×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    ادیان

  • سلام و رحمت:
    استاد با توجه به مباحثی که فرمودید حالا اگر بنده بعنوان انسان فطری به دنبال برنامه و راهی برای پاسخ دادن به جان و حفظ نسبتهای اصیل خود داشته باشم برای پیدا کردن برنامه ای که حضرت رب العالمین ارایه داده است و اطمینان به صدق نبوت این برنامه برنامه ای برای مطالعات و نحوه مطالعه در زمینه ادیان و مکاتب ارایه می فرمایید؟ یا منابع و افرادی را معرفی می فرمایید؟ و همچنین برای افزایش طلب و ظرفیتمان باید چکار کنیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بعد از فهم و تدبّر در قرآن، رجوع به سایر ادیان مفید باشد. موفق باشید


  • سلام علیکم وقتتون بخیر: در پاسخ سوال، شما در تفسیر آیه ۸۴ سوره مائده فرمودید که خداوند آن مسیحیان را به خاطر رویکرد حق جویانه شان وارد بهشت می کند در حالی که آنان مسلمان نشده بودند. اما این قسمت از متن قرآن که از زبان مسیحیان می گوید: «و ما لنا لا نومن بالله و ما جاءنا من الحق» آیا گویای مسلمان شدنشان نیست؟ فرموده اید، آن‌ها وَحی محمدی «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را قبول دارند ولی قرآن آن‌ها را دعوت به توحید کرده است، نه اسلامِ رسمی که مسلمان شوند. لذا می‌فرماید: «قُل يا أَهلَ الكِتابِ تَعالَوا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا» یعنی کلا مسیحیان امروز هم وظیفه ندارند مسلمان شوند؟ آن هم مسیحیان امروز که دینشونم تحریف شده و اعمالی انجام می دهد که در دین واقعی مسیحیت نیز تحریم شده؟ قرآن مسیحیان را فقط به توحید دعوت کرده نه کلا به مسلمانی؟ البته می دانیم که مسیحیت حتی توحید را هم قبول ندارند و معتقد به تثلیث اند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه‌ی طباطبایی با توجه به تحقیقاتی که کرده‌اند، می‌فرمایند اتفاقاً همین انجیل و توراتی که هم اکنون در دست یهود و نصاری است و تحریفاتی نیز در آن شده، در صدر اسلام، همین در دست یهود و نصاری بوده و با توجه به این امر خداوند از آن‌ها خواسته است به توحید برگردند. البته بحث آن مفصل است و عرایض نسبتاً مفصلی در بحثی که در سوره‌ی آل‌عمران شد؛ مطرح گردید. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد عزیز:
    نظر حضرتعالی در مورد انجیل برنابا چیست؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً مسئله همین طور بوده است که در ابتدای آن انجیل مطرح شده است و باید قابل اعتماد به حساب آید. موفق باشید


  • سلام استاد بزرگوار: آیا زرتشت پیامبر بوده است؟ و کتاب اوستا کتاب آسمانی این پیامبر است که چون کتابهای پیامبران پیشین تحریف شده و لذا تناقضاتی در آن دیده می شود؟ لطفاً در مورد زرتشت مطالبی را بفرمایید که راهنمایی برای نوجوانان و جوانان باشد. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند جناب زرتشت پیامبر بوده، ولی او را شهید کردند و کتابش را نیز سوزاندند. شواهد تاریخی هم خبر از آن دارد که بعدها مُغان، گاتاهایِ اوستا را جمع‌آوری کردند. موفق باشید


  • بسمه تعالی
    بازخوانی هویت دینی و ملی
    حضور شریف استاد سلام علیکم:
    اگر بر این باوریم که پیامبران الهی نظریه پردازان سنن الهی هستند و ۱۲ امام هم مدیران و مجریان این سنن بر روی زمین هستند و نقش پیامبر و امام در کنار هم مکمل احیای حکومت الهی روی زمین است. سوال بنده این است چرا بعد از حضور هر پیامبر اولولعزم ما چندین امام معصوم برای تحقق وحی و تفکر آن پیامبر نداشته ایم و حضور امام تنها پس از آخرین پیامبر معنا پیدا می کند؟ حال ممکن است بفرمایید ما بعد از پیامبران تشریعی تعداد قابل توجهی پیامبر تبلیغی داشته ایم ولی پیامبران تبلیغی هم در نهایت نظریه پرداز بوده اند و نقشی که امام می تواند ایفا کند را نمی توانستند ایفا کنند. چرا هر پیامبر تشریعی پس از خود مستقلا نیاز به چندین امام معصوم برای عملی کردن وحی خود نداشته است و این تنها مختص پیامبر اسلام است؟
    با تشکر.
    (ما برآنیم که لطافت مکتب لائوتسه در شرق و نظم مکتب هایدگر در غرب را با عقل محمدی مکتب صدرا پیوند زنیم و جهان را برای حضور منجی الهی آماده سازیم و این است رسالت ما سربازان لشکر آوینی)

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره این دین آخرین پیامبر است که باید در پرتو حضور دین او تا قیامت به وسیله‌ی کسانی که آنان قلب‌شان مطابق قرآن است، بشریت متوجه‌ی مسیر هدایت شود. چنین شرایطی برای پیامبران قبلی نبوده است تا انتظاری این‌چنینی برای دین آن‌ها باشد. همان اندازه که آنان نوّابی برای ادامه‌ی دین و رساندن دین به پیامبر بعدی داشته‌اند، کافی بوده است. ۲. کار بسیار خوبی است وقتی متوجه‌ی حضور تاریخی خود در بستر انقلاب اسلامی باشیم و بدانیم هدف همه‌ی دانایی‌ها و معارف، رجوعِ بهتر به حضرت حق و به محتوای بیشتررساندنِ عبادات است. نکند بخواهیم با نگاه هایدگر، دین را ارزیابی کنیم. در حالی‌که با حقّانیتِ دین و سیره‌ی اولیاء الهی باید بقیه‌ی اندیشه‌ها را اندازه‌گیری کرد و استفاده نمود. آری! سفر به سرزمین‌های فکری بیگانه برای رجوع به وطن کار خوبی است. موفق باشید


  • بسمه تعالی. سلام علیکم:
    دکتر بنایی در تدریس خوبشان می فرمودند ما از نیچه می فهمیم مسیحیت در خدمت استیلاست خواسته یا ناخواسته. مسیحیت افلاطونی است. مسیحیت هم متافیزیک است. این سه جمله را می شود واضح کنید استاد. بحث بر سر قرون وسطی بود.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در مورد جزء جزء این مطالب بحث کرد. چیزی نیست که بتوان در یک سؤال و جواب گنجاند. معتقدم اگر همچنان مباحث ایشان را ادامه دهید، به مرور روشن می‌شود که چرا می‌گوید مسیحیت افلاطونی است؟ عرایضی تحت عنوان «انسان و زمان‌مندی» در «موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی» شده است. در آخر آن مباحث، معنای افلاطونی‌شدنِ نگاه دینی تا حدّی بیان شده. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار:
    در صفحه ۱۸۹ کتاب «فرزندم این چنین باید بود» جلد یک از بودا صحبت به میان آمده است، بنده در حاشیه برسی زندگی و آثار معصومین علیهم السلام در مورد شخصیت های معنوی هم تحقیقاتی دارم، می خواستم از شما کمک بگیرم که کتابی رو معرفی کنید که شخصیت و انديشه های واقعی بودا رو بیان کرده باشه چون معتقدم بودا تا حدی تحریف شده. چه کتابی رو معرفی می فرمایید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً کتاب‌هایی جسته و گریخته در مورد بودا مطالعه کرده‌ام از جمله کتاب  «فروغ خاور» ؛ زندگی ، آئین و رهبانیت بودا، ترجمه‌ی آقای بدرالدین کتابی. ولی فکر می‌کنم امروزه کتاب‌های بهتری تهیده شده است که البته بنده از آن‌ها اطلاعی ندارم. موفق باشید


  • با سلام:
    استاد لطف کنید کمی بیشتر توضیح دهید مطلبی که درباره بودا فرمودید که بودا از اگزیستانس انسان سخن می گوید مانند آنچه هایدگر در این باره می گوید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این را باید با مطالعه‌ی کتاب‌هایی که مکتب بودا را به طور مفصل توصیف می‌کند، دنبال کنید. چیزی نیست که بتوان در یک سؤال و جواب دنبال کرد. بنده سال های پیش  از کتاب «فروغ خاور» شامل زندگي، آيين و رهبانيت بودا، اثر «هرمان الدنبرگ» دانشمند بزرگ آلماني ترجمه بدر الدین کتابی استفاده کردم. موفق باشید


  • سلام:
    ۱. فرمودید انسان باید از نظر عقلی کاملا قانع شود که مثلا الان چرا مسلمان است چرا شیعه است. ولی جای دیگر فرموده بودید با این مضمون که لازم نیست حتما با عقل قانع شوید شاید جان انسان و قلب انسان حقیقتی را یافته باشد و به آن راضی باشد و عقلش نتواند دلیل بیاورد.
    ۲. اگر یهودی یا مسیحی به حقانیت اسلام رسیده باشد و بشارت پیغمبر اسلام را در کتب خود دیده باشد باز هم اگر مسلمان نشود و بر دین خود بماند راه صحیح را طی کرده است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال باید جان انسان بر حقانیت دین‌اش گواهی دهد، حال یا با نور عقل یا با نور قلب ۲. آن‌جایی که اسلام اجازه می‌دهد تا مسیحی یا یهودی بر دین خود باقی باشد و بر توحید باقی بماند و نه بر شرک؛ عملاً او سخن اسلام را پذیرفته است که می‌فرماید: «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» بگو: ای اهل کتاب، بیایید از آن کلمه حق که میان ما و شما یکسان است پیروی کنیم که به جز خدای یکتا را نپرستیم، و چیزی را با او شریک قرار ندهیم، و برخی برخی را به جای خدا به ربوبیّت تعظیم نکنیم. پس اگر از حق روی گردانند بگویید: شما گواه باشید که ما تسلیم فرمان خداوندیم. موفق باشید


  • سلام استاد:
    ۱. آیا می شود انسان در فقه از یک مرجع تقلید نکند مثلا در مساله ای از یک مرجع و در مساله دیگری از مرجعی دیگر که بین آنها اعلمیت مشخص نیست مثلا رهبری و آقای مکارم و یا آقای صافی و....
    ۲. امروز نوشته ای منتسب به آقای کمال حیدری خواندم به این مضمون که ملاک در قیامت برهان است به این صورت که اگر کسی در آن روز دلیل بر مسیحیت داشته و یقین داشته است به برهانش معذور است و اگر کسی بر دین حقی باشد و برهان نداشته باشد باز هم مجازات می شود چرا که برهان نداشته! و ملاک در آن روز برهان است. با تشکر از وقتی که می گذارید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره باید یک فقیه اجازه دهد که مقلدینش می‌توانند در بعضی امور به سایر فقها رجوع نمایند. ۲. قسمت اول سخن ایشان، سخن درستی است. ولی در مورد قسمت دوم باید گفت همین‌که انسان احتمال دهد آن دین، حق است، آن شخص مصاب است و در قیامت به نتیجه می‌رسد. موفق باشید


  • سلام علیکم: فرموده اید: جهانی‌بودنِ دین حضرت موسی و حضرت عیسی «علیهما‌السلام» به این معنا نیست که اگر کسی بر دین حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» بود خارج از دینِ آن دو پیامبر است، مثل همین‌که جهانی‌بودنِ اسلام، به آن است که اسلام بقیه‌ی ادیان را دعوت می‌کند به رجوع به توحید، نه آن‌که دعوت کند به اسلام به معنای دین حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» بلکه دعوت می کند به تسلیم خداوند بودن. در حالی که قرآن فرموده «ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا و لکن کان حنیفا مسلما» به نظرم با فرمایش شما تضاد داشته باشه. اگه امکان داره این تضاد رو برام حل کنین. اگر کسی بداند که اسلام دین حق است حق ندارد مسیحی یا یهودی باشه این فرمایش قرآن که شما فرمودین مال کسانیه که به حقانیت دین اسلام پی نبردند. اجداد حضرت رسول طبق فرمایش علامه بر دین ابراهیم بوده اند و در تاریخ نیامده که مسیحی یا یهودی باشند. استاد رائفی که می گویند یهودیت و مسیحیت دین قومی است نه دین جهانی. من با توجه به اینکه اجداد حضرت رسول هم دین حنیف داشته اند می توانم این مطلب رو قبول کنم. پاسختون برام قابل قبول نبود. به نظرم اسلام کسانی که جاهل قاصرند رو در نظر گرفته و این دعوت به توحید و اشتراکات ادیان مربوط به اونهاست و گرنه اسلام کجا قبول میکنه کسی حقانیت اسلام رو قبول داشته باشه بعد به دین قبلیش باقی مونده باشه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید آن‌جایی که قرآن می‌فرماید: «ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا و لکن کان حنیفا مسلما» در مقابل روحیه‌ی یهودی‌گری و مسیحی‌گری حزبی است که به جای آن‌که تسلیم‌بودن در مقابل خدا و توحید را محورِ فهم و عبادت خود قرار دهند، صِرفِ یهودیت و یا نصرانیت را حق می‌دانند. عرایضی در این رابطه در تبیین آیه‌ی 162 سوره‌ی نساء شده است. خوب است به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام علیکم: با توجه به اینکه اجداد حضرت رسول دین حنیف داشته اند می توان گفت مسیحیت قرار نبوده دین جهانی باشد؟ از طرف دیگر روایت است که عبدالمطلب وصی دوازدهم حضرت عیسی است این مساله با مسیحی نبودن ایشون ناسازگار نیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جهانی‌بودنِ دین حضرت موسی و حضرت عیسی «علیهما‌السلام» به این معنا نیست که اگر کسی بر دین حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» بود خارج از دینِ آن دو پیامبر است، مثل همین‌که جهانی‌بودنِ اسلام، به آن است که اسلام بقیه‌ی ادیان را دعوت می‌کند به رجوع به توحید، نه آن‌که دعوت کند به اسلام به معنای دین حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» بلکه دعوت می‌کند به اسلام یعنی تسلیم خداوند بودن. «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»(64/آل‌عمران)؛ بگو اى اهل كتاب بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است، كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم، و بعضى از ما، بعض ديگر را غير از خداى يگانه به خدايى نپذيرد. هر گاه سرباز زنند، بگوييد گواه باشيد كه ما مسلمانيم. 2- در مورد وصیّ‌بودنِ جناب عبدالمطلب، فکر نمی‌کنم سخن قابل اعتمادی باشد. موفق باشید


  • سلام استاد:
    در یکی از دروس صوتی تون شنیده بودم که می فرمودید کتاب «این است مذهب من» از گاندی، که کتاب خوبی بود و ازش تعریف کردید ولی گفتید که حیف دیگه چاپ نمیشه... خواستم عرض کنم که در آدرس زیر کتاب الکترونیکی اش با قیمت 4000 تومان موجود است.
    https://www.ketabrah.ir/کتاب-این-است-مذهب-من/book/30442
    همچنین یک سوال هم داشتم بیزحمت:
    کتاب بهاگاواد گیتا رو خواندید یا شنیدید؟ خود گاندی این کتاب رو مرجع روحانیش میدونه. منم یکم خوندمش. به نظر خوب و کاربردی میاد و جمله معصوم (ع) رو یادم می اندازه که می فرمود: حکمت رو یاد بگیرید حتی از منافق

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از آدرسی که برای کتاب مذکور ارائه فرمودید. در مورد کتاب‌های فرهنگ شرق، آقای دکتر شایگان می‌فرمایند من و آقای دکتر حسین نصر، کتاب‌های حکمت هندی را ترجمه می‌کردیم و برای علامه‌ی طباطبایی می‌خواندیم و ایشان سختْ علاقه‌مند به آن‌ها بودند و در بسیاری موارد آن را تأیید می‌کردند. بنده هم بعضاً از آن کتاب‌ها از جمله «اوپانیشادها» استفاده کرده‌ام. موفق باشید


  • سلام:
    در کتب شما طوری برداشت می شود که مردم دنیا اکثرا از حقیقت ناب بی بهره اند. آیا مشابه علامه حسن زاده ها به شکلهای متفاوت و با ادیان متفاوت در جهان زیاد نداریم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: از طرفی بسیاری از مردم به دنبال حضرت حق‌اند، باید به آن‌ها کمک شود که او را بیابند و بشناسند و با او به‌سر ببرند. موفق باشید


  • بسمه تعالی
    بازخوانی هویت دینی و ملی
    حضور شریف استاد
    سلام علیکم:
    ۱. اگر بر این باوریم که سنت های الهی در عالم ثابت هستند. خداوندی که با آوردن معجزات متعدد توسط حضرت موسی و تحت فشار قرار دادن فرعون توسط همین معجزات از جمله سه روز تاریکی در مصر و یا کشته شدن نخست زادگان مصری ها که نوعی انتقام خدا از کشتن فرزندان پسر بنی اسرائیل توسط فرعون بود و معجزات دیگر که فرعون را مجبور به آزاد کردن بنی اسرائیل کرد. حال سوال این است که چرا خداوند در این عصر از این معجزات و آیات برای متنبه کردن بندگان خود و یا آزاد کردن همین مردم فلسطین استفاده نمی کند؟
    ۲. ده فرمانی که توسط خداوند بر حضرت موسی نازل شده چیستند؟ آیا همین ده فرمانی که یهود می گویند همان ده فرمان اصلی هستند و یا در این فرمان ها هم تحریف صورت گرفته ااست؟
    ۱. من خداوند خالق تو هستم که تو را از اسارت و بندگی مصر آزاد ساختم.
    ۲. تو را معبود دیگری جز من نباشد. هیچ تصویری از آنچه در آسمان یا بر روی زمین یا در آب است، نساز و آنها را پرستش نکن.
    ۳. نام خدای خالقت را بیهوده بر زبان نیاور (از آن سوءاستفاده نکن)[۵]
    ۴. روز شنبه را یاد دار تا آن را مقدس بداری.[۶]
    ۵. پدر و مادرت را احترام بگذار.[۷]
    ۶. قتل نکن.
    ۷. زنا نکن.
    ۸. دزدی نکن.
    ۹. شهادت دروغ نده.
    ۱۰. چشم طمع به مال و ناموس همسایه نداشته باش

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- راهی که با آمدن اسلام در تاریخ گشوده شد، راهِ متعالی‌شدن انسان در امور فرهنگی است تا خودش در چنین بستری آن‌جا که باید قیام کند و ظلم ظالمان را از خود دفع نماید، آن کار را انجام دهد. در صورتی که تا قبل از اسلام معجزات، کم‌تر جنبه‌ی فرهنگی داشته است 2- هرچه بوده است مسائلی بوده که راه حلّ نجات بشر آن دوران در آن ده فرمان قرار داشته. موفق باشید


  • با سلام:
    از اینکه باز مصدع اوقات می شوم عذر می خواهم. به نظر می رسد پاسختان به سوال 21263 بسیار کلی بود تقریبا هیچ یک از مفاد سوال به طور روشن پاسخ داده نشد مسلم است که پاسخ شما ادعای هر دینی است شما در سوال 20757 فرمودید هرکس به اندازه‌ی توحیدی که دارد، رستگار می‌شود. خوب به زعم ما توحید در ادیان شرق بسی بیشتر است. در اسلام «لا اله الا الله» مطرح است و مثلا لا موجود الا الله مطرح نیست اله مربوط به توحید در عبادتست و یا مثلا توحید ذات بگیریم اما ازین شعار کلیدی وحدت وجود برنمی آید بله بعدها عرفا مطرح کردند ربطی به اسلام ندارد. هر فرد در بررسی ادیان نمی تواند برود اقوال و آرا تمام متفکران آن دین را بررسی کند. متون مقدس مشخص اند ما در بررسی اجمالی و نگاه گذرا متوجه می شویم مثلا تورات و انجیل در برابر قرآن معارف کمتری دارد و مطالبی درآن آمده که معلوم نیست دانستنش چه فائده ای دارد مثلا نسب نامه یوسف نجار آمده که مشخص نیست چه ربطی به عیسی دارد با این مقایسه اجمالی متوجه برتری قرآن در ایجاز می شویم اما وقتی همین قرآن را با متون مقدس هند مقایسه می کنیم به نظر می رسد می توان به راحتی متوجه برتری متون هند شد و این بررسی اجمالی به نظر کافی می آید و الا امکان دستیابی به دین حق میسر نیست. مثلا همان معاد جسمانی را در نظر بگیرید آیه «أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ «3» بَلى‌ قادِرِينَ عَلى‌ أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ» در نگاه اول برای دین پژوه و هرکس دیگر ظهور در معاد جسمانی عنصری دارد و چون عقل پذیرای چنین معادی نیست یا باید گفت دین اسلام باطل است یا اینکه گفت معاد مورد نظر اسلام معاد صدرا است که 900 سال پس از ظهور اسلام آمده و مبتنی بر حدود 11 مقدمه است مثلا اثبات تجرد تخیل (که بعید می دانم تجرد خیال در متون اسلام آمده باشد تجرد نفسش مورد اتفاق نیست چه برسد به خیال) معادی که روزی حوزه ها نشده حتی بزرگانی که عمری در صدرا غور کردند چون مدرس زنونی و رفیعی هم به درکش نائل نیامدند خوب اگر ما اینگونه بخواهیم بحث کنیم تمام ایراداتی هم که شما به مسیحیت مثلا می گیرید را هم باید رفت تمام الهیات مسیحیت و آرا متفکرانشان را دید تا بتوان به فهم مسیحیت نائل آمد و پس از آن به بطلانش حکم نمود مطمئنا این شیوه عاقلانه نیست و عملا برای فردی که به دنبال دین حق است کارا نیست پس راه، بررسی اجمالی ادیان به ویژه در مبحث مبدا و منتها است در مبدا همانطور که گفتید بررسی توحید مهم است. ادیان هند توحید بالاتری دارند والا چرا شما به جای قرآن برای کسب توحید به محضر اپانیشدها رفتید؟ از طرفی معاد غیر عادلانه است و تناسخ بهتر مساله عدالت را تبیین می کند و جمع بین توحید و تناسخ را من در مکتبی جز دین سیک نیافتم و با توجه به اینکه فرمودید دین حق، دینی است که همه‌ی ابعاد انسان را در نسبت با حق و خلق و خود به فعلیت برساند ظاهرا آموزه های گرانت صاحب را با قرآن و ... مقایسه کردید و به این نتیجه رسیدید که اسلام برتر است اگر لطف کنید نتایجتان را عرضه کنید نیز ممنون می شوم چون می ترسم در این انتخابی که کردم دچار اشتباه شده باشم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالبی که فرمودید، مطالبی نیست که در سؤال و جواب در این فضا بتوانید نتیجه بگیرید. پیشنهاد بنده آن است که ابتدا باید در آن بستر دینی و فرهنگی که هستید، تحقیق کاملی داشته باشید تا در رجوع به فرهنگ و دین بعدی دچار بحران و بی‌پایگی نگردید. مثلاً معاد جسمانی که در دین اسلام است را درست بررسی نکرده‌اید و خیلی سطحی از آن گذشته‌اید. به عنوان نمونه در این مورد می‌توانید سری به جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اُخروی» که بر روی سایت هست، بزنید.



    در مورد توحید هم عمده جمع بین تنزیه و تشبیه است. یعنی نظر به احدی که صمد هم می‌باشد. از طرفی در احدیت خود جایی برای غیر نمی‌گذارد و با صمدیت خود راه را به سوی حقیقتش می‌گشاید. در روایت داریم: حضرت سجاد (ع) مى‏ فرمايند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ‏ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْآيَاتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ إِلَى قَوْلِهِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُور»[1] خداوند مى‏ دانست در آخرالزمان اقوام متعمّقى مى ‏آيند كه براى آن‏ها سوره توحيد و شش آيه اول سوره حديد را نازل كرد. اين خبر نشان مى ‏دهد براى فهم سوره‏ ى توحيد و شش آيه‏ ى اول سوره‏ ى حديد نياز به روح آخرالزمانى است. نتيجه اين‏كه واژه‏ ها هر اندازه هم كه مقدس باشند تنها در گرو تفكرى كه به آن‏ها رجوع مى‏ شود بزرگى و قداست خود را مى‏ نمایاند.



    بنده تا حدّی اُپانیشادها و مکتب یوگا را مطالعه کرده‌ام. نظر خودم آن است که توحید اسلام، جامع‌تر است به‌خصوص توحیدی که حضرت در نهج‌البلاغه از آن گزارش می‌دهند



    آن نوع توحید بیشتر با جنبه‌های شخصیِ دین سر و کار دارد و نسخه‌ی عالمگیر تجویز نمی‌کند و لذا آثار و نتایجش عمومی نبوده و تحت عنوان «تجربه‌ی دینی» امروز مشهور است. هایدگر در این مورد آخرین مرحله‌ی دوره‌ی مدرن را غیاب خدایان و یا فروبستگیِ ساحت قدس می‌داند و معتقد است حاصل این غیاب، آن است که ما نسبت‌مان با خدایان در حدّ تجربه‌ی دینی فرو کاسته می‌شود و معتقد است مسیحیت با فردی‌کردنِ دین نقش مؤثری در این مورد داشته است و عملاً راه را برای تمدنِ سکولار باز گذاشته است. موفق باشید



     





    [1] ( 1)- الكافى، ج 1، ص 91.


  • درود بر جناب طاهرزاده:
    مدتها به دنبال دین حق بودم چندی پیش بنده به ادیان شرق بخصوص هند جلب شدم مدتی بودایی بودم. من معتقدم مقتضای عدالت تناسخ است اما تناسخ بدون قبول خداوند دشوار است بنابرین این نقص الهیاتی دین بودا مرا از ادامه پیروی از آن دین بازداشت. در بقیه ادیان هندی هم فرضا خدا مطرح باشد در توحید گویا مشکل دارند. دین اسلام هم اگر مشکل توحید نداشته باشد معاد را مطرح می کند (بخصوص معاد جسمانی که عقلا قابل اثبات نیست بلکه خلاف عقل است و معاد ملاصدرا هم فقط اسما مشابه است والا داستان ابراهیم صریح در معاد جسمانی عنصری است) و معاد خلاف عدل است چون باید به افراد فرصتهای متعدد داد و به یک دفعه زندگی برای ابدیت مواخذه نکرد حاشا به کرم حق. ازین بگذریم. مطالبی از عرفا چندی پیش می خواندم انصافا به قول آن ظریف اگر بافتند چه خوب بافتند بنظرم رسید مطالبشان ماخود از حکمای هند است یا از افلوطین گرفتند. آه اشتباه انتساب اثولوجیا به ارسطو چها که نکرد. انصافا ما باشیم و قرآن وحدت وجود و قوس صعود و نفس رحمانی و لابشرط مقسمی و تعین اول و ثانی و ... را کجا می توان یافت؟ بله اگر روش روش ملاصدرا باشد از «وترى الجبال تحسبها جامدة وهي تمر مر السحاب» می توان حرکت جوهری را کشید بیرون، کما اینکه بقیه فرق اسلامی مقاصد خویش را از آیات بیرون می کشند و این فرق می کند با مکاتب هند که واقعا و به صراحت وحدت وجود جزو آموزه ها است کما اینکه عالم را مایا می دانندکه خیالی بیش نیست و سخن از اتحاد برهمن و آتمن است که شرح آن در اوپانیشدها توان یافت باری این ضعف الهیاتی در مکاتب هند و ضعف توحیدی و معادی در اسلام مرا به مکتب ثالثی رهنمون کرد که هم نکات مثبت ادیان شرق و اسلام را دارد و هم از نواقص آنها بریست و آن دین حقه سیک است درود خدا بر گورو نانک و تسعه خلیفته که راه حق را به ما نشان داد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: دین حق، دینی است که همه‌ی ابعاد انسان را در نسبت با حق و خلق و خود به فعلیت برساند. موفق باشید


  • با سلام و خسته نباشید: من سوال پرسیده بودم که چرا اکثر پیامبران در منطقه خاور میانه ظهور کردند؟ آیا در سایر مناطق و قاره ها پیامبر نبوده؟ یا اگر بوده چرا آنچنان قدر کمند و مشهور نشدند؟ و شما در جواب گفته بودید با مراجعه به سوال 1427 می توانید جواب خود را دریافت کنید ولی من با مراجعه به این بخش جواب خودم را دریافت نکردم اگر ممکن است بیشتر راهنمایی فرمایید. با تشکر.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب آن سؤال عرض شد از یک طرف ما نمی‌دانیم 124 هزار پیامبر فقط در خاور میانه بوده باشند. خداوند تنها نام پیامبرانی را در قرآن می‌برد که در آن حوزه، مخاطبان می‌توانند تصدیق کنند و به نحوی قابل تحقیق است. و از طرف دیگر ظاهراً خاورمیانه جهت تحقق تمدن‌های دینی، مرکزیتی داشته است که دین، در این منطقه بهتر می‌توانسته ابعاد خود را به ظهور برساند و به سایر نقاط جهان برسد؛ واللّه اعلم. موفق باشید


  • با سلام: سوال بنده در مورد قوم یهود است. روند تاریخی قوم یهود نشان می دهد که جریان این قوم از زمان حضرت یعقوب علیه السلام شروع می شود. و حضرت یوسف علیه السلام به تنهایی سالیانی در مصر زندگی می کرد. اما پس از این مدت قوم حضرت یوسف به مصر کوچ کردند. از این زمان به بعد بود که این قوم به صورت ویژه رسیدگی می شدند. و این جریان سالیان زیادی و در زمان پیامبران بعدی از جمله حضرت موسی علیه السلام نیز ادامه یافت. و این رسیدگی بلند مدت باعث شده است یهودیان فکر کنند همیشه برتر هستند. سوال من این است که اولا آیا این تحلیل درست است؟ ثانیا علت آن چه بوده است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان مصر هم بنی‌اسرائیل بعد از حضرت یوسف «علیه‌السلام» کارشان به ذلت و خواری کشید و در مقابل فرعون تا آن‌جا ذلیل شدند که خدمتگذاریِ قبطیان کارشان بود و به همین جهت حضرت موسی «علیه‌السلام» تلاش کردند آن‌ها را از مصر خارج نمایند. بنی‌اسرائیل به جهت روحیه‌ی توحیدی که در پیروی از حضرت موسی «علیه‌السلام» به‌دست آوردند؛ قرآن در توصیف‌شان می‌فرماید: «يا بَني‏ إِسْرائيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتي‏ أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمينَ» (47/ بقره) و آن‌ها متوجه‌ی این امر نشدند که ملاکِ برتری، توحید است و نه نژاد. و همین توهّم موجب شد تا از توحید محمدی «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» استقبال نکنند. موفق باشید


  • سلام استاد:
    با توجه به نکته ی مهمی که فرمودید: هر دینی به اندازه توحیدی که دارد حق است.
    1. جایگاه اخروی چنین جمله ای را بیان می کنید؟ یعنی می شود چنین برداشت کرد که کسی همه ادیانی که در آن توحید می باشد اگر با شناخت هر انسانی به آن عمل کند آن شخص به بهشت می رود و تنها منحصر به اسلام و تشیع نیست؟
    2. چنین جمله ی شما در بحث اجتماع دنیوی چه طور؟ یعنی آیا نسبت به آنها و حقوق آنها باید احترام گذاشت و آنها را به رسمیت قبول کرد؟ و با آنها ارتباط داشت؟
    3. آیا چنین بحثی که بیان می کنید در فقه و حقوق ما یکی می باشد؟ و نظر مراجع نیز چنین هست؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! در روایت داریم: « آتش داخل در محل ايمان و معرفت نمى‏ شود. «النّار لا تأكل محلّ‏ الايمان‏» و حال كافران و مشركين مقيم آتش چنين است كه «لا يذوقون فيها بردا و لا شرابا الّا حميما و غسّاقا» (در جهنم آنها نه خنكى بچشند و نه نوشيدنى، مگر آبى جوشان و چرك. 2- چرا نه؟ 3- در این‌که اهل ذمّه صاحب حقوق هستند، در فقه بحث شده و در مورد نجس یا پاک‌بودن اهل کتاب فتاوی مختلف است. موفق باشید


  • به نام خدا
    با سلام خدمات استاد عزیز:
    از پاسخ به سوال 20768 چنین برداشت می شود هر کس حتی در هنگام ظهور اسلام، به دین توحیدی قبلی خود واقعا پایبند باشد و اهل ایمان به خدا و قیامت و پیامبرش و کتاب آسمانی اش باشد و اهل خیرات باشد رستگار است. آیا این مطلب با آیات متعدد دیگر در تناقض نیست که با شدت و حدت از اهل کتاب می خواهد به پیامبر اسلام ایمان بیاورند؟ آیا واقعا می شود گفت خدا از آن دسته که شما عنوان فرمودید دیگر انتظار ندارد که به اسلام بگروند چون از صالحین هستند؟ و یا حداقل فقط از آنها می خواهد اگر توحید بیشتری می خواهید به اسلام بیائید و الا با دین خودتان هم از صالحین هستید؟ با تشکر و التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نکته‌ی آخری که فرموده‌اید، درست باشد. بد نیست در این مورد به تفسیر سوره مبارکه آل عمران آیه ۶۴ در المیزان رجوع فرمایید که می‌فرماید: «قُل يا أَهلَ الكِتابِ تَعالَوا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَبَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِكَ بِهِ شَيئًا وَلا يَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا أَربابًا مِن دونِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوا فَقولُوا اشهَدوا بِأَنّا مُسلِمونَ» بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را - غیر از خدای یگانه - به خدایی نپذیرد.» هرگاه از این دعوت، سرباز زنند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم». موفق باشید


  • سلام استاد: ببخشید نمی دانم چرا جوابی را که به سوال 20757 داده اید بوی پلورالیسم می دهد. خواهش می کنم بیشتر توضیح بدهید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: پلورالیسم یعنی بگوییم همه‌ی ادیان و همه‌ی فرق بر حق‌اند که در این رابطه همه‌ی ادیان را در عرض هم قرار داده‌ایم. ولی وقتی می‌گوییم هر دینی به اندازه‌ی توحیدی که دارد حق است، موضوع فرق می‌کند. قران می‌فرماید: «لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ» (113/ آل عمران) همه‌ی اهل کتاب را یکسان نگیرید. عده‌ای از آن‌ها شب‌بیدارانی هستند که آیات الهی را تلاوت می‌کنند و اهل سجده و عبادت‌اند. «يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحينَ» (114) اینان مؤمنین به خداوند و به روز آخرت‌اند و اهل امر به معروف و نهی از منکر می‌باشند و در انجام خیرات، سرعت می‌گیرند، اینان از صالحین‌اند. که این نشان می‌دهد چگونه در عین بودنِ اسلام، این افراد از اهل کتاب مورد تأیید می‌باشند. موفق باشید


  • با سلام:
    رستگاری برای 1. سایر فرقه های اسلامی 2. ادیان اهل کتاب 3. غیر اهل کتاب و 4. آیین هایی چون بهاییت چگونه است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس به اندازه‌ی توحیدی که دارد، رستگار می‌شود. می‌ماند بهائیت که یک حزبِ در اختیار استکبار و صهیونیسم است که به عنوان یک بمب در کشور ما هروقت که آن‌ها خواستند منفجر می‌شود. موفق باشید


  • با سلام: در کتاب اسلام و حکمت خالده نوشته رنه گنون ص 30 آمده است که هر دینی صدفی دارد و گوهری ... منظور از این دو واژه چیست؟ ممنون اگه جواب بدید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید که گوهر هر دینی، عبودیت است و تفاوتی از این جهت بین ادیان نیست. موفق باشید


  • باسمه تعالی
    با سلام:
    استاد گرامی برای یکی از دوستان سوالی بدین منوال پیش آمده از شما خواهش می کنم مفصلا توضیح دهید تا رفع اشکال شود.
    آیا برای ادیانی چون یهود و مسیح - پیروان این ادیان - حج تمتع در ایام ذی الحجه برگزار می شود و سوال بیشتر بدین منظور طرح شده که با توجه به اینکه قربانی کردن از زمان ابراهیم خلیل (ع) انجام می شده است. و دیگر سوال اینکه یهودیان و مسیحیان هم در مراسم حج تمتع شرکت می کنند؟ اینکه حضرت ابراهیم (ع) پیامبر قبل از حضرت موسی (ع) و عیسی (ع) بوده است.
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: یهود و نصاری مراسم عبادی خود را بیشتر در بیت‌المقدس انجام می‌دهند با این‌که در متون دینی خود برای کعبه احترام قائل‌اند ولی ظاهراً به جهت رقابتی که با مسلمانان برایشان پیش آمده است، نسبت‌شان را با کعبه قطع کرده‌اند. موفق باشید