×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    فعالیت های‌فرهنگی

  • با سلام استاد: بنده در زمینه تولید فیلم و فیلمنامه نویسی علاقه مندم. آیا کسانی که علاقمند به سلوک هستند لازم است و برایشان مفید است که در زمینه های هنری در جهت فرهنگی فعالیت کنند یا بهتر است وقتشان را فقط در زمینه کسب معارف و عبادت و تعلم و تعلیم صرف کنند و این کار را به دیگران محول کنند؟ اگر جواب مثبت است آیا می توانم از جنابعالی به عنوان فعال فرهنگی ایده بگیرم؟ عمده مشکلات امروز جامعه و دینگریزی جوانان را در چه عاملی می دانید؟ آیا خوب است در زمینه های حجاب، شهادت، یاد مرگ و.. فعالیت کنم یا مباحث ریشه دار تری است که باید به آن پرداخت؟ لازم است بگویم اگر قرار باشد در این زمینه فعالیت کنم باید حرفم را غیر مستقیم در عمق داستان بیان کنم تا از جانب تهیه کنندگان که عمدتا سکولار هستند متهم به تندروی نشوم و بتوانم کارم را بفروشم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید آوینی نه‌تنها در معارف عمیق دینی در حدّی بود که «مصباح الهدایه» حضرت امام را می‌فهمید؛ بلکه آن را درس می‌داد و در عین حال فیلم می‌ساخت. لذا اگر بتوانید در کارهای هنری ورود کنید، خداوند کمک می‌کند. ایده‌های مناسب نیز خود به خود پیش می‌آید، نباید نگران بود. عمده نگاهِ دینی ولی نگاهی باز و جهانی است، حال به هر موضوعی، مثل همین موضوعِ سعه‌ی صدر ایمانی. عرایضی در این مورد در سوره‌ی جاثیه که بر روی سایت است شده است. موفق باشید


  • با عرض سلام و ادب و تبریک حلول سال نو و ایام شعبانیه:
    چرا مسئولان فرهنگی ما بیش از آنکه مردم را متوجه آثار سوء فقر معنوی و ایمانی و لزوم خودآگاهی با شناخت اندیشه انقلاب اسلامی و غربشناسی نقادانه بکنند مردم را بیشتر می خواهند فقر مادی را اهم جلوه داده و به مسائل کم توجه و بیشتر برای فرافکنی سوق می دهند و گویی حتی غافل از این هستند حتی همین مباحث فقر مادی و حیات دنیوی اگر در بستر رجوع و احیا تفکر ناب شریعت نباشد، پیش می آید؟ واقعا چه راهکار فرهنگی وجود دارد تا مردم بیشتر متوجه فقر و غنای معنوی و توجه به اسماء الهی در ساخت مسیر خود و جامعه شان بشوند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکر به مردم توسط مجامع فرهنگی و تلویزیون و متفکران جامعه راهی است که باید در پیش است. مشکل آن است که هنوز زبان مناسب این تاریخ در مجامع فکری و فرهنگی ما به ظهور نیامده است زیرا تفکر، تاریخی است و معانی گذشته‌ی الفاظ، پس از مدتی دیگر تأثیر گذشته را ندارد و در اینجاست که باید از نگاه هرمنوتیکی غافل نبود و این هنوز برای متفکران دینی ما به‌خوبی روشن نشده است. موفق باشید


  • با سلام و التماس دعا:
    در میان اساتید آواز مشهور است که بحث انتقال عالی زمانی صورت می گیرد که استاد و شاگرد سینه به سینه ارتباط داشته باشند به اصلاح آموزش حضوری باشد. لطفا این اصطلاح را توضیح کوتاهی دهید. و اینکه ما که به واسطه ی سایت و کانال با شما ارتباط برقرار می کنیم و مباحث را دنبال می کنیم آیا همان اثر نیز خواهد بود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، افقی است که در مقابل مخاطب گشوده می‌شود. در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» عرض شده که چه نوع ارتباطی باید داشت تا رابطه‌ی حضوری محفوظ بماند و انسان‌ها در نسبت با همدیگر در بودنِ خود مستقر باشند و نه در محفوظات خود. در ضمن در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، نکاتی در این رابطه یافت می‌شود. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز:
    حقیر عضو هیئت علمی دانشگاه و از مسولين فرهنگی دانشگاه هستم. خیلی خیلی از مباحث شما در کلاس ها و سخنرانی هایم بهره‌مند می شوم و هویت انسانی-دینی خود را مدیون حضرت عالی هستم. خدا عوض خیر به شما عنایت فرماید.
    استاد بزرگوار بنده و همکارانم در دانشگاه در حوزه گسترش فرهنگ عفاف و حجاب فعالیت های جدی و همه جانبه ای انجام داده ایم و تلاش ما بر آن استوار بوده است که در اوج محبت و مهربانی و لطافت اقدامات معرفتی- روان شناختی را مدیریت کنیم. حال سؤال حقیر آن است که برخورد انضباطی نیروهای حراست دانشگاه با خانم هایی که دیگر هیچ کار فرهنگی در آنها اثر نمی کند با نیاز تاریخی امروز ما به مهربانی، تعارض و منافات دارد یا خیر؟ اگر تعارض دارد، پیشنهاد شما برای رویارویی با خانم های هنجار شکن و تاثیر ناپذیر از فعالیت های فرهنگی چیست؟ با تشکر فراوان. خداوند به عمر شما برکت و استمرار عنایت فرماید

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر واقعاً هنجارشکنی می‌کنند باید طبق قانون با آن‌ها برخورد شود و این‌جا بحث، بحث قانون است و مجریان مربوطه باید وارد شوند. ولی هنجارشکنی غیر از بی‌حجابیِ معمولی است. موفق باشید


  • سلام: استاد من از وقتی یادم میاد خیلی درس خوندم و هنوزم دارم میخونم. من به جز درس و مطالعات غیر درسی هیچ کار جدی ای نکردم. همسرم بهم میگن خجالت نمیکشی اگه امام زمان ظهور کنن تو هیچ توانایی نداری؟ استاد من واقعا نمیدونم چیکار کنم و وظیفم چیه لطفا کمکم کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد که عده‌ای سربازِ فرهنگیِ نهضت مولایمان حضرت حجت «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» باشند؟! مگر جز این است که با این مطالعات، بنا دارید معارف عالیه‌ای را کسب کنید تا در بحران‌های فکری مددکارِ خود و اطرافیان باشید؟! به رفقایتان در گروه‌های فضای مجازی کمک کنید تا بهتر بیندیشند. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    آیا همچنان با وجود رویکردهای دیگری که برای نفوذ و تهاجم علیه انقلاب برای نظام سلطه وجود دارد، همچنان تهاجم فرهنگی و جنگ نرم و نفوذ فرهنگی اولویت و اهمیت دارد و افرادی که خود آماج نفوذ و تحت تاثیر جنگ فرهنگی اند و مغلوب این نبرد شده اند، تاثیر گذار و موثرند همانند اویل دوره جنگ نرم علی الخصوص دهه هفتاد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال جنگ و نبردی در میان است با همان ابزارهایی که می‌فرمایید. ولی بحمداللّه در این طرف هم نوعی خودآگاهی در مردمِ ما کم و بیش به‌وجود آمده که طی فرآیندی مسیر کشور از گردونه‌ی تهاجم فرهنگی در حال عبور است هرچند در این جنگ، تلفاتی بس سهمگین در میان داریم، تلفاتی که از گرفتارشدنِ جوانان‌مان در دام آن تهاجم خبر می‌دهد. تلفاتی از دختران و پسرانِ آلوده به فرهنگ غربی که می‌توانند جهت احیای خود از آن پوچی افسرانِ جنگ نرم در مقابل فرهنگ غربی باشند، ولی هنوز می‌ترسند وارد این جبهه شوند. در حالی‌که تنها راه برای نجات از روزمرّگی، ورود به روحیه‌ی انقلابی‌‌بودن است. موفق باشید


  • با سلام:
    کدام خطورات ذهنی جزء شخصیت انسان است؟ آیا تمام خطورات ذهنی جزء شخصیت انسان است؟ آیا می توان گفت که ارتباط انسان و خطورات ذهنی حضوری (وجودی) است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید برای جواب‌گرفتنِ این سؤالات، خوب است کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. در آن صورت، بهتر نسبت به تجزیه و تحلیل معارف می‌توانید فکر کنید. موفق باشید


  • سلام علیکم عرض ادب و احترام:
    می خواستم اگر لطف کنید نظرتون را راجع به این متن بفرمائید‌. مربی حقیقی فقط خداوند متعال است و او رب العالمین و تربیت کننده است. همچنین اعتقاد داریم که موثر حقیقی تنها خداست و «لا موثر فی الوجود الا الله». همچنین با مبانی که در کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود» جلسه هفتم متوجه می شویم که عامل اصلاح اخلاق و ایجاد اخلاق صحیح امام است. پس عنوان مربی عنوان مناسبی در مراکز فرهنگی نیست و مسامحتا از این تعبیر استفاده می شود. نقش ما مربیان در مراکز فرهنگی صرفا ایجاد زمینه ای است برای تفضل و فیض بخشی خداوند و تربیت حقیقی توسط اهل بیت علیهم السلام. و به هیچ وجه ما مربی واقعی و عامل اصلاح نیستیم بلکه صرفا می توانیم زمینه سازانی باشیم که با فراهم کردن علل معده علت حقیقی و وجود بخشی اجرا شود. و تربیت حقیقی توسط خداوند متعال و اهل بیت علیهم السلام انجام شود. در نتیجه از قواعد اصلی فعالیت به عنوان مربی داشتن این نگاه و این بینش به مسئله تربیت است تا با وجود بینی و حقیقت بینی بتوانیم زمینه های تربیت را ایجاد کنیم. و با متصل بودن خودمان به این حقیقت فیاض و اینکه حتی الفاظی که از دهان ما بیرون می آید به اراده اوست می توانیم ذیل فعل الهی بهترین عملکرد را داشته باشیم و در این عرصه خود کنار رویم تا خداوند حاضر شود و در این صورت بهترین نتیجه ایجاد خواهد شد. و این خود کنار رفتن معنای حقیقی اخلاص است. شاید عنوان همراه، رهیار، هم رشدی، ارشد یا سرگروه عنوان بهتری باشد به جای مربی.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار سخن درستی است. آری! مربی باید با عدمِ طرحِ منیّت خود مانع تجلیات انوار حضرت حق نشود. موفق باشید


  • سلام علیکم: آیا اقتضای آزادی ما این است که به هر نوع اطلاعاتی- صرفنظر از محتوای آن- از طریق اینترنت و سایر رسانه های مدرن دسترسی داشته باشیم یا اینکه بر اساس رعایت آزادی معنوی و نمود آن در جامعه، باید محدودیت هایی وجود داشته باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با نور تقوای الهی باید خودرا کنترل کرد و از برکاتِ فوق‌العاده‌ی آن که حضور در ساحت معنویت است، بهره‌مند شد. زیرا ما در آن حدّ که شریعت الهی فرموده است آزاد هستیم. موفق باشید


  • سلام وقت بخیر:
    اگر کسی بخواهد از فضای یک مجموعه فرهنگی-معرفتی خارج شود و در مجوعه های فرهنگی دیگر فعالیت کند، وظیفه ما در قبال این فرد چیست؟ آیا آزاد گذاشتن فرد در تصمیم خود و انتخاب سرنوشت و یا نگه داشتن فرد به هر شکلی که هست حتی شده با تبیین یا تحمیل عقاید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به انتخاب انسان‌ها احترام بگذاریم بدون آن‌که کار به دوگانگی و قهر بکشد. موفق باشید 


  • سلام و عرض ادب:
    اینکه بنده خودم را زیاد مطرح نمی کنم و بعضا حتی جلوی بعضی دیده شدن و معروفیت را می گیرم، آیا این لطمه به انجام وظیفه ام می زند؟ چون واقعیتش، احساس می کنم الان که هم تدریس دارم و هم تحصیل علوم دینیه، و از طرفی هم لنگان لنگان قدم در سیر و سلوک، وقتی مطرح نیستم راحت تر به وظایفم می پردازم و تا کمی سرم شلوغ می شود افکارم پریشان می شود و ترس نرسیدن به پاسخهای به دوستان، ترس از اشتباه، ترس از به میان آمدن نفس، اذیت می کند، لذا بنده بسنده کردم به چند نفری از دوستان که از چند سال پیش همراه ما بودند و مباحثاتی با هم داشتیم و گاهی هم بعضی که شماره یا ایمیل ما را دارند چیزی بپرسند که بلد باشیم پاسخ می گوییم. آیا من در وظیفه ام کوتاهی کرده ام استاد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌جایی که پیش می‌اید و شرایط برای ارائه‌ی معارف آماده هست، نباید مضایقه کرد. خداوند خودش کمک می‌کند. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    در پاسخ به تعبیر «صهیونیسم اسلامی» و اشاره ای که به سخنان دختر شهید حاج قاسم سلیمانی (رضوان الله علیه) داشتید، نکات مهمی بود. اما برای شخص من که در کار فرهنگی مشغولم همچنان ابهاماتی وجود دارد. ما برای جذب مع الاسف خیلی اوقات حاضر می شویم به طبع و ذائقه افراد هر چند غلط بیشتر از اصول بنیادین اعتقادی توجه کنیم و به خاطر همین خیلی اوقات بجای اینکه سخن زیبا بگوییم، زیبا سخن می گوییم که خب محتوای کلام در تعارض با همان اصول است. بهتر بگویم، خیلی از ما بخاطر جذب حاضریم به تهمت زدن و مرور گذشته با بدبینی و به تضعیف بسیاری از مباحث معرفتی رو بیاریم و اصول مان را کمرنگ یا بصورت زیادی به محاق ببریم. اما بلای دیگر این است که گاهی بدون نظم و انسجام و سناریو همچنین درک و استفاده درست از ابزاری مثل فضای مجازی، قصد داریم افراد را جذب کرده و حتی گاهی به نحوی سخن می گوییم و می خواهیم در عین جذب روی اصول پافشاری کنیم که ظرفیت سوء استفاده و تقطیع و استفاده علیه معارف اهل بیت و انقلاب پیش بیاید و جوی ضد جبهه وسیع و با آغوش باز نهضت مان شکل بگیرد. اما ایراد اساسی به نظرم این است که ما علیرغم تاکید مداوم به گفتمان رهبری و ارادت به ایشان، واقعاً روی منظومه فکری آقا تمرکز نکردیم و فعالیت های فرهنگی ما مبتنی بر سیر مورد اشاره ولی فقیه در بیانات و آثارشون نیست و حتی گام دوم را هم آنچنان که هست گاهی نمی بینیم بلکه آنچه برای دعواهای داخلی یا همان روند ماضی می خواهیم، تحلیل می کنیم و آن وقت به جان هم می افتیم که تو به اصول در جذب توجه نداری و کم توجه به اعتقادات ریشه ای هستی یا بگوییم تو نمی دانی باید چگونه از اصول دفاع کنی و به افراط می رسی و هزینه ساز می شوی و ... .این چیزی است که با تجارب خودم و درکی که از پاسخ شما و مطالب تان در کتاب عقل و ادب داشتم، بدست آمده و امیدوارم بتوانیم در شان گام دوم انقلاب، به نحوی کار فرهنگی کنیم که در عین تقویت پایه های معرفتی و توجه به عالم انسان موحد، با انسجام و طراحی گام به گام و استفاده بجا از ابزارهای مقتضی، یاور جبهه فرهنگی انقلاب و رهبر عزیز باشیم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» فرمودند: «بُعِثْتُ بِالْحَنِیفِیةِ السمْحَةِ السهْلَةِ؛» من به آیین استوار و بدون انحراف و راحت و آسان مبعوث شده‌ام. پس باید بدون نفی اصول توحیدی، باید با مردم مدارا کرد به همان روشی که رهبر معظم انقلاب پیشه کرده‌اند واخیرا در حکم خود به امام جمعه‌ی بندرعباس فرمودند: تقویت جریان انقلابی و جوانان مؤمن و رویِ گشاده و دست مهربان با عموم طبقات؛ توصیه‌ی مؤکد اینجانب است. توفیقات شما را از خداوند متعال مسألت می‌کنم. سیّد علی خامنه‌ای۲۶ تیرماه ۱۳۹۸.



    موفق باشید


  • سلام علیکم استاد گرامی:
    اولا از شما معذرت خواهی می کنم بابت لحن سوال قبلیم. حقیقتش من مثل شما بزرگان حضور قلب و آرامش ناشی از ایمان ندارم. برای همین با یه سری حوادث زود خونم به جوش میاد و...
    استاد ازتون راهنمایی میخام چرا که مطمئنم کلام دلنشین شما از دلی برمیاد که خدا در اون دل قویاً حضور داره. استاد با توجه به اینکه مطالب کانالتون را دنبال می کنم متوجه شدم که در شرایط فعلی در عرصه جهاد اصغر جنگ نرم هستیم؟ اگر جوابتون مثبته لطفا بفرمایید من به عنوان سرباز این جنگ نرم (بیشتر در فضای مجازی منظورمه) چه وظیفه و مسئولیتی دارم؟ و دقیقا باید چیکار کنم که ‌واقعا موثر و مفید باشه؟ استاد من فکر می کنم اون سیلی انتقام را یکی باید زیر گوش خود من بزنه تا خوابم نبره. (استاد گرامیم برای موفقیتم در جهاد اکبر برای حضور قلب خودم و برای اینکه صدای خدا را از درونم بشنوم و دنبال اون صدا قدم بردارم شدیدا محتاج دعای شما هستم) باز هم از محضرتون حلالیت می طلبم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که دعاگو هستم. عنایت داشته باشید که ما در این تاریخ با جهانِ گسترده‌ای روبه‌رو هستیم با انسان‌هایی به وسعت آن جهان. باید با بیکرانگیِ انسان‌ها با آن‌ها سخن گفت. گویا قیامتی برپا شده است «وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً» (نبأ/۱۹) آسمان گشوده شده است و درهای زیادی در مقابل انسان‌ها باز شده. چرا بعضی‌ها هنوز در پنجره‌ای محدود به عالَم و آدم می‌نگرند و از سردیِ زندگی خود، خود را خلاص نمی‌کنند؟! موفق باشید


  • من در گیر شخصیتی هستم که فکر می کنم ساحری قوی ست و شبانه روز با خدعه با من سخن می گوید و افرادش نیز مرا تحت نظر دارند. در تمامی خیالات و افکار من مداخله کرده و امور را برایم مشتبه می سازد. از استاد (فایل های صوتی) شنیدم که فرمودند کتاب اپانیشاد ها را نیز مطالعه نموده اند و از جایی شنیده ام چیزی وجود داشته با آن به زنان تجاوز می کردند (چیزی شبیه به سحر.) چون این اتفاق (تجاوز در خواب و بیداری) برایم رخ داده است و می دهد از شما درخواست راهنمایی دارم. من در زندگی ام سخنرانی افراد مختلفی را گوش کرده ام و از مباحث استاد بسیار بهره بردم هم به برکت حدیث امام صادق (ع) و هم تفسیر دقیق ایشان لذا خواهشمندم در رابطه با موضوع بنده نیز مرا راهنمایی فرمائید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست کمی با کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» و پیشنهادهای آن کتاب دست و پنجه نرم کنید. از ورزش و تمرکز در حرکات ورزشی غافل نباشید. امروز، فعالیت‌های اجتماعی و هماهنگ‌شدن با افقِ دیدِ مقام معظم رهبری، در بسیاری امور راه‌گشاست. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    به نظر حضرتعالی بعنوان یک پژوهشگر عرصه اندیشه دینی، علت اصلی در سستی نسبت به عبادات چیست و در اثر چه عامل یا عواملی رخ می دهد؟ پاسخ به چنین پرسشی، برای خود من یک دغدغه است و به نظر شخصی خودم، علتش اینه که معارف دینی با عمق جان فرد عجین نشده و فرد به معارف دینی، به چشم یک سری آموزه های صرفاً قابل آموختن و به یاد سپردنی نگاه میکنه و شاید حتی گرایش به عرفان های کاذبی مثل عرفان حلقه هم همین سستی در عبادات باشد که این عبادات را فرد با دید کلان و از دید معرفت النفس و نفوذ در عمق دل و قلب، نگاه نمیکنه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» عرض شده که به جای رجوع به حقیقت، در این موارد علمِ به حقایق در صحنه است. موفق باشید


  • با سلام و عرض تشکر بابت پاسخ سوال قبل با عنوان بندی زیبای شما به نام «قبله زندگی شاعرانه» جناب استاد برای شروع یک کار فرهنگی در مسجد با توجه به گوناگونی افراد در آن و شرایط حساس این تاریخ، اگر بخواهیم مبتنی بر آموزه های شما شروعی داشته باشیم، آیا پیشنهادی دارید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین زبان برای ارائه‌ی مطالب فرهنگی، زبان آیات و روایات است مشروط بر آن‌که آن‌ها را خوب تبیین کنیم و با زمانِ امروزی تطبیق دهیم. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد، برخی دوستان انقلابی می گویند نگاه انقلابیون به جامعه یک نگاه دور از واقعیت و غیر منطقی است و مدام می گویند اسلام و انقلاب در حال از دست رفتن است و مسبب گرایش های غیر انقلابی مردم، خودمان هستیم و جامعه درگیر حس یاس و ناامیدی به انقلاب و اسلام است و اعتماد و محبوبیت نظام کاهش یافته و گویی در مسیر یک بن بست سیاسی هستیم. حتی گاهی در بسیاری اصول انقلاب هم تشکیک می کنند و کار فرهنگی هم که می خواهیم بکنیم می گویند بس کنید آبروی نظام در حال رفتن است و قرائت های مان دیگر اثر ندارد و جامعه از این حرفها رویگردان است. بنده با اینکه اعتقاد دارم به عیوبی که در سطح نظام سازی و فعالیت های فرهنگی درون کشور هست و اینکه ما در نشان دادن افق متعالی انقلاب باید فراتر از اینها کار کنیم و با ابزار روز جامعه به صحنه بیایم و حکمت انقلابی رو در قاب هنر نشون بدیم یا خیلی اشکالات درونی دیگه، اما به نظرم این نگاه شاید کمی از اعتدال و حقیقت دور باشه که اکثریت جامعه رو در حالت عقبگرد از دیانت و اسلام ناب ببینیم و معتقد باشیم اسلام در حال از دست رفتنه و نیروهای مومن انقلابی دایره رو برای جذب حداکثری محدود کردند ویژه با این نسل جوان درون جبهه انقلاب. اما نمیدونم آیا واقعا به همین شدت و حدت، وضعیت فرهنگی و عقیدتی جامعه ضد انقلاب و اسلام ناب و مخالف سرسخت اونها و روتافته از ارزشهای انقلابی است و فعالیت های فرهنگی پوچ شده و نیروهای انقلابی چشم بسته و متحجرانه دارن جلو میرند و نیازهای روز رو درک نمی کنند؟ حتی به امیدی که در بیانیه گام دوم انقلاب هم که بنا بر فرمایش آقا، اصلی ترین جهاد است، شک کرده ام. نکند جایی برای امید نمانده و ما ۴۰ سال به پیکر انقلاب و نظام زخم زدیم و داریم قرائت های خطرناک در قالب انقلابی ارائه می دهیم و جوانان علاقه و امیدی به آینده جامعه ندارند و این نوع نظام و دین داری برایشان کنار رفته است؟ نمی دانم بعد از این چند سال فعالیت فرهنگی، چرا اینقدر دچار کلنجارم و می ترسم فعالیت هایم کم اثر باشد.
    موفق باشید

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست در این مورد نیز فکر کنید که انقلاب اسلامی دل‌ها را به خوبی جذب کرده است که فشارهای اقتصادی با همه‌ی سختی هایش موجب نشده تا مردم از رهبری و انقلاب دست بکشند. از مدیریت‌های غلط که در بستر روحیه‌ی انقلابی نبود، گله‌مند و عصبانی هستم زیرا می‌دانم ظرفیت انقلاب و کشور بیش از این حرفها است. عنایت داشته باشید حقیقت انقلاب اسلامی، ماورای این شلوغ‌کاری‌ها که رسانه‌های دشمن فعلاً ذوق‌زده شده اند، در حالِ فتح تاریخی است که غیر از تاریخ مدرنیته و فلاکت‌های آن است. این بیچاره ها از جای دیگری می‌سوزند. «أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ﴿۸۱/هود﴾ ؟» آری! خدا می‌داند صبح این تاریخ که در دل انقلاب در حال طلوع است، بسیار نزدیک است. هر اندازه دشمن بیشتر تلاش می‌کند، زودتر به ناتوانی او پی می‌بریم و مرگِ او را زودتر نظاره می‌کنیم. قصه‌ی ما ماورای این حرف‌ها است. تنگناها را با نور توحید به راحتی ذوب خواهید کرد و دردِ دردمندان و مشکلات مستضعفان در راهی دیگر، نه راهی که دنیای مدرن می‌خواهد ما را به آن مشغول کند؛ رفع می‌شود. 



    پرده‌های دیده را داروی صبر                هم بسوزد هم بسازد شرح صدر



    آینة دل چون شود صافی و پاک               نقش‌ها بینی برون از آب و خاک



    هم ببینی نقش و هم نقاش را                     فرش دولت را و هم فراش را



    چون خلیل آمد خیال یار من                      صورتش بت معنی او بت‌شکن



    موفق باشید


  • سلام علیکم: استاد عزیز! با توجه به اینکه شما بیش از پنجاه سال کار تربیتی کردید و معلم بودید! خواستم ببینم نقد جدی و مبسوط شما در مورد محتوای درسی آموزش و پرورش و خلاهای تربیتی آن چیست!؟ آپ چگونه!؟ چه چیزهایی!؟ و چه کارهایی می توانست انجام بدهد که انجام نداده!؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. شاید مباحثی که در کتاب‌های «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» و «آشتی با خدا» بتوان راه‌هایی را مدّ نظر قرار داد. موفق باشید



     


  • سلام علیکم:
    آیا امروز جریان انقلابی و بسیجی ما بصورت کلان می توان گفت درگیر تحجر و یا رکود و سکون است؟ بسیاری هر چند شاید به تندی می گویند نیروهای انقلابی از فهم ضروریات جامعه غافل اند و برداشتهای فقهی ایدئولوژیک اند و نگاه عطوفت و مهربانانه ای جهت جذب حداکثری ندارند. آیا این مورد با وجود اینکه نسل نیروهای جوان مومن انقلابی بیشتر شده اند و آنها شروع به فعالیت فرهنگی کرده اند و بسیاری از عیب ها را هم پاک کرده اند، صدق می کند و اساساً می شود گفت جریان انقلابی به سکون افتاده و هیچ برنامه بلند مدتی بر کشور و تمدن ندارد و هنوز در گذشته مانده است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز آموزه‌های دینی ما در حدّ مفاهیم دینی است و به اگزیستانس انسان کمتر نظر می‌شود. قرآن و روایات به جای آن‌که افقی در مقابل جان انسان بگشایند، موضوعاتِ آموختنی شده‌اند. عرایضی در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» شده است. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد، ساز و کار استفاده از رسانه ها مثل فضای مجازی یا صدا و سیما، در عصر حاضر با توجه به رشد تکنولوژی در راستای اهداف دین مبین و ارزشهای توحیدی، چگونه باید باشد و نیروهای انقلابی چه افقی را در کار رسانه ای مد نظر قرار دهند؟ آیا صرفاً امروز این رسانه ها وسیله ای برای تفریح و ارتباط جمعی و گذراندن اوقات هستند (که حتی در صدا و سیما هم چنین رویکردی مشاهده می شود) یا می توان اهداف متعالی را در بستر همین رسانه دنبال کرد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فضای مجازی یک امکان است با مناسبات خاص خود. باید عده‌ای به میدان آیند و هنرِ ارائه‌ی آن‌چه باید ما ارائه دهیم را به دست آورند. مثل کاری که مرحوم شهید آوینی در «روایت فتح» انجام داد. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علکیم استاد: ان شاءلله که سلامت باشید.
    بنده، در یک کانون تربیتی در مسجد الکوثر تهران، با تعدادی نوجوان ۱۶ ساله به عنوان مربی ارتباط دارم. نزدیک به ۶ سال است که این نوجوانان، در کانون الکوثر با معارف دین مبین اسلام و اهل بیت علیهم السلام آشنا می شوند. این نوجوانان، تعدادی از کتاب های سطح یک بینش مطهر (آثار استاد مطهری) را مطالعه نموده اند. با قرائت و ترجمه ی قرآن آشنا شده اند. همچنین نزدیک به سه سال است که با احکام عبادی آشنا می شوند. در حال حاضر، سطح معرفتی نسبتا خوبی در این گروه که اعضای آن اکنون در پایه ی دهم متوسطه مشغول به تحصیل هستند، وجود دارد. در مورد مباحث اعتقادی، تا کنون کتابی به صورت مستقل مطالعه نکرده اند. اما به صورت ضمنی در آثار شهید مطهری، به برخی مباحث پرداخته شده است. همچنین به سوالات این نوجوانان در مورد عقاید، پاسخ هایی داده شده است. تا کنون سعی شده است که معرفت این عزیزان نسبت به عقاید اسلام، به صورت درونی برای آن ها شکل بگیرد و بتوانند توحید و معاد را به صورت جوشش درونی درک کنند. برای امسال، قصد داشتیم کتابی مانند کتاب ۴۰ درس اعتقادی آقای اصغر قائمی را با این نوجوانان مطالعه و مباحثه کنیم. به نظر شما، آیا لازم است با این شرایط و در این رده ی سنی، این عزیزان به صورت کلامی هم با عقاید اسلامی آشنا شوند؟ اگر لازم هست، لطف بفرمایید و منبع و یا منابعی متناسب معرفی بفرمایید. اگر هم لازم نیست، لطف بفرمایید و راهنمایی کنید که در ادامه چگونه عقاید اسلامی برای این نوجوانان تبیین شود مفید تر خواهد بود. باتشکر از شما

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم کتاب‌هایی مثل «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی؟» آن‌ها را در حالتی از احساسِ حضوری قرار دهد که بتوانند ماورای باورهای عقلی و استدلالی با خود زندگی کنند. آری! بعداً اگر شبهه‌ای برایشان پیش آمد، بد نیست به استدلال‌های کلامی رجوع نمایند. ولی هیچ‌کس با دلایل عقلی و کلامی مؤمن نشد. ولی برای دفاع از ایمانش، استدلال‌های کلامی به‌کارش می‌آید. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد: آیا برای مباحث تربیتی و پایه دینی، کتاب داستان راستان رو پیشنهاد میکنین به ویژه برای نوجوانان؟ به نظرتون کار مناسبی هست که افراد روی نکات هر داستان فکر کنند و سر کلاس ها یا حلقه های صالحین با هم درباره نکاتی که به ذهنشون آمده بحث کنند؟ با تشکر و التماس دعا

     باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بسیار خوب و لازم است. زیرا نوجوانان با روح و فطرتِ آماده‌ی خود، خیلی خوب با آن داستان‌های قدسی ارتباط برقرار می‌کنند. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز: لطفا من راهنمایی کنید. من خودم و دوستانم وقتی به جایی رسیدیم که واقعا حس کردیم از درون تهی شدیم و اون همه مطالعه و کار تو تشکلا هیچی بهمون اضافه نکرده بود و خیلی حس پوچی و افسردگی داشتیم، به واسطه ی آشنایی با یه مربی که ما رو تخلی کرد و بهمون عمق داد واقعا زندگیمون متحول شد. و با مباحث شما آشنامون کردن. الان ما هم میخوایم این روال صحبت چهره به چهره رو ادامه بدیم و با افراد صحبت کنیم. اما مشکلی که هست اینه که وقتی اولین بار با فرد ارتباط می گیریم و بهشون تلنگر می زنیم و میگیم مثلا اهل بیت (ع) این تصوری که الان داری نیست یا خدایی که الان داری مثل آب تصوریه، خیلی خوششون میاد و میگن خب الان چکار کنیم؟ بهشون میگیم باید کم کم بیای جلو و کلیشه هاتو بشکنی و مطالعه عمیق و مداوم رو شروع کنیم با هم. قبول هم میکنه و شماره هم میگیره، اما میره و دیگه پیداش نمیشه. مشکل کار از کجاست؟ آیا این روش کار تربیتی رو ادامه بدیم؟ اگر نه پس ما وظیفمون چیه؟ مباحث آقای علی صفایی خیلی عذاب دهنده است وقتی آدم حس کنه حرکت نداره. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با رفاقت و خوشرویی، افراد را متذکر امر متعالی‌شان شدید، دیگر به حالِ خود واگذاریدشان تا فکر کنند و با خودشان درگیر شوند تا در نهایت، انتخابِ خود را انجام دهند. آیا حضور بعضی از هنرپیشه‌های سلبریتی در پیاده‌روی اربعین را جز به جهت آن می‌دانید که صاحب‌دلِ دلسوزی بالاخره در گذر و گذرگاهی نکته‌ای با آن‌ها در میان گذاشته است که امروز ماورای همه‌ی آن‌چه اطراف آن‌ها را گرفته است، به چنین انتخابی بس متعالی دست می‌زنند و بدان افتخار می‌نمایند؟ موفق باشید


  • سلام استاد روزتون بخیر:
    من یک ضعفی دارم که به مدت دو سال شاید به عنوان سوال با من بود و تا الان تقریبا به پاسخ آن رسیده‌ام اما نه خیلی قوی به طوری که فقط به درد خودم میخوره و نمیتونم به دیگرانی که می‌بینم این ضعف رو دارن کمک کنم.
    من از حدود چهار سال پیش سیر عرفانی‌ام سرعت گرفت و هر لحظه به حیات جدیدی می رسیدم و با بینشی که داشتم دنبال بهترین بودم و می‌خواستم از همه جلو بزنم و به نهایت کمال برسم و یاری امامم را و بندگی خالصانه خدا را نیت کرده بودم. اما از وقتی وارد دانشگاه شدم و در اردو‌های تشکیلاتی دانشگاه و جهاد دانشگاه فعالیت کردم افکاری به من تزریق شد که برداشت اشتباهی از ایثار و فداکاری و کار جهادی بود که در این تشکل‌ها وجود داشت و همین‌طور باعث ناامیدی و نارضایتی افرادی که در این تشکل‌ها بودند می‌شد. تلاش‌های زیاد و نتایج کم. و اکثرا افرادی که در رشته تحصیلیشان خیلی موفق نبودند عضو این تشکل‌ها بودند و خلاصه به همه چیز غر می زدند! آنچه که من در ابتدا از این تشکل‌ها و اسامیشان در ذهن ساختم و آنچه که در واقعیت با آن روبرو شدم خیلی فاصله داشت و نواقص را می دیدم اما چون وقت نداشتم و درسم در اولویت بود نمی‌توانستم برای رفع آن‌ها زمان بگذارم و بیشتر مشکل گره‌های ذهنی افرادی بود که در این تشکل‌ها فعالیت داشتند. من بعد از کمی فعالیت در تشکل جهاد دانشگاه سوالی برایم پیش آمد من که تا آن موقع فقط به فکر رشد خودم بودم و داشتم با دیگران سر بهتر شدن مسابقه می دادم حالا سوالم این شده بود که پس بقیه چی؟ نمیدونم وقتی با بچه‌ها بحث می کردم می دیدم فاصله بین افکار و زاویه نگاه‌هامون خیلی زیاده و خیلی چیزها که برای من بدیهی بود و با تمام وجود می دیدم آن‌ها نمی دیدند و این باعث شد فکر کنم چرا دیگران انقدر عقب هستن و این سوال در من شکل گرفت که پس بقیه چی؟! شده بودم معلم عرفان، که این کار اصلا در قد و قواره من نبود و داشت مسیری که انتخاب کرده بودم را مختل می کرد و روی درس و زندگیم خیلی اثر منفی گذاشت باید برای فهماندن خیلی از مسائلی که فهمیده بودم وقت مطالعه می گذاشتم تا برای دوستانم روشن توضیح دهم و کم‌کم این موضوع که برای من جزو کار‌های فرعی بود با این سوال که خب پس بقیه چی؟! داشت با کارهای اصلی زندگیم جاش رو عوض می کرد و من کم‌کم خودم رو داشتم فراموش می کردم و مصر شده‌ بودم روی هدایت دوستان اما اصلا راضی نبودم و فقط این سوال که پس بقیه چی؟! اجازه نمی داد که من برگردم به زندگی خودم و همین‌جاها بود که من رشدم متوقف شد و حجاب‌ها روز به روز بیشتر شد و می دیدم دارم از خدا فاصله می گیرم اما این سوال من رو لجباز کرده بود و نمی توانستم برگردم و هر روز ناراضی‌تر بودم. صحبت‌هایم فوق‌العاده روی دیگران تاثیر می گذاشت و عملا داشتم هدایت خودم رو فدای هدایت دیگران می کردم و این شده بود ایثار من!!!! دوستانم هم سوالاتی می‌پرسیدند که باز بیشتر مرا در این مسیر که پس دیگران چی؟ می‌انداخت. بعضی‌ از این افراد تمام فکرشان شده بود هدایت دیگران و خودشان را فراموش کرده بودند و رشدشان متوقف شده بود و این حجاب نمی‌گذاشت که پیش بروند و مخصوصا اگر برای هدایت شخصی وقت می گذاشتند و آن شخص هدایت نمی‌شد به اصل موضوع شک می‌کردند و خلاصه که هدایت خودشان را به هدایت دیگران گره زده بودند. من هم مدتی گرفتار این موضوع شدم اما توانستم از آن فرار کنم! اما هنوز ته قلبم راضی نیست و خیلی سوال‌های بی‌جواب در من ماند که می‌خواهم فراموششان کنم ولی از آن‌جایی که می‌ترسم دوباره دچار این اشتباه شوم دوست دارم به پاسخ سوالاتم برسم. فکر می‌کنم مشکل اصلی این قضیه اینجاست که با خواست و اراده خودمون و صرف اینکه دوست داریم دیگران هدایت بشن و طعم حیات برتر رو بچشن میخوایم دیگران رو هدایت کنیم و تو این قضیه تسلیم اراده خدا نبودیم. و اعتراف می‌کنم هر چه قدر هم تلاش کنی نمیشه آنچه که تجربه می‌کنی رو به دیگران بفهمونی مگر اینکه خودش آمادگیش رو داشته باشه و خودش بره تجربه کنه و شما فقط یک تذکر دهنده بودی شاید!
    لطفا یک راهی برای تفکر به این موضوع که چی شد اینجوری شد؟! رو بهم نشون بدید
    ممنون.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم اصلِ کار، کارِ بدی بوده! آری! در درک حقیقت و با در میان‌گذاردنِ حقیقت با دیگری باید خود را معنا بخشید. وقتی رجوع به حقیقت در میان باشد، دائماً نسبت خود را با تجلیات آن می‌سنجیم و نه با ردّ یا قبولِ دیگران. موفق باشید


  • با سلام خدمت شما استاد بزرگوار:
    شما فرموده اید که یاد خدا به صورت حضوری با برکت تر از یاد خدا به صورت حصولی است
    حال می شود تفاوت علم حضوری با علم حصولی را توضیح دهید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فرض این است که رفقا مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و یا آن‌چه در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را مطالعه کرده باشند. موفق باشید