×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    متفرقه

  • سلام استاد طاهر زاده عزیز: شما در پاسخ قبلی با شماره ۲۵۰۴۴ به سوال بنده پاسخ دادین و فرمودین که دروس معرف النفس و معاد را مطالعه کنم کتاب ۱۰ نکته از معرفت نفس به همراه شرح صوتی را گوش دادم و از همان ابتدای استماع عزمم راسخ تر شد که با کیفیت بیشتری روزه بگیرم تا به روحم غذای معنوی بیشتری برسانم و تا ۴ روز فقط افطار با آب و خرما داشتم و افسردگی و پژمردگی ام رفع شد. و حال سوال دیگری داشتم من قبلا به شما گفته بودم که به علت علاقه زیادی که به رشته روانشناسی داشتم حدود ۸۰۰ جلد کتاب در این زمینه خواندم و امسال در مقطع ارشد رشته روانشناسی اسلامی دانشگاه آزاد قبول شدم. حال سوالم این است آیا با توجه به علاقه ی زیادی که به این رشته دارم و تست های شخصیت نیز این ادامه تحصیل و موفقیت در این رشته را تایید نمودند آیا امسال دانشگاه آزاد را ادامه دهم یا بشینم و بخوانم برای قبولی در دانشگاه روزانه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را باید با مشاوری که با روحیه‌ی جنابعالی آشناست در میان بگذارید. موفق باشید


  • سلام استاد روزتون بخیر:
    من یک ضعفی دارم که به مدت دو سال شاید به عنوان سوال با من بود و تا الان تقریبا به پاسخ آن رسیده‌ام اما نه خیلی قوی به طوری که فقط به درد خودم میخوره و نمیتونم به دیگرانی که می‌بینم این ضعف رو دارن کمک کنم.
    من از حدود چهار سال پیش سیر عرفانی‌ام سرعت گرفت و هر لحظه به حیات جدیدی می رسیدم و با بینشی که داشتم دنبال بهترین بودم و می‌خواستم از همه جلو بزنم و به نهایت کمال برسم و یاری امامم را و بندگی خالصانه خدا را نیت کرده بودم. اما از وقتی وارد دانشگاه شدم و در اردو‌های تشکیلاتی دانشگاه و جهاد دانشگاه فعالیت کردم افکاری به من تزریق شد که برداشت اشتباهی از ایثار و فداکاری و کار جهادی بود که در این تشکل‌ها وجود داشت و همین‌طور باعث ناامیدی و نارضایتی افرادی که در این تشکل‌ها بودند می‌شد. تلاش‌های زیاد و نتایج کم. و اکثرا افرادی که در رشته تحصیلیشان خیلی موفق نبودند عضو این تشکل‌ها بودند و خلاصه به همه چیز غر می زدند! آنچه که من در ابتدا از این تشکل‌ها و اسامیشان در ذهن ساختم و آنچه که در واقعیت با آن روبرو شدم خیلی فاصله داشت و نواقص را می دیدم اما چون وقت نداشتم و درسم در اولویت بود نمی‌توانستم برای رفع آن‌ها زمان بگذارم و بیشتر مشکل گره‌های ذهنی افرادی بود که در این تشکل‌ها فعالیت داشتند. من بعد از کمی فعالیت در تشکل جهاد دانشگاه سوالی برایم پیش آمد من که تا آن موقع فقط به فکر رشد خودم بودم و داشتم با دیگران سر بهتر شدن مسابقه می دادم حالا سوالم این شده بود که پس بقیه چی؟ نمیدونم وقتی با بچه‌ها بحث می کردم می دیدم فاصله بین افکار و زاویه نگاه‌هامون خیلی زیاده و خیلی چیزها که برای من بدیهی بود و با تمام وجود می دیدم آن‌ها نمی دیدند و این باعث شد فکر کنم چرا دیگران انقدر عقب هستن و این سوال در من شکل گرفت که پس بقیه چی؟! شده بودم معلم عرفان، که این کار اصلا در قد و قواره من نبود و داشت مسیری که انتخاب کرده بودم را مختل می کرد و روی درس و زندگیم خیلی اثر منفی گذاشت باید برای فهماندن خیلی از مسائلی که فهمیده بودم وقت مطالعه می گذاشتم تا برای دوستانم روشن توضیح دهم و کم‌کم این موضوع که برای من جزو کار‌های فرعی بود با این سوال که خب پس بقیه چی؟! داشت با کارهای اصلی زندگیم جاش رو عوض می کرد و من کم‌کم خودم رو داشتم فراموش می کردم و مصر شده‌ بودم روی هدایت دوستان اما اصلا راضی نبودم و فقط این سوال که پس بقیه چی؟! اجازه نمی داد که من برگردم به زندگی خودم و همین‌جاها بود که من رشدم متوقف شد و حجاب‌ها روز به روز بیشتر شد و می دیدم دارم از خدا فاصله می گیرم اما این سوال من رو لجباز کرده بود و نمی توانستم برگردم و هر روز ناراضی‌تر بودم. صحبت‌هایم فوق‌العاده روی دیگران تاثیر می گذاشت و عملا داشتم هدایت خودم رو فدای هدایت دیگران می کردم و این شده بود ایثار من!!!! دوستانم هم سوالاتی می‌پرسیدند که باز بیشتر مرا در این مسیر که پس دیگران چی؟ می‌انداخت. بعضی‌ از این افراد تمام فکرشان شده بود هدایت دیگران و خودشان را فراموش کرده بودند و رشدشان متوقف شده بود و این حجاب نمی‌گذاشت که پیش بروند و مخصوصا اگر برای هدایت شخصی وقت می گذاشتند و آن شخص هدایت نمی‌شد به اصل موضوع شک می‌کردند و خلاصه که هدایت خودشان را به هدایت دیگران گره زده بودند. من هم مدتی گرفتار این موضوع شدم اما توانستم از آن فرار کنم! اما هنوز ته قلبم راضی نیست و خیلی سوال‌های بی‌جواب در من ماند که می‌خواهم فراموششان کنم ولی از آن‌جایی که می‌ترسم دوباره دچار این اشتباه شوم دوست دارم به پاسخ سوالاتم برسم. فکر می‌کنم مشکل اصلی این قضیه اینجاست که با خواست و اراده خودمون و صرف اینکه دوست داریم دیگران هدایت بشن و طعم حیات برتر رو بچشن میخوایم دیگران رو هدایت کنیم و تو این قضیه تسلیم اراده خدا نبودیم. و اعتراف می‌کنم هر چه قدر هم تلاش کنی نمیشه آنچه که تجربه می‌کنی رو به دیگران بفهمونی مگر اینکه خودش آمادگیش رو داشته باشه و خودش بره تجربه کنه و شما فقط یک تذکر دهنده بودی شاید!
    لطفا یک راهی برای تفکر به این موضوع که چی شد اینجوری شد؟! رو بهم نشون بدید
    ممنون.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم اصلِ کار، کارِ بدی بوده! آری! در درک حقیقت و با در میان‌گذاردنِ حقیقت با دیگری باید خود را معنا بخشید. وقتی رجوع به حقیقت در میان باشد، دائماً نسبت خود را با تجلیات آن می‌سنجیم و نه با ردّ یا قبولِ دیگران. موفق باشید


  • با عرض سلام و ادب: و نیز عرض تسلیت من کمترین. خدمت استاد عزیز. سوال حقیر با شماره ۲۴۴۸۸ جواب داده نشد است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نمی‌توانم ورود کنم. جزوه‌ای تحت عنوان «طلبه‌ی عصر انقلاب» بر روی سایت هست. شاید کمک‌تان کند. موفق باشید


  • با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز:
    استاد در سوال ۲۴۳۴۵ در مورد صحبت آقای دکتر ابراهیم فیاض نسبت به جریان های دانشجویی پرسیدم که جوابی حاصل نشد. من باب یاد آوری خواستم بگم اگه ممکنه توضیحاتی برای روشن شدن ادعا ی دکتر فیاض بفرمایید.
    سپاس

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور عرض شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مطالب را نخوانده‌ام. اگر چیزی از آن‌ها دارید بفرمایید تا بنده نیز در جریان قرار گیرم. موفق باشید


  • با عرض سلام:
    جواب سوال ۲۳۴۰۰ را که پرسیده بودم پیدا نمی کنم. امکان ارسالش است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد:  باسمه تعالی: سلام علیکم: در روش حوزوی پس از مدتی طرح کلی برای هدایت جامعه برای طلبه پیش می‌آید و به این شکل به جامعه کمک‌کردن بهتر از کمک‌های اقتصادی است.


  • سلام علیکم: عذر خواهی می کنم مزاحم شدم. این متن رو جایی خوندم می خواستم نظر شما رو بپرسم راجع به این متن.
    بسم الله الرحمن الرحیم.
    شاید در زمانه ما دو نوع نگاه بتوان به طلبگی کرد که هر دو نگاه برگرفته از مبنای یکسانی است. اولین نگاه برای استعداد های معمولی است و دغدغه مند های نفسی که صرفا طلبگی سنگری است برای آن ها برای در امان ماندن ساز سیل بلایا و سختی های زمانه ها و این ها بیش از این نباید از خود و طلبگی انتظار داشته باشند که سبب یاس است.
    اما در نگاه دوم نیز طلبگی به منزله سنگری است اولا برای در امان ماندن و دوما برای مبارزه و دفاع در برابر دشمن در جنگ نرم چه جهاد صغیر و چه جهاد اکبر.
    به همین دلیل نگاه به حوزه باید وسیع تر شود و هر دو را در خود جای دهد اما ثمره ای که حوزه می تواند داشته باشد برای گروه اول این است که این افراد به گونه ای تربیت شوند که بتوانند همراه با خود به اندازه توانشان جان هر چقدر از افراد که می توانند را از این سیلاب نجات دهند و کمالشان در نجات خود و دیگران است.
    و گروه دوم بالفعل اینگونه هستند علی رغم اینکه در حال حمله به دشمنان و سنگر سازی و تقویت سنگر نیز هستند.
    و در هر دو گروه به خصوص گروه دوم باید از خودشان گذشته باشند و ذره ای به سنگر و زمین در سیطره شان مغرور نشوند آن که از خود گذشته باشد می تواند دیگری را نیز نجات دهد و آنکه از زمین تحت سیطره اش و رفاه و امنیتش در آن جا بگذرد می تواند سنگر های دیگر نیز بسازد. آری بدون غایت از خود گذشتن هیچ یک از اهداف دو گروه مذکور محقق نمی شود.
    اما همه ی اینها معنا می شوند در موقعیت جنگی و تقابل، در غیر اینصورت همه ی این نقش ها به مثابه تئاتر یا بازی است و هر چقدر هم در این نقش ها افراد تلاش کنند هیچ ثمره ای نمی بینند و ثمره ای نمی دهند و بیش از پیش در خیالات و غیر واقعیات فرو می روند.
    آری طلبگی در زمانه ما لا بد است از شهدایی بودن و شهدایی زیستن و شهید شدن. آری اگر طلبه زمانه خودمان یعنی عصر انقلاب نباشیم صرفا بازیگر تئاتر خیالات خود هستیم و در مجازات با حقایق بازی میکنیم.
    طلبگی باید کرد به نسبت زمانه، باید طالب باشیم، طالب حقیقت، طالب تقوا، طالب انجام وظیفه، طالب علم حقیقی و مقدماتش، طالب شهادت. سر جمع این طالب ها می شود طلبه.
    آری صرف طلب علم می شود طالب که در غیر حوزه است اما طلبه حاصل طالب های مذکور مجموع است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده رویهمرفته نکات خوبی به‌خصوص در قسمت آخر آن متن دیدم. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    با توجه به شرایط موجود در استان های سیل زده و نیاز شدید به نیروی جهادی آیا حضور در شهر های سیل زده وظیفه ی طلاب می باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر واقعاً نیاز باشد و کسی بتواند کمک کند و وجودش تازه آن‌جا مانع کار نباشد؛ چرا کوتاهی نماید؟ موفق باشید


  • سلام علیکم: ببخشید استاد یکی از شاگردان شما فرمودند که استاد طاهرزاده با نوشتن پایان نامه مخالفند به دلیل اینکه پایان نامه ذیل روح جزء نگر غربیست. بنده با مطالعه سوالاتی که در مورد پایان نامه پرسیده شده از شما، متوجه نشدم که آیا اساسا پایان نامه نوشتن کار درستی است یا خیر؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن زمان هم که استاد راهنما بودم سعی می‌کردم از راهنمایی در مورد پایان‌نامه فرار کنم. برایم جایگاه آن حل نیست. موفق باشید


  • بسم اله الرحمن الرحیم. با سلام: جناب استاد، به اطلاع می‌رسانم که مدرسه‌ای در مسجد به اسم «مدرسه‌ی تمدن‌سازی امام خمینی«ره» حدود دو سال است که در اصفهان شروع به فعالیت کرده که بنده با ارتباطی که با آن مجموعه داشتم، اشکالاتی به نظرم آمد. خواهشمندم راهنمایی‌های لازم را بفرمایید. آن اشکالات عبارتند از:
    ۱. این مجموعه، مبانی تربیتی مشخص و نوشته‌شده‌ای ندارند و چیزی به کسی ارائه نمی‌دهند.
    ۲. با علمای شهر نیز مشورتی نداشته‌اند و می‌فرمایند آقایان فرصت نداده‌اند تا خدمتشان برسیم.
    ۳. محور اصلی فعالیت این مجموعه، اقتصادی و کارهای اقتصادی است. از اول سال تحصیلی جدید دانش‌آموزانِ مجموعه چه دختر و چه پسر، عملاً کار اقتصادی می‌کنند. مثل تولید و فروش تغذیه‌ی سالم، کلوچه خرمایی و روغن و .... وسایل آرایشی و بهداشتی سالم. با این توجیه که مقام معظم رهبری بر جهاد اقتصادی تأکید کرده‌اند و ما باید با تولید و فروش مواد غذایی سالم، فرهنگ اقتصادی را تغییر دهیم. و به همین جهت اهتمام چندانی به علم و علم‌آموزیِ دانش‌آموزان ندارند. یکی از دانش‌آموزان که سنّ او ۱۲ ساله است و از نزدیکان بنده می باشد می گوید بعضی از مربی‌ها به ما می‌گویند درس می‌خوانید که به کجا برسید؟ اینقدر بیکار در جامعه هست؟ شما اگر شغل تان را درست کنید دیگر نیاز چندانی به این درس‌ها ندارید. و همین امر موجب شده در برنامه‌های مجموعه بی‌نظمی ِ چشم‌گیری به‌وجود آید.
    ۴. عدم ارتباط با آموزش و پرورش و قبول‌نداشتن کلّیِ آن اداره.
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: البته ابتکار «مدرسه در مسجد» ابتکار خوب و ارزشمندی است و تا آن‌جایی که بنده از بعضی از این مؤسسه‌ها سراغ دارم حقیقتاً در عین رعایت کامل نظام آموزش و پرورش، فضای تربیتی دانش‌آموزان را با حضور در مسجد بهتر رعایت می‌کنند. ولی فکر می‌کنم باید بر روی سخنان نایب الإمام که می‌فرمایند: «ایجاد تشکیلات موازی با دولت هم راهِ اصلاح نیست... کار موازی در کنار دستگاه دولتی، کار موفقی نیست، این تجربه‌ی قطعیِ این حقیر است در طول این سال‌ها». این‌طور می‌فهمم که نباید در مسیر جدا از آموزش و پرورش اقدام کرد. لذا شاید «مدرسه در مسجد» که جدایِ از آموزش و پرورش نیست ولی رویکرد دینی و انقلابی دارد خوب باشد. بالاخره ما باید بدانیم افرادی را که آموزش می‌دهیم، آموزشِ آن‌ها در این زمانه ربطی تنگاتنگ با شغل آن‌ها دارد و نباید نسبت به مدرک آن‌ها سهل‌انگاری بشود. موفق باشید  


  • با سلام:
    استاد حقیر بعد از اینکه دوران بدی رو بخاطر شرایط محیطی و ضعف درونی خودم در مواجهه با غرایزم و شهواتم گذرانم، کتاباتون خیلی بهم کمک کردند. تو این مسیر مسأله ازدواج برام قابل حل نبوده تا الان. استاد ابتدا بخاطر شهواتم یا شور عاطفی که داشتم میل زیادی به جنس مخالف (در واقع برای ازدواج_جوری که هر دو را بتوانم ارضا کنم، هم میل جنسی هم کسی باشد که بتوانم حداقل بهش محبت کنم) داشتم. اما الان که برخی کتاباتون مثل «آشتی با خدا»، «ده نکته در معرفت النفس»، «ادب خیال و عقل و قلب»، «عالم انسان دینی» رو مطالعه‌ کردم. اون احساس از بین رفته. تا جایی که اگه خانواده پیشنهاد بدن با فلانی ازدواج کن، شاید مدتی (بخاطر انس نازله گذشته) فکرم مشغول شود، اما مثلاً یه کلیپ از کربلا و اربعین کافیه که بیخیالش بشم (واقعا) و فراموشش کنم. من طلبه ام و فکر اینکه با درس نخواندنم و عدم خدمت به انقلاب بعد ازدواج هویت خودمو نتونم خوب پیدا کنم هم در فراموشی‌اش بی تاثیر نبوده. اما حاج آقا پناهیان یک وقتی در دانشگاه امام صادق (ع) رو به دانشجویان فرمودند: «الان میشه فهمید چرا برخی ائمه یار نداشتند. الان آقا می فرمایند ازدواج کنید، یکی از شما اقدام نمیکنه»
    حال سوالم اینه که: اگه من راهم رو اینطور ادامه بدم همون فکر مشغولی هم بخاطر پیشنهاد دیگران رخ نمی‌دهد و بخاطر حضور شدیدتر در عالم دینی نیاز به همون کلیپ هم نخواهم داشت؟با این اوصاف چرا ازدواج کنم وقتی اینطور دارم خوب پیش میرم؟ اصلا اینطور پیش برم و بخوام ازدواج کنم شور و حالی خواهد بود یا صرفا یه تکلیف خشک خواهد بود؟ حلاوت ازدواج بعد از تفکر در مسائلی دینی و شدیت وجودیشون برای طلاب رو در چه چیزی می‌بینید وقتی از خود گذشتگی خاصی در ازدواجش (بخاطر رشد قبل ازدواج) رخ ندهد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: برای طلبه اگر خطرِ مرتکب‌شدن به گناه نیست، همان‌طور که جناب شهید ثانی در کتاب «منیة المرید» می‌فرماید خوب است که زود ازدواج نکند. و حضرت امام در 27 سالگی ازدواج کردند. آری! فرزندآوری امر لازمی است، ولی به وقتش و در شرایطی مناسب. موفق باشید


  • جناب استاد با سلام سوالی از محضرتان داشتم. پدر و مادرم که بالای ۷۰ سال دارند مایلند که کار خیری انجام دهند تا به عنوان باقیات و صالحات بماند. ثروت زیادی که در حد ساخت مدرسه و مسجد و .... باشد نیست ولی سرمایه ای معادل یک خانه صد متری در تهران را می توانند اختصاص دهند. بنده خودم فکر می کنم کارهای فرهنگی ماندگارتر باشد ولی دقیقا نمی دانم کجا و چگونه؟ با توجه به شرایط این روزهای جامعه چه امری را توصیه می فرمایید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر بتوانید به نحوی در امور طلاب علوم دینی مطلب را خرج کنید نتیجه‌ی بیشتری خواهید گرفت. موفق باشید


  • سلام:
    درباره فرض کرویت زمین و پاسخ شما به سوال قبلی
    «رفقایی که نظر به مسطح‌بودن زمین دارند برای همه‌ی آن‌چه جنابعالی بر آن تأکید می‌فرمایید، توجیه و تفسیر دارند. به نظر بنده در این مورد باید با جدّیتِ بیشتری وارد گفتگو شد.»
    مشکل من این است که در مورد چیزی به این وضوح چرا باید شک و تردید داشته در حالی که ما بصورت روزمره از این علوم استفاده می کنیم.
    بهرحال هیچ علاقه ای نداشتم وقت شریف حضرتعالی را با این مسائل بسیار کم اهمیت هدر بدم
    دلایلی که افرادی که زمین را مسطح می پندارند و دچار تئوری توطئه بزرگ هستند که احتمالا این صد دلیل باشه دیدم:
    http://flatearthfarsi.blog.ir/1396/02/05/100-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%B1%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA

    یک مورد که زیاد روی اون مانور می داد چرا اشیاء با فاصله بیش از چند ده مایل تو دریا دیده می شوند؟ (البته بستگی به ارتفاع شیء داره). اینکه در فاصله زیاد اشیاء دیده بشن این اتفاق تنها بعضی مواقع اتفاق میافته و علتش پدیده بسیار معروف داکتینگ هست. در اغلب موارد اشیاء دور دیده نمی شوند (با توجه به ارتفاع کم کم در افق محو می شوند)
    «لازم به تذکر است در منطقه خلیج فارس یک پدیده طبیعی دریایی به‌نام «داکتینگ» Ducting یا کریدور ارتباطی وجود دارد که کار رادارها را آسان‌تر می‌کند. عملکرد این پدیده به این شکل است که یک لایه از هوا با درجه حرارت معین بین دولایه بالایی و پایینی هوا – با درجه حرارت متفاوت، یک تونل هوایی را به وجود می‌آورد. این تونل به‌صورت لوله‌ای امواج راداری را تا مسافت‌های بسیار دور هدایت می‌کند.»
    این اتفاق در مورد اهداف هوایی هم بعضی اوقات (وجود شرایط جوی مناسب) اتفاق میافته
    ایران راداری با برد هزار کیلومتر ساخت (که با کروی بودن زمین اهداف از دید خارج می شن ولی با بازتاب اهداف دیده می شن) و تونست هواپیمای آمریکایی رو در اگر اشتباه نکنم نزدیکیهای هند با رادار بگیره و عکسشو بذاره کف دستشون
    این افرادی که این موارد رو مطرح کردن بعید می دونم هیچکدوم یک سمت دانشگاهی مرتبط داشته باشن، احتمال داره برای شوخی هم دارن این کار رو انجام می دن
    اگر می گن حرفشون درسته لینک مقاله ثبت شده بدن و یا ارجاع بدن به یکی دوتا کارشناس متخصص با جایگاه دانشگاهی (مگر اینکه ادعا بشه همه دانشگاهیان برای گمراه کردن مردم دست بدست هم دادن)

    یک دلیل دم دستی با همون مدل کروی - بیضوی زمین
    می توان با مدل بیضوی کروی زمین و با لحاظ مدار حرکت زمین بدور خورشید و چرخش اون
    لحظه طلوع خورشید - عمود بودن خورشید - و غروب خورشید را برای هر نقطه از زمین بدست آورد
    اذان صبح : خورشید 17.7 درجه زیر افق
    طلوع آفتاب : 50 دقیقه بالای افق
    غروب آفتاب : 50 دقیقه زیر افق
    اذان مغرب 4.5 درجه زیر افق

    همین نرم افزار باد صبا روی گوشی اغلب ماها و یا سایت شهید آوینی با همین محاسبات و مدل کروی بیضوی زمین wgs84 این محاسبات را انجام می دهند
    http://prayer.aviny.com/HowToDeterminePrayerTimes.aspx

    G:\SoftPortable\Internet.Download.Manager.6.3\Downloads\Documents\20110129104201-محاسبه اوقات شرعی .pdf
    افرادی که خیلی به عالم و آدم مشکوکند می توانند به این فرمولها مراجعه کنند و محاسبات را انجام دهند و بعد به دوست خود در کانادا، آمریکا، ژاپن، مالزی زنگ بزنند و بپرسند الان سر فلان دقیقه خورشید اونجا طلوع کرد غروب کرد؟
    لازمه این صحبت این است که باورشون این باشه بقیه درباره صحت عملکرد این نرم افزار ها، این روابط و کار دانشگاهیان دروغ گفته اند (یک تئوری فریب بسیار بزرگ)
    عملکرد جی پی اس بر روی دستگاه موبایل، موقعیت جغرافیایی، نقشه ای که شهرداری از خونه شما تهیه می کنه همه ش همین موضوعه. اینکه کل کشورها، دانشگاهیان، متخصصین دست به دست هم دادن و اطلاعات فضا رو پنهان می کنن خیلی جای تعجب داره.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین دلیل عرض شد باید گفت و گوی علمی صورت بگیرد. مطالب را برای شخصی که علم نجوم قدیم و جدید را می‌دانستند، فرستادم تا ایشان نیز نظر خود را بفرمایند. موفق باشید


  • سلام و وقت بخیر:
    در جواب دوستانی که به مسطح بودن زمین بها داده بودن خواستم مطلبی بنویسم.
    اولا که در قرن بیست و یک که جی پی اس دم دستتونه و همون کروی بودن زمین داخلش هست بها دادن به این بحث ها واقعا جای تعجب داره. بهر حال برای افرادی که این مسئله جای سوال داشت در خواست می کنم برن و طلوع و غروب و اوقات شرعی مدل wgs84 زمین، کارکرد جی پی اس، تهیه نقشه جغرافیایی، عکس برداری ماهواره ای، حرکت موشک و.... رو مطالعه کنن
    یا بشینین عکسهای ماهواره ای زمین رو ببینین (اگر به تصاویر همه ماهواره ها و هواپیماها حتی هواپیماهای ایران شک ندارین و فکر توهم توطئه بسرتون نمی زنه)
    حتی شما می تونید سوار کشتی بشین و دریا نوردی کنین و یا سوار هواپیما بشین و با چشم خودتون ببینین. اگه باز قبول ندارین با یه دانشجوی لیسانس فیزیک - زمین شناسی - نقشه برداری بشینین صحبت کنین.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌همه، عنایت داشته باشید رفقایی که نظر به مسطح‌بودن زمین دارند برای همه‌ی آن‌چه جنابعالی بر آن تأکید می‌فرمایید، توجیه و تفسیر دارند. به نظر بنده در این مورد باید با جدّیتِ بیشتری وارد گفتگو شد. موفق باشید


  • عرض سلام و قبولی زیارات اربعین سیدالشهدا علیه السلام
    استاد عزیز؛ نظر حضرتعالی نسبت نامه آیت الله یزدی به حضرت آیت الله شبیری زنجانی چیست؟
    با تشکر، التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش نظردادن در این مورد کار آسانی نیست. به نظر می‌رسد خوب بود آن نامه لیّن‌تر نوشته می‌شد، به‌خصوص که گویا آیت اللّه شبیری در جریان افراد آن جلسه نبوده‌اند. از این‌که ممکن است خواسته باشند پدرانه با این افراد برخورد کنند، نیز نباید غافل بود. واللّه اعلم. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با عرض سلام و قبولی طاعات:
    استاد محترم، امروز با توجه به تغییر ذائقه دانشجویان در دانشگاه ها و گاها سیاه نمایی هایی که دشمنان علیه بسیج و حزب اللهی انجام داده اند، فضای دانشگاه به سمتی رفته که دانشجویان معدودی سمت بسیج دانشجویی می آیند و از سمت دیگر با توجه به لزوم حضور بسیجیان در عرصه های مختلف علی الخصوص بین دانشجویان و تبدیل کردن بسیج دانشجویی به مرجع امور دانشجویان این امر نیازمند این مساله است که بسیجیان از پایگاه ها بیرون آمده و بین دانشجویان حضور پیدا کنند. حال با در نظر گرفتن این نکته که دانشجویان دختر بسیجی دارای شان و مقامی هستند و انجام هر کاری مناسب شخصیت آنها نیست این سوال برای بنده مطرح شد که آیا حضور دانشجویان دختر در سطح سالنهای دانشگاه در قالب برگزاری غرفه های پاسخ به شبهات اعتقادی و سیاسی و یا صحبت چهره به چهره با دانشجویان یا قرار دادن میز و صندلی های گفتگو در سطح سالن با حفظ شئونات برای پاسخگویی به نیازهای دانشجویان دختر امری صحیح است یا خیر؟! البته دانشجویان بسیجی داخل خوابگاه ها هم فعالیت دارند اما به دلیل تعداد کم دانشجویان خوابگاهی و ساعات حضور آنها در خوابگاه که بعد از ساعت 21 شب است (و موجب ایجاد محدودیت از سمت خانواده ها دختر بسیجی بابت حضور در خوابگاه شده است) این فعالیتها محدود هستند و از سمتی عمده دانشجویان بومی هستند و در خوابگاه زندگی نمی کنند، لطفا بفرمایید که آیا این امر صحیح است؟! و همچنین میزان و کیفیت حضور دانشجویان دختر بسیجی به چه صورت باید باشد؟! با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیج دانشجویی وظیفه دارد فضایی را جهت تفکر ایجاد نماید تا دانشجویان به تاریخی که از طریق انقلاب اسلامی ایجاد شده فکر کنند و متوجه‌ی زمانه‌ی خود و مسئولیتی که به عهده دارند بشوند و به همین جهت بسیج نباید با روحیه‌ی امنیتی و تحکمی به میدان بیاید. حال تذکر به امر مسئولیت تاریخی چه در یک سالن بزرگ باشد و چه در خوابگاه و چه با نصب تابلوهای زیبا؛ عمده آن است که برای تذکر نسبت به انقلاب اسلامی، ما در لاکِ دفاعی نباید فرو رویم بلکه پیامبروار باید متذکر این امر بزرگ باشیم. موفق باشید   


  • سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی:
    استاد عزیز مدتی هست که توفیق خدمت در تشکل طیبه بسیج دانشجویی را دارم و چند نکته و سوال ذهن مرا پراکنده می کند:
    1. همانطور که میدونید سالهاست بسیج دانشجویی از آن آرمانی که امام راحل در پیام تشکیل بسیج دانشجویی بیان فرموده دور شده تن به سیاسی کاری داده اینکه بسیج باید بصیرت افزایی بکند شکی در آن نیست اما جناحی عمل کردن نه راهنمایی شما در جهت اینکه بسیج چگونه باید آرمانهای امام را در بطن جامعه دانشگاه پیاده بکند چیست؟
    2. اساس فعالیت بسیج دانشجویی را چه می بینید و اولویت فعالیت بسیج دانشجویی چیست؟
    3. هماهنطور که مستحضر هستید دانشگاه مختلط می باشد و تشکل دانشجویی بسیج هم در این فضا فعالیت می کند و واحد جداگانه ای بعنوان بسیج خواهران دارند که ذیل واحد برادران فعالیت می کنند و در جلسات با یکدیگر برخورد داریم آیا این درست است که بسیج ایجاد اختلاط بین خواهر و برادر بکند به چه نکاتی در این رابطه باید توجه کرد؟ توصیه های شما برای حقیر در عهده داری مسولیت بسیج دانشجویی چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- دقت بیشتر به رهنمودهای رهبری و شناخت هرچه عمیق‌تر جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و توجه به معارف بلند و عمیقی که حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» برای آینده‌ی بشر مدّ نظر ما قرار داده‌اند 2- عنایت داشته باشید که بسیج یکی از شئون انقلاب اسلامی است و اولویت آن، درک درست زمانه‌ای است که در آن قرار دارد که زمانه‌ی حضور تاریخی انقلاب اسلامی در جهان سکولار است که در آن تقابل کیفیت الهی انقلاب اسلامی مقابل روح کمیت‌گرایِ دنیای مدرن قرار گرفته است 3- این‌که خواهران و برادران متدین با حفظ شئونات اسلامی جهت اهداف مقدس نظام اسلامی با هم ارتباط فکری داشته باشند، اختلاط بین زن و مرد محسوب نمی‌شود. موفق باشید  


  • با سلام و عرض ادب:
    سوالی ک جنبه گلایه دارد از خدمتتان داشتم:
    کاش می شد ایمیل را ننویسم، چون پاسخ شما دیگر به حال من سودی ندارد.
    استاد عزیز، انسان های اهل فکر، یک موضوع را از جهات مختلف می بینند.
    در تعجبم چرا شما در مورد مسئله سیگار کشیدن، موضوع را فقط از جنبه حیات ثانوی مطرح کردید. آن هم در جایی که می دانید حرف شما دلیل و حجت و بهتر بگویم بهانه برای عمل افراد می شود. در جایی که در خانه ای پول برای تهیه اقلام ضروری وجود ندارد، پول هفتگی و ماهانه تهیه دخانیات جز ثابت برنامه خانواده می شود، پاتق های شبانه و عصرانه و گاه و بی گاه با رفقا به دلیل جمع شدن برای مصرف دخانیات، جای با خانواده بودن را می گیرد. روابط زناشویی کاملا تحت تاثیر این موضوع، به سردی و دوری می گراید. آبروی اجتماعی یک طلبه، به خاطر نوع رفت و آمدها و بسیاری مسائل کوچک، تحت تاثیر قرار می گیرد و حتی از دست دادن با افراد امتناع می شود، چون خیلی مواقع فرصت و امکان این نیست که بوی بد سیگار را برطرف کرد. پازلی که از هزار جزء آن، شما تنها به حیات ثانوی اکتفا کردید و طرفدارانتان نفهمیدند که گفتید، خودتان این کار را انجام نمی دهید، چرا که علاوه بر عمل، قول افراد حکیم هم مورد وثوق است. و من هنوز حکمت ورود تک بعدی شما را ب این موضوع نمی فهمم. ان شالله وجدان آگاهتان در پیشگاه حضرت حق، به خاطر بیان این سخنان آرام باشد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی می‌فرمایید که برای بنده و جنابعالی همین نکات باید مدّ نظر باشد، ولی از آن‌جایی که باید کارِ بزرگان را حمل بر صحت کرد، آن نکات گفته شد. موفق باشید


  • سلام: من طلبه پایه پنج هستم و حافظ قرآن
    متاسفانه در زمان حفظ و بخصوص الان خیلی انسان زودرنجی شده ام و دلیلم انست که باید طرف مقابلم را متوجه غلطش بکنم و حاضرم با صمیمی ترین دوستانم مدتی قهر کنم و اصلاحرف نزنم
    تا بحال دوستانم بهم گفتن تو زودرنجی ولی من فکر می کنم حفظ قرآن من و روحیه ام را لطیف کرده آیا این بده؟ راه حلش چیه چون اذیتم میکنه؟ دلیل زودرنجیم درسته؟ تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع حفظ قرآن نباید آن‌چنان برایتان برجسته شود که شما از سعه‌ی صدرِ لازم محروم گردید. بالاخره انسان‌ها با انسان‌ها، انسان می‌شوند. موفق باشید


  • خدمت استاد عزیز و گرانقدرم سلام علیکم:
    بنده از شاگردان کوچک شما در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بودم که بحمدالله حظ وافی از محضرتان در درس معارف کسب نموده و همواره مباحث دینی شما را دنبال نموده و جواب سوالات ذهنم را در سخن و آثار شما یافته ام اما هیچگاه اینگونه ناراضی و در حیرت از پاسخ شما بزرگوار در بزرگترین چالش این انقلاب نبودم!!! بر اساس سوالات قبلی دوستان که مورد سوال و تایید این حقیر نیز می باشد اگر می بینید امروز به شما بزرگوار روی آوردم و توضیح می خواهم به خاطر این است که علی رغم تمام احترام و ارزشی که برای هویت شورای نگهبان که امید مستضعفین و اکثریت محرومین و سکاندار 8 سال خدمت انقلابی و بی منت را که مورد تایید رهبر عزیزمان بوده را رد صلاحیت کرده قائلم اما هرچه سعی میکنم دلیلی متقن برای تسلی فکر و روح آزرده خود و خانواده ام بیابم عاجزم و دردمندتر اینکه شما هم اینگونه جواب پرسش ها ذهن ما را می دهید طوری که جسارتاً شک می کنم شاید به جای استاد طاهرزاده عزیز و تیز بین فرد دیگری پاسخگوی سوالات در خصوص بحث آقای احمدی نژاد می باشد؟ جناب استاد می خواهم برای من تبیین کنید بر اساس کدام برهان شما رفتارهای انتخاباتی آقای احمدی نژاد را نشات گرفته از مشاورانی که حکیم نیستند می دانید! مشاوران آقای احمدی نژاد تا آنجایی که ما می بینیم و شاهد هستیم جوانان انقلابی از خودگذشته فداکار و با بینش های عمیق سیاسی که شاید کمتر نمونه ای در محافل دیگر داشته باشند و البته صبور و بزرگوار از ظلمی که از جانب دوست و دشمن در این مدت بر آنها شد و دم نزدند و نمونه اخیر آن هم در رد صلاحیت احمدی نژاد جز حکمت از آنها چیزی ندیدیم هستند که همواره بر خواسته های انقلابی خود از احمدی نژاد پافشاری می کنند! بنده متوجه عملکرد اخیر اقای احمدی نژاد که شما می فرمایید مورد انتقادتان هست نیستم همان طور که هرگز متوجه انحراف و بی ولایتی ایشان نشدم البته قصد دفاع ندارم که در مقام سوال هستم اما تا آنجایی که این جماعت مقابل ایشان از تمامی تکنیک های علوم مدیریتی و استراتژیک برای تخریب ایشان استفاده نمودند شاید هر کسی جای او بود چنین حرکاتی (تکنیکهای) را انجام می داد. به نظرم توضیحی که آقای احمدی نژاد در خصوص اعلام کاندیداتوری خودش علی رغم توصیه حضرت آقا مبنی بر عدم کاندیداتوری داد قانع کننده بود و مخصوصا در شرایطی که تمام رسانه های اصول گرا ایشان را بایکوت خبری کرده بودند نباید انتظار داشت توضیحاتشان به گوش همه مومنین رسیده باشد! و نکته دیگر اینکه تمامی اشراف متحد و یک صدا دادشان هوا رفت و دلسوز انقلاب و نظام و رهبری شدند و هرچه توهین و ناسزا و بی اخلاقی بود در سطح کشور در بوق و کرنا نثار ایشان کردند. استاد عزیز، جناب آقای کد خدایی سخنگوی محترم شورای نگهبان اعلام نمودند نقل به مضمون که ما وقتی صلاحیت کسی را تایید می کنیم نظارت ما قبل از اعلام تایید صلاحیت است و دیگر نظارتی بر عملکرد ایشان در زمان تصدی نداریم و تا آنجایی که عقل و قانون حکم می کند به نظرم بر این اساس احراز شرایط بر اساس مستندات موجود گذشته و حال افراد است نه اینکه رفتارهای احتمالی آن فرد در آینده که در بدبینانه ترین حالت که تصور کنیم خدای ناکرده احمدی نژاد نظام و رهبری را به کسی بفروشد قانون برای آن راهکار دارد و همچنین در صورت صدق فرض دوم رفتار آقای روحانی در برجام دو و سه نیز باید پایش و پیش بینی می شد!! کما اینکه خیلی از رفتارهای قبلش هم برای ما جای سوال دارد که چگونه از این فیلتر رد می شود اما صلاحیت احمدی نژاد که به گفته خودشان به خاطر عدم تمکین به توصیه رهبری نبوده رد نمی شود؟ و این مطالبه پاسخگویی را اگر شما نخبگان طلب نکنید سر خوردگی ما مردم انقلابی از این بیشتر می شود. سوال دیگرم در خصوص اینکه می فرمایید احمدی نژاد با ظلمی که کرد کمر ما و رهبری را شکست بر اساس کدام سخنان حضرت آقا میرفرمایید؟ از حاشیه ها گفته اید حاشیه ها را احمدی نژاد ایجاد کرد یا دشمنان احمدی نژاد؟ فرمودین همه طلبه ها را رها کرد و مشایی را قدیس! تا آنجایی که به سبب موقعیت شغلی اطلاع دارم دولت نهم بیمه طلاب را راه اندازی کرد و به جد پیگیر و عامل شد و دیگر اینکه افرادی را می بینم در تشکیلات ایشان که طلبه هستند شاید تعریف شما از طلبه چیزی است که من نمی دانم چون من علوم تجربی خواندم و مشایی نیز معاون اول ایشان بود و مقایسه این دو در ذهنم قیاس مع الفارغ را تداعی می کند! و امروز استاد عزیز شاگرد کوچک شما آنچه که میربیند تکرار تاریخی است که حاصل تدبیر فرماندهان سپاه مختار تدبیری برخواسته از یک سوءظن، کیان مختار را به مسلخ فرستادند، کیان با تمکین به این مصلحت اندیشی به مسلخ شهادت رفت ... و دشمن خندید! خداوند به فرزندان ما برای درک عمیق انقلاب با وجود این مسائل پیش آمده به برکت حضرت زهرا (س) کمک کند. ان شالله. التماس دعا

     باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ضمن تشکر از تذکرات مشفقانه‌تان به اینجانب. عنایت بفرمایید که بحث در تعهد و وِلایی‌بودن آقای احمدی‌نژاد نیست که بنده قبلاً هم طی جوابی در این مورد عرایضی داشته‌ام؛ آن‌چه بنده وظیفه‌ی خود می‌دانم، تذکر به عزیزانی است که در نسبت با آقای احمدی‌نژاد و تعلق او به انقلاب و شعارهای انقلاب، سایر عوامل حفظ نظام اسلامی و سایر ابعاد حضور تاریخی انقلاب اسلامی را از نظر دور ندارند و سعی بنده آن است که شکافِ پیش‌آمده بین رفقای علاقه‌مند به آقای احمدی‌نژاد و انقلاب، به درستی ترمیم شود و از این جهت ضعف‌هایی را متذکر شدم که توسط آقای احمدی‌نژاد پیش آمد و البته سعی شد سربسته آن نکات عرض شود وگرنه فعالیت‌هایی مثل آن‌چه در رابطه با بیمه‌ی طلاب متذکر شدید را، نه بنده بلکه بسیاری ابداً منکر نیستند که خدمتِ ارزشمندی به حوزه‌های علمیه شد.



    فکر نمی‌کنم نیاز باشد دوباره ماجراهای تلخ گذشته یادآوری شود. اجمالی‌ترین سخن این بود که عرض شد: «ایشان مشاوران بدی دارند» تا رفقا فکر نکنند بعضی از حرکات ایشان را نیز باید حمل بر صحت و یا توجیه کرد. خانه‌نشینی و یا مطرح‌کردن آن ویدئو در روز آن یکشنبه‌ی سیاه را که آقای حجت‌الاسلام سالک به عنوان یکی از دلسوزان ایشان التماس می‌کنند آن را پخش نکند؛ ولی او نه توصیه‌ی آقای سالک را پذیرفتند و نه توصیه‌ی آقای حسینیان را که مکرر چوب طرفداری از آقای احمدی‌نژاد را خورده بود.



    قصد بنده آن نیست که ضعف‌های آقای احمدی‌نژاد را با همدیگر در میان گذاریم، بلکه بناست عرایض بنده تذکری باشد برای رفقایی تا آقای احمدی‌نژاد را مبری از ضعف‌هایی که می‌توانست نداشته باشد، ندانند. آیا این‌که ایشان بدونه ملاحظات تذکر رهبری به‌خصوص در دولت دهم جبهه‌ای از معدود دوستان خود در مقابل همه‌ی جریان اصول‌گراییِ ولایی قرار دادند، با تاریخی که ما در آن به‌سر می‌بریم مطابقت داشت؟!! آیا ایشان متوجه بودند ما در چه شرایطی از نظر تاریخی هستیم؟!! نمی‌دانم چه اندازه در جریان عزل جناب آقای حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای هستید؟ آقای احمدی‌نژاد را در دولت دهم چه شده بود که همه‌ی نیروهای انقلاب از چشم ایشان افتاد، به‌جز چند نفر محدود؟! آیا در جریان گله‌ی رفقایی هستید که هر وقت به سراغ ایشان می‌رفتند آن‌ها را حواله به مهندس یعنی آقای مشائی می‌دادند؟ در صورتی‌که آن‌ها برای دفاع از آقای احمدی‌نژاد زحماتی را تحمل کرده بودند.



    عرض بنده در جواب سؤال شماره‌ی 19216 آن بود که: «تکلیف ما با آقای احمدی‌نژاد به‌خصوص با حرکات اخیر ایشان مشخص شده، ولی تکلیف ما با خودمان و انقلاب اسلامی از این به بعد با تجربه از گذشته بهتر روشن می‌شود. امید است رفقا بتوانند به راحتی از آقای احمدی‌نژاد عبور کنند ولی از آن‌چه موجب رجوع به شعارهای ایشان شد، عبور نکنند. مطمئن باشید انقلاب، در جایگاهی قرار دارد که هرگز ظرفیت تاریخی این دوران، ذهن‌ها و قلب‌ها را به‌جایِ دیگری جز اهداف انقلاب اسلامی جذب نمی‌کند، می‌ماند که با خونِ جگرخوردنِ بیشتر آن پختگی لازم برای نیروهای انقلاب پیش خواهد آمد.»



     به هر حال در جایگاه سختی قرار داریم. باید از خود پرسید آیا این شکافی که بین رفقای علاقه‌مند به آقای احمدی‌نژاد و اصل انقلاب به‌وجود آمده است، چه اندازه منطقی است و با واقعیت صحنه مطابقت دارد؟ آیا در آن حدّ که یکی از رفقا از فرط ناراحتی برای بنده نوشته است: «یک قبر برای خودم و یک قبر هم برای انقلاب کنده‌ام». تا این حدّ همه‌چیز را از دست‌رفته می‌پندارد. در حالی‌که ابداً چنین نیست. همان‌طور که جنابعالی با آن احساسات پاک‌تان، سرنوشت کیان را در نسبت با مختار برای آقای احمدی‌نژاد مثال زده‌اید. آیا واقعاً همین‌طور است؟!! موفق باشید


  • سلام علیکم:
    در باور برخی افراد این چنین مطرح است که به جز مجتهد کسی حق اظهار نظر ندارد و در مقابل هم هر سخنی را از کسی که اجتهاد دارد می پذیرند.
    اکنون در این باره سوالاتی از محضرتان داشتم؛
    1. اگر چه بفرموده حضرت عالی فقه در علوم اسلامی نقش علوم پایه را دارد و یقینا صحیح هم هست ولی مگر تعبیر بزرگان از اجتهاد به ملکه نیست؟ و ملکه هم بدست آوردنی است نه اعطایی، آن بزرگواری هم که به یک شخص اجتهاد می دهد در حقیقت وجود ملکه در او را تائید می کند نه اینکه کار او به منزله دادن ملکه به شخص باشد. سوال اینجاست که اگر کسی به واقع ملکه اجتهاد در او حاصل شده بود ولی بر فقیهی که صاحب اجازات اجتهاد است عرضه نکرده بود نمی توان او را مجتهد و صاحب نظر دانست؟ آیا ما باید تابع دلیل اقوال افراد باشیم یا مدرک اجتهادشان؟
    2. فقه کنونی با همه توانش نظری اش خلأهای چشمگیری دارد که بر همین اساس هم ارتقاء نظام فقاهت توسط حضرت امام و رهبری مطرح و توسط بعضی آقایان فاضل پیگیری شد.
    مطمئنا فقهی که امثال آیت الله میرباقری در نظر دارند با فقه برخی افراد دیگر بسیار تفاوت دارد و درجات اجتهادی هم که اعطا می شود با نظر به همان سبک فقه مصطلح است.
    آیا صرف داشتن مدرک اجتهاد در این فقه موجب این می شود که انسان در هر زمینه ای حق اظهار نظر پیدا کند؟
    3. اساسا آیا اظهار نظر در حوزه دین نیاز به مدرک اجتهاد دارد یا فهم اجتهادی؟ آیا می توان گفته کسی را که بر طبق تفکر اجتهادی است به بهانه نداشتن مدرک اجتهاد رد کرد؟
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اگر کسی در مدت لازم با سیره‌ی اجتهادی جاری در حوزه‌های علمیه مأنوس باشد و در خود استعداد لازم را احساس کند پس از مدتی فهم اجتهادی مورد نظر در او پدید می‌آید و ربطی به مدرک اجتهادی ندارد. می‌ماند که همان اساتیدی هم که ایشان در محضر آن‌ها تلمذ کرده است، فهم اجتهادی او را تأیید می‌نماید. موفق باشید


  • سلام:
    ببخشید امسال عید که می خواهم به خانه اقوام بروم آنها چون می دانند بنده تازه طلبه شده ام هر کدام می خواهند یه متلکی بگویند چگونه با آنها برخورد کنم؟ می توانم جواب حرف هایشان را بدهم اما سکوت کنم و بخندم و یا نه سفت و محکم جوابشان را بدهم تا دیگر جرات بی احترامی به طلاب را نکنند. تا همین الان یه عالمه فحش شنیدیم کلا حالا که در این موضع هستم جواب متلک ها را بدهم یا نه و چگونه بدهم؟ ببخشید مزاحم شدم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلاً جدالی به میان نیاورید با مهربانی بگویید دعا بفرمایید تا همه در خدمت قرآن و معارف اهل‌البیت«علیهم‌السلام» باشیم و بتوانیم به مردم خدمت کنیم. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد بزرگوار جناب طاهرزاده:
    استاد در مورد رسالت طلبه عصر انقلاب اسلامی کتاب یا جزوه معرفی می فرمایید؟ همچنین توضیحی در مورد هویت طلبه این عصر می فرمایید که امروز وقتی طلبه ایی متوجه جایگاه تاریخی این انقلاب شده است چگونه باید در راستای نظام سازی و ایجاد تمدن رسالت خود را به احسن وجه در حوزه های مختلف انجام دهد؟ قطعا نباید مثل طلاب قبل از انقلاب حرکت کند اما با توجه به نظام آموزشی حوزه های علمیه و نگاه غیر انقلابی آن، حال طلبه در این نظام آموزشی چگونه رسالت عظیم خودش را تعریف کند و موضوع درامد اقتصادی خود را چه کند استاد؟ باور کنید ذهنم درگیر این موضوع شده استاد خواهشمندم کمکم کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عرایضی در جزوه‌ی «طلبه‌ی عصر انقلاب» که بر روی سایت هست شده است 2- در مورد رسالت تاریخی که یک طلبه دارد و باید در عین به صحنه‌ی اجتماعی‌آوردنِ متون مقدس مثل قرآن و روایات، تلاش کند با مقایسه‌ی با آموزه‌های سایر مکاتب، انسانی را معنا نماید که آن انسان بتواند از فضای سکولاریته به فضای حیات قدسی سیر کند و این با روش و فکر حضرت امام خمینی قابل عمل است. موفق باشید


  • سلام علیکم: نظر به پاسخ شما به سوال 18631 تحت عنوان «ترجیح مباحث به صورت صوت» تقاضامندم صوت جلسه «گویی ولیّ‌شناسان رفتند از این ولایت» را در اختیار دوستان قرار بدهید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آن یک مصاحبه‌ای بود که توسط دانشجویان دانشگاه امام صادق«علیه‌السلام» انجام گرفت چون متن پیاده‌شده‌ی آن را ارسال کردند، بنده لازم دیدم آن را به طور مفصل مطرح کنم. تازه این متن نیز در حکم مقدمه‌ای است جهت تفصیل بیشتر. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد گرامی، اگر در یک دوره از پذیرش حوزه های علمیه فرضاً 10 هزار نفر از متخصصان علوم پایه مثل ریاضی و فیزیک و شیمی و زیست شناسی و... وارد حوزه های علمیه شوند و در کنار کار تخصصی خود شروع به مطالعات حوزوی کنند چه اتفاقی می افتد؟ آیا حوزه ها با وجود چنین افرادی از مسیر و مأموریت اصلی خود منحرف می شوند؟ آیا خوف سکولار شدن حوزه ها وجود دارد؟


    سوالم را واضحتر بیان می کنم:با توجه به سخان رهبرمعظم مبنی بر پیشرفت علمی چه میشود که حوزه ها و روحانیت که هادیان جامعه هستند در این علوم پیشقدم شوند؟ یعنی در تولید علم ساینس با با پشتوانه غنی معارف اسلامی شرکت کنند.مثل بسیاری از بزرگان تاریخ که هم عالم دین بودند و دانشمند تجربی.
    به نظرشما اینگونه هم پیشرفت علمی سرعت نمیگیرد وهم پیوند دین و عقل و علم بیشتر روشن نمی شود؟

    میدانم که گستردگی علوم این کار را دشوار کرده است اما آیا واقعاً نمی شود؟
    با سپاس/خداوند بر توفیقاتتان بیفزاید

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار اگر عالمانه و با شناخت تاریخی انجام بگیرد، کار بسیار لازمی است به شرطی که هر دو طرف بدانند چه‌کار باید بکنند. نگاه اندیشمندانِ علوم پایه باید متوجه‌ی نقص‌ها و محدودیت‌های اندیشه‌ی پوزیتیویستی حاکم بر آن علوم باشد و نسبت به آن نقص، خودآگاهیِ کاملی پیدا کنند که فعلاً ما در این شرایط هنوز قرار نگرفته‌ایم و حوزه هم باید متوجه‌ی نقصِ نگاه متافیزیکی و انتزاعی خود بشود که در این امر نیز کارِ چندانی نشده، ولی بحمداللّه در هر دو گروه افقی برای رفع نقص‌های مذکور در حال طلوع است. موفق باشید 


  • با سلام جناب استاد:
    آیا جلسات شرح منظومه سید حسن خمینی رو توصیه می فرمایید؟ و ایشون علمیت کافی رو برای تدریس این کتاب دارن؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بعضی از مباحث فصوص ایشان را که شنیدم، متوجه توانایی ایشان در این امر شدم. فکر می‌کنم در مورد شرح منظومه هم چنین توانایی را داشته باشند. موفق باشید