×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    سلوک فردی

  • با سلام: دو سال است در تهذیب نفس با خواندن نماز شب، نماز اول وقت، دعا، زیارت عاشورا، دعای عهد، استغفار و صلوات روزانه و سعی در ترک معصیت، ولی هنوز قلبم مثل سنگ سخت است چاره چیست که حالت تضرع و لطافت روح برایم حاصل شود دعایم کنید و کمکم کنید به این بنده خطاکار.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار عبادات، آن چیزی که عبادات را به محتوی می‌رساند؛ معارف اصیل است. پیشنهاد ما سیر مطالعاتی بر روی سایت است. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد عزیزم:
    ببخشید اینکه فرمودین تو تفسیر سوره حمد اون خانمه فرستاد براش یه گلیم بخرن، وقتی از چگونگیش پرسید دیگه گفت نمیخوام. حالا من دچار مساله ای شدم اینکه ما خانمها که باید توی خونه آراسته باشیم، و دنبال لباس مناسب بگردیم، این گشتن هم شامل توجه به چیستی ها میشه؟ ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: سلوک إلی اللّه مراحلی دارد. آری! انسان به جایی می‌رسد که از جهت خود دیگر از این تفاوت‌ها آزاد می‌شود. ولی این بدین معنا نیست که ما در مسیر زندگی خود و زندگی با دیگران، رعایت اموری که بر عهده داریم را فرو گذاریم. مگر پیامبرخدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نبودند که سعی می‌کردند در کنار آن وارستگیِ فوق‌العاده‌شان، آراسته باشند؟ موفق باشید  


  • استاد عالیقدر سلام علیکم:
    بنده همیشه این سوال برایم مطرح بود و همیشه فکری بودم که چرا برخی از انسانها در طول تاریخ دچار افکار سوفسطایی و شک گرایی و ایده آلیست مخصوصا شک در عالم خارج شده اند بعد که در مورد خطورات و القائات شیطان تحقیق کردم و کتاب جایگاه شیطان و جن و جادوگر رو خوندم به این نتیجه صد در صد رسیدم که این افکار پوچ و بیهوده و منحرف از طرف شیطان به آن انسانها القا شده و آنها حتما زمینه پذیرش آن القائات پوچ را داشته‌اند که توانسته بر آنها مسلط شود و تخم شک و افکار پوچ را در دل آنها بکارد، واقعا انسان باید با توجه به نور حضرت حق و اهل البیت خود را از دام اقائات شیطان برهاند، و چقدر شناخت برخی القائات شیطانی سخت است و انسان اصلا متوجه نیست تحت القا شیطان است، لطفا دعا بفرمایید تا خداوند توفیق درک واقعی نور حق و نور حقیقت اهل البیت و محبت اهل البیت را بدون دخالت و انحراف شیطان به ما بدهد، جناب استاد ما چگونه باید متوجه شویم در عقاید و یا مسیر زندگی درست و طبق نظر اهل البیت حرکت می کنیم و مسیر آلوده به القائات و دخالت شیطان نیست؟ آیا باید استاد اخلاق و سیر و سلوکی داشته باشیم و هر از چند گاهی افکار و عقاید خود را به او ارائه دهیم تا او ما را راهنمایی نماید؟ یا نه می شود با ادعیه و اذکار و همراه داشتن حرز توصیه شده از طرف اهل البیت و چهار قل و آیت الکرسی به مسیری که طی می کنیم مطمئن باشیم؟
    لطفا بنده را راهنمایی نمایید، ممنون از لطفتان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق به کمک رسول باطنی یعنی «عقل» و تدبّر در آیات الهی به کمک «عقل» و توجه به سیره‌ی معصومین به کمک «عقل» راهِ نجات از القائات شیطانی را به ما نشان داده است و علمای بزرگ را به عنوان سیره‌ی صحیحِ زندگی در تاریخ برای ما پرورانده است. لذا «رَه چنان رو که رهروان رفتند». موفق باشید


  • سلام علیکم استاد گرامی: ۱. نظر شما در خصوص کتاب شرح اسم چیست؟
    ۲. استاد بزرگوار، یک سری از آداب و مراسمات مذهبی است که علی القول سالمندان و معمران در گذشته اینقدر در سطح وسیع و گسترده برگزار نمی شده ولی طی سالهای اخیر در سطح وسیعتر و همه گیرتر برگزار می شود، مثلا مراسم اعتکاف، یا زیارت اربعین، یا دعای عرفه، یا احیا لیالی قدر، یا لیله الرغائب و....حال سوال من اینه که رفته رفته ظرفیت تاریخی برای بروز و ظهور شایسته این آئین های دینی داره فراهم میشه، یا ما به نوعی داریم گرفتار نوع جدیدی از برات میشیم؟ و به جای صرف وقت و انرژی جامعه برای اموری مثل نماز و... بهای بیشتری داره به این آیین ها داده میشه. متشکرم از جنابعالی. ماجور باشید

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب بسیار خوبی است. ۲. بیبشتر بنده فکر می‌کنم ظرفیت تاریخیِ این نسل در حدّی است که به دنبال بیشترین‌ها است حتی در معارف، و به کم قانع نمی‌شود. موفق باشید


  • چه کنیم که سهل انگار نباشیم و نماز را اول وقت بخوانیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: گناه نکنید، پر حرف نباشید، آرزوهای دنیایی را کم کنید، بی‌خود در جانِ خود، کینه از افراد را جای ندهید. موفق باشید


  • سلام علیکم: گفتن ذکر یونسیه به عدد ۴۰۰ در حال سجده تا یک اربعین یا تا یک سال، از دستورات خاص است یا عام؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم خاص باشد. موفق باشید


  • سلام علیکم: من از یکی از شاگردان نزدیک مرحوم آیت الله محمد شجاعی شنیدم که می گفتند مرحوم آیت الله شجاعی نظرشان بر این بوده که اذکار توحیدی رو نباید همینطور زیاد گفت. یک وقت هست که استاد دستور می دهد که فلان ذکر توحیدی را به فلان عدد یا بدون عدد ولی زیاد بگویید فرمودن این مشکلی ندارد. ولی همان ذکر توحیدی را بدون اذن استاد نباید زیاد گفت. بحث روی زیاد گفتن آن ذکر است. و جالب اینجاست که مرحوم آیت الله شجاعی ذکر شریف لااله الا الله رو هم از این قبیل اذکار می دانند. می فرمایند چون این ذکر هم ذکر توحیدی است نباید سرخودی زیاد گفته شود. در صورتیکه در روایات به زیاد گفتن لااله الاالله توصیه شده. حتی برای درمان وسواس چه وسواس عملی و چه وسواس فکری مداومت بر ذکر لااله الا الله مفید دانسته شده، حال این دسته از روایات را چگونه با سخن مرحوم شجاعی درباره ذکر لااله الاالله جمع کنیم؟ البته همانطور که حضرتعالی مستحضرید، مرحوم آیت الله شجاعی نیز از ارباب باطن و بزرگان طریق معنویت بوده اند و قطعا سخن شان از روی حساب و کتاب است به همین دلیل برایم سوال شده که چگونه این دو مطلب را با هم جمع کنم؟ ممنون می شوم اگر راهنمایی بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در ذهنم هست که مرحوم آیت اللّه شجاعی در سه جلد کتاب «مقالات» خود برای ذکر عام، عدد قائل نیستند و ذکر «لا إله إلاّ اللّه» از اذکار عام است. موفق باشید


  • با سلام:
    استاد بزرگوار برای بنده سوالی پیش آمده بدین منوال:
    اینکه من حدود سی و اندی سن دارم و هنوز نتونستم یک بار کربلا زیارت امام حسین (ع) بروم این دلیلش بی محبتی بنده نسبت به این امام بزرگوار است؟ آخه چیزی که هست اینه که من خیلی مثل دیگران شوقی هم در خودم حس نمی کنم به همین خاطر ازین بابت برای خودم اظهار تاسف دارم که چرا این همه دیگران نسبت به رفتن این سفر شوق و ذوق دارند التماس می کنند اما در من چنین حسی وجود نداد؟ البته این را هم متذکر شوم که چندین ساله که بنده خدا توفیق نماز اول وقت صبح و نماز شب حالا به استثنای اینکه ممکنه چند باری تو این مدت نماز شبم قضا شده باشد و قضای آن را صبح بجا آوردم - این را گفتم به این دلیل که اعتقاد دارم به خدا و ائمه - البته هر چند درین نمازها هم حضور خاصی را جدیدا حس نمی کنم و می ترسم اینها هم در بنده عادت شده باشند، البته چند سالی است هم بیشتر اوقات بعد نمازها، صبح ها بعد از بیدار شدن همیشه بر ائمه یک به یک و حتی بر امام حسین جدا سلام عرض می کنم از وقتی شنیدم اگه زیارت نرفتی از شهر خودت سلام خدمت آقا بفرستی زیارت محسوب می شود.
    از شما بزرگوار میخوام بپرسم اینکه بنده طلبیده نشدم و حس و ذوق چندانی ندارم علتش چیست؟ این بی معرفتی و عدم محبت بنده محسوب می شود؟ اجرکم عندالله

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار عبادات، سعی بر کسب بر معارف الهی مثل معرفت نفس و تدبّر در قرآن، راهی است که باید گشوده شود. موفق باشید


  • با سلام خدمت شما استاد بزرگوار:
    ۱. چگونگی حجاب بودن علم رو توضیح بدهید. ۲. آیا حجاب ها باعث کند شدن سرعت سیر انسان بسوی خدا می شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید


  • سلام علیکم: سرّ اعداد چیست؟ مثلا اینکه می گویند ذکر یا توّاب رو به فلان عدد بگوید تا به فلان خواسته برسید. نقش عدد چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد به چیز قابل اعتمادی نرسیده‌ام مگر در رابطه روایاتی که از معصوم به ما رسیده است و تعداد اذکار را معلوم کرده‌اند. موفق باشید


  • سلام علیکم: کسی که عارف شده حتما وحدت شخصی وجود را قبول دارد؟ امکان دارد کسی عارف باشد ولی وحدت شخصی وجود را قبول نداشته باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در عرفان نظری، وحدت وجود مطرح است ولی برای زندگیِ دینی و به‌دست‌آوردنِ صفای باطن از طریق همان دستورات الهی و آن‌چه در جواب سؤال شماره‌ی ۲۴۷۶۷ عرض شد، کافی است. موفق باشید


  • با عرض سلام:
    بنده هر موقع رو به مطالعه کتب معرفتی مخصوصاً کتب شما می آورم همین که دارم و به جاهایی می رسم که احساس می کنم دارم به سکوی پرتاب نزدیک میشم، یک دفعه افکار مزاحم و شکاکیت میاد سراغم به گونه ای که خودمم متحیر میشم که این فکرها دیگه چیه، و حس از خودم می پرسم چرا این فکرها الان اومده سراغم؟ حالا که دارام به جاهای خوب می رسم، این حیرت و چراها و این افکار بدجور منو آزار میده و یجوری قبض روحی و اضطراب در من ایجاد می‌کنه و منو از مسیر اصلی منحرف میکنه، نمیدونم چیکار کنم که بتونم از این فکرها و اوهام و شکیات عبور کنم، چون مطمئنم اگه عبور کنم حتما به اوج می رسم، نمیدونم القا این افکار و این شکاکیت از طرف شیطانه یا نه خود نفس اماره منه که میخواد منو از مسیر منحرفم کنه و یه جور یاس و نا امیدی و سوءظن به خداوند در من ایجاد کنه، خلاصه نمی‌دونم چطور از این افکار و وهمیات و شکاکیت عبور کنم، لطفا بنده رو راهنمایی بفرمایید و یه راه حل اساسی جهت عبور از این حالت سرگردانی و اضطراب و حیرت پیش پای بنده قرار بدید، در ضمن بنده کتاب ادب عقل و خیال و قلب رو هم خوندم. بسیار ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی جناب مولوی: «آب گِل خواهد که بر دریا رود / گِل گرفته پای او را می‌کشد». معلوم است وقتی بناست حرکتی صورت بگیرد، خُلقیاتِ قبلی سر بر می‌آورد و خود را نشان می‌دهد. اگر آب، قصدِ رفتن به سوی دریا را نمی‌کرد که گِل، خودنمایی نمی‌نمود! این شک‌ها و سوء ظن‌ها اگرچه بد است ولی حکایت از این دارد که حرکتی در حالِ صورت‌گرفتن است. همت کنید، آرزوهای دنیایی را کم کنید، کینه‌ها را از دل بیرون کنید، از پرحرفی خودداری نمایید؛ إن‌شاءاللّه امکانِ ادامه‌ی راه فراهم می‌شود. موفق باشید


  • با سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز:
    استاد چندین سال با مشکل رو برو بودم خدمت یکی از علمای اخلاق اصفهان رسیدم ایشان دستوراتی از قبیل ذکر و تعویذ دادند و احتمال امور دیگر را دادند. (سحر) امسال مراجعه کردم و عنوان کردم که مشکل رفع نشده و شخصی را برای رفع آن با کلی محذورات معرفی کردند. بنده آنقدری می دانم که نباید به این امور نزدیک شد. با توجه به امین بودن استاد و آقا زاده ایشان که شخص را معرفی کردند. مراجعه کار درستی است. لطفا راهنمایی کنید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با توحید و معارف توحیدی جلو بروید تا إن‌شاءاللّه افق‌های معرفتی موجب رفع مشکلات شود. موفق باشید


  • سلام علیکم: شما سیر و سلوک ذکری یعنی چه؟ خب این چه کاریه من بشینم یه گوشه هی ختم انجام بدم هی ذکر خاص با عدد خاص بگم و هی قدرت پیدا کنم. میگن برای ایجاد مقامی خاص در سالک نیاز به فلان ذکر است. من نمی توانم این مسئله را درک کنم لطفا توضیح بفرمایید در مقام ورد چه می شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده، معرفتِ توحیدی است که کارساز است. ذکر، برای زنده‌نگه‌داشتنِ آن معارف است برای قلب. حدیث ۱۲ «چهل حدیث» امام خمینی متذکر همین امر است. موفق باشید


  • سلام: چرا انقدر باید بگردیم؟ چرا باید دنبال صاحب نفس بگردیم؟ اصلا گشتن چه معنایی دارد؟ مگر صاحب نداریم؟ مگر امام نداریم؟ مگر حجت کبرای خدا ناموس اکبر حضرت بقیه الله بر ما احاطه ندارند؟ چرا از انفاس قدسی حضرت صاحب الزمان استفاده نکنیم؟ حال که بی صاحب نیستیم پس چگونه باید از انفاس قدسی اش بهره مند گردیم؟ چه کنیم که حضرت به ما توجهی کند؟
    عرفا گاه به سالکان و مریدان خود توجهی باطنی می کنند و می شود آنچه که باید بشود. ما چه کنیم؟ چکار کنیم تا حضرت به ما توجهی کنند؟ اصلا راه ارتباط با ایشان چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما امام داریم و او عین عصمت است، پس با رعایت شریعت الهی راه‌مان به سوی او گشوده می‌شود. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز و بزرگوار خسته نباشید: استاد مشغول گوش دادن به فایل صوتی شما در تفسیر سوره زمر بودم که اشاره فرمودین به مشکلات و فلسفه این مشکلات در زندگی و اینکه خداوند صاحب عالم هستش، پس اینی که هست میتونست نباشه، پس وقتی این مسائل هست یعنی خبری هست (یعنی اینکه حکمتی در کاره) استاد با این صحبت زندگی خودم یادآوری شد برام که گفتم شاید مطرح کردنش برای اعضاء سایت و کسایی که به این پرسش و پاسخ دسترسی دارن بد نباشه، بنده چندین بار در شرف ازدواج قرار گرفتم و خیلی ساده بهم می خورد یا خودم بهم می زدم و همه اش برام سوال بود که آخه چرا اینجوری طلسم شدم جریان چیه، اون موقع عقاید و باورهام ۱۸۰ درجه با آلان فرق داشت، غرق دنیا بودم و اعتقادم این بود که فقط دنیا رو داشته باشم آخرت رو بیخیال و زیادم مهم نیست که چی میشه و فقط چسبیده بودم به دنیا و ظواهرات اون، نماز و روزه رو داشتم اما کلا هم و غم بدبختی و خوشبختی بنده خلاصه شده بود در دنیا و لاغیر، اما بعد کلا تنها شدم، این تنها شدن همانا و معجزه همانا، اصلا نمیدونم چی شد که دنیای درون و بیرون من بطور معجزه آسا و چشم گیری عوض شد که برای همه سوال بود که چرا من یه دفعه عوض شدم، خودم هم خیلی جواب قطعی نداشتم براشون، شدم یه آدم دیگه با باورهای دینی محکم و منطقی، مثل اینکه یه عمر خوابی بودم و تازه بیدار شدم، الان دیگه فقط آخرت رو میخوام و هم و غم من آخرت شده و اگر دنیا رو هم میخوام بخاطره اینه که بتونم بهتر بندگی کنم و در این مسیر سدی سر راهم قرار نگیره، و اگر من با اون عقاید نادرستم ازدواج کرده بودم شاید غرق تر شده بودم که هلاکت خودم رو رقم می زدم و امید نجات زیادی هم قابل تصور نبود، و الان خودم رو سپردم به خدا که خدایا اگر تجرد به نفع من و بندگی منه پس سمعا و طاعتا و اگر تاهل بازم سمعا و طاعتا....این تغییرات رو مدیون لطف و رحمت بی منتهای خداوند هستم که هیچ وقت هم نمی توان از عهده شکرش به در آید.
    ببخشید استاد اگر طولانی شد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین نگاه که به آن نایل شده‌اید، نگاهِ ارزشمندی است که کار را در عین توجهِ عقلانی به جوانب آن به خدا واگذار کنیم و به گفته‌ی جناب مولوی:  «زیر دریا خوش بود یا روی آن/ مهر او دلکش بود یا قهر آن». موفق باشید


  • سلام و آرزوی عافیت:
    یکی از دوستان کتاب جایگاه رزق در عالم هستی را خوانده و این سوالات برایش پیش آمده بود. بهتر دیدم سوالات را عینا به شما ارائه بدهم و امیدارم اگر صلاح می دانید پاسخ مفصل عنایت کنید. بالاخره برای همه ما دغدغه است که بسیاری از مفاهیم دینی در این فضای امروزی، چگونه باید به عرصه عمل و زندگی شخصی راه پیدا کنند:
    ۱. جایگاه پس انداز کردن در نظام فکری مبتنی بر این کتاب چیه؟
    چون با توجه به احادیث و روایاتی که آمده اثبات شده که فرد نباید نگران روزی روز نیامده اش باشه و اساسا به دنبال اینکه روزی فردا را امروز به دست بیاره نباشه. آیا پس انداز کردن، برای اینکه انسان در آینده بخواد یه چیزی را بخره مثلا خونه بخره یا ماشین و... بر این مبنا درست هست یا نه؟ (یه جای دیگه هم حدیثی از امام علی آورده که من چیزی که پولش را ندارم نمی خرم)
    ۲. با توجه به سوال یک قرض گرفتن و وام گرفتن برای خرید های بزرگ که در حالت عادی انسان نمیتونه انجام بده مثل همون خونه یا ماشین چجوری میشه؟
    ۳. در راستای همون دو تا سوال قبل اینکه پدر برای فرزندش بیمه عمر و پس انداز درست کنه برای اینکه در آینده که بزرگ شد یه پولی دستش را بگیره درست هست یا نه؟ و اصلا اینکه پدر همچین وظیفه ای در مورد آینده فرزندش داره یا نه؟
    ۴. وظیفه ما کارمندها چیه؟ ما الان از اون مقطع انتخاب شغل گذشته ایم و خواسته یا ناخواسته یه شغلی انتخاب کرده ایم. اما برای خودمون واضح هست که شغل مون فقط وسیله کسب روزی و امرار معاش مون هست. در حالی که ایشون توی کتاب گفته اگر به شغل تون به عنوان وسیله کسب روزی نگاه کنید موجب سلب آرامش و در نهایت سوء عاقبت میشه. آیا لازمه ما در این مقطع از زندگی مون کارمون را عوض کنیم و دنبال یه کار دیگه بریم؟
    ۵. بر اساس اون حدیثی که حضرت فرمودند فقط یک سوم از اوقات تون را به کار کردن و کسب روزی بپردازید، آیا اگه کسی بیشتر از این کار بکنه مصداق همون به دنبال روزی غیر مقدر شده رفتن هست که هیچ وقت هم بهش نمیرسه؟ و اساسا اون روزی ای که قرار است به آدم برسه با چه حجم از کار میرسه؟ با توجه به اینکه اگه آدم بیشتر کار کنه قاعدتا بیشتر هم در آمد کسب میکنه ولی خب از بقیه وظایف اش چه در قبال خانواده و چه در معنویات غافل میشه.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال باید حرص در میان نباشد و پس‌اندازِ ما طوری دنبال نشود که چشممان را نسبت به رفع نیازهای مشخص انسان‌ها ببندیم و از صفای نوع‌دوستی محروم شویم. ۲. انسان تا آن‌جا که ممکن است باید با آن‌چه دارد زندگی کند. آری! پس‌انداز برای ضروریات زندگی مثل تهیه‌ی خانه در حدّ معقول، کار منطقی است. ولی تا آن‌جا که ممکن است به خانه‌ای قانع شود تا گرفتار وام‌های سنگین و درازمدت نگردد. ۳. نه. زیرا از توفیق خدمت به بقیه در حال حاضر محروم می‌شود مگر آن‌که واقعاً چنین نباشد. ۴. شغل ما همان بستری است که حضرت رزّاق رزق ما را در آن قرار داده است. ما طبق وظیفه کار می‌کنیم و حضرت رزّاق به حکم رزّاقیتش رزق می‌دهد. ۵. کار بیشتر برای کسب درآمدِ بیشتر اگر موجب از بین‌رفتن آرامش انسان و تنهایی انسان می‌گردد باید از آن احتراز کرد. موفق باشید


  • سلام:
    با توجه به توصیه ائمه (ع) و سفارش آیت الله قاضی به نماز اول وقت، در مورد نماز عصر و عشاء خواندن در وقت فضلیت ارجحیت دارد یا جمع دو نماز اما با جماعت؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته در دو وقت خواندن ارجحیت دارد ولی در سیره‌ی پیامبر و ائمه «علیهم‌السلام» پیش آمده که بدون هیچ اضطراری، جمع خوانده‌اند. موفق باشید


  • سلام:
    با توجه به تغییرات یهویی در بنده و حالات خاص
    در حدود ماه رمضان شروع شد و در اواخر ماه مبارک نوری بسیار قوی و کاملا حقیقی در وقت سحر بسراغ بنده آمد و با صدایی که برای من آشنا و زیبا بود همراه با نوری که احساس کردم سه پرده یا ۴ پرده از جلوی چشمم برداشته شد گفت (باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی) خب این شعر از مولوی هست. از اون روز بیچاره شدم، لطفا کمک بفرمایید جمله جان شدن کجاست، چیست؟ من خیلی تلاش کردم و الان حالاتی دارم و خدمتتون عرض کنم هر روز جانم دَم می زند و گریه در گاه و بی گاه و حالاتی هم این اواخر دارم حالاتی عرفانی، که از ترس اینکه وهم باشه سر دعوا گرفتم و گفتم یا حقیقی میای یا که نمیخواد بیای، که البته در خواب وجود بنده رو از تنم کمی تکان داد که گوش هایم تیر کشید و دردی داشت و گشت تا صدایی زیبا پیدا کند و شعری را گفت که مفهوم شعر می شد شُکر کن پروردگار عالم را که تو را تا اینجا آورد و تسبیح گو، که در جواب گفتم بهش من قبول نمی کنم تا حقیقی نیای، که گشتم و در مورد عوالم خیال و معرفت و النفس تحقیق کردم و دیدم خب خیلی جدی و مهم بودند این اتفاق ها و... استغفار کردم. حالا که به توصیه بزرگان، نماز اول وقت را ترک نکرده و در حدی گناه ترک کرده و سعی بر خوب بودن داشتم که خداوند قبول بفرمایند ان شاءلله اما سختی زیادی کشیدم و هر روز گریه و درد و عشق، در عوالم خیال در روز عادی و هر شرایطی چیز هایی حس می کنم که بسیار زنده است و از مسیر هایی گذشتم. حال سوالم اینجاست آیا جمله جان شدم؟ جمله جان شدن کجاست؟ من نیاز به کمک دارم، ترس از اشتباه رفتن و درد اینکه جمله جان نشوم. خواهش می کنم اگر صادق در کمک به آدم ها هستید راهنمایی بفرمایید ان شاءلله پروردگار عالم اون معرفت پاک و کامل محمدی صلوات الله علیه رو نصیبتون بکنن و... میشه حضوری یا تلفنی ببینمتون؟

    iansomer8@gmail.com این ایمیل بنده ممنون میشم پاسخ رو برام ارسال بفرمایین

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید این حالات را به عنوان عطای الهی در بستر معارفِ حقه از آنِ خود کرد. پیشنهاد ما دنبال‌کردنِ مباحثی است که در سیر مطالعاتیِ سایت مطرح شده است. موفق باشید


  • سلام:
    همسرم مدتی به ریاضت های سنگین مشغول بود و به روزه های طولانی در هوای گرم و نمازهای طولانی در شب روی آورده بود. الان بعد از ۱۰ سال زندگی با ایشان که شاهد این ریاضت ها بودم، چند ماهی است که نماز هم نمی خواند و می گوید این ریاضت ها من را نجات نداد و من همان آدم پست قبلیم. و این ها را رها کرد. ایشان مطالعات زیاد از قرآن، تفسیر و سایر کتب علوم دینی هم داشته و با برهان و دلیل زندگی می کند. الان به همه چیز خدا و بهشت و جهنم و رسالت شک کرده، و نماز و روزه را ترک. من چه باید بکنم. با این انسان مرتد زندگی کنم؟ رسما دم از ارتداد می زند. استاد راهنمایی بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد را نباید مرتد به حساب آورد. به هر صورت به جهت تصورات ناقصی که نسبت به دین و عبادات داشته‌اند، به این نوع مشکلات گرفتار شده‌اند. به آن‌ها باید اجازه داد تا این بودن را نیز تجربه کنند و برسند به این‌که آیا زندگیِ با خدابودن، ابدیت آن‌ها را صفا می‌دهد یا آن‌چه که اهل دنیا بدان مشغول هستند؟ موفق باشید


  • سلام:
    استاد، بعد از پرسش و پاسخ هایی که برخی دوستان در مورد سرنوشت داشتند این سوال برای بنده پیش آمد که چرا برخی افراد سرنوشت تلخ و ناراحت کننده ای دارند؟ منظور من افرادی هست که اموری بر آنها تحمیل می شود که در مدت عمر خود دچار مشکلات، ناکامی ها و محرومیت های مختلف می شوند و تلاش های آنها برای نجات خودشان از آن وضعیت نامطلوب به نتیجه نمی رسد، از منظر عرفانی چه حکمتی در چنین مواردی هست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این وادی فکر کرد که انسان‌ها در دنیا به جهت روحیه‌ی مختلف‌شان در شرایط متفاوت، امتحان می‌شوند و اگر مسیر درستی را انتخاب کنند همان محرومیت‌ها برایشان معراجی خواهد شد. موفق باشید


  • سلام:
    استاد اگر بخواهید برای سیر و سلوک، آثار یک عارف وارسته (چه آنهایی که در قید حیات دنیوی هستند و چه آنهایی که نیستند) را معرفی کنید تا از قلمش بهره مند شویم کدام بزرگوار را توصیه می فرمایید؟ لطفا فقط یک نفر معرفی شود تا با اثارش مانوس شویم و سلوک مان را طبق بیانات گهربارش پیش ببریم. سپاس

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر باید مطابق ذوق خود یا به ابن‌عربی و یا به خواجه عبداللّه انصاری رجوع کنید. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام استاد گرامی: خیلی خدا را شکر می کنم که این امکان برای ما هست که به پاسخ های سوالات خود برسیم بوسیله شما. دائما از سوالات سایت برای رسیدن به برخی مطالب استفاده می کنم، الحمدلله
    ببخشید استاد به یک تناقض رسیده ام. نمی دانم آنچه فهمیدم درست است یا نه؟ طبق آیات قرآن خداوند انسان را آفرید برای عبادت و بندگی که در عالم ماده برای هر شخصی این بندگی به نوعی است برای زن به گونه ای و برای مرد به گونه ای و هر شخصی در هر شغلی به گونه ای،
    و این امکان برای هر شخصی فراهم است که با بالا بردن علم و آگاهی خود یا با تجربه یا با کسب علم یا تفکر و عمل به دستورات وجود خود را به کمال برساند. خودم هر وقت چنین سیر را در نظر می گیرم و همواره با کسب علم و مطالعه در جهت رشد خود قدمی برمی دارم الحمدلله موفق می شوم و در طول این مدت هم سخن گفتن من کنترل شده و هم حین توجه به فهمیدن مطالب و پیگیری آنها غدا خوردن و خوابیدن من هم کنترل می شود و اهل عمل هم به لطف پروردگار به آنچه می آموزم هستم تا حدودی و در این حالت آرامش خود را دارم و از عبادت هم لذت می برم. اما همین که اسم مراقبه را می شنوم و در صدد بر می آیم که مراقبه بر خوراک و خواب کنم، انگار تمام عالم با هم جمع می شوند که نتوانم در طول روز به اندازه بخوابم و به اندازه غذا بخورم و دچار آشوب درونی می شوم که اینگونه ضعیف هستم و دایم در نماز به بیچارگی خودم گریه می کنم و بعد نتیجه می گیرم، شاید حالت انکساری که علما می گویند همین است
    این چه سری است، آیا راه های انسان شدن فرق دارد یعنی افرادی با طلب علم و افرادی با تزکیه؟ چرا این نفس وقتی به او توجه می کنی چنان رم می کند که انسان را از ادامه حیات ساقط می کند؟ الان من چه کنم، همان توجه را به کسب علم جلب کنم کافی است؟
    و یا نکند خدای نکرده از نفس خود به بهانه کسب علم عامل شده ام و در آخر عمر نفسانیت بر من غلبه کند؟ ببخشید سوال های سایت را که می بینم خجالت می کشم که مشکلات وجودی خود را مطرح می کنم. ولی به عنوان استاد راهنما از شما کمک می گیرم ولی نمی دانم می توانم این کار را بکنم و یا این سایت فقط برای سوالات عقیدتی است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: سر به سرِ خودتان نگذارید. بعضی نفس‌ها خراباتی و بعضی نفس‌ها مناجاتی‌اند. آن عزیزی که کتاب «المراقبات» را نوشت یعنی آیت اللّه ملکی تبریزی، مناجاتی بود، ولی امثال حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بیشتر خراباتی بودند و رزمندگان عزیز ما در عین احترام به سلوک مناجاتی، بیشتر به حضرت روح اللّه تأسی کردند. موفق باشید


  • سلام علیکم وقتتون بخیر: فرمودید خدا از سر ربوبیت تقاضای بندگان را اجابت نمی کند. بهترین تقدیر همان است که رقم می خورد. اگه آدم در اثر مشکلاتش و فشارهای زندگی دچار انواع و اقسام گناهان و عقب ماندگی ها بشود این چه تقدیری است؟ چرا دل من با این حرفها آرام نمی گیرد استاد جان؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در جاهایی در عمیق‌ترین لایه‌های معرفتی خود به این می‌رسیم که پروردگار عالم می‌داند چه‌کار می‌کند و لذا اقرار عارفان که فرموده‌اند: «غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای» مبتنی بر چنین معرفتی است. او می‌داند این بنده‌اش با این فشارها، تولدی دیگر می‌یابد و این‌طور نیست که تقاضاهای او را بی‌جواب گذاشته، راه دیگری را برای او در نظر گرفته، ولی بنده‌اش هنوز بر راهی که خودش تصور کرده است، تأکید دارد. موفق باشید


  • سلام استاد: وقتتون بخیر. استاد کسی که مشغله بسیار زیاد کاری دارد، در این ایام ده روزه ماه ذی الحجه چه کند که بهره ای برده باشد از این ایام؟ ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حدّاقل از روزه‌های ۹ روز اول و ادعیه‌ی مربوطه در حدّ وسع غفلت نشود. موفق باشید