×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    قلب، عقل، خیال و وهم، عشق

  • سلام و احترام:
    وقت بخیر. اگه یه نفر اصلا نتونه با کتب سطحی مثل کتب روانشناسی غربی و یا کتب دیگر مشابه به اینها ارتباط بگیره و علاقش بیشتر به سمت کتب ثقیل و عقلی و سنگین باشه به نظرتون چه استعدادیه و چه رشته ای میتونه این استعدادش رو به تکامل برسونه؟ کتب عقلی و عرفانی خیلی علاقه مند است ولی نمیدونه که نقطه شروعش چی باشه و در چه علمی میتونه تبحر پیدا کنه.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چه طور است که نظری به سیر مطالعاتی موجود بر روی سایت بیندازید. سعی ما نیز همان بوده که عقل انسان‌های آماده‌ی تفکر که گرایش آن‌ها عرفانی است را مخاطب قرار دهیم. موفق باشید


  • با سلام: با توجه به روایات و آیاتی فروانی که سفارش به فکر و ذکر کرده اند به نظر جنابعالی جایگاه این دو موضوع نسبت به هم چگونه است؟ کدام برای ارتباط با حق کار ساز تر است؟ کدام اولویت دارد؟ برای کدام باید وقت بیشتری گذاشت؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اول، فکر و معارف حقّه جهت زمینه‌ی نفوذ ذکر در قلب. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد محترم: در یکی از کتاب های شما خواندم که چشمه های نظر به خداوند در قلب است و هرکدام از صفات خوب که در قلب بالفعل شوند چشمی است که به همان صفت الهی نظر خواهد کرد. ولی فراموش کردم این مطلب در کدام یک از کتاب های شما شرح داده شده بود.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. اصل سخن مبتنی بر مناجات شعبانیه است در فرازی که می‌فرماید: «إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ» پروردگارا نهايت جدايى از غير خودت را به من ببخش و چشم‏هاى دلم را با نظر به خودت، روشن فرما تا آن حدّ كه چشم‏هاى دل بتواند حجاب‏هاى نور را بشكافد، پس متصل گردم به معدن عظمت و در نتيجه روح‏هاى ما آويزان به عزّ قدس تو گردد.  ولی نکاتی در این مورد در کتاب «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی» در صفحه‌ی ۱۳۹ و در کتاب  «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» صفحه‌ی ۲۱۲ عرض شده است. موفق باشید


  • با سلام: فرق تمثل شیطان برای یک فرد و وارد شدن شیطان در خیال یک فرد چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: تمثّل‌یافتنِ شیطان برای هرکسی که پیش آید، در موطن خیال پیش می‌آید. ولی این غیر از آن است که شیطان، یک فکر را و یا تصورِ عملی را در خیال به انسان إلقاء می‌کند. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد محترم، امام صادق علیه اسلام فرمودند: خیری نیست در قرانd که در آن تدبر نباشد و نمازی که تفکر نباشد و علمی که فهم نباشد، آیا علت نبود پیشرفت در جامعه مومنین همین حدیث نیست که حافظان قرآن ما ارزش قرآن را به حفظ قوی آیات و صوت زیبایی آن می دانند و هنوز جامعه به سمت ارزش دهی به معانی و تفاسیر قرآن نرفته است و در مورد دانشگاه و حوزه های ما هم مدرک گرایی بیداد می کند. آیا این سخن پیامبر که فرمودند بعد مرگ به قاری قرآن می گویند بخوان و بالا برو شآمل بی تدبر حفظ کردن و قرائت می شود. خودم سالها تجربه کرده ام که تمرکز کردن در حفظ و تقلید صدای قاریان با الحان گوناگون اصلا مجالی برای تدبر نمی دهد
    به شدت به معارف قرآنی علاقه دارم ولی هنوز نتوانستم با خودم در مورد حفظ نکردن قرآن کنار بیایم. ای کاش شما با کلام نافذ خود فکر مرا از حفظ قرآن بگردانید. بارها به خودم می گویم اینکه حفظ قرآن آرزوی تو بوده به خاطر ماندن در مرتبه نازله قرآنی (الفاظ ) بوده ولی الان که خدا را شکر با قدم نهادن در معرفه النفس به دنبال حقایق عالمم و هر روز تشنه تر می شوم وقت گذاشتن برای حفظ الفاظ فقط وقت گرانمایه را می گیرد مخصوصا که وقت برای تثبیت حفظ از خود آن هم بیشتر است، آخر این چه سیستمی بود که توسط دار القرآن ها پیاده شد. این تجربه شیرین هم کرده ام که در طی مباحث معرفتی آیاتی که می خوانم در جانم می ماند و هر وقت به مفاهیم فکر می کنم آیه مورد نظر به یادم می آید بدون هیچ زحمتی ولی خوب آیات پراکنده می شوند و نمی دانم در این ترتیب آیات هم برکتی نهفته است؟
    ۲. اینکه بعضا در خواب انسان با اختیار خود لذت های معنوی (مثل زیارت، گوش به صوتی زیبا، خواندن مطلبی خوردن از آب ناب) را تجربه می کند ولی از طول دادن آن عاجز می شود نتیجه کم مراقبه کردن در طول روز است یا نتیجه کم بودن علم انسان از حقایق یا اقتضای بودن در ماده؟
    ببخشید استاد از طولانی شدن مطلب، حلال بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اصل را بر تدبّر در قرآن بگذارید که ما مأمور به آن هستیم آن‌جایی که می‌فرماید: «افلا یتدبّرون القرآن» ۲. شاید بیش از این شأن خواب نباشد زیرا خواب در موطن خیال است و موطن خیال، ثبات ندارد. موفق باشید


  • با سلام:
    با عنایت به اهمیت قلب و زنده شدن آن کدام یک از جلسات سخنرانی حضرتعالی و یا کتب شما یا دیگران را برای این امر مفید می دانید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم شرح نامه‌ی ۳‍۱ نهج‌البلاغه که بر روی سایت هست، بتواند کمک کند. موفق باشید


  • سلام: در کتاب جایگاه جن شیطان و جادوگر در مورد فردی که خیالاتش قوت گرفته و مثلا در تنهایی دزد را تصور می‌کند که آمده و کتکش زده آیا می‌توان این مطلب را به حرفهایی که اساتید موفقیت دنیا برای بدست آوردن موفقیت دنیایی با عنوان تجسم خلاق و قانون جذب مطرح می‌کنند بسط داد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است که متوجه شده‌اید. ولی در هر حال، واقعیاتْ ماورای توهّمات است. موفق باشید


  • سلام و احترام:
    وقت بخیر. استاد من خیلی پیشرفت معنویم سریعه. نظم ندارم در معنویات و بلد نیستم از این استعدادم چطوری بهره کامل ببرم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید، راه‌هایی در مقابل شما گشوده می‌شود. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    جناب استاد چرا وقتی شبهه ای را حل می کنیم و دلیل قانع کننده جهت دفع شبهه می یابیم و با همان دلیل شبهه دفع می شود، پس از مدتی دوباره همان شبهه آزارمان می دهد، و بیشتر مانند این است که کسی آن شبهه را در گوشمان نجوا می کند و فقط قصدش آزار و اذیت ماست نه گمراه کردن، و خودمان هم بیشتر از اینکه بیهوده و بی دلیل این شبهه در ذهن مان دوباره ظهور کرده و نجوای آن در اختیار ما نیست اذیت می شویم و بیشتر اینکه چرا این شبهه با اینکه با دلیل محکم دفع شده دوباره به سراغمان آمده آدم را اذیت می کند، آیا این از کلیدهای شیطان است تا با حساسیت ما به این شبهه و اذیت شدنمان به واسطه این حساسیت لذت عبادت را به کاممان تلخ کند و ما را مشغول به یک نجوای بیهوده کند؟ راهکار رهایی از این حالت و اینکه اگر شبهه ای دفع شد و دوباره نجوای آن سراغمان آمد چیست؟ آیا باید بعد از حاصل شدن یقین باید به نجوای همان شبهه بی توجهی کرد و حساس نبود و عصبانی و ناراحت نشد تا اثرش کمرنگ شود و از بین برود؟ لطفا بنده را راهنمایی نمایید تا آن راه را در زندگی برای رفع مشکل اینگونه بکار بندم، متشکرم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که انسان دائماً در معرض شبهات باشد و سپس بتواند از آن‌ها عبور کند، چیز بدی نیست و موجب قوت عقل می‌شود. پیشنهاد ما دنبال‌کردنِ مباحث معرفت نفس است. موفق باشید


  • سلام:
    من در سال آخر دبیرستان هستم و تصمیم من این است که به دانشگاه نروم و احساس می کنم از راهی به غیر از دانشگاه موفقیت بیشتری کسب می کنم و بیشتر می توانم به مردم کمک کنم. من باور دارم که تنها چیزی که زندگی را از روزمرگی خارج می کند عشق است. دنیا و دین بر مدار عشق است. یکی از درس های نماز را هم همین میدونم که با اینکه در نماز هر بار یک ذکر تکراری و حرکات تکراری انجام می شود اما وقتی بنده عاشق پرودگارش باشد اصلا متوجه تکراری بودن نماز نمی شود مگر عاشق از ابراز عشق به معشوقش خسته می شود؟ خیر چون با تمام وجود می گوید دوستش دارد و چیزی که از وجود برخواسته باشد حتی اگر صد بار هم تکرار شود تکراری نمی شود و من دوست دارم اگر راهی را انتخاب می کنم با تمام وجود و عشق انتخاب کنم تا متوجه روزمرگی زندگی نشوم. اما مادر و پدرم نظر متفاوتی دارن من به آن ها گفتم موفقیت من در این دنیا وابسته به شغل من نیست و تنها چیزی که من را موفق می کند بنده بودن است آن ها می گویند اگر بنده هستی نباید رو حرف مادر و پدر حرف بزنی و باید راه دانشگاه را بروی بدون اینکه حتی بخوای ما را قانع کنی در صورتی که من می دانم اگر این کار را کنم حال خودم خوب نیست و وقتی حالم خوب نباشد نمی توانم بنده خوبی باشم و به مردمم خدمت کنم و سر راه کمالم قرار می گیرد من چه باید بکنم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که ما در این جهان باید زندگی کنیم و در همین جهان باید عشق را تجربه  نماییم. لذا حاضرشدن در مجامع علمی به خودی خود مانع سیر به سوی عشق نمی‌شود، عشقی که همان‌طور که متوجه‌اید، همه‌ی زندگی است. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد محترم: نزدیک سه سال است که خداوند عشق مجازی برایم قراد داده است و من تلاش می کنم از آن به عشق خداوندی سیر کنم ولی هنوز به عشق خداوندی نرسیدم. عشقی که خیال مرا در وحدت یاد او قرار دهد و عشقی که مرا به سوی مناجات و بیداری بکشاند و به همه ناخالصی هایم آتش بزند. نمی دانم تا کی منتظر بمانم؟ آیا در تجرد روح است که این عشق حقیقی تجربه می شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به رحمت واسعه‌ی الهی فکر کن. « سوی دریا عزم کن زین آب‌گیر /    بحر جو، و ترکِ این مرداب گیر». موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام و ادب:
    ببخشید استاد بنده پارسال کتاب «ادب خیال، عقل و قلب» را خواندم و در آن نوشته بودید که باید این قدر برنامه ریزی کرد تا برنامه شد. ولی بنده هر چه قدر برنامه ریزی انجام می دهم نمی توانم به آن عمل کنم. مثلا برنامه ریزی کرده ام در این ساعت مطالعه کنم ولی وقتی به آن ساعت می رسم اصلا توانایی مطالعه ندارم و می خواهم مثلا کار هنری انجام دهم یا آن نوع کتاب را آن زمان نمی توانم بخوانم و اگر آن کار برنامه ریزی شده را انجام دهم احساس می کنم روحم را در زنجیر کرده ام و خسته می شوم. به همین دلیل از برنامه ریزی کردن خسته شده ام. آیا باید خود را ملزم کنم که در آن ساعت کار برنامه ریزی شده را انجام بدهم و به مرور عادت کنم یا روشی دیگری هم هست برای برنامه ریزی کردن؟ آیا برنامه ریزی به این روش درست است مثلا مشخص کنم در این روز این سه کار را انجام دهم بدون تعیین وقت؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن کتاب عرض شد که بعد از مدتی تجربه‌ی درست‌برنامه‌ریزی‌کردن را به دست می‌آورید و بدون آن‌که خود را از برکات برنامه‌ریزی محروم کنید، برنامه‌ریزی شما مطابق واقعیات زندگی و احوالات‌تان می‌شود. موفق باشید


  • سلام: حکمت آفرینش عشقهای زمینی (عشق پدر و مادر به فرزند یا عشق دو غیرهمجنس) چیست؟ بطور کلی فلسفه عشق زمینی چیست؟
    چرا خدا فقط عشق خود را قرار نداد تا به راحتی به سمت او سیر کنیم و دل به او بدهیم؟ اینکه عرفا می‌گویند عشق مجازی پلی ست به سمت عشق خدا چرا بسیاری از عرفای شیعه (مثل علامه قاضی، آیت الله بهجت و...) حرفی از عشق زمینی نزده اند و ممکن است خود نیز تا آخر عمر عاشق غیر همجنس نشده باشند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عشق، روح و روحانیتی است که به سوی کمال نظر دارد. لذا در هر آن‌چه انسان وجهِ کمالی در آن بیابد، آن را از آن وجه، محبوب خود قرار می‌دهد. آری! اگر کسی عشق را در محبوب مجازی هم تجربه کرد و سپس متوجه شد همه‌ی آن کمالات در حضرت حق است؛ با تجربه‌ای که نسبت به آن عشق مجازی داشت به سوی محبوب حقیقی سیر می‌کند.



    اگر کسانی از ابتدا بتوانند کمالات متعالی را به صورت وجودی و با تجربه‌ی حضوری در خدا بیابند، چه نیاز دارند که از طریق تجربه‌ی عشق زمینی به حضرت محبوب دل ببندند؟ موفق باشید


  • سلام:
    اگر کسی فکرش به امور بیهوده گذشته باشد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در آن کتاب عرض شد آمدنِ خیالات در اختیار ما نیست، ولی دنبال‌کردنِ آن در اختیار ما است. و اگر دنبال نشود، پس از مدتی قدرت خود را از دست می‌دهد و در نهایت از تأثیر می‌افتد. موفق باشید


  • سلام علیکم وقتتون بخیر: چه حسابی است که بعضی اموات به خواب یکی از فرزندانشان زیاد می آیند در حالی که بیست سال آست فوت کرده اند به تعداد انگشتان دست هم به خواب یکی از فرزندان نی آمده اند. چه سریست؟ بحث نارضایتی است یا می تواند علت دیگری داشته باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نکاتی از آیت اللّه شجاعی در رابطه با «خواب» آورده شده است. بد نیست به آن‌جا رجوع شود. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز:
    در روایت صحیحی چنین آمده است که «اذا تقرب الناس الی خالقهم بانواع البر فارتقب الیه بانواع العقل و السر تسبقهم» می خواستم اگر ممکنه یه شرح مختصری نسبت به روایت داشته باشین ضمن اینکه مقصود از انواع عقل را بیان کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! پيامبراكرم (ص) خطاب به اميرالمؤمنين (ع) در روایتی که بنده فکر می‌کنم می‌توان نسبت به آن اطمینان بیشتری داشت؛ مى‏ فرمايند: «يَا عَلِيُ‏ إِذَا تَقَرَّبَ الْعِبَادُ إِلَى خَالِقِهِمْ بِالْبِرِّ فَتَقَرَّبْ إِلَيْهِ بِالْعَقْلِ تَسْبِقْهُمْ»[1] اى على! آن‏گاه كه‏ بندگان جهت قرب به خالق‏شان به نيكى ‏ها متوسل مى‏ شوند تو با عقل به سوى خالقت نزديكى بجوى تا از آن‏ها سبقت گيرى. رسول خدا (ص)، در اين روايت اميرالمؤمنين (ع) را به تعقل و تفكر نسبت به حضرت خالق دعوت مى‏ كنند تا سير از كثرت به وحدت ملكه‏ ى ايشان شود. اگر ملاحظه مى ‏كنيد شيعه در تفكر و تعقلِ در دين نسبت به ساير مسلمانان پيش‏تاز است و رشد بيشترى كرده به ‏جهت روشى است كه امام شيعيان (ع) پيشه كرده‏ اند و شيعه‏ ى اميرالمؤمنين (ع) نسبت به موضوعات دين، عقل و قلب خود را به‏ كار مى‏ گيرد و كثرت عبادات در شيعه اصل نيست، بلكه اصل آن است كه با فعّال نگه‏داشتنِ عقل و قلب، خدا عبادت شود.[2] پيامبر خدا (ص) مى ‏فرمايند: «ما قَسَمَ ‏اللهُ لِلْعِبادِ شَيْئاً افْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ، فَنَوْمُ‏الْعاقِلِ افْضَلُ مِنْ سَهْرِ الْجاهِل ...»[3] خداوند هيچ چيز را بين بندگان خود برتر از عقل تقسيم نكرد، پس خوابِ عاقل از بيدارى جاهل افضل است. هر چند مؤمنى كه عقلى رشديافته و دل پاك دارد، با هر عبادتى، بسيار رشد مى ‏كند. ولى نبايد ظاهر و قالب عبادات براى ما محور گردد. اميرالمؤمنين (ع) با عقل و دل اميرالمؤمنينى هر شب هزار ركعت نماز مى‏ خواندند ولى توصيه ‏ى پيامبر (ص) اين است كه اى على! اگر با آن عقل قدسى، يك نماز بخوانى، برابر هزار ركعت نتيجه مى ‏گيرى، حال اگر هزار ركعت بخواند ببين چقدر نتيجه به ‏دست مى ‏آورد. در ضمن می‌توانید به کتاب «رمضان دريچه رؤيت» ص: 138 تحت عنوان «قلب‏هاى صاحب تعقل‏» رجوع فرمایید. موفق باشید



     





    [1] ( 2)- مشكاة الأنوار فى غرر الأخبار، فضل بن حسن حفيد شيخ طبرسى، ص 251.



    [2] ( 1)- امام صادق( ع) در شرح آيه‏ى دوم سوره‏ى ملك كه خداوند مى‏فرمايد\i:« الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ»\E حضرت مى‏فرمايند؛ خداوند نفرمود عمل بيشتر، بلكه فرمود عمل بهتر كه بستگى به نيت خالص انسان دارد.



    [3] ( 2)- بحارالانوار، ج 1، ص 91.


  • سلام استاد: در پاسخ به پرسش یکی از دوستان مطلبی نقل فرمودید به این مضمون که انسان هر چقدر که عقلش کامل شود کمتر خواب می بیند، بنده تقریبا هر شب خواب می بینم و گاهی در یک شب چند خواب متفاوت می بینم، با حرفی که شما فرمودید نسبت به این حالت نگران شدم و احساس بدی پیدا کردم. اگر ممکن هست در این خصوص توضیح بیشتری ارائه بفرمائید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کثرت خواب‌های روزمرّه نشانه‌ی غلبه‌ی قوه‌ی واهمه است. با رشد عقل و تعقل، این غلبه ضعیف می‌شود. موفق باشید


  • استاد سلام:
    در موضوع معرفت النفس
    ۱. وقتی ما عالم خارج را درک می‌کنیم و احساس می‌کنیم به صورت بدیهی وجدانی و بدون تفکر و توجه درک و احساس خارج بودن اشیا را داریم، اما موقعی که ناخودآگاه و بدون اختیار و اراده قبلی تخیل می کنیم و خطوراتی سراغ ما می آید به صورت بدیهی وجدانی درک و احساس درونی بودن تخیل را نداریم به جز اینکه توجه کنیم و به خود بیاییم که متوجه می‌شویم در خیالات بودیم، در صورتی که تنها وقتی که اختیارا و به خواست خودمان خیال کنیم، در همان لحظه تخیل، می دانیم در حال خیال کردنیم، چرا این علم به درونی بودن تخیل و خطورات را در زمانی که تخیل و خطورات ارادی وآگاهانه و اختیاری نیست نداریم؟ آیا این به این دلیل است که آن خطورات و خیالات غیر ارادی و دفعتا و جبری حقیقتا از خارج از نفس من است، که یا القا شیطان است یا الهام ملک، و به خاطر همین ما آن خطورات و خیالات را درونی احساس نمی‌کنیم چون حقیقتا درونی نیست و نجوا و القا یا الهام است؟
    ۲. حال اگر این خطورات و خیالات غیر ارادی و خارج از اختیار از جانب شیطان و ملک می باشد، چگونه می توان خطورات و خیالات و الهام های ملکی را بیشتر کرد و خطورات و خیالات و القائات شیطانی را به حداقل و حتی صفر رساند؟ متشکرم از شما استاد عزیز.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! همین‌طور است که می‌فرمایید. ۲. همین‌طور که در روایت از پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» داریم: «إنّ فی ایام دهرکم نفحات»، آری! الهاماتی از مَلَک به ما می‌رسد همچنان که وسوسه‌ها و القائاتی از شیطان در «عُقَد» و اندیشه‌های ما در میان است ولی در هر حال آن‌چه مورد پذیرش و نپذیرفتن آن‌ها می‌شود در درون ما است و زمینه‌هایش را ما فراهم می‌کنیم و از این جهت از اختیار ما بیرون نیست. موفق باشید


  • سلام استاد گرامی:
    بنده به خودم و توجهاتم و خیالاتم دقت کردم، دیدم خیالاتم تحت کنترل نیست و به قول معروف یه بلبشو و سرگردانی در خیالم هست که نگو، تو خیالم یه لحظه دارم با یکی دعوا می کنم و بحث می کنم، یه لحظه دارم به چیزی که اتفاق نیافتاده تخیل می کنم اونم بیشتر بدبینانه، القائات و وسوسه های شیطان هم که مثل مور و ملخ میاد تو خیالم، استاد جان خلاصه خیالم خیلی بی در و پیکره، چکار کنم خیالم تحت کنترلم باشه و القائات و وسوسه ها و تصویر سازی های شیطان بر خیال من تاثیر نگذارد و خیالم رو کنترل نکنه؟ استاد چه کنم بدجور درگیر خیالات پوچ و بیهوده ام؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: از چیزی گِله دارید که همه گرفتار آن هستیم. در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» راه‌کارهایی در میان آمده است بد نیست به آن رجوع کنید ولی کار آسانی نیست و انتظار نتیجه‌ی سریع نداشته باشید. موفق باشید


  • استاد سلام:
    بنده خیلی کم خواب می بینم، یا اگر هم دیده باشم یادم نمیاد؟ در صورتی که قبلاً بیشتر بوده و یادم می ماند٬ مشکل از کجاست؟ چرا اینگونه شده؟
    ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مباحث «ده نکته در معرفت نفس» را دنبال بفرمایید در آن‌جا سخن حضرت باقر «علیه‌السلام» را می‌یابید که حضرت می‌فرمایند: هر اندازه عقل انسان کامل شود، خواب‌دیدن‌های او کم می‌گردد. موفق باشید


  • سلام و احترام:
    امکانش هست برای سوال شماره ۲۳۶۴۴ مثالی عملی بیاورید.
    شما فرمودین می شود به حالات خیالاتی شدن مقابله نکنیم و به دید فرصت نگاه کنیم و آنها را تبدیل کنیم به خیر برای خودمان. می شود کمی بیشتر توضیح دهید. تمرینی یا مثالی هست من خیلی درگیرم با خیالاتم که خیالاتی بیهوده است نه در راستای کمک به عقل و رشد انسان. خیالاتی عمدتا منفی و بیهوده ... چطور به فرمایش شما خیالاتمان را با مثنوی مولوی یا آیات قرآن همراه کنیم؟ ممنونم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر آن است که سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید تا راه‌هایی نسبت به رفع چنین مشکلاتی را در مقابل‌تان قرار دهد. موفق باشید


  • استاد عزیز سلام:
    وقتی انسان تحت فشار روحی قرار دارد مثلا افکار مزاحم و القائات شیطان او را اذیت می‌کند، چرا مدت طولانی مثلا چهل روز گفتن اذکار و توسل به ائمه اطهار (ع) برای رفع این افکار موثر واقع نمی شود و آن بزرگواران آن افکار مزاحم را با قدرت الهی خودشان دور نمی‌کنند و در نتیجه آن بی تاثیری اذکار و توسلات انسان را به مرز ناامیدی می کشاند؟ چرا تاثیر ندارد؟ آن بزرگواران و خداوند متعال که می‌بینند و می دانند که شخص واقعا محتاج کمک است و دارد از لحاظ روحی زجر می کشد پس چرا کمک نمی‌کنند؟ ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که برای رفع مشکل در عین توسل به اولیاء‌الهی باید راه‌های دیگر را نیز بشناسیم و دنبال کنیم تا ان‌شاءالله رشد لازم نصیب‌تان بشود. بد نیست سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. موفق باشید


  • سلام استاد ارجمند:
    ۱. بابت ترک عادات غلط در کدام مباحث شما به این اشاره شده که رجوع کنیم؟
    ۲. نکته دیگر اینکه بنده گاهی فکر و خیالاتی به ذهنم می آید بابت اینکه مدام به خودم می گویم که دارم چه می کنم؟ نکند کاری که الان دارم انجام می دهم بیهوده است و آنچه خدا می خواهد این نیست (القائات زیادی به این شکل دارم) به صورتی که خیالم را نمی توانم مدیریت کنم و من را از زندگی در حال و واقعیت به خیالات می برد. در صورتی که شک هم ندارم کارم مورد رضای پروردگار هست. مثلا سر کارم یا صله رحم می کنم یا هرچه...
    ۳. کسی که غلبه صفرا یا بلغم و سودا و... دارد و حالاتش به هم می ریزد تا جایی که حوصله نماز ندارد یا پرخاش می کند و... در این حالت باید بگوییم ایمان فرد ضعیف است یا فعلا به خاطر به هم خودن طبع این شکل شده؟
    ۴. درباره غلبه بر اضطراب های بی جا (استرس های مخرب و غیر سازنده) به کدام مبحث شما رجوع کنیم؟ وقتی یاد شما به ذهنم می رسد دعایتان می کنم چه در نماز باشم چه در هر حالی. شما هم ما را دعا کنید.

     باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» ان‌شاءالله می‌تواند کمک کند. ۲. ملاک، راهی است که شریعت الهی در مقابلِ ما می‌گذارد. ۳. هر چه هست باید با همین روحیه خود را بسازیم؛ زیرا بالاخره هر کس ضعف‌هایی دارد. مهم آن است که در بستر همان ضعف‌ها باید جلو رفت. ۴. ان‌شاءالله مطالعه‌ی کتاب «فرزندنم این‌چنین باید بود» کمک کار می‌گردد. موفق باشید


  • با عرض سلام خدمت استاد: گاهی یا شاید اکثرا موقع کار و درس و نماز و مطالعه و موسیقی و ورزش و... حالاتی در بنده پیش میاد که نمیدونم حضور قلبه یا نه. حضور قلب چیه و چطور ایجاد میشه و چطور و از چه راهایی تقویت میشه؟ و چه کنیم همیشه در حضور قلب باقی بمانیم و خسته از این نوع حضور نشویم؟ و چطور تشخیص بدهیم که کی در حضور قلبیم؟ در ضمن به سوال ۲۷۸۰۸ ام که خیلی وقته خدمتتون فرستادم پاسخی داده نشده.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نقداً پیشنهاد مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را همراه با شرح صوتی آن دارم. ۲. سؤال مذکور به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نمی‌زنید؟! کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید


  • استاد عزیزم سلام:
    آیا شیطان می تواند بر عقل انسان تسلط پیدا کند و او را دچار زوال عقل کند به گونه ای که هذیان گویی و افکار و عقاید پوچ و ضد عقل بر او چیره شود؟ آیا واقعا عقل زایل می شود و یا نه شیطان بر وهم تسلط پیدا می کند و توهم و موهومات بجای تعقل بر نفس چیره می شود و در اصل عقل بر اثر چیره شدن وهم پوشیده شده و اینگونه هر فکر بیهوده و پوچ یا وسوسه ای که شیطان بر او القا کند را می‌پذیرد و دچار هذیان گویی و حرف ها و عقاید دیوانه وار می شود، به گونه ای که انگار دچار جنون شده و عقلش را از دست داده. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حدّ حضور شیطان در خیال و وَهم است. اگر کسی مقیّد به نور عقل باشد، تحت تأثیر شیطان قرار نمی‌گیرد. موفق باشید