×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    انسان شناسی، معرفت نفس

  • سلام استاد:
    چند نوع تعلق به‌ بدن داریم و کدام برای بعد از مرگ است فقط؟ استاد توی مباحث با یه کلیات قابل درک آشنا میشیم، ولی یه مباحثی پیش‌ میاد مثل سوال بالا که دیگه بحث‌ تخصصیه، باید صبر کنیم تا کتاب خاصی یا بپرسیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مرگ تعلق ما به بدن در حدّ خاطره‌ای است که با این بدن داشته‌ایم و بدان از این جهت توجه داریم که پس از چندی این توجه نیز از بین می‌رود. به همین جهت گفته می‌شود بعد از 40 سال قبرستان را صاف کنند و اموات جدیدی در آن دفن نمایند. این نوع مباحث بعداً با ادامه‌ی مطالعه‌ی کتاب «خویشتن پنهان» و کتاب «معاد» بهتر برایتان روشن می‌شود. در حال حاضر تعلق روح به بدن، تعلقِ تدبیری است. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد عزیز: برای بالفعل شدن باور ها و دوری از جسم و ماده آیا نظر به خود مجردمان مفید تر است یا نظر به خدا؟ اگر این دو برای فردی که تجردش ضعیف است قابل جمع نباشد را عرض می کنم و الا بله بعد مجرد عین اتصال است. 2. استاد عزیز چه کنیم که مباحث معرفت النفس آقای صمدی را و بعضی از مباحث شما را بفهمیم؟ خدا به علمتان بیفزاید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از خود مجردمان باید شروع کرد و علامه‌ی طباطبایی در این راستا کتاب «رسالة‌الولایه» را تنظیم کرده‌اند 2- بعد از «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «معاد» با شرح صوتی آن‌ها، مباحث جناب آقای صمدی آملی هم برایتان روشن می‌شود. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    ۱. چطور قائل شویم که بعضی از مفاهیم در مرحله عقل باقی می ماند و به قوه خیال نمی رسند و حال آنکه هر وجود شدیدی وجود نازل خود را ایجاد می کند؟
    ۲. اگر عکس فرض بالا ثابت باشد یعنی به مرحله تخیل برسد می شود گفت هیچ تصدیقی بدون تصور ممکن نیست؟
    ۳. تکلم ملائکه که در مرحله عقل اند شاهدی بر این مدعا که وجود عقلی به تخیل می رسد " استفاده از کلام" نیست؟
    اگر در استفاده اصطلاحات در سوال اشتباه کرده ام تصحیح بفرمایید. سپاس گذار

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم نفس ناطقه در ذات خود همه‌ی مراحل عقل و خیال و حس را دارا می‌باشد. منتها بعضاً انسان‌ها در مرتبه‌ی خیال خود که متأثر از محسوسات بیرونی است، متوقف می‌شوند و خود را از تعلقات و محسوسات بیرونی آزاد نمی‌کنند تا نفس ناطقه با عالم عقل مرتبط شود و خیال مناسب تجلیات عقل داشته باشد. تکلم ملائکه به جهت نزول آن‌ها از مرحله‌ی عقل به مرحله‌ی قوای نفس در موطن سامعه‌ی نفس است. موفق باشید


  • وقتی انسان توسط پزشک بیهوش می شود ماده ی بیهوشی روی جسم انسان اثر می گذارد چگونه توجه نفس از جسم منقطع می شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» عرض شد که وقتی جسم، زمینه‌ی تدبیر نفس را نداشته باشد و نفس احساس تنگنا در بدن بکند از آن منصرف می‌شود. حال یا به صورت موقت مثل خواب و بیهوشی و یا به صورت دائم مثل مرگ. موفق باشید


  • سلام استاد:
    بعد از نکته آخر ده نکته مبحثی درباره روح فرمودین که چند تا سوال برام پیش اومد:
    آیا روح من از همان روح که مخلوق خداست، است؟ و آیا همه ارواح انسان ها از یک روح واحدند؟
    یه جایی بین روح و نفس فاصله انداختین و فرمودین که نفس واسطه بین روح و جسمه، اینجا یک دوگانگی به وجود اومده برام، اگه من همون نفس خودمم پس روح جایگاهش کجاست؟
    خواهشا توضیح بفرمایید

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث شد که «روح» بالاترین مخلوق است و ما «مِن روحی» هستیم که همان نفس ناطقه‌ی ما محسوب می‌شود. موفق باشید


  • سلام استاد:
    بعد از مرگ علت اینکه تا لحظه تلقین نمی دانیم مرده‌ایم چیه؟ نوعی ضعفه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان هنوز تصور می‌کند در دنیا زندگی می‌کند. موفق باشید


  • سلام استاد:
    چند نوع تعلق به بدن داریم؟ و آیا خواندن فاتحه بر سر قبر به علت کدام نوع تعلق است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: تعلق در این مورد تعلقی است که نفس در خاطره‌ی خود نسبت به بدن دارد که مدتی آن را تدبیر می‌کرده است. اگر بعد از «ده نکته» کتابِ «خویشتن پنهان» و کتاب «معاد» را با شرح صوتی آن مطالعه فرمایید، خودتان به راحتی این سؤالات را جواب می‌دهید. موفق باشید


  • به نام خدا
    با سلام خدمت استاد عزیز:
    برای فهم بهتر این جمله امام رحمه الله علیه نیاز به کمک و لطف شما دارم. عین جمله ایشان: ایمان تنزل علم عقلانی به مرتبه قلب است و قلب آن مرتبه تجرد خیالی است که در آن مرتبه، معقول را به صورت جزئیه می یابد و این مرتبه لوح نفس است که اگر در لوح نفس چیزی منتقش گردید، یعنی نفس در مرتبه خیال با آن معقولی که در مرتبه عقلانی، تعقل کرده، اتحاد پیدا نماید، همان ایمان است. 1- آیا هر تنزل علم عقلانی به صورتی خیالی، ایمان است؟ 2- آیا دریافت های قلب الزاما امری جزئی باید باشد و قلب قادر به دریافت کلیات نیست؟ 3- آیا منظور از لوح نفس در بیان ایشان همان خیال است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به این تقسیم‌بندی که مقام عقل که حامل حقایق کلی است برتر از مقام قلب است که محل مصداق‌های حقایق کلی است، این سخن گفته شده است. آری! وقتی آن حقایق کلی نازل شود، صورتِ جزئی و مصداقی پیدا می‌کنند مثل آن‌که عقل در فهم کلی خود، متوجه است حق همیشه پیروز است. حال در مصداقِ جزئی متوجه می‌شود انقلاب اسلامی در مقابل صدام پیروز خواهد بود، و این مقامِ ایمان بر پیروزی حق بر باطل است که در صفحه‌ی نفس منقش شده است. ولی اگر عقل را عقل استدلالی بگیریم، که انسان‌ها در موضوعاتی مثل اثبات خدا و قیامت به‌کار می‌برند؛ عقل مرتبه‌ی بالاتری خواهد بود که آن موضوعات را به صورتِ ایمان در خود دارد. موفق باشید                                                                                        


  • با سلام و خدا قوت:
    لطفا راجع به این سوال که چند وقتی است ذهن دختر 9 ساله ام را و (همینطور دوستانش در مدرسه) درگیر کرده است: پاسخی قابل فهم کودکانه یا منبعی برای مطالعه خودم بفرمایید:
    خدا از کی (چه زمانی) بوده است؟ خدا چطور بوجود آمده است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید با مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی ان که هر دو بر روی سایت هست، روشن کنید که خداوند فوق زمان و مکان است و عین بودن و هستی است. پس بنابراین به‌وجودآمدنی برای او نیست که بحثِ چگونه به‌وجودآمدن برایش باشد، عینِ بودن است. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    عرفای بزرگوار قائلند که مسیر با معرفت النفس طی می شود و کسی که جاهل به خود باشد به همه چیز جاهل است، حال استاد میرباقری کلا قائل به معرفت الامام هستند و این را محوری می دانند ولی باز بنظر این حرف درست نباشد چون اگر معرفت نفس نباشد ما به معرفت الامام هم جاهل هستیم، و از آن طرف هم می بینیم که عرفا می گویند به هرجا رسیدیم از در ائمه اطهار بوده، خلاصه کدام حرف درست است؟ کدام مسیر اولویت دارد و جمع آن ها چطور است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم هرجا رسیدیم به نور وجود مقدس ائمه‌ی اطهار«علیهم‌السلام» بوده است و امروز، حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه»اند که به خلایق مدد می‌رسانند و معرفت نفس برای فهم این مطلب است که بهتر بتوانیم حضور امام را درک کنیم. موفق باشید


  • سلام استاد:
    در شرح ده نکته فرمودین که ماده مانع حضور مجرد نیست ولی مانع حضور ماده است،
    حالا در عالم مجردات فرمودین فرشتگان مانع حضور خدا نیستن جون خدا برای عالم قدس هست
    یعنی در خود عالم مجردات فرشتگان مانع حضور هم هستند؟ اگه نه پس چرا دوباره یک عالم به عالم مجردات اضافه کردین؟ حقیقت امام زمان برای کدام عالمه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فرشتگان هرکدام در محدوده‌ی خود می‌توانند حاضر باشند و جایگاه هر فرشته‌ای مانع حضور جایگاه فرشته‌ی دیگر است. ولی حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» حامل همه‌ی اسماء الهی و حاضر در همه‌ی عوالم‌اند. موفق باشید


  • سلام استاد:
    استاد نزدیک ترین به من هم بر اساس شدته؟ یعنی من به خودم نزدیکترم یا خدا به من؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که وجود خدا شدیدترین وجود است و در نتیجه شدیدترین حضور را دارد، انسان ابتدا به صورت تکوینی وجود خدا را حس می‌کند و بعد وجود خود را. ولی عموماً مردم، علم به این علم ندارند تا آن‌که عوامل غفلت را کم کنند و در دیدنِ هرچیز حتی در دیدن خود، خدا را بیابند به همان معنایی که حضرت علی«علیه‌السلام» فرمودند: «ما رأیت شیئاّ الا و رأیت اللّه قبله و معه و بعده». موفق باشید


  • سلام استاد:
    مرگ پیرها از کدام نوع است؟ طبیعی یا غیر طبیعی؟ اگه میشه نوعش رو با مختصر توضیح بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به طرف دارد. عموماً نفس ناطقه‌ی حتی افرادی که در سن پیری هستند از ادامه‌ی حضور خود جهت کمال برتر به صورت تکوینی مأیوس می‌شود. ولی مؤمنین در عین حال بهره‌هایی برای برزخ و قیامت خود از این دنیا برده‌اند. موفق باشید


  • سلام استاد بزرگوارم: ببخشید که وقت شما را می گیرم من یک مشاور هستم. می خواستم بفرمایید اگر بخواهم یک طرح درمانی چند جلسه ای برای بیماران ایدز و یک طرح درمانی چند جلسه ای برای درمان اختلال اظطرابی با روانشناسی اسلامی بنویسم باید از چه منابعی استفاده کنم؟ محتوای جلسات چه مطالبی باشد؟ خواهش می کنم کمی برایم توضیح دهید که چه مطالبی باید در این طرح درمانی باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که ابتدا کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را با حوصله مطالعه فرمایید و سپس کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را همراه با شرح صوتی آن دنبال کنید تا خودتان در این امور صاحب‌نظر شوید. کتاب‌ها و شرح صوتی بر روی سایت هست. موفق باشید


  • سلام استاد: بنده ده نکته از معرفت + شرح صوتی + خویشتن پنهان رو مطالعه کردم و قرارم این بود که بعد از اینها کتاب معرفت نفس و حشر رو بخونم ولی این کتاب برام سنگینه و نمی فهمم و نیاز به شرح ساده ترشرو دارم لطفا کمکم کنید یا کتاب دیگری معرفی بفرمایید. با تشکر.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است فعلاً به جای کتاب «معرفت نفس و حشر»، کتاب «معاد» را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. زیرا در کتاب «معاد» بسیاری از مباحث جلد 8 و 9 اسفار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. موفق باشید


  • با سلام و احترام و عرض ادب و وقت بخیر:
    شرمنده استاد جز شما کسی پیدا نمیشه سوالتم رو ازش بپرسم ببخشید خیلی مزاحم میشم.
    به نظر شما این ها درسته؟ همه رفتار های انسان پایه نوروبیولوژیکی دارند. نوروبیولوژی عملکرد دستگاه عصبی را می‌سنجد و عملکرد دستگاه عصبی خود را در پدیده‌ای به نام رفتار نشان می‌دهد؛ یعنی هر رفتاری که از انسان سر می‌زند؛ حتما ریشه و پایه آن دستگاه عصبی و نوروبیولوژیکی می‌باشد مثل رفتارهای پرخاش، خنده، قضاوت، هدف دار، بی هدف و… و حجاب پدیده بیولوژیکی است نه دینی!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه‌ی انسان محل اصلی همه‌ی احساسات است ولی ظهورِ آن در اعضاء می‌باشد مثل بینایی که مربوط به نفس ناطقه است و شما در خواب که چشمانتان بسته است چیزهایی را می‌بینید که بعداً در بیداری با آن‌ها روبه‌رو می‌شوید. نورون‌ها نیز محل ظهور احساسات نفس ناطقه است. پیشنهاد می‌شود کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن را که بر روی سایت هست، دنبال فرمایید. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرانقدر چند سوال از خدمتتان داشتم:
    1) آیا این حر ف درست است که با توجه به تجرد ادراک و اینکه علم مرتبه ای از مراتب وجود است و همچنین حرکت جوهری نفس و بحث اتحاد ادراک و مدرِک و مدرّک که در تمام مراتب ادراک از جمله ادراک حسی و خیالی جاری است نتیجه می شود که اولا در ساحت آگاهی حسی، ما صرفا با خود نفس و انشائات اش روبه رو هستیم و ثانیا آگاهی چیزی جز حرکت دایمی نفس از قوه به فعل نیست. حرکتی که در آن نفس در هر مرتبه از ادراک با آن مرتبه متحد می شود و در این فرایند خود نفس مجرد است که در تجردش تعین می یابد. پس نفس همان آگاهی و آگاهی همان معلوم بالذات است که در یک حرکت دایمی است. یعنی مبتنی بر حکمت صدرایی آگاهی و نفس با هم یکی می شوند.
    2) اگر نفس در هر مرتبه از علم با آن مرتبه متحد می شود و به فعلیت جدید می رسد پس در نتیجه در مرتبه ادراک حسی آیا نفس با انشائات خودش متحد می شود و در اثر اتحاد با انشائات خودش به فعلیت جدید می رسد؟
    3) از طرفی مبتنی بر مبانی صدرایی با توجه به اینکه ماده عین غیبت برای خودش است، پس نمی تواند متعلق اداراک علم حضوری که حضور خود معلوم نزد عالم است، قرار بگیرد؛ اما از طرف دیگر شما قبلا در بحث تطابق ذهن و عین فرمودید که بین ذهن و عین اتحاد وجودی برقرار است. پس حالا چطور ممکن است که در نحوه ارتباط آگاهی ما با جهان خارج از یک طرف چون مادی است متعلق علم حضوری نیست و از طرف یگر با ما خارج می توانیم نحوی ارتباط وجودی و حضوری ورای ارتباط مفهومی و ماهوی برقرار کنیم؟
    با عرض پوزش آیا در مباحثتان بحث ادراک نفس از جهان خارج را به طور مبسوط بحث کرده اید؟ در صورت امکان فقط آدرسش را بفرمایید. در ضمن بنده صرفا تقریر حضرتعالی را از این بحث در صدرا می خواهم نه تقریر علامه یا شهید مطهری و ...

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- احسنت از برداشتی که در رابطه با نحوه‌ی ادراکات شده است 2- در ادراکات حسّی، نفس ناطقه آماده می‌شود تا با ارتباط با مبادی‌الصور آن صورت‌ها را در خود ابداع کند. پس عملاً نفس از طریق خودش به فعلیت نرسیده است 3- همان‌طور که متوجه شده‌اید در ادراکات حسّی، نفس آماده می‌شود تا با وجود علمیِ مطابق شیئ خارجی متحد گردد و به آن علم حضوری پیدا کند، نه با موجودات مادی که عین غیبت‌اند. از آن طرف نفس به جهت تجردی که دارد به معلوماتِ بالعرض خود یعنی پدیده‌های مادی احاطه دارد و وجهِ وجودی آن‌ها از او غایب نیست تا این‌که نتواند معلومات بالذات خود را که ابداع کرده، درست و همه‌جانبه بشناسد و مشکلِ دوگانگی بین «عین» و «ذهن» پیش آید. عرایضی در چند جزوه‌ای که در رابطه با «معرفتِ نفس و حشر» شده است می‌تواند کمک‌کار باشد. و از آن مهم‌تر بحث «برکات نظر در نسبت بین «وجودِ نفس» با «صِرفُ‌الوجود» که فایل‌های صوتی آن همراه با متن مربوطه بر روی سایت هست. موفق باشید 


  • سلام استاد:
    سیر مطالعاتی رو در چه بازه زمانی طی کنم، مثلا کتاب شرح ده نکته رو؟ باید مطالبی رو که نفهمیدم بفهمم و بعد برم جلو یا بزارم که توی مراحل بعدی حل بشه؟ الان از نظر زمان میتونم هر روز یه نکته رو بخونم ولی هفتگی جلو رفتم، اگه هر روز خوندن آفت نیست تا سرعتمو زیاد کنم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عجله نکنید. در شرایطی که فرصت فکرکردن دارید هفته‌ای دو جلسه با یادداشتِ نکات مهم و تأمل بر آن نکات کافی ‌است 2- آری جلو بروید بعضی از مباحث در مراحل بعدی حل می‌شود. موفق باشید


  • سلام استاد خسته نباشید: ببخشید بعضی از افراد برای هر پدیده ای دلیل علمی می خواهند مثلا می گویند اگر بخواهیم برای یک اروپایی شب معراج پیامبر (ص) را توضیح بدیم باید دلیل علمی آورد یا می گویند ما دلیل علمی برای معجزات می خواهیم تا باور کنیم. برای قانع کردن این افراد باید چه کار کنیم؟ استاد اگر می شود بنده را درباره نزدیکی هرچه بیشتر و یا به روایتی از یاوران حضرت مهدی (عج) شدن راهنمایی کنید. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مباحث معرفت نفس را اگر برایشان مطرح کنید، دلایل علمی معراج و معجزات را می‌توانید به میان آورید 2- کتاب «بصیرت و انتظار فرج» در مورد فرهنگ مهدویت و ابعاد آن نکاتی را در مقابل شما می‌گشاید. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی:
    بنده حقیر از دو ماه قبل از طریق سایتتان با شما آشنا شدم و یک سری از کتاب هایتان را مطالعه کردم خصوصا کتابهایی که در مورد آقا صاحب الزمان روحی ارواحنا له الفدا نوشته بودید را خواندم بسیار مطالب مفید و عالی بود که در کتابهایی دیگری نه دیده بودم و نه شنیده ام خداوند متعال شما را در راه احیای اسلام ناب محمدی یاری فرمایید.
    بنده حقیر با یکی از دوستانم 12 سال قبل از دانشگاه فارغ التحصیل شده و تقریبا 11سال قبل با یکی از اولیا الله آشنا شده و شاگردی وی را می کنم وی ساکن گرگان و بنده ساکن کرمان می باشم. البته از سه سال قبل به دلیل بوجود آمدن یکسری مشکلات رابطه ما با وی قطع شده است ولی ما هنوز با شاگرد ارشد وی در کرمان در ارتباط هستیم وی شاگرد آیت الله کشمیری رضوان الله علیه بوده و روش وی در سیر و سلوک بصورت چله ای ذکر و توسل به اهلبیت و مراقبه است ولی از دو سال قبل حالات روحی ام عوض شده، حال ذکر گفتن و قرآن خواندن را ندارم ولی توفیق نماز شب و گاهی مواقع زیارات اهل بیت (ع) و دعا و قرآن می خوانم و یک احساس خستگی مفرطی درخودم احساس می کنم و سرم خیلی سنگین است و بی حوصله شده ام. اوایل فکر می کردم مشکل جسمانی دارم ولی با مراجعه به پزشکان متخصص دیدم که از لحاظ جسمانی اصلا مشکلی ندارم با اساتید هم صحبت کردم به نتیجه ای نرسیدم.
    گاهی اوقات فکر می کنم که این به خاطر ذکرهای سنگینی است که گفته ام و این باعث خستگی شدید روحم شده است و روح دیگه کشش نداره، چون وقتی می خواهم عبادت کنم و یا ذکر بگویم قلبم می گیره و اعصابم بهم می ریزد. و از اینکه نمی توانم با خداوند متعال رابطه بگیرم و از اینکه چندین سال راه خدا را دارم می روم و شناختی از خداوند متعال ندارم و برای آخرت دستم خالیه یا به قول شما به عالم دینی یا غیب وارد نشده سخت آشفته و پریشانم چه چیز بدتر از اینکه انسان نتواند یاد خدا کند این دوری از خداوند نیست؟ از عبادت نکردنم پریشانم از قران نخواندنم بسیار ناراحتم. کارم شده غصه و غم خوردن از اینکه چرا من این جوری هستم، نکنه نفسم دستم را از دامان حق کوتاه کنه خیلی مضطربم جوری که زخم معده گرفته ام و از لحاظ جسمانی نیز مریض شده ام و از طرفی هم خودم را دلداری می دهم که هر کسی در راه خدا یک نوع ابتلائات و سختی ها دارد که ابتلائات و سختی های من هم از این نوع است (البته ناگفته نماند که بنده به توفیق اهل بیت علیهم السلام هیچ نوع کم وکمبودی در زندگی دنیوی ام ندارم و فقط غصه من به همین دلیل است) و این ابتلائات و سختی ها هم قسمتی از سیر و سلوک است و انسان تو این سختی ها رشد می کند و پخته می شود و خداوند هیچ موقع بنده اش را رها نکرده و نمی کند، حالا نمی دانم چکار کنم و مشکل کارم از کجاست؟ تمام سعیم را هم در بندگی خداوند می کنم. لطفا در این خصوص راهنمایی فرمایید آیا مشکل از بنده است یا نه. من الله توفیق. نگاه پر مهر و محبت زهرای مرضیه سلام الله علیها بدرقه عمر و زندگیتان باد. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مشرب و ذوق انسان‌ها در سلوک الی الله متفاوت است. امید داشته باشید از طریق سلوک ِ وجودی - عقلی مثل تأمل در مباحث معرفت نفس، که روش سلوکی حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بوده است، خود را جلو ببرید. پیشنهاد می‌شود در راستایِ این نوع سلوک، کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و بحث «برهان صدیقین» و کتاب «معاد» را همراه با شرح صوتی آن با حوصله‌ی تمام دنبال فرمایید و سپس کتاب «خویشتن پنهان» را مطالعه کنید. کتاب‌ها و شرح‌های صوتی بر روی سایت هست. موفق باشید



     


  • با سلام و احترام:
    می بخشید استاد! دوره ای برای عفاف و حجاب گذاشته بودند که گروهی رو آموزش بدند برای چگونه برخورد کردن با بی حجاب ها! زیر نظر حوزه و بسیج حوزه. یکی از مباحثی که در این کلاس ها بیان شد کار کرد مغز بود. از ناحیه ای از مغز به نام آمیگدال صحبت کردند که می گفت این نقطه از مغز احساسات رو درک می کنه و رفتار هیجانی از این قسمت ناشی می شه و اثری که یک مرد از دیدن یک خانم بی حجاب در این ناحیه از مغزش میگذاره رو می گفت از هیپو کامپ و ... صحبت می کرد که هر کدوم از اینها با بخشی از رفتار و و یا قدرت تصمیم گیری ؟ اون خانمی که این مباحث و بیان می کرد نورولوژیست بود و می گفت این تحقیق در آمریکا انجام شده و نوشته شده است. سوال اینه که مغز به عنوان یک موجود مادی چطوری میتونه عوامل احساسی رو درک کنه؟ یادمه یکی از جوابهایی که آیه الله مصباح به ماتریالیستها می داد همین بود که موجود کاملا مادی نمیتونه منشأ احساسات و عواطف باشه. و اگه این مطالبی که بیان شد درسته چگونه با تجرد روح قابل جمعند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: علوم تجربی از جمله نورولوژی تنها عکس‌العمل‌های مادی را می‌توانند تجربه کنند و باید متوجه باشند که منشأ این عکس‌العمل‌ها نفس ناطقه‌ی انسان است. آری! همان‌طور که چشمْ محلِ ظهور بیناییِ نفس ناطقه است،. موفق باشید


  • سلام استاد:
    لطفا بحث نفس تکوینی و تشریعی رو یک کمی توضیح بدین. اگه میگیم نفس یعنی من، پس‌چرا من اختیار ندارم توی نفس تکوینی؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح «ده نکته» در این مورد عرایضی شده است. عنایت داشته باشید نفس ناطقه در حوزه‌ی خاصی که قوه‌هایش را بالفعل کند، اختیار دارد ، نه در تولد خود و نه در مرگ خود مختار نیست. موفق باشید


  • سلام استاد:
    توی بحث مرگ از ناامیدی نفس، منظور نفس تکوینیه یا تشریعی؟ مرگ پیرها از کدوم دسته از مردنه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع تکوینی است و ربطی به اختیار انسان ندارد. در کتاب «خویشتن پنهان» تا حدّی به آن پرداخته شده است. موفق باشید


  • سلام استاد: دو تا سوال داشتم: بعد از مرگ مجرد محض میشیم؟ و اینکه فرمودین توی خواب روح تدبیر میکنه جسم رو و برای همینه که با یه اشاره کوچیک به جسم بیدار میشیم، خب کسایی که به اصطلاح خوابشون سنگینه چی؟ چرا روح دیر توجه میکنه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» نکاتی در این مورد گفته شده است. خوب است که به همان‌جا رجوع کنید زیرا جواب مختصر، مشکل را حل نمی‌کند. موفق باشید


  • چه جوری سیرت انسان یا باطن انسان شبیه به حیوان میشه؟ آیه ی قوامون النسا نازل شده؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی روحیه‌ی انسان، تجاوزگری باشد عملاً سیرت او گرگ خواهد بود و در «یوم تبلی‌السرائر» که باطن‌ها ظاهر می‌شود، او به شکل گرگ خواهد بود. موفق باشید