه کسی می تواند اثبات کند که ضرر ویدیو از کامپیوتر بیش تر است؟ هیچ کس. مشکل اینجاست که که ما فقط با معیار اخلاق ظاهری به محصولات تمدن تکنولوژیک غرب می نگریم نه با معیار حکمت و حقیقت دین. روزگار ما روزگار اسارت در چنگ ابزاری است که هویت فرهنگی دارند. محصولات تمدن غرب همگی کم و بیش، صورت هایی مجسم از فرهنگ غرب هستند و آن چه مارشال مک لوهان در این باره می گوید درست است. به اعتقاد من اگر با چشم حکمت به محصولات تکنولوژیک بنگریم، کامپیوتر را بسیار خطرناک تر از ویدیو خواهیم یافت. کامپیوتر «بَعل ذَنوب» است: بت بزرگ.
    ...
    نخست، چرا کامپیوتر بعل ذنوب است و چرا سینما این گونه نیست؟ دوم، آیا در آینده تکنولوژی جدیدتری خواهد آمد که از کامپیوتر پیچیده تر باشد؟ در ادامه مقاله شهید آوینی پاسخ هایی می دهند ولی بنده می خواهم شما از دیدگاه خودتان پاسخ دهید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی علم در اسارت تکنیک است و علم، در میانه‌ی راه است اگر مسیر خود را تغییر ندهد و همچنان در اسارت تکنیک برای ظهورِ تکنیک برتر بماند، آینده گرفتار تکنیک‌هایی هستیم که می‌خواهد تمام آن‌چه بشر در یک لحظه تصور می‌کند، به همان شکل در خارج از ذهن، صورت‌بخشی نماید. زیرا بشر امروز از صورت‌ها بالاتر نمی‌رود تا از تکنیک عبور کند و کامپیوتر از آن جهت که فضای گسترده‌تری برای تحمیل صورت‌های ذهنی ما در آن فضا است، معلوم است که همان بت بزرگ است که حالا‌حالاها ما را به خود مشغول می‌کند و از توحید بازمان می‌دارد. موفق باشید


  • سلام و درود استاد فاضل و ارجمند: به استاد روانشناسی خودم که طلبه است گفته ام روانشناس موفق کسی است که علاوه بر دروس روانشناسی باید مسایل معرفتی مربوط به شناخت باطن انسان را هم بداند تا بیماریهای روحی را درمان کند. در غیر این صورت راهکارش برای درمان مسکن و موقتی و ناکارآمد است. ولی قبول نمی کند. به او می گویم شما منبع تولید رذایل اخلاقی که شیطان است را باید بشناسید تا موفق باشید ولی می گوید ما راههای عدم توجه به القاهای شیطان را به مریض با استفاده از علوم غربی یاد می دهیم همین کافی است و خوب. لطفا بفرمایید به استاد و اساتیدم چه بگویم تا علوم معرفتی را ضروری بدانند. من در مقطع ارشد مشاوره مشغول هستم. سپاس فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه باید به ایشان متذکر می‌شدید؛ گفته‌اید. بنده ورود خاصی نمی‌توانم در این مورد داشته باشم مگر آن‌که خودشان تلاش کنند آن نوع انسان‌شناسی که حکمت و عرفان، مدّ نظر قرار می‌دهد را دنبال کنند. موفق باشید


  • با سلام:
    استاد نظر شما درباره ی جهان بینی دانشمند بزرگ فیزیک انیشتین چیست با توجه به این که در کتابهایتان گاهی از فیزیک جدید حرف می زنید؟ ان شاء الله خدا ما را در این زمانه راهرو در صراط مستقیم قرار دهد.
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه توحیدی جناب انیشتین نگاه ارزشمندی است. البته نگاه فیزیک جدید به عالَم با فیزیک قرن 19 متفاوت است. موفق باشید


  • با سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار:
    استاد لطف می کنید در مورد ضمیر ناخودآگاه برایم توضیحاتی بدهید، آیا حقیقت دارد
    در متنون اسلامی ضمیر ناخودآگاه گفته شده است؟ اینکه روانشناسان می گویند مثلا اگر خود را در حال موفقیت ببینید بیشتر پیشرفت می کنید به خود بگویید من در حال موفقیتم نگویید در حال شکست. عذر می خواهم سوالم طولانی شد.
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این واژه‌ها واژه‌های اعتباری است و سخنان مبهمی است که تعریف مشخصی از آن نشده است. آن‌چه در متون اسلامی داریم نفس انسانی و مراتب مثبت و منفی آن است. موفق باشید


  • با سلام:
    مدتی ست که پس از خواندن بحث حرکت در حکمت متعالیه در تلاشم تا مقاله ای در مورد قوه و انرژی در فیزیک و فلسفه بنویسم به همین خاطر نیاز به راهنمایی دارم.
    سوال من این است، همان طور که می دانید ملاصدرا در بحث حرکت در نهایت اثبات می کند که حرکت از مجرای صورت نوعیه و از سوی مفارق افاضه می گردد و حال آن که در فیزیک منشا حرکت به خود ماده نسبت داده می شود. اگر دقت شود مسئله ی مهمی است چرا که اگر اثبات شود که حرکت از سوی مفارق و ماورای ماده افاضه می گردد تمام تغییرات در این دنیا را باید به مفارق نسبت داد و این چیزی است که فیزیک خلاف آن را سالها و سالها در ذهن مردم جهان نشانده و به همین دلیل مردم چیزی جز ماده را منشا اثر نمی دانند.
    سوال این است که در فلسفه منشا حرکت مشخص است در فیزیک منشا حرکت چیست؟ نیرو است یا انرژی یا؟

    - باسمه تعالی: سلام علیکم: آن معنا از حرکت که در فلسفه‌ی صدرایی مطرح است؛ تبدیل ذاتیِ قوه به فعل است که با إفاضه‌ی فیض از طرف عالَم معنا محقق می‌شود و این غیر از آن است که تصور شود حرکت از عالم معنا پدید می‌آید، بلکه تنها إفاضه‌ی فیض یا تجلیِ وجود در میان است و در علومی مثل فیزیک، اساساً بحث در ذات عالم ماده در میان نیست بلکه بحث در حرکت‌های نسبی است مثل حرکت الکترون به گِردِ هسته. موفق باشید