×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    معاد، قیامت

  • سلام خدمت استاد عزیزم:
    ۱. دقیق و عمیق بفرمایید، که چرا تحقق «عدالت اجتماعی» هدف متوسط حکومت اسلامی است، در واقع مقدمه ی «قرب الهی» است؟ عدالت چه زمینه ی را برای مردم جهت قرب فراهم می کند؟
    ۲. مقصود از آن همه فضیلت و عظمت علم در کلام معصوم (علیهم سلام)، آیا معارف اسلامی و الهی است یا شامل تمام علوم می گردد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عدالت موجب ایجاد شرایطی می‌شود تا انسان‌ها آن‌چنان دغدغه‌ی مایحتاج زندگی‌شان بر آن‌ها غلبه نکند و از سایر کمالاتی که باید کسب کنند، غافل بمانند. ۲. در متون دینی عموماً وقتی بحث «علم» می‌شود منظور علمِ به مبداء و معاد و معرفت نفس است و سایر علوم را تحت عنوان «فضل» نام می‌برند. موفق باشید


  • سلام علیکم خدمت استاد:
    سوالات و شبهاتم راجع به عدل الهی، تمامی ندارد به طوری که روز به روز محبتم نسبت به خدا کمتر می شود. اگر امکان دارد مرا به جایی ارجاع ندهید و اگر جوابی دارید خودتان مستقیما جواب بدهید؛ البته این درخواست به دلیل تنبلی ام در رجوع نیست بلکه به خاطر این است که آن ارجاعات شما جوابگوی حقیر نیست. صوت های «عدل الهی» و «قضا و قدر» و صوت های «پوچی و اضطراب برای چه؟» و «برای چه خدا ما را خلق کرد؟» را کامل گوش کرده‌ام؛ همچنین جزوه و مباخث جبر و اختیار را هم مطالعه کرده ام ولی قانع نشدم. در تمام کتابها و مقالاتی که راجع به عدل الهی نوشته شده و در تمام صوت هایی که از شما گوش کرده ام، بحث فلسفه‌ی خلقت و ضرورت خلقت مطرح شده؛ در صورتی که شبهاتی که ما جوان را حیران و آشفته کرده، چیزهای دیگری است و آن بحثِ «چگونگی خلقت» است:
    ۱. شما می فرمایید که خداوند، حکیم است و حکمت، همان رعایت کردن رجحان هاست و حکیمی که می تواند بیافریند و می تواند نیافریند، می آفریند چون آفرینش رجحان دارد و ارزش در وجود است و خلقت، نه در نیستی و عدم. و اینکه نیافریدن برای خدایی که فیاض است، بخل است و خداوند هم بخیل نیست‌.
    تا این جا درست، ولی:
    چرا باید بار مسئولیت و سختی ها و رنج های انسانیت را بر دوش من بگذارد؛ او می توانست مرا یک فرشته خلق کند یا یک کبوتر، در این صورت دیگر این بار کمر شکن و این سختی ها بر دوشم نبود و چیزی هم از فیاض بودن و خالق بودن خدا کم نمی شد. خواهشاً بحث کمال را مطرح نکنید که گول زدن ما جوانان بی چاره است! کمالی که باید قبلش هزاران بلا و سختی و مکافات بکشی، دیگر کمال نیست بلکه عین عذاب است! اختیاری که ما را سرگردان و حیران کند و در آخر به عذاب قبر و جهنم بکشاند از صد تا جبر هم بدتر است.
    ما را جبر هم که شده سر به راه کن
    خیری ندیده ایم از این اختیار ها
    اگر خیلی ارحم الراحمین است و خلاصه خیلی ادعایش می شود، پس چرا ما را مستقیم به بهشت نبرد؟ آیا چیزی از خدا بودنش کم می شد؟ چیزی از خالق بودنش کم می شد؟ چیزی از فیاض بودنش کم می شد؟ چیزی از حکیم بودنش کم می شد؟ چرا ما را در این دنیا خلق کرد تا اینهمه سختی و رنج بکشیم؟ من بهشتی را که با سختی ها و رنج ها و بدبختی ها باید به دست آورم، نمی خواهم! همان جهنم برایم بهتر است تا اینکه دلخوش کنم که خدا کریم است در این ‌دنیا سختی و ذلت بکش و آن دنیا برو بهشت و از این حرفها. من این بهشت و این انسانیت خفت بار را نمی خواهم. احساس می کنم که مثل خداوند با خلقت انسان، مثل همان انسانی است که پرنده ای را در قفس می کند و جلویش هم گاهی آب و دانی می ریزد تا از دیدن آن لذت ببرد.
    ۲. خدایی که می داند این بنده ای که دارد خلقش می کند، عاقبتش جهنم است پس چرا او را خلق می کند اگر ادعا می کند که خیلی رحمن و رحیم است؟ خدا این همه دردسر به بشر داده تا خودش را ثابت کند و الا چرا باید بشری را خلق کند که خودش می داند ظلم ها به یکدیگر می کنند و اینهمه کشت و کشتار و این همه بدبختی و فقر و این همه خون و خون ریزی.
    ۳. چرا خداوند، عذابش برای ظالمان فقط مختص پیشینیان است؟ فرعون، قوم عاد و ثمود و لوط و... این همه ظلم های بزرگی که دارد صورت می گیرد از کودک کشی در یمن گرفته تا آتش زدن مسلمانان میانمار، آیا برای خدا کافی نیست تا عذابش را بر ظالمان نازل کند؟ می دانم جوابتان چیست! لابد می خواهید مثل همیشه پای انقلاب اسلامی را وسط بکشید و بگویید که عذاب خدا برای ظالمان، همین انقلاب اسلامی است! یا شاید می خواهید بگویید که آن ظالمان و مستکبرین عالم، بیایند و سیر مطالعاتی شما را بخواند و یا تفسیر المیزان بخوانند و معرفت النفس را شروع کنند! ظاهراً در آخرالزمان همه چیز وارونه گشته حتی سنت های الهی که از آن دم می زنید! چرا خدا به جای اینکه عذابش را بر عربستان کودک کش و یا بر نجومی بگیران و دزدان دولتی نازل کند، عذابش را بر مردم کرمانشاه و کپر نشینان سیستان نازل کرده است؟!
    ۴. در روایت هست که: «اگر شما گناه نمی کردید خداوند قومی را می آفرید تا گناه کنند و او ببخشاید» اگر گناه کردن ما موجب ظاهر شدن اسم غفار و اسم ستار خداست پس دیگر چرا ما گناه نکنیم؟
    ۵. اختیار در جایی حکمت است که راه حق از باطل روشن باشد ولی شواهد نشان می دهد که تاریک ترین راه، راه دینداری است که انسان را به حیرت وا می دارد سپس به ناکجاآباد می کشاند. راه حقی که تاریک باشد و پر از شبهه ها، چه به درد من می خورد. لابد باید سیر مطالعاتی سایت را شروع کنیم! روزگار آشفته‌ی جهان نشان می‌دهد دهد که خداوند، جهان را به حال خودش رها کرده است! این همه فقیر و گرسنه در جهان است آن وقت شما کتاب جایگاه رزق انسان در هستی می نویسی!
    ۶. مگر خدا با انسان دشمنی دارد که می گوید: و لو شئنا لاتینا کل نفس هداها ولکن حق القول منی لاملان جهنم من الجنة و الناس اجمعین!
    ۷. انسانی که قوه‌ی شهوت و غضب در او هست، چرا خداوند باید قوانین هستی را طوری بچیند که با کوچکترین غفلت، یک عمر پشیمانی به بار آید مثل تصادفات رانندگی؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شما که تا این‌جاها فکر کرده‌اید خوب است که نسبت به «امکان» که هر موجودی در ذات خود دارد فکر کنید و تحقق آن امکان که به خود انسان مربوط است. خداوند کسی را فرشته یا کبوتر نکرده است، بلکه ذات هرکس امکانِ انسان‌شدن یا فرشته‌شدن یا کبوترشدن است. خداوند به آن امکان، وجود می‌دهد. پس اگر ما را آن‌طور که شما می‌گویید از همان ابتدا به بهشت ببرد، در واقع جواب امکانِ ما را نداده است و ما را به بهشت نبرده. تنها با به فعلیت‌رسیدنِ امکانِ ما، ما به نتیجه‌ای که مربوط به خود ما است می‌رسیم.



    ۲. خداوند طلبِ ذاتی مخلوق را به او می‌دهد و بهشتی‌شدن و جهنمی‌شدن به عهده‌ی خود اوست که چگونه آن امکان و بالقوه‌گی را جهت دهد.



    ۳. به این نکته فکر کنید که همه‌ی مظلومان عالم اگر بدانند با این ظلم‌ها که می‌کشند، عملاً عامل دفع ظالم می‌گردند؛ آیا خود را سربازی نمی‌یابند که در جنگ به ظالم قرار گرفته باشند؟ آیا کودکانی که توسط فرعون کشته شدند عملاً سربازانی نبودند تا فرعونیت فرعون را نمایان کنند و انگیزه‌ی مبارزه‌ی بنی‌اسرائیل با او را به میان آورند؟ علی اصغر «علیه‌السلام» به همان اندازه برای نهضت کربلا نقش آفرین نبود؟ آیا آن جناب ضرر کردند که در کودکی مظلومانه شهید شدند؟ البته این موضوع، بحثِ مفصلی را می‌طلبد که جناب ابن‌عربی در فصّ «موسوی» فصوص الحکم به میان آورده است. ولی همین اندازه هم خوب است که در مورد این نکته فکر کنید.



    ۴. شاید با طرح روایت مذکور، خواسته‌اند متذکر این امر باشند که ما با گناه‌کردن مأیوس نشویم و با توبه به اسمِ غفّار حضرت ربّ العالمین رجوع داشته باشیم، وگرنه همه‌ی دین برای دوری از گناه است.



    5- با آن‌همه آشفتگی که در این عالم هست، آیا اگر مسیر دینداری طی شود، در این عالم مأواهای متنوعی نیست که ما در آن قرار گیریم؟ امروز صبح بر سر مزار شهید مدافع حرم جناب جواد محمدی در گلزار شهدای دینان به همین فکر می‌کردم که چه اندازه مأواهای متنوعی خداوند در مقابل ما گشوده است. شهید محمدی‌ها در حیات خود همه‌ی تلاششان این بود تا متذکر حقیقتی شوند که در عالم گشوده شده است و به همین مسرور بودند که انسان‌ها را با آن حقیقت آشنا کنند. و عجیب است که با زائرِ مزارِ خود همان کار را می‌کنند که در حیات خود انجام می‌دادند. آیا این شهداء از این‌که چنین مأوایی برای انسان‌ها هستند، مسرور نمی‌باشند؟ و مثل همان زمان که در دنیا با هدایت انسان‌ها دلشاد بودند، با این نوع مأواشدن دلشاد نیستند؟



    6- حضرت حق می‌فرماید این‌طور نیست که چیزی بر من حاکم باشد ولکن حقیقی‌ترین سنت آن است که با نظر به ابعاد منفیِ انسان‌ها، جهنم را با چنین انسان‌هایی سرریز کنم زیرا خواست خدا، خواستِ حکیمانه است و در راستای همان حکمت تصمیم می‌گیرد و عمل می‌کند.



    7- به نظر بنده این‌طور نیست که خداوند با کوچک‌ترین غفلت همه‌چیز را تمام نماید. در تصادفات هم به این فکر کنید که تقدیر طرف او را به این‌جا کشانده است و زندگی او به انتها رسیده است. موفق باشید 


  • با عرض سلام خدمت استاد گرامی: ابتدا عرض کنم زندگی من به دو بخش آشنایی با آثار شما و قبل از آن تقسیم می شود و تاثیر بسیار زیادی در زندگی من داشته اید. و از شما تشکر می کنم. برای من سوال بزرگی است که چرا بیشتر مواقع در قرآن عذاب آخرت بصورت آتش بیان می شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اعمال فاسد در قیامت، صورتِ آتش به خود می‌گیرد و انسان را احاطه می‌کند ولی آتشی که روح را می‌سوزاند. مثل غضب است، ولی «صورت» به خود می‌گیرد. عرایضی در کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» در این مورد شده است. موفق باشید


  • باسمه تعالی. سلام علیکم: انا لله وانا الیه راحعون. جورج هربرت واکر بوش پدر در 94 سالگی به درک اسفل السافلین رفت، از خداوند متعال برای ایشان سقر و جهیم و درک و سعیر و هاویه و غی و لظی و .... را خواستار و برای خانواده نامحترمش و همچنان هم مسلکان و هم فکرانش پیوستن به آن نامرحوم منفور و نامغفور را خواستاریم امید است مریم رجوی، رضا پهلوی انواع و اقسام اپوزوسیون و .... هم به زودی خوراک مار و مور شوند و خواب از بین رفتن این نظام طاهر مقدس را به خودشان به گور برند. شترشون در خواب دید پنبه دانه های گنده گنده اما نه لپ لپ کوفت کرد و نه دانه دانه. هر هر هر هر کر کر کر کر. کی گفته خنده سر میت شگون نداره خیلی هم حال میده برای بعضی سقط شده ها گفته شده ثواب هم داره مگه نه؟ از دوزخش کمی بفرمایید باشد که چگرمان کمی خنک شود!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که حتی در این دنیا راهی که الهی نیست چه اندازه بی‌ثمر است و این بیچارگان چه چیزی از این دنیایی که تا این پایه برایش سر و دست شکستند، با خود بردند!! در برزخ که جایِ خود دارد. خدا می‌داند اگر یک لحظه از آن حالی که این بدبخت در برزخ و قیامت بر او حاکم شده است برای انسان‌های دنیا تنها ظهور کند، همه‌ی بشریت درجا سنکوپ می‌کند. موفق باشید


  • سلام:
    استاد پاسخ شما به سوال شماره ۲۳۰۲۶ که در خصوص قاعده الظاهر عنوان الباطن بود را مطالعه کردم، اما در حکمت متعالیه صدرایی در باب معاد هم سخنی به این مضمون وجود داره که عالم برزخ صورت باطنی عالم دنیاست و صورت بدن مادّی انسان، ظهور بدن برزخی اوست و بدن برزخی، باطن بدن مادّی می باشد. به همین نحو، بدن برزخی نیز ظهور بدن اخروی می باشد؛ و بدن اخروی باطن و حقیقت بدن برزخی است. لذا بدن برزخی همان بدن دنیایی است حقیقتاً و غیر آن است رقیقتاً ... اگر این فرمایش جناب ملاصدرا در باب این که صورت بدن مادی انسان ظهور بدن برزخی اوست را در کنار قاعده الظاهر عنوان الباطن قرار دهیم بار دیگر با همان اشکال مطرح شده در سوال شماره ۲۳۰۲۶ مواجه می شویم، اگر صورت بدن مادی ظهور بدن برزخی است و الظاهر عنوان الباطن، پس چرا کفار و گناهکاران زیادی هستند که چهره زیبایی دارند؟ در متون دینی ما گفته شده که انسان های کافر و فاسد صورت برزخی زشتی دارند، این مطلب با فرمایش ملاصدرا چگونه قابل جمع است؟!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در جملات ملاصدرا اگر از بدن دنیایی نام برده می‌شود منظور آن بدنی است که طی دنیا می‌سازیم و آن غیر از بدن مادی است که ابزاری بیش نیست و به گفته‌ی جناب صدرا، اتحادش با نفس، انضمامی است و نه حقیقی. در بحث «حرکت جوهری» در مورد آن بدن عرایضی شده است. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد بزرگوار پیرو پرسش 22225 مصدع اوقات شریف شدیم. سوال اول: ما پس از مطالعه و مباحثه ی کتب جوان و انتخاب بزرگ، ده نکته از معرفت النفس، خویشتن پنهان و آشتی با خدا قصد کردیم کتاب معرفت نفس و حشر را شروع کنیم ولی متاسفانه کتاب سنگینی هست و گویا روح ما آمادگی دریافت مطالب آن را ندارد. به نظر بزرگوار بعد از مطالعه و مباحثه ی کتاب معاد این آمادگی حاصل می شود؟ یا باید کتاب شرح برهان صدیقین را مطالعه کنیم؟ سوال دوم: برای آشنایی با تمدن غرب و فلسفه ی آن در مقابل تمدن اسلامی چه کتابی را پیشنهادمی کنید؟ پیشاپیش از پاسخگویی تان متشکرم!

     باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظرم با اُنس با مباحث «برهان صدیقین» و پس از آن، کتاب «معاد» و شرح آن بسیاری از مطالب کتاب «معرفتِ نفس و حشر» را بیابید ۲. خوب است در این مورد سری به کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» و کتاب «مدرنیته و توهم» و سپس به جزوات «تاریخ فلسفه‌ی غرب» بزنید. موفق باشید


  • سلام سه سوال داشتم:
    ۱. در بحث معاد مشخص شد که خداوند انسان را عذاب نمی کند بلکه قاعده عالم است که انسان با صورت اعمال بدش روبرو می شود. چرا در قرآن خداوند عذاب را به خود نسب داده «ان عذابی لشدید» و یا در دعای کمیل آمده «لانه لا یکون الا عن غذبک ونتقامک و سخطک»؟
    ۲. چرا برخی از مکانها مثلا مسجدالاحرام یا برخی از زمانها مثل شب قدر دارای حجاب کمتر هستند و قدرت انتقال انوار غیبی را دارند؟
    ۳. مقام عالم غیب مقام جامعیت است و نه مجموع. پس چرا می گویند هفت آسمان؟ مگر در عالم غیب تعداد وجود دارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال نظامی که انسان‌های معاند در آن نظام با اعمال خلاف خود روبه‌رو می‌شوند و عذاب می‌بینند، نظام الهی است. ۲. در بحث «معرفت نفس» عرض شد بعضی از مکان‌ها و زمان‌ها امکان ظهور عالم غیب را بیشتر دارند مثل چشم که در نشان‌دادنِ احساسات روح، استعداد بیشتری نسبت به بقیه‌ی اعضای بدن دارد ۳. جامعیت، با شدت و ضعف در مراتب قابل جمع است مثل نور بیرنگ که در عینِ جامعیت، شدت و ضعف دارد. موفق باشید


  • سلام استاد: خدا قوت
    خداوند در آیه ۲۰ سوره مبارکه حشر کلمه «اصحاب النار و اصحاب الجنه» را بکار می برد. بنظر میرسه که معنی اون بشه یاران نار و جنت. اما در کتابی دیدم تعبیر «ساکنان اتش» و «یاران بهشت» بکار برده و اولش این طور حلاجی کردم که فرق است بین ساکن و یار! از اول قرار نبود جهنمی، جهنمی باشد بلکه او خود غافل شد و وارد جهنم شده و حالا هم که وارد شده یار جهنم نیست که ساکن آن است و بعد ها شاید وارد بهشت شود! اما یار بهشت از اول بهشتی بوده! این را با خود گفتم و رفتم سراغ پاورقی آن مطلب که آدرس (حشر ۲۰) را داد اما دیدم در قران مجید برای نار و جنت هر دو یک تعبیرِ اصحاب بکار رفته و به المیزان حضرت علامه طباطبایی (ره) رجوع کردم و مطلب خاصی ذیل این آیه در این موضعی که گفتم نبود!
    نظرتان چیست ایات یا روایات موثقی درباره تایید تفکر بنده وجود دارد؟ یا فکر اشتباهیست؟ خیلی ممنونم. استاد ما که شخصی دعات می کنیم شما رو نمیدونم. ارادتمند. یا علی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست معنای «اصحاب» یعنی کسانی که در مصاحبت و همراهیِ امری هستند و به همین جهت می‌توان گفت اصحاب نار و اصحاب جنّت، آن‌هایی‌اند که همراه بهشت و جهنم می‌باشند حال یا آن همراهی برای اهل نار، ابدی است و یا پس از مدتی از آن راحت می‌شوند. موفق باشید


  • سلام علیکم: بروز غضب خداوند در دنیا و برزخ و قیامت نسبت به انسان چگونه است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: برای حضرت ربّ العالمین، تغییر حالات به آن معنا که یک روز غضبناک باشند و یک روز خوشحال، معنا ندارد. آری! با گرفتن نعمت‌هایی که مرحمت کرده‌اند عملاً صورتی از غضب برای جضرت ربّ العالمین معنا می‌شود، چه در دنیا و چه در برزخ و چه در قیامت. در برزخ و قیامت، سلبِ رحمت موجب قرارگرفتن در عذاب الهی خواهد بود. موفق باشید


  • کسب علم
    با سلام خدمت استاد محترم:
    سوال بنده این است که کسب علم (البته به این فرض که کاملا نیت الهی باشد) جز اینکه عقاید و بینش ما را رشد می دهد و در رشد و تعالی و بندگی ما سودمند است، بعد از مرگ ما در مسیری که باید طی کنیم با ما هست یا فقط صرف ابزاری است برای کمال، واضح تر اینکه چیزی از این علوم را به یاد می آوریم و جایی از آن استفاده می کنیم یا فقط شخصیتی که از ما شکل گرفته هست؟ و سوال بعد اینکه منازلی که ما بعد مرگ طی می کنیم چگونه است، آیا انسان در این منازل کار خاصی باید انجام دهد یا فقط بیننده اعمالی است که در دنیا مرتکب شده؟ سوم اینکه اگر انسان به طور کلی از اعمال لغو گذشته خود توبه کند و در جهت جبران برآید آیا دوباره بعد مرگ آثار آن را می بیند، اگر جواب منفی است چرا در احوال آقای قوچانی و آنهایی که مرگ را تجربه کرده اند دوره کردن زندگی دیده می شود؟ واقعا یادآوری برخی لحظات زندگی برای انسان درد آور است و البته توبه کرده. ان شاء الله اجر شما با امام زمان (عج)

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علومی که مربوط به زندگیِ دنیایی است در قیامت برای انسان نمی‌ماند، ولی نیّت خیر آن همراه انسان است. ۲. انسان مؤمن در برزخ و قیامت با عوالم متعالی روبه‌رو می‌شود. ۳. با توبه، عالَمِ انسان تغییر می‌کند. شاید جریان مرحوم آقای قوچانی به جهت آن بوده است که هنوز آثاری از اعمال ایشان در ایشان بوده است، زیرا در آن زمان آن مرحوم، واقعاً رحلت نکرده است. موفق باشید


  • سلام استاد وقت بخیر:
    در بحث مبارزه با نفس دچار ابهام شده ام! زمان هایی هست که جهاد با نفس اتفاق میفتد، بخاطر اینکه مدام به فکر این هستیم که گناهی انجام نشود یا خدا راضی باشد! در مقابل این نوع طرز رفتار کسی است که به خاطر بی ریا بودن و پاکی دل متوجه برخی گناهان نیست و به راحتی زندگی می کند. برای مثال در مورد نحوه ی برخورد با نامحرم؛ شخص اول همیشه مراقب است که حدود را نگه دارد و مرتب حواسش به گناه نکردن است! گویی روح متزلزلی دارد که همیشه باید مراقب او باشد! اما شخص دوم بخاطر اینکه دلش اصلا متوجه نامحرم و گناه نیست راحت برخورد می کند! منظور اینکه نامحرم بر روی او هیچ تاثیری ندارد! این قضیه در مورد تمامی معروف ها و منکرها صادق است! حال می خواهم بدانم کار اول ارزشی دارد یا اینکه شخص دوم به خدا نزدیک تر است؟ سپاس فراوان

     باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شخص دوم هم فطرتی دارد که مطابق آن عمل نکرده و بالاخره وقتی با فطرت خود چه در این دنیا و چه در آن دنیا روبه‌رو شود، فشار آن اعمالی که مطابق شریعت نبوده است او را آزار می‌دهد. موفق باشید


  • سلام در ادامه پرسش شماره 22931
    منظورم این است که این بحث تجسم اعمال که باعث شده نیت من از اعمال مثلا وضو گرفتن روبرو شدن با صورت قیامتی آن عمل باشد آیا این نیت کم نیست؟ یعنی این نیت با نیت فردی که فقط رضای حق در نظرش است تفاوت نمی کند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید بر مبنای همان تجسم اعمال آن عرض شد که صورت‌ها در آن عالم مظهر شفاف و زلال ظهور انوار الهی هستند. لذا شما وقتی بر اساس اعتقاد به تجسم اعمال و تجسم صورت وضو، وضو می‌گیرید عملاً کاری می‌کنید تا خداوند در متن آن صورت به سراغ شما آید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    بنده اواخر بحث معاد هستم (تجسم اعمال) بحث به گونه ای هست که الان اگر عملی انجام دهم بخاطر این است که با صورت آن عمل روبرو شوم مثلا وضو می گیرم به امید اینکه با صورت آن رو برو شوم. پس کی شود که از این صورت عبور کنیم و فقط حق در منظر ما باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان صورت‌ها آینه‌ی شفاف و زلال حضور حضرت حق برای شما خواهند شد. موفق باشید


  • سلام علیکم: در بیان خطبه ۸۳ نهج البلاغه فرمودید انس با این جسم باعث می شود که ما همیشه این تفکر یک جسمی داشتن برای ما باشد و آن جسم را تا ابد داشته باشیم. ما قبل از اینکه به دنیا بیاییم از خدا بوده ایم و در اثر نظر او خلق شده ایم و چون امکان چنین جسمی را داشته ایم اینگونه شده ایم، پس آیا جسمی که بر ما می ماند همان امکان ماست که در قبل داشته ایم و احساس می کنیم که بوده ایم؟ پس چرا فرمودید چون در این دنیا با آن بوده ایم انس با او داریم و با ما باقی می ماند؟ آیا منظور هویت حسن و حسین پیدا کردن در این دنیاست که در این دنیا بر ما اضافه می شود منظور است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هر نفسی در دوره‌ی جنینی جسمی مطابق اهدافِ دنیایی‌اش می‌سازد. ولی بعد از این دنیا از آن‌جایی که هیچ روحی که دارای اراده و انتخاب باشد بدونه جسم نیست، جسمِ او مطابق شخصیتی است که در این دنیا برای خود شکل داده است. موفق باشید   


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    استاد جناب علامه طباطبایی در تفسیر آیات ۳۳ و ۳۴ سوره مائده می فرمایند:
    «ذلك لهم خزى فى الدنيا و لهم فى الاخرة عذاب عظيم»
    بعضى از مفسرين به اين جمله استدلال كرده اند به اينكه صرف جارى كردن حد الهى كه يا قتل است و يا بدار آويختن و يا قطع دست و پا و يا نفى بلد، باعث نمى شود كه عذاب آخرتى مجرم بر طرف شود و اين استدلال تا حدودى حق است.
    «الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم...»
    يعنى مگر آن محاربى كه قبل از دستگيرى توبه كرده باشد، و اما بعد از دستگير شدن و قيام دو شاهد بر اينكه او شمشير كشيده ، و يا كسى را كشته ديگر توبه حد شرعيش را بر نمى دارد، و اما اينكه فرمود: (فاعلموا ان الله غفور رحيم) كنايه است از برداشته شدن حد از آنان در آن صورت كه قبل از دستگيرى توبه كرده باشد پس در واقع اين آيه از مواردى است كه مغفرت به غير امر اخروى تعلق گرفته، (چون معنايش اين است كه چنين كسى در صورتى كه توبه كند لازم نيست خود را به محكمه معرفى نموده، و اقرار به قتل كند، تا حاكم حكم اعدامش را صادر و اجراء كند، تا گناهش آمرزيده شود، بلكه همينكه خود و خدا توبه كند حدش آمرزيده و يا ساقط مى شود).

    سوال ۱: یعنی حکم اسلام این است که اگر کسی فردی را کشت و حاکم نتوانست او را شناسایی و دستگیر کند و آن فرد قاتل توبه کرد دیگر حد قصاص از او ساقط می شود و آمرزیده می شود؟
    سوال ۲: اگر اینطور است این با قسمت اول که می فرمایند جاری شدن حد قاتل در این دنیا باعث برداشته شدن عذاب الهی نمی شود منافات دارد. چون قسمت اول خداوند با غضب خودش ظهور دارد و خبری از رحمت او نیست که حتی بعد از جاری شدن حد الهی عذاب آخرت در سر جای خود باقی است. ولی در قسمت دوم نهایت غفران و مغفرت خدا را می رساند که اگر قاتل قبل از دستگیری توبه کند حدش بخشیده می شود. این تناقض برایم حل نشده. ممنون از پاسخگویی شما.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال اگر طرف توبه کند عذاب آخرتی از او برداشته می‌شود، چه بعد از قصاص توبه کند و چه قبل از آن. عمده توبه به معنای رجوع به حق است جهت طلب مغفرت از حضرت ربّ العالمین. موفق باشید


  • با سلام و عرض تشکر خدمت شما:
    مضمون یکی از سخنرانی های شما اشاره به این نکته داشت که هر کس می میرد قیامت خود را می بیند یعنی حوادثی که در قرآن وعده داده شده که در قیامت رخ خواهد داد را به محض ترک دنیا برای خود به عینه واقع می شود حال سوال من اینست که آیا برداشت من از این موضوع صحیح است و اطلاعات کاملتر رو از کدام یک از سخنرانی های شما جهت ارائه و استناد به دیگران باید بگیرم. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم: «من مات قامت قیامته» هرکس بمیرد، قیامتش برپا می‌شود، که البته بحث آن مفصل است. خوب است در این مورد به کتاب «معاد» که بر روی سایت هست مراجعه فرمایید. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب:
    عذرخواهی می کنم که وقت شریفتون را می گیرم. استاد بنده طلبه پایه 8 هستم. می خواستم لطف کنید و یک سیر مطالعاتی در زمینه معرفت النفس از هر استاد عزیزی که مد نظرتون هست، بفرمایید. ممنونم. التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم خوب است که ابتدا مطالعه‌ی کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «معاد» را که بر روی سایت هست، همراه با شرح صوتی آن دنبال کنید و سپس به کتاب ارزشمند «عیون مسائل نفس» از آیت اللّه حسن‌زاده رجوع فرمایید. موفق باشید.


  • سلام العلیکم: آقا جان به نظر شما چگونه می توان دنیا را فریب داد؟ دوستدار شما. والسلام

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آرزوهای دنیایی را به آرزوهای الهی و قیامتی تبدیل کنید. مثل این‌که در عین طلب آبرو، به جای آبروی دنیایی، آبروی قیامتی را جایگزین آن کنید. موفق باشید


  • با عرض سلام و وقت بخیر:
    طبق فرمایشات جنابعالی پیرامون صورت باطن آیات قرآن در مورد معاد، بعنوان مثال درختانی که از زیر آنها رود جاری می باشد که صورت توحید در عالم معنا می باشد و یا پل صراط که صورت باطن انتخابهای ما در عالم معنا می باشد. این نوع تعبیر جنابعالی برای من بسیار کارگشا بوده و باعث شده است جواب خیلی از سوالاتم را بگیرم. حال اینجانب از شما استدعا دارم در مورد بقیه تعابیر مذکور در قرآن از عالم معنا بعنوان مثال در سوره ی نبأ و یا الصافات (شرابی که عقل را زایل نمی کند و یا حورالعین و یا تکیه زدن بر تخت های روان و زقوم و درخت طوبی و ....) معادل چه چیز و یا حالتی در دنیا می باشد مرا زاهنمایی فرمایید. و یا اگر کتابی این معادل ها را معرفی کرده است را به ما معرفی کنید تا برای ما سراج منیر باشد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد پیشنهاد می‌شود بحثی که در سوره‌ی «واقعه» و سوره‌ی «نبأ» شده‌است را دنبال بفرمایید؛‌ بحث به صورت صوتی در اختیار عزیزان هست. موفق باشید


  • با سلام:
    طبق حرکت جوهری حرکت (بالقوه بالفعل می شود) در همین جهان مادی است. یعنی حرکت ذاتی این جهان است. حال اگر این طور باشد این حرکت نه انتها دارد نه ابتدا. اگر اینطور باشد این جهان نابود شدنی نیست چرا که حرکت ذاتی آن است و این چنین حرکتی که ابتدا و انتها ندارد.
    حال سوال این جهانی که حرکت ذاتی آن است و انتها ندارد پس برای آن قیامتی نیست چرا چون انتها ندارد. سوال آیا می توان نتیجه گرفت که برای خود اینچنین عالمی قیامت نیست؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عین حرکت یعنی وجودی که در مرتبه‌ی نازله‌ی وجود است و با تجلیات ممتد از عالم بالا به عالم بالاتر سیر می‌کند لذا به قیامت خود که برگشت به مرتبه‌ی بالاتر نایل می‌شود و به خودی خود وجودی مستقل ندارد تا در عین حرکت بودن خود همچنان باقی بماند بلکه با افاضه‌ی دائمی است که این حرکت باقی است و لذا در ازای همین افاضه‌ی دائمی از قوه به فعل و از عالم ماده به عالم تجرد سیر می‌کند. موفق باشید



     


  • با سلام و عرض احترام: طبق فرمایشات جنابعالی روح انسانها پس از مرگ در قالب جسم برزخی می رود و سیر خود را در عالم برزخ ادامه می دهد. ولی طبق آیات 51 و 52 سوره یس بعد از دمیدن صور اول همه انسانها می میرند و بعد از دمیده شدن در صور برای دومین مرتبه همه انسانها برانگیخته می شوند و از قبرهایشان بیرون می آیند و می گویند چرا ما را از خوابگاهمان بیرون آوردید. حال با توجه به مطالب فوق و با توجه به برهان حرکت جوهری در قیامت اگر رستاخیز جهان هم صورت بگیرد.:
    ۱. انسان هایی که قبلا مرده بودند چرا می گویند: «چرا ما را از خوابگاه مان بیرون آوردید؟» مگر
    با چه نشئه و جسمی بیرون می آیند, بصورت جسم خاکی که نمی توانند باشند چون با توجه به حرکت جوهری کل عالم خاکی تمام شده است و قبل از بیرون آمدن از قبر نیز که با جسم برزخی بوده اند و نشئه ی سومی هم که وجود ندارد. و چرا می گویند: «چرا ما را از خوابگاه مان بیرون آوردید؟» مگر خواب بوده اند، مگر در جسم برزخی نبوده اند و سوال و جواب نشده اند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر از دنیا به قیامت، سیری است روحانی و هر مرحله‌ای نسبت به مرحله‌ی قبل خود یک نوع بیداری محسوب می‌شود و مرحله‌ی قبلی حکم مرقد را برای انسان پیدا می‌کند نه آن‌که قبلا مرده باشد حالا زنده شده‌است. موفق باشید


  • طبق فرمایشات جنابعالی تمام کسانی که دین دارند و سیر در این دنیا داشته اند روی پل صراط می روند و ادامه سیر دنیوی خود را با شرایطی که فرمودید ادامه می دهند. حال سوال بنده این است کسانی که در این دنیا به هیچ دین و آیینی اعتقاد ندارند و کسانی که دین هایی دارند که در اسلام ذکر نشده است و آدمهای خوبی هستند یا بد هستند ولی اعتقادات سیر دنیوی و در امتداد آن به صراط اعتقاد ندارند چه عواقبی دارند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر به سوی خداوند در قیامت در إزاء توجهی است که انسان در زندگیِ دنیایی خود به سوی حضرت حق داشته است، حال اگر کسی در دنیا افقی ماوراء زندگیِ دنیایی برای خود شکل نداده باشد بعد از مرگ در همان بی‌خدایی و بدون اُنس با خدا می‌ماند که صورتِ آن آتش است. موفق باشید 


  • سلام: در جلسه ۵۸ معاد با توجه به سخنان بانو امین و آیات قرآن نتیجه گرفتید در قیامت انسان در فعلیت اعمال خود قرار می گیرد گویی دارد آنها را همان لحظه انجام می دهد و فرمودید «نه اینکه آنها را می بیند به بطوری که یجا بایستد و آنها را نگاه کند.» ولی در جلسات ابتدایی با توجه به همین آیه که اینجا استفاده کردید (محضرا) فرمودید اعمال صورت دارند و موجودی هستند که امام صادق هم در آن روایت فرمودند نماز و ولایت و....اطراف انسان می ایستند و آنها را می بینیم. لطفا در یک جمع بندی کوتاهی این دو چطور جمع می شوند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال ما در عین آن‌که در قیامت در فعلیتِ اعمال خود هستیم با صورت اعمالِ خود نیز روبه‌رو خواهیم بود. صورت‌هایی که از درون به بیرون ظهور می‌کند. موفق باشید


  • سلام استاد: در بحث مربوط به قیامت فرمودید طبق آیه خدا به اسم احد جلوه می کند تا همه خود را به حق باقی بشن و بعد به واحدیت جلوه می کند تا هر کسی جایگاه خود را بیابد این چند سوال پیش می آید: ۱. اسم احد و واحد جز شوون الهی است و مخلوقیت نیست اگر در قیامت اسم احد جلوه می کند و مخلوق در معرض آن واقع می شود آیا یعنی موطن مخلوقیت جمع می شود و مخلوق در عین ثابته خود که آن هم جز صعق ربوبی و شان الهی هست واقع می شود؟ ۲. طبق روایت به عقل گفت ادبر و عقل برگشت پس عقل که مظهر تام آن اهل بیت هستند همین الان در قیامتند و دیگر فزع قیامت را ندارند آیا درست است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در تجلی نور احدی هیچ أنانیتی برای مخلوق باقی نمی‌ماند 2- به نظر بنده همین‌طور است. موفق باشید


  • با سلام: لطفا بفرمایید وقتی قیامت برپا می شود و زمین غیر از این زمین می شود و در واقع زمین و طبیعت دنیا هم به معاد و کمال می رسند آیا باز هم خداوند انسانهای دیگری و زمین و نظام دنیایی دیگری خلق می کند؟ تشکر و التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باز آدم و باز عالَم تا الف‌الف آدم و عالَم. موفق باشید