×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    آقای دکترسعیدجلیلی

  • سلام استاد:
    (اگر صلاح ندیدید این سوال را روی سایت قرار ندهید.)
    با توجه به جواب سوال 19818 دو سوال دارم که به طور واضح جواب دهید.:
    1. چرا در سوالی که فرستاده بودم جمله جمهوری اسلامی را حذف کردید؟
    (الان مردم با این وضع نکبتی که نظام جمهوری اسلامی و شیطان صفتان عالم برای ایران پدید آورده اند چکار کنند؟)
    آیا منکر این هستید که ندانم کاری ها و سوء مدیریت های این حکومت ضربه سنگینی به مملکت زده است؟
    2. آیا منظورتان از انتخاب افراد شایسته در انتخابات، انتخاب افرادی مثل آقایان رئیسی و سعید جلیلی و احمدی نژاد است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جمهوری اسلامی در ذات خود وجهی از انقلاب اسلامی است که بسترِ عبور از غرب و اهداف غیر الهی آن تمدن است و لذا اگر ما آن قسمت را حذف نمی‌کردیم به نحوی تأیید آن مطلب بود. 2- همین‌طور است که حقیقتاً خداوند برای اصلاحِ امور جامعه‌ی ما امثال آقای دکتر جلیلی و حجت‌الاسلام و المسلمین آقای دکتر رئیسی را به صحنه آورد. ولی غرب با تحت تأثیرقراردادنِ وجهِ نفس امّاره‌ی مردم، مانعِ انتخاب صحیحی شد که مردم به آن نیاز داشتند. 3- نظام، همین مردم‌اند. باید مردم اصلاح شوند تا امور اصلاح شود وگرنه‌ی گیرنده‌ی حقوق 50 میلیونی از طرف سخنگوی دولت ذخیره‌ی نظام حساب می‌شود. موفق باشید


  • سلام علیکم: اگر هم آقای احمدی نژاد و هم دکتر جلیلی در این انتخابات شرکت کنند و همانطور که تا الان بوده اند باشند و تغییر موضع ندهند، شما به دکدومشون رای میدید؟
    ماکه گیج شدیم استاد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا ذهن خود را مشغول چیزی کنیم که نه به دار است و نه به بار و معلوم نیست که چه رقبایی در میان خواهند آمد. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد:
    قبلا با شما در مورد شکست سنگین لیست اصولگریان در تهران صحبت کرده بودم و گفتم که تقصیر اصلی هم بر عهده خودشان است نه بر مردم و ما مذهبی ها که نمی رویم بهشون رای بدیم. دیگه اینقدر گوسفند نیستیم که از ترس عنوان اصلاح طلبی بریم به آقایون رای بدهیم!!
    اما سوال من در مورد چیز دیگری است. چرا همه بزرگان کشور و تا حدودی خود شما اسیر بازی شدیم که بی بی سی راه انداحت. بی بی سی سه نفر را کرد نماد کل نظام و انقلاب و بعد هم گفت رای به این ها رای به رهبری است!!!! آخه با چه منطقی؟!! چرا رای به آیت الله یزدی رای به ولایت و دفاع از ولایت است. چرا این همه از رهبری خرج بقیه می کنیم. یه زمانی هم رای به ناطق رای به ولایت بود و کلی اون مردمی که به ناطق رای ندادند را شماتت کردند و گفتند مردم کوفه و ضد ولایت. در حالی که حالا من می گم دمشون گرم که چنین رایی دادند. حالا هم هر کی رای نداده به لیست جامعتین، شده انگلیسی و اهل کوفه. یکی از این آقایون داره رسما می گه تهران پایگاه ضد ولایت هاست. آخه تو را به خدا ببینید نادانی و بلاهت تا چه قدر. خب وقتی رهبری را خودمون این طوری عرضه می کنیم حالا می خواهیم مردم به این رهبر رای دهند؟!!! و متاسفانه الی الابد می خواهیم یک اشتباه را تا ابد تکرار کنیم و هی سر خورده شویم. اکبر گنجی نشسته اون ور دنیا می گه مثلث جیم نماد های (آقای)خامنه ای است. ما هم این ور نشستیم و باور می کنیم و قربت الی الله می ریم توی صحنه که از نمادهای رهبری دفاع کنیم. در حالی که تعداد آدم هایی که توی این مملکت ایدئولوژیک رای می دهند چه از این وری ها چه از اون وری ها در کل کشور خیلی کمند و حالا تو تهران کمی بیشتر از بقیه جاها هستند. اما بقیه مردم که این طوری و مثل ما رای نمی دهند که روی هر فردی یه برچسب و عنوان خورد بروند براساس عنوانش بهش رای دهند و کاری به خود فرد نداشته باشند. مردم اتفاقا به خود فرد رای می دهند و متاسفانه باید بگویم اگه رهبری خود آیات مصباح و یزدی است، خب پس باید بپذیریم رایی هم ندارد. ببینید چه ضرری از این معادل سازی ها می کنیم. دامن زدن به لیست انگلیسی و لیست رهبری تبعات جبران ناپذیری برای هممون داشت و حالا لابد باید بپذیریم ملکه انگلیس از رهبر برای مردم محبوب تره!!!؟؟؟ ولی واقعا این طوریه!؟؟؟ این ناشی از اشتباهات خودمون است که هر روز هم بیشتر گرفتارمون می کنه. یه روز خود شما رای به جناب آقای جلیلی را رای به مقاومت می دانستنید و بعد هم گفتید چون مردم به جلیلی رای ندادند یعنی مردم از مقاومت متزلزل شدند. در صورتی که واقعا این طور نبود. آقای جلیلی با همه خوبی و بزرگ بودنشان اما فاقد فاکتورهای لازم برای به دست آوردن قلوب مردم بود. حالا این که ما نماد مقاومت را بکنیم جلیلی و مردم هم به آن، نه بزرگ بگویند تقصیر ما نیست!!! ولی تقصیر اون مردم ننه مرده است که از مقاوت خسته شده اند!! نگاه کنید منطق های اشتباه و دور واقع و توقع های بی جا داشتنمون از مردم را. این مردم از اول انقلاب هم همین طوری بوده اند یه روز به خاتمی رای می دهد یه روز دیگر همون آدم می ره به احمدی نژاد رای می دهد یه روز دیگه همون آدم می ره به روحانی و هاشمی رای می ده. اگه توقعمون ازشون واقع بینانه و درست باشه این طوری سر خورده نمی شویم.
    والسلام

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در کلیّت با شما موافقم و همه‌ی عرض بنده آن است که ما گرفتار یک‌نوع تفکر «ژورنالیستی» که عین بی‌فکری است شده‌ایم. در مورد آقای دکتر جلیلی هم آن عرض بنده در مقابل رقبای ایشان بود، آیا در مقایسه با رقبای ایشان، آن عنوان را بی‌جا می‌دانید؟! موفق باشید .


  • سلام: علامه مصباح رو تو بی بی سی چند روز پیش گفتن: رای ندید. میگم استاد. یعنی انقد. علامه مصباح به ضرر اینا بوده؟ مگه چیکار کرده استاد؟ اینکه میگن شهید مطهری زمان بخاطر همینه نه؟ ما که زیاد از بحثای تخصصی سر در نمیاریم. فقط علما رو دوست داریم خیلی..
    یا علی.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین کار را می‌کنید که علمای انقلابی را که متخلق به اخلاق و تقوا هستند، دوست می‌دارید و به اندکْ بهانه‌ای آن‌ها را نفی نمی‌نمایید. حالا معلوم می‌شود ریشه‌ی آن‌همه تخریبِ سال‌های گذشته که نسبت به چنین علمایی می‌شد، زیرِ سرِ دشمن بود. آیت اللّه مصباح با سخنرانی‌هایی که در زمان دولت اصلاحات در نماز جمعه‌ی تهران انجام دادند، دشمن را از نقشه‌هایش ناکام گذاشتند و حال او از سر عصبانیت چنین سخنانی را می‌گوید. به گفته‌ی جناب آقای دکتر سعید جلیلی: «حضرات آیات جنتی، یزدی و مصباح هستند که در مواقع حساس عماروار کنار رهبری می‌ایستند». موفق باشید


  • سلام علیک استاد: خسته نباشید. برخی از افرادی که اهل تحلیل سیاسی هستند می فرمایند آقای مصباح که در جریان انتخاب آقای جلیلی ایشان را به عنوان کاندید معرفی کرد با ادعای ولایی بودن بر خلاف رهبری عمل کردند زیرا رهبری این همه فرمود که وحدت اما جبهه ی انقلاب با معرفی ایشان بر خلاف رهبری عمل کردند و این شد که امروز نتیجه ی آن را در کشور می بینیم که این اختلافی که در میان درست کردند اگر واقعا اینان خود را ولایی می دانستند و با بصیرت اینگونه عمل نمی کردند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که حفظ وحدت به معنای آن نیست که آن‌چه را انسان حق می‌داند مطرح نکند و مقام معظم رهبری نیز چنین چیزی نمی‌خواهند که با حفظ وحدت مثلاً جریان‌های اصول‌گرا نامزدهای مورد نظرشان را مطرح نکنند! با طرح دکتر جلیلی معلوم شد انقلاب در چهره‌های سیاسیِ خود کسانی را دارد که به‌خوبی در امور اجرایی مطابق اهداف انقلاب عمل کنند. موفق باشید


  • با سلام: اگر بخواهیم با پاسخ سوال 11740 خودمان را قانع کنیم آن وقت باید لوازمش را هم بپذیریم مثلا:
    1- سر سختی های تیم آقای جلیلی اشتباه بود. همون روند دولت خاتمی صحیح بود.
    2- رهبر انقلاب هم اشتباه کردند که در ابتدا با مذاکره مخالف بودند و بعد گفتند خوشبین نیستم و کلماتی از این قبیل.
    3- خیلی از موضع گیری های حضرت امام هم زیر سوال میره، بابا با این غربی ها تو همه مسائل حتی قضیه سلمان رشدی می شد کنار اومد اما حضرت امام پافشاری کردند و...
    4- اصلا شاه هم بد آدمی نبود چون بالاخره تو اون شرایط استعمار کامل آمریکایی، تشیع و حوزه ها حفظ شدن. 17 شهریور و 15 خرداد و اینها هم اشتباهاتی بود که شاه چاره ای نداشت جز اینکه آنها را اجرا کنه چون دستور از جانب ابرقدرت مافوقش صادر شده بود.
    5- اصلا این شعار مرگ بر آمریکا از اساس غلط بود و موافقین حذف این شعار درست میگن.
    از استاد عزیزم تقاضای روشنگری دارم، یعنی روح زمانه عوض شده یا ...

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا شد ما تفکر را همواره پاس داریم و فکر کنیم راز این‌که رهبر عزیز انقلاب«حفظه‌اللّه» در این مرحله از انقلاب اسلامی ما را وارد فاز «همدلی و همزبانی» با دولت می‌کنند چیست؟! جز این است که باید با نگاهی غیر از نگاه تک بعدی به حرکات و فعالیت‌های دولت نظر کرد و محذورات آن ها را در نظر گرفت؟ مگر نه این که مقاومت مردم و رهنمودهای مقام معظم رهبری ما را به جایی رساند که می‌توانیم دشمن غربی را مجبور کنیم فعالیت‌های هسته‌ای ما را به رسمیت بشناسد و تیم مذاکره‌کننده بر مبنای چنین فضایی که مردم و رهبر عزیز ایجاد کردند؛ قرارداد لوزان را به این جا رساندند؟ آن وقت باید بگوییم آقای جلیلی عزیز که در مقابل زیاده خواهی های افراطی طرف غربی مقاومت کرد اشتباه کرد؟ رهبر انقلاب«حفظه‌اللّه» هرگز با مذاکره مخالف نبودند ولی فرمودند به آمریکائی‌ها نمی‌توان اعتماد کرد و تیم مذاکره‌کننده با همین فرض جلو رفتند و در نتیجه خطاهایی که در قرارداد ژنو به جهت اعتماد به آمریکا پیش آمد در این قرارداد جلویش تا حدّی گرفته شده است. نگرانی بنده آن است که چرا عزیزانی مثل شما جوانب موضوع را در نظر نمی‌گیرید؟!! آیا اگر توانسته باشیم با مذاکره با1+5 میدان را از جبهه‌ی جنگ‌طلبان آمریکا و صهیونیست‌ها و سعودی‌ها بگیریم، به معنای آن است که نظام شاهنشاهی را تطهیر کرده‌ایم؟ مگر در این مذاکرات غرب و آمریکا را به رسمیت شناختیم؟ فکر می‌کنم رهبری عزیز با توصیه‌ی همدلی و همزبانی با دولت می‌خواهند نیروهای اصول‌گرای ما را از افراط و تفریط خارج کنند و به مرحله‌‌ای از تاریخ انقلاب وارد کنند که بدون کوتاه‌آمدن از ارزش‌ها تعقل کنیم. از کجای قرارداد لوزان در آوردید که پس باید خیلی از موضع‌گیری‌های حضرت امام هم غلط باشد؟!! نباید بر روی توصیه‌ی مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در مورد همدلی و همزبانی با دولت فکر کرد، آیا این توصیه مسئولیت سنگینی را بر دوش ما نمی‌گذارد. بنده از آقای حسین شریعتمداری و زاکانی می‌پرسم در این مقالاتشان چه وجهی از همدلی و همزبانی با دولت مدّ نظر قرار گرفته؟ آیا جز نهایت بدبینی را مدّ نظر قرار داده‌اند و محذورات و زحمات تیم مذاکره‌کننده را به هیچ‌وجه در نظر نگرفته‌اند؟! مگر وظیفه‌ی این تیم جز این بود که ثابت کنند فعالیت هسته‌ای ما صلح‌آمیز است و در این راستا مطابق نیازمان فعالیت هسته‌ای داشته باشیم؟ چرا در کنار این‌که رسانه‌های رژیم صهیونیستی گفته‌اند: «توافق لوزان حدّاقل برای 20 سال امنیت اسرائیل را تضمین می‌‌کند» و این به جهت آن بود که در تصورات خود برای ایران فعالیت تسلیحاتی اتمی قائل بودند، لااقل سخن ویلیام کریستول، بنیانگذار نشریه‌ی «ویکلی استاندارد» راکه از جنگ‌طلبان آمریکا است قرار نمی‌دهیم که می‌گوید: توافق لوزان مجموعه‌ای سرازیر از امتیازات اعطایی به ایران است؛ آن را نابود کنید. (http://www.shafaqna.com/persian/elected/item/112053). ما ادعایی داریم مبنی بر این‌که نمی‌خواهیم از فعالیت‌های هسته‌ای خود اسلحه‌ی اتمی بسازیم و بر این اساس است که تا رسیدن به نیاز اورانیوم مورد مصرف در رآکتور بوشهر فعالیت فردو را برای مدتی تعطیل کرده‌ایم تا توانسته باشیم توافقی را با جبهه‌ی غربی شکل دهیم و خود را در این صحنه به عنوان یک تصمیم‌گیر در جهان امروز به طرف مقابل بر خلاف انتظارش تحمیل کنیم و این به معنای آن نیست که ما به آنچه می‌خواستیم در فعالیت هسته‌ای خود رسیده باشیم بلکه به آن معنا است که طرف‌های مقابل به آنچه که می‌خواستند نرسیدند و این معنای حضور انقلاب اسلامی در جهان جدید است. در عین آن‌که بین دو دشمن توافق بر سر تنها موضوع خاص فعالیت هسته‌ای شده است و طرف مقابل مسئله‌ی تحقیق و توسعه‌ی هسته‌ای را برای ما به رسمیت شناخته است، هرچند که در آینده تا آن‌جا که می‌تواند مانع‌تراشی خواهد کرد ولی فراموش نکنید که ما با اطمینان به برنامه‌ی هسته‌ای خود و بازی در زمین خود این قرارداد را جلو می‌بریم نه بر اساس قرائتی که آمریکا برای جواب‌گویی به رقبای داخلی‌اش از آن دارد وگرنه تمام پیش‌بینی‌هایی که با نگاه بدبینانه به قرارداد می‌شود منطقی خواهد بود و حرف دکتر ظریف مبتنی بر این نکته است وگرنه نباید آن قرارداد را یک پیروزی نامید یا گمان شود نگاه دولت که به نظر بنده و امثال بنده نسبت به ارزش‌های اسلامی و انقلابی چندان مثبت نیست، نادیده گرفته می شود. موفق باشید


  • سلام استاد بهتر از جانم: بنده در انتخابات سال 92 یک پیامی برای شما در سایت نوشتم که عبارت بود از این که «رهبری در دیدار اعضای بنیاد فرهنگی خاتم فرمودند: شما که کار فرهنگی می کنید وارد امور سیاسی نشوید چرا که سیاست می رود و شما می مانید» و بعدا متوجه شدم شما نیز با این گروه مرتبط هستید و عضو شورای آن در استان اصفهان هستید ولی تعجب می کنم چرا در مورد انتخابات اظهار نظر کردید؟ جالب است که دقیقا موضوع سخن آقا در آن صحبت، انتخابات بود. و تعجب دوباره ی من این است که چرا هنوز وارد مباحث سیاسی می شوید؟ آیا نظر آقا غیر از این است که مثلا کاندیدای مورد نظر خود در انتخابات را معرفی نکنید؟ آیا غیر از این است که مثلا وقتی بحث بیانیه و توافق گرم است سلبا یا اثباتا نظر ندهید؟ استاد محترم، به نظرم همان طور که باید در مورد همدلی و هم زبانی که رهبری فرمودند دفت کنید، در مورد عدم ورود در مباحث سیاسی توسط شخصیت های فرهنگی و فرهنگ ساز آن هم در حدّ شما که می توانید جریان های فرهنگی کشوری را تغذیه کنید نیز باید دقت کنید. به عنوان نمونه می‌گویم چرا امثال آقای خسروپناه و پارسانیا و میرباقری مثل شما وارد این مباحث به این ریزی نمی شوند؟ شما را به خدا مواظب رهبری جبهه ی فرهنگی که توسط شما در برخی مقیاس ها دارد انجام می گیرد باشید. چرا وقتی پر بازدیدترین سوالات سایت شما را می زنیم، سوال در مورد مشائی است؟ چرا وقتی بیانیه‌ای صادر می شود ثقل سوال و جواب های سایت شما منعطف به آن می شود؟ بله، خوب است در این امور هم ما شخصی را داشته باشیم که هدایت و راهنمایی مان کند و شما هم می توانید این کار را بکنید ولی این مهم، شما را از جایگاه مهم تری دور می کند. استاد محترم باز هم می گویم شما را به خدا شما را به خدا روی این جمله ی رهبری هم که می فرمایند «امور سیاسی می رود ولی شما که کار فرهنگی می کنید می مانید» به همان اندازه که روی شعار امسال فکر کردید، فکر کنید ای قربان فکر و فکر کردن شما بروم من با عقل قاصرم این طور می فهمم که به خاطر شعار امسال، اگر از شما در مورد بیانیه ی لوزان بپرسند بهتر است بفرمایید «از باب همدلی و هم زبانی، نقد های آقایان شریعتمداری و زاکانی را نمی پسندم ولی بهتر است کمی صبر کنیم» به هر حال یه جوری این ها را بپیچانید تا کم کم ثقل سوال و جواب های سایت اینقدر سیاسی نباشد و شما به عنوان رهبر فکری باقی بمانید. یا علی مدد خیلی مخلصیم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر فراوان از توصیه‌های فوق‌العاده دلسوزانه‌تان. بگذارید به رسم درد و دل عرض کنم: روزی که به بنده پیشنهاد مدیر کلی آموزش و پرورش استان اصفهان را در سال 1369 دادند مدت‌ها گریه کردم زیرا می‌دانستم از محبوب‌های دلم که کتاب بود و کتاب بود و خلوت! جدا می‌شوم ولی عهدی با انقلاب داشتم که آن عهد شرعی اجازه نمی‌داد از زیر بار آن مسئولیت شانه خالی کنم. در مورد موضوعات سیاسی که به سرنوشت انقلاب گره خورده است باز قصّه از همین قرار است. آری همین‌طور که متذکر شده‌اید جبهه‌ی فرهنگی انقلاب نباید در قواره‌ی یک حزب وارد مسائل سیاسی شود، ولی آیا واقعاً می‌توان نسبت به مباحث سیاسی انقلاب در موضع‌گیری‌هایی که منجر به تحقق اهداف رهبری می‌شود کوتاه آمد؟! به نظرم موضوع برادر عزیزمان جناب آقای دکتر جلیلی از این جنس بود و وقتی احساس می‌شود رفقای اصول‌گرا در موضوع قرارداد هسته‌ای تا حدّ زیادی رهنمودهای رهبر عزیز«حفظه‌اللّه» را در راستای همدلی و همزبانی با دولت نادیده می‌گیرند، آیا وظیفه‌ی فرهنگی اقتضا نمی‌کند متذکر موضوع باشم؟ می‌دانم متأسفانه فضا آن‌قدر غبارآلود است که این نوع تذکرات با نگاه سیاسی دیده می‌شود و یک نحوه ضربه به آبروی فکری فرهنگی بنده می‌زند، ولی مگر انسان آبرو را برای کجا می‌خواهد؟! این‌که در نهایت دلسوزی می‌فرمایید ثقل سؤال و جواب سایت این اندازه سیاسی نباشد، توصیه‌ی کاملاً درستی است و خدا را شکر می‌کنم که در این سایت با چنین کاربرانی مثل شما و یا سؤال‌کننده‌ی شماره‌ی 11773 مرتبط هستم، ولی روی این مسئله هم فکر کنید که نباید از یگانگی بین دیانت و سیاست که روح تاریخی است که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» ظهور دادند غفلت کرد و در عین عدم ورود در موضوعات موسمی و زودگذر سیاسی از حضور ابعاد سیاسی شریعت الهی بازماند که می‌دانم البته و صد البته منظور شما این نیست. ما هم مخلصیم. موفق باشید


  • سلام:
    با تشکر به پاسخ سوال قبلی ام یعنی شماره 11778. ولی استاد محترم، شما که از بدو انقلاب تا کنون در تمامی انتخابات اظهار نظر فرموده اید از طرفی آقا دقیقا در مورد ورود در انتخابات جبهه ی فرهنگی انقلاب را نهی فرمودند. بله، اگر بگوییم بعضی معرفی ها مثل معرفی دکتر جلیلی قضیه ی خاصی داشت می توان پذیرفت (کما این که آقای میرباقری که در هیچ انتخاباتی اظهار نظر نمی کردند در مورد دکتر جلیلی اظهار نظر کرده و حتی سخنرانی نمودند) ولی عملکرد شما منحصر به یک مورد نیست پس چطور فرمایش آقا را در مورد رهبری خودتان در باب جبهه ی فرهنگی امتثال فرموده اید؟ شما که خود معتقدید فضا غبار آلود است (و اصلا شاید نهی رهبری هم به همین خاطر باشد) و معتقدید کلام در این فضا اثر ندارد خب چرا ورود می کنید؟
    و اما سوالی که از شما می پرسم و دوست دارم به عنوان یک استاد، نه رهبر جبهه ی فرهنگی که آقا می فرمایند ورود در امور سیاسی نکنید بپرسم این است (لازم به ذکر است که اگر صلاح می دانید این سوال را خصوصی پاسخ دهید تا بنده زمینه ی ورود شما در مباحث سیاسی را در سطح سایت ایجاد نکرده باشم)
    1ـ اگر بپذیریم مبنای این توافق عبارت است از الف: امید به رفع تحریم ها. ب: معلق کردن حل مشکلات بر رفع تحریم ها ج: اعتماد داشتن به طاغوت (امثال آژانس). خب حال سوال این است که آیا این هر سه مخالف مبانی شما و نظر آقا نیست؟
    اگر بفرمایید نیست خواهم گفت در جملات آقا صریحا این سه مبنا تخطئه شده است و بارها مثلا فرموده اند حتی اگر تمامی خواسته هایی که به شما دیکته می کنند را انجام دهید تحریم ها رفع نخواهد شد و یا فرموده اند این نگاه اشتباه است که به بیرون از مرز ها جهت حل مشکل چشم بدوزید و مانند آن.
    اگر بفرمایید هست خواهم گفت پس چرا باید از بیانیه ای که مبنای باطلی دارد دفاع بفرمایید؟ (البته عرض نمی کنم که بیایید مثل آقای شریعتمداری هم که نقدهای 93 ایشان هیچ تفاوتی با نقد های 94 نکرده و گویا چیزی به نام همدلی و هم زبانی را نشنیده اند، شما هم نقد تند کنید. بلکه عرض بنده این است که خیلی نرم همان طور که قبلا گفتم یک جوری قضیه را بپیچانید)
    بله، ممکن است آثار خوبی دیده باشید و آن را سلب بهانه از دست دشمن بنامید که باید گفت اولا: خود آقا بارها فرموده اند بهانه جویی آن ها تمام نمی شود و ثانیا: مگر رفع بهانه ای که بیرون از مبانی به دست آید مفید است؟ آیا جلوه های زیبا که از طریقی غیر از طریق ولایت الله که مظهرش امروزه ولایت فقیه است به دست آید مفید است؟ وقتی مبنای انقلاب ما عدم ارزش دادن به ولایت طاغوت است، آیا توافقی که ظاهر زیبا دارد ولی با اصالت دادن به ولایت طاغوت بسته شده است (اشاره به این دارم که مذاکره کرده ایم تا آمریکا حق ما را به رسمیت بشناسد و من این را غیر از اصالت دادن به حکومت طاغوت نمی فهمم) زیبا و پایدار است؟
    2ـ اگر موضع گیری شما در مورد آقای جلیلی در مسیر تحقق اهداف رهبری و نظام بود، پس نظرتان این است که ریاست جمهوری ایشان انقلاب را بیشتر به اهدافش نزدیک می کرد. خب حالا سوال این است که با توجه به این که ریاست جمهوری آقای جلیلی مسیر پرونده ی هسته ای را قطعا با تفاوت فاحش نسبت به این وضع موجود دنبال می کرد، علی القاعده با توجه به موضع گیری تان در دفاع از آقای جلیلی که می فرمایید از باب نزدیک کردن انقلاب به اهدافش بود، باید بفرمایید روش آقای جلیلی در مسیر پرونده درست است و این قطعا با شکل موجود نا سازگار است. (البته عرض بنده منافاتی با همدلی و هم زبانی ندارد چون همان طور که گفتم می شود ظاهر قضیه را بپیچانید ولی مشکل این است که از کلماتتان احساس می شود شما نیز همین وضع موجود را کاملا پسندیده اید)
    3ـ چیزی که ذهن بنده را مشغول کرده این است که اگر شما مبانی آقای احمدی نژاد را در مورد سیاست خارجی می پسندید (که ظاهرا آقا هم همین نظر را داشتند و در بیانایت که در تأییددولت نهم داشتند متجلی بود) چطور شده الآن گویا کاملا برگشته اید؟ پاسخ شما به سوالاتی که در مورد بیانیه ی لوزان است خبر از پذیرش مبنا می دهد نه صرف یک همزبانی. آیا این چنین است؟ یعنی آیا من درست فهمیده ام که مبانی تان تغییر کرده است؟ یا این که همزبانی است و بس؟ اگر هم زبانی است باید گفت من به عنوان یک مخاطب چیز دیگری می فهمم.
    قربانتان
    فدایتان
    ببخشید وقتتون رو گرفتم ای عزیز تر از جان
    یاعلی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اصل مطالب بیانیه‌ی لوزان خارج از ریز مواد آن که قابل تأمل است، شبیه صلح حدیبیه است که موجب حضور فرهنگی ما در صحنه‌ی سیاسی جهان شد در عین اصالت‌دادن به ارزش‌های استقلالی انقلاب اسلامی، به همین جهت امثال سید حسن نصراللّه بیانیه‌ی لوزان را کاری ارزشمند می‌دانند و بنده از جهت جایگاه بیانیه‌ی لوزان به موضوع نگاه می‌کنم که این مربوط به ذات انقلاب اسلامی است. آری اگر با روحیه‌ی آقای جلیلی کار جلو می‌رفت شاید ما امتیاز کمتری به طرف مقابل می‌دادیم ولی عمده حضور انقلاب اسلامی است با هویت انقلاب اسلامی، و این ربطی به پذیرش نگاه دولت آقای روحانی ندارد که گمان شود بنده از مواضع قبلی‌ام برگشته‌ام. فکر می‌کنم جواب سؤال شماره‌ی  11688 روشن می‌کند که وظیفه‌ی ما با توجه به رهنمودهای مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در همدلی و همزبانی با دولت به چه معنا است. در آن‌جا بحث شده که اگر می‌خواهیم مسیر انقلاب را به سوی اهدافی سیر دهیم که این دولت خیلی بر آن‌ها تأکید ندارد، باید با جدّیت تمام کارهای فرهنگی خود را جلو ببریم به همان شکلی که در آن‌جا عرض شد و از این جهت نظر آیت الله مکارم را نیز متذکر می شوم که می فرمایند: «امام راحل با انقلابی که به کمک این مردم کرد عزت و آبرویی برای مردم این کشور فراهم کرد و این عزت به حدی رسیده است که شش وزیر خارجه ابرقدرت جهان در یک طرف و وزیر خارجه ما یک طرف می‌نشینند و ماه‌ها با هم مذاکره می‌کنند که این مساله عزتی است که برای ما فراهم شده است… امروز در دنیا همه رسانه‌ها خبری از ایران دارند که این مساله نشانه عزیز بودن و آبرومند بودن ماست؛ امیدواریم نتیجه این مذاکرات به جای خوبی برسد ولی منهای این مساله، بحث عزت ماست که نباید این عزت را از دست بدهیم». موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد راست اش را بخواهید دلم کمی از شما گرفته و متنی آماده کرده ام اما قبل از آن عذرخواهی می کنم.
    موضوع سخنان حقیر پیرامون چند سِئوالی است که در مورد مذاکرات و دولت از شما کردند:
    1. شما خیلی به مسئله همدلی و هم زبانی تکیه می کنید و باید بکنید ولی احساس می کنم که از این مسئله نباید دریغ بفرمایید که آقا در ادامه فرمودند که این به معنای نقد نکردن نیست. این به معنای این نیست که عده ای دلواپس و نگران باشند، حال بنده نمی دانم چرا شما با دید حزبی نگاه می فرمایید و امثال شریعتمداری ها که برای روشنگری ما جوانان قلم می زنند تا به ما بگویند خیال نکنید در مذاکرات برنده شدیم هرجا مانند جلیلی مقاومت کردیم آمریکا عقب نشینی کرد اما هرجا کمی عقب رفتیم امریکا جلو آمد، استاد بنده بعنوان جوان این انقلاب که خودش را ملزم به سخنان آقا می داند عرض می کنم یقینا از این مذاکرات ما خوش بین نیستیم البته احترام آقای ظریف انقلابی را هم داریم ولی باید بگویم آرمان های ما بسیار تفاوت با آقایان این دولت می کند فلذا نقد دلسوزانه می کنیم. اگر بنا به ذیل اندیشه امام بودن است ایشان اولا فرمود آمریکا شیطان است ثانیا فرمودین کوشش‌ها بی‌فایده است و ایران دستش را پیش آمریکا ان شاء الله تا ابد دراز نمی‌کند، ولو اینکه فانی بشود. آنها گمان می‌کنند که ما برای - فرض کنید که - یک نفت و یا برای چیزی تسلیم آمریکا می‌شویم، در صورتی که نه، ما تا فنای خودمان تسلیم دیگر نمی‌شویم. البته خدای ناکرده نمی خواهم تعرضی به شما کنم ولی می خواهم بگویم همدلی بدون دیدن واقعیت مذاکرات درست نیست.
    2. استاد عزیز چگونه می فرمایید جلوی خطاها را گرفتند: در حالیکه فردو و اراک را عقب کشیدیم راهی که احمدی روشن ها با رنج جلو بردند ما داریم محدود می کنیم. اینجاست که آقا می فرمایند نگرانم از خدعه آمریکا.
    3. چه شده، چه کسی به دولتی های عزیز مبارکباد گفته که این گونه بوق و کرنا می کنند که عملکرد این دولت به نتیجه رسید، خیر نرسید آقا فرمود تحریم ها نتیجه مذاکرات نیست مردم به انتقاد ما بیسوادان آگاهند و اینجاست که تاریخ و زمان مشخص می کند که باختیم نه برد برد اصلا برد برد نداریم ...
    4. آمریکا شیطان است و کار شیطان «لاغوینهم اجمعین». آقا از همان ابتدا فرمود خوش بین نیستم، چگونه می فرمایید زیرنظر رهبری است فقط کلیات زیر نظر ایشان است مگر آقا نفرمود دو مرحله ای نشود. آقایان آمدند اسمش را گذاشتند کلی و جزیی.
    در آخر باید بگویم اینها نقد است و حرف دل باور کنید ما دولت را هم در پیاده روی اربعین دعا کردیم هم در نماز شبمان، ولی نباید از واقعیت چشم پوشی کرد. اگر با قلمم لسانم دل عزیزم استادم را شکاندم ببخشیاید مرا چرا که با کریمان کارها دشوار نیست. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 11688 عرض شد و شما هم بر آن تأکید دارید؛ در هر حال آرمان‌های ما در انقلاب با آنچه دولت در نظر دارد متفاوت است ولی در فضای همدلی باید ضعف‌های دولت را نسبت به فهم اهداف انقلاب اسلامی گوشزد نمود. همدلی در این‌جا یعنی تلاش کنیم بفهمیم چه می‌گویند و بعد نقد کنیم، نه این‌که از اول بنا را بر نقد و نفی بگذاریم. به نظرم در چند جوابی که در رابطه با قرارداد لوزان داشتم منظور خود را رسانده باشم. گله‌ی من از امثال آقای شریعتمداری در کیهان در این مورد خاص آن است که از ابتدا با بدبینانه‌ترین شکل با موضوع برخورد می‌کنند و این را بنده روشنفگری نمی‌بینم بلکه بهانه به دست آمریکایی‌ها می‌دهیم که بگویند امکان این نوع قرائت در قرارداد هست و عملاً دست تیم مذاکره‌کننده بسته می‌شود. ملاحظه کنید رهبری عزیز چگونه موضع گیری کردند. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم.با سلام خدمت استاد طاهر زاده.در مورد مباحثی که در مورد آیت الله مصباح و چگونگی حرکت و تحلیل جامعه حزب الله نسبت به ایشان داشتید ، میخواستم عرضی داشته باشم.اولا معتقدم که این مباحث هر چه زودتر تمام شود و باید جامعه حزب الله به کار تئوریک بپردازد. هر چه ما در گذشته بمانیم – به جای تحلیل و ترسیم نقشه آینده از آن - هیچ گاه آینده از ما نخواهد شد.به هر حال قبول کنیم که جامعه حزب الله قبل از دولت نهم از یک طرف تجربه هیچ کار سیاسی نداشت و از طرف دیگر خود را از لحاظ علمی هم نتوانسته بود بازتولید کند.چرا احمدی نژاد در اواسط دولت نهم آن نامه را برای فعال کردن نخبگان دینی برای پاسخ گویی به نیاز های دولت نوشت ؟ در صورتی که پاسخ های آن باید قبلا آماده می شد.اما جناح مقابل از یک طرف 25 سال کشور را اداره کرده بود و از طرف دیگر خود را به طرق گوناگون در مجامع علمی بازتولید کرده بود و مبنای تئوریک غرب نیز پشتیبان او بود . باید بسیاری از اشتباهات را به پای بی تجربگی و عدم داشتن مبنای سیاسی دانست.با سخن آقای پرویز امینی کاملا موافقم که ما باید سیاست ورزی را یاد بگیریم و این مشکل جامعه حزب الله است که نمی تواند میان انتقادهای آیت الله مصباح و طیف لاریجانی تمایز قائل باشد.عرصه سیاست پیچیده است و ما برای دولت سازی احتیاج داریم که جامعه ما قدرت درک این پیچیدگی ها را پیدا کند.کاندیداتوری جلیلی به جامعه حزب الله نشان داد که چگونه به اندازه بال مگسی رمق ندارند و در عین حال ادعای فتح جهان هم دارند.وقتی جلیلی و ستاد افتضاح او قادر به جمع آوری رای قشر خاکستری جامعه نباشند ، به درد زیر جرز هم نمی خورند.در همین اصفهان بعد از 10 روز پیگیری در اوج انتخابات نتوانستند به ستادها یک نشریه که بیانگر وجوه تمایز جلیلی باشد را بدهند تا این که مجبور شدیم به صورت خودجوش اقدام به این کار کنیم و تاثیر فوق العاده آن عصبانیت ما را از ستاد بیشتر کرد.به هر حال بی عرضه هایی که تمام ظرفیت جامعه دین دار ما را در قدم اول به آتش کشیدند ، نمی توانستند ظرفیت ملت ایران را آزاد کنند.
    خوب حال برای کار تئوریک باید چه کرد ؟ رهبر انقلاب 5- 6 سال پیش به حوزه دستور فرمودند که برای فرار از مرگ و انزوا در 20 سال آینده متحول شود.متاسفانه مدیریت حوزه در این مدت در جهت عکس حرکت کرد و شاهد آن هم عتاب های رهبری به آنها و تغییر همه مدیران است.25% زمان از دست رفته و ما 5- 6 را از دست دادیم و برحسب اطلاعات بنده روند 5 سال آینده برگشت به 5 سال پیش است .در حقیقت جمع حرکات در نیمی از فرصت رهبر انقلاب می شود صفر. اگر شعار های ما سرباز امام زمان هستیم و از این قبیل شعارهای پوچ کارساز بود حوزه نجف الان به این مخروبه که می بینید تبدیل نمی شد.بنابراین به حوزه به عنوان یک فرد در حال مرگ باید نگریست و امیدی به آن نداشته باشیم.از دانشگاه هم اطلاعی ندارم ولی به آن امیدی هم نیست و نمی دانم آیا این نهاد ذاتا سکولار می تواند به حزب الله کمک کند یا خیر؟
    به نظرم تنها راه این که ما بتوانیم افق های اینده را بگشاییم ، همان است که استاد می فرماید یعنی جامعه حزب الله به جای به هم پریدن و نبش قبر گذشته به طور خودجوش به تفصیل شخصیت امام خمینی و شهدا در سطح جامعه مشغول شود و از طرف دیگر سیاست ورزی و تحلیل سیستمی تاریخ را به جامعه تزریق کند. بخشی از نخبگان حزب الله هم باید به سمت تولید سیستم های اداره کشور از سیستم بهداشت تا اقتصاد و ... برود تا ان شاء الله هر موقع دولت به دست حزب الله افتاد بتوانیم کارآمدی گفتمان امام و رهبری را اثبات کنیم و گرنه خود رهبر انقلاب هم رییس جمهور شود باز هم بدون مبنا و فلسفه اداره دولت به سمت امثال پژویان که لیبرال بودن آنها مشهور است می رود.ببخشید مزاحم شدم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با این‌که از قوت تحلیل واقع‌بینانه‌ی شما مسرور هستم و به دوستان توصیه می‌کنم بادقت آن را مطالعه کنند تا نقاط دقیق و ارزشمندی در آن بیابند، این نوع تعبیرات را در مورد ستاد آقای جلیلی نمی‌پذیرم چون آن ستاد، همین من و شما هستیم چون آقای جلیلی یک تفکّر است و نه یک حزب و یا یک فرقه. از طرفی حوزه‌ی علمیه هم ماهستیم؛ اگر از جایی شروع کنیم که بحمدالله بعضی دوستان شروع کرده‌اند، به مرور تقدیر ما در تاریخ آینده عوض می‌شود. در هر حال به هیچ وجه، جای نا امیدی نیست، در شرایطی هستیم که هر قدمی در راستای اهداف این انقلاب بزرگ برداریم تبدیل به صد قدم می‌شود. موفق باشید.

  • چرا مومنین اصیل انقلابی همچون جلیلی و لنکرانی این همه تهمت می خورند؟مگر مومنین انقلابی چه حجابی یر حقیقت انوری انقلاب اسلامی هستند؟!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دیدید عده‌ای در قالب انسان‌های متدین دیگر متدینین را نفی می‌کنند بدانید دین را به عنوان یک حزب انتخاب کرده‌اند و نه وسیله‌ای برای سلوک الی اللّه. موفق باشید

  • سلام علیکم. حضرت آقا در سخنان اخیر فرموده اند تکلیف گرایی منافاتی با به دنبال نتیجه بودن ندارد و آرمان گرایی بدون توجه به واقعیات منجر به توهم میشود. به نظرشما آمدن سعید جلیلی به عرصه انتخابات به دلیل نگاهی آرمانی به اهداف انقلاب یک اشتباه بود؟ آیا شعار مقاومت و کاندیداتوری جلیلی نگاه آرمان گرایانه بود؟ آیا دوستان حامی مقاومت واقعیت های جامعه را نادیده گرفتند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این طور فکر نمی‌کنم. مگر می‌شود آرمان‌ها را فراموش کنیم به نظر بنده در بین نامزدها تنها آقای جلیلی بود که در واقع متعهد به آرمان‌های اصیل انقلاب بود و با واقعیتی با نام مقاومت در مقابل استکبار به‌خوبی آشنا بود. موفق باشید

  • با عرض سلام خدمت استاد عزیز استاد میشود این سوال را جواب دهید که چه فرقی هست بین اینکه در مسائل بین المللی رویکرد مقاومتی داشته باشیم مثلا رویکرد دکتر جلیلی با این روش که با حفظ استقلال وپا فشاری مواضع جمهوری اسلامی مذاکره کنیم ازنظر مبنایی و رویکرد غرب شناسی واهداف انقلاب اسلامی وآرمانهای انقلاب اگرمیشود توضیح تفصیلی لطف بفرمایید چون این سوال در جامعه است ومن را هم درگیر خود کرده با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جمهوری اسلامی همواره معتقد به مذاکره با دنیا بوده منتها جهان غرب با خودخواهی تمام در مذاکرات طلبکارانه وارد شده و بحمدالله شرایط جهان غرب از یک طرف و شرایط ما از طرف دیگر در سال‌های اخیر این معادله را به هم زد، به این معنا که جمهوری اسلامی در مقابل غرب عزّت‌مدارانه وارد شد و مطمئن باشید ادامه‌ی مذاکرات با همین روحیه است. این غرب است که به دنبال فرصت بود تا به بهانه‌ای مواضع خود را تغییر دهد که تصور نشود عقب‌نشینی کرده است حالا به بهانه‌ی آن‌که آقای روحانی مواضع سخت‌گیرانه ندارد بنا دارد تغییر موضع دهد ولی این ربطی به آقای روحانی ندارد، مقاومت جمهوری اسلامی بر سر مواضع‌اش کار را به این‌جا رساند و آقای روحانی هم در همین مسیر حرکت می کنند. موفق باشید

  • باسلام خدمت استاد عزیز.اززمانی که نتایج انتخابات را اعلام کردند خیلی سوالات به سراغم آمد که کسی رابهتر وجامع تر ازشما سراغ ندارم بتواند جواب دهد.1.استاد عزیزچه شد آقای روحانی پیروز انتخابات شد؟؟؟آیاعملکرد بد دولت آقای احمدی نژاد باعث شد مردم از این تفکر روی برگردان شوند؟آیااختلافات بین اصول گرایان باعث شد ویا دلایل دیگر؟2.مگررهبری عزیز نفرمودند رییس جمهور بعدی باید امتیازات رییس جمهور فعلی را داشته باشد ونقایص آن رانداشته باشد وخیلی ملاک های دیگر؛به نظر شما باانتخاب آقای روحانی ملاک های مدنظر رهبری ، توسط مردم واقعا عملیاتی شد واگرنشد این نشان از این ندارد که مردم ازتفکر رهبری که معتقدیم همان تفکر ناب حضرت روح الله است خیلی دورند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم:1- به نظرم هنوز زود است به این موضوع پرداخته شود هرچند هیچ‌کدام از مواردی که فرمودید بی‌تأثیر نبوده و در کنارش نقش آقای هاشمی را هم در ضایع‌کردن آقای احمدی‌نژاد اضافه کنید،به‌علاوه نقش تحریم‌ها از یک طرف وضعف تاریخی و اقتصاد بیمار ما از طرف دیگر نباید فراموش شود و این‌ها همه‌ی موضوع نیست به نظرم اراده‌ای از طرف خداوند در میان بود اما نه به‌عنوان رضایت از مقضی بلکه به معنای رضایت از قضای الهی به موضوع نگاه کنید.2- عوامل دست‌اندرکار، فضایی درست کردند که کسی برای آقای احمدی‌نژاد امتیازی قائل نبود تا ببیند کدام نامزدها از آن امتیازات برخوردار بودند وگرنه با بودن آقای دکتر جلیلی حجت تمام بود از آن جهت که امتیازات آقای احمدی‌نژاد را داشتند ولی ضعف‌های ایشان را نداشتند.موفق باشید.

  • بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .بنده از طرفداران دولت و آقای جلیلی در انتخابات هستم،منتها الان که سوال را مینویسم زمانی است که رای ها را مشاهده میکنم،بله استاد،اصلا حتی فکر نمیکردم روحانی اینقدر اقبال مردمی داشته باشد. . .آیا مردم ما در انتخاب اصلح دچار مشکل شده اند؟آیا شکمشان جلو چشمشان را گرفت که نتوانستند تحلیل درست در شناخت اصلح بکنند؟آیا این همان در حجاب رفتن جبهه انقلاب بود؟. . .آنقدر فشار رومون آمد که نمیدونید،و جز اینکه به رهبری دل خوش باشیم نمیتوانیم حرفی بزنیم؟تحلیل شما از این فضای باور نکردنی چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌کنم به جواب سؤال شماره‌ی 4880 رجوع فرمایید. موفق باشید

  • با سلام و عرض ادب
    همانطور که میدانید متاسفانه در دولت آقای احمدی نژاد نظرات یا عملکرد هرکدام از وزرا یا معاونان کوچکترین زاویه ای با نظرات شخص رئیس جمهور داشته است فورا کنار گذاشته میشد
    ولی مشاهده می کنیم در طول شش سال گذشته این اتفاق در مورد آقای دکتر جلیلی رخ نداده است ، با توجه به اینکه آقای رئیس جمهور از گفتمان انقلاب اسلامی و مواضع اصولی خود و مقام معظم رهبری فاصله گرفته است ولی دکتر جلیلی بر این مواضع پافشاری نموده است چگونه این دو با هم مشکلی پیدا نکرده اند ؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم نیست مشکلی با هم پیدا نکرده باشند. دبیر شورای عالی امنیت ملی از یک جهت نماینده‌ی رهبری در شورا هستند. موفق باشید

  • سلام استاد عزیز. لطفا مطلب زیر را بخوانید و نظرتان را قید بفرمایید. شرمنده که مصدع اوقاتتان می شویم.

    پاسخ اجمالی به هفت شبهه انتخاباتی در باره سعید جلیلی
    مشرق---- از همان روز که سعید جلیلی پای مصنوعی اش را در ستاد انتخابات وزارت کشور گذاشت تا در پاسخ به مطالبات مردمی برای یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شود، شبهات ناجوانمردانه ای مانند مین های دوره جنگ برای تخریبش در رسانه های وابسته به جریان زر و زور و تزویر کاشته شد تا شاید پای سالم جلیلی با رأی بی منت مردم به پاستور نرسد.
    شبهات متعددی در طول همین چند هفته منتشر شده که شاید پاسخ به آنها ضروری هم نبود اما از آنجا که توپخانه رسانه ای برخی از رقبای انتخاباتی در کنار تهاجم سازمان یافته رسانه های بیگانه حجم انبوهی یافته و تا روز انتخابات قطعا بر شدت آن افزوده خواهد شد، به ناچار اشاره کوتاهی به برخی موارد آن می کنیم.
    ۱ . سعید جلیلی گزینه مورد حمایت دولت و حلقه انحرافی است!
    این شبهه بدون هیچ دلیل و نشانه ای از حدود دو هفته قبل توسط چند رسانه وابسته به یکی از رقبای سعید جلیلی و با هدف دلسرد کردن هواداران وی منتشر شد و بلافاصله نیز مورد عنایت برخی از رسانه های رقبای دیگر قرار گرفت. بر اساس اطلاع موثق در هفته آینده نیز بر حجم انتشار آن افزوده خواهد شد. در این باره باید گفت:
    الف - در میان کاندیداهای موجود، جلیلی گزینه ای ولایتمدار، مردمی، ساده زیست، مقاوم، استکبارستیز است که با شعار اصلاح ساختار اداری و آزاد سازی ظرفیت های انقلابی توده های مردم، وارد گود انتخابات شده و توانسته بدنه جریان انقلابی را همراه خود کند. این ویژگی ها او را به شاخصه های احمدی نژاد سال ۸۴نزدیک کرده است و به همین دلیل برخی از کاندیداها که هشت سال برای چنین روزی برنامه ریزی کرده اندرا نگران کرده است. بی شک این شباهت نه تنها نقطه ضعفی برای جلیلی بشمار نمی آید بلکه نقطه قوت اوست چرا که انتقادات اصلی بدنه این جریان، متوجه احمدی نژاد سال ۹۲است نه احمدی نژاد سال ٨٤ که اتفاقا رویکرد و عملکرد موفقی داشته است.
    ب - دقیقا به همین دلیل است که رهبر معظم انقلاب در اولین روز فروردین امسال در مشهد مقدس در بیان شاخصه های رییس جمهور آینده فرمودند: " این را همه بدانند که آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعف هائی که وجود دارد. این را همه توجه کنند؛ رئیس‌جمهورِ هر دوره‌ای باید امتیازات کسبی و ممکن‌‌الحصول رئیس‌جمهور قبلی را داشته باشد، ضعف های او را نداشته باشد... آن چیزهائی که امروز برای دولت و برای رئیس‌جمهور نقاط قوّت محسوب می شود، اینها باید در رئیس‌جمهور بعدی وجود داشته‌ باشد، اینها را باید در خود تأمین کند؛ آن چیزهائی که امروز نقاط ضعف شناخته می شود ــ که ممکن است شما بگوئید، من بگویم، دیگری بگوید ــ این نقاط ضعف را باید از خود دور کند. یعنی ما در سلسله‌‌ دولت هائی که پشت سر هم می‌آیند، باید رو به پیشرفت باشیم، رو به تعالی و تکامل باشیم، تدریجاً بهترین های خودمان را بفرستیم؛ هر کسی می‌آید، پایبند به انقلاب، پایبند به ارزش ها، پایبند به منافع ملی، پایبند به نظام اسلامی، پایبند به عقل جمعی، پایبند به تدبیر باشد."
    این سخن رهبر انقلاب بدین معناست که نه تنها شباهت به ویژگی ها و محاسن دولت و رییس جمهور فعلی نقص نیست بلکه چنانچه کاندیدایی معایب رییس جمهور فعلی را نداشته باشد، این شباهت را باید حُسن و نقطه قوت او دانست.
    ج - البته این فقط سعید جلیلی نیست که برای تخریب وجه اش چنین اتهامی را متوجه او می کنند بلکه مدتی است یک جریان خاص، هرگاه گفتمان انقلابی را مزاحم قدرت طلبی خود می بیند، با چنین أنگی برای از میدان بدر کردن آنها وارد می شود همانطور که پیش از این در انتخابات مجلس نهم در حالی که لیست جبهه پایداری مورد حمایت چهره شناخته شده ای همچون آیت الله مصباح بود اما باز رسانه های همین جریان خاص، ایشان و کاندیداهای شناخته شده جبهه پایداری را که بارها امتحان خود در عرصه سیاسی را با صراحت پس داده اند، متهم به ارتباط با حلقه انحرافی می کردند!
    د - یکی از دلایلی که چنین نسبتی را به سعید جلیلی می دهند این است که وی حاضر به سیاه نمایی عملکرد دولت فعلی نیست و اصل انصاف را در باره آن رعایت می کند. این نیز علاوه بر رعایت انصاف، از آنجا که توصیه رهبر انقلاب به کاندیداهاست، حُسن او به حساب می آید. در حقیقت سعید جلیلی و حتی بدنه جریان انقلابی با "گفتمان" رییس دولت نهم و بخشی از دولت دهم مشکلی ندارد بلکه مانند بسیاری از دلسوزان با "عملکرد" احمدی نژاد بویژه در سال های اخیر بویژه از دوره خانه نشینی به بعد وی مشکل دارند.
    هـ - احمدی نژاد ۹۲نشان داده که با احمدی نژاد ۸۴ اعتقادی ندارد و از آن فاصله گرفته. این را کاملا می توان از مواضع و جهت گیری های وی فهمید. به همین دلیل برای انتخابات یازدهم تمام سرمایه خود را در سبد گزینه ای به نام مشایی قرار داد که هیچ نسبت و شباهتی با احمدی نژاد سال ۸۴ ندارد و حتی مشایی بی محبا اعلام می کرد که خیلی به سوم تیر یا چهارم تیر اعتقاد ندارد. گزینه منحصر به فرد احمدی نژاد فقط مشایی بود حتی وقتی چند تن از اعضای کابینه برای انتخابات ثبت نام کردند، احمدی نژاد آنها را مجبور به انصراف کرد. درنهایت مشایی به درستی به دست شورای نگهبان رد صلاحیت شد و احمدی نژاد نیز از آن روز به بعد تلاش کرده تا در باره انتخابات هیچ موضعی اتخاذ نکند و به هیچ وجه بر مشارکت بیشتر آن نیفزاید تا بلکه با کاهش مشارکت نشان دهد مردم از رد صلاحیت مشایی ناراضی اند! بنابر این نه احمدی نژادِ امروز اعتقادی به سعید جلیلی دارد و نه سعید جلیلیِ امروز، به جلب حمایت احمدی نژاد چشم دوخته است.
    ۲ . از کجا معلوم که سعید جلیلی هم مانند احمدی نژاد به برخی از آرمان هایی که امروز برای حفظ آنها به میدان آمده، پشت نکند؟
    این شبهه نیز مانند سئوال قبل توسط برخی از رسانه های رقبای انتخاباتی جلیلی دامن زده می شود. اما در این باره نیز می توان به نکاتی اشاره کرد:
    الف - اصل وجود چنین دغدغه ای درباره شخصیت های سیاسی قابل ستایش و محترم است. اما آیا مگراین نگرانی درباره عملکرد و آینده هر فرد غیر معصوم از جمله هفت کاندیدای دیگر صادق نیست؟ پس چرا فقط درباره جلیلی مطرح می شود؟ آیا کاندیداهای دیگر می توانند درباره آینده خود به کسی تضمین دهند؟ آیا ما می توانیم در باره آینده خود به کسی تضمین بدهیم؟ هرگز نمی توانیم و برای همین هر لحظه باید به خدا پناه برد.
    ب - وقتی از آینده کسی خبر نداریم، نمی توانیم درباره او قصاص قبل از جنایت کنیم و از هم اکنون او را محاکمه و برایش حکم صادر کنیم. دقیقا به همین دلیل است که بر اساس آموزه های دینی "ملاک حال فعلی افراد است" و نه گذشته یا آینده آنها.
    ج - علاوه بر تمام این موارد باید گفت که اصل این اشکال به این معناست که آقای جلیلی در حال حاضر از ویژگی ها و شاخصه های قابل قبولی بهره مند است اما نگرانی اصلی ما در باره آینده اوست. با این فرض نیز باید پرسید آیا فردی که در حال حاضر به صحت و سلامت و توانمندی وی معترفیم، بر افراد دیگری که در حال حاضر از چنین ویژگی ای برخوردار نیستند، ترجیح ندارد؟
    ۳ . سعید جلیلی گزینه مناسبی است اما تیم کاری به همراه ندارد.
    >> این اشکال شاید در نگاه اول موجه جلوه کند اما با تأمل در آن درمی یابیم که این شبه بیشتر به دلیل عدم شناخت دقیق ما از نوع فعالیت ها و وظایف شورای عالی امنیت ملی از یک سو و از سوی دیگر به دلیل تعریف غلط ولی رایج از مفهوم "تیم" در بین خواص جامعه است. در این خصوص نیز باید گفت:
    الف - همانطور که سعید جلیلی در برخی از مواضع خود اعلام کرده، باید بین "تیم" و "باند" تفکیک قائل شد. متاسفانه آنچه در بین نخبگان سیاسی ما رواج دارد، لزوم بهره گیری از برخی رفتارهای جمعی و حزبی با عنوان "تیم" است که در حقیقت باید آن را باندبازی سیاسی توصیف کرد.
    ب - شورای عالی امنیت ملی مانند برخی از شوراهای دیگر نیست که فقط در یک بعد فعالیت داشته باشد. این شورا دارای پنج معاونت است: معاونت بین الملل، معاونت سیاسی فرهنگی و اجتماعی، معاونت حقوقی و قضایی، معاونت اقتصادی، معاونت دفاعی و امنیتی. علاوه بر این معاونت ها کمیته های مختلفی وجود دارد که مشاوران و کارشناسان متعددی در آنها مشغول به کار هستند از جمله "کمیته تدابیر امنیتی مقابله با تحریم" یا "ستاد تدابیر ویژه اقتصادی" و ... بدیهی است که از میان اعضای پرشمار این مجموعه ها و آحاد مختلف جامعه که عضو هیچ باند و گروهی نیستند، می توان "تیم کارشناسی زبده ای" برای انجام مأموریت های مختلف سازمان داد.
    ج – در حال حاضر نیز در بین حامیان سعید جلیلی افراد کارشناس و زبده سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... وجود دارد که عضو هیچ یک از احزاب و گروه های سیاسی نیستند ولی از ظرفیت های کشور به حساب می آیند، حتی شاید در حال حاضر در کنار یکی دیگر از کاندیداها مشغول به فعالیت باشند و البته این مسأله سبب نخواهد شد که از گردونه تفکر انقلابی خارج باشند.
    4 . سعید جلیلی گزینه مناسبی است اما از آنجا که بدون سابقه و در دقیقه 90 تصمیم به شرکت در انتخابات گرفته پس برنامه ای برای اداره کشور ندارد.
    این شبهه بیشتر از سوی ستادهای انتخاباتی برخی از کاندیداها منتشر می شود که خودشان هشت سال است ستاد انتخاباتی تشکیل داده اند و متأسفانه در مواردی در طول این هشت سال، تمام امکانات عمومی تحت مدیریت شان را برای فعالیت های انتخاباتی بکار گرفته اند. در این باره نیز باید گفت:
    الف – متأسفانه به دلیل ماهیت فعالیت دبیرخانه شورای امنیت ملی، فعالیت های این دبیرخانه رسانه ای نمی شود و الا کاملا مشخص می شود که مسئول چنین جایگاهی، در حقیقت وظیفه تشخیص مسائل، رصد و پیگیری موضوعات مهم و کلان کشور را به عهده دارد. دقیقا به همین دلیل دبیر شورای امنیت ملی در شاهراه رفت و آمد اطلاعات بخش های مختلف مدیریتی و حاکمیتی کشور قرار دارد. اتفاقا به دلیل ماهیت این جایگاه، دبیر این شورا نه تنها در جریان اشکالات کشور قرار دارد بلکه موظف است برای درمان آنها با کمک وزارت خانه های ذیربط و کارشناسان مربوطه، راهکاری مناسب اجرایی تهیه نماید. تنها تفاوت سعید جلیلی با برخی از کاندیداها در این است که او برخی محتواهای تئوری خود را میان دو جلد قرار نمی دهد تا با آن عکس یادگاری بگیرد و از آن رونمایی کند و ادعا کند که کتاب برنامه اش را به چاپ رسانده است.
    ب- برای اداره کشور چند قانون بالادستی وجود دارد که همه مسئولان کشور موظفند در آن راستا حرکت کنند از جمله قانون بودجه که سالانه تهیه می شود، قانون برنامه که هر پنج سال یکبار توسط دولت تهیه و به تصویب مجلس می رسد و قانون چشم انداز بیست ساله که به تصویب رهبری انقلاب رسیده است. طبعا هر یک از این هشت کاندیدا سکان اجرایی کشور را بر عهده بگیرد باید در راستای قانون برنامه پنج ساله و چشم انداز بیست ساله حرکت کنند و نمی تواند هر برنامه ای را که دوست دارند، اجرا نمایند. در حقیقت کاندیداهای ریاست جمهوری باید راهکارهای اجرایی خود را برای تحقق قانون برنامه و چشم انداز بیست ساله ارائه دهند، در حالی که امروز دیده می شود برخی از کاندیداها از برنامه هایی سخن می گویند که اجرای آنها بر خلاف قوانین بالا دستی کشور است و قاعدتا اگر بخواهند آن را اجرا کنند نهادهای نظارتی باید در برابر ایشان مقاومت کنند.
    ج – برخی از کاندیداها برای برون رفت از مشکلات اقتصادی کشور، ادعا می کنند که با برنامه ای صد روزه یا شش ماهه می توانند مشکلات را حل کنند! این در حالی است که فقط انتخاب کابینه و معرفی وزرای وزارتخانه ها به مجلس و رأی اعتماد وزرا حدود صد روز به طول می انجامد! قطعا وعده هایی از این دست، مصداق نهی رهبری معظم انقلاب برای پرهیز کاندیداها از ارائه وعده های دروغین به مردم است.
    5 . سعید جلیلی از سابقه اجرایی برخوردار نیست هر چند در جهت گیری و عملکرد نشان داده که مدیر پایبندی به اصول و ارزش های انقلابی است.
    در باره این شبهه نیز چند نکته گفتنی است:
    الف – بر اساس اصل 115 قانون اساسی کشور، رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی واجد شرایطی از جمله مدیر و مدبر بودن باشد. تشخیص این مهم بر عهده شورای محترم نگهبان است. برای انتخابات یازدهم برخی از چهره های اجرایی کشور نیز ثبت نام کرده بودند اما شورای محترم نگهبان با برداشت حداقلی از این قانون، فقط کاندیداهایی را که از امتیاز بیشتری برخوردار بودند تأیید صلاحیت کرد. جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی بر اساس شرح وظایف وی اگر بالاتر از معاونین اصلی و اجرایی رییس جمهور نباشد، قطعا کمتر از آنها نیست.
    ب – بدیهی است که مهمترین وظیفه رییس جمهور به عنوان عالی ترین مدیر اجرایی کشور، فعالیت فیزیکی نیست بلکه مدیریت کشور و رتق و فتق امور برای اجرای بهتر قوانین است. از طرفی وظیفه دبیرخانه شورای امنیت ملی کشور سیاستگذاری، هماهنگی و به نوعی انجام امور اجرایی اقتضائی است. به تعبیر کارشناسان، این شورا نهادی است که وضع و اجرای قاعده را توأمان بر عهده دارد. با این وجود منظور از شورا دراینجا ترکیب مذکور نیست چرا که بدنه‌ کارشناسی، ساماندهی، هماهنگی و اجرا بر عهده‌ نهادی است که تحت اداره‌ نماینده‌ مقام معظم رهبری که عضو شورا نیز می‌باشد، در قالب نهاد «دبیرخانه» سازماندهی می‌گردد. دبیرخانه شورا از این جهت که در ارتباط دائمی با تمامی نهادهای حاکمیتی کشور است وآنها را در جهت اخذ و اجرای تصمیمات لازم‌الرعایه‌ شورا برنامه‌ریزی می‌کند، از هر دستگاه اجرایی دیگر متمایز است.
    ج – یکی از مهمترین ویژگی های شورای امنیت ملی این است که موضوعات ارجاعی به این شورا دارای دو بُعد مهم "بحرانی بودن" و "ملی بودن" مسائل مورد بحث و بررسی در آن است. در حقیقت وقتی برخی از امور کشور به دلایل ذاتی یا عارضی مانند تحریم ها یا حوادث غیر مترقبه و یا فتنه هایی از جنس کودتای سال 88 ، به طور عادی قابل حل و پیگیری نیست، به این شورا ارجاع می شود و طبعا توان اجرایی یک مدیر برای حل بحران ها بسیار بالاتر از توان اجرایی یک مدیر در وضعیت عادیست.
    6 . ستادهای سعید جلیلی مانند برخی از ستادهای انتخاباتی کاندیداها دیگر از اقلام تبلیغی پررونق نیست.
    در این خصوص نیز باید گفت:
    الف – سعید جلیلی مانند برخی از کاندیداها از حدود هشت سال قبل، ستادهای انتخاباتی خود را تشکیل نداده است. ستادهای انتخاباتی جلیلی پس از ثبت نام وی تشکیل شد و بدیهی است سامان یافتن این ستادها بویژه در استان ها کمی زمان ببرد. البته این خود یک حُسن و نشانه قانون مداری وی به حساب می آید که طبعا هواداران وی از آن استقبال می کنند. با این همه شاهدیم که در همین فرصت کم ستادهای خودجوش مردمی در سراسر کشور با انگیزه بالا شکل گرفته است.
    ب – یکی از کاندیداهای انتخاباتی در فیلمی که از سخنرانی وی در سایت های اینترنتی وجود دارد، اعلام می کند که هشت سال قبل در سال ٨٤ حدود سه میلیارد و چهارصد میلیون تومان هزینه اتتخاباتش شده است! بدیهی است که چنین مبلغی هشت سال قبل جندین برابر ارزش امروز است. چنین روندی در ستاد جلیلی حاکم نیست.ستادهای وی با محوریت پرداخت های مالی به افراد شکل نگرفته است. همه چیز در این ستادها بر اساس رابطه مردمی شکل گرفته و به هیچ وجه کمک های شبه دار از کسی پذیرفته و به کسی پرداخت نمی شود. بدیهی است در چنین وضعیتی، شاهد انتشار انواع و اقسام پوسترهای تبلیغاتی در تیراژ چند ده میلیونی نباشیم. اساسا تفکر حاکم بر این ستادها چسباندن پوستر بر "دیوارهای مردم" نیست بلکه این ستادها به دنبال چسباندن پوستر کاندیدای اصلح خود بر "دل های مردم" هستند.
    7 . جلیلی کاندیدای اصلحی است ولی در نظرسنجی ها مقبولیت ندارد بنابر این برای اینکه گزینه های جریان سازش به قدرت نرسند باید صالح مقبول را بر اصلح مقدم کنیم!
    این شبهه همواره از سوی جریانات خاص در انتخابات ها در خصوص کاندیداهای اصلح به عنوان یک اهرم فشار اعمال می شود. اما در این باره هم چند نکته گفتنی است:
    الف – معمول این نظرسنجی ها، نظرسازی است و نه نظرسنجی معتبر. در انتخابات سال 84 در حالی که گفته می شد احمدی نژاد فقط 4 درصد اقبال عمومی دارد، اما در نهایت شاهد بودیم که وی یکی از دو نفر راه یافته به مرحله دوم بود. اساسا با استناد به این نظرسنجی ها نمی توان گفت که چه کسی مقبول است و چه کسی مقبول نیست.
    ب – ترکیب اصلی آرای مردم در کشور ما معمولا در 48 ساعت پایانی رقابت های انتخاباتی رقم می خورد چرا که برنامه های تلویزیونی در تغییر نظر مردم تأثیر بسزایی دارد.
    ج – حتی اگر بخواهیم در بازی نظرسنجی وارد شویم ، نظرسنجی های معتبری که در حال حاضر در اختیار رقبای آقای جلیلی قرار دارد نه تنها سعید جلیلی را با فاصله کم، نفر دوم افکار عمومی نشان می دهد، بلکه براساس این نظر سنجی ها هر روز بر محبوبیت وی افزوده و بر عکس، از محبوبیت نفر اول کاسته می شود.
    د - اما در عین حال نباید از یاد ببریم که به تعبیر آیت الله مصباح خدا منتظر نظرسنجینمی ماند و چنانچه هوادارن آقای جلیلی از اصول تخطی نکنند و بر تلاش خود بیفزایند، انشا الله در مرحله اول کار را تمام خواهیم کرد.
    http://www.mashreghnews.ir/fa/news/221625/آیا-جلیلی-کاندیدای-دولت-و-حلقه-انحرافی-است
    حمید رسایی - هفته نامه 9 دی×

    باسمه تعالی: سلام علیکم: سایتی تحت عنوان Ask. AZMardon.jr مسئولیت پرسش و پاسخ در مورد آقای جلیلی را به عهده گرفته. در این موارد به آن سایت رجوع فرمایید. موفق باشید

  • باعرض سلام ودعای خیرخدمت استادگرامی جناب آقای طاهرزاده.
    این حقیرجنابعالی رادارای هندسه فکری منسجم وتفکری ناب ازجنس امام ورهبری عزیز شناخته ام ونظرشمارامهم واثرگذاربرای همه علاقمندانتان می بینم.ارائه نظرحضرتعالی دردفاع ازآقای جلیلی راباآنچه ازشمادرکتب ومباحث مختلف دریافته ایم متناقض یافته ام خواهشمندم جهت تنویراذهان دوستداران،مواردذیل را توضیح فرمائید.
    درکتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی صفحه 48 به استنادسخنان رهبری عزیزدر24/7/90نوشته شده است (که ولایت فقیه مسئولیت اجرایی ودخالت درکارهانیست وبعضی دوست دارندبگویند؛فلان تصمیمهابدون نظررهبری گرفته نمی شود.نه اینطورنیست)این سخنان بامواضع آقای جلیلی وحسن روحانی که ازرهبری سپری برای عملکردضعیف خود درشورای امنیت ساخته اند،متناقض است.
    رهبری عزیزدرابتدای امسال فرمودند رئیس جمهور آینده بایدنقاط قوت دولت کنونی راداشته ونقاط ضعف آنرانداشته باشد،ودردیدار هیئت دولت فرمودند یکی ازنقاط قوت شمااین است که وابسته به هیچ جزیان وحزب وگروه نیستید.این درحالیست که آقای جلیلی درمناظرات درموضع یک اصولگرای حزبی تمام قد ظاهرشدودرمیدان پاسخگویی عملکرداصولگرایان حزبی قرارگرفت.
    امام خامنه ای در14خرداد90فرمودنداگربه نام انقلابیگری،اخلاق رازیرپابگذاریم ازخط امام منحرف شده ایم.واگر به نام عدالتخواهی به مردم مؤمن وکسانی که ازلحاظ فکری بامامخالفندامامیدانیم که به اصل نظام اعتقاددارند اهانت کردیم ازخط امام منحرف شده ایم.ودرجای دیگرفرمودندمسئولیت وتشخیص انحراف با رهبری است ودرصورت انحراف باید یقه رهبری راگرفت.این درحالیست که آقای جلیلی(که به گفته خودسربازرهبری است!) درگیلان اظهارداشت که احمدی نژاد دارای گفتمان انقلابی بود و اورا حب قدرت منحرف کرده است!
    حتی اگرازایشان بپذیریم که احمدی نژاد منحرف شده است(احمدی نژادی که دارای مسئولیتهای کلیدی ومهم بوده وبیش ازهمه انقلابی بوده وهنوزدارای حکم تنفیذرهبری معظم است)نظربه اینکه آقای جلیلی سابقه اجرایی قابل توجهی هم ندارد،احتمال منحرف شدن وگرفتاری درحب قدرت برای وی بیشتراست.ایشان نه ازجایگاه مردمی همانند احمدی نژاد برخورداراست نه علمدارگفتمان انقلابی همچون احمدی نژاد است ونه عملکردقابل ارزیابی داردکه خودرانمانیده گفتمان انقلاب میداندداحالیکه احمدی نژاد علیرغم برخورداری ازحمایتهای همه جانبه رهبری به علت قرابت گفتمانی،خودرانماینده گفتمان انقلاب مطرح نکرد.
    انتظارمیرفت استادمحترم همانگونه که بسیارخوب توصیه فرمودندکه افرادصاحب فعالیت فرهنگی ازآقای مشایی حمایت نکنند،ازخودبرای چنین شخصی سرمایه نمی گذاشتند وهمانگونه که رهبری نیزفرمودندرأی به هریک ازاین افرادرأی به نظام است.ظاهراًازنظررهبری نیزاین افرادلقمه دهانگیری نیستندوتفاوت چندانی باهم ندارند!

    - باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با این‌همه در آن مناظره در آن قسمت خاص که مربوط به مذاکرات هسته‌ای بود چون جریان به رهبری مربوط بود یک کمی با سایر امور اجرایی متفاوت است 2- نمی‌دانم چرا از سخنان آقای جلیلی در مناظره چنین برداشت کردید که ایشان اصول‌گرای حزبی است؟ چرا برداشت نکردید که پای‌بند به اصول ارزشی است که طرف مقابل به آن اصول و ارزش‌ها مقید نیست؟ 3- اگر این سؤال مطرح شد که آقای احمدی‌نژاد چرا در دوره‌ی دوم ریاست جمهوری مثل دوره‌ی اول عمل نکردند و حرکاتی از ایشان ظاهر شد که ما مجبور شدیم برای دفاع از آن به زحمت بیفتیم، این موضوع پیش می‌آید که علت آن چه بوده؟ به همین جهت نظرات مختلفی مطرح می‌شود که یکی از آن‌ها این است که آقای جلیلی فرمودند و یکی از نظرات آن است که آیت‌الله مصباح می‌فرمایند و ده‌ها نظر دیگر که شما حتماً شنیده‌اید. بنده به این نتیجه رسیده‌ام که شیفتگی بیش از حدّ اقای احمدی‌نژاد نسبت به آقای مشائی حکمت ایشان را تحت تأثیر احساساتشان قرار داده و لذا حرکاتی از ایشان سر زد که قابل قبول نبود 4- اما این‌که می‌فرمایید چرا از یک طرف توصیه می‌کنم آقایان از نامزدی آقای مشائی حمایت نکنید و از طرف دیگر از نامزدی آقای جلیلی برای ریاست جمهوری حمایت کردم؛ علت آن را در همان نکته‌ای بدانید که بنده وظیفه‌ی خود دیدم از آقای احمدی‌نژاد تا آن‌جا که ممکن است دفاع کنم تا راهی که از طریق آقای احمدی‌نژاد در انقلاب اسلامی گشوده شد مسدود نشود. عنایت داشته باشید وقتی بنا نشد از آقای احمدی‌نژاد عبور کنیم و تنها از اشتباهات ایشان عبور کنیم و مسئولیت اشتباهات شخصی ایشان را به‌عهده نگیریم و وقتی متوجه شدیم آقای جلیلی بر همان گفتمانی تأکید دارد که آقای احمدی‌نژاد تأکید داشت، پس نباید در مقابل آقای جلیلی ساکت باشیم. در حالی‌که ملاحظه کرده‌اید اگر آقای جلیلی انتقادهایی از عملکرد اقای احمدی‌نژاد دارد از اصل گفتمان آقای احمدی‌نژاد دفاع می‌کند و اگر انتقاد دارد به حاشیه‌های آقای احمدی‌نژاد است و نه به متن گفتمان او. ما هرگز از گفتمانی که بر ساده‌زیستی و خدمت به محرومین و تأکید بر طرح انقلاب در سطح جهان تکیه دارد و عبور از فرهنگ غرب و استکبار را جزء کار خود می‌داند و پس از شانزده‌سال ما را از سکولاریسم پنهان نجات داد، عبور نمی‌کنیم. ما هرگز گرفتار توطئه‌ای نمی‌شویم که می‌خواهند به اسم عبور از حاشیه‌های آقای احمدی‌نژاد از سیره‌ی او عبور کنند و کاری کنند تا ما از شعارهای اصلی انقلاب دست برداریم. بنده در مقایسه با سایر نامزدها با نظر به طرز فکر آن‌ها به آقای جلیلی نظر دارم چون معتقدم از طریق او می‌توانیم راهی را ادامه دهیم که در سوم تیرماه سال 84 جریان اصلاح‌طلب و اصول‌گرای حزبی را حیران کرد و از این جهت در شرایط بسیار حساسی به‌سر می‌بریم چون از یک طرف دولت قبول ندارد که آقای جلیلی ادامه‌دهنده‌ی همان راهی است که آقای احمدی‌نژاد شروع کرده واز طرفی ما معتقدیم به همان دلیلی که آقای احمدی‌نژاد را پذیرفته‌ایم و از همان جهت که او را پذیرفته‌ایم می‌توانیم آقای جلیلی را بپذیریم و ملاک ما شخص آقای احمدی‌نژاد نیست ملاک ما آن چیزهایی است که آقای احمدی‌نژادرا با آن‌ ملاک‌ها در سوم تیر 84 پذیرفتیم. آیا این پارادکس کمی گیج‌کننده و حساس نیست؟ بنده معتقدم راه دقیقی در شرایطی بسیار حساس در مقابل عزیزان است که نمی‌توانند به طور عادی فقط ناظر صحنه باشند در این صورت با آن بن‌بست سیاسی که در عرایض قبلی خود برای بعضی از عزیزان پیش‌بینی کردم روبه‌رو خواهید شد. با کمی تواضع دست و آستین را بالا بزنید و خود را وارد تاریخ جدیدی بکنید که انقلاب وارد آن شده است. تشکیلاتی و گروهی تصمیم نگیرید که نسبت به همدیگر در محذورات باشید. موضوع جدّی است و نمی‌توان نسبت به آن بی‌تفاوت ماند وگرنه ناخواسته به سرنوشتی دچار می‌شوید که انجمن حجتیه در مقابل با انقلاب اسلامی به آن دچار شدند و عملاً از سیر تاریخ به سوی مهدویت بیرون افتادند. کمی تواضع و آزادشدن از تفکر گروهی راه را می‌گشاید. موفق باشید

  • بسمه تعالی: پرسش هایی از استاد بزرگوار اصغر طاهرزاده: مقدمه: نظر به اهمیت انتخابات پیش رو و آرایش جدید و فضای سیاسی شکل گرفته شده در انتخابات پرسش هایی برای حزب الله و جامعه ی مذهبی مطرح است. پیچیدگی دوره ی جدید آنجا بیشتر خود را می نمایاند که شعارهای رادیکال و ادبیات تند در تعارض با انقلاب اسلامی را شاهد نیستیم و چنین شرایطی انتخاب را سخت کرده است. از سوی دیگر کاندیداها ادبیات خود را در یک حالت ابهام و دو پهلویی در قرابت با ادبیات رهبری مطرح می کنند و این مساله، فضای انتخابات را برای جامعه ی مذهبی مه آلود نموده است. از سوی دیگر بستر انتخابات و تامل و تفکر از منظر انقلاب اسلامی در مورد جریان های سیاسی حاضر در انتخابات، موجب رشد معرفتی نیروهای دلداده ی انقلاب اسلامی می گردد. لذا در سوالات زیر -که توسط جمعی از نیروهای دغدغه‌مند فرهنگی طراحی گردیده است- در پی آن هستیم تا نظرات استاد بزرگوار اصغر طاهرزاده را در مورد صورت مساله های فرهنگی انتخابات پیش رو جویا شویم:((تذکر:بجهت تعددسوالات وارتباط آنها باهم،درقسمت پاسخ ،هر8سوال همراه باجواب آن آمده است."مدیریت سایت"))

    سوال1- آرایش سیاسی جریان های حاضر در انتخابات92 را چگونه دسته بندی می فرمائید؟ قالب «اصولگرا- اصلاح طلب» به نظر نمی رسد دیگر جوابگویِ دسته بندی های سیاسی کشور باشد. افراد حاضر در انتخابات در چه طیف های فکری- فرهنگی ملاحظه می کنید؟ ملاک دسته بندی شما چیست؟ با توجه به اینکه اعلام موضع هم نمودید و جناب آقای دکتر جلیلی را فرد اصلح دانستید توضیح دهید که ایشان در این دسته بندی در کدام جریان قرار می گیرد؟ ---------------------------------------------------------------
    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- متأسفانه هنوز تقسیم‌بندی افراد سیاسی به اصول‌گرا و یا اصلاح‌طلب بر ذهن‌ها سایه افکنده وگرنه هیچ‌وقت نمی‌شد افراد را صرفاً در این دو قالب درآورد و ذهن را نسبت به قضاوت خود آرام کرد. ولی در هرحال ما بر اصول‌گرایی حقیقی با شاخصه‌هایی که رهبری عزیز در تاریخ 29/3/1385 تعیین کردند تأکید می‌کنیم و از این جهت آقای دکتر جلیلی را اصول‌گرایی می‌دانیم که شاخصه‌های آن عبارت است از: «ایمان و هویت اسلامی و انقلابیِ روشن بینانه، دوری از خرافه و سست‌اندیشی و تمنای دائمیِ عدالت از یک‌سو و ایمان به آینده، برخورداری از روحیه‌ی مجاهدت علمی، اعتقاد به آزاداندیشی وکرامت انسانی، به‌کارگیری اصل تصحیح روش‌ها در مدیریت و تلاش برای شکوفایی اقتصادی - اجتماعیِ کشور، ایمان به مردم، ایمان به خود، ایمان به استقلال و وحدت ملی از سوی دیگر، از مهم‌ترین شاخص‌ها در اصول‌گرایی است».::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
    سوال 2- شما بارها در مباحثتان به این موضوع که «ذات انقلاب اسلامی پیشرونده است» اشاره داشته اید. از این منظر این انتخابات را در نسبت با انتخابات های گذشته رو به جلو می دانید؟ چه فضای جدیدی و چه صورت مساله ی جدیدی در این انتخابات مطرح است که در انتخابات قبلی مطرح نبوده است؟ چه رشد جدید معرفتی را حاصل مباحث انتخاباتی این دوره می دانید؟ ---------------------------------------------------------------
    جواب 2- انقلاب اسلامی همچنان رو به جلو به سوی نور حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» می‌رود و در این مسیر گاهی در دشت قرار دارد و گاهی باید موانع پیش‌آمده را پشت سر بگذارد. از دوره‌ی دوم دولت آقای احمدی‌نژاد ما با موانعی روبه‌رو هستیم که حرکت را کند کرده ولی آنچنان انقلاب را عمق بخشید که همه‌ی جریان‌ها مجبورند در این مرحله فکر کنند و از متهم‌کردن یکدیگر عبور کنند و به جایگاه حادثه‌ها بیندیشند که این کار سختی است ولی موارد ارزشمندی را به‌ همراه دارد. بنده کتاب «جایگاه تاریخی حادثه‌ها» را در این رابطه نوشته‌ام و فکر می‌کنم آن کتاب بتواند دوستان را به تفکر وادارد.::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
    سوال 3- این دوره از انتخابات را در فرایند تکاملی انقلاب اسلامی درچه جایگاهی میبینید و نسبت به انتخابات سال 84 چه پیشرفتی در گفتمان انقلاب اسلامی شاهد هستیم؟ این مسئله را در نسبت مراحل پنج گانه انقلاب اسلامی نظام اسلامی دولت اسلامی جامعه اسلامی و تمدن اسلامی چگونه میتوان تحلیل کرد. ---------------------------------------------------------------
    جواب 3- ما هنوز از نظر عمل در مرحله‌ی تحقق دولت اسلامی در حال تلاش هستیم و همه‌ی تلاش‌ها آن است که بتوانیم تعریف درستی از دولت اسلامی برای دولت‌مردان و مردم به‌دست آوریم تا هر جریانی جایگاه خود را در ایجاد دولت اسلامی بشناسد، هنوز جریان اصلاح‌طلب نپذیرفته انقلاب باید به مرحله‌ی دولت اسلامی برسد، آن جریان ،دولتی با سازکار غربی را پذیرفته و سعی دارد با پذیرفتن اسلام به عنوان یک عقیده‌ی فردی، جامعه را با ساز و کار غربی اداره کند و خیز اخیر آن‌ها برای حضور در انتخابات با این نیت است .غافل از این‌که چه در این مرحله پیروز شوند و چه پیروز نشوند ذات انقلاب چیز دیگری را اقتضاء می‌کند و عملاً این آقایان تبدیل به میهمانان ناخوانده‌ای می‌شوند که اگر تعریف خود را نسبت به دولت اسلامی تغییر ندهند مجبور می‌شوند ادامه‌ی زندگی را در کشورهای غربی بگذرانند بدون آن‌که نیاز باشد مثل بعضی هاکارگزار نظام استکباری باشند.::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
    سوال 4- چگونه میتوانیم جریان سکولاریزم پنهان در میان کاندیداها را مشخص کرد با توجه به اینکه تقریبا سکولارترین کاندیداها نیز در این دوره حرف از مذهب و باورهای مذهبی میزنند عیار سنجش آنها چیست؟ شما به عنوان یکی از متفکّرین انقلاب اسلامی چه راه حلی برای فهم عمق سکولاریسم در پشت ادبیات مذهبی کاندیداها پیشنهاد می دهید؟ ---------------------------------------------------------------
    جواب 4- تأکید بر حاکمیت اسلام در تمام مناسبات فردی و اجتماعی تفاوت می‌کند بر تأکید بر اسلام در امور فردی بدون آن‌که آرمان‌های اسلامی ما در سبک زندگی و روابط اجتماعی ما ظهور و بروز داشته باشد. اگر سبک زندگی به روش غربی توسط نامزدی پذیرفته شود و تلاشی برای تغییر آن صورت نگیرد و هنر آن نامزد این باشد که امورات مردم را در همین که هست مدیریت کند هرچند آن نامزد فرد متدینی باشد، ما را گرفتار نگاه سکولاریستی می‌کند و این نگاه با نگاه رهبری که در 14 خرداد امسال فرمودند: «اگر ملت مقتدر باشد، توانا باشد، نیاز خود را کم کند ..... دشمن در مقابله‌ با ملت ایران بی‌دفاع خواهد ماند» ،‌نمی‌خواند چون رهبری عزیز«حفظه‌الله» به جایگاهی بالاتر از آن‌که ما صرفاً نان و آب مردم را تأمین کنیم نظر دارند. ایشان می‌خواهند ما با «عزم و اراده‌ی باور به خدا و باور به مردم و باور به خود» به آینده‌ای نظر داشته باشیم که نه‌تنها خودمان بلکه ملت‌های دیگر نیز از دست حاکمیت ارزش‌های غربی آزاد شده باشند.::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
    سوال5- ما قلباً احساس می کنیم که بعضی از نامزد ها نسبت ضعیفی با آرمان های مدّنظر امام راحل(ره) و رهبری دارند و در واقع در اظهارات آن ها و همفکرانشان اهداف انقلاب در حدّ مناسبات اجرایی و مدیریتی تقلیل یافته است. منتها مشی تبلیغاتی انتخابات حاضر تا اینجا بدین صورت بوده است که تا انتقادی از سوی نیروهای انقلاب اسلامی به محتوای مواضع کاندیداها مطرح می شود، از سوی کادرهای تبلیغاتی کاندیداها سریعاً «واژه سازی» تبلیغاتی در مقابل انتقاد فرهنگی نیروهای انقلاب دنبال می شود و به نحوی حرف های غلط گفته شده اصلاح و توجیه می گردد و سپس طی یک استراتژی تبلیغاتی گسترده در سطح جامعه منتشر می شود. این مساله برخی نیروهای مذهبی را دچار تردید نموده است. چگونه می توان عمق نگاه غلط کاندیداها را در مهمترین صورت مساله های ریاست جمهوری به طیف مذهبی فهماند؟ به عنوان مثال وقتی نسبت به واژه ی تکنوکراسی نقد تلویحی از سوی رهبری در روزهای آغازین سال مطرح گردید و جناب آقای قالیباف که خود را یک تکنوکرات می دانست در یک چرخش ادبیاتی اینگونه گفتند: «ممکن است که بگویند انسان تکنوکراتی ست که باید بگوئیم تکنوکرات بودن چیز بدی نیست و به معنای استفاده ی درست از ایزار خوب و مدرن است که برای پیاده سازی یک آرمان و یک عقل متصل به وحی استفاده می شود». یا در نقد عملکرد آقای احمدی نژاد در حوزه ی روابط خارجه- علی الخصوص موضع گیری در قبال هولوکاست- در یک ادبیات آرمانگرایانه ی عقلانی این چنین گفتند: «مثلاً قضیه ی هولوکاست ما را به کجا رساند. ما هیچ گاه با یهود مخالف نبودیم. یک دین است. آنجا که ما مخالف بودیم با صهیونیست ها بوده است. ما سی سال حامی اصلی آرمان فلسطین بوده ایم ولی به واسطه ی هوشمندی امام و رهبری کسی نتوانست ما را متهم به ضدّ یهود بودن بکند. ولی یکباره بدون توجه به نتایج و پیامدها بحث هولوکاست مطرح می شود. این چه نفعی برای انقلاب و فلسطینی ها داشت. ببینید وقتی ما آن زمان به اسم آرمانگرایی موضوع هولوکاست را مطرح کردیم و آن جنجال ایجاد شد، زمانی دیگر سخن از بسیجی بودن و بازگشت و رجعت آقای چاوز را مطرح کردیم. این نتیجه ی و برآیند آرمان گرایی خامی است که در طی زمان استحاله شده است.» در فضای پروپاگاندای تبلیغاتی این جملات را نمی شود درست دید. از سوی دیگر حمایت برخی از اشخاصی که صبغه ی مذهبی دارند- اعم از روحانیون و علما- در مه آلودکردن فضا برای دیده نشدن نگرش های غلط بیشتر خود را نشان داده است. به عنوان مثال چندی پیش مجلسی با حضور خطبا و روحانیون حامی کاندیداتوری آقای قالیباف برگزار شده بود. در خلال اظهارات حاضران محوری ترین دلیل برای حمایت از ایشان را قوت مدیریتی و اجرایی به شمار آورده و حتی یکی ازخطبای معروف وفعال شیرازعلنا بر این نکته تصریح داشت که: «قالیباف نسبت به امثال ماها قطعاً لیبرال ترست ولی این چه ربطی به کار اجرایی و مدیریتی دارد او مشکل گرسنگی و جاده و پل مردم را حل کند، سر رهبری خلوت می شود و ایشان مشکلات فکری و فرهنگی را حل می کنند و این حالت خیلی مطلوب است.» این جملات گوشه ای از اظهارات انتخاباتی این روزها بود. قطعاً جنابعالی در برنامه های تلویزیونی جلوه های دیگری از نگرش کاندیداها را ملاحظه نموده اید. به نظر می رسد جبهه ی فکری انقلاب اسلامی در این انتخابات باید یک مرحله ی جدیدی از فهم را نسبت به جریان های سیاسی تجربه کند. در این رستا باید عمق حرف هایی شبیه آنچه گفته شد را برای جامعه باز نمود. ما را در این راه یاری بفرمائید. ---------------------------------------------------------------
    جواب 5- همان‌طور که می‌فرمایید ما از اصلاح‌طلبان و با توجه به نزدیکی آن‌ها به ملی‌مذهبی‌ها، هیچ انتظاری نداریم زیرا خاستگاه و مقصد آن‌ها نسبت به انقلاب اسلامی مشخص است ولی نسبت به امثال آقای قالیباف نگرانیم که چگونه نگاه جامعه را به جایی می‌اندازند که تصور شود ایدآل جامعه، ‌داشتن یک شهری است که جاده‌های پهن و تونل‌های طولانی داشته باشد به طوری که گویا افقی بالاتر از آن مدّ نظر نیست وگرنه این‌همه به این امور پرداخته نمی‌شد. در حالی‌که رهبری عزیز در دیدار با جوانان استان خراسان شمالی در تاریخ 23/7/91 فرمودند: اگر با پیشرفت همه‌جانبه را به معنای تمدن‌سازی نوین اسلامی بگیریم ما در بخش ابزاری پیشرفت خوبی داشته‌ایم اما در بخش حقیقی که همان سبک زندگی است در این بخش پیشرفت ما چشمگیر نیست». گویا جناب آقای قالیباف بنا دارند اگر رئیس جمهور شدند باز انقلاب اسلامی را در بخش پیشرفت ابزاری فربه‌تر از قبل کنند و ما بعد از چندسال به خود بیاییم و ببینیم از انقلاب اسلامی همه‌چیز داریم غیر از انقلاب اسلامی. ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
    سوال 6- یکی از تردیدهایی که بر سر دوراهی «جلیلی- قالیباف» برای طیف گسترده ای از حزب الله وجود دارد مساله ی «توان اجرایی» است. از سویی موضوع «اجرایی بودن» چند بار توسط رهبری به عنوان یکی از ملاک ها مطرح گردیده است. تعریف درستی از مفهوم «اجرایی بودن» در فضای جامعه وجود ندارد. تعریف درست «اجرایی بودن» در نسبت با انقلاب اسلامی چیست؟ ---------------------------------------------------------------
    جواب 6- عنایت داشته باشید توان اجرایی برای ریاست جمهوری با توان اجرایی برای حساب‌داری یک ادراه فرق می‌کند. رئیس جمهور باید توان تجمیع نظرات وزراء و کارشناسان را جهت هدایت کلیت نظام اجرایی کشور داشته باشد و صرف نظر از این‌که بنده به آقای جلیلی نظر داشته باشم یا نه، تنها آقای جلیلی است که از نظر اجرائی سابقه‌ی چنین کاری را در دبیری شورای امنیت ملی دارند.::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
    سوال 7- با توجه اینکه در بیانات رهبری وزن ویژه ای به موضوع اقتصاد داده شده است، این خطر وجود دارد که این مساله را در یک فضای غیر انقلابی و در حدّ نگاه های کوتاه مدت به «معیشت» و «گرانی» و «اشتغال» تقلیل دهند. اگر بخواهیم از منظر انقلاب اسلامی و تقابل آن با غرب به این موضوع بپردازیم برنامه ی اقتصادی رئیس جمهور چه باید باشد؟ چه امتیازی را در برنامه ی اقتصادی آقای جلیلی در مقایسه با سایر کاندیداها می بینید؟ چه آسیب شناسی از برنامه های اقتصادی ارائه شده توسط کاندیداهای دیگر در نسبت با انقلاب اسلامی دارید؟ ---------------------------------------------------------------
    جواب 7- بنده این سؤال را در جواب سؤال شماره‌ی4795 به تفصیل عرض کرده‌ام و در این‌جا نیز تأکید می‌کنم ما تنها با روحیه‌ی انقلابی و مقاومت است که می‌توانیم اقتصاد خود را از کلافه‌ی اقتصاد تحمیلی فرهنگ غربی نجات دهیم وگرنه تا آخر، انقلاب ما در مناسبات اقتصاد جهانی خرد می‌شود و مردم ما هرگز طعم انقلاب اسلامی را که باید ماوراء جهان شرک و کفر با اقتصاد توحیدی زندگی کنند، نمی‌چشند. ما به این امید انقلاب کرده‌ایم که در فضایی عاری از «ربا» و اصالت‌دادن به ثروت زندگی کنیم تا دلار سرنوشت امور اقتصادی ما را در دست نگیرد و ارزش کار ما با اراده‌ی جهان استکباری معین نگردد و ما امیدواریم برنامه‌ی اقتصادی آقای جلیلی طلوعی باشد برای عبور از اقتصاد سرمایه‌داری. موفق باشید

  • مدام حزب الله متهم می شود استراتیژی و چشم انداز در دنیای امروز ندارد بخصوص با کاندیدا شدن جناب دکتر جلیلی ؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: غرب با اصالت‌دادن به ملاک‌های خود حضرت امام را متهم می‌کرد که برنامه‌ای برای نظام‌سازی ندارند، چون غرب جز نظام‌سازی به روش غربی را به رسمیت نمی‌شناسد و حتی نمی‌تواند ببیند. موفق باشید

  • با عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد عزیز:
    آقای سعید جلیلی در چندین دوره مذاکره سنگین و پیچیده با نمایندگان کشورهای آمریکا ، انگلیس ، فرانسه ، آلمان ، روسیه و چین منظومه ای از اقتدار و عقلانیت و منطق و حقانیت و استواری و اعتدال توأم با انعطاف را از مکتب اسلام به نمایش گذاشته است بنحوی که غربیها را با همه حیله گری و چموشی بر مداری منطقی و گریز ناپذیر وارد کرده است و آنان را بین پذیرش واقعیت ها و یا رفتارهای نابخردانه و رسوای در دیپلماسی رایج امروز در تعارضی آشکار قرار داده است . نگاهی اجمالی بر فضای حاکم بر گفتگو ها از سوئی و موضوع و متن گفتگو از سوی دیگر و بعلاوه هندسه و تسلسل مذاکرات بیانگر آن است که یک نگاه و مدیریت جامع توام با اقتدار و خودباوری جهت مذاکرات را از فضای تاریک و مبهم و غیر قابل محاسبه به مداری منظم و مشخص و قابل پیش بینی و منطبق بر واقعیتها برگردانده است . این اقتدار و خودباوری بیانگر اعتقاد و ایمانی توام با یقین و بصیرت می تواند باشد .
    با توصیفات فوق آیا چنین شخصی با این تجربه موفق در صحنه اجرایی کشور قادر خواهد بود انقلاب رو به تکامل و رشد در حرکت خود چندگام به جلو ببرد . و آیا چنین فردی می تواند تیلور آمال و آرزوهای انسانهای فرهیخته و مردم انقلابی در صحنه اجرای کشور و ادامه دهنده تجربه های موفق دولت فعلی و پیراسته از نقصهای آن باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با توجه به این‌که معتقدم انقلاب اسلامی، بر عکس سایر انقلاب‌هایی که در صدساله‌ی اخیر گرفتار ارتجاع و عقب‌گرد شده، حقیقتی دارد که به‌خوبی می‌تواند رو به جلو رود و به اهدافی که هنوز دست نیافته برسد و همان‌طور که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند: «راستی اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدّی با جهان‌خواران حلّ نکنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند آسوده خواهند بود؟» پس ما نباید از این نکته‌ی مهم غفلت کنیم که تنها با روحیه‌ای حماسی و با تلاش برای قدرتمندشدن در مقابل جهان امروز می‌توانیم به حیات مستقلانه‌ی خود ادامه دهیم . حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌فرمایند: « کسى‏ تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمى‏دانیم. ولى هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند! البته ما مطمئنیم که در همین شرایط نیز آنها که با روحانیت اصیل کینه دیرینه دارند و عقده‏ها و حسادتهاى خود را نمى‏توانند پنهان سازند آنان را به باد ناسزا گیرند. ولى در هر حال آن چیزى که در سرنوشت روحانیت واقعى نیست سازش و تسلیم شدن در برابر کفر و شرک است. که اگر بند بند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالاى دار برند، اگر زنده زنده در شعله‏هاى آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستى‏مان را در جلوى دیدگانمان به اسارت و غارت برند هر گز امان نامه کفر و شرک را امضا نمى‏کنیم.». این روحیه تنها روحیه‌ای است که ما را از گرفتارشدن از ارتجاع گفتمانی نجات می‌دهد هرچند متهم شویم این گفتمان ،گفتمان طالبانی است. خطری که از سخنان بعضی از کاندیداها و یا نمایندگان فکری آن‌ها به‌چشم می‌خورد، خطر غفلت از موقعیت جهانی نظام اسلامی ایران و انقلاب اسلامی است. گویا آقایان گمان می‌کنند ملت از اهداف تاریخی خود دست برداشته‌ ملتی که بنا است نظامی ماوراء نظام جهانی نظامی را به بشریت ارائه دهد. ارادت به رهبری ارادت به روحیه‌ی انقلابی کسی است که می‌داند در جهان امروز چگونه باید عمل کرد و لذا در توصیه‌ی خود به نامزدها در سالگرد امام فرمودند: «بعضی با این تحلیل که به دشمنان امتیاز بدهیم تا عصبانیت آن‌ها را نسبت به خودمان کم کنیم، عملاً منافع آن‌ها را به منافع ملت ترجیح می‌دهند»، این نشان می‌دهد روحیه‌ی مورد نظررهبری روحیه‌ی کوتاه‌آمدن در مقابل بیگانگان نیست، بلکه برخورد مقتدرانه با بیگانگان است. این روحیه در جناب آقای دکتر جلیلی به‌خوبی نهادینه شده و بدین لحاظ در مقابل نمایندگان شش قدرت جهانی در پای میز مذاکره، خود را نمی‌بازد چون فهمیده است ایران به‌عنوان یک ابرقدرت دارد جای خود را در جهان امروز باز می‌کند. بنده این روحیه را در سایر نامزدها – در عین آن‌که برای بعضی از آن‌ها احترام قائل هستم – ندیدم. لذا اگر ما به دنبال آن هستیم که نقش تأثیرگذاری خود را آن‌طور که شأن انقلاب است حفظ کنیم نمی‌توانیم از آقای دکتر جلیلی به عنوان رئیس جمهور این کشور چشم‌پوشی کنیم و امیدوار به نامزدهایی باشیم که مطمئن نیستیم در حال حاضر می‌توانند ماوراء سبک مدیریت غربی، انقلاب اسلامی را مدیریت کنند و کشور را از ضایعات مدیریت غربینجات دهند. از این جمله‌ی رهبری در سالگرد رحلت حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» ساده نگذرید که فرمودند: نامزدها «قول بدهند که به مسئله‌ی اقتصاد که امروز میدان چالش تحمیلی بر ملت ایران از سوی بیگانگان است، به‌خوبی خواهند پرداخت» آیا از این جمله بر نمی‌آید که ما باید در همان راستایی که با بیگانگان درگیر بوده‌ایم و هر روز به جلو رفته‌ایم، مسائل اقتصادی را نیز حل کنیم؟ پس چرا بعضی‌ها گمان می‌کنند می‌توانیم با کوتاه‌آمدن در مقابل بیگانگان مشکلات اقتصادی را مرتفع نماییم و در این راستا ملت ایران را از روحیه‌ی انقلابی و قاطع آقای دکتر جلیلی می‌ترسانند که اگر ایشان رئیس جمهور شوند کار بدتر می‌شود. این به جهت آن است که نمی‌دانیم ما تنها با مقاومت در مقابل بیگانگان می‌توانیم از تنگناهای زندگی غربی و اقتصاد غربی رها شویم. رهبر عزیز«حفظه‌الله» فرمودند: «عصبانیت آن‌ها ناشی از این است که شما هستید، ناشی از این است که جمهوری اسلامی هست» آن‌هایی که می‌خواهند از عصبانیت دشمن کم کنند می‌دانند در عمل باید از هویت خرج کنند و موجودیت ما را به عنوان جمهوری اسلامی بفروشند. چه سخن عالمانه‌ای است سخن دکتر جلیلی که می‌فرماید: «نخواهیم گذاشت ما را به اسم تنش‌زدایی از پشت خیمه‌های دشمن عقب بکشند» و لذا می‌فرماید: « تهدیدزدایی را به جای تنش‌زدایی دنبال می‌کنم». و این با قدرتمندشدن نظام ممکن است در حالی‌که روحیه‌ی انقلابی خود را به بهانه‌ی تعادل فرو ننهیم و بدانیم تعادل در امروز همین روحیه‌ی رهبری است که می‌فرمایند من انقلابی‌ام و نه دیپلمات. و تنها با روحیه‌ی انقلابی و تقابل با کفر جهانی است که در مسیر انبیاء تاریخ قرار می‌گیریم و مفتخر به مددهایی می‌شویم که ریشه‌ی کفر و استکبار را برمی‌کند و وعده‌ی الهی بر ملت ما جاری می‌شود که فرمود: « فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذینَ ظَلَمُوا» پس به جهت روحیه‌ی مقاومت شما ریشه‌ی ظالمان و ستمکاران قطع خواهد شد. موفق باشید

  • سلام استاد.خداقوت. استاد من بررسی کردم بین کاندیدهای محترم ریاست جمهوری، برخی از آنان در حدقابل قبولی متعهد به انقلاب و اهداف و آرمانها هستند و در عین حال تجارب خوبی دارند و مدیران قوی هستند و در عین حال دنبال جنجال و بلوا نیستند. اما در این میان، دکتر جلیلی به نظر می رسد از همه بیشتر، قلبا به آرمانهای انقلاب و مبانی اسلام عزیز پای بند باشد. اصلا حتی قبلا زمانی که برای مذاکرات هسته ای می رفت احساس می کردم ، با تهجد و تقرب به خداوند به آن عرصه پا می گذارد. بالاخره یک چیزهایی را قلبی دریافت می شود کرد. در اینکه انسان عاقلی است و هرگز حرفهای غیرمنطقی نخواهد زد و کشور را دچار مشکل ننموده و حرکات دشمن شادکن نمی کند هم مطمئنم. در خصوص آنکه گفتمان اصیل انقلاب اسلامی را می فهمد نیز شکی نیست. در این مورد که حسب فرمایش مقام معظم رهبری، ایشان، البته در بعد دیدگاه و مسلک، تمام محاسن آقای احمدی نژاد را دارند؛ اما ضعفها را ندارند نیز مطمئنم. اما استاد عزیز آنچه در من تردید ایجاد می کند آن است که نکند با توجه به اینکه خیلی سوابق مدیریتی ندارد؛ مدیر موفقی نباشد و نتواند از عهده وظایف مهمی که در پست ریاست جمهوری تعریف می شود؛ برآید. شاید به صلاح خود دکتر جلیلی باشد که در این مرحله برگزیده نشود و در دوره های بعد، که مجرب تر شد، وارد میدان شود. مثلا برخی دوستان معتقدند بهتر است این دوره دکتر ولایتی منتخب شوند. چراکه تجاربی دارند که اگر الان به کار گرفته نشود، فرصتی نخواهد ماند که از این تجارب بهره برداری شود و در عین حال آیتم های خوب دیگری نیز دارند مثل اینکه انسان عاقل، آرام و مدیری هستند در عین حال تشنج آفرینی نمی کنند. منتهی من می ترسم آن گفتمان اصیل انقلاب اسلامی، که تا حدودی در این سالها بروز و ظهور کرده بود؛ با انتخاب کسی غیر از دکتر جلیلی به فراموشی سپرده شود.لطفا مرا را راهنمایی کنید. من بین این دو نفر مانده ام کدام حقیقتا اصلح تر است؟بالاخره صرفا تعهد هم کفایت نمی کند تجربه و تخصص هم لازم است.( ایمیلم را هم می فرستم که اگر مایل نبودید پاسخ در سایت گذاشته شود، شخصی لطف کنید ارسال نمایید.)بیکران سپاس

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید بحمدالله در بین نامزدهای ریاست جمهوری در این دوره بعضی از افراد برجسته به‌چشم می‌خورند ولی عنایت بفرمایید که در نهایت رقابت‌ها بین چه کسانی خواهد بود، در آن صورت است که باید جبهه‌ای را تقویت کنید که گفتمان انقلاب را دنبال می‌کند و ما را گرفتار یک نوع سکولار پنهان نمی‌کند. آنچه بنده پیش‌بینی می‌کنم رقابت بین آقای جلیلی است یا با جریان اصلاح‌طلب و یا بین آقای جلیلی و اقای قالیباف. در این فضا نمی‌توانید از شخصیت آقای جلیلی ساده بگذرید، در حالی‌که سوابق آقای جلیلی نشان می‌دهد در اداره‌ی کلان کشور شخص مناسبی است به‌خصوص که ما در شرایطی به‌سر می‌بریم که تنها با روحیه‌ی انقلابی و مقاومت در مقابل دشمن می‌توانیم به نتایجی برسیم که انقلاب به دنبال آن نتایج است. شما از این مسئله ساده نگذرید که آقای جلیلی متوجه است ساختارهای اداری ما ظرفیت لازم جهت ادامه‌ی انقلاب را ندارد، درک این نکته همان چیزی است که انقلاب ما را از تنگناهایی که همه از آن رنج می‌بریم نجات می‌دهد. با این‌که همه می‌دانیم اقتصاد ما نیازمند کارهای طولانی مدت و اصلاح ساختارها است، نباید به وعده‌هایی دل بست که آن وعده ها بیشتر بحران‌ها را پنهان می‌کند. یقیناً پیشرفت در انقلاب بدون رویکردی انقلابی و احیاء گفتمان انقلاب ممکن نیست وگرنه به همان جایی برمی‌گردیم که در دولت سازندگی گرفتار شدیم که فرهنگ انقلابی به‌کلی به حاشیه رفت و ما در ذیل غرب قرار گرفتیم و تکنوکرات‌ها سرنوشت ملت و انقلاب را به‌دست گرفتند. تنها با روحیه‌ی انقلابی است که جامعه از باندبازی و سیاسی‌کاری آزاد می‌شود. یا باید با این‌همه پیشرفت تاریخی که از جهات سیاسی و علمی داشته‌ایم، تسلیم استکبار جهانی شویم و یا تنها با روحیه‌ای انقلابی کار را ادامه دهیم و دشمن را مأیوس نماییم. بنده در مقایسه با سیره و سخن نامزدهای محترم تنها در آقای دکتر جلیلی چنین روحیه‌ای را ملاحظه کردم که اعتقاد دارد با روحیه‌ای کاملاً دینی و انقلابی باید همه‌ی مناسبات نظام را مدیریت کرد و در این مسیر هیچ تردیدی به خود راه نداد. زیرا رئیس جمهور نظام اسلامی نه‌تنها باید به انقلاب معتقد باشد بلکه باید با تمام وجود تلاش کند آرمان‌های انقلاب محقق شود، در این صورت است که حقیقتاً مردم به زندگی صحیحی برمی‌گردند و گرفتار انواع آرزوهای دردسرساز نمی‌شوند. بنده تعجب می‌کنم از بعضی دوستداران انقلاب که چگونه به اطرافیان بعضی از نامزدها نمی‌نگرند که آن نامزدها شعار انقلابی می‌دهند ولی در اطرافیان آن‌ها نه سلوک دینی همراه با ساده‌زیستی و نه روحیه انقلابی به چسم می‌خورد و باز امید دارند این افراد بتوانند مشکلات جامعه‌ی انقلابی ما را حل کنند. این افراد اگر رئیس جمهور شوند مشکلات جامعه را پنهان می‌کنند به طوری‌که مردم از یک طرف احساس می‌کنند هیچ مشکلی حل نشده و از طرف دیگر نمی‌دانند علت آن کجا است. مواظب باشید کار به این‌جاها نکشد. موفق باشید

  • سلام حضرت استاد. با توجه به اتفاقاتی که در طول این 8 سال رخ داده است و بدنه ی حزب الله کشور از هر ریسمان سیاه و سفیدی که اقل شباهت به احمدی نژاد داشته باشد می ترسد سوال بنده این است که در شرایط موجود شما دکتر جلیلی را معرفی کرده و از ایشان حمایت کرده اید، آیا آنقدر به ایشان اعتماد دارید که بعد از گذشت 4 سال غم و غصه مقابل رهبری ایستادن و یا رها کردن کشور در فضای اقتصادی را نداشته باشیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در هشت سال گذشته آنچه به عنوان وظیفه‌ی دینی باید انجام می‌دادیم، انجام دادیم و در همان راستا همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 4782 عرض کردیم در این رقابت موجود آیا می‌توانید از آقای جلیلی عبور کنید؟ به صورت فردی به نامزدها نگاه نکنید به همان جبهه‌هایی که رقیب هم هستند نگاه کنید و تصمیم بگیرید تا وظیفه‌ی خود را به بهترین شکل انجام داده باشید. موفق باشید

  • به نام خدا
    با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار
    احتراماً، در سایت رجا نیوز به نقل از جنابعالی مدعی شده اند که نظرتان نسبت به فرد اصلح در انتخابات ریاست جمهوری جناب آقای دکتر جلیلی می باشد .
    بنده با توجه به ارادت قلبی که به آقای دکتر جلیلی دارم مواردی هست که باعث شک و تردید گشته که در ذیل اعلام می نمایم :
    1- با توجه به عملکرد آقای احمدی نژاد مخصوصاً در دولت دهم که باعث تنش های شدید و لجبازی گردید و اگر نبود درایت رهبر معظم انقلاب (حفظةالله) شاید کشور دچار معضلاتی بزرگ می شد که بیرون رفتن از آن باعث هزینه های سنگین می گردید .
    اگر به گفتارهای انتخاباتی جناب آقای دکتر جلیلی دقت کنیم مطالب بصورت کلی بیان می شود و دقیقاً با همان روش و شعارهای آقای احمدی نژاد در سال 84 روبرو هستیم . این حس در درون انسان تقویت می شود که ایشان دارای برنامه منسجم نیستند و شاید در آینده به دلیل پیچیدگی کار گرفتار آزمون سعی و خطا بشویم که این روش کشور را دچار التهاب می نماید .
    بنده معتقدم در شرایط فعلی روش آزمون و خطا در مدیریت عالی کشور به صلاح نیست و باید با عمل و کار جبران نقایص مخصوصاً امور اقتصادی را نمود .
    2- گفتارهایی مانند عدالت و پیشرفت دستمایه گردیده اند اما اینکه چطور باید به آنها رسید در ابهام است .
    3- نداشتن تجربه امور اجرائی بزرگ و قابل لمس ، شاید نیارمند این باشد که ایشان در دوره های بعد ریاست جمهوری بتوانند اثر گذار باشند .
    4- ایشان در چندین جلسه عنوان کرده اند : شش نفر مظالبات بانکی آنها به اندازه دو برابر یارانه در هر ماه را در اختیار دارند که فکر می کنم بیشتر جنبه ژورنالیستی دارد که آقای احمدی نژاد هم از این حربه استفاده می کردند ولی هیچوقت نه این نفرات شناخته شدند و نه به قوه قضائیه معرفی گردیدند .
    با پوزش و عذرخواهی از استاد بزرگوار خواهشمند است راهنمائی لازم را بفرمائید .
    با تشکر و تقدیم احترام

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در مورد انتخاب نامزد مورد نظر بین نامزدها باید در مقایسه با سایر نامزدها گزینه‌ی خود را انتخاب کنیم و در این رابطه و در مقایسه با سایر عزیزان عرض کردم جناب آقای دکتر جلیلی نسبت به مسیر مقاومت در مقابل استکبار که اساس انقلاب اسلامی است إن‌شاءالله موفق‌تر خواهند بود، زیرا حتماً متوجه‌اید که تمام تلاش دشمن آن است که کاری کند تا مسیر مقاومت به مسیر سازش تبدیل شود و آثار موفقیت پروژه‌ی دشمن را در سخنان بعضی نامزدها ملاحظه می‌کنید که چگونه با بحرانی‌نشان‌دادن داخل کشور چراغ سبز به دشمن نشان می‌دهند حاکی از آن‌که ما خود را باخته‌ایم. و آقای دکتر جلیلی بحمدالله در مدیریت خود در سال‌های اخیر به عنوان «دبیر عالی امنیت ملی» به‌خوبی روشن کرده‌اند که روحیه‌ای انقلابی دارند و می‌دانند تنها با این روحیه است که ما می‌توانیم دشمنان خود را مأیوس کنیم و از مشکلات عبور کنیم. 2- شخصیت آقای دکتر جلیلی بیشتر نشان می‌دهد که در راستای عدالت و پیشرفت پایداری می‌کند 3- عنایت داشته باشید مدیریت کلان کشور نیاز به قدرت تحلیل درست از انقلاب و جهان دارد و مسئولیت‌های گذشته‌ی آقای دکتر جلیلی در این امر بسیار مفید خواهد بود. ایشان علاوه بر مسئولیت مهمی که امروز دارند و ایشان را به‌خوبی با جریان‌های جاری در جهان بیشتر از بقیه نامزد ها آشنا کرده قبلاً دارای مسئولیت‌هایی مثل رئیس اداره‌ی بازرسی وزارت امور خارجه و معاون اداره‌ی اول آمریکا در وزارت امور خارجه و مدیر بررسی‌های جاری دفتر رهبر و معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه بوده‌اند 4- این سخن را در مقابل آن‌هایی می‌گویند که گفته‌اند یارانه‌های نقدی موجب تورم شده‌اند ولی هیچ‌وقت نباید نام آن‌ها را قبل از محکومیت در دادگاه علنی کنند. موفق باشید

  • از یک جوان ایرانی به آقای طاهرزاده
    فقط یک سؤال:
    از قران چی فهمیدی تا اکنون؟
    از اسلام چی؟
    از دینداری چی؟
    از ایرانی بودن چی؟
    از شرافت انسان ؟ از غیرت ؟ از محبت؟ ا؟ از تنفر ؟ از عشق؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    آیا میدانی انسان دروغگو ، غیرقابل اعتماد است؟
    آیا میدانی تهمت زدن به دیگران یعنی پستی انسان؟
    آیا میدانی با مقدسات و ارزشهای مردم ، نیرنگ بازی کردن یعنی چه؟
    آیا میدانی بدون آزادگی ، دین هیچ ارزشی ندارد؟
    آیا میدانی ............
    و آیا میدانی کشور ما در طول 8 سال احمدی نژاد 800 سال به عقب رانده شد؟
    کاش بدانی که گر ندانی هیچ ندانی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عزیز من کمی فکر کن خدا می‌داند بنده کوچک‌ترین دلخوری از این نوع برخوردی که شما می‌کنید ندارم، حتی می‌توانم این سؤال جنابعالی را بر روی سایت نیاورم. ولی از خود نمی‌پرسید رهبری عزیز در این شرایط تاریخی چه چیزی در دولت آقای احمدی‌نژاد دیدند که حتی بعد از آن به اصطلاح خانه‌نشینی که عده‌ای آن را حمل بر تقابل با ولایت دانستند، در شهریور 91 به آن شکل جامع از دولت دفاع کردند. فقط توصیه کردند شما خودتان حاشیه‌سازی نکنید ولی حیف که آقای احمدی‌نژاد از این غفلت کردند و با جریان یکشنبه‌ی سیاه و طرح آقای مشائی این توصیه‌ی بزرگ را نادیده گرفتند در حدّی که امروز اکثر نامزدهای ریاست جمهور در کمال بی‌انصافی در تخریب این دولت از همدیگر سبقت می‌گیرند. و به اسم مخالفت با آقای احمدی‌نژاد عملاً ما را از فضای ارزش‌های انقلابی و استکبارستیزی فاصله می‌دهند و یک نوع رفاه‌زدگی را که هیچ بوی حماسه و مقاومت در آن به مشام نمی‌رسد بر ما تحمیل می‌کنند. موفق باشید