×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    سلوک فردی

  • با سلام و احترام:
    وقت بخیر
    من دو تا سوال دارم استاد گرامی:
    بنده مدرک تحصیلی ام کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی ست و با تحقیقات و مطالعات و روش مشاوره ها به باطل بودن و درمان شدن ظاهری و سطحی سبک تفکر مراجعین با توجه به استفاده ازین علم پی برده ام. به نظر شما ادامه دادن دکترا در روانشناسی بالینی مرا به خداوند نزدیک تر یا دورتر می کند با توجه به محیط علمی پر از جهل و ظلم این رشته؟ سوال دوم اینکه انسان چگونه پی به ظرفیت درونی جهت انتخابهایش ببرد. مثلا خیلی از افرادی را می شناسم که بعد از حوزه رفتن یا اعتکاف یا مسایل دیگر ظرفیتش را نداشته و انسانهای بدتری شده اند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره باید از این صراط که بر روی جهنمِ مدرنیته کشیده شده است، عبور کرد. لذا چه اشکال دارد دروس آن رشته را به خوبی دنبال کنید ولی افقِ دیگری را در آن بگشایید. ۲. ملاک فهم ظرفیت هرکس و کمال هرکس در رجوع به خداوند و لقای انوار اوست. در این حالت هرکس می‌فهمد اندازه‌ی شخصیت حقیقی او چقدر است به معنای «إنّ اکرمکم عنداللّه اتقیکم». موفق باشید.


  • سلام بر استاد محترم و گرامی:
    بنده از ده سالگی اهل برنامه ریزی بودم و دائم برنامه هایم با شکست روبرو می شد هر بار با مشکلاتی روبرو می شدم و با مطالعه درباره این مشکلات (از جمله در آثار شما) برنامه مجددی طراحی می کردم و البته الان در ۳۰ سالگی به کیفیت مطلوب در برنامه خود رسیدم. الحمدلله. ولی با تمام وجود فهمیدم تمام این سال ها به دنبال حقیقتی بودم که خودم هم به آن پی نبرده بودم، در این چند روز موهبتی از جانب پروردگار بر من عنایت شد که مرا به سمت شرح جنود عقل و جهل سیر داد، فهمیدم تمام درد من در این سال ها ندانستن حقایقی بود که در این شرح شما به نیکویی آنها را روشن نمودید اینکه نا دانسته وهم خود را عقل حساب می کنیم و بر اساس دستورات وهم خود حرکت می کنیم. کاش این را تمام افرادی که راه بر آنها بسته شده بفهمند. خداوند به شما توفیق روز افزون دهد، شب و روز برای فرزندان و پدر و مادر شما دعا می کنم، افق های بلندی روبروی ما باز کردید. الحمدلله

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان مقدمات به عنوان هدایت الهی وسیله می‌شود تا وقتی با آن مطالب اساسی روبه‌رو می‌گردید جایگاه آن‌ها را درست درک کنید. پس نه از گذشته پشیمان باشید و نه به آن‌چه رسیده‌اید آن را آخر خط بدانید. موفق باشید


  • با سلام و عرض تشکر فراوان از شما که فرصت پرسیدن و پاسخ گرفتن را به ما دادید.
    سوال من در مورد ملاک و معیار قصد و میانه روی است. چگونه در امور مختلف مانند عبادت، حجاب، سکوت و کلام، تفریح و ... می توانیم مطمئن باشیم که میانه رو هستیم و دچار افراط و تفریط نشده ایم؟ ملاک چیست؟ از پاسخگویی شما متشکرم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک در این امور، سیره‌ی رسول خدا و ائمه‌ی هدی «علیهم‌السلام» و زعیمِ دوران است که در نهایت تعادل سیرِ إلی اللّه را به ما متذکر می‌شوند. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و عرض ادب و احترام:
    خانمی ۴۰ ساله هستم. بیش از ۲۰ سال است که برای رشد معنوی خودم برنامه‌ریزی می کنم.
    سعی کرده ام که اصولی را در این زمینه رعایت کنم از جمله شروع کردن با برنامه های سبک، گنجاندن تفریح در برنامه، داشتن مراقبه، هدفگذاری برای خودم، اولویت دادن به پرهیز از گناه و اولویت دادن به امر همسر داری و بچه داری. اما مشکل من این است که اولا هر برنامه ای پس از مدتی رها شده (گرچه که در ابتدای برنامه روحیه من خیلی خوب بوده و گمان می‌کردم که دیگر با این برنامه قدم به قدم به جایی که باید برسم خواهم رسید)
    ثانیا اینکه در کل هم از پیشرفت خود پس از ۲۰ سال راضی نیستم. حالا دیگر هر کاری می خواهم بکنم با خودم می گویم شاید این برنامه هم اصولی نیست و ایرادی دارد و آن طور که انتظار دارم من را قدم به قدم جلو نمی برد و نگرانم که عمرم با همین برنامه های دست و پا شکسته طی شود و به سرمنزل مقصود نرسم. یک کارشناس از مرکز پاسخگویی قم به من گفتند شما باید با استاد پیش بروید. لطفا راهنمایی کنید که چکار کنم؟ اشکال من چیست؟ آیا بدون استاد به جایی می رسم؟ خیلی افسرده و ناکامم از این همه شکست. وقتی صحبت مباحث اخلاقی می شود سینه ام سنگین می شود و حتی بغض می کنم. از وقتی که می گذارید بی نهایت سپاسگزارم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به گفته‌ی آیت اللّه بهجت بپذیریم که در این زمانه «علم ما استاد ما است» باید سعی کنیم در کسب معارف حقه ورود بیشتری داشته باشیم. بنده روش «معرفت نفس» را از این جنس می‌دانم و پیشنهاد می‌کنم کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن را که هر دو بر روی سایت هست دنبال کنید. با این فرض که فراموش نکنید راهِ رجوع به حضرت حق، تنگ و تاریک نیست، گشوده و روشن است. چه شده است که می‌فرمایید با روبه‌روشدن با مباحث اخلاقی سینه‌تان تنگ می‌شود؟! مگر بنا نیست اخلاق، راهِ گشوده‌ی حضرت ربّ العالمین را در مقابل ما بگشاید؟ و نه باری بر دوش ما باشد.



    آیت الله بهجت می فرمایند :ما یک زاهد داریم و یک عارف، زاهد که می گوییم مراد همین زهد خشک است، همان کسانی هستند که حافظ در اشعارش از اینها می‌نالد. آنهایی که اهل زهد خشک اند دنبال کثرت عمل هستند، هزار مرتبه این ذکر را بگویند، اینقدر نماز بخوانند، اینقدر حج، اینقدر ختم قرآن و ... دنبال این هستند. اما آن کسی که عارف است دنبال کیفیت عمل است،



    موفق باشید


  • سلام: در جلسه دوشنبه بین دو نماز کلیپی پخش شد که از ترک عادت به عنوان افضل اعمال نام برده شد چه خوب و چه بد. حال تکلیف اینکه می گویند مداومت بر عمل است که راه می گشاید چه می شود؟ مثلا نماز شب رو باید بعد یه مدت ترک کرد و دوباره خواند؟!! یا مثلا نباید بر خواندن مناجات تائبین مداومت داشت؟ یا نماز شب جمعه را نباید همیشگی خواند؟ یا نماز غفیله یا....

    باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور، عباداتی است که عادت می‌شود. وگرنه عباداتی که انسان با حضور قلب پیگیری می‌نماید که همواره باید آن را دنبال کرد. موفق باشید


  • با سلام و ادب محضر استاد طاهرزاده:
    اگر کسی چله ای شروع کند مثلا چله زیارت عاشورا و به فضل خدا سعی در مراقبه داشته باشد اما در طول چله یکبار بخاطر کم خوابی و خستگی مفرط نماز صبح وی قضا شود آیا چله اش بی اثر می شود؟ در یک کتاب خواندم قضا شدن نماز صبح سرنوشت چله را هَبَاءً مَّنثُورًا می کند.
    این مطلب به نوعی یاس آور و باعث از بین رفتن همت و عزم آدم می شود مثلا فرض کنید ۲۰ روز با زحمات زیارت عاشورا خوانده شده اما همه چیز به یکبار فرو می ریزد و شیطان بعد از زدن ضربه خود شروع به این القاء می کند که دیگر چه فایده ای در ادامه دادن چله هست شاید برای چله های معمولی آدم با عزمی جدید و از نوع شروع بکند اما برای چله هایی مثل چله کلیمی که در طول سال یکبار تکرار می شود واقعا زجرآور است و باعث نشستن خستگی در روح می شود.
    نظر استاد در این رابطه و توصیه شون چی هست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان، خودش و با اراده‌ی خودش ترک نماز بکند، عزمِ او به هم می‌خورد و عملاً چله‌ی او باطل می‌شود. ولی اگر عزمش پا برجا باشد به صرف آن‌که بدون اراده‌ی او نمازش قضا شود، مشکلی برایش نباید باشد. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    کتاب عالم انسان دینی مطالعه شد و در سراسر مطالعه کتاب خدا را بدلیل آشنایی با شما و کتاب هایتان شکر می کردم چرا که جواب بسیاری از سوالات چندین ساله خود را در این کتاب یافتم. به جمله ای در کتاب برخورد کردم که برای خودم بعلت نداشتن آن بسیار افسوس خوردم و از شما برای رسیدن به آن کمک می خواهم. در اواخر کتاب نوشته بودین که در اثر ارتباط و همنشینی با شخصیتی مثل علامه طباطبایی می توان متوجه عالم ایشان شد و به آن راه یافت. شما به بنده بگویید من چگونه استاد پیدا کنم؟ اصلا بارها به خود می گویم که مثلا افرادی مثل علامه مطهری و علامه جوادی و ... چه نیازی به جلسات خصوصی با علامه طباطبایی داشتند چرا هیچ استادی پیدا نمی شود که برای چون منی که از همه چیز دور افتاده ام کمک حالی باشد؟ چرا نسل جوان امروزی نمی تواند با همچین علمایی ارتباط پیدا کند؟ بنده احساس می کنم در طی این مسیر تنهای تنهایم و اینطور تا ابد نمی توانم به کمال برسم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همنشینی بیش از آن‌که جسمی باشد، روحی است. به همین جهت مولوی می‌گوید: «هرکه را روی به بهبود نبود / دیدن روی رسول سود نبود» و برعکس، اویس قرنی همنشین پیامبر بود در حالی‌که هیچ‌وقت ملاقات حضوری با حضرت ختمی مرتبت «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نداشت. امروز همنشینی با رهبری عزیز و با شهداء، راه‌های ناگشوده را در مقابل ما می‌گشاید. موفق باشید


  • با سلام خدمت جنابعالی: بنده جوانی دانشجو هستم و دوستدار دین اسلام، تفکری در بنده شکل گرفته مایلم نظر شما را در مورد میزان درست بودن آن بدانم دیگر واقعا هیچ امری و فعلی در این دنیا بنده را بهم نمی ریزد که چرا اینطور شد و فلان طور نشد و یا ای کاش جور دیگری بود البته حواسم را جمع می کنم تا از وظایفم کوتاهی نکنم ولی دیگر به هیچ وجه منتظر نمی مانم تا خواسته دلم بشود و هر چه بشود راضی هستم. حال ایرادی که اطرافیانم به من می گیرند این است که اینگونه هم نیست و این حالت را افراطی می دانند مثلا می گویند انسان ساخته تفکرات خویش است و فردا همان می شود که امروز به آن می اندیشی و انسان باید خودش را در اهدافش تصور کند تا محقق شود یا اینکه به کائنات انرژی مثبت بدهد تا از همان ها پس بگیرد و از این قبیل صحبت ها که البته بنده نمیگم این ها اشتباه است و یا امیدوار نیستم ولی نظرم این است که هر آنچه خدا بخواهد همان می شود. حرفم این است که مگر ما به دنیا آمده ایم تا مدام خودمان را در رسیدن به اهداف هر چند خوبه این دنیا تصور کنیم؟ درست است خدا تلاش می خواهد به دعای بنده اش شنواست از ما طلب کردن خواسته اما من فقط دعا و تلاش می کنم آنها می گویند با فکر کنی به اینکه نتیجه اتفاق افتاده ولی می گویم هر آنچه خدا بخواهد اتفاق می افتد و ابدا منتظر اتفاق خاصی نیستم آیا این نگاه افراطی است؟ با تشکر از شما

    باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید همان است که شما می‌گویید. آن حرف‌ها ریشه در توهّم انسان‌ها دارد و موجب ساختن زندگی توهّمی می‌شود. موفق باشید


  • سلام العلیکم: آقا جان به نظر شما چگونه می توان دنیا را فریب داد؟ دوستدار شما. والسلام

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آرزوهای دنیایی را به آرزوهای الهی و قیامتی تبدیل کنید. مثل این‌که در عین طلب آبرو، به جای آبروی دنیایی، آبروی قیامتی را جایگزین آن کنید. موفق باشید


  • با سلام و خدا قوت: استاد بزرگوار شاید سوال بنده کمی ساده به نظر برسد اما مساله ای است که شدیدا بنده را مشغول خود کرده و گاهی مرا به سمت یاس سوق می دهد. بنده دارای سه فرزند قد و نیم قد هستم و تقریبا همه وقت شب و روزم به امورات آن ها می گذرد، اگر چه کارهای فرهنگی و اجتماعی نیم بندی هم انجام می دهم اما دستم از انجام خدمت کلان به جامعه مسلمین کوتاه است و متاسفانه چون قبل از بچه دار شدن برنامه سیر و سلوکی برای خلوت دائمی و نماز و مناجات شبانه و ... نداشته ام الان هم خستگی و شاید ملکه نشدن این امور باعث شده که دستم از چنین اموری نیز خالی باشد. خلاصه این که اگر چه اجر فرزندآوری و فرزندپروری را کم نمی دانم و با عنایت به نظر مقام عظمای ولایت راجع به این موضوع حتما عزم بر تعداد بیشتر فرزند دارم اما نگرانم از اینکه بعد از پایان مشغله های فرزندداری دیگر حالی برای عبادت و خلوت برایم باقی نماند و یا در همین اثنا پیمانه عمرم سرریز شود و تا ابدیت حسرت همه اموراتی را بخورم که عمری آرزوی انجامش را داشتم اما فرصت و یا وسعت انجامش را نداشتم و با رویی سیاه و دست خالی دار فانی را وداع کنم. ان شاءالله راهنمایی شما قلب اندوهگین مرا که شدیدا در سینه ام سنگینی می کند را از این حالت نجات دهد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با برخورد خوب با همسر و فرزندان و دلسوزی و خوش‌رویی با فرزندان ملکه‌ی محبت به حضرت حق در شما شکل می‌گیرد و این ملکه همواره حجاب های بین شما و حضرت معبود را بر طرف می‌نماید. موفق باشید


  • با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد جانمان: استاد اگر امکانش هست این جمله را برای ما باز و قابل فهمش کنید یا راهنمایی بفرمایید: «عبادت اجرای توحید است در ملک بدن از باطن قلب.» تشکر التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که این جمله‌ی فوق می‌فرماید زیرا شما در عبادات با اراده‌ی قلبی سعی می‌کنید حکم خدا را در کشور بدن‌تان جاری نمایید و آن چیزی جز اجرای توحید در ملک بدن نیست که با نیت درونی همراه است. موفق باشید


  • فکر می کنم حال و روز من سخت در بند این جمله باشد. لطف کنید در مورد این جملات که از یکی از عالمان اخلاق (آیت ا.. ملا حسین قلی همدانی _ تذکرةالمتقین) نقل شده توضیح بدهید:
    «اگر بی مراقبت مشغول به ذکر و فکر بشود٬ بی فایده خواهد بود. اگر چه حال هم بیاورد٬ چرا که آن حال دوام پیدا نخواهد یافت گول حالی را که ذکر بیاورد بی مراقبه نباید خورد.» تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که فرموده‌اند. به هرحال هر اندازه معرفت انسان نسبت به حقایق بیشتر باشد، تاثیر اذکار او قوی‌تر خواهد بود. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد محترم: بنده خانه دار و مشغول تحصیل غیر حضوری در جامعه الزهرا هستم، به شدت نیاز به مطالعه معرفتی را در درون احساس می کنم و از طرفی علاقه فراوان به حفظ قرآن و حفظ دعا و مطالعه تفسیر قرآن دارم و با برنامه ریزی که کردم می توانم هر روز به مقداری از این کارها برسم ولی چندین مساله ذهن مرا درگیر کرده که قادر به پاسخ گویی آنها نمی باشم: اولا آیا این کثرت گرایی نیست که من دارم؟ یعنی بهتر نیست فقط در یک زمینه فعالیت کنم؟ آیا کار من عاقلانه است یا بر گرفته از حرص در مسایل دینی است؟ دایما فکر می کنم وقت من کم است و اگر در این علاقه های خود حرکت نکنم پشیمان می شوم، ثانیا اگر من فقط خانه داری کنم و مطالعاتی معرفتی داشته باشم من را به مقصد می رساند و من بعد مرگ دچار حسرت نمی شوم که کارهای دیگر را رها کردم با توجه به اینکه دوست دارم نعمت هایی که شامل حال حافظان می شود برخوردار شوم و همچنین تحصیل علم و همینطور وقتی دعا ها را از حفط می خوانم بهتر با خداوند رابطه دارم. اما از آنجایی که از کودکی دچار صفت حرص بودم در مسایل مادی که البته به لطف خداوند و ائمه اطهار از آن حرص دنیایی کاملا خارج شدم الان هم می ترسم این حالت من هم حاکی از حرص در مسایل اخروی باشد و مرا هنگام مرگ دست خالی بگذارد، لطفآ مرا راهنمایی کنید؟ در ضمن ایمیل حقیر خراب است اگر جواب را در سایت قرار دهید ممنون می شوم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تقسیم وقت و الأهم و فَالأهم‌کردن بسیار مهم است. 2- سعی کنید در کنار کسب معرفت و اولویت‌دادن به آن‌ها، حفظ دعا را توفیق بدانید، و درک فهم مفاهیم قرآن از حفظ آن اولویت دارد، ولی اگر استعداد حفظ قرآن را دارید، جمع آن دو خوب است. در هرحال برنامه‌ریزی، کار را به‌خوبی جلو می‌برد. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد محترم: استاد چگونه و از چه راهی محبت خداوند را به عشق تبدیل کنیم، به طوری که توجه کامل نسبت به خداوند در تمام امور داشته باشیم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با بندگی هرچه‌بیشتر حضرت معبود، حجابِ بین عبد و ربّ کم و کم‌تر می‌شود به همان معنایی که در دیوان فیض کاشانی داریم که می‌گوید:



    دل از من بردی ای دلبر بفن آهسته آهسته



    تهی کردی مرا از خویشتن آهسته آهسته



    کشی جان‌را به نزد خود ز تابی کافکنی در دل



    بسان آن‌که می‌تابد رسن آهسته آهسته



    ترا مقصود آن باشد که قربان رهت گردم



    ربائی دل که گیری جان ز من آهسته آهسته



    چو عشقت دردلم جا کرد و شهر دل گرفت از من



    مرا آزاد کرد از بود من آهسته آهسته



    به عشقت دل نهادم زین‌جهان آسوده گردیدم



    گسستم رشته جان را ز تن آهسته آهسته



    ز بس بستم خیال تو تو گشتم پای تا سر من



    تو آمد خرده خرده رفت من آهسته آهسته



    موفق باشید


  • با سلام: وقتی در خودشناسی تاکید به پرداختن به درون و باطن شده است. سوال می شود که مگر نه اینکه ظاهر و باطن همه از اوست. و من واقعی اوست. حول و قوه از اوست. پس سوال کننده کیست؟ پاسخ دهنده از درون کیست؟ اینجا دوگانگی بوجود می آید. اگر وحدت وجود به یگانگی او اقرار می کند. اگر هر کسی در عالم امر و باطن کامل است، پس این همه جستجو برای چیست؟ اگر عاشق و معشوق خود اوست، درد عشق چیست؟ پس چه کسی جستجو می کند؟ چه کسی می یابد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید بین تکوین و تشریع تفاوت قائل بود. آری! اگر از نظر تکوین همه‌چیز به نحوی مظهر حق و حقیقت است از نظر تشریع، ما نسبتی خاص با هرچیز داریم و در این رابطه است که چیزی برای ما حرام می‌شود و چیزی حلال، تا به مرور حجاب‌های بین ما و حضرت حق برطرف شود. موفق باشید


  • سلام:
    استاد خیلی خسته ام از زندگی ای که هر جور می خواهم بندگی کنم موانع زیادی جلوی پام سبز میشه که انگار من را به ساحتی دیگر غیر از عبودیت و بندگی فرا می خواند. نه ذکری می خواهم نه وردی اما مانده ام مسیر انا لله و انا الیه راجعون را چگونه بپیمایم. با کدامین لوازم و با کدامین برنامه جهت تحقق اون لوازم و چگونه گذر از اون لوازم و دوختن چشم به هدف و مقصد نهایی. آیا لاینفک های این مسیر علم هست یا اینکه تقوایی هست که ربطی به علم ندارد. چه کنم سکوت کنم یا تحرکی به همراه ان'یزه های شبه قدسی می تواند من را به مقصد نزدیک کند ؟ سطح دو حوزه را هم گرفتم ولی نه اصول به دادم رسید و نه فقه. تو ای کسی که ساحتی را غیر این ساحتی که برای ما ترسیم و تعریف شده را می بینی برای من بگو چگونه حرکت را آغاز کنم؟ کجا برم؟ کجا زانوی شاگردی زمین بزنم؟ خسته ام. لطفا بگو آنچه را که باید من بشنوم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند: «اول قدم آن است که او را یابی / دوم قدم آن است که با او باشی». روی این نکته فکر کنید راهی که در کسب معارف شروع می‌شود نیاز به صبر و پایداری دارد و در این مسیر، خود به خود حالِ انسان خوب است و موانع نمی‌تواند قدرت چندانی داشته باشد. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد: وقتتون بخیر. در قسمتی از بحث اشارت فرموده اید#گزیده 1
    #جلسه_هفدهم
    #گوش_سپردن_به_ندای_بی_صدای_انقلاب_اسلامی
    «باید برای خودمان افق را گشوده کنیم تا عقل قدسی در موطن خودش و حقیقت در موطن خیال ظهور کند. خیلی کار می برد تا انسان به جایی برسد که آرام آرام به جای اینکه بخواهد خودش همه چیز را حل کند حق برایش ظهور کند. به اعتباری مالک حق نباشد مملوک حق باشد.
    مؤمن با انتظار زندگی می کند. خیلی عجیب است. دائم کاری می کند تا آنچه که بناست بیاید، بیاید. این به این معناست که جایگاه خودمان را فقط در انتظار قرار می دهیم. یکی از علت هایی که انسان نماز شب می خواند همین است که می داند در نماز شب بهتر انتظارش برآورده می شود؛ یعنی آن چیزی که دنبالش هست می آید.»
    درست است که این بحث راجع به بحثهای معنوی است اما در رابطه با امور مادی هم همینطور است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بیایید بپذیرید که امور مادی مربوط به خداست خودش می‌داند و بنده‌هایش که «زیر دریا خوش بود یا روی آن/ مهر او دلکش بود یا قهر آن». موفق باشید


  • سلام: ۱. در کتاب لب الباب علامه برای دفع خواطر دستور به توجه به نفس میدن روزی نیم ساعت یا بیشتر لطفا توضیح بدید دقیقا چه کار باید کنیم؟ معرفت النفس تان رو کار کردم.
    ۲. در حدیث عنوان بصری اومده که از استاد به خاطر تجربه و امتحان نباید سوال بپرسی. ما که سوال از اساتید می کنیم که سطح علمیشون رو متوجه بشیم تا ببینیم چقدر میتونیم ازشون استفاده کنیم اشکالی داره و مصداق این فقره است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نفس را در معرض الطاف الهی قراردادن و به هویت یگانه‌ی او نسبت به خداوند توجه‌کردن راهی است که کتاب ارزشمند «لبّ اللباب» در راستای دفع خواطر پیشنهاد می‌کند 2- اگر انسان استاد ره‌یافته‌ای بیابد دیگر باید سعی کند جان خود را در معرض نسیم هدایت او قرار دهد تا همواره افق‌هایی از طریق آن استاد در مقابلش گشوده شود. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد محترم: استاد گاهی در یک موقعیت ناگهانی به ناگاه قلبم زیرو رو می شود و آرامشی عجیب و عمیق در سرتاسر وجودم پخش می شود. اصلا نمی دانم این چیست و با مطالعه کتاب های متعدد به نتیجه نرسیدم، ولی اون آرامش اینقدر زیاد و عجیب است که سرگردان به دنبالش می گردم، نمی دانم دقیقا چیست، ولی هر دو بار نزدیک ماه ذی الحجه بوده است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر پیامبر عظیم‌الشأن ما آن رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» که آگاه به همه‌ی اسرار عالم است، نفرمودند: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ ألا فَتَعَرَّضُوا لَهَا» (بحارالأنوار، ج‏68، ص: 221). آری! نفحاتی است می‌آید و می‌رود، ولی راه را در مقابل ما می‌گشاید که از آن به بعد چگونه مسیر إلی اللّه را طی کنیم. موفق باشید


  • با سلام:
    وقتی به سیره بزرگان قدیم نگاه می کنیم دوری از دنیا و به جا آوردن عبادات واجب و مستحب و در خدمت مردم بودن رو در زندگی آنها مشاهده می کنیم ولی در حال حاضر اساتید و بزرگانی که وجود دارند ما نمی توانیم آنها را به عنوان استاد و الگو انتخاب کنیم. مشکل کجاست و راه حل کدام است؟ ممنون. ایمیل خرابه

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فرقی نمی‌کند. در هر زمانی انسان‌های وارسته‌ای هستند که در عین زمان‌شناسی، اصولِ زندگی حقیقی را بر مبنای دستورات حضرت ربّ العالمین می‌شناسند و عمل می‌کنند. عمده آن است که ما متوجه باشیم در هر تاریخی چگونه آن اصول را در زندگی خود شکل دهیم. آیا امروز امثال چمران‌ها و خرازی‌ها و صیاد شیرازی‌ها و آوینی‌ها نمی‌توانند الگو و اسوه‌ی امروزین ما باشند؟! موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد محترم: استاد می شود در مورد ذکر قلبی توضیحاتی فرمایید، یا کتابی معرفی کنید؟ و اینکه این ذکر آیا در ارتباط با همان بحث اسما الحسنی است و آیا در ماه ذی الحجه توفیق بیشتری برای ذکر قلبی است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جلد اول کتاب «مقالات» از آیت اللّه محمد شجاعی در این مورد نکات خوبی دارد. اذکار ماه ذی‌الحجه، تماماً وسیله‌ای است تا قلب را به راه بیاوریم. موفق باشید


  • با سلام و احترام: اینجانب هفته آینده عازم سفر حج تمتع می باشم. ضمن درخواست حلالیت از شما استاد گرامی و خانواده محترمتان مخصوصاً اقای توکلی که چندین بار مزاحم اوقات شریفشان شدم به عنوان توشه راه مطلبی یا تذکری عنایت بفرمائید. خداوند اجر عنایت بفرماید. خدا حافظ شما.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به گرد خانه‌ی گِلی می‌گردی، فراموش مکن که در باطن این خانه نوری از ملائکة اللّه با باطن شما در ارتباط‌اند. سعی کنید در آن شرایط که بهترین شرایط اُنس با فرشتگان است، غافل نمانید. موفق باشید


  • میت وانید حداقل و حداکثر قدرت نماز شب در رشد دنیا و آخرتی و معنویت و مادیات و ... برایم بگید. چون من در مرحله ی اول به طمع کسب مواهب و امتیاز و نیاز و حاجت به درگاه خدا در ساعات سحر به نماز ایستاده ام، می خواهم بدانم اولین چیزی که خداوند می خواهد به من بدهد تا من هم قوت بگیرم انگیزه بگیرم همت کنم که این مسیر را ادامه دهم و ان شاءلله سال به سال رشد معنوی من مرا به مراتب بالای از معنویت برساند. کسب فضایل اعمال و اثرات اعمال به نظر من باید مراتب داشته باشد. مثلا من بدانم که اگر یک ماه به پای سجاده ی نماز شب آمدم چی دستم را خواهد گرفت؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام عبادات باید با انگیزه‌ی اُنس با حضرت ربّ العالمین انجام گیرد و با پشت‌کار و صبر إن‌شاءاللّه حجاب‌های بین «عبد» و «ربّ» برطرف می‌شود. آری! نماز شب یکی از بهترین راه‌های اُنس عبد با ربّ است. پیشنهاد می‌شود سه جلسه‌ی صوت «همدمی ربّ و عبد» را را که بر روی سایت هست، دنبال کنید. موفق باشید


  • تقوا از شهوت جنسی به چه معناست؟ آیا باید سرکوب کرد؟ برای کسی ک نه دائم می تواند و نه موقت؟ عوارض ناشی از این تقوا را چگونه باید جبران کنیم؟ آمیزش جنسی به انسان قوت قلب و آرامش و لذت می دهد و وقتی این لذت را از انسان می گیری و شهوت را سرکوب می کنی به نیاز اصلی انسان پاسخ منفی داده ای، و انسان را با بی قراری و ناراحتی اعصاب و پرخاشگری روبرو می کند. راه حل چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چون مسائل جنسی امور غریزی هستند و نه امور فطری، خلل در امورِ غریزی، آسیب اساسی به انسان نمی‌زند وقتی عیسی‌گونه بتوانیم زندگی را انتخاب کنیم. موفق باشید


  • کدام عمل ها (غیراز صدقه و صله رحم) در این دنیا سریعا اثرش ظاهر می گردد؟ مثلا در روایات در مورد صله رحم و صدقه آمده است که اثر این دو کار خیلی سریع به انسان می رسد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که به سریع‌الحساب‌بودن خدا فکر کنید و امیدوار باشید هر عملی سریعاً اثر خود را داشته باشد. موفق باشید