×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    انتخابات

  • سلام استاد گرامی:
    با آرزوی سربلندی و عزت برای ایران اسلامی و رهبری انقلاب
    و آرزوی عزت و سربلندی برای حضرت عالی. نامه ی سرگشاده ای اخیرا منتشر شد متن اون رو میارم و تحلیل و نظر شما در این خصوص رو می خواستم
    ===============================
    بسم الله الرحمن الرحیم
    محضر مقام معظّم رهبری، آیت الله خامنه‌‌ای، دامت برکاته
    با اهداء سلام
    به‌اختصار، مطالبی را در محضر ملت شریف ایران به استحضار عالی می‌رسانم، به امید آنکه در آن درنگ شود و مایهٔ خیر ملت و کشور و جمهوری اسلامی باشد.
    آنچه از مسموعات و مشاهدات و مطالعهٔ گزارش‌ها و تحلیل‌ها دریافت کرده‌ام آشکارا حاکی از آن است که آنچه در ذهن و زبان بسیاری از مردم و در زندگی آنان می‌‌گذرد زیبندهٔ نظامی نیست که با پرچم اسلام به دنیا معرفی می‌شود:
    در ذهن این مردم باورهایی که پشتوانهٔ استحکام و نیز مقبولیت و مشروعیت نظام اسلامی بود به گونه‌ای روزافزون آسیب دیده و می‌بیند.

    بر زبان بسیاری از مردم در کوی و برزن و در برخی محافل و مجالس، سخنانی می‌رود که از عمق بی‌اعتقادی و بی‌اعتمادی نسبت به مدیریت کلان و مدیران کشور حکایت می‌کند.

    تورم روزافزون، همراه با کاهش درآمد اقشار گسترده، نه‌تنها زندگی امروز مردم را گرفتار دشواری‌های طاقت‌فرسا کرده که ناهنجاری در درون بسیاری از خانواده‌ها را گسترش داده و آنان را نگران آیندهٔ نامعلوم خود و فرزندانشان ساخته است.

    علاوه بر این مردمِ گرفتار در تلاطم زندگی و مشکلات طاقت‌سوز معیشتی، بسیارند انسان‌های ناراضی از اوضاع فرهنگی و سیاسی که گرفتار بی‌عدالتی‌های غیرقابل‌انکار شده‌اند.

    البته هنوز کم نیستند کسانی که اصلاحِ امور و تغییر وضع نامطلوب کنونی را از عالی‌ترین جایگاه مدیریت کشور انتظار می‌کشند. در چشم این خیل عظیم، اوضاع غیرقابل‌دوام‌ امروز صرفاً معلول تصمیمات مدیرانی که می‌آیند و می‌روند نیست (که البته این آمدن‌ها و رفتن‌ها هم خارج از چارچوب ارادهٔ عالی و حاکم بر کل مقدرات کشور نیست). از نگاه مردم، شیوهٔ مدیریت در بالاترین سطح، و قدرتِ نافذ آن، نقش‌آفرینِ اصلی در تمام یا اکثر مهامّ امور کشور است.

    مردمی که چنین انتظاری دارند هرگز الزامات و محدودیت‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی (که البته چهل سال از آن گذشته است) و نیز کینه‌توزی دشمنان انقلاب، به‌ویژه آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی را نادیده نمی‌گیرند. همچنین آنان از پیامدهای دفاع مقدس غافل نیستند و به شهیدان و مجاهدان و نقش‌آفرینان آن حماسهٔ ملی و اسلامی، که فرزندان همین ملت بودند، سپاس و درود بی‌پایان تقدیم می‌کنند. اما همین مردم بر این باورند که مدیریت کشور، به‌ویژه عالی‌ترین سطح آن، باید با ملاحظهٔ همین مشکلات و چالش‌ها شیوه‌ای در مدیریت امور به کار می‌بست که امروز گرفتار این آشفتگی‌های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و … نمی‌شدیم.

    اینجانب، با رعایت اختصار، مهم‌ترین مطلب از گفتنی‌های بسیار را که لازم می‌دانستم به عرض رساندم و بیش از این به ملت بزرگوار ایران و حضرت‌عالی تصدیع نمی‌دهم و تنها با یک کلام دیگر سخن را به پایان می‌برم:

    اگر شیوه‌ای که تاکنون به کار رفته است نتیجهٔ محاسبات متعارف و براساس آراء و تحلیل‌های شناخته‌شده در حکم‌رانی است، پس هستند پرشمار صاحب‌نظرانی که حق دارند و باید مجاز باشند تا زبان و قلم به نقد بگشایند و درست و نادرست این روش را تذکر دهند و اصلاح آن را با تأکید درخواست کنند و نگران پیامدهای ناگوار بهره‌مندی از این حق طبیعی و الهی نباشند. اما اگر مبنای تصمیمات این چند دهه دانسته‌هایی از مبادی غیرمتعارف است که تنها در اختیار خواصی از بندگان خدای متعال است که بنده و امثال بنده هیچ حظّی از آن نداریم و، در نتیجه، آنچه بر کشور و مردم و جمهوری اسلامی می‌گذرد سرنوشتی محتوم و گریزناپذیر است، پس همگان تسلیم امر محتوم و مشیّت الهی خواهیم بود، ان‌شاءالله.

    از تصدیعی که دادم پوزش می‌خواهم و دوام عمر و سلامتی آن حضرت را از خداوند خواستارم.

    سید محمد موسوی خوئینی ۹۹/۴/۷

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این افراد نتوانسته‌اند جایگاه تاریخی و حضور تاریخی انقلاب اسلامی را متوجه شوند. جواب آقای محمد ایمانی در کیهان، جواب به جایی بود. گویا بنا بر آن است که آنچه را هم که دشمن بر سر انقلاب اسلامی آورده، رهبری باید جوابگو باشند. نظر جنابعالی را ذیلاً به یادداشت ویژه‌ی امروز روزنامه‌ی کیهان جلب می‌نمایم: موفق باشید



    خانه تیمی یا شعبه ایرانی ستاد انتخاباتی ترامپ؟ (یادداشت روز)



    تاریخ: ۰۸ تير ۱۳۹۹ 



    ۱. فضای رسانه‌ای جدید در کنار همه سودمندی‌هایش، بی‌شباهت به بازار آهنگران نیست؛ پر سر و صدا. بازار تحلیل از هر قماش دایر است و گاه چنان‌که به قول معروف؛ «گنه کرد در بلخ آهنگری- به شوشتر زدند گردن مسگری». کسانی می‌گویند نباید نیت‌خوانی کرد. می‌گویند «اُنظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال». اما استناد نصف و نیمه، راه به خطا و مغالطه می‌برد. متن کلام امیرمومنان عليه‌السّلام در کتاب شریف «غُرَرالحکم» چنین است: «خُذ الحكمَهًَْ حَيثُ كانَتْ وَ انْظُر اِلي ما قالَ و لا تنظُرْ الي مَنْ قال. حكمت را هر جا باشد، فرا گير. و نگاه كن به آنچه گفته مي‌شود، نه به گوينده سخن». یا: «خُذِ الحكمَهًَْ ممّنْ اَتاكَ بِها و انظُرْ الي ما قالَ... حكمت را از هر كس كه نزد تو آورد، بگير و نگاه كن به گفته، نه گوينده سخن». حضرت می‌فرماید توقف در گوینده، مانع از گرفتن حکمت نشود. چنانکه فرمود «الْحِكْمَهًُْ ضَالَّهًُْ الْمُؤْمِنِ، فَخُذِ الْحِكْمَهًَْ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ» (حکمت ۸۰ نهج‌البلاغه).

    ۲. اما حضرت هرگز نفرمود بر انگیزه گوینده چشم ببندید، بلکه بارها انگیزه منافقین را به چالش کشید. وقتی طلحه و زبیر، به‌خاطر ‌اشرافیت‌طلبی شورش کردند، حضرت ساکت ننشست. آنها با وجود مخالفت صریح امیرمومنان (ع)، خلیفه را کشتند، اما چند ماه بعد با عاملان بی‌عدالتی در دربار خلیفه ائتلاف کرده و خونخواه خلیفه شدند! امام در مقابل این فتنه‌انگیزی فرمود «انهم لیطلبون حقا هم ‌ترکوه و دما هم سفکوه». شورشیان خوارج هم- که سران آن با معاویه بسته بودند- پس از آشکار شدن خسارت‌های حکمیت، مدعی «لا حکم الّا لله» شدند که آیه قرآن بود. آنها خود، مذاکره و صلح را تحمیل کرده بودند و حالا می‌گفتند ما توبه کردیم، تو هم که حکمیت را پذیرفتی، باید توبه کنی! امام در اینجا هم فرمود «کَلِمَهًْ حَقٍّ یُرَادُ بِهَا بَاطِل»‌. لا حکم الا لله، کلمه حقی است اما اراده باطل از آن دارند.

    ۳. تصور می‌شد برخی افراطیون مدعی اصلاحات، فقط به دموکرات‌های آمریکا سرویس می‌دهند. اما شواهد، حاکی از این است که آنها برای ستاد انتخاباتی ‌ترامپ هم پادویی می‌کنند؟ سند اگر می‌خواهید، توییت یک بازداشتی فتنه ۸۸: «پرسش من به‌عنوان یک شهروند از رهبر کشور این است؛ با این همه فشار اقتصادی بر گرده مردم، دلار چند هزار تومان بشود، نرمش قهرمانانه موجه و مذاکره با آمریکا مجاز می‌شود؟». ‌ترامپ نگون‌بخت، چهار ماه مانده به انتخابات، از همه طرف بد آورده است. غیراز ناکامی ‌در عراق و سوریه، او در حوزه تدابیر اقتصادی و بهداشتی نیز در مقابل کرونا ضربه فنی شد و سرانجام، در برابر اعتراضات بی‌سابقه‌تر عاجز ماند. نظرسنجی‌ها شانس پیروزی دوباره ‌ترامپ را ده درصد نشان می‌دهد. در این شرایط، او نیاز به برگ برنده‌ای مانند القای تسلیم ایران و قبول مذاکره با وجود لگدمال شدن برجام را دارد. مردم ما نوعا به این عبرت رسیده‌اند که مذاکره، چیزی جز خسارت نیست. حتی آقای روحانی، مذاکره دوباره را «دیوانگی» خواند. در چنین وضعیتی، وقتی عضو احزاب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین، خواستار مذاکره دوباره می‌شود، آیا جز این است که برای ستاد انتخاباتی ‌ترامپ کار می‌کند و می‌خواهد او را به هر قیمت در مسند نگه دارد؟ اگر این پالس، از طرف دوستانش در حزب اتحاد ملت و مجمع روحانیون نیست، چرا آنها این موضع وطن‌فروشانه را محکوم نمی‌کنند؟

    ۴. فرد دیگری که سوابق نظامی داشته اما به نشریات زنجیره‌ای سرویس می‌دهد، به روزنامه اعتماد گفته است «باید با ‌ترامپ مذاکره می‌‌کردیم و پرچم مذاکره را از دست او می‌‌گرفتیم(!) سؤالي كه طرف ايراني بايد روي ميز مذاكره مي‌گذاشت اين بود كه اگر به توافق رسيديم، چه ضمانتي وجود دارد رئيس‌جمهور بعدي، رفتار شما را تكرار نكند و از توافقی که امضا می‌کنیم، خارج نشود؟». این در حالی است که امثال وی، اگر صداقت و درایت داشتند، تضمین را باید در برجام و از اوباما می‌خواستند. نفر سوم داستان، عضو اولین تیم مذاکراتی روحانی بود و به جرم ارائه اطلاعات محکوم شد. او به روزنامه ایران می‌گوید «اوباما واقعاًً می‌‌خواست طبق تعهدات در برجام همه تحریم‌‌ها را بردارد. او کری را هم به‌عنوان بازاریاب برای ایران، به کشورها فرستاده بود. کری صبح تا شب با همه ملاقات می‌‌کرد و می‌‌گفت با ایران کار کنید، ما شما را مجازات نمی‌کنیم... ما در تاریخ ۴۰ ساله گذشته، مانند اوباما نداشته‌ایم که به‌دنبال تعامل با ایران باشد. با وجود چنین شرایطی امکان مذاکره فراهم نشد... ایران در دوره اوباما فقط مجوز گفت‌‌وگو در موضوع هسته‌ای را به دیپلمات‌های خود داد. به همین دلیل وقوع هرگونه مذاکره‌ در کوتاه‌‌مدت ممکن نخواهد بود». او هیچ وقت پاسخ نمی‌دهد که اگر توافق متقن بود، چرا ظریف دنبال گرفتن تضمین پسابرجامی درباره مجازات نشدن شرکای تجاری ایران بود و هرگز موفق نشد؟ یا اینکه؛ امثال او چرا اصرار داشتند برنامه موشکی و نفوذ منطقه‌ای را هم در مذاکره واگذار کنیم؟ آیا از پروژه تبدیل ایران به لیبی و عراق بی‌خبر بودند؟

    ۵. نفر چهارم داستان ما، دبیر مجمع روحانیون است. پنج‌شنبه گذشته بود که اکانت توییتر وابسته به وزارت خارجه رژیم صهیونیستی نوشت «مردم ایران از شعارهای جمهوری اسلامی فاصله گرفته‌‌اند. در حالی که حکومت جمهوری اسلامی و مزدوران حقوق‌بگیر او مشغول به خیال‌‌پردازی‌ هستند، خوشبختانه مردم ایران از شعارهای توخالی جمهوری اسلامی فاصله می‌گیرند». به دو روز نکشید که آقای خوئینی‌ها، همین ادعای اسرائیل را عینا تکرار کرد! این اتفاق افتاد تا از یاد نبریم که دو روز قبل از حرمت‌شکنی فتنه‌گران در روز قدس (۲۷ شهریور ۸۸)، وزارت خارجه اسرائیل خواستار شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» در روز قدس شده بود! فتنه را خاتمی، موسوی و موسوی خوئینی‌ها مدیریت می‌کردند و هرگز از حمایت صهیونیست‌ها - که جنبش سبز را سرمایه بزرگ اسرائیل خواندند-  برائت نجستند. ده روز بعد، رابرت گیتس (رئیس ‌سیا و وزیر دفاع در دولت‌های بوش و اوباما) با‌ اشاره به ساختارشکنی روز قدس، به CNN گفت «به‌دلیل شکاف‌‌های عمیق در ایران، تحریم اثرگذارتر از گذشته است. ما شکاف‌‌هایی را شاهدیم که در ۳۰ سال گذشته بی‌‌سابقه است. مخالفان به جای پیگیری رای خود، سیاست‌های کلان حاکمیت را هدف گرفته‌‌اند.» روایت سه هفته بعد روزنامه لس‌آنجلس تایمز، حکایتی جدا و خارج از حوصله این یادداشت است که نوشت نمایندگان سران جنبش سبز از مقامات آمریکایی خواسته‌اند تحریم‌های فلج‌کننده را علیه ایران اعمال کند. چرا برخی تحرکات برخی مدعیان اصلاح‌طلبی، تا این حد هماهنگ با راهبرد آمریکا و اسرائیل یا تسهیل‌کننده آن بوده است؟ چه کسانی شعار صهیونیستی «نه غزه، نه لبنان» را در دهان مدعیان اصلاحات گذاشتند؟ و چرا برخی از همین‌ها (از جمله نفر اول داستان ما) بعدا دوشادوش داعش، اسرائیل و آمریکا، مدافعان حرم را که فرمانده آن سردار سلیمانی بود، کوبیدند؟ آیا تودهنی بزرگ مردم در روز تشییع سردار سلیمانی کافی نبود که دم از فاصله گرفتن مردم از نظام می‌زنند؟

    ۶. کسی که مشکلات اقتصادی را بهانه عقده‌گشایی نیابتی علیه نظام می‌کند، اگر صداقت داشت، باید رئیس ‌شورای مرکزی مجمع روحانیون (خاتمی) و شورای سیاست‌گذاری منتسب به او را خطاب قرار می‌داد؛ که با کلیشه «تکرار می‌کنم»، لقمه‌های مسموم انتخاباتی را سر سفره مردم گذاشت و شریک اصلی برخی سوءعملکرد‌های اجرایی و پارلمانی است. و برادر خاتمی ‌بود که گفت «اصلاح‌طلبان، تضمین وعده‌های روحانی هستند». چرا نمی‌پرسند ۱۸ میلیارد دلار ارز جهانگیری و ۲۷ میلیارد دلار ارز تخصیص‌یافته به نام صادرات (45 میلیارد دلار)، کجا رفته که کشور باید گرفتار بحران مصنوعی ارز باشد و آقای «نشتی بشکه» (نفر اول داستان ما) بگوید «دلار چند هزار تومان بشود، نرمش قهرمانانه موجه و مذاکره با آمریکا مجاز می‌شود؟»!

    ۷. مگر در خانه‌های تیمی‌ دائما همدیگر را نمی‌بینند؟ بپرسند فلانی! تو با بهمان دستیار ارشد دولتی و محکوم‌شده در پرونده ارتشاء، چه پیوندی داری که وقتی خرداد ۹۵ از زندان آزاد شدی، بلافاصله به همراه برخی عناصر گروهکی به ملاقات تو آمد؟ خبر نداشتی که او کار چاق‌کن دانیال‌زاده (با چهار هزار میلیارد تومان بدهی) است و رئیس ‌بانک جابه‌جا می‌کند تا او مجبور نباشد پول‌ها را برگرداند؟ در این خانه‌های تیمی‌چند نفر بی‌خبر بودند که دانیال‌زاده و نجفی و...، سرمایه‌گذار ستاد انتخاباتی آنها هستند و خون مردم را در شیشه کرده‌اند؟ خبر ندارند چه کسانی هفت سال به مسکن مهر پوزخند زدند تا قیمت مسکن چهار برابر شد؛ چه کسانی ارز ۴۲۰۰ تومانی دادند و گرفتند؛ کدام مدیران اجازه واردات قاچاق خودروهای لوکس را از مجاری رسمی ‌وزارت صمت دادند؛ کدام مدیران، حقوق و پاداش‌های چند ده تا چند صد میلیون تومانی گرفتند؛ و کدام‌ها، سازمان خصوصی‌سازی را تبدیل به سر گردنه غارت شرکت‌های دولتی کردند؟ با این همه خیانت، منتظر چیزی جز افزایش ضریب جینی (شکاف طبقاتی)، رکود تورمی، رکورد تورم ۵۲ درصدی، ۳۶ پله کاهش رشد اقتصادی و تعطیلی برخی کارخانه‌ها بودند؟!

    ۸. با این مقدمات، می‌توان فهمید که چرا برخی محافل امنیتی و سیاسی غرب، از قاطعیت قوه قضائیه در مبارزه با فساد دانه‌درشت‌ها و روی کار آمدن مجلسی با‌ترکیب انقلابی ابراز نگرانی می‌کنند، یا تلاش پرحجمی ‌را برای مخدوش نمایاندن روند احیای آرمان‌های انقلاب سازماندهی کرده‌اند. آخرین بار روزنامه انگلیسی گاردین نوشت «دیپلمات‌‌های اروپایی نگران انتخابات سال آینده ریاست‌جمهوری و چشم‌‌انداز سیاسی ایران هستند... آنها معتقدند وضعیت بر خلاف پنج سال قبل پیش می‌‌رود. نگرانی دیپلمات‌‌های اروپایی این است که قدرت جریان‌‌های مخالف غرب، پس از انتخابات مجلس در حال تقویت است. اگرچه میانه‌‌روها تضعیف شده‌، اما کاملاً از ساختار قدرت حذف نشده‌‌اند... اصولگرایان به‌طور فزاینده بر این باورند که رشد آینده ایران نه در دیپلماسی با غرب، بلکه اتکای بیشتر به توانمندی خود است».



    محمد ایمانی


  • سلام بر استاد عزیز: منشور بهار را مطالعه می کردم، در نگاه اول مجذوب این منشور شدم و دیدم واقعا حرف های بی راهی در این منشور نیست! دیدم درمان بعضی از دردهای جامعه ما خصوصا خودکامی ها و خودبرتربینی های مذهبی و سیاسی در همین منشور وجود داره! شما بهتر از من مستحضرید بسیاری از نخبگان مذهبی نگاهشان به عوام همان انعام هست و ما این رو با وجودمان حس کردیم! خلاصه از این مسائل بگذریم! مسائلی در این منشور وجود داره که مطمئنم شما هم با آنها مخالف نیستید مثل عدالت، آزادی، رشد فکری و عملی جامعه و.....
    اما من به این فکر کردم که آیا خدا بنایی ندارد این مسائل را بالاخره در دنیا سروسامان دهد و اگر بنای خدا به سامان دادن است پس لابد برنامه ای هم دارد! احساس می‌کنم اشتباه احمدی نژاد در اینه که بنای خدا در این زمانه را خوب درک نمیکنه! ‌من احساس می‌کنم خدای عالم تقدیر کرده، ما و حتی همه بشریت در ذیل و پرتوی انقلاب اسلامی و ولایت فقیه به این افق های متعالی نزدیک بشیم و طعم نسبی این زیبایی ها را بچشیم و در نهایت متصل به حاکمیت جهانی انسان کامل شویم! اما احساس می‌کنم احمدی نژاد این تقدیر زمانه را نمی‌فهمه و فکر می‌کنه جدای از این تقدیر می توان به این آرمانهای ارزشمند رسید! به خاطر همین من احساس می‌کنم هر چقدر که احمدی نژاد از این تقدیر تاریخی دور میشه از اون جایگاه تاریخی ای هم که میتونست داشته باشه داره دور میشه و احساس می‌کنم حتی از اون جایگاهی هم که در قلوب افراد داشت داره دور میشه و من شخصا این مسأله را درک کردم و هر چقدر که به شناخت زمانه خودم نزدیک میشم به همون میزان از محبتی که به احمدی نژاد داشتم دور تر میشم. حال از شما استاد عزیز دو تا سوال دارم: یک: روی هم رفته نظر شما در مورد منشور بهار چیه؟
    دو: آیا فهم من از این قضیه درست بوده یا نه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌طور که می‌فرمایید مفادّ منشور بهار چیزی جز همان آرمان‌های انقلاب اسلامی نیست. ولی آیا تیمی که می‌خواهند آن را اجرا کنند، بصیرت و حکمت لازم را دارا هستند؟ ۲. به نظر بنده کاملاً صحیح می فرمایید و إن‌شاءاللّه ما برای آینده‌ی نظام اجرایی شخصیت‌هایی را خواهیم داشت که امیدبستن به آن‌ها موجب ناکامی‌مان نخواهد شد. موفق باشید  


  • سلام استاد عزیز: بدون مقدمه برم سر اصل مطلب:
    بله استاد عزیز حرف شما کاملا درسته و ما باید به نوعی از احمدی نژاد عبور کنیم ، چون به فرموده شما احمدی نژاد دیگر اون احمدی نژادی نیست که بتواند با متذکر شدن افق های انقلاب بستری برای تعالی انسان ها به وجود بیاره و آرزو و امیدواری حضرت آقا مبنی بر به صحنه آوردن دولت اسلامی را برآورده کنه و ظاهراً احمدی نژاد به قول جنابعالی تاریخ خود را گم کرده است و دیگر نسبت عالیه با مبانی ، اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی را ندارد. اما استاد عزیز این حق را به ما بدید که ما برای عبور از احمدی نژاد گرفتار نقض غرض نشویم! چون ظاهراً برادران نابرادر قصد دارند برای انتخابات هزار و چهارصد کسانی را به عنوان کاندید انقلابی عَلَم کنند که از همون اول نه تنها احمدی نژاد اول که هیچ حتی احمدی نژاد دوم هم نیستند بلکه اساسا نسبت دقیقی با مبانی و اهداف انقلاب اسلامی ندارند! پس نخواهید از احمدی نژاد عبور کنیم و به امثال ولایتی ها و فتاح ها روی بیاریم! مگر اینکه برادران بخواهند در حق ما برادری کنند و امثال جلیلی ها را عَلَم کنند. حق را به ما می‌دهید استاد؟!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده فدای شما باشم با این‌همه هوشیاری و دلسوزی و تعهد. تصور بنده آن است که قاصدک خبرهایی می‌آورد از پشت کوه‌های بلند بنا بر آن است تا شخصی به ظهور آید که تمامیتِ بیشتری نسبت به قبلی‌ها دارد. باید منتظر ماند. موفق باشید


  • سلام:
    به عنوان مثال در شهری ۳۰ یا ۴۰ درصد مردم در انتخابات آنجا شرکت کرده اند، بالتبع نمایندگانی که انتخاب می شوند نماینده اقلیت آنجا هستند، و اکثریت مردم، نمایندگان منتخب و حتی اینطور انتخابات را قبول ندارند، در این صورت، انتخابات، اعتبار و وجهه خود را از دست می‌دهد، آیا حقوقی که این نمایندگان اقلیت به عنوان نمایندگان عامه مردم شهر از بیت المال (که اموال عمومی مسلمانان است می‌گیرند و اکثریت مردم آنجا راضی نیستند) جایز و حلال است؟!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فرهنگ انتخابات به روشی که امروز تحت عنوان دموکراسی در دنیا معمول است همیشه همین‌طور بوده است و عموماً عدم شرکت بقیه به آن معنا نیست که آن نامزد را قبول نداشته باشند، با این‌همه نظام اسلامی است که بستر نامزدشدن آن فرد شده است و او نسبت به نظام اسلامی متعهد است. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    در نقد دموکراسی گفته می شود که معایب بزرگی مثل سرنوشت مردم بازیچه ی هوس گروهی از مردم قرار می گیرد، مردم چون تجربه ی سیاست خارجی یا اقتصادی ندارند از داوری صحیح نسبت به امور سیاسی ناتوانند؛ همه رهبران از نیکان نیستند و نمی توان به آنها اعتماد کرد. رهبران برای کسب رأی درصدد جلب رضایت مردمند نه تأمین مصلحت واقعی آنها و در حکومت دموکراتیک آزادی در عقیده اگر چه خوب است ولی باعث از بین رفتن وحدت جامعه می شود. حال واقعا با این مباحث وجه تمایز بین مردمسالاری دینی و دموکراسی چیست و می شود دموکراسی را اساسا با این مشکلات در بستر دین تعریف کرد و در هویت دینی که قصد تحقق حکم الهی بر جامعه را دارد، گذاشت؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به جهت همین مشکلات که در دل دموکراسی به صِرف دموکراسی نهفته است. بنای نظام اسلامی آن است که انتخاب مردم در بستر سنت و شریعت الهی انجام گیرد و معنای حضور شورای نگهبان در انتخابات از همین قرار است تا کلّیّت نظام و اهداف قدسی آن همواره محفوظ بماند. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    اگر اکثریت در جامعه به موضوعی رای مثبت داد آیا نظارت استصوابی جا دارد و با پاسداشت جمهوریت هم خوانی دارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در بستر شریعت الهی، رعایت نظر اکثریت کار خوبی است ولی به گفته‌ی هایدگر صرفِ رأی اکثریت، یعنی دنبال‌کردنِ اهواء سرگردان. چیزی که امروز تا حدّی در غرب جریان دارد. موفق باشید


  • به نام خدا
    با سلام خدمت استاد طاهرزاده:
    مدتی بود به پرسش ها و پاسخ ها سر نزده بودم تا اینکه دیشب مرور می کردم به سوال ۲۶۶۱۲ رسیدم. استاد می فرمایید رای ۴۲ در صد ضربه ای به دموکراسی نمی زند و ملاک را کشورهای غربی قرار داده اید.
    استاد ۱. به طور قطع عده ی بسیاری از همین ۴۲ در صد به خاطر ترس پای صندوق آمدند حداقل در شهر ۱۵ هزار نفری ما که حدود ۳۰ در صد رای دادند پنج شش نفر اطرافیان من به وضوح چنین سخنی را گفتند. به عنوان نمونه مستخدم باز نشسته مدرسه قسم جلاله می خورد که من می ترسم یارانه و حقوقم قطع شود. مستخدم پیمانی مدرسه دیگری می گفت چند ماه دیگر قراره استخدام بشم اگه نرم رای بدم ممکنه ردم کنند و میوه فروش محل و.... می توانم با آنچه که در بین مردم کوچه بازار می بینم بگویم حداقل ۱۰ در صد از این ۴۲ درصد رای ترس است و اگر ترس نبود از رای آنها هم خبری نبود.
    ۲. تازه آنچه که به این رای ۴۲ درصدی کمک کرد رای شهرهایی بود که بیشتر نظام قبیله ای و طایفه ای مطرح است.
    ۳. شما چگونه رای حکومتی که ولایت فقیه فتوای واجب شرعی حضور را در انتخابات می دهد و تقریبا ۷۰ درصد مردم (با احتساب آن ۱۰ در صد ترس که اگر ترسشان نبود نمی آمدند) را با رای دموکراسی غربی مقایسه می کنید و نتیجه می گیرد به دموکراسی ضرری نزده است.
    ۴. براستی اینکه ۷۰ درصد یا بگو ۶۰ درصد مردم نظر ولی فقیه برایشان مهم نبود جای تامل ندارد!؟
    ۵. من یک فرهنگی هستم و در محل به چشم انقلابی و کسی که نظام را قبول دارد به من نگاه می شود با این‌حال که خیلی ها خود سانسوری می کنند تعداد بسیار بسیار زیادی معتقدند که ما آنچه پدرانمان انتخاب کرده اند نمی خواهیم، شما چطور کلیک کرده اید روی نظر سنجی دانشگاه مریلند و نظر ۹۰ در صدی موافق نظام؟ کافیست کسی در کوچه و بازار باشد تا به وضوح عدم دقت این نظر سنجی را ببیند (حالا کاری به این شبهه که بعضی مطرح می کنند و این نظر سنجی را مدیریت شده می دانند ندارم) به عنوان نمونه (در روزهای اخیر، نتایج یک نظرسنجی به نام دانشگاه مریلند آمریکا منتشر شده که براساس آن، «اکثریت مردم ایران» حامی سیاست‌های جمهوری اسلامی، نظیر سرکوب مخالفان یا حضور در سوریه و لبنان، هستند.) اما منتقدان می‌گویند هم درباره برگزار کننده این نظرسنجی و هم درباره شیوه انجام آن تردیدهایی جدی وجود دارد و نمی‌توان نتایج آن را معتبر دانست. ابراهیم محسنی، که مسئولیت انجام این نظرسنجی را برعهده داشته، مدیر مرکز پژوهش‌های افکارعمومی و تحولات اجتماعی دانشگاه تهران است. با این حال، این نظرسنجی نه به نام دانشگاه تهران، بلکه به نام موسسه «ایران پل"» و دانشگاه مریلند آمریکا منتشر شده است، بدون آنکه به طور دقیق توضیح داده شده باشد که این دانشگاه چه نقشی در انجام این نظرسنجی داشته و چه اندازه در تعیین پرسش‌ها، غربالگری و انتخاب نظردهندگان و ارزیابی نتایج به دست آمده مشارکت داشته است.
    بر اساس داده‌های «ایران پل» در این نظرسنجی از حدود هزار خانوار ایرانی سوال شده، اما توضیح بیشتری درباره آنها داده نشده است. اعتبار نظرسنجی‌ها از جمله مشروط به ارایه اطلاعات دقیق‌ پیرامون جنسیت سوال شوندگان، رده سنی، پایگاه اجتماعیً، شغل، حوزه جغرافیایی (شهرهای بزرگ، کوچک یا روستا)، تحصیلات و اطلاعاتی از این دست است تا کارشناسان قادر به تجزیه و تحلیل نتایج آن نظرسنجی شوند.
    عامل دیگری که می‌تواند اعتبار نظرسنجی‌هایی از این دست را زیر سوال ببرد میزان آزادی پرسش‌شوندگان در دادن نظر واقعی خود است. آیا مراکز و موسسات نظرسنجی امکان ارتباط بی‌دردسر و بدون محدودیت با مردم را داشته‌اند؟ آیا مردم احساس امنیت و اطمینان می‌کنند که به عنوان مثال به سوالاتی درباره رهبر جمهوری اسلامی و یا نهادهایی مانند سپاه پاسداران با صداقت پاسخ دهند؟) و جان مطلب اینکه: استاد با توجه به فتوای علما و نظر صحیح رهبری و وجوب شرعی و درخواست مکرر رهبر حتی از کسانی که نظام را قبول ندارد به خاطر ایران و عدم استجابت و لبیک. و شرکت حدودا ۳۰ در صدی شهر های بزرگ که مسئله قبیله ای و طائفه ای در آن مطرح نیست از این مسئله باید باید درسهای فراوانی گرفت. با تشکر. لطفا در صورت امکان در سایت گذاشته شود.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً ملاحظه کرده‌اید که بنده در دیدگاه خود از جهت دیگری به تاریخی که توسط انقلاب اسلامی شروع شده، می‌نگرم و آن تاریخ، تاریخِ عبور از تنگناهایی است که استکبار جهانی و غرب‌زدگان پیش آورده‌اند. ولی «إنّ وعد اللّه حق». به هر حال این مشکلات، ریشه در تنگناهای تاریخی ما دارد و تنها با دلسوزیِ دلسوزانِ متدیّن این مشکلات رفع می‌شود و راهِ دیگری که غرب‌زده‌ها مطرح می‌کنند با تاریخِ ما هماهنگی ندارد. موفق باشید


  • استاد گرامی سلام:
    بنده با اینکه از وضعیت موجود به شدت ناراضیم در انتخابات شرکت کردم و به کسانی که عنوان اصولگرا و انقلابی داشتند رای دادم ولی:
    ۱. دست خودم نیست اما ته دلم از اینکه عده زیادی با عدم مشارکت در انتخابات عدم رضایت خود را اعلام کردند کمی احساس خوشحالی دارم آیا این احساس گناه است؟ چطور از آن خلاص شوم؟
    ۲. امید من این بود که نیروهای انقلابی در مجلس آینده جلوی سیاست های غلط دولت بایستند و وضعیت جامعه از هر نظر اصلاح شود ولی الان از سوی جناح های مختلف مطرح می شود که رهبری نمی گذارند کسی با دولت مخالفت کند آیا این درست است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شاید از آن جهت با آن‌ها همراه هستید که کار آن‌ها را اعتراض به کوتاهی‌های مسئولان می‌دانید و نه اعتراض به نظام اسلامی. ۲. نه. مقام معظم رهبری مواظب‌اند دوش خود را از زیر بار مسئولیت‌هایی که به عهده گرفته است، خالی نکند. نباید دولت را ساقط کرد، ولی باید انتقاد نمود. موفق باشید


  • سلام علیکم: ببخشید استاد من متن انسان تراز انقلاب اسلامی ۲ و پرسشهایی که در مورد انتخابات بود رو خوندم. در سوالی فرمودین ما هنوز میخوایم با کسی مثل آقای میرسلیم مسائل رو حل کنیم در صورتی که به افرادی مثل یامین پور الان احتیاجه. استاد من واقعا ناراحت شدم چون به این نتیجه رسیدم که من چقدر از مرحله پرتم و کاملا نسبت به این درک کورم. استاد ما چجوری باید به این جامع نگری و شناخت زمانه برسیم؟ من خیلی هم مطالعه داشتم ولی الان می فهمم که واقعا هیچ ادراک درستی نداشتم و درگیر موهوماتم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه فرمودید که بنده از آقای میرسلیم با احترام یاد کردم ولی روحی که بتواند در این تاریخ تصمیم بگیرد، غیر از روحی است که در زمان گذشته تصمیم‌های خوب گرفته. مشکل را باید در عدم حساسیت نسبت به زمانه پیدا کرد که به برگرداندن زمان به عقب فکر می‌کنیم در حالی که باید ببینیم اقتضائات زمانه چیست. آیا کارهای خوب گذشته در این زمان هم به همان شکل جواب می‌دهد؟ موفق باشید


  • سلام علیکم:
    در باب نظام اسلامی گفته می شود که ملاک تداوم و استقرار نظام، مشروعیت و مقبولیت است. آیا امروز مقبولیت نظام اسلامی همچنان وجود دارد و این نظام توانسته در جامعه محبوب و مقبول باشد و مردم گفتمان انقلاب اسلامی را دنبال می کنند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مقبولیت به همین معنا است که غیر از مردم بی تفاوت و ضد انقلاب افراد اصلی مدافع انقلاب در آن حدی است که به طور عرف باید در صحنه باشند و بدین لحاظ بنده معتقدم ذره ای از مقبولیت نظام کم نشده است هر چند که مردم مشکلاتی دارند و امیدوارند همین نظام این مشکلات را حل کند. نظر خواهی دانشگاه مریلند می‌گوید: بیش از ۹۰ درصد مردم معتقد به رفع اشکالات موجود از طریق همین نظام هستند و فقط ۸ درصد به بر اندازی نظام را معتقد اند. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد عزیز، برخی ها ویژه شبکه های فارسی زبان ماهواره ای، آمار مشارکت مردم در انتخابات کنونی را بسیار پایین دانسته اند و گفته اند مقبولیت نظام بین مردم رو به کاهش است و این یک پیام است که مردم از انقلاب خسته شده اند. آیا چنین مطالبی درباره مشارکت عمومی در این انتخابات صحت دارد و آیا واقعاً مردم از انقلاب خسته اند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این که ما در حال جنگ با استکبار هستیم حرفی نیست. امروز جنگ در حضور و عدم شرکت در انتخابات به میان آمد؛ ما در دفاع مقدس کشته دادیم ولی شکست نخوردیم؛ ما در تهاجم فرهنگی تلفات دادیم و امروز با کسانی روبرو هستیم که از نظر ظاهر و باطن غرب زده‌اند ولی هویّت انقلاب همچنان حرف اصلی را برای بشر امروز دارد. ملاک شکست و پیروزی در برآورده شدن طمع دشمن یا برآورده نشدن طمع دشمن است. دشمن در جنگِ نظامی با ما می‌خواست تا تهران بیاید ولی تلفات ما منجر به نتیجه‌ی دشمن نشد. در جنگ حضور و عدم حضور در انتخابات نیز طمع دشمن آن بود که به قول خودشان ۱۲ درصد بیشتر شرکت نمی‌کنند ولی به طور عرف و نرمال، آن اندازه که در نظام دموکراسی به صحنه می‌آیند، مردم به صحنه آمدند؛ یعنی عملاً ۱۲ درصد به صحنه نیامدند به اعتبار حضور ۵۴ الی ۵۵ درصدی که معمولا در نظام اسلامی به صحنه می‌آمدند. آری بنابر این، این اندازه تلفات به معنای برآورده شدن طمع دشمن نیست ولی جنگی است که همواره ادامه دارد و العاقبه للمتقین. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد عزیز، امروز ویژه با رویکرد دولت و مجلس کنونی نوعی بی هویتی و بی گفتمانی یا حتی به تعبیر من بی شخصیتی در جامعه ما در حال شکل گیری است. همان دولتها و مجالس قبلی گفتمان مشخصی را دنبال می کردند و مشخص بود در چه مسیری گام می زنند، دولت آقای هاشمی آرمان امیرکبیری مستحل در عقاید تکنوکراتی را داشت و رویکردش واضح بود، دولت اصلاحات با گفتمان پلورالیستی و اندیشه های اصلاحات و توسعه سیاسی با مدل غربی در صحنه بود و دهه هفتاد، نیروهای انقلابی با محوریت آیت الله مصباح یزدی و طرفداران لیبرالیسم و توسعه غربی به محوریت آقای خاتمی گفتمان های روشنی را پیگیری می کردند. دولت آقای احمدی نژاد هم باز شعائرش معلوم بود و حتی حوادث ۸۸ با هدفمندی و رهبری معیّن و صف آرایی قابل مشاهده ای در صحنه بود. اما گویی بی هویتی و بی گفتمانی جریان تدبیر و امید در دولت و مجلس فعلی، وضعیت را بجایی برده که حوادث اعتراضی آبان ۹۸ و زمستان ۹۶، آشوب های کوری شدند که دغدغه و وضعیت مشخصی نداشتند و بیشتر رویکردی تخریبی بی حد و حصر بدون سناریو و رهبری سازمان یافته بودند. امروز انقلابیون هم حتی گفتمان مشخص با محوریت واضحی را دنبال نمی کنند و ظرفیت های انقلابی ها رسماً در راه مفروضی قرار نگرفته است و جامعه در حال مشغول شدن به همین زندگی روزمره و درک بسیط و غیر کارآمد از سیاست است در حالیکه حضرت آقا به کرات فرمودند جامعه باید سیاسی و مطالبه گر آرمان های انقلاب بماند. به نظرم ما گفتمانی رفتار نمی کنیم و مرز خود را گفتمان نمی دانیم و بر اساس گفتمان انقلاب مشغول گفتگو نشده ایم. خیلی جوانان و افراد علی الظاهر مختلف و منتقد در تشییع پیکر حاج قاسم سلیمانی و شهید حججی می آیند اما همچنان متحیر و مبهوت اند که این گفتمان انقلاب به کجا می خواهد ما را برد و این انقلابیون چرا علاقه ای به گفتگو و صحبت از منظومه فکری این نهضت با ما ندارند. ما در همین انتخابات هم برخی ها را واقعاً بر معیار گفتمانی و مبانی انقلابیگری گزینش نکردیم و ثمرش عدم رای آوری چند جوان مومن و انقلابی در تهران شد که در لیست ائتلاف نبودند و فقط بخاطر اینکه مبادا جریان اصلاحات و اعتدال صاحب رای شود، به تمام لیست وحدت رای دادیم و تعریف دقیقی از هویت انقلابی برای فعالیت سیاسی در مجلس ارائه نشد. خب اگر افراد را بخواهیم از این بی شخصیتی و سردرگمی خارج کنیم واقعاً نیاز داریم گفتمان خود را اعتلا ببخشیم تا مردم ببینند گفتمان انقلابی، حدود مشخصی دارد و اسلام انقلابی بشارت دهنده چه افقی مقابل بشریت است تا خود را با نظر به عالم قدس تعریف کنند و ببینند ما در حال گذار از دسته بندی های مرسوم گروهی در کشور که برخاسته از جایگاه احزاب در فرهنگ غربی هستند، می باشیم و دقیقاً بدنبال احیاء تفکر ناب شیعی ایرانی هستیم و مشکلات و اعتراضات اگر در پرتو تفکر انقلابی قرار گیرد، می تواند مایه نجات و صلاح شود.
    عذر می خواهم سرتون رو درد آوردم امیدوارم موفق و موید باشید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز مطلب همین‌طور است که می‌فرمایید؛ ما هنوز در تراز حضور تاریخی خود اهداف‌مان را نمی‌شناسیم تا آدم‌هایی مناسب آن اهداف را به صحنه آوریم؛ هنوز می‌خواهیم با برادری مثل آقای میرسلیم مسائل خود را حل کنیم در حالی که در حال حاضر انقلاب در حد فهمی است که امثال آقای یامین پور ها می‌توانند تصمیمات اصلی را برای آن بگیرند «ان وعد الله حق» مطمئناً قدم‌های بعدی انقلاب به سوی مردان دیگری است. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد: دوستان به این استفتاء هنگام رای ارجاع می دهند.
    استفتاء از دفتر مقام معظم رهبری:
    آیا با وجود کاندیدای اصلح، برای ما جایز است که به خاطر جهاتی، به کاندیدای صالح رای بدهیم؟
    مقام معظم رهبری:
    مجرد آنچه گفته شده است، مجوّز رأی به غیر اصلح نیست.
    مقبول جامعه بودن يا نبودن از همان رأي مردم مشخص مي شود كه آيا مقبول هست يا خير. شهرت افراد دليل اصلح بودن ايشان نمي شود، ممكن است كسي مشهور باشد ولي اصلح نباشد، يا يك كسي مشهور نباشد ولي اصلح باشد. سعي كنيد به اصلح رأي بدهيد ولو آنكه آن فرد، شهرتي بين مردم نداشته باشد.
    شماره استفتاء: ۸۳۷۵۶۸). حالا سوال اینه اگه واقعاً با اینکه میدونیم فرد رای نداره و ما باز با این وجود رای بدیم و جریان دیگه وارد مجلس بشه آیا درسته؟ یا باید اهم و مهم و... انجام داد. برخی از رفقا میگن ما به اصلح رای میدیم حالا اگه غیر صالح هم رای بیاره مهم نیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: دو بحث در میان است یکی در موضوع آن سؤال که جواب همان است که داده شده. ولی بحثِ دیگر در مورد قسمت دوم سؤال است که به یک معنا بلاتشبیه، بحثِ بد و بدتر است که حکم آن معلوم است. موفق باشید


  • با سلام:
    آیا جنابعالی از لیست دکتر بانکی، خانم شیخی، حاج آقا میرزایی، آقای مقتدایی، آقای طغیانی در انتخابات مجلس اصفهان حمایت کردید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در عین ارادت به همه‌ی عزیزانِ ولایی که بحمداللّه در این دوره به حکم وظیفه و از سر دلسوزی نامزد انتخابات شده‌اند و امیدوار هستم که علاقه‌ی عزیزان به بعضی از نامزدها منجر به نادیده‌گرفتنِ خلوص و صفای دیگر نامزدها نشود؛ در جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۵۷۴ عرایض خود را اظهار داشتم. موفق باشید


  • سلام علیکم: جناب استاد طاهرزاده: شما در سایت فرموده بودید هیچ کدام از نامزدهای جریان‌های انقلابی و ولایی را به طور مستقیم معرفی نمی‌نمایید و گفته بودید بحمداللّه آنقدر نیروی خوب به صحنه آمده است که تأیید یک جریان یا یک نفر ممکن است منجر به عدم تأیید دیگری باشد، ولی در بعضی از کانال‌ها دیده شده است که از قول شما نوشته اند «اعلام حمایت استاد طاهرزاده از لیست مجمع نیروهای انقلاب». و نام ۵ نفر از نامزدهای آن لیست را مطرح کرده اند. نظرتان تغییر کرده است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شدید در عین احترام به عزیزانِ جوان و متدینی که خود را در انتخابات عرضه کرده‌اند، و با قدردانی از زحمات بزرگان شهر که سعی بر اتحاد هرچه بیشتر جبهه‌های متدیّن و انقلابی داشتند؛ در هر حال بنده به طور مستقیم از هیچ لیستی حمایت نکرده‌ام. ولی از این‌که نیروهای متدین و انقلابی و ولایی در لیست‌های متفاوت هست، اظهار مسرّت می‌کنم و بسیار امیدوارم که بحمداللّه مردم ما در این زمانه به همین عزیزان رجوع خواهند نمود. إن‌شاءاللّه.



    البته همه‌ی ما متوجه هستیم وقتی دشمن اسلام و حقیقت به طور مستقیم تشویق به عدم شرکت در انتخابات می‌کند و همراهی با دشمن، گناه کبیره می‌باشد، به هر دلیلی شرکت در انتخابات واجب می‌شود به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در این دوره به صراحت، شرکت در انتخابات را واجب شرعی نمودند. موفق باشید


  • سلام علیکم حاج آقا طاهرزاده بزرگوار:
    پیرامون انتخابات مجلس شورای اسلامی، سردرگمی عجیبی بین نیروهای دلبسته به انقلاب در شهر اصفهان به وجود آمده است. علیرغم وحدت بیش از ۳۰ تشکل انقلابی بر روی لیستی موسوم به لیست ۵ نفره شورای ائتلاف، لیستهای دیگری از جانب یکی دو گروه دیگر از نیروهای انقلاب منتشر شده‌است و با این انشقاق، بیم آن می‌رود که ضمن شکسته شدن آرا، شکست سنگینی به کل نیروهای انقلاب تحمیل شود. لطفا نظر صریح خود را بفرمایید که به چه کسانی باید رای بدهیم؟ با سپاس فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این حدّ که جنابعالی نگران هستید، نگران نیستم. و حقیقتاً همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۵۵۱ عرض شد نیروهای دلسوز و ولاییِ فراوانی به صحنه آمده‌اند که ترجیح یکی بر دیگری کار آسانی نیست. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    با توجه به نزدیکی به انتخابات مجلس و عدم اطلاع من در مورد نفرات کاندیدا و اهمیت مشورت گرفتن از اساتید و افراد معتمد و آگاه می خواستم لطف بفرمایید در صورت امکان پیشنهادتون و معرفی نفرات اصلح رو بفرمایید که مطمئنا کمک زیادی به بنده خواهد بود. البته من در تهران هستم. پیشاپیش از شما ممنونم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فدایتان شوم! از بس بحمداللّه در این دوره جوانان خوبی به صحنه آمده‌اند، بنده در خود اصفهان هم مانده‌ام که چگونه بین این‌همه خوب، ۵ نفر را انتخاب کنیم. حال از ما از تهران سراغ می‌گیرید که مغز آدم سوت می‌کشد که چگونه بین این‌همه خوب باید ۳۰ نفر را انتخاب کرد؟!! موفق باشید


  • سلام استاد: به چه کسانی رای بدیم اگه ممکنه فقط مشخصات و ویژگی نباشد. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه بدهید با توجه به آن‌که افراد خوبی در میدان هستند و اعلانِ نظر از طریق بنده شاید این تصور را به‌وجود آورد که خوبان دیگر را، خوب نمی‌دانم؛ مستقیماً نظر ندهم. موفق باشید


  • به نام خدا
    محضر استاد معظم، سلام علکیم و رحمه الله:
    ضمن عرض ادب و احترام و البته تقضای پوزش بابت ایجاد مزاحمت برای آن استاد گرانمایه، لطفا در صورت امکان نظر خود را درباره ارجحیت اصلح بر صالح مقبول یا برعکس مرقوم بفرمایید. ضمنا تقاضا دارم، لطف فرمایید و در صورت امکان این حقیر را که مایلم در شهر تهران رای بدهم، راهنمایی کنید. به نظر حضرت عالی نامزدهای کدام یک از لیست های شهر تهران شایسته تر هستند؟ لیست جبهه پایداری یا لیست شانا یا غیر آن ها! مجددا از لطف شما استاد معظم که بر شاگردنمایانی چون بنده روا می دارید متشکرم. التماس دعای خیر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تصمیم‌گیری در این مورد آسان نیست. ظاهراً صالح مقبول جهت تصمیم‌گیری کاربردی‌تر است. ممکن است در عمل برای انتخاب اصلح، به مشکل برخورد کنیم با نظر به آن‌که صالحِ مقبول را در دلِ سنت اسلامی و انقلاب اسلامی، صالحِ مقبول می‌دانیم. ۲. چندان نمی‌توانم در این مورد ورود کنم. موفق باشید


  • سلام علیکم: استاد هر سال شما نظرتان را در مورد کاندیداهای اصلح می دادید و معرفی می کردید، امسال هم لطفا بزرگی کنید و فهرست کسانی رو که خودتون بهشون رای می دهید رو اعلام کنید. من شخصا آقای دکتر مقتدایی رو می شناسم به تقوا و پاکدستی و تعهد و تخصص و کاردانیش ایمان دارم. اما کس دیگه رو دقیق نمی شناسم، دکتر مهدی طغیانی هم مثل دکتر مقتدایی امام صادقی هستن و میگن با تقوا هستن، حجه الاسلام میرزایی هم میگن علم خوبی دارند، اما به جمع بندی نرسیدم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً چون این دوره، خوبانِ زیادی نامزد شده‌اند کار، سخت شده و به راحتی نمی‌توان به جمع‌بندی نسبت به ۵ نفر رسید. موفق باشید


  • با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز:
    استاد مسئله ای ذهنم رو مشغول کرده. بعد از مشخص شدن اسامی نمایندگان و لیست هایی که ارائه شده به این نتیجه رسیدم و یا میشه اینگونه گفت که فکر می کنم کاندیداهای مجلس (نیروهای انقلابی نزدیک به جناح اصولگرا) فاقد تقوای سیاسی هستند. (البته نه همگی) چون دقیقا خطایی رو که چهار سال پیش مرتکب شدند رو این بار دارند تکرار می کنند. با ارائه دادن لیست های مختلف. هم در شهرستانها و هم خود پایتخت که باعث شکسته شدن رای مردم شده و فضا رو برای ورود افراد ناکارآمد به مجلس باز می کنند. تا کی قرار است که چوب این ندانم کاری ها رو بخوریم. متن زیر رو از خبرگزاری فارس می نویسم:
    اصولگرایان با ۲ لیست می‌آیند/پیشنهاد ۲۹+۱ هم نتیجه نداد
    بعد از چندین جلسه و پیشنهادهای مختلف در نهایت اصولگرایان با ۲ لیست به انتخابات وارد می‌شوند. یک عضو جلسه به خبرنگار فارس گفت: در جریان مذاکره، درخواست اصلی آقایان آقاتهرانی و محصولی برای ارائه فهرست مشترک حذف قالیباف از فهرست نهایی بود. حدادعادل با این پیشنهاد مخالفت می‌کند و پیشنهاد دیگری می‌دهد که در صورت لیست مشترک، ائتلاف با سرلیستی قالیباف منتشر شود و پایداری با سرلیستی آقاتهرانی که این پیشنهاد نیز از سوی جبهه پایداری رد می‌شود. در ادامه محمدباقر قالیباف پیشنهاد دیگری می‌دهد و اعلام می کند حاضر است از لیست کناره گیری کند و به صورت مستقل و منفرد در انتخابات شرکت کند. لیست جبهه انقلاب نیز ۲۹ نفره منتشر شود که این نیز مورد موافقت ائتلاف قرار نمی گیرد.
    fna.ir/dezpcb
    در اصفهان هم که خود جنابعالی شاهد ماجرا هستید. تحلیل شما در رابطه با این مسائل چیست؟ موفق و پایدار باشید. یا حق

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چندان نگران نیستم. به امید آن‌که مردم به چنین بصیرتی رسیده باشند که اکثراً جریان اصلاح‌طلبی، بیشتر به منافع خود فکر می‌کند تا به انقلاب. اگر این‌طور باشد جای نگرانی نیست زیرا دعوا در خانواده‌ی انقلاب اتفاق افتاده است. موفق باشید


  • بسم الله
    استاد می خواستم‌ بدون پرده پیش بینی خود را از نتیجه انتخابات پیش رو بدانم. با نظر به حوادث اخیر آیا مجلس به دست جبهه خدا خواهد افتاد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: واللّه اعلم. آنچه برای بنده مسلّم است تاریخی است که در آن تاریخ، انقلاب اسلامی حرف اول و آخر را خواهد زد. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت استاد عزیز
    با تشکر از زحمات شما برای تقویت مبانی نظری جبهه انقلاب. خیلی مدیون شما هستم.
    سوالی که داشتم اینکه ما بعد از مراسم بزرگداشت یوم الله ۲۲ بهمن به همراه گروه های جهادی عازم سیستان و بلوچستان هستیم از طرفی انتخابات مهم و سرنوشت ساز مجلس شورای اسلامی مصادف می شود با حضور ما در مناطق سیل زده و به همین دلیل دچار ترید شده ام که بروم یا بمانم؟ آیا قابل جمع هست یا بمانم و پس از انتخابات بروم؟ بعد اینکه لطفا توصیه ای برای بهتر جهاد کردن در مناطق سیل زده برای ما بفرماید. یا زهراء

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در اردوهای جهادی به‌خصوص در منطقه‌ی شرق ایران، به دلایل مختلف بسیار عالی است. می‌ماند که اگر رقابت‌ها در انتخابات آن‌چنان غلیظ نباشد که عدم انتخاب شما در آن منطقه، تقویت جبهه‌ای باشد که مصلحت اسلام را نمی‌داند؛ ترجیحاً حضور در اردوهای جهادی بهتر است. موفق باشید


  • سلام استاد وقتتون بخیر: در مورد انتخابات سوالی داشتم. بنده با نمایندگان مجلس زیاد آشنایی ندارم و از سمت خود رای خاصی ندارم. و به رای کسانی که قبولشان دارم رای می دهم. شما رای خودتون رو اعلام نمی‌کنید؟ لطفا بنده رو راهنمایی کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه نیروهای خوبی به صحنه آمده‌اند. بنا بر این است که خود رفقا با ذوق خودشان نامزد اصلح را انتخاب کنند. موفق باشید


  • ۲۶۶۴۲۵ فرمودید که ساختار شورای نگهبان آنطور است که کمترین خطاها در آن رخ می دهد. مبنای این نگاه روشن شما به شورای نگهبان چیست در صورتیکه افراد ناباب و پر شک و شبهه ای هم ممکن است تایید صلاحیت شوند و انتخاب ۶ فقیه و ۶ حقوق دان هم حتی اشتباه رخ دهد؟ در عین اینکه خیلی ها هم شورای نگهبان را مورد سخت ترین هجمه ها قرار می دهند و معتقدند این نهاد، نماد تک صدایی و کانالیزه شدن کشور توسط ولی فقیه و به نحوی ایجاد یک انتخابات مطلوب نظام نه مردم است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که عرض شد ترکیب شورای نگهبان طوری است که امکان خطا نسبت به هر نهادی که بخواهیم چنین وظایفی را به عهده‌شان بگذاریم، کمتر و بسیار کمتر است و با این توصیف، باید به شرایط آن‌ها که دارند و افرادی که نامزد می‌شوند، توجه کرد. مثلاً آیا می‌شود ذهن‌خوانی کرد و آقای روحانی را که نامزد شده‌اند تأیید نکرد؟ یا بعضی از چیزها بعداً که افراد در مسئولیت قرار می‌گیرند به ظهور می‌آید؟ موفق باشید