×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    زن و نقش اجتماعی او

  • بسم الله الرحمن الرحیم
    خداوند قوت دهد شما را. این سوال برای تمام دوستان خانه دار من هست که ...
    استاد گرامی اگر خانمی تمام وقت خود را صرف خدمت به خانواده کند با اعتقاد به جهاد کردن در راه خداوند و واجبات خود را رعایت کند و از حرام ها دوری کند و اوقات فراغت خود را به مطالعه می پردازند و الحمدلله در این زمینه موفق هم پیش می روند از جهت فهم مطالب و موفقیت در سلوک عملی، چرا که دست خداوند را در رشد خود می بینند و بعضی اوقات هم همین زنان با هم مباحثه می کنند، و البته شرایط درس خواندن و خدمت به جامعه به صورت مستقیم برای شان فراهم نیست هرچند که تربیت فرزندان صالح و کمک به رشد همسر در اجتماع با ایجاد محیط آرام در خانه خود بزرگترین خدمت به جامعه است ولی غیر مستقیم، آیا زمینه ای برای حسرت خوردن این خانم ها بعد از مرگ هست به علت درس نخواندن به صورت آکادمیک و مدرک نگرفتن برای بودن در جامعه؟ آیا این خانم ها هرگز و به هیچ طریق نمی توانند فلسفه یا اشارات ملا صدرا را یا اسفار اربعه را در خانه بفهمند و یاد بگیرند با ابزاری که در اختیار دارند نظیر کتابخانه ها و نرم افزار ها و فضای گستره اینترنت؟ چرا سال ها است کسی جرات نمی کند درباره این قضیه صحبت کند و همه با نوعی احتیاط و در لفافه با زنان سخن می گویند تا مبادا به قشر تحصیل کرده محترمه جامعه زنان بر نخورد؟ در حالی که دکتری گرفتن زن در مباحث علمی تازه ابتدای سیر عملی اوست همان کاری که خانم خانه دار با همان مطالعات محدود خود می تواند انجام دهد و خود را رشد دهد و جزو علمای جامعه شود و ما خواندیم احوال افراد زیادی از زنان قبل از انقلاب را که اصلا شرایط حضور آنها در حوزه ها فراهم نبوده به خاطر دیدگاه افراد جامعه نسبت به وظیفه زن در خانه ولی در همین زنان بودند خانم هایی که با تزکیه به علوم و حکمت راه پیدا کردند و خداوند زمینه ی هادی بودن آنها را حتی برای مردان فراهم کرده از طرق غیر رسمی، ولی متاسفانه با انقلاب و زمینه ایجاد حوزه بانوان و کشاندن زنان به بیرون خانه به مدت طولانی، شرایط جامعه و زنان روز به روز بدتر شد حتی در بین زنان متدین و چنان جا افتاد که همه به زنان خانه دار به عنوان بیسواد ترین افراد جامعه می نگرند و خود زن خانه دار هم این قضیه را باور کرد و از مطالعه دست کشید و به شدت نادیده گرفته شد قدرت زن در ساختن خودش و خانواده خودش و ایجاد بهترین نسل ها در همان محیط خانه و متاسفانه هیچ یک از بزرگان و متفکران جامعه در این زمینه سخنی نمی گویند جز آقای پناهیان که ایشان هم مورد انتقاد شدید قرار گرفتند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال بقاء و ثبات جامعه به استحکام خانواده است وقتی که زنان یک ملت بی‌سر و صدا و چراغ خاموش و با حکمت و معرفت در حال تربیت فرزندان یک ملت هستند و اجر معنویِ اساسی را نصیب خود می‌کنند. بحمداللّه به لطف الهی و با ایثار شهداء در حال شکل‌گیریِ زنانی در خانه هستیم که بنیانِ زیرساخت‌های تمدن اسلامی را پایه‌ریزی می‌کنند. موفق باشید


  • سلام علیکم: با عرض تسلیت و آرزوی سلامتی برای شما
    ممنون میشم نظرتون رو راجع به این متن بفرمایید.
    «تاریخ جدیدی شروع شده است»
    بسم الله الرحمن الرحیم
    با مطالعه کتبی مثل «گلستان یازدهم» یا «یادت باشد» یا «سربلند» و از این قبیل کتب به فهمی می رسیم که از حقائق زمانه ماست. آری، شهدای ما نوعی جدید از ازدواج و تشکیل خانواده را برای ما نمایان کردند. آن ها با درک این حقیقت که مسافری بیش در این دنیا نیستند و سفر آن ها الی الله است برای خود همراه و همسفر گزیدند. همراه و همسفری که سیر او را تسهیل، تسریع و محقق کرد. همراه و همسفری که اگر نبود شاید هیچوقت آن شهید حقیقتا مفهوم حب الله، ایثار و فدای حق شدن را نمی فهمید و اگر هم می فهمید در جامه ی عمل پوشاندن به آن موفق نمی شد.
    آری شهدای ما ذیل حب الحسین علیه السلام که همان حب الله است بر یکدیگر در خانواده محبت کردند و محبت حقیقی را در عالم نمایان ساختند. محبتی از جنس روضه های خانوادگی شهید حججی که در آن روضه ها کنار همراهش تمنای فدای حق شدن می کرد و بعید نیست که این سعادت را مدیون همین روضه ها باشد.
    محبتی که ذیل محبت خدا بود تاریخی را محقق می کند که یک همسر از سوریه رفتن همسرش که در عرف مقرون با کشته شدن و جدایی از محبوبش است بسیار خوشحال شود. خوشحالی از جنس توحید و اخلاص نه از دل سیری، خوشحالی از جنس کسب رضایت ولی الله نه یک حس زودگذر.
    آری شهدای ما آموزش دادند که می توان نگاه دیگری به ازدواج کرد که در زمانه کنونی ما از خانواده دری گرانبها ایجاد کند و مردان را چون وهب و همسران را چون همسر وهب بار بیاورد. همچنین فرزندان آن ها را همان یاران در گهواره سید روح الله کند. همان ها که نیامده انتظار فدای حق شدن می کشند.
    ازدواجی نه برای محرومیت ها، نه برای دنیا و دنیا خواهی، ازدواجی از جنس سفر، از جنس مستقر در دنیا نبودن، ما بنایی برای استقرار در این دنیا نداریم و به قول شهید کاظمی ما اهل اینجا نیستیم.
    ازدواجی که اصلا فقط برای رفتن محقق شده است و در این خانواده همه ی هم و غم یک چیز است و آن رضایت الله است و چقدر کسب این رضایت در این فضا و در کنار همراه سهل است.
    دیگر باید این عینک را از چشم ها کنار بگذاریم که هر ازدواجی را صرفا برای ارضای امیال بدانیم، خیر ازدواج در زمانه ما تبدیل به نردبان ترقی سالکان راه حق شده است، نه صرفا نرده ی محافظ آن ها از افتادن در قعر چاه.
    بعید نیست که بگوییم در امر طلبگی نیز بسیاری از کسانی که همراه داشته باشند می توانند بهتر به وظایف خود عمل کنند و در فضایی واقعی تر زندگی کنند. که حاصل این در فضای واقعی زندگی کردن و مواجهه حضوری با مسیر بهتر عمل کردن آن ها است، چه در فضای درسی، چه در فضای تبلیغی و چه در سلوک عرفانی آن ها....
    شاید فتح قله های تاریخ ما با همراه راحت تر است و به محقق شدن نزدیک تر.
    ما باید برای انقلاب و دغدغه انقلاب، این ظهور خدا در زمانه ی خود زندگی کنیم، معنای زندگی لله در این تاریخ این است.
    در نتیجه سایر دغدغه های ما نیز باید با این اصل کلی جهت پیدا کنند.
    آن گونه می شود که با فهم صحیح از زمانه ی خود و نیاز و وظیفه زمانه، خانواده هایی تشکیل می شود که تک تک اعضای آن خانواده و تک تک افعال آن اعضاء خار چشم دشمنان خدا و موجب خشنودی اولیا الله است.
    و هدف خلقت انسان که عبودیت باشد محقق می شود.
    همچنین دغدغه‌های نائب الامام بر مسأله جمعیت، بر مسأله ی خانواده، بر ترویج ازدواج ساده، بر تسهیل امر ازواج جوانان و... دلایلی روشن بر دغدغه دینی برای ازدواج است.
    آن که مفهوم سرباز بودن را بفهمد طبیعتا ازدواج مخل علم آموزی او نیست، بلکه مقوم مسیر اوست و از تکه های پازل سربازی اوست که منافاتی با علم آموزی اش ندارد.
    راجع به علم نیز ما نیامده ایم که درس بخوانیم که درس خوانده باشیم و برای خود شخصیت ایجاد کنیم که به ما بگویند عالم.
    ما آمده ایم در حوزه به حسب سرباز بودن خود درس بخوانیم و آنقدر بخوانیم که آن هایی که به آن ها لقب عالم اطلاق شد نیز شاید آنقدر نخوانده اند، ولی ذره ای تشخص عالم بودن به خود نگیریم. صرفا در جهت سرباز بودن خود زندگی طلبگی کنیم نه جهت کسب جایگاه اجتماعی یا حتی امیال نفسانی مثل لذت عالم بودن و چشیدن مزه ی علم.
    سرباز فقط ممتثل امر مولا ست نه به دنبال خودیت خود، او وقتی سرباز بودن را انتخاب کرد خودیت خود را نفی کرد و غیر از این حالت با فلسفه وجودی سرباز در تعارض است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نکات ارزشمندی را در این کلمات می‌بینم. آری! باید به این فکر کرد که راستی می‌شود در اوج به عشق همسر و فرزند، به عشقی بس عمیق‌تر و گسترده‌تر نیز فکر کرد؟ این معجزه‌ی بزرگ این قرن است که به دست حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به ظهور آمد و در این‌جا است که اگر جوانان ما دامان این عشق را بگیرند، دیگر برایشان این سختی‌هایی که آن‌ها را سرگردان و بی‌خانمان و بی‌ساز و برگ کرده است، مهم نیست. این‌جا است که بنده در عین ناراحتی از وضع بعضی از خواهران و برادران و این‌همه بی‌سر و سامانی که آن‌ها را در بر گرفته است؛ معتقدم حضرت ربّ العالمین می‌خواهد آن‌ها را به آن عشق متعالی دعوت کند. لذا دیگر تفاوت نمی‌کند که مثل همسر شهید سیاهکالی ابتدا با آن شهید زندگی کند و بعد با از دست‌‌دادن او وارد آن عشق عمیق و گسترده گردد، و یا مثل بعضی از خواهران از ابتدا در آن وادی وارد شوند. بحمداللّه می‌بینم خواهران و برادران به‌خصوص خواهرانی که چقدر زیبا به عطای حضرت ربّ العالمین که عطایِ عشق در این دوران است که حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» واسطه‌ی ظهور آن بوده است، به‌سر می‌برند. این است آن عشقی که خداوند در این دوران عطایمان کرده است تا از پوچی و نیهیلیسم دوران نجات یابیم. موفق باشید 


  • سلام استاد عزیز: استاد اگر امکان هست براتون کلاس زن استاد موسویان راجع زن را یا مثل این موضوع را تو شهر اصفهان یا همون سها هم داشته باشید بنده با چند تا این موضوع را پیگیریم و از وقتی هم درگیرش هستم به عنوان یه خانم مجرد فکر می کنم زن را به ما هو زن و به شخصه خودش دارم بررسی می کنم که متاسفانه یا به هر دلیل فکر می کنم خانمهایی که متاهل هستن یا پسر دارن نمیتونن اینطور به بحث زن نگاه کنن و ناخوداگاه محبت و دوست داشتن و یا شاید وابستگی اونها و یا هر چیز نمی گذارد این موضوع براشون به صورت استقلالی «یعنی همونطور که شما فرمودید در پاسخ به سوال خانمی در سایت به این صورت به بحث زن پرداخته شه که او در ارتباط با شوهر و یا هر چیز دیگه » بهش پرداخته شه و زن خودش به عنوان زن مورد ارزش باشه لذا از شما بزرگوار درخواست دارم در صورتی که امکان داره مثل این جلسه یا امثال اونو تو سها یا جایی در اصفهان هم داشته باشید. در موسسه فتوح اندیشه هم این بحث توسط عده ای تا جایی که بنده میدونم داره پیگیری میشه به نظرم لذا اگر تمهیداتی صورت بگیره این بحث منسجم تر بشه از شما کمال تشکر را دارم ممنون و متشکرم و باید بگویم دنبال کردن این بحث افق خیلی تازه ای را برای بنده به شخصه باز کرده که نگاه به بحث زن را تغییرداده به طوری که هویت تازه ای از زن را به شخصه حس میکنم و گمان می کنم با این همه مباحث معرفت النفس و اینها اصلا زن را به عنوان زن هنوز نشناخته بودم گاه حس می کنم چه تاج کرامتی خدا بر سرم نهاده که زن آفریده شدم و چقدر خدا زیباست در وجود زن و گاه واقعا به این حرف پدر و برادم می رسم که میگن خوشا بحالتون که زن آفریده شده اید گاه گمان می کنم شاید آنچه تکوینا بعضی مردان از وجود زن درک می کنند خود زن به آن نرسیده است و به امید خدا ان شاءالله دوست دارم بیشتر پیگیر این موضوع باشم متشکر. استاد عزیز.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوعی است که باید با رفقا در میان گذاشته شود تا إن‌شاءاللّه فکری برای آن بکنند. موفق باشید


  • سلام استاد روزتون بخیر:
    شما جوابی به سوال بنده دادید (سوال ۲۴۳۶۶) که با جوابی که به سوال (۲۴۳۸۵)
    دادید متفاوت است. لطفا پاسخی روشن‌تر با توجه به هر دو سوال بفرمایید.
    بنده در کل احساس می‌کنم سخنرانی‌های رهبری و دیگر بزرگانی چون استاد پناهیان در مورد وظیفه اصلی زن، با توجه به فضای عمومی جامعه صورت می‌گیرد و فکر می‌کنم اگر با نگاه فلسفی و حذف پیش‌فرض‌ها به این موضوع نگاه شود (نگاهی بالاتر)، نمی‌توان وظیفه اصلی زن را به طور مطلق آنچه که در صورت سوال ۲۴۳۸۵ مطرح شده است دانست. و اگر بر فرض بزرگانی، وظیفه اصلی زن‌ را همسرداری و فرزندداری بدانند آیا ما باید خودمان را از تفکر در مورد این موضوع محروم کنیم و اگر به نتیجه‌ای برسیم که با گفته آنها در تضاد نیست اما همان نتیجه هم نیست ایرادی دارد؟ در ضمن صحبت‌های افرادی مانند استاد پناهیان مخاطب عام دارد و صحبت‌های فلاسفه مخاطب خاص و معمولا مخاطبان این دو طیف در مباحثه با یکدیگر نهایتا به این نتیجه می‌رسند که بحث با یکدیگر بیهوده است چون یکی با استناد به صحبت‌های بزرگان بحث می‌کند و دیگری با فکر تربیت‌شده خودش. و همچنین بنده فکر می‌کنم کسانی که مخاطبشان عموم جامعه هستند، دقت صحبتشان را با توجه به ظرفیت عمومی جامعه تنظیم می‌کنند.  اما مخاطبانی هستند که برای شنیدن نهایت تفکر یک متفکر در مورد یک موضوع خاص به سراغ ایشان می‌روند و صحبت‌های سخنران‌های طیف اول برای مخاطبان طیف دوم کمتر قانع کننده است. لطفا بنده رو راهنمایی کنید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم این بحث، عرضِ عریضی دارد. شاید اگر کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» مطالعه گردد به چشم‌اندازی جهت تفکر در این موضوع بتوان ورود کرد. موفق باشید


  • سلام:
    عرض ادب و احترام خدمت استاد گران قدر:
    جناب استاد بنده فکر می کنم با بررسی هایی اساتید گرانقدری چون شما و دیگر بزرگان و سیره بزرگان، آنچه که در جامعه فعلی رخ داده نشأت گرفته از نبود سه عنصر شخصیت حریت و تفکر است که محصول ناکارمدی دستگاه های تربیتی افراد، اعم از خانواده، نهاد های آموزشی و ... می باشد و با ایجاد این عناصر در فرد به عنوان عناصر اصلی تربیت و نیروی محرکه پیشرفت فرد حتی با نبود آموزش ها خود به سمت عقاید، درس، فکر، تلاش و همه مثبت ها البته با شرایط تربیتی و پرورشی گرایش که مد نظر شما و اساتید همچون استاد پناهیان هست می رود
    حال با این تفاسیری که مجمل بیان شد و سخنرانی رهبر انقلاب در تاریخ ۱۳/۴/۱۳۸۶ در دیدار با نخبگان و دیدار های دیگر که به کرات فرمودند در مهمترین نقش زن که آنچه در درجه اول اهمیت قرار دارد مساله خانواده است و دیگر در مورد تربیت فرزند و... می توان گفت که وظیفه اصلی زن تربیت فرزند و وقتش را صرف او و خانواده کردن است و در صورتی که فرصت اضافه آورد به فعالیت های اجتماعی دیگر به ترتیب اولویت بپردازد؟ ببخشید بابت اطاله کلام. التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز همین سخن درست است که رهبر حکیم و فرزانه‌ی انقلاب متذکر می‌شوند. مأوای حقیقی و اصلی یک خانم، خانه‌ی اوست می‌ماند که مواظب باشیم با یک جمله‌ی کلیشه‌ای که مثلاً زن باید در خانه‌ی خود بنشیند، او را از سایر فعالیت‌هایی که امروزه بعضاً در بیرون خانه است، محروم نکنیم. کتاب «زن و بازیابیِ هویت حقیقی» که حاصل بیانات رهبر معظم انقلاب است و کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» می‌تواند منشأ تفکر ما در این امر باشد. موفق باشید   


  • سلام استاد وقت بخیر. در مورد وظیفه اصلی زنان سوالی داشتم:
    آیا وظیفه اصلی زنان تربیت فرزند و خانه‌داری و همسرداری است؟ اصلا مگر می‌توان وظیفه اصلی زن و مرد را مشخص کرد؟ بنده می دانم وظیفه اصلی انسان بندگی خداست و هر لحظه تسلیم خدا بودن و باید در مسیری که خدا نشونمون میده قدم برداریم. اما بنده دانشجو هستم و نه تصمیم ازدواج دارم و نه ندارم! موقعیتش هم پیش نیومده و به طور جدی در حال تحصیل هستم. بنده بسیار می‌شنوم که وظیفه اصلی زن، همسرداری و فرزند‌داری است اما وقتی خودم فکر می‌کنم به این نتیجه می رسم که بستگی دارد و نمی‌توان مطلق آن را تعیین کرد. دوستانم در تایید حرفشان بسیاری کتاب به بنده معرفی کردند شامل:
    مجموعه کتاب پنج جلدی «نقش و رسالت زن»، مجموعه آیات و روایات کاربردی رسالت زن، سخنرانی امام در این خصوص، کتاب های استاد صفایی حائری که البته به صورت خلاصه ذیل مباحث دیگه مطرح کردند، کتاب جایگاه زن در اسلام بنت الهدی صدر، کتاب «زن در آیینه جلال و جمال» أقای جوادی آملی، سیره عملی حضرت زهرا سلام الله علیها و گفتند که در این کتاب‌ها به صراحت وظیفه اصلی زن گفته شده به علاوه فضایل و وظایف فرعی، بنده فعلا فرصت مطالعه این کتاب‌ها را ندارم و می‌خواهم جواب سوالم را بدانم. لطف کنید راهنماییم کنید. ممنون.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر بنده به نظر و نگاه شما نزدیک است. از آن جهت که زن به خودی خود زن است چه شوهر داشته باشد و چه نداشته باشد. شاید کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» در این رابطه برای تفکر بیشتر بد نباشد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید


  • سلام استاد: طاعات و عبادات تون مورد قبول درگاه الهی.
    مادر دو فرزند خردسال هستم که در این ۵ سال نگه داری از فرزندانم متوجه شده ام تنها نگهداری از آن ها نمی‌تواند مشغله این روز هایم باشد و برای روحیه خودم هم که شده نیاز دارم به اینکه مشغول به کار شوم. از آنجایی که همسرم گاهی بعد از ظهر ها می توانند از بچه ها مراقبت کنند، من می توانم به کارم که تدریس زبان است برسم؟ یا نه به هر حال مراقبت از فرزند کار مادر است؟ البته نیاز مالی هم هست ولی علاقه مند بودم خودم به امر تدریس و زبان بسیار مرا درگیر این مسئله کرده است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد اگر تدریس رابطه و انس شما را نسبت به فرزندان‌تان مختل نکند، خوب است که در آن میدان حاضر شوید. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز: استاد راجع به اضطراب و افسردگی در متون علوم انسانی خودمون یه زمان توی یکی از کتب شما مطلبی خوندم که غرب رویکردش نسبت به این موضوع فلان و... خواستم اگر بیشتر مطلب هست پیگیر بشم لطفا بنده را راهنمایی کنید. چون یادم نیست اون مطلب را در کدوم کتابتون خوندم و الان به مطالبش نیاز دارم اگر منابعی دیگر هم می شناسید راهنمایی ام بفرمایید. ۲. استاد یه نامه دستنویس یه بار بهتون شخصی دادم اون زمان ایمیلو اینا بلد نبودم چطور جوابش رو ازتون بگیرم تو کتابخانه مرکزی برنامه داشتین اون موقع. ۳. استاد عزیز بنده این مطلب که شما گفتید احساس شب قدر داشتن نسبت به انقلاب اسلامی را داشتم احساس حضور خدا را خیلی داشتم ولی الان نیست علت چیه چکار باید کرد دوباره بیاد؟ بنده فکر می کنم همه چیز در عالم حقیقت زنده است استاد موسویان میگن هر چیزی قدری دارد تو جملات امام دیدم قدس را لیله القدر انقلاب معرفی کردن ربطش رو نمی فهمم استاد اینقدر چیز به مغزم میاد نمیدونم چکارش کنم از طرفی دوست دارم مثل اون دفعه اینقدر محضر خدا باشم نمیشه استاد چکار کنم اونقدر تو محضر خدا باشم؟ استاد تا با افراد مرتبط میشم حضور میره استاد به عنوان یه خانم بگید چکار کنم نمیشه نیام بیرون از خونه و گرنه من گاهی ارزومه با کسی بخصوص مردان مرتبط نباشم اخه او نور میره چکار باید کنم استاد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظرم کتاب «هنر عشق‌ورزیدن» از اریک‌فروم بوده باشد. ۲. در این موارد خوب است کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه فرمایید. در ضمن عنایت داشته باشید به گفته‌ی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» قلب‌ها بعضاً در حالت اقبال نسبت به حقایق، و بعضاً در حالت ادبار و قبض نسبت به حقایق می‌باشند. که در این حالت دوم باید صبر پیشه کرد. ۳. چرا نباید انسان از خانه بیرون نیاید؟ آری! بی‌دلیل و بی‌جا نباید با نامحرم اختلاط کرد. موفق باشید


  • با عرض سلام و ادب و احترام:
    پیشاپیش حلالیت می طلبم که وقت شریفتون را باببت پرسشم می گیرم. استاد می خواستم ببینم چقدر حرفها و برداشتهای من از نظر خدا و دین صحیح است! استاد شما کتاب ارزشمندی نوشته اید به نام «زن آنگونه که باید باشد.» اما استاد واقعا من از شرایط موجود علیه زنان در خانواده ها ناراحتم. استاد به نظر این کمترین هنوز متاسفانه ما برخورد عصر جاهلی را با زنان و دختران داریم که این بار شخصیت آنها را زنده به گور می کنیم. هنوز هم خانواده ها با شنیدن به دنیا آمدن دختر سرافکنده می شوند و هر که پسر زاید را می ستایند. استاد هنوز هم رسم مزخرف تهیه جهیزیه از طرف خانواده دختر مرسوم است و به جای اینکه خانواده پسر ممنون دار خانواده عروس باشند که همراه دخترشان بخاطر کمک به داماد جهیزیه را به او هدیه داده اند
    تازه طلبکار خانواده دختر هم هستند که چرا به قول معروف چوب گربه زنی نداده اند. هنوز هم رسم مزخرف دیدن جهیزیه و نظر دادنهای خاله زنکی مرسوم است. هنوز هم خانواده دختر باید سیسمونی بچه اول را تا چند سالگی نوه بدهند. و اگر نداشته باشن یا کم و کسری داشته باشد مورد طعن و تحقیر خانواده پسر قرار می گیرند. استاد واقعا دلم گرفته است که چرا در این دوره ی کثیف و ناهنجار که همه جور انحرافات جنسی دیده می شود چرا نباید ارزش و قدر نجابت دختران پاکدامن شناخته شود؟ چرا نباید به خانواده ی دختر دار بگویند همین که این نیلوفر را درین مرداب دست پسر ما می دهید ممنونیم جهیزیه را هم خودمان تهیه می کنیم. واقعا چرا نباید خانواده های پسر دار و خود پسر خودش را از لحلظ قانون دینی موظف به دادن نفقه که شامل همان اسباب زندگی هم هست بدانند و جهیزیه را خودش تهیه کند کما اینکه حضرت علی این کار را کردند و در بعضی مناطق به غیر از اصفهان مرسوم است که می گویند «همین که دخترشان را به ما دادند از سرمان زیاد است» و جهیزیه ابتدایی و ساده را خود پسران به عهده مبی گیرند.
    من نمی گویم شرایط اقتصادی اجازه این کار را می دهد اما حداقل خانواده پسر قدر دان خانواده دختر باشند. چرا هنوز فکر می کنند دختر ننگ و عار است و باید کلی جهیزیه همراهش کرد که ببرندش خانه شوهر؟ درست است که توصیه شده مهریه دختر پایین باشد ولی از لحاظ دینی هم توصیه شده مرد غیرت کار و پرداخت نفقه را داشته باشد و بتواند زن را تمکین کند. و سوال دومم اینکه ما دوازده امام مرد داریم که تماما الگوی آسمانی برای زندگی زمینی هستند. چرا اینقدر که به رفتار صحیح زنان در برابر شوهران در خانه می پردازیم به رفتار صحیح مردان در خانه در برخورد با درک عواطف زنانه نپرداخته ایم؟ (مردانی را می شناسم که هیئتی هم هستن اهل نماز و عبادت و مسجد اما برخوردهای سرد و خشک و دیکتاتور مابانه با زنانشان دارند) و بقول یکی از دوستام از بعد عقد یک بار هم شوهرم بهم نگفته دوستت دارم! چرا کتابی نوشته نشده که مرد آنگونه که باید باشد؟ و اما سوال سومم از دیدگاه حدیث آیا نباید خانواده پسر خود را موظف به حمایت مالی از پسرجوانشان که قصد ازداوج تشکیل خانواده را دارد بداند. (البته در حد وسعشان منظورم است نه در حد بیشتر از وسعشان)؟ باز هم حلال بفرمایید. چشمانتان منور به دیدن جمال الهی ان شاءلله.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حقیقتاً این مشکل باقی‌مانده از جاهلیت هنوز در ما موجود است که متوجه‌ی جایگاه «زن» نشده‌ایم. در مباحثِ «زن؛ گمشده‌ی تاریخ ما» این نگرانی عرض شده است. باید این مشکلات را به پای بی‌ایمانی و عدمِ حرّیت افراد گذاشت. ۲. در سیره‌ی پیامبر خدا و اولیاء معصوم «علیهم‌السلام» به‌خوبی مشخص است که سختْ برای همسرانِ خود جایگاه ویژه قائل بودند، در حدّی که مشهور است همسران پیامبر، لوس پیامبر بودند و همین نحوه رابطه را در بین امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و همسرشان و یا بر اساس اطلاعاتی که بنده دارم؛ بین مقام معظم رهبری «حفظه‌الله» و همسرشان در جریان است. ۳. در مقدمه‌ی کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» توصیه شده است آن کتاب را مردان نیز بخوانند زیرا در کتاب، بحث جایگاه زن شده است. از طرفی حضرت آیت اللّه جوادی کتاب خوبی تحت عنوان «زن در آینه‌ی جمال و جلال الهی» دارند که متذکر می‌شوند از نظر نگاه دینی، زن جایگاه بس شرافتمندانه‌ای دارد. موفق باشید


  • سلام علیکم: خدا قوت.
    چند صباحی است که ذهنم در گیر و دار مسئله ای است که حتی ادبیات بیان کردن دقیق آن مسئله را هم ندارم. سعی می کنم با نوشتن عبارات مفاهیم را به خوبی منتقل کنم. وقتی با جامعه مواجه می شوم یک سری روزمرگی های افراطی را از افراد می بینم که اینقدر درگیر و دار مناسبات اکنون خودشان شده اند که انگار هدف از بودنشان همین است و لاغیر. گاهی اوقات با دیدن این احوالات و رفتار ها هدف از بودنم را گم می کنم. در این دوره که غرب همه اعمال ما را تحت کنترل خودش قرار داده و از فلسفه تا بازی سازی را می چیند، چگونه می توان به عالمی غیر از توسعه و تجدد چشم داشت؟! شما فرمودید که نگاهمان به افراد به گونه ای باشد که آنان را اسیر دنیای تجدد بدانیم نه مجرمان آن. این فرمایش شما واقعا راهگشاست. ولی در این عصر و زمانه چگونه می توان اسیران را به اسیر بودنشان تذکر داد؟! گاهی اوقات تنها عبارتی که می توانم به کار برم این است که «دم تمدن غرب گرم!». چقدر خوب توانستند ما را متوجه سرگرمی و بطالت هایی کنند که دور شویم از آنچه که باید باشیم. نمی دانم اصلا در این شرایط وظیفه ای که باید سنگینی اش را روی دوشم احساس کنم چیست!؟ نمی دانم چطور می توان عقلانیتی را دراین زمانه به صحنه آورد که بتوان کنشی فعالانه و تاریخ ساز داشت!! البته ممکن است هنوز در این شرایط سنگینی بار را احساس نکرده ام و وظیفه اصلی را فهم نکرده ام و صرفا فقط حرف هایی می زنم که شنیدم. (صحبت های بنده بیشتر ناظر به بانوان سرزمینم است، لطفا با توجه به این قید، جوابی را برای باز کردن این کلاف سر در گم ذهنی بنده بفرمایید.)

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر یک طرف شیطان است که در فرهنگ غربی انسان‌ها را گرفتار انواع خیالات می‌کند، در یک طرف دیگر هم اراده‌ی الهی است که قلب‌ها را متوجه‌ی بی‌ثمری آن فکر و فرهنگ می‌گرداند و ما وقتی خود را در گفتار و رفتار در جبهه‌ای قرار دادیم که نماد توجه به بی‌ثمری غرب بود؛ خود به خود رخنه‌ی لازم را در آن فکر و فرهنگ ایجاد کرده‌ایم و عبور از غرب، ظهور می‌کند و چیزی نمی‌گذرد که همین بانوان این سرزمین که شما می‌گویید، نیز متوجه‌ی بی‌معناییِ کار خود می‌شوند. موفق باشید


  • با سلام خدمت حضرت استاد:
    بنده با شدت با شاغل بودن همسرم مخالفم ولی چند روزی است که شاغل شده و هر چه نهیش می کنم تاثیری ندارد. بی توجهی می کنم گر چه از نظر روحی اذیت می شود ولی باز هم فایده ندارد. راستش من با این موضوع اصلا نمی توانم و نمی خواهم کنار بیایم. تکلیف چیست؟ با تشکر

     باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» شده است مبنی بر آن‌که امروز در تاریخی زندگی می‌کنیم که دیگر بسیاری از کارهایی که دیروز در خانه انجام می‌شد، به بیرون خانه منتقل شده است و زن، اگر کاری جدّی و معنابخش در خانه نداشته باشد، وجودش در خانه با یک نوع بی‌هویتی همراه می‌شود که نتیجه‌ی آن مشغول‌شدن به امور وَهمی و یا دنبال‌کردنِ سریال‌هاست. آری! خوب است که کمک او کنید تا نشان دهد با مسئولیت‌های اجتماعی می‌توانند انسان‌های متعهد و نمونه باشند. موفق باشید


  • با سلام:
    استاد در جواب به سئوال 20762 آیا جواب شما ناظر به سئوال قبلی بود صرفا و یا صرفا کار فرهنگی خلاصه نمی شود و کار سیاسی و پزشکی و کلا هر کاری که شان زن (رانندگی و مغازه داری و...) را زیر پا نمی گذارد اشکالی ندارد؟
    2. بحث تاثیرات ارتباط با نامحرم چه در کار اجرایی و فرهنگی و چه در تدریس در دانشگاه ها بر روح زن و... هم آیا اصلا برای زن پیش نمی آید؟ (عده ای پرس و جو کردم به همین دلیل صرفا مجوز تحصیلات و اشتغال را به زن خود می دادند که در ارتباط با دیگران و نامحرم نباشد و چنین برداشتی را هم به دین اسلام می دادند، آیا می شود باز چنین برداشت کرد که چینن افرادی انقلاب اسلامی و زن و.... را نشناخته اند که چنین فتوایی می دهند؟ و یا نه حقیقت با واقعیت تفاوت هایی دارد) با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که کارهای اجتماعی اولاً: باید با شأن زنان که شخصیتی عاطفی و فرهنگی هستند، هماهنگی داشته باشد ثانیاً: به زندگی خانوادگی آن‌ها لطمه نزند، مگر آن‌که مضطر باشند. و به نظر می‌آید شغل رانندگی و مغازه‌داری رویهمرفته مگر موارد استثناء، با روح زنان هماهنگی ندارد به همان معنایی که علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيحَانَةٌ وَ لَيسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ» زيرا زنان چون گل بهارى لطيف و آسيب ‏پذير هستند و نه قهرمان. 2- موضوع ارتباط با نامحرم، غیر از اختلاط با نامحرم است. دختر حضرت امام در مصاحبه‌ای که رجانیوز با ایشان داشت می‌فرمودند در عین آن حضرت امام ارتباط بیجا با نامحرم را سخت می‌گرفتند، به راحتی می‌پذیرفتند که در موضوع مسائل سیاسی و اجتماعی بنشینیم و با مردان نامحرم بحث‌های طولانی داشته باشید. موفق باشید


  • با سلام: پیرو سوال شماره ۲۰۷۰۲ که به خانمی فرموده بودید در امور فرهنگی فعال باشند و کسی را برای نگهداری فرزندشان بگمارند. سوالی پیش آمد. آیا تربیت فرزند مهمتره یا رفتن تو جامعه؟ اگه زنان ما واقعا مادر باشند و تو خونه با تموم همت به کار اصلی خود بپردازند چه در زمینه همسرداری چه خانه داری چه فرزندداری آنوقت چه ضرورتی برای حضور زن درجامعه است که از کار اصلی که تربیت عبد خدا روی زمین برای بندگیست وابماند؟ دامن مادری که مسئولیت برزمین گذاردن بنده خدا را دارد چه کار مهمتری از تربیت یک عبد که برای دو دنیا از نظر رسول خدا کافیست. چرا قاعده دور پیش بیاید؟ مادر بدهد نگهداری کنند خراب شود بعد خودش برود در جامعه درستش کند. مهدها بستر دشمن است. مهدی که تازگی پلمپ شد و فهمیدند طبق سند ۲۰۳۰ بچه ها را عریان کردند و اندام جنسیشان را به هم نشان داده اند! مدرسه رفتن ضرورت است. آن هم باز هوشیاری می خواهد که کنترل کند. مادر اگر قاتل، معتاد، زانی، مطلقه، دزد و غیره هست تمام ریشه دارد در پدر و مادرانی که زندگی را بازیچه گرفتند و مادر فکر کرد کار ارزش است و پز می داد. نمونه الانش ستمه ای است که من از شوهرم می خورم. ده فرزند بودند و مادر نتوانست به آنها رسیدگی کند و رهایشان کرد و خودشان با فکرشان بزرگ شدند و عقاید غلط به خوردشان دادند و هزار و یک حرف دیگر. باز نظر شما برایم مهم است. لطفا روشنم کنید به عنوان یک مادر که تازه این صحیفه مقدس بر رویش گشوده شده است. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر فرصت کار فرهنگی برای یک خانم متدیّن و متعهد در میان است، و از طرفی در مدتی که مشغول کار فرهنگی در بیرون خانه است، یک نفر خانم قابل اعتماد را برای نگهداری فرزندانش بگیرد. این کار را باید بکند. نه این‌که خانم‌ها خود را مشغول کارهای عادی که مردان هم می‌توانند انجام دهند، بنمایند و فرزندان‌شان را به مهدهایی بفرستند که به قول شما همه‌ی زحمات پدر و مادر فرزندان را از بین می‌برند. موفق باشید


  • چگونه باید متوجه شویم وظیفه مان در این برهه تاریخی چیست؟
    سلام بر استاد و زیارت قبول:
    ساعت ها پرسش هایی که مخاطبین با حضرت عالی مطرح می کردند در سایت را می خواندم و نکات جالبی بود در سئوالات و جوابها و جرقه ای شد که سئوال ها و مطالبی را که با متخصصین و اهل فن چه دانشگاهی چه حوزوی مطرح کرده بودم و به جایی نرسیده بودم و البته جوابهایی گرفته بودم اما هنوز قلبم اقناع نشده است را با شما مطرح کنم. استاد عزیز هفته ها و ماه هاست که شدیدا فکری من را درگیر کرده است و آن مسئله تحصیلات_اشتغال_ازدواج زنان است.
    مسئله ای که وجود دارد این است که وظیفه ای که برای خود ساخته ایم و می خواهیم آن را با وظایف زن و... جمع کنیم و یا وظیفه ای که الهی است (شبیه مثالی که سنگه رو طلا گرفته اند و یا سنگِ طلا بوده است) و این مسئله ای هست که شدیدا دغدغه ی ذهنی حقیر شده است و با مطالعه و مشاور و .... حل نشده است که هر کسی از ظن خود شد یار من. استاد عزیز سئوالی که از شما داشتم این است که آیا زنان مسیری را نرفته اند و بعد از آن در میان راه سئوال می کنند و می خواهند مشکل خود را حل کنند و شما و مرجع و هر فرد دیگری هم با فرمونی که رفته اند مجبور هستید به آنها پاسخ دهید؟ واضح تر بگویم: به یکی تقسیم بندی بندی زنان ما بعد از سالها دانشگاه رفته اند و بعد رشته ای که در آن هستند را به آن علاقه دارند و می خواهند تا آخر ادامه دهند و خدمتی انجام دهند الهی و انقلابی و طعم دانشگاه و خدمت و علاقه و سرگرمی و....آن زیر دهانشان می رود و بعد در همین حین سئوالات و شبهات و درگیری ها و تزاحم ها و تناقض هایی برای آنها شروع می شود.
    الف: این که نکند من وظیفه داشته باشم هجرت کنم به حوزه؟ بعد استفتا هم بکنند مرجع در چنین پازلی به آنها صرفا چند تا توصیه می کند و در آخر می گوید دانشگاه را ادامه بدید و بعضا بالعکس.
    ب: بحث اشتغال و ارتباط با نامحرم و...؟ که باز هم بحث بر سر این می شد که شرایط امروزی دیگر چنین است و نمی شود کاری کرد و باید شما رعایت کنید و صرفا توصیاتی که شرایطی را خودتان باید نگاه دارید و...
    پ: بحث تدریس دانشگاه و محیط مختلف آن و....؟
    ت: جمع کردن درس و اشتغال با خانه داری و شوهر داری و فرزند داری و...؟ اولویت با کدام است و...؟ که این هم با توجه به شرایطی که مطرح شد یا باید فرزند خود را مهد بگذارد که اشکال دارد پس مهد قرآن باید بگذارد!! و یا نیمی از روز را فرزرند را در اختیار مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها گذاشت و تربیتی که خوبی ها و معایب خود را دارد و.... تازه استرس ها و اضطراب ها و سختی ها را با برچسب خیالی خدمت کردن و انقلاب و تمدن سازی سختی هایی را هم دارد باید توجیه کرد و به آن جواب داد.
    ث: بحث ازدیاد نسل و نگه داری آن و وظیفه ما الان چیست با این همه کاری که برای خودمان ساخته ایم و روی زمین وجود دارد مگر می شود؟
    خلاصه بحث های دیگه ای هم که مطرح می شود و ما توجه نمی کنیم به نظرم که فرمان از اول اشتباه بوده است و هر چه جلو تر می رویم مجبور به درپوش گذاشتن می شویم (شبیه بحث حجاب و چادرهای مدل دار و زندگی های مصرف گرایی ارزشی و با اسم گذاری های وهمی خودمان و استفاده از احادیث برای توجیه کردن خودمان.)
    ان شا الله تونسته باشم قسمتی از منظورم را رسانده باشم که داستان از این هم به نظرم پیچیده تر است و زبان حقیر هم الکن و باید موضوع شناسی اساسی در این موضوع شود و با روش شناسی اساسی و گرنه هر جوابی که در این مورد ما بدهیم و یا هر صحبتی که ما در این مسئله بکنیم یا فایده ای ندارد و یا این که صرفا در شرایط موجود و با توجه به پازلی که خودمان چیده ایم مطرح می کنیم و شخص جواب گو هم راه دیگری ندارد.
    ممنون می شم که این سردرگمی را که ماه هاست دچار آن هستم با سخنان حکیمانه تان کمکی به این حقیر کرده باشید. (زیرا در شرایطی صرفا نظری نیستم شرایط فعلی ام ساحت عمل و انتخاب همسر هستم و گیج نظریه ها و اشخاص و قیل ها) پوزش طولانی شد، معلم صبور و زحمت کش. خدا قوت. با تشکر.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه‌اید در شرایطی هستیم که هنوز تعریف درستی مطابق این تاریخ از «زن» نداریم – نه زنان و نه مردان نمی‌دانند پدیده‌ی امروزین زن را چگونه باید بفهمند - باید تلاش کرد فهمی همه‌جانبه نسبت به زنان در این تاریخ داشت. کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» شروعی جهت چنین تلاشی است. زیرا همچنان‌که قبلاً عرض شد «زن» گمشده‌ی این تاریخ است. در این رابطه بد نیست سری به جواب‌ سؤال‌های شماره‌ی  10837 و 6275  و 10897 بزنید. موفق باشید


  • با سلام: بنده چند ماه پیش از طرف سپاه پیشنهاد کار داشتم، با شما مشورت کردم فرمودید خیلی خوب است که زن در این عرصه های فرهنگی وارد شود. هدف بنده هم خدمت به انقلاب و سپاه است بنده کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود» را خوانده ام و هدفم ایجاد فضای فرهنگی صحیح و متناسب روح زمانه است. اما الان با وجود اینکه همه ی مراحل استخدام بنده طی شده است و سازمان سه میلیون تومان تا زمان حاضر برای پرونده من هزینه کرده است، من در درستی کارم شک کرده ام. با این توضیح که: اولا می خواهم بدانم با توجه به اینکه من یک زن هستم، حضور زن در چنین مکانی و تحت الشعاع قرار گرفتن خانواده اصلا صحیح هست؟ دوم اینکه ارتباطی که در محل کار با نامحرم وجود دارد حتی به میزان کم و با رعایت تمام نکات شرع، آیا بر کمال و نور وجودی زن تاثیر می گذارد و از آن می کاهد؟ سوم اینکه برای ما زنان بهترین راه برای خدمت به انقلاب اسلامی و زمینه سازی برای تمدن اسلامی چه راهی است؟ استاد بنده هم خودم طلبه هستم و هم همسرم، مباحث شما رو هم دنبال می کنیم، درعین حال در حال تحصیل رشته فلسفه اسلامی نیز هستم. الان واقعا می خواهم تکلیفم را بدانم و به تکلیفم عمل کنم. به نظر شما اگر من در منزل بمانم و تمام وقتم را به فرزندانم اختصاص بدهم و در کنار آن در خانه خودم جلسات فرهنگی برگزار کنم و.... بهتر است و به کمال نزدیکترم یا اینکه این شغل را قبول کنم و به یاری خدا موجب تحولاتی در عرصه ی فرهنگی شوم؟ این را هم بگویم پیشنهاد همسرم این است که اگر این شغل را قبول کردم ایشان بچه ها را در زمان نبود من در خانه نگهداری کند و به خاطر همین دیگر شهریه نمی گیرد و در این صورت زندگیمان با حقوق من سپری شود، آیا این کار وارونگی نظام خانواده نیست با توجه به بیاناتی که در کتاب زن آنگونه که باید باشد دارید؟ سوال اساسی من این است: افق ایده آل برای زن چیست؟ واقعا آن افق ایده آل برای زن چیست؟ و در پایان اینکه عارف مشهدی جناب عبد حکیم می گویند که هر گاه زن را نامحرمی ببیند خواه ناخواه از نور وجودی زن کاسته می شود واقعا درست است؟ تا چه اندازه مباحث ایشان را تایید می کنید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا فراموش کرده‌اید در چه تاریخی زندگی می‌کنید؟! امروز اگر زنانِ متعهد در صحنه‌های فرهنگی به میدان نیایند، بعضی از کارهای فرهنگی که باید با روح عاطفیِ زنانه مطرح شود، عقیم می‌ماند. چرا متوجه‌ی وسعتی نیستید که امروز برای زنان و مردان جهت فعالیت‌های فرهنگی و انقلابی فراهم شده؟ باید در امور فرهنگی حضور فعّال داشته باشید و همسر محترم‌تان هم درسش را ادامه دهد و در غیاب شما هم در خانه کسی را جهت نگه‌داری فرزندانتان به‌کار گیرید. امروز باید زندگی را در وسعتی دیگر مطابق این تاریخ تعریف کرد. موفق باشید


  • با سلام:
    در یکی از جلسات اخیر مطلب بسیار عجیبی فرمودید و آن آموزش مکاسب توسط بانوان در سالها پیش بود. 1. سند این مطلب را خواستارم. 2. به نظر می رسد آن یک مورد خاص بوده و اصلا عمومیت نداشته و مقصود از مکاسب هم لابد مطالب باب معاملات رساله بوده نه اینکه کتاب مکاسب انصاری را تدریس می کرده است. 3. این مطلب از واضحات است که سواد آموزی را رضاشاه و محمدرضا در کشور ترویج دادند و اگر آن مطلب شما صحت دارد چرا بعد از انقلاب شاهد آموزش مکاسب توسط مادران نیستیم چه مانعی وجود دارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. آیت اللّه جوادی در یکی از جلسات تفسیر خود از قول مرحوم فاضل تونی که در مدرسه‌ی صدر درس می‌خواندند، این را فرمودند 2- طوری آن سخن را می‌گفتند که گویا از مورد خاص بیشتر بوده است 3- وقتی نحوه‌ی آموزشی مدرسه‌ای به شکل مدرن آن به میان آمد، آن نحوه‌ی آموزش که در مکتب و مکتب‌خانه بود و در آن فضا به کتاب‌هایی مثل رسائل و مکاسب توجه می‌شد، به حاشیه رفت. به همین جهت هست که شما می‌بینید در اصفهان به راحتی نه‌تنها امثال حاجیه خانم امین تربیت می‌شوند، بلکه ایشان در هفته چندین جلسه‌ی درس داشتند. موفق باشید       


  • با سلام: رفتن زنان در پیاده روی اربعین آیا جایز است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که رهبر انقلاب کلیتِ حرکت را تأیید نموده‌اند، دیگر تفاوتی برای زن و مرد نیست و به نظر بنده در حدّ امکان لازم است که زنان نیز در این حرکت تاریخی حاضر باشند وگرنه این حرک، عقیم می‌ماند. مثل حضور زنان در انقلاب اسلامی که امام افتخار می‌کنند به حضور زنان که پا به پای مردان در صحنه بودند. موفق باشید


  • با سلام و خدا قوت:
    چند وقتى است سوالى ذهن مرا درگير كرده.
    به عنوان يك دختر وقتى به جامعه خود نگاه مي كنم، و سعى در بررسي حضور زنان كشورم در عرصه هاى اجتماعى و به خصوص سياسي دارم (چه در سطح كلان كشور و چه در جوامع كوچك تر مانند دانشگاه) شاهد حضور و تاثيرگذاري اندك و شايد كمرنگى از آنان هستم. حس مي كنم ذهن و فكر زنان كشورم آنچنان كه بايد، معطوف به اين مسائل نيست و شايد حتى مجالى براى فكر كردن به اين موارد را هم به خود نمي دهند و دغدغه ها و مسائل زندگيشان، پر است از آنچه نبايد. اما مسئله اى كه در اينجا بيشتر برايم مطرح است، علت وجود چنين واقعيتى است؟ آيا زنان در ذات خود پذيراى چنين مسائل و مباحثى نيستند يا شرايط تاريخى و ساختارى و عاملى بيرونى باعث به وجود آمدن چنين شرايطى شده؟ يا علت ديگرى كه از آن غافل هستم. ممنون ميشم مرا راهنمايي كنيد. التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: زنان در بعضی موارد نشان داده‌اند که توانایی‌های فوق‌العاده‌ی علمی و حتی سیاسیِ چشم‌گیری دارند، ولی با همان صفای عاطفی که در آن‌ها نهفته است. و شاید به جهت شأن آن‌ها در امور عاطفی است که نمی‌خواهند در امور اجتماعی و سیاسی مردانه وارد شوند، زیرا راه‌های بی سر و صدا برای نقش‌آفرینی می‌شناسند که خود را به آن امور مشغول می‌دارند. این جامعه است که باید به چنان بصیرتی برسد که متوجه نقش نرم زنان در امورات باشند و زنان نیز نباید با ملاک‌های ژورنالیستی و بر روی آنتن‌بودن خود را ارزیابی کنند. موفق باشید  


  • سلام علیکم: .وقت بخیراستاد:
    بنده به عنوان یک خانمی که در مجموعه فرهنگی - مذهبی در حال فعالیت است با سوالاتی در مورد «مساله زن» مواجه شده ام. با توجه به صحنه تحولات جامعه و دانشگاه و تاکیدات مقام معظم رهبری روی این مسئله و حتی پیشنهاد این موضوع که باید یک نهاد فراقوه ای در این حوزه تشکیل شود و روی این موضوع به صورت متمرکز کار کند، هنوز بعد از چند سال نتیجه ای را شاهد نبوده ایم. در صفحات اول کتاب «"زن آنگونه که باید باشد» از جنابعالی جمله ای را به این مضمون بیان فرمودید که (با توجه به اینکه موضوعات بحث شده بیشتر مربوط به زنان است ولی گویا به همان اندازه که زنان باید در شرایط جدید تعریف درستی از خود داشته باشند تا تعریف فرهنگ مدرنیته از زن بر روح و روان آنها غالب نشود، مردان نیز باید متوجه باشند در شرایط جدید ضروری است موقعیت زنان را درست ارزیابی کنند). حال در شرایط فعلی، اولا، چگونه باید اهمیت بررسی مساله زن را برای مردان جامعه بازگو کرد؟ دوما آنان چه نقشی در رسیدن به افق و آرمان‌های ما در این موضوع دارند؟ و سوما آیا بدون همکاری مردان نمی شود به الگوی سوم زن که حضرت آقا می فرمایند دست پیدا کرد؟ الگویی که نه شرقی باشد و نه غربی. لطفا راهکارهایی را در این موضوع بفرمایید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: زنان باید خودشان دست به کار شوند و سایر زنان را نیز متوجه‌ی جایگاهِ امروزین‌شان بنمایند و در دل این فعالیت‌ها به مردان هم فهمیده شود که تاریخ عوض شده. عرایضی مثل مقاله‌ی «زن؛ گمشده‌ی تاریخ ما» در آرشیو سایت در قسمت «زن و خانواده» هست که إن‌شاءاللّه می‌تواند کمک کند. موفق باشید


  • سلام استاد: طاعات و عبادات قبول. می خواستم نظر شما را در مورد مساله ای بدونم، با توجه به مباحثی که در کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شوند» مطرح کردید اگر شرایطی برای یک خانم پیش بیاد که از طرف یک نهاد انقلابی مثل سپاه پاسداران پیشنهاد استخدام در مجموعه فرهنگی داشته باشه و اون خانوم مبنای فکریش در کارهای فرهنگی بر طبق مبانی کتاب مڌکور باشه و توانمندی اجتماعی هم برای کار فرهنڱی عمیق داشته باشه آیا تکلیف بر قبول این پیشنهاده یا کمال زن در حضور کمتر در اجتماع هست؟ در صورتی که اگر قبول نکنه کسانی این پست را اشغال کنند که تفکر صحیح و دقیقی نسبت به مسایل اسلام و انقلاب ندارن. می خوام بدونم کمال این خانوم و صلاحش و تکلیفش نسبت به امام زمان (عج) و امام خامنه ای چیه؟ لطفا راهنماییم کنید. خدا بر توفیقات شما بیفزاید در شب قدر.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرض شد بسیاری از فعالیت‌هایی که دیروز در خانه و قبیله انجام می‌شد و معنا نداشت زن وارد کوچه و بازار بشود، امروز اکثر آن فعالیت‌ها به صحنه‌ی جامعه آمده است و در این رابطه چه اشکال دارد که ما به صورت صحیح و برای فعالیت‌های فکری فرهنگی وارد نهاد ارزشمندی مثل سپاه بشویم. موفق باشید


  • با عرض سلام خدمت استاد گرامی:
    ان شاءالله خداوند خیرتان دهد که سوالات را مستقیم پاسخ می دهید و وقت شریفتان را صرف می نمایید. بنده خانمی 33 ساله دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث و صاحب سه فرزند هستم . همسرم روحانی هستند و منبری و مشاور خانواده و استاد دانشگاه می باشند.
    بنده در حال حاضر کلاسهایم تمام شده و باید رساله ام را در منزل بنویسم. ولی متاسفانه به علت کارهای زیاد منزل و بچه ها فرصت بسیار کمی برای این کار دارم. سوالی که دایم ذهن من را به خود مشغول کرده این است که من که صبح تا شب در حال پخت و پز و شست و شو و کلا کارهای منزل هستم و وقتی برای درس و بحث یا عبادت و کسب معرفت الهی پیدا نمی کنم اگر در این حال بمیرم آیا عمرم را هدر نداده ام؟ البته می دانم که این کارها را می توان در راه الهی انجام داد. مثلا اینکه نیت کنم سرباز امام زمان (عج) تربیت می کنم. یا اینکه دارم کارهای منزل یک سرباز امام زمان عج (همسرم) را انجام می دهم. اما با این حال می گویم هیچ گاه ساعتی که انسان برای کسب علم می گذارد با ساعتی که مثلا برای شستن ظروف می گذارد یکی نیست و شخص اول بعد از مدتی عالم می شود و شخص دوم عامی می ماند.
    البته منظورم کسب معارف الهی است نه این درس و بحث های دانشگاهی و ...لطفا راهنماییم فرمایید. متشکرم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در فضای توحیدی خانه وقتی مادر خانه با نور ایثار بدرخشد، عین ارتباط با عالم وجود است و اگر در آن حال بمیرد، هیچ زنجیری به پای خود ندارد که مانع اُنس با حضرت محبوبِ بی‌کرانه‌ی خود شود. عمده آن است که مادران، این آزادی را در خود احساس کنند که چگونه در محفل توحیدی خانه حاضرند از همه‌ی عنوان‌های همراه با فخر دنیا بگذرند. موفق باشید


  • نظر شما در مورد کار کردن خانم های متاهل در اداره ها و سازمان ها چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» در این مورد هست مبنی بر این‌که امروز بسیاری از کارهایی که تا دیروز در خانه انجام می‌شد، به بیرون از خانه منتقل شده است و لذا صرفِ کار در بیرون خانه نمی‌تواند غیر عاقلانه باشد. موفق باشید


  • با سلام:
    چند سال پیش بنده در مورد خواستگارم که از نظر کفویت با من مناسب بود ولی از نظر عقیدتی، ایمانی در حد انجام واجبات، از شما مشورت خواستم، فرمودید: اگر خواستگاران خوب خود را بدون دلیل رد کنید خداوند اموراتتان را به خودتان واگذار می کند، طبق این فرمایشتان و مشورتهای دیگری که داشتم، منی که در فکر تمدن زایی شیعه بودم و حاضر بودم هر نوع سختی زندگی را برای این راه تحمل کنم، با ایشان ازدواج کردم. بحمد لله زندگی زناشویی خوبی داریم ولی خواسته ام وارونه محقق شد و متاسفانه به هیچ وجه از نظر بودن با شخص هم فکر و هم جهت در زندگی غنی نمی شوم، حتی بعد ازدواج به خاطر شرایطم از همفکران خود هم دور شده ام. بسیار نیازمند هم منش دینی هستم ولی ایشان حتی نمی توانند درد و دل های مرا در مورد دین و انقلاب و... درک کنند. حتی یک بار هم نتوانسته ام عقاید جدی خودم به زندگی را با ایشان مطرح کنم و در حد گذران زندگی مشترک با ایشان هستم. او مرد است و غالب و اصلا وجود و جهت اینگونه ندارند و روح من خاک می خورد. شده ام مثل کسی که در کتاب «زن آنگونه که باید باشد» در موردش فرمودید که: «اگر با هم افق خود زندگی ازدواج نکنید در جانتان احساس شکست خواهید کرد.» لطفا راهنمایی کنید. چون دیگر حتی نمی توانم به دوستانم پیشنهاد ازدواج اینگونه بدهم. و اینکه بفرمایید آیا اینگونه ازدواج بهتر است یا اینکه همانند بسیاری از دختران دیگری که مانوس با تفکر شمایند آنقدر ازدواج را به تاخیر بیندازیم تا شاید هم فکری برایمان پیدا شود و سالها در انتظار خواستگار تمدن ساز باشیم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید ما در تاریخی قرار داریم که «زن» گمشده‌ی این تاریخ است و بسیاری از مردان و اساساً فرهنگ ما با برداشت کهنه‌ای که از مذهب در آن هست، معنای زن را نمی‌فهمند. و این‌جا است که زنان با حوصله و نه با درگیری و نه با ردّ خواستگار، بلکه با سعه‌ی صدر قدم به قدم راهِ جدیدی را در این تاریخ برای زنان و برای خود بگشایند. و بیش از همه، زنان باید نشان دهند که چه‌کاری باید انجام داد تا شرایط مناسب فهم زنان از مردان و فهم مردان از زنان به ظهور آید. مطمئن باشید تا این‌جا بهترین راه را انتخاب کرده‌اید، تلاش کنید تا بهترین راه‌های دیگر در همین بستر در مقابل شما گشوده شود، نه آن‌که خود را با دخترانی مقایسه کنید که در زندگی مجرد خود فعالیت می‌کنند. کار اصلی زنان مدیریت هسته‌ی توحیدی خانواده است، ولی مدیریتی نرم، آن‌چنان‌که در کتاب «زن آن‌گونه که باید باشد» تا حدّی به تفصیل بیان شد. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد نظر شما درباره ی تحصیل خانم هایی که فعلا موقعیت ازدواج ندارند چی هست؟ شما در کتاب «زن آنگونه که باید باشد» فرمودید: که خانم های مجرد می توانند مسیر عرفانی را راحت تر طی کنند (جمله ای با همین مذموم اگر اشتباه نگارش کردم پیشاپیش عذر خواهی می کنم)
    به نظر شما حضور این خانم ها در اجتماع بهتر نیست تا اینکه در خانه باشند و نتوانند با ادامه تحصیل و در آینده به مردم خدمت کنند؟ به نظر شما حضور یک خانم مجرد مذهبی در عرصه علم (احتمالا شمای بزرگوار از سطح علم دانشگاهی اطلاع دارید) به عنوان معلم یا استاد دانشگاه بهتر نیست تا یک خانمی که افکار صد و نقیض و گاهی سکولاری دارند و احتمال تاثیرگذاری ایشان و تاثیر پذیری از طرف مقابل هست! نظر شما چیست؟ آیا سخن حصرت امام (رحمه الله علیه ) شامل این مورد هست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم:



    هنوز هم معتقدم شرایط و روحانیت دیگری را خداوند برای خانم‌هایی که شرایط ازدواج برایشان فراهم نشده مقدر کرده است که تحقق آن شرایط با روحیه‌ی عرفانی آن‌ها به فعلیت و ظهور می‌آید و در دل چنین روحیه‌ای همچون سربازی فداکار برای اسلام می‌توانند در فعالیت‌های اجتماعی و دانشگاهی حاضر و فعّال باشند. موفق باشید


  • با عرض سلام:
    ببخشید بعضی سوالات خیلی اوقات در ذهنم تکرار میشن. میخوام نظر شما رو بدونم. مثل اینکه اصلا درک نمی کنم که چرا موسیقی به عنوان چیز بدی جا افتاده. چرا گوشی که از موسیقی لذت میبره، نتونه لذت صدای معنوی رو درک کنه؟ مگه موسیقی هم مثل بقیه هنرها نیست؟ و لذت گوش از موسیقی مثل لذت مثلا چشم از یه نقاشی زیبا نیست؟ همونطور که هر هنری می تواند به ابتذال کشیده شود، موسیقی هم می تواند مبتذل شود. پس فرقی با سایر هنرها ندارد. پس چرا می گویند بنای نظام اسلامی به ترویج موسیقی نیست؟ چگونه می توانیم خودمان را از این هنر محروم کنیم؟ چرا جامعه فکر میکنن بین مذهب به معنای واقعی کلمه و موسیقی تضاد هست؟ بر چه عقلانیتیه این تصور؟ یا مثلا این رو هم درک نمی کنم که چرا طلاق باید بد باشه؟ چرا مذموم ترین حلال خدا است؟! اصلا نمی فهمم به خدا. وقتی به اطرافیان خود نگاه می کنم زنهای گذشته به خاطر مسائل مادی و اینکه خودشون نمیتونستن خرج زندگی رو بدن یا به خاطر بچه هاشون یا آبروشون، شوهرهای بداخلاق و خشونت طلب و خودخواه رو تحمل می کردند و تحمل زندگی باعث ایجاد انواع مشکلات روحی در کودکان اونها می شده. نسل ما که دچار انواع پوچی ها و ... هستیم و جامعه ی غرب زده ی امروز، محصول همین تحمل های نابه جا و زندگی های نابسامان خانواده ها در نسل های گذشته است. چون اگه توی خانواده آرامش باشه، بچه ها هم میتونن طبق فطرتشون حرکت کنن. همه ی هم سن و سالای من از باباهاشون دست کم ناراضی و خیلی ها هم متنفرن. اونوقت شاید بشه گفت طلاق های زیاد امروز، چندان هم بد نیست، شاید باید منتظر باشیم ببینیم نتیجه ی طلاق ها رو و بعد قضاوت کنیم. بده که زنها ارزش خودشون رو بدونن و به هر رفتاری که باهاشون میشه تن ندن؟ کلا حاج آقا، اون چیزایی که عرف جامعه پذیرفته مثل دو تا مورد بالا رو اصلا درک نمی کنم و فهم عمومی از مسائل اجتماعی و دینی، همیشه برام غیرقابل فهم و محل سواله. لطفا منو قانع کنید. سوال آخر که ربطی به دو مورد قبل نداره: نمیدونم هیچ کدوم از مسابقات المپیک 2016 رو دیدین یا نه. درسته که اصل مسابقات المپیک توهمه. ولی نوع حضور زنها که کاملا برابر با مردان هستن تو این مسابقات، مورد توجهم قرار گرفته. تماشاچی های مسابقات ژیمناستیک، دومیدانی، تکواندو و ... هم زن بود هم مرد، کنار هم نشستن و زنها هم شخصیت دارن. از کجا معلوم که این مطلوب اسلام نباشه؟ از کجا معلوم که دوره ی حجاب و محدود کردن زن نگذشته باشه؟ اگه امام زمان بگن غیر از برهنگی های غرب، تعامل غرب با زن مورد رضایت من هس چی؟ به نظر میاد غربی ها بیشتر از مسلمونها زن رو آدم حساب میکنن. اگه امام زمان بیان، با این فهم های کج و کوله ی ما چه کار میکنن؟ خیلی برام جالبه بدونم چه جوری میخوان با نسل کج و کوله ی امروز تعامل کنن؟ خواهشا نظرتون رو بگید. همه ی کتابهاتون رو خوندم. ممنون میشم که رفرنس ندین و سوالاتم رو جواب بدید. بازم تشکر.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مسلّم موسیقی به عنوان یک هنر، زیبایی‌هایی برای خود دارد و نمی‌توان نسبت به آن زیبایی، مثل همه‌ی زیبایی‌های دیگر بی‌تفاوت بود و اسلام هم نسبت به محتوای موسیقی بحث حرام‌بودن را پیش می‌کشد و نه در رابطه با ذات آن. می‌ماند که در هر حال حوزه‌ی فعالیت موسیقی تحریک خیال است و سالک إلی اللّه نمی‌خواهد در محدوده‌ی خیال متوقف شود و از این جهت است که اولیاء معصوم«علیهم‌السلام» ورودی به موسیقی نداشته‌اند و گفته می‌شود بنای نظام اسلامی ترویج موسیقی نیست 2- کثرت طلاق در حال حاضر به جهت غلبه‌ی روح فردگرایی یا ایندیدوآلیسم می‌باشد و حکایت از عدم توان انسان‌ها در فهم یکدیگر دارد. زیرا که همیشه یکی از زوج‌ها ونوسی و دیگری مریخی است. حال اگر بتوانند همدیگر را درک کنند هرکدام در دنیای وسیع‌تری وارد خواهند شد و این غیر از این است که اسلام بخواهد زنان قلدری و بی‌منطقی مردان را تحمل کنند. آن‌چه مورد نظر اسلام است هسته‌ی توحیدی خانواده می‌باشد که انسان را از فردگرایی آزاد می‌کند و غرب به جهت عدمِ درکِ دقیق خانواده متأسفانه بیشتر مغلوب فردگراییِ آزاردهنده شده است. عرایضی در مورد «سکنی‌گزیدن انسان در خانواده» در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» شده است 3- بنده هم مثل شما معتقدم باید شرایطی فراهم باشد که زنان استعدادهای خود را نشان دهند و چقدر خوب است که معلوم گردد زنان چه تواناهایی حتی در امور ورزشی دارند؛ می‌ماند که اگر شرایط عفاف و حیا رعایت نشود، آن‌قدر ظرائف زن قدرت‌مند است که فضای سکس را بر فضای محیط ورزشی و نمایش توانایی‌های او حاکم می‌کند و محیط را از تعادل صحیح خارج می‌کند. و لذا اگر بتوانیم ماوراء نگاه غربی به زن، و ماوراء سبک زندگی غربی به دنبال فضایی باشیم که زنان استعدادهای خود را بنمایانند به همان معنا که رهبر معظم انقلاب«حفظه‌اللّه» زنان ورزشکار را تجلیل نمودند، کار به تعادل رابطه‌ی بین زن و مرد ختم می‌شود و این نیازِ امروزِ ما است و نمی‌توان از آن چشم پوشید. در همین رابطه است که بنده معتقدم همان‌طور که یک روز رانندگی برای زن، تبرّج و خودنمایی بود و لذا اشکال شرعی داشت و امروز، دیگر رانندگیِ زن در کلیت خود، تبرّج محسوب نمی‌شود؛ دوچرخه سواری زنان نیز می‌تواند تبرّج به حساب نیاید. آری! مسلّم تبرّج را هر فقیهی حرام می‌داند، ولی موضوع تبرّج را، عرف تعیین می‌کند. موفق باشید