×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    اعیان ثابته

  • با سلام خدمت استاد محترم: موضوعی که ذهن مرا مشغول خودش کرده است این است که در حقیقت باطنی کربلا آیا شخصیت های حضرت علی اصغر و علی اکبر و حضرت رقیه و حضرت زینب و سایرین حقایق باطنی مربوط به خود را دارند؟ آیا این جهت گیری درست است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. در شخصیت اولیه‌ی آن عزیزان که همان عین ثابته‌شان باشد این انتخاب را داشته‌اند و حضرت اباعبدالله علیه‌السلام که آگاه به سر قدر آن‌ها هستند، آن‌ها را بر اساس انتخاب خودشان به این میدان می‌آورند حتی جناب حضرت علی اصغر را. موفق باشید


  • سلام استاد: بنده در حال گذراندن فصوص با صوت های آیت الله رمضانی هستم. بنده نصوص قونوی و تمهید القواعد را با صوت های ایشان گذراندم. ایشان در خصوص اعیان ثابته نظری دارند تحت عنوان نظریه ذوات. ایشان یک اعیان بعد اسماء و یک اعیان قبل اسماء قائل اند. و معتقدند به اینکه اگر اعیان ثوابت در حضرت علمیه و تعین ثانی بدین نحو و به این شکل و چینش تکثر یافتند و تفصیل پیدا کردند زیر سر اعیان قبل اسماء ست، اعیان قبل اسماء را همان ذوات می دانند که یک چنین مشخصاتی برای آنها قائل هستند از جمله اینکه این اعیان قبل اسماء: نه موجودند و نه معدوم، مجعول نیستند، امکان محض اند، قابل تعقل هستند، قابلیت محضه اند و سپس بر این باورند که تمام آن‌چیزی که در عالم رخ می‌دهد همه زیر سر این اعیان ست و کراراً می فرمایند که اگر امورعالم این گونه می‌شود به پای خدا نیندازید خدا فقط به این امور وجود می‌دهند این امور همان گونه که هستند محقق می‌شود و یا به قول معروف اعیان و امور همان گونه که هستند، هستند، می باشند و خواهند بود. البته بحث جبر رخ نمی‌دهد چون بحث جبر را هم حل می‌کنند. این جنس حرف را هم استاد امینی نژاد در کتاب حکمت عرفانی بیان می‌کند و می‌گوید شما تصور کنید که وارد یک اتاق تاریک می‌شود همه ی وسائل در سر جای خودشان چیده شده ست و شما فقط کلید را می‌زنید و نور وجود به اینها می‌دهید و از عالم نهان و پنهان به عالم عیان و آشکار می آورید. این توضیحاتی بود برای سوال ام: اگر این امور و ذوات مجعول نیستند، مسبوق به عدم نیستند و همه چیز زیر سر خود اعیان بوده ست و خداوند تنها کاری که می‌کند به این اعیان و ذوات وجود می‌دهد، بحث توکل، رضا، حسن ظنّ به خداوند و... خیلی از مقولات این جنسی که در عرفان عملی نسبت به خداوند مطرح می‌شود چگونه حل می‌شود؟ ما تا قبل از این مسبب الاسباب و علت العلل تمام افعال هستی را خداوند می‌دانستیم و جز او همه چیز را وهم و خیال و هیچ و پوچ می‌دانستیم و بر همین منوال روزگار می‌گذراندیم و با خدا عاشقانه خلوت می‌کردیم و زندگی می‌کردیم، اما با مطرح شدن این قضیه ی ذوات متوجه شدیم خداوند متناسب با همین اعیان و قوابل ست که به صحنه می آید و به اعیان متناسب با خواسته ی ازلی شان وجود می‌دهد و لازمه ی این حرف ها این ست که سبب و علت تمام امور خود ما هستیم (منظور از لفظ خود عین ثابت و تقاضاهای ازلی مان ست نه خود عرفی و عوامانه)، پس توکل و رضا و ...را چه کنیم؟ حقیقتا بنده پس از پیگیری نظریه ذوات و اعیان در این گونه امور عرفان عملی ام دچار مشکل شده ام. بنده شاید نزدیک یک سال ست که پیرامون این نظریه تحقیق و فکر می‌کنم. اما نمی‌دانم چطور خداوند را همان طور زیبا و عاشق دوباره مثل قبل در دل ام بگنجانم، مدتی ست که نسبت به خداوند غریبی می‌کنم. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! امکانِ هر شیئ، ذاتیِ آن شیئ است و خداوند وجود یا خلقت آن شیئ را به آن شیئ می دهد. ۲. انسان از آن جهت که دارای ابعاد مختلفی در امکانِ وجودی‌اش هست، اختیار او ذاتی اوست و لذا با توسل به خداوند می‌تواند وجهِ امکانی خود را به طرف بُعدِ سعادت‌مندی‌اش بکشاند. عرایضی داشته‌ام که ذیلاً متن آن عرایض را خدمتتان ارسال می‌دارم: موفق باشید



    پیامبران خدا و نظر به آغازِ آغازها



    باسمه تعالی



    السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ



    ما از رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» سخن می‌گوئیم ولی به حکم «لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ» سخنان‌مان در مورد همه پیامبران است.



    ۱. اصلی‌ترین کار رسولان خدا توجه بشریت است به آغازِ آغازها،‌ یعنی آغازِ هستیِ موجودات که همان حضرت حق است و آغاز انسان که وجه امکانی او یا عین ثابته‌ی او می‌باشد. زیرا از این طریق، تفکر اصیل به بشر عطا خواهد شد.



    ۲. پیامبران خدا متذکر شدند که خداوند خالق همه‌ی عالم است یعنی «وجود» و «بودن»ِ هر موجودی را او داده است و در نتیجه خداوند، بودنِ محض و هستی مطلق می‌باشد و این اولین قدم در راستای تفکر است از آن جهت که تفکر مربوط به «وجود» است و آغازِ آغازها.



    ۳. پیامبران در مورد مخلوقات به‌خصوص انسان‌ها فرمودند خداوند با نظر به امکانِ بودن مخلوقات، آن‌ها را خلق کرد و لذا حضرت موسی«علیه‌السلام» در تفسیر جایگاهِ نبوت خویش و برادرشان دو نکته را در میان آوردند که: «قالَ رَبُّنَا الَّذي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى»(طه/50)‏ یعنی اولاً: پروردگار ما خلقتِ هر موجودی را به آن موجود عطا می‌کند. ثانیاً: او را هدایت می‌نماید و در راستای هدایت خداوند است که پیامبران را می‌فرستد. ولی در نکته‌ی‌اول، معرفتی بس‌آغازین را متذکرشدند از آن جهت‌که می‌فرمایند خلقت هرمخلوقی را خداوند به‌آن مخلوق می‌دهد. یعنی ازیک جهت خلقت آن مخلوق، مربوط به‌خودش است وخداوند یعنی‌آن‌بودنِ محض، مطابقِ آن‌خلقت، آن موجودرا «وجود» می‌بخشد.



    ۴. در راستای معرفتِ آغازین برای هر مخلوق، در قرآن داریم: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» (یس/82) وقتی خداوند خواست موجودی را به‌وجود آورد در خطاب به آن می‌گوید: «بشو» و آن موجود می‌پذیرد که «بشود». یعنی قبل از آن‌که آن موجود، موجود شود؛ در علمِ خداوند امکانِ بودنش هست و خداوند مطابق آن امکان به آن موجود، وجود می‌دهد.



    ۵. راستی! اگر خداوند آغازکننده‌ی امکانِ هر موجودی بود، آن مخلوق حق نداشت از خداوند سؤال کند که چرا آن را آن‌چنان خلق کرده است؟ در حالی‌که: «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ» (انعام/149) برای خداوند حجت بالغه هست و آن‌چنان نیست که کسی بتواند حجتی در نفیِ حجت بالغه‌ی الهی داشته باشد.



    6. حال با توجه به مباحث فوق، به این فکر کنید که اگر کسی نحوه‌ی بودن خود را درست درک کند و متوجه باشد حضرت حق در راستای نحوه‌ی بودنِ او به او «وجود» می‌دهد؛ می‌یابد که تنها از طریق وجود خود با پروردگارش می‌تواند مرتبط شود و معنی روایت مشهور: «الطُّرُقُ الَی اللهِ بِعَدَدِ اَنفاسِ الخَلائِق» می‌رساند که راهِ هرکس به سوی پروردگارش، همان نحوه‌ی «بودن»ِ اوست، و مأوایِ حقیقی هرکس، به‌سربردن در این نحوه بودن است.



    ۷. مشکل بشر از آن جا پیدا شد که به جای مأواگزیدن در نحوه‌ی بودن خود و از آن طریق با پروردگار عالم، مرتبط‌شدن؛ دلْ در بودن‌های دیگران انداخت و به مقایسه‌ها گرفتار شد و از بهترین مأوا و «بود» محروم گشت. در حالی‌که پیامبران خدا و به‌خصوص آخرین پیامبر به ما متذکر شدند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ ۖ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ» (مائده/۱۰۵) ای مؤمنان! متوجه‌ی خودتان باشید که در آن صورت، انحرافِ بقیه وقتی شما در مسیر هدایت باشید، به شما ضرر نمی‌رساند.



                             والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته                                


  • سلام خدا قوت:
    در اینترنت که سرچ کنید، مطالب انحرافی متعددی از آیت الله صمدی آملی وجود داره. مثلا در فایل صوتی میگه که بدون وضو نباید به سگ و انسان کافر دست زد. یا مثلا میگه ما هم میتونیم پیغمبر و فاطمه زهرا بشیم، یا مثلا میگه لیله القدر همان قوه خیاله و لذا قرآن بر شما هم نازل میشه (چیزی که عینا در فایل صوتی میگه: «درست است یک قرآنی به معنای اتم بر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد. اما هنوز بر تو که قرآن نازل نشده! بر پیغمبر نازل شد، قرآن تنزل یافته رو جناب رسول الله برای من و شما خوند. اما اگر ان شاء الله ما هم قوی شدیم می بینیم که یواش یواش به ما هم در خواب یا در بیداری، قرآن رو هم نازل می کنند. حرف قرآن هم این است که ما این قرآن را در لیله القدر نازل می کنیم. لیله القدر به قوه خیال تطهیر شده رو می گویند! اگر تطهیر بشود قوه خیال لیله القدر میشه، در قوه خیال انسان قرآن نازل می شود!»
    با وجود این عقاید انحرافی که ایشون داره، شما با چه استدلالی مطالعه آثار ایشان را در پاسخ یکی از دوستان، بلامانع و بدون مشکل دانستید؟ تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که در سالهای قبل عرض شد جناب استاد صمدی گاهی مباحث تکوینی را با زبان تشریع مطرح می‌کنند و همان سالها بنده گله مندانه عرایضی داشتم بخصوص که تصور می‌کنم بحث «اعیان ثابته» را با عمق لازم دنبال نکرده اند. موفق باشید


  • با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز و گرامی:
    من نه تحصیلات حوزوی دارم و نه تحصیلات دانشگاهی. منتهی به خاطر علاقه زیادی که به علوم معارف دارم مدت زیادی به موضوع اعیان ثابت و آغاز آغاز ها فکر می کردم و نمی تونستم به یه جمع بندی درست برسم تا اینکه امشب (زمانی که دارم متن رو می نویسم) مسائلی به ذهنم خطور کرد و از حضرت رب العالمین خواستم که این موضوع برام روشن بشه. حاصل همه تفکرم متن زیر شد که براتون نوشتم. می خواستم بدونم که آیا این عقیده صحیح است و یا اینکه من دچار خطا شده ام.
    بر اساس آیه ۸۲ سوره یس: «انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون» - شان او این است که چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می گوید باش، پس بی درنگ موجود می شود.
    این کلمه (آن) - (له) در آیه اشاره به تمام موجوداتی است که در علم خدا موجود است. در همین رابطه آن جمله معروف ابن سینا که می گوید: (خداوند زردآلو را زردآلو نکرد. بلکه آن را وجود داد) پس در علم خدا چیزی به عنوان زردآلو موجود است و خداوند چون عین وجود است و عین هستی است و از عین وجود جز وجود صادر نمی شود، پس آنچه را که تحت عنوان زردآلو در علم خود موجود داشت را وجود داد و خلق کرد به حسب امکان ذاتی اش. به اعتبار آیه ۵۰ سوره طه که می فرماید: «قال ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی» - گفت: پروردگار ما کسی است که به هر موجودی، آفرینش ویژه او را آن گونه که سزاوارش بود، به وی عطا کرده سپس هدایت نمود.
    پس اینجا بحث جبر به خودی خود منتفی می شود چون به عنوان مثال مثلث نمیتونه اعتراض کنه که چرا من سه ضلعی خلق شدم و مربع چهار ضلعی، چون امکان ذاتی مثلث ایجاب می کنه که سه ضلعی باشه و چهار ضلعی بودن آن محال ذاتیه و دیگه نمیشه اسمش رو گذاشت مثلث
    حال مثال شمر رو می زنیم:
    خداوند در علم خود موجودی دارد تحت عنوان شمر که نسبت به اول و آخر آن علم دارد. به تعبیری می داند که آغاز و انجام آن به چه نحوی است. حال بر اساس آیه ۸۲ سوره یس خداوند زمانی اراده می کند به شمر وجود دهد که پدر و مادر آن در زمانی خاص عمل انعقاد نطفه را انجام دهند یا اینکه نه می آییم بالاتر، زمانی که نطفه پدر و مادر شمر بسته می شود اراده کرده یا اینکه نه می آییم بالاتر موقعی که آدم را هبوط داد روی زمین اراده کرده یا اینکه نه می آییم بالاتر تا جایی که خداوند در زمان بی زمانی همه آنچه را که در علم خود داشت اراده کرده بود و وجود داد. (به تعبیری در آن مرتبه ازل و ابد یکی می شود که: «هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم» منتهی در قوس نزول نازل شد و نازل شد و نازل شد و آنقدر نازل شد تا رسید به عالم ماده و چون ذات این عالم بر اساس حرکت است، زمان و مکان پدیدار می شود و در زمان و مکان خاص آنچه را که اراده کرده بود حادث شد و آن وجود به پایین ترین مرتبه خود در قوس نزول رسید و از آن زمان به بعد قوس صعود آغاز می شود و شمر با اختیار خودش و با انتخاب های خودش می شود آنچه که باید بشود تا اینکه وقتی از این نشئه رفت، در آن عالم مواجه می شود با صورت اعمال خودش و این قصه همه بشریت است که به قول علامه حسن زاده (حفظه الله) {هیچ کس دیگری را ملامت نکند که همه ما سر سفره خودمان نشسته ایم و داریم خودمان را می سازیم} حال این ساختن یا مطابق با فطرت ما هست و یا نیست. ببخشید که یکم طولانی شد. یا حق

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب و سرزنده گفتید و نوشتید دلم حال آمد. در ضمن به نظام احسنِ الهی هم در این رابطه فکر شود که صدام‌ها تا آن‌جا مختارند که شخصیت خود را معلوم کنند، نه تا آن‌جایی که فکر کنند با اختیار خود جهان را به هم بریزند. موفق باشید      


  • سلام علیکم:
    عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیز:
    در بحث اعیان ثابته به انحاء مختلف شما می‌فرمایید که حدود و مشخصات مخلوقات مربوط به عین ثابته شی است و نه خداوند، و خدا تنها به این شی وجود داده است. پس با این حساب آنچه ما از حسن و جمال در مخلوقات می‌بینیم چه ربطی به حق دارد که ما با دیدن زیباییهای عالم خدا را حمد کنیم؟ وقتی این صورت هایی که در منظر ماست مربوط به اعیان ثابته است پس ما باید همان اعیان را بخاطر حسن و کمال بستاییم اگر چه در ذاتشان عدم باشند. وقتی خداوند و در واقع صرف وجود نقشی در زیبایی و کمال عالم ندارد اصلا چرا باید مورد ستایش قرار بگیرد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر نخوانده‌اید «سیه رویی ز ممکن در دو عالم / جدا هرگز نشد والله اعلم»؟ بنابراین ممکن‌الوجود در ذات خود هیچ است هیچ، هرچه هست ظهور انوار الهی است که در وجه امکانیِ موجودات به ظهور می‌آید. موفق باشید


  • سلام: در دعای جوشن کبیر آمده است: «یا من خلق الاشیا من العدم» در حالی که اعیان ثابته قبل از به ظهور آمدن امکان بودند، امکان هم فرمودید نه عدم است و نه وجود، ولی در این فراز گفته شده از عدم خلق شدند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً در مورد «اعیان ثابته» می‌فرمایند: «ما شمّت رائحة الوجود» یعنی هیچ نحوه وجودی در جای خود ندارد. و یا در مورد «امکان» می‌فرمایند عدمی است که اقتضای وجود دارد. موفق باشید


  • سلام علیکم: در رابطه با اعیان ثابته باید عرض کنم که اگر قرار باشر آنها معدوم باشند و کون نیز فانی مشکلی که پیش می آید وجود ناقص ها و منحرفین و فلج ها و غیره ذالک که یک بی عدالتی محض در جهان هستی حکمفرماست. به نظر بنده از آیه «الله نور السموات و الارض» و «نحن نمد هولاء و هولاء» می شود فهمید که خداوند برای تجلی صفت رحمتش از وجود حقیقی به مخلوقات افاضه نموده تا آنها با وجود ایشان از رحمت بی کرانش مستفیض گردند بدون اینکه دو گانگی ایجاد شود و یا در کنار خداوند وجود دیگری مطرح باشد. اگر بخواهیم وحدت وجود را بپذیریم مسئله جهنم مشکل ایجاد خواهد نمود. و نیز زنها و مرد های فاسدی که کثیف ترین کارها را در دنیا مرتکب می شوند بقول مولانا وقتی رنگها را برداری موسی و فرعون یکی شوند!. ضمنا چرا مسایل را در طول زمان چنان پبجیده نموده اید تا بسیاری از مردم از آن محروم گرذند. و امی بیایند و امی بروند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جهت مطالعه و تحقیق در این موارد پیشنهاد می‌شود کتاب «مبانی و اصول عرفان نظری» از استاد یزدان‌پناه مطالعه شود. زیرا این نوع مباحث در قالب یک سؤال و جواب نمی‌گنجد. موفق باشید


  • بسمه تعالی. سلام علیکم: با عرض تبریک اعیاد شعبانیه. استاد علت تفاوت در ظهورات مختلفه در عالم را در عرفان، به اعیان ثابته شان ربط می دهند حال علت تفاوت اعیان ثابته از کجا نشات می گیرد که عین ثابت یکی سنگیت است و دیگری چوبیت؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این دیگر به خود افراد برمی‌گردد. زیرا آغازِ آغازهای هرکس «عین ثابته»ی اوست و به جای دیگری انتخاب‌های او ربط ندارد که بخواهیم علت آن انتخاب‌ها را در آن‌جا جستجو کنیم. بد نیست در قسمت یادداشت ویژه‌ی سایت به بحث «رجوع به اصلِ اصل‌ها» نظری بیندازید. موفق باشید


  • با سلام و تشکر. لطفا بفرمایید:
    ۱. نظریه تناسخ و دونا دون (نظریه اهل حق) در اسلام اصلا وجود ندارد و یا به صورت دیگر موجود است؟ اینکه افراد آنقدر باید به این دنیا بیایند و بروند تا به رشد لازم برسند اصل حرفشان از کجا می آید؟ و یا اینکه می گویند سختی هایی که بعضا در این دنیا پیش می آید نتیجه اعمال انسان در دوره های قبلی زندگی اش بوده (یا قبل از خلقت و یا بعد آن در دنیا) حقیقت دارد و در عقاید شیعه هست و اصل مطلب چیست؟
    ۲. اینکه می گویند: انسان باید مسولیت زندگی خودش را بپذیرد و هرچه در زندگی انسان رخ می دهد را قبلا خودش دعوت کرده و یا نشان دهنده کم و کاستی هایی است که باید جبران کند. واقعا این طور است؟ اگر این آموزه درست است چه کار کنیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اساساً نظر به تناسخ به آن معنا که فرمودید، هیچ مبنای علمی و عقلی و شرعی ندارد. ۲. انسان، جایگاه خود در هستی را خودش انتخاب کرده و با همان انتخاب در هر مقطعی از زندگی خود می‌تواند مطابق فطریاتش انتخاب دیگری داشته باشد. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد من یه مطلبی برخورد کردم که سوالاتی برایم پیش آمد.
    (جناب آخوند ملاحسینقلی همدانی سه تا مجلس [سلوکی] مطابق مقامات اشخاص داشتند. به عده ای فرموده بود که روز در محفلش باشند و برخی بعد از نماز مغرب و عشاء و بعضی هم شاگردان سحری بودند و مجذوب او بودند. بعضی از اساتید ما فرمودند که چه بسا پیش آمده بود بعضی از آقایان صاحب کمال و زحمت کشیده بودند خدمت آقای قاضی رسیدند و ایشان فرمود: شما نمی توانید [متحمل ریاضات و...] بشوید، زده می شوید، شما کار خودتان را انجام دهید که برای آن کار ساخته شدید. آقای قاضی عین ثابت و وضع و حال و لوح وجودی [کسانی که نزدش می آمدند] را می خواند و آگاهی داشت و اگر بعضی را مستعد می دید خیلی استقبال می کرد.)
    ۱. من دچار یک حیرتی و اضطرابی شدم که واقعا عین ثابت من چیه آیا میتونم به توحید برسم نمیتونم یا تا چه حد آیا فنای ذات احدی میسر هست یا نیست؟ دچار نوعی یاس شدم چه کنم؟
    ۲. استاد من چطور متوجه بشم که کمال توحید برایم ممکنه یا نه؟
    ۳. در فلسفه دعا گفتن که چند حالت داره یا به نفع و مصلحت شخص نیست یا خدا بهتره ش رو میده. کسی که از خدا توحید بخواهد چطور مصلحت بالا تر نیست و از آن بهتر هم نیست که خدا بخواهد در قیامت بدهد؟
    ۴. عالم اعیان ثابته در عالم واحدیت است آیا آنهایی که به ذات احدی می رسند از اعیان ثابته خودشان خارج می شوند و عین ثابتشان الله می شود؟
    ۵. گفتن که قبل از حضرت محمد (ص) هیچ پیامبری به مقام قاب قوسین او عدنا نرسیده. این یعنی آن که پیامبران قبلی به فنای واحدی و احدیت ذات نرسیده بودند و در عین ثابتشان متوقف شدند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱ و ۲. ما هرکدام به سوی دین خدا رجوع می‌کنیم و بدون سخت‌گیری‌های بیجا و با نظر به سیره‌ی اولیاء معصوم «علیهم‌السلام» جان تشنه‌ی خود را سیراب می‌کنیم. لذا در إزاء تشنگیِ خود سعی کنید آب معرفت بنوشید. ۳. وقتی از خدا توحید بخواهیم، خودش می‌داند چگونه مناسب روح ما، ما را هدایت کند. ۴. با توجه به جمله‌ی مشهور ابن‌عربی در مورد «اعیان ثابته» که فرمود: «ما شمّت رائحة الوجود» اعیان ثابته در مقام علم خداوند یعنی در مقام فوق اسماء که همان احدیت است، قرار دارد. ۵. خیر! درجه‌ی توحیدها متفاوت است. آن‌ها نیز در مقام خود به ولایت که شرط نبوت است، رسیده‌اند. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد بزرگوار:
    بخاطر پاسخهای قبلی بسیار سپاسگذارم۔ خداوند اجر عظیمی بهتون عطا فرماید۔
    سوالم در مورد اعیان ثابته است۔ تا اینجا برایم مشکلی نیست که ربط اسم و عین ثابت از قسم ظاهر و مظهر است نیز مقدرات بر طبق استعداد مخلوق افاضه می شوند۔ اما اینکه می فرمایند خداوند زردآلو رو زردآلو نکرد بلکه بهش وجود عطا فرمود کمی گیج کننده است۔ چون زردآلو بهرحال صورت یک اسم الهیست و زردآلو در آن قدرت و فرصت انتخابی نداشت که صورت و مظهر کدام اسم الهی قرار بگیرد۔ پس اینطور بنظر می رسد که زردآلو شدنش خیلی هم انتخاب خودش نبوده است؟! لطفاً راهنمایی فرمایید۔ خیلی ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی این نکته فکر کنید که اسماء الهی بر اساس امکانِ ذاتی و ظرفیت اشیاء بر آن‌ها تجلی می‌کند. بد نیست در این مورد به بحث «رجوع به اصلِ اصل‌ها» در قسمت «یادداشت ویژه» سایت رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر. با توجه به اینکه در بحث اعیان ثابته گفته می شود امکان ذاتی موجودات است، از طرف دیگر خود اعیان صورت اسماء حقند، می توان گفت امکان همان اسماء حقند که در بحث اعیان ثابته با عالم خلق نسبت برقرار می کنند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! امکان، ذاتیِ موجودات است ولی در موطنِ معلوم‌ِ خدابودن، بحث، بحثِ اعیان است و جایی برای اسماء نیست. اسماء مربوط به مقام واحدیت است. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر. تفاوت اعیان ثابته در واحدیت و احدیت چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اعیان ثابته مخلوقات مربوط به علم خدا است و علم خدا، عینِ ذات اوست. پس اعیان ثابته به عنوان اعیان ثابته مربوط به مقام احدیت است. آری! چون حضرت حق به تجلی اسماء، معلوم خود را وجود بخشد، اعیان ثابته متعیّن به مخلوقات می‌شود که مقام واحدیت یا مقام تجلی اسماء به صورت مظاهر است. موفق باشید


  • با سلام: در ادامه سوال ۲۶۵۰۷ اگر من علم پیشین خداوند را قبول نداشته باشم
    ۱. از نظر اعتقادی دچار چه مشکلی می شوم؟
    ۲. از نظر معرفتی دچار چه اشکالاتی می شوم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۵۰۴ عرض شد مسئله‌ی «عدل الهی» کار را به نظر به علم پیشینِ الهی می‌کشاند. ولی اگر کسی چنین مسئله‌ای در عدل الهی ندارد، چه مانعی دارد که خود را مشغول این امور نکند؟ موفق باشید


  • با سلام: با وجود آن که من چندین سال است که درباره علم پیشین خداوند و اختیار مطالب زیادی مطالعه کرده ام چه در جواب های شما یا آثار علامه حسن زاده یا بزرگان دیگر اما نتوانسته ام این دو امر را با هم جمع کنم. تکلیف چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید جمع این دو کار آسانی نیست و نیاز به بصیرت توحیدی خاصی دارد که از یک طرف علمِ خدا، علمِ به واقعیت است و از طرفی واقعیت، بر اساس نظام احسنی که باید محقق شود در نظر حضرت پروردگار شکل می‌گیرد. از این جهت باید هر دو موضوع را مدّ نظر قرار داد که بحث آن مفصل است. موفق باشید


  • با سلام: اعیان ثابته و علم پیشین خداوند نسبت به مخلوقات پیش نیاز کدام معارف است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع «عدل الهی» به هر حال این نکته به کمک‌مان می‌آید که حضرت پروردگار مطابق امکان ما، به ما وجود عطا کرده‌اند. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیزم: آیا هر انسان یک عین ثابته دارد و آن عین ثابت ازلی و ابدی است؟
    اگر اینچنین است پس هر انسانی ازلی و ابدی است. و عین ثابت انسان کامل با اعیان ثابته فرق دارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همه‌ی انسان‌ها از جمله انسان کامل از جهتی ازلی و ابدی‌اند، تفاوت در کمال و نقص آن‌ها است. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر. چطورست که بحث عین ثابته رو شما در احدیت مطرح کنین ولی بقیه اساتید در واحدیت؟ یکی از اساتید فرموده اند بحث اعیان و اسماء هر دو در واحدیت مطرح می شود روی اعیان به مخلوق و روی اسماء به اله است. چرا شما بحث اعیان را در احدیت مطرح میکنین؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در بحث «اعیان ثابته» نظر به علم خدا باشد از آن جهت که علم خدا، ذاتیِ خدا است بحث «احدیت» در میان می‌آید ولی اگر نظر به اعیان مخلوقات باشد به اعتبار مظهریتِ اسماء الهی، بحث در «واحدیت» خواهد بود. موفق باشید


  • سلام استاد روزتون بخیر سوالی داشتم:
    می‌گویند خداوند از روی عدالت به هر موجودی به اندازه ظرفیت و شایستگی و قابلیت او، نعمت داده است از جمله نعمت وجود. سوال بنده این است ظرفیت و شایستگی ما از کجا آمده است که خداوند براساس آن به ما نعمت وجود و کمال داده است؟ آیا میزان ظرفیت ما هم از سمت خدا نیست؟ یه جورایی سوال بنده از این‌جا اومده که چرا حضرت زهرا (س)، حضرت زهرا شد و من، من شدم؟!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث رجوع به «اصلِ اصل‌ها» روشن شد که امکانِ ذاتیِ موجودات، مربوط به خودشان است و خداوند وجود هر موجودی را به آن می‌دهد. در این مورد خوب است به آن بحث که بر روی قسمت یادداشت‌های ویژه‌ی سایت است رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر. ممنون از پاسختون لطفا با توجه به سوال ۲۶۲۴۵ بفرمایید منظور از اینکه عین ثابته انسان در این دنیا قابل تغییر است چیست؟ (کتاب مصباح با شرح شما و کتاب استاد یزدان پناه رو خوانده ام) ممنونم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مکرر عرض شد هر موجودی که دارای امکانات متفاوت باشد و ابعاد متفاوتی در شخصیت‌اش باشد؛ خود به خود در مقام انتخاب یکی از آن ابعاد قرار می‌گیرد و به دلیل امکانات ذاتیِ چنین موجوداتی، اختیار نیز ذاتیِ آن‌ها است. موفق باشید 


  • سلام علیکم:
    استاد بزرگوار درمورد اعیان ثابته می توان گفت مقدار رشد و قابلیتهای تعالی انسانها معین است و در این دنیا افراد در بستر رشد خود مختار به انتخابها هستند؟ (منظورم از محدودیت و بستر رشد، استعدادهای افراد در تعالی است مثلا من براساس عین ثابته ام قابلیت تعالی ای که مثلا حضرت امام (ره) داشتند را ندارم و وسعت وجودیم در حد پایین تری است حتی اگر رشد زیادی هم داشته باشم).

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است از آن جهت که هرکس شخصیت خاصی را برای خود پذیرفته است و با انتخاب‌هایش به دنبال آن است. موفق باشید


  • با سلام و عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام فاطمیه: سؤالی خیلی ذهن بنده را مشغول و اسباب ناراحتی و نارضایتی بنده را فراهم کرده است:
    گویا استاد فرموده اند که انتخاب پدر و مادر هم دست خود آدم هست. لطفا بفرمایید چطور می شود که فردی والدین بی دین یا با اعتقادات ضعیف را انتخاب می کند و فردی والدینی همچون شهدا و خانواده شان را بر می گزیند؟ چرا من فرزند یا عضوی از خانواده سردار سلیمانی نشدم؟! متشکرم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست طبق بحث «رجوع به اصلِ اصل‌ها» که در یادداشت ویژه‌ی سایت همراه با شرح صوتی آن هست، باید به خود رجوع کرد و این‌که چرا چنین انتخابی ما داشته‌ایم؟ آیا مصلحت ما برای رسیدن به کمال در دلِ آن شرایط فقط ممکن بوده است؟ موفق باشید


  • با عرض سلام و ادب خدمت استاد طاهرزاده: در بین جواب پرسشها، درباره انتخابهایی که انسان قبل از تولد میتونه داشته باشه، جالب بود ولی در عین حال مبهم. میشه لطفا بیشتر توضیح بدید یا کتابی و منبعی را معرفی بفرمایید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «مبانی عرفان نظری» از استاد پزدان‌پناه در موضوعِ «عین ثابته» در این مورد نکاتی را در اختیار خواننده می‌گذارد. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد محترم: با مطالعه اولیه اثر گرانقدر حضرت امام به عنوان «مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه» پیرامون اعیان ثابته دو تا نتایج استنباط کرده ام و می خواهم جناب عالی در این مورد راهنمایی فرمایید چون خیلی مطمئن نیستم که درست فهمیده باشم:
    ۱. اولین خط آشکار بین خالق و مخلوق بین اسم پروردگار و عین ثابتش در تعین ثانی/مقام واحدیت بوجود می آید۔ گرچه خط حقیقی بین خالق و مخلوق بین مقام ذات و فیض اقدس قرار دارد۔
    ۲. مقام عصمت محو شدن همین خط هست که می شود بهش فنای مطلق گفت۔ اینجا اسم مدنظرم اسم اعظم الله و عین ثابت انسان کامل هست۔ سپاسگزارم۔

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی است. فکر می‌کنم بد نیست از زاویه‌ای دیگر سری به بحث «پیامبران خدا و نظر به آغازِ آغازها» همراه با شرح صوتی آن بزنید. موفق باشید


  • سلام استاد جان: ببخشید میشه در مورد نقشی که انسانها باید ایفا کنند اینطور گفته بشه که همون طور که نبی حقیقتا نبی هست، هر انسانی هم باید توی این دنیا اون وظیفه ای رو بر عهده بگیره که عین ثابته اش منطبق بر اونه. مثلا هر کسی نباید معلم بشه. درسته؟ اگر خیر، پس وظایف چجوری مشخص باید بشن برای هرکس؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس خودش با خودش باید نوع زندگی‌اش در بستر همین دنیا و با شرایطی که برایش پیش می‌آید، معلوم کند.