×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    امام حسین(ع)، کربلا

  • با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: ۱. با توجه به اینکه اختلافاتی که در متن زیارت عاشورا هست شما کدام نسخه را صحیح می دانید و خودتان می خوانید؟ ۲. تجلی انوار الهی بر قلب سالک به چه معناست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح زیارت عاشورا عرایضی شده است. با توجه به آن عرایض به نظرم به همان صورت که در مفاتیح هست یعنی لعن و سلام و سجده‌ی آخر؛ بیشتر مؤثر خواهد بود. بهتر است که اول و ثانی و ثالث را قابیل و قاتل حضرت زکریا و قاتل حضرت علی «علیه‌السلام» بدانیم. ۲. موضوعی است چشیدنی و در راه سلوک برای سالک پیش می‌آید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    آیا می توان گفت سیدالشهدا ولو به ظاهر در مقابل ابن زیاد و یزید قیام فرمودند، ولی در باطن از وقایعی که پیش آمد – چون همگی جلوه قضا و قدر الهی بود- راضی بودند چرا که می دانستند اگر ابن زیاد و یزیدی نباشد، او هم به آن مقامات عالیه نخواهد رسید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه کار اولیای الهی چنین است که می‌دانند در هر حرکتی در نظام احسن الهی برای مؤمنین، مصیبتی نهفته است و لذا در بلا هم الطاف او را می‌چشند، حتی به نظر می‌آید در جریان کروناویروس در نسبت با ایران، چنین مصلحتِ نهفته‌ای در میان است. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    اینکه می فرمایید بشر امروز، خود را در آینه دیگران و به وسعت تمام جهانیان می بیند و در اربعین، خدام زمانی که خدمت می کنند اینجا دارند خودشان را در آینه ما بعنوان زائران می بینند و امروز عصر دیدن خود در جلوه و آیینه یک دیگر است و زمانه ادغام فهم است، اشاره به همان حدیث «المومن مراه المومن» دارید که یعنی باید ما بجای تکیه بر دانایی و دانسته های خودمان از شریعت که باعث می شود حتی خود را کلان روایت بدانیم و آموزه های دینی را در همان حد بفهمیم و با توجه به دانایی مان بحث کنیم و افراد دیگر را بر اساس همین دانسته ها کنار گذاشته و به آنها بی توجهی کنیم و حتی بجایی برسیم که بگوییم این است و جز این نیست، باید به وجود بیکران و عظیمی بنام حقیقت و ابدیت و ایمان نظر بیندازیم تا آن وقت بفهمیم افراد مختلف می توانند به اندازه ظرفیت وجودی از این ابدیت و حقیقت بهره مند شوند و قلوبشان در آن وادی وارد شود، پس بایستی ادغام فهم و گفتگو کنیم تا در بستر این گفتگو و تعامل در بستر نظر به ابدیت و هویت متعالی که قلوب ما آن را می شناسد، حقیقت به صحنه آید و بهترین جلوه ملکوتی ظاهر گردد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده همین‌طور فکر می‌کنم و به نظر بنده این‌که میشل‌فوکو می‌گوید حقیقت در گفتگو خلق می‌شود؛ جای تفکر دارد با این تفاوت که بگوییم حقیقت در گفتگوی بین انسان‌های اندیشمند از عالم بالا نازل می‌شود. موفق باشید


  • با عرض سلام و ادب:
    اگر در اسلام جایز نیست از وسیله های نامشروع و فاسد برای هدف مشروع استفاده شود، چرا در صدر اسلام به مسلمین اجازه داده شد جلوی قافله مال التجاره قریش را بگیرند و کالای آن را تصاحب کنند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چون آن قافله را که مالک آن سران مکّه بودند، صاحبان آن را مالک آن کالاها نمی‌دانستند. مثل آن‌که حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» در مسیر خود کالاهای قافله‌ای که به سوی شام برای یزید می‌رفت، مصادره کردند. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    حضرت آقا درباره خاندان بنی العباس می فرمایند که اینها ظاهری علوی ولی باطنی اموی دارند؛ بنی العباس چگونه از جهت ظاهر علوی بود و مگر در همان ظاهر هم نقطه مقابل و مخالف ائمه هدی (ع) نمی ایستاد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنی‌العباس در مقابل اُمویان، خود را منتسب به علی «علیه‌السلام» می‌کردند و مدعی خونخواهی امام حسین «علیه‌السلام» بودند، ولی از جهت دیگر ائمه «علیهم‌السلام» را رقیب سیاسیِ خود می‌دیدند، وگرنه از جهت دیگر برای آن‌ها احترام قائل بودند. مباحث استاد غنوی در این مورد نکات ارزشمندی دارد. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    ضمن عرض ادب و احترام:
    در یکی از سوالات کاربران از شرح زیارت عاشورا پرسیده شده بود و شما فرمودید که...
    جسارتا شرح زیارت عاشورای استاد مرتضی زاهدی که در برخی اساتید مدیریت حوزه علمیه قم گفته شده بود «در تاریخ شرح زیارت عاشورا این شرح بی نظیر است» را دیده اید؟ این شرح با نام اسرار عاشقان به چاپ رسیده.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالب استاد عزیز جناب آقای زاهدی را دیده بودم. خوب شد که یادآوری فرمودید. موفق باشید


  • با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: به نظر شما بهترین و مفصل ترین کتاب شرح زیارت عاشورا چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نتوان یک کتاب را معرفی کرد و یا ممکن است بنده در جریان نباشم. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب:
    استاد، به تازگی وقتی به حاج قاسم و مقبره اش فکر می کنم، گویی به امام حسین (ع) و کربلا فکر می کنم! از بس حس عجیبی است می ترسم به کسی بگویم فکر کند من خلط بین حسین بن علی و حاج قاسم کرده ام. اما نه، احساس شدید نور امامت می کنم از این جریان حاج قاسم!
    حس حضور امام بیش از پیش در حوالی حاج قاسم برایم دور می زند! استاد براستی من به افراط افتاده ام یا در عالَم خبری است؟ فقط دوست دارم در این مقام و به این مقام گریه کنم. جاذبه های دنیوی که آرام آرام با منازل السائرین و چهله هایش در قلبم بی مقدار می شد، بعد از حاج قاسم کل دنیا برایم رنگ باخت. خیلی گریه می کنم، خواب حاج قاسم را می بینم. بیداری حاج قاسم را می بینم. صدایش در گوشم مرور می شود ( ما ملت شهادتیم ...) زندگی ام شده حاج قاسم. گاهی با خود می گویم مرا تحمل روح بلند حاج قاسم نیست! پس حسین بن علی (ع) که بوده است! نمی توانم حتی فکرش را کنم. که از دموع آن مکتب حاج قاسم ها سر برآورده اند!
    خدایا علی بن ابی طالب (ع) که بوده!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: از طرف آن مرد الهی راهی به سوی ما گشوده شده که در افق آن، جمال اولیای الهی را بهتر احساس می‌کنیم. آری! این اشک‌ها بهره‌ای از از آن اشکی است که در ذات مکتب امام حسین «علیه‌السلام» جهت لقای الهی به ما عطا شد. حاج قاسم؛ سرّ عظیم نهضت حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌‌تعالی‌علیه» است و یافتنِ سرّ، کارِ آسانی نیست. این مرد ما را «رازآشنا» کرد. در کتاب «گوش‌سپردن به ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی» نکته‌ای در رابطه با «رازآشنایی» عرض شده است که شاید در این‌جا نیز به‌کار آید. موفق باشید



    معناي زندگي با «راز»



    «وجود» همه‌جا هست، هيچ‌جايي هم نيست، هيچ‌چيزي هم نيست يعني «ماهيت» و «چيز» نيست. انسان با اُنس با «وجود» در پناه چيز ديگري آرامش نمي‌يابد مگر در پناه آن ندايي از حقيقت که خداوند در مظاهري خاص با ما از آن طريق سخن مي‌گويد؛ مثل مظهري به نام انقلاب اسلامي. زيرا همان‌طور که عرض شد در آن صورت انسان متوجه‌ي طريقتي شده است که در آن طريقت در پي نشانِ چيزي است که پيدا مي‌شود ولي به سرعت دامن برمي‌کشد و مي‌گريزد و در مقابل ما منازلي را قرار مي‌دهد که بايد طي شود. معناي زندگي با راز از اين قرار است و اين نکته‌ي مهمي است که نمي‌توان از آن غافل شد و ادعاي تفکر داشت. عرض شد حججي‌ها خودشان هم ندانستند چه‌کار کردند ولي متوجه شدند بايد کاري بکنند، «برقي از منزل ليلي بدرخشيد و برفت». خداوند راهي جلوي آن‌ها گشود تا اگر مرد راه هستند بتوانند به درستي قدم در راه بگذارند. خداوند از طريق حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالي‌عليه» راهي در مقابل ملت‌ها و به‌خصوص ملت ايران گشود و شهداء توانستند در آن راه قدم بگذارند. اگر پرسيده شود خصوصيات آن راه چيست، جواب مي‌شنويد شرط درک راه، رفتن در راه است، تعريف‌کردني نيست. به گفته‌ي جناب عمّان ساماني:











    شرط راه آمد، نمودن قطع راه



    / بر سر رهرو چه مِعْجر چه کلاه




    حتماً تجربه کرده‌ايد، همان برقي که راهي را در مقابل انسان مي‌گشايد، به سرعت دامن برمي‌کشد و مي‌گريزد ولي در مقابل ما منازلي قرار مي‌دهد که بايد طي شود تا در مسيري قرار گيريم که البته در آن مسير، تحولِ تفکر نسبت به حقيقت همواره با ما خواهد بود. اين يعني همواره در آغاز قرارگرفتن و آينده را از آن آغاز شروع‌کردن. زيرا آينده همواره برگشت به آغاز است، آغازي که با افق انقلاب اسلامي شروع شده است و در جلسات گذشته بر آن تأکيد شد که: «تفکر، بازگشتِ دائم به آغاز است». برقي مي‌درخشد و ما را متوجه‌ي حقيقتِ دوران خود که همان آغازي است که با انقلاب اسلامي شروع شده است، مي‌کند و ما را به تفکر مي‌رساند. تفکري که آينده و گذشته برايش در ميان نيست. زيرا حقيقت همواره در صحنه است.



    عنايت داشته باشيد که وقتي احساس کرديد در مورد آن‌چه بايد فکر شود، فکر کرده‌ايد و تمام شده؛ آن روز را روز عزاي تفکر بدانيد. اگر به دنبال اين باشيد که چيزي بياموزيد و تمام، معلوم است راه را درست نرفته‌ايد در حالي‌که با رخدادي مثل انقلاب اسلامي راهي در مقابل شما گشوده شده است که به سوي حضرت مهدي (عج) اشاره دارد.



    از طريق انقلاب اسلامي که حقيقت متعينِ اين دوران است راه به سوي امامت و قرآن گشوده مي‌شود. انقلاب اسلامي شأني از شئون وجود مقدس حضرت امام زمان (عج) است و با نظر به آن حضرت به عنوان امامِ زمان، مي‌توان از مرگ جاهليت آزاد شد و دين را درست فهميد. لذا همان‌طور که اگر کسي امام زمانش را نشناسد، بقيه‌ي ابعاد دين‌اش برايش مبهم مي‌ماند؛ -زيرا امام زمان (عج) صاحب زمان‌اند و با ايشان مي‌توان در زمان و تاريخ خود حاضر شد- انقلاب اسلامي نيز راهي است که اگر بتوانيم درست آن را پيدا کنيم، حقيقت دوران خود را پيدا کرده‌ايم و از آن طريق اُنس با همه‌ي حقايق عالم براي ما گشوده مي‌گردد


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم: اگر هر انسانی جایگاه خود را در نظام هستی درک کند و در آن جایگاه رو به رشد و کمال خویش حرکت کند ولو در هر منسبی باشد، پس حسرت روز قیامت برای چیست؟ مثلا شنیدم که همه حسرت مقام حضرت ابوالفضل (علیه السلام )را می خورند، خوب مگر نه این است که ایشان طبق ظرفیت وجودی خود به کمال مطلوب رسیدند؟ و شخصی که نه از لحاظ ژنتیک و نه از لحاظ محیط رشد در شرایط خوبی نبوده، مسلما نمی تواند جایگاه یک ولی الله را داشته باشد. خوب پس حسرت چرا؟ آیا این حسرت آزار دهنده است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: از جهت همتی که آن حضرت کردند و اهل محشر با نظر به همت والای آن حضرت در صحنه‌ای که برایشان پیش آمد با همت خود در صحنه‌های زندگی خود مقایسه می‌کنند و حسرت می‌خورند. موفق باشید


  • سلام استاد بزرگوارم: خدا شما را برایمان حفظ کند. استاد عزیز، از لحظه ای که خبر شهادت حاج قاسم را شنیدم گوییا افقی بلند تا ابدیتی طیب و طاهر در برابرم گشوده شد، و شوق خوب بودن و خوب ماندن را در من به صورت تصاعدی فزونی بخشید. البته من خودم به حول و قوه الهی انقلابی بوده و هستم و رهبری حکیم و فرزانه انقلاب مراد و راهنمای مسیرم است ان شاءالله منتهی با شهادت حاج قاسم با ریخته شدن این خون مطَّهر و مطِّهر خداوند شوق آزاد شدن از همه بندهایی که در اثر گناه و بی مبالاتی بر بالهای روحم دسته شده بود را در وجودم ریخت‌. خیلی افراد دیگر را دیدم که آنها هم کم و بیش همینطور بودند همه دوست داشتن خوب باشن خوبتر بشن خوش خلق تر و... اولا استاد جان، میزان این افق گشوده شده در هر فرد با چه چیزی نسبت دارد؟ یعنی افرادی که در عین انقلابی بودن بیشتر به حلال و حرام توجه دارند، کمتر دچار این انقلاب روحی می شوند؟ این میزان به چه چیزی بستگی دارد؟ مساله دوم اینکه استاد جان این حالت در روزهای اول شدیدتر بود، چرا رفته رفته کمتر می شود با اینکه یقین دارم این موضوع جز عواطف زودگذر و هیجانات نبود، حالتی بود که در شهادت شهید حججی هم تجربه کردم اما در مورد سردار شدیدتر بود. بعضی اینگونه موضوعات رو به رسانه و شانتاژ خبری و... ربط می دهند اما من در مورد موضوعات این چنینی فقط دل و روح آدمها رو دخیل می دونم، من قبلا هم سردار رو می شناختم ارادت قلبی نسبت بهشون داشتم و همون لحظه آگاهی از شهادت قبل از برنامه های صدا و سیما، اون افق گشوده در برابرم بازشد. استاد چرا این حالت همیشگی نیست و با خاکسپاری آن مرد بزرگ کمتر شد؟ و الان باید تلاش کنم تا اون حالت رو حفظ کنم البته تلاش می کنم اما قرار همین است؟ یعنی در ادامه تلاش لازم است؟ چرا همیشه آن حالت که انگار در عوالم بالا سیر می کنی نیست؟ نکته آخر اینکه استاد جان، وقتی حاج قاسم که سرباز راه امام حسین علیه السلام است چنین خون شریف، روشنگر، تاریخ ساز و... دارد که من یقین دارم یقین دارم یقین دارم که تمام سلول سلول بدن این مرد تمام گلوبولهای خون ابن مرد، به تاسی از اخلاص حاکم بر روحش الهام بخش است_ استاد وقتی سرباز طریق الحسین چنین است، خون آن امام چه با دلها کرده؟ وای وای وای که از فهم خارج است. صلی الله علی الحسین علیه السلام

     باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱.در این رابطه خوب است به غزل شماره‌ی ۸۰ که إن‌شاءاللّه این روزها بر روی سایت می‌آید، نظری بفرمایید. ۲. در این رابطه نیز عرایضی تحت عنوان «سردار شهید مقاومت و یوم الفصل انقلاب اسلامی» شده است. ۳. همیشه قاعده از این قرار است که برای آمدن نفخه‌ای جدید، نفحاتِ قبلی کمی کنار می‌روند و در «یوم الحشر» است که همه‌ی آن حالات به «حشر» می‌آیند. ۴. همین طور است که می‌فرمایید. واقعاً اگر خون شهید حاج قاسم آمریکا را از منطقه بیرون می‌کند و زمینه‌ی افولِ آن را فراهم می‌نماید، خونِ مولایمان حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» بساط کلّیِ نه تنها امویان بلکه همه‌ی ظالمان تاریخ را در هم پیچید. موفق باشید


  • عرض سلام و ارادت خدمت استاد:
    سه سوال خدمتتان داشتم که ممنون می شوم پاسخ بنده را بدهید.
    اول اینکه بحث اصل جمهوریت غربی است؟ یا در بینش امام معصوم هم هست؟ یعنی حضرت امیر و یا امام زمان هم جمهوریت را قبول می کند یا حاکمیت مطلق را؟ دوم اینکه امیر المومنین بخاطر اینکه مقبولیت نداشت به رای مردم احترام گذاشت و کنار رفت و یا چون مصلحت بود بر شورای سقیفه نشورید؟ سوم آیا امام حسین چون بهش نامه زده بودن قیام کرد؟ یعنی چون نظر مردم بود قیام کرد؟ یا خواه یا ناخواه قیام می کرد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حاکمیت مطلق، با جمهوریت منافات ندارد. آری! حکم خدا مطلق است و ولیّ فقیه متذکر آن حکم است و نه طرحِ نظر خود. و مردم در جامعه‌ی خود برای امور زندگی‌شان می‌توانند تصمیم بگیرند و یکی از انواع تصمیم‌گیری در این رابطه، جمهوریت است. ۲. حضرت از صحنه کنار نرفتند و رأی مردم نیز در آن شرایط در کار نبود. ۳. حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» حاکمیت یزید را نپذیرفتند و در نتیجه، مورد تهدید قرار گرفتند. لذا به این نتیجه رسیدند شاید در کوفه بشود جریانی بیرون از حاکمیتِ یزید شکل بدهند و وقتی از نظر ظاهر، این کار نیز عملی نشد به گفته‌ی شهید مطهری، ترور را تبدیل به شهادت کردند. در این مورد خوب است به کتاب «حماسه‌ی حسینی» مرحوم شهید مطهری رجوع گردد. موفق باشید


  • باسمه تعالی
    استاد طاهرزاده سلام علیکم:
    احتراما بعرض می رساند در پیاده روی اربعین طی مصاحبه ای شما فرمودید که لعن زیارت عاشورا تا قرن هفتم تو حاشیه ی زیارت بوده و مرحوم مجلسی (ره) آورده جزو متن زیارت، حالا سوال بنده اینست که منظور شما لعن اول یعنی «اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد....» است یا لعن دوم «اللهم خص انت اول ظالم باللعن منی....» و سوال دوم اینکه این موضوع را از چه کتابی نقل فرمودید؟ قبلا از بذل عنایت شما تشکر و قدردانی می نمایم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در حال حاضر به یاد ندارم که هر دو لعن در حاشیه بود؟ و یا لعنِ دوم؟ اگر یادتان باشد حاج‌آقا مطهر به طور مفصل و بیش از اطلاعات بنده، مطلب را بر اساس اسناد موجود در آستان قدس نقل کردند. موفق باشید


  • سلام علیکم: استاد عزیز اخیراً آیت الله مصباح یزدی در سخنانی در باب بیانیه گام دوم انقلاب مطالبی بیان کرده بودند که: رهبری در بیانیه گام دوم به خوبی روشن کردند که این انقلاب، تمام شدنی نیست. امروز در برخی مسایل جامعه‌شناسی مطرح می‌شود که هر پدیده‌ای حیات و موتی دارد و انقلاب هم همین گونه است؛ اما رهبری با طرح مسئله در بیانیه گام دوم این نکته را به خوبی روشن کردند که این انقلاب تمام شدنی نیست و مرگ ندارد؛ چون پایه آن فطرت انسان است که هرگز عوض نمی‌شود. آیا واقعاً انقلاب اسلامی آنطور که ایشان گفته اند، بعلت نظر به فطرت، معرفت النفس و ارتباط بشر با ماوای وجودیش و عالم قدس، تمام شدنی نیست و نمی توان آن را با بسیاری دیگر از انقلابها حتی شیعی و سایر حکومت ها و سلسه ها در یک طراز قرار داد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی جبهه‌ی توحیدی در هر تاریخی به ظهور آید آن جبهه وجهی از تاریخِ بشریت می‌شود و همواره در تاریخ، حاضر می‌ماند مانند کربلا. مگر نگفتند قرآن افسانه است و دیری نمی‌پاید تمام می‌شود؟ ولی به گفته‌ی جناب مولانا:



    تا قیامت می‌زند قرآن ندا // کای گروه جهل را گشته فدا



    مر مرا افسانه می‌پنداشتید // تخم طعن و کافری می‌کاشتید



    خود بدیدید ای خسان طعنه‌زن // که شما بودید افسانه، نه من



    موفق باشید


  • سلام علیکم استاد گرانقدرم: من به عرفان خیلی علاقه دارم. آنچه عمری دنبالش بودم در عرفان یافتم. به من سیرابی می دهد اما نمی دانم چرا عدم صبر در نمازم و کم صبریم همچنان باقیست. آلوده به انواع گناهان هستم. از آخرتم می ترسم. چرا اینطورم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم بد نیست بحث «حضور اربعینی و اصیل‌ترین بودن» را استماع فرمایید. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز: تو یکی از سوالات جوانی گفت که من هر روز بعد از نماز صبح هزار مرتبه «لا اله الا اللهن میگم و هر روز زیارت عاشورا با صد لعن و سلام میگم و گفته بود که یه عالمی من رو از این کار نهی کرد. چون ذکر «لا اله الا الله» باعث میشه آدم تنها بشه و زیارت عاشورا هم چون لعن داره فقط ۴۰ روز بگه نه بیشتر. سوالم اینه که اگه آدم با اون ذکر تنها بشه و از خواص اون ذکر تنها شدن هست آیا اون تنها شدن عیب داره؟ خب بشه چی میشه مگه. سوال دوم اینکه لعن داشتن زیارت عاشورا چه تاثیر منفی میتونه داشته بشه که اون عالم نهی کرد که هر روز با صد لعن و سلام بخونه؟ ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره انسان با انسان، انسان می‌شود. تنهایی به خودیِ خود خوب نیست مگر در مواردی که باید تنها بود ولی نباید از اجتماع مؤمنین و دوستان فرار کرد. مؤمن باید اهل الفت باشد. ۲. نمی‌دانم. زیرا بالاخره لعن‌کردنِ بدان، جایگاه قرآنی دارد. در آیه ۱۵۹ سوره بقره می‌فرماید: «ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللعنون» آنهایی که آنچه ما نازل کردیم از بینات و هدایت کتمان می کنند پس از آن که بیان کردیم آن را برای مردم در کتاب. این کتمان کننده ها مورد لعن خدای متعال است و آن ها لعن کنندگان لعن می کنند. دقت در متن، ابتدای آیه کتمان ما انزل الله است، انتهای آیه این افراد مورد لعن و نفرین خدا و بندگان خداست. موفق باشید


  • سلام: استاد من یه دوستی دارم. ایشون اهل کار تربیتی و معرفتی بود. مباحث شما و آقای علی صفایی رو پیگیر بود. الان یه مدته که شدیدا دچار رکود و خمودگی شده. هیچ کاری نمیتونه انجام بده. دانشجوی ارشده و با اینکه همه ی ورودیاشون میخوان دفاع کنن ایشون حتی موضوع هم انتخاب نکرده. میگن هیچ انگیزه و انرژی و حوصله ای برای انجام هیچ کاری ندارم. حتی امسال اربعین هم اومد کربلا ولی هنوز حالش بده. چیکار باید کرد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست به بحث «حضور اربعینی و اصیل‌ترین بودن» که بر روی بنرِ سایت هست فکر کنید تا چشم‌اندازی بس متعالی در مقابل ما گشوده شود و در دلِ آن وظایف‌مان را انجام دهیم. موفق باشید


  • سلام:
    سال گذشته که اربعین قسمت شد کربلا زیارت بشه تا مدت کوتاهی حال و هوای خوبی داشتم و رابطه خوبی با خانواده و دیگران برقرار بود به لطف ابا عبد الله سلام الله علیه همچنین عزم توبه داشتم و تلاشم بر دوری از گناه بود اما به مرور از بین رفت و غفلت دوباره سراغم آمد و امسال الان که از کربلا برگشتم دوباره همین حال خوب رو دارم اما می ترسم دوباره غفلت نابودم کنه، چکار کنم لااقل چند ماهی در مسیر باشم، می ترسم دوباره آلوده بشم. راهی هست که عزم بر ترک گناه حفظ بشه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد با سؤال‌کردن حلّ نمی‌شود باید خود انسان مواظبت بکند که احوالات منفی بر او غالب نشود. موفق باشید


  • سلام استاد:
    چگونه با رفتار و منش اصحاب سیدالشهدا علیه السلام در طول زندگیشان آشنا شویم؟ اثری در این زمینه سراغ دارید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «یاران شیدایی امام حسین (ع)» نوشته آقای مرتضی آقا تهرانی و کتاب «عنصر شجاعت» از آیت اللّه کمره‌ای در این مورد منبع و مرجع خوبی اند. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    با آرزوی قبولی طاعات و توفیق روزافزون؛ به نظر حضرتعالی، چطوری میشه نظم مومنانه اربعین که جلوه ای از تمدن نوین اسلامی هست رو در جامعه خودمون بسط بدیم و پیاده کنیم که قطعاً نباید فقط منحصر در ایام این راهپیمایی بزرگ باشه. متاسفانه شاهدیم حتی برخی مجموعه های انقلابی هم به دلیل اینکه هنوز در قالب نظم مدرن پیش می روند، به رکود و خموشی در حال ابتلا هستند و از نظم مومنانه دارند دور می شوند. به چه راه هایی میشه این نظم مومنانه اربعین رو حفظ کرد و بسط اجتماعی داد و آیا به نظرتون، پدیده روضه های خانگی یا جلسات هفتگی تلاوت و تفسیر قرآن که در خانه های اعضای محله برقرار میشه و در محله هم تاثیر فرهنگی مثبتی داره، میتونه کار موثری در راستای بسط نظم مومنانه باشه؟
    با تشکر و التماس دعای فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به افق تمدن نوین اسلامی فکر کرد و با نظر به آن افق، ذیل رهنمودهای مقام معظم رهبری از هر گونه ایثاری در این مسیر کوتاهی نکرد. موفق باشید


  • با سلام:
    آیا می توان با توجه به آیه «ما أَصابَ مِنْ مُصیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فی‏ أَنْفُسِکُمْ إِلاَّ فی‏ کِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیرٌ» (۲۲) هیچ مصیبتى در زمین و نه در وجود شما روى نمى‏ دهد مگر اینکه همه آنها قبل از آنکه زمین را بیافرینیم در کتابی ثبت است؛ و این امر براى خدا آسان است) بیان کرد که:
    در این کتاب آمده است که در واقعه عاشورا یک شمری هست که سر امام حسین (ع) را می برد و یک شمری دارد که به امام حسین کمک می کند. و این شمر زمینی بود که یکی از دو سرنوشت این کتاب را خودش انتخاب کرد (که همان قتل امام حسین (ع) بود) آیا این بینش درست است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است، ولی علم خدا به حادثه‌ها قبل از وقوع آن حادثه‌ها، موجب جبر نمی‌شود که در جزوه‌ی «جبر و اختیار» به آن پرداخته شده است. موفق باشید


  • بسمه تعالی
    با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: استاد پیرو جواب ۲۵۳۷۸، آیا اینکه با معصوم (ع) قرار بذاری که اگر خودشان راضی به امری هستند فلان نشانه را نشان بدهند بفرموده شما این هم می شود خدای ناکرده تعیین تکلیف برای ایشان؟
    سوال دوم، در بحث شرح حدیث جنود عقل و جهل بیان کردید که برای رساندن توحید به قلب بعضی اذکار مثل لااله الا الله را تکرار کنید. من از نوجوانی مرتب این ذکر را تکرار می کردم تا چند وقت پیش با موسسه یکی از علما تماس گرفتم اتفاقی عنوان شد این مسله گفتم گاها هزار مرتبه صبح گقته ام مرا نهی کردند که این ذکر مال شما نیست تنها می شوی، و حتی زیارت عاشورار هم مدام نخوان چون لعن دارد. فقط چهل روز بخوان بذار کنار. مگر سفارش امام زمان (عج) به مداومت عاشورا نیست؟ تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! بالاخره همه‌ی قواعد عالَم در اختیار ما نیست تا انتظار داشته باشیم آن‌ها بر اساس نظرِ ما عمل کند. ۲. به نظرم بی‌جا نفرموده‌اند، بالاخره ما باید موقعیت خودمان را در نظر بگیریم. موفق باشید


  • با سلام!
    تا به این سن هیچ گاه نتوانسته ام در حال زندگی کنم! یا هنوز در گذشته میچرخم یا در آینده سیر می کنم حتی دقیقه ای هم که شده عقب یا جلو هستم! و همین باعث نارضایتی من از زندگی و نداشتن نشاط است! یک راهکار اساسی بدهید .با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به بودنی گسترده‌تر از دنیا و آخرت باید نظر کرد. بحث «حضور اربعینی و اصیل‌ترین بودن» که بر روی بنر سایت هست می‌تواند متذکر این امر باشد. موفق باشید


  • با عرض سلام:
    وسوسه شیطان یک بار به بهانه علم٬ انسان را دچار عالم کثرات و شجره کرد اما امروز به بهانه ابدیت به سمت شجره دیگری دعوت می کند (آنچان که در تعالیم مکتب کابالا است) این شجره دوم چیست و چه اثری دارد؟ ممنون از اینکه وقت می گذارید. دعا گوی شما هستیم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به بودنی گسترده‌تر از دنیا و آخرت باید نظر کرد. بحث «حضور اربعینی و اصیل‌ترین بودن» که بر روی بنر سایت هست می‌تواند متذکر این امر باشد. موفق باشید


  • جناب استاد با عرض سلام و آرزوی سلامتی برای حضرتعالی
    ابتدا پوزش می خواهم اگر سوالم به نوعی سطحی است: بنده به عنوان فردی که در علوم طبیعی درس خوانده و از علوم عقلی و مباحث دینی زیاد سررشته ندارد؛ در مورد نیازم به طبیبی معنوی چه باید بکنم؟ یک عالم ربانی واقعی از کجا پیدا کنم که به من بگویند دردم چیست و اساس مشکلم کجاست و دقیقا درمانش چیست؟ فقط کسانی که در حوزه علمیه یا در رشته های علوم انسانی هستند ندرتا به چنین اساتیدی دسترسی و توفیق کسب راهنمایی دارند، در حالی که بقیه هم نیاز دارند. مدت زیادی است خوابهایم آشفته است اغلب نیمه شب بیدار می شوم و خواب بجای آرامش و رفع خستگی، سراسر اضطراب است و کلا حال دلم خوب نیست. با اینکه با ادعیه انس زیادی دارم و نمازهای مستحبی می خوانم ولی افاقه نمی کند. با تصور اینکه گناهانم عامل این مشکل است نماز استغفار هم خوانده ام. تمام عمر آدم سخت کوشی بوده ام. نه تنها در امور مادی بلکه برای معنویت هم تا جایی که عقلم می رسید تلاش کردم ولی حس می کنم همه تقلا هایم، درجا زدن بوده و عمرم تلف شده است و این حس خیلی بدی است.
    از دیدگاه طب جدید این حالت را شاید بیماری افسردگی بنامند ولی گمان نکنم افسرده باشم چون با کوچکترین انگیزه ای بسیار پرانرژی و پرنشاط می شوم. با با اینحال مدتهاست که طعم شادی عمیق و واقعی را نچشیده ام حتی در خواب! اگر بنده را راهنمایی بفرمایید بسیار سپاسگزار خواهم بود.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» و سیر مطالعاتی بر روی سایت می‌تواند راهی باشد تا بالاخره «خود» را در آن‌چه که بحث «حضور اربعینی و اصیل‌ترین بودن» در میان می‌گذارد، بیابید. بحث اخیر بر روی بنر سایت هست. موفق باشید


  • سلام استاد عزیزم: ما بعد از چند وقت که به پوچی و درون تهی رسیده بودیم، توسط مباحث شما نجات پیدا کردیم. و دیگه احساس کردیم از تصور خدا و خدای تصوری رها شده ایم. الان بعد از سه سال، من حس می کنم باز دارم دچار همون حالات قبلی میشم اما در همین سطح. یعنی مثلا میگم الان حقیقت نوریو فهمیدم اما این مباحث عمیق هم دارن میشن در حد مفهوم و هیچی تو این دنیا هیچ لذت و نشاطی به آدمایی در سطح من که نه عارفیم نه مرتد نمیده. پس ماها باید چکار کنیم؟ خسته ام‌.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست سری به بحث «حضور اربعینی و اصیل‌ترین بودن» که بر روی بنر سایت هست، بزنید. موفق باشید