×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    تبلیغ

  • سلام و احترام: برای تبلیغ دین همانطور که مستحضرید، بهتر است به مردم مطالب معرفتی و توحیدی بیان شود. ولی در بین مردم عوام و کم سواد و یا حتی زیر دیپلم، این مطلب امکان پذیر نیست. چه طوری باید مطلب معرفتی عنوان شود؟ فردی که مظهر و تجلی را نمی داند چیست، باید چه طوری به او اسلام و مطلب معرفتی عنوان شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با زبان حضوری و قلبی با مردم سخن بگوییم، قلب آن‌ها مطالب را تصدیق می‌کنند و این مهم است. موفق باشید


  • سلام و ارادت: استاد و حکیم وارسته، 1. وظیفه من طلبه هنگام برخورد با ناهنجاریهای اجتماعی از جمله بی حجابی چیست؟ 2. در موردی که امر به معروف واجب است، چطوری این کار صورت گیرد؟ سپاس فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز بیشتر با فعالیت‌های اصیل فرهنگی و طرح بصیرت عبور از غرب، امر به معروف انجام می‌شود مگر در جایی که بتوان به طور مستقیم، خطایِ شخص بی‌حجاب را به او متذکر شد. موفق باشید  


  • سلام و احترام: حکیم فاضل یک طلبه درس خارج خوان اول باید خودش را مهذب کند بعد سراغ فعالیتهای تبلیغی برود یا در کنار تهذیب باید به تبلیغ دین در اجتماع بپردازد؟ کدام صحیح است؟ امام خمینی (قدس سره) می فرمایند: تا انسان خودش را نسازد، دیگران را نمی تواند بسازد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌طور است. ولی شما سخنان انسان‌های خودساخته یعنی امامان معصوم را مطرح کنید و ضعف خود را پنهان ننمایید تا شما قبله نشوید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    در سوال 15642 فرمودید: نمی دانیم شما در حوزه هستید یا در همه جا...
    1. باید به استاد عزیز عرض کنم: بنده طلبه ام ولی در برخی همایش ها جلسه ها و کلاس ها که در مورد فلسفه و عرفان است شرکت می کنم و یادداشت برداری می کنم یا صدا ضبط می کنم. که (جدیدا دانستم که اشتباه می کنم). استاد واقعیتش را بخواهید از شدت تشنه ی علم بودن نمی دانم چه کنم؟!! گاه کتاب می خوانم. گاه صوت. گاه جلسات و ... کمی گیج شده ام. چون از طرفی هم می ترسم در تبلیغ دستم خالی باشد. استاد خوب شد که آن جمله را گفتید تا من توضیح بدهم به شما. کمی کمکم کنید. خیلی دغدغه در سرم می چرخد. نمی دانم چه کنم. دغدغه تشکیل زندگی، کار و تبلیغ، علم، عمل و سلوک، سیاست و... البته من الان فقط درسم را می خوانم با کمی حواشی. ولی فکرم هنوز خالی نشده استاد. مدام نزد اساتید مشورت می گیرم و یادداشت می کنم و ارزیابی می کنم ولی به نتیجه رسیدنش سخت است. می خواهم کمک کنید که این انبوه ها را نظم دهم. ذهنم مثل یک کتابخانه ایست که قفسه بندی نشده است. کمکم کنید.
    2. تمام جزوات را آقای نظری برایم فرستادند استاد. یک جزوه ای به نام گزیده کشف المحجوب است. آن را دقیقا کی باید بخوانم؟
    التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده از این‌همه انرژی که عزیزان دارند، لذّت می‌برم ولی نگرانم از تعمق در دروس حوزه باز بمانید و آن دروس، ملکه نشود، وگرنه این نوع فعالیت‌ها خوب است و خود بنده نیز به رفقا سفارش کرده‌ام که گاهی صوت این نوع جلسات را برای بنده بفرستند که در جریان آخرین مباحث مطرح در حوزه‌های فکری باشم. در مورد آینده‌ی کار تبلیغی خود، کار را به خدا واگذارید. 2- جزوه‌ی «کشف‌المحجوب» و اساساً کتاب «کشف‌المحجوب» برای ایجاد احساس عالَم عرفانی و رونق‌دادن به خلوت‌ها، خوب است. شاید آن جزوه در اعتکاف به کارتان آید. موفق باشید


  • سلام استاد:
    بنده در مورد نیّت دچار مشکلی شدم‌.
    مثلا قبلا که می خواستم کتاب ده نکته را بخوانم به طور مثال. نیت می کردم که بخوانم که بتوانم خود را اصلاح کنم و خود را به او نزدیک کنم. بعد می خواندم و نتیجه هم می گرفتم (دو، سه سال پیش).
    الان با توجه به وظیفه سنگین طلبگی که وارد تبلیغ هم شدیم و یواش یواش پا به عرصع تبلیغ گذاشتیم. الان کمی فرق کرده نیتم. و همین باعث شده اعصابم بهم بریزد و ناراحت بشوم.
    الان اینگونه شده که وقتی مثلا ده نکته را می خواهم بخوانم می گویم: بخوانم ان شاءالله جوری هم بخوانم که بتوانم تبیین کنم برای مردم...
    بعضا این نیت را اختیارا نمی کنم ولی وسط کارم دوباره به ذهنم می آید و اذیتم می کند. و این قضیه باعث شده وسواس پیدا کنم در این مورد. کمی کمک کنید.
    «استاد خیلی سخت است که هم مبلغ باشی و هم خودت را از گناه و رذیله نگه داری و هم نیتت را در همه موارد رو به سوی او نگاه داری»
    التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این خیلی خوب است که بخواهید مردم را به وظایف دینی‌شان آگاه کنید و دین حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را به گوش آن‌ها برسانید و از این طریق خود را به محمد و آل محمد«صلوات‌اللّه‌علیهم» بدون هیچ دغدغه‌ای نزدیک فرمایید. موفق باشید


  • سلام و درود: استاد فاضل و گرانقدر، عارف بزرگ امام خمینی (قدس سره الشریف) جملاتی دارند به این مضمون که انسان تا زمانی که خود را اصلاح نکرده باشد. نباید دیگران را اصلاح کند. من طلبه تا زمانی که خود را اصلاح نکرده ام نباید به کارهای تبلیغی و اصلاح دیگران فکر کنم. سپاس فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌طور است، مگر آن‌که ما در زیر سایه‌ی قرآن و معارف اهل‌البیت«علیهم‌السلام» سخنان آنان را اظهار کنیم بدون هیچ ادعایی. موفق باشید


  • سلام و ارادت: استاد فاضل و گرانقدر لطفا به من طلبه منبع یا یک اثر از آثارتان در جهت ازدیاد توانمندیهای تبلیغی و روش تبلیغ بیان فرماید. لطفا راهنمایی هم بفرمایید. سپاس فراوان

     باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد دو جلد کتاب «فرزندم؛ این چنین باید بود» موضوعات خوبی را با مخاطب در میان می‌گذارد. چه اشکال دارد که بعضی از قسمت‌های کتاب را روی منبر برای مردم بخوانید. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد:
    بنده طلبه پایه هشت هستم و برای نماز ظهر به مدرسه ی دبیرستان دخترانه میرم.
    بنده سوالم این هستش که در بین نماز در چه باب هایی میتونم وارد شم و صحبت کنم که از لحاظ تربیتی و اعتقادی تاثیر گذار باشم. در واقع به نظر شما چه طور میتونم تو این زمینه به انقلاب و اسلام خدمت کنم.
    ممنونم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث‌های اخلاقی به‌خصوص با استناد به آیات قرآن خوب است و در کنار آن مباحث معرفت‌النفسی می‌تواند مطرح شود. موفق باشید


  • سلام استاد:
    بنده از آن جهت که طلبه ام و روضه خوانی را هم پیش رو دارم باید مقتل بخوانم و کار کنم.
    حال با توجه به این که با کتب شما فهمیدم که بعد اصلی ماجرای کربلا معنوی است نه مادی. اگر من بیایم و در منبر برای مردم بعد معنوی را تبیین کنم و آخر سر روضه مادی بخوانم تناقض ایجاد نمی شود در اذهان؟ یا اینکه می شود روضه اباعبدلله را هم با رویکرد معنوی خواند؟
    راهنمایی بفرمایید.
    التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مقاتلی مثل کتاب «لهوف» عین تذکر به حقایق معنوی است که از طریق ذوات مقدس اولیاء الهی در کربلا به صحنه آمده است. موفق باشید


  • با سلام: شرمنده استاد عزیز در پاسخ 14063 بنده متوجه نشدم چه فرمایشی کردین. یعنی الان حوزه ما مبلغ پرور هست ولی مبلغ ها اجتهاد ندارن؟ بنده سوالم این بود کسی که قصد داره مبلغ خوبی بشه باید در چه زمینه هایی اجتهاد داشته باشه؟ مثلا اجتهاد در طهارت نیاز هست؟ شما بیان کردین مبلغ هم باید مجتهد باشه. لطف بفرمایین کمی بیشتر توضیح بدین. ممنون. نظر شما در مورد سفیران هدایت چه هست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: سفیران هدایت به عنوان یک کار اضطراری کار خوبی است ولی یک مبلغ خوب باید چندین سال درس خارج رفته باشد تا با مبانی فتواهای مراجع آشنا گردد و در این رابطه بتواند به افراد کمک کند. موفق باشید


  • سلام بر استاد گرامی: می خواستم بپرسم برای اینکه مبلغ خوبی شویم باید در چه زمینه ای مجتهد شویم؟ مثلا در بحث طهارت و روزه هم نیاز هست مجتهد شویم؟ اجتهاد در تبلیغ یعنی چه؟ ممنون و زیارت قبول

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اجتهادی که بحمداللّه در حوزه‌های علمیه‌ی ما جریان دارد برای مبلغ‌پروری است، إلاّ این‌که بعضی بخواهند با ادامه‌ی کار به اجتهاد برسند. موفق باشید


  • سلام و ارادت: استاد فاضل من طلبه هستم. در سفرهای تبلیغی خود در روستاها می خواهم یکی از کتابهایتان را تدریس کنم. شما چه کتابی را معرفی می کنید. به شاگردان کدام کتابتان را معرفی کنم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جوانان کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» خوب است و برای مردم، یک بحث اخلاقی بکنید مثل روایت «ای اباذر» و یا روایت «یابن‌الجندب». بحث نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه نیز بصیرت خوبی به مخاطبین می‌دهد. موفق باشید


  • سلام استاد: همانطور که قبلا خدمتتان عرض کرده بودم. بنده اسمم آرش است. حال می خواهم چند ماه دیگر برای تغییر آن اقدام کنم به اسم مبارک مهدی. ولی چیزی به ذهنم آمد که خواستم با شما هم در میان بگذارم.
    اگر بنده اسمم را عوض نکنم و روحانی بشوم و با همان نام سخنران بشوم جوانان بیشتری جذب می شوند و من می توانم به حد خودم تبلیغ کنم. چون اسم من ایرانی است جوانان هم گره خوردن اسلام و ایران را می توانند ببینند. و از طرفی هم گمان می کنند من علاقه میهنی و ملی دارم ....
    نظر شما در این رابطه چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این امر که می‌فرمایید ولی بالاخره وقتی اسم انسان به‌خصوص یک روحانی، نمادِ یک شخصیت معنوی باشد، بیشتر می‌تواند ابعاد روحانی مخاطبانش را مورد خطاب قرار دهد. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرامی:
    بنده در سایتی خارجی عضو هستم که هزاران نفر از سراسر جهان بازدید کننده آن هستند و تبادل نظر می کنند. و من تصمیم گرفته ام که اگر خدا بخواهد قرآن و اسلام را از این طریق معرفی کنم. به نظر شما کدام آیه یا آیاتی از قرآن می تواند افرادی را که آشنایی با قرآن ندارند را به فکر فرو برد و آنها ترغیب به تحقیق کند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: از سوره‌ی حجرات شروع بفرمایید. إن‌شاءاللّه نتیجه خواهید گرفت. موفق باشید


  • سلام ستاد: مرا ببخشید که زیاد مزاحمتان می شوم ولی چه کنم که جز شما کسی نیست که حرف دلم را بفهمد.
    طلبه ی پایه ی سوم هستم. تابستان امسال، حضوری خدمتتان رسیدم و از شما مشورت خواستم. شما وظیفه ی اصلی طلبه را ممحض شدن در دروس حوزه می دانید و کاملا حرفتان صحیح است. ولی من هر کاری می کنم و هرچه در این سه سال با خودم کلنجار می روم، نتوانسته ام با این درسها کنار بیایم. در این سه سال فقط درسهایم را شب امتحان می خواندم و نمره ی بالا هم کسب کردم. مشکلم در فهم دروس نیست بلکه به آنها علاقه ندارم و خوب می دانم که در آینده خیلی به این دروس احتیاج دارم. علاقه ی شدیدی به کتب حدیثی و اعتقادی و تحقیق و پژوهش دارم و این سه سال هم کارم فقط مطالعه ی از این قبیل کتب بوده است. اصلا نطق بیانم خوب نیست ولی در تحقیق و نوشتن و پژوهش خیلی استعداد بالای دارم. تحقیقی هم راجع به موسیقی نوشتم و سه تا از اساتیدم هم خیلی تأکید کردند که تو دست به قلمت خوب است و این راه را ادامه بده. اصلا وقتی دست به قلم می برم خیلی چیزها و معارفی که به ذهنم هم قبلا خطور می کرد بر روی کاغذ می نویسم. استاد از طلبه ها زده شده ام. خیلی وضعیت خراب است مدام در حجرات، غیبت و قهقهه زدن و مسخره بازی شده و دیگر بویی از اخلاق و تقوا نیست.
    اینهمه را گفتم که سؤال از محضرتان بپرسم
    استاد! حیران و سرگردان شده ام و نمی دانم در پیمودن رسالت تاریخی خودم در چه راهی قدم بگذارم و چطور انجام وظیفه کنم؟
    این را خوب می دانم که وظیفه ام کار فرهنگی است ولی این را هم خوب فهمیده ام که کار فرهنگی از هزاران هزار جنگ، سخت تر است.احساس می کنم من آدم کار فرهنگی نیستم و بدرد طلبگی نمی خورم یعنی توان مقاومت در این جبهه را ندارم، می ترسم در این راه، شرمنده ی شهدا بشم چون کار تبلیغ دین و کار فرهنگی، مسئولیتی است دقیق و عظیم که اگر یک اشتباه کوچک انجام بدهی شاید عواقب خیلی سنگینی داشته باشد. تصمیم گرفتم هر طور شده راهی دفاع از حرم ام المصائب بشوم. فکر می کنم من مرد جبهه ی فرهنگی نیستم.
    نمی دانم کارم درست است یا نه از خودم و این دنیا خسته شدم. فقط می خوام جان بی ارزشم را فدای حضرت زینب سلام الله علیها کنم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: تصمیم بدی نگرفته‌اید. ولی اگر مطابق آن‌چه می‌فرمایید با نوشتن می‌توانید موضوعات فرهنگی را دنبال کنید، تلاش بفرمایید در همان حوزه بمانید و با زیربنای تفکر حوزوی کار را ادامه دهید تا سخنانتان با پایه‌های محکمی ارائه شود. موفق باشید


  • سلام:
    خسته نباشید استاد:
    1. برای شیوه سخنرانی و منبر چه کنم و چه کتابی بخوانم؟
    2. از شاگردتان که ظاهرا همان داماد شریفتان می باشد شنیدم که شما صبح ها به پیاده روی یا کوه می روید.
    حال سوالم این است که پیاده روی صبح گاهی به همان قضیه ی تسلط روح به بدن که فرموده بودید کمک می کند؟
    چه مقدار روی تهذیب اثر دارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شما سعی کنید اطلاعات قرآنی و روایی خود در کنار مسائل فقهی رشددهید و بقیه را جهت منبر و خطابه به خدا واگذارید 2- به هر صورت پیاده‌روی برای آن‌که بدن تحت تأثیر توهّملات کمتر قرار بگیرد، خوب است. در این مورد عرایضی در قسمت آخر  کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شده است. موفق باشید


  • با عرض سلام و ارادت خدمت استاد گرامی: زندگی ام به صورت معمول بود و از نظر اقتصادی جوی باریکه ای روان بود ولی مدتی است به شدت هشتم گرو نه است و اموراتم با قرض میگذره. البته در اوایل زندگی هم با چنین وضعی رو برو بودیم که بحمدالله گذشت. نمی دانم آیا وظیفه ام این است که به کار اقتصادی جدیدی دست بزنم یا همین کارهای طلبگی مثل نماز و بعضا تدریس و... را ادامه دهم تا گشایشی فراهم بشه؟ راهنمایی بفرمایید. تشکر {خودم میتونم تحمل کنم ولی نگران خانواده هستم}

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که زندگی عالمانه باید با سادگی همراه باشد و خانواده‌ی یک طلبه نیز باید متوجه باشد کمالات خود را در سادگی و وارستگی جستجو کند. به همین جهت تا آن‌جا که ممکن است تلاش کنید که با ادامه‌ی فعالیت‌های طلبگی، خود را بپرورانید. موفق باشید


  • سلام:
    بنده برایم حل نشده که چرا باید لباس روحانیت بپوشم. تمامی کارهای تبلیغی ام را می توانم انجام دهم. می توانم سخنرانی بکنم. می توانم تبلیغ بروم. می توانم نماز و...
    بعلاوه مقبولیت این لباس روحانیت کمتر شده و بدون آن می شود بهتر تبلیغ کرد.
    مگر ما روایت نداریم کسی وارد مسجد شد و نتوانست تشخیص دهد رسول خدا صلوات الله علیه کدام اند. چون حضرت رسول مانند بقیه افراد لباس می پوشیدند، حضرت علی (ع) هم که لباسهای وصله دار و...
    پس ما طلبه ها چه لزومی دارد همرنگ مردم نباشیم؟
    اساتید می گویند لباس روحانیت مقدس است. اگر مقدس است پس چرا افرادی مثل کدیور هم از آن بر تن دارند؟ این لباس مقدس نیست. این راه مقدس است که این لباس را هم مقدس کرده. ولی لزومی نمی بینم که الان در وضع فعلی و لیز بودن جوانان برای تبلیغ ما، لباس روحانیت مؤثر باشد، بلکه اثر عکس در آن می بینم.
    مثلا چند وقت پیش با یکی از دوستان که ملبس اند ده دقیقه بیرون بودیم و عدم مقبولیت مردم را در همان ده دقیقه دیدیم. مهم نیست که مردم چه می گویند. درست است ولی با این وضع که نمی شود تبلیغ کرد! اتفاقا اگر خوب نگاه کنیم در تهران می بینیم بیشترین تاثیر را غیر ملبس ها گذاشتند مثل استاد رائفی پور که اصلا طلبه هم نیست. اگر مطالبم غلط است بفرمایید. راهنماییم کنید چون با این تصمیم بزرگ کمی فاصله دارم و در تردیدم.
    ببخشید طولانی شد. خیلی وقت بود می خواستم با شما مشورت کنم.
    التماس دعا. یا حق

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله‌ی لباس روحانیت در فرهنگ ما جایگاه بسیار عمیقی دارد و پشتوانه‌ی آن یک تاریخ صفا و علم و ایثار و مجاهده‌ی کسانی است که با این لباس تاریخ ما را به نورانی‌ترین حقایق عالَم یعنی اسلام و تشیع منوّر کرده‌اند در آن حدّ که اگر کسی بخواهد عمیقاً جامعه‌ی شیعه را متذکر ابعاد معنوی خود بکند، راحت‌ترین و سالم‌ترین بستر همان کسوت روحانیت است با لوازمی که این کسوت دارد. حال اگر بعضاً لباس روحانیت را افرادی می‌پوشند که روحانی نیستند و یا افرادی که لباس روحانیت نمی‌پوشند ولی روحانی هستند، این را نباید به عنوان یک موضوع اصیل در متن تاریخ تشیع قلمداد کرد. بالاخره اسلام و شیعه در لباس روحانیون منوّر به معارف اسلامی پایدار می‌ماند. خیابان جایگاه اندازه‌گیری لباس روحانیت نیست، قلب انسان‌های متدیّن و طالب حقیقت در مقابل شخصیت‌هایی که مجهز به معارف اسلامی و در کسوت لباس روحانیت‌اند، بهتر به آرامش می‌رسند زیرا در این لباس در جستجوی مطهری‌ها و علامه طباطبایی‌ها هستند. آیا می‌توان از مردم انتظار داشت که مطهری‌ها را در لباسی غیر از لباس روحانیت جستجو کنند؟ چه انتظار سخت و سهمگینی است که به مردم چیزی را تحمیل کنیم که مطابق سابقه‌ی تاریخی آن‌ها نباشد؟ به حضرت آیت اللّه بروجردی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عرض کردند طلبه‌ای را گرفته‌اند که دزدی کرده است؛ آن مردِ بصیر جواب دادند: دزدی را گرفته‌اند که در لباس طلبگی خواسته است بهتر دزدی کند. گرگ در لباس میش می‌آید تا بیشتر گوسفندان را بدراند، آیا باید میش‌ها را متهم نمود؟! خوب است به جواب سوال شماره 12439 نیز رجوع فرمائید: موفق باشید



     


  • با سلام و خسته نباشید:
    بنده اگر خدا بخواهد می خواهم بروم شهرستان خودمان تبلیغ و حتی تصمیم ماندن در آنجا را دارم، یعنی تا الان تهران بودم.
    یکی از دِه های آذربایجان شرقی است. بنده با آثار شما مأنوسم. فقط نمی دانم برای اهالی روستا چگونه بیانشان کنم. از کجا شروع کنم؟ آیا اصلا درک می کنند؟ در این مورد مشورت دقیقی از حضرتعالی خواستارم.
    ممنون. التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین تذکر به احکام، با قرآن و روایات گفتمان خود را شروع کنید. معارف دینی در طرح درست آیات و روایات به شما کمک می‌کند. موفق باشید


  • سلام:
    زندگی یک طلبه مبلغ در یک شهرستان دور افتاده که روحانی ندارد را چگونه می بینید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کار با ارزشی است به شرطی که از طریق فضای مجازی با دروس حوزوی مرتبط باشد. موفق باشید


  • سلام عليكم: طاعات قبول.
    بنده طلبه اي هستم كه امسال به سطح دو حوزه علميه مي روم. و مدتي است سوالي ذهنم را مشغول كرده و مرا به يك دوراهي رسانده است. لذا به ياري شما نياز دارم. (البته تقاضا دارم در پاسخ تان مخاطب را غير از طلبه ها، جوانان دانشجو و بسيجي نيز در نظر بگيريد)
    در رابطه به فعاليت فرهنگي عده اي از فضلاي عالم مي گويند واجب است اما واجب تر براي امثال بنده رسيدن به درس و به طور كلي خودسازي است و بايد فعلا از انجام اين گونه امور پرهيز كنيم و فقط به مقدار بسيار كمي براي رفع مسئوليت امر به معروف اكتفا كنيم
    در نگاه اوليه حرف درستي است. حتي امثال بنده تخصص در امور تربيتي نداريم و راه و روش آن را نمي دانيم مثلاً روش صحيح رفتار با نوجوان و ...
    اما در مقابل بنده نمي توانم اين جملات ايشان را با اين چند نكته جمع كنم:
    1. مقام معظم رهبري در صحبت هايشان (مثلاً در حرم رضوي سال93) در فعاليت هاي خودجوش فرهنگي صحّه گذاشته و حتي فرمودند به جوانان مي گويم به فعاليت هاي خود جوش فرهنگي با جديّت ادامه دهند. خب متبادر به ذهن از جملات آقا اين است كه مخاطب همين طلاب و جوانان مومن و بسيجي مساجد و هيئات ما هستند، پس مي توان نتيجه گرفت آقا به اين كار رضايت دارند و طبق ديگر فرمايشاتي كه داشتند نظرشان اين است كه: كار را رها نكنيد اما در كنار آن بايد خودسازي خودتان درجه اول باشد به طور نمونه فرمودند سطح معرفت خودتان را بالا ببريد و كتاب هاي شهيد مطهري را پيشنهاد كردند.
    به همين علت احساس مي كنم همانطور كه امام وقتي فرمان دادند جوانان به جبهه بروند جوانان رفتند و در همان حين جنگ، خودسازي هم كردند و آن اتفاق عظيم در تاريخ اسلام افتاد. الان نيز حضرت آقا چنين چيزي را مي خواهند، يعني مي خواهند جوانان وارد ميدان جنگ نرم شوند و در همين ميانه به تهذيب و علم آموزي بپردازند بلكه اساس را بر اين بدانند اما صحنه كار كردن نيز خالي نماند. و باور هم دارم وقتي ما به فرمان ولي فقيه عمل كنيم خدا به دانش و تهذيب ما بركت مي دهد.

    2. سن امثال بنده سن جواني است و اگر به خاطر درس و تحصيل و تهذيب، فعلاً وارد كار فرهنگي نشويم تا اينكه به يك درس و ... را به يك جايي برسانيم، سن جواني ما از دست خواهد رفت و به نظرم ديگر با سن بيشتر نمي توانيم با نوجوانان ارتباط بگيريم آنطور كه الان مي توانيم. در واقع در اين سن فعلي ما ظرفيتي هست كه در سن بالاتر نيست. يك جوان بهتر مي تواند با نوجوان ارتباط معنوي برقرار كند و واسطه نورانيت او بشود تا يك مرد 40 يا 50 ساله.

    3. فكر مي كنم درس و كار فرهنگي قابل جمع است، هرچند اراده و همتي مي طلبد شبيه شهداء. به طور واضح تر و نمونه اين به ذهن حقير مي رسد كه مي توان با شروع يك سير مطالعاتي و يك برنامه ريزي منظم براي زندگي در جهت رشد انساني پس از رسيدن به يك حداقل كار كردن را شروع كرد.
    لذا برنامه اي مثل آنچه مرقوم مي شود را چطور مي بينيد؟
    الف) شروع از كتاب آشتي با خدا / جوان و انتخاب بزرگ / ده نكته از معرفت نفس با شرحش / شرح حديث اي اباذر / عالم انسان ديني (جهت رسيدن به معرفتي كه بتواند فرد را در مسير صراط مستقيم قرار بدهد)
    ب) كتاب نامه هاي بلوغ ، مسئوليت و سازندگي، تربيت و كودك از مرحوم صفائي / تعليم و تربيت اسلامي علامه جعفري / آنگاه كه فعاليت هاي فرهنگي پوچ مي شود / كار بايد تشكيلاتي باشد از بيانات آقا / سه جلد نسيم مهر آقاي دهنوي كه اگر با يك ناهنجار رفتاري رويرو شديم بتوانيم صحيج عمل كنيم / و يك كتاب روانشناسي رفتار نوجوانان و جوانان ( جهت رسيدن به يك حداقل معرفت صحيح از راه و رسم فعاليت فرهنگي و تربيتي)

    از شما استاد و معلم عزيز مي خواهم هم به سوالات مطرح شده پاسخ بفرماييد و هم اشكالات را گوشزد كرده و نتيجه گيري كنيد...
    پيشاپيش از شما تشكر كرده و از خدا توفيقات روز افزون براي شما را خواستارم. يا حسين عليه السلام

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت همان‌طور که خودتان متوجه شده‌اید باید در عین آن‌که کار فرهنگی با جوانان را تعطیل نکرد، ولی شما به عنوان یک طلبه به‌خصوص در ابتدای کارتان باید ممحض در دروس‌تان باشید و در کنار آن فعالیت‌های فرهنگی را مدیریت کنید، نه آن‌که قصه‌ی شما قصه‌ی آن کسی باشد که رفت آب بیاورد، آب او را برد. یعنی آن‌چنان مشغول کارهای فرهنگی و سر و کله‌زدن با جوانان شوید که فراموش کنید باید یک طلبه‌ی با سواد و عمیقی باشید. موفق باشید


  • استاد گرامی میشه بگین اینکه همش میگن طلبه باید وقتش به بطالت نگذره یعنی چی؟ آیا اگه بنده الان وقتم رو صرف آشنایی با شبهات روز و پاسخ به اونها کنم بطالته؟ بنده طلبه سفیران هدایت هستم و به نیت تبلیغ اومدم حوزه البته نه تبلیغی که فقط منبر و نماز باشه بلکه تبلیغ به معنای اینکه بتونم با جوون ها کار کنم و سازمان و تشکیلاتی برای اهداف انقلاب ایجاد کنم. بنده از وقتی که با مطالب شما و استاد پناهیان و... آشنا شدم دیگه حتی سخنرانی های خیلی از مراجع و اساتید اخلاق به دلم نمیچسبن، این از غرور بنده هست؟ یا اینکه واقعا حرف های اون ها متناسب با انقلاب اسلامی نیست؟ بنده نمیتونم طاقت بیارم سخنرانی رو بشنوم که دائم حدیث میگه ولی یک تحلیل صحیح نمیده بر خلاف استاد پناهیان که احادیثو هضم میکنن و طبق اهداف انقلاب سخنرانی میکنن. خواهش می کنم جوابهامو بی پاسخ نزارین، اگه میشه طبق فضای حوزه ی امروز جزوه ای آماده کنین و ارائه بدین. شما آیا این نوع مدیریت حوزه رو میپسندین؟ به نظرتون این درسته که طلبه ی نمره 20 بی اخلاق و بی بصیرت تحویل گرفته بشه ولی طلبه ی بصیر و با اخلاق دارای سطح متوسط علمی رو تحویل نگیرن؟ مگه آقا از ما نخواستن بصیرت و اخلاق و علم؟ پس چرا حوزه فقط به بعد علمی توجه میکنه؟ قبول دارین الان حوزه فقط به طلابی که عربی بلدن و اصول فقهشون خوبه بها میده؟ حتی اگه بلد نباشن به شبهات روز پاسخ مناسب بدن؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که بحمداللّه دغدغه‌ی ارائه‌ی دین را به جوانان با رویکرد نظر به انقلاب دارید، إن‌شاءاللّه سرباز جبهه‌ی حضرت مهدی«صلوات‌اللّه‌علیه» هستید. ولی عنایت داشته باشید امثال حاج آقای پناهیان عزیز هم از همین اساتیدی که به قول شما فقط حدیث می‌گویند استفاده کردند و لذا از آن‌ها غافل نباشید. باید انقلابی بود و درس هم خواند و اخلاق را هم تا حدّ مکارم الاخلاق بالا برد و عجله هم نکرد، خیلی هم سخت نگیرید، محذورات مسئولان و مدیران حوزه را نیز در نظر بگیرید. همه؛ دغدغه‌ی اسلام دارند. موفق باشید


  • استاد بنده میخوام یک مبلغ بشم که بتونم در شهرمون تکیه گاه خوبی برای جوون ها باشم. عربی رو تسلط ندارم ولی میتونم با کمی جست و جو و تلاش در اینترنت و کتب مختلف معنای صحیح رو بفهمم. آیا این کافی نیست؟ حتما باید در ذهنم ادبیات عرب رو بلد باشم؟ باور کنید بنده حفظیاتم مشکل داره، الان خیلی از طلاب هستن نمره های 20 میگیرن ولی نمیتونن فهم صحیحی از آیات داشته باشن ولی بنده خدا رو شکر با توجه به مطالعاتی که داشتم و تحت تاثیر کتب شهید مطهری و جنابعالی و گوش دادن به سخنرانی های استاد پناهیان و اساتید خوش فهم دیگه تونستم فهم تقریبا مناسب تر و متناسب با انقلاب اسلامی رو کسب کنم. آیا بنده که نمیتونم ادبیات عرب رو اونطور که باید و شاید خوب خوب بلد باشم اما با کمی تلاش بتونم به معنای صحیح برسم نزد امام زمان (عج) باید جوابگو باشم؟ اصلا آیا طلبگی یعنی فقط عربی و اصول رو مسلط بودن یا اینکه اون ها رو در حدی که فهمیده باشی بلد باشی کافیه؟ استاد کمکم کنید. استاد بنده میخوام فقط مبلغ باشم نه مجتهد به اون معنای مصطلح. الان بنده طوری هستم که بتونم طبق سوال های زمانه جواب های خوبی رو آماده کنم و کپی برداری هم نکنم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: رفیق عزیز! بکُشی خودت را تا روایات و آیات را با زبان اصلی نشناسید، درک درستی از آن‌ها ندارید، بنابراین در مبلغ‌بودن هم کم می‌آورید. یک همّت بکنید و از اول دروس را مرور کنید، خیلی زود به ادبیات عرب در حدّی که متون عربی را بفهمید مسلط می‌شوید. موفق باشید


  • با سلام: امیدوارم سال پربرکتی داشته باشین. استاد گرامی راستش رو بخواین استاد عزیز بنده دوس دارم بدونم منظور شما از اینکه باید در حوزه بتونیم به اجتهاد برسیم چیه؟ یعنی اینکه حتما به تمامی قواعد فقهی و اصول فقه و ادبیات عرب تسلط داشته باشیم یا اینکه در حدی از اونها آگاه بشیم که بتونیم منظور از یک آیه رو خوب متوجه بشیم بسه؟ باور کنید بنده اصلا از سر غرور صحبت نمی کنم و البته به خدا پناه می برم که دچار غرور بشم ولی بنده هرطور نگاه می کنم می بینم تمام اساتیدی که ادبیات عربشون خبه و به اصول فقه تسلط دارن اون فهمی که باید از دین داشته باشن رو ندارن. نمیخوام بگم این دلیل میشه که ادبیات عرب و فقه رو خوب نخونیم ولی الان بنده ناراحتم که نمیتونم از این دروس نمره خوب بگیرم در حالی که بنده اصل مباحثو خوب گرفتم و میتونم توضیح بدم. آیا همین که بدونم خوب درسو می فهمم برای اینکه امام زمان (عج) از بنده راضی باشن کافی هست یا حتما باید نمره هم خوب بشه؟ اساتید و مدیرها دائم به ما میگن شما شهریتون حرامه ولی من همش برام سواله آیا استادی که طبق اصول تدریس نمیکنه یا مدیرانی که مدیریت صحیح بلد نیستن و دائم با زور تهدید و اخراج میخوان ما رو درس خون بکنن اونها در این بازدهی کم طلاب مقصر نیستن؟ آیا اون کسانی که در راس نشستن و به توصیه های رهبری خوب عمل نمیکنن هرچند که عمدی هم این قصور رو انجام ندن در بازدهی کم طلاب سهیم نیستن؟ امام زمان (عج) از ما طلاب فقط ناراحت میشن؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری بنا نیست در درس‌خواندن نمره‌ی خوب ملاک باشد، فهمیدن ملاک است و در مسیر اجتهاد است که انسان به یک فهم کلّی می‌رسد و می‌تواند جایگاه آیات و روایات را درست بفهمد. اما اجازه دهید انتقادی هم به شما بکنم و آن این‌که بپذیرید باید دقیق‌تر از این باشید که هستید تا در نوشتن‌های خود واژه‌ها را درست به‌کار ببرید نه آن‌طور که در محاوره‌ آن الفاظ را اداء می‌کنید. هیچ‌وقت در نوشتار به جای «راست‌اش را بخواهید»؛ نمی‌نویسند «راستش رو بخواین» که این نوع ضعف تا آخر نوشته‌ی جنابعالی هست. موفق باشید


  • سلام محضر استاد:
    بنده طلبه هستم و بسیار مطالب شما را دنبال کرده و همین حالا هم این کار را می کنم.
    خواستم از محضر شما اجازه بگیرم که آیا اشکالی ندارد بنده از کتب و صحبتهای شما در منبر و تدریس استفاده کنم؟
    مخصوصا در منبر؟
    التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر حرف حسابی در آن نوشته‌ها هست که از من نیست تا من اجازه دهم؛ از لطف خدا است و خداوند دوست دارد سخنان خوب را منتشر کنیم، و اگر حرف ناحسابی در آن است که خداوند مرا ببخشد، شما هم برایم دعا کنید. موفق باشید