×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    قلب، عقل، خیال و وهم، عشق

  • با عرض سلام خدمت شما:
    کتاب ادب خیال عقل و قلب رو مطالعه کردم حالا خواستم از شما بپرسم که نقش کنترل خیال های بیهوده در کیفت زندگی برزخی ما چه تاثیری دارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ما را متوجه‌ی عالم گشوده‌ی غیب و معنویت می‌کند. آن‌چه در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» مطرح است. موفق باشید


  • سلام استاد:
    می توان گفت باور یا ایمان یعنی درک و آگاهی و فهم عقلی است که مورد تصدیق قلب قرار می گیرد. یعنی قلب با تزکیه و اعمال صالح در راستای نفی منیت و در جهت بندگی خدا کم کم مفاهیم دین را تصدیق می کند و به باور دینی می رسیم. حالا سوالم این است که می شود قلب بدون درک عقلی به باور برسد؟ شاید این حالت یقین باشد؟ و اگر چنین باشد قلب چکار باید بکند آیا همان کارهای قبل را با درجه و کیفیت بالاتر؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بله ممکن است. چنانچه انسان بر اساس اشارات دینی قلب خود را مطابق دستورات دین زنده نگه دارد عملاً عقل او نیز منور می شود. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز: استاد راجع به اضطراب و افسردگی در متون علوم انسانی خودمون یه زمان توی یکی از کتب شما مطلبی خوندم که غرب رویکردش نسبت به این موضوع فلان و... خواستم اگر بیشتر مطلب هست پیگیر بشم لطفا بنده را راهنمایی کنید. چون یادم نیست اون مطلب را در کدوم کتابتون خوندم و الان به مطالبش نیاز دارم اگر منابعی دیگر هم می شناسید راهنمایی ام بفرمایید. ۲. استاد یه نامه دستنویس یه بار بهتون شخصی دادم اون زمان ایمیلو اینا بلد نبودم چطور جوابش رو ازتون بگیرم تو کتابخانه مرکزی برنامه داشتین اون موقع. ۳. استاد عزیز بنده این مطلب که شما گفتید احساس شب قدر داشتن نسبت به انقلاب اسلامی را داشتم احساس حضور خدا را خیلی داشتم ولی الان نیست علت چیه چکار باید کرد دوباره بیاد؟ بنده فکر می کنم همه چیز در عالم حقیقت زنده است استاد موسویان میگن هر چیزی قدری دارد تو جملات امام دیدم قدس را لیله القدر انقلاب معرفی کردن ربطش رو نمی فهمم استاد اینقدر چیز به مغزم میاد نمیدونم چکارش کنم از طرفی دوست دارم مثل اون دفعه اینقدر محضر خدا باشم نمیشه استاد چکار کنم اونقدر تو محضر خدا باشم؟ استاد تا با افراد مرتبط میشم حضور میره استاد به عنوان یه خانم بگید چکار کنم نمیشه نیام بیرون از خونه و گرنه من گاهی ارزومه با کسی بخصوص مردان مرتبط نباشم اخه او نور میره چکار باید کنم استاد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظرم کتاب «هنر عشق‌ورزیدن» از اریک‌فروم بوده باشد. ۲. در این موارد خوب است کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه فرمایید. در ضمن عنایت داشته باشید به گفته‌ی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» قلب‌ها بعضاً در حالت اقبال نسبت به حقایق، و بعضاً در حالت ادبار و قبض نسبت به حقایق می‌باشند. که در این حالت دوم باید صبر پیشه کرد. ۳. چرا نباید انسان از خانه بیرون نیاید؟ آری! بی‌دلیل و بی‌جا نباید با نامحرم اختلاط کرد. موفق باشید


  • سلام استاد گرانقدر:
    وقت شما بخیر. برای تربیت عقل طبق فرمایشاتتان در کتاب ادب خیال عقل و قلب اگر ممکنه کتاب معرفی کنید. و همچنین تربیت توهم و خیال.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد تدبّر در قرآن به کمک تفاسیر قرآن کمک زیادی به تربیت عقل می‌کند. موفق باشید


  • سلام و تهیت و آرزوی علو درجات دنیوی و اخروی برای شما و همه مومنان و التماس دعا برای هدایت بنده، استاد عزیز، گذشته بنده ویرانه، هیچ اثر مثبتی نداره، هیچ رابطه اصلاحی در نفسم ندیدم، مدتی هم بصورت مستمر و هر شب در آستانه چهل سالگی قمری، خواب آلودگی را می بینم که مبتلا شدم و غرق در آن و به یک صورت شبها تکرار می شود، راهش چیست؟ امیدم رحمت الهیست و خواستم، ولی دردم را نمی دانم. به نظر شما چکار کنم؟ لطفا خصوصی راهنمایی بفرمایید. تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رجوع به معارف الهی و بازخوانی آن‌ها لازم است. پیشنهاد بنده آن است که بعد از مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کتاب «آشتی با خدا» را دنبال کنید. هر دو کتاب بر روی سایت هست. ۲. نسبت به کنترل غذا و ورزش نیز برنامه‌ریزی کنید. موفق باشید


  • سلام: لطفا جواب سوال قبلی با شماره ۲۳۹۸۵ را ارسال بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد:



    ۲۳۹۸۵. باسمه تعالی: سلام علیکم: بیایید و با مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کار را شروع کنید. موفق باشید


  • بسمه تعالی. سلام علیکم: استاد داریم بحث عقل تکنیکی رو کار می کنیم. نسبت عقل تکنیکی و کتاب گزینش تکنولوژی و کتاب مدرنیته وتوهم چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید تلاش شود این دو با هم جمع گردد. زیرا از یک طرف آن‌چه بر تکنیک در فرهنگ مدرنیته حاکم است، نوعی توهم یا گِشتل است و از طرفی ماهیت تکنیک، عقل است و نه توهم. موفق باشید  



     


  • با سلام:
    استاد عزیز با مطالعه جزوه حرکت جوهری سوالی برایم پیش آمده که ممنون میشم راهنمائی بفرمایید. شما در قسمتی فرمودید که آنچه با عقل دیده می شود جوهر است و با توجه به اینکه ما می گوییم، حرکت جوهری، حال سوال اینکه مگر در عالم عقل حرکت داریم؟ با تشکر.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: علم به حرکت جوهری، کار عقل است. عقل، می‌یابد که جوهرِ ماده عین حرکت است و این، «فهم» کارِ عقل است، نه آن‌که حرکت، کارِ عقل باشد. موفق باشید


  • سلام استاد عزیزم: دیروز سوالی پرسیدم و خواهش کردم که در خصوصی پاسخ بدهید.
    اما جوابی نیومده متاستفانه. کد سوال ۲۳۸۸۵

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد:



    ۲۳۸۸۵. باسمه تعالی: سلام علیکم: از مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، کار را شروع کنید و بعد از آن به بحث «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن بپردازید. از ورزش‌کردن هم غافل نباشید. در مورد موضوع اخیر، قسمت آخر کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» نکاتی عرض شده است. موفق باشید


  • سلام استاد گرامی و بزرگوار وقتتون بخیر: ان شاءالله که سلامت هستین، استاد بعضی از خیالات خیلی بنده رو آزار میده، چه جوری میتونیم بطور عملی به توهمات خودمون میدون ندیم و ازش تاثیر نپذیریم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «آب گِل خواهد که بر دریا رود / گِل گرفته پای او را می‌کشد». تا سیر به سوی دریا نداشته باشید که معلوم نمی‌شود چه تعلقاتی دارید! این خیالات که سراغ انسان می‌آید نشانه‌ی آن است که حرکتی صورت گرفته است. بفرمایید حالا اولِ کار است، باید فکری برای تک‌تکِ این خیالات کرد. هر اندازه انسان کار را برای خدا شروع کند و ادامه دهد، آن خیالات تبدیل به نور إلی اللّه می‌شود. موفق باشید 


  • سلام بر حضرت استاد:
    می خواستم بدونم این مسئله چه طور حل می شود؟
    این که ما در زندگی سئوالاتی داریم و به هر کسی که رجوع می کنیم نیز با برداشتی که از دین دارد به آن سئوال جواب می دهد و نظرهای مختلف می رسیم از مرجع تقلید گرفته تا مجتهد، و این که الان بالفعل هم خودمون اسلام شناس نشدیم که به کسی رجوع نکنیم، پس وقتی به کسی رجوع می کنیم هر کسی با برداشتی که از اسلام دارد به سئوال ما جواب می دهد، هر سئوالی که باید باشد، پس چرا حتما باید به یک شخص رجوع کنیم و احکام و عقاید و... را از آن بگیریم ؟
    ۲. حالا هر کسی یک چیزی می گوید و با توجه به مبانی که دارد، از دریچه ای که به مسئله نگاه می کند نظر می دهد در این جا ما که مجتهد نشده ایم باید چه کنیم که نمی دانیم بالاخره کدام یک درست می گویند، بهتر بگم چه چیزی داریم که مشخص کند مرز این که در این اختلاف ها و نظرها کدام یک درست است و صحیح؟
    پیش فرض: می خواهم تقلید کورکورانه نداشته باشم، و این که پاسخ های متفاوت در مواجهه با مسئله ی من افراد متخصص می دهند، بالاخره باید به کدام یک از آنها عمل کنم؟ آیا طبیعی است که هر کسی باید تمام حرف ها را بشنود و بعد خودش بهترین آنها را انتخاب کند؟ بهترین کدام یک هست؟ با چه چیزی از قبل بهترین آن ها را شخص می فهمد که کدام است؟
    [خیلی ممنون اگر راهنمایی دقیق کنید که از همه افراد ناامیدم]

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چون خودمان کارشناس آن موضوع نیستیم. جواب قسمت دوم سؤال را بهتر است در کتاب «ادب عقل و خیال و قلب» در جلسه‌ی دوم کتاب «چه نیازی به نبی» تحت عنوان «فلسفه‌ی تقليد از فقيه» که بر روی سایت هست دنبال کنید. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد بزرگوار و همگی عوامل و دست اندرکاران گروه فرهنگی المیزان:
    استاد سه تا سوال داشتم که با توضیح کوچکی خدمت شما عرض می کنم. بنده علاقه زیادی به کتاب و کتاب خوانی دارم و از حافظه نسبتا مناسبی برخوردارم به عنوان مثال میتونم در عرض بیست دقیقه یک صفحه کامل قرآن رو حفظ کنم (با این حال هیچ وقت نتونستم جز تعدادی سوره حفظ بشم از تنبلی)
    سوال: با توجه به مطالب بالا وقتی کتابی رو میخونم بعد از چند وقت که میگذره به اون کتاب برمی گردم گویا هیچی از اون کتاب یادم نمیاد!! گاهی مطالب خیلی گنگی از اون یادم میاد. چکار کنم این مشکل برطرف بشه چون با خوندن صدها کتاب هیچ چی از اون کتابا یادم نمیاد. تقریبا.
    سوال دوم: چطور تفکر کنیم؟ گاهی می خوام فکر کنم ولی دو دقیقه هم نمیتونم و از نظرم خسته کننده هستش. سوال سوم: چطور مشکل تنبلی رو حل کنیم؟ در ضمن از اینکه دیدم انقدر راحت سوالات همه رو جواب میدید به وجد اومدم. خداوند توفیق روز افزون به شما و همه ما عنایت کند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مبنای شما در مطالعات این نباشد که مطالب را حفظ کنید، بلکه مبنای‌تان این باشد که شخصیت خود را شخصیتی اندیشمند و متفکر بار بیاورید. لذا پس از مدتی این خودتان هستید که حاصل آن مطالعات شده‌اید، نه مجموعه‌ی آن‌چه آموخته‌اید. قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» می‌تواند نکاتی را با شما در میان بگذارد. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز: امیدوارم حالتون خوب باشه
    ۱. گاهی در اثر ارتباط با جوانان مذهبی و غیر مذهبی ها افرادی که ظاهر و سیمای قشنگی دارند ما را مجذوب خودشان می کنند و به سمت خودشان می برند در نگاه اول معمولا این ارتباط دور از شهوت و به واسط حب الهی برقرار می شود ولی گاها دیده می شود در ادامه آن، این محبت حالت شبیه شهوت آلود بودن به خودش می گیرد. (شاید از اول هم مخلوط به شهوت باشد) که تشخیص گاهی سخت می شود که این حب الهی است یا غیر الهی. و در این موارد فرد با ظن خودش که این حب الهی است کار را ادامه می دهد. در این موارد چه باید کرد؟
    ۲. دیگر اینکه بعضی اوقات فراق از آنها خیلی سخت می شود و نمی توان از طرف دل کند. این فراق به چه علت است؟ می تواند الهی باشد یا نیست؟
    ۳. در رابطه با حب با نظر به کتاب مبانی حب اهل بیت و با توجه به اینکه خدا غیور است و در یک دل دو محبوب نمی‌گنجد این حب دوستان تا کجا می تواند رنگ الهی داشته باشی و از کی دیگر باید از طرف جدا شد؟
    لطفاً کمی دقیق مسأله را مشخص کنید. مسائله تا حدودی مبتلا به است. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشیم در هر حال آن‌چه می‌فرمایید را در زمره‌ی میدان‌داریِ قوه‌ی واهمه باید قلمداد نمود و نباید آن را دنبال کرد. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نکاتی در این مورد متذکر شده است. بد نیست سری به آن بزنید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    با توجه به سوال ۲۳۷۲۳ بنده یک سوال پرسیدم و تمرینی برای کنترل ذهن خواستم اگه جواب بدید ممنون میشم. با تشکر. یا علی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد:



    ۲۳۷۲۳ باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال سعی بفرمایید هر آن‌چه آن استاد فرموده‌اند را دنبال کنید و راه‌کار را هم از همان عزیز بپرسید چون ممکن است قصد خاصی داشته باشند. موفق باشید


  • سلام و عرض ارادت:
    متاسفانه بنده یکسالی هست که گرفتار فیلم ها و مطالب غیراخلاقی شده ام و گاهی خود ارضایی می کنم مدتی است که می خواهم توبه کنم اما بیشتر از دو روز نمی توانم تحمل کنم و شهوت جوانی به حدی به من فشار آورده که قابل توصیف نیست. لطفا بگید من چیکار کنم؟ نمیتونم ذهنم رو از مسائل جنسی آزاد کنم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: راه‌کارِ رفع مشکل آن است که اولاً: متوجه باشید با مشغول‌شدن به این نوع تصاویر از حقایق بزرگی که بر ذهن و قلب شما منعکس خواهد شد، محروم می‌شوید و بدین جهت حضرت ربّ العالمین این اعمال را حرام کرده است. زیرا کثیف‌ترین انسان‌ها در منظر ذهن شما قرار می‌گیرند و در این حالت، چگونه حضرت حق انوار رحمت خود را بر جان شما متجلی کند وقتی که جایی برای آن تجلیات در خود نگذاشته‌اید؟! ثانیاً: فراموش نکنید که در این موارد باید چیزی را جای این چیزها قرار داد و آن مطالعات و عبادات است. در این مورد خوب است سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. موفق باشید


  • با سلام و احترام:
    مولانا مي فرمايد: کف به حس بيني و دريا از دليل / فکر پنهان آشکارا قال و قيل
    آيا همانطور که با ديد ظاهري که به قله کوه نگاه مي کنيم و راه صعب العبور آن را مي بينيم و به اين نتيجه مي رسيم که فتح قله از توان ما خارج است، با ديده عقل هم مي توان انتهاي جايگاه عقل را ديد هر چند امکان دسترسي به آن نقطه براي ما وجود نداشته باشد؟ آيا کودک دبستاني مي تواند عقل يک فيلسوف دانشگاهي را درک کند؟ اگر نه چگونه است که ما خود را صاحب عقل جزئي مي دانيم و صحبت از عقل کلي مي کنيم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده حرف درستی است. آری! انسان باید تصوراتی از کمالات در نزد خود داشته باشد تا معنای سیر به سوی آن کمالات را درک کند. به گفته‌ی ارسطو: «نمی‌شود غایت، مفقود باشد». موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام استاد محترم: ببخشید مانند قبل جهت برطرف کردن جهل خود نسبت به قضیه ای مصدع اوقات شدم. ببخشید دلم گآهی می گیرد که همسالان من الان اکثرا یا معلم یا مهندس یا استاد شده اند اما من به علت گره های وجودی که بیشتر به خاطر شرایط خانوادگی درگیر آنها بودم ده سال عقب افتادم ولی خدا را شاهد می گیرم که از ۱۵ تا الان که ۳۰ سال دارم عمر خود را به امورات بیهوده مشعول نکردم و دایما با مطالعه و گوش دادن به سخنرانی بزرگان در پی نجات خود بودم تا اینکه لحظه به لحظه خداوند متعال لطف در حق این رو سیاه کرد و راه را نشانم داد. امسال سال رهایی من از بندهایی استرس و اضطراب و ناراحتی و افراط و تفریط های بی جا بود. امسال سال رسیدن به ساحل آرامش وجودی خودم بود و این را قبلا در خواب نشانم دادند و اکنون که با شما سخن می گویم با توسل پی در پی به امام زمان (عج) و دست عنایت ایشان به تعادل نسبی رسیدم و حتی صحبت کردن من که فردی پرگو بودم و خوابیدن و خوراک من تنظیم گردیده و به راحتی همه در تحت کنترل است فقط باید غفلت نکنم. اما مشکلی در زمینه کنترل خیال دارم. چند وقتی است هر سخنی درباره خود می گویم یا فکر می کنم در خواب می بینم با این تفاوت که کاملا برعکس گدشته کاملا در خواب آگاهانه تصاویر یا صحنه های بعدی را خودم انتخاب می کنم مثلا اینکه الان نتیجه این نزاع یا درگیری به کجا بینجامد انگار شده ام کارگردان تصاویر خیالی ذهنم. البته این خواب ها مرا آزار نمی دهد ولی ناراحت می شوم خوابی که می تواند مایه برکت برای راه انسان شود به گفته پیامبر اکرم چرا باید اینچنین بی محتوا باشد. البته بنده در طول روز بیشتر وقت خود را یا به مطالعه درسی و عیره درسی و گوش دادن به سخنرانی یا به خدمت به همسر و فرزندان و یا با قرآن سپری می کنم و حتی هنگام پیاده روی و شستن ظروف ذکر می گویم، اصلا حدود دو ماه است فیلم ندیدم ولی نمی دانم منشا این خواب ها کجاست؟ خواهشمندم بفرمایید: ۱. کی این تصاویر که از کودکی تا بحال جمع آوری شده پایان می گیرد آیا اختیارا می رود یا باید مراقبتی صورت گیرد؟ ۲. آنچه که فهمیدم تمام تصاویر از کودکی تا به حال در قوه خیال انسان موجود است خوب چگونه از شر این تصاویر رها شویم که خوابهای رحمانی ببینیم و از طرفی خدای نکرده بعد از مرگ درگیر چنین خیالات بی ارزشی نگردیم و بتوانیم به حقایق برسیم؟ اصلا آیا تصاویر از کودکی باید پاک شود و یا کشف حقایق با همین تصاویر برای ما صورت می گیرد؟ خوب مفاهیم مجرد لابد تصویر می خواهد؟ ۳. استاد گرامی شما را از پدر عزیزتر برای خود می دانم با اینکه از فرمایشات زیبا و عمیق شما استفاده می کنم اما با توجه به سیری که داشتم و قبلا هم از احوالات خود برای شما نوشتم تذکری که مخصوص خودم باشد و دایم چراغ راهم باشد می فرمایید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «در جهانِ جنگ این شادی بس است / که بر آری بر عدو هر دم شکست». بنا نیست از خیالاتی که سراغ ما می‌آیند، فرار کنیم. باید بتوانیم در رویارویی با آن‌ها به افق دیگری بیندیشیم، به همان معنایی که فرمودند: «رنج، راحت شد چو شد مطلب بزرگ / گَردِ گَله توتیای چشم گرگ». مثل آن‌که با تحریم‌های آمریکا، ملت باید به نوعی دیگر از زندگی بیندیشند که ماوراء این تحریم‌هاست. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام خدمت استاد گرامی:
    ۱. ببخشید استاد به عقیده ای رسیدم که خواستم نظر شریف شما را بدانم؟ اگر اشتباه است صحیح آن را بفرمایید. خداوند به انسان عقلی داده که بوسیله آن حقایق را می فهمد و قلبی که آن حقایق را تصور می کند و اعضایی که آن حقایق را در عالم ماده به ظهور می رساند، پس انسان در برزخ خود با واردات قلبی که همان اخلاقیات انسان می باشد درگیر است و در قیامت خود با واردات عقلی که شامل اعتقادات اوست درگیر می شود.
    ۲. جایی از سخن شما را دیدم که فرموده بودید امام خمینی (ره) نتیجه سلوک علامه قاضی است. من بارها برآیم سوال بود که شیوه امام صحیح است که برای لحظه های خود برنامه ریزی می کردند و کارهای شخصی را انجام می دانند یا سیره علامه طباطبایی که در احوالات ایشان آمده اکثر اوقات را مطالعه می کردند و بیشتر امور شخصی ایشان را همسر یا فرزندان انجام می دانند و ایشان اصلا در قید زمان نبودند؟ حالا گفته شما موید این سخن است که سیره امام جامعیت دارد برای الگو گیری؟ خودم به این نتیجه رسیدم که مومن باید در امور دنیایی و آخرتی جمع کند و از هیچ کدام غفلت نکند که سیره اهل بیت همین است ولو اینکه وقت نکند بسیاری حقایق را در دنیا بفهمد ولی در آخرت می فهمد، دنیا محل خودسازی است، آیا درست است؟
    ۳. چرا بعضی از اساتید بزرگوار نظیر آقای شجاعی و آقای صمدی و .. سعی دارند افراد را با عالم مثال مرتبط کنند؟ خوب مگر اراده الهی این نیست که ما در عمر مقرر در حجاب ماده او را و اهل بیت را اطاعت کنیم؟ اگر انسان با کشف و شهود بهتر بندگی می کند پس چرا دراویش بندگی نمی کنند؟ مثلا بندگی هم بکنند چه مزیتی دارد؟ اگر انسان راه خود را و مطالب علمی را بهتر می فهمد پس چه نیازی به این همه ریاضت های علمی است که علما کشیدند؟ مگر امام حسین علیه السلام نبودند و مگر حضرت ابراهیم نبودند و مگر علامه طباطبایی نبودند که به عالم مثال پشت کردند و امور را در حجاب ماده به پیش بردند؟
    ۴. بنده چون حدود ده سال است به لطف الهی مطالعات خوبی روزی ام شده مطالب عقلی را با اینکه فلسفه نخواندم به خوبی می فهمم و الحمدلله جدیدا هر کتابی را آغاز به خواندن می کنم حقایق زیاد دیگری در ذهنم حاصل می شود. ولی دغدغه جدید گرفته ام که آیا من که نمی توانم حقایق را با کشف و شهود ببینم ایراد و نقصی دارم که از آن غافلم و این دغدغه که نکند تمام دریافت های عقلی ره آورد شیطان باشد و من راه را غلط رفتم و خیالات است که جای عقل نشسته؟ البته هر چه دریافت کرده ام وقتی به قرآن و روایات و علوم علما عرضه می کنم حق بودن آنها را خودم استنباط می کنم.
    ۵. بعد از مدتی که به شدت دچار قبض و بسط های متعدد می شدم حدود چند وقتی است آرامش وصف ناپدیری وجودم را فرا گرفته و اصلا اثری از علاقه به رذایل اخلاقی که قبلا با آنها دست و پنجه نرم می کردم نیست، احساس می کنم تازه عاقلانه رفتار می کنم آیا این تصورات من کاذب نیست؟ البته قابل بیان است به لطف خدا سه سال است در بندر عباس دور از خانواده زندگی می کنیم و روابط بسیار محدود تر از قبل شده، ولی خیلی می ترسم نکند منتقل شویم نزدیک اطرافیان و دوباره من در عالم پر از وهم آنها فرو روم و رذایل برگردد هر چند بعید می بینم مگر غفلت کنم. واقعا عذر خواهی می کنم که با سوالات سطح پایین خود شما اذیت می شوید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم چه در قیامت و چه در برزخ، قلب و عقل هر دو در صحنه باشد. ۲. خوب است. ۳. هر اندازه انسان بهتر رعایت دستورات الهی را بکند، بدون ریاضت‌های افراطی؛ خداوند بهتر حقایق آسمانی و معنوی را در مقابل او می‌گشاید. خداوند در سوره‌ی اعراف آیه‌ی ۴۰ می‌فرماید: «إِنَّ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ» برای کفار درهای آسمان را نمی‌گشاید. یعنی خداوند انسان‌های مؤمن را هر اندازه مصلحت بداند، متوجه‌ی حقایق بالا می‌کند. ۴. عمده، رعایت دستورات شرع است. خداوند خودش آن‌چه را لازم است به قلب انسان‌ها الهام می‌کند. ۵. همین‌طور که می‌فرمایید خوب است، چرا بی‌دلیل فکر کنیم تصورات‌مان کاذب است؟ در حالی‌که شریعت الهی تکلیف هر عملی را روشن نموده است. موفق باشید


  • با عرض سلام و ادب و احترام. سوال ۲۳۵۱۷ را پاسخ نفرموديد. ظاهرا مشکلی ایجاد شده که ايميل های پاسخ از سایت شما ارسال نمي شود، ممنون میشم بررسی بفرمایید. با تشکر فراوان

    این طور جواب داده شد



    باسمه تعالی: سلام علیکم: این نگرانی‌ها بی‌جا است. فکر می‌کنم بیش از حدّ حساس شده‌اید در حدّی که امکان دارد از نظر روحی به مشکل بیفتید. بدن خود را تقویت کنید تا قوه‌ی واهمه سرِ جایش بنشیند. در روان‌پزشکی تجربه‌هایی در رابطه با کنترل قوه‌ی واهمه هست، روی آن فکر کنید. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» از یادتان نرود، از آن جهت که اگر خود را به چیزهای اصیل زندگی مشغول نکنید، چیزهای غیر اصیل، شما را مشغول می‌کند. فرزندآوری از موارد اصیل برای زندگی است اگر برایتان امکان دارد. موفق باشید


  • سلام استاد:
    در داستان ذبح حضرت اسماعیل (ع) چرا خدا حضرت ابراهیم (ع) را به کاری نامعقول امتحان کرد؟حتی اگر غرض خدا تحقق این کار نباشد. بالاخره سر بریدن فرزند کاری معقول نیست.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم می‌توان گفت که ایمان از همین طریقه‌ها ظهور می‌کند. یعنی چیزی بالاتر از عقل باید به میان آید به نام عشق. به قول حافظ: «عقل می‌گفت که دل منزل و مأوای من است / عشق خندید که یا جای تو یا جای من است». آقای رحیم‌پور ازغدی از شب عملیات والفجر ۸ نقل می‌کند که شهید مزرجی به شهید شوشتری گفت «امشب اگر عراقی‌ها ما را نزنند، کوسه‌ها می‌زنند. اگر هیچ کدام نزنند، لای سیم خاردار و تله‌های انفجاری گیر می‌کنیم. با محاسبات مادی، امشب نمی‌توانیم از آب رد بشویم. من امشب وارد آب می‌شوم تا به امام در جماران خبر بدهند که آقا! بچه‌ها به عشق تو زدند به خط. دیگر مهم نیست آن طرف خط برسیم یا نرسیم. وظیفه ما وارد آب شدن است، بیرون آمدن دیگر در اختیار و وظیفه ما نیست؛ آن‌اش با خداست. خدای آن طرف اروند، خدای این طرف اروند است. اگر کسی این طرف قلبش آرام است، آن طرف می‌ترسد، توحیدش مشکل دارد.» این همان قصه‌ی ایمانی است که با عقلِ محاسبه‌گر نمی‌خواند. موفق باشید..


  • با سلام:
    بنده مدتی است از طریق کانالهای فضای مجازی با کانالی به نام گروه حیات انسانی آشنا شده ام که طبق یک سری برنامه سیر مطالعاتی در حوزه فلسفه و عرفان که بیشتر مباحث علامه حسن زاده آملی که توسط آیت الله صمدی آملی شرح داده می شود به صورت فایل صورت گوش می دهم که از مباحث معرفت نفس گرفته تا بدایه الحکمه، نهایه الحکمه، شرح منظومه، دروس اتحاد عاقل به معقول و غیره، که در نهایت به فتوحات مکیه جناب ابن عربی ختم می شود باید طی سالهای آینده گوش کنم ضمنا دو سالی است که از محضر شما استاد گرامی به وسیله صوت و کتاب بهره مند شده ام. در برنامه های فوق، فردی هم به نام سید بهروز طیبان اهل نیشابور، سخنرانی هایی در مورد همین سیر دارند و نظر ایشان نیز این است که پیشرفت انسان باید شامل همه ابعاد باشد مثل علامه حسن زاده که در ریاضی، طب، نجوم و فلسفه و عرفان نیز متبحر هستند این شخص از جامعه و بویژه مردم مذهبی نیز انتقادهای بسیاری دارند و معتقدند علت عدم موفقیتها علی رغم پایبندی به مذهب، عدم تطهیر خیال می باشد و با تطهیر خیال انسان باید در زندگی عادی نیز از قبیل ثروت، علم و در کل در دنیا و آخرت نیز موفق ترین انسان باشد و از غربی های خیلی تعریف می کنند البته از افراد غربی، نه لزوما حکومتهای آنها و معتقدن اونها بیشتر از ما به دستورات ائمه عمل می کنند. به نظر شما با توجه به انتقاداتی که به تمدن غرب دارید و پیش بینی که از آینده غرب می کنید نظر ایشان چقدر درست است؟ آیا لازم است انسان در همه ابعاد زندگی از قبیل ثروت و .. در اوج باشد و امکان همچین چیزی هست
    حال به نظر شما بنده سیر مطالعاتی فوق را ادامه دهم یا از سیر مطالعاتی شما استفاده کنم. خواهشمند است راهنمایی فرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان آن سیر مطالعاتی هستم. به نظر می‌آید خیلی طولانی است. علومی مثل ریاضیات و نجوم و طب، در صورتی آموختنش لازم است که مربوط به زندگی ما و کار ما باشد، ولی نقش چندانی در سلوک ندارد. در مورد تطهیر خیال، همان اندازه که انسان رعایت حرام و حلال الهی را انجام دهد و اندیشه‌ی خود را مشغول معارف عالیه بکند، مقصد حاصل می‌شود. موفق باشید


  • سلام پدر و استاد عزیز و بزرگوار: استاد در خیلی از فرمایشاتتون اشاره کردین به در صحنه بودن قلب و نقش سازنده و موثر قلب در قرب و در کتاب ادب خیال،عقل و قلب هم توصیه فرمودین که: باید وارد عالم عشق الهی شد. استاد کاش مبحثی جدا و مستقلا در مورد سیر قلبی می بود، بنده خودم واقعا در این مورد ابهام دارم و همه زوایای اون خیلی برام روشن نیست، خیلی دوست دارم در این زمینه که شما فرمودین پیش برم اما اطلاعات و معرفتم ناقص هستش و بیشتر بصورت کلی به این مبحث اشاره شده تا با جزئیات مرتبط. تشکر از همه زحمات بی دریغتون.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله‌ی ساده‌ای نیست. فکر می‌کنم با مباحث «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» همراه با شرح صوتی آن‌ها بتوانید جلو بروید. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد جان:
    استاد جان بنده طلبه هستم و در زمینه داستان کوتاه فعالیت دارم با موضوعات مذهبی و اجتماعی و با روزنامه ای همکاری دارم. مدتی هست که مشغول مطالعه فلسفه هستم و اکنون نیز بحث حرکت جوهری را از فایل های شما دنبال می کنم. در فایلی فرمودید که قصه خیال انسان را تقویت می کند و جناب ابن سینا عهد کرده بودند که هیچ گاه قصه نخوانند. خواستم بپرسم به نظر جنابعالی بحث داستان نویسی را رها کنم؟ آیا مانع رشدم می شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً آن را رها نکنید. آری! در نگاه فلسفی نباید خیال را وارد کرد، ولی: «آدمی را فربهی هست از خیال / گر خیالاتش بُوَد صاحب‌جمال». موفق باشید


  • استاد عزیز سلام علیکم: مبحث معرفت النفس ما را به حق با عالم غیب مرتبط می کند و به درکی شهودی از عالم غیب می رسیم و می تواند نقطه آغازی در رسیدن به حق و هدایت باشد پس چرا اگر از راههای دیگری مانند احضار ارواح و یا ارتباط با اجنه و یا عرفانهای کاذبی مثل عرفان حلقه با عالم غیب مرتبط شویم نه تنها هدایتی حاصل نمی شود بلکه به گمراهی منجر می شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا در این راه‌ها انسان بیشتر گرفتار انواع اوهام و حضور شیطان می‌شود و معلوم است که انسان به جایی نخواهد رسید. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد از اینکه از طریق نامه راحت میتونیم با شما حرف بزنیم از شما خیلی متشکرم. استاد یه وقتایی واقعا آدم نیاز داره سریع جواب بگیره هر چی به اون در و این در میزنه نمیتونه با یه عالم ارتباط داشته باشه که مشکلات اعتقادیش رو حل کنه ولی سایت شما به حمدالله برای بنده این مسیله را حل کرده. حاج آقا خیلی لطف می کنید و زحمت زیادی می کشید ولی امثال بنده واقعا گاه مضطر میشم و سایت واقعا به دردم میخوره از این که بگذریم، حاج آقا خیلی وقته این سوال برای بنده هست که گاهی روی بعضی موارد تمرکز می کنم احساس انس می کنم بخصوص در ارتباط با اهل بیت عصمت و طهارت (ع) مثلا یه مدت روی دستورات حضرت زهرا (س) تمرکز می کنم حس می کنم و اون مطلبی که شما در کتاب بصیرت حضرت زهرا (س) فرموده بودید که به حضرت نزدیک نمی شوید تا عقیده ایشان عقیده شما شود خیلی قبول دارم ولی اینو نمیدونم چطور باید فهمید که از کجا یکی میفهمه این فرد به حضرت نزدیک شده مثلا گاه پیش خودتون یا بعضی علما ایستادم یا صحبت می کنم از كجا این فرد مثلا میگه حضرت در اینجا هستن یا مثلا میگه نمیدونم شما بالاتر هستید یا پیغمبر؟ این حرفا یعنی چی یعنی پیامبر را این فرد میبینه یعنی معیت بود افراد با پیامبر را میبینه؟ این حالت را آدم تو خودش بالاخره درک میکنه تا یه حد که مثلا وقتی یه سری دستورات پیامبر را انجام میده به تبع یه اتفاقی تو وجودش میافته ولی اینکه چطور تو دیگری می فهمیم را نمیتونم بفهمم این حرف را بیشتر طلبه ها میزنن یعنی درک این موضوع لازمه بنده دروس حوزه بخونم با توجه به اینکه بنده خانم هستم نمیدونم باید چطور اینطوری بشم بنده تو خانم ها اصلا این نوع ادبیات را نشنیدم ولی از آقایون خیلی شنیدم نمیدونم متوجه شدید از طرفی دو بار رفتم حوزه حس می کنم درک حضور و.. در حوزه از بنده رخت بست درس ها نمی گذاشت من تو محضر خدا بودن را استمرار بدم و بنده خیلی برای این مسئله مهمه که روش کار کنم. تو حوزه خیلی بنده را میخواستن مجبور کنن اونطور که اونا میخوان باشم درس و معدلم فلان طور باشه و..ت هش نتونستم خودم باشم خیلی دروس حوزه را دوست دارم خواستم مجازی بخونم شرایطش نشد نمیدونم چه کنم فعلا تمرکز کردم رو همون چیزا که از امثال کلاسهای شما بلدم یعنی می بینم با یه ذره تمرکز چه غوغایی میشه ولی داشتن اون حالت که براتون گفتم را دلم لک میزنه براش که بفهمم چطور میشه فهمید این پیامبر هست یا از این حرفا که شما می زنید لذا برای همین میخوام برم حوزه لطفا بنده را راهنمایی کنید. ممنون.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ما نمی‌دانیم آن‌هایی که آن حرف‌ها را می‌زنند از کجا می‌گویند؟ ولی آن‌چه هست اگر انسان در مسیر دینداری با صداقت قدم بگذارد به لطف الهی آن درک، برایش پیش می‌آید که انوار اولیاء الهی را احساس می‌کند و خود آن احساس طوری است که انسان متوجه می‌شود که آن نور، توهّمی نیست. موفق باشید