×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    نکات اخلاقی وتوصیه‌ها

  • با سلام خدمت استاد محترم:
    در موقعیتی مورد آزمایش قرار گرفتم. چندین بار از قران کمک خواستم آیه صبر آمد. ولی الان استاد سلوکی ام می گوید اشتباه کردی و وظیفه ای دیگر داشتی و در صحبت هایشان ناراحتی و کمی سرزنش است. نمی دونم آزمایش های عقل و عشق است که روابط و معادلات به هم می خورد یا نه واقعا بی راهه رفته ام؟ ذهنم به اینجا ها نمی کشد. از گیجی و حیرانی خسته شدم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید که همیشه آن‌چه خداوند برای ما حجت قرار داده است، عقل و شرع است. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد محترم:
    وقتی در موقعیت آزمایشی قرار می گیریم چه طور باید متوجه شویم که خواست الهی در این آزمایش چیست؟ وظیفه ما در آن آزمایش چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر موردی که ما در بین خوف و رجاء قرار می‌گیریم در حدّ اظهار عبودیت وظیفه ی خود را انجام می‌دهیم و همیشه بالاخره خداوند انسان را در بین خوف و رجاء امتحان می‌کند. موفق باشید


  • با سلام: بنده از یکی از علما ذکر اربعینی می گیرم و الان در انتهای چهارمین چله خود هستم. همیشه ابتدای این اربعین ها با نشاط خاصی آغاز می شود و ترک گناه دوام ذکر سمت و جوع و.... در حالت خوبی هست. هرچه بیشتر به انتهای چله نزدیک می شوم یکی یکی سنگر های فتح شده را پس می دهم به طوری که در انتهای چله یک انسان گناهکار هستم و تنها کالبد بی روحی از اذکار و نماز شب و قرآن و عبادات بدون حضور قلب باقی می ماند. این مسئله برایم آزار دهنده است و وقتی برای اربعین بعدی نزد استاد می روم تا ذکر جدید بگیرم احساس می کنم که اذکار اربعین قبلی به خاطر گناهان بی اثر شده. پس نیت شروع جدید می کنم و بدون اجازه استاد اذکار چله قبل را همراه چله جدید می گویم و این شرایط دارد به وسواس تبدیل می شود. آیا گناهان باعث از بین رفتن خاصیت اذکار می شوند؟ چه کار کنم؟ دلم می خواهد یک چله بدون گناه داشته باشم تا اذکار ان چله بر جانم اثر کند و بعد ذکر جدید بگیرم. اما عمر کوتاه است و فرصت کم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیه‌ی انقلابی و ارادت به مقام معظم رهبری و اُنس با رفقا و فعالیت‌های اجتماعی، فراموش نشود. موفق باشید


  • سلام استاد: من خیلی ساله با کسالت روحی در گیرم، یعنی احساس نشاط ندارم و حالت خمودگی دارم. احساس می کنم یه تاریکی روم افتاده فکر نمی کنم تو زنجیرم شاید یه حرکت مورچه ای باشه ولی تاریکی رو حس می کنم. از خودم خسته ام.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ورزش ۲. صله‌ی رحم ۳. خوش خلقی ۴. کمک به فقرا ۵. مطالعه‌ی کتاب «آشتی با خدا». موفق باشید


  • سلام علیکم:
    آیا نتیجه عمل به این دستور که در انجام نوافل رعایت حالت روحی خودمان را بنماییم این نخواهد شد که نهایتا هیچ عمل مستحبی (خصوصا اعمالی چون نماز شب که همراه با مشقت است) از ما صادر نشود؟ چرا غالب انسانها ابتداً شوق و رغبتی به مستحبات ندارند و برای انجام آنها گریزی از قبول مقداری رنج و تعب و تحمیل بر نفس نیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نه چندان به خود سخت‌گیری کنید، و نه چندان نسبت به امور مستحب، سهل‌انگاری نمایید. موفق باشید


  • با سلام و ادب و احترام سوالی از حضور استاد گرانمایه داشتم:
    پدر و مادرم بطور تصادفی با دوره خودسازی استاد آشنا شدند و اکنون در حال شنیدن فایل های صوتی از شاگردان شما هستند این امر باعث شده که کلا زندگی را وقف درس و کلاس کردند و حتی با تهدید به ما می گویند همین هست که هست ما وقتمان پر است و همین الان هم ۴۰ سال عقب افتادیم از خودسازی و این در حالی است که کوچکترین تغییری در رفتارشان دیده نمی شود حتی بدخلق تر شده اند بنده که ازدواج کردم حتی رغبت نمی کنم تا منزلشان بروم چون همه ش در اتاق هستند و مشغول مطالعه. شما را به خدای احد و واحد راهنمایی کنید چکار کنیم چون بشدت از وضع موجود خسته شدیم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور که می‌فرمایید افراطی در کار است. باید اندازه نگه داشت. ارتباط با ارحام، به خودی خود گشایش می‌آورد و روح را وسعت می‌دهد. موفق باشید


  • سلام استاد:
    به شدت از رحمت خدا نا امیدم، دلیلشم اینه که هر چی دعا کردم نتیجه عکس گرفتم، از خدا غیر از خدا نخواستم که بزارم پای حکمت و مصلحت خدا، فقط خودشو خواستم و ای کاش اصلا نتیجه نمی گرفتم ولی نتیجه دقیقا عکس گرفتم، حرف زیاده ولی مخلص کلام اینکه تا میام دعا کنم در ناخودآگاهم هیچ امیدی برای اجابت ندارم و میگم چه فایده دعا کردن، زبونی میگم ولی دل حتی درصدی به اجابت امید نداره، حالا شما بگو نا امیدی بزرگترین گناه و بالاترین جنایت، بگو مساوی با اعلان جنگ مستقیم با خدا، بگو حتی از خود شیطان یک قدم جلوتر، ولی خودش میدونه که دل حتی به اندازه ی ارزنی امید اجابت نداره، از خدا رنجش پیدا کردم، همه ی اونچه که می خواستیم نشد که هیچ، برعکسم شد، سرتونو درد نیارم ولی چه کنم با این دل که با خدا قهره؟ شاید بفرمادید مباحث رو ادامه بده، ولی روزنه ی امیدی باید باشه برای ادامه، ولله هیچ نیست که نیست.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد رِندی را باید دنبال کرد و با رفقابودن و صفا را در بینِ هم به میان‌آوردن، راه‌های بسته را می‌گشاید. خدا را در خنده‌ی رفقا بنگر و با او قهر نکن در حالی‌که می بینی او با تو در خنده‌ی رفقا و صفایی که بین شما هست، قهر نکرده است. موفق باشید


  • با سلام: چندی پیش مصیبتی بر من وارد شد و بر آن صبر کردم. احساس کردم از آن صبر حالت معنوی خوبی نصیبم شده. بعد از آن داستان مواردی پیش آمد که در آن موارد کوچک‌تر نتوانستم صبر کنم و حالم نیز از بین رفت؟ آیا اجر آن صبر و تاثیرش بر جان من نیز از بین رفته است؟ اصولا گناهان بعد از تقوی موجب حبط ثواب می شوند؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. صبر، صفای درون را از قوه به فعلیت می‌آورد. ۲. شرک، موجب حبط عمل است ولی نقش گناهانی غیر شرک، تنها با ادامه‌ندادنِ آن بی‌اثر می‌شود. موفق باشید


  • سلام: استاد شغل پر زحمتی دارم و ساعات زیادی از خانواده دورم و به سختی پول درآوردن بر جان من فشار بسیاری دارد. ۱. چه کنم که سختی شغل بر من آسان شود؟ ۲. می دانم برای پیگیری مسائل سلوک باید به همراه عمل به دنبال کسب علم بود و انسان باید در این زمینه هم وقت زیادی بگذارد. برای مطالعات وقت می گذارم اما سرعت به نحوی کم است که گمان نکنم تا سال ها از آثار شما عبور کرده و به المیزان و مطالعات عمیق تری که فرموده اید برسم. با این اوصاف چگونه از کمال و سلوک خود عقب نمانم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خوش خلقی و امید به رحمت الهی و صبر بر مشکلات، خود به خود راه‌های نتیجه‌بخشی را برای انسان می‌گشاید. موفق باشید



     


  • با اهداء سلام، خسته نباشید.
    جوانی ( ۲۳ ساله) که بر اثر غلبه خیلی زیاد شهوت، در خواب جنابت برای او حاصل شده است و دکتر راه علاج از این بیماری را استمناء دانسته است و متاسفانه این جوان هم این کار را مرتکب شده است و حالا دیگر سیستم تناسلی او مختل شده است و از زندگی نا امید شده است برای اینکه دیگر میل ازدواج ندارد در حالی که قبلا داشته است ولی حالا بر اثر گناه این میل دیگر وجود ندارد حالا باید چنین جوانی چیکار کند. ۱. آیا روز قیامت بر اثر این طغیان شهوت بخشیده خواهد شد؟ ۲. جوانی که گناه انجام داده است ولی حالا برای توبه دیر شده است چون بر اثر گناه لطمه خورده است و سلامت خود را از دست داده است و صرف پشیمانی کفایت می کند؟ ۳. آیا مردمی که برای ازدواج جوانان اقدام نکردند و واسطه برای امر خیر نشدند روز قیامت مواخذه می شوند و می تواند این جوان آه و ناله ای داشته باشد که خداوند متعال این مردم را در عذاب خود غرق کند به جای این که باران رحمت بر این مردم ببارد، مستحق ریزش و فرود آمدن سنگ هستند. ۴. جالب این است که یک عده مذهبی هستند ولی مانع ازدواج می شوند والله قسم قشر غیر مذهبی بهتر از مذهبی ها هستند چون لا اقل از باب ازدواج این مشکل را ندارند و برای آنها ازدواج سهل الوصول تر هست. ۵. این جوان باید الآن چیکار کند در حالی که سلامتی خود را از دست داده است در حالی که مردم در این مرض دخیل بوده اند دعایی دارد این جوان سلامتی خود را به دست آورد و یا اگر نیست دعایی وجود دارد برای اینکه عذاب بر این مردم نازل شود
    درد و دلی بود استاد، ولی استاد والله بالله تالله این مردم مسحق زلزله و طوفان و ریزش سنگ هستند و سنگ دل تر از این مردم وجود نخواهد داشت، گمان نکنم تاریخ تا الآن مثل این مردم را دیده باشد. ببخشید طولانی شد. لطفا راهنمایی بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. و ۲. و ۳. به هر حال رمز و رازِ توبه در بستر رحمت واسعه‌ی الهی بسیار کارساز است و جبران نقص‌های گذشته را می‌کند. ۴. این دو هر کدام جای خود را دارد، نه آن جوان می‌تواند گناه خود را توجیه کند و نه مردم بی‌تقصیرند. ۵. در هر حال صبرِ بر عدم ارتکاب معصیت، خود به خود موجب نزول رحمت الهی بر انسان می‌شود. موفق باشید


  • سلام استاد:
    خدا حفظتون کنه برای امام مون (عج) استاد دغدغه ای دارم ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
    بنده در خرید وسایل زندگی و پوشاک و... برای خودم و فرزندانم به نحوی عمل می کنم که تا وقتی کهنه نشدن تکراری می پوشیم و تا وقتی چیزی قابل استفاده ست جدید نمی خریم.
    از طرفی اطرافیانم را می بینم که الگوی من بودن به‌عنوان مذهبی ولی مثلا برای دخترشون که هنوز راه نیفتاده چند جفت پاپوش خریدن. خب من اصلا وقتی بچه راه نمیره لزومی به کفش و پاپوش نمی بینم. این فقط یک مثال بود ولی در کل اطرافیانم با توجه به اینکه همسرم هم پزشک هستن میگن در شان تون نیست این نوع زندگی و پوشش! من گاهی میمونم، میخوام تو مسیر باشم و جایگاه مومن حفظ بشه ولی در خانواده ما رو به خود نرس تلقی میکنن! همیشه این مثال شما تو ذهنمه که جایی میفرمودین یک وقت یکی فرشی را میخره که بتونه روش راحت بندگی کنه یک وقته یکی فرش میخره بخاطر مردم (چیزی به این مضمون) و در همین راستا چه خودم و چه همسر و بچه هام گاهی لباسی رو که خراب نشده سالها می پوشیم. حالا میشه شما من رو راهنمایی بفرمایید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید رعایت عواطف و خوش‌پوشی و آراستگی در موقعی که اسلام در عسرت نیست، قرارداشتن در مسیر ائمه «علیهم‌السلام» است. لباس کهنه، عزّت مؤمن را تقلیل می‌دهد. لذا نه آن‌چنان افراطی و اشرافی؛ و نه آن‌چنان خشک. با این‌همه از این نوع زندگی اگر وِقارتان با لباس‌های آراسته و زندگی‌تان به راحتی طی شود، ضرر نمی‌کنید. موفق باشید



     


  • استاد سلام:
    ۱. اگر کسی هر روز مرتکب گناه کبیره شود و هر روز توبه کند و هیچگاه تا کنون از گناه خود به گونه ای که دیگر مرتکب آن نشود فاصله نگرفته، عقوبتش چیست؟ به چه نوع بلای مادی و معنوی گرفتار می شود؟
    ۲. آیا ممکن است خداوند فرزند صالحی که قرار بوده به او عطا کند را به واسطه گناه کبیره اش دیگر به او آن فرزند صالح را عطا نکند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان متوجه باشد آن کار گناه است و قلبش آن عمل را نپذیرد، إن‌شاءاللّه غلبه‌ی آن گناه کم می‌شود و دیگر مرتکب آن گناهان نمی‌گردد و فرزند صالح نصیبش می‌شود. موفق باشید.


  • سلام استاد:
    خیلی ممنون از اینکه با حوصله و صبورانه سوالات ما رو پاسخ می دهید.
    من سوالی داشتم که مدت ها ذهنم رو مشغول کرده عفت در فضای فعلی جامعه خیلی کم شده مخصوصا در فضای دانشگاه، که اگر هرچه هم تقوا پیشه کنیم و به نامحرم نگاه نکنیم باز هم ممکنه ناخوداگاه چشممان به نامحرم (بد حجاب) بیافتد که تاثیر قهری خودش را می گذاره و دل را سیاه میکنه، از طرف دیگر در سیره شهدا و عرفا نگاه به نامحرم کاملا نهی شده، برای مثال شهدا در هنگام مواجهه با نامحرم سرشان را پایین نگه می داشتند و صحبت می کردند که این کار خیلی سختی در فضای فعلی جامعه و مورد قبول جامعه نیست، و در مواجهه با فامیل ها و آشنایان هم انجام این کار خیلی سخت و انگشت نما همه میشم. به نظر شما موندن و ادامه تحصیل در دانشگاه کار درستی است یا از ترس اینکه به گناه نیوفتیم از دانشگاه بیرون بیایم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید از صحنه‌های اجتماعی فرار کرد. نگاه اول که چشم انسان به نامحرم بیفتد، مشکلی ایجاد نمی‌کند، ادامه‌ی آن نگاه یا نگاه از سر لذّت، جایز نیست و موجب اشکال در سلوک می‌شود. موفق باشید


  • با عرض سلام خدمت استاد گرامی:
    من دختری مذهبی و پایبند اصول اخلاقی و دینی می باشم مدتی است که با دوستان یا روایاتی از برخی شخصیت ها آشنا شدم که جدیدا متاسفانه ذهنم را خیلی مشغول نموده است. افرادی که تقریبا خیلی راحت و بدون دین و به قولی آزادانه سالها در این جامعه زندگی کرده اند و تمام خوشی ها و لذت های دنیایی را تجربه نموده اند تجربه هایی که برای من بچه مذهبی قبیح و زشت بوده و بهش هیچگاه فکر نکرده ام ولی به لطف الهی جرقه ای در زندگی این دوستان زده می شود و متحول می شوند و واقعا نمی دانم چه لطف بزرگی شامل حالشون میشه و چقدر خداوند و ائمه بزرگوارانه دستشون را می گیرند که ایمانشون از ما هم قوی‌تر میشه و من به حالشون غبطه می خورم و در این حین بهترین‌های هرچیزی نصیبشان می شود که در این راه کمکشان کند مثلا همسر خوب و ... از طرفی امثال ما که همیشه سعی در گوش سپردن به حضرت حق بودیم، دعاهایمان که مستجاب نشد و شامل نگاه خریدارانه خدای رحیم و ائمه معصومینش هم نشدیم. و به قولی از اینجا مانده و از آنجا رانده شدیم و حتی از لذت حلال ازدواج هم بهره مند نشدیم. و الان گاهی ناشکری می کنم و می گویم کاش که من هم اینگونه بودم و متاسفانه این افکار روی زندگی و عباداتم هم تاثیر گذاشته است. خواهشمندم به من کمک کنید حال دلم خوب شود و مطمئن شوم که خدا به من هم نظر می کند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی تقدیرات الهی که برای هرکس مقدّر شده است، فکر کنید. مستقرشدن در تقدیر الهی، همان بهشت انسان می‌شود و مقایسه با تقدیرات بقیه، آن بهشت تبدیل به جهنم می‌گردد. راه زندگی صحیح با خدا، راضی‌بودن به تقدیر حضرت حق است. موفق باشید


  • با اهداء سلام محضر استاد:
    ۱. قدرت خداوند متعال تابع اسباب است یا نه؟ چون امام معصوم می فرماید: ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها، اساتید هم می گویند نظام خلقت اسبابی است. آیا حیطه قدرت خدا محدود در اسباب هست؟ در حالی که خدا فرموده «اذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون»
    ۲. آیا قدرت خداوند به جایی که اسباب هم فراهم نباشد تعلق می گیرد؟ ۳. در قرآن وقتی حضرت ابراهیم درخواست اطمینان کرد با این که پیامبر اولوالعزم بودند «اذ قال ابراهیم رب ارنی کیف تحیی الموتی» خدا درخواست او را اجابت کرد ولی بنده خداوند متعال که نه پیامبر اولوالعزم هست نه علم دارد با این وجود خدا اجابت نمی کند آیا نمی توان همینطور که حضرت ابراهیم درخواست اطمینان قلبی کرد با این که پیامبر بود، ما هم درخواست اطمینان قلبی کنیم؟
    ۴. حضرت امیر می فرمایند: کن لما لاترجو ارجی منک لما ترجو، چرا این جمله تو زندگی برایم محسوس نیست، در مورد ابتلا به بلا و مریضی صعب العلاج که اسباب ناتوان اند، یک ذره امید هم وجود نداره پس چرا طبق این فرمایش فرجی از مرض نیست؟ استاد ببخشید طولانی شد، بلای سختی مبتلا شده ام نمیدونم آیا امید وجود دارد یا نه و آیا قدرت خدا فقط در جایی است که اسباب فراهم باشد یا نه؟ بنده را از این حیران و سرگرانی نجات دهید و در حق این فقیر دعا بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنان که مرحوم شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» می‌فرمایند این‌جا نقص از معلول و مخلوق است که برای به‌وجودآمدنش محدود به ابزار خاصّی است. ولی گاهی روحِ انسان ماورای ابزارها با خدا مرتبط می‌شود و مستقیماً از فیض خاصی برخوردار می‌گردد. ۳.  هرکس که آمادگی اطمینان قلبی پیدا کند خداوند آن اطمینان را به او می‌دهد. ۴. چرا نباید در همه‌ی امور به خدا امید داشت و به تقدیرات او راضی بود؟ موفق باشید


  • سلام علیکم: در شرایط تخییر بین کمک مالی به فقرا و کمک به بنای مسجد از نظر شما کدام افضل است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به موقعیت دارد. ولی به هرحال فقرا، ارجحیت دارند. موفق باشید


  • با عرض سلام خدمت شما: آیا می شود در اعمال خیر به جای نیت قربت الی الله
    بگوییم برای اطاعت و خشنودی امام زمان؟ و آیا این نوع نیت کردن باعث نزدیکی بیشتر به خدا نمی شود؟ از جهت نزدیکی به عین الانسان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل، قربِ الهی است و نیّت اصلی در هر حال باید قرب الهی باشد. موفق باشید


  • با عرض سلام خدمت شما: از کجا بدانیم به چه چیزی تعلق و وابستگی داریم؟ و معیار تشخیص تعلق مذموم چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هر چیزی که مانع عبودیت ما و مانع رعایت دستورات شرع در امور فردی و اجتماعی گردد و موجب کینه به خلق شود؛ نوعی وابستگی است و آزادی انسان را در انتخاب امور صحیح می‌گیرد. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    استاد،مدتی هست که برای رفع مشکلات اخلاقی خودم انگیزه پیدا کردم اما نمی دانم چرا این بهبود حاصل نمی شود و خودم را هم مضطرب کرده است. نسبت به بهبود اخلاقی خودم و سیر و سلوک بشدت دچار مشکلم و گاهی احساس از درون تهی شدن پیدا می کنم که کلاً من رو به اصلاح اخلاق مایوس و بدبین و شکاک میکنه. برای این مورد چه توصیه ای دارد؟ آیا این توصیه آیت الله بهجت که هر روز حتی بخشی از جامع السعادات ملا احمد نراقی را بخوانید و با دقت به آن توصیه ها عمل کنید، می تواند موثر باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در صدر اسلام بین عقاید و اخلاق و احکام به صورت امروزی تفکیکی نبود. وقتی انگیزه‌ی انسان، حضور در این عالَم است با هویت دینی، خود به خود هر آن‌چه مانع آن حضور است مثل حبّ دنیا و بدبینی و تکبّر، از بین می‌رود. در این مورد سری به جواب سؤال شماره‌ی ۲۵۵۵۲ بزنید. موفق باشید


  • سلام: استاد ما توی یه آپارتمانیم. این هفته همسایه یه پارتی با صدای شدید برگزار کرد. من می خواستم برم بهشون تذکر بدم ولی همسرم اجازه ندادن. همین طور ناراحتم. نمیدونم چیکار کنم‌ خونه و بدن من همزمان می لرزید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: قاعده‌ی زندگی در کنار همدیگر، رعایت حقوق یکدیگر می‌باشد. شاید اگر از طریق یک نامه‌ی دوستانه تذکر داده شود که رعایت حقوق دیگران شرطِ بلوغ انسانِ اجتماعی است؛ بد نباشد. موفق باشید


  • سلام استاد: استفاده بی رویه از شبکه های مجازی به شدت مانع راه بنده شده! کلی از وقت و عمرم پای غیر ضروریات داره میگذره. هدف دارم برنامه دارم زندگی و بچه دارم ولی نمیتونم بهشون برسم. چه کنم؟!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هدف اصلی ما، یافتنِ حقیقت است از طریق شریعت الهی و رعایت حقوق دیگران، از جمله همسر و فرزند و ارحام. موفق باشید


  • با سلام: من در محیطی کار می کنم که همکاران گاهی میان و غیبت میکنن. من نمیخام بشنوم. با ملایمت میگم این غیبته و نگید. اما میگن صفتش و... تکلیف چیه؟ چکار کنم که شنونده غیبت نباشم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: استماع غیبت حرام است؛ یعنی توجه کنیم به آن‌چه غیبت می‌شود و بخواهیم آن را دنبال کنیم. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب: ۱. استاد عزیز خیلی ممنون از پاسخ و زحمتتون لطفا بفرمایید منظور از امام ناس چیست؟ مگر می شود کسی فقط امام ناس باشد و امام سایر موحوداتی که در رتبه کمتری از انسان هستند نباشد لطفا توضیح بفرمایید (عذرمیخام. به دو تا کتاب دیگر برای مطالعه مشغولم لذا رجوع نکردم به منبعی که فرمودید اگر لازم می دانید زحمت نکشید و بفرمایید تا رجوع کنم).
    ۲. استاد عزیزم لطفا بفرمایید با غیبت امام زمان علیه السلام چه چیزی در پرده می رود؟ ولایت الهی که همچنان جاری است چون خواست خداست که امام در غیبت باشد و مگر می شود ولایت و هدایت الهی در پرده برود؟ چه چیزی در پرده است؟ جسم و ولایت زعامت امام؟ لطفا توضیح بفرمایید.
    ۳. استاد بزرگوار مقام رضا همیشه همراه با خرسندی است؟
    ۴. لطفا بفرمایید منظور از ادبار چیست؟ این حالت به اعمال ما بستگی دارد؟ رفع این حالت چه با اعمال ما مرتفع می شود؟ ممنونم و التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. منظورتان اشاره به کدام متن است؟ ۲. وجود امام، تعیّن مستقیم ولایت الهی است. ۳. رضایت به قضای الهی، حتی اگر سخت هم باشد آرام‌بخش است. ۴. پشت‌کردن به حقیقت. موفق باشید


  • با عرض سلام و خدا قوت: استاد عزیز
    در دعای کمیل می خوانیم «ان تجعلنی بقسمک راضیا قانعا» حضرت امیر (ع) راضی شدن به قسمت و تقدیر الهی را از خداوند طلب می کنند. به لطف خدا از نظر جسمی سالم و از نظر امکانات مادی در حد متوسط هستم. برای بنده در زمینه ای شرایط طوری رقم خورد که الان از زندگی ام رضایت خاطر ندارم و مدتها دعایم این بود و هست که خداوندا مرا به آنچه مقدر فرمودی راضی کن. در این زمینه از تک تک حضرات اهل بیت (ع) نیز درخواست کرده ام و ایشان را به خدا و خدا را به ایشان قسم داده ام. اما فرجی نشد (یا حداقل من نفهمیدم) به طوری که متاسفانه از حضرات اهل بیت دلگیرم (با اینکه می دانم در محضر ایشان پشیزی هم نیستم) و بدتر اینکه به یأس دچار شده ام. به طوری که الان دعایم اینگونه شده که پروردگارا یا مرا به تقدیرت راضی کن یا جانم را بگیر. (البته می دانم آن طرف هم حلوا قسم نمی کنند). استاد عزیز می دانم هر مصیبتی می رسد از خودمان است ولی این ناآرامی را در زندگی چه کنم؟ لطفا سوال را در بازدید عموم قرار ندهید. با تشکر و آرزوی توفیق

    باسمه تعالی: سلام علیکم: تقدیر الهی، مأوایِ ماست. اگر تقدیر الهی را پذیرفتیم، عملاً خود را در مأوایی که همان آغوش حضرت حق است، احساس می‌کنیم وگرنه «نِی به هند است ایمن و نِی در یمن / آن‌که خصم اوست نفسِ خویشتن». موفق باشید


  • سلام علیکم:
    از خودم خسته شدم از بس که گناه کردم و توبه کردم.
    سوالی که دارم اینه که ۱. همیشه وقتی توبه می کنم همه گناهان گذشته ام را در نظر می گیرم در حالی که وقتی در موقعیتهایی مثل شبهای قدر به صورت جدی توبه می کنیم و ان شاءالله بخشیده شده ایم اگر در هر بار توبه همه گناهان را درنظر بگیریم آیا این بدگمانی به خداست؟ چون می دانیم که خدا گناهان گذشته را بخشیده.
    ۲. سوال دیگرم اینه که در مورد غیبت نکردن روی خودم کار کردم و تا حدودی موفق شده ام ولی نمی دانم چطوری غیبت نشنوم واقعا آزار دهنده است.
    ۳. گناه غیبت را چگونه جبران کنیم تا بخشیده شویم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به قول خواجه عبداللّه انصاری این جفا به خداوند است که در حین مناجات با خدا، گناهان گذشته را که تقاضای غفرانش را کرده‌ایم، باز به میان آوریم. ۲. استماع غیبت که حرام است، غیر از آن است که غیبت به گوش ما بخورد. ۳. ذکر خیر آن کسی که غیبت شده است و طلب استغفار برای او جبران‌کننده است. موفق باشید