×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    طب سنتی

  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام خدمت استاد عزیز: این که بعضی اطبای اسلامی می گویند غذا خوردن یک بار در روز بیشتر اسراف است و یا اینکه نوبت ناهار را حذف کنید به نظر شما در جهان و فرهنگ امروز تا چه اندازه قابل قبول و اجراست؟ از طرفی آیت الله عبدالقائم شوشتری در توصیه سلوکی خویش می فرماید سه وعده غذا بخورید. از طرفی ما با سه وعده خوردن غذاهای امروزی البته بدون پر خوری به زور خودمان را نگه داشته ایم و باز گاها ضعف داریم. با تشکر و التماس دعا. ایمیلم خراب است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که پیامبر خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «الْمَعِدَةُ بَيْتُ كُلِّ دَاءٍ وَ الْحِمْيَةُ رَأْسُ كُلِّ دَوَاءٍ وَ أَعْطِ كُلَّ نَفْسٍ مَا عَوَّدَتْهَا» یعنی معده خانه‌ی تمام دردها است و پرهیز صحیح سرآمد هر نوع دارویی است و به هر نفسی هر آن‌چه را که عادت کرده، بدهید. (بحار الانوار، علامه مجلسی، ج62، ص290). ملاحظه می‌فرمایید که در آخر روایت تأکید دارد بر آن که باید همان‌طور که هرکس خود را عادت داده، عمل کند و لذا نمی‌شود یک قاعده برای همه تنظیم کرد. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد بزرگوار: اساتید پزشکی کاملا حجامت رو رد می کنند و تاکید بر خون دادن به بانک خون دارند آیا این ناشی از عدم آگاهی آنها نسبت به دستورات پیامبر و غرق شدن در علم مادی و دنیوی است؟ یا این مورد از آن مواردی است که شکل آن در زمانه حال تغییر کرده مثلا خون دادن به جای حجامت.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: البته همه‌ی پزشکان مسئله‌ی حجامت را رد نمی‌کنند، این‌هایی هم که رد می‌کنند تصورشان آن است که از نظام بدن انسان‌ها با روش علم تجربی، علم کامل به‌دست آورده‌اند. در حالی‌که این‌طور نیست. موفق باشید


  • با عرض سلام خدمت جنابعالي: سوالی داشتم اینکه نظر شما در مورد حجامت چیه؟ و اینکه این کار جای خودش رو به خون دادن بده چون اینطور به نظر می رسه که زمانی که پیامبر حجامت رو مطرح کردن قصد این بوده که خون از بدن خارج بشه و عمل تصفیه و پاکسازی و خونسازي مجدد صورت بگیره که در آن زمان امکان انتقال خون نبوده الان هم این امکانات هست هم همون عمل خون گرفتن انجام میشه هم به داد یه نفر که به این خون احتیاج داره رسیده میشه شما بین این دو کدام را انتخاب مي کنيد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در همان زمان هم امکان خون‌گرفتن بوده است، ولی تأکید بر حجامت به جهت دیگری است. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب: استاد لطفا نظرتون رو در مورد فعالیتهای آیت الله تبریزیان که به پدر طب اسلامی معروف شده اند را بفرمایید آیا می شود طبق دستورات ایشان و شاگردانشان رفتار کرد؟ مثلا نظر ایشان این هست که اطفال را واکسن نزنیم. آیا به نظرتان در شرایط فعلی میشه اطفال را واکسینه نکرد؟ و یا دستورالعملهای این سبکی. لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر و دعای عمر یا عزت برای شما و خانواده محترم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: طب سنتی با این‌که مبانی خوبی دارد و استاد تبریزیان هم در این مورد زحمت کشیده‌اند، ولی به قول خودشان ما در ابتدایِ راهِ آزمون و خطا هستیم و هنوز نمی‌دانیم در این زمان تجربه‌های گذشته چه اندازه جواب می‌دهد. تا آن‌جا که در خاطر دارم آقای دکتر روازاده هم با زدن واکسن مخالفت داشتند. موفق باشید


  • سلام علیکم: خدا قوت استاد.
    ۱. صوتهای آقای دیباج به دست حضرتعالی رسیدند یا اینکه بنده اشتباه فرستادم؟
    ۲. بعضی روایات هستند که امام معصوم (ع) می فرمایند از کسی اگر خوشت آمد، آن شخص هم از تو خوشش می آید، یا کسی که به دلت نشست او انسان خوبی است. و آن روایت که می فرماید: ارواح مومنین با هم مرتبط است. این روایات را چگونه تفسیر می شود کرد؟ آیا آن شخص که روایت به او فرموده شده، شخص خاصی بوده؟ آخر دیده شده برخی با تمسک به این روایات، به ظن بد و گمان بد و قضاوت و بدبینی و خود بزرگ بینی مبتلا شده اند؟! 3. متن خوانی دکتر صافیان، که در مورد کتب هایدگر است، مورد اعتماد می باشد؟ در کانالشان به تازگی عضو شدم، ظاهرا کتب هایدگر را تدریس می کنند. ۴. در مورد سخنان اخیر دکتر داوری، بنده احساس می کنم، یک نوع قضاوت عجولانه و بدون تفکر ، راجع به صحبتهای ایشان شکل گرفت، و باعث شد این صحبتهای دکتر را عامدانه و غیر علمی توصیف کنند. بنده که قابل نیستم، ولی هر چه بدنبال حرف غیر منطقی در این گفتار بودم، پیدا نکردم. استاد، بنده در اشتباهم، یا درست فکر می کنم؟! 5. معرفت النفس عملی دقیقا به چه معناست؟ ۶. در کتب استاد زرشناس، و دکتر داوری که دقت می شود، کتب دکتر داوری نقد غرب دارند، ولی با شیوه ای که به کسی بر نخورد و کاملا هم حکیمانه. ولی در کتب آقای زرشناس، احساس می کنم: سیاهی غرب بیشتر است. اینکه غرب چیست و چقدر فرهنگش انحراف دارد را قبول داریم و می دانیم، منتها این تفاوت بیانی بین آقای زرشناس و دکتر داوری از چیست؟ آقای زرشناس خیلی سیاه می بینند، یا آقای داوری مسامحه می کنند؟! ۷. بحث عالَم داشتن و بحث های پیرامون آن را بعد از کتب شما در این مورد، در چه کتبی می توان یافت؟ یعنی در کدام کتب عرفانی صحبت از عالم داشتن شده است که رجوعی داشته باشیم؟ ۸. در مباحث جامعه شناسی، به چه استاد یا نویسنده و یا کتابهایی می شود اعتماد کرد؟ ۹. آیا اساسا، چیز به نام روانشناسی اسلامی، طب اسلامی و امثالهم می تواند موجود باشد؟ ۱۰. در خواندن طب اسلامی چه رویکردی باید داشته باشم که به مشکلات پیش رو نخورم؟! ۱۱. در خواندن روانشناسی، چه رویکردی موجب می شود که بنده، مرعوبِ قضاوتهای نادرست روانشناسان، و وحی منزل دانستن روانشناسی نشوم؟ چگونه ورود و خروجی به علم روانشناسی باید داشت؟ ممنونم، از محضر استاد پوزش می خواهم. التماس دعا. یا علی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- صوت‌های آقای دیباج رسید 2- به نظر می‌آید که در عین نگاه مثبت به آن روایات، مواظب خطورات شیطانی که موجب سوء ظن می‌شود، باید بود 3- کار خوبی را آقای دکتر صافیان شروع کرده‌اند 4- بنده هم همین‌طور فکر می‌کنم. در این مورد بد نیست به جواب سؤال شماره‌ی 21542 و بحثی که دیشب در جلسه‌ی تفسیر تحت عنوان «عدالت؛ شرط قوام و بقاء نظام اسلامی» رجوع فرمایید. 5- یعنی رعایت دستورات شرع با رویکردی که انسان نظر به حقیقت خود داشته باشد تا آن حقیقت ظهور کند 6- نگاه دکتر داوری همانند هایدگر بیشتر هستی‌شناسانه است 7- شاید با این عنوان بحثی نشده باشد، ولی روح سلوک برای انسان عالمِ خاص خود را می‌آورد 8- نمی‌دانم 9- بحث دیشب در این مورد شاید کمک کند 10- در طبّ اسلامی نظر به معرفت نفس، زیربنای آن طبّ است 11- در این مورد بد نیست به صحبت‌های 9 اسفند آقای دکتر داوری که سیمافکر آن را تهیه کرده، نگاهی بیندازید.  موفق باشید


  • با عرض سلام:
    استاد ، برای کسی که می خواهد وارد مبحث طب اسلامی شود و به نام اهل بیت (ع) با درمان مردم سرو کار خواهد داشت ، بفرمایید برای شروع و قبل از وارد شدن به طب چه کتاب یا کتاب هایی را مطالعه کنند که انسان را بهتر بشناسند؟ با سپاس از شما

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد تخصصی ندارم. ولی می‌دانم جناب ابن‌سینا، مقدمه‌ی طبّ را معرفت نفس می‌داند. موفق باشید


  • با سلام:
    با توجه به سوال 20910 سوالاتی پیش می آید:
    1. به نظر می رسد طب اسلامی مدنظر شما غیر از طبی است که ابن سینا و... ارائه کردند والا با توجه به اینکه کتب موجود است چرا اطبا باید از صفر شروع کنند؟
    2. اگر طب مورد نظرتان شفاهی بوده چرا اطبا نسبت به کتابتش اقدام نکردند و چرا در انتقال کوتاهی کردند؟ چون رضاشاه بساط حوزه ها را هم می خواست برچیند ولی با مقاومت علما موفق نشد یا عرفا علی رغم همه مخالفت ها باز اسرار را سینه به سینه و مکتوب انتقال دادند
    3. اسناد تاریخیتان مبنی بر نابودی طب اسلامی توسط رضا شاه چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب‌هایی مثل «قانون» بوعلی، تئوری‌های طبّی موجود است ولی ما از تجربه‌ی هزارساله‌ تاریخ طب‌مان محروم شدیم 2- مدت‌ها به صورت سینه به سینه، تجربه‌ی طبیبان به نسل بعدی منتقل می‌شد و ضرورتی برای ثبت آن‌ها نبود. ولی متأسفانه در زمان رضاخان غافلگیر شدند 3- این مسئله‌ای نیست که درتاریخ پنهان باشد که چگونه رضاخان به بهانه‌ی کهنه‌بودن، مانعِ ادامه‌ی طبابت اطبایِ سنتی می‌شد. هم بنده مختصری شاهد این مسئله بودم و هم حضرت امام در کتاب «کشف الأسرار» متذکر آن ‌هستند. موفق باشید


  • درود محضر استاد عالیقدر:
    حضرتعالی در سوال 20695 فرمودید که متأسفانه رضاخان طب اسلامی را از بین برد. آیا مقصودتان اینست که اطبای سنتی را از بین برده یا خود طب را چون کتب طب سنتی چون قانون ابن سینا، جرجانی و ... موجودست و اطبا هم فکر نکنم رضا شاه دست به کشتارشان زده باشد کاری که رضا شاه بنظر می رسد کرده باشد اینست که به خاطر غربزدگی به ترویج پزشکی نوین پرداخته است و این به معنای تضعیف طب سنتی است نه نابودی چون کتب همچنان موجودست و اطبا هم گوشه و کنار مشغول کار بودند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه عرض شد سخن حضرت امام بود از آن جهت که رضاخان مانع شد کارِ اطبایی که 1000 سال تجربه را با خود داشتند، ادامه یابد و عملاً آن‌ها نتوانستند تجربه‌ی خود را به نسل‌های بعدی منتقل کنند و این است که امروز ما از صفر شروع کرده‌ایم. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز: می خواستم نظرتون رو نسبت به این متن بدونم اگه ایراد و انتقادی هست لطفا بفرمایید البته میدونم متن زیاده از اینکه وقتتون رو میگیرم عذرخواهی می کنم:
    کسانی که ادعا دارند اگر طب اسلامی وجود داره پس چرا علما و یا مقام معظم رهبری بچه هاشونو واکسیناسیون می کنند و وقتی خودشان مریض می شوند برا معالجه به پزشکان امروزی (طب شیمیایی) مراجعه می کنند لازم می دانیم به موارد زیر توجه خاص داشته باشند. باید توجه داشته باشیم که پزشکی امروزی (طب صهیونیستی) حاصل 80 سال برنامه ریزی صهیونیست ها برای پی ریزی و عملیاتی کردن این طب در دنیا و در ایران است و به شدت در زمان حکومت پهلوی در ایران ریشه دوانده است و تمام زیر ساخت های لازم برای این طب صهیونیستی اعم از ساخت هزاران بیمارستان و دانشگاه برای تربیت نیرو و از همه مهم تر به دست گرفتن افکار عمومی با در دست داشتن رسانه ها و فریب مردم شکل گرفته است و همان طوری که امام راحل (ره) فرمودن که حکومت اسلامی تشکیل دادیم و حالا سعی کنید دولت اسلامی و بعد جامعه اسلامی تشکیل بدین ولی هنوز بعد از 40 سال که از انقلاب گذشته هنوز نتوانستیم دولت اسلامی تشکیل بدیم. چرا که اقتصاد ما به فرموده ی مراجع ربوی است و نظام آموزشی و دانشگاهی ما بر گرفته از نظام غرب و بهداشت و درمان ما نیز برگرفته از غرب است و در یک کلام غیر الهی است. این نشان از نداشتن ظرفیت فکری لازم برای پیاده کردن احکام الهی (در بخش اقتصاد و بهداشت و درمان و ...) از طرف مسئولین دولتی و نماینده ها ی مجلس است و متاسفانه مردم نسبت به بی تقوایی مسئولین بی توجهی نشان می دهند. نکته قابل توجه این است که برخی سکوت مقام معظم رهبری و برخی علما و تایید ظاهری این روش اداره کشور را دلیل بر حقانیت و درست بودن روش اداره کشور دانستند. چنانکه در برخی موارد مثلا می گویند اگر این پزشکی نوین غیر الهی است یا اقتصاد و بانک ها ربوی است چرا رهبری و علما علنا چیزی نمی گویند. این آقایون غافل از آنند که رهبری به عنوان ولی خدا و نائب امام زمان روشی برای اداره کشور بر گزیده که همان روش اداره ی پیامبر و امیر المومنین است چنان که با توجه به وضعیت کشور و اینکه این حکومت بعد از 1400 سال و با دادن خون هزاران انسان الهی به وجود آمده اولویت اول حفظ نظام اسلامی است و نباید به خاطر مصالح پایین تر. مصالح بالاتر که حفظ نظام است به خطر افتد کما اینکه امام راحل فرمودن حفظ نظام از اوجب واجبات است آیا شریح قاضی که قاضی القضات مولا امیرالمونین بود مگر نه این بود که مولا می خواستن بر کنارش کنن و فشار سران اون زمان باعث ابقای پست او شد؟ آیا اشعث که یک منافق بود فرماندار مولا نبود؟ مگر نه این بود که به خاطر اینکه اشعث مقبولیت زیادی بین مردم داشت و با دور کردن اشعث از خود و تقابل با او مولا هزاران سرباز را از دست می داد؟ آیا انتخاب اشعث و قاضی شریح به عنوان فرماندار و قاضی القضات توسط مولا به منزله ی مقبولیت این دو توسط مولا بود یا به خاطر مصالح بالاتر که همان حفظ اسلام است اینکارو کردند؟ در واقع در بین سران اون زمان مومنی که مقبولیت مردمی بالایی داشته باشه نبوده برای همین مولا مجبور بوده امثال اشعث رو بهشون پست سیاسی بده. این مثال ها رو زدم تا راحت تر رفتار ها و گفتارها ی مقام معظم رهبری قابل فهم بشود. مثلا با این سابقه ای که طب صهیونیستی در دنیا و در ایران دارد چه از لحاظ زیر ساخت چه تربیت نیرو و از همه مهم تر در دست گرفتن افکار عمومی آیا صحیح است که رهبری موضع تهاجمی بگیرد؟ آیا مردم ظرفیت آن را دارند که کل نظام اقتصادی و دانشگاهی و بهداشت و درمان زیر و رو شود؟ آیا مسئولینی داریم که بتواند این افکار الهی چه در اقتصاد چه در بهداشت و درمان و ... اجرا کنند؟ کدام مسئول؟ این دولت؟ این مجلس؟ که آدمهاشون تو این دانشگاه هایی که صهیونیست ها نظامش رو طراحی کردن و کتاب های غربی تدریس میشه تربیت شدن چه طوری می توانند بر ضد این طب صهیونیستی عمل کنن؟ آیا رهبری بدون پشتوانه ی مردم می تواند با این سیستم غیر الهی در بیافته؟ مگر نه اینست که امام (ره) به پشتوانه ی مردم (با بصیرت) توانستن حکومت طاغوت را نابود کنن؟ به تناسب آن برای انقلاب در اقتصاد و در بهداشت و درمان و ... نیز رهبری نیاز به پشتوانه ی مردمی دارد. اصلا وظیفه ی رهبری این است که مردم را به کمال برساند و مردم با خواسته ی خودشون و حضور خودشون باید این انقلاب ها رو به ظهور برسانند نه اینکه ما بنشینیم و منتظر باشیم رهبری برای ما کاری کند البته رهبری و با اشاره حرفاشونو میزنن همان طوری که پیامبر فرمودن که من به اشارت مبعوث شدم نه به صراحت. ما مردم باید اشاره های مقام معظم رهبری را بگیریم. مگر نفرمودند دغدغه ی من طب اسلامی ایرانی است؟ پس بسم الله. اگر هم به پزشکان امروزی مراجعه میکنن به سبب همان مصالحی است که عرض کردیم. این مردم هستن که باید بروند و فدای امام حسین بشوند و اگر مردم غفلت کنن امام مظلوم واقع می شود و به قتلگاه می رود. البته مردم ما به اون بصیرت رسیدن که نگذاشتن حتی نائب امام زمان 40 سال براشون این اتفاقا بیافتد. ولی برای مبارزه با این سیستم غیر الهی نیاز به حضور موثر تر این مردم هست. در مورد طب صهیونیستی هم مردم باید وارد میدان شوند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که طب شیمیایی نظام بدن و تدبیر نفس را بر هم می‌زند؛ حرفی نیست. و در این‌که صهیونیست‌ها نیز بعضاً در آن نفوذ کرده‌اند هم بحثی نیست. ولی اولاً: همه‌ی این طب، صهیونیستی نیست، ثانیاً: بنا به فرمایش حضرت امام در کتاب «کشف‌الأسرار» متأسفانه رضاخان طب اسلامی را از بین برد و ما فعلاً در ابتدای راه هستیم. از این جهت باید حوصله به خرج داد تا طب اسلامی رشد لازم را بکند تا بتواند با طب شیمیایی رقابت نماید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    ضمن عرض ادب و ارادت و احترام خدمت استاد گرامی
    استاد گرامی اخیرا در جلسات خود چند مطلب فرمایش کردید که واقعا جای حرف بسیاری دارد.
    1- گویا شما طب اسلامی را نپذیرفته و هدف اسلام را تعالی انسان می دانید که جای پرداختن به طب و این جور چیزها را ندارد.
    اما سوال؟ آیا اسلام ما دین ناقصی است که فقط به روح انسان توجه دارد مگر نه اینکه علی فرمود «یا رب قو علی خدمتک جوارحی». آیا بدون تن سالم می توان عبادت کرد و به اوج رفت؟ شنیده ایم که آن انسان بزرگ شیخ حسنعلی اصفهانی در سرما چند ساعت در رکوع بود آن چنان که برف رویش انباشته شده بود اما اکنون جوان ما نمی تواند رکوع چند ثانیه ایی را صحیح انجام بدهد. اگر دین ما برای همه ابعاد زندگی از جمله سیاست، فرهنگ، اقتصاد، طب و... برنامه نداشته باشد پس ناقص است پس آنکه خدا برایمان راضی گشت فقط به بعد معنوی انسان توجه دارد و بعد دیگر ما را بدست هرکه تواند داده است. مگر نه اینکه همو که خدا ولی ما قرار داد و حقیقت رضیت لکم السلام دینا است به فرزند خود امام مجتبی نفرمود: که ای فرزندم می خواهی تو را چیزی بیاموزم که از طب بی نیاز شوی و یکی از آنها خوردن نمک قبل و بعد از غذا بود. اگر اسلام سلامت جسم ما را به داروهای شیمیایی که از خاک و مردار تهیه می شوند سپرده، پس وا اسلاما؟ 2. اما نکته ای هم درباره ارتش؛ استاد گرانقدر ارتش نیرویی است که برای دفاع از میهن جنگیده و می جنگد چه در زمان طاغوت و چه در زمان حکومت اسلامی. حقیقتا حرفای جلسه گذشته شما جفای بزرگی است بر 48000 شهید گلگون کفن ارتش.
    ارتشیان یاد گرفته اند چونان علی اکبر تا رمق آخر با خسم پیکار کنند و با نقشه و هدف تا نای آخر دفاع کنند. حقیر نمی خواهم ارزش کاری را زیر سوال ببرم اما اینکه انسان خود را جلوی گلوله بیندازد هنر نیست. همان زمانی که در تهران باشگاه افسران با مجالس رقص و شراب برپا بود عده ای از دانشجویان و افسران روزه می گرفتند و نماز شب می خواندند. سر بسته می گویم از جنگ تحمیلی تا کنون در سوریه ما همین مشکل را داشته و داریم که مواضعی را که به زحمت تثبیت کرده ایم اما پس از چند روز که به برادران سپرده ایم سریع سقوط کرده و این درد دل ماست. چه زیبا آن فرمانده بسیجی (شهید حسن باقری) که به فرماندهان گردان ها بعد از عملیات رمضان با عصبانیت گفت وای بر شما که در سنگرهایتان نشسته اید و در میدان حاضر نمی شوید شما را چه شده که حاضر نیستید دو نفر در شناسایی از دست بدهید اما صدها نفر را در عملیات بدون شناسایی و آگاهی به کشتن می دهید. و سرباز حقیقی کسی است که گوش به حرف فرمانده خود بدهد و او عباس بود که اجازه جنگ نیافت با آنکه حریف همه لشکر بود اما سرپیچی نکرد. اما سوال؟ سربازی که عشق شهادت دارد اما گوش به حرف فرمانده نمی دهد و با ندای الله اکبر عملیات مخفیانه را فاش می کند چه جایگاهی دارد؟ وای که چه عملیات ها فاش شد و چه عملیات های بدون شناسایی که به شکست انجامید. خون آنها گردن کیست؟
    عذرخواهم استاد عزیز از کلام طولانی ام. اما کاش هر کسی در تخصص خود سخن بگوید چرا که عده ای که گوش به سخنش می دهند اگر اشتباه دریابند جوابشان را که می دهد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نمی‌دانم از کدام قسمت از عرایض بنده برآمده است که معتقد به طبّ اسلامی نیستم! عرض بنده آن سخن امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» است که می‌فرمایند رضاخان مأمور بود طب اسلامی را از بین ببرد و از بین برد. و بدین لحاظ باید سال‌ها زحمت کشید تا آن طب مطابق امروز احیاء شود، وگرنه به اسم طب اسلامی اعمالی انجام می‌شود که به قول رفقای طالب طب اسلامی، تازه اسلام هم زیر سؤال می‌رود 2- بحث بر سر ارتش‌های کشورهای استعمارزده است، این سخن بنده نیست. حتی مسعود بهنود در کتاب «از سید ضیاء تا بختیار» می‌گوید ارتش را به دست رضاخان ساختند برای اعتراضات مردمی. و به نظر بنده حقیقتاً با دفاع مقدس بود که ارتش، هویت اصلی خود را به مرور به‌دست آورد در آن حدّ که ارتش امروز ما بعضاً خوبی‌های منحصر به فرد خود را دارد. موفق باشید


  • سلام و خدا قوت: استاد بزرگوار در پاسخ به یکی از کاربران در مورد طب اسلامی خواندم که مرقوم فرموده بودسد رضا خان طب اسلامی و اطباء اسلامی را نابود کرد. منظورتون از این کلام اینه که الان طبیب طب اسلامی وجود نداره؟ جدیدا آیت الله تبریزیان که به عنوان پدر طب اسلامی ازشون نام می برند مدعی هستند که طبیب طب اسلامی هستند و شاگردانی نیز تربیت کرده اند شما تا چه حد به کار ایشان اعتماد دارید؟ آیا کارشونو تایید می فرمایید؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان کار ایشان هستم و کتاب‌های ایشان را هم دیده‌ام ولی «سال‌ها باید که آید مشتِ پشم از پشتِ میش/ عابدی را خرقه گردد یا حماری را رسن». موفق باشید


  • سلام: در سوالی که یکی از کاربران پرسیده بوده گفتید در دنیای مدرن بیماریهایی بوجود آمده که فقط طب جدید آن را می شناسد و باید به طبیبان جدید رجوع کرد. ولی به نظر بنده روح پزشکی مدرن بنای درمان انسانها را ندارد و فقط به فکر منافع است. و اسلام و طب اسلامی که برای همه زمانهاست برای همه دوره ها تا ظهور حضرت مهدی (عج)، حرف و برنامه دارد. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد طب اسلامی حقیقتاً همان است که می‌فرمایید ولی فراموش نکنید به قول حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» رضاخان هم اطبایِ طب اسلامی را از بین برد و هم طب اسلامی را. موفق باشید


  • جناب استاد با عرض سلام و آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون: بنده در زمینه طب سنتی ایران بطور جدی و آکادمیک در حال مطالعه و دانش افزایی و تجربه هستم (هیات علمی دانشگاه در این رشته می باشم) ولی متاسفانه اطلاعات زیادی در حوزه فلسفه و روانشناسی اسلامی و ... ندارم هرچند بسیار علاقمندم. اخیرا" موضوعی که توجهم را بسیار جلب کرده بحث رابطه نفس و بدن و درمانهای نفسانی است که توسط حکمای طب سنتی در بسیاری از موارد انجام می شده و از آنجا که بیماریهای جسمی انسان ارتباط تنگاتنگی با مسائل روحی و روانی دارد قصد دارم در این زمینه مطالعه داشته باشم. خواهشمندم بنده را راهنمایی و منابع مفید در این زمینه را معرفی بفرمایید. با تشکر فراوان و التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن بر روی سایت هست. کتاب را از قسمت «نوار نوشتارها» که بالای صفحه‌ی اول هست و شرح را در همان نوار در قسمت صوت بگیرید. و سپس کتاب «خویشتن پنهان» را که بر روی سایت هست، مطالعه فرمایید إن‌شاءاللّه تا حدّی جواب مطلب‌تان را می‌یابید. موفق باشید


  • سلام استاد، خدا قوت:
    مطالبی که شما در مورد روزه و گرسنگی در صوت «روزه، دریچه ای به عالم معنا» را گوش کردم. و شما طبق احادیث، از ارزش مندی و اثرگذاریهای مثبت بسیار گرسنگی در روح و جسم گفتید. منتها از طبیبان سنتی، شنیده ام که گرسنگی کشیدن برای هر مزاجی مناسب نیست. رابطه بین این احادیث با این تشخیص چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم روزه برای عموم افراد مهم است مگر آن‌که طبق آیات قرآن عده‌ای طاقت آن را نداشته‌باشند که خداوند از طریق دیگری رحمت خود را برای آن‌ها جاری خواهد کرد. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد بزرگوار:
    بنده دانشجوی پزشکی هستم و بعد از مطالعات غرب شناسی و معرفت نفس از جنابتان، بیشتر به ناتوانی پزشکی مدرن در حل مشکلات بشر پی بردم. پزشکی مدرن حتی برای انسان مدرن هم جواب گو نیست. سوال بنده اینجاست که آیا در حوزه ی پزشکی هم ادبیاتی به نام گذار می تواند معنی داشته باشد؟ همانطور که در سایر حوزه ها برای گذشتن از غرب، در فضای انقلاب اسلامی، باید طرحی برای گذار داشت. (البته به نظر بنده) اگر همین طور است. لطفا راهنمایی بفرمایید چه مسیری از نظر مطالعاتی باید دنبال کنم؟ التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جای توجه به این بحث هست از این جهت که جایگاه داروهایی که میدان ترمیم بیماری‌ها را از طریق نفس تنگ می‌کند بیشتر روشن کنیم و موضوع پرهیز را جدی‌تر بگیریم از آن جهت که رسول خدا فرمودند «المعدة بیت کل داء و الحماء اصل کل دواء» معده خانه‌ی همه‌ی بیماری‌ها و پرهیز اساس همه‌ی درمان‌ها است. موفق باشید


  • استاد عزیز سلام: استاد با توجه به سوال 18115 و اینکه واکسیناسیون کودکان و قطره فلج اطفال و کلا برنامه های طب مدرن به نظر من برای نابودیه انسان ها به کار برده میشه. حالا اگه کسی از من بپرسه مثلا یه عکس از دوران ریاست جمهوریه حضرت آقا هستش که آقا یه بچه تو دستش هست و داره قطره فلج اطفال رو ظاهرا تو دهن اون بچه میریزه تا مردم برای اینکار تشویق بشن من چه جوابی بدم برای این سوال که اگه این برنامه های وزارت بهداشت بده چرا مثلا حضرت آقا اون کارو کرد پس قطره فلج اطفال چیز خوبیه و ضرری نداره. البته جواب من اینه که رهبر یه جامعه ی دینی متناسب با بصیرت و ظرفیت اون جامعه رفتار میکنه مثلا اینکه شریح قاضی زمان خلافت مولا قاضی القضات کوفه باقی میمونه به معنیه تایید شریح از طرف مولا نیست بلکه به خاطر یه مصلحت بالاتر یعنی حفظ حکومته یا حتی مشاوره هایی که مولا زمان خلافت عمر بهش میده باز هم به معنیه تایید عمر نبوده بلکه برای حفظ حداقل اسلام بوده و خیلی مثال های دیگه. اونجا هم حضرت آقا با توجه به اینکه تمام زیر ساخت های بهداشت و درمان کشور بویی از اسلام نداشت و با توجه به وضعیت کشور و حفظ مصالح بالاتر در ظاهر اون کارو تایید کردن هر چند در واقع مخالف بودن و یکی از جواب های دیگه ای که میشه داد ولی خودم قبول ندارم اینه که مثلا حضرت آقا خبر نداشتن از مضرات قطره فلج اطفال. حالا استاد عزیز نظر شما در مورد جواب های من و جواب خود شما چیست؟ عذر خواهی می کنم استاد. تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که مکرر عرض شد فرهنگ مدرنیته بیماری‌هایی را با خود آورده است که در حوزه‌ی طبّ سنتی که مطابق شرایط طبیعی انسان کاربرد دارد نمی‌گنجد و خودِ مدرنیته می‌داند که با انسان‌ها چه‌کار کرده است. و به جای برگشت از راهی که رفته است، مجبور است با انواع وصله پینه‌ها به عنوان طبّ جدید، آثار منفیِ زندگی مدرن را کاهش دهد و ما هم چون در همین فکر و فرهنگ غربی به‌سر می‌بریم، نمی‌توانیم از وصله‌پینه‌های طبّ غربی به‌کلّی فاصله بگیریم مگر آن‌که به‌کلّی زندگی خود را از این نحوه سبک زندگی و در این شهرها جدا کنیم که این نیز ممکن نیست. البته تا آن‌جا که طبّ سنتی جواب می‌دهد باید از همان درمان‌های طبیعی بهره برد، ولی بدن‌های اکثر مردم، بدن‌های دیگری شده است و ما نباید از این غفلت کنیم. شاید آن‌هایی هم که بحث تلفیق طبّ جدید و طبّ سنتی را پیش کشیده‌اند، با نظر به چنین مسائلی بوده است. موفق باشید 


  • با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: می خواستم نظر شما را در مورد نمک دریا که اطبای سنتی توصیه می کنند بدانم و اینکه آیا شما از این نمک استفاده می کنید. با تشکر فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت داریم که از نمک دریا استفاده شود. بنده نیز چندین سال است از آن استفاده می‌کنم. موفق باشید


  • سلام استاد: استاد در سوال 18086 شما فرمودید که در دنیای جدید بیماری های جدیدی به وجود اومده که طب جدید بهتر این بیماری ها رو میشناسه. ولی استاد همین بیماری های جدید هم درمانش توسط اساتیدی مثل آیت الله تبریزیان و دکتر روازاده بهتر درمان میشه. راستش اون مکالمه ای که در یک شبکه ی اجتماعی رخ داد و یکی از برادرا نظر شما رو خواست در مورد اون مکالمه. اون حرفا رو در مورد انجام ندادن واکسیناسیون بچه من زدم ولی بنده برای بیماریه خودم و بچه ام به اساتید طب اسلامی مثل آیت الله تبریزیان رجوع می کنم. خواستم نظر شما رو در مورد آیت الله تبریزیان بدونم. استاد پارسال 55 هزار نفر از سرطان مردند و الان هم 500 هزار سرطانیه ثبت شده داریم و سالی 90 هزار تا اضافه میشه. 8 میلیون دیابتی ثبت شده داریم که بالای 50 هزار قطع پا به خاطر دیابت داشتیم همین الان بالای 10 میلیون نازا داریم. ما توی جنگ 300 هزار نفر شهید دادیم ولی به گفته خود آمریکایی ها بعد جنک ما 25 میلیون ایرانی رو کشتیم به وسیله ی همین غذا و دارو. ما 500 روایت در مورد حجامت داریم اون وقت وزارت بهداشت ما مراکز حجامت رو تعطیل میکنه و خیلی حرفای دیگه با سیاست های دولت ها امروز تعداد کلاس اولی های ایران شیعه و سنی برابر شده. استاد با همه ی این وجود آیا من به این سیستم بهداشتی صهیونیستی اعتماد کنم و بچمه ام را واکسیناسیون کنم؟ آیا این نشانه ی افراطی بودن منه؟ تشکر استاد

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بنده بیش از جنابعالی از وضع بهداشت و درمان کشور دل‌گیر باشم آن‌هم از جهات مختلف. آری! نظام مدرن مسلّم با روح نفس امّاره شکل گرفته است و آماری که دادید در همین رابطه است. ولی باز بر روی عرض بنده به صورت کلی فکر کنید و این به معنای آن نیست که روش واکسیناسیون را روش مفیدی می‌دانم. موفق باشید    


  • سلام استاد دوسوال دارم:
    1. اینکه شما می گویید شعر هم مثل موسیقی بر خیال تکیه داره و شعر رو اگر با خیال پاک به سراغش بری به سلوک کمک میکنه ولی در موسیقی چیزی رو به نام خیال پاک مطرح نمی کنید و چرا نمیشه با خیال پاک سراغ موسیقی رفت و به سیر و سلوک کمک کرد؟
    2. شما گفتید باید با توجه به سرعت زیاد بشر امروز و مشکلات روانی و روحی که ایجاد میکنه باید علاوه بر طب سنتی از علمی که روح این نوع بیماری ها رو می شناسد در ارتباط باشم با این تفاسیر باید از علم پزشکی امروز که تحت تاثیر غرب شکل گرفته بهره بگیریم.
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. اشارات موسیقی در هر حال به محتوای آن که همان اشعار باشد، مربوط است. حتی سنفونی‌های بتهون که به ظاهر موسیقی صرف است، با تداعیِ معانی‌ها مخاطب خود را متذکر می‌شود مثل سرورد فیلم امام علی«علیه‌السلام» که تنها یک سرود نیست، معانیِ مورد اشاره‌ی آن سرود را متذکر می‌گردد 2. علم پزشکی به اعتبار تجربه و آزمون یک حرف است، و نگاه آن به انسان بدون در نظرگرفتنِ روح حرف دیگری است. در قسمت اول است که می‌توان از هر علم تجربی، آزاد از تفسیر اومانیستی آن استفاده کرد. موفق باشید


  • سلام استاد:
    همانطور که فرمودید منظور اساتید از خواندن علم ابدان مدیریت بهتر آن بوده است برای بندگی.
    با این تعریف ما هم می توانیم در ماه پنج ساعت به این موضوع اختصاص بدهیم، یعنی پنج ساعت بنده در یک ماه خالی است و به امور طلبگی ام رسیده ام. راه ارتباطی با آقای دکتر روازاده و شاگردانشان پیدا کرده ام که کلاسهای آموزشی مفیدی دارند، به نظرتان با آن رویکرد و این استادی که عرض کردم، مفید است یا موکول به آینده شود؟
    التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است و به‌خصوص آقای دکتر روازاده پیشنهادهای مهمی دارند. منتها فراموش نکنید که شرایط جدید بعضا در گذشته نبوده است تا بخواهیم تنها با طب سنتی همه‌ی مشکلات ایجادشده برای سلامتی را رفع کنیم. به صرف وجود سرعت بیش از حدّ در این دوران، بیماری‌های جسمی و روانی خاصی پیش آمده که باید با عقلی که این نوع بحران‌ها را می‌شناسد، درمان کرد. موفق باشید


  • بسمه تعالی:
    خسته نباشید:
    سوال اول: امام خمینی (ره) در سال 42 یک حرکتی را شروع کردند که منجر به انقلاب اسلامی شد، در این مسیر خیلی از افراد خود را نشان دادند و توانستند به فعلیت برسند و جهت خود را به نمایش گذاشتند ما در این زمان در کدام حرکت خود را بالفعل کنیم؟
    سوال دوم: جناب آقای طاهرزاده بنده مدتی است که سر کار می روم ولی نمی دانم که چرا نمی توانم مثل بقیه کار کنم، زود خسته می شوم در حالیکه بچه نه نه هم نیستم لطفا راهنمایی کنید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- انقلاب در جبهه‌های مختلف مقابله‌ی با استکبار از یک طرف و فعالیت‌های فرهنگی برای عبور از تهاجم فرهنگی از طرف دیگر ادامه دارد و با ورود در چنین فضایی در ذیل رهنمودهای رهبری به‌خوبی می‌توان به فعلیت لازم دست یافت 2- این مسئله‌ای است که احتمالاً باید با اطبای سنتی در میان بگذارید. موفق باشید


  • سلام علیم: طاعتتان مقبول.
    سوالی داشتیم در خصوص «رساله ذهبیه» دو نفر از اساتید طب سنتی با معرفی که ارائه می شود نسبت به رساله ذهبیه ایراد وارد می کنند می خواستم نظر حضرتعالی را در این زمینه جویا بشویم.
    «استاد حکیم محمد عبادیانی استاد و متخصص طب سنتی می‌گوید که «رساله ذهبیه» به دلیل مشکلات سندی و به‌ویژه مشکلات محتوایی نمی‌تواند از امام رضا (ع) و هیچ شخص معصوم باشد و این رساله احتمالا برساخته شخصی طبیب یا طبیب‌نما و یا توطئه‌ای از مأمون برای مخدوش کردن چهره آن حضرت و بهره‌برداری‌های سیاسی بوده است. عمل به برخی از دستورهای این رساله نیز خطرناک است.»
    دکتر حسن حاج طالبی (دارای مدرک دکترای پزشکی) از معدود پزشکانی هستند که در زالو درمانی علمی تحقیقات گسترده ای را انجام داده اند و از زالو درمانی برای ده ها هزار از بیمارن خود استفاده کرده اند و یافته های بسیار با ارزشی را بدست آورده اند که در دنیا اولین بار است. ایشان یک کلینیک درمانی علمی و تحقیقات بیش از 10 سال تحقیق و پژوهش یکی از پزشکان ایرانی (دکتر حسن حاج طالبی) در مورد بیش از 4000 سال تغذیه سالم ایرانیان است.

    خیلی ببخشید وقتتان را گرفتیم
    از خدواند متعال طول عمر و سلامتی برای حضرتعالی و دست اندرکاران گروه فرهنگی المیزان داریم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت اگر هم که سند آن روایت معتبر هم باشد چون رساله برای شخص خاص نوشته شده است و در شرایط خاص بوده است نمی‌توان آن را به راحتی برای عموم تعمیم داد. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام خدمت استاد عزیز:
    جناب استاد برای تقویت نفس در رابطه با از بین بردن بیماری چه راه حل و ذکری را موثر می دانید؟ بنده مدتهاست به بیماری معده گرفتارم چندین متخصص رفته و از داروی های گیاهی زیادی استفاده کرده ام ولی نتیجه نداده. با تشکر از استاد عزیز

     باسمه تعالی: سلام علیکم: نهایتاً اگر طبّ سنتی هم جواب نداد، هنر مدارا با آن بیماری را پیشه کنید إن‌شاءاللّه به مرور بر آن مسلط خواهید شد. موفق باشید


  • سلام: با عرض معذرت از اینکه مزاحمتون میشم. بنده برای روشنتر شدن موضوع دوباره سوال می کنم! بنده در کلاس طب شاگرد آیت الله تبریزی شرکت کرده ام و از شنیدن روایات طبی اهل بیت (ع) بهره ی زیادی برده، من این احادیث را با توجه به اینکه معرفت النفس کارکرده ام برای خودم تبیین می کنم و واقعا حقانیت این احادیث را با توجه به نفس شناسی تصدیق می کنم. البته بنده به استاد طب مان هم گفتم اگر شما می خواهید این احادیث درست معنی خودش را پیداکند لازم است نفس شناسی کارکنید حال سوال بنده این است آیا من می توانم کاری در جهت احیا کردن طب اسلامی انجام دهم؟ سوال دیگر اینکه یکی از آقایان که روحانی هستند و در طب سنتی کارکرده اند و ایشان جهت درمان مراجعاتشان هم داروی گیاهی تجویز می کنند و هم با تشخیص منشاء بیماری از ناحیه اجنه دستور به خواندن سوره هایی خاص از قرآن نظیر آیت الکرسی و حمد ... می کنند البته ایشان به مراجعان مختلف توصیه های متفاوت دارند. در خصوص تعداد باری که این سوره را بخوانند آیا این درمان و تشخیص هم در نگاه توحیدی جایی دارد یا فرد باید در این بییماری صبرکند تا ببیند خدا برایش چه می خواهد، با توجه به این اعتقاد در طب سنتی اسلامی که اگر یک بیماری با درمان گیاهی خوب نشد منشا ش اجنه می باشد؟ افرادی که دعانویسی می کنند مثلا برای بچه ای که مدام از خواب می پرد این کار درستی است و آیا هر کسی می تواند اقدام به چنین کاری کند؟ عمل چله بری که بعضی اطبا انجام می دهند آیا مورد تایید امام معصوم هست؟

    - باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض کردم ما شرایط فهم و اجرای طبّ سنتی را با خیانت امثال رضاخان از دست دادیم و متأسفانه اطبای بزرگی که سلسله‌وار و سینه به سینه روایات شرعی اهل‌البیت را در عمل تجربه کرده بودند و متوجه بودند هر روایتی به چه موضوعی اشاره دارد از دست رفته‌اند و صِرف جمع‌آوری روایات ابداً طبّ اسلامی به‌حساب نمی‌آید. لذا بدون آن‌که بنده کاری که شروع شده است را نفی کنم، مشفقانه توصیه می‌کنم هرگز تا جوانب بسیار روایات متعدد را نشناسیم به صِرف چند روایت نتیجه نگیریم که نمونه‌ی آن را در مقاله‌ی مفصل «نجس‌بودنِ حدید» ملاحظه کردید که حقیقتاً اگر یک تفکر اجتهادی به مجموعه‌ی آن روایات نمی‌شد، از فردا به عنوان طبّ سنتی باید شما به در خانه‌تان هم دست نمی‌زدید چون آهن است و نجس است. حرف بنده بیش از یک کلمه نیست، در مسیر احیای طبّ سنتی بسیار احتیاط کنید و به‌زودی با نگاه به چند روایت نظر نهایی خود را اعلام نفرمایید 2- در مورد درمان از طریق دفع اجنّه دو موضوع را باید از هم تفکیک کرد؛ موضوع اول: ارتباط افراد با اجنّه است و گرفتن درمان از آن‌ها که این افراد تماماً افراد پست و فاسدی هستند و به قول شهید مطهری در تفسیر سوره‌ی جنّ تا این افراد روح خود را پست ننمایند نمی‌توانند با اجنّه ارتباط پیدا کنند. در این رابطه عرض کردم، کار این افراد و جنّیان شیطانی که با این‌ها هستند شبیه کار شیطان بزرگ یعنی آمریکا است که خودش مشکلات را برای ما ایجاد می‌کند تا برای رفع آن‌ها به او وابسته شویم و از رجوع به حضرت حق جهت رفع مشکلات باز بمانیم. موضوع دوم: سخن حضرت ایوب«علیه‌السلام» در آیه‌ی 49 سوره‌ی صاد است که به حضرت حق عرض کرد شیطان به من نزدیک شده است و موجب بیماری و آزار من گردیده، که در این مورد نه نیاز به جن‌ّ‌گیر داریم و نه نیاز به دعانویس‌های آن‌چنانی، باید با توکل به خدا به سیره‌ی اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و دستورات آن‌ها عمل کرد. آری در این رابطه هم سوره‌های قرآن و هم حرزهای ائمه«علیهم‌السلام» کارساز است. بنده در مورد چله‌بری در متن روایات چیزی نمی‌دانم. موفق باشید


  • سلام: بعضاً شنیده شده که اطبای سنتی با طرح نجس‌بودنِ آهن توصیه می‌کنند افراد از آهن فاصله بگیرند و این برای بعضی از ما که با این افراد ارتباط داریم موجب زحمت شده. قضیه از چه قرار است؟ چرا با وجود این روایات، فقهای ما سخنی در مورد نجس‌بودن آهن نفرموده‌اند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده متخصص این امر نیستم، ولی تحقیقی که یکی از فضلا داشتند را تحقیق عالمانه‌ای می‌دانم و لذا عین آن تحقیق را خدمتتان ارسال می‌کنم: موفق باشید. بسم الله الرحمن الرحیم
    حکم آهن را در دو مرحله بررسی می کنیم.
    مرحله ی اول: بررسی حکم آهن در روایاتی که مستقیما از آهن و همراه داشتن آن صحبت کرده.
    مرحله ی دوم: بررسی حکم آهن در روایاتی که در مورد چیدن مو و یا ناخن با آهن است.
    مرحله ی اول
    در این مرحله، سه دسته از روایات نقل شده و بررسی می گردند.
    1ـ دسته ی اول: جواز همراه داشتن آهن در نماز
    برخی روایات همراه داشتن آهن را در نماز جایز شمرده اند و این، علاوه بر این که نشان دهنده‌ی عدم نجاست آهن است، نشان می‌دهد که همراه داشتن آن، مبطل نماز نمی باشد.
    در نامه ای از امام زمان علیه السلام سوال شده شخص نماز گزاری در لباس (آستین و یا شلوار) خود، چاقو و یا کلید آهنی دارد آیا جایز است؟ حضرت در جواب فرموده اند که این کار جایز است.
    یصلی الرجل و معه فی کمّه او سراویله سکین او مفتاح حدید هل یجوز ذلک؟ الجواب: جایز. احتجاج، ج2، ص484
    سند: این روایت را مرحوم طبرسی از محمد بن عبد الله بن جعفر حمیری نقل می کند و با توجه به نقل وی از کتاب حمیری، و وثاقت هر دو بزرگوار، سند قابل اعتماد است.
    وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ وَهْبِ بْنِ وَهْبٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ أَنَّ عَلِیّاً ع قَالَ: السَّیْفُ بِمَنْزِلَةِ الرِّدَاءِ تُصَلِّی فِیهِ مَا لَمْ تَرَ فِیهِ دَماً. (شمشیر به منزله‌ی لباس است، می‌توانی با آن نماز بخوانی مادامی که خون در آن نمی‌بینی) «وسائل الشیعة؛ ج‌3، ص: 529» سند این روایت ضعیف است
    با توجه به صراحت این دو روایت در جوازِ همراه داشتن آهن در نماز، اگر در روایتی از همراه داشتن آهن در نماز نهی شده‌باشد، مشخص می‌شود که نهی از آن، نهی به صورت کراهت است.
    2ـ دسته ی دوم: نهی از همراه داشتن آهن در نماز
    در مقابل دسته‌ی اول، برخی از روایات از همراه داشتن آهن نهی نموده اند؛ حال یا این چنین است که از همراه داشتن آهن به صورت مطلق در نماز نهی نموده اند یا از همراه داشتن آهن غیر پوشیده نهی شده و یا از همراه داشتن انگشتر آهنی نهی کرده اند.
    2/1ـ روایاتی که در آن ها از همراه داشتن آهن در نماز نهی شده است
    وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی الْفَضْلِ الْمَدَائِنِیِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لا یُصَلِّی الرَّجُلُ وَ فِی تِکَّتِهِ مِفْتَاحُ حَدِیدٍ. (انسان نباید در حالی که در بند شلوارش کلید آهنی است نماز بخواند) وسائل الشیعة، ج‌4، ص: 418‌
    وَ عَنْهُ عَنْ رَجُلٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ أُکَیْلٍ النُّمَیْرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْحَدِیدِ أَنَّهُ حِلْیَةُ أَهْلِ النَّارِ إِلَى أَنْ قَالَ- وَ جَعَلَ اللَّهُ الْحَدِیدَ فِی الدُّنْیَا زِینَةَ الْجِنِّ وَ الشَّیَاطِینِ- فَحَرَّمَ عَلَى الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ أَنْ یَلْبَسَهُ فِی الصَّلَاةِ- إِلَّا أَنْ یَکُونَ قِبَالَ عَدُوٍّ فَلَا بَأْسَ بِهِ قَالَ قُلْتُ:- فَالرَّجُلُ یَکُونُ فِی السَّفَرِ مَعَهُ السِّکِّینُ فِی خُفِّهِ- لَا یَسْتَغْنِی عَنْهَا أَوْ فِی سَرَاوِیلِهِ مَشْدُوداً- وَ الْمِفْتَاحُ یَخْشَى إِنْ وَضَعَهُ ضَاعَ- أَوْ یَکُونُ فِی وَسَطِهِ الْمِنْطَقَةُ مِنْ حَدِیدٍ قَالَ- لَا بَأْسَ بِالسِّکِّینِ وَ الْمِنْطَقَةِ لِلْمُسَافِرِ فِی وَقْتِ ضَرُورَةٍ- وَ کَذَلِکَ الْمِفْتَاحُ إِذَا خَافَ الضَّیْعَةَ وَ النِّسْیَانَ- وَ لَا بَأْسَ بِالسَّیْفِ وَ کُلِّ آلَةِ السِّلَاحِ فِی الْحَرْبِ- وَ فِی غَیْرِ ذَلِکَ لَا تَجُوزُ الصَّلَاةُ فِی شَیْ‌ءٍ مِنَ الْحَدِیدِ- فَإِنَّهُ نَجَسٌ مَمْسُوخٌ. (آهن، زینت اهل آتش است.... و خداوند آهن را در دنیا زینت جن و شیطان قرار داد پس بر مرد مسلمان حرام کرد که آن را در نماز بپوشد مگر این که در مقابل دشمن باشد که در این صورت بی اشکال است. راوی می‌گوید: به حضرت عرض کردم مردی در سفر است و با او چاقویی در چکمه‌اش است که بی نیاز از آن نیست و یا این که در شلوار خود چاقویی گذاشته و آن را به خود بسته است و یا کلیدی آهنی است که اگر آن را کنار گذارد ممکن است به سختی بیفتد و یا این که کمربند آهنی دارد. این شخص چه کند؟ فرمودند: مسافر وقتی ضرورتی به چاقو و کمر بند آهنین دارد معذور است و همچنین اگر نیازمند کلید است....... ولی در غیر این صورت‌ها باید بداند که نماز در آهن صحیح نیست چرا که آهن، نجس بوده و مسخ شده‌است.) وسائل الشیعة، ج‌4، ص: 419‌
    سند هر دو روایت ضعیف است
    2/2: روایاتی که در آن ها از همراه داشتن آهن غیر پوشیده در نماز نهی شده است
    مرحوم کلینی در کافی ج3، ص404 ذیل روایاتی که از همراه داشتن آهن در نماز نهی کرده روایتی آورده است. وسائل الشیعه از قول وی این چنین نقل می کند: قَالَ الْکُلَیْنِیُّ وَ رُوِیَ إِذَا کَانَ الْمِفْتَاحُ فِی غِلَافٍ فَلا بَأْسَ. (وقتی کلید در یک غلاف و پوششی پوشیده شده است اشکالی ندارد) وسائل الشیعة، ج‌4، ص: 418‌ سند این روایت ضعیف است.
    3/2ـ روایاتی که در آن ها از داشتن انگشتر آهنی در نماز نهی شده است
    مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لا یُصَلِّی الرَّجُلُ وَ فِی یَدِهِ خَاتَمُ حَدِیدٍ. (نباید مرد نماز بخواند در حالی که دردستش انگشتر آهنین است) وسائل الشیعة؛ ج‌4، ص: 417
    سند: این روایت موثقه بوده و از جهت سندی قابل قبول است
    وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ یَحْیَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لا تَخَتَّمُوا بِغَیْرِ الْفِضَّةِ- فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَا طَهُرَتْ کَفٌّ فِیهَا خَاتَمُ حَدِیدٍ. (انگشتر به دست نکنید مگر این‌که نقره باشد را که رسول خدا فرمودند پاک نیست آن دستی که در آن، انگشتر آهنین است) وسائل الشیعة، ج‌4، ص: 418‌
    سند: این روایت صحیحه بوده و از جهت سندی قابل قبول است.
    مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ یُصَلِّی وَ عَلَیْهِ خَاتَمُ حَدِیدٍ قَالَ لا وَ لا یَتَخَتَّمُ بِهِ الرَّجُلُ فَإِنَّهُ مِنْ لِبَاسِ أَهْلِ النَّارِ الْحَدِیثَ. (از امام صادق در مورد مردی که نماز می‌خواند در حالی که انگشتر آهنین به دست دارد سوال پرسیدند. حضرت پاسخ دادند: نه، نباید مرد انگشتر آهنی دست کند چرا که لباس اهل آتش است) وسائل الشیعة، ج‌4، ص: 418‌
    سند: این روایت موثقه بوده و از جهت سندی قابل قبول است.
    3ـ دسته سوم: نهی از دست کردن انگشتر آهنی به صورت مطلق
    روایاتی که در آن ها از داشتن انگشتر آهنی به صورت مطلق (نه صرفا در حال نماز) نهی شده است.
    ِ فَإِنَّ رَسُول‏ (ص) قال: مَا طَهَّرَ اللَّهُ یَداً فِیهَا خَاتَمُ حَدِیدٍ. (خداوند پاک ننموده‌است دستی را که در آن، انگشتر آهنین است) وسائل الشیعة، ج‌4، ص: 420‌
    الْحُسَیْنِ بْنِ زَیْدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ ع فِی حَدِیثِ الْمَنَاهِی قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص عَنِ التَّخَتُّمِ بِخَاتَمِ صُفْرٍ أَوْ حَدِیدٍ. (رسول خدا نهی فرمودند از انگشتر به دست کردن با انگشتریِ زرد و یا انگشتریِ آهن) وسائل الشیعة، ج‌4، ص: 420‌
    سند: سند هر دو روایت ضعیف است
    نتایج:
    یک: عدم نجاست آهن
    به مقتضای روایت دسته‌ی اول و نیز به مقتضای اصالةالطهاره، آهن پاک بوده و نمی توان آن را نجس دانست و روایتی که آهن را نجس می شمارد علاوه بر این که ضعف سند دارد، در مورد نماز گزار است نه این که به صورت کلی از همراه داشتن آهن نهی کند و این «نجاست» که در روایت آمده همان طور که شهید اول از قول محقق حلی نیز فرموده‌است به معنای چیزی است که مستحب است از آن اجتناب نمود.
    ایشان می فرماید : قد بیّنا ان الحدید لیس بنجس باتفاق الطوائف، فإذا ورد التنجیس حملناه على کراهیة استصحابه، فإن النجاسة قد تطلق على ما یستحب تجنّبه، و تسقط الکراهیة مع ستره، وقوفا بالکراهیة على موضع الاتفاق ممن کرهه ذکرى الشیعة فی أحکام الشریعة؛ ج‌3، ص: 64
    مؤیّد این حکم آن است که در صحیحه‌ی ابوبصیر (دومین روایت مذکور در 3/2) و روایت دسته‌ی سوم، عدم طهارت به دست نسبت داده شده نه به خاتم در حالی که قطعا دستی که انگشتر آهنی در آن است از جهت فقهی نجس نیست و لذا می‌توان گفت این روایت اشاره به عدم طهارت معنوی آن دست دارد و در صدد تغلیظ نهی از در دست داشتن انگشتر آهنی در نماز و یا به صورت مطلق است.
    دو: کراهت انگشتر آهنی در نماز
    با توجه به روایات فوق، می توان گفت تنها روایاتی که قابل اعتماد است، روایاتی است که نمازگزار را از دست کردن انگشتر آهن در نماز نهی نموده است و با توجه به آن چه گذشت، مراد از این نهی، کراهت است چرا که همان طور که در دسته ی اول دیدیم، همراه داشتن آهن در نماز صریحا جایز شمرده شده است.
    سه: رفع نهی از همراه داشتن آهن به وسیله‌ی پوشاندن آن
    اگر هم با توجه به دسته 2/1 بگوییم همراه داشتن آهن به صورت مطلق در نماز نهی شده است، لازم است به وسیله ی روایات دسته 2/2، بگوییم همان آهن نیز اگر پوشیده گردد دیگر نهی ندارد همان طور که مرحوم شیخ طوسی در کتاب نهایه صفحات 98 و 99 همین مطلب را می فرماید.
    پس نه می توان آهن را نجس دانست چون علاوه بر این که روایت صحیح بر طهارت آن داشته و اصالةالطهاره نیز همین حکم را می‌کند، هیچ روایت صحیح السندی بر نجاست آن نداریم و همان طور که در عبارت شهید اول هم دیدیم، ایشان از قول محقق حلی می فرماید: طهارت آهن نزد هیچ طائفه ای از شیعه و سنی محل اختلاف نیست و همگی آن را پاک می دانند. توجه شود که این عبارت، اشاره به اجماع بر طهارت دارد.
    همچنین نمی توان به صورت مطلق وجود آهن در زندگی را مکروه دانست بلکه آن چه دلیل معتبر بر آن هست کراهت انگشتر آهنی در دست داشتن به هنگام نماز است و سایر موارد نیز دلیل معتبر ندارد.
    مرحله ی دوم
    بررسی حکم آهن با توجه به راوایات چیدن ناخن و مو
    در برخی روایات آمده اگر مو و یا ناخن خود را چیدی، بایستی محل را به وسیله ی آب مسح کنی.
    در مقابل، روایاتی داریم که صریحا لزوم این کار را نفی می کنند.
    روایت اول: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ جَابِرٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ یَأْخُذُ مِنْ أَظْفَارِهِ وَ شَارِبِهِ أَ یَمْسَحُهُ بِالْمَاءِ فَقَالَ لَا هُوَ طَهُورٌ. (از امام صادق علیه السلام سوال شد در مورد مردی که ناخن ها و شاربش را کوتاه می‌کند، آیا لازم است که پس از آن، محل چیدن را مسح کند؟ فرمودند: نه، چرا که این کار خودش مایه‌ی پاکی است [و نیازی به پاک کردن موضع با مسح نیست]) وسائل1/289
    سند این روایت صحیحه است
    در این روایت حضرت فرموده اند در صورتی که شخصی ناخن بگیرد و یا شارب خود را کوتاه کند نیازی نیست که دست خود را خیس کند و به ناخن ها یا موی خود بکشد و صریحا وجوب این کار را نفی نموده اند.
    پس اگر در روایتی دیگر امر به انجام این کار کرده باشند نشان دهنده ی استحباب این عمل است نه وجوب آن.
    روایت دوم: عَنْ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ إِذَا قَصَّ أَظْفَارَهُ بِالْحَدِیدِ- أَوْ جَزَّ شَعْرَهُ أَوْ حَلَقَ قَفَاهُ- فَإِنَّ عَلَیْهِ أَنْ یَمْسَحَهُ بِالْمَاءِ قَبْلَ أَنْ یُصَلِّیَ- سُئِلَ فَإِنْ صَلَّى وَ لَمْ یَمْسَحْ مِنْ ذَلِکَ بِالْمَاءِ- قَالَ یُعِیدُ الصَّلَاةَ لِأَنَّ الْحَدِیدَ نَجِسٌ- وَ قَالَ لِأَنَّ الْحَدِیدَ لِبَاسُ أَهْلِ النَّارِ- وَ الذَّهَبَ لِبَاسُ أَهْلِ الْجَنَّةِ. (از امام صادق درمورد مردی که ناخن‌های خود را با آهن گرفته ..... آیا بر عهده‌ی اوست که آن را با آب مسح کند قبل از آن که مشغول نماز شود؟ اگر بدون این که مسح کند نماز بخواند چه حکمی دارد؟ فرمودند: باید نمازش را اعاده کندچرا که آهن نجس است. همچنین فرمودند آهن لباس اهل آتش و طلا لباس اهل بهشت است) وسائل 1/ 288
    سند این روایت موثقه است
    در فهم روایت دوم به چند نکته باید توجه کرد:
    یک: وقتی کسی ناخن می گیرد و یا موی خود را کوتاه می کند این چنین نیست که حتما ناخن و یا مویش خیس باشد تا نجاستی از مثلا قیچی یا ناخن گیر به آن سرایت کند. پس روایت حتی در فرض خشک بودن هم دستور به مسح به آب می دهد و می فهمیم مسح به آب، از باب نجس شدن مو و یا ناخن نمی باشد.
    دو: مسح به آب، به معنای شستن نیست بلکه به این معنی است که دست خود را خیس کن و به محل مدّ نظر بکش و این نشان دهنده ی آن است که محل مذکور نجس نشده است و گرنه دستور به شستن می دادند نه مسح کردن.
    سه: در روایت اول، وجوب مسح به آب صریحا نفی شده است و به همین قرینه می فهمیم که این کار، نهایتا مستحب است.
    پس اگر در روایت اطلاق «نجس» شده است، می فهمیم که نجاست به معنای اصطلاحی آن نیست.
    چهار: با توجه به برخی روایات می فهمیم اهل سنت در یک زمانی گرفتن ناخن و کوتاه کردن مو را ناقض وضو می دانستند و لذا بعد از آن، وضو می گرفتند. به همین خاطر اگر می بینیم در روایت فوق فرموده است بایستی نمازش را اعاده کند، احتمال صدرو این روایت از باب تقیه را بسیار زیاد می کند. احتمال مذکور با روایت زیر تأیید می شود
    سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ یَکُونُ عَلَى طُهْرٍ- فَیَأْخُذُ مِنْ أَظْفَارِهِ أَوْ شَعْرِهِ أَ یُعِیدُ الْوُضُوءَ- فَقَالَ لَا وَ لَکِنْ یَمْسَحُ رَأْسَهُ وَ أَظْفَارَهُ بِالْمَاءِ- قَالَ قُلْتُ: فَإِنَّهُمْ یَزْعُمُونَ أَنَّ فِیهِ الْوُضُوءَ- فَقَالَ إِنْ خَاصَمُوکُمْ فَلَا تُخَاصِمُوهُمْ- وَ قُولُوا هَکَذَا السُّنَّةُ. (از امام صادقه علیه السلام در مورد مردی سوال پرسیدم که پاک است و سپس ناخن و یا موهای خود را کوتاه می‌کند، آیا لازم است که وضو بگیرد؟ فرمودند: نه ولی سر خویش و ناخن های خود را با آب مسح کند. گفتم اهل سنت خیال می‌کنند که پس از این کار باید وضو گرفت. فرمودند: اگر با شما مشاجره کردند، شما با ایشان مشاجره نکنید و بگویید این کار ما سنّت است) وسائل الشیعة، ج‌1، ص: 287‌
    سند این روایت صحیحه است