×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    مساجد

  • سلام علیکم: جناب استاد یکی از شاگردان شما از قول شما حدیثی نقل می کرد که فردی وارد مسجد شدن و حضرت علی علیه سلام آن مرد را با شلاق از مسجد بیرون کردند و گفتند مسجد حرمت دارد مسجد جای حرفهای بیهوده که معنویت مسجد را از بین ببرد نیست. حالا چرا باید حاج آقا قرائتی بیاد معذرت خواهی کنه اونم به خاطر کسی که یه عمر داره کارهای پوچ میکنن به نظرتون چنین استدلالی درسته؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً حاج آقا قرائتی احساس کرده‌اند نحوه‌ای توهین به آن فرد انجام شده، و از این جهت عذرخواهی کرده‌اند. ولی عمل حضرت علی «علیه‌السلام» در مقابل عده‌ای بود که مسجد را با بازار اشتباه گرفته بودند. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد محترم:
    بر اساس این حدیث :قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع):‏ «جَنِّبُوا مَسَاجِدَکُمُ‏ الْبَیْعَ وَ الشِّرَاءَ وَ الْمَجَانِینَ وَ الصِّبْیَانَ وَ الْأَحْکَامَ وَ الضَّالَّةَ وَ الْحُدُودَ وَ رَفْعَ الصَّوْتِ.»
    امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مسجدهاى خود را از خرید و فروش و دیوانگان و کودکان و قضاوت و جستن گمشده و اجراء حدود و فریاد کشیدن دور بدارید.»
    برخی بیان می کنند آوردن کودک و بچه در مسجد کراهت دارد. همچنین امور دنیایی مثل بیان مسائل سیاسی و .... حال بحث بر این است که اگر آوردن کودک کراهت دارد برخی دیگر می گویند بچه باید جذب مسجد شود و مسجد اثر گذار است. البته امروزه متأسفانه مسجد با این برنامه ها حس و حال را برده اند و ارتباط با خالق را سخت کرده اند. حال نسبت به این مباحث و این حدیث چگونه می شود روبه رو شویم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: قدیم‌ها حتی در زمان کودکیِ ما، بچه‌ها را به مسجد راه نمی‌دادند زیرا در مسجد شلوغ می‌کردند. به همین جهت یک نفر درب مسجد می‌ایستاد و بچه‌ها را راه نمی‌داد مگر همراهِ والدین‌شان. ولی ظاهراً امروز به آن شکل نیست که قبلاً بود به همین جهت آیت اللّه مکارم می‌فرمایند حضور بچه‌ها همراه با والدین‌شان اشکال ندارد تا از همان کودکی مسجد را بشناسند. ولی والدین نباید بچه‌ها را رها کنند تا فضای مسجد از حالت آرامش و نیایش خارج شود. موفق باشید


  • با عرض سلام و ادب! بنده نوجوان هستم اوضاع جامعه خوب نیست و مساجدی هستند که نیاز به مسؤل جلسه دارند و بنده توانایی کمی در فعالیت فر هنگی دارم آیا باید بروم تحقیق کنم کجای کار خالی است یا اینکه فعلا من در این دوره باید به قدرت علمی و عقلی ام بیفزایم؟ دم کوچه ما بچه هایی است که در مسیر نیستند به طور کامل آیا من باید هم بازی آنها شوم برای هدایت (با توجه به اینکه معمولا هدایت وقت گیر است)؟ خود بنده حقیر بیشتر این را دوست دارم که به طور کامل جایی را وارد نشوم مثلا وقت برای دم کوچه مان نگذارم و مسؤل جلسه نشوم و... فعلا فقط وقف کتاب و خلوت باشم تا در آینده بتوانم کمکی کنم به تاریخ سازی و دادن معنویت به بشر. آیا نظر خودم بد است؟ می ترسم از اینکه من فعلا جامعه را رها کنم و به خودم بپردازم از نظر دین اشکالی داشته باشد تو را به جان فاطمه (س) تکلیفم را واضح کنید؟ 2. یعنی چه مقام اهل بیت (ع) منطبق با روح است یعنی خود همان است؟ پس نازل شدن روح چیست یعنی نزول مقام معصوم؟ متشکرم

    باسمه تعالی: سلام علیکم:  1- به نظر بنده خوب است که هر دو کار را با هم داشته باشید. یعنی با جدّیت تمام مطالعات خود را ادامه دهید و از طرفی وقتی هم برای ارتباط با جوانان بگذارید، چه جوانان محله و چه جوانان مسجد. زیرا آن‌ها هم دوست دارند که در این راه‌ها وارد شوند. 2- اگر کتاب «ده نکته» همراه با شرح صوتی آن را دنبال بفرمایید در نکته‌ی 9 و 10 مطالب برایتان روشن می‌شود. موفق باشید


  • باسمه تعالی
    با سلام:
    برای بنده سوالی بدین شرح پیش آمده که چون در بخش احکام آمده است که خواندن شعر در مسجد مکروه است و بنده بنا داشتم در عین خواندن قرآن و بحث بر روی مسایل دینی و احکام و روایت با دوستان در مسجد گاهی از اشعار بزرگان همچون مولوی و حافظ و عطار و .. استفاده کنیم و از منطق الطیر عطار برای بازگویی بعضی مسائل و همچون شعر شیخ صنعان بهره بگیریم. به نظر جنابعالی آیا این هم همان حکم جاری در مورد مکروه بودن خواندن شعر را شامل می شود؟ ممنون می شوم توضیح بفرمایید. اجرکم عندالله

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم اشکال داشته باشد. موضوع از این قرار بوده که در صدر اسلام اعراب به جهت یک عادتی که از زمان جاهلیت مانده بود، آن‌ها در مسجد می‌نشستند و جلسه‌ی شعرخوانی راه می‌انداختند آنهم نه از نوعِ اشعاری که مثل اشعار مولوی و حافظ حکمت‌آمیز باشد. موفق باشید


  • با سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی:
    بنده سر و کارم با مسجد زیاد است. چون در احکام داریم صحبت دنیایی در مسجد مکروه است
    1. صحبت های دنیایی در مسجد انجام می دهیم ولی اهداف معنوی هم در آن هست مثلا حل مشکلات دنیایی مردم یا موارد دیگر.
    2. محبت معنوی که با برادر ایمانی هنگام صحبت دنیایی در مسجد داریم هم به تبع آن صحبت دنیایی مکروه می شود یا ارتباطی با هم ندارد؟
    3. بعضا آن صحبت دنیایی در مسجد منجر به نتیجه معنوی می شود. مثلا پیرمردی در مسجد شروع به صحبت دنیایی می کند و من هم در جواب ایشان صحبت دنیایی می کنم. در پایان به خوبی متوجه می شوم انس من با آن پیر مرد بیشتر شده و آن پیر مرد از همزبانی با ما خوشحال و شاد می شود. در این صورت آیا نتیجه بدست آمده از این صحبت یعنی انس و احترام. مکروه حساب می شود؟ سپاسگذار خواهم بود سوالات جداگانه پاسخ فرمایید و چون درباره مکروه است بصورت شخصی سوال مطرح کردم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- صحبت‌های دنیایی در مسجد یعنی صحبت هایی که صرفاً منافع دنیایی در آن باشد مثل خرید و فروش 2- خیر 3- خیر. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد گرانقدر: در مورد عدم حضور کودکان در مسجد منظور از کودک چه سنی است؟
    یعنی سن تکلیف یا قوه تشخیص، بالاخره چه چیزی ملاک است؟
    تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور کودکان غیر ممیّز است که رعایت جایگاهِ معنوی مسجد را نمی‌کنند که باید یا همراه با والدین‌شان باشند و این در صورتی است که والدین‌شان آن‌ها را کنترل کنند؛ و یا از ورودشان به مسجد جلوگیری شود. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد طاهرزاده ی بزرگوار:
    استاد عزیز! مسجدی که نماز می خوانیم توی یک روستاست. چند تا دختر نوجوان (حدود دوازده سیزده ساله) برای اقامه ی نماز به مسجد می آیند و نماز باقی خانم ها را دچار مشکل کرده اند؛ به خاطر آزار و اذیت و همین طور رعایت نکردن احکام شرعی. فی المثل: نپوشاندن گردن موقع نماز و همین طور اذیت کردن همدیگر در اثنای نماز و حتی گاهی حرف زدن در نماز. (و این کارها را عمدا انجام می دهند نه از روی ندانستن حکم شرعی، چرا که این روستا از خیلی وقت پیش روحانی می آمده و این طور نیست که نسبت به دین بیگانه باشند و طرفه آن که حتی وقتی حکم شرعی را هم بهشان متذکر می شوند اینان اعراض می کنند و محل نمی گذارند و با گستاخی و تهدید کنان جواب می دهند که: دیگر مسجد نمی آیند و خب البته می آیند) وقت نماز در صف اول می ایستند بدون این که بگذارند کسی حدفاصل اتصال مردها و زن ها بایستد. و نمازهای یک عده را دچار مشکل می کنند. بسیار سر و صدا و آزار و اذیت می کنند به طوری که چندین نفر از خانم های مسن از مسجد فراری شده اند و گفته اند که تا این دخترها با سرو صداشان و حتی گستاخی و بی ادبی و زبان درازی که در برابر بزرگ تر ها نشان می دهند توی مسجد حضور دارند آن ها به مسجد نخواهند آمد. و روز به روز از همین تعداد اندک مسجدی ها کم تر می شود. نه با اخلاق و محبت و صحبت کردن به راه می آیند و نه با درشتی کردن. در مقابل همه چیز مقاومت می کنند. حتی با یک نوع گستاخی که معلول نوجوانی و خیلی چیزهای دیگر است جلو خانم هایی که سنی ازشان گذشته می ایستند و درشتی می کنند. فقط یک مورد آن که همین دیشب بود که این دختر خانم ها وقتی همه مشغول نماز بودند پسر بچه ی حدود سه ساله ی یکی از نمازگزاران را به یک دست شویی بردند و حبس کردند و برق را هم خاموش کردند طوری که بچه ی بیچاره از شدت داد و فریاد و گریه بی حال شده بود که مادر بی چاره اش به شدت اظهار ناراحتی می کرد. شیطنت هایشان واقعا غیر قابل تحمل است. دو تای از این دخترها چون که پدرشان مرده است و یتیم هستند خیلی لی لی به لالاشان گذاشته می شود. در حال حاضر چند بار هم قول داده اند که اذیت و آزار نکنند. چندین بار هم کسانی ضمانت کرده اند که دیگر کارهایشان را تکرار نکنند. هیچ کدام فایده نداشته است. کفش خانم هایی که به مسجد می آیند را روی پشت بام پرتاب می کنند و بعد هم انکار می کنند و کارهای دیگر، اگر کسی متعرض کارشان بشود به مادرشان اطلاع می دهند و مادرشان هم با الفاظ زشت و داد و بی داد، طرف را ساکت می کند. می خواستم بپرسم: ایرادی دارد موقتا حدود سه چهار هفته از آمدنشان به مسجد ممانعت کنیم تا بلکه رفتارشان را تغییر بدهند و اگر اصلاح شدند بگذاریم بیایند؟ آیا از نظر شرعی ایرادی ندارد؟ از نظر اخلاقی چه طور؟ اگر شما نظر دیگری دارید بفرمایید واقعا ما درباره این ها به بن بست رسیده ایم و تنها کاری که به ذهنمان رسیده این است که رئیس هیئت امنای مسجد را بگوییم جلو در ورودی به مسجد از سمت خانم ها بایستد و مانع از ورود این سه چهار نفر بشود. (البته هنوز این کار نشده است.) واقعا ایذاء و اذیت مومنین می کنند. والبته یقینا وقتی نگذاریم به مسجد بیایند به وسیله ی مادرشان که از قضا زن بسیار بددهنی است ما را مورد ملاطفت قرار خواهند داد. (البته ما می توانیم تحمل کنیم.) اما هر چه فکر می کنیم هیچ راه حل دیگری به ذهنمان نمی رسد. ببخشید که این اندازه نوشتم. شاید یک بند از این حرف ها کافی باشد. ولی حقیر آن قدر امروز ذهنم به خاطر همین مسئله پراکنده شده است که تا الان که حدود ساعت دو نیمه شب است خواب نرفته ام، مجبور شدم به شما پناه بیاورم. ببینید شما را به خدا ذهن حقیرانه ی من مشغول چه چیزهایی است؟!
    شرمنده ام. باز هم حقیر را ببخشید و حلال بفرمایید.
    ممنونم. یاعلی.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت از رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» داریم: «جَنِّبُوا مَسَاجِدَكُمْ‏ صِبْيَانَكُمْ ومَجَانِينَكُمْ» کودکان و دیوانگان را از مساجد دور کنید. حتی در شرح حال بعضی از علمای بزرگ داریم که قبل از اقامه‌ی نماز در درب مسجد می‌ایستادند و مانع ورود کودکان می‌شدند. زیرا دیوانگان و کودکان، فضایِ قدسی مسجد را از بین می‌بردند و این حکم، برای هرکس که رعایت فضای مسجد را نکند، جاری است. به همین جهت خوب است که هیئت امنای محترم که وظیفه دارند در حفظ فضای قدسیِ مسجد همت نمایند، قدم در پیش بگذارند و مانع حضور چنین افرادی شوند. موفق باشید


  • حضور با سعادت استاد طاهرزاده سلام علیکم:
    مطابق نظرات اساتید، تمدن نوین اسلامی بدون عمومی شدن عقلانیت اسلامی بوجود نمی آید؛ لذا اولین قدم در راه دستیابی به چنین هدفی ایجاد زمینه مناسب برای ترغیب و سوق دادن افکار عمومی جامعه به سمت شناخت و معرفت عمیق دینی در پرتو عقلانیت است. در این میان مساجد به عنوان یکی از مهمترین نهادهای دینی و فرهنگی سهم اساسی را برعهده دارند؛ چرا که با توجه به پیشینه ی تاریخی خود در مورد ارائه کارکردهای گوناگون نشان داده اند توانایی رقابت با سازمان ها و نهادهای مدنی مدرن، را دارا می باشند. از مطالب حضرتعالی در باب تمدن نوین اسلامی بهره های وافری برده ایم اما در باب نظام سازی مطالب زیادی در دسترس نیست. لذا از حضرتعالی خواهشمند است ما را در خصوص نقش مساجد در نظام سازی فرهنگی دینی راهنمایی بفرمایید. باسپاس از محبتتان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نظام‌سازی به یک معنا به حمداللّه با انقلاب اسلامی شروع شده. از آن به بعد با به صحنه‌آوردنِ عقلانیت قرآنی باید انسان‌ها تربیت شوند تا بتوانند در مقابل تمدن غربی مطابق اهدافِ متعالی اسلام و انقلاب زندگی‌های خود را شکل دهند. در متن چنین رویکردی، آرام‌آرام تمدن اسلامی که تصحیح نسبت انسان با خود و با خدا و با طبیعت است، شکل می‌گیرد. کارهای اصلی زمین‌مانده‌ی ما از این قرار است که عرض شد. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز:
    بنده از آنجایی که دارم مباحث شما را کار می کنم و الان هم در بحث مقالات هستم. در مسجد محله آمدم چند نفر را دور هم جمع کردم تا با هم کتب شما را کار کنیم و بحث کنیم، این جوانان از خوش فکرترین جوانان مسجد هستند.
    بنده با توجه به شناختی که از مباحث شما دارم، قرار شده با جوان و انتخاب بزرگ شروع کنیم. بعد کتاب «آشتی با خدا» بعد «ده نکته» بعد «از برهان تا عرفان» بعد «معاد» بعد وارد بحث امامت شویم. و همینطور جلو برویم ان شاءالله .
    حال از شما خواهشمندم راهنمایی بفرمایید: ۱. چگونه بحث کنیم؟ مثل همان مباحثه ی حوزه خوب است؟
    ۲. اگر پیشنهادی صلاح می دانید بفرمایید که ما اعمال کنیم که نتیجه بهتری بگیریم ان شاءالله تعالی.
    ممنونم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر خوبی را در نظر گرفته‌اید. اگر بشود دوستان، قسمتی از هر کتابی که مورد بحث است در ابتدا مطالعه کنند و به جلسه وارد شوند و پس از ارائه‌ی آن قسمت، جنابعالی مطلب را جمع‌بندی کنید؛ خوب است. منتها ممکن است در ابتدا، آمادگی این کار را نداشته باشند. موفق باشید


  • سلام:
    در رساله داریم صحبت دنیایی در مسجد مکروه است آنچه مبتلا به است بعضا با دوستان صحبت دنیایی می کنیم که باعث الفت و صمیمیت می شود در این صورت مکروه است؟ گاهی هم صحبت دنیایی بخاطر اغرض معنوی مثلا کمک به دیگری یا ابراز همدردی و سایر موارد انجام می شود در این صورت هم مکروه است؟
    سپاسگزارم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: « يا بَني‏ آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد » و علامه طباطبایی در تفسیر آن می‌فرمایند یعنی ابعاد معنوی شخصیت شما در مساجد است، بروید آن ابعاد را از مساجد بگیرید. لذا نباید فضای مسجد را برای خود و دیگران از این حالت خارج کرد. موفق باشید


  • سلام استاد: خسته نباشین. استاد آدم زیاد پایبند به مساله دینی متاسفانه نیستم، اما مثلا دیندارم. استاد خسته شدم. اونقدر تو یه زمینه خاص توبه کردم و توبه شکستم و عامل تمام بدبختی ها و حواس پرتی و عدم پیشرفت چه علمی و چه دینیم شده تقريبا، استاد با اشک سوال رو می پرسم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا انسان باید خود را از بستری که گرفتار گناه می‌شود خارج کند تا توبه‌ی او برایش باقی بماند. یکی از عواملی که مانع بقای توبه می‌شود کثرت کار و تحریک وَهمیّات است. اشعار مولوی و کتاب‌های شهید آوینی کمک می‌کند که بستر گرفتاری به گناه تغییر کند. رفقای خوب و حضور در مسجد، کارساز است. موفق باشید


  • سلام علیکم: نظر جناب عالی در مورد فرمایشات جناب عباسی که در زیر می آید چیست؟
    «... یکی از مهم ترین تفاوت های جامعه مهدوی با مدنیت مفهوم «هجر» می باشد. هجر یک کلمه حبشی و به معنای شهرنشینی است. سؤالی که در اینجا مطرح می شود، این است که چرا در قرآن از واژه «هجر» استفاده شد، نه از واژه مدنیت؟!
    پاسخ این است که چون مدنیت، نوعی ایستایی و سکونت و ساکن شدن را در درون خود دارد، ولی در مهدویت، سکونت موضوعیت ندارد، بلکه «هجر» موضوعیت دارد. مهاجر بودن ارزش است. در این که مبدأ تاریخ در اسلام، هجرت پیامبر اکرم (ص) از مکه به مدینه شد، نکاتی نهفته است. هجرت ارزش دارد. در قرآن هم همواره بیان شده است که : «(ان الذین امنوا و هاجروا…»(۱)
    طبق معارف قرآن، هجرت کردن ارزش دارد، نه ایستایی و سکون، شهرنشینی در جامعه مهدوی همراه با حرکت و متعالی شدن است. پس هجرت و مهاجرت در مقابل تمدن می باشد. چه کسی گفته است که اسلام دنبال تمدن است؟ عدم درک درست از کلمات قرآن و معصومین (ع) این انحراف را ایجاد کرده است...»
    _____________________________________________________________
    متن کامل:
    ویژگی‌های جامعه هجری و مدنی
    ویژگی های جامعه هجری (اسلامی) و جامعه مدنی (غربی) را پس از مطالعه با وضع موجود جامعه خودمان مقایسه کنید...
    تبیین جامعه ای که حضرت مهدی (عج) خواهد ساخت، گزاره ای است که باید در بعد عقلانی به آن بپردازیم. افق نمایی این جامعه در سیاست استراتژیک و در گزینه های آینده شناسی، بحث بسیار مهمی می باشد. جامعه ای که امام زمان (عج) محقق می کند چیست؟ یا بهتر بگویم، چه چیز نیست؟ مگر این طور نیست که بسیاری از گزینه ها که امروز وجود دارد بدعت است و باید از بین برود؟ مگر مهم ترین کارکرد حضرت مهدی (عج) در حرکت مقدسش بدعت زدایی نیست؟
    تبیین جامعه مهدوی یکی از شاخص های حرکت استراتژیک در تبیین آینده است. شاخص نظام متمدن امروز در تبیین حرکت اجتماعی، مفهوم جامعه مدنی است که این جامعه مدنی، نقطه مقابل جامعه مهدوی است و از دو مفهوم تشکیل می شود؛ یک: جامعه ؛ دو: مدنیت.
    مدنیت و تاریخ از منظر جامعه مدنی و جامعه مهدوی
    از کنار هم جمع شدن انسان ها جامعه تشکیل می شود که یا به صورت ساده و بدوی و صحرایی است و یا روستایی و شهری. تبیین مدرنیته به این معناست که محیط روستایی، که محیطی عاطفی است به سمت محیط و جامعه شهری پیچیده – که هر چیزی در آن برای خودش تعریفی دارد – حرکت کند.
    اما مفهوم کلمه مدنیت به معنای شهرنشینی است؛ یعنی آرام آرام شهرنشینی موضوعیت پیدا کند و افراد جامعه، علاقه مند به شهر نشینی شوند، ارزش های شهر نشینی در جان و دل آنان رسوخ کند و به تمدن برسند و متمدن شوند. در جامعه مهدوی شهرنشینی وجود دارد؛ ولی با آن شهرنشینی که در نظام غرب حاکم است، تفاوت دارد. بدوی نیست؛ ولی پیچیدگی مدرن را ندارد. چون در جامعه مهدوی، مبانی، درست گذاشته شده اند، لذا انسان ها کج حرکت نمی کنند تا برای آنها هزاران سیستم کنترلی نصب شود.
    تاریخ بشر را به دو بخش غارنشینی و شهرنشینی، متمدن و غیرمتمدن تقسیم می کنند. اما تاریخ در دکترین مهدویت با ویژگی های جامعه مدنی تفاوت دارد. تاریخ در دکترین مهدویت، برخلاف جامعه مدنی، به دو بخش عمده تقسیم می شود، یکی از ابتدای خلقت تا بعثت پیامبر اسلام (ص) و دیگری از هجرت پیامبر (ص) تا مهدویت. این دو بخش، سه مقطع را در بر می گیرد
    مقطع اول: از حضرت آدم (ع) شروع می شود و با حضرت ابراهیم (ع) که در زمان او ادیان ابراهیمی آغاز شدند- اوج می گیرد و در زمانی که آخرین دین ابراهیمی می آید، تمام می شود؛ یعنی با بعثت پیامبر (ص) اسلام که خاتم النبیین است.
    مقطع دوم: از زمان هجرت پیامبر (ص) و با ولایت حضرت علی (ع) در غدیر خم شروع می شود. و تا ظهور حضرت مهدی (عج) استمرار دارد؛ یعنی از ابتدای امامت تا انتهای ولایت.
    مقطع سوم: از ظهور حضرت مهدی (عج) تا روز قیامت.
    ویژگی های جامعه مدنی غرب
    برخی ویژگی های جامعه مدنی را در اینجا مورد بررسی قرار می دهیم. این ویژگی ها را در اروپا و مخصوصاً امریکا می توان مشاهده کرد.
    اولین ویژگی جامعه مدنی غرب، مفهوم «اومانیسم» است. اومانیسم، یعنی انسان محوری؛ یعنی انسان محور می باشد نه خداوند.
    دومین ویژگی جامعه مدنی غرب، مفهوم «سکولاریزم» است؛ یعنی فکر کردن برای آخرت، تعطیل، یعنی همه چیز باید برای همین دنیا برنامه ریزی شود.
    سومین ویژگی جامعه مدنی غرب، مفهوم «لیبرالیزام» است، که به معنای اباحی گری است؛ یعنی همه چیز مباح است و می توان آن را انجام داد.
    چهارمین ویژگی جامعه مدنی غرب، مفهوم «ایندویژالیزم» است؛ یعنی فردیت انسان مهم است نه چیزی دیگر.
    ویژگی پنجم عبارت است از «امورالیزم» که به معنای نپذیرفتن اخلاق اجتماعی است و بی اخلاقی گری، ماهیت اصلی آن جامعه را شکل می دهد.
    این بی اخلاقی گری به خاطر وجود ویژگی ششم در آنجا است که عبارت است از «هدونیزم»؛ یعنی اصالت شهوت، یعنی بشر مجاز است که از تمام لذت های دنیوی بهره مند شود.
    ویژگی هفتم در آنجا این است که روابط بر اساس منافع می باشد و منافع نیز برای به دست آوردن سود بیشتر است، لذا دانشی که انسان در آنجا می آموزد، دانشی است که نفع مادی به او برساند گزاره اصلی جامعه مدنی در نظام معرفتی و علمی «سایتنیزیسم» است، علمی که به باور تبدیل نمی شود.
    ویژگی دیگر عبارت است از جهان شمولی، یعنی نگاه جهان وطنی. آنها جهان را وطن خودشان می دانند؛ لذا تلاش می کنند جهان را غربی کنند و تمام ارزش ها و ویژگی های جامعه خودشان را در جهان ترویج دهند و همه مردم را مجبور کنند که آن مفاهیم و ویژگی ها را قبول کنند.
    ویژگی بعدی عبارت است از «نسبی گرایی»؛ چون در تمدن غربی، انسان محور است و برداشت های انسان هم نسبی است. پس هیچ چیز قطعی و هیچ گذاره یقینی، در جامعه مدنی جایگاهی ندارد.
    ویژگی های جامعه مهدوی (جامعه هجری)
    یکی از مهم ترین تفاوت های جامعه مهدوی با مدنیت مفهوم «هجر» می باشد. هجر یک کلمه حبشی و به معنای شهرنشینی است. سؤالی که در اینجا مطرح می شود، این است که چرا در قرآن از واژه «هجر» استفاده شد، نه از واژه مدنیت؟!
    پاسخ این است که چون مدنیت، نوعی ایستایی و سکونت و ساکن شدن را در درون خود دارد، ولی در مهدویت، سکونت موضوعیت ندارد، بلکه «هجر» موضوعیت دارد. مهاجر بودن ارزش است. در این که مبدأ تاریخ در اسلام، هجرت پیامبر اکرم (ص) از مکه به مدینه شد، نکاتی نهفته است. هجرت ارزش دارد. در قرآن هم همواره بیان شده است که : «(ان الذین امنوا و هاجروا…»(۱)
    طبق معارف قرآن، هجرت کردن ارزش دارد، نه ایستایی و سکون، شهرنشینی در جامعه مهدوی همراه با حرکت و متعالی شدن است. پس هجرت و مهاجرت در مقابل تمدن می باشد. چه کسی گفته است که اسلام دنبال تمدن است؟ عدم درک درست از کلمات قرآن و معصومین (ع) این انحراف را ایجاد کرده است.
    در جامعه مهدوی، هجرت کردن و رفتن موضوعیت دارد. این که به حضرت مهدی (عج) می گوییم صاحب الزمان، ریشه در همین مسئله دارد. زمان در حرکت است و هجرت نوعی حرکت است؛ این که به وضع موجود قانع نباشیم و به سمت جلو حرکت کنیم. جامعه پست مدرن غربی، به پایان تاریخ معتقد می باشد، ولی در تفکر مهدوی این امر باطل است. ما می رویم و مدام در هجرت هستیم.
    پس مشخصه اساسی جامعه مهدوی این است که یک جامعه هجری است و اولین ویژگی آن «اخلاق و اخلاق محوری» می باشد. چون پیامبر اسلام (ص) درباره بعثت خود فرموده اند: «من مبعوث نشدم مگر برای تکمیل اخلاق.» و اخلاق تکمیل نمی شود مگر به این که حضرت مهدی (عج) بیاید و اخلاق را در جامعه مجسم کند. پس بر خلاف جامعه مدنی که بی اخلاقی گری در آن موج می زند – جامعه مهدوی یک جامعه ایمانی است و شهروند اصلی جامعه مهدوی، مؤمن است. غیر مؤمن در جامعه مهدوی جایی ندارد؛ لذا طبق این ویژگی، مفاهیم سکولاریزم و بی دینی و لیبرالیزم و اباحی گری که در جوامع مدرن و پست مدرن وجود دارند کنار گذاشته می شود.
    ویژگی دوم جامعه مهدوی «موحد بودن» آن است. در آن جامعه کفر و تثلیث جایگاهی ندارد، اصالت از آن خدا است. ولی در جامعه مدنی آنچه اصالت دارد، انسان است و بس.
    ویژگی سوم جامعه مهدوی این است که «متکثر» نیست. پلورالیزم و تکثرگرایی در آن راه ندارد، توحید گرا است، یک قبله دارد و یک قرائت دارد نه قرائت های متعدد.
    ویژگی چهارم جامعه مهدوی «ارزش مدار» بودن آن است. ضد ارزش نیست و اساسی ترین ارزش آن، مهاجر بودن است. هم هجرت در درون و هم هجرت در بیرون (آفاقی و انفسی). ارزش دیگری است که در جامعه مهدوی موج می زند «جهاد» است جهاد اکبر و جهاد اصغر. لذا دفاع فقط بر عهده نظامی ها نیست؛ بلکه تمام افراد جامعه باید این وظیفه را عملی کنند.
    ارزش بعدی «ذبیح» بودن و آمادگی برای شهادت است که بزرگترین ذبیح در اسلام، حسین بن علی (ع) است. در جوامع غربی دین را برای انسان می خواهند؛ ولی در مکتب مهدویت، این اسماعیل و حسین (ع) هستند که باید برای دین کشته شوند. البته ارزش شهادت طلبی بعد از ارزش هجرت قرار دارد.
    ویژگی پنجم جامعه مهدوی «عزت مداری» است. در این جامعه، بین ذلت و عزت، مرز وجود دارد. این ارزش در مکتب عاشورا به اوج خود رسید. در جامعه مهدوی نیز زیر بار حکومت های ظالم رفتن معنایی ندارد. جامعه مهدوی، جامعه مسجد محور است، کانون اجتماعی، مسجد است. در جامعه مهدوی مشارکت معنا ندارد؛ بلکه تعاون معنا دارد.
    جامعه مهدوی در حج خلاصه می شود، فردی که حج می رود تمرین مهدویت می کند در سعی بین صفا و مروه، در آن طوافی که می کند، در آن قربانی ای که می دهد و پاک می شود و برمی گردد.
    وظیفه ما به عنوان یک منتظر در رسیدن به ویژگی های جامعه مهدوی – که به برخی از آن ها اشاره شد – چیست؟ حرکت، پایه زمان است و پایه حرکت، هجرت است. پس وظیفه یک شیعه منتظر این نیست که دم درب خانه بایستد تا میهمانش بیاید. وظیفه اصلی ما این است که حرکت و هجرت کنیم و برویم تا لایق هم رکاب شدن بشویم. برخلاف برخی ها که می گویند، باید دست روی دست بگذاریم تا خود آقا بیاید و کارها را انجام بدهد.
    استاد حسن عباسی
    پی‌نوشت‌ها:
    1. سوره انفال، آیه ۷۲: کسانی که ایمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنها یاران یکدیگرند
    http://mkeivan.blog.ir/1392/10/13/Civil%20Society

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نکات خوبی را جناب آقای دکتر عباسی در مورد جامعه هجری می‌فرمایند ولی فراموش نفرمایید که ما از حضور در جامعه‌ی مدنی گریزی نداریم و از همین جهت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و علی«علیه‌السلام» در زمان حاکمیت خود جامعه را در حالت مدنیّت به هم نزدند بلکه به کمک اسلام کاری کردند که ضعف‌های جامعه‌ی مدنی کم شود و برکات آن زیاد گردد. موفق باشید


  • سلام علیکم و رحمت الله: استاد چرا الان تقریبا در اکثر مساجد کشور یک نواری را حاضر کرده اند در هنگام وقت اذان اول مقداری صوت قران آن هم بشکل تکراری و گاهی با صوت خسته کننده پخش می کنند، همراه با ترجمه و بعد هم بجای یک اذان زنده یک اذان از آقایموذن زاده رحمت الله علیه پخش می شود که اصلا از نظر لغت عربی این اذان کاملا اشتباه بوده و بحدی با آهنگ فارسی مخلوط شده که گاهی کلمه مبارک الله اصلا غلط تلفظ می شود و تمام متخصصین قرائت این اذان را اشتباه می دانند از نظر ادای حروف و بعد هم دوباره دعای فرج پخش می شود و یک اذان ساده که در اسلام وارد شده سه برابر مدت لازمش طول می کشد و حال آنکه مقام معظم رهبری حکم فرمود ه اند پخش قرآن قبل اذان اگر با رضایت همسایگان و مردم نباشد یا بدلیل نحوه صوت قاری ملال آور باشد جایز نیست. چرا حکم معظم له در این مورد نادیده گرفته شده و واقعا اگر در این مورد که مستقیم مربوط به رهبری دینی جامعه می شود اطاعت نشود که وای به حال مسایل دیگر و چرا اقدام به چنین کار غیر جایزی می شود بالاخره شاید حتی یک نفر رضایت نداشته باشد این دیگر چه بدعتی است مثلا امام صادق یا بقیه ایمه (ع) بلد نبودند دستور بدهند قبل اذان قرآن تلاوت شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً گله‌ی بنده هم همین است، امید است همه‌ی ما به مسئولان امر تذکر بدهیم در کار خود تجدید نظر کنند. موفق باشید

  • سلام:
    در اعتکاف با خودم چه کتابی ببرم تا مطالعه کنم؟
    توصیه استاد گرامی در این زمینه به بنده چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مباحث معرفت نفسی را گذرانده‌اید؛ یا کتاب «همراه با راهیان کوی دوست» از آیت اللّه مصباح در «شرح حدیث معراج» را مطالعه کنید و یا «حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» را. موفق باشید

  • با سلام و خسته نباشید:
    یه سوالی تو ذهنم بود می خواستم با شما در میان بگذارم.
    اگر تو یه مسجدی هیئت امناء تصمیم بگیرند که مسجد رو خراب کنند و از نو بسازند و بانی و خیر هم پیدا کنند و این کار رو انجام بدهند در صورتیکه مثلا این مسجد با تعمیراتی جزیی ده سال دیگه کار بدهد آیا این کار اسراف محسوب می شود یا نه. گاهی تو تحلیل های اینجوری می مانم.
    ممنون از وقتی که می گذارید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد باید با جمع‌بندی که جمع عقلا نسبت به موضوع پیدا می‌کنند کار را جلو برد. مثلاً اگر خود هیئت امناء در جمع‌بندی به چنین نتیجه‌ای رسیده‌اند که مسجد را نوسازی کنند باید به آن‌ها اعتماد کرد. موفق باشید

  • سلام استاد: 1- آیا حدیثی داریم مبنی بر کراهت مطالعه در هنگام غروب آفتاب؟ 2- آیا دلیلی هم برای این کراهت گفته شده؟ 3- برای چشم مضر هست یا برای قوه‌ی خیال؟ 4- مطالعه ی قرآن چطور (در هنگام غروب مشکل داره) ؟ 5- کلا بهترین کار در هنگام غروب از نظر اسلام چیست؟ لطفا به همه‌ی پرسش ها پاسخ بدید. سپاسگزارم، التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- من هم این را شنیده‌ام ولی نمی‌دانم حدیث داریم یا نه، ولی حدیث داریم که شیطان در نزدیکی‌های غروب سعی بر غلبه‌ بر مؤمنین دارد و باید با استغفار وسوسه‌های او را دفع کرد 2- به احتمال زیاد به جهت آن‌که نور کافی نبوده برای چشم مشکل ایجاد می‌کرده، ولی معلوم نیست با توجه به عرضی که کردم موضوع خیال هم مدّ نظر نباشد 3- استغفار و حضور در مسجد و عبادت‌های مستحب. موفق باشید

  • حضرت استاد سلام علیکم: خواستم از شما بپرسم آیا امام جماعت باید با سلیقه ی مامومین نماز بخواند؟ مثلا اگر مامومین به او بگویند که نمازش را طولانی بخواند، این نماز او برای مردم نمی شود؟ ریا نمی شود؟ اصلا امام جماعت اگر برخی مستحبات رایج را در نماز فرادایش انجام نمی دهد، می تواند در جماعت به خاطر رعایت جمع انجام دهد؟ با تشکر از شما

    باسمه تعالی: سلام علیکم: امامت جماعت باید رعایت مأمومین را بکند تا تعادل لازم اعم از عدم افراط و یا عدم تفریط پیش نیاید. موفق باشید

  • سلام علیکم: ان شااله عازم حج هستم چه کنیم نهایت استفاده را داشته باشیم و دچار کسالت نشویم و بهترین استفاده از وقت را بکنیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در دو جزوه‌ی «حقیقت حج» و «وظایف حجاج پس از برگشت» داشته‌ام خوب است مطالعه بفرمایید و جزوه‌ی «حقیقت حج» را با خود ببرید. به هیچ‌وجه نگران نباشید با امیدواری تمام بروید و با رضایت کامل برگردید. بعد از وظایف واجب خود، هرچه توانستید طواف کنید با آدابی که آموخته‌اید. در حین طواف مناجات شعبانیه و یا دعای مکارم الاخلاق خوب است. بعد از طواف هرچه توانستید نماز بخوانید و بقیه‌ی فرصت‌ها را یا قرآن بخوانید یا به کعبه نگاه کنید. در زیارت ائمه«علیهمالسلام» هر روز زیارت جامعه‌ی کبیره را بخوانید لازم نیست نزدیک پنجره‌‌ها ی قبرستان باشید، با فاصله هم که باشد نتیجه‌بخش است، طرف صورت‌تان به سوی ائمه‌ی بقیع باشد. زیارت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» فراموش نشود. فرصت های باقی‌مانده در مسجد النبی را قرآن بخوانید با تدبّر و یا نماز بخوانید. موفق باشید

  • با سلام: آدمهایی هستند که در 60-70 سال عمرشان نه نماز خوندن و نه روزه گرفتند، بعد از مرگشان از آن ثروتی که گذاشته اند برایشان اصطلاحا نماز و روزه میخردند. اینکه یک نفر را اجیر می کنند تا این واجبات را ادا کند: 1- این کار چه قدر جبران واجباتی را که فرد در دوران حیات خود ترک کرده را می کند و موثر است؟ 2- بهتر نیست با این ثروت مدرسه یا مسجدی ساخت تا دیگران از آن سودی ببرند؟ 3- درست است که واجبات است ولی مگر نمی گوییم خداوند نیازی به این نماز ما ندارد و همه ی آن به سود خود بنده است پس آیا این نمازی که کسی دیگر بعد مرگ ما بخواند سودی دارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً این نکته‌ی مهمی است که باید فقهای گرامی وارد موضوع شوند. متأسفانه مردم در این امور با فقیهی کارآزموده مشورت نمی‌کنند. موفق باشید

  • سلام علیکم:
    در مفاتیح در قسمت اعمال شب قدر هیچ تاکیدی نمی بینم که احیا در مسجد باشد و در جمع مومنین و اعمال آن بخصوص مراسم قرآن به سر در جمع انجام شود لذا بنده در منزل با تمرکز اکثر اعمال را تنهایی انجام می دهم و از سخنرانی و مراسم قرآن به سر امثال حاج شیخ حسین انصاریان در تلویزیون به لطف خدا استفاده می کنم با این وجود نگران این هستم که از نظر لطفی که خداوند به جماعت دارد محروم شوم حضرت عالی چه توصیه ای می فرمایید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال کار شما نسبت به اینکه روح‌تان پذیرای چنین حضوری هست کار خوبی است و إن‌شاءاللّه نتیجه‌ی کامل را می‌گیرید ولی عنایت داشته باشید که حضرت صادق«علیه‌السلام» با این‌که در یکی از سال‌ها در شب قدر بیمار بودند دستور دادند بسترشان را ببرند در مسجد تا از حضور در بین مؤمنین بیشتر استفاده ببرند. موفق باشید

  • با عرض سلام و ادب خدمت حضرت استاد:
    بنده برای تبلیغ در ماه رمضان دعوت شده ام. سه وعده نماز و دو منبر در روز.
    به نظر حضرت عالی چه مباحثی را از آثارتان ارائه دهم؟
    خیلی متشکرم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به شرایط مخاطبین دارد. از بحث‌های قرآنی و بحث‌های روزه و بحث کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» و بحث‌های انقلاب اسلامی و جلد اول کتاب « فرزندم؛ این‌چنین باید بود» با ویرایش جدید که حال چاپ‌‌شدن است إن‌شاءاللّه می‌توانید استفاده کنید. سعی کنید زمان منبرها طولانی نباشد. موفق باشید

  • سلام علیکم. برخی موارد را که ما سنت کرده ایم از جمله اعتکاف در ماه رجب، آیا غیر از پیامبر (ص) که در ماه رمضان میگرفتند در سیره ائمه (ع) هم دیده شده که اعتکاف بگیرند یا مخصوص پیامبر بوده؟ نکته مهم آنست که آیا خود پیامبر (ص) نمیتوانست به این شکلی که ما آنرا باب کرده ایم برای مردم و صحابه که ظرفیت بالایی هم داشتند سنت کنند؟ آیا سوال برانگیز نیست که چرا نکردند؟ 2. در همین رابطه آیا صحیح است که ما با مقدمات غیر صحیح به هدفی صحیح بیندیشیم؟ یعنی آیا صحیح است که زمان اعتکاف برای توجیح کار، بسیاری مساجد را حتی مساجد محل و دانشگاه ها که قطعا حکم مسجد جامع را ندارند و فقط افراد بومی آن محل و دانشجویانِ همان دانشگاه در آن نماز میخوانند بگوییم جامع؟ آیا اعتکاف نباید همه شرایط را داشته باشد تا بشود اعتکاف؟

    باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- گاهی شرایط تاریخی طوری به صورتی مطلوب فراهم می‌شود که باید از آن استفاده کرد که از جمله ابتکاری است که در سال‌های اخیر پیش آمده که درست اعمال امّ داود را با اعتکاف در مساجد ترکیب کردند. یادم هست قبل از انقلاب هم در ماه رجب به صورتی محدود در مسجد سیّد اصفهان اعتکاف برقرار می‌شد. 2- بالاخره این مراجع هستند که با جمع‌بندی روایات و توجه به جهت آن‌ها تشخیص می‌دهند معنای مسجد جامع چیست. این هنر زنده‌بودن اجتهاد در شیعه است. موفق باشید

  • سلام علیکم:
    مصادیق صدقه دادن چه چیزی است آیا فقط به مسکین کمک کردن صدقه محسوب میشود و یا اینکه کمک به ساختمان مسجد، کمک به فعالیت های فرهنگی صدقه است؟

    باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همه‌ی این موارد که فرمودید، مصداق صدقه است. موفق باشید

  • بسمه تعالی
    سلام علیکم
    در نزدیکی ما فقط یک مسجد است ولی امام جماعت این مسجد که روحانی هم هستند احکام مسجد را رعایت نمی کنند و می گویند انجام اعمال مکروه جایز است و اشکالی ندارد و خودش هم عمل مکروه انجام می دهد. و گاهی نبود حضور قلب در نمازش را شاهد هستیم و انتقاد های ما را هم نمی پذیرد ایشان در مسجد هم شوخی های زیادی می کند . لطفا راهنمایی بفرمایید مخصوصا در رابطه با نماز به جماعت و یا فرادای خواندن ما . التماس دعا

    باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این کارها آن آقا را از عدالت ساقط نمی‌کند ولی اگر احساس می‌کنید از مقصد اصلی نماز که «یاد خدا است» با شرکت در جماعت چنین فردی محروم می‌شوید باید در موقعی که نماز جماعت برپا نیست فرادا بخوانید. موفق باشید

  • اسلام علیکم حدودچندسال است که بین جوانهای شهرمااختلاف ودعواست به حدی که جوانهامسجدراترک کرده وزمینی رادرنظرگرفته اندتامسجدی جدابسازند به حرف هیچ کس هم گوش نمیدهنداگر ممکن است راهنمایی بفرماییدکه وظیفه ماچیست؟التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با صمیمیت تمام به آن‌ها دعای مکارم را تذکر دهید که برای تحقق جامعه‌ی اسلام و نظر به تمدن اسلامی باید در ذیل اسلام و ولایت از ضعف‌های همدیگر بگذریم تا نور و رحمت خدا که تنها در جمع مسلمین تجلی می‌کند بر قلب تک‌تک آن‌هایی که تلاش بر اتحاد دارند تجلی می‌کند. موفق باشید