×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    زن و نقش اجتماعی او

  • با سلام استاد عزیز: استاد بنده بیشتر تو مباحث اعتقادی و کار فکری بودم ولی مدتیه از نظر اقتصادی مشکل پیدا کردم، یکی از اقوام دریک شرکت کار میکنن و شرکت سالمی داره به من پیشنهاد داده برم اونجا گاه یه کارایی بکنم ولی بنده می‌ترسیم از فضای فکری خودم خارج شم از طرفی فضای اقتصادی بزرگی اونجا حاکمه به نظر شما اگه بخوام با حفظ همون فضای فکری گاه برای اقتصاد خودم یه کاری کنم و اونجا نظر بدم چه کار میشه تو این فضا کرد؟ آیا برای بانوان میشه تو این فضا ایده یا نظری داشت؟ با توجه به اینکه فضا امن برای من هست چه کاری میشه کرد؟ من واقعا نمی دونم تو این فضا چه کاری میشه کرد و یا حتی به عنوان ایده چه نظری میشه داد. استاد میدونم سوالم مسخره هست ولی با این شرایط اقتصادی شاید نمیدونم اینم یه راهی باشه لطفا من رو راهنمایی بفرمایید یا اگر به کتاب یا مرجع یا چیزی باید ارجاع کنم بفرمایید. یه خانم چه کمکی حالا فکری یا غیر فکری میتونه ارایه بده با توجه به اینکه فضای مربوطه با محارم بنده سر و کار دارم تقریبا. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوات مربوط به «زن» عرض شد باید امروز، جهانِ خود را جهانی بزرگ در نظر گرفت. چرا نباید سلبریتی‌های دارای عفاف و حیا داشته باشیم که در همه‌جا حاضر باشند و برخوردشان عاقلانه و نه متحجّرانه باشد در عین حیا و عفاف. موفق باشید


  • سلام استاد عزیزم:
    موسسه انشا که در اصفهان فعال هست در تهران ادبستان تاسیس کرده است. پسرم امسال پیش دبستانی می‌رود آنجا ثبت‌نام کرده ام. و خودم تقاضا داده ام در دخترانه کار کنم. البته گفته اند دوره ای را باید کارورزی و آموزش داشته باشم. یک دختر کوچک هم دارم که می‌توانم با خودم ببرم. برای بچه های کادر هم مراقب دارند هم به سختگیری نمی‌کنند اگر سراغ مادر بیاید. حقیقتش هم می‌خواهم وارد این فضای تعلیم تربیت شوم و با کار کردن خودم را رشد بدهم در این عرصه و موثر واقع شوم ان شاءالله و هم کمک به هزینه های آموزشی بچه ها فراهم کرده باشم. همسرم که با کارهای دشوار بیرون از خانه موافق نبودند با این کار موافقند خدا رو شکر. ولی از کار بیرون خانه و تاثیر منفی داشتن آن روی بچه ها باز می‌ترسم. با توجه به اینکه لااقل دو بچه دیگر هم ان شاءالله می‌خواهم. ممنون می‌شوم راهنماییم کنید آیا ورود به چنین عرصه ای را مناسب می‌بینید؟ البته من فوق مهندسی از بهترین دانشگاهها را به لطف خدا دارم. و دوره های تربیتی زیادی را در این مدت خانه دار بوده ام گذرانده ام. اما همیشه برای فعالیت بیرون از منزل نگرانم نکند بچه ها و همسر آسیب ببینند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخی که در آن قرار دارید تاریخ حضور در جهان است، در عین خلوت با معنویات. یعنی دست در کار، ولی دل با یار، تا متهم نشویم که ما رُهبانیت پیشه کرده‌ایم. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز: عرض ادب و احترام. من با یک شخصی آشنا به معارف توحید ازدواج کرده ام،
    بنده فوق لیسانس روانشناسی دارم. می‌خواستم بپرسم که از بین چند تا کار زیر با توجه به اینکه مسئولیت خانه داری و همسرداری و ان‌شاءلله بچه داری در آینده را دارم کدام را انتخاب کنم؟
    ۱. همین رشته روانشناسی را تا مقطع دکترا ادامه دهم.
    ۲. به حوزه ی علمیه رفته و معارف الهی را ادامه دهم و البته حضوری بخوانم یا غیر حضوری؟
    ۳. معارف فلسفی و عرفانی مثل کتب اسفار و فصوص، تمهید القواعد و دروس عربی و.... را در خانه با سی دی گوش بدهم و مباحثه کنم.
    ۴. دکترا در رشته ی فلسفه اسلامی یا فلسفه غرب امتحان دهم.
    تکلیف من الان کدام است با توجه به اینکه علاقه خاصی به دروس معرفتی و فلسفی دارم
    ادامه ی روانشناسی و پیاده کردن معارف در این رشته بهتر است یا گزینه های دیگر؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تصور بنده آن است که بتوانید در همان رشته‌ی خودتان با حساسیت فلسفه‌ی صدرایی و هایدگر که امروزه روان‌شناسان دنیا به هر دو فیلسوف فوق رجوع داشته‌اند، جلو بروید و برای مخاطبان إن‌شاءاللّه مفید باشید. موفق باشید


  • سلام استادِجان، طاعات و عبادات قبول، إن شاء الله خوش مهمانی برای خداوند متعال باشید. مدتی است چندتا موضوع را کنار هم می‌گذارم و هربار درکی خاص پیدا می‌کنم، بحث حضور نرم زنان را در تمدن مطرح فرمودید، از طرفی بحث شهادت و جایگاه شهید را و همچنین جایگاه ایشان در تمدن سازی با توجه با آیات قابل تأمل است، و هر بار می‌رسم به جایگاه شهادت برای زنان طبق درک حقیر ارتحال و پرکشیدن عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری سلام الله علیها یک شهادت زن گونه است. آخر چندین دهه است دفاع از حرم بانو سکان دار مسیر اسلام ناب است و راه حفظ و تعالی انقلاب اسلامی را خدا در دفاع از حرم بانو گذاشت، و این همه اثرگذاری جز در ائمه معصومین علیهم‌السلام نبوده است و این باعث شد به یاد آیات سوره محمد (ص) در مورد هدایت گری شهید بعد از شهادتشان بیفتم، از طرفی طبق روایت «من عشقنی..‌. قتلنی...» آیا این همه عشق ورزی بانویی چون حضرت زینب کبری سلام الله علیها به شهادت و کشته شدن در راه خدا ختم نمی‌شود؟ مگر نه اینکه دم به دم حیات بانویِ صبور، عشق سوزان امام زمان (عج) (در تمام برهه های زندگی شان) و غم امت جدشان نیست؟ درکم این است رحلت بانو هم شهادتی زن گونه است از جنسی نرم نه سخت و حال آیا جنس شهادت زنان را چگونه باید یافت؟ شهادت زن انقلابی و دختر انقلابی و رسیدن به روحیه ایثار و تواضع و خدمت تا پای جان است؟ چه کنیم که از بیگانگی با این حقایق دراییم و به اتحاد با آنها برسیم؟ گاه به فعالیت و کار کردن تا پای جان می اندیشم که گاه تجربه اش کرده ام ولی هم می‌شود هم نمی‌شود. تا ظرف زمان و مکان نباشد هیچ هیچ می‌شود همه چیز. لطفا نظرتان را بگویید استاد، شاید نیاز به تأمل بیشتری است، تشنه خواندن نگاه تان هستم. حلال کنید باز طولانی شد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات دقیقی را مطرح فرموده‌اید. آری! تا ظرف زمان و مکانِ کاری در میان نباشد آن کار محقق نمی‌شود، ولی خود را باید در بستری از وظیفه قرار داد تا اگر شرایط تحقق هدف متعالی‌مان پیش آمد، امکان ورود برایمان باشد به همان معنایی که به ما فرموده‌اند: «انتظار الفرج من الفرج». موفق باشید


  • سلام استاد: خدا قوت. این چند روزه که سوال و جواب های روی سایت رو میخوندم چند جا کلمه تواضع نسبت به حق و خلق به خصوص تواضع در برار خانواده به خصوص همسر رو پیش کشیده بودین. میشه بگین تواضع در برابر خانواده دقیقا چیه؟ باید برنامه ای و سیری رو که ریختی به اجبار به خاطر برنامه های خانواده زیر پا بزاری؟ حد این تواضع چقدره استاد؟ و یا شاید با این تعابیری که من میگم اصلا تواضع رو نفهمیدم؟ بنده حس می‌کنم قبل از ازدواج اصلا این طوری نبودم. یعنی بی حسی و بی مسئولیتی نسبت به مسائل این قدر وسعت نداشت. قبل از ازدواج سحر و بین الطلوعین و اهمیتم به نماز و روزه خیلی بیشتر بود و حتی مطالعاتم کم و بیش یه سیری داشت. من به ذوق عبادت بیشتر و سریع‌تر شدن سیرم به سمت حضرت حق ازدواج کردم. اما حالا بعضی اوقات آرزو می‌کنم کاش ازدواج نمی‌کردم و این طوری برای مطالعه و کار کردن وقت بیشتری داشتم. خودم احساس می‌کنم که مشکل از خودم هستش و می‌شود با یک برنامه ریزی درست همه چیز رو حل کرد ولی هر بار برنامه ریزی می‌کنم باز نمی‌شود. تقریبا به یک روزمرگی مرگ بار افتادم. کمکم کنید. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر جز این است که انسان‌ها با انسان‌ها، انسان می‌شوند؟ میدان توحیدی خانواده برای آن است که از روحیه‌ی فردگراییِ عبادات، وظایف عبادی خود را در هسته‌ی توحیدی خانواده دنبال کنیم. در دلِ جمع توحیدیِ خانواده همراه با ایثار و تواضع باید خود را رشد داد. بحث‌ خانواده هسته ای توحیدی از کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» إن‌شاءاللّه در این مورد مفید خواهد بود. موفق باشید


  • سلام علیکم: در چه اموری باید با زنان مشورت کرد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در کلیّه‌ی امور خانوادگی. در آن روایتی که از مشورت با زنان نهی می‌شود، مربوط به موضوعات جنگ و اموری است که در آن زمان تنها مردانه بوده است. ولی امروز اگر در امور جدّی زندگی، مردها تنها تصمصم بگیرند، زندگی خود را عقیم می کنند. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب:
    تحقیقی در دانشگاه دارم تحت عنوان پدیدارشناسی جایگاه تمدنی زن در دنیای امروز در منابع اسلامی. کتاب و جزوه های شما را مطالعه کرده ام. از شما می‌خواستم در این زمیته راهنمایی بفرمایید. اگر امکانش هست، مقاله ای معرفی نمایید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی غیر از همان مطالبی که در جزوات و در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» در ذهن ندارم. سری به قسمت منابع کتاب مذکور بزنید بد نیست. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    حضرتعالی طی این ایام اخیر به کرات فرموده اید ما در مسیر حضور تاریخی خود در شرایطی قرار داریم که دیگر مواظب نیستیم که سیل جهانگیر فرهنگ غربی ما را با خود ببرد، بلکه در شرایطی قرار داریم که می‌توانیم، دنیای مدنی خود را شکل دهیم که آن نه دنیای غرب است و نه دنیای گذشته خود. من نزدیک چند سال هست بصورت جدی وارد مباحث شما شده ام و الحمدلله از محضرتان واقعا بهره بردم و به مطالعه و استماع آثار نوشتاری و صوتی تان مشغول شدم و دیدم که حضرتعالی به مراتب ویژه در کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهم» و کتاب «تمدن زایی شیعه» بر روی مراقبت نسبت به نفوذ فرهنگی و استحاله انقلاب و حتی تقلب ارزشی در جامعه هشدار داده اید و سعی در تبیین هویت و چشم انداز تاریخی داشته اید که با انقلاب اسلامی به طلوع آمده و ما می توانیم از طریق آن حس حضور در این تاریخ رو داشته باشیم و در تقدیر توحیدی زمانه مون حاضر بشویم. اما کمی تعبیر اخیرتان مبنی بر اینکه دیگر نباید نگران سیل و نفوذ فرهنگ مدرنیته در کشور و انقلاب باشیم برایم مبهم است. تلقی شخصی من این است که باید با خودآگاهی و توجه به اینکه بر عهد غربی نمی توان شالوده تمدن اسلامی و ادامه فعالیت در بستر انقلاب را داشت، بایستی عهد دینی مان را تجدید کرده و به تصرف در جوهره مدرنیته پرداخته و روند تصرف و استحاله را در پیش بگیریم کما اینکه حضرت امام متوجه شدند می توان با تعیین ولایت فقیه و اجرای ولایت الهی بعنوان نقطه ثقل سیاسی جامعه، ساز و کاری مثل مردمسالاری را با توجه به اینکه هویت جمعی و در عین حال اینکه هر فردی جهانی شده و جهانی متعالی دارد با مختصات معین در ذیل نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه مستحل نمودند. ولی به نظرم هنوز مسئله تهاجم فرهنگی و نفوذ و استحاله به قوت باقیست و اتفاقا مانعی برای تجدید عهد دینی و تصرف در جوهر مدرنیته و گشودن افقی ماورای مدرنیته است و سعی اش بر مدار گسست ما با عهد دینی مان ویژه در این تاریخ است و سعی دارد ما را به فضایی ببرد که خود را ذیل اندیشه و انسان تراز مدرن معنا کنیم و نظام سازی کنیم و در عین حال هم مناسکی مثل نماز رو بجا بیاوریم ولی ادبیات ما ادبیات انسان ابزار ساز بیکن و ادبیات توسعه باشه. هر چند باور دارم حضرتعالی هم در بطن همین جمله باور به ضرورت خودآگاهی در تهاجم و استحاله تمدنی و فرهنگی انقلاب دارید و در عین حال نسبت به عقل تکنیکی هم به جد باور دارید نباید بی توجهی شود، ولی کمی این سخن برایم ابهاماتی داشت و ان شاء الله با تبیین خودتان امید دارم رفع بشود.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! عهد دینی را تجدیدکردن و با آن روحیه در جوهر مدرنیته، تصرف‌نمودن، اراده‌ی مهمی است که حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مقابل ما گشوده‌اند. و این که می‌فرمایید باید نگرانِ تهاجم فرهنگی بود، حرف درستی است. زیرا تا مردم ما متوجه‌ی حضور تاریخی خود نشده‌اند، چنین مشکلی در میان است و به همین جهت باید بیش از پیش مردم را متوجه‌ی حقیقتی کرد که در جانشان به اراده‌ی الهی برای حضور در این تاریخ نهفته است. عرایضی تحت عنوان «انقلاب اسلامی و جهان گمشده» شده است که چند نکته‌ی آن را جهت نظر به افقی که در پیش است؛ خدمتتان ارسال می‌دارم: موفق باشید



    حیا و حریم



    ۳. نمونه‌ای روشن از جهان گمشده را می‌توان در غفلت از «حیاء» و «حریم» دانست. گوهر زندگیِ اصیل، «حیاء» و رعایت «حریم افراد» است. «حیاء»، موجب می‌شود تا انسان‌ها از آشکارساختن و نمایش و برخوردهای تند پرهیز کنند و «حریم»، نگاهبان مرزها است. حریم، فقط نوعی جدایی نیست. هرچند هاله‌ای را ایجاد می‌کند که مانع تجاوز دیگران باشد، ولی ضمن آن‌که تمامیت آدمی را حفظ می‌کند، حریم دیگران را نیز نگه می‌دارد. زیرا اساساً در صورتی می‌توان حریم داشت که برای حریمِ دیگران هم اهمیت قائل شد. حریم، طرفین را به هم می‌پیوندد، بدون آن‌که در هم‌شان آمیزد. آن‌ها را با هم یکی می‌کند، بی‌آن‌که به اختلاط بگرایند. آن صمیمیت، غیر از اختلاط و ترکیبی است که امروز در جهان مدرن باب شده است. این دو با هم تفاوت جوهری دارند. زیرا صمیمیت واقعی در صورتی میسر است که حریم‌ها حفظ شود.



    بازگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی



    ۴. حریم، شهوات را به «عواطف» و خواست‌ها را به «تمنّا» و توقعات را به «تفاهم» تبدیل می‌کند. حریم، فقط در روابط اجتماعی مصداق نمی‌یابد بلکه می‌توان جوهر آن را در نحوه‌ی همزیستی مرد و زن، در تنظیم فضای خانه، در تقسیم فضای شهر، در لباس پوشیدن، در عفتِ کلام و در تعارف و تواضع جستجو کرد، با نحوه‌ای از سازش و سکوت و بردباری.



    حریم، حافظ خلوت فرد است و بستری است برای شکفتگیِ ذهنی، فضایی است که امکان سیر در حالات درون را به انسان می‌دهد و همان‌طور که امروز با روح غربی، محیط زیست در معرض نابودی است، خلوت درونی انسان‌ها هم در معرض آلودگی است. زیرا حریمی که حافظ محیط ذهنی است مورد اصابت قرار گرفته و به اعتباری دیگر گمشده است.



    حریم، عامل مؤثر در ایجاد هماهنگی ناشی از طلب یگانگی با مبدء هستی و طبیعت و اجتماع انسان‌ها است. هماهنگی در صورتی میسر است که هیچ‌چیز از مقام خود فرو نیفتد و جای دیگری را نگیرد و اختلاط پدید نیاید و موقعی که همه‌چیز در جای خود است، تصرف، تعدّی و رقابت از میان می‌رود و در غرب این نوع هماهنگی به هم خورده و تبدیل به نظام مدنی شده و برخوردها و اجتماع‌ها در قالب ساعت ملاقات و قرار قبلی شکل گرفته و ساعت، حاکم بر روابط عمومی شده است و آنچه نوعی رابطه‌ی عاطفی بود، به ارتباط قانونی و فرمول‌های خشک آداب تبدیل شد. در نتیجه طبقه‌بندی‌هایی که از این راه به‌وجود آمد دیگرحریم نبود، فاصله بود و مرزهای جدایی به صورت قراردادهای قانون بر ما تحمیل گشت و از آن طرف آن صمیمیتِ مقدس مبدل به آمیزشی شد که دیگر نه مرزی می‌شناسد و نه حریمی و بعضاً این نوع به ظاهر صمیمیت چه اندازه به خشونت مبدل می‌شود. با حضور در فرهنگ غربی، به نام انتقاد نه‌تنها چیزی برای هم باقی نمی‌گذاریم و زخم‌های التیام‌ناپذیری بر روان همدیگر وارد می‌کنیم، بلکه با خشونت‌های مشمئزکننده، بی‌ادبی را به نهایت می‌رسانیم، زیرا در ادب غربی فقط رعایت اصول اجتماعی و مدنی، ادب به حساب می‌آید و این غیر از آن فروتنی است که مجال شکفتگی به دیگران می‌دهد. ادب غربی، زائیده‌ی همکاری قانونی است و ادب ایرانی‌اسلامی، پرورده‌ی همدلی و همدمی است. انقلاب اسلامی، مسیر برگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی است.



    حیاء؛ بازتابی از «راز»



    ۵. حالتی که حریم را آشکار می‌کند و جان می‌بخشد، «حیاء» است. حیاء احساسی آمیخته با «راز» است. حیاء می‌پوشاند و می‌گشاید و از نمایش می‌پرهیزد. حیاء، نحوه‌ی بروز حریم است و به یک اعتبار کاشف است و به یک اعتبار حاجب.



    جامعه‌ای که افراد آن آراسته به «حریم» و «حیاء» باشند، جامعه‌ای است گشوده به راز. حیاء، بازتابی است از وجهِ رازآمیز عالم در حریم ارتباطات اجتماعی.



    زنی که پوشش لازم به تن دارد و بدون شتابزدگی، خرامان راه می‌رود، ضمن آن‌که خود را پوشانده، به حرکاتش دو چندان معنا می‌دهد. زیرا آن نوع پوشیدگی در حین دفع، نوعی به ظهورآوردنِ حیاء و وقار و رعایت حریم‌ها نیز هست. به همین جهت در جامعه‌ای که حریم واقعی باشد، حیاء نیز هست.



    در حریمِ میان زن و شوهر، در سکوتی که استاد را به طالب دانش پیوند می‌دهد، در فروتنی میان دوستان، در احترام فرزند به والدین، نوعی محوشدن است در برابر دیگری، مثل محوشدن ماده‌ی تابلوی نقاشی در صورت‌های تابلو، از آن جهت که آن رنگ از آن به بعد خود را در کلیّت تابلوی نقاشی‌شده احساس می‌کند. و این‌ها همه در فضای تمدنی خاصی صورت می‌گرفته که امروز از منظر ما پنهان شده و تنها امیدی که برای برگشت آن جهان گمشده در میان است، به تحقق‌رسیدن اهداف انقلاب اسلامی است. 


  • سلام استاد:
    نظر امام خامنه ای در مورد کار و حضور اجتماعی ما زنان چیست؟ اگر اساسا نیاز مالی نداشته باشیم و بخواهیم در مسیر سلوک باشیم با چه انگیزه ای کار کنیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به سه جزوه‌ی اخیری که در رابطه با «زن» عرایضی شده است، و بر روی سایت هست، سری بزنید. موفق باشید


  • سلام استاد:
    ۱. با توجه به کتاب روزه دریچه رویت شما و روزه از مباحات دیگر، ما زنان چه نیازی به کار داریم؟ از طرفی بخواهیم در اجتماع حضور داشته باشیم چه کار کنیم؟ ۲. استاد اگر بخواهیم شغل و ادامه تحصیل ما در رابطه با معارف اسلامی و به ویژه تفسیر قرآن باشد باید چه کار کنیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان روحِ حکمت و برهان و قرآن را چشید، خود به خود افقی در مقابلش گشوده می‌شود که متوجه خواهد شد در کدام راه قدم بگذارد به‌خصوص که راهنمایی همچون نایب‌الإمام خامنه‌ای در میان است. موفق باشید


  • سلام:
    چرا سوالات پاسخ داده نمی شود خدا قوت.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا بنا ندارید نه ایمیل خود را نگاه کنید و نه سؤال را در صفحه‌ی سایت دنبال بفرمایید. برای دومین بار عرض می‌شود سؤال‌تان این‌طور جواب داده شد: ۲۶۸۵۴ - باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی، این‌طور جواب داده شد: وقتی احساس نیاز روحی نسبت به وکالت ندارید، به خودتان سخت‌گیری نکنید. عرض بنده این بود که بدون دلیل از وسعتِ انسانی خود غفلت نفرمایید و روحیه‌ی صوفی‌گری را به زندگی خود تحمیل کنید. موفق باشید 


  • سلام و عرض ادب:
    بر طبق آیه ۱۲ سوره ممتحنه «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَى أَنْ لا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا» موضوع بیعت زنان با پیامبر و اصل مشارکت سیاسی زن مورد تصریح واقع شده است و اصل مهمی در اندیشه اسلامی است؛ با توجه به این امر حدود مشارکت سیاسی_اجتماعی زنان در جامعه چگونه است و در چه چارچوب هایی است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به جمله‌ی حضرت امام خمینی توجه فرمایید که می‌فرمایند: «ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه های فرهنگی اقتصادی و نظامی حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم در صحنه‌اند» موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرامی:
    استاد بنده با این اتفاقاتی که این چند وقت گذشت خیلی به حال بعضی ها غبطه خوردم و از خدا خواستم من را هم در این مسیر قراردهد. استاد بنده با توجه به شناختی که از انقلاب و جایگاه آن در این جهان، مقابله آن با استکبار جهانی و تمدن منحط غربی دارم می خواهم کاری برای انقلاب کنم کاری که نامم در تاریخ بماند و از فکر من ارتزاق شود و به مثابه یک مکتب، همانند امام، آوینی، سپهبد سلیمانی. با توجه به این که می بینم این انقلاب جای کار خیلی دارد و من بعنوان یک زن نمی دانم کجای انقلاب را دست بگیرم می دانم که اولویت من مادری و شوهر داری و خانه داری است اما استعدادهایم را چه بکنم؟ نمی دانم کدامشان را متمرکز کنم و پرورش دهم به حدی که برای انقلاب راهگشا باشد و مکتب بسازد. استاد مستاصل و درمانده شده ام نمی دانم طلب هایی که دارم آیا به آن ها می‌رسم یا فقط توهم است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در این مورد به جزوات «زن و حضور تمدنی» و «حضور نرم و نقش مؤثر زن در این تاریخ» و «زن دیندار، در نسبتی جدید با عالم.» رجوع فرمایید. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز:
    استاد با توجه به کتاب جوان و انتخاب بزرگ اگر کسی اهل شریعت باشد یعنی به واجبات مقید باشد اما عباداتش روح نداشته باشد و فقط دنبال اهداف دنیایی باشد آیا با وجود ظاهر دینی انتخاب بزرگ را کرده؟ از کجا بدانیم انتخاب ما بزرگ بوده؟ آیا اگر فعالیت های ضروری دنیایی را انجام بدهیم اما هدف ما در همه آنها قرب الهی باشد و از فعالیت های غیر ضروری بپرهیزیم انتخاب ما بزرگ بوده و منطور شما را درست متوجه شده ام و چطور می توانیم این فعالیت های دنیایی را در راستای ارتباط با عالم غیب کنیم؟ بنده خانمی هستم که در رابطه با شعل وکالت در کنار خانه داری بچه داری از شما راهنمایی خواستم که شما تشویق به این َحرفه کردید استاد چه جوری می تونم این انتخاب رو در راستای همان انتخاب بزرگ جوان قرار بدهم یعنی صرفا با هدف قرب الهی انجام بدهم انس با عالم غیب را می توانم داشته باشم؟ استاد می ترسم این شغل مانع هدفم که بالاترین مراتب قرب الهی است بشود استاد قبل از آشنایی با شما آثار استاد طیب شاگرد آقای دو لابی رو می خوندم ایشون معتقد بودند با توجه به سخن حضرت فاطمه که بهترین کمال برای زن این است که نامحرمی او را نبیند بهتر است زنان فقط در محیط های زنانه کار کنند حتی اگر بالاترین تحصیلات را داشته باشند. به نطر شما با این شغل از قرب و انس با حضرت فاطمه دور نمی شوم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: انتخاب بزرگ آن است که افق نگاه انسان به ابدیت او باشد و در دنیا نیز شرافتمندانه و در عین امرار معاش به دنبال احیاء حق باشد. آری! زمانی بود که معنا نداشت زنان در جامعه حاضر شوند، ولی امروز شرایط فرق کرده است. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    برداشتم از کتاب «زن آن گونه که باید باشد» این است که شما بیشتر برای یک خانم خانه داری رو توصیه می کنید به نظر شما در شغل وکالت در سیر و سلوک عرفانی موفق ترم یا خودم در منزل حفظ و تفسیر قرآن رو همراه خانه داری انجام بدهم؟ آیا شعل وکالت رو همراه سیر مطالعاتی و شرح مقالات شما رو ادامه بدهم می توانم در سلوک موفق باشم؟ لطفا راهنمایی کنید. کدام مسیر در سلوک برایم بهتر است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز بحمداللّه انسان‌هایی از نسل شما آن‌چنان وسعتی پیدا کرده‌اند که صدها کار را یک‌جا می‌توانید انجام دهید. می‌توانید بهترین زنان در امور خانواده باشید و در همان حال، بهترین قهرمانان در میدان اجتماع. بدون دلیل ظرفیت‌های خود را محدود نکنید. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی:
    جزوات مربوط به زن را مطالعه کردم، عالی بود، خدا خیرتان دهد. (دعا کنید ما خانمها، به فهم تاریخی در این دوران برسیم و انجام وظیفه کنیم و در حد توان برای جامعه موثر باشیم)
    سوال: هنگام برخورد با این عنوان که: ما «پهلوان زن» نمی خواهیم یه کم جا خوردم
    چرا از لفظ «پهلوان» استفاده کردید؟ البته که منظور شما را فهمیدم ولی لفظ پهلوان، در فرهنگ ما ایرانیان مقدس است و در مورد کسانی‌که دارای روح لطیف و ملکوتی باشند، استفاده میشه ..مثلا پهلوان تختی یا پهلوان پوریا، همانطور که خودتون هم فرمودید درحدیث آمده «ان المرء ریحانه لیست بقهرمانه» نظرتون راجع به عبارت «قهرمان زن نمی خواهیم» چیه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور نرم زن مثل باران است. آری! پهلوانی برای مرد، یک صفت مثبت است. ولی آن نوع پهلوانی که برای امثال تختی به‌کار برده می‌شود که می‌تواند پشت رقیب خود را به زمین بکوبد با قدرت بازو، شأن و شخصیت زن نمی‌باشد. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرامی:
    بنده فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک هستم و به خاطر تغییر دیدگاه هایم تحصیل در این رشته را ادامه ندادم و از طرفی برای دنبال کردن دغدغه هایم در رشته فلسفه علم ادامه تحصیل دادم. بعد از اتمام دوره فوق لیسانس مطالعات جدی در زمینه قرآن، تفسیر و فلسفه را شروع کردم.
    اما با دو مساله جدی مواجه هستم.
    ۱. با توجه به مسائل خاص اقتصادی، احساس کردم باید در عرصه اقتصادی وارد شوم، در این زمینه حتی به کارهای هنری و مشاغل خانگی هم فکر کرده ام. اما اولا نمی دانم آیا این احساس ناشی از حس تکلیف است و یا احساسی کاذب است؟ و ثانیا آیا با فرض واقعی بودن این احساس، چگونه وارد این عرصه شوم که اثرگذار باشم؟
    ۲. در مورد مطالعاتی که شروع کرده ام هیچ گونه هدف عینی و مشخص وجود نداره و همین باعث سردرگمی می شود، چطور از این سردرگمی نجات پیدا کنم؟
    البته بنده جزوه شما را که در مورد حضور نرم زنان بود مطالعه کردم اما باز هم مشکل من حل نشد. خیلی دوست داشتم که من هم بتوانم نقش تربیتی برای خودم تعریف کنم اما واقعا فضای مناسبی وجود ندارد. خواهشمندم راهنمایی بفرمایید. واقعا سردرگم هستم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». آن‌چه فعلاً می‌توانید انجام دهید را شروع کنید، در دلِ راه است که انسان به راه‌های دقیق‌تری برخورد می‌کند. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    بنده کارشناسی حقوق دارم و در حال آماده شدن برای وکالت بودم که با عرفان و آقای دولابی و آثار استاد طیب شاگرد ایشان آشنا شدم درسم را رها کردم و به شدت درون گرا شدم علاقه شدید به تحصیل در حوزه پیدا کردم اما همسرم اصلا اجازه نداد، از پارسال تا حالا هم سیر مطالعاتی شما را دنبال می کنم و هم مشغول حفظ قرآن هستم. برداشتم از آثار شما و دیگر عرفا این بود که برای زن خانه داری بهترین شغل است به همین خاطر وکالت را رها کردم اما الان خیلی منزوی شده ام و دوست دارم فعالیت اجتماعی داشته باشم و از طرفی دلبستگی شدیدی به سیر و سلوک عرفانی دارم. از طرفی پدر و مادری فقیر دارم که خیلی دوست دارند وکالت کنم و کمک خرجشان باشم، همسرم هم خیلی دوست دارد، دو فرزند هم دارم به نظر شما وکالت برای یک زن با سیر سلوک عرفانی اش منافات دارد؟ اگر دارد چه فعالیت اجتماعی کنم که از انزوا یی که به آن مبتلا شده ام خارج بشوم؟ چون در شهری دور از خانواده هم زندگی می کنیم و غریب هستیم. خیلی تنهایی بهم فشار می آورد. دوستِ هم روحیه ای هم پیدا نمی کنم. آیا حفظ و تفسیر را ادامه بدهم یا وکالت؟ هدفم هم کمک به پدر و مادر عزیزتر از جانم و برون رفتن از انزواست. استاد عزیز خیلی به راهنمایی شما محتاجم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سه جزوه‌ی اخیر در مورد «زن» شده، به آن نظر کنید. به نظرم حضور اجتماعی و وکالت برای احقاق حقوق افراد، خودش نوعی گستردگی می‌آورد. موفق باشید


  • بسمه تعالی
    با سلام و خدا قوت، و تشکر از حوصله ای که بخرج می دهید استاد عزیز پیرو پاسخ ۲۵۶۶۲ در رابطه با فرار نکردن از فعالیت اجتماعی بانوان، استاد سالها در انواع کارهای فرهنگی، پزشکی، کارمندی و مددکاری، معلمی. شاید از ده یازده سالگی فعالیت کردم و همیشه در جمعی که بودم تک می افتادم و مشکلاتی برایم درست می شد. مثلا در قم که ساکن بودم بخاطر بافت مذهبی و نگاه زنان آنجا از استاد سوال می کردم در مبحث علمی مربوطه آخر کلاس خانمهایی که جای مادر من بودنند شاکی می شدند و متهم می شدم که چرا استاد متوجه شماست. و روزها باید خودم را می بردم زیر سوال که چه رفتار بدی از من سر زده. و ماجراهایی دیگر که اصلا دیگر نمی دانم چی درست است. در بسیج دانشگاه کار می کردم با اینکه سعی می کردم اگر خوشنویسی نمایشگاه هست گوشه ای باشد که کسی نباشد. اما باز یک دفعه ظرف یک ماه یک اکیپ بسیجی با هم با پیغام و واسطه خواستگاری می کردنند که من نمی دانستم اصلا چه شکلی هستند بندگان خدا. حالا بماند که باز بین خواهران متهم می شدی که چه کرده. با این حال به راهم ایمان داشتم و اصلا حرفها برایم مهم نبود. بعد در محیط طلبگی وارد شدم آنجا هم دیگر نور علی نور. زن خلاصه می شود در رنگ جوراب و مقنعه مشکی. اینها هم حواشی خاله زنکی بود برایم الان دیگر به خودم به قلبم به راهم شک کرده ام. مثلا بنده خدایی روی روانشناسی بحث طب سنتی اش را وارد است و بحث مشاوره ای و چها رچوب نگاه دینی به انسان را نمی دانست من توان کمک در این بحث رادارم ولی وسواس گرفتم که مرد است نمی خواهد کمک کنی و استخاره می گیرم بد میاید و این قصه سر دراز دارد. ببخشید استاد وقت گرانبهاتر از طلای شما را با این حرفها می گیرم. اما واقعا نمی فهمم دیگر چگونه باید حضور داشت که دیده نشد. و مثلا در مورد اخیر چون استاد طب هم جوان بود و هم من تنها شاگرد می شدم صلاح ندیدم. از طرفی خداوند استعداد فراوان داده و نیروهایی که معطل مانده و از طرفی آن عقبه که نمونه هایی آوردم. لطفا پدرانه مثل همیشه این مسله که ده سال از عمر مرا با خود برده و گاها باعث انتخابهای غلط شده را برایم روشن کنید. استاد عزیز ان شاءالله همیشه مشمول دعای خاص مولا صاحب الزمان باشید. من کل معارف دین را مدیون دو نفر هستم یکی شما و دیگری استاد علی صفایی. زنده و موید به الطاف حضرت حق باشید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چه خوب بود نام استاد صفاییِ عزیز را به میان آوردید که خدا رحمت‌شان کند. ببین آن مرد خدا چه اندازه گشوده بود و در عین رعایت تقوا در هر صحنه‌ای که صحنه‌ی خدمت به مردم بود، حاضر می‌شد. امروز، روزِ دست‌یابی به وسعت انسانیِ انسان‌ها است با این رویکرد باید به میدان آمد. موفق باشید



     



     


  • بسمه تعالی
    با عرض سلام، استاد عزیز پیرو پاسخ سوال ۲۵۵۶۶ جزوه مربوط به زن مطالعه شد. کلیات بحث عالی بود اما باز پیدا کردن مصداق برای زندگی شخصی مشکل است. استاد من به خاطر ارتباط نزدیک با نامحرم برای یادگیری در بحث طب به این نتیجه رسیدم که آنچه بدست میاورم ارزش از دست رفتن سر سوزنی از سرمایه آرامش درونی که از حذر از ارتباط با نامحرم حاصل می آید را ندارد و با خدا گفتم اگر علمیست که باید بدانم از راهی بی خطر و از چشمه علم لایزال خود به من ببخشد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن است که چرا در عین حضور در جامعه، پایبند به عفاف و حیای خود نباشید. چاره‌ی کار، فرار از فعالیت‌های اجتماعی نیست. موفق باشید


  • سلام بر استاد معظم:
    مطلبی در جزوه زنان آورده اید که بنده هر چه فکر کردم نتوانستم آن را متناسب با نظام فکری شما درک کنم و احتمالا بنده مقصود شما را درست درک نکرده ام. در جزوه آورده اید: «زن در نظام جدید دیگر به آن صورتی که عرض شد، نیست. در این نظام زن آزاد است تا هرچه خواست انتخاب کند و خود برای خویشتن تصمیم بگیرد. پرسشی که اغلب برای بسیاری طرح می‌شود تطبیق ارزش‌های عالم جدید با عالم قدیم است. در گذشته زمانی که گفته می‌شد «حق»، تلقی خاصی از حق می‌شد آن حق و آن تلقی از حق، مبتنی بر جهان‌بینی دینی بود. اما اکنون تلقی آدمیان از حق تغییر کرده. انسان در این عصر و در این نسل، طالب است بر خلاف گذشته که موجودی مکلّف بود. طرح این سؤال که آیا قرآن با دموکراسی سازگار است یا خیر؟ و پاسخ آن - حال بلی باشد یا خیر- صحیح نمی‌باشد. مثل آن می‌ماند که بپرسیم آیا حضرت محمد (ص) با توجه به روایاتی که از ایشان مانده، با هواپیما و هواپیماسواری موافق بودند یا خیر؟ اساساً هیچ تلقی و هیچ تصوری از هواپیما مطرح نبود.»
    بنده منظور شما را نفهمیدم. اگر منظورتان آن است که ما نباید برای پاسخ به سوالاتی همانند نسبت اسلام و دموکراسی به دنبال لفظ دموکراسی در قرآن و احادیث باشیم و در اسلام اصلا تصوری از این مفاهیم وجود نداشته از لحاظ فقهی و مبانی فکری شما صحیح است. اما آیا منظورتان این است که اصلا اسلام و قرآن در مورد دموکراسی و به تعبیر دقیق تر «نظر اسلام درباره ی جایگاه نظر مردم در حکومت داری» نظری ارائه نکرده است؟
    آیا اسلام تنها درباره ی عالم قدیم نظر داده است؟ فقها قائل اند که عمومات و اطلاقات قرآن و احادیث حتی شامل موارد مستحدثه هم می شود و شارع با توجه به آن موارد ردع و نهی باید در آن موارد بیان می کرد. در این مورد شما با همه ی فقها و اصولیون هم نظر هستید که مثلا ««فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَة» ناظر بر ماهیت زن چه در عالم قدیم و چه در عالم جدید است و حال این یک فقیه متفکر است که باید این روایت را در این تاریخ به نطق درآورد. علامه طباطبایی و خود حضرتعالی نیز درباره ی نظر اسلام درباره ی زن و حق مردم در حاکمیت سخن گفته اید و بحث کردن شما فرع بر آن است که اسلام را در این حوزه صاحب نظر بدانید. اما ظاهر کلام شما این است که اساسا سوال دراین باره را از دین جائز نمی دانید و مثل سوال درباره ی هواپیما می دانید. ما درباره ی هواپیما هم می توانیم از نصوص دینی پرسش کنیم و اگر بنای عقلا و عرف آن را می پسندد – با توجه به تمامی قیودی که درباره ی بنای عقلا و عرف در فقه و اجتهاد وجود دارد- شارع باید در قالب یک نص عام و یا مطلق آن را ردع می کرد و بر فرض عدم ردع استفاده از آن صحیح است. همین مطلب درباره ی بیمه و سایر مسائل مستحدثه وجود دارد. کتاب فقه و عقل و فقه و عرف آقای علیدوست هم در حال تنقیح و تنظیم همین مطالب و مبانی فقهای ماست. به عنوان مثال در مورد قرارداد بیمه نیز همین مطلب بیان شده است، البته بنده قرارداد بیمه را حکم عرف و بنای عقلا نمی دانم و اجرای آن به صورت فعلی را موجب پیشرفت فردگرایی و لیبرالیسم در جامعه می دانم که ان شاءالله طی فرصتی بحث فقهی آن را خدمتتان ارائه می کنم. البته این کلام درستی است که اگر بخواهیم به روش اخباری گری، جمود بر الفاظ داشته باشیم، علاوه بر ناکارآمدی دین و فقه و ایجاد بن بست در فهم دین، متوجه تغییر موضوعات نمی شویم. به احتمال زیاد کلام شما را ناظر بر همان سخن امام خمینی می دانم که در منشور روحانیت فرمود: «اینجانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمی‏ دانم، اجتهاد به همان سبک صحیح است، ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست، زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند، مسئله‏ ای که در قدیم دارای حکمی بوده است. به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است ‏حکم جدیدی پیدا کند، بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است، واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی می ‏طلبد. مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد»
    به نظرم سخن شما اگر درست متوجه شده باشم تذکر این مطلب است که مسئله زن نیز با توجه به روابط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جدید یک موضوع جدید بوده و نیاز به تفکر مجدد داشته تا حکم آن واضح شود. خیلی ممنون و تشکر از شما استاد عزیز

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه در سطور آخرِ فرمایشاتتان متوجه‌ی اصل موضوع هستید. آری! قرآن یک حقیقتِ فراتاریخی است و هیچ زمانی و زمانه‌ای پیام آن را محدود نمی‌کند و مطابقِ هر زمان می‌توان زیر سایه‌ی قرآن و سیره‌ی اولیاء معصوم عمل کرد. مثال هواپیما از آن جهت عرض شد که نباید انتظار داشته باشیم که خدا و رسول عیناً نسبت به موضوعات جزئی نظر دهند و اگر نظر نداده‌اند بابِ اجتهاد مسدود شود. در حالی‌که اصولی از متن دین در اختیار ما است که می‌توانیم در امور مستحدثه نیز نظر دین را اعلام کنیم. موفق باشید


  • بسمه تعالی
    با سلام خدمت استاد گرامی: پیرو پاسخ ۲۵۵۳۳ بنده سالها دغدغه طب رو دارم رشته تحصیلی دانشگاهیم میکروبیولوژی است به تازگی از طرف یکی از اساتید طب سنتی پیشنهادی برای دستیاری و آموزش داشتم و این استاد دغدغه شان این است که خانم متبحری در بحث درمان ندارد که درمان خانمهای مراجعه کننده را به ایشان واگذارد. استاد عزیز تا بیرون آمدن جزوه شما باید جواب ایشان را بدهم. چون محیط های کاری مختلف را دیده ام و اینجا ارتباط کاری تنگاتنگ می شود و سالها خودم را از ارتباط با هر مردی دور نگه داشته ام و از طرفی من هر چقدر کتاب بخوانم باز باید درمان عملی باشد. یا باید گوشه خانه بنشینم و حاصل همه سالهای عمرم را دور بریزم یا ادامه دهم؟ و واقعا خوف لغزش در ارتباط با نامحرم دارم لطفا بگویید چه بکنم؟ تشکر از ینکه صبورانه و پدرانه پاسخ می دهید. از خداوند متعال طول عمر باعزت و برکت روزافزون برای شما خواستارم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین چند روز قبل، رفقا مباحث «زن» را بر روی سایت گذاشته‌اند. موفق باشید


  • بسمه تعالی
    با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی: استاد سالهاست درگیر حدود روابط زن و مرد در فضای عصر امروزم، دورنمایی از زن قدیم و بستر زمانه او و عصر خود که نه می توانیم خود را غربی معنا کنیم نه می توانیم خود حقیقی را بیابیم که هر عصری مقتضیات خود را دارد. از طرفی یک زن مسلمان الگویی فاطمی پیش روی خود دارد و از طرف دیگر در زمانه خود مصداقها را گم کرده ایم و در رنگ حجاب و جوراب مانده ایم. مقام معظم رهبری حفظه الله تاکید دارند مثلا در مسایل طبی خانمها در همه رشته ها متخصص داشته باشند در میدان عمل یک زن به دلیل نوع کار ارتباط نزدیک با نامحرم دارد که خیلی سخت می شود همه حدود را رعایت کرد و بنده خودم خوف ازین مسله دارم چون هر چقدر هم ما محکم باشیم سیستم غلط پایه ریزی شده. تکلیف چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی تحت عنوان «زنِ دیندار، در نسبتی جدید با عالم» و «زن و رسالت درک تنهاییِ امروزین آن» شده است که إن‌شاءاللّه در اسرع وقت به صورت جزوه بر روی سایت قرار می‌گیرد. امید است که مفید افتد. موفق باشید


  • سلام استاد: وقت بخیر. ۱. دروس معرفت النفس جوادی املی صوت ها رو دقیقا از چه سایتی بگیریم و یا حسن زاده املی هر کدوم که در اولویت هست بعد از گذراندن معرفت النفس شما؟
    البته اگر شرح دروس صمدی املی کفایت نمی کند.

    ۲. راستی استاد اگر از سعادت ما خانمها در بالاترین درجه ی تقوا این باشه که نه ما هیچ مردی رو ببینیم و نه هیچ مردی ما رو ببینه در آموزش چه باید کرد؟ حتی با رعایت مطلق حد و مرزها با توجه به جزوه ارتباط زن و مرد؟ در مهمانی ها چطور؟ نامحرم میاد خونمون موقع غذا خوردن چطور؟
    ۳. گاهی یک کار عرفانی انجام میدیم نمیخوایم کسی بفهمه و میپرسن در همون مورد
    چی بگیم که دروغ نگفته باشیم مثلا میگه دعا عهد رو خواندی؟ خوانده ایم. چی جواب بدیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شرح آقای صمدی کفایت می‌کند. ۲. همچنان که قبلاً نیز عرض شد بعضی روایات اشاره به تاریخ خاص خود دارد. نکاتی را در متن اخیری که تحت عنوان «زن دین‌دار در نسبتی جدید با عالَم» عرض شده است در  ذیل خدمتتان ارسال می‌دارم: موفق باشید



    آنچه بنده می‌توانم ادعا کنم آن است که تاریخ برای ظهور اندیشه های بزرگ در زنان به‌وجود آمده است، مشروط بر آن‌که آن‌ها به میدان بیایند و از خطاهایی که در ابتدای امر ممکن است پیش ‌آید نگران نباشند. البته که اگر یک استاد نجّار به شاگردش فقط بگوید مغازه را آب و جارو کن و بعد از ۱۰ سال به او بگوید چرا نمی‌توانی یک صندلی بسازی؟ جواب شاگرد آن است مرا وارد میدان نکردی! آیا انصاف است که استاد نجار ضعف شاگرد خود را به رُخ او بکشد؟ مشکلی که ما امروز داریم «مرد بودن»ِ تاریخ است. تاریخ را مردانه تعریف کرده‌ایم و جایی برای زنان نگذاشته‌ایم، بعد می‌گوییم آن‌ها بیایند تا پا به پای مردان امور را به‌دست بگیرند. بزرگی حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» این بود که زنان را وارد تاریخ کردند، آن‌جایی هم که زنان وارد تاریخ شدند به گفته‌ی حضرت امام جلوتر از مردان عمل کردند.



    عرض بنده آن است که اگر ملاحظه کردید در جایی میدان فعالیت ندارید، اول سؤال کنید در مقایسه با مردان حضور زنان در این میدان چقدر بوده است؟ چقدر به زنان جرأت دادند بیایند تا با حفظ حیا و عفاف، سخنرانی کنند و مردها پای سخنرانی آن‌ها بنشینند؟ چه اشکال داشت اگر این کار را می‌کردیم، تا معلوم شود زنان هم برای مردان حرف دارند؟ می‌پرسند آیا ضرورت دارد زنان برای مردان صحبت کنند؟ ضرورتش به این است که فکرها باید مبادله شود، همین بحث ضرورت را با کدام دید نگاه می‌کنید؟ بیایید همین ضرورت را در تاریخی که امام و رهبری مطرح می‌کنند، معنا کنید.



    اگر صد سال پیش یک زن به جای آن‌که در خانه باشد وارد کوچه و بازار می‌شد معنا نداشت زیرا همه نیازهای زندگی او در همان خانه قرار داشتید، گاو و گوسفند و تنور نان در خانه بود. بنده به دختر خودم وقتی در دوره راهنمایی بود، گفتم می‌خواستی در این دوره به دنیا نیایی، در این دوره بسیاری از نیازهایت در خیابان و بازار و اداره است و خودت باید وارد این میدان‌ها بگردی و برای رفتن به مدرسه سوار اتوبوس شوی. قبلاً خانم ها خودشان شیر می‌دوشیدند و ماست تهیه می‌کردند و مردها هم به دنبال کارهای خودشان بودند، ولی در حال حاضر آن شیر و ماست و نان در خارج از خانه‌هاست، آیا باید خرید این اقلام به کارهای مردان اضافه شود، یا باید زنان تهیه‌ی چنین خریدهایی را به عهده بگیرند؟



    پیامبر خدا (ص) در ابتدای زندگی حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) تقسیم کار کردند. آسیاب‌کردن و نان‌پختن را به عهده‌ی حضرت زهرای مرضیه (س) قرار دادند و حضرت علی (ع) اگر فرصت می‌کردند کمک می‌کردند ولی حضرت علی (ع) کارهای خودشان را داشتند. مرحوم شهید مطهری در کتاب «تعلیم و تربیت» می فرمایند یکی از مشکلاتی که ما تحت تأثیر زندگی مدرن پیدا کردیم این است که زنانِ ما در خانه کارهای جدّی ندارند، مشکل غیبت و کارهای تجمّلی به همین جهت زیاد شده است.  یکی از شهردارهای شهرهای کانادا برای حل این مشکل مقداری کاموا به طور مجانی در اختیار زنان گذاشت و بعد کالاهای‌شان را که بافته بودند خریداری کرد و بعضی از آن‌ مشکلات مرتفع گردید. ما باید بر روی شرایط جدیدی که پیش آمده است فکر کنیم. 


  • بسمه تعالی
    با سلام: احتراما از نظر حضرت عالی استفاده زنان از موتورسیکلت جهت انجام امور لازمه و ضروری، امرار معاش و سایر موارد، در صورت رعایت اصول و موازین اسلامی چه حکمی دارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید این نوعی از تبرّجی است که در قرآن نفی شده است. زیرا نحوه‌ی بودنِ با وقارِ زن را از او در منظر و مرآی نامحرمان از بین می‌برد از آن جهت که به فرمایش امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»: «المرأة ریحانة لیست بقهرمانه» زن، همچون گل لطیف است او قهرمان و پهلوان نیست. موفق باشید