×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    فعالیت های‌فرهنگی

  • سلام استاد:
    راهیان نور یک سفر فرهنگی ست که آقا از آن بعنوان فناوری یاد کرده که باید استحراج کرد سبک زندگی (ایثار، گذشت، خودباوری، فداکاری و سیاست و از همه مهتر که می شود گفت همه این مباحث درونش است فرهنگ می باشد. و همانطور که مستحضر هستید گام دوم آقا چقدر بیانگر حرکت در مسیر عملیاتی کردن مولفه های یاد شده بوده است. استاد عزیز هر ساله شاهد خط دهی های مقام عظمای ولایت هستیم که در صحنه عمل انتظارش از ما فعالین فرهنگی ست
    چرا راهیان نور و یا همایش و دانشگاه هایمان تبدیل به فضای شعاری بیانیه گام دوم شده؟ از فناوری راهیان صرفا برای کارهای احساسی استفاده می شود. آیا دغدغه صرفا این است که حاج حسین یکتا که بنده دوستشان دارم بگویند دستتان را بزارید روی خاک و عهد ببندید با شهدا؟ چرا صحنه اجرایی گام دوم تبیین نمی شود؟ چرا میدان عملیاتی گام دوم در اختیار جوانان قرار داده نمی شود و صرفا می گویند آتش به اختیار؟ چرا زمام داران عموم فرهنگی بجای عملیات به گزارش اکتفا می کنند؟ ممنون می شوم بررسی خودتان را در اختیارمان قرار بدید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: راه، مشخص است و سنتی را که انقلاب اسلامی در مقابل جوانان ما گشوده‌اند، روشن است. عمده هرچه متعهدشدنِ جوانان است تا در هر جایگاهی که هستند مطابق راهی که حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» پیچ و خم آن را مشخص کرده‌اند، عمل کنند، حال چه در موقعیت تحریم و چه در موقعیت تهاجم. اگر مایه‌ی فکری و فرهنگی خوبی در اختیار جوانان باشد هرکجا که باشند، بهترین موضع‌گیری را خواهند داشت. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز:
    ناظر به سوال ۲۳۶۸۰ که از خدمتتان پرسیدم، عرض کردم حقیر عازم هویزه هستم منتها برای اردوی جهادی (هجرت) نه برای خادمی. یکی از روستاهای اطراف هویزه. در بخش فرهنگی (کار با نوجوانان) ان شاء الله مشغول می شوم. لطفا بفرمایید روی چه موضوعی با آنها کار کنم و اصلا قالب کار چه باشد؟ بازی، حلقه مباحثاتی و ...؟ ممنونم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فهمیدم! خواستم اصل مطلب را بگویم به همین جهت در متن جواب شوق حضور در هویزه را دامن زدم تا شما جوانان آن دیار را نیز متوجه‌ی آن مضجع بنمایید و آن‌ها متوجه شوند چه زیارتگاه مهمی در کنار خود دارند. از آن گذشته، بحث کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» و کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» می‌تواند مطالبی را با آن‌ها در میان آورد. موفق باشید 


  • رهبری در مسئله تهاجم فرهنگی تذکرات متعددی ارائه کردند. آیا علاوه بر این تذکرات اقدامات دیگری نیز انجام دادند؟ برای مثال در حوزه فرهنگی برای تمام مسائل نیاز به پیوست فرهنگی داشتیم و داریم. در زمینه هایی چون توریست، تبلیغات رسانه ها و مصرف گرایی ناشی از آن، شهرسازی و ... . در زمینه های کلان تری همچون سینمای دینی، آموزش و پرورش دینی و ... نیاز به مدل داریم. تمام این ها نیاز به اندیشه ورزی داشته و دارد. در وضعیتی که دولت ها اندیشه های لیبرالی را دنبال می کردند، رهبری در این زمینه چه اقداماتی انجام دادند، به صورت مصداقی و عینی، خاصه در دهه ۷۰؟ و اگر داشته اند و به نتیجه نرسیده علت آن چه بوده؟ برای مثال آیا مجموعه های اندیشه ورزی تشکیل دادند؟ مجموعه هایی برای آگاه سازی مردم و ایجاد مطالبه عمومی از دولت داشتند؟ خواهشا به صورت مصداقی پاسخ دهید. پیشاپیش عذرخواهی می کنم از اینکه شاید این پرسش مرتبط با حوزه کاری جنابعالی نباشد. اگر اینگونه است، ممنون می شوم شخص یا مجموعه های انقلابی که در دهه ۷۰ و نیز اکنون در جریان ریز وقایع بودند را معرفی کنید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور جسته و گریخته چیزهایی به ما می‌رسد که مقام معظم رهبری در امور فرهنگی ورود مستقیم‌تری دارند. مثلاً آقای دکتر حداد می‌فرمودند معاون سینماییِ وزرات ارشاد را مستقیماً خود حضرت آقا مدّ نظر دارند که چه کسی باشد. یا آقای سردار حسین یکتا می‌فرمودند جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی را رهبری فرموده بودند زیر نظر خود من کارهایتان را جلو ببرید. موفق باشید


  • سلام پدر و استاد عزیز و بزرگوار: استاد در خیلی از فرمایشاتتون اشاره کردین به در صحنه بودن قلب و نقش سازنده و موثر قلب در قرب و در کتاب ادب خیال،عقل و قلب هم توصیه فرمودین که: باید وارد عالم عشق الهی شد. استاد کاش مبحثی جدا و مستقلا در مورد سیر قلبی می بود، بنده خودم واقعا در این مورد ابهام دارم و همه زوایای اون خیلی برام روشن نیست، خیلی دوست دارم در این زمینه که شما فرمودین پیش برم اما اطلاعات و معرفتم ناقص هستش و بیشتر بصورت کلی به این مبحث اشاره شده تا با جزئیات مرتبط. تشکر از همه زحمات بی دریغتون.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله‌ی ساده‌ای نیست. فکر می‌کنم با مباحث «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» همراه با شرح صوتی آن‌ها بتوانید جلو بروید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد بنده در زمینه ی کار تشکیلاتی سوالهایی از جنابتان دارم:
    ۱. بارها شده که نیروها از کار فصلی و پروژه ای زیاد که از پسشان هم برآمدند تشکیلات را به دلیل عمل زدگی و خستگی رها کردند؛ چگونه گرفتار این مشکل نشویم و اگر شدیم چگونه به تشکیلات برگردیم؟
    ۲. جلسات درون تشکیلاتی زیادی گرفته می شود اما نتیجه ای جز جمع شدن واحدها ندارد؛ می خواستم بدانم چه کار کنیم که جلسات پربارتر شود و اعضا با شور و شوق در جلسات حاضر شوند؟
    ۳. چه کار کنیم که اعضا دغدغه مند شوند و از حالت خمودگی و بی حالی برون بیایند؟
    متشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر محور کار اعضای تشکیلات تلاش برای هر چه بیشتر فهمیدن رهنمودهای رهبری باشد، جواب هر سه قسمت سوالاتتان داده خواهد شد. موفق باشید


  • سلام استاد بزرگوار وقتتون بخیر: ان شاءالله در کمال صحت و سلامتی هستین، استاد بنده ۴ تا از فایلهای صوتی، چگونگی به فعلیت یافتن باورهای دینی رو از طریق سایت گوش دادم، و برای فهم بهتر از اول دوباره شروع کردم و یادداشت برداری کردم، فایل صوتی اول حدودا ۱۸ صفحه ای شد، استاد بنده جزوه این مبحث رو ندارم، می خواستم بدونم آیا همه مطالبی که در فایلهای صوتی می فرمایید در جزوه ذکر شده و بنده حزوه رو تهیه کنم و فایلها رو فقط گوش بدم یا نه ممکنه با جزوه تفاوت داشته باشه و بنده به یادداشت برداری ادامه بدم؟ چون حیفم میاد که مطلبی از این معارف مفید که واقعا احساس می کنم برای بنده حیاتی است از دستش بدم. تشکر از لطفتون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث‌های «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» کتاب شده است و کتاب آن به آدرس زیر بر روی سایت هست. موفق باشید



    http://lobolmizan.ir/book/1376/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%81%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C


  • سلام علیکم:
    پیشاپیش از توجه شما ممنونم. طلبه هستم. و ضمنا غالب کتاب های خودشناسی و غرب شناسی شما را مطالعه کرده ام. قدیم در اینستاگرام عضو بودم و به علت آسیب های روحی و معنوی ای که احساس می کردم آنجا را ترک کردم. اما جدیدا نگاهی کردم دیدم بسیاری از اقوام ما در شبکه مجازیِ اینستاگرام عضو هستند و آنجا مسحورِ صفحاتِ غفلت زا. با توجه به دور بودن بنده از اقوام (به علت تحصیل در شهر دیگر و همچنین کم شدن روابط فامیلی در حد سالی یک یا دو بار) و با توجه به تهاجمات شدید فرهنگی، برایم این ترس ایجاد شد که نکند وظیفه ام حضور در اینستاگرام باشد و این جدا شدن من از جمعِ ولو مجازی فامیل موجب شود که در این بمباران تبیغاتی بی دینی عقاید آن ها به ناکجا آباد کشیده شود و من مدیون شوم که چرا تبلیغات مثبتی در آنجا نکرده ام. علی ای حال ضمنِ آگاهی از ظرفِ آلوده ی اینستاگرام و محدودیت های باطنی این شبکه مدتی پیش مجدد در آن عضو شدم. اما گرچه نیتم الهی بود و با آگاهی و دقت وارد آن شدم لکن باز هم از آسیب های آن مصون نیستم، حضور قلبم دچار خدشه شده است و صفای باطنی ام کم شده. قبلا (نه همیشه) که غالب اوقات حضورِ خاص و نورانیتی را حس می کردم و با مسائل طبیعی دنیا ارتباط قلبی بر قرار می کردم. مثلا تا گل یا درختی را می دیدم (نه به صورت ذهنی) که قلبم حی بودن و زیبا بودن آن و وجه تجلی گونه ی آن را لمس می کرد و احساس خوبی به من دست می داد. اما الان تا چنین صحنه ای را می بینم منتقل می شوم به اینکه از آن عکس بگیرم و این موضوع را که گل جلوه ای از جمال الهی است را برای بقیه ی بازگو کنم تا آنها را به امور معنوی توجه بدهم! از حضورِ قلبی رسیده ام به خودنمایی و حرافی برای مردم و توجه ذهنی به اینکه «گل تجلی جمال الهی است.» مدتی تلاش کردم که این رفتار را تصحیح کنم و دچارش نشوم اما گویا باطنِ سرطانی و غیرعادیِ این تکنولوژی قوی تر از توانِ روحی من است و حس می کنم چیزهایی در روابط سنتی است که در این ابزار مدرن نیست.
    خلاصه حسابی در کلافگی و اذیت هستم، از طرفی ترسِ از وظیفه و تکلیف در قبال دیگران، از طرفی دور شدن از ارتباط با خدا... به نظر شما چه باید بکنم؟ آیا وظیفه در بودنِ در اینستاگرام است ولو اگر حضور قلبم کم شود و حرکتم در ذکر خدا ضعیف شود؟ یا بروم؟ آیا اینجا مصداقِ آن گفته ی حضرت علی علیه السلام نیست که: «بنا ندارم برای اصلاح امرِ شما مردم، خودم را فاسد کنم»؟ ممنون. التماس دعا.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر کنم بتوانیم با در نظر به حضور تاریخی انقلاب و با توجه به آن نوری که از طریق انقلاب اسلامی شهداء را فراگرفت؛ به جای ترکِ این شبکه‌های مجازی، با خودآگاهیِ لازم از آن‌ها عبور کنیم و بر آن‌ها سلطه پیدا نماییم و رسالت خود را نسبت به آن‌ها در خنثی‌کردنِ اثر آن‌ها قرار دهیم. که البته کار آسانی نیست، شبیهِ در آتش‌رفتنِ حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» است و رسواکردن و خنثی‌نمودنِ آتش نمرودی. آری! «در تو نمرودی است در آتش مرو / ور روی، تو ، اولْ ابراهیم شو». انقلاب اسلامی با پروریدن بزرگانی همچون چمران‌ها و صیادها، ابراهیم‌هایی را پروریده است و این نسل، از نسلِ چمران‌ها و باکری‌ها و خرازی‌ها و آوینی‌ها هستند، چرا تو نباشی!! موفق باشید   


  • سلام استاد عزیز:
    حلال بفرمایید که وقتتون رو می گیرم. مدتی است مسئولیت کار تربیتی مجموعه ای به عهده من گذاشته شده است که خودم رو خیلی ناتوان در این امر می دانم هر چند دیگران معتقد به این امر نیستند. و برعکس فکر می کنند. علی هذا تمرین توکل و توسل را انجام می دهم و می دانم نیاز شدید به تقویت بعد عبادی خویش دارم ولی متاسفانه به دلیل حجم کار، موضوعات مختلف هجوم زیادی بر ذهن من می آورد و اجازه نمی دهد نمازهام با فراغ بال باشد و از طرفی دلخوشیم به نماز شب و صبح بود که به دلیل هجوم درگیری ذهن در خواب، آرامش خوابی هم ندارم که صبح خالی از آن شده باشم. شدیدا دلم طالب دعا و نیایش هست به لطف الهی ولی گاهی ذهن شلوغ و گاهی خستگی مفرط اجازه بهم نمی دهد. لطفا یادم بدید چه کنم یادم بدید که در تلاوت یا زیارت خاصی یا از این قبیل مداومت داشته باشم. شاید قوت کلام شما بر اراده من بر مداوت امری موثر بیفتد (چرا که به دلیل احوالات هر زمانی، مداومت بر امری رو هم از دست می دهم. مثلا به خودم قول می دهم بعد نماز صبح نخوابم ولی زمانی برای رهایی از افکار مزاحم به خواب پناه می برم) متشکرم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر که با نیت خدمت به اسلام و مسلمین وارد شوید، پس از مدتی وسعت و سعه‌ی لازم را در آن حدّ که کاری شما را از کاری باز ندارد؛ پیش می‌آید. در عین حال چندان هم به خودتان سخت‌گیری نکنید، معلوم است که اگر دیر خوابیده باشید و بخواهید بعد از نماز صبح هم نخوابید، روح و نفس شما توان لازم جهت تدبّر در امور فکری را نخواهد داشت. موفق باشید


  • سلام استاد: به نظر شما در یک کانون فرهنگی که در آن دانش آموزان دبستانی و راهنمایی وجود دارند چه مطالبی گفته شود بهتر است؟ هدف بنده در این کانون فرهنگی این است که این بچه ها در آینده خودشان به دنبال معارف دین بروند حال برای رسیدن به این نتیجه در سن کودکی و نوجوانی باید چه مطالبی برایشان گفته شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مباحث و مطالب کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» را اگر با آن‌ها در میان بگذارید، خوب خواهد بود. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با عرض سلام و قبولی طاعات:
    استاد محترم، امروز با توجه به تغییر ذائقه دانشجویان در دانشگاه ها و گاها سیاه نمایی هایی که دشمنان علیه بسیج و حزب اللهی انجام داده اند، فضای دانشگاه به سمتی رفته که دانشجویان معدودی سمت بسیج دانشجویی می آیند و از سمت دیگر با توجه به لزوم حضور بسیجیان در عرصه های مختلف علی الخصوص بین دانشجویان و تبدیل کردن بسیج دانشجویی به مرجع امور دانشجویان این امر نیازمند این مساله است که بسیجیان از پایگاه ها بیرون آمده و بین دانشجویان حضور پیدا کنند. حال با در نظر گرفتن این نکته که دانشجویان دختر بسیجی دارای شان و مقامی هستند و انجام هر کاری مناسب شخصیت آنها نیست این سوال برای بنده مطرح شد که آیا حضور دانشجویان دختر در سطح سالنهای دانشگاه در قالب برگزاری غرفه های پاسخ به شبهات اعتقادی و سیاسی و یا صحبت چهره به چهره با دانشجویان یا قرار دادن میز و صندلی های گفتگو در سطح سالن با حفظ شئونات برای پاسخگویی به نیازهای دانشجویان دختر امری صحیح است یا خیر؟! البته دانشجویان بسیجی داخل خوابگاه ها هم فعالیت دارند اما به دلیل تعداد کم دانشجویان خوابگاهی و ساعات حضور آنها در خوابگاه که بعد از ساعت 21 شب است (و موجب ایجاد محدودیت از سمت خانواده ها دختر بسیجی بابت حضور در خوابگاه شده است) این فعالیتها محدود هستند و از سمتی عمده دانشجویان بومی هستند و در خوابگاه زندگی نمی کنند، لطفا بفرمایید که آیا این امر صحیح است؟! و همچنین میزان و کیفیت حضور دانشجویان دختر بسیجی به چه صورت باید باشد؟! با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیج دانشجویی وظیفه دارد فضایی را جهت تفکر ایجاد نماید تا دانشجویان به تاریخی که از طریق انقلاب اسلامی ایجاد شده فکر کنند و متوجه‌ی زمانه‌ی خود و مسئولیتی که به عهده دارند بشوند و به همین جهت بسیج نباید با روحیه‌ی امنیتی و تحکمی به میدان بیاید. حال تذکر به امر مسئولیت تاریخی چه در یک سالن بزرگ باشد و چه در خوابگاه و چه با نصب تابلوهای زیبا؛ عمده آن است که برای تذکر نسبت به انقلاب اسلامی، ما در لاکِ دفاعی نباید فرو رویم بلکه پیامبروار باید متذکر این امر بزرگ باشیم. موفق باشید   


  • سلام استاد:
    روزتون مبارک. در بحث معرفت شناسی، محی الدین قائل به خطا پذیر بودن عقل و بی اعتمادی به عقل است و می گوید از عقل تقلید نکن از خدا تقلید و تاویل حرفش را به خودش بسپار تا زمانی که علم الهی و معرفتش در تو تجلی کند. این نظر چطور رد می شود اتحاد عقل و شهود را می توان تایید کرد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد عرایضی در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» شده است مبنی بر آن‌که عقل، چون حقایق را در حدّ مفهوم نازل می‌کند برای سلوک کافی نیست. موفق باشید


  • سلام و خسته نباشید خدمت استاد دانا و بزرگوارم: ببخشید مدتی هست که سوالی ذهن من رو درگیر کرده. استادی بود که اعتقاد داشت آدم باید فقط به فکر معرفت و خودسازی خودش باشد و کار فرهنگی رو پوچ و الکی می دانست و می گفت هرکسی باید خودش رو درست کنه. حتی اسم کسانی که الان در عرصه جنگ نرم و جامعه دارند کار فرهنگی انجام می دهند رو مسخره می کرد و می گفت اگر از نوزادی هم رو آدما کار کنی و کار فرهنگی کنی تا خودت رو درست نکنی هیچی درست نمیشه و اصلا و به هیچ عنوان تشویق برای کار فرهنگی نمی کرد و می گفت فقط خودسازی. و اما از طرفی خیلی ها اعتقاد به کار فرهنگی دارند و اینکه الان دشمن داره لحظه ای کار فرهنگی میکنه و ما عقب هستیم و باید کار فرهنگی کرد می گویند. مثلا یک گروهی هست که اسمشون هست نهضت جهانی نهج البلاغه خوانی و اعتقاد دارند که باید نهج البلاغه در تمام جهان تبلیغ بشه و همه بهره مند شوند. و از این دست گروه هایی که کار فرهنگی می کنند زیاد هستند و از همه مهم تر مقام معظم رهبری که خداوند حفظشان کند ان شا الله فرمودند در عرصه فرهنگی آتش به اختیار. حالا بنده دچار دو گانگی شدم. از طرفی نمی دانم که کار فرهنگی کنم کار درستی هست یا نه؟! و از طرفی هم یاد حرف اون استاد می افتم که می گفت خودسازی. وقتی میخوام کار فرهنگی کنم یاد حرف ایشون میفتم و دلم خالی میشه و میگم من که پر از اشکالم. پس برم خودم رو درست کنم! استاد نظر شما بزرگوار چی هست؟! لطفا کمک کنید. خدا قوت.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که انسان باید مایه‌های فکریِ لازم جهت کار فرهنگی را داشته باشد، حرفی نیست. ولی فراموش نکنید که قرآن می‌فرماید: «واعتصموا بحبل‌اللّه جمیعاً» یعنی برای رجوع به حضرت ربّ العالمین باید با هویت اجتماعی این کار انجام شود زیرا انسان‌ها با انسان‌ها، انسان می‌شوند و خداوند در صحنه‌های فعالیت‌های فرهنگی توفیقات خاص خود را به انسان مرحمت می‌کند. موفق باشید


  • سلام استاد گرامی:
    ببخشید که مزاحم وقت شما می شوم. وقتی نوجوانان و جوانان و بچه های مدارس ابتدایی محله خودمان را دیدم که غرق در گوشی هستند و بی نمازی و بی حجابی در حال گسترش هست. یک مکانی را پیدا کردیم. که از طریق ورزش آن ها را جمع کنیم. هفته ای چند بار. هم فعالیت فرهنگی مذهبی به مدت 15 تا 20 دقیقه هر جلسه که با آن ها کار کنم و هم بعدش حدود 45 دقیقه ورزش فوتسال. چون سالن مخصوص فوتسال است امکان ورزش دیگری نبود. ولی مسئله اصلی این است این دخترهایی که سه گروه می شوند. بچه های پنج و ششم ابتدایی. و گروه راهنمایی ها و گروه جوانان. که با هر کدام کلاس های مختلفی دارم. چطور شروع کنم چه محتوایی برایشان بریزم. که هم ورزش را ادامه دهند هم فعالیت های دیگر برایشان جذابیت داشته باشند و ایمانشان بهتر شود. ممنون میشوم راهنمایی کنید یا کتابی منبعی معرفی کنید مطالعه کنم. ممنون می شوم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوبی است. مطمئناً امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» به شما در این راه کمک می‌کنند. در ابتدا با آن‌ها همراهی کنید و مستقیماً به آن‌ها انتقاد ننمایید. روی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» در قسمت دوم کتاب تحت عنوان «من کو؟» فکر کنید. احتمالاً بشود از آن طریق با آن‌ها ارتباط برقرار کرد و به دنبال معارف دیگر اسلامی کشاندشان. سپس کتاب «چه نیازی به نبی؟» می‌تواند مفید باشد إن‌شاءاللّه. موفق باشید


  • با سلام مجدد و سپاس فراوان از همراهی استاد بزرگوار: پیرو سوال 20976 (تاسیس دبستان) سوالی که ایجاد می شود این است که آن کار اساسی چیست که باید شرایط آن فراهم گردد؟
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نمی‌توان یک کار را اساسی دانست. با حضور در سنت الهی و حضورِ تاریخی انقلاب اسلامی هرکاری که نسبت به اهداف انقلاب اسلامی پیش آید، باید انجام داد که یکی از موارد آن تأسیس دبستان‌هایی است که با آموزه‌های دینی مدیریت شود، البته نه آن‌چنان که دانش‌آموزان حالت ایزوله پیدا کنند و خود را تافته‌ی جدابافته بپندارند، به‌خصوص که دبستان‌های دولتی هم دارای معلم‌های خوبی رویهمرفته هستند. موفق باشید


  • با سلام و عرض احترام و تبریک این ایام:
    استاد عزیز مدتی است که در روز به هرکاری مشغول می شوم در آخر روز احساس خسران و از دست رفتن بیهوده عمر می کنم. حتی اگر مطالعات درسی و غیر درسی از جمله کتب مذهبی داشته باشم. شغلم آموزگاری است. خلاصه زندگی برایم چیز جذابی ندارد. گاهی می گویم به مشاور مراجعه کنم. اما می گویم وقتی نتوانم در مکتب اهل بیت خودم را احیا کنم، دست به دامن شدن اندیشه های غربی قطعا هیچ فایده ای نخواهد داشت. لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به مطالعه‌ی کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» همراه با شرح صوتی آن فکر کنید. البته در اقدامی درازمدت و با حوصله. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد معزز:
    چند صباحی است در بسیج مدرسه علمیه معصومیه قم در خصوص تحول ریشه ای فضای مجازی در جهت نفی حاکمیت طاغوت از فضای مجازی و استقرار حاکمیت الهی فعالیت می کنیم که اخیرا به یک طرح تحول بنیادین فضای مجازی رسیده ایم که مبتنی بر الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت و مستظهر بر مبانی و منابع اسلام ناب و ریشه دار در هویت ملی، زمینه ساز تحقق تمدن نوین اسلامی خواهد بود ان شاالله. منتها سوالی که برای بنده در این بین وجود دارد این است که دشمن را چه تعریف کنیم. آیا دشمن را تمدن غرب لحاظ کنیم یا دشمن را راس استکبار (آمریکا) فرض کنیم. از آنجا که هرآنچه دشمن را فرض کنیم برنامه ریزی ها و راهکارها تفاوت های جدی پیدا می کند، این بحث اهمیت دارد. آنچه از اول مد نظر داشتیم این بود که دشمن تمدن غرب است. تمدن غرب به لحاظ اینکه توانسته بر اساس مبانی مادی خود، سبک زندگی خاصی ارائه دهد و نیازهای جامعه را در سطح مطلوبی مبتنی بر همان اندیشه مادی، پاسخگو باشد در نوع خود بسیار موفق بوده و توانسته سراسر عالم را فتح کند و خود را به عنوان الگوی برتر تفکر و زندگی به تمام فرهنگ ها غالب نماید. اما بعد از مشورت با یکی از اساتید متوجه شدم که قلب تپنده و موتور محرک این تمدن همان استکبار جهانی و آمریکاست بطوریکه اگر حاکمیت و تسلط آمریکایی از مناسبات بین المللی و در ما نحن فیه (فضای مجازی) رفع شود، خود تمدن به لحاظ تئوریک و ابزار، دشمن اساسی محسوب نمی شود، بلکه این نظام ایالات متحده است که این بذر شوم (تمدن غرب) را بارور کرده و موجب انحرافات و نشر مفاسد در عالم شده است، فلذا راهکار درست، مقابله و نفی حاکمیت آمریکاست که در این صورت دعوا یک دعوای سیاسی البته با مبانی اسلام ناب خواهد بود تا مقابله گفتمانی و بسط نظریات تئوریک در مواجهه با تمدن غرب. به دیگر سخن مبتنی با نظر دوم اگر تمدن غرب را امروز دشمن قلمداد می کنیم بواسطه حاکمیت شرربار آمریکاست که موتور محرک آن است والا خود تمدن غرب مانند مرداری است که باید دیگری آن را حرکت دهد. ضمن اینکه بیشترین توجه حضرت آقا در خصوص نقش شرربار آمریکا در مفاسد و دشمنی هاست و بسیار کمتر سخنی از تمدن غرب به میان می آورند. نظر حضرتعالی در این خصوص چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در ابتدا بتوان از آمریکا شروع کرد، ولی عنایت داشته باشید مبنایِ روح استکباری اومانیسم است به همان معنایی که آقای دکتر مهدی بنائی در سمینار «فلسفه، جنگ و صلح» آن را مطرح نمودند و روشن کردند کار از کانت شروع شده. آدرس آن سخنرانی عبارت است از: https://t.me/bijanabdolkarimi. موفق باشید


  • با سلام:
    استاد در جواب به سئوال 20762 آیا جواب شما ناظر به سئوال قبلی بود صرفا و یا صرفا کار فرهنگی خلاصه نمی شود و کار سیاسی و پزشکی و کلا هر کاری که شان زن (رانندگی و مغازه داری و...) را زیر پا نمی گذارد اشکالی ندارد؟
    2. بحث تاثیرات ارتباط با نامحرم چه در کار اجرایی و فرهنگی و چه در تدریس در دانشگاه ها بر روح زن و... هم آیا اصلا برای زن پیش نمی آید؟ (عده ای پرس و جو کردم به همین دلیل صرفا مجوز تحصیلات و اشتغال را به زن خود می دادند که در ارتباط با دیگران و نامحرم نباشد و چنین برداشتی را هم به دین اسلام می دادند، آیا می شود باز چنین برداشت کرد که چینن افرادی انقلاب اسلامی و زن و.... را نشناخته اند که چنین فتوایی می دهند؟ و یا نه حقیقت با واقعیت تفاوت هایی دارد) با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که کارهای اجتماعی اولاً: باید با شأن زنان که شخصیتی عاطفی و فرهنگی هستند، هماهنگی داشته باشد ثانیاً: به زندگی خانوادگی آن‌ها لطمه نزند، مگر آن‌که مضطر باشند. و به نظر می‌آید شغل رانندگی و مغازه‌داری رویهمرفته مگر موارد استثناء، با روح زنان هماهنگی ندارد به همان معنایی که علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيحَانَةٌ وَ لَيسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ» زيرا زنان چون گل بهارى لطيف و آسيب ‏پذير هستند و نه قهرمان. 2- موضوع ارتباط با نامحرم، غیر از اختلاط با نامحرم است. دختر حضرت امام در مصاحبه‌ای که رجانیوز با ایشان داشت می‌فرمودند در عین آن حضرت امام ارتباط بیجا با نامحرم را سخت می‌گرفتند، به راحتی می‌پذیرفتند که در موضوع مسائل سیاسی و اجتماعی بنشینیم و با مردان نامحرم بحث‌های طولانی داشته باشید. موفق باشید


  • با سلام: پیرو سوال شماره ۲۰۷۰۲ که به خانمی فرموده بودید در امور فرهنگی فعال باشند و کسی را برای نگهداری فرزندشان بگمارند. سوالی پیش آمد. آیا تربیت فرزند مهمتره یا رفتن تو جامعه؟ اگه زنان ما واقعا مادر باشند و تو خونه با تموم همت به کار اصلی خود بپردازند چه در زمینه همسرداری چه خانه داری چه فرزندداری آنوقت چه ضرورتی برای حضور زن درجامعه است که از کار اصلی که تربیت عبد خدا روی زمین برای بندگیست وابماند؟ دامن مادری که مسئولیت برزمین گذاردن بنده خدا را دارد چه کار مهمتری از تربیت یک عبد که برای دو دنیا از نظر رسول خدا کافیست. چرا قاعده دور پیش بیاید؟ مادر بدهد نگهداری کنند خراب شود بعد خودش برود در جامعه درستش کند. مهدها بستر دشمن است. مهدی که تازگی پلمپ شد و فهمیدند طبق سند ۲۰۳۰ بچه ها را عریان کردند و اندام جنسیشان را به هم نشان داده اند! مدرسه رفتن ضرورت است. آن هم باز هوشیاری می خواهد که کنترل کند. مادر اگر قاتل، معتاد، زانی، مطلقه، دزد و غیره هست تمام ریشه دارد در پدر و مادرانی که زندگی را بازیچه گرفتند و مادر فکر کرد کار ارزش است و پز می داد. نمونه الانش ستمه ای است که من از شوهرم می خورم. ده فرزند بودند و مادر نتوانست به آنها رسیدگی کند و رهایشان کرد و خودشان با فکرشان بزرگ شدند و عقاید غلط به خوردشان دادند و هزار و یک حرف دیگر. باز نظر شما برایم مهم است. لطفا روشنم کنید به عنوان یک مادر که تازه این صحیفه مقدس بر رویش گشوده شده است. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر فرصت کار فرهنگی برای یک خانم متدیّن و متعهد در میان است، و از طرفی در مدتی که مشغول کار فرهنگی در بیرون خانه است، یک نفر خانم قابل اعتماد را برای نگهداری فرزندانش بگیرد. این کار را باید بکند. نه این‌که خانم‌ها خود را مشغول کارهای عادی که مردان هم می‌توانند انجام دهند، بنمایند و فرزندان‌شان را به مهدهایی بفرستند که به قول شما همه‌ی زحمات پدر و مادر فرزندان را از بین می‌برند. موفق باشید


  • با سلام:
    استاد چند وقتیه میخوام با بچه مسجدیا و کلا بچه مذهبیا یه کاری رو شروع کنم حتی در بسیاری از موارد خودشون پیشنهاد میدن ولی کلا در حد حرفه و اصلا انگار اراده ای برای عمل ندارن این در صورتیه که بچه های غیر مذهبی پای کار ترند و در کل بیشتر میشه رو حرف و قولشون حساب کرد دل زده شدم ازشون و گاهی میخوام قید کار با مذهبیارو بزنم و برم سراغ مردم عادی براچی اینطورین؟ تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید کار مشخص و تعریف‌شده‌ای را با آن‌ها در میان بگذارید تا هرکس نسبت به وظیفه و تکلیفی که دارد با آن ارتباط برقرار کند. موفق باشید


  • با سلام: بنده چند ماه پیش از طرف سپاه پیشنهاد کار داشتم، با شما مشورت کردم فرمودید خیلی خوب است که زن در این عرصه های فرهنگی وارد شود. هدف بنده هم خدمت به انقلاب و سپاه است بنده کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود» را خوانده ام و هدفم ایجاد فضای فرهنگی صحیح و متناسب روح زمانه است. اما الان با وجود اینکه همه ی مراحل استخدام بنده طی شده است و سازمان سه میلیون تومان تا زمان حاضر برای پرونده من هزینه کرده است، من در درستی کارم شک کرده ام. با این توضیح که: اولا می خواهم بدانم با توجه به اینکه من یک زن هستم، حضور زن در چنین مکانی و تحت الشعاع قرار گرفتن خانواده اصلا صحیح هست؟ دوم اینکه ارتباطی که در محل کار با نامحرم وجود دارد حتی به میزان کم و با رعایت تمام نکات شرع، آیا بر کمال و نور وجودی زن تاثیر می گذارد و از آن می کاهد؟ سوم اینکه برای ما زنان بهترین راه برای خدمت به انقلاب اسلامی و زمینه سازی برای تمدن اسلامی چه راهی است؟ استاد بنده هم خودم طلبه هستم و هم همسرم، مباحث شما رو هم دنبال می کنیم، درعین حال در حال تحصیل رشته فلسفه اسلامی نیز هستم. الان واقعا می خواهم تکلیفم را بدانم و به تکلیفم عمل کنم. به نظر شما اگر من در منزل بمانم و تمام وقتم را به فرزندانم اختصاص بدهم و در کنار آن در خانه خودم جلسات فرهنگی برگزار کنم و.... بهتر است و به کمال نزدیکترم یا اینکه این شغل را قبول کنم و به یاری خدا موجب تحولاتی در عرصه ی فرهنگی شوم؟ این را هم بگویم پیشنهاد همسرم این است که اگر این شغل را قبول کردم ایشان بچه ها را در زمان نبود من در خانه نگهداری کند و به خاطر همین دیگر شهریه نمی گیرد و در این صورت زندگیمان با حقوق من سپری شود، آیا این کار وارونگی نظام خانواده نیست با توجه به بیاناتی که در کتاب زن آنگونه که باید باشد دارید؟ سوال اساسی من این است: افق ایده آل برای زن چیست؟ واقعا آن افق ایده آل برای زن چیست؟ و در پایان اینکه عارف مشهدی جناب عبد حکیم می گویند که هر گاه زن را نامحرمی ببیند خواه ناخواه از نور وجودی زن کاسته می شود واقعا درست است؟ تا چه اندازه مباحث ایشان را تایید می کنید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا فراموش کرده‌اید در چه تاریخی زندگی می‌کنید؟! امروز اگر زنانِ متعهد در صحنه‌های فرهنگی به میدان نیایند، بعضی از کارهای فرهنگی که باید با روح عاطفیِ زنانه مطرح شود، عقیم می‌ماند. چرا متوجه‌ی وسعتی نیستید که امروز برای زنان و مردان جهت فعالیت‌های فرهنگی و انقلابی فراهم شده؟ باید در امور فرهنگی حضور فعّال داشته باشید و همسر محترم‌تان هم درسش را ادامه دهد و در غیاب شما هم در خانه کسی را جهت نگه‌داری فرزندانتان به‌کار گیرید. امروز باید زندگی را در وسعتی دیگر مطابق این تاریخ تعریف کرد. موفق باشید


  • «بسمه تعالی»
    امروزه مدیران فرهنگی حکم فرماندهان جهبه جنگ نرم را دارند که با توجه به کثرت کار و فزونی فشار و کمبود نیروهای خدوم، خبره و دغدغه مند به صورت جهادی خود را وقف مدیریت فعالیت های فرهنگی کرده اند. هدف ما این است که به تدابیر و سیاست هایی برسیم تا مدیران فرهنگی از وظایف خانوادگی و نقش مهم آن ها در تربیت فرزندان و همدلی با همسر و همراهی با اعضای خانواده غافل نمانده و از این جهت آسیبی به آنان نرسد. از شما اندیشمند گرامی تقاضا داریم با پاسخ به پرسش های زیر ما را در حل این مسئله یاری کنید.
    1. تعریف شما از مدیریت فرهنگی به شکل جهادی چیست؟
    2. با توجه به تعریف شما از مدیریت جهادی اولویت مدیران میان «مدیریت فعالیت های فرهنگی» و «ایفای نقش ها و مسئولیت های خانوادگی» کدام است؟ به عبارت ساده تر کفه ترازو به سمت کدام یک از موارد فوق می باشد؟ آیا اولویت رسیدگی به امور خانوادگی است؟ یا مدیریت فعالیت فرهنگی؟ یا اینکه هر دو به یک میزان در درجه اهمیت می باشند؟
    3. اگر بین این دو مهم تضاد یا تقابل یا تداخل و یا شرایط ویژه ای در یکی از این دو پیش آید اولویت و ارجعیت با کدام است و چگونه باید مدیریت شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ به نظر می‌آید که در این تاریخ مدیریت فرهنگی عبارت است از «تلاش برای فهم حقیقت انقلاب اسلامی به عنوان جبهه‌ی توحیدی در مقابل جبهه‌ی استکبار». 2ـ وقتی انسان شخصیت فرهنگی مناسبی پیدا کرد در خانه و اجتماع دارای یک نقش و یک تأثیر می‌شود و نباید به شکلی عمل کند که تضاد بین حضورش در خانه و اجتماع پیش آید. آری بالاخره ارجحیت با اجتماع است ولی به شرط حفظ فضای فکری و فرهنگی خانه. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با عرض سلام و ارادت خالصانه خدمت استاد عزیز و بزرگوارمان و عرض معذرت از تصدیع اوقات مبارکتان. جناب استاد در شهر کوچک ما در مجموعه ای به نام دارلقران فعالیت می کنیم و بعضا در اعیاد مذهبی مراسم جشنی بر پا می کنیم در این جشن ها مولودی همراه با کف زدن و بعضا با سوت زدن بچه ها و تئاتر ها ی طنز برگزار می شود. حال با توجه به جو مراسم که پرده باید مقداری پائین باشد که خانمها هم بتوانند تئاتر را ببینند و خنده های بلند زن و مرد و دست زدن آنها با هم و مسائلی از این دست و محیط کوچک مذهبی، و با توجه به فتوای مراجع که اساسا توصیه می کنند در این مکانهای مذهبی بهتر است به جای کف زدن صلوات و تکبیر فرستاده شود حتی وقتی فقط مردانه باشد، عده ای از دوستان معتقدند با توجه به شرایط مذکور و این که مکان دارالقران است نه فرهنگ سرا، حداقل مراسم فقط مردانه برگزار شود تا شان دارلقران و ائمه علیهم السلام حفظ شود و تالی فاسد نداشته باشد ولی بعضی از دوستان معتقد به حضور خانمها برای استفاده از مراسم نیز هستند. به نظر استاد عزیز با توجه به سیره و راه و روش اهل البیت (ع) کدام اولویت دارد؟ با کمال تشکر و التماس دعا. در ضمن لطفا پاسخ را در سایت بگذارید ایمیلم خراب است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با حفظ حرمتِ محل و با رعایت حرکاتی که خارج از شأن یک مسلمان نیست، خوب است که خواهران نیز در این‌چنین جلساتی حاضر باشند. موفق باشید


  • سلام بر استاد عزیز:
    من دانشجوی اصفهانی دانشگاه شریف هستم که بنا بر دغدغه ای که داشته ام مزاحم استادم برای مشورت گیری شده ام. مسئله این است که بنده بحمدالله چند سال پیش که با بحث ها و کتب جناب عالی آشنا شدم نمی گویم همان مواقع و در شروع کار ولی به تدریج احساس کردم به لطف خدا دریچه های مهمی از معارف به قلب و زندگی ام باز شد. آرام آرام احساس خلأ نسبی بحث های معرفتی به نگاه حضوری و وجودی ای که شما به آن ها دارید، را در جو عمومی مذهبیون احساس کردم و این احساس موقعی شدید شد که وارد دانشگاه شدم و متوجه شدم فارغ از جماعتی که انقطاع از دین را افتخار خود می دانند، جماعت مذهبی و حزب اللهی و بسیجی و جوان جامعه هم به صورت عمومی انگار چنین رجوع حضوری به دین در حالت کلی ندارند. و این خلأیی بوده که فکر می کنم همین باعث شده که بنده آن طور که باید نتوانم با دوستان بسیجی و حزب اللهی اطراف خودم ارتباط برقرار کنم و بسیج دانشگاه را به منزله ی بچه ای تصور کنم که دوستش دارم اما ندانم چرا این بچه را وقتی بغل می کنم انگار لگد می زند و انگار تمایل دارد بعضی مواقع جوان بازی خود را ادامه دهد. (البته این هم بگویم که خدا را شاکر باید بود که بسیج این دانشگاه که بعداً نقش مهمی در تحویل مدیران سطح کلان مملکتی به جامعه دارد، انصافاً بسیج فعال و پیگیر و جریان سازی است ولی خب، این خلأها که وجود دارد به نظرم کار را برای آینده و عبور از موانع سخت می کند و به صرف کار زیاد نمی توان دلخوش بود)
    این خلأیی که عرض کردم و عدم رجوع حضوری و کاربردی و وجودی به دین، در حالت کلی فکر می کنم گریبان گیر کل جامعه ی ماست و همین موضوع است که به ما اجازه نداده دین داری و انقلابمان برایمان کار بدهد و امر امام زمان در جامعه محجور بماند و ما را به سمتی پیش برده که دلمان خوش باشد ما هم متدینیم. احساسم این است تنها راهی که پیش روی ماست برای نجات جامعه و منحرف نشدن مسیر انقلاب، بازگشت به همین عهد حضوری با دین است. نمی دانم چه بگویم؟ ولی شاید کتب عمده ی معارف اسلامی ما چنین سیر و سلوکی را جلوی مخاطبینشان نگذارند. من البته همه کتب اساتید بزرگ را که نخوانده ام ولی فکر می کنم بین حتی علمای اسلام هم در این مسئله انگار تفاوت وجود دارد. دانشگاه شریف با توجه به نقش مهمی که در راستای آینده کشور دارد اگر از این رجوع تهی باشد، بعید می دانم به زمان ظهور بتوانیم خیلی نزدیک بشویم، چرا که به نظر می آید جو عمومی مدیران فعلی مملکتی هم که بسیاری ایراد و اشکال به فکر و نوع نگاه و عملکردشان وارد می دانیم، در گذشته که خب لا مذهب نبوده اند! اتفاقاً انقلاب کردند، فعالیت کردند، احتمالاً بی خوابی کشیده اند و ... من نمی گویم این ها هیچ نبوده است بلکه اتفاقاً فعالیت برای انقلاب خودش یک سلوک است (نگاهی که بسیج الان هم دارد و ظاهراً آن را کافی هم می داند) اما عدم رجوع حضوری و لحظه به لحظه به دین و امر امام زمان در سلوک شخصی و معرفت نفسشان، باعث می شود که گاهی از انقلاب و دین و ... خواه یا ناخواه (روی این ناخواه هم تأکید دارم. چون ممکن است کسی در دلش مرض نداشته باشد اما سیری هم نداشته باشد و همین، موقعی او را از امر امام معصوم جدا کند و در دل مشهورات جامعه بیندازد) دکان بسازند، حالا هر منصبی هم که می خواهند داشته باشند. و همین دکان سازی ها و مصلحت اندیشی ها انقلاب ما را به این وضع دچار کرده! این کجا و آن کجا که همان طور که امام خمینی با سلوکی که داشتند بستری شدند که امر امام زمان از طریق ایشان به جامعه برسد، فرد فرد مسئولان کلان ممکلتی (لااقل تعداد خوبیشان، نه اقلیتشان) چنین باب هایی برای اراده ی الهی در زمین به خواست امام حی و حاضر بشوند. و این مسئله خب، هم فکر و شناخت درست از عالم می طلبد و هم کار و مجاهده ی شخصی و اجتماعی با همان نگاه حضوری که عرض کردم نه نگاه حصولی که پس از مدتی انسان را خسته و دل زده از طی طریق می کند. الغرض، چون که بنده خدا را شکر مباحث شما را در همین راستا یافتم و اینکه مباحث بعضاً بزرگ توحیدی از علمای مختلف مثل امام خمینی یا علامه طباطبایی یا آیت الله جوادی یا ... فکر می کنم در دستگاهی که شما به آن نظر دارید خوب می شود شیرین و عامه پسند به جامعه ارائه شود، می خواستم در خواست کنم با نظر خود شما تلاشی بکنیم که ان شاءالله باب این طور بحث ها (که متأسفانه فکر کنم کمی غریب واقع شده. حالا شاید در اصفهان بیشتر کار شده باشد اما فکر می کنم واقعاً شهرهای دیگر پتانسیلش را دارد) در دانشگاه باز بشود و شما اگر از شاگردان خصوصی خودتان کسی را سراغ دارید که هم صبر و حوصله ی سر و کله زدن با جماعت های مختلف دانشجو (تیپ های مختلف) را داشته باشد (با توجه به صبر و حوصله ای که مطالب حضوری شما هم می طلبد) هم قدرت انتقال مطالب حضوری و دلی را مثل خودتان داشته باشد هم بتواند وقت بگذارد (شاید یک روز در هفته برای جلسه یا ... نمی دانم!) در تهران (خودشان تهران باشند یا اینکه رفت و آمد کنند) ممنون می شوم اگر پیشنهاد و هماهنگ کنید. البته خود استاد صاحب نظر هستند اما به نظر می آید اگر شخصی که مطالب را ارائه می دهد کسوت لازم را در ظاهر نداشته باشد، در رابطه با اعتماد کردن افراد به ایشان و پیگیر شدن بحث ها دچار مشکل می شویم و ممکن است آخرش به جلسات خصوصی منجر شود. حتی بعضی (یا بسیاری) از مذهبیون هم به راحتی نمی توانند به کسی که کسوت لازم را ندارد اعتماد کنند و سیر خودشان را بر مبنای راه او تنظیم کنند. امید به اینکه جای خالی آزاد اندیشی و دوره های معرفت دینی در دانشگاه های ما پر شود و ان شاءالله شیطان روشنفکری که در اوایل ورود دانشجویان به دانشگاه بسیار به دست و پای آن ها می پیچد تا اینکه بی قید و فکرشان کند و کشور را بی آینده، آرام آرام به لطف و مدد الهی از بین برود. ممنون از استاد عزیز.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکته‌ی مهمی توجه نموده‌اید و حقیقتاً برای عبور از مفهوم به حقیقت و از ماهیت به وجود، باید بیش از آن‌که فکر شده است فکر کرد به‌خصوص که روح تشیع سراسر روحِ رجوع به حقیقت است. فکر می‌کنم با رجوع به حضرت امام و آثار ایشان بازخوانیِ لازم صورت گیرد و به همین جهت حضرت امام تفسیر سوره‌ی حمد را رسانه‌ای کردند. می‌ماند که آرام‌آرام متذکر شویم رفقای انقلابی اگر بخواهند به نتیجه‌ی لازم برسند و انقلاب را در بنیادی‌ترین نحوه‌ی حضور تاریخی‌اش بنگرند؛ باید خود را به نگاهِ وجودی که در آثار حضرت امام هست، منوّر کنند. در این رابطه بود که مقاله‌ی «انقلاب اسلامی، عبور از تمایز سوبژه و اُبژه» در انتقاد به آقای دکتر عبدالکریمی نوشته شد تا معلوم شود چگونه باید به انقلاب نظر شود تا بتوانیم جواب اشکالاتی که امثال آقای عبدالکریمی پیش می‌آورند را داده باشیم. می‌ماند آیا کسانی هستند که به تهران بیایند و در این رابطه کمک کنند، إن‌شاءاللّه پیش خواهد آمد. موفق باشید  


  • سلام عرض می کنم خدمت استاد گرامی:
    واقعا از وجودتان بهره می بریم. سوالی که چند وقتی است ذهن بنده رو به خودش مشغول کرده اینه که علی رغم اینکه کار کردن در فضای فرهنگی واقعا برکت و ثمرات خاص خودش را دارد ولی معنویت خاصی را می طلبد. در این مدت نیاز به معنویت در وجودم خیلی بیشتر از قبل احساس می شود. برای پاسخ گویی به این نیاز چه راهکاری را پیشنهاد می دهید؟ علاوه بر این موضوع چگونه می توان همیشه افقی که پیش روی خودمان متصور شدیم را در نظرداشته باشیم؟ یعنی چگونه می توان همیشه عظمت کار را در نظر داشت؟ از این موضوع نگران هستم که فقط صرف اینکه فعلا یک کاری واگذار شده و باید پیش رود به آن نگاه کنم! سپاس گزاری می کنم از اینکه نظراتتان را می فرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از کسب معارفی چون معرفت نفس در همان وظیفه‌ای که برایتان پیش آمده است هرچند وظیفه‌ی کوچکی باشد، با تمام وجود انجامِ وظیفه کنید. باید از کسانی گِله کرد که کاری را به‌دست می‌گیرند ولی سهل‌انگارانه نسبت به آن برخورد می‌کنند. موفق باشید


  • سلام بر استاد گرامی: استاد من دانشجوی تربیت معلم هستم. با توجه به این که شما عقیده دارید در مدارس ابتدایی بچه ها را نسبت به این که نظام هستی را تجلی حضرت حق ببینند کور کرده اند و علت این امر را نگاه اتمی می دانید پس وظیفه من و امثال بنده که انشاءالله سال دیگه باید بریم در مدرسه ابتدایی تدریس کنیم چی است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال فطرت نوجوانان پاک است و تذکرات دائم به آن‌ها نسبت به حضور خدا در همه‌ی مسائل به آن‌ها کمک می‌کند. موفق باشید