×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    انسان شناسی، معرفت نفس

  • سلام علیکم:
    استاد در صوت دهم از مباحث ده نکته از معرفت نفس می فرمایند که اگر علم النفس بخوانید استاد خودتون میشید و استاد میدونه شاگرد در چه مرحله ای از کثرت هست و بهش کمک میکنه به وحدت برسد و بر خیالاتش مسلط شود. بنده اگر بخواهم علم النفس را یاد بگیرم باید چیکار کنم؟ و چطور به معرفت نفس برسم؟ بنده طلبه ی پایه ۴ حوزه علمیه قم هستم. اگر استاد یا فرد خاصی را هم در این زمینه می شناسید خصوصا اگر در قم باشند به بنده معرفی کنید. ممنون می شوم.

    اگر کتب و آثاری هم میشناسید ذکر فرمایید

    باسمه تعالی: سلام علیکم: استاد یزدان‌پناه و شاگردان ایشان در این مسیر قابل استفاده‌اند. موفق باشید


  • با سلام و احترام و تشکر ار قبول زحمت. در ادامه پاسخی که به پرسش ۲۶۱۸۰ فرمودید:
    بحث شیطان در ایجاد بیماری را لطفا بیشتر توضیح بدهید. فرمودید باید به نفس در تدبیر کمک کرد، چطوری؟ (مسلما دارو یک راه است به شرطی که اثر داشته باشد. ولی در بیماری ام اس که اصلا علم هم چنین ادعایی در مراحل بالای بیماری ندارد.) لطفا هم توضیح بیشتری بفرمایید و هم کتاب در این باره (تدبیر نفس) معرفی کنید. بعد از کتاب خویشتن پنهان، چه بخوانیم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحثِ آخر کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و نیز مطالعه‌ی کتاب «معاد» با شرح صوتی آن کمک می‌کند تا خودتان فکر کنید و نفس را در رویکرد تدبیر بدن با تمرکز لازم، کمک نمایید. در ضمن سری هم به کتاب «ذِن یا هنر کمان‌کشی» بزنید. موفق باشید


  • سلام علیکم و رحمة الله و برکاته: استاد شما در فصل دوم کتاب جوان و انتخاب بزرگ فرمودید که : «همین که شما به چیزی علم دارید و نسبت به آن عالم هستید نشان می دهد که شما غیر از چیزی هستید که به آن علم دارید. (مغایرت مُدرِک با مُدرَک)» استاد آیا انسان نمی تواند نسبت به روح خود علم داشته باشد!؟ اگر می تواند داشته باشد و آن را درک کند و غیر از آن باشد پس علم به روح و درک آن یعنی اینکه ما خودمان نیستیم و غیر از خودمانیم!؟ نظر شما چیست آیا سوال من درست است و اصلا چنین جملاتی معنا دارد!؟ با تشکر و التماس دعای مبرم. یا علی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: علمِ به روح یا علمِ به خود، علم حضوری است و خود را از آن جهت که بیرون از خود باشیم، درک نمی‌کنیم. ولی علم به اشیاء خارجی، علم حصولی است و خبر از مغایرت عالِم و معلوم می‌دهد. موفق باشید


  • با سلام: جسم را برای من طوری تعریف کنید که من بتوانم تفاوت جسم مادی با جسم مثالی و جسم عقلی را بدانم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به مباحث «ده نکته در معرفت نفس» رجوع فرمایید. موفق باشید


  • با سلام و تشکر فراوان از پرداختن دلسوزانه به مسایل بنیادی دین.
    در کتاب هبوط آدم نوشته بودید اکثر بیماریها از شیطان است. حالا از وقتی کتاب خویشتن پنهان را خواندم و با نفس و توانایی های آن اشنا شدم سوالم این است:
    آیا وقتی انسان مریض می شود یعنی بین نفس و شیطان ارتباطی برقرار شده؟ چه رخ می دهد که مریضی ثمر آن است؟ در امراض صعب العلاج و لا علاج مثل ام اس و سرطان ها، نفس چطور باید به خودش کمک کند؟ در بیماری مثل ام اس، که فلجی کم کم تمام اندام ها را درگیر می کند و علم شیمیایی درمانی جز کنترل محدود بیماری آن هم با عوارض بالا ندارد، انگار نفس مرحله به مرحله در حال انقطاع و قهر با بدن است، نسخه ای بر اساس معرفت نفس وجود دارد؟
    همچنین درباره مثالی که در کتاب خویشتن پنهان درباره حالت بیهوشی آورده بودید، یک عامل مادی (ماده بیهوشی) باعث انصراف نفس از بدن برای مدتی می شود. می شود گفت معکوس آن وقتی است که بدن مریض است و دارو باعث بهبودی می شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو حالت یعنی تأثیر نفس بر بدن و تأثیر بدن بر نفس ممکن است. بعضاً نفس به جهت مشکلاتی که برای بدن پیش آمده حتی در دوران جنینی، به خاطر فشارهای روحی و روانِ مادر و یا داروهای شیمیایی؛ نفس نمی‌تواند بدن خود را تدبیر کند. در این موارد باید بدن را تا حدّ ممکن به کمک تجربیات پزشکان و داروهایی که نفس را آماده‌ی تدبیر کند، نجات داد و بعضاً نفس به جهت فشارهای روحی نمی‌تواند بدنِ خود را تدبیر نماید. در این موارد توکل به خدا و مددگرفتن از او، نفس را وسعت می‌دهد تا بدن را تا آن‌جا که آمادگیِ تذبیر دارد، تدبیر کند. موفق باشید


  • عرض سلام و ادب:
    حضرت استاد، ما در مجموعه ای رسانه ای، بنا داریم با تهیه مستندی در موضوع سقط جنین و با به تصویر کشیدن قباحت این عمل، آمار بالای سقط جنین را کاهش دهیم. خواستیم که در کنار نمایش جنبه پزشکی سقط جنین و جنبه احساسی این عمل شنیع، به موضوع رابطه روح با جنین نیز اشاره کنیم، چرا که معتقدیم یکی از علل جدی افراد برای سقط جنین، این است که می گویند جنین قبل از ۴ ماه، تکه گوشتی بیش نیست. با وجود اطلاع نسبی از مطالب حضرتعالی در خصوص موضوع جسمانیته الحدوث بودن نفس، خواستیم «گزاره» هایی مکتوب از حضرتعالی اختصاصا در خصوص قباحت سقط جنین داشته باشیم، از باب اینکه اینطور نیست که جنین قبل از چهار ماه روح نداشته باشد و فقط تکه ای گوشت باشد. باشد که ان شاءالله با ارائه این دلایل در کنار کار احساسی و پزشکی، باب ورود به قلب برخی از افرادی که اقدام به این گناه کبیره می نمایند، باز شود. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جنین از ابتدا موجودِ زنده‌ای است و از روح برخوردار است و آن روح، همچنان شدت می‌یابد تا در ۴ ماهگی روحی بر آن جنین القاء می‌شود که از نظر استعداد، استعدادِ انسان‌شدن دارد و به همین جهت اگر قبل از ۴ ماهگی سقط شود، قتل نفس انسانی به حساب نمی‌آید، ولی البته گناه و معصیت خود را دارد. موفق باشید


  • سلام: آیا در جهان دیگر باز مسئله محرم و نامحرم مطرح هست؟ مثلا می توانم شهدا و ائمه ای که خیلی ارادت به آنها داریم را در آغوش بگیریم؟ متشکرم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی! آن‌جا روح‌ها، صورتِ جسمانی دارند نه آن‌که جسمی باشد و روحی. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    وقتتون بخیر. در آثارتون به این مضمون برخورد کردم که روش سلوکی علامه طباطبایی هم مثل امام معرفت النفس بوده
    ۱. منظور حضرتعالی اینست که روش امام و نحله نجف دقیقا یکسان هست؟
    ۲. ممکن هست برای پیداکردن روش سلوکی امام راهنمایی و ارجاع بفرمایید؟
    ۳. نظرتان در مورد سلوک در این زمان استاد و شاگردی مصطلح را نفی می کند یا نسبت به آن بی تفاوت هست که اگر لازم شود خب باید انجام شود؟ ممنونم

     باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حتماً همین‌طور است. به همین جهت مرحوم حسینقلی همدانی بر «اسفار» جناب صدرا تکیه داشته‌اند و آن را درس می‌دادند و حضرت امام نیز بر همین راه هستند ۲. بحمداللّه تعلیقات مربوط به سخنان امام در رابطه با جلد ۸ و ۹ «اسفار» می‌تواند نظر به معرفت نفس و حشر را به میان آورد. ۳. در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست عرایضی شده است. موفق باشید


  • استاد عزیز سلام:
    ۱. اینکه نفس کمال اول برای جسم آلی زنده است به چه معنی است؟ جنابعالی در جواب سوالی فرموده بودید که: (نفس را باید در همین جسم زنده جستجو کرد، وگرنه در یک انتزاع ذهنی با مفهوم نفس سروکار داریم و نه با وجود آن، یعنی همین بدن زنده شما نفس است)
    ۲. این فرموده جنابعالی یگانگی نفس و بدن را می رساند، اما جسم آلی زنده یگانه ارتباطش با عالم غیب و عالم مجردات چگونه است؟ آیا می توان گفت جسم آلی زنده یگانه، مادی صرف نیست و جسم آلی زنده یگانه روحانی است نه اینکه نفس در این موطن مادی یک چیز باشد و جسم آلی ذی حیات چیز دیگری باشد، بلکه همین جسم آلی ذی حیات روحانی نفس در موطن مادی است و این جسم در این دنیا تا وقتی زنده است همان نفس است و به محض مرگ و از دست رفتن حیات در این موطن، نفس در موطن دیگر که برزخ است با قوانین و حالات آن موطن ظهور می کند با روحانیت و تجرد بسیار بیشتر؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در قسمت‌های ابتداییِ کتاب «معرفتِ نفس و حشر» نکاتی در این مورد در حدّی که إن‌شاءاللّه مطلب روشن شود، با شما در میان می‌گذارد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید


  • سلام: من پسری جوان هستم که در شهر تهران زندگی می کنم. حدود یک سال است که اتفاقاتی عجیب برایم اتفاق می افتد و همین موضوع باعث شد که از طریق این سایت از حضرت استاد سوال کنم. موضوع این است که زندگی من به طور معمولی پیش می رفت که یک شب هنگام خواب احساس عجیبی کردم. مانند این که روحم از بدنم خارج شده است. این را به وضوح می توانستم حس کنم. ولی خیلی ترسیدم و سعی کردم تکانی بخورم و بیدار شدم. در آینده باز هم این اتفاق برایم افتاد و شدت آن هر دفعه بیشتر می شد به طوری که صداهای ترسناکی از بیرون می شنیدم و احساس سبکی می کردم. تا این که در روز های اخیر شدت آن بسیار زیاد شده به طوری که عالم غیب را می بینم. انسان های ناشناس و دوستان خود را می بینم. می توانم با آنها حرف بزنم و حتی آنها را لمس می کنم. گویی واقعا آنجا هستند و من در عالمی دیگر هستم. ولی حقیقتا بنده از این موضوع می ترسم و حتی هر بار که این اتفاق می افتد سعی می کنم سریعا خود را بیدار کنم. سوال من این است که این اتفاقات نشانه چیست و آیا من گناه خاصی نزد بارگاه خداوندی انجام دادم که این وقایع رخ می دهد یا شاید هم یک نشانه خوب است؟ خواهش می کنم و تمنا می کنم این نامه را به دست استاد برسانید شاید دفعه بعد نتوانم به جسمم برگردم این موضوع واقعا حیاتی است. اجر همه شما با خداوند. یا علی

     باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل قضیه خوب است از آن جهت که انسان بُعدِ مجرد خود را در این رابطه‌ها احساس می‌کند. ولی خطر ان‌جا است که در این موارد شیطان وارد می‌شود و در قوه‌ی واهمه‌ی ما صورت‌های غیر واقعی ایجاد می‌کند. با مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن و با تقویت بدن، خود را جلو ببرید. موفق باشید


  • جناب استاد سلام:
    آیا این جسم آلی که در این موطن حاضر است با جسم برزخی در موطن برزخ در بیداری و هم اکنون ارتباط دارد؟ چگونه و در چه حد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جسمِ آلی مربوط به نفس است و نفس، همواره در همه‌ی عوالم حاضر است منتهی در برزخ و قیامت همه‌چیز نزد اوست و لذا نفس، تبدیل به عقل می‌شود. این بحث را می‌توانید در ابتدای کتاب «معرفتِ نفس و حشر» مطالعه فرمایید. موفق باشید


  • سلام: ببخشید کسانی که معلول ذهنی هستند، می توانند به درجات سلوکی برسند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً این افراد در نزد خود عالَمی دارند، ولی نمی‌توانند به جهت مشکلاتی که در بدن‌شان پیش آمده است، رابطه‌ای مناسب مثل بقیه‌ی انسان‌ها با ما داشته باشند زیرا نفس آن‌ها مشکل ندارد، ابزارهای آن‌ها حتی مغز و نخاع‌شان مشکل دارد. موفق باشید


  • استاد مهربان سلام:
    با توجه به اینکه این جسم آلی همان نفس است در این موطن، چرا وقتی با چشم یا بینایی به دست و پا و بدن که همان جسم آلی یا نفس در این موطن هستند نگاه می کنیم فرقی بین ادراک جسم آلی که خودمان باشیم و اشیا خارجی در کیفیت ادراک نیست؟ در صورتی که ما می گوییم حواس دریچه ادراک خارج است، اما ما با حواس جسم آلی که همان نفس در این موطن است را درک می کنیم، این یعنی جسم آلی خارجیت دارد؟ در صورتی که جسم آلی خودمان هستیم و خودمان که از خودمان خارجیت نداریم که با بینایی که دریچه خارج است می توانیم خود را ببینیم، آیا اینگونه است که در جسم آلی در این موطن حواس ما از همدیگر خارجیت دارند چون با این خارجیت است که ما می توانیم حواس را از هم تفکیک کنیم مثلا چون بینایی در جسم آلی در این موطن از لامسه خارجیت دارد می توان همچون ادراک اشیا اطراف دست و پا و بدن را دید و ادراک کرد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس، جسمِ آلی است به این معنا می‌باشد که تا در این دنیا و با ابزارهای این دنیایی به‌سر می‌برد، برای تحقق آن‌چه در موطن نفس‌بودنش اراده می‌کند از دست و پا و چشم استفاده می‌نماید و خودش آن را احساس می‌کند که چنین است. موفق باشید


  • سلام بر استاد گرامی:
    از آنجا که عزم و انتخاب از نفس است چرا در هنگام خواب ما اراده ای نداریم و بدون اینکه کنترلی داشته باشیم از صحنه ای به صحنه ای دیگر برده می شویم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: انتخاب در مقابل امکانات متفاوت که روبه‌روی ما است به ظهور می‌آید. در خواب، نفسِ انسان با ملکات خود و صور ذهنی‌اش به‌سر می‌برد. موفق باشید


  • سلام: تعبیر «ضمیر ناخودآگاه» کدام یک از ابعاد انسان در مبانی عرفان اسلامی است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم هم شامل نفس و هم شامل قلب شود، بستگی به درجه‌ی افراد دارد. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز:
    همیشه خدا رو شکر می کنم که با سایت شما آشنا شدم. استاد من به تازگی شروع به مطالعه کتابهای شما نموده ام. سوالم این هست دوست دارم کتابهای بیشتری در مورد معرفت نفس مطالعه کنم اگر امکانش هست یه سیری برای حقیر معرفی کنید. ان شاالله خداوند به شما و فرزندانتان عمر با عزت عطا کند. التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بعد از مطالعه‌ی کتاب «خویشتن پنهان» با مطالعه‌ی کتاب «معاد» و شرح صوتی آن در معرفت نفس تعمق بیشتری برایتان حاصل می‌شود. موفق باشید


  • سلام علیکم: خدا قوت، دو تا سوال داشتم:
    ۱. استاد یه جا فرمودید که «روح متناسب با نیازش، بدنی رو در دوران جنینی ایجاد میکنه و حتی از جزئیات مثل پلک و مژه هم غافل نمیشه» حالا سوالم اینه که افرادی که دچار عقب افتادگی هستن، آیا روحشون نسبت به افراد سالم ضعیف تره که همچین بدنی ایجاد کرده؟
    ۲. آیا انسان در همین دنیا، می تواند بدون ابزار مادی، ببیند؟ یا بشنود؟ یعنی مثلا کسی کر مادرزاد هست و ابزار شنیدن رو نداره، خب ما که قائلیم این نفس و روح هست که می شنود، آیا در دنیا و در بیداری و معاشرات با مردم، می تواند بشنود بی ابزار مادی؟ ممنونم بابت وقتی که میذارید و پاسخ میدید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در کتاب «خویشتن پنهان» در این مورد بحث شده است که وقتی به جهاتی مختلف روح، زمینه‌ی ساختنِ بدن خود را در دوره‌ی جنینی نداشته باشد، به این مشکلات می‌افتد. زیرا بر اساس «و نفسٍ و ما سوّایها» نفس، در ذات خود در تعادل است. ۲. برای دیدن پدیده‌های دنیایی ابزار مناسب خود را که همان چشم است و گوش، نیاز است. ولی برای دیدن سایر مخلوقات، و با نظر به وجهِ باطنی و ملکوتی آن‌ها نیاز به این ابزارها نیست. موفق باشید


  • سلام: در ادامه پرسش شماره ۲۶۰۲۰
    شما در جلسه ۲۲ مبانی نظری عرفان فرمودید جبرائیل با ششصد بال در خیال حضرت ظاهر شدند و این نشان می دهد انسان کامل از عالم خیال بیرون نیست و این دیگر برایتان حل می شود که چرا از یه جا دیگر جبرائیل نمی تواند جلوتر برود زیرا پیامبر می خواهند از مقام خیال جلوتر روند و به مقام وحدانی نائل شوند جایی که «دیگر مرتبه خیال نباشد » و توحید به عالی ترین شکل ظهور کند
    طبق فرمایش شما پیامبر جایی رفت که دیگر مرتبه خیال نیست، حال چگونه در این مرتبه که خیال نیست حقایق را مشاهده می کردند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر این حقیر در آن روایت و جریان نظر به ششصدبالِ حضرت جبرائیل، منظور مرتبه‌ای از حضور است که خیال، قوت بیشتری دارد و از این مرحله عبورکردن، به معنای عبور کلی از خیال نیست از آن جهت که خیال، بُعدی از ابعاد انسان است. موفق باشید


  • سلام:
    ۱. اگر سر کسی را ببرند بلافاصله پس از بریدن، نفس از بدن منصرف می‌شود یا تا مدتی سر و بدن را اداره می‌کند؟
    ۲. مگر نه اینکه مرگ انصراف نفس از بدن است و در همه ی انسانها این اتفاق به یک صورت انجام می شود پس چرا بعضی مرگها بدون درد اند. (مثل مرگ در خواب) و بعضی مرگها با درد و زجر زیاد همراه اند. (مثل بریدن سر)
    ۳. اساسا حس درد در انسان و حیوانات، مربوط به نفس است یا جسم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره تا حدّی نفس، هنوز تصرف خود را دارد تا این‌که از آن تصرف مأیوس شده و منصرف شود. ۲. در هر حال هر مرگی یک نوع انقطاع از بدن است و درد خود را دارد ۳. همه‌ی احساسات مربوط به نفس است. موفق باشید


  • سلام و وقت بخیر محضر استاد فرزانه:
    ۱. لطفا بفرمایید یک طلبه اگر بخواهد برای انتخاب محتوای منبر و سخنرانی خودش از آثار ارزشمند شما استفاده کند. کدامیک از آثار و کتاب شما مفیدتر و آسان تر است؟ یعنی که برای عوام و مردمی لذت بخش تر است؟
    ۲. برای منبر می توانیم از کدام قسمت خویشتن پنهان هم استفاده کرد؟ آخه شاید برخی از مردم توان و علاقه به این مطالب را نداشته باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر مباحث مربوط به کربلا، و کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» و کتاب «چه نیازی به نبی»، مباحث معرفت نفس می‌توانند مفید باشند. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد:
    لطفاً راهنمائی فرمائید در خصوص معرفت نفس کتاب و فایل صوتی که تدریس آن توسط شما و یا سایر اساتید انجام شده باشد وجود دارد؟
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با فایل‌های صوتی آن و کتاب «خویشتن پنهان» و کتاب «آشتی با خدا» که بر روی سایت هست، همه در رابطه با معرفت نفس می‌باشد. در ضمن مباحث معرفت نفس جناب آقای حاج آقا موسویان در کانال «صبّار» نیز در همین رابطه می‌تواند مطالب خوبی را در اختیار شما بگذارد. موفق باشید


  • سلام: با توجه به مطالب مطرح شده در کتاب جوان و انتخاب بزرگ، اگر فرد دوره جوانی خود را گذرانده باشد و همچنان به مسئله جدایی «من» و «تن» پی نبرده باشد. به طوری که در اثر عدم تربیت صحیح و کارآمد دینی، نسبت به دستورات شریعت حساس نشده باشد و مراعات ننموده باشد، آیا جای جبران دارد و ممکن است که مسیر پرورش روح برای اینچنین فردی مهیا گردد؟
    متشکرم

     باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! هر زمان که تصمیم بگیرید، تولد دیگری را شروع کرده‌اید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد عزیز، با بررسی در کتاب خویشتن پنهان و آشتی با خدا یک نکته ای به نظرم رسیده مبنی بر اینکه انسان شناسی دینی در بررسی عوامل اضطراب و تلاطم و بی ماوایی بشر با آن مفاهیم انسان شناسی ذیل مباحث آنتروپولوژی متفاوته دقیقاً توجه به همان خویشتن پنهان و من انسان است که چگونه می تواند با تدبر در اشارات قرآن و شریعت در بستر عالم قدس و ملکوت حاضر شود و حتی به تعبیر حضرت رضا (ع) در یابد که قیامت حاضر و مهیاست. به عقیده ام جهان بینی توحیدی، ساحات مختلف انسان را به مثابه قطب نماهای متخلفی می داند که انسان اگر با اصیل ترین وجه بودن و هستی یعنی همان نفس ناطقه و روح مجرد و من اصیل مانوس گردد و الفت یابد و به تعبیری تمام قطب نماهای وجودی اش را در راستای همان اصیل ترین بودن و در جهت دستیابی به گوهر عبودیت و نفی انانیت در برابر رب العالمین تنظیم کند، به آن مقام بهترین آفریده و انسانیت می رسد. ولی گویی در انسان شناسی ویژه با محوریت انسان شناسی مدرنیته و اومانیسم، انسان ویژه در آن ساحات پایین وجودی اش، قطب هستی و مرکز متعالی تمام عوالم است و گویی بنده بودن و چیدن مناسبات در راستای عالم قدس از بین رفته و به همین خاطر است که به عقیده ام با بن بست هایی روبرو شده و حتی در شناخت روان و جسم بشر هم درگیر انحرافات و تلاطماتی شدند. نمی دانم تا چه حد برداشتم درست بوده اما واقعاً دو کتاب فوق از حضرتعالی تونست در درک بهتر خود اصیل و واقعی و شکستن دیوارهایی کمک کند و در انسان شناسی غرب هم افقی رو برام باز کنه. ان شاء الله که این افق واقعاً ایجاد شده باشه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است که در نگاه آنتروپولیکال ما با انسانی روبه‌رو هستیم که در جهان هستی به هیچ اصلی متصل نیست و پذیرفته است همچنان سرگردان بماند و معنایی برای زندگی ماورای چنین سرگردانی نمی‌شناسد و به همین جهت عملاً گرفتار نیهیلیسم می‌شود با این‌که جانش نسبت به این حالت، ناراحت و نگران است. موفق باشید


  • سلام: زمانی که انسان وارد عالم مثال می‌شود صورتهای مثالی در خیال متجسم می‌شوند اما خیال دقیقا کجاست؟ جایی در نفس ناطقه است یا جایی در مغز انسان است؟ (مثلا غده پینه آل)

     باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس انسان، وسعتی تا عالَم جبروت دارد و یکی از مراتبِ نفس انسان، عالم خیال است. در این مورد خوب است سری به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    ما بعد از خواب و در عالم خواب به کجا می رویم و چه اتفاقی می افتد؟ عالم خواب چیست و کجاست؟ متشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه انسان نزد خودش هست، چه در خواب و چه در بیداری. در این مورد بد نیست به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» رجوع شود. موفق باشید