×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    آیت‌الله محمد شجاعی

  • با سلام و عرض احترام: استاد ببخشید مطلبی هست که اگر بخواهیم مثلا یکی از اسما الهی در قلب ما برسد باید از صدر، شغاف و مهجه القلب برسد و حتی تا مرحله فنا و بقای اسم. میشه صوتی یا کتابی را معرفی بفرمایید که کلا این مراحل را توضیح کامل داده باشد؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته جلد اول کتاب «مقالات» آیت الله شجاعی جوابگو خواهد بود. اگر کتاب در بازار پیدا نشد، شرح صوتی آن را می‌توانید از حاج آقا نظری بگیرید. موفق باشید


  • سلام علیکم: ترسِ سالک از هیبت و جلال مکاشفه، باعث توقف سیر و از بین رفتن توفیقات میشه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ممکن است. مطالعه‌ی کتاب «مقالات» آیت الله شجاعی در این مورد مفید خواهد بود. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد:
    استاد میتونم بپرسم شخص سوال کننده در سوال 29586 به کدام صحبت یا سخنرانی های شما استناد می‌کند؟ اگر ممکنه صحبت هایی که در مورد قبض و بسط و سلوک عملی دارید را نام می‌برید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مفصل این موضوعات، در شرح جلد اول کتاب «مقالات» از آیت الله محمد شجاعی مطرح شده است که صوت آن در اختیار رفقا هست. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد محترم: می خواستم در مورد لایه های انسانی و ارتباط آن با سیر بدونم. در حد یک کلیت. مثلا اینکه آیا لایه خیال با تجلیات اسمائی در ارتباط می شود؟ و یا آیا اینکه لایه بعد از آن که عالم عقل است با اسم جامع الله در ارتباط می شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید خوب است. جلد اول کتاب «مقالات» از مرحوم آیت الله محمد شجاعی در این مورد نکات خوبی دارد. موفق باشید


  • با عرض سلام و ادب محضر استاد بزرگوار:
    ۱. استاد شرحی بر دعای ابو حمزه میشه معرفی کنین؟
    ۲. استاد قسمتی از دعای ابوحمزه به عوامل سلب توفیق اشاره میکنه مثلا: «لعلک فقدتنی من مجالس العلماء) کتابی یا از مقالات خود شما استاد عزیز، سراغ دارین که این عوامل را شرح داده باشند؟ تشکر استاد عزیز

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب «بشنو از نی» از مرحوم صفایی حائری و بحث آیت اللّه جوادی در شرح آن دعا نکات خوبی در بر دارد. ۲.  رویهمرفته سه جلد کتاب «مقالات» از مرحوم آیت اللّه شجاعی نکات خوبی در بر دارد. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    برای دنبال کردن شرح مقالات آیت الله شجاعی آیا داشتن خود کتاب خیلی لازمست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: داشتن کتاب بهتر است. ولی فکر نمی‌کنم حتماً لازم باشد. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب:
    ممکن است بفرمایید سلسله سخنرانی های شرح کتب مقالات آیه الله شجاعی در طی چه سالهایی ایراد شده است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بگو حدود ۲۰ سال پیش. موفق باشید


  • سلام:
    صوت جلسات ۵۶ ،۵۷ و ۵۸ شرح بر مقالات ایه الله شجاعی بارگزاری نشده. لطفا با توجه به اهمیت این جلسات امکان دسترسی به این جلسات را فراهم نمایید. منتظر هستم. بسیار متشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای توکلی بررسی نمایید. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب خدمت جناب آقای طاهرزاده:
    مجدد بابت شرح بسیار ارزشمندتان بر مقالات مرحوم آیه الله شجاعی تشکر می کنم.
    بسیار برای من مفید و موثر است. یک سوال از خدمت شما دارم. چرا از خود جناب شجاعی کمتر (شاید هیچ) اسم برده نمی شود؟ آیا مربوط به موضع گیری ایشان بعد از یک دوره انتخاب بعنوان نماینده مجلس و سپس کناره گیری از سیاست است؟ بسیار متشکرم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیه‌ی خود آن بزرگوار آن‌طور بود که رسیده بودند باید به طور جدّی به اصلاح اخلاق و رفتار مردم پرداخته شود وگرنه در این دنیای سراسر طوفانی، انقلاب اسلامی همراهان خوبی نخواهد داشت و حقیقتاً حرف ایشان، حرف درستی بود و هست. موفق باشید


  • با سلام و عرض ارادت (در رابطه با سوال ۲۸۳۳۹)
    و با کمال احترام به جناب استاد طاهرزاده عزیز و گرامی؛ با توجه به مطالعه شرح طهارت حضرت علامه حسن زاده حفظه الله؛ عقیده بنده حقیر بر این است که انسانها وقتی که از نظر کمالات معنوی و از نظر رشد عرفانی به حد قابل توجهی می‌رسند این افراد از نظر لطافت روح و ظرافت قلب خیلی به شرایط ایده آلی رسیده اند که یا از طریق منامیات (خواب) و یا از طریق مکاشفات (بیداری) ارتباط و اتصال با ملکوت عالم پیدا می‌کنند که از این طرایق صاحب اسرار و حقایقی معنوی می‌شوند ازجمله حضرت عارف بزرگ میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (ره) که از طریق خواب بیشترین ارتباط و اتصال را با ملکوت عالم پیدا کرده بود و یا عارف بی بدیل حضرت آقای قاضی (ره) که از طریق مکاشفات چنین حالاتی داشتند الحاصل بنابر روایات وقتی که انسان عقلش کامل می‌شود سخنش کوتاه می‌گردد. گرچه خواب را هم باید از طریق عقل و شرع و لسان اهل البیت مورد بررسی و دقت قرار داد و از این جهت قابل اعتماد است مثل خواب حضرت یوسف نبی سلام الله و... از استاد پرتلاش والهی التماس دعا دارم. موفق و موید باشید ان شاءلله

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید مکاشفات با خواب و رؤیا متفاوت است. خواب می‌تواند برای خود شخص حجّت باشد ولی نباید ملاک قرار گیرد. آیت اللّه شجاعی در یکی از نوشته‌های خود غیر از کتاب «مقالات» و «معاد»، نکات خوبی در مورد این‌که به طور کلی نباید خواب را حجت قرار داد، فرموده‌اند که البته فراموش کرده‌ام در کدام از آثارشان می‌باشد. در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» بحثی تحت عنوان «نقش عقاید در رؤیا» هست می‌تواند در این مورد مفید باشد. موفق باشید


  • سلام استاد گرانقدر:
    وقت بخیر:
    ۱. ببخشید طبق دستور آقای نخودکی به امام خمینی یه تعقیباتی بعد از نماز به ایشان گفته بودن که اول آیه الکرسی را بخوان و بعد تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها و بعد سه توحید و سه صلوات و آیات دوم و سوم طلاق. ولی جناب آقای شجاعی در کتاب تزکیه بلافاصله بعد از نماز تاکید بر تسبیحات حضرت زهرا را داشتند. می‌خواستم ببینم اگر اول تسبیحات و بعد آیه الکرسی خوانده شود در آن سیر معنوی که منظور جناب نخودکی فرموده اند تغییری حاصل می شود و باعث می شود که به آن نتیجه که منظور ایشان بوده نرسید یا خیر فرقی نمی‌کند؟
    ۲. پیشنهادتان برای تعقیبات نماز چیست با توجه به اینکه هر کدام فضیلت خاصی دارد؟
    ۳. آیا ورزش فکری کافی است جهت تربیت قوه وهم و خیال اگر عقاید را بلد باشیم یا برای آن حتما باید از اشعار مولانا کمک گرفت طبق کتاب ادب خیال عقل قلب؟
    ۴. از رسالات لقاء لله که نوشته شده کدام یک را معتبر می‌دانید؟
    ۵. تفاوت مناجاتی بودن با خراباتی بودن چیست با توجه به جناب ملکی تبریزی و امام خمینی ره؟
    برای فهمیدن کامل واجبات و محرمات و مستحبات و مکروهات و مباحات به ترتیب چه کتابهایی بخوانیم؟ حلال کنید استاد طولانی شدن و اسباب زحمت. ان‌شاءلله همواره باقی به بقای ذات الهی باشید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فرق نمی‌کند ۲. بستگی به روح و روحیه و ذوق خودتان دارد. ۳. باید معارف را تفصیل داد، ماندن بر اجمال کافی نیست. ۴. رساله‌ی لقاء اللّه آیت اللّه ملکی نکات خوب و ارزنده‌ای دارد. ۵. دو نوع روحیه است، هرکدام در جای خود صفایی دارد. خراباتی، خراب اندر خراب است، دست خودش نیست. ۶. کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی کارساز است. موفق باشید


  • با سلام:
    راه تقویت صبر متحمل در مقابله با مسائل چیست؟ خیلی تلاش می‌کنم و همچنین مطالب ارزشمند استاد را مطالعه می‌کنم اما باز هم حرفها، صحبت ها، کنایه ها و تهمت ها آزارم می دهند، اخیرا اتفاقاتی برای من پیش آمد که روند زندگی مرا به طور کلی تغییر داده و خیلی از مسائلی که برای من و اطرافیانم حل شده بود به دلیل انتخاب های اشتباه اطرافیانم و جهل خودم آن مسایل دوباره مطرح شده و انگشت اتهام به سمت من است استاد فرمودند مدارا کنید و من هم به این طریق طی مسیر می‌کنم، تنها با سخنان استاد چه گفتار و چه کتابهایشان آرامش می‌گیرم و از این طریق روزم را شب می‌کنم، گاهی غرق در معنویت می شوم و مشکلات را فراموش می‌کنم و گاهی مشکلات مانند کوهی بر سرم آوار می شود، خواهشم از شما اینست که مرا راهنمایی کنید چطور وقتی تمام آوار دنیا را باید به تنهایی بر دوش بکشم بتوانم صبور و امیدوارو پایدار باشم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند است که همه‌ی عالم را در اختیار دارد و اوست که همیشه حیّ و حاضر است. در این مورد پیشنهاد می‌شود شرح «مقالات» آیت اللّه شجاعی «رحمت‌اللّه‌علیه» را دنبال بفرمایید. صوت مباحث در اختیار حاج آقا نظری به شماره‌ی 09136032342 هست. موفق باشید


  • با عرض سلام و خسته نباشید:
    بنده چند سوال داشتم ازتون ممنون میشم پاسخ دهید:
    ۱. من می‌خواستم چندین سخنران و محقق بهم معرفی کنید که مثل شما قابل اعتماد هستند تا معارف دین و انقلاب را از آنها بیشتر یاد گرفته و بتوانم به بیشتر شبهات درباره ی اسلام و انقلاب پاسخ دهم.
    ۲. وقتی من با کسی درباره ی عقاید بحث می‌کنم و اطلاعات کافی در زمینه ی دفاع از اسلام و انقلاب ندارم وظیفه ی من چیست؟ نباید بحث کرد تا اطلاعاتم کامل شود یا باید با اطلاعات ناقص بحث کنم؟
    ۳. در آخر چندین توصیه از شما می‌خواستم برای ما جوان های مذهبی و انقلابی که دوست دارند کار فرهنگی و روشنگری انجام دهند. ممنون.

    باسمه تعالی:‌ سلام علیکم: فکر می‌کنم امثال شهید آوینی و جناب آقای محمد شجاعی و جناب حاج آقا موسویان و آقای رائفی پور و آقای یامین پور و امثال این عزیزان می‌توانند حضور تاریخی شما را به شما متذکر شوند. در مورد بحث با افراد باید سعی کرد به روش حکیمانه و در آن حدی که توانایی دارید وارد مباحث شوید. توصیه‌ی بنده دنبال کردن حدیث «ای اباذر» است. موفق باشید


  • سلام استاد:
    در خصوص سوال ۲۷۴۹۷ شما فرمودید با نظر کردن به جایگاه آن اسماء به مرور حقیقت آن اسم برای شما منکشف می شود. استاد می دانم که منظور شما این است که این مباحث را نمی شود با علم حصولی و آموزش دادن و تدریس دیدن فهمید بلکه باید از طریق علم حضوری و از طریق انکشاف قلبی اینها را بیابیم. ولی استاد سوال من این است که وقتی که من معنی و ترجمه اسماءالهی و تفاوت آنها با هم (مانند تفاوت کریم و جواد) یا حتی سایر کلماتی که در ادعیه به کار برده می شود که معنی مشابهی دارند ولی در حقیقت با هم تفاوت دارند (مانند تفاوت یأس و قنط و خیبة) را ندانم به کدام جایگاه نظر کنم؟ من با کلمه ای که ترجمه آن را ندانم چگونه میتونم انس بگیرم تا حقیقت آن کلمه به مرور زمان برای من روشن بشه؟ یعنی واقعا کتابی در این رابطه وجود ندارد که به من معرفی بکنید یا وجود دارد ولی شما توصیه نمی کنید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه بودم. به همین جهت عرض شد خود به خود معانی آن واژه‌ها به ظهور می‌آید و در عین حال، بنا شد از کتاب «اسماء الحسنی، دریچه‌ی رجوع به حق» غافل نباشید. در ضمن کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی نیز نکات خوبی را با خواننده در میان می‌گذارد. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام خدمت شما استاد عزیز:
    استاد محمد شجاعی می گوید ما وقتی می میریم و در برزخ متولد می شویم از زندگی دنیا و خانواده خود چیزی به یاد نمی آوریم همانگونه که با تولد به دنیا چیزی از رشد خود در رحم به یاد نمی آوریم! (ذیل مباحث کینه) آیا این سخن مبنایی دارد؟ اگر بله پس چگونه است که اهل برزخ به سراغ او می آیند و احوال آشنایان خود را از او می گیرند؟ و اینکه مقایسه ایشان بین عالم دنیا و رحم آیا غلط نیست، آیا اینچنین نیست که ما در رحم رشد اختیاری نداریم ولی در دنیا رشد ما اختیاری است و از طرفی هر شخصی که مرده و دوباره زنده شده کاملا آگاه است کدام عذاب را به خاطر چه فعلی در دنیا می کشد. آیا بهتر نبود بگوید آن وابستگی بین افراد با مردن از دست می رود و دنیا ارزش کینه ورزی ندارد؟!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نظر استاد از آن جهت است که تعلقات دنیایی و نسبت‌های آن در برزخ، برای انسان حضور ندارد ولی خودشان در کتاب ارزشمند «معاد»شان روشن می‌کنند که اهل برزخ، بی‌ارتباط با دنیا نیستند. موفق باشید


  • سلام علیکم استتد عزیز:
    ۱. در مورد سوال ۲۷۱۱۷ باید بگویم که بنده کتاب مقالات جلد یک را با شرح صوتی شما کار می کنم
    و این سوال در حین شرح برای بنده پیش آمده اگر ممکن است برای هر کدام از کشف های حدسی و قدسی مثال بزنید.
    ۲. در ادامه بحث الهامی در مورد مقام ولایت مطقه من متوجه نشدم بالاخره قبلا رسیدیم ذات ما همان روح است.
    و بعد هم که روح، مقام ولایت است ولی در کتاب می گوید افاضات از مقام ولایت به ذات انسان می رسد. بالاخره فرق این دو چیست؟ اصلا من فکر می کردم ذات ما همان ولایت و همان روح است ولی این جمله کتاب را نتوانستم بفهمم که چطور ذات ما یک چیز شد و ولایت هم یک چیز بالاتر؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به همین جهت کتاب مذکور پیشنهاد شد که آیت اللّه شجاعی نمونه‌های خوبی برای انواع کشف‌ها مطرح می‌کنند. ۲. ذات هرکس، بهره‌ای از روح دارد. لذا در قرآن فرمود: «نفخت فیه من روحی» که در نکات ۹ و ۱۰ «معرفت نفس» بحث آن به میان آمد و خوب است که حتی قبل از مطالعه‌ی «مقالات»، مباحثی مثل «ده نکته» و «برهان صدیقین» دنبال شده باشد. موفق باشید 


  • سلام علیکم استاد عزیز:
    اگر می شود یک مثال برای هر کدام از کشف های حدسی و ذوقی بزنید. اگر بشود از داستان بزرگان عرفا باشد برای درک بهتر که چه خوب می شود. چون هم در کتاب خیلی به آن پرداخته نشده و هم در شرح آن. ممنونم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این مورد خوب است به جلد اول کتاب «مقالات» از آیت اللّه شجاعی رجوع فرمایید تا با طیّ مقدمات، این مسائل برایتان حل شود و اگر اصل کتاب را نتوانستید به دست آورید، با صوت شرح آن، مطلب را دنبال فرمایید. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد:
    ضمن تسلیت خدمت شما به علت چهارمین سالگرد رحلت آیت الله محمد شجاعی رحمةالله‌علیه دلنوشته‌ یکی از عزیزان از شاگردان ایشان رو محضر شما می فرستم و امید دارم خداوند در این یاد از ما دستگیری فرماید و شما هم برای ما دعا بفرمایید استاد تا آنچه باید بشود، بشود.
    #دلنوشته ای در فراق استاد
    استاد بزرگوار سلام:
    چهارسال گذشت، چهار سال از یتیم شدن ما می گذرد، چهار سال درد یتیمی را، چهار سال درد بی پدری خود را در سکوت فریاد کردیم. استاد عزیز شما برای همه شاگردانتان چون پدری مهربان بودید. استاد بزرگوار چهار سال گذشت، ای ولیّ خدا چهار سال، دلتنگی، برایمان چهل سال گذشت، اما با وجود تمام دلتنگیهایم هنوز رفتنتان را باور نمی کنم، هنوز چهره زیبا و ملکوتی و صدای دلنشین و الهی شما، بر گوشم طنین انداز است. هنوز وجود نازنینتان را احساس می کنیم، شما هستید، اما دیگر چشمانم لیاقت دیدار شما را ندارد. استاد عزیز دلتنگم، دلتنگ نگاه مهربان و الهی شما، دلتنگم، آنقدر دلتنگ، که دلتنگیم، در هیچ جمله و واژه ای نمی گنجد،
    استاد بزرگوار، ما شما را در اوج نا باوری از دست دادیم، ما در تدارک بر آوردن نذوراتمان بودیم که آسمان بر سرمان و زمین زیر پایمان خراب شد. استاد بزرگوار ندیدنتان و به ظاهر نبودنتان بر ما سخت و گران گذشت. سخت است برای کسی که حتی تاب لحظه ای فکر کردن به این را نداشت که در دنیایی نفس بکشد، که شما استاد بزرگوار و آیت الله بهجت در آن به ظاهر نباشید، حتی فکر آن هم برایم سخت بود. اما اکنون، آه ... در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
    چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود. کاش لحظه ای، فقط لحظه ای می توانستم، چهره زیبا و ملکوتیتان را ببینم و با شما سخن بگویم. در این چهار سال چه حرفهای بسیاری که در دلم ماند که ماند، و با کسی یارای گفتن نیست، و چه بغضهای سنگین و گلو گیری که امانمان را بریده و می برد و بر قلبمان سنگینی می کند. سوختیم، آقا، سوختیم، شاید برخی ندانند که بر ما چه می گذرد، معنای سوختن را کسانی می داند که شعله های آتش را، چشیده و یا از نزدیک دیده و درک باشد. چهار سال در آتش هجران و فراق سوختیم و سوختیم و چهار سال سوختم در آتش حسرت و ندامت اینکه چرا شما را نشناختم و چرا از انفاس قدسی شما استفاده نکردم. استاد عزیز و بزرگوار من طفل نوپایی بودم، در این راه، که می خواستم راه رفتن بیاموزم، که با رفتنتان زمین خوردم، در این داغ کمرم شکست. اما بوی گل را از چه جوییم از گلاب، گر چه شما استاد عزیز و بزرگوار از میانمان پر کشیدید. البته به ظاهر، چرا که «العماء باقون مابقی الدهر». شما زنده اید، نام و یادتان همیشه زنده و باقی است. و آثار ارزشمندتان که همه برگرفته از آیات و روایات وارده از حضرات معصومین (علیهم السلام) است، (به اذن الله) راه گشای هر طالب صادق است. و این را هم می دانم، که نمی توانم رفتنتان را، بهانه کرده و از راه رفتن دست بردارم.
    شما حجت را بر همه ما تمام نمودید، در آثار ارزشمندتان، هر آنچه لازمه راه هست را مطابق با آیات و روایات وارده از حضرات معصومین (علیهم السلام) بیان نمودید، و دیگر عذر و بهانه ای برای هیچ یک از ما باقی نگذاشته اید، چه آنهایی که چهره زیبا و ملکوتی شما را دیده اند و می سوزند و چه آنهایی که ندیده اند و می سوزند. اما استاد عزیز و بزرگوار، با دلِ تنگم چه کنم؟ با دل بهانه گیرم چه کنم؟ به دل وعده وصال داده بودم و در سر هوای وصال داشتم، اما وقتی به اعمال ناپسند خود می نگرم، می نگرم من کجا و دیدار چون شمایی کجا؟!. باید دیدار شما را به خواب ببینم، آن هم اگر ببینم. آقا کاش در ظاهر هم بودید، کاش. سخت است، قاب عکسی به جایتان سخت است. بارالها! تو را سپاس، بخاطر همه نعمتهایت تو را سپاس، بخاطر تمام لحظه های سخت زندگیم که در کنارم بودی و مرا تنها نگذاشتی، تو را سپاس. پروردگارا! تو را سپاس، که پروردگارم تویی، ای مهربان بی همتا. بارالها برسان صاحب زمان «عج» را، برسان منجی بشریت را، برسان حضرت بقیة الله الاعظم «عجل الله تعالی فرجه الشریف» را. پروردگارا ظلم بیداد می کند، شیعیان و مسلمانان، و مظلومان و کودکان بی جرم و بی گناه کشته و یا یتیم می شوند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً خداوند آیت اللّه شجاعی را با عنایت خاصی پرورانده بود و او نیز با نگاه خاصی به حضرت معبود نظر داشت. امید است که رفقا با توجه «رازبینانه» آثار آن مردِ بزرگ را دنبال کنند، چه آثار مکتوب ایشان و چه صوت‌هایی که از ایشان باقی مانده است. موفق باشید


  • سلام علیکم: پیش نیاز شرح کتاب مقالات استاد شجاعی چه مباحثی هستش؟ سرچ کردم متاسفانه چیزی ندیدم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم به پیش‌نیاز، نیاز داشته باشد. اگر بتوانید شرح صوتی آن را که از طریق بنده مطرح شده است، با ارتباط با حاج آقا نظری به دست آورید، إن‌شاءاللّه می‌تواند مفید باشد. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر منظورتون از کتاب مقالات که خلاصه فصوص هست همون جلدیه که مبانی نظری تزکیه رو بررسی کرده؟ همون که راجع به چه بوده ایم و چه گشته ایم و چه خواهیم گشت بحث کرده؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آری! خدا آیت اللّه شجاعی، آن مرد قدسی آسمانی را رحمت کند و خدا را شکر که خداوند محبت ایشان را  بر دل بنده انداخت. طنین صدای او نیز حکایت از صوتی دارد که از مسیر حکمت عبور کرده است. موفق باشید


  • سلام استاد ارزشمندم: خدا قوت! خدا شاهد است که قصد تملق و تحویل گرفتن را ندارم. اما حسی از درون مدام به من گوشزد می کرد که چند خطی در خدمت شما باشم. به لطف خدا، بنده اهل مطالعه بودم و هستم، کتابها خوانده ام. اما هیچ کدام عقل پرسشگر فعال بنده را اقناع نمی کردند و به تبع آن قلب هم در قبض عجیبی بود، تا اینکه به لطف الهی با مباحث و نوشته های شما آشنا شدم. اولین چیزی که از شما شنیدم حدیث عنوان بصری بود، عجیب اثر گذار بود. کم کم و توام با اشتیاق، همانند تشنه ای که آب جاری یافته است، مباحث رو دنبال کردم. شاید بتوان گفت که در مباحث شما رد پای بسیاری از علمای طراز اول اسلام همچون حضرت امام (ره)، علامه (ره)، آقای جوادی، شهید مطهری (ره) ،آیت الله شجاعی و... را دید. این یعنی جامعیت کم نظیر. چه روح بخش است کتاب ده نکته، جوان و انتخاب بزرگ، معاد، سلوک ذیل شخصیت امام و....همیشه خدا را شکر می کنم که شما را سر راه بنده گذاشته است.‌ حقیقتا معارف حقه ی شما به زندگی بنده «معنا» بخشید و امید را در دلم صد چندان کردید. عجیب است این دستگاه و منظومه ی فکری ناب شما، که کلید خیلی از قفل های فکری و روحی است. و چه دلسوز و خوش برخورد هستید با این مردم. و چه مظلوم هستید، دوست داشتم فریادی بزنم و شما را معرفی کنم تا بیابند این سرچشمه ی حیات را. شما را دوست دارم، ای من برتر خودم‌. خواستم بگم با همین فرمان اما با قدرت بیشتر و انگیزه ی پایدارتر پیش بروید. خانواده ام را دعا کنید تا بتوانیم تاریخ ساز و تمدن ساز شویم. سوال: انسان شناسی که آیت الله شجاعی در کتاب مقالاتش معرفی می کنند، چگونه است!؟ آیا برای تئوریزه کردن معرفت نفس کامل است!؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این لطف شماست، امید است که خداوند قبول فرماید. ۲. فکر می‌کنم به‌خصوص جلد اول کتاب «مقالات» خلاصه‌ای از «فصوص الحکم» ابن عربی باشد، تا این اندازه مهم است. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    ۱. استاد شما فرمودید که کتاب مقالات آیت الله شجاعی را مطالعه کن ولی خرید کتاب برایم مقدور نیست. آیا گوش کردن به شرح شما کفایت می کند یا حتما اول کتاب را مطالعه کنم و بعد شرح شما گوش دهم؟
    ۲. در شرح مقالات شما به شرح های دیگری هم رجوع می کردید. آیا قبل از شرح مقالات باید شرح های دیگری گوش کنیم آیا پیش نیازی دارد؟ سپاس

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر با حوصله فرصتی را بر روی همان صوت‌ها بگذارید و بدون آن‌که خیلی معطل شوید. نکات اصلی را یادداشت کنید، کافی است. بد نیست از حاج آقا نظری بپرسید آیا آن کتاب‌ها را در اختیار دارند؟ موفق باشید


  • سلام استاد: من پاسخ هایتان را در مورد عدم نیاز به استاد سیر و سلوک بعد از انقلاب اسلامی به برکت آیت الله خمینی مطالعه می کردم. شما گفتید که شهدا (ره) صد ساله را یک شبه طی کردند و امثال مثل شهدا و چمران ها الگو هستند. ۱. من دقیق متوجه نشدم منظور شما از این که فرمودید راه این افراد را بریم یعنی چه؛ روششان چه بوده؟ ۲. من جایی خوندم که شهدا یکبار فقط در وجه الله می نگرند و حسرت آن یکبار را می خورند و دوست دارند دوباره به دنیا برگردند و دوباره شهید شوند و دوباره در وجه الله بنگرند و اینکه آیا شهدا اسفار اربعه را در یک لحظه طی می کنند؟ آیا بعد از شهادت به فنای ذاتی می رسند؟ ۳. من یک چند وقتی است که با عرفان آشنا شدم و خیلی تغییر کردم ولی احاس رکود می کنم و سیرم مثل تناوبی یعنی یک روز حالم خیلی خوبه و مراقباتم خیلی قوی و حضورم در نماز خیلی خوبه یک روز کاملا برعکس نبود حضور قلب در نماز گذروندن روز بدون مراقبه و در غفلت کامل که معمولا هر دو هفته یکبار دو سه روز همچین رکودی پیدا میکنم که اون چند روز به دلیل اینکه هیچ شوق و اشتیاقی به خدا و عبادت ندارم، دچار افسردگی بسیار بسیار شدیدی میشم که از چهرم کاملا معلومه و در اون چند روز هیچ اومیدی به زندگی کردن ندارم و دعا می کنم که از دنیا برم (به شدت حالم بد میشه) که هر بار خدا لطف میکنه دوباره من رو ظرف چند روز به حالت قبلی برمی گردونه که البته حداکثر حالم مدت زیادیه که از یک حدی بیشتر نمیشه و هیچ فتح بابی رخ نمیده البته این حالت های رکود تناوبی و مکرر یکی از ضرر هایش سو ضن به خداست. استاد از شما خواهش می کنم که راه حلی بگید تا اینکه متناوبا دچار رکود نشم. چون واقعا در زندگیم سخت از روز های رکود و بی رغبتی به خدا رو تجربه نکردم. سعی خودم هم برای ترک محرمات می کنم ولی فایده ای نداره.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شهداء با نظر به حضرت امام جلو رفتند و او را در امور جزئی و اخلاقیِ خود مدّ نظر داشتند. ۲. بلی. ۳. «ای بردار! عقل یک دم با خودآر / دم به دم در تو خزان است و بهار». خوب است سری به کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی بزنید


  • سلام و عرض ادب استاد عزیز:
    سوال بنده درباره ی آثار مرحوم استاد شجاعی (ره) است. لحن ایشان لحن به خصوصی است و بنده شخصا با سخنرانی هایشان اشک از چشمانم جاری می شود و سخنان اخلاقی شان خیلی عجیب به بنده می چسبد. گاهی فقط عکس ایشان یا نام ایشان را هم ببینم منقلب می شوم از بس که به این مرد بزرگ علاقه و ارادت دارم. با این همه، وقتی مراتب بعضی رذایل اخلاقی را که شرح می دهند و شفاف هم می گویند که همه ی ما و شما داریم... خیلی احساس سنگینی و نا امیدی می کنم. احساس می کنم که با مطالعه ی این گونه کتب یا گوش دادن این سخنرانی ها فقط کار خودم را سخت کرده ام به این معنا که تاثیر آنها را صرفا ذوقی یا علمی می بینم و نه عملی. البته گویا این سخنرانی ها برای افراد خاصی بوده که ضبط کرده اند و شاید جایز نباشد بنده و امثال بنده گوش دهیم، به هر حال. اما خلاصه می خواهم بدانم این عارف بزرگوار چرا اینقدر موشکافانه به بررسی مسائل اخلاقی آن هم با زبان ساده می پردازند؟ آیا مثلا زیاد دانستنِ امثال بنده درباره ی مثلا مراتب کذب خطرناک نیست؟ وقتی ما دروغ های معمولی یا به شوخی را مرتکب می شویم چرا باید از دروغ در عزم یا دروغ در وفای به عزم که برایمان جز یأس چیزی نمی آورد و کاملا دست‌نیافتنی می بینیم مطلع شویم؟ سپاسگزارم از شما. التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد آن است که با سه کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی مأنوس شوید، شرح بنده إن‌شاءاللّه موجب تدبّر بیشتر در موضوع خواهد شد. موفق باشید


  • سلام علیکم: من از یکی از شاگردان نزدیک مرحوم آیت الله محمد شجاعی شنیدم که می گفتند مرحوم آیت الله شجاعی نظرشان بر این بوده که اذکار توحیدی رو نباید همینطور زیاد گفت. یک وقت هست که استاد دستور می دهد که فلان ذکر توحیدی را به فلان عدد یا بدون عدد ولی زیاد بگویید فرمودن این مشکلی ندارد. ولی همان ذکر توحیدی را بدون اذن استاد نباید زیاد گفت. بحث روی زیاد گفتن آن ذکر است. و جالب اینجاست که مرحوم آیت الله شجاعی ذکر شریف لااله الا الله رو هم از این قبیل اذکار می دانند. می فرمایند چون این ذکر هم ذکر توحیدی است نباید سرخودی زیاد گفته شود. در صورتیکه در روایات به زیاد گفتن لااله الاالله توصیه شده. حتی برای درمان وسواس چه وسواس عملی و چه وسواس فکری مداومت بر ذکر لااله الا الله مفید دانسته شده، حال این دسته از روایات را چگونه با سخن مرحوم شجاعی درباره ذکر لااله الاالله جمع کنیم؟ البته همانطور که حضرتعالی مستحضرید، مرحوم آیت الله شجاعی نیز از ارباب باطن و بزرگان طریق معنویت بوده اند و قطعا سخن شان از روی حساب و کتاب است به همین دلیل برایم سوال شده که چگونه این دو مطلب را با هم جمع کنم؟ ممنون می شوم اگر راهنمایی بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در ذهنم هست که مرحوم آیت اللّه شجاعی در سه جلد کتاب «مقالات» خود برای ذکر عام، عدد قائل نیستند و ذکر «لا إله إلاّ اللّه» از اذکار عام است. موفق باشید