×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    سلوک فردی

  • سلام عليكم خدمت استاد:
    بنده به عنوان يك جوان ١٩ ساله اگر بخواهم اين استعداد و توانايي كه در من هست رو در جهت مفتخر ساختن اسلام و انقلاب خرج بكنم همرو، در راستاي اون هدف غایي كه قرب الهي است، نميدونم دقيقا چه كار بايد بكنم؟ در چه مسيري بايد حركت بكنم؟ يعني مثلاً هدفم رو بر اساس علاقه و استعدادم ها پيدا بكنم و بر فرض يك معلم بشم يا يك چيزي كه در توانم هست؟ يا اصلا به گفته بعضي دوستان شايد بايد از اين موضوع علاقه و استعداد اينا فارغ شد و هر كاري ميتونيم مثل دوران دفاع مقدس مثلا بكنيم؟ آيا اين الان درسته؟ حقير در حال حاضر از لحاظ مباني فكري و از لحاظه رفتاري دچار يك سري مشكلاتم به جاي اينكه در عنفوان جواني نهايت همتم رو بكنم و در راه خدا و انقلاب كار كنم روز به روز فاصله مي گیرم، تنبلي مي كنم، برنامه ندارم، دچار روزمرگي و تكرار مكررات، مضطرب و نگرانم چون از طرفي كار نمي كنم، و ميدونم دارم اشتباه مي كنم اما نميدونم جدا از بعد فردي و اعمال عبادي در بعد اجتماعي و خدمت چه بايد بكنم؟ براي امام زمان (عج)؟ آيا بزرگان ما مانند امام (ره)، حاج قاسم، شهيد مطهري و… علاقه و توانايي خود را شناسايي كردند و بعد حركت كردند؟ يا اينكه حقير دارم رسماً منفعل و فرار مي كنم از حقيقت؟ لوازم و گام رسيدن به اين كه بتوانم يه انسان بزرگ و تاثيرگذار در اين زمينه چيه و چي رو بايد رعايت كنم؟ خواهشمند بنده رو راهنمايي كنيد با اين ديد كه من واقعا صفر كيلومترم از هر لحاظي و تا الان به واسطه توسل به اهل بيت و شهدا و نماز دوام آورديم؟ بنده با كتاب جواني شما ورزش حرفي را كنارش گذاشتم، چون متوجه شدم كارهاي مهم تَري است ولي تا الان نتوانستم كاري كنم!!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلاً در همان شرایطی که هستید وظیفه‌ی خود را انجام دهید و در فرصت‌های اضافه، سیر مطالعاتیِ سایت را دنبال بفرمایید. خود خداوند راه را می‌نمایاند. موفق باشید


  • سلام استاد: استاد من در گذشته زندگی خود فرصت های زیادی رو از دست دادم. حالا میخوام تغییر کنم میخوام از اول شروع کنم.
    ۱. آیا حدیث و یا روایتی هست که بگه میشه جبران کرد؟ میخوام با شروع ماه رجب امسال نامه اعمال از سر بگیرم آیا جبران گذشته میشه؟ چجور؟
    ۲. من قبلا بحث هایی مثلا معاد، مقالات، برهان صدیقین و... از شما رو خوندم ولی نصفه نصفه، یک بی نظمی و بی ترتیبی خاص و قوی در ذهنم هست. چطور با این مسئله برخورد کنم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر وقت شروع کنید و رعایت دستورات شرع را بدون افراط و تفریط انجام دهید همه‌چیز جبران می‌شود. ۲. فعلاً نیاز نیست. همین‌که جلسات شنبه را با دقت بر روی آیاتی که بحث می‌شود دنبال کنید، و در حدّ ممکن در طول هفته سری به آیاتِ بحث‌شده بزنید؛ نتیجه می‌گیرید. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام استاد: حلال بفرمایید از مزاحمت های مکرر. ۱. اینکه می گویند انسان هزاران صورت ایجاد می کند که در برزخ با آنها روبرو است آیا درست فهمیدم؟ حساب و کتاب قیامت اینگونه نیست که از دقایق ما به معنی دنیایی سوال کنند بلکه از ما حصل دقایق ما که به چه چیزی ختم شده سوال می شود، یعنی مثلا یک صورت می شود به اسم حسادت؟ یا اینکه از تک تک مواقعی که ما حسادت کردیم سوال می شود؟
    ۲. انسان مثلا اگر صدها صورت حسادت ایجاد کرده با توبه واقعی این صورت را پاک می کند و صورت های جدید ایجاد می کند آیا صورت های قبلی هنوز موجود است؟
    ۳. استاد وقتی به حقوق اشیا و افراد نگاه می کنیم دیوانه می شویم، به هر لحظه که برمی گردیم حقوق بسیاری افراد را زیر پا گذاشته ایم که می گویند باید با وکلایی اینها بعد مرگ روبرو شوی، و می گویند حق الناس سهوی و عمدی ندارد همه بازخواست می شود. خوب با این بی دقتی و فراموشی و یا جهل خود چه کنیم که هر لحظه در حال گناه کردن هستیم. نمی خواهم نظر دهم ولی آیا این ناعادلانه نیست که از انسان در این عالم محدود مادی از لحاظ قوا اینگونه سخت حسابکشی کنند. من بعد از یک بیماری سخت واقعا تمرکز خور را برای دقت کردن روی چندین مساله با هم، از دست داده ام و به هر حال تا می خواهم جایی را درست کنم جای دیگر خراب می شود.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌آید همان حالت اول باشد. ۲. نه. ۳. به هر حال ما در حد توان خود عمل می کنیم و امیدوار به رحمت الهی هستیم. گفت:‌ گر چه بهشتش نه به همت دهند / آن قدر ای دل که توانی بکوش. موفق باشید


  • با سلام استاد عزیز: سوالی از خدمتتان داشتم اینکه، در شرایطی مانند مشکلات، انسان صبر پیشه می کند، در برابر گناه تقوی پیشه می کند، آیا در این حالات انسان در خود به صورت حضوری در حال لقاء الله است؟ یا در حال لقاء ملائکه ای است؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند؛ در هر صورت انسان تحت تأثیر انوار الهی مفتخر به تقوی می‌شود. موفق باشید


  • سلام:
    خیلی ارادت مندیم. ۱. استاد ما می خواهیم سلوک الی الله کنیم، خسته شدم از این جور زندگی کردن، میخوام روحیه رزمندگان و شهدا و سردار سلیمانی رو داشته باشم. میخوام جور دیگر بشم. نمیدونم باید چی کار کنم، باید نمازم رو اول وقت بخونم، باید کتاب بخونم، باید چی کار کنم؟ من خودمم نفهمیدم چ مرگمه به شما گفتم شاید بدانید.
    ۲. استاد هر چی میخوام نماز بخونم پیش خودم میگم این دولا راست شدن چجور میتونه آخه تو رو درست کنه، به ولله نمیخوام به نماز توهین کنم. من نماز رو جدیدا به این شکل می بینم که یک سری حرکات با خوندن یک سری حرف ها، تو رو خدا کمکم کنید نمیدونم مشکلم چیه.

     باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. گفت: «ره چنان رو که رهروان رفتند». همین‌که جامعه‌ی شیعه در صفا و صمیمت نسبت به همدیگر به‌سر ببرند، موجب عزّت اهل‌البیت «علیهم‌السلام» می‌شوند و ما باید فضای اجتماعی خود را در چنین شرایطی قرار دهیم، نه افراط و نه تفریط. به عنوان سرباز ولایت، در تعادلِ کامل. و در عین ورود به زندگی و کسب و کار، در کنار نایب امام، حضرت امام خامنه‌ای «حفظه‌اللّه» و در زیر سایه‌ی ایشان بتوانید رفقا و آشنایان خود را با اخلاق خوب و معارف عالیه، متذکر شوید. ۲. آثار تکوینی نماز مهم است که به دستور رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در این هستی وارد نماز می‌شوید یعنی وارد عالَمی که پیامبر خدا در آن وارد شده‌اند، وارد می‌گردید و این یک نوع هماهنگی با آن حضرت است. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم: آیا اینکه انسان خود را کوچک ببیند تا امکان رفع عیوب و مشکلات اخلاقی و رفتاری خود را داشته باشد (یا به اصطلاح محاسبه نفس کند) و حتی امکان توسل به حضرت الله و اولیاء الله، می توان گفت نوعی حقارت نفس در راستای مثبت است یا عنوان بهتر و عمیق تری وجود دارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعیت جز این است که ما وقتی خود را در مقابل حقیقت بیکران قرار می‌دهیم جز یک نیاز مطلق هستیم؟ که باید موانعِ گشودگیِ خود نسبت به حقیقت را با تواضع و صدق از بین ببریم؟ موفق باشید 


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام استاد: با توجه به سفارشات مکرر شما بر برنامه ریزی و داشتن برنامه و همچنین سیر زندگی امام خمینی (ره) برنامه ریزی را جدی تر در زندگی پیگیری کردم و از تغییر یافتن آن نگران نیستم چرا که به این باور رسیدم که با هر تغییری آن برنامه رو به تکامل می رود و با وجود من بهتر تطبیق پیدا می کند. اما دو مطلب است که ذهنم را درگیر کرده اول اینکه، هر آنچه از عالم مرگ دوست دارم که بدانم از لطف و عنایت پروردگار به وسیله ای به من می رسد در وقت معین که خداوند فقط آن را می داند و وقتی آن مطالب که یا در غالب مطلب یا صوت است چنان مرا جذب می کند که تمایل بسیار شدید دارم تمام کارهای دیگر را معلق نگه دارم تا این داغی لدت این هدیه الهی از دست نرود و آن را به اتمام برسانم، مثلا ۴۰ جلسه سخنرانی را پشت سر هم گوش کنم که مطالب زیادی هم بدست می آورم ولی در مداومت بر برنامه دچار اخلال می شوم و طبیعتا در تمرین بالا بردن اراده در زمینه برنامه مشخص باز می مانم؟ ثانیا به حدیثی بر خوردم که امام صادق (ع) فرمودند برای بندگی خدا ۱) خود را مالک ندان ۲) برای خود برنامه نریز ۳) به دنبال رضایت خداوند باش. استاد لطفا مرا راهنمایی کنید، با توجه به حدیث برنامه ریختن خلاف پذیرفتن برنامه خداوند است؟ منظور حدیث چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در همان مورد هم که سعی دارید مدتی در احوالات خود به‌سر ببرید، بالاخره مناسبِ آن احوال برای خود سلوک و سبکی باید داشته باشید. ۲. برنامه‌ریزی‌هایی که مورد تأکید بنده و امثال بنده است مثل همان برنامه‌ریزی‌هایی است که در درون دین در وقت خاصی نماز می‌خوانید. پس برنامه‌ریزی برای هرچه بهتر واردِ دین‌شدن، غیر از برنامه‌ریزی‌هایی است که انسان بخواهد زندگی خود را خودش مدیریت کند. موفق باشید


  • با سلام: آیا در نماز باید توجه ما و قبله ما به آقا امام زمان علیه السلام باشد. با سپاس

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است. اتفاقاً از حضرت صادق «علیه‌السلام» نیز داریم که می‌فرمایند در نمازتان یکی از ما یعنی ائمه (ع) را مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید


  • با سلام: بنده سوال کننده ۲۶۵۰۳ هستم با توجه به اینکه نتونستم بعلت فراموش کردن رمز وارد ایمیل شوم اگر امکان دارد پاسخ را روی صفحه سوالات قرار دهید تا متوجه جواب شوم. از اینکه مصدع اوقات شما شدم واقعا شرمنده ام. اجرکم عند الله. دست حضرت حق همراهتان.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: با عرف خانم‌های متدیّن جلو بروید. «ره چنان رو که رهروان رفتند». موفق باشیدچندان متوجه نشدم. منظور شما این است که بنده دچار افراط هستم. یعنی نباید به این جزئیات اهمیت بدهم. ممنون میشم اگه جوابم واضح تر عنایت کنید. با تشکریا علی



    26503- باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور احساس کردم. و به همین جهت آن راه‌کار را که اساتید سلوکی پیشنهاد می‌فرمایند، خدمتتان مطرح نمودم. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    به عقیده حضرتعالی مهمترین علت سستی در عبادات و طاعات چیست و چگونه بروز می کند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چون اهداف بلند در نظر نباشد، راهِ رسیدن به آن‌ها که عبادات و طاعات است جدّی گرفته نمی‌شود. از پیامبر خدا و فاطمه‌ی زهرا و ائمه‌ی هدی «علیهم‌السلام» که بگذریم، خود رهبر معظم انقلاب چون متوجه‌ی اهداف بزرگی در این تاریخ هستند، نسبت به عبادات جدّی می‌باشند. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد عزیز من به خودم و نحوه مطالعه خودم شک دارم. چند وقتی است مصباح الهدایه را از طریق شرح شما در حال مطالعه هستم اما به راحتی تمام صحبتها و توضیحات شما را تایید می کنم و جای شک و شبه یا انکاری برای من باقی نمی مونه و از طرفی در شروع مباحث سوال برام پیش می آمد اما به مرور رفع می شد و تمام مطالب از لحاظ عقلی و قلبی فقط ناخواسته تایید می کردم و می کنم (حقیقتش از همان ابتدای آشنایی با شما راجع به همه مطالب و سیر مطالعاتی شما اینگونه بودم) اما اگر کسی سوالی در این باب از من بپرسه اصلا توانایی توضیح ندارم فقط قلبم میدونه جواب چیه تازه اگر بخواهم توضیح بدم نه تنها جواب دقیق و کامل نمیتونم بدم بلکه بیشتر موجب ایجاد سوال و شبه برای طرف مقابلم میشم با همه این احوالات از این وضعیت ناراحت نیستم به خودم میگم من در جایگاه تدریس یا تفهیم موضوع برای شخص دیگر نیستم لزومی هم نداره خودم بتونم برای خودم این را مطالب شرح بدم همین که تایید قلبی دارم که منجر به اعتقادم میشه کافیست اما به تازگی نگران شدم که آیا این واقعا برای آخرتم کافیست؟ یا شیوه مطالعه من از همان ابتدا (طی این ۱۵ سال تا کنون) ایراد داره یا خیر؟ چون واقعا از همه لحاظ تایید می کنم گاهی حتی در برخی مباحث شما مثل مصباح الهدایه به خودم میگم خوب این توضیحات که واضح هستش و قابل فهم چرا اینقدر تفسیر میشه هرچند با تفسیر بیشتر تاییدیه من بیشتر میشه و اصلا در خصوص هیچ یک از مباحث شما تا کنون نیاز به فکر کردن نداشتم و شاید باور نکنید گاهی به خودم میگه این مباحث فقط جنبه یاداوری و تذکر داره انگار میدونم با اینکه بار اول است که به آن مواجه شدم.
    ۲. یکی از اساتید معارف ما می فرمود روح اموات با شخص آشنای خودشون در عالم دنیا میتونند ارتباط داشته باشن و با خیرات آنها دعای خیرشان را شامل آن فرد میکنن ولی عموما برای ارتباط با ارواح طیبه مثل شهدا و امام خمینی (ره) و غیره از طریق شخص ناآشنا ارتباط تقریبا مشکل یا ناممکن است. در پاسخ به یکی از سوالات دوستان شما در این سایت فرمودید از طریق خیرات می شود با روح امام خمینی ارتباط برقرار کرد و همچون استاد کاملی در عرفان از امام بهره گرفت
    من سالهاست که بدنبال استاد عرفان می گردم اما هر شخصی که در مسیرم قرار گرفت کامل نبود و من اصلا وارد عرفان و آنچه آنها میگفتن نشدم یا بعد از مدتی کنار گذاشتم چون روحم احساس اغنا نداشت. قاعدتا من جدا از تمام مباحث و نقدهای سیاسی که فعلا در جامعه وجود داره شخص امام خمینی (ره) را از لحاظ توحیدی کامل می دانم و کسی را همپای ایشون نمی دانم. اما اگر توضیح استاد ما کاملا درست باشه پس من نمی تونم در خصوص عرفان از امام خمینی مدد بگیرم ناگفته نماند من همیشه فاتحه و اعمال خیری را نثار امام کردم و می کنم ولی احساس می کنم بی نتیجه بوده خلاصه اگر قرار است این مدد گرفتن از امام با دعا و خیرات بنده برای ایشون باشه نحوه راهنمایی ایشون به عنوان یک استاد عرفان برای منی که نمیشناسه چگونه صورت میگره (علت سول بخاطر فرمایشات آن استاد محترم می باشد) و از چه طریق متوجه باشم آن امداد غیبی یا هرچه هست از سمت امام خمینی است؟
    ۳. استاد معارف ما معتقد است روزی در زمین هیچ یک از امامان زنده نیستن و انقدر اعتقادات مردم سست می شود که بجز پیران کسی یاد خدا نمی کند به گونه ای که آن پیران هم می گویند شاید خدا باشد وقتی به ایشون گفتم این قضیه با واسطه فیض بودن ائمه بر روی زمین منافات دارد ایشون گفت تو فکری می کنی تا کی قراره ائمه رجعت کنن و یا بمیرن و مجدد زنده شوند؟ نکنه قصد تو این است که آنها مدام بیایند و بمیرن درحالی‌که من تنها جوابم این بود که زمین از حجت خدا و خلیفه اش هرگز خالی نخواهد ماند ولی با انتقاد ایشون مواجه شدم و من پاسخ شفاهی نداشتم اما اصلا سخن ایشون را قبول نکردم نظر شما در این رابطه چیست؟
    بخاطر صبر و حوصله و وقتی که برای همه ما می گذارید متشکرم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین حالت خوب است. زیرا بعد از مدتی برای شما شخصیت می‌شود و دیگر  بر اساس شخصیتِ خود سخن می‌گویید، نه بر اساس محفوظاتتان. ۲. مگر این ملت به روح حضرت امام و شهداء به جهت حضور در تاریخی که هستند، نزدیک نمی‌باشند؟ ندیدید که مردم چه اندازه حاج قاسم سلیمانی را از خود دیدند! آری! مثلاً اگر می‌خواهید با سید حیدر آملی مرتبط شویدبا روح او از طریق معارفی که مطرح کرده، یا توصیه‌هایی که نموده آشنا گردید. ۳. عرایضی در کتاب «مبانی نظری مهدویت» در رابطه با حضور انسان کامل مبنی بر آن‌که انسان کامل همواره در صحنه است، شده است. خوب است که به آن کتاب که بر روی سایت است، رجوع شود. موفق باشید  


  • سلام استاد عزیز:
    بنده در باب مسائل اخلاقی که شما فرمودین بسیار در تلاشم که هم خودم رعایت کنم و هم به دیگران توصیه کنم از این بابت خیر دنیا و آخرت رو براتون آرزو می کنم. در یک مورد که توصیه به فرو خوردن خشم و غضب داشتم یک نفر از نوع کارش به بنده توضیح داد که دقیقا ندانستم چه باید پاسخ بدهم. ایشان راننده خاور هستن و همیشه در جاده های برون شهری و مکان‌هایی که سخت و ناامن هست تردد دارند. می گفتن پیش می آید که شب هنگام از این جاده ها عبور می کند و اگر در مقابل افرادی که قصد مال و جان ایشان را داشته باشند با خشونت و به ضرب چوب و چماق عمل نکند حتما آسیب می بیند. بعد از شنیدن این اولا خدا را شکر کردم که کار من در این فضاها نیست ثانیا ماندم که چه به گویم به این بنده خدا که دنبال لقمه حلال از خانه خارج می شود. این توصیه های من از سر فراغ بال خودم نیست؟ مثلا پلیس و کارهای دیگر نیاز به خشم و غضب ندارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: دفاع از خود و دفعِ خطر، غضبِ جهت‌دارِ صحیحی است ولی پلیس حق ندارد به راننده‌ی متخلف غضب کند. قانون خلاف را مشخص کرده و او باید إعمال قانون کند. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز و مهربان:
    امشب بعد از هزار بار توبه شکستن باز به آغوش امام رضا برگشتم. ازشون در خواست درد بی درمون رو کردم تا اینکه به حدیثی از رسول الله رسیدم که می گفت اگر جوانان نمی توانند ازدواج کنند با روزه شهوت شان را مهار کنند. خیلی امید وار شدم ولی استاد حدود ۲ سال و نیم است که دارم روزه پشت سر هم می گیرم دیگر در کل بستگانم اسمم مشهور شده به شخصی که همش روزه می گیره و دیگه تغییر کرده حتی دیگر اعضای خانواده ام روی من حسابی جدید باز می کنند و مرا قبول دارند ولی استاد از شما چه پنهان که خودم خودم را اصلا قبول ندارم و در خلوت هایم اشک می ریزم و ناله می کنم. استاد عزیز تا کی باید این مسیر را به تنهایی ادامه دهم؟ چرا خداوندی که دقیقابه سر بزنگاه دستم را می گیرد و به من راه را نشان می دهد چرا دوست دارد انقدر در سختی باشم و به خودم سخت بگیرم و انقدر دل سوزناکی داشته باشم و هر هفته در انابه و پشیمانی به سر برم؟ استاد عزیز لطف بفرمایید مرا راهنمایی کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: طوری در عبادات خود ورود نکنید که موجب فشار روحی برایتان شود. در حدّ وظیفه عمل نمایید و امیدوار رحمت الهی باشید. موفق باشید


  • سلام علیکم: معمولا برای نماز شب بیدار می شوم ولی مشکلی که داریم این است که متاسفانه خانه های جدید طوری ساخته می شود که آشپزخانه و سرویس بهداشتی و هال همه یک جا هستند و به علت کمبود اتاق بعضی از افراد خانواده در هال می خوابند و وقتی مثلا یک ساعت زودتر از اذان بیدار می شویم اعتراض می کنند که چرا مزاحم خوابشان شده ایم. سوالم این است که در این شرایط و با وجود ایجاد مزاحمت به نماز شب خوندن ادامه بدم یا اولویت با اذیت نکردن دیگران است؟ پیشنهاد شما برای اینکه از نماز شب محروم نشویم چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مزاحم بقیه می‌شوید، نباید ادامه دهید. لااقل باید سعی کنید مزاحم کسی نشوید. موفق باشید


  • با سلام:
    استاد عزیز من چند سوالی هست که از پوشیدن حتی انگشتر و حلقه جلوی نامحرم پرهیز می کنم برای سیر و سلوک و بندگی خدا آیا تا این حد جایز است؟ بنده طوری شدم که قلبم نمایان شدن زینتی چون انگشتر را در قبال نامحرم پس می زند. خواستم بدانم تا این حد افراط است؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با عرف خانم‌های متدیّن جلو بروید. «ره چنان رو که رهروان رفتند». موفق باشید


  • با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده:
    من هر وقت نماز بدون حضور قلب می خوانم طوری می شود که دیگر ادامه زندگی برایم سخت می شود و نکند که جزو «ویل للمصلین» بشوم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! این قبض و بسط است که همواره در مسیر دینداری با انسان روبه‌روست. گفت: «ای برادر عقلْ یک‌دم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار». موفق باشید


  • سلام و عرض ادب خدمت استاد:
    آیا این عقیده درستی است. اگر جایی اشتباه است و یا ناقص است بفرمایید. با عقل فهمیدیم که خدا کمال مطلق است و فقط به خدا نیاز داریم، حال قلب نمی تواند حق را انتخاب کند و متصل شود. اولاً چون نفس اماره بر ما حکومت می‌کند و چون  غیر از دنیا و باطل را نمی شناسد به آن امر می کند. دوماً قلب توجهش به دنیا است و چیز دیگری در منظرش نیست که آن را انتخاب کند. حال ما باید با ریاضات شرعی اولاً عقل را حاکم بر خود و نفس عماره کنیم و دوماً با ریاضت و رفع حجاب حق در منظر قلب قرار می‌گیرد و می تواند آن را انتخاب و با او انس بگیرد.
    خدا توفيقتان دهد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. به همین جهت بر تقوا تکیه می‌شود. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۴۳۸ رجوع شود. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    در مباحث معرفت شناسی، متفکرین اسلامی و مفسرین قرآن به آیه «اتّقوا اللّه و یعلّمكم اللّه» که تقوى به معناى دورى از انواع بدیها و زشتی‏هاست و افراد آلوده از درك بسیارى حقایق محرومند یعنی کسى كه تعصّب قومى، حزبى، نژادى و... دارد، حق را آنگونه كه هست نمی فهمد و اگر آیینه را صیقل دهیم، عكس را درست نشان می دهد. آیا این مطلب، به نحوی اشاره دارد انسان برای فهم حقایق، برای اینکه تمام ابزار را اعم از عقل و حس و شهود و وحی را حکیمانه بفهمد و به راهی که صرفا یک جانبه است مثل حس گرایان و پوزیتیویستها نرود، نیازمند تقواست و تقوا مهم ترین نکته در معرفت شناسی است؟ علت این همه تاکید روی متقی بودن برای فهم حقایق چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. تقوایی که شریعت الهی در جوانب مختلف متذکر آن است موجب می‌شود تا ابعاد مختلف انسان از وجهِ ملکوتی خود غفلت نکند و عملاً در هر صحنه‌ای بصیرت ملکوتی او در میان باشد. موفق باشید 


  • سلام علیکم:
    مرحوم علامه طباطبایی (ره) مشارطه، مراقبه و محاسبه را شاهراه سلوک می دانند و فرمایشاتی هم در این باب داشتند. در مبحث مراقبه یک مطلبی برام پیش اومد و می خواستم ازتون هم این رو بپرسم. آیا در مراقبه، می توان گفت این امر یک امر دو جانبه است به این معنی که هم ما باید مراقب باشیم تا با تقوا از حدود الهی خارج نشویم و هم باید از خدا بخواهیم که ما را حفظ کند؛ یعنی هم ما مراقب خدا باشیم هم او مراقب ما؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار نکته‌ی دقیقی را مدّ نظر دارید زیرا «بی‌عنایت حق و الطاف حق / گر مَلک باشد سیه باشد ورق». موفق باشید


  • سلام علیکم استاد:
    شرمنده وقت شما را می گیرم. سه سوال داشتم در مورد موضوعات متفاوت
    ۱. استاد شرح فارسی منازل السائرین را کجا میتونم پیدا کنم هرچه گشتم نبود.
    ۲. اگر اشتباه نکنم محبت و عشق و علاقه نسبت به هرچیز وحدت میاورد یعنی نوعی وحدت بین ما و آن چیز ایجاد می شود چرا که ما فقط عاشق نفس خود هستیم پس اگر چیز دیگری را دوست داشته باشیم یعنی با آن وحدت ایجاد کردیم حال سوال من این است که اگر انسان والایی مثلاً اولیا خدا را دوست داشته باشیم باعث ایجاد وحدت بین ما و او می شود و با حرکت جوهری در روح او مراتب روحانی ما بالا می رود؟
    ۲. فکر کردن به یک شخص چطور؟ آیا فکر کردن به یک انسان هم موجب وحدت و تاثیر پذیری و شبیه شدن و حرکت جوهری ملاصدرا می شود؟
    ۳. آیت الله بهجت هر از چندگاهی با امام خمینی مکاتبه داشتند و حول موضوعات سیاسی نامه می نوشتند و انتقاد های خود را می گفتند. در یکی از این نامه ها آیت الله بهجت به امام خمینی انتقاد کردند از شیوه اداره مملکت که چرا شبیه به شیوه امام علی (ع) نیست و ولی فقیه تنها تصمیم گیر جامعه نیست و امام خمینی هم در جواب گفتند اگر دقیقا آن شیوه را اجرا کنیم ولایت فقیه در کوتاه زمانی از بین می‌رود و مردم هم باید مشارکت داشته باشند و بتوانند در بعضی مسائل تصمیم گیری کنند و حضور داشته باشند ولو اینکه در بعضی موارد اشتباه تصمیم گیری کنند (مانند بنی صدر و..) حال سوال من اینست که چرا بین این دو بزرگوار در موضوعی اختلاف بوجود آمد؟ مگر غیر از این است که ان دو بزرگوار مراتب کمال را طی کردند و کامل شدند و وجودشان حقانی شده و نفسانیتشان از بین رفته و نمونه خلیفه الله در زمین بودند و حرفشان حرف خدا و نظرشان نظر خداست حال چطور ممکن است که بین نظرشان که حق است تفاوت بوجود آید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنده هم در جریان وضع بازار نیستم که بدانم کجا می‌توان آن کتاب را پیدا کرد. ۲. آری! ولی باید مواظب باشیم توهّم غلبه نکند. ۳. حوزه‌ی سلوکی آیت اللّه بهجت فردی بود و حوزه‌ی سلوکیِ حضرت امام جمعی و جهانی است و لذا نکاتی را امام در نظر دارند که ممکن است از جهت جهانی آیت اللّه بهجت مدّ نظر نداشته باشند. موفق باشید


  • سلام استاد جان:
    ۱. در مورد اذکار برای حیات قلب پرسیدم. فرمودید کتاب صلوات شما را مطالعه کنم. از طرفی در کتاب فعلیت& شما می فرمایید امام فرموده دل را عادت به ذکر لا اله الا اِلله بدین تا صورت اخیر نفس شود حالا به نتیجه نرسیدم که کدام ذکر را برای ذکر غالب ام انتخاب کنم که قلبم بیشتر در صحنه باشد و دائم الحضور؟ ۲. نظرتون در مورد ذکر «یا حی یا قیوم» یا من لا اله الا انت» که علامه حسن زاده اکثار آن رو موجب حیات قلب می دونه؟ ۳. آیا صلوات از اذکار دیگر جامع تر است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر با کتاب «صلوات» مأنوس شوید به آن نتیجه که دنبال می‌کنید إن‌شاءاللّه می‌رسید. ۲. بسیار عالی است. ۳. آری! ولی نفیِ بقیه‌ی اذکار نمی‌کند. موفق باشید


  • سلام: به نظر شما وضعیت آب و هوا بر روی حس تقرب انسان به خدا تاثیرگذاره؟ یا این موارد، تاثیری در حالات سالکین ندارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته بی‌تأثیر نیست. ولی وقتی چاره‌ای نداشته باشیم خداوند به لطف خودش به نحو دیگری جبران می‌کند. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم:
    ۱. شما می فرمایید وجود تشکیکی است، سوالی که داشتم این است که آیا مثلا درخت وجودی است یا ماهیت؟ اگر وجودی است ما که درخت تر نداریم. پس چگونه تعریف کنم که دچار ابهام نشوم. مختصر اگر توضیح بفرمایید ممنون می شوم.
    ۲. دوم اینکه استاد نمی دانم از بد روزگار یا خوب آن، من کارمند بانک شدم در بخش ستادی آن. این مباحث حرام بودن حقوق بانکی‌ها که در محافل مذهبی گاهاً مطرح می شود، من را آزار می دهد نمی دانم بیایم بیرون یا اینکه. احساس می کنم اگر تصمیم درست نگیرم سیرم به جایی راه پیدا نکند با توجه به اینکه ۹ قسمت از عبادت رزق حلال است. اگر راهنمایی بفرمایید ممنون می شوم. ارادتمند شما علی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد باید بحث «برهان صدیقین» را دنبال بفرمایید. لذا بحث ما بحث وجودیِ هر ماهیت است دیگر از این جهت تفاوتی بین درخت و انسان نمی‌کند. ۲. شما سعی بفرمایید وظیفه‌تان را انجام دهید. آن‌هایی که قراردادها را تنظیم می‌کنند باید مواظب باشند و مسئولِ عمل خود هستند که مطابق قراردادها عمل نمایند. موفق باشید


  • سلام علیکم: ببخشید استاد اینکه کلا عملکرد دیگران به ما ارتباطی نداره و ما نباید خودمون و وقتمون رو صرف قضاوت عملکرد دیگران بکنیم و صرفا باید تمام حواسمون روی رفتار خودمون باشه در قبال دیگران، خیلی برای من گره شده. مثلا وقتی به یه نفر محبت می کنم و اون جواب سردی میده یا بی محلی میکنه یا غرور نشون میده، تا مدتهای زیادی از خاطرم نمیره و این خیلی عذابم میده. هرچقدرم سعی می کنم با دعا یا حسن ظن این افکارو دور کنم از خودم، بازم یادم میاد و ایجاد دلخوری میکنه‌. چطوری باید با این افکار مبارزه یا حذفشون کرد از ذهن آدم. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال سیره‌ی ما باید سیره‌ی محبت به غیر باشد. به گفته‌ی جناب حافظ:



    تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد      هرکه خاکِ در میخانه به رخساره نرُفت



    در رسیدن به وادی محبّت و شور عشق، نه‌تنها باید دل در گروِ میخانه‌ی شوق و محبت به دیگران داشت، بلکه باید خاکِ در میخانه را نیز با رخساریِ خود، جاروب کنیم. زیرا نوشیدن محبت که همان میّ عشق و زیرپاگذاردنِ خودبینی و خودخواهی است نیاز به جهش دارد، جهشی که به کلّی انسان از شخصیت تک بُعدیِ قبلی خود آزاد شود و تماماً به دوست‌داشتن فکر کند و در این راه، حاضر باشد خاک مسیری را که به دوست‌داشتن می‌انجامد، با مژه‌ی چشم جاروب نماید حاکی از آن‌که در اوج تواضع خود را در مسیر محبت قرار دهد. موفق باشید


  • با سلام:
    در یکی از سخنرانی های استاد، ایشان بیان کردند که ناامید نشدن از اجابت دعا حتی بعد از گذشت مدتها از دعا کردن، می‌تواند به اجابت آن منجر شود. در روایتی که از امام رضا (ع) نقل کردن ناامیدی از اجابت دعا از شیطان است. آیا اصرار بر خواسته های شرعی می‌تواند منجر به اجابت شود؟ می ترسم خواسته ام بعد از گذشت این همه سال اجابت نشود. مقداری سرد شده ام از دعا کردن. اما هرموقع از ته دل دعا می کنم احساس آرامش و حتی رسیدن به آرزو دارم. سردرگمم که ادامه بدم یاخیر؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: دعا، مسیر اُنس با خدا است. وقتی هم که فکر می‌کنید گویا بنا نیست آن دعا مستجاب شود و از استجابت آن ناامید می‌شوید؛ باز امیدوار باید بود گویا تقدیری در میان است که از چشم ما پنهان می‌باشد. موفق باشید