×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    توحید، اسماءالهی

  • با سلام خدمت استاد محترم: اینکه اساتید می گویند جمال الهی انسان را عاشق می کند و انسان دل از مظاهر می کند، این جمال همان جلوه های رحمانیت و رحیمیت است؟ همان تجلیاتی که فرمودید اگر در قلب تجلی کند فرد دغدغه دنیایی ندارد و سختی ها صورت رحمت به خود می گیرد و ...

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جمال الهی در همان مخلوقات ظهور می‌کند مثل تشییع پیکر مبارک سردار شهدای مقاومت. ولی انسان در نظر به مخلوقات می‌تواند به حضرت حق منتقل شود به همان معنایی که جناب مولوی می‌فرماید: «دیده آن بایدکه باشد شَه شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس». موفق باشید


  • سلام استاد گرامی:
    ۱. اگر همه عالم مظاهر انوار الهی است اما هنر آن است که از حجاب ها بگذریم یعنی باید به چه
    برسیم؟ خدا رو چه جوری ببینیم؟ دل در یاد یار و دست در کار یعنی چه؟ ۲. در نماز آیا باید به وجه الله یعنی امام زمان (عج) توجه کنیم؟ ۳. این که خدا را با اسماء حسنی بخوانیم و اهل بیت اسماء حسنی او هستند یعنی موقع خواندن خدا به وجود نوری اهل بیت توجه کنیم؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی تلاش انسان در رعایت تقوا جهت نظر به حضرت حق است در مظاهر او. در این رابطه خوب است به کتاب «اسماء حسنی» که بر روی سایت هست سری بزنید. موفق باشید


  • با سلام: در ادامه سوال ۲۶۵۰۷ اگر من علم پیشین خداوند را قبول نداشته باشم
    ۱. از نظر اعتقادی دچار چه مشکلی می شوم؟
    ۲. از نظر معرفتی دچار چه اشکالاتی می شوم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۵۰۴ عرض شد مسئله‌ی «عدل الهی» کار را به نظر به علم پیشینِ الهی می‌کشاند. ولی اگر کسی چنین مسئله‌ای در عدل الهی ندارد، چه مانعی دارد که خود را مشغول این امور نکند؟ موفق باشید


  • با سلام: با وجود آن که من چندین سال است که درباره علم پیشین خداوند و اختیار مطالب زیادی مطالعه کرده ام چه در جواب های شما یا آثار علامه حسن زاده یا بزرگان دیگر اما نتوانسته ام این دو امر را با هم جمع کنم. تکلیف چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید جمع این دو کار آسانی نیست و نیاز به بصیرت توحیدی خاصی دارد که از یک طرف علمِ خدا، علمِ به واقعیت است و از طرفی واقعیت، بر اساس نظام احسنی که باید محقق شود در نظر حضرت پروردگار شکل می‌گیرد. از این جهت باید هر دو موضوع را مدّ نظر قرار داد که بحث آن مفصل است. موفق باشید


  • با سلام:
    در دنیا که هستم اگر خوب دقت کنم می بینم که محبت زن محبت خداست، محبت فرزند نسبت به من محبت خداست. و در پس تمام رخداد ها این خداست. یعنی من در پس این مظاهر فقط با یک حقیقت روبرویم تمام این اخم ها، محبت ها، فقط یک حقیقت است و آن خداست. یعنی محبت زن، فرزند و تمام محبت ها فقط در پس این مظاهر فقط خداست. یعنی در پس تمام رخدادها و مظاهر خداست. نتیجه:
    در دنیا، برزخ و قیامت من فقط با یک حقیقت رو برویم آن خداست در مظاهر گوناگون. آیا این طرز فکر من درست است؟ هر اشکالی هست لطفا راهنمایی کنید!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم همه‌ی عالم مظاهر انوار الهی هستند. ولی اگر کسی مشغول همین مظاهر بشود، همان‌ها حجاب او می‌گردد. هنر آن است که دست در کار و دل با یار باشد. موفق باشید


  • با سلام:
    اگر اسم شریف مضل از اسماء حق است. هر اسمی هم که به ذات بر می گردد. و دو گانگی بین ذات و اسم نیست. نتیجه این می شود که حضرت حق عین ضلالت است. آیا این اندیشه درست است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اسمِ «مضلّ» شأنی از شئونِ اسمِ «جلال» خداوند است. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب خدمت حاج آفا طاهرزاده:
    وقتی ما خدا را صدا می زنیم و صلوات می فرستیم و نماز می خوانیم، منظور ما تعیین ثانی و واحدیت می باشد؟ منظور از حضرت حق کیست؟ واقعا دچار سردرگمی شده ام. انسان کامل که خودش اسمای حسنی است و مظهر الله است. چه مقامی را پرستش می کند؟ با سپاس فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان کامل نیز با نظر به ذات عبودی خود، حضرت اللّه را در مظاهر حسنایش مخاطب قرار می‌دهد، مثل دعای کمیل. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب:
    اگر شناخت خدا برای ما ممکن نیست و ما فقط وجه الله را می شناسیم. منظور از حضرت حق کیست؟ و آیا باید در نماز مخاطب ما مظهر الله باشد؟ لطفاراهنمایی فرمایید. سپاسگزارم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ذات الهی قابل شناخت نیست. قرآن می‌فرماید: «و للّه الأسماء الحسنی فادعوه بها» خدای را اسماء حسنایی هست، او را از طریق اسمای حسنایش بخوانید. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر. چطورست که بحث عین ثابته رو شما در احدیت مطرح کنین ولی بقیه اساتید در واحدیت؟ یکی از اساتید فرموده اند بحث اعیان و اسماء هر دو در واحدیت مطرح می شود روی اعیان به مخلوق و روی اسماء به اله است. چرا شما بحث اعیان را در احدیت مطرح میکنین؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در بحث «اعیان ثابته» نظر به علم خدا باشد از آن جهت که علم خدا، ذاتیِ خدا است بحث «احدیت» در میان می‌آید ولی اگر نظر به اعیان مخلوقات باشد به اعتبار مظهریتِ اسماء الهی، بحث در «واحدیت» خواهد بود. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    چون من احساس نیاز دارم همزمان وجود غنی را احساس می کنم. چون احساس نیاز و احساس غنی دو امر متضایف هستند. پس در بود و نبود همراه هم هستند مانند مفهوم پدری و فرزندی.
    یعنی من هر وقت احساس نیاز کردم احساس نیاز وجود من است و آن غنی که احساس می کنم خداست. آیا این جملات درست است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌شود این‌طور هم روی موضوع حساب کرد. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    باید توجه داشت که رب مطلق یا رب پیغمبر غیر از رب مقید یا رب موجودات نظام عالم به غیریت عزلی نیست بلکه رب مطلق همان رب مقید است است که با سعه بیشتری خود را جلوه داده است. «الهی و ربی من لی غیرک»: لطفا غیریت عزلی را توضیح بدهید

    باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌ی «غیرت عزلی» برای بنده روشن نیست. ولی این‌که ربّ مطلق همان ربّ مقیّد است که تقیید آن به جهت ظرفیتِ مربوب است؛ حرف درستی است. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    ۱. حضور حضرت حق به نور اسماء در همه چیز یعنی چه؟ آیا یعنی به مثلا گل نگاه می کنیم یاد خدا بیفتیم دوباره به بچه نگاه می کنیم به یاد خدا بیفتیم؟ ۲. وقتی کلمه الله را تکرار می کنیم چه صورت ذهنی در ذهن ما باید باشد مگر می شود بدون صورت ذهنی و تصور؟ ۳. ذکر صلوات برای در صحنه نگه داشتن قلب بهتر است یا «لا اله الا الله»؟ آقای دولابی می فرمودن این ذکر را همین جوری نگید خطرناکه اگه واله کننده ها رو ازت گرفتن ممکن ظرفیت نداشته باشی .

    باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی سایت إن‌شاءاللّه افقی در مقابل شما نسبت به این اموری که دنبال می‌فرمایید، می‌گشاید. در ضمن به کتاب «صلوات بر پیامبر«ص»، عامل قدسی‌شدن روح» که بر روی سایت هست؛ خوب است رجوع شود. موفق باشید


  • با سلام:
    ما وجودمان از خداست، تمامی ادراک و علم و قدرت و اختیارمان از خداست، آیا این درک کننده خارج از خداست؟ خارج از خدا که وجودی نداریم، پس ما انسان ها، این موجود ادراک کننده که احساسات و عواطف دارد، رنج می بیند و عذاب می شود و ... چگونه جزوی از خدا نیست و در عین حال همه چیزش از خداست؟ همان موجودی که اختیار دارد و البته اختیارش هم از خداست. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بودن ما از خدا است ولی خدا بر اساس نحوه‌ی تحقق خلقت ما که همان امکان ذاتی ما می‌باشد، بودن ما را به ما داده است، پس از جهت بودنِ از خدا جدا و بیرون نیستیم، ولی نحوه‌ی بودن‌مان از خودمان است. در این مورد خوب است به بحث «رجوع به اصلِ اصل‌ها» که در قسمت یادداشت ویژه‌ی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    با بررسی متون دینی و آثار متفکران ربانی مثل شهید مطهری، به مسئله ای برمی خوریم به نام وحدت شخصیت. این وحدت شخصیت دقیقاً متذکر چیست و چرا فقط انسانی که دارای وحدت شخصیت است، می تواند سالم باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید یعنی یگانگی و یکتایی. هرجا نور توحید حاضر شود آن‌جا منوّر به نور یکتایی می‌گردد چه در جامعه و چه در خانواده و چه در شخص. در آن حالت هر عضوی در یگانگی با عضو دیگر خود را دنبال می‌کند و وحدت شخصیت از این نوع است. موفق باشید


  • با سلام:
    ۱. سیب مادی فقط مزه سیب می دهد. اما سیب برزخی مزه تمام میوه ها را می دهد. آیا سخن بالا درست است؟
    ۲. آیا شکل داشتن نقص عالم ماده است یا نقص عالم مثال هم هست؟
    در رابطه با دو سوال فوق منبع می خواهم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم:  آری! آری! ۲. شکل، صورت و تعیّنِ اسماء است، نقص نیست، لازمه‌ی ظهور است. ۳. سری به کتاب «معرفت نفس و حشر» بزنید بد نیست. موفق باشید


  • سلام عليكم استاد گرامی: عذرخواهم مزاحم میشم. نیاز به یک آدرس کتاب دارم. خاطرم هست در بخشی از جلد ۸ یا ۹ افسار ملاصدرا می فرمود که انسان کامل قادر به دخل و تصرف تکوینی در عالم هست ولو این که همیشه همه اراده هایش به خاطر حکمت الهی محقق نگردد. خاطرتان هست دقیقا کدام جلد و فصل از اسفار بود. ببخشید برای تحقیقم این نقل قول را نیاز داشتم.
    با احترام

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث خوبی بود ولی به یاد ندارم از کدام متن استفاده شد. برهانِ مطلب روشن است وقتی معتقد باشیم انسان کامل حامل همه‌ی اسماء الهی است و تمام موجودات عالم هر کدام بهره‌ای از آن اسماء دارند که در نزد انسان کامل است؛ به همان معنایی که او می‌تواند در خود تصرف کند، می‌تواند در همه‌ی عالَم بدون هیچ مانعی تصرف نماید. موفق باشید


  • سلام علیکم: عرض ادب. استاد برداشت زیر صحیح است: یک صراط مستقیم داریم که صراط انسانی است و در سبیلهای مختلف تجلی دارد. صراط, تجلی الله است به جامعیت و سبیل تجلی الله است به اسم خاص. متشکرم و التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. موفق باشید


  • سلام علیکم: چگونه مساله وحدت وجود با اختیار انسان سازگاری دارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «مبانی عرفان نظری» از استاد یداللّه یزدان‌پناه رجوع فرمایید. زیرا مباحث «وحدت وجود» چیزی نیست که در یک سیر سؤال و جواب بتوان روشن کرد. موفق باشید


  • سلام استاد:
    چند وقتی است درگیر افکاری شده ام که در تفکر فلسفی و از عمق جانم، هرگز احتمال صحت آنها را هم نمی داده ام .(یکی از عوامل عدم ورود احتمال، انس با کتاب های حضرتعالی بود.) از علل تحقق این بحران جدید، آشنایی با دنیا و افرادی بود که در عین قدرتمندبودن، ناامید نبودن و فعال بودن، چنین تفکراتی هم داشتند. در صورتی که نقد این افکار را بسیار در کتب سنت گرایان مطالعه کرده بودم. به نظر خودم، چون اولین برخوردهایم با این عوالم مادی گرا و انسان مدارانه بود، فهمیدم که بسیار با تصوری که از آنها داشتم متفاوت بود. استاد بین این دو عالم گیر کردم. استاد شما راهنمایی دارید؟ فرض خود بنده این است که می تواند برای شناخت بهتر این عالم پذیرای موقت این افکار در درون خود باشم. به راهنمایی های مستدل و متنبهانه شما بسیار نیاز مندم. با سپاس فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۱۸۲ و در بحث «جامعیت توحید و ظهور یوم الفصل» که در این هفته در جلسه‌ی «سُها» عرض شد، باید جهانی بود ولی با هویت فطرت الهی. عقلی که جهانی می‌اندیشد، ارزشمند است. مشکل وقتی است که از «احسن التّقویمِ» خود به جهت ردّ به سوی «اسفل السافلین» غافل بمانیم. ولی اگر در عین آن‌که ما در «اسفل السافلین» قرار داده شده‌ایم عهدِ خود را با «احسن التقویم» پایدار بداریم، انسانی می‌شویم فرا انسانِ دیروز، و فرا انسانِ غرب‌زده؛ و این قصّه‌ی انسان اصیل این دوران است. موفق باشید


  • سلام: حضرات معصومین فنا فی الله و بقا بالله هستند، و یه خود نمی بینند و یک خدا بلکه هنگامی که به خود نظر می کنند خدایی می بینند که خود شده است، درست است؟ حال چگونه در این حال می کنند در حالی که دعا کردن یک خود می خواهد و یک مخاطب؟ وقتی امام سجاد می فرمایند «انا اقل الاقلین» لازمه اش اینست که یک خودی هست که کمترین کمترین هاست، چگونه این دو با هم جمع می شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هویتِ خود، احساسِ نیاز به حق را دارا هستند. در عین حال، متذکرند که: «هم دعا از تو، اجابت هم ز تو». موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد عزیز، با توجه به پاسخ شما به پرسش ۲۶۰۵۲ یک مطلبی به ذهنم رسید. در همین باره به نظرم ارتباط عجیبی بین پاسخ شما با آیات سوره های شمس و ضحی دیدم. اینکه در شرایط سختی که مردم گمان می برند خداوند پیامبرش را رها کرده یا ارتباط ایشان با حضرت حق قطع شده و افق آینده اسلام هم معلوم نیست، حضرت الله می فرماید: «و اما بنعمه ربک فحدث» یعنی شما در اوج همین سختی ها در نعمت اید .نظر کنید به طرح کلانی که بوسیله اسلام به وسعت جهان و جهانیان گشوده شده و راه اتصال به عالم قدس و متاله شدن محسوب میشه نظر کنید که خب در همین باره در سوره شمس هم داریم «خیر لک من الاولی» هرچند در روایات این خیر که می فرماید از اولی بهتر است را اشاره به رجعت می دانند و بر حسب ظاهر آینده دوری است اما بحث سر این است به نظرم که پرودگار و پیامبرش قصد دارند دید کلان به امت دهند تا بفهمند آنها وارد شده در طرح بزرگ تمدن سازی و انسان سازی مبتنی بر امر رب العالمین اند و لذا اگر این طرح بزرگ فهم شود، مردم هم با سعه روحی خواهند بود و کنار پیامبر و رهبر الهی برای تحقق آن افق صبر و تقوا پیشه می کنند. امیدوارم این نظر و عقیده در راستای همان راه و مسیر گشوده شده بوسیله آیات و روایات باشه. سلامت باشید التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. آری! انسان‌های بصیر اتفاقاً در دلِ همین حادثه‌های به ظاهر در حالِ سیطره، متوجه‌ی روح توحیدی در حالِ ظهور می‌شوند. موفق باشید


  • خداوند برای هر کدام از مخلوقات آفاقی، از ابتدا شرح وظایفی نهاده؛ مثلاً به بادها نهادینه شده تا ابرها رو از کرانه‌های اقیانوس به این سو و آن سو هدایت کنند و اقصی نقاط زمین را آبیاری کنند و یا کرات امر گردیده‌اند تا از ابتدای خلقت تا انتهای آن با فلان سرعت فلان مسیر را طی کنند و... - حال سؤالی مطرح شده که علی رغم تعیین شرح وظایف؛ آیا خداوند روزانه در کار اینگونه مخلوقات دخالت می‌کند؛ یا مداخله را و‌اگذاشته به روز بعث (معاد)؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ارتباط خدا با مخلوقات به صورت وجودی و تجلی‌گونه است و در این رابطه، عالم همواره در حالِ تجلی است و لذا نسبت خدا با عالم، با نسبت انسان با خدا ربط دارد و در همین رابطه قرآن می‌فرماید: «کلّ یومٍ هُو فی شأن» یعنی هر روز خدا به جلوه‌ای در صحنه است. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم: سوال اول: همانطورکه می دانید نفس و جان ما بعد از خواندن آراء مختلف یا خوردن غذای مسموم روحی دچار مسمومیت می شود گویی که این افکار در عمق ذهن ما لانه می کند و هر چقدر تلاش می کنیم خارج کنیم سخت است چه راهکاری برای درمان و اعتدال مزاج روحی و روانی ما پیشنعاد می کنید که از این حال و هوا در بیاییم و به زندگی طبیعی «قل انما انابشر مثلکم» دربیاییم؟
    سوال دوم: چرا مخالفان فلسفه یا حتی عرفان بعضی از آنها شاگردان حضرت آیت الله جوادی مثل احمدی یا شاگردان آیت الله حسن زاده هستند. مگر در کلاس درس چه نحوی به آنها تدریس می شود که این عزیزان که ماشاء الله خیل کثیری هم از آنها یا علامه هستند یا آیت الله و بحث خارج و گویا لقب علامه در این روزگار شبه نقل و نبات شده است سوای اینکه شاگردان علامه حسن زاده با علامه جوادی آملی باشند، این اتفاق میمونی در حوزه نیست و باعث گمراهی نسل جوان می شوند!؟
    سوال سوم: شناخت پروردگار اثبات اصل وجود خدا یقینی است یا ظنی، اگر علم کلام را ملاک قرار دهیم که هنوز در حدوثش و قدمش درمانده است اگر فلسفه را ملاک قرار دهیم که
    بر برهان علیتش و ضرورت علی و معلولی اش هزاران شبهه وارد کردند اگر عرفان را ملاک قرار دهیم که شهود و قابل اقامه برهان نیست. با این حساب ما بیچاره ها چه کنیم؟ شناخت ما یقینی است یاظنی؟ و ایمانی که بر اساس ظن است چه ایمانی از آب درمی آید؟
    سوال چهارم: اثبات خداوند برای جنابعالی یقینی برهانی است یا ظنی؟ سایر اعتقادات چی؟البته منظورم تفتیش عقاید نیست می خواهم بدانم در این شلم و شوربایی که مخالفین فلاسفه و عرفان و مادیگراها و مکاتب دیگر درست کرده اند امکان حصول یقین عقلی هست یا نه؟
    سوال پنجم: عزیزانی که مخالف فلسفه و عرفان هستند وقتی در بیوگرافی شان مطالعه می کنم نوشته شده فلانی متولد سال فلان متکلم، فیلسوف و فلان بهمان معاصر است که ...
    که درس فلسفه خود را نزد علامه طباطبایی یا علامه جوادی یا فلان آیت الله خوانده این خیلی باعث فشار روحی می شود که بله اینها به افساد فلسفه پی برده اند ولی استاد طاهرزاده و من و مریدان فلسفه از آنها بهتر می فهمیم واقعا پاسخ جواب چیست؟ تشکر یا علی مدد

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این موارد هر اندازه انسان خود را به امور متعالی مشغول کند از خیالاتِ واهی آزاد می‌گردد. در این مورد خوب است سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» زده شود. ۲. نمی‌دانم. شاید نتوانسته‌اند مطلب را درست بگیرند و با آن فکر کنند. ۳. ایمان به خدا فطری است و با تذکر انسان‌ها، آن‌ها متوجه‌ی توحید فطری خود می‌شوند به همان روش قرآنی.



    بقیه‌ی سوالات طلب‌تان باشد. چون از جواب سؤالات کاربران محترم باز می‌مانم و اساساً بنا بر این است مباحثی که در کتاب‌ها هست، مورد سؤال قرار گیرد. این نوع سؤالات نیاز به کتاب‌های مفصلی دارد که بحمداللّه در معرض مطالعه‌ی عزیزان هست. موفق باشید


  • با سلام:
    من می خواستم بدانم نیاز انسان به خدا در چه مواردی است؟ چه احتیاجی به خدا هست که باید امر و نهی او را رعایت کرد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق، ذاتی است سراسر رحمت و با رجوع به او قلب انسان محل تجلیات رحمت واسعه‌ی ربّ العالمین می‌شود و شریعت به عنوان امر و نهی الهی، راهِ رجوع به حضرت حق است. موفق باشید


  • با عرض سلام و خسته نباشید: استاد چگونه باید خدای حقیقی را یافت؟ تفاوت خدای حقیقی با خدای تصوری چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر رجوع به حضرت پروردگار، او خود به خود و به حکم تجلیِ ذاتی، خود را به شما می‌نمایاند. خطر آن‌جا است که هوس‌هایمان حاکم شود و از آن تجلیّات روی برگردانیم. موفق باشید