×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    اعیان ثابته

  • با سلام:
    شما در پاسخ به عین ثابت فرموده اید انسان می تواند عین ثابت خودش را تغییر دهد.
    دوما می خواستم بدانم اعیان ثابته در کجای حکمت متعالیه می باشد؟ ثالثا کدام بزرگواران معتقد به این هستند که انسان می تواند عین ثابته خودش را تغییر دهد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کسی نمی‌تواند عین ثابته‌اش را تغییر دهد. عین ثابته‌ی موجود مختار، خودش طوری است که می‌تواند نحوه‌های مختلفی از حیات را برای خود انتخاب کند، مثل خود جنابعالی. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز و بزرگوار:
    چند سوال پیرامون مبحث حرکت جوهری داشتم:
    ۱. به نظرم عبارت قرآنی «کل شی هالک الا وجهه» با عبارت قرآنی «کل یوم هو فی شان» در تضاد است. منظور از عبارت قرآنی اول یعنی کل شی هالک الا وجهه این است که تنها وجود حاضر در صحنه، حضرت حق است (بقیه هر چه می بینیم، ظهورات حضرت حق است). منظور از عبارت دوم یعنی کل یوم هو فی شان، این است که حضرت حق همواره در حال ایجاد و خلق (افاضه فیض یا همان هستی بخشی) است. به بیان دیگر، عبارت قرآنی اول ناظر بر قبول وحدت شخصی وجود و تشکیک ظهور است، در حالی که عبارت قرآنی دوم، ناظر بر قبول تشکیک وجود است.
    نظر شما چیه استاد؟
    ۲. یکی از نتایج حرکت جوهری، ذات قیوم خداوند و فیض دهندگی دائمی او اثبات می شود (و اینکه خداوند بواسطه فیض بخشی خود، همواره عالم جدیدی را ایجاد می کند)، شبیه این مثال است که یک لامپ در اتاق باشد و من دستم را روی کلید مربوط به لامپ بگذارم و مکررا خاموش و روشن کنم. البته مثال را برای تقریب ذهن عرض کردم چون مثال بهتری سراغ نداشتم. ولی با این حال، می توان گفت که هر لحظه که نور لامپ خاموش می شود، آن پرتوهای نوری (وجودهای بالغیری) که تا قبل از خاموش شدن لامپ بودند، بواسطه خاموش شدن لامپ، از هستی ساقط می شوند، و وقتی لامپ را دوباره روشن کنم، پرتوهای نوری جدیدی در اتاق خواهیم داشت که عین پرتوهای قبلی نیستند (وجودهای جدیدی که بعد از ساقط شدن وجودهای قبلی ایجاد می شوند، دیگر وجودهای سابق نیستند). در نتیجه، ذات یا جوهر ما کاملا تغییر می کند، به عبارت دیگر، نمی توان گفت که منِ من جدید، همان منِ من جدید است. این تناقض چطور قابل رفع است؟ پیشاپیش از توجه و پاسخگویی تان متشکرم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در آیه‌ی «کلّ یوم هو فی شأن» حضرت حق نظر به قسمت قبل دارند که می‌فرماید: «یسئله‌ من فی السموات و الارض» و با تجلیات خود جواب طلب مخلوقات را می‌دهد تا آن‌ها را از قوه به فعل در آورد و در این رابطه، جای وحدت شخصیه وجود محفوظ است به اعتبار آن‌که در صقع ربوبی و در مقام عین ثابته‌ی مخلوق، حضرت حق با مخلوقات مرتبط است.۲. همچنان که در «حرکت جوهری» بحث شد آن‌چه موجب ربط مرتبه‌ی قبل حرکت به مرتبه‌ی بعد از آن است، ذات خود حرکت است که همواره در صحنه می‌باشد. موفق باشید


  • سلام استاد: در یکی از سخنرانی هایی که انجام دادین شما فرمودین که ما انسان ها هر کدوم
    خواستیم در زمان کدام پیامبر (ص) به دنیا بیاییم. ادله هایی که بر این مسئله دارید رو بی‌زحمت ذکر کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به مباحث مربوط به «اعیان ثابته» رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر. در بحث مصباح الهدایه بحث اعیان ثابته را در احدیت مطرح فرمودید با توجه به اینکه احدیت موطن کثرت نیست چطور اعیان ثابته در احدیت قابل طرح است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب «مصباح الهدایه» متذکر شده‌اند علم حضرت حق عین ذات اوست و علم به اعیان ثابته در مقام احدیت به معنای نظر به صورت علمیِ موجودات است که در ذات حضرت حق معلومِ حق هستند. موفق باشید


  • سلام:
    در ادامه پرسش ۲۴۲۱۳ پس باید نتیجه بگیریم عین ثابته و بعدا جنین بالاخره آن زندگی و صورتی را می خواهند که اراده خداوند است یعنی در کل اراده خداوند محقق می شود و نه جنین؟ درسته؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا؟ روح انسان است که طلب می‌کند و خداوند مطابق آن طلب او را در شرایط خاصی که او طلب کرده‌است خلق می‌نماید. موفق باشید


  • سلام علیکم: فرموده اید علم به اعیان در مرحله احدیت و علم به تعین اسماء در مرتبه واحدیت است. در جای دیگری شنیدم می توان گفت اعیان صورت اسماء و اسماء صورت اعیان است. با توجه به مطلب اولی این مطلب اشتباه است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اعیان در تعیّن خود، صورتِ اسماء هستند ولی آن اسماء، مطابق هویت و امکانِ اعیان به ظهور می‌آیند. مثل اسم «حیّ» که در هویت «شجر» ظهور می‌کند. ولی جایگاه اصلی اعیان یعنی مقام علمی آن‌ها در «احدیت» است، به همان لحاظ که ابن‌عربی با نظر به این مقام در مورد آن‌ها می‌فرماید: «ما شَمّت رائحةَ الوجود» یعنی هنوز اساساً موضوع خلقت برای آن‌ها پیش نیامده است، بلکه در جودِ علمی خود هستند نه در وجودِ عینی‌شان. موفق باشید


  • سلام علیکم: طاعاتتون قبول استاد. ۱. اعیان در احدیت هستند یا در واحدیت؟ اینطور که یادم است در مصباح بحث اعیان رو در احدیت مطرح کردید. ۲. بحث ملائکه ارضی که با ملائکه سماوی فرق دارند و فقط انها بودند که متعرض آفرینش انسان شدند از نظر شما بحث درستی است؟ کتاب «هدف حیات زمینی آدم» رو خواندم و چنین بحثی توش مطرح نشده بود. امروز از یک روحانی شنیدم که فطرس ملک جزو ملک ارضی بوده. اینطور که یادم است علامه بحث فطرس ملک را رد کرده اند به دلیل این آیه قرآن که «لا یعصون ما امر الله» آن روحانی می فرمودند که ملک ارضی یه مقدار می لنگد و ممکنه است اشتباه کند. این بحث رو حتا ملاصدرا هم مطرح کرده. نظر شما چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علمِ به اعیان که همان علم ذات حضرت حق به حضرت حق است در مقام احدیت است ولی علم به تعیّن اسماء مربوط به مقام واحدیت می‌باشد. ۲. به نظر می‌آید تقسیم ملائکه در این موارد به ارضی و سماوی، مشکل را حل نمی‌کند بلکه موضوع اعتراض فرشتگان همان‌طور که ابن‌عربی در فصّ آدمی می‌گوید مربوط به یک‌بُعدی‌بودنِ مقام آن‌ها است. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب: استاد عزیز روزتون مبارک. مؤید به تأییدات الهی باشید. التماس دعا. لطفا بفرمایید:
    ۱. در جلسات مصباح الهدایه فرمودید امکان انسان یک امکان چند وجهی است به این معنا که می توان در عین اینکه بر اساس عین ثابته خود نزول و ظهور کرده دارای انتخاب و اختیار باشد و مسیرش را عوض کند درسته؟ یعنی می توان برخلاف طلب اولیه عمل کرد و راه باز است ولی در واقع هرکس همانطوری سیر می کند که در عین ثابته اش مشخص کرده است؟ در ادامه این سوال هم برایم هست که ظرفیت افراد در خوبی و بدی قابل تغییر هست یا انسانها در تمام عوالم و در سیر صعودی در جهت همان عین ثابته شان سیر دارند؟ و اگر دعا و توسلی هم در جهت افزایش ظرفیتشان دارند باز هم در جهت همان عین ثابته اولیه شان است؟
    ۲. استاد بر اساس این جمله که «حقیقت انسان کامل است که برابر هر درجه ای از درجات تعین خاص و اسم مخصوص حاصل کرده است.» و یا این جمله «به وجود فیض اقدس اعیان ثابته و استعدادات اصلی آنها در علم الهی ایجاد می شود.» می توان نتیجه گرفت که فیض اقدس یا حقیقت محمدیه صلوات الله علیه و آله بر اساس اراده الهی تعیین کننده حدود مخلوقات است؟
    ممنونم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در شرح فصّ «شیثی» عرض شد در هر حال، ذاتِ انسان، ذاتی است انتخاب‌گر و در هر شرایطی می‌تواند نسبت به انتخاب گذشته‌ی خود تجدید نظر کند. در ضمن نکته‌ی آخری که می‌فرمایید نکته‌ی خوب و قابل توجهی است. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب و تبریک عید بزرگ نیمه شعبان. ۱. استاد عزیز بنده مدرس فلسفه هستم و اخیرا دارم کتاب مصباح الهدایه را با شرح شما میخونم تا کنون به فضل خدا حداقل در فهم مطالب مشکلی نبوده ولی مسأله اعیان ثابته رو اصلا نمی فهمم یعنی متوجه نمیشم یعنی چی که ذات و امکان موجودات مثال خودشان است یعنی هر موجودی خودش تعیین میکند چه باشه؟ مگر ما ورای قدرت و خواست الهی اراده و استقلالی داریم آن هم قبل از وجود! می دانم که مطلب چیز دیگری است لطفا راهنمایی بفرمایید. البته کتاب مبانی نظری عرفان استاد یزدانپناه رو هم در این قسمت دارم مطالعه می کنم ولی تاکنون مشکل حل نشده ما تا الان اینطور می فهمیدیم و آموزش می دادیم که در جریان صدور فیض وجود و ایجاد مخلوقات هرچه فیض وجود نازل تر شود عوالم مادون ایجاد شده و وجود محدود شده و کثرات ایجاد می شوند یا در مورد حرف ابن سینا اینطور می فهمیدیم که خداوند ابتدا وجود زردآلو را نداده بعد ماهیتش را بلکه فقط یک جعل بوده آن هم وجود که البته وجود محدود در حد نبات و این محدودیت هم بسته به اراده پروردگار دارد. لطفا راهنمایی بفرمایید.
    ۲. استاد عزیز بنده تصور می کردم که خداوند در جریان هدایت و نزول ولایت، هدایت الهی را جاری ساخته و به انسان و جن قدرت انتخاب و اختیار عطا فرموده تا مسیر رشد را طی کند. سپس ابلیس ولایت الهی را نمی پذرید و به اقتضای ربوبیت پروردگار در بستر ولایت الهی دارای ولایت طاغوت می شود تا انتخابهای بد انسانها را ربوبیت کند و خلاصه راه برای سیر در هر دو مسیر باز باشد تا نهایتا که غلبه بر جبهه حق است آیا درست است؟ به تازگی مطلبی خواندم که در اشاره به حدیث عقل و جهل می فرمودند جهل هم یک مخلوق است و جنودی دارد یعنی برخلاف گمان بنده جهل و ظلمت حاصل نبود عقل و نور نیست بلکه مخلوقی مستقل است سوالم این است جهل که تاریکی و شر محض است چگونه از خدایی که خیر و وجود محض است باالاصاله ناشی می شود؟ بسیار ممنون التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم:  ۱. موضوع «اعیان ثابته» موضوع مهمی است. به نظر بنده خوب است در این مورد سری به آرشیو سؤالات بزنید. در فصّ شیثی که اخیراً بحث شد تا حدّی به موضوع پرداخته شد. بالاخره باید از خود سؤال کنیم خداوند بر چه مبنایی مخلوقات را خلق می‌کند؟ ۲. به نظرم نکته‌ی درستی است که انسان در مسیر ولایت طاغوت یا ولایت الهی باید خودش تصمیم بگیرد ۳. حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در شرح کتاب «جنود عقل و جهل»، جهل را از امورِ عدمی می‌دانند که به تبعِ عدمِ عقل معنا دارد. پس همان سخن شما درست است. آری! علمِ به جهل، به اعتبارِ علم‌بودنش، امری است وجودی به همان معنای علمِ به عدمِ ملکه. موفق باشید


  • سلام: لطفا پاسخ بر روی سایت قرار گیرد:
    ۱. اگر انتخاب و قابلیت عین ثابته در پسر بودن و دختر بودن و انتخاب رحم در میان است چرا در سوره شوری آیه ۴۹ آمده خداوند به هرکس بخواهد دختر و به هرکس بخواهد پسر می دهد؟ در اینجا گفته خداوند به هرکس می خواهد پسر یا دختر می دهد در حالی که عین ثابته خودش رحم انتخاب می کند؟
    ۲. اگر خداوند به ملائکه فرمود به آدمیت سجده کنید و نه شخص آدم ابوالبشر و زن و مردی در میان نیست چرا در دعای ام داوود می گوید حضرت آدم رو گرامی داشتی و به فرشتگان امر به سجده کردید برای او و بعد از آن حضرت حوا را جداگانه خصوصیتهایش را ذکر می کند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آیه‌ی مذکور می‌فرماید «هر کس را که خداوند خواست دختر می‌دهد و هر کس را خواست،‌ پسر» ولی دردل این مشیت الهی باید متوجه‌ی عدل الهی بود لذا می‌توان گفت خواستِ خداوند همان است که این عین ثابته بنا به طلب خودش در این رحم قرار بگیرد و آن عینِ ثابته در رحم دیگر قرار بگیرد تا به هر حال فردای قیامت کسی نگوید بر اساس انتخاب ما عمل نشده‌است. ۲. آیا نمی‌توان گفت حضرت آدم به اعتبار خلیفه‌اللهی ایشان محل سجده ی ملائکه بوده‌اند که مربوط به آدمیت حضرت آدم است زیرا اگر موضوع سجده‌ی فرشتگان به شخص آدم مربوط بود،‌ کسانی مثل ائمه و رسول خدا علیهم السلام از آن مقام خارج خواهند بود و مصداق خلیفه‌اللهی نخواهند شد در حالی که خداوند سجده را به اعتبار خلیفه‌اللهی آدم به ملائکه دستور داده‌است. در این مورد خوب است به تفسیر آیت‌الله جوادی رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام:
    ۱. با توجه به اینکه عین ثابته هر شخص در علم خدا می خواهد و قابلیت موجود شدن در فلان رحم را دارد آیا این صحیح است که اگر از شخص بارداری پرسیدند پسر دوست داری یا دختر بگوید هرچه خدا بخواهد؟ چون در این صورت خواست خدا همان انتخاب عین ثابته هست؟
    ۲. برای رضای خدا نهی کردن افراد از صفت بدی که خودمان به آن مبتلا هستیم صحیح است؟
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حتی اگر بپرسند پسر دوست داری یا دختر، می‌تواند بگوید هرچه آن جنین که رحم مرا انتخاب کرده است، دوست دارد. ۲. آری! با این توجه که به نور اولیاء معصوم متذکر شویم. یعنی بگوییم ائمه «علیهم‌السلام» چنین می‌گویند، تا شخصیت ما با ذهنیتی که ممکن است از ما داشته باشند در میان نباشد. موفق باشید


  • سلام خسته نباشید: سوال بنده اینست که خداوند مخلوقات را در کجا آفریده؟ داخل ذات یا خارج از ذات؟ اگر بگوییم خارج ذات، آیا این خارج ذات حادث است یا قدیم؟ اگر قدیم است که تعدد لاهوت بوجود می آید و اگر حادث است پس خود این حادث کجا خلق شده؟ (تسلسل می شود)
    اگر بگوییم داخل ذات خلق شده اند پس یعنی ذات محلی برای حوادث شده که به معنی حادث بودن ذات و نقص لاهوت مطلق است! تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در وحدت شخصی وجود روشن می‌شود که جز حق در عالَم نیست و تمام عالَم، صورتِ علمی حضرت حق‌اند در حق، و خودِ او می‌خواهد علاوه بر نظر بر ذاتش، به آن‌چه در علم اوست، نظر بر اسماء خود هم داشته باشد. لذا به همان‌هایی که به صورت علمی در او هست، «وجود» می‌دهد تا حضرت حق در مرتبه‌ی مخلوقات نیز حاضر شود و این نیز در موطن حضور خدا در عالَم محقق می‌شود و نه‌تنها بیرون از خدا نیست، بلکه با خلقت آن‌ها تجلیات الهی نیز برای خدا و پیش خدا معنا می‌دهد. به همین جهت در قرآن بحث «حتّی نَعلم» به میان آمده است یعنی تا این‌که در موطن مخلوقات نیز می‌خواهد بداند. در این مورد خوب است به مباحثی که در «فصّ آدمی» شد و در کانال «ندای اندیشه» هست رجوع فرمایید. موفق باشید 


  • سلام علیکم: خدا قوت. ۱. ببخشید استاد چه شده است و بر چه اساسی کسی انتخاب می کند که در نوزادی بمیرد و یا دیوانه به دنیا بیاید و امکان اوج تکامل و مرتبه را نداشته باشد؟ (آیا همینطور است؟) و کسی عاقل و در شرایطی که بتواند به بهترین بهشت ها برسد؟ ۲. آیا بعد از مرگ به گونه ای است که همه با نور قرآن روبرو می شوند و هر کس به اندازه‌ی غیر قرآنی عمل کردنش عذاب می‌کشد و آیا برای همه به یک نوع با قرآن روبرو می شوند؟ یا مثلاً صدام که اینجا غرق در جنایت بوده به همین نحو در همان نفهمی تا ابد ادامه می‌دهد و اصلا قرآنی نمی فهمد؟ و اگر خب اینگونه باشد خب او از این بدی ها لذت می برد و همین برای او بهشتی می شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌آید که مباحث مربوط به «عین ثابته» که عرفا مطرح می‌کنند در این‌جا به بحث کمک کند. هرچه هست نمی‌توان انتخاب‌های قبل از تولد را نادیده گرفت و از آن طرف، شرایطِ امتحان در دنیا را هم باید در نظر داشت. ۲. در قیامت هرکس با فطرت خود روبه‌رو می‌شود و می‌یابد چه اندازه و قدری دارد. امامِ هرکس، تعیّن و تجسمِ فطرت اوست و لذا در دنیا و آخرت، هرکس در نسبت‌اش با امام معصوم، جایگاهِ قرب و بُعدش معلوم می‌گردد. قرآن هم صورتِ تئوریک فطرت انسانی است. موفق باشید


  • سلام:
    در سوال شماره ۱۲۱۰۳ گفته شده انسان در ابتدا ماده است و بعد تروح پیدا می کند.
    حال چند سوال دارم:
    ۱. اگر انسان ابتدا ماده است چرا فرمودید نفس انسان خودش رحم را انتخاب می کند پس یعنی یک چیز مجرد است که رحم را انتخاب می کند ماده که از آسمان نمی آید؟!!
    ۲. چرا خداوند فرموده نفحت فیه من روحی؟ باز نشان می دهد که روح دمیده شده به جسم مادی حیات بخشیده است.
    ۳. اگر از ابتدا فقط یک چیز است و آن ماده است چرا بعد از حرکت جوهری و به تجرد رسیدن دو تا می شود یعنی بدن می ماند و روح می رود؟ باید همان بدن مادی به تجرد برسد و بشود بدن برزخی!!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر بحث «حرکت جوهری» را با دقت دنبال بفرمایید جواب خود را می‌گیرید. بالاخره ماده، بستری خواهد بود تا فیض الهی آن را به جنینی زنده تبدیل کند. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر. میشه تفاوت بین حال و استعداد رو بفرمایین؟ استعداد همان عین ثابته است؟ خیلی وقته پرسش و پاسخها به ایمیلم نمی آید در صورتی که همیشه آدرسم رو می نویسم. دلیل خاصی داره؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی اخیراً در جلسه‌ی شرح «فصوص» در این مورد شده است. متن بحث در کانال تلگرامی @nedayeandishe هست. مورد دوم بررسی شد اشکالی نبود احتمالا مشگل از نرم افزار خودتان است. موفق باشید


  • با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار:
    در صورتی که یک بودایی یا مسیحی و یا پیروان ادیان دیگر به دین خود پایبند باشند و مسلمان نشوند (یا به دلیل نداشتن اطلاعات کافی از دین اسلام یا به دلیل به حق دانستن دین خودشان) ولی از خیلی از مسلمانان شناسنامه ای انسانیت بیشتری داشته باشند باید با توجه به فرمایشات جنابعالی پس از مرگ به ضلالت ابدی بروند و هیچ وقت از دوزخ خود خارج نشوند ولی کسی که در شناسنامه اش مسلمان است و آن طور که خودش می خواهد اسلام را در زندگی خاکی اش اجرا می کند فقط به دلیل اینکه پدر و مادرش مسلمان بوده اند، پس از مرگ بعد از گذراندن جهنم معادل گناهانش، به جرگه ما بقی مسلمانان می پیوندد. آیا این موضوع به نحوه انتخابش در زمان قبل از به دنیا آمدن دارد یعنی این شخص مسلمان شناسنامه ای قبل از به دنیا آمدن، خودش خواسته است که از ازدواج و رابطه یک زن و مرد مسلمان پا به این دنیا بگذارد و این نحوه انتخاب قبل از به دنیا آمدن به چه صورت است؟ یا اگر این طور نیست آیا اجبارا هر کس در یک خانواده پا به دنیای خاکی می گذارد؟ اگر انتخابی نباشد، با این شرایط زندگی کاملا متفاوت و این اجباری بودن چرا باید عذاب ببیند. لطفا مرا راهنمایی کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ‌وجه نمی‌توان گفت آن بودائی و یا آن مسیحی در این زمانه انسانی است دوزخی! به اندازه‌ای که به دنبال حقیقت باشد، با حقیقت روبه‌رو می‌شود و تا ابد با آن زندگی می‌کند. آری! آن نوع تولد و زندگی را خودش انتخاب کرده و می‌خواهد در همان بستر با حقیقت روبه‌رو شود. موفق باشید


  • با عرض سلام: استاد من یک سوال درباره عین انسان کامل داشتم اگر عین ثابت هر کس حقیقت آن چیز است که کمالاتی که لازم دارد مشخص است و از ابتدا تا انتهای حیات آن چیز در خود آن عین نهفته است آیا درست است عین انسان کامل را که سیادت بر تمام اعیان دارند عین ثابت این چهارده نور پاک به صورت جداگانه بگیریم؟ یعنی برای هرکدام از این ارواح یا انوار چهارده عین مجزا با توجه به اینکه برای هر عین آثار خاصی مترتب است و باید در یک ظرف زمانی و مکانی خاص تحقق یابد قائل شویم که همگی این چهارده عین مظهر اسم الله می شوند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بتوان در این راستا فکر کرد ولی احتیاج به تصور درست و جامعی از عین ثابته هست و اولیاء معصوم، عین ثابته‌ی خود را به خوبی می‌شناسند. موفق باشید


  • سلام: وقت بخیر استاد. ببخشید مزاحم شدم. یه سوالی راجع به چکیده هایی که در کانالتون گفته بودبن داشتم اونجا در مورد انتخاب پدر و مادر به وسیله خود فرزند مطلبی گفته بودید می خواستم راجع به صحت و درستی این مطلب و کسب اطلاعات بیشتر از شما استاد عزیز راهنمایی بگیرم به خاطر رفع شبهه از یک جمع دانشگاهی خیلی برام مهمه که بتوانم به نحو احسن پاسخگوی این موضوع باشم. تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه باید با مباحث عرفانی مطلب را دنبال کنید تحت عنوان «اعیان ثابته». فکر می‌کنم اگر در اینترنت هم جستجویی بفرمایید، نکاتی برای جنابعالی روشن شود. در جزوه‌ی «عرفان نظری» که بر روی سایت هست نکاتی در این مورد مطرح شده است. آدرس جزوه



    http://lobolmizan.ir/leaflet/1344/%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C



     موفق باشید


  • سلام علیکم: امکان، مگر یک مفهوم نیست؟ پس اینکه گفته می شود امکان در اعیان ثابته است، دقیقا چه معنایی پیدا می کند؟ یعنی سنخیتی در میان هست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عین ثابته‌ی هرکس جنبه‌های بالقوه‌ی اوست در علم خداوند و این‌که می‌تواند آن جنبه‌ها را با اختیار خود بالفعل کند. به همین جهت یک گوسفند در عین ثابته‌ی خود نمی‌تواند یک انسان شود ولی در گوسفندی خود می‌تواند رشد نماید. پس چه اشکال دارد بفهمیم که چه امکاناتی برای چه‌چیزی هست. این فهم ما یعنی دانایی به استعدادها به این معنا می‌توان گفت حدّ ذاتی عین ثابته‌ی هرکس امکان ذاتی اوست. موفق باشید


  • سلام: آیا عین ثابت در مرحله فنای تام در ذات الله، بقا می یابد یا خیر؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در آن مقام به بقایِ حق باقی است. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد بزرگوار ان شا،الله سایه امثال شما از سرمان کم نشود.
    ۱. سوالی که دارم اینه که آیا درسته که بگیم هر خالقی هرچیزی رو از جنس خودش خلق میکنه، مثلا اگر ما در ذهنمان یک صندلی خلق کنیم آن صندلی از ذهن ما جدا نیس و از جنس ذهن ما هست؟ یعنی الان ما و خدا از یک جنسیم و ما خداییم؟ یا به گونه ای تجلی خدا هستیم؟ و حدیث «ان الله قریب من حبل الورید» را به اینطور معنا کنیم که ما و خدا یکی هسیم.
    ۲. سوال دیگری که وجود دارد این هست که آیا ما قبل از تولد و ورود به دنیا ظرفیتی کسب کرده ایم که با توجه به آن وارد دنیا می شویم؟ مثلا ائمه و معصومین چنان ظرفیتی کسب کردند که در این دنیا بتوانند معصوم شوند، و ما ها با توجه به آن ظرفیت ها در چنین خانواده و شرایطی وارد دنیا می شویم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خداوند وجود مطلق است و وجود ما از وجود اوست و از این جهت همجنس هستیم. ولی هیچ‌وقت مخلوق در حکم خالق نمی‌باشد. 2- ما قبل از این دنیا هم با انتخابی که در ذات هر انسان هست از خدا تقاضایی کرده‌ایم در رابطه با نحوه‌ی خلقت خود و خداوند هم مطابق سمیع و خبیربودنش جواب تقاضای ما را داده است و آن انتخاب، هنوز هم می‌تواند به شکل‌های مختلف ادامه داشته باشد. موفق باشید


  • با سلام:
    معنای چند واژه رو نمیدونم اگه میشه تعریف بفرمایی.
    ۱. سوبژکتیویته ۲. نفس الامر ۳. اتیمولوزی ۴. اعیان ثابته ۵. عقل بالمستفاد
    به خاطر تمام خوبیهای شما از خداوند برای شما طول عمر مسئلت دارم. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌های این‌چنینی در فرهنگ خاص خودشان معنایشان را ظاهر می‌کنند. ولی از نظر معنای ظاهری: سوبژکتیویته، یعنی نظر به آن‌چه در ذهن است و در درون ما مطرح است. نفس‌الأمر، یعنی واقعیت، چه در عالم ماده و چه در غیر عالم ماده. اتیمولوژی، یعنی ریشه‌شناسیِ لغات و اشاراتی که ریشه‌ی لغات دارد. اعیان ثابته، یعنی وجهی از موجود که در علم خداوند است. عقل بالمستفاد، یعنی آن درجه‌ای از عقل که انسان با اندک توجه متوجه‌ی حقایق بشود. موفق باشید


  • به نام خدا
    با سلام خدمت استاد عزیز: در رابطه با پاسخ سوال 22263 مطلب روشن نشد. شما می فرمائید امکان ذاتی یک شی است «و الذاتی ما لا یعلل» خوب در دل جمله شما وجود شی خوابیده است یعنی شئ که وجود دارد ذاتی آن ما لا یعلل است و دارای قدرت و علم و انتخاب است از طرفی اصالت با وجود است و ماهیات و صفات آنها به تبع وجود مطرح می شوند. .امکان یک مفهوم است. امکان یعنی این که موجود است واجب نیست و می شود که نباشد صفتی است که ما از موجود غیر واجب انتزاع می کنیم امکان به خودی خود حقیتی خارجی و عینی نیست که تازه انتخاب هم داشته باشد. در بحث اعیان ثابته آیا آن شئ وجود دارد یا نه؟ اگر نه، دیگر معنی نمی دهد آنچه وجود ندارد انتخاب داشته باشد. اگر آری آیا آن وجود مستقل از خداست یا نه؟ پر واضح است که مستقل نمی تواند باشد پس می ماند فقط و فقط علم خدا، چرا که شئ هنوز وجود خارجی ندارد و این خداست که بر اساس علم و حکمتش موجودات را متفاوت می آفریند درست است ذاتی شی مالا یعلل است یعنی خدا یک وجود جدا به شئ نمی دهد و بعد ذاتیات آن را هم جدا بدهد بلکه نفس وجود دادن همان ذاتیات را دادن است، پس خدا بر اساس علمش وجود می دهد و موجودات متفاوت پا به عرصه وجود می گذارند و قبل از آن شئ وجود مستقل خارجی ندارد که تازه بخواهد با علم و آگاهی انتخاب کند که مثلا من می خواهم در اصفهان و از فلان پدر و مادر بوجود بیایم. با تشکر و التماس دعا. ایمیلم خراب است لطفا در سایت.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: «امکان» به خودیِ خود یک مفهوم است که در تجزیه و تحلیل فکری می‌توان متوجه‌ی معنا و لوازم آن مفهوم شد و همان‌طور که متوجه‌اید به صورت «عین ثابته» در علمِ خدا است و خدا علم دارد که این معنا چه اقتضائاتی دارد و مطابق آن اقتضائاتِ ذاتی آن شیئ، آن شیئ را خلق می‌کند. تعجب می‌کنم که رفقا بحثی این‌چنین دقیق و ظریفی را می‌خواهند با چند سؤال و جواب متوجه شوند!!!! موفق باشید


  • سلام:
    در پاسخ سوال 22254 که در خصوص بحث اعیان ثابته بود، فرمودید که به جزوه عرفان نظری که بر روی سایت قرار داره مراجعه کنم؛ بنده هم جزوه مربوطه را مطالعه کردم اما سوال اصلی من هنوز پاسخ داده نشده. در جزوه گفته شده که اعیان ثابته علم خداوند به استعداد ها و امکان ذاتی مخلوق است و خداوند می داند که اقتضای ذات و انتخاب های تکوینی هر موجود برای نحوه بودن خودش چیست و به آنها پاسخ مثبت می دهد و این استعدادها و ظرفیت های مخلوقات هم امکان ذاتی خود مخلوقاته و ظریفت و استعداد رو خدا مشخص نکرده چون این کار به نوعی خلاف عدل الهی است؛ امکان ذاتی هر چیزی مال خود شی هست نه آن که به اصطلاح فلسفی امر عارضی باشد، و مطلب در مجموع چیزی قریب به مضمون نقل قول معروفی بود که از ابن سینا در این زمینه وجود دارد که می فرماید «ما جعل الله المشمشة مشمشة بل أوجدها»، یعنى خداوند زردآلو را زردآلو نکرده است بلکه به آن وجود بخشیده است. اینجا برای بنده این سوال پیش آمده است که اگر استعداد و ظرفیت های مخلوقات و امکان ذاتی آن را خدا مشخص و تعیین نکرده است و به اصطلاح فلسفی از خود شی است پس این خود شی از کجا آمده است؟ فرمودید که امکان ذاتی مخلوقات و ظرفیت وجودی آنها در علم خداوند متعال قرار دارد اما چطور شد که خدا به این نتیجه رسید که این مخلوقات با این ظرفیت ها و ویژگی ها، امکان ذاتی دارند؟ طبق جمله ما «جعل الله المشمشة مشمشة بل أوجدها»، خداوند ظرفیت وجودی موجودات را به آنها نمی دهد بلکه فقط متناسب با ظرفیتی که دارند آنها را ایجاد میکنه، اگه این ظرفیت رو خدا مشخص نکرده پس این ظرفیت ها از کجا اومدن و چطور بدون این که خدا در پدید آمدن استعداد ها و امکان ذاتی نقشی داشته باشه خودشان به طور مستقل از خواست و اراده خدای متعال و طور خود به خود پدید آمده اند؟ اگر این امکان ذاتی رو خدا پدیده آورده است و امکان ذاتی و استعداد اشیاء مستقل از خواست و اراده خدا نیست هر چیزی که در اون هست هم به نوعی توسط خدا طراحی شده و خدا به خواست خود آنها را به آن گونه ای که هستند قرار داده است، مگر این که بگوئیم که اساس نظام هستی به اصطلاح فلسفی قدیم است و بدون آن که خدا آن را طراحی و ایجاد نماید ماهیت اولیه آن از ازل وجود داشته و خدا آمده از یک جایی به بعد بر مبنای آن ماهیات ازلی که وجود داشته کار را ادامه داده است! چگونه امکان ذاتی و استعداد اشیاء متعلق به خودشون هست و امکان ذاتی خودش به خودی خود از اول وجود داشته است و خدا در ایجاد و شکل دهی به این امکان و استعداد اونها هیچ دخالت و نقشی نداشته؟ اگر ممکن هست در این مورد توضیحاتی ارائه بفرمائید تا مسئله برای بنده روشن شود.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به معنایِ «امکانِ ذاتی» کمی فکر کنید. وقتی «امکان»، ذاتیِ یک شیئ شد که دیگر معنا نمی‌دهد که چه کسی آن را به شیئ داده تا بگوییم از کجا آمده؟ به قول معروف: «الذاتیُ ما لا یُعَلَل» ذاتی را به دنبالِ علت‌گشتن روا نیست. مثل حضرت حق که ذاتی‌اش وجودی است، حال می‌شود گفت علت وجود حضرت حق چه چیز است؟ و یا آن وجود را از کجا آورده است؟ در این مورد عرایضی در شرح تفسیر سوره‌ی حمد حضرت امام که در دانشگاه صنعتی بحث شد، داشته‌ام. موفق باشید


  • استاد طاهرزاده می فرمایند که هر انسان در عین ثابته و انتخاب اولیه خودش شخصیت خاصی رو برای خود انتخاب کرده است؛ و در جای دیگر می فرمایند که اعیان ثابته مخلوق نیستند و وجود خارجی ندارند و صرفا در علم ذاتی خدای متعال هستند. چطور چیزی که وجود خارجی ندارد می تواند اختیار و انتخاب داشته باشد؟ چطور وقتی که هنوز یک انسان یا موجود دیگر به وجود نیومده چطور خدا تشخیص می دهد چیزی که هنوز اصلا وجود ندارد چه انتخاب هایی دارد؟ مثلا خدا چطور به این نتیجه رسید فلان آدم شخصیت خوب و سعادتمند رو انتخاب میکنه و فلان شخص هم شخصیت پلید و اهل شقاوت را می خواهد؛ وقتی که هنوز هیچی از اون شخص وجود ندارد بر چه حساب و مبنایی این انتخاب انجام می شود و به اون موجود غایب که هنوز اصلا وجود ندارد نسبت داده میشه؟ در متون مربوط فلسفه و عرفان اسلامی بر اهمیت این انتخاب بنیادین تاکید شده و گفته می شود که شخص تا ابد در زندگی دنیوی و اخروی خود با پیامد های این انتخاب مواجه خواهد بود و سیر و جهت کلی حیات و کیفیت حضور شخص در دنیا و آخرت بر اساس همین انتخاب شکل می گیرد و مسئولیت آثار و پیامد های این انتخاب در دنیا و آخرت همیشه به اشکال مختلف متوجه هر مخلوقی است. اگر ممکن هست اندکی در مورد اعیان ثابته و این انتخاب اولیه و بنیادین توضیح بدهید.

    باسمه تعالی. سلام علیکم: هم‌چنان که مستحضرید بحث، بحث دقیقی است. آن‌هایی که بحث «عدم خلقت عین ثابته» را در ابتدای امر دارند، به این معنا است که وجود علمی آن را مدّ نظر قرار می‌دهند که البته حضرت حق بر اساس آن وجود علمی، آن مخلوق را وجود می‌دهد. بنابر این، وجود علمی مخلوق برای خود مخلوق با تمام لوازمی که یک مخلوق مختار در خود دارد، در میان است. در این مورد، بد نیست که به بحث «عین ثابته» که در جزوه‌ی «عرفان نظری» است رجوع فرمایید شاید جواب خود را دریافت کنید. آدرس جزوه‌ی مربوطه عبارت است از: http://lobolmizan.ir/leaflet/1344



    در ضمن به صورت‌های مختلف به موضوع عین ثابته در جواب سوال‌های سایت بحث‌هایی شده‌است؛ خوب است که آن را در قسمت «جستجوی سایت» دنبال فرمایید. موفق باشید



    موفق باشید