×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    قلب، عقل، خیال و وهم، عشق

  • سلام استاد:
    دوستی مطلبی رو در مورد «چاکراها» برام گفت که خیلی برام عجیب بود. می‌گفت انسان هفت چاکرا در بدن داره که اگه اونها رو پاک کنه و روی اون ها کار کنه به مراتب عالی می‌رسه و به کائنات وصل میشه و از عالم غیب انرژی میگیره. می‌گفت که علمای بزرگ هم همین چاکراها رو پاک کردن و صدای درونشون رو شنیدن و به مراتب عالی رسیدن. مثلا می‌گفت چاکرای اول ریشه نام داره و مربوط به کنترل ذهن هست و انسان تو این مرحله باید اهل سکوت و دوری از هیاهو باشه و... استاد آیا این ۷ چاکرا همون مراتب عرفانی نیستن؟ آیا ورود به چنین مباحثی رو تایید می‌کنید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در این موارد مطالعاتی داشتم. به نظر می‌آید بیشتر با توهّم و ابهامات زیادی همراه است. مباحث «معرفت نفس» بهتر کمک می‌کند تا انسان مراتب وجودی خود را در عالَم بیابد. در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» عرایضی در مورد حضور در عوالم مختلف حتی حضور تا قیامت شده است. موفق باشید


  • سلام علیکم و رحمة الله و برکاته:
    گفتنش سخت است ولی بنده قبلا چندین بار پیش آمده که برای خواب چشمم را ببندم و در حالتی که هم بودن در این عالم را حس می‌کنم و هم اختیار کامل ندارم که چشمم را باز کنم و وقتی که صدا هایی عجیب غریب می‌شنوم و حالت وحشت به من دست می‌دهد و نمی‌توانم آن لحظه چشمم را باز کنم و بعد از تلاشی لحظاتی بعد چشمم را باز می‌کنم. می‌خواستم علت آن را بدانم و توصیه حضرت عالی درباره آن را بدانم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً نحوه‌ای از تجربه نسبت به تجرد نفس ناطقه است. بد نیست سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. موفق باشید


  • سلام بر تمامی مقربان الهی از جمله شما بنده گاهی عواطفی به من دست می آید و یا افکاری به طوری که حس می‌کنم. حلال مذهب عشقم، حرام شرع اسلام. حالا نه به این منظور که بخواهم حرامی مرتکب شده باشم نه در مجاورت عشق الهی به عشقی دنیوی هم فکر می‌کنم و آیا لذت و توجه به برخی چیز های دنیا اشکال دارد و یا خیر و در مواجه با آن چه باید بکنم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی جناب حافظ:



    همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست



     همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت



    ذیل حضور اولیای الهی، انسان، همه‌ی عالَم را راه‌های به سوی حضرت محبوب می‌یابد. موفق باشید


  • سلام و درود خدمت استاد محترم: ضمن تشکر بابت پاسخهای قبلی شما، در مورد قاعده «الواحد لا یصدر عنه الا الواحد» می خواهم بدانم که این پارادوکسی بوجود آمده چگونه حل خواهد شد: اگر از ذات باری تعالیٰ عقل اوّل که یک موجود واحد و مجرّد می باشد صادر شده است چطور بر آن موجود واحد قاعده مذکور اطلاق نمی‌شود و او قادر به صدور و مدیریت کثرات می شود۔ کدام یکی از دو راه ذیل می‌تواند راه گشاء باشد؟:
    ۱۔ وقتی عقل اول بوجود می آید جنبه های وجوب و امکان گرفته حاوی ترکیب می شود و از این لحاظ دیگر واحد نیست که نتواند کثرت صادر نماید۔
    ۲۔ عقل اول خود واحد است و جمیع مخلوقاتی که ازش نشئت گرفته باشند همه شون واحد اند از لحاظ وجودی پس قاعده مذکور نقض نشده است۔
    متشکرم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب خواجه نصیرالدین طوسی نکات خوبی در این مورد فرموده‌اند که در جزوات «تاریخ فلسفه و کلام اسلامی» روی سایت می‌توانید دنبال کنید. از آن جهت که می‌فرمایند عقل اول به عنوان صادره‌ی اول، دارای دو وجه است، یکی وجه امکانی آن که موجب صدور نفسِ اول می‌شود و وجه عقلانی آن که عقلِ دوم را صادر می‌کند. بیشتر مطلب را در آن جزوه دنبال بفرمایید. موفق باشید


  • سلام: با توجه به اینکه انسان کامل جامع حضرات خمس است می‌توان گفت مقام او فوق الله است چون الله در مقام واحدیت مطرح است لکن سعه وجودی انسان کامل تا مقام احدیت است؟ به قربان نبی کو فوق الله است / ولیکن عبد و خود در شوق الله است / نمودی سجده بر حق گر چه برتر / ز ذات پاک او الله اکبر / زخاک پای آدم بود کمتر / ولی سجده نکرد ابلیس کافر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام رسول خدا «صلوات‌الله علیه‌وآله» همچنان‌که خودشان می‌فرمایند: «اول ما خلق الله» است که همان مقام «عقل» می‌باشد و بدین لحاظ جامع همه‌ی مراتبی می‌شوند که ذیل عقل قرار دارد و بدین لحاظ مردم را به «الله» فرامی‌خوانند. در کتاب «مصباح الهدایه» از امام خمینی، نکات ظریفی در این مورد هست. موفق باشید


  • سلام علیکم: استاد مدت دو سه سالی هست که همزمان با ازادواجم به علت شغل و مسائل کاری به تهران آمده ام و ساکن شده ام. خودم و همسرم کارمند هستیم. مسئله ای که دچارش هستم احساس می کنم هرچه تلاش می کنم نمی توانم به دلخواه معنوی ام برسم و در مقایسه با گذشته از معنویات فاصله گرفته ام و در یک افول افتاده ام نقطه ی اساسی چالشم اینجاست که احساس می کنم هم در مسائل مادی و هم در مسائل معنوی دچار یک جور تنبلی و راحت طلبی ام. در مطالعه، در برنامه ریزی، در اجرا، در تفکر. احساس می کنم خدا در حاشیه است و محوریت اعمال و افکار و انگیزه هایم شهوت است. از جهت همسرم و تاثیرگذاری بر او هم می ترسم. نماز صبحهایم اغلب اوقات پشت سر هم قضا می شود در صورتی که قبلا یک روز نماز قضای صبح مرا کاملا بهم می ریخت. نمی دانم مشکل از کجاست. هرچه از خود خدا تقلا می‌کنم و خودش را می خواهم باز پیشرفتی نمی بینم. تنها حاجتم اصلاح رابطه با خداست اما نمی دانم از چه دری وارد شوم. این گل تنبلی و راحتی خواهی مرا گرفتار کرده است. انگیزه ی تکان دهنده ای نمی یابم و به دنبال یک شوک مثبت هستم. گاها با همسرم غضب تند می کنم و ایشان را از خود می رنجانم و می ترسانم. برنامه های معنوی زیارت شهدا و قبور را هم بطور هفتگی در برنامه گذاشتم اما تاثیر آنچنانی نداشت. یک چندباری برای نماز شب برخاستم اما آنچنان بی میل بودم که نتوانستم قامت ببندم. همسرم هم در نمازهایش کاهل شده است. من ۲۸ ساله هستم و نگران از اینکه در این سن هنوز وامانده ام و دچار رذایل اخلاقی. نماز صبحم قضاست چه برسد به نماز شب. لطفا راه نجاتی نشان دهید.

     باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال خود را در جهانی باید حاضر کرد که جهان حضور در تاریخ ماورای جهان غرب است. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را اگر با همسرتان دونفری مطالب آن را دنبال بفرمایید، إن‌شاءالله نحوه‌ای از حضور در جهان معنوی را متذکر می‌شود. موفق باشید


  • باسمه تعالی
    سلام علیکم: از کسی شنیدم که می گفت: «هنر غربی ما را از خیالی به خیال دیگر می برد و در خیال بیشتر غوطه ور می کند و هنر اسلامی ما را از خیال عبور می دهد و به عقل می رساند.» آیا از نظر حضرتعالی این تعبیر درست و کامل است؟ اگر ممکن است مقصود و معنای این عبارت رو هم بفرمایید. تشکر فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته می‌توان آن را پذیرفت ولی کلی نیست. مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» می‌تواند در این مورد فکری را با شمادر میان بگذارد. موفق باشید


  • عرض سلام و ادب: در باب بردن کودکان زیر هفت سال و هفت سال به بالا به
    ۱. قبرستان
    ۲. قبرستان های تاریخی مثل تخت فولاد
    ۳. بودن کودک موقع دفن یا حداقل میتی که تازه دفن شده
    ۴. گلستان شهدا یا گلزار شهدا
    ۵. مزار علما و بزرگان
    ۶. امامزاده هایی که قبر اطراف آنها هست مثل امامزاده ی که در درچه هست و امثالهم
    پژو هشی در حال انجام است، آیا ممکن است دیدگاهتان را در این مورد بفرمایید؟ متشکریم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید بحث در شرایط توهّم‌زایِ این مکان‌ها بوده که عموماً امروزه شرایط، فرق کرده و قضیه علی‌القاعده منتفی است. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام و عرض خسته نباشید: پسری هستم بیست ساله از استان اصفهان. خدا را هزار مرتبه شکر از همه لحاظ (جسمی، روحی، خانوادگی...) در صحت و سلامت کاملم. ولی از زمانی که بدنیا آمدم و قدرت فهم پیدا کردم یا به خاطر فکر زیاد در مورد آینده اضطراب داشته ام. یا به خاطر فکر بگذشته و مقایسه خود با دیگران دچار افسردگی بوده ام. به خاطر رفتارها و کنایه های اطرافیان علی رغم توانمندی هایم دچار خودکم انگاری شده و عزت نفسم را از دست داده ام. با وجود دعاها و توسلاتی که داشته ام هیچ تغییری در افکارم ایجاد نشده و در هر دوره ای از زندگیم به خاطر مسائلی جزئی و پیش پا افتاده غصه خورده ام هر زمانی هم که قدرت رفع آن مشکل را پیدا کرده ام درگیری ذهنی دیگری بسراغم آمده و آزرده خاطرم کرده. خدا شاهدست که هیچ مشکلی ندارم ولی به قول معروف «نمیدونم چمه».
    تا الان که گذشت ولی ناراضی هم نیستم. دوست دارم ازین به بعد با آرامش خاطر و فکری آزاد از هر دغدغه به زندگیم برسم. لطفا کمکم کنید چه از لحاظ معنوی چه از لحاظ معرفتی و مشورتی. بشدت علاقه مند به مطالعه و مشغله کاری هستم ولی هربار شروع بسرگرم کردن خودم می‌کنم مشکلی پیش آمده و از کار میفتم. انتقادی هم به قشر متفکر و معنوی دارم. قبل از مراجعه به شما سعی کردم تماسی با آیت الله ناصری و حتی فرزندشون شیخ جعفر داشته باشم ولی در هر بار از طرف اطرافیانشون به مانع خوردم. انگار که در محیطی بسته و به دور از ارتباط قرار گرفته اند که مقصر شاید اطرافیان هستند. بابت پرحرفی عذر خواهی می‌کنم. یا علی خدا نگهدار.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره به این بزرگان حق بدهید که به کارهایی که برای خود تعیین و تعریف کرده‌اند برسند. پیشنهاد بنده آن است که کتاب «ادب عقل و خیال و قلب» که روی سایت هست را مطالعه فرمایید و از برنامه‌ی ورزشی که به خود می‌دهید نیز غافل نباشید. در این مورد اخیر می‌توانید به قسمت سوم کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام; کتابی دیدم که شخصی که می‌گوید بدل صدام بوده است و بعلت مشابهت با او مورد توجه صدام قرار گرفته و با جراحی پلاستیک تفاوتهای جزیی را مرتفع کردند و با تمرینهایی که با او کردند از نظر رفتاری هم مشابه صدام شده است در مورد رهبری هم گفته می‌شود بدل دارند. بطور کلی بدل داشتن مغایر سنن الهیست؟ اگر نه از لحاظ معرفت شناختی چگونه بفهمیم یک فرد خودش است یا بدلش؟ اگر هیچ راهی نیست باب شکاکیت باز نمی‌شود؟ با توجه به شبهه بدل حجیت تاریخ چگونه اثبات می‌شود؟ آیا بغیر از طرق طبیعی بدل داشتن (مثلا با جراحی پلاستیک) باب طرق غیر یا فوق طبیعی هم باز است. مثلا اجنه به شکل فردی درآیند یا ملائکه یا شبهی در خیال ما منعکس شود توسط ساحران یا حتی خود خدا.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا ما خود را بی‌دلیل مشغول این نوع توهّمات بکنیم؟ مگر دنیا صاحب ندارد که این امور را در جای خود رسوا کند؟ موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم و رحمة الله. آیا اگر انسان به تجرد نزدیک و از دنیای ماده دور شود ممکن است، در این طریق در برخود با مجرداتی همچون اجنه و شیاطین به مشکلاتی بخورد؟ کما اینکه نقل می‌کنند پس از ریاضت های چله نشینی و سر به بیابان گذاردن عرفا و دراویش قدیم بعضا دچار آزار و اذیت های بدی قرار می گرفتند. و یا شیاطین ابتدا در قالب ملک ظاهر می شدند و از این طریق به مقصودشان در ارتباط با آدمی می رسیدند. ضمنا در کتاب آنسوی مرگ هم آورده است فردی که خداوند پس از مرگ زندگی مجددی به او بخشیده بود و او هم صاحب اختیاراتی بود، دچار اجنه می‌شود و خانه او را به آتش می کشند و... اگر صحیح است، راه پیشگیری چیست؟ راه درمان چیست؟ اگر غلط است، الحمد الله.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با ورود از طریق معارف صدرایی آن متون اجازه به تحرکات قوه‌ی واهمه نمی‌دهند تا شیاطین جرأت چنین حضورهایی را داشته باشند. در این رابطه خوب است کتاب «سفینة الصادقین» مرحوم سید حسین یعقوبی قائنی مطالعه شود. موفق باشید


  • سلام و درود خدمت استاد گرامی: لطفاً بفرمایید اگر نظر شیخ اکبر رو پیرامون قوه وهم در نظر بگیریم که فرمودند سلطان اعظم هست، آیا از نظر جنابعالی برداشت بنده از کیفیت این قوه درست هست:
    ۱. کار قوه خیال صورت گری و کار قوه وهم بهش معنی دادن می باشد۔
    ۲۔ اگر ادراکات حسّی مدِّ نظر ما بود قوه خیال از حسِّ مشترک بهره گرفته مواد حاصله از حواس خمسه رو صورت گری می کند۔
    ۳. قوه واهمه صورت ها رو می‌تواند به کمک عقل فعال یا بدون آن معنی بدهد۔ اگر واهمه تحت نظر عقل فعال بوده باشد تمام معانی درست و نورانی خواهد بود [متصرّفه] وگرنه راهزن و نا قابل اعتبار می‌شود [تخیّله]۔
    ۴. اما اگر معقولات مدِّ نظر ما بود معقولات به کمک قوه وهم به قوه خیال منتقل می شود۔ مشکل بنده اینجاست که بظاهر قوه واهمه مراتبی دارد و اگر از عقل فعال نزدیک باشد مفاهیم رو بدرستی به قوه خیال برای صورت گری منتقل می کند و اگر در مرتبه نازل تر از محسوسات نزدیک بود همان محصول حسِّ مشترک رو مفهوم می دهد۔ لطفاً بفرمایید تا کجا برداشت بنده درست است و کجا به بیراهه رفته ام۔ اما مقدور باشد برخی منابع موجود در فضای مجازی رو برایم معرفی فرمایید تا بهره مند شوم۔
    خداوند شما رو سلامتی و طول عمر و اجر کثیر عطا فرماید. بحق پنج تن آل عباء آل کساء صلوات الله علیهم اجمعین۔

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی است نکاتی که می‌فرمایید. اگر فرصت بشود و به فصّ محمدی از فصولی که در فصوص‌الحکم هست، رجوع شود به‌خصوص بحث «تخیّل خلاّق» مطالب را بهتر می توانید تجزیه و تحلیل کنید. شرح «فصوص‌الحکم» روی سایت هست و شرح صوتی قسمت مربوطه را می‌توانید از حاج آقا نظری بگیرید. موفق باشید


  • عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار و مهربان: پیرامون پاسخ سوال قبلیم در مورد قوه خیال و وهم با عرض معذرت قانع نشدم۔ حتماً عیب در جمله بندی سوالم بوده۔ حضرت استاد، سوال بنده بر اساس جمله ای از شیخ اکبر بوده که فرموده اند وهم سلطان اعظم است۔ از این لحاظ کارکرد قوه خیال باید کلی باشد اما چون قوه وهم صورت گری های خیالی رو معنی و مفهوم می‌دهد کار اصلی بر عهده آنست۔ اگر تحت سیطره عقل نورانی فعال بوده باشد که نور علی نور اما اگر طغیان نماید انسان رو بسوی ورطه تخیل و توهم سوق داده راهزن می‌شود۔ بفرمایید آیا این برداشت بنده درست است یا اشتباه کرده ام۔ سوال دیگری در مورد قوس نزولی هست که می‌خواهم علاحده مطرح نمایم۔

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در افق توحیدی نظر شود، قوه‌ی واهمه صورت‌های معقول هستند که در موطن خیال تجلی می‌کنند ولی اگر افق دنیا مدّ نظر باشد قوه‌ی واهمه صورت‌های توهمیِ عالم محسوسات را می‌سازد که غیر واقعی هستند. موفق باشید


  • سلام: شیطان هر لحظه به تمام افراد بشر دسترسی دارد و اعمال همه را زیر نظر دارد تا اغواگری کند؟ و اگر اینطور باشد بنظر می‌رسد تجرد فوق العاده بالایی دارد و بالاتر از تجرد مثالی است و چون برخی وساوس ظاهر عقلی دارد و اصلا شیطان با وجودی طرف است که ناطق است و باید از تمام تار و پودش مطلع باشد و دست از احدی نمی‌کشد مگر مخلصین و می‌دانیم برخی افراد از تجرد عقلی گذشته اند و در آن مدارج بالا هم باز شیطان از وسوسه دست نمی‌کشد و اگر منازل را ۱۰۰ بگیریم در عبور از ۹۹ به ۱۰۰ شیطان در کمین نیست؟ و اگر به صد رسیدیم باز سعی نمی‌کند ما را به زیر کشد و سد راه الی الله شود پس چنین وجودی نمی‌تواند خود از عقل و حتی فوق عقل بی بهره باشد و در فریب آدمی موفق و گویا بالاتر از ملائکه بود که سراسر عقلند بنظر می‌رسد شیطان تمثیلا ماهی است که بجای آنکه رو به شمس بایستد پشت به او استاده و بنابرین هرکه تحت ظل شیطان باشد در خسوف است و برای آنکه بتواند خسوف را کامل کند بتواند سایه تمام انوار الهی شود پس مرتبه ای از تجرد نیست که شیطان را از او بهره نه و در کل شیطان چه وجودیست که لا یشغله شان عن شان.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم شیطان در موطن خیالش به‌سر می‌برد که می‌گوید «أنا خیرٌ منه». اگر متوجه‌ی حقیقت می‌شد که این جمله را نمی‌گفت. آری! انسان‌ها مراتبی دارند حتی وقتی در موطن عقل ناب هستند، از موطن خیال منقطع نمی‌باشند و شیطان از این موطن در آن‌ها وارد می‌شود. ولی آن‌ها با عقلِ ناب‌شان از او تأثیر نمی‌پذیرند و شیطنت او را تشخیص می‌دهند. موفق باشید


  • سلام: همسر من تمایل به خرید و یادگیری گیتار داره، بنظرتون من چه واکنشی نشون بدم؟ از طرفی نمیخوام باهاشون مخالفت کنم و این خواسته و علاقه چند ساله براشون تبدیل به عقده بشه و از طرفی خیلی بدم میاد از اینجور آلات موسیقی. خودتون هم بهتر میدونید احادیث در مورد آلات موسیقی هم هست به این مضمون که اگر تو خونه باشن برکت میره و ... ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فقهای محترم آلات موسیقی را به ذاته حرام نمی‌دانند بلکه بیشتر از آن جهت که وسیله‌ی لهو و لعب می‌شود حرام می‌دانند و معتقدند وجود این وسائل در خانه فرشتگان را می‌راند. اگر بشود ما در فرهنگ خودمان با تدبّر در قرآن و روایات و آثاری مثل مثنوی جناب مولوی، اوقات خود را آباد کنیم، بهتر است. پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» زده شود. موفق باشید


  • سلام جناب استاد طاهرزاده:
    بنده برخی انیمیشن ها را نگاه می‌کنم بسیار واقعی به نظر می آیند و این سیر تکاملی آن چنان به فضای رئالیستی نزدیکست که در آینده ی نزدیک توان بازسازی واقعی پدیده ها در دسترس بشر خواهد بود اگر نگوییم هم اکنون رسیده است و در جلوه های ویژه نیز صنعت فیلم سازی آنچنان رشدی نموده است که روزبروز قدرت تشخیص اینکه کدام صحنه واقعی بود و کدام توسط جلوه های ویژه و برنامه نویسی های رایانه ای خلق شده است دشوارتر می‌شود در زمینه هوش مصنوعی نیز رشد بسیار اعجاب آوری صورت گرفته برخی موسیقی ها بکل ساخته دست رایانه است یا حتی برخی متون آنطور که می‌گویند همچنین در برخی کلیپ‌ها می‌دیدم که ربات هایی ساخته شده است که بسیار مشابه آدمیست و قطعا در آینده آنچنان ربات ها مشابه آدمی ساخته ‌می‌شوند که تشخیص تمایز آن از بشر کار آسانی نخواهد بود سوال بنده اینست که ۱. برایند هوش مصنوعی را چه می‌دانید آیا مصنوع بشر خواهد توانست بر صانعش غلبه کند. ۲. آیا روزبروز مرزهای خیال و واقعیت کمرنگ‌تر خواهد شد و فیلم ها و متون حجیت معرفت شناختی خود را بمرور از دست خواهند داد؟ ۳. راه تشخیص آنکه هر انسانی که مشاهده می‌کنیم انسان است و ربات نیست چیست؟ البته امروزه هنوز ربات سازی به بلوغ لازم نرسیده است اما به آینده ای بیندیشید که رباتهای مشابه آدمی ساخته شده است و عالم پر است از انسانهای واقعی و ربات ها درین صورت آیا واقعیت به مسلخ نمی‌رود؟ ۴. آیا مسئله حجیت تواتر و تواحشی که عقل از پذیرفتن تبانی انسانها بر کذب دارد مربوط به شرایط عادی نیست ؟ چه در فرضی که مد نظر ماست و آن اختلاط انسانها با رباتهاست کاملا معقول است که تبانی بر کذب صورت پذیرد البته اینکه در حال حاضر صنعت رباتها بحدی نیست که با انسانها اشتباه شوند داده ایست که ما بر اساس ظواهر مثل سایتها و رسانه ها به آن رسیده ایم والا کاملا معقول است که بطور مخفیانه سالها پیش فریبکاران جهان رباتهای انسان نما را بین بشر فرستاده باشند و این چنین اغواگری خود را به اوج رسانده باشند. من البته اگر خودم ربات نباشم بغیر از خودم احتمال می‌دهم هر بنی بشری که می‌بینم رباتی بیش نباشد. البته اجنه هم قادر است لباس بشر بپوشد بنابرین جایگاه حجیت تواتر با این شبهه ولو احتمال ضعیفی باشد سست می‌شود و متعاقبا بنای ادیان که مبتنی بر تواتر است فرو می‌ریزد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال آن‌کس که به ربات برنامه می‌دهد، یا هوش مصنوعی را می‌سازد، یک انسان است و ربات و یا هوش مصنوعی در عرض انسان قرار نمی‌گیرد و اگر کسی از سنت‌های ثابت عالَم غفلت کند، این خطر برایش هست که بین واقعیات و توهّمات نمی‌تواند تفکیک کند.



    فراموش نکنید در نظامی که حضرت حق مدبّر و ربّ آن نظام است، اذنی که به بشر داده شده است در آن حدّ است که نظام الهی در سنت‌های لایتغیّرش محفوظ بماند، چرا به توهّمات خود این اندازه میدان می‌دهید؟! موفق باشید


  • سلام و درود خدمت استاد محترم: ضمن تشکر فراون بخاطر پاسخ قبلی تون عرض می کنم که در شرح قصه غربت غربیه فرمودید که وهم حقیقت نازله عقل فعال و تجلّی عقل هست۔ اما جای دیگر خوانده بودم که قوه خیال کارش صورت گری و قوه وهم بهش معانی دادن هست۔ پس خط میانی قوه خیال و وهم کجاست؟ آیا هر دو در جای خویش صورت گری می کنند؟ اگر برای فهم بیشتر مسئله به افاضات گرانقدر دیگر جناب عالی ارجاع داده شوم ممنون می شوم۔

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرض شد که خیال به عنوان یکی از مراتب نفس ناطقه، به حقایق نظر دارد که آن‌ها را به صورت آورده. ولی وَهم به چیزی خارج از خودش نظر ندارد. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرامی:
    استاد! می خواستم بدانم مفهوم ذهن و نفس یکی هستند؟ با توجه به اینکه ذهن در روانشناسی مطرح هست و چیزی بنام نفس در آن نیامده و در مقابل در حکمت و عرفان و اخلاق اسلامی عنوان نفس خیلی به کار رفته و چیزی بنام ذهن مشاهده نمی شود. ضمن اینکه وسوسه نفس همان اوهام و خیالات ساخته شده توسط ذهن که منشا بسیاری از بیماری های روانی هست، نمی باشد؟ لطفا راهنمایی نمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ذهن، مرتبه‌ای از مراتب نفس ناطقه است. پیشنهاد می‌شود جهت روشن‌شدن موضوع به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، رجوع شود. موفق باشید


  • سلام استاد:
    چرا اگر در بیداری من در عالم خیال بروم و مثلا خودم را زیر آب ببرم خیس نمی‌شوم ولی اگر همان خیالات را در خواب ببرم و خواب ببینم که زیر آب رفته ام خیس می‌شوم؟ مگر عالم و موطنی که در آن رفته ام یکی نیست؟ به عبارت دیگر جرا مفاهیم من در بیداری «معلوم مرده» هستند ولی همان مفاهیم در خواب «معلوم زنده» می‌شوند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که انسان خودش با نفس ناطقه در عالَمی حاضر شود، غیر از آن است که در خیالِ خود، فکرِ آن حضور را بکند. موفق باشید


  • سلام: در عالم جبروت تفاوت عقل اول و زوج آن یعنی نفس کلیه در چیست؟ آیا در رتبه متفاوتند؟!
    همچنین در عالم ملکوت تفاوت نفس کلی و طبیعت کلیه؟
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عقل اول در مقام صدور است و نفس، در مقامِ قبول. و مسلّم مقام قبول ذیل مقام صدور است. ۲. نمی‌دانم تفاوت نفس کلی و طبیعت کلیه در چیست. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد محترم: در مباحث از ارتباط با معقولات سخن می گویید، ارتباط با حق و چیزهایی که پایدار هست، این معقولات چه چیزهایی است؟ خداوند، معصومین، ملائکه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هر آنچه عقل متوجه‌ی حضور آن باشد، مربوط به عالم معقولات است و هر آنچه را وَهم توهّم کند، معقول نیست و مربوط به توهّمات می‌باشد. موفق باشید


  • با سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی: سوالی خدمتتان داشتم ممنون می‌شوم پاسخگوی اینجانب باشید. اجرکم عنداالله. استاد آیا علم به آینده ممکن است برای هر کسی پیش بیایید؟ من از نوجوانی از آینده مطالبی را آگاه می‌شوم حالا یا بصورت خواب یا بصورت ذهنی و من همیشه نمیدونم منشا این موهبت الهی است یا خدایی نکرده حضور شیطانین و من از کجا باید تشخیص دهم؟ بعضی وقتها هم این احساس را دارم که گویی یه نیرویی به سمتم حمله ور می‌شوند و همیشه مورد آزار قرار می‌گیرم. جایی را بهتر از شما ندانستم در میان بگذارم. ممنون می‌شوم. اگر اینجانب را راهنمایی بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. باید خود را وارد این امور نکنید. از طریق فهم سنت‌های الهی، امکان حضور در آینده را می‌توان فهم کرد. ۲. آری! خطر ورود شیطان هست. پیشنهاد مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست؛ داده می‌شود. موفق باشید


  • با سلام و احترام:استاد من تو حال و هوایی فراتر از مادیات و محسوسات بزرگ شدم و سالها انس داشتم با احساس های غیر مادی تا اینکه خوابهای وحشتناکی دیدم و از ترس اینکه اون خوابها تکرار نشن، مسیرم رو عوض کردم و بعد درگیر امیال جوانی شدم و غرق در دنیا. الان چند سالیه که فقط با مادیات زندگی می‌کنم ولی جای خالی عوامل غیرمادی رو به شدت توی زندگیم می بینم و برای اینکه به جواب سوالات بیشماری که دارم برسم نیازمند کمک های غیر مادی هستم. ضمن اینکه عقلم دست از سرم برنمی‌داره و تشنه ی معنویت هست. با این اوصاف تصمیم گرفتم یه بار دیگه از نو شروع کنم و ببینم باز هم اون خوابها میان یا نه تا اگه نیومدن سراغم مسیرم رو ادامه بدم. سوالم به طور مشخص از شما اینه که اگه امشب شروع کنم به تزکیه ی نفس و روح، چند روز طول میکشه تا اولین نشانه های معنویت رو مجددا ببینم؟ خواهش می‌کنم یه عدد بگید و اگه بازه ای از اعداد هم باشه مشکلی نداره. چون برام خیلی مهمه و توی تصمیمم اثر داره. مرسی.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که بتوان برای این امور زمان تعیین کرد، فکر نمی‌کنم ممکن باشد. به گفته‌ی جناب عطّار: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». در این مورد خوب است سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب:
    استاد چند سال پیش که تعدادی از آثار شما رو خونده بودم رو مجدد که می خونم حس می‌کنم بهتر می فهمم و برای عمل شوق بیشتری دارم. ولی قبلا فکر می کردم خوب می فهمم و حرص بیشتری برای کتاب خوندن داشتم. وقتی به دوستان اینارو میگم که دیگه کتاب بسه. عمل مهم‌تره نهایتا مثلا آثار شما رو مرور کنیم. ناراحت میشن. لطفا در مورد قوی شدن قوت اراده چند راهکار عملی بدین. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید قسمت سوم کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در این مورد جوابگو باشد. در مورد کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» بد نیست سری به گروه «جوان و انتخاب بزرگ» بزنید. موفق باشید



    ✅https://eitaa.com/joinchat/1797062673C76e30f884f


  • سلام علیکم: بنده چند بار مستهجن ترین عکسها و فیلمها را دیدم و خیلی هم پشیمان شدم و گریه کردم ولی چه کنم که این تصاویر از ذهنم پاک نمی شود و دارد دیوانه ام می کند اوضاع من خرابه حریف خودم نمیشم. کمکم کنید. تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دنبال نکنید، خودش خود به خود می‌رود. زیرا ریشه‌ی این صورت‌ها در خیال و توهّم است و آنچه می‌ماند توحید است که در فطرت انسان‌ها جای دارد. پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید