×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    آقای محمدمددپور

  • سلام خدمت استاد عزیزم:
    اگر امکان دارد کتابی در رابطه با مقایسه عقل از دید اسلام و غرب به صورت کاربردی معرفی بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «تاریخ یونان‌زدگی ما» از مرحوم مددپور خوب است. موفق باشید

  • سلام: استاد برای غرب شناسی چه کتاب هایی را به جز کتب خود معرفی می کنند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های مرحوم شهید آوینی و مددپور، نکات خوبی دارد و از کتاب‌های جناب آقای دکتر داوری نیز غافل نشوید. موفق باشید

  • سلام علیکم استاد . من خودم از مباحث حکمی و عرفانی لذت زیادی میبرم . اما به نظر میرسید که ما یک وظیفه ی دیگر هم داریم و آن هم شناختن روحیه ی غرب است شما هم در یکی از سوالات به آن اشاره کردید که باید غرب را شناخت . از همین حیث مباحث جناب دکتر عباسی و استاد رائفی پور را که یکی در زمینه ی غرب شناسی و دیگری در زمینه یهود شناسی تبحر خاصی دارند دنبال میکنم . اما وقت زیادی از من میگرند که دیگر به مطالب حکمی و عرفانی کمتر میتوانم بپردازم .خودم هم از این موضوع ناراحت هستم . چون احساس وظیفه میکنم . چون بنده روی بچه های پایگاه بسیج کارهای تربیتی انجام میدهم و از طرفی هم همه ی آنها به نوعی درگیر و گره خورده با شالوده های فکری تمدن غرب هستند (‌بازی ‌فیلم ‌سریال ‌خانواده های مبتذل و....)احساس میکنم باید روی شناخت غرب و حیطه ی جنگ نرم بیشتر وقت بگذارم . اما استاد نمیدانم چکار کنم ؟ دل ام برای آن روزهای پر از حلاوت عبادت تنگ شده . من در مهرماه که نامه ی 31 را کار میکردم سرم تو لاک خودم بود و به کسی کار نداشتم وقتی اساتیدی مثل شما ودیگر بزرگان مثل آقای پناهیان سلوک اجتماعی را مطرح کردند و بنده آگاه شدم تصمیم گرفتم سلوک اجتماعی داشته باشم . اما همیشه هوای نفس بر من غالب میشود . دل ام برای بیانات شیرین صدرا و علامه طباطبائی و خلوت های شبانه تنگ شده است . نمیدانم شیطان است یا خیر ؟ وقتی میخواهم مطالعه ی غرب شناسی را کمتر کنم میگوید تو وظیفه داری نسبت به این بچه ها . و باید تمام غرب را بشناسی تا بتوانی برای آنها شرح بدهی . این برای خودم یک تجربه است و در این موضوع به یقین رسیده ام شیطان از طرق های مختلفی سعی در این نموده که من از حکمت صدرائی دست بردارم . این را واقعا میگویم چون به وضوح حس کردم . حال من نمیدانم چه کنم؟ من فقط میخواهم مولا صاحب الزمان راضی باشد .من اگر روزی 5 ساعت مطالعه داشته باشم به نظر شما چقدر آن روا روی مباحث غرب شناسی بگذارم . و سوال دوم اینکه دکتر عباسی و آقای رائفی پور برای شناختن روحیه ی غرب مفید است یا شما استاد بهتری سراغ دارید . ؟

    باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- در مورد غرب‌شناسی آقای شهید آوینی و مدد پور و دکتر داوری را که ما را با فلسفه‌ی غرب آشنا می‌کنند مفیدتر می‌دانم 2- برای غرب‌شناسی یک‌ساعت کافی است آن‌هم با رویکردی که در جواب سؤال شماره‌ی7746 عرض شد. سعی کنید با حکمت اسلامی کار را جلو ببرید. موفق باشید

  • اگر برای فهم بهتر غرب و بروزات آن در عصر کنونی که منجر به زمانه شناسی بهتر شود، بخواهیم به مجموعه کتبی رجوع کنیم، آیا کتب شهید آوینی را توصیه می کنید؟
    چه سیری برای رجوع به این کتب معرفی می کنید؟
    چه کتب دیگری را توصیه می کنید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های شهید آوینی بسیار خوب و با برکت است، سیر خاصی را نمی‌شناسم ولی کتاب‌های مرحوم مددپور مثل «تاریخ یونان‌زدگی ما» نیز کمک می‌کند و از کتاب‌های دکتر داوری و مرحوم سیدعباس معارف نیز نباید غافل شد. موفق باشید

  • با عرض سلام خدمت استاد عزیز از آنجایی که در یکی از جوابها به سولات فرموده بودید نظرات غرب شناسی من تاحدودی نزدیک به مرحوم مددپور است سوالم این است که کدام از کتابهای ایشان را بخوانیم آیا در خواندن آنها باید ملاحضه ای هم بکنیم یا مطالبی در کتابها هست که با نظرشما متفاوت باشد یا نه همه آنها را بدون ملاحضه خاصی مطاله کنیم ممنون

    باسمه تعالی؛ علیکم السلام: رویهمرفته کتاب‌های آقای مددپور به‌خصوص کتاب «تاریخ یونان‌زدگی ما» مفید است. موفق باشید

  • بسمه تعالی
    سلام استاد گرامی
    نمیدانم چنین سوالی با چنین موضوعی چقدر از شما پرسیده شده و اگر پرسیده شده شما چه جوابی دارید ؟ اما از انجایی که سوال من هست و جواب شما برایم بسیار مهم است از شما می پرسم. به طور جدی سه سوال در ذهن هست که در سه نوبت از شما خواهم پرسید .
    اسم رمز : پسر هادی
    سوال اول
    عموم ناقدین غرب در کشور ما که غرب را کلی میدانند در یک نکته مشترک اند و البته شما در این بین استثناء هستید . اگر دقت کرده باشید متفکران ایرانی (شاید امثال هایدگر و اشپنگلر که خارجی بودند ؛ هم اینطور بوده اند من اطلاع ندارم ) انسان هایی هستند که عموما به اتفاقات روزمره ای که در اطراف خود می گذرد توجهی ندارند . اصولا در بین غرب شناسانی که هیچ خیری در غرب نمی بینند نوعی بی توجهی به اکنون و توجه زیاد به آینده وجود دارد . البته شاید ادعا کنند اکنون را هم می نگریم ولی نه نگریستنی از جنس تحلیل سیاسی ! شاید بتوان صریح تر صحبت کرد . دوست ندارم اسم بیاورم ولی احتمالا خودتان همفکران خود در کشور را می شناسید . نوعی بی توجهی به سیاست در بین متفکران هست . و پرداختن به امور روزمره سیاسی را ناشی از « اکنون زدگی بشر » می دانند .

    اشتباه نشود . منظور من این نیست که کسی که سالهاست که فکر می کند آن هم چه فکر کردنی ، وارد دعواهای زرگری جریانات سیاسی کشور شود بلکه اگر ولایتمدار است باید به عنوان خواص و نخبه از خودش تحلیل داشته باشد و این تحلیل را ارائه دهد نه این که در ذهنش بپوسد . و اگر ولایتمدار نیست باز احتمالا منتقد سکولاریسم هست که توجه به سیاست باز هم ضروری می نماید .

    هر سطحی از تحلیل باشد . بنده مشاهده کردم که آقای رجبی در مصاحبه ای تخصصی در
    مورد مرحوم مددپور ، اشاره ای به اردوغان و نظام سیاسی ترکیه داشتند . همین هم غنیمت است . ولی تصور من این است که انگار این نوع تفکر ، بنا ندارد به سیاست بپردازد . ولی تحلیل های شما از امور کشور و جهان و حمایت همه جانبه از دولت اسلامی آقای احمدی نژاد ، مرا به این فکر فرو برد که چطور ممکن است شما و دیگر دوستانتان از یک سر چشمه تغذیه فکری شوید و از یک مبانی سخن بگویید ولی این قدر در حوزه عمل و تحلیل متفاوت باشید ؟
    و البته به این نکته توجه داشته باشید که این شجره خبیثه ( فکر این که سیاست، اکنون زدگی است) در بین دانشجویان غربشناس نیز رسوخ کرده و نوعی خلع سلاح در زمینه تحلیل سیاسی است .
    ومن الله توفیق

    پسر هادی(1)

    باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده حقیقت زمانه را حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌دانم و بر مبنای شخصیت ایشان نظر به نقد غرب دارم و در این راستای نقد غرب افکار متفکرانی مثل دکتر فردید و دکتر داوری را پذیرفتم تا اجمال امام در نقد غرب را از این طریق به تفصیل آورم و امثال شهید آوینی و تا حدّی دکتر مددپور را به مطلب خود نزدیک یافتم و جناب آقای دکتر رجبی را نیز انسان فرهیخته‌ای می‌دانم که شخصیتاً انسان فرهنگی می‌باشند که بر اساس روحیه‌ای که دارند در امور وارد می‌شوند و نمی‌توان گفت نسبت به امور کشور از امثال بنده حساسیت کم‌تری دارند، به‌خصوص که این عزیزان از جمله مرحوم مددپور و مرحوم سید عباس معارف از دکتر فردید استفاده‌ی فراوان برده‌اند در حالی‌که فردید نسبت به امور کشور بسیار حساس بود و حتی با این‌که یک شخصیت صد درصد فکری و فرهنگی بود خود را کاندیدای ریاست جمهوری کرد. بنابراین باید گفت این خط فکری ـ اعم از این‌که از طریق امام به متفکران منتقد غرب وصل شده باشند و یا از نقد غرب به امام رجوع داشته ـ‌ هر دو نسبت به جریان‌های سیاسی حساس‌اند منتها متوجه‌اند که بعضاً کارها و فعالیت‌ها بی‌آینده است و به این امور ورود ندارند و این را نباید حمل بر بی‌تفاوتی دانست. آری قبول دارم که عده‌ای در نقد غرب وارد شده‌اند و گرفتار بی‌عملی گشته‌اند که گویا عدم مسؤلیت‌پذیری خود را در زیر پوشش نقد غرب می‌خواهند پنهان کنند، این همان نیهیلیسم پنهان است. موفق باشید

  • سلام علیکم. آیا پیشنهادی برای سیر مطالعاتی در مورد فلسفه هنردارید؟ همچنین بغیر از مباحث شهید آوینی و مرحوم مددپور چه افراد دیگری را در این زمینه توصیه میکنید؟ با تشکر. التماس دعا

    باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در این مورد. صاحب‌نظر نیستم باید با آقایان دکتر محمدعلی رجبی ودکتر محمد رجبی ارتباط بر قرار کنید. موفق باشید