×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    نبوت، امامت، ولایت فقیه

  • سلام علیکم: عرض ادب. برای فهم عمیق موضوع ولایت فقیه و پاسخ به شبهات کنونی پیرامون آن چه کتبی رو توصیه می‌فرمایید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، در قسمت «مبانی حکومت دینی» که قسمت آخر کتاب می‌باشد، إن‌شاءاللّه به جواب سؤال‌تان خواهد رسید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    چرا اهل بیت با وجود علم غیبی که داشتند و ارتباط شان با عالم قدس، با وجود علم به مسموم بودن زهر یا غذایی که آن‌را می‌خوردند چرا از طریق امدادهای غیبی اگر در مذیقه برای خوردن زهر قرار می‌گرفتند، دشمن را دفع نمی‌کردند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن به صور مفصل تحت عنوان «علم امام» در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست شده‌است. می‌توانید به آن‌جا رجوع فرمایید. عمده آن است که متوجه باشیم اولیاء الهی سعی دارند در امور شخصی و تا آن‌جا که ممکن است در زندگی به طور عادی و با رعایت اسباب ظاهری زندگی کنند مگر آن‌جایی که خطر از بین رفتن دین در میان باشد لذا حتی حضرت ابا عبد الله علیه السلام از آن جهت که در کربلا شهادت ایشان موجب رونق دین می‌شد از قدرت غیبی استفاده نمی‌کنند. موفق باشید


  • با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات خدمت استاد. ما معتقدیم که انبیاء و ائمه هدی علیهم السلام از کودکی قرار بر نبوت و امامت آن ها بوده است؛ همانطور که عیسی در گهواره بر نبوت خویش گواهی داد و یوسف در کودکی آن خواب عجیب را دید. اما در قرآن کریم می خوانیم: «و آمن له لوط» این که لوط قبل از نبوت خویش کافر بوده است با عقاید ما شیعیان تناقض دارد. جواب این شبهه چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت حضرت لوط «علیه‌السلام» قبل از ارتباط با حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» در نبوتِ اجمالی خود به‌سر می‌بردند تا آن‌که مصداق آن را یافتند و آن اجمال به تفصیل درآمد، به همان معنایی که بعثت انبیاء به صورتی خاص و در زمانی خاص انجام می‌گیرد و امامت ائمه «علیهم‌السلام» بعد از رحلت و شهادت امام قبلی، به تفصیل و تعیّن درمی‌آید. موفق باشید  


  • سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده:
    سوالم در رابطه با ولی فقیه و رهبر انقلاب هستش. چرا رهبر انقلاب نسبت به مسئولیت های خود نزد مردم پاسخگو نیستن و همچنین ارگان های زیر نظر ایشان مثل سپاه و ارتش هیچ گاه پاسخگو نمی‌باشند. همچنین چرا رهبر انقلاب تا به حال مصاحبه ای انجام ندادن تا نسبت به مقام رهبری خودشان پاسخگو باشند خب این مسئله باعث دیکتاتوری نمیشه؟ لطفا شبهه من را پاسخ بدید چون خیلی فکرم رو درگیر کرده.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید جایگاه ولیّ فقیه، جایگاهی است که به عنوان یک متخصص در امور دین باید ابعاد دینیِ مسیر حرکت انقلاب و مردم را متذکر شود و تخصص ایشان در این امر است. مثل متخصص قلب، که وظیفه ی او هدایتِ مراجعین است در حفظ سلامت قلب‌شان، آن شخص باید در بین متخصصین قلب مشخص شود که کارآزموده است یا نه، که همان مجلس خبرگان است و مجلس خبرگان نیز کمیسیون‌ها و فراکسیون‌هایی دارد که حرکت رهبر و ارگان‌های زیر نظر ایشان را در نسبت با رهبری رصد می‌کند. این بحث را می توابید در کتاب مبانی نظری نبوت و امامت در فسمت حکومت دینی دنبال بفرمائید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید


  • با عرض سلام خدمت استاد: دین چیست و هدفش چیه و از چه بخشهایی تشکلیل شده؟ تعریف اصول و ضرورت اصول دین؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤالاتی است کلّی، که در قالب یک سؤال و جواب نمی‌گنجد. پیشنهاد می‌شود کتاب «چه نیازی به نبی» که بر روی سایت هست، را مطالعه فرمایید. موفق باشید


  • بسمه تعالی
    بازخوانی هویت دینی و ملی
    محضر شریف استاد
    سلام علیکم: تفاوت مقام واحدیت و احدیت در چیست؟ اینکه می‌گویند همه پیامبران در مقام واحدیت بوده اند و تنها پیامبر اسلام در مقام احدیت بوده اند به چه معناست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در مقام «احدیت» نظر به حضرت حق است در هویتی که اسماء حسنا غرق در آن مقام‌اند. ولی در مقام «واحدیت» مقامِ اسماء حسناست و نبوت رویهمرفته محلِ توجه به اسماء حسنای الهی یعنی مقام «واحدیت» است در عین آن‌که باطن نبوت که مقام اصلی نبوت است، مقام پیامبر خاتم «صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌باشد به اعتبارِ «النّهایات ترجعُ إلی البدایات» که بحث مفصل آن را در کتاب «مصباح‌الهدایه» حضرت امام می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز:
    حضرتعالی در مباحث تاریخ تحلیلی اسلام فرموده بودید که: یکی از علت های مخالفت با پیامبر این بود که ایشان می خواستند اختیارشان را از آنان سلب کنند و آنان را عبد خدا کنند. آیا می شود گفت علت مخالفت تمامی اقوامی که به سوی آن ها پیامبر فرستاده می شد همین بود؟
    اگر جوابتان مثبت است پس چرا آنان با وحدانیت و پرستش خدا مخالفت می کردند؛ یعنی بنده و برده خدا نمی شدند اما به جای بت ها خداوند را می پرستیدند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال وقتی نفس امّاره‌ی انسان، محور شود دیگر نمی‌تواند به خدایی دل بسپارد که مانعِ خداییِ نفس امّاره است. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد: تعدادی سوال داشتم در مورد دو موضوع:
    امام صادق علیه سلام:
    «اگر گروهی تنها خدا را بپرستند و برای او شریک نگیرند و نماز برپا داشته و
    زکات داده و حجّ خانۀ خدا را بجا آورند و ماه رمضان را روزه بگیرند، امّا دربارۀ یکی
    از افعال خداوند یا رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) چنین بگویند: ای کاش برخلاف
    آنچه انجام داده، رفتار می کرد یا همین فکر به ذهنشان خطور کند، مشرک می شوند.»
    و سپس این آیه را تلاوت فرمود: «پس سوگند به پروردگارت (اى پيغمبر) كه ايشان
    ايمان نمى آورند؛ تا زمانيكه در مشاجرات و خصومتهائى كه در ميانشان واقع
    گردد، تو را حَكم قرار داده و به تو رجوع كنند؛ و سپس از آنچه كه تو به نظر خودت
    در ميان آنها حكم كردى و قضاوت نمودى، ابداً ناراحتى و حرجى در خود احساس
    ننمايند و گرفتگى را در خود نيابند؛ و به آخرين درجه از تسليم، تسليم امر و نظر تو
    باشند.»؛ پس از آن امام صادق (علیه السّلام) فرمود: تسلیم باشید.»
    برشی از کتاب کیمیای سعادت در پرتو رفیق:
    ارجاع دادن استاد به رفیق، بخاطر خوف از هلاکت شاگرد
    در اینجا تذکّر این مطلب بسیار مهم است که گاهی منشأ ارجاع دادن استاد به
    رفیق، بازگشتش به عدم استعداد برای قبول حق از طرف شاگرد است. یعنی اگر استاد بخواهد مستقیماً مطلبی را به شاگرد تذکّر بدهد، ممکن است شاگرد بواسطۀ عدم تحمّل شانه خالی کند و خدای ناکرده در مقام تعارض با استاد قرار گیرد؛ چه اینکه این اعتراض را به زبان بیاورد و زبان به اعتراض باز کند و یا اینکه در قلب خود نگه دارد. در هر دو صورت، چون این تعارض و تقابل با مقام ولایت صورت می پذیرد، فرد بسیار ضربه می خورد و به هلاکت می افتد و ساقط می شود.
    ۱. استاد از مطالب گفته شده برداشت میشه که ما باید از دستورات صاحبان ولایت (خدا و پیغمبر و اهل بیت و رهبری و اولیا الله) در عمل اطاعت کنیم و نارضایتی قلبی نداشته باشیم که این ساده نیست ما شاید بتوانیم در عمل تابع آنها باشیم ولی اینکه از دستورات آنها حتی ناراحت هم نشویم یا نارضایتی درونی هم نداشته باشیم خلیی سخت است چرا که ناراحتی که امر قلبی است در دست ما نیست. یا اینکه رضایت کامل به قضا الهی داشته باشیم و در مصیبت ها ناراحت از اراده و قضای الهی نباشیم و اینکه در متن های بالا گفته شده که حتی خطور نارضایتی در ذهن مساوی با شرک است و تعارض و تقابل با مقام ولایت است و موجب هلاکت می شود
    بیشتر افراد که در مقام تسلیم و رضا قرار ندارند چطور بدین شکل باشند؟
    ۲. استاد در کتاب معاد فرمودید که اگر در دنیا شخص دارای سمت و سوی الهی باشد و در مسیر حقیقت بوده باشد بعد از مرگ در عالم برزخ و قیامت با طی عوالم و منازل با کنار رفتن تعلقات و حجاب ها در نهایت به لقا الله می رسد آیا برای همه ی انسان هایی که مومن هستند و سمت و سوی الهی دارند جنت لقا و فنی در ذات احدیت در نهایت میسر می شود؟ در پناه حق باشید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی پذیرفتیم حضرت حق عین حکمت عمل می‌کند و اولیای معصوم «علیهم‌السلام» مظهر حکم خدایند؛ عقلاً جایی برای اعتراض درونی نمی‌ماند هرچند از نظر احساس و عاطفه ممکن است ناراحت باشیم و همین اندازه که عقل، انکارِ حکمت الهی را نمی‌کند برای توحید و عدم شرک کافی است. ۲. به اندازه‌ای که انسان‌ها به حقّ رجوع داشته باشند با جلوات انوار الهی در مظاهر مختلف روبه‌رو می‌شوند. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    یکی از شبهاتی که از سوی برخی از روشنفکران معاصر مطرح شده این است که: در عصر خاتمیت قوه عقلانیت انسان به مرحلۀ بلوغ رسیده و از حالت بالقوه به حالت بالفعل درآمده است، از این رو، انسان می تواند با بکارگیری عقل خود بعنوان جایگزینی برای سایر منابع شناخت دینی از جمله نقل، به سعادت نایل شود. در پاسخ و تبیین این مطلب چه نکاتی را باید متذکر شد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل‌ها در آن زمان با رجوعِ بهتر به وَحی الهی و امامِ حیّ و ظاهر، رشد می‌کند. مثل رشد سیاسی که مردم ما نسبت به مردم جهان در راستای رجوع به ولیّ فقیه دارا شده‌اند. موفق باشید


  • سلام وقت بخیر خدمت استاد گرامی:
    یکی از کاربران در کانال لب المیزان در مورد شهاب سنگ پرسید بود در پاسخ شما فرمودید ستاره دنباله دار طارق، مسند شما چیست در صورتی که شبکه خبر در ایران و خارج از ایران شهاب سنگ اعلام می کنند. اطلاعات در مورد ستاره طارق را از کدوم منبع معتبر مطالعه کنم. این نشانه ظهور است و اینکه در همه ادیان منتظر منجی هستند چرا در قرآن اسم حضرت مهدی را ذکر نگردیده؟
    سپاسگزارم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شهاب‌سنگ، یک بحث علمی است که در جای خودش علت آن بحث شده است. ۲. ستاره‌ مبحث دیگری است که ربط به حضور حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ندارد. ۳. در مورد بحث علت نام‌نبردنِ ائمه «علیهم‌السلام» در قرآن، بحثِ سومی است که در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت است، می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب خدمت استاد:
    قصد داشتم رذایل اخلاقی خود را مانند ترس، خجالت، عدم اعتماد بنفس و غیره را در خود از بین ببرم که با مباحث شما آشنا شدم و حالا حدود دو سال و نیم است مباحث شما را دنبال می‌کنم و کتابهای ادب خیال عقل و قلب، جوان و انتخاب بزرگ، آشتی با خدا، ده نکته از معرفت نفس، خویشتن پنهان، برهان صدیقین و حالا هم کتاب معاد بازگشت به جدیترین زندگی را مطالعه می کنم. در حین مطالعات و روشن شدن بعضی مسائل خواستم به دانسته‌هایم عمل کنم و به اندازه ای به خدا نزدیک شوم و رذايل اخلاقیم را بر طرف کنم ولی هر بار یک شبهه و مسئله پیش می آید و انگیزه و اراده ام برای کار از بین می‌رود. بعد کلی وقت می گذارم شبهه و مسئله حل می شود دوباره یک شبهه و مسئله دیگر، و در دل آن شبهه یک شبهه و مسئله دیگر پیدا می شود و حالتی پیدا کرده‌ام که برای یک موضوع اینقدر شبهه و مسئله ایجاد می‌شود یا ایجاد می کنم که خود را به زمین می زنم و انگیزه و اراده ام برای کار از بین می‌رود. و کارهای عبادی که قبلاً انجام می دادم دیگر انگیزه‌ام برای آنها کم می‌شود و همچنین اعتقاداتم به قرآن و پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیه‌السلام و تقریباً تا از نظر عقلی قانع نشوم شور و انگیزه‌ای ندارم. اين حالت قرار است تا کی ادامه پیدا کند؟ اصلاً بعضی وقتها می گویم چه می شد مثل بعضی ها بودم که خیلی مسلط به مسائل از نظر عقلی نیستند ولی از نظر اعتقادی و اخلاقی خیلی عالی هستند. باید از کجا شروع کنم آیا کتاب محضرات آیت الله سبحانی خوب است؟ مشکل از کجا است؟ لطفاً راهنمایی کنید. خیلی شرمنده که طولانی شد. با تشکر. لطفاً در سایت یا به ایمیلم جواب بدهید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: این حالت بد نیست بگذارید در عبور از چنین شبهات، فربه و فربه‌تر شوید. ثانیاً: کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را که بر روی سایت هست اگر دنبال کنید، دمِ دست‌تر به جواب‌هایتان إن‌شاءاللّه می‌رسید. ثالثاً: به متن جلسه‌ی ۶ از «مناجات التائبین» تحت عنوان «با دعا در آغوش خدا» که در کانال «مطالب ویژه» به آدرسhttps://eitaa.com/hasannazari110 هست رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام علیکم: طبق این نکته که زمین هیچگاه از خلیفه خدا خالی نیست می خواستم بدونم بعد از زمان حضرت عیسی علیه السلام تا زمانی که پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله آمدن چندین سال فاصله زمانی بود، آیا در این بازه زمانی حجت خدا نبود و زمین از حجت خدا خالی بود؟!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اوصیاء و نایبان هر پیامبری در تاریخ، حجج الهی در آن تاریخ محسوب می‌شوند. موفق باشید


  • با سلام: استاد عزیز خواستم در موردی راهنمایی بفرمایید.
    اینکه در آیات قرآن کریم داریم که قبل از قیامت شهری نیست مگر اینکه هلاک یا عذاب شدید شوند و این در کتاب قوانین الهی است و اینکه داریم خداوند شهری را هلاک نکند مگر اینکه قبل آن با ارسال رسول با مردم اتمام حجت کند، در ذهنم اینگونه بود که رسول، حتما نبی است. حال با توجه به ظهور امام زمان (عج) و اتمام حجت در آینده تاریخ، خواستم لطف بفرمایید که در مورد آن قسمت اول و ارسال نبی رسول و اینکه امام زمان (عج)، امام هستند راهنمایی بفرمایید که آیا این رسول و امام فقط یک مصداق در کلمات متفاوت است؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باطن نبوت و امامت، ولایت است و ولایت به معنای قرب بی‌واسطه با حضرت حق می‌باشد. موفق باشید


  • درباره عصمت جایگاه امامت در ولی فقیه:
    دلیل عقلی‌ای که بر اثبات امامت پیامبر (ص) و ائمه (ع) آوردیم مربوط به جایگاه است نه شخص زیرا احکام عقلی احکامی کلی هستند. به تعبیر دیگر دلیل عقلی ما اثبات می‌کند که هر شخصی در این جایگاه قرار گرفته باشد باید معصوم باشد. البته ائمه غیر از شأن حکومتداری شأن مرجعیت علمی (بیان احکام) و شأن هدایت معنوی را نیز دارای هستند. بنابراین عصمت ائمه بالاترین مرتبه عصمت است. زیرا عصمت می‌تواند در اعمال ظاهری و یا عصمت در اعمال قلبی و روحی و ... مطرح شود. حال اگر عصمت مخصوص جایگاه و نه شخص ائمه است و ولی فقیه دقیقاً همان جایگاه معصوم را در امر حکومتداری دارد، بنابراین عصمت در ولی فقیه شبیه عصمت در امام است هر چند عصمت امام در بالاترین مرتبه از عصمت باشد. به تعبیر دیگر اگر مردم در زمان ما حکومتداری ولی خدا را پذیرفته باشند پس خداوند باید حاکم صالح را به مردم بدهد و اگر ندهد مردم در این زمینه هدایت نمی شوند و با لطف الهی ناسازگار است. آیا می توان گفت عصمت ولی فقیه مرتبه ای از مراتب عصمت امام بوده و در حقیقت عصمت از ملکه عصمت در انسان ناشی شده که همان ملکه تقوا و معنویت است که مرتبه نازله تقوا و معنویت امام است؟
    نتیجه این بحث آن است که اگر انتقاد به شخص معصوم کار خطایی است زیرا معصوم امکان ندارد خطا کند پس انتقاد به ولی فقیه نیز خطاست. انتقاد به امام در واقع انتقاد به جایگاه هدایت کننده از طرف خداست که معصومانه است هر چند شخصی که در آن قرار گرفته جزو ائمه نباشد. البته جای انتقاد به ولی الهی همیشه در جامعه اسلامی باز است. نه به این خاطر که انتقاد وارد است و باید اصلاح شود، بلکه بدین خاطر که مردم آزاد باشند تا خودشان متوجه خطای خود بشوند و رشد کنند. به هر حال اگر ولی فقیه (به عنوان یکی از شئون امام معصوم) معصوم نباشد استدلال ما برای اثبات عصمت امام نیز منتفی می شود.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عصمت ائمه «علیهم‌السلام» به صراحتِ آیه‌ی ۳۳ سوره‌ی احزاب، تکوینی است که بحث آن در المیزان به‌خوبی آمده است و ولیّ فقیه به حکمِ روایتی که می‌فرماید:



    «إِنَّ‌ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده‌اي از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سينه‌ي او را گشاده مي‌گرداند. تا در مديريت خود کوچک‌ترين لغزشي نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ» در نتيجه آنچنان توانا مي‌شود که در جواب‌گويي به هيچ نيازي در نمي‌ماند و غير از صواب از او نخواهي يافت و به خوبي مصلحت مردم را در نظر مي‌گيرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ»[1] پس او در کار خود موفق و محکم و مورد تأييد الهي است.



    مطابق روایت فوق، ولیّ فقیه مؤیّد به تأییداتِ الهی است. ولی به هر حال خودِ او متوجه است که آن نوع عصمت که ائمه دارا هستند و به صراحت ادعا می‌کنند؛ را ندارد. و به همین جهت در بستر سیره‌ی معصومین عمل می‌کند و بدین لحاظ از آن نوع خطرات و اشتباهات که به معنای انحراف است، در امان هستند. موفق باشید



     





    [1] - تحف العقول،ص ۴۴۳


  • سلام و عرض ادب:
    بر طبق حدیث امام صادق (ع)، نهایت عبودیت، ربوبیت می شود. آیا دو مفهموم عبودیت و ربوبیت کاملا متضاد با یکدیگر نمی باشد، پس چگونه است که انسان می تواند با عبودیت به مقام (ربوبیت) برسد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل وجود مقدس پیامبر خدا و ائمه‌ی هدی «علیهم‌السلام» که اراده‌ی آن‌ها برای تحقق آنچه می‌خواهند کافی است و به یک معنا عبودیت آن‌ها منجر به نوعی ربوبیت شده، کاری که حضرت امام روح اللّه «رضوان اللّه‌تعالی‌علیه» در مقابل استکبار انجام دادند و به قول خودشان زلزله‌ای در اردوگاه آن‌ها به‌وجود آوردند. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    در یادداشت علی (ع) و تعیین نبا عظیم تاریخی، فرمودید انسان با نظر به «بودن»اش، حقیقت را در بستر تقدیرِ تاریخ احساس می‌کند، از آن جهت که «حقیقت» در افق زمان و تاریخ، در شخصیتی متعین فهمیده می‌شود و انسان اصیل در عین آن‌که یک فرد است، به وسعت هستی است و در عین آن‌که متناهی است، مطلق است به جهت مقام فهم «وجود و بودن» خویش. این انسان از حیث وجودش سر و کارش از یک طرف با وجودِ خویش است و از طرف دیگر با تمام عالم وجود سر و کار و رابطه دارد. آیا این مطلب حضرتعالی همان نکته ای است که این چنین در کتاب شرح زیارت آل یس متذکر آن شده اید و نشانگر همان ارتباط با انسان کامل بعنوان اصل انسانیت و تجلی عینی انسان کامل هم چنین لزوم الفت با او را دارد، است: «همه ما انسانيم، اما هيچ كدام انسان كامل نيستيم. پس بايد انسانيت ما به انسان كامل يا عين انسان برگردد. بنابراين عين انسان هميشه در عالم هست كه ما مي توانيم از جهت انسانيت از او نور بگيريم و در راستای انسانيت رشد كنيم، و عنايت داشته باشيد حقيقت انسان يا انسان كامل، حقيقتی است فوق جسم و مكان و زمان. زن ها و مردها همه انسان اند، ولی قطب جان همه انسان ها امام زمان (عج) است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً درست تطبیق فرموده‌اید. در بحث اخیر، نظر به جایگاه انسانِ کامل در هستی شده است و در آن بحث، نظر به نسبتِ ما با انسان کامل مطرح است. موفق باشید


  • با سلام:
    استاد عزیز۱. آیا می توانیم سنت های ثابت الهی را همچون اخلاق خداوند در نظر بگیریم؟ آیا ما اجازه تصور داشتن اخلاق را برای خداوند داریم یا خیر؟
    ۲. با توجه به اینکه پیامبر مکرم اسلام (ص) آخرین پیامبر هستند، و نبوت پایان میابد، اما ما خدایی داریم که پایانی ندارد و سنت ثابت کمک به مومنین و برچیدن ریشه فساد را از زمین دارد. پس این سنت ادامه دارد، آیا ما امام زمان (عج) را در زمان ظهور رسول حق می دانیم؟
    ۳. آیا نقش رهبر معظم انقلاب را می توانیم نذیر بدانیم؟ یا خیر نذیر را خداوند باید ارسال کنند؟
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چه اشکال دارد؟ مگر نداریم که پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» فرمودند: «تَخَلَّقُوا بِاَخْلاقِ اللّه» ۲. نبوت ختم شده، ولی ولایت الهی همچنان در اولیاء الهی ادامه دارد ۳. چرا که نه؟! مگر مقام معظم رهبری ادعای استقلال از شریعت پیامبر دارند؟ موفق باشید


  • با سلام استاد عزیز:
    اگر لطف بفرمایید ۱. وجه تمایز بین نبی و رسول را بفرمایید؟ ۲. و اینکه در سوال قبلی فرمودید که رسول سخن خدا را مستقیم یا غیر مستقیم به خدا می رساند؟ منظور از غیر مستقیم چیست؟ ۳. طبق سوال دوم آیا رسول می تواند پیامبر نباشد. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در روایت داریم که نبیّ سخن خدا را می‌گیرد، ولی مأمور ابلاغ به بقیه نیست. ولی چنانچه آن نبیّ، رسول هم باشد مأمورِ رساندن سخنان خدا به مردم نیز می‌باشد. به همین جهت قرآن در وصف بعضی از پیامبران مثل حضرت موسی «علیه‌السلام» می‌فرماید: «وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَىٰ ۚ إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا» ولی در مورد مثلاً حضرت یحیی می‌فرماید: وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحينَ (۳۹/ آل‌عمران). ۲. منظورِ رسول، در جمله‌های عرفانی مثل آن‌که می‌گوییم فلانی که آن تذکر را به ما داد، خدا فرستاده بود. این غیر از بحثی است که در نکته‌ی قبل مطرح شد. ۳. نه. رسولی که منظور در قسمت اول مطرح شد، حتماً نبیّ است. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    با مطالعه کتاب جذاب و راهگشای شما یعنی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» یک سوال و مطلبی برایم ایجاد شد. اینکه آیا می شود گفت جمیع انبیاء و اولیاء الهی در صدد هستند تا انتخاب های بشر را رشد دهند و به او کمک کنند تا دست به انتخاب عمیق و با طراوات و در شان خود بزند زیرا انتخاب و هدف هر فرد بایستی متناسب با ظرفیت و سرمایه او باشد و انسان بعنوان اشرف مخلوقات و خلیفه الله و با وجود این میزان استعداد و سرمایه، باید هدفی در تراز این سرمایه ها و استعدادها و نعمت های مخصوص داشته باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه؟ مگر جز این است که هویت هر انسانی در انتخاب‌های او شکل می‌گیرد؟ موفق باشید


  • سلام علیکم:
    پاسخ هایی درباره شبهه دور که ذیل بحث ولایت فقیه مطرح می شود (رهبری شورای نگهبان را منصوب می کند، شورای نگهبان صلاحیت خبرگان را تایید می کنند، خبرگان رهبر را نصب می کنند) شنیده ام اما تا حدودی به نظرم در این پاسخ ها آن نکته بایسته پاسخ به این پرسش و شبهه است وجود نداشت. حضرتعالی بعنوان پژوهشگر و متخصص و صاحب فکر در باب انقلاب اسلامی، پاسخ تان به این شبهه دور چیست؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلا نیز عرض شد که دور، به این معنا است که مثلا «الف»، «ب» را به وجود آورد و «ب»، «الف» را و این باطل است زیرا به اصطلاح موجب تقدم شیء بر خودش می‌شود در حالی که از‌آن جهت که شورای نگهبان اجتهاد افراد را جهت انتخاب رهبر تعیین می‌کنند، غیر از جهتی است که افراد با نظر خود رهبر را انتخاب می‌نمایند. موفق باشید


  • سلام استاد:
    می خواستم ازتون لطف کنید. تاثیر امام شناسی رو در انسان شناسی و انسان سازی توضیح بدین
    اگه کتابی هم که فکر می کنید برای این موضوع مفیده ممنون میشم معرفی کنید. تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: امام معصوم، صورت متعالی و بالفعلِ انسان‌اند و هر اندازه به ابعاد شخصیتیِ آن عزیزان بیشتر آشنا شویم، به وجوهی که باید در خود شکل دهیم، بیشتر نزدیک می‌شویم. کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت» که بر روی سایت هست و مجموعه‌ی کتاب‌های «امام شناسی» آیت اللّه حسینی تهرانی و کتاب «شرح دعای ندبه» که بر روی سایت هست، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    آیا می توانیم و درست است که ولی فقیه را نقد کنیم و نظر بدهیم که با تصمیم بخصوص از ایشان یا عملکرد ایشان بصورت عمومی، انتقاد یا مخالفت هم داریم یا این امر مستلزم این است که حتماً خودمان یک اسلام شناس خبره باشیم که بر امور شرع آگاه باشیم؟ اگر حتماً باید یک اسلام شناس متخصص مثل خبرگان رهبری بود تا بشود رهبری را نقد و بررسی کرد، آیا این مسئله پیش نمی آید که ما آنقدر اسلام شناسی قوی نداریم که رهبری را نقد و بررسی کنیم چگونه پس می خواهیم خبرگان و ناظران بر او را انتخاب کنیم وقتی آنها باید اسلام شناس باشند و ما هم در اسلام شناسی آنچنان تخصص نداریم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به ملاک‌هایی که از قرآن و روایت‌ها و سیره‌ی معصومین داریم؛ باید اعمال ولیّ فقیه را ارزیابی کرد زیرا خود ولیّ فقیه هم بر مبنای آن ملاک‌ها راهنماییِ جامعه را به عهده دارند و نه بر اساس سلیقه‌های خود، و به این جهت کار سختی نیست که از خبرگان برنیاید. موفق باشید 


  • با سلام خدمت استاد گرانقدر:
    در ابتدا جا داره از وقتی که در اختیار ما قرار می دهید کمال تشکر را داشته باشم و از خدا طول عمر با برکت شما را خواستار باشم. ان شاءالله. سوال بنده این هست که قبلا از شما پرسیده بودم و راهنمایی فرموده بودید که کتاب های اصول عقاید را مطالعه باید کرد، اما اینقدر در این زمینه کتاب از اساتید گرامی هست که خواستم شما راهنمایی بفرمایید. کدام بهتر من را در این زمینه کمک می کند؟ باتشکر فراوان

    سلام علیکم: با توجه به آن‌که بنده جمع‌بندی‌هایی نسبت به اصول عقاید داشته‌ام، پیشنهاد مطالعه‌ی جزوات «معارف ۱ و ۲» و کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را در این رابطه که بر روی سایت هست، می‌شود. موفق باشید 


  • سلام علیکم: وقت تون بخیر. استاد یک سوالی داشتم، حاج آقا معمار منتظرین در تفسیر قرآن، در خصوص بحث اولی الامر معتقدند که ولی امر فقط و فقط به معصوم اطلاق میشه و نباید کس دیگر رو با این عنوان نامید، مثلا نباید رهبری رو بگیم ولی امر مسلمین جهان. در واقع ولی امر با اون مختصات خودش فقط برای معصوم هست و لاغیر. نظر شما چیه ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف ایشان از نظر ادبیات قرآنی، حرف درستی است. إلا این‌که بگوییم آن‌هایی که عنوان «اولی‌الأمر» به حضرت آقا می‌دهند، از نظر معنایِ کلمه منظور خود را دنبال می‌کنند یعنی کسی که امور مسلمین را به عهده گرفته است. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر. یک روحانی تفاوت بین نبوت و رسالت رو اینطور تعبیر می کرد که نبوت به جنبه ارتباط با عالم غیب و رسالت جنبه ارتباط او با مردم اشاره دارد. به نظرتون درسته؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باطنِ نبوت و رسالت که ولایت است، وجه و جنبه‌ی ارتباطِ نبیّ با عالم غیب است، وگرنه نبوت و رسالت هر دو وجهِ نظر به خلق از طریق پیامبر می‌باشد. موفق باشید