×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    متفرقه

  • سلام علیکم:
    در نقد پلورالیسم دینی و محترم بودن اختلاف در مبانی عقیدتی و وجود راه ها و صراط های مستقیم برای اتصال به حقایق و معارف، چه منابعی را پیشنهاد می‌فرمایید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوه‌ی «کلام جدید» که روی سایت هست، در رابطه با پلورالیسم عرایضی شده است. إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    اینکه می فرمایید بشر امروز، خود را در آینه دیگران و به وسعت تمام جهانیان می بیند و در اربعین، خدام زمانی که خدمت می کنند اینجا دارند خودشان را در آینه ما بعنوان زائران می بینند و امروز عصر دیدن خود در جلوه و آیینه یک دیگر است و زمانه ادغام فهم است، اشاره به همان حدیث «المومن مراه المومن» دارید که یعنی باید ما بجای تکیه بر دانایی و دانسته های خودمان از شریعت که باعث می شود حتی خود را کلان روایت بدانیم و آموزه های دینی را در همان حد بفهمیم و با توجه به دانایی مان بحث کنیم و افراد دیگر را بر اساس همین دانسته ها کنار گذاشته و به آنها بی توجهی کنیم و حتی بجایی برسیم که بگوییم این است و جز این نیست، باید به وجود بیکران و عظیمی بنام حقیقت و ابدیت و ایمان نظر بیندازیم تا آن وقت بفهمیم افراد مختلف می توانند به اندازه ظرفیت وجودی از این ابدیت و حقیقت بهره مند شوند و قلوبشان در آن وادی وارد شود، پس بایستی ادغام فهم و گفتگو کنیم تا در بستر این گفتگو و تعامل در بستر نظر به ابدیت و هویت متعالی که قلوب ما آن را می شناسد، حقیقت به صحنه آید و بهترین جلوه ملکوتی ظاهر گردد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده همین‌طور فکر می‌کنم و به نظر بنده این‌که میشل‌فوکو می‌گوید حقیقت در گفتگو خلق می‌شود؛ جای تفکر دارد با این تفاوت که بگوییم حقیقت در گفتگوی بین انسان‌های اندیشمند از عالم بالا نازل می‌شود. موفق باشید


  • سلام! خدا قوت!
    استاد جان! تعریف شما از «علم دینی» چیست!؟ نسبت فلسفه، علم دینی و علوم تجربی چگونه است!؟ بی زحمت در حوزه ی علم دینی و تولید آن کتاب یا مطلبی سراغ دارید، معرفی نمائید!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه توحیدی به امور و حاصلِ تجربه در کارهایی که با نگاه توحیدی جلو رفته است، منجر به علم دینی می‌شود حال چه آن علم، فلسفه باشد و چه جامعه‌شناسی و چه علوم تجربی. کتابی که مستقیماً در این رابطه بحث کرده باشد را نمی‌شناسم. هرچند معتقدم بالاخره برای تحقق تمدن اسلامی باید نسبت به علم دینی فکر کرد. موفق باشید


  • در سوال ۲۶۷۹۳ فرمودید که علم را از منافق هم می توان آموخت. و قبلا فرموده اید که علم حقیقی به انسان نور می دهد و خداشناسی هست. بفرمائید این چه علمی هست که نزد منافق هست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید تجربه‌های قومی و فرهنگی، مدّ نظر باشد وگرنه آن علمی که حاکی از افق توحیدی است، در منافق نیست که بتوان از او گرفت. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    آیا نظر ارسطو که معتقد بود یک سری امور است که فقط بعضی انسانها از عهده انجام آن بر می آیند و همین را توجیه اصل بردگی می دانست نظر مناسبی است؟ چرا؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلِ حرف را نمی‌توان انکار کرد، ولی نتیجه‌گیری از آن غلط است. باید شرایط طوری باشد که هرکس بر اساس توان و استعدادش، حقِ زندگی داشته باشد. موفق باشید


  • با سلام:
    استاد عرضم به خدمتتان ايکاش جلسه اي با آقاي نصيري مي گذاشتيد و نظر ايشان را نسبت به فلسفه و عرفان تغيير مي داديد. ايشان در حرفهايشان بنظر مي آيد دنبال حقيقت است فقط صاحبدلي بايد ايشان را صميمانه و بدون اضطراب به حقيقت رهنمون سازند. نوري در ايشان مي بينم که گويا آن روز را مي يينم که ايشان در راه فلسفه و عرفان پا گذاشته اند. تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند به ایشان کمک کند. در مباحثه با جناب حاج آقا واسطی بعضا انصاف را رعایت نمی‌کردند. موفق باشید


  • با سلام: پیرو حوادث اخیر کرونا دوگانه ای بوجود آمده که باعث سردرگمی می شود.
    چجور باید بین دین و پزشکی جمع کرد؟ فقها خود را در مسائل پزشکی تابع پزشک می دانند اما امروزه پزشکی زیر نظر سازمان بهداشت جهانی فعالیت می کند و پزشک طبق استاندارهای سازمان ملل رفتار می کند، شما خود بهتر می دانید پزشکی امروز با پزشک دویست سال پیش خیلی فرق دارد، سازمان ملل با نگاه کاملا سکولار و مادی تمام قضایا را پیش می برد، پزشکی هم مستثنی نیست، آنها فقط ویروس می شناسند و بدن انسان. نه در تفکرشان خدایی هست نه توسلی نه توکلی! و با این دیدگاه نسخه می پیچند برای همین وقتی می گویند اجتماعات تعطیل، حرم و کازینو برایشان یکسان است همانطور که شمر و امام هم برایشان یکسان است!
    این وسط طب سنتی اسلامی هم حرفهای عجیبی ازشان به گوش می رسد، البته نمی دانم چه مقدار از این حرفها را واقعا گفته اند و چه مقدار را حاشیه سازی کرده اند. اما می دانم که طب سنتی یا طب اسلامی سیستم منظم و نگاه جامعی به مسائل ندارند و هرکدام با مبنایی متفاوت و گاها متضاد و بر اساس روایاتی که بررسی فقهایی نشده اند عمل می کنند، بعضی می گویند اصلا سرایت معنایی ندارد! بعضی گویند دارویش همین است که ما می گوییم این وسط حیرت برای مردم است! حوزه ی علمیه هم رویکرد هماهنگی ندارند، واقعا حرم شفا می دهد این شفا دادن به چه معناست؟! ما اعتقاد داریم حقیقت امور و ملکوت امور دست خداست این حقیقت چه طور با اسباب ظاهری جمع می شود؟! عده ای شستن و ضدعفونی کردن حرم را توهین به اهل بیت می دانند اما این ضد عفونی کردن با واجب بودن ازاله نجاست از حرم و مسجد چه تفاوتی دارد؟! ازاله توهین نیست و کسی هم مانعش نیست بلکه واجب است.
    من خودم بهداشت را رعایت می کنم اما رعایت بهداشت و پیروی مقلدانه از سازمان بهداشت جهانی دو موضوع متفاوتند. ما حیات و ممات اهل بیت را یکسان می دانیم اگر واقعا یکسان است این یکسان بودن به معنای زنده بودن است و یا وظایف نسبت به امام در قید حیات و امام به شهادت رسیده متفاوت است، اگر امام را زنده می دانیم امام زنده و حی، ضریحش و آستانش انسان را بیمار می کند؟یا این نوع نگاه کردن کلا اشتباه هست و همان ازاله نجاست نشان می دهد تفاوت هایی هست. سازمان بهداشت و پزشکی در ایام معمولی هم می گویند بوسیدن عتبات باعث بیماریست چون قطعا باکتری وجود دارد، چطور در ایام بدون کرونا دستورات پزشکان را حساب نمی کنیم و همه متفق القول حرم را می بوسند، حال که قلبمان ترسیده و از مرگ نمی دانیم چه کار کنیم خود را مقید به دستور پزشکان کرده ایم! واقعا اگر اهل بیت امروز بودند چه می کردند؟ ببخشید سوالها زیاد شد منتظر جواب مفصل و دقیق شما هستم واقعا جواب این سوالها ذهنمان را درگیر کرده.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در این دوگانه تأمل کرده‌ام، از طرفی معتقدم جمع مومنین به خودی خود روح‌ها را جهت دفع بیماری‌های جسمی هم توانا می‌کند و از طرفی گویا آلودگی این ویروس مانند سیل می‌باشد که باید خود را در معرض آن قرار نداد. فکر می‌کنم در عین رعایت دستورات بهداشتی حضور در مساجد و حرم‌ها را نباید ترک کرد مثلا همین قضیه‌ی اعتکاف از همین موارد است که بهتر بود با همین حساسیتی که در مردم در رعایت نکات بهداشتی ایجاد شده و تأکید مجدد بر آن، سازمان تبلیغات به صراحت تشکیل آن را نفی نمی‌کرد تا انجام آن از طریق مومنین منجر به مقابله آن سازمان شود. خوب است رفقا روی این موضوع فکر کنند که جهت اعمال ام داوود سه روز ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ ماه رجب را روزه دار باشند و بعد از ظهر روز ۱۵ با حضور در مساجد در کنار توجه به نکات بهداشتی از اعمال ام داوود بهره مند گردند تا ان‌شاءالله همین امر با دعاهای جلیل القدری که در آن روز اظهار می‌شود، بلا به خوبی دفع گردد و اندیشمندان ما توفیق هرچه بهتر جهت از بین بردن آن ویروس را پیدا کنند. موفق باشید.


  • با سلام:
    انسان در مسیر رسیدن به حقیقت اندیشه می کند چگونه می توان با حفظ اندیشه های قبلی اندیشه نو دیگری را تجربه کرد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: گذشته نشان می‌دهد انسان‌ها چه ظرفیتی دارند برای ساختن آینده. موفق باشید


  • استاد سلام:
    نظر دین در مورد اعتقاد به قانون جذب چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث در دستگاه دیگری است و ما را به جای دیگری می‌برد که با روح ایرانی- شیعی ما هماهنگی ندارد. موفق باشید.


  • سلام علیکم: ببخشید سؤالی داشتم از حضورتان، آیا منطقاً ما مجاز هستیم چند اقترانی هم شکل را با هم ترکیب کنیم، مانند مثال زیر که دو قیاس با یکدیگر ترکیب شده است؟ اگر مجاز نیستیم دلیل آن چیست؟
    لازمه تکثر در عدم، تمایز در اعدام است.
    لازمه تمایز در اعدام، تشخص در اعدام است.
    لازمه تشخص در اعدام، اجتماع نقیضین است.
    ✅ در نتیجه: لازمه تکثر در عدم، اجتماع نقیضین است


    جزاکم الله خیرا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کبری در آن قضیه، غلط است زیرا در عدم، به خودی خود تکثر نیست. موفق باشید


  • استاد سلام:
    هر ادراک حسی برای نفس همزمان دو کاشفیت دارد یکی کاشفیت عالم خارج و دیگری خود ادراک، مثلا با ادراک دیدن شیئ همزمان هم دیدن شی و هم مستقل بودن شئ از نفس برای نفس روشن و بدیهیست، اما در به اصطلاح خطای حس که در اصل خطای تحلیل ذهن یا نفس در موقع ادراک حسی آن شی می‌باشد باز هم دو کاشفیت برای نفس هست که کاشفیت عالم خارج و ادراک خطا یا همان تحلیل خطا، که در هر دو مرتبه ای که یکی بدون خطای حس و دیگری با خطای حس می‌باشد تنها امر بدیهی که خطا ناپذیر و روشن بود کاشفیت عالم خارج بود که در هر دو مرتبه آن کاشفیت عالم خارج بدیهی و بدون خطا هست، حال سوال بنده این هست که خطای تحلیل و یا خطای حس که ربطی به ادراک خارجیت شئ ندارد چیست؟ و این خطای تحلیل یا حس خطای درک ماهیت شئ است؟ چگونه می توان توجیه کرد؟ آیا می توان گفت خطای تحلیل و حس بر می گردد به درک ماهیت شئ اما بدیهی بودن و خطا ناپذیری ادراک خارجیت شئ و مستقل از ذهن بودن شئ برمی گردد به وجود شئ فارق از ماهیت آن؟
    لطفا بفرمایید تحلیل بنده درست است؟ اگر نیاز به تصحیح دارد تصحیح نمایید. متشکرم

     باسمه تعالی: سلام علیکم: در خطا، انسان در حکم و تحلیل خطا می‌کند و در درک خطا، با توجه به شواهدی که عقل می‌شناسد متوجه می‌شویم در حکم خطا کرده‌ایم. مثل آن‌که حسّ، چیزی را از دور دست در بیابان حس می‌کند که اگر آب بود،‌ این‌چنین بود ولی انسان متوجه می‌شود شواهدی در اطراف قضیه هست که حکایت از آن دارد که نمی‌شود در آن‌جا آب باشد. بنا بر این، در حسّ، خطایی صورت نگرفته‌است زیرا اگر در آن‌جا آب بود نیز حسّ همین را می‌فهیمد که وقتی سراب است می‌فهمد؛ عمده حکمی است که پیش می‌آید که انسان گمان می‌کند داده‌ی حسّ برایش کافی است ولی شواهد عقلی دیگری متذکر او می‌شود که نمی‌تواند این حکم درست باشد. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    در جواب سوال ۲۴۲۹۹ مخصوصاً قسمت دوم سوال بنده فکر می کنم اینگونه افراد که در بدیهیات شک می کنند، اولا به دلیل روحیه بدبین و صفت بدبینی که در نفسشان نهادینه شده و ثانیا چون امور بدیهی امور واضح و اظهر من الشمس است و ادراکات واضح و یقینی هستند لذا اگر کسی برای امور بدیهی دنبال دلیل بگردد از ساحت بدیهی خارج می شوند و چون هیچ دلیلی قانع کننده تر از همان ادراک بدیهی برای شخص نمی‌تواند باشد پس هرچه قدر دنبال دلیل بیشتر بگردند بیشتر از ساحت بدیهی دور شده و بیشتر گرفتار شک می شوند و به دلیل صفت بدبینی و سوءظن نمی‌توانند قانع شوند، لذا برای خلاصی از شک این افراد را باید با ساحت بدیهی متوجه کرد و صفت بدبینی و سوءظن را در آنها کمرنگ کرد. موفق باشید

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است ولی متأسفانه این نوع افراد امر بدیهی را هم بدیهی نمی‌دانند و در همان حال می‌پرسند «چرا». موفق باشید


  • جناب استاد سلام:
    طبق سوال ۲۴۰۵۰ فرمودید: (همه‌ی حکما علوم تجربی را غیرِ یقینی می‌دانند. به گفته‌ی ابن‌سینا، علوم تجربی «ظنون متراکمه» است یعنی به هر حال ما تجربه‌های مکرری را انجام می‌دهیم و بر اساس قاعده‌ی «حکم‌الامثال فی ما یجوز و لا یجوز واحد» به بقیه‌ی آن‌چه تجربه نکرده‌ایم، سرایت می‌دهیم. آری! آن حکم، یقینی است، ولی تجربه‌ی ما در هر حال بر اساس تکرارها به‌دست آمده است و این فرق می‌کند با آن نوع یقین عقلی که با استدلال حاصل می‌شود. موفق باشید)

    بنده متوجه نشدم آخر تجربه و علوم تجربی یقینی هست یا خیر؟شما میفرمایید حکما میگویند علوم تجربی غیر یقینی است درصورتی که در همان جواب چند خط پایین تر میفرمایید آن حکم یقینیست ،اینجور که بنده متوجه شده ام حکما فقط یقین عقلی که استدلالی باشد را یقین میدانند و تجربه که یقینی باشد را یقین نمیدانند،در صورتی که همان بسط دادن یک یا چند امر تجربی مشابه به دیگر همانند های تجربه نشده نوعی استدلال عقلی هست با این توضیح که: قوانین طبیعت از گذشته تا به حال تخطی نشده و ثابت میباشد و پیشرفت علوم تجربی هم به دلیل همین ثبوت قوانین طبیعت میباشد و چون این عالم درارای نظم سازمان یافته هست پس خالقی حکیم و مقتدر دارد و چون حضرت حق عین اَحدیت است یعنی همه‌ی صفات او در یگانگی مطلق و ثبات هستند و نظم یعنی یگانگی بین اعضاء، و چون عالَم تجلی نور احدیت حضرت حق است در ذات خود عین نظم و ثبات است و مخلوقیت و منظم‌بودن عالم یکی است پس میتوان به راحتی به قوانین طبیعت و تجربه یقین پیدا کرد و آن را بسط داد چون قوانین طبیعت ثابت است و تا این دنیا موجود هست این ثبات هم هست چون این عالم تجلی نور ذات حضرت حق میباشد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باز برگشتیم به اول قضیه!! که عرض شد در هر تجربه‌ای قیاسی خفی وجود دارد. بحث در یقینی‌بودنِ آن قیاس است که همان «حکم‌الامثال فی ما یجوز و لا یجوز واحد» می‌باشد و نه یقینی‌بودنِ علوم تجربی که بر اساس «ظنون متراکمه» نوعی اطمینان برای انسان به‌وجود می‌آورد بدون آن‌که مثل قضایای استدلالی، یقینی باشد. موفق باشید


  • با سلام به خدمت استاد عزیز: بنده مصاحبات و مقالات استاد را مطالعه کردم و یکی از مبانی و روش استاد ارتباط متون و علوم است حال در اصول فقه مرحوم مظفر بحث وجود رابط و استقلال مطرح شده است و بعد از آن ارتباط کلمه و کلام که منجر به تعریف اسم و فعل و حرف از دیدگاه امیرالمومنین شده است یعنی بعد از مطرح کردن بحث فلسفی (حقیقت و وجود خارجی) به وجود لفظی و اعتبارات برداخته است حال سوال این است که آیا این ارتباط دهی صحیح و مطلوب است یا نه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است که از نظر ظاهر رابطه‌ای بین زبان و معانی، اعتباری است و انسان برای معانی، الفاظی را اعتبار می‌کند. ولی در مباحث فلسفه‌ی زبان، بحث می‌شود که واژه‌ها، صورت‌های حقیقیِ معانی هستند و حقیقت زبان ریشه در روحی دارد که آن زبان را به ظهور آورده است. در نتیجه در رابطه بین زبان و معانی، چنین خواهد بود که رابطه حقیقی است. مثل رابطه‌ی الفاظِ قرآن با حقیقتی که به صورت الفاظ درآمده است، مگر در زبان روزمرّه که هیچ اصالتی در آن نیست. موفق باشید


  • سلام استاد: شرمنده مزاحم وقت شریف میشم به نظرتون این جمله منسوب به افلاطون به چه معناست؟ پارسیان اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند از این رو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: یونانیان معتقد بودند عده‌ای برده‌اند و عده‌ای آزاد، و بر این مبناست که افلاطون آن سخن را گفته است و سخن درستی نیست. باید جامعه به رشدی برسد که هرکس در هر جایگاهی احساس انسانیت بکند و ملاک برتری انسان‌ها تقوا باشد نه آن‌که روستازاده به زعم آقای انوشیروان نتواند آموزش ببیند. موفق باشید


  • با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار:
    برای شروع مطالعه در مورد کلام جدید چه مباحثی به عنوان مقدمه لازم هست؟ و اینکه شما چه کتابهایی را پشنهاد می فرمایید؟ البته حقیر هنوز کتاب کلام جدید شما رو مطالعه نکردم. تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده با مطالعه‌ی جزوه‌ی «کلام جدید» که بر روی سایت هست و با نظر به مقدمه‌ی آن، می‌توانید جواب سؤالات خود را بیابید. موفق باشید


  • سلام علیکم: نظر استاد عزیز در مورد مبحث زمین تخت چیست؟ برای من خیلی مهم است. آیا واقعیت دارد که زمین کروی نیست؟ التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم نظرات مربوط به تخت‌بودنِ زمین را دیده‌ام. ولی فکر می‌کنم باید بیش از این تحقیق کرد. موفق باشید


  • با سلام: حاج آقا ما چه طوری میتونیم از فکر و مفهوم وجود آزاد بشیم؟ ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نفسِ سؤال‌کردن موجب حجاب خواهد شد. مگر شما وقتی می‌خواهید به نور نگاه کنید سؤال می‌کنید چطوری نگاه کنم؟! گفت: «گر نپرسی زودتر کشفت شود / مرغِ صبر از جمله پران‌تر بود». موفق باشید


  • بسمه تعالی. سلام علیکم. جایگاه منطق در دستگاه معرفتی چیست؟ لطفا منابعی معرفی کنید که آیا منطق عقل را در یه جایگاهی خاص محدود می کند؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: علم منطق علمِ نظم‌دادن به قضایا می‌باشد و ربطی به معارف ندارد. و از طرفی نظم مورد نظر در علم حصولی است. لذا نباید نظم منطقی قضایا را در همه‌جا سرایت داد و از این جهت گفته می‌شود منطق، انسان را در فهم بعضی از مطالب محدود می‌کند. زیرا بعضی از افراد می‌خواهند همه‌چیز را در نظمِ منطقِ حصولی جستجو کنند. موفق باشید


  • با سلام محضر استاد عزیز
    برای مطالعه اجمالی منطق به نظر شما آیا کتاب منطق صوری نوشته دکتر خوانساری خوب است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده منطق مظفر را خوب دیدم. ظاهراً منطق آقای دکتر خوانساری ارتباط با موضوع را سخت می‌کنند. با این‌همه بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم. موفق باشید


  • سلام استاد:
    یک سیر مطالعاتی برای منطق می خواستم. منطق به طور خاص و عالی خواندن مد نظرم است. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صاحب‌نظر نیستم. بنده بیش از منطق مظفر و منطق منظومه‌ی سبزواری نخوانده‌ام و بیشتر آن‌ها را هم فراموش کرده‌ام. موفق باشید


  • با سلام خدمت شما استاد بزرگ و گرامی:
    بنده از شما درخواستی دارم، لطفا جواب سوال دوستانی که در بدیهیات خود دچار شک شده اند را به صورت خصوصی و به ایمیلشان بدهید که خدای ناکرده ذهن مراجعین به سایتتان با دیدن و خواندن این تفکرات و شبهات که همگی موهومات و دور از عقل می باشد آلوده نشود، چون شیطان همیشه در کمین است و راه ورودش هم وهم و خیال است، بنده نمی دانم که چرا برخی به حالت وهم زده ای دچار می شوند که در بدیهیات هم مشکل پیدا می کنند،که البته پای شیطان هم وسط است، ولی اگر انسان مفهوم جبر را بفهمد و بداند که بدیهیات جبریست و به اختیار شخص نیست و این را واقعا درک کند دیگر در این موضوعات شک نمی کند و حتی جبر بودن وجودشان اثبات وجود علت حقیقی هم هست و.....، البته جبر الهی در این امور مخصوصا جبر وجودی خود لطف الهی است، به نظر بنده بهترین راه برای رفع اینگونه شبهات بی اعتنایی به اینگونه شبهات و عدم پیگیری اینگونه شبهات می باشد چون با پیگیری اینگونه شبهات چون توضیح واضحات هست باعث وسواس فکری می شود و اینگونه می شود که شخص به حالتی دچار می شود که دائم دنبال دلیل می گردد در صورتی که بدیهیات همانگونه که از اسمشان پیداست دلیل نمی خواهند چون خود واضح و روشنند و پیگیری این موضوعات آب در هاون کوبیدن است و همانطور که گفتم شخص را دچار وسواس فکری می کند و با هیچ دلیلی راضی نمی شود، چرا؟ چون از ابتدا دلیل آوردن برای بدیهیات اشتباه است چون دچار دور می شویم و در یک حلقه سرگردان می مانیم، چون خود دلیل بر مجهولاتمان هستند، تنها راه حلش بی اعتنایی به افکار شبهه آلود و استفاده از تکنیکهای رفع وسواس فکری و حتی اگر نیاز بود مراجعه به روانپزشک است چون احتمال دارد سروتونین مغز کاهش یافته باشد و اینگونه تاثیر روی نفس گذاشته باشد و شخص دچار سوء ظن به اعتقادات خود و ... شده باشد، از همه مهمتر توکل به خدا و مخصوصا توسل به ائمه اطهار (ع) و پیروی بی چون و چرا از علما و بزرگان عقل و اندیشه است.
    بنده خود دوستی داشتم که مدتی به اینگونه شبهات دچار بود که با روشهایی که در بالا ذکر شد کاملا از شر این شبهات خلاص شد و نفسش به حالت اعتدال بازگشت، پس دوستان عزیز که به این شبهات دچار شده اند نگران نباشند چون اگر قطعا و به صورت حتمی بخواهند که از شر این افکار خلاص شوند حتما می توانند، فقط باید هرچه سریعتر تصمیم بگیرند و این افکار را پیگیری نکنند و به آنها دامن نزنند و آنها را گسترش ندهند و صد در صد بخواهند که از شر این افکار و موهومات خلاص شوند که مطمئنا با توکل بر خدا و توسل بر ائمه اطهار علیه السلام موفق می شوند چون ذات این افکار پوچ و در نتیجه این افکار در مسیر شکست می باشند چون در جهت فطرت و طبیعت عالم نیست، پس جبر الهی که لطف الهی است این افکار را بی اثر می کند و نفس شخص مبتلا به این افکار را به حالت تعادل بر می گرداند.
    والسلام
    موفق و موید باشید

    باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد خوبی است. بنده به‌جای آن‌که بگویم «بدیهیات جبری است»، عرض می‌کنم «بدیهیات ذاتی وجود انسان است». موفق باشید


  • با سلام:
    شما در جواب سوال 12043 تایید کردید که درک بدیهیات قلبی می باشد چون حضوری می باشند، حال سوال پیش می آید که:
    1- حال که بدیهیات قلبی هستند و جایگاهشان قلب است، نقش عقل این وسط چیست؟
    2- با اینکه بدیهیات قلبی هستند و جز وجودی انسان هست و غیر قابل انکار و شک می باشند، چرا و چه دلیلی باعث می شود کسی در بدیهیات خود شک کند و یا انکار کند؟
    3- آیا این نوع شک و انکار واقعی است و یا نه نوعی غرض و مرض می باشد؟ (چون بدیهیات قلبی و جزء وجودی هر انسانی است و حیات دارند پس نمی توان به آنها حتی شک کرد چه برسد به انکار پس شک و انکار برخی افراد نمی تواند واقعی باشد چون تناقض پیش می آید در نتیجه شک و یا انکار آنها از روی غرض و هوی نفس است و حتما برایشان نفعی دارد)

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در جواب سؤالاتی که قبلاً شد می‌توانید جواب خود را بیابید. اجازه دهید در مورد این موضوع بیشتر از این بحث را ادامه ندهیم. موفق باشید


  • با سلام:
    به نظر مي رسد پاسخ 11949 مکفي نبود. شما خطاهاي حسي را چگونه توجيه مي کنيد يا مثلا نقطه کور چشم را خود مغز اصلاح مي کند و در اين اصلاح گاه اشتباه مي کند. به نظرم مطلب مسلم است که وجود ذهني تطابق کامل با وجود خارجي ندارد و همين که باب ترديد در تطابق وجود ذهني و خارجي باز شود مکفي است براي اينکه در قله رفيع شکاکيت ماوا بگيريم (در پاسخ قبلي دليل خود بر تطابق ذهن و خارج ذکر نکرديد در صورتيکه شواهد عديده تجربي بر عدم تطابق ذهن و خارج وجود دارد. هر کس فيزيولوژي خوانده باشد مي داند که برخي از رنگ ها را خود مغز مي سازد اگر چه اصلا رنگي در خارج وجود ندارد و همه را خود مغز مي سازد.)

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه‌ی این حرف‌ها حسّ ما، ما را متوجه گرمای آتش و رطوبت آب می‌کند و اگر به گزارش حسّ اعتماد نکنیم در آتش می‌سوزیم در همین رابطه عقل ما، ما را متوجه وجود حقایق می‌کند که اگر به آن اعتماد نکنیم خودمان را از اُنس با حقایق محروم می‌گردانیم. آیا فکر نمی‌کنید این مباحث چیزی به دانش ما نمی‌افزاید و ما را مشغول اموری می‌کند که به هیچ‌کاری نمی‌آید؟! موفق باشید


  • با عرض سلام:
    آیا می توان درک بدیهیات را قلبی دانست چون دلیل نمی خواهند و حضوری هستند و به صورت تنبیهی و توجهی متوجه بدیهیات می شویم و درکشان می کنیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. موفق باشید