×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    تبلیغ

  • با سلام:
    من به تازگی با اثر «رسایل» علامه طباطبایی (ره) آشنا شده ام (خیلی مبتدی هستم) مثلا فهمیده ام که انسان بر اساس عملی که دارد هر لحظه در حال تغییر است (حرکت جوهری)، و بهشت خودش است و جهنم هم البته بهشت و جهنم هم وجود دارد (براساس عمل خیر درونش روح و ریحان و نورانی می شود و برعکسش هم تبدیل به یک موجود جهنمی می شود) انسان تا لحظه ی مرگش همینطور هر لحظه دارد خودش را می سازد یعنی انگار کار خیر کنی یک مشت خاک بهشتی درون خودت ریخته ای تا اینکه لحظه ی آخر عمر انسان با ملکاتی که برای خودش ساخته منتقل می شود... آیا این مطالب را صحیح آموخته ام؟
    2. و اینکه می توانم این مباحث شسته رفته و کاربردی را برای دیگران آهسته آهسته توضیح دهم یا اینکه این مباحث سنگین است؟ معتقدم الان ما اعتقادتمان پوک شده نه منطقی نه استدلالی هیچی به هیچی! خدا هدایت کند نامرد هایی را که دین و مذهب را خز کردند رفت! یعنی خوب دین هم جزو یکی از نیاز های انسان است مثل نیاز به خوراک و پوشاک و.. نفهمیدند دین برنامه ست!! نفهمیدند علت خلقت بندگی ست!! آیا می توانم؟؟؟
    3. واقعا سوال دارم که آموزش پرورش ما سرکلاس دینی چه می گوید و حتی علما!.. اگر اول کار بیان بگن آقا تو لحظه لحظه داری خودتو می سازی الان باطن تو یا نورانیه و خوش یا تاریک و ظلمانی و حیوان طور.. اعتقاد انسان ها صحیح تر شکل می گرفت.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بحمداللّه متوجه اصل مطلب شده‌اید 2- چرا نتوانید، صادقانه بگویید این حرف‌ها را از علامه فهمیده‌ام و برای شما ارائه می‌دهم 3- فکر می‌کنم آن بنده‌ها‌ی خدا می‌گویند ولی فضای کلاس طوری است که کسی گوشش بدهکار این حرف‌ها نیست. موفق باشید


  • باسمه تعالی
    محضر مبارک جناب استاد آقای طاهرزاده
    سلام علیکم:
    اینجانب طلبه ای هستم مشغول به تحصیل در یکی از مدارس حوزه علمیه اصفهان و در دوران اتمام دروس پایه سوم. در نظر داشتم برای برنامه ریزیِ تحصیلی، در پاره ای از مسائل با جنابعالی مشورت کنم. اگر اجازه بدهید ابتدا مقدماتی را عرض کنم، سپس به اصل سوالات بپردازم.
    حقیر پیش از ورود به حوزه در یکی از مراکز فرهنگی سطح شهر مشغول به فعالیت بودم که پس از حدود پنج سال فعالیت، در خود دغدغه هایی را احساس می کردم که پاسخش را نمی توانستم در آن مرکز پیدا کنم و نیز قالب آن را نیز برای رشد خود مساعد نمی دیدم و همچنین در زمینه ی کارهای تربیتی برای نوجوانان و جوانان نه تنها در مجموعه خود بلکه با رصد اندک و اطلاع گیری، می دیدم که در سایر مراکز نیز مدل تربیت اسلامی مناسب وجود ندارد و نیز اگر وجود داشت در مقام نظر بوده و در ورطه اجراء با مشکلاتی مواجه می شود. (تا زمان فعلی نیز این مشکل را هنوز در مرکز خود و نیز سایر مراکز با توجه به سخت تر شدن فضای جامعه احساس می کنم). در آن برهه با مشورت برخی افراد خبره، در مجموع برای پی جویی این اهداف حوزه را مناسب یافتم. لذا با اتمام دانشگاه در مقطع فوق دیپلم مکانیک خودرو وارد حوزه شدم.
    با شروع دروس حوزوی به سبب تأکید مشاورین و نیز نتیجه گیری شخصی، سعی کردم با جدیت به فراگیری بپردازم و باید بگویم به همین خاطر از آنچه در ابتدا برایش وارد شده بودم، قدری زیاد، دور شدم تا در دو سه ماه اخیر ضرورت داشتن دغدغه آن و خلأ آن را در مطالعات خود مشاهده کردم. به همین سبب با خود گفتم شاید نیاز باشد، دوباره در چیستیِ هدف خود بازبررسی نمایم تا درپی یافتن آن، در مطالعه دروس حوزه و نیز غیرحوزوی اهمال نکرده و جدیت داشته باشم. پس از بررسی استعدادها، علایق، شرایط فعلی و سنجش و ترجیح در وظیفه و مشورت، مجددا همان را در خود یافتم که در سابق یافته بودم: پرداختن به مباحث تربیتی در حد و اندازه یک مجتهد، محقق و پژوهشگر. شاید اگر بخواهم مثال هایی را مطرح کنم، اگر درست تشخیص داده باشم، الگوهایی مانند حضرتعالی، آقای میرزایی، آقای صفایی و امثال شما و این بزرگواران (البته قدری به تفاوت روش ها آگاه هستم و نیز اسم آوردن از اشخاص به معنای رسیدن به جایگاه آنها نیست بلکه صرفا مدل کار در زمینه تربیتی است)
    برای رسیدن به این منظور، به ضرورت پرداختن و چینش لوازم رسیدم؛ لذا خواستم تا حقیر را در این زمینه راهنمایی بفرمایید:
    1- آیا از اساس هدف گزاری تخصصی در زمان فعلی صحیح است، با لحاظ این مطلب که طلبه برای رسیدن به یک تخصص نیاز به جامعیت نسبی در سایر علوم نیز دارد؟
    (با فرض پاسخ مثبت شما به سوال یک):
    2- لوازم مطالعاتی حوزوی و غیرحوزوی و غیرمطالعاتیِ رسیدن به هدف معرفی شده، چیستند؟
    3- سال آینده در نظام حوزه (پایه چهارم)، زمان ورود طلاب به اصول و فقه قرارداده شده:
    الف) در ترسیم لوازمی که در سوال دو از جنابعالی مسألت شد، کدام یک از مطالعات غیرحوزوی را در کنار این دو درس ترجیح داده و لازم می دانید؟
    ب) روش مطالعه فقه و اصول را برای حقیر، چگونه معرفی می فرمایید؟
    ج) در فقه و اصول، نه صرفا برای سال آینده بلکه به طور کلی برای حصول جایگاه این دو در آن هدفی که مطرح شد، چه میزان از مهارت را احتیاج دارم؟ به سخن دیگر چقدر فقه و اصول بخوانم تا کفایت امر شده باشد؟
    در پایان ضمن تشکر از جنابعالی عذرخواهی به خاطر اطاله کلام، خواستارم در صورت امکان وقتی را مقرر بفرمایید تا خدمت رسیده و آنچه را در نوشته قابل بیان نبوده بیان داشته و نیز آنچه را که قابل دریافت از حضرتعالی در نوشته نیست، دریافت کنم.
    إنّ هدی الله هو الهدی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مسلّم هدف اصلی همه‌ی پیامبران تربیت انسان بوده و چه کاری بهتر از آن‌که شما در راستای تربیت انسان‌ها خود را بپرورانید 2- در موضوع دروس حوزه تا ورود به درس خارج حتماً برنامه‌ریزی کنید، پس از چندسال حضور در درس خارج خودتان می‌توانید بفهمید باید چه کار کنید. بنابراین قسمت‌های بعدی سؤال نیز در این رویکرد جواب داده می‌شود، شما در درس خارج مجهز به حیطه‌ای می‌شوید که در هر موضوعی بخواهید وارد شوید عالمانه وارد می‌شوید و آن وقت است که در موضوع تعلیم و تربیت موفق خواهید بود. متأسفانه امکان این‌که حضوراً خدمتتان باشم را در حال حاضر ندارم. موفق باشید


  • با سلام خدمت شما استاد بزرگوار:
    استاد من یک طلبه هسته برای اینکه حافظه ام قوی شود و به یاد سپاری مطالب مطالعاتی (اعم از آیات و احادیث و اشعار) در خاطرم به ماند چه دستوری می فرمایید؟
    ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در این رابطه به امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» این ذکر را توصیه فرمودند که بعد از هر نمازی بخوانند: «سُبحانَ الرَّءوف الرَّحيم، اللَّهُمَّ اجْعَلْ فِي قَلْبِي نُوراً وَ بَصراً وَ فَهماً وَ عِلماً اِنّكَ عَلى كُلّ شي‏ءٍ قَدير». و از نظر روش سعی کنید مطالب را خلاصه نمایید تا ذهن بتواند آن را در خود ذخیره کند. مرحوم شهید مطهری در آخر کتاب «امامت و رهبری» در این رابطه توصیه‌های خوبی دارند. موفق باشید


  • با سلام:
    متاسفانه هر چقدر سعی در ارسال پرسش از طریق سایت کردم موفق نشدم. سایت هنوز مشکلاتی دارد. به همین خاطر مجبور به ارسال ایمیل شدم. بنده دو سالی است که با مباحث شما آشنایی دارم (الحمدلله) و دانشجوی رشته فنی دانشگاه صنعتی (تشکل آرمان) هستم و برای کار فرهنگی در دانشگاه با سوالی مهم روبرو شده ام و مقداری سر در گم هستم. دو راه برای ادامه مسیر در دانشگاه در ذیل انقلاب اسلامی می بینم. یکی اینکه به صورت جدی مشغول کار علمی شوم و مشکلات این بخش که مورد نظر رهبری هست را حل و فصل کنم و کار فرهنگی درون تشکل را به این سمت ببرم که فرهنگ سازی کنیم برای ارتباط هرچه بهتر صنعت و دانشگاه و عدالتخواهی در این زمینه. و راه دوم اینکه در جهت تعمیق هرچه بهتر مباحث و ادامه مطالعات دینی به صورت جدی ادامه مسیر هم شخصا و هم به صورت تشکلی بدهم. تفاوت این دو مسیر اولویت بندی است. یکی اولویت را به کار علمی داده و یکی اولویت را به مباحث دینی و هر دو ذیل انقلاب اسلامی (ان شاء الله) خواستم نظر شما را در این مورد بپرسم. کدام کار اولویت بیشتری دارد؟ قسمت دوم سوالم اینکه: اگر استاد طاهرزاده اکنون (در سال 93) دانشجوی فنی مهندسی بود و امکانات تشکلی مثل برد ونشریه و برنامه تالاری برایش فراهم بود چه طور برنامه ریزی می کرد؟ - اولویت را به چه کاری می داد-؟ کار علمیش(صنعت) را چه می کرد؟
    یعنی شما برای 4 ماه آینده خودتان در حوزه شخصی و تشکلی چه برنامه ای می ریختید؟ لطفا یک مقدار جزیی صحبت کنید و پیشنهاد برنامه بدهید. معتقدم با شاگردی در این ضمینه قطعا تجربه بیشتری کسب خواهم کرد و می توانم سرباز خوبی برای انقلاب اسلامی باشم.
    یا علی. التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا به اطلاع جنابعالی و سایر کاربران می‌رسانم که چنان‌چه با نرم‌افزار «فایر فاکس یا کروم» وارد شوید و پس از ثبت سؤال  می‌توانید سؤال‌تان را ارسال نمایید.  و اما در مورد اصل سؤال باید عرض کنم در این‌که هر دو کار مهم است بحثی نیست. بحث بر سر آن است که اولاً: شما بیشتر مرد کدام‌یک از آن دو کار هستید؟ ثانیاً: میدان برای کدام‌یک از آن دو خالی‌تر است؟



    سخن مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» را که اخیراً با مجلس خبرگان داشتند یادآوری می‌کنم که فرمودند: «البته از همه‌ى اینها مهم‌تر، مسئله‌ى فرهنگ است؛ بخصوص در سطح باورها و عقاید مردم. مى‌بینید چقدر دارند سرمایه‌گذارى می کنند. اشاره شد که بسیارى از سرمایه‌هاى گوناگون بین‌المللى صرف ایجاد رسانه‌هاى اثرگذار می شود، از قبیل ماهواره و اینترنت و موبایل و امثال اینها؛ دارند سرمایه‌هاى زیادى را صرف می کنند براى اینکه بر روى عقاید مردم و باورهاى مردم اثر بگذارند و اینها را درواقع از حیطه‌ى نفوذ نظام اسلامى و ارزشهاى اسلامى خارج کنند؛ که البته پادزهر آن هم این است که ما بتوانیم در سطوح مختلف، نسبت به باورها طرحهاى تبیینى و اقناعى داشته باشیم؛». با توجه به سخنان رهبری عزیز؛ معتقدم میدان کار فرهنگی به شکل اقناعی و تبیینی خالی‌تر است، لذا اگر بتوانید تحصیلات فنی خود را به سامان برسانید که مسیری جهت درآمد اقتصادی داشته باشید و به تعمیق معارف دینی بپردازید تا انسانِ ‌تراز اهداف بلند انقلاب اسلامی به صحنه آید؛ کار مهمی را شروع کرده‌اید. این‌که می‌گویید اگر بنده در موقعیت شما بودم چه‌کار می‌کردم؛ باید عرض کنم با توجه به چنین رویکردی برنامه‌ریزی می‌کردم، حال چه در ارائه‌ی نشریه اگر میدان ارائه‌ی نشریه بود و آن نشریه خوانده می‌شد و چه سایر فعالیت‌ها مثل بُرد یا برنامه تالاری. شما مشخص کنید چه هدفی را می‌خواهید دنبال کنید تا خداوند مناسب تحقق آن هدف راه‌کار مناسبی را جلوی شما بگذارد به شرطی که قصد شما مطرح‌کردن خودتان نباشد، وگرنه شیطان، به جای خدا راه‌هایی را جلوی شما می‌گذارد که در نهایت ناکام شوید. موفق باشید



     


  • سلام استاد: بنده طلبه هستم و از شما درخواست دارم در مورد پوشیدن یا نپوشیدن لباس روحانیت توضیح بدید. آیا پوشیدن ضرورت دارد؟ ممنونم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت اللّه طهرانی در کتاب‌هایی که در رابطه‌ با امام‌شناسی دارند در یکی از مجلدات بحث مفصلی را در رابطه با تأکید رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در معمم‌شدن اهل علم دارند می آورند و به نظر بنده بعد از آن‌که رسائل و مکاسب را تمام کردید خوب است به طور رسمی لباس بپوشید هرچند قبل از رسائل و مکاسب هم در زمان‌های تبلیغ خوب است ملبس شوید. موفق باشید

  • با سلام خدمت استاد گرامی:
    در دانشگاه بنده معتقدم باید بیشتر رو شالوده ی فکری خودمان و اصول و اعتقاداتمان کار کنیم و پیرو سیر مطالعاتی حضرت عالی یا شهید مطهری باشیم تا به یک نتایج خوبی برسیم اما بعضی دیگر از دوستان همش روی آقای رایفی پور تاکیید دارند و می گویند باید سخنرانی های ایشان در دانشگاه پخش بشود چرا که دانشجویان بیشتر تحت تاثیر هستند تا بیایند و کتاب بخوانند یا نوار های صوتی گوش بدهند آن هم معارفی که اصلا برای دانشجو جذاب نیست. الان ما مانده ایم چه بکنیم بر تفکر خود پافشاری ورزیم یا برویم سمت رویکرد دوستان خواهشمندیم ما را راهنمایی کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای رائفی‌پور نکات خوبی را متذکر می‌شوند. وقتی ذهن دانشجویان با تذکرات ایشان نسبت به حیله‌‌ی دشمنان از یک طرف و عظمت انقلاب اسلامی از طرف دیگر آرام شد، آمادگی لازم را جهت رجوع به معارف اسلامی پیدا می‌کند. موفق باشید

  • سلام علیکم: در رابطه با پاسخ سئوال 10935عرایضی داشتم.
    شما فرمودید طلبه باید خوب درس بخواند خب در این هیچ شکی نیست که طلبه باید درس بخواند ولی صحبت سر این است که تقوی باید با امور معنوی همراهی و چه بسا امور معنوی بالاتر باشد. مقام معظم رهبری به طلبه یک دید جامعی دارند ایشان یکجا می فرمایند طلبه باید از ابتدا با کتب شهید مطهری مانوس باشد، باید کار سیاسی کند در یکجا می فرمایند همه چیز درس خواندن نیست، در جایی می فرمایند برخی بجای قرآن و دعا خواندن درس می خواندند ولی این کاردرست نیست بلکه معنویت به درس انسان برکت می دهد، برکت را علامه جوادی می فرمودند جدای از ازدیاد است می فرمودند امکان دارد طلبه ای زیاد درس بخواند ولی بخاطرنبود مباحث معنوی درسش برکت نداشته باشد، آیت الله ملکی تبریزی می فرمودند نماز شب با درس خواندن تنافی ندارد بلکه به درس خواندن برکت می دهد، امام می فرمودند هم قدم با درس باید اخلاق کار کرد، در ضمن سئوال کننده گویا می دانستند باید طلبه بسیار خوب درس بخواند ولی سئوالش این بود که کار فرهنگی را چکار کنم، شاید هفته ای یک جلسه با سلاح علم و معرفت به کانون مساجد رفتن خوب باشد بلکه به گفته رهبری این کار مؤید درس خواندن هم هست، حال اگر می شود کمی پیرامون این مطلب توضیح بفرمایید، ولی نباید از جامع نگری به طلبه غفلت شود آیت الله جوادی می فرمودند امروز اگر شیخ انصاری ها از حوزه در نمی آید بخاطر نبود تقوی است والا که درس همان درس است، البته بنده منکر این نیستم که درس خواندن عبادت است ولی درس بدون تقوی ره بجایی نمی برد، با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با نظر شما موافقم و در عین حال نگرانم که عزیزان طلبه دروس ادبیات و فقه و اصول را به بهانه‌ی آن‌که حال معنوی ندارند، دستِ کم بگیرند. در حالی‌که بعضی دروس جنبه‌ی طریقت دارند و همین‌که طلبه جهت تفقه بیشتر در دین، به این دروس می‌پردازد مورد عنایت خداوند قرار می‌گیرد. موفق باشید

  • سلام استاد: ما گروهی از خواهران سطح 3 حوزه علمیه هستیم که در نظر داریم به حول و قوه الهی، فعالیت های پژوهشی در قالب هسته های علمی انجام دهیم. من کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود را خوانده ام و بسیار برایم راهگشا بوده است. حال با توجه به وضعیت فرهنگی، بنظر جنابعالی اگر بخواهیم در مورد آسیب شناشی مسائل فرهنگی تحقیق نماییم، چگونه و از کجا شروع کنیم؟ از نظر شما در کدام حیطه از مسائل فرهنگی متمرکز شویم؟ لطفا ما را راهنمایی فرمایید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید با توجه به روش حضوری که دین در آن حیطه ما را به سوی حق هدایت می‌کند جامعه را به قرآن و روایات سوق دهیم و در ابتدای کار، معرفت نفس کمک می‌کند. موفق باشید

  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام.
    در حدیثی از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: کسی که می خواهد قدم در تربیت مردم بگذارد ابتدا باید خودش را تربیت کند.
    می خواستم بدانم که یک طلبه که هدف نظام آموزشی او تربیت افرادی برای تربیت جامعه است، از چه مقطعی می تواند خود را به عنوان مربی مردم معرفی کرده و به این کار بپردازد. به طور واضح از نظر تربیت نفس خودش، تا چه مقطعی صلاحیت تربیت دیگران را ندارد.
    مثلا آیا وقتی که گناهان و ترک واجبات را به کلی کنار گذاشت؟ یا مثلا باید مراحل توبه را دارا باشد؟ یا باید به حد ورع رسیده باشد؟
    مسئله ای که برای من نگران کننده است این است که گناه قلب انسان را آلوده می کند. و اگر انسان گناه را ترک کند هم در برخی موارد ممکن است این آلودگی ها کامل برطرف نشود و وقتی که اقبال اجتماعی به عنوان یک طلبه به او روی آورد، و در موقعیت های حساس قرار گرفت این آلودگی ها کار خود را بکند. لذا به نظرم آمد طلبه باید قبل از این که به این اقبال اجتماعی که طبعا برای طلبه فراهم است جواب مثبت دهد، سعی کند که توبه ی کامل کند به طوری که واقعا پشیمان شود و قدم در راه تقوای الهی بگذارد. و وقتی توبه اش قبول شد و تائب شد، به فعالیت های تبلیغی و... بپردازد.
    البته این فعالیت ها در این مسئله جدای از فعالیت های دیگر طلبه از قبیل مطالعه، کسب علم و ... است.
    امیدوارم به کمک شما راه درست را پیدا کنم و از کسانی باشم که در عهد طلبگی خویش صادقانه ایستادگی کردند. از طولانی شدن سؤال عذرخواهی می کنم و سپاسگزار زحمات شما هستم.
    و السلام علیکم و رحمة الله.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه هستید حقیقتاً اگر انسان با عمق جانش با حقایق آشنا شود و ابعاد آن را بشناسد می‌تواند به بقیه تذکر لازم را بدهد ولی بحث در این‌جا از این جهت قابل پیگیری است که شما سخنان امام معصوم و آیات قرآن را به مردم متذکر می‌شوید و لذا این فرق می‌کند با این‌که تصور بفرمایید ابتدا باید به طور کامل تربیت شده باشید تا تربیت کنید. در این‌جا سخن آیت اللّه حسن‌زاده را متذکر می‌شوم که هر وقت می‌خواستند آیه‌ای و یا روایتی را مطرح کنند می‌فرمودند: «به خودم و به شما چنین می‌گویم». موفق باشید

  • سلام:
    استاد گرامی با تشکر فراوان
    من وقتی مطالعه می کنم به ذهنم می آید که هان! این برای منبر خیلی خوبه یا این مطلب به درد مردم می خوره که بگم و ... این مطلب خوب با اخلاص جور در نمی آید چکار کنم؟ آخه بعضی مطالب واقعا هم به درد منبر می خورد. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکالی دارد؟ هم به قلب خودتان مطالب را برسانید و هم تصمیم بگیرید برای سایرین نقل کنید. موفق باشید

  • با سلام: طاعات شما قبول. بنده طلبه ای هستم که قبل از طلبگی با کتب شما و شهید مطهری و شهیدآوینی و دکتر داوری اردکانی و امثالهم آشنا بودم و مطالعات خوبی در این زمینه ها داشتم خدا رو شکر. با دوستان مجله سوره اندیشه هم ارتباط نزدیکی داشته و دارم و شاگردی آنها را هم کرده ام. سخنان استاد پناهیان را هم به روز دنبال میکنم و گوش میدهم. با این اوصاف اکنون که وارد حوزه سفیران شده ام به دلایل زیادی از نظر ادبیات قوی نشدم هرچند که تجزیه ترکیب متوسطی بلد هستم اما در آن حد که واقعا بتوانم متن خوانی خوبی داشته باشم قوی نشده ام. دربعضی درسها مثل منطق و اصول با اینکه تمام مباحث را خوب میفهمم اما به دلیل آنکه در متن خوانی کمی ضعیف هستم نمره پایین تری گرفته ام. میخواستم بدانم نظر شما در مورد سفیران هدایت چیست؟؟ به نظر شما یک طلبه سفیرانی تا چه حد باید ادبیات بلد باشد با توجه به آنکه طلبه های سفیران برای تبلیغ تربیت میشوند. به نظر شما اگر طلبه ای فهم درس خوبی داشته باشد و بتواند آن را تدریس کند اما چون حفظ کردنی هایش ضعیف است یا به دلایل متنوعی سر امتحان نمره خوبی نتواند بگیرد باز هم میتوان به این طلبه بگوییم تنبل؟؟ خواهش میکنم جواب کافی بدهید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در خواندن و فهم و تطبیق مباحث ادبیات عرب، فرقی بین این طلبه و آن طلبه نیست. طلبه چه بخواهد خود را در مسیر تبلیغ قرار دهد و چه بخواهد در مسیر تفسیر قرار بگیرد و چه بخواهد فقیه شود، بایستی زبان متون اصیل را بفهمد و بتواند منظور امام معصوم علیه السلام را از متن روایات برداشت کند. مگر می‌شود شخصی بخواهد تبلیغ دین کند ولی نتواند به متون دینی رجوع کند؟ به نظر می‌رسد هر چه سریع‌تر و با جدیت هرچه بیشتر به تقویت ادبیات خود بپردازید که فردا دیر است. موفق باشید

  • سلام علیکم:
    استاد نظر شما در مورد دیدگاه ها و نظرات استاد پناهیان در خصوص مسائل معنوی چیه؟ خصوصا این که این بزرگوار توانایی ابجاد یک نظام فکری مبتنی بر آیات و روایات بر ذهن مستمعان خود رو دارند و غالبا از ایشان اظهار نظرهای نو و راهبردی شنیده می شود و به نظر حقیر مباحث معروف ایشان موسوم به تنها مسیر انقلابی را در عرضه مسائل معنوی به پا کرده. حضرتعالی چه جایگاهی برای ایشان تصور می کنید؟ استماع سخنان ایشان را به عنوان آغازی اصولی برای مباحث معرفتی تا چه حد مفید می دانید؟ با تشکر و عرض پوزش از اطاله کلام.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نه‌تنها خدا را به خاطر وجود جناب آقای حجت‌الاسلام و المسلمین پناهیان شکر می‌کنم، به دوستان طلبه عرض کرده‌ام سعی کنید مردم را به ایشان متصل نمایید. متأسفانه سایتی را نمی‌شناسم که مرتب صوت سخنرانی‌های ایشان را در معرض دید افراد قرار دهد. اگر اطلاع دارید بفرمایید تا در معرض دید کاربران قرار گیرد. موفق باشید

  • با عرض سلام و ادب خدمت حضرت استاد:
    بنده برای تبلیغ در ماه رمضان دعوت شده ام. سه وعده نماز و دو منبر در روز.
    به نظر حضرت عالی چه مباحثی را از آثارتان ارائه دهم؟
    خیلی متشکرم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به شرایط مخاطبین دارد. از بحث‌های قرآنی و بحث‌های روزه و بحث کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» و بحث‌های انقلاب اسلامی و جلد اول کتاب « فرزندم؛ این‌چنین باید بود» با ویرایش جدید که حال چاپ‌‌شدن است إن‌شاءاللّه می‌توانید استفاده کنید. سعی کنید زمان منبرها طولانی نباشد. موفق باشید

  • با سلام:
    استاد بزرگوار همانگونه که مستحضرید برای آموزش زبان انگلیسی آموزشگاههای موجود و منابعی که استفاده می کنند فرهنگ غرب را به زبان آموز منتقل می کنند به نظر شما برای یادگیری زبان چه روش یا منابعی را پیشنهاد می کنید؟ روحانیونی که رشته تبلیغ در کشورهای دیگر را دنبال می کنند آیا از روش خاصی زبان انگلیسی را فرا می گیرند؟
    با تشکر

    باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این مشکلی است که انقلاب اسلامی آرام آرام باید حل‌ اش کند. از طرز آموزش زبان آن آقایانی که به تبلیغ در کشور‌های دیگر می‌روند خبر ندارم. موفق باشید

  • سلام علیکم .جناب استاد در پاسخ به سوال در مورد ضمانت رزق طالب علم فکر میکنم در این زمینه یک اشتبباهی اتفاق افتاده و اینطور که شما فرموده اید و خیلی ها برداشت کرده اند یک چهره نا مطلوب و نا مطبوع از طلبه های عزیز بوجود خواهد آمد خداوند متعال اگر رزق طالب علم را ضمانت کرده از راه و مسیر عقلانی و درستش یعنی کار و فعالیت ضمانت کرده نه اینکه به امید این روایت یک طلبه بنشیند و مطمین باشد و هیچ فعالیت اقتصادی مستقیم یا غیر مستقیم نکند رزقش میرسد اینکه یعنی سربار دیگران بودن و ایجاد یک وجهه بد بین مردم از طلبه ها .مدرس هم طلبه بود کار هم میکرد و خیلی های دیگر مهم اینست که طلبه نیت طلب علم و نیت کار کردن را داشته باشد و روایت شاید ناظر بر این مفهوم است که خدا رزق او را بواسطه اندک کاری یا براحتی میرساندو از جاییکه گمان نمیبرد روزی میدهد و این فرق دارد با اینکه شما تشویق کنید طلبه ها را کار نکنند فقط بنشینند طلب علم کنند .برعکس این مطلب هم هست خدا اگر نخواهد علمی نصیب کسی بشود شما اگر کار کردن را رها کنی وشبانه روز دنبال علم بروی نخواهی یافت نمونه اش ایمه اطهار هیچ کدام در نهایت فعالیت های علمی دست از کشاورزی برنداشتند و امام باقر در داستان معروف عرق میریخت فرمود اگر کار میکنم تا محتاج امثال شما نشوم . مگر ایمه ع الگو نیستند پس چرا مطلب را سخت جلوه میدهید .ضمانت روزی برای همه هست طبق نص صریح قران ولی بواسطه کار و فعالیت معمول در دنیا برای طالب علم شاید از بقیه راحت تر و غیر منتظره تر وبیشتر از جایی که گمان نمیبرد باشد ولی هیچ کدام نیت کار و فعالیت را رد نمیکند وضمنا طلبه ای که هم دنبال علم است وهم باری از دوش فعالیت ها وامور دنیایی بر میدارد بهتر میتواند در نشر فرهنگ دینی و عقاید صحیح جلو برود

    باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نمی‌دانم چرا نباید کسب علم و تلاش برای انتشار علم را کار به‌حساب آوریم؟ چرا فعالیت یک استاد دانشگاه که در علوم تجربی یا جامعه‌شناسی وارد می‌شود را کار به‌حساب بیاوریم و تلاش عالمانی مثل علامه طباطبایی و حضرت امام را کار و فعالیت به حساب نیاوریم. در ضمن عنایت داشته باشید ائمه«علیهم‌السلام» علم لدنی دارند ولی ما و شما باید با مطالعه‌ و تدبّر در متون دینی علم خود را به‌دست آوریم و در همین رابطه قرآن در آیه‌ی 122 سوره‌ی توبه می‌فرماید: «وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ» شایسته نیست مؤمنان همگى(به‌سوى میدان جهاد) کوچ کنند؛ چرا از هر گروهى از آنان، طایفه‏اى کوچ نمى‏کند(و طایفه‏اى در مدینه بماند)، تا در دین(و معارف و احکام اسلام) آگاهى یابند و به هنگام بازگشت به‌سوى قوم خود، آن‌ها را بیم دهند؟! شاید(از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند، و خوددارى کنند. موفق باشید

  • سلام استاد.شخصی روحانی مراتب سیر و سلوک را میگذراند و با آثار عرفا مانوس است و افرادی چون سیدعلی آقا قاضی را مد نظر دارد .حال اگر ایشان بخواهد برای تبلیغ به کشورهای اروپایی برود چه کند ؟ ایشان خودش هم رغبت ندارد . آخر در بلاد کفر که تا سرت را بالا کنی به تصاویر مبتذل و فضاهای نابه هنجار می افتی و با آن همه فسق و فجور چطور باسیره سیدعلی آقا قاضی جورد در می آید ؟ به نظر شما نظر امام زمان چیست ؟
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نمی‌دانم نظر مبارک حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در این مورد چیست. ولی اگر آن فرد در خود این توانایی را می‌بیند که ماوراء فضاهای نامناسب غرب، نظر به وظیفه‌ی خود که تبلیغ اسلام است بیندازد، برود. وگرنه، نه. موفق باشید

  • سلام علیکم. در سفارشات دینی به همه سفارش شده که به تفقه در دین برسند مثل حدیثی از ابوحمزه که قال: سمعت أبا عبد الله علیه السلام یقول: تفقهوا فی الدین فانه من لم یتفقه‏ فی‏ الدین‏ فهو أعرابی یا سفارش امام علی ع به امام حسن در نامه 31 و سفارش پیامبر ص به اباذر ره و ... حال چگونه در آیه 122 توبه فرموده (گروهی) بروند در دین فقیه شوند؟«فلو لا نفر من کل فرقه منهم طائفه لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ»

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه‌ی 122 توبه که در موقع جهاد با کفار نازل شد متذکر می‌شود همه لازم نیست با آن‌همه اهمیتی که جهاد دارد، به جهاد بروید، عده‌ای بروید در مراکز علمیِ دینی و در دین تعمق و تفقه کنید و برگردید جامعه‌تان را هدایت نمایید. موفق باشید

  • سلام علیکم استاد
    لطفا بفرمایید که معنای این فرمایش که وجود مبارک حضرت رسول اکرم(ص) با افراد به قدر عقولشان صحبت میکرد، یعنی چه؟
    با شخصی که سنش بالاست ولی عقلش حضیض، چطور بایست با او برخورد نمود؟و برخورد با نوجوان و جوان چگونه است؟
    باتشکر-غفرالله لنا و لکم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید که موضوع روشن باشد. بالاخره باید درجه‌ی فهم افراد را در نظر گرفت و معارف الهی را در حدّ فهم مردم با مردم در میان گذارد، اعم از سالمند یا نوجوان. به یک معنا باید با آن‌ها همراهی کرد و از مبانی خود آن‌ها در مسیر هدایت‌شان استفاده کرد. موفق باشید

  • سلام وخداقوت
    1.می خواستم بدانم وظیفه ی ما درباره فضای مجازی چیست وچه طور باید باشد باتوجه به این که الان قلب های افراد را این روح تسخیر کرده است وانواع حالات جدیدی که اطلاع دارید وی چت و... نحوه ی رویکرد ماباید چطور باشد؟
    2.درباره جمله ای که از روحانیون تاکید میشود درباره تاکید بالا وبلاگ زدن و..... چطور؟ چون بنده نمی بینم چیزی جزء کپی کردن ها وسرگرمی های جدید؟
    باتشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حداقل باید از همین وسایل در راستای اهداف خودمان استفاده کنیم ولی تسخیر آن نشویم و متوجه محدودیت‌های آن باشیم 2- به هر صورت امروز می‌توان معارف دینی را از طریق فضای مجازی در آن حدّ که ظرفیت دارد، ارائه داد. موفق باشید

  • سلام استاد. بنده طلبه هستم و متاسفانه خیلی از نظر تجزیه و ترکیب مشکل دارم. بحث‌های صرف و نحو را تا حد متوسط بلدم اما نمی توانم جملات عربی بدون اعراب را اعراب گذاری کنم و این باعث شده خیلی ناراحت بشم. بنده کتب شهید مطهری-کتب شما-کتب استادصفایی-استادمصباح-سخنان آقا و امام خمینی و خیلی کتب غرب شناسی و... را خوندم و سخنرانی های استاد پناهیان و امثالهم رو هم همیشه گوش میدم. راستش نمیدونم مغرور هستم یا نه ولی وقتی می‌بینم بنده در اقناع جوانان از فلان روحانی که صرف و نحو قوی هم دارد موفق تر هستم احساس می‌کنم اگه کتب فارسی برخی ازعلمای با بصیرت رو دنبال کنم فهم دینی بنده هم قوی خواهد شد درضمن بنده می خواهم بیشتر همّ و غمّ خود را برای تبلیغ دربین نوجوانان و کودکان خرج کنم و این اقشار خیلی با عربی سروکار ندارند. به نظر شما بنده عربی رو در چه حدی کار کنم؟ به نظرتون امام زمان از دست بنده ناراحت هستند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم سعی کنید تا دیر نشده به عنوان طلبه وقت بیشتری روی ادبیات عرب بگذارید حتی اگر با سی‌دی هم شده دروسی را که گذرانده‌اید، برگردید دوباره کار کنید. برای ادامه‌ی کار نیاز به متون عربی دارید. موفق باشید

  • با سلام ، خانوم متأهل هستم که کارشناسی مهندسی را گرفتم و مشغول دروس حوزوی شده ام. با رویکرد کار علمی در جاهایی که نظام اسلامی خلاء دارد در راستای تمدن سازی و پرکردن خلاء های محتوایی و روشی در نظام تربیت دینی و بازکردن گره های کور مقابل حرکت انقلاب اسلامی در جاهایی که تشخیص بدهیم . در این مسیر کارهایی که خدا پیش می آورد همچون تبلیغ یا تدریس یا حتی کارهای اجرایی در موارد خاص یا کارهای دیگر هم در صورت توانایی انجام می دهم. و مطالب معرفتی هم به جد در کنار درسم کار می کنم.
    مستحضر هستید که تقریبا حداقل باید 15 سال دروس حوزوی را خواند تا به نقطه ی مطلوب برای اهداف مورد نظرمان برسیم. در این بین اهداف سطحی تر و سهل الوصول با تلاش کوتاه مدت هم هستند مثلا تدریس رسمی در مدارس راهنمایی و دبیرستان و ... که به راحتی بدست می آیند ولی ممکن است اشتغال به آن ها ، سرعت یا کیفیت کار اصلی ما را پایین بیاورد. مثلا می شود دو سال ارشد فلسفه اسلامی را بگیرم و در دانشگاه یا بهتر از آن در مدارس مشغول به تدریس درس های معارف بشم. می خواستم در کل نظر حضرتعالی را بدانم راجع به مطالبی که خدمتتان عرض کردم. هم چنین با توجه به این که تا چند سال دیگر ممکن است فرزند داری هم به کارهای من و به طور کلی خانوم ها ، اضافه شود و طبیعتا محدودیت خانوم ها نسبت به آقایان از جهت بچه داری بیشتر است ، رسالت آن ها چه تفاوتی با آقایان دارد ؟؟؟ آیا همان افقی که از تحصیلات حوزوی با مجهز شدن به اجتهاد فقهی و فلسفه و عرفان برای آقایان متصور است، برای خانوم ها نیز به همان صورت متصور است ؟؟؟ و آیا خانوم ها هم می توانند در این جبهه از طریق تحصیلات عالیه ی حوزوی راهگشایی عظیمی بکنند ؟ یک جایی فرمودید که حوزه های خواهران به اندازه ی برادران برنامه ی خاصی ندارند ، من برنامه ی سطح 1 حوزه معصومیه خواهران را با معصومیه برادران مقایسه کردم ، دقیقا یکی است با این تفاوت که دو سه تا از دروس ، کتاب هایی که خواهران می خوانند منبع بهتر و اصلاح شده اش هست. مثل اصول. خواستم بدانم که شما آن حرف را ناظر به همه ی حوزه ها فرمودید یا خیر؟ عالی ترین و بهترین کاری که خانوم ها بتوانند انجام بدهند - اگر توانایی و استعداد همه کاری در جبهه انقلاب داشته باشند - چیست ؟ منظورم به صورت رسمی است (به جز همسرداری و بچه داری و افزایش معرفت ). کتاب های شما را مطالعه کرده ام ، از نظر امام ره که نقش اجتماعی زنان را در پیشبرد اهداف انقلاب ضروری می دانند ، عالی ترین نقش اجتماعی که امام از زنان توقع داشتند چیست ؟ متأسفانه خانوم ها الگوی جامعی ندارند که برای حرکت به آن نظر کنند درحالیکه آقایان ، امام و رهبری و خیلی های دیگر را دارند، لطفا راهنمایی بفرمایید تا این خلاء به خانوم ها آسیب نرساند. و در آخر اینکه متأسفانه در جلساتی که شما به قم تشریف می آورید اغلب به گونه ای برنامه ریزی می شود که خانوم ها اجازه ی ورود به جلسات رو ندارند، اگر زمان شاه بود عیبی نداشت ولی بعد از گذشت 35 سال از حیات انقلاب اسلامی، این کار توهین و تحقیر و البته آسیب رساندن به جامعه ی زنان کشور است . من اگر جای شما بودم به دعوت هایی که در جلسات فقط با حضور آقایان می شد پاسخ مثبت نمی دادم تا مجبور شوند خانوم ها رو هم راه بدهند . من بررسی کردم در این جلسات واقعا امکان ورود خانوم ها هم بود و مطلع شدم که تعدادی از طلاب هم به این که چرا خانوم ها نیستند اعتراض کرده بودند ، ولی باز هر بار به نوعی جلسه ی شما فقط برای آقایان است، حتی اگر یک خانوم هم محروم شود از این فیض ، در حقش ظلم شده. لطفا رسیدگی کنید. خیلی متشکرم . التماس دعا.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً ما در رابطه با جایگاهی که تاریخ ما باید در فضای بیرون از فرهنگ مدرنیته برای حضور خانم‌ها معنا کند هنوز در یک فترت تاریخی هستیم. در این مورد تا حدّی فکر کرده‌ام و امیدوارم بتوانیم به طور جدّی روی این موضوع فکر کنیم. دو راه در مقابل ما هست که هیچ‌کدام جواب‌گو نیست؛ یکی آن‌که ما هم به همان صورتی که غرب مسئله‌ی زنان را حل کرد ورود پیدا کنیم که عملاً انقلاب ما بخواهیم و نخواهیم در لعابی اسلامی در حوزه‌ی غرب هضم می‌شود و می‌شویم بسط تمدن غربی. و دیگر آن‌که زنان را در تاریخی که از آن گذشته‌ایم متوقف کنیم و بخواهیم مثل مادران و مادربزرگان‌مان زندگی کنند که این هم بخواهیم و نخواهیم چون جوابگوی امروز ما نیست، بازکردن مسیر حضور زنان در حوزه‌ی غرب است. راه سومی که با جوانب زن مسلمان در انقلاب اسلامی هنوز به طور تعریف‌شده ظهور نکرده و باید شدیداً در این مورد فکر کرد تا اشراق لازم فرا برسد و اجمالی که منجر به تفصیل می‌شود به صحنه بیاید، گشوده نشده است. باید راهی برای تفکر در این موضوع باز شود تا بتوانیم در مواجهه با مسئله‌ی زن فکر کنیم. تنها چیزی که فعلاً در آن فکر می‌کنم آن است که آرام‌آرام زنان ما بتوانند با اراده‌ی معطوف به حضوری فعّال در هر فرصتی که به نحوی می‌توانند گمشده‌ی خود را دنبال کنند و ظهور دهند، خود را به صحنه بیاورند، بدون آن‌که بخواهند مرد باشند. من احساسی که هیدگر دارد که می‌گوید: «خدایی بیاید و کاری بکند» را درک می‌کنم ولی دیدید که خدای خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» آمد و بحمداللّه افقی جهت عبور از مدرنیته گشوده شد و در همین رابطه با روح انقلاب اسلامی و با خدای خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» باید در مورد جایگاه زنان که به نظر بنده پیچیده‌ترین وجهی است که باید انقلاب اسلامی ظهور دهد، فکر کرد. اگر به این دستگاهی که عرض کردم فکر شود و به آن دو راهی که مقابل زنان است وارد نشویم، راهی که باید گشوده شود ظهور می‌کند و این رسالتی است که خودِ زنان در شرایط جدید باید به‌عهده بگیرند تا با فهم نسبت جدیدی که برای آن‌ها با عالم و آدم پیدا شده است خود را معنا کنند. رهبری عزیز در سومین جلسه‌ی نشست اندیشه‌های راهبردی با موضوع زن و خانواده در تاریخ 14/10/90 اشاره‌هایی بس گرانقدر در این رابطه داشتند؛ فرمودند: «اصلاً نمی‌شود نقش زن را محاسبه کرد و من اقرار می‌کنم، اعتراف می‌کنم اولین کسی که این نقش را فهمید امام بزرگوار ما بود مثل خیلی چیزهای دیگری که اول او فهمید، در حالی‌که هیچ‌کدام از ما نمی‌فهمیدیم». رهبری در آن جلسه مسئله‌ی زن و خانواده را برای کشور جزء مسائل درجه‌ی یک معرفی کردند و فرمودند: «نقش زنان یک نقش بی‌بدیلی است، پس خودِ این نقش اقتضا می‌کند – چون آینده دارد – لذا آینده احتیاج دارد به این حضور زنانه در مجموعه‌ی حضور ملی». ایشان تأکید دارند: «بایستی راجع به مسئله‌ی زن و حفظ این ظرفیت که در جامعه‌ی ما وجود دارد تلاش کنیم». و می‌فرمایند: «در حوزه‌ی زن و خانواده از لحاظ علمی – کارشناسی‌های زمین‌مانده الی ماشاءاللّه در مقابل خود داریم... باید گفتمان‌سازی کنیم – باید در این زمینه خلأهای نظری را پر کنیم». ملاحظه کنید که رهبرى در شرایط امروز جهان چه چیزى را درک مى‏کنند که مى‏فرمایند: نقش زن را نمى‏شود محاسبه کرد و اولین کسى که این را فهمید امام بزرگوار ما بود. در کتاب «زن؛ آن‏گونه که باید باشد» عرض شد که چگونه تکنیک یک پدیده‏ى جدیدى است و نباید تصور کرد که مثلًا یک لودِر عبارت است از هزار تا کلنگ‏، بلکه پدیده‏اى است که مناسبات‏ خاصى با طبیعت ایجاد مى‏کند که هرگز هزار نفر با هزار کلنگ نمى‏توانند آن مناسبات را پدید آورند. شما اگر بخواهید با هزار کلنگ جنگلى را خراب کنید هزار تا آدم مى‏خواهید، یعنى هزارتا بازو مى‏خواهید ولى با یک لودر به راحتى مى‏توانید آن را تخریب کنید، این نشان مى‏دهد لودر مجموعه‏ى ابزارهاى گذشته نیست، بلکه یک پدیده‏ى جدیدى است که مناسبات خاصى با طبیعت دارد. حال عرض بنده آن است که در دنیاى جدید ما پدیده‏ى جدیدى داریم به نام «زن» که نحوه‏ى مناسبات او با عالم و آدم غیر از مناسباتى است که «زن» قبل از این دوره داشت. ممکن است کسى بگوید «زنِ امروز همان زن دیروز است و باید تلاش کنیم زن امروز هم مثل مادربزرگ ما عمل کند»، چنین فردى هنوز زمانه را نشناخته است. جالب است که رهبرى مى‏فرمایند: «من اقرار مى‏کنم، اعتراف مى‏کنم اولین کسى که این نقش را فهمید امام بزرگوار ما بود». این چه نقشى است که در تاریخ جدید، امام مى‏فهمد و تازه امثال مقام معظم رهبرى مى‏فهمند که تا قبل از امام نمى‏فهمیدند. و چرا حالا ایشان مى‏فهمند ولى بقیه هنوز هم نمى‏فهمند؟ اگر امروز هم نگاه اشراقى به مکتب حضرت امام نکنیم متوجه نقش زن نخواهیم شد که بحث آن مفصل است‏. باز تأکید می‌کنم زنان باید خودشان مطابق اهداف نظام اسلامی به دنبال هویت گمشده‌شان باشند تا مسئولیت تحقق تمدن اسلامی را از دوش خود فروگذار نکرده باشند. ممکن است خانمی از این‌که دارد در مسئولیتی نقش ایفا می‌کند و مثلاً در دبیرستان و یا دانشگاه با رویکرد دفاع از نظام اسلامی تدریس می‌کند خود را راضی نماید که مسئولیتی مطابق روحِ زن‌بودنش به‌عهده گرفته، بر او از این جهت اشکالی نیست ولی باید از خود بپرسند با کدام هویت و در ذیل کدام تعریف از زن در این تاریخ حضور دارد که بتواند نگاه‌ها را به افقی معطوف دارد که آینده، زنان ما باید وارد آن افق گردند. بنده معتقدم برای عبور از لایه‌های تاریخی دیروز و امروز بسیار باید تلاش کرد، به همین جهت بر شورای اندیشه‌های راهبردی در مورد زن و خانواده نبایداشکال گرفت که چرا سریعاً راه‌کار نشان نمی‌دهند. زیرا این یک کار عادی نیست که باید آن‌ها انجام داده باشند و انجام نداده‌اند. این، ایجاد یک معنای جدیدی است برای آن‌که زن نسبت‌های خود را در شرایط جدید بازخوانی کند، لذا بعد از آن‌که باید بسیار فکر کند و خوب هم فکر کند باید در یک انتظار تاریخی آماده باشند که حادثه‌ای رخ دهد و در آن حادثه معنای آن فکر و انتظار ظهور خاص خود را به صحنه آورد و در آن صورت نقش خود را بیابد، چیزی که انقلاب اسلامی در مقابل صدام در رابطه با فرهنگ مقاومت توانست از خود نشان دهد و معلوم کرد حقیقتاً این ملت به امام حسین«علیه‌السلام» متصل است. باید معلوم شود ما به زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها» متصل‌ایم و تاریخ آینده‌ی خود را با آن پشتوانه‌ی فرهنگی و معنوی شکل خواهیم داد. کتاب «زن‌؛ آن‌گونه که باید باشد» و جزوه‌ی «فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» هویت گمشده‌ی زن» که حدود بیست‌سال پیش نوشتم می‌تواند نگاهی باشد به آنچه هست و نباید باشد و آنچه نیست و باید باشد و یک روحیه‌ی انتظار ایجاد می‌کند تا اشراقی فراهم شود. ملت ما تا قبل از سال‌های 41 و 42 فقط می‌دانستند باید نقش دیگری در تاریخی که پیش‌آمده برای خود داشته باشند و هرگز ماوراء محمدرضاشاه نمی‌توانستند فکر کنند چیزی که شما در سال‌های 1330 و نهضت ملی‌شدن نفت می‌یابید. ولی در سال 42 امام تاریخ جدید ما را با نقدِ نظام شاهنشاهی و نقد شخص شاه به صورت بسیار اجمالی گشودند. از آن به بعد فقط فهمیدیم که باید نسبت خود را با شاه و نظام شاهنشاهی تغییر دهیم ولی همچنان در اجمال و ابهام بودیم تا آرام‌ارام صورت تفصیلی این اجمال این‌طور ظهور کرد که باید شاه برود و برای کشف این هویت تاریخی به اندازه‌ی سال 42 تا 56 ، زمان نیاز بود. و قتی معلوم شد نقش ما در تاریخ جدید چیست، دیدی که یک‌سال طول نکشید که توانستیم شاه را از کشور بیرون کنیم و نسبت جدیدی ماوراء زندگی در نظام شاهنشاهی را برای خود معنا نماییم و بنده این حالت را در مقاله‌ی «ای امام!» در کتاب «انقلاب اسلامى؛ برون رفت از عالم غربى» ص: 235 تا حدّی ترسیم کرده‌ام.
    اما در مورد دروس مربوط به خواهران سؤالات متعددی دارم؛ اولاً: در اکثر حوزه‌های شهرستان‌های مربوط به خواهران که بعضاً هم بنده قبلاً درس می‌دادم، برنامه‌ها در سطح مطلوب و در حدّ برداران نبود. ثانیاً: بر فرض که برنامه‌ها عین برنامه‌ی برادران باشد، آیا این درست است؟ آیا زمینه‌ی اجتماعی ما همان نوع فعالیتی که برای طلّابِ مرد فراهم کرده است برای خواهری هم که رسائل و مکاسب خوانده و در درس خارج فقه شرکت کرده، فراهم نموده؟ و در مورد جلسات قم هم حق با شما است نباید رفقا از این وظیفه‌ی خود کوتاهی کنند. بنده تذکر لازم را می‌دهم و در این جلسه‌ی اخیر هم بنده وقتی وارد سالن شدم دیدم فقط برادران هستند. موفق باشید .

  • سلام علیکم

    کسی که از کودکی تا جوانی دچار گناهان کبیره بوده، منتها به تدریج موفق به توبه و ترک گناهان شده و رو به معارف دینی آورده است، می تواند در آینده مبلغ معارف عالی دینی شود؟ یک نگرانی این است که اگر کسانی هر چند خیلی معدود از گذشته و گناهانش آگاه هستند بخواهند آبروی او را بعدا بریزند آیا این منجر به لطمه خوردن دین به خاطر گذشته سیاه آن فرد که حالا مبلغ دین شده نمی شود؟ در این صورت تکلیف آن فرد چیست؟ میتواند در مسیر اشاعه معارف دین قدم بردارد؟

    باسمه تعالی‌: سلام علیکم: وقتی انسان از گناهان گذشته‌ی خود توبه کند در حالی که خداوند می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابین» پس مورد محبت خداوند و مورد محبت هر قلبی که خدایی است قرار می‌گیرد و دارای احترام خاصی در بین مؤمنین می‌شود. از طرفی خداوند می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُدافِعُ عَنِ الَّذینَ آمَنُوا» خدا مدافع مؤمنین است پس هرگز نمی‌گذارد نقشه‌ی بدخواهان به نتیجه برسد. با تمام امید وارد دینداری و تبلیغ دین شوید و تنها تقوای الهی را پیشه کنید و بس. موفق باشید

  • با سللام خدمت استادگرامی
    1_استاد محترم بند ه تاحدی باعواقب بد غیبت کردن وهم چنین گوش دادن غیبت آگاه هستم اما استاد محترم بنده وقتی با بزرگان فامیل برخورد می کنم بعضی ازآنها به غیبت کردن عادت کرده اندحال سوالم اینجاست که اگربا آنهاقطع رابطه کنم می ترسم که به طورکامل ازدین رویگردان شوندوازطرفی اگربا آنهارابطه داشته باشم ناچارم غیبت گوش کنم وظیفه ام جیست؟
    2_درمحله ما برخی مبلغین هستند که برای اینکه جوانان جذب دین بشوند رو به چرت و پرت گویی آورده اند نظر شما درمورد اینجور کارها چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- گوش‌دادن به غیبت غیر از آن است که غیبت به گوش شما بخورد. تا آن‌جا که برایتان ممکن است شما طالب شنیدن آن غیبت‌ها نباشید 2- دین یک حقیقت جدّی و گرم است، اگر با حرف‌های غیر جدّی بخواهیم دین را تبلیغ کنیم عملاً از دین چیزی باقی نمی‌ماند. موفق باشید

  • استادسلام .میخواستم باتوجه انحرافاتی که بعضا درهیئات عزاداری دیده میشود.نحوه ی عزاداری یک هیئت که نوکران بااخلاص و بامعرفت اهل بیت در ان جمعندبرای عزاداری سیدالشهدا راترسیم بفرمائید.باتشکر

    باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بیشتر باید مردم با تأمل و تدبر در سیره‌ی حضرت اباعبدالله«علیه‌السلام» خود را به حضرت نزدیک کنند که نمونه‌ی آن را در کتاب حماسه‌ی حسینی آقای شهید مطهری ملاحظه می‌کنید. در کنار تدبر در سیره‌ی حضرت است ، باید به یاد مصیبت‌های حضرت بود و اشک ریخت و باز در کنار این امور در حدّ محدودی سینه‌زنی خوب است ولی در حال حاضر فقط قسمت سوم برجسته شده و این خوب نیست. نمونه خوب عزاداری را شما در لبنان در سخنرانی های هرشبه اقای سید حسن نصر الله ملاحظه می کنید .موفق باشید

  • با سلام. استاد گرانقدر مدتی پیش کتاب «خودمقدس شما» نوشته وین دایر را می خواندم برخی از مباحثش شبیه کتاب شما با عنوان آشتی با خدا... بود.-به هرحال به نظر می رسد او هم در حقایق عالم غور کرده و طعم حقایق را چشیده- به نظرم رسید به شما پیشنهاد دهم حیف است کتاب شما به زبان انگلیسی و فرانسه و آلمانی و امثالهم ترجمه نشود. چه خوب بود اگر شما کتابتان را با دید جهانی شدن ویرایش کرده و ترجمه نموده و از طریق سفارتهای ایران و یا.... به دست مردم جهان می رساندید. حیف است ایشان بی بهره باشند.موفق باشید.

    باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از پیشنهاد جنابعالی تشکر می‌شود. گروه فرهنگی المیزان موضوع را تحت بررسی دارد. موفق باشید