×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    شیعه، سنی

  • با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده:
    بنده برای رساله مقطع کارشناسی ارشد که با موضوع منطق پویایی تمدن نوین اسلامی از منظر نخبگان در دانشگاه باقرالعلوم قم به تصویب رسیده است. این رساله که بر اساس یک پزوهش کیفی تنظیم گردیده است. از طریق انجام مصاحبه با اساتید و تمدن پژوهان تم ها و داده های پژوهش گردآوری شده است. برای گرد آوری اطلاعات مصاحبه هایی با اساتید ذیل صورت گرفته است: ۱.حجه الاسلام و المسلنین سید محمد مهدی میر باقری ۲. حجه الاسلام و المسلمین دکتر حمید پارسانیا ۳. حجه الاسلام و السلمین دکتر حبیب الله بابایی ۴. حجه الاسلام و المسلمین دکتر محسن الویری ۵. حجه الاسلام و المسلمین دکتر مصطفی جمالی ۶. حجه الاسلام و المسلمین سید ید اله یزدان پناه ۷. حجه الاسلام و المسلمین دکتر پیروزمند ۸. دکتر موسی نجفی ۹. دکتر محمد هادی همایون
    لذا علی رغم اینکه مشتاقانه مشتاق زیارت حضرتعالی و شنیدن نکات و نظرات حضرتعالی پیرامون این موضوع بودم، اما امکان مصاحبه از طرف سایت حضرتعالی برای بنده پیام عدم مصاحبه ارسال گردید. لذا مستدعی است در صورت امکان با پاسخگویی به سوالات این پژوهش موجبات استفاده از نظریات حضرتعالی را در این رساله فراهم نمایید.
    سوالات
    ۱. با توجه به تعریف های متعدد از تمدن، تعریف مختار حضرتعالی از تمدن چیست؟ و مولفه های تمدن کدامند؟ مولفه اصلی و محوری تمدن نوین اسلامی کدام است؟
    ۲. آیا تمدن پروسه است یا پروژه؟
    ۳. با توجه به تعریف مختار شما از تمدن چگونه می توان این تمدن نوین اسلامی را ایجاد کرد؟نقش دین، فرهنگ، تکنولوژی، اقتصاد، سیاست در این تمدن نوین چگونه است؟
    ۴. نقش نخبگان در چگونگی ایجاد این تمدن نوین اسلامی چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤالات، سؤالاتی نیست که بنده با توجه به شرایطی که در آن هستم بتوانم جواب دهم. شاید بتوانید با ورق‌زدنِ کتابهایی مثل «تمدن‌زایی شیعه» و «گوش‌سپردن به ندایِ بی‌صدای انقلاب اسلامی» مطالبی را به دست آورید. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب:
    ۱. آیا می توان گفت سه عامل تهدید کنندۀ فرهنگ و تمدن کنونی ما عبارتند از:
    سنت گرایی افراطی یا تحجر، ملی گرایی و سنت ایرانیت، سنت و فرهنگ غربی.
    ۲. آیا با نظر به انقلاب اسلامی می توان مقابل این تهدیدات ایستاد و چگونه انقلاب ما با این تهدیدات مواجهه و مقابله می کند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انقلاب اسلامی با هویت شیعی همراه با روح و خِرد ایرانی که ریشه در حکمت خسروانی دارد؛ در آینده‌ی جهان نقش‌آفرینی‌هایی را به عهده دارند و همین امر موجب می‌شود تا از ضعف‌هایی که برشمردید نیز، ما عبور کنیم زیرا آنچه امروزِ ما را اصلاح می‌کند افقی است که در آینده‌ی خود احساس می‌کنیم. موفق باشید 


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و عرض تشکر از دید آزاد و دموکراسی جنابعالی نسبت به اظهار عقیده و نظرات:
    طوری که اینجانب برداشت کردم حضرتعالی ذیل شخصیت و فرمایشات اهل بیت تقسیم بندی نهیلیست روانی و نهیلیست روحی را اجمالا تایید کردید و از ورود به مساله به دلایلی امتناع فرمودید. لطفا نظرات تکمیلی خود را در این زمینه بفرمایید:
    بر این مبنا ما دو آرامش داریم
    یک آرامش روانی: مقتضای عدالت الهی و صفت رحمانیت الهی که نمد لهولاء خوبها ولهولاء بدها
    دوم آرامش روحی: مقتضای اختیار صفت رحیمیت إلهی که رسالت وسایت جنابعالی و کتابهایتان مفیدی که خواندم در زمینه انسان عالم دینی یا ادب عقل و خیال بسیار در این مفید است.
    اما بنظر می آید بین این دو به‌نوعی بینونیت عزلی وجود دارد در محتوا و ماهیت
    و از طرفی در طول هم دیگر هستند. یعنی تا روان سالم نباشد روح سالم نمی شود. ان شئت قلت «روح سالم درروان سالم است»
    مثلا بنده چگونه حقانیت علامه حسن زاده و آیت الله جوادی را اثبات کردم داشتم بیراهه می رفتم همه ادله جریان ضد فلسفه و عرفان درست بود اما حفظوا شیئا و غابت عنهم الاشیاء
    تعمق که کردم دیدم دید بسیاری از این عزیزان در مرحله روان مبتلا هستند از حضرت امام راحل تمجید و از آیت الله بهجت تمجید و نوبت که به علامه حسن زاده می رسد می شود شیطان پرست، نوبت به آیت الله قاضی که می رسد می شود کاهن یا للعجب. خوب توضیح دهید پارادوکس ارادت امام راحل و آیت الله بهجت به قاضی و محی الدین را چگونه توجیه می کنید و کذا مساله وحدت وجود و ده ها پارادوکس، علامه حسن زاده در وحدت وجود به عینه کلام حضرت امیر (ع) را می آورد پس چرا به امام علی (ع) که بنوعی وحدت وجود را تبیین می کند متعرض نمی شوید؟ دیواری کوتاه‌تر از بنده صالح خدا علامه حسن زاده پیدا نکردید!! (یاحسرتا علی العباد) هنگ کردم خدایا اشکال کار کجاست؟ خوب نمی توانیم بگوییم «فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا» چون اینان برادران ما هستند عزیزان ما هستند، پس قصه چیست؟ کلید معما ((اینان بیماران روانی هستند و باید هرچه سریعتر به طبیب روانی خود را معرفی کنند)) ریشه اش هم ناخودآگاه ست باید روان پزشک ازش بپرسم چی اذیتت کرده عزیزم ناخودآگاهش هم زبان بازمی کند چرا علامه حسن زاده حول حاملین عرش هست و من نیستم؟ چرا جوانان فوج فوج بدنبال ایشانند و مرده و زنده ما برایشان مهم نیست دقیقا همین را در کلامشان دیدم و قص علی هذا. حقانیت علامه حسن زاده همین بس که قریب یک یا دو سال هر وقت باشون تماس می گرفتند به من با محبت جواب می دادند و در طول این مدت فقط یک بار ازدستم ناراحت شد اونهم چون ساعت ده شب باشون تماس گرفتم که گفتند دیگه دیر وقت تماس نگیر. عنایت شود تقسیم بندی حقیر درباب روح و روان و احکام این دو به چه نحوی با مقام خیال و عقل و امثالهم تطبیق شود را فعلا وارد نشدم.
    عرایض بخش دوم:
    آیت الله ملکی تبریزی و امام خمینی سلام الله علیه در بخشی از دستورات سخن از طفل درون آوردند جهت تلقین آیات توحید که فرمودند وجود خود را بسان طفلی فرض کنید و آیات توحید را به او بیاموزید. آیا این طفل درون هم کودک درون است که اریک برن کشف نمودند؟ نظر شما چیست؟ احتمال می دهم حضرتعالی در این زمینه نظری نداشته باشید علی ای حال سوال مهمی است چون تحقیقات من در این زمینه را بدنبال خواهد داشت. صحبت پایانی بنظرم حضرتعالی از نومذهبیون نسل جدید هستید که با دید نسبتا باز سعی می فرمایید لااقل صحبت ها را بشنوید ولو انعکاس هم ندهید ولی گله اینجانب و دغدغه اینجانب از بعضی مذهبیون است که دارند از سفره ملاصدرا می خورند و سنگ بر ملاصدرا می زنند. ممنون از وقتی که می گذارید.
    یا علی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نگاه صدرا افقی است به سوی آینده تا ما در مواجه با جهان مدرن، توانِ ارائه‌ی معارف عالیه‌ی شیعه را داشته باشیم و معطل مخالفانِ فلسفه و عرفان که تاریخِ آن‌ها گذشته است، نشویم. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده:
    برخی از اهل سنت ویژه در منطقه پاکستان، اعتقاد بر این دارند که ولایت ظاهری بعد از نبی اکرم توسط خلفا انتقال یافت و تداوم پیدا کرد ولی ولایت معنوی، از ایشان به حضرت علی (ع) و اولادشان انتقال یافت و با این ادعا به نحوی ارادت خود را هم به امیرالمومنین و خاندانشان و هم اثبات عقیده پیروی از خلفا و سقیفه را دنبال می کنند. به عقیده ام یک اشکال بزرگ این بحث، نوعی سکولاریسم است که بعد معنوی و اجتماعی اسلام را جدا می کند و مبانی حکومت دینی را دچار خدشه می کند. آیا چنین ایرادی بر این نظر اهل سنت، وارد است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً این‌طور است که می‌فرمایید. جناب علامه‌ی امینی در «الغدیر» دلایل محکمی مطابقِ روایات معتبر اهل سنت آورده است که ولایت اجتماعی جامعه نیز به عهده‌ی علی «علیه‌السلام» و فرزندان اوست. موفق باشید


  • آیا خلافت از دیدگاه شیعه مورثى است و اساساً موروثی بودن، عیب دارد؟ اگر فرض کنیم امام مجتبی بر معاویه غالب می شد، مگر ابی عبدالله و اولادشون، خلیفه نمی شدند، پس به نحوی شیعه هم خلافت رو موروثی کرده و علیرغم نقدی که بر بنی امیه مبنی بر خلافت موروثی و بهتر بگویم دولت سلطنتی موروثی داشت، خودش هم موروثی کرده اداره جامعه و زمامداری رو؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث موروثی‌بودنِ حاکمیت یک بحث است که به هیچ وجه قابل قبول نیست. و بحثِ برگزیده‌شدنِ اهل‌البیت برای هدایت مردم که آیه‌ی ۳۳ سوره‌ی احزاب متذکر آن است؛ موضوع دیگری است. موفق باشید



     



     


  • سلام علیکم:
    استاد، با وجود ضعف ها و حتی خود رایی هایی که در دوره صفویه دیده می شود، می توان گفت دوره صفویه، دوره مهم تمدن سازی است که ایران توانست فرهنگ شیعه را بصورت تمدن و کالبد محسوس خود به صحنه آورد با وجود اینکه اروپا هم در دوران حساس مدرنیته در غرب و تمدن سازی مدرن بود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. رهبر معظم انقلاب نظرشان هم نسبت به دوران صفویه همین است. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرامی:
    من در مجموعه فرهنگی عضو هستم. در این مجموعه ما در حال تحقیق در مورد یکی از آثار تمدن غرب با عنوان (منتهی نشدن توسعه بهره وری به توسعه انسانی) هستیم. در این اثر گفته می شود کاری با هدف اولیه‌ی آرامش و بهره وری مردم صورت می گیرد اما در پایان مردم بهره وری خاصی از این کار ندارند و حتی برایشان ضرر نیز دارد مانند فست فود مشهور مک‌دونالد. (به دلیل طولانی بودن مطلب توان توضیح نیست.) درخواست داشتم در این مورد به من اطلاعات یا کتاب و یا منبعی معرفی کنید که از طریق منبع اصلاعات کسب کنم. در پناه حق یا علی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «شیعه و تمدن‌زایی» که بر روی سایت هست در این مورد نکاتی دارد. موفق باشید


  • در مکتب تشیع، دو مؤلفه «نهضت عاشورا» و «نهضت انتظار»، به عنوان مؤلفه های اساسی ظلم ستیزی و نهضت بیداری اسلامی قلمداد می شود که در پرتو حکومت «ولی فقیه» عینیت می یابد. از این منظر آیا می توان گفت میان حرکتهای انقلابی و اصلاحی شیعی با سایر مذاهب اسلامی تفاوت وجود دارد؟ در کتاب نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر شهید مطهری، دیدم که ایشان هم اشاره دارند شیعه بخاطر اعتقاد به مقام والا و الهی (اولامر منکم) و لزوم تشکیل حکومت دینی توسط زعیم دینی منصوب از جانب خدا یا انبیاء و اولیاء خدا، مقابل هر حکومتی تساهل و تسامح ندارد و روحیه شجاعتش بیشترست اما برادران و علمای اهل تسنن ویژه در ادوار گذشته، چندان در این مسیر و مشی نبوده اند و روش اصلاحی شیعی با آنها تفاوتهای مبنایی و مصداقی داشته است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: انصافاً همین طور است حتی شیعه دست آن‌ها را هم می‌گیرد تا از مسیر صحیح خارج نشوند. کاری که با مردم غزه انجام داد و آن‌ها را از خطر شکست و سرخوردگی رهانید بدون آن‌که بنا داشته باشد آن‌ها را به تشیع دعوت کنند. موفق باشید


  • سلام علیکم خدمت استاد گرامی: ببخشید یک سوال:
    حضرت آقا بیانیه گام دوم را با این عبارت شروع می‌فرمایند:
    الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله‌ الطّاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین.
    این عبارت برای چه مواقع و مواردی استفاده می‌شود؟ چرا حضرت آقا از این عبارت در ابتدای بیانیه استفاده کرده‌اند؟
    ما در حال شرح بیانیه گام دوم انقلاب هستیم و این سوال برای‌مان پیش آمد. قطعا پاسخ شما برای بسیار راهگشاست.
    سپاس

    باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب با آن مقدمه‌ی دقیق و حکیمانه، ما را متوجه می‌کنند که حضور تاریخی انقلاب اسلامی دیگر محدود به شیعیان نیست بلکه از حوزه‌ی حضور در جمع مسلمین نیز گسترده‌تر آمده است. موفق باشید


  • با سلام و عرض زیارت قبولی:
    در بحث امام رضا و زمانه شناسی این روایت را از امام رضا علیه السلام بیان کردید
    امکان دارد اشاراتی بفرمایید تا بابی باز شود یا ارجاع به بحثهایی که داشتید بفرمایید.
    «زمانى‌ بر مردم‌ خواهد آمد كه‌ در آن‌ عافيت‌ ده‌ جزء است‌، كه‌ نه‌ جزء آن‌ دركناره‌گيرى‌ از مردم‌، و يك‌ جزء آن‌ در خاموشى‌ است‌.»

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرایط فتنه‌ی حاکمیتِ عباسیان، حقیقتاً شیعیان با راهنمایی حضرت رضا «علیه‌السلام» باید کنار می‌کشیدند و به هویتی مستقل فکر می‌کردند و همین امر موجب شد تا در زمان صفویه، شیعه حکومتی مستقل پیدا کند. امروز هم باید بیرون از تفکر مدرن، به تمدنی فکر کرد که ادامه‌ی مدرنیته نباشد، مشکلی که روشنفکران ما دارند. موفق باشید


  • با سلام:
    اینجانب متولد اصفهان و جزء اتباع خارجه عراقی می باشم و اکثر بستگانم طرفدار فرقه شیرازی (شیعه انگلیسی) می باشند. وظیفه اینجانب چیست و چگونه اطلاعات جامعی درباره این فرقه کسب کنم؟ موفق باشید

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در سایت‌ها مطالب خوبی در نقد جریان شیرازی‌ها هست. منتها نظر بنده آن است که خیلی نباید وقت‌مان را صرف مشاجره با این جریان‌ها کرد. تاریخِ آن‌ها گذشته است، خود به خود در حالِ به حاشیه‌رفتن و بی‌رنگ‌شدن‌اند. به همین جهت روز به روز جسارت های خود را برای بیشتر ماندن، شدت می‌بخشند. موفق باشید


  • سلام استاد عزیزم: ببخشید مجبورم شبهاتم را مطرح کنم ولی این شبهات دلیل بر انکارم نیست شما در صفحه ۱۴۴ کتاب حقیقت نوری اهل البیت چاپ ۸۹ - فرمودید خداوند ابتدا به رسول خدا (ص) دستور داده بود که این پیام برائت را به مشرکان برسان بعد با نزول جبرائیل یک نکته ای به موضوع اضافه شد مبنی بر اینکه اینجا باید آن کسی که پیام را می رساند باطنا هم با ارائه این آیات را دفع کند- سوال من اینجاست چرا خداوند از ابتدا پیام را به گونه ای نداده که از همان اول امام علی به جای ابوبکر برود؟ مگر نمی دانسته که باطنا هم باید پیام برسد؟ در این نوع نوشتار اینطور تصور می شود یا باید پیامبر (ص) امتحان شود که ببیند چه کسی را می فرستد؟ که بعید می بینم با توجه جایگاه امام علی (ع) پیامبر (ص) بخواهد کسی را جایگزین امام علی (ع) کند یا اینطور به آدم القا میشه پیامبر (ص) تصور نکرده اطلاع رسانی این پیام باید از طریق فرد خاصی صورت بگیرد یا نعوذبالله خداوند بعدا به این نتیجه رسیده که فرد خاص چون امام علی (ع) باید بره عذر میخوام من بابت حدیث مشکلی ندارم اما نوع فرمایش شما برای من ایجاد شبه کرده لطفا توضیح بفرمایید چرا در طی دو پیام وحی موضوع برائت مطرح شدکه سبب شد پیام از ابوبکر گرفته شود و به امام علی (ع) انتقال داده شود البته بر اساس شبهات بنده. سپاسگزارم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه واقع شده آن بود که عرض شد. شاید بتوان گفت در ابتدای امر، تنها یک اراده‌ی کلّی تحت عنوان «برائة من اللّه» به میان آمد و وقتی ظرفیت لازم فراهم شد قدمی بیشتر مطرح گشت که آن پیام به کمک حضرت علی «علیه‌السلام» اعلام شود. شاید هم خداوند می‌خواست نشان دهد که به هر صورت نسبت به نزدیکی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» به پیامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نظر خاصی دارد. موفق باشید


  • سلام:
    مگر رابطه خویشاوندی با پیامبر (ص) به تنهایی چه اندازه برتری است که امام حسین (ع) و پس از آن حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) از این رابطه برای نشان دادن برتری خود نسبت به یزید استفاده می کنند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! رابطه‌ی خویشاوندی به تنهایی مهم نیست، ولی چون اهل سنت نیز این روایت را از پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» قبول دارند که احترام به یک فرد با احترام به خانواده‌ی او محقق می‌شود؛ حضرت می‌خواستند از این جهت آن‌ها را متذکرِ انحراف‌شان بنمایند. موفق باشید


  • سلام عليكم:
    با عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن ماه محرم و آرزوی توفیقات هرچه تمام تر در این ماه عظیم.
    استاد آیا این تحلیل درست است که سبب حمله مسلم بن عقیل (ره) به دارالاماره و نکشتن ابن زیاد لعنت الله بخاطر بهونه ندادن به دست یزید بود (که یزید پیراهن ابن زیاد را مانند پیراهن عثمان بهونه برای کشتن مومنین قرار بده) و اگر این صحیح نیست دلیل نگرفتن دارالاماره چه بود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: تحلیل بدی نیست. ولی فراموش نفرمایید که همراهان حضرت مسلم در آن حدّ با حضرت همراهی نکردند و سپاهِ چهارهزارنفری وقتی جناب مسلم خواست به دارالعماره نزدیک شود، به ۳۰۰ نفر تقلیل یافتند و آن ۳۰۰ نفر هم آن حضرت را یکی یکی رها کردند. در این مورد بد نیست به جلد اول جزوه‌ی «هویت گمشده‌ی شیعه» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز خسته نباشید:
    روایاتی وجود دارد مبنی بر اینکه امیرالمومنین حق طلاق عایشه را داشتند و در بعضی جاها هم دیده شده که امام حسین علیه السلام عایشه را طلاق داده اند. با این مبنا آیا لعن عایشه جایز است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خارج از آنچه در ابتدای سؤال هست. در هر حال رهبر معظم انقلاب در فتوای خود، توهین به منسوبین پیامبر یعنی همسران و اصحاب آن حضرت را حرام می‌دانند. موفق باشید


  • سلام:
    دلیلِ اصلیِ اینکه افرادی که در غدیر حضور داشتن، ولی بعد از پیامبر رفتن با ابوبکر بیعت کردن چی بود؟ آیا دلیلش این بود که خودسازی نداشتن؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً جریانی برنامه‌ریزی کرده تا با جوّسازی هم که شده «غدیر» دیده نشود. بد نیست در این مورد سری به کتاب «بصیرت فاطمه‌زهرا «سلام‌اللّه‌علیها» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید


  • سلام:
    سیر اعتقاد به امامت در طول تاریخ دستخوش چه تغییراتی بوده است؟ آیا شیعیان ۱۴۰۰ سال پیش مانند ما به ائمه اعتقاد داشته اند؟ آیا صحیح است که برخی صحابه اعتقاد به عصمت ائمه نداشته اند؟ تأثیراتی که امثال شیخ مفید داشته اند، چگونه بوده است؟ چگونه می توان اثبات نمود که عقیده فعلی شیعه به امامت به حق نزدیکتر است از عقیده شیعه هم عصر ائمه اطهار؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حجت الاسلام امیر غنوی در سلسله مباحث تاریخ اسلام خود با شواهد قابل اعتمادی، این نکته را روشن می‌کنند. خوب است به سایتی که آثار ایشان را منتشر می‌کند رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام استاد: راجع به سوال ۲۳۵۵۱ جواب های شما اینگونه است؟ اگر هر کسی اینگونه فکر کند که نمی شود. بعد چون ترکیه دارد از مولانا استفاده می کند ماباید هرچه بود بپذیریم! من خودم به مولانا علاقه دارم اما این گونه بحث کردن را نمی فهمم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن بود که مولوی آبرویِ جهانی دارد و روح بشر امروز به سوی اوست و ما با ناسزاگفتن به او، عملاً چهره‌ی جهانی تشیع را مکدر و ضایع می‌کنیم. موفق باشید


  • سلام علیکم: زیارتتون قبول باشه. نظر شما در مورد آقای صادق شیرازی چیست؟ ممنون می شوم اگر توضیح بفرمایید و راهنمایی برای فهم حرکت های ایشون.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز هم شما در شیعه‌ی انگلیسی‌بودنِ این جریان شک دارید؟؟! این‌ها تاریخ‌شان سال‌هاست که گذشته است. موفق باشید


  • چرا امام علی علیه السلام در زمان خلافت ابوبکر و عمر و عثمان ابن عفان، برای گرفتن حق خویش با مخالفین قتال و کارزار ننمودند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در آن اسلامِ نوپا به این اختلافات دامن زده می‌شد، اسلامی نمی‌ماند که علی «علیه‌السلام» بماند! آقای دکتر شریعتی «رحمت‌اللّه‌علیه» در کتاب «علی، مکتب، وحدت، عدالت» در این مورد نکات خوبی دارد. موفق باشید


  • سلام خدمت اساد گرانقدر:
    با آرزوی توفیقات روز افزون برای حضرتعالی
    درباره اتحادی روحانی بین شیعیان و امام‌شان سوالی خدمتتان مطرح شد که پاسخ جامعی ارائه فرمودید
    در ذهن خودم مواردی ابهام وجود داشت خواستم مطرح کنم:
    ۱. آیا احادیثی که درباره زیارت بعضی امامزادگان بیان می شود (در اینجا) أما اِنّك لو زُرتَ قبر عبدالعظيم عندكم، لكُنتَ كمن زار الحسين تحت ذیل همین موضوع اتحاد روحانی قرار می گیرد؟
    ۲. آیا بحث خلیفه اللهی انسان و سجده به انسان کامل نیز از جنس همین موضوع است؟ (البته در این صورت بجای الینا تعودون --الیه راجعون مطرح خواهد بود) یا قضیه در اینجا متفاوت است؟
    ۳. بحث مقام دست نایافتنی امام معصوم علیه السلام (طبق روایات حتی برای ما قابل تصور هم نیست) با بحث اتحاد روحانی چگونه قابل جمع است؟
    ۴. مورد آخر هم اینکه، مواردی که مطرح گشت بحث ماورای عالم طبیعت و عالم تخیل است و استدلال چندان در آن راهی ندارد بلکه جنبه اصلی بحث و آنچه که در این فضا اعتبار دارد خبر دهی یک چشم روشن و یک عقل روشن است. استدلال و شاهد آوردن احادیث فرع قضیه است.
    با آرزوی توفیقات روز افزون برای حضرتعالی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: امام‌زادگان مظهر انوار پیامبر و ائمه «علیهم‌السلام» هستند و به همین جهت وقتی به زیارت آن‌ها می‌رویم ابتدا به رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» سلام می‌دهیم یعنی ابتدا آن حضرت را زیارت کرده‌ایم.



    از طرفی وقتی می‌فرمایند شیعیان از اضافه‌ی طینت ما هستند یعنی از حیطه‌ی حضور ما در محضر حق جدا نیستند ولی اصلِ «واصل و تابع» در جای خودش محفوظ است نه این‌که گمان کنیم اتحاد با امام یعنی در عرض مقام آن‌ها قرار می‌گیریم، بلکه به معنای آن است که در حیطه‌ی حضوری که آن‌ها نسبت به حضرت حق دارند، شیعیان نیز در همان حیطه و فضا به حق رجوع می‌کنند. موفق باشید    


  • سلام علیکم:
    با عرض تسلیت و قبولی عزاداری سیدالشهدا علیه السلام سوالی از محضر استاد عزیز داشتم.
    آقای دکتر محسن حیدری در کتاب «حزب علوی و اموی» بیان می دارند: «خلیفه اول برای رسیدن به خلافت علاوه بر بخشیدن صدقه و زکات آن سال (ر.ش به ابن ابی الحدید.شرح نهج البلاغه.ج۱،ص۱۳۰ و تاریخ طبری،ج۲،ص۲۰۲) برای جلب رضایت به ابوسفیان که بزرگ قریش بود و خلیفه اول برای رسیدن به خلافت نیاز به حمایت قریش در مقابل انصار داشت. زد و بندهای خطرناکی در پشت پرده دور از چشم اغیار بین ابوسفیان و خلیفه اول در مورد دخالت دادن امویان در دستگاه حکومت خلفا صورت گرفته است!» آیا می توان بدون هیچ مدرک تاریخی و روایی این چنین ادعایی کرد!؟ در حالی که از بزرگی ابوسفیان در آن زمان چیزی نمانده است و او در بزرگان اسلام جایی ندارد و از او به عنوان (طلقا) یاد می شود. پس نیازی به باج برای سکوت او نیست!
    و آیا معنی این حرف چنین نیست که خلیفه اول در به روی کارآمدن امویان با اختیار و عمدا ارتباط مستقیم و نقش داشته است!؟ نظر حضرتعالی را در این مورد بیان بفرمایید. التماس دعا.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جریان اُموی به سرکردگی ابوسفیان چیزی نبوده که با اسلام‌آوردنِ آن‌چنان سطحی از بین برود و از آن‌جایی که خلفا در مقابل نظر عمومی که به علی «علیه‌السلام» داشتند پایگاهی در مردم برایشان نبود – به‌خصوص در همان ابتدا که رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» رحلت کرده بودند - مجبور بودند به نحوی از اُمویان کمک بگیرند. آری! خلفا ناخواسته راه را برای اُمویان تا آن‌جا گشودند که معاویه در شام به قدرتی رسید که حاکمیت علی «علیه‌السلام» را تحت‌الشعاع قرار داد و عملاً حاکم جهان اسلام شد. موفق باشید


  • سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیز:
    حضرتعالی عنوان یکی از کتابهای خود را با نام زیارت عاشورا اتحاد روحی با امام حسین (ع) نام گذاری کرده اید. سوال من در مورد معنی دقیق این نامگذاری (متحد شدن روحانی) است. برداشت خودم این چنین بود که برای لحظلاتی تشخص فردی را که ما از آن دریافت داریم را از دست می دهد و ذیل جذبه روحی امام حسین علیه السلام قرار می گیرد ولی بنظرم می رسد نام این حالت را هم نمی توان اتحاد روحانی گذاشت (برداشت خودم را برای روشن شدن فضای فکری بیان کردم) حال سوال این است: متحد شدن روحانی با امام حسین علیه السلام به چه معناست؟ با آرزوی توفیقات روز افزون برای حضرتعالی.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: روایات متعددی داریم که با نظر محبت آمیز به ائمه نحوه‌ای از اتحاد برای ما پیش می‌آید. به عنوان نمونه امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «يَا مُفَضَّلُ أَ تَدْرِي لِمَ سُمِّيَتِ الشِّيعَةُ شِيعَةً يَا مُفَضَّلُ شِيعَتُنَا مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْ شِيعَتِنَا أَ مَا تَرَى هَذِهِ الشَّمْسَ أَيْنَ تَبْدُو؟ قُلْتُ مِنْ مَشْرِقٍ. وَ قَالَ إِلَى أَيْنَ تَعُودُ؟ قُلْتُ إِلَى مَغْرِبٍ. قَالَ هَكَذَا شِيعَتُنَا مِنَّا بَدَءُوا وَ إِلَيْنَا يَعُودُون‏» مفضل از حضرت صادق عليه السّلام پرسيد كه شما چه بوديد پيش از آفرينش آسمان ها و زمين‏ ها فرمود ما انوارى بوديم و اطراف عرش به تسبيح و تقديس خدا اشتغال داشتيم تا ملائكه را آفريد به آنها فرمود تسبيح كنيد عرض كردند خدايا ما علم و اطلاعى نداريم بما دستور تسبيح داد ما كه تسبيح نموديم ملائكه از ما فرا گرفتند تسبيح كردند ما از نور خدا آفريده‏ شده‏ ايم و شيعيان از نورى پست‏ تر آفريده شده‏ اند روز قيامت پست و عالى بهم مى‏ پيوندند در اين موقع بين دو انگشت سبابه و ميانى جمع نمود، فرمود مانند اين دو انگشت. سپس فرمود ميدانى چرا شيعه را به اين نام ناميده‏ اند؟ شيعيان ما از ما و ما از آنهائيم ميدانى خورشيد از كجا طلوع مي كند؟ گفتم از مشرق فرمود كجا غروب مي كند گفتم مغرب. فرمود شيعيان ما نيز همين طورند از ما جدا شده‏ اند و بسوى ما برمي گردند. این یعنی یگانگی نوری در سرآغاز و سر انجام. لذا شیعیان از فاضل طینت امامان آفریده شده‌اند. شیعیان در معاد خویش به سوی مطلع خویش به سوی امامان باز می‌گردند و عبارت «وَ إِلَيْنَا يَعُودُون‏» در حدیث مذکور، متضمن معاد است، شیعه پس از غربت و دورافتادگی از سرمنشأ به سرچشمه‌ی خویش باز می‌گردد. همچنین می‌فرمایند: «يَا أَبَا خَالِدٍ لَنُورُ الْإِمَامِ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِيئَةِ بِالنَّهَارِ وَ هُمْ وَ اللَّهِ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِين‏» آن نور که در قلب مؤمنین تجلی می‌کند، علوم حقیقی و اسرار ملکوتی و شرایع نبوی است و مانع می‌شود تا آنان به سمت لذّات نفسانی و دنیوی متمایل و مشغول شوند. آنان شعاع امامان گشته‌اند و آن نور ولایت آنان را حفظ می‌کند و آن کهن دژ آنان است. موفق باشید


  • به نام حضرت حق
    با سلام خدمت استاد عزیز:
    در رابطه با چند حدیث شریف در نهج الفصاحه سوالاتی مطرح می کنم:
    1. آیا احادیث این کتاب فقط از منابع اهل سنت است؟
    2. حضرت می فرماید اگر مردم از تنهایی آنچه من می دانستم بدانند هرگز شب هنگام سواری به تنهایی راه نمی سپرد. منظور حدیث چیست؟
    3. حضرت می فرماید اگر زن نبود مرد به بهشت می رفت و یا اگر زنان نبودند خدا چنانچه شایسته بود پرستیده می شد. راستی زن اینقدر بد است و مگر نیستند افرادی که زن نگرفتند و از زنان اعلام بیزاری کردند ولی گمراه شدند مثل ابوالعلا معری با نوشته ای که معروف است که گفته روی سنگ قبرش بنویسند؟ که من زن نگرفتم و جنایتی که پدرم در حق من کرد درحق هیچ کسی انجام ندادم.
    4. حضرت می فرمایند هر که بلا را نعمت نداند ایمانش کامل نیست. پس چرا امامان علیه السلام در دعاهای خویش از بلا به خدا پناه می بردند مثلا در دعای شریف عالیه المضامین بعد از زیارت معصوم که انسان عمیق ترین حوایجش را می خواهد دستور داده اند بخوانید
    «و تصوننی فی هذه الدنیا من العاهات و الا فات واامراض ا لشدیده و الاسقام المزمنه و جمیع انواع البلاء و الحوادث. ...و تغلق ابواب المحن عنی . تکیه بر جمیع انواع البلاء و االبلاء» خصوصا کلمه جمیع بسیار روشن است. حال چطور می شود از طرفی بلا ء نعمت باشد و از طرفی اینچنین شدید از آن فرار کنیم؟
    با تشکر و التماس دعا. لطفا جواب در سایت.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده هم این‌طور فکر می‌کنم  2- نمی‌دانم، شاید منظور آن باشد که در آن حالت هم باید با خدا بود 3- عرایضی در این رابطه در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» با نظر به آیات و روایات مربوطه شده است مبنی بر آن‌که در این روایات منظور از زن، شهوت است و نه صِرف جنس زن 4- «بلا» به معنای عسر و سختی که دروازه‌ی آسانی است مورد توجه اولیاء الهی بوده است به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «إنّ مع العسر یسرا» ولی به معنای آن‌چه مانعِ کمال است، هرگز مورد توجه و طلب نبوده است. مثل بلای بنی‌امیه برای اسلام. موفق باشید


  • با سلام:
    آیا آیه تطهیر تنها سند قرآن در معصومیت امام است؟ منظور از اراده خدا در آیه تطهیر تشریعی است و یا تکوینی و به چه دلیل؟ آیا بدون استفاده از احادیث می توان این آیه را مختص به 5 تن دانست؟ با استناد به حدیث کسا که مربوط به 3 امام اول است عصمت باقی امامان چگونه دریافت می شود؟ با توجه به اینکه آیه تطهیر نصف دوم یک آیه است چگونه همسران پیامبر که در قسمت اول آیه مورد خطاب قرار گرفته اند در گروه قرار نمی گیرند؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثی در این رابطه در کتاب «دعاى ندبه، زندگى در فردايى نورانى» ص: 41



    مطالبی عرض شده که عیناً خدمتتان ارسال می‌شود:



    درباره خاندان آن حضرت فرمودى فقط خداوند اراده كرده تا شما اهل بيت را از هرگونه رجس و ناپاكى دور سازد و آن هم پاك‏بودنى خاص.



    اين قسمت حاوى نكات مهم معرفتى است و اشاره دارد به قرآن كه مى‏ فرمايد: «... انَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا ...»[1] اى اهل البيت! فقط و فقط خداوند خواسته تا شما را از هرگونه پليدى بزدايد و اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما پاك كند و شما را به موهبت عصمت اختصاص دهد.



    با دقت در آيه‏ تطهير نكات زير مورد توجه قرار مى‏ گيرد.



    1- «رِجْس» از نظر لغت چون با «ال» آمده، به معنى هرگونه پليدى جسمى و روحى است.



    2- بيش از 70 حديث كه بيشتر از اهل سنت است اقرار دارد كه «اهل البيت» شامل، رسول خدا (ص) و حضرت‏ على (ع) و فاطمه ‏زهرا (س) و امام‏ حسن و امام ‏حسين «عليهم االسلام» مى ‏باشد.[2]



    3- امّه ‏سلمه مى ‏گويد: بعد از آمدن آيه تطهير، رسول خدا (ص) عباى خود را بر سر حضرت على و همسر او و حسنين «عليهماالسلام» انداختند و بعد گفتند: بارالها! اين‏ها آل محمداند. من گوشه عبا را بالا زدم كه وارد شوم، حضرت آن را از دست من كشيدند و گفتند: تو بر خير هستى،[3] (يعنى؛ تو زن خوبى هستى ولى جايت اين‏جا نيست).



    سؤال: چرا آيه شامل زنان پيامبر نمى‏ باشد؟



    جواب: اولًا: هیچ کس تا به حال قائل به عصمت زنان پيامبر نشده است، در حالى كه آيه خبر از عصمت «اهل البيت» مى ‏دهد و از جريان مباهله هم روشن مى ‏شود كه زنان پيامبر (ص) معصوم نيستند و لذا در كنار اهل البيت پيامبر (ص) جهت مباهله يك نفر از آن‏ها هم وارد مباهله نشده است.[4]



    ثانياً: همه روايات از سنى و شيعه پنج تن مذكور را به عنوان اهل البيت معرفى كرده ‏اند.



    ثالثاً: اگر آيه مربوط به زنان پيامبر بود از ضمير «عَنْكُنَّ» كه قبل از آيه به صورت جمع مؤنث بود، بايد استفاده مى ‏شد و نه اين‏كه بفرمايد «عَنْكُمْ» يعنى ضمير را عوض كند.



    4- بنا به روايات و هم‏چنين با توجه به سياق آيه، جاى اصلى آيه اين‏جا نبوده و با وَحى جبرائيل به دستور پيامبر (ص) بعد از نزول، به اين صورت تنظيم شده است، و اين روش در كليه آيات مربوط به اهل‏ البيت (عليهم السلام) هست كه در بحث مستقلى بايد به آن پرداخته شود.



    5- از همه مهم‏تر چون اراده براى تطهير را در آيه منحصر به اهل‏ البيت (عليهم السلام) كرده و گفته است «انَّما»، اولًا: اين تطهير، آن تطهير عمومى كه خداوند براى همه مسلمين اراده كرده است نمى‏ باشد، و اگر همان تطهير بود كه براى عموم مردم اراده كرده، ديگر مقام خاصى براى اهل‏ البيت (عليهم السلام) محسوب نمى‏ شد. ثانياً: چون خداوند تشريعاً طهارت و تزكيه را براى همه خواسته است، پس اين طهارت، طهارت تشريعى نبوده، بلكه طهارت تكوينى مى ‏باشد. يعنى طهارت و عصمتى است موهبتى كه در اثر آن، نيروى فوق العاده باطنى عصمت در آن‏ها ايجاد شده است، تا آن‏ها نمونه كامل زندگى صحيح براى بشريت باشند.



    6- خداوند در قرآن فرمود: «انَّهُ لَقُرْانٌ كَريم* في كِتابٍ مَكْنُونٍ* لا يَمَسُّهُ الّا الْمُطَهَّرُون»[5] فقط مطهرون مقامشان، مقام تماس با قرآنى است كه در كتاب مكنون است كه همان مقام غيبى قرآن است. از طرفى در آيه تطهير فرمود: فقط شما اهل‏ البيت به تمام معنى مطهريد، پس در واقع فقط اهل‏ البيت‏ مترجمان واقعى قرآن‏ اند و بقيه بايد قرآن را از آن‏ها ياد بگيرند. از طرفى فرمود: آن قرآن كريم را كه در كتاب مكنون است غير مطهرون نمى ‏توانند «مَسّ» كنند، و متوجه هستيد كه نفرمود: غير مطهرون نمى‏ توانند بدانند، بلكه فرمود: غير مطهرون نمى ‏توانند با آن حقيقت غيبى قرآن تماس بگيرند. اين نشان مى‏ دهد كه حقيقت قرآن يك امر وجودى و واقعى است و نه اعتبارى، و شرط تماس با آن حقيقت مطلق، داشتن طهارت مطلق است، و بقيه به اندازه ‏اى كه از نظر طهارت به اهل‏ البيت نزديك باشند از قرآن بهره دارند. البته لازم است عزيزان متوجه باشند كه فرهنگ اهل‏ البيت، فرهنگ طهارت است و از طريق طهارت مى ‏توان با قرآن ارتباط داشت. يعنى علمشان را با حفظ طهارت تكوينى خود پايدار نگه مى‏ دارند و فلسفه وجود آن همه عباداتى كه ما در سيره پيامبر و اهل بيت (عليهم السلام) مى‏ بينيم براى حفظ همين طهارت تكوينى است. موفق باشید



     





    [1] ( 1)- سوره احزاب، آيه 33.



    [2] ( 2)- به كتاب امام شناسى، ج 3، از آيت‏ الله سيد محمد حسين حسينى تهرانى رجوع شود.



    [3] ( 1)- امام شناسى، ج 3، ص 144، نقل از غايةالمرام، ص 287.



    [4] ( 2)- ابن جرير و طبرانى آورده ‏اند كه رسول خدا فرمود: « انْزِلَتْ هذِهِ الْايةُ فى خَمْسَةٍ: فِى وَ فى عَلِى وَ الْحسن وَ الْحسين وَ فاطِمه» يعنى فرمودند: اين آيه در مورد پنج كس نازل شده (در زمان نزول) كه عبارتند از من و على و حسن و حسين و فاطمه (عليهم السلام). از طرفى در سوره تحريم خداوند دو تا از زنان پيامبر را به باد انتقاد مى‏ گيرد و مفسرين عامه آن را عايشه و حفصه معرفى مى ‏كنند. حال چطور مى‏ توان چنين تطهيرى را به زنان پيامبر نسبت داد. در ضمن اصل روايت كِساء به نقل از احمد حنبل همان پنج تن را به عنوان اهل‏ البيت معرفى كرده است.



    [5] ( 1)- سوره واقعه، آيات 77 تا 79.