×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    ادعیه

  • سلام:
    در کتاب شریف مفاتیح‌ الجنان در اعمال سوم شعبان زیارتی برای امام حسین علیه السلام نقل شده که در قسمتی از آن اینگونه آمده: «... الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَ الشِّفَاءَ فِي تُرْبَتِهِ وَ الْفَوْزَ مَعَهُ فِي أَوْبَتِهِ وَ الْأَوْصِيَاءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قَائِمِهِمْ وَ غَيْبَتِهِ...»
    منظور از اوصیاء که از عترت امام حسین هستند و بعد از قائم و غیبتش می آیند چه کسانی هستند؟ (مسلما منظور رجعت نیست، چون خود امام حسین یا امام علی علیهم السلام که از عترت امام حسین نیستند!)
    ضمنا این تعابیر را در قسمت های دیگری از مفاتیح نیز مشاهده می کنیم، مثلا در صلوات منسوب به ضراب اصفهانی در فرازهای آخر آن به ائمه از ولد امام زمان صلوات می فرستیم و درخواست طول عمر برای آنها داریم (که نشان می دهد منظور آن به ائمه گذشته که از دنیا رفته اند برنمی گردد) صَلِّ عَلَى وَلِيِّكَ وَ وُلاةِ عَهْدِكَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَ مُدَّ فِي أَعْمَارِهِمْ وَ زِدْ فِي آجَالِهِمْ وَ بَلِّغْهُمْ أَقْصَى آمَالِهِمْ دِينا وَ دُنْيَا وَ آخِرَةً...
    بعضی تعابیر دیگر نیز هستند که شاید به روشنی مورد بالا نباشند ولی قابل تامل هستند؛
    مثلا در زیارت امام زمان در روز جمعه بواسطة آل بيت طيب و طاهر امام زمان به خدا تقرب می جوییم: أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِكَ وَ بِآلِ بَيْتِكَ...، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ
    یا در دعای ندبه به امام زمان و آل او صلوات می فرستیم: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ جَدِّهِ [وَ] رَسُولِكَ السَّيِّدِ الْأَكْبَرِ وَ عَلَى [عَلِيٍ] أَبِيهِ السَّيِّدِ الْأَصْغَرِ وَ جَدَّتِهِ الصِّدِّيقَةِ الْكُبْرَى... که مشخص است منظور صلوات امام دوازدهم می باشد زیرا در ادامه حضرت فاطمه را جده ایشان معرفی کرده است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱.نکات ظریفی در این نوع ادعیه مطرح است. شاید در دعای سوم شعبان بتوان اوصیاء عترت حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» را به رجعت ائمه بعد از رجعت حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» نسبت داد. ۲. عنایت داشته باشید که صلواتِ منسوب به ضراب اصفهانی در زمانی که ائمه زنده بوده‌اند آموزش داده شده است و به همین جهت تقاضای طول عمر برای آن‌ها و آرزوی رسیدن به اهداف‌شان چیز منطقی است. ۳. اشکال ندارد که ما وقتی اولیاء معصوم در قید حیات نباشند تقاضای صلوات خدا برای آن‌ها بکنیم تا رفعتِ درجه پیدا کنند. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام خدمت استاد گرانمایه: جناب استاد در دعای شریف عشرات آمده که
    الف)
    خدایا تو را شاهد می گیرم و شهادت تو کافیست و ملائکه تو و انبیا و........ جمیع خلقت را شاهد می گیریم که تو خدایی هستی که خدایی غیر تو نیست....
    ۱. اگر می فرماید تو را شاهد می گیرم و شهادت تو کافیست پس ادامه را برای چه مطرح می فرماید؟
    ۲. اساسا معنای دقیق شاهد گرفتن یعنی چه؟
    ۳. این که می فرماید جمیع خلق را شاهد می گیرم. شیطان، شمر، صدام، جنایتکاران تاریخ هم جزو جمیع خلق هستند شاهد گرفتن هیتلر به چه معناست؟
    ب) در فرازی می فرماید «اللهم و لک الحمد و لک الشکر بجمیع محامدک کلها علی جمیع نعمائک کلها» منظور از به همه حمد های تو «بجمیع محامدک» چیست؟
    ج) فراز «و لک الحمد حمدا تضرع لک السماء کنیفیها» حمد برای توست حمدی که می گذارد آسمان بر تو شانه هایش را تفسیرش چیست؟ با عرض پوزش از مزاحمت و با تشکر و التماس دعا. خداوند به شما خیر دنیا و آخرت را عطا فرماید لطفا جواب را در سایت قرار دهید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سالک از یک جهت نظر به وجهِ وحدانیِ حضرت حق دارد و از جهت دیگر همان وجهِ وحدانی را با نظر به تجلیات، در عوالم نازله می‌یابد تا در همه‌ی مراحل،به وَحدانیت حضرت حق إقرار کند 2- یعنی توجه به انوار الهی 3- در تمام این موارد نظر به وجهِ مخلوقیتِ مخلوق است که آن وجه مخلوقیت، اشاره به وجه خالقیت حضرت احد دارد. موفق باشید 


  • سلام خدمت استاد محترم: بنده خانه دار و مشغول تحصیل غیر حضوری در جامعه الزهرا هستم، به شدت نیاز به مطالعه معرفتی را در درون احساس می کنم و از طرفی علاقه فراوان به حفظ قرآن و حفظ دعا و مطالعه تفسیر قرآن دارم و با برنامه ریزی که کردم می توانم هر روز به مقداری از این کارها برسم ولی چندین مساله ذهن مرا درگیر کرده که قادر به پاسخ گویی آنها نمی باشم: اولا آیا این کثرت گرایی نیست که من دارم؟ یعنی بهتر نیست فقط در یک زمینه فعالیت کنم؟ آیا کار من عاقلانه است یا بر گرفته از حرص در مسایل دینی است؟ دایما فکر می کنم وقت من کم است و اگر در این علاقه های خود حرکت نکنم پشیمان می شوم، ثانیا اگر من فقط خانه داری کنم و مطالعاتی معرفتی داشته باشم من را به مقصد می رساند و من بعد مرگ دچار حسرت نمی شوم که کارهای دیگر را رها کردم با توجه به اینکه دوست دارم نعمت هایی که شامل حال حافظان می شود برخوردار شوم و همچنین تحصیل علم و همینطور وقتی دعا ها را از حفط می خوانم بهتر با خداوند رابطه دارم. اما از آنجایی که از کودکی دچار صفت حرص بودم در مسایل مادی که البته به لطف خداوند و ائمه اطهار از آن حرص دنیایی کاملا خارج شدم الان هم می ترسم این حالت من هم حاکی از حرص در مسایل اخروی باشد و مرا هنگام مرگ دست خالی بگذارد، لطفآ مرا راهنمایی کنید؟ در ضمن ایمیل حقیر خراب است اگر جواب را در سایت قرار دهید ممنون می شوم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تقسیم وقت و الأهم و فَالأهم‌کردن بسیار مهم است. 2- سعی کنید در کنار کسب معرفت و اولویت‌دادن به آن‌ها، حفظ دعا را توفیق بدانید، و درک فهم مفاهیم قرآن از حفظ آن اولویت دارد، ولی اگر استعداد حفظ قرآن را دارید، جمع آن دو خوب است. در هرحال برنامه‌ریزی، کار را به‌خوبی جلو می‌برد. موفق باشید


  • سلام: ما اعتقاد به ارحم‌الراحمینی خدا داریم. پس هر چیزی که ما نیاز داریم خدا بدون سؤال و جواب در اختیار ما قرار می‌ده! حتی اگه خودمون به نیاز اون چیز توجه نداشته باشیم. اینطور نیست؟ اگه خدا اونو به ما نده به ما ظلم کرده که ما ابداً به این اعتقاد نداریم. حالا با توجه به اینا پس ما چرا باید برای خودمون و یا حتی دیگران دعا کنیم؟ یعنی اگه ما دعا بکنیم و صلاحمون در اون نباشه یا باشه و ما دعا نکنیم خدا از ما دریغ میکنه؟ پس علم و حکمت و عدل و ارحم‌الراحمینی خدا چی میشه؟ ممنون. یا علی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: دعا ابعاد گوناگون و برکات متکثری دارد. در دعا ظرفیت لازم جهت نظر حق به دعاکننده فراهم می‌شود و زمینه‌ی رحمتی که باید به بنده‌اش بنماید، پیش می‌آید. در دعا انسان نیاز خود را اظهار می‌کند تا رحمت پروردگار متناسب با نیاز انسان به انسان داده شود. در دعا راه‌های اُنس عبد به ربّ که هزاران راهِ پنهانی است، یک به یک گشوده می‌شود. چه بگویم از برکات دعا!! «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». «حلوای تنتنانی تا نخوری ندانی». چشیدنی است و نه شنیدنی، ما چه می‌دانیم که اولیاء الهی در ادعیه چه غوغایی بین خود و پروردگار خود به میان می‌آورند. «آن‌قدر هست که بانک جرسی می‌آید». بانک جرس همان مناجات شعبانیه و یا خمسه عشر است. موفق باشید


  • به نام حضرت حق
    با سلام خدمت استاد عزیز:
    در رابطه با چند حدیث شریف در نهج الفصاحه سوالاتی مطرح می کنم:
    1. آیا احادیث این کتاب فقط از منابع اهل سنت است؟
    2. حضرت می فرماید اگر مردم از تنهایی آنچه من می دانستم بدانند هرگز شب هنگام سواری به تنهایی راه نمی سپرد. منظور حدیث چیست؟
    3. حضرت می فرماید اگر زن نبود مرد به بهشت می رفت و یا اگر زنان نبودند خدا چنانچه شایسته بود پرستیده می شد. راستی زن اینقدر بد است و مگر نیستند افرادی که زن نگرفتند و از زنان اعلام بیزاری کردند ولی گمراه شدند مثل ابوالعلا معری با نوشته ای که معروف است که گفته روی سنگ قبرش بنویسند؟ که من زن نگرفتم و جنایتی که پدرم در حق من کرد درحق هیچ کسی انجام ندادم.
    4. حضرت می فرمایند هر که بلا را نعمت نداند ایمانش کامل نیست. پس چرا امامان علیه السلام در دعاهای خویش از بلا به خدا پناه می بردند مثلا در دعای شریف عالیه المضامین بعد از زیارت معصوم که انسان عمیق ترین حوایجش را می خواهد دستور داده اند بخوانید
    «و تصوننی فی هذه الدنیا من العاهات و الا فات واامراض ا لشدیده و الاسقام المزمنه و جمیع انواع البلاء و الحوادث. ...و تغلق ابواب المحن عنی . تکیه بر جمیع انواع البلاء و االبلاء» خصوصا کلمه جمیع بسیار روشن است. حال چطور می شود از طرفی بلا ء نعمت باشد و از طرفی اینچنین شدید از آن فرار کنیم؟
    با تشکر و التماس دعا. لطفا جواب در سایت.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده هم این‌طور فکر می‌کنم  2- نمی‌دانم، شاید منظور آن باشد که در آن حالت هم باید با خدا بود 3- عرایضی در این رابطه در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» با نظر به آیات و روایات مربوطه شده است مبنی بر آن‌که در این روایات منظور از زن، شهوت است و نه صِرف جنس زن 4- «بلا» به معنای عسر و سختی که دروازه‌ی آسانی است مورد توجه اولیاء الهی بوده است به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «إنّ مع العسر یسرا» ولی به معنای آن‌چه مانعِ کمال است، هرگز مورد توجه و طلب نبوده است. مثل بلای بنی‌امیه برای اسلام. موفق باشید


  • سلام علیکم: طاعات و عباداتتان قبول و عیدتان مبارک! استاد بزرگوار در مجموعه ی بسیج دانشجویی فعالیت داشتیم و چندان خوب کار نکردیم، در واقع اصلا خوب کار نکردیم چون نتایج آن دوران را الان داریم مشاهده می کنیم. تصمیم گرفتیم اعضای آن مجموعه را بار دیگر دور هم جمع کنیم و یک کار تشکیلاتی منسجم انجام دهیم.
    1. بصیرت اعضای گروه پایین هست.
    2. در شناخت رهبری و نظام و تحلیل سخنان رهبری و رفع شبهات ضعیف هستیم.
    3. دایره ارتباطی ما بسیار بالاست، با همه قشر ارتباط داریم و باید جوابگوی شبهات همه اقشار در راستای هدفی که اتخاذ کردیم (تحقق آرمان های انقلاب اسلامی) باشیم.
    4. متاسفانه در بین اعضای خانواده و دوستان و آشنایان ما، یٲس و نامیدی و ناکارآمدی نظام اسلامی و حکومت حاکم را عنوان می کنند و به فضای مجازی و دشمن بیرون بیشتر اعتماد می کنند. باید در جهت شبهات نزدیک ترین افراد به خودمان نیز تلاش کنیم.
    5. همه ی اعضایی که برای این کار با هم متحد شدند فقط در فضای مجازی می تواند با یکدیگر ارتباط بگیرند و جلسه ای به صورت حضوری ندارند.
    6. همه ی اعضا در نهایت به امید خدا وارد اجتماع خواهند شد و در بین اقشار دیگر نیز بصیرت افزایی و اطلاع رسانی خواهند کرد.
    استاد بزرگوار با توجه به شرایط بالا یک سیر مطالعاتی مناسب از خودتان یا دیگر اساتید به ما معرفی کنید و به نظر شما در کنار یک سیر مطالعاتی متناسب با شرایط بالا، کدام جلسات اخلاق (جامعه السعادات یا شرح جنود عقل و جهل و...) را دنبال کنیم؟ یا جلسات اخلاق کدام استاد را دنبال کنیم؟ پیشاپیش از پاسخگویی تان سپاسگزارم!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید مشکل ما نداشتن معارفی است که نظر به حقایق عالم دارد؛ لذا ابتدا باید متوجه‌ی حقایق شد و این‌که ما در نسبت با آن حقایق چه جایگاهی می‌توانیم داشته‌باشیم. پیشنهاد من در این رابطه مطالعه‌ی موضوعات زیر است:‌1ـ معرفت نفس. 2ـ کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی». 3ـ برهان صدیقین. 4ـ سلوک ذیل شخصیت امام خمینی. در مورد اخلاق، خوب است که به شرح دعای مکارم الاخلاق فکر کنید.


  • سلام استاد:
    طاعات قبول. آیا درست است که برخی اذکار مثل ذکر یونسیه و مداومت بر زیارت عاشورا عوارضی مثل فقر یا چوب خوردن دارد؟ برخی معتقدند ذکر یونسیه فقر می آورد و زیارت عاشورا بدلیل معارف بالایی که دارد، خصوصا برای حاجات دنیوی چوب دارد و باعث گرفتاری انسان می شود. در حالی که ما برای گرفتاری ها و حاجات مهم مثل ازدواج، متوسل به ائمه می شویم و چله زیارت عاشورا در برآوردن حاجات معروف است. بارها شنیده ایم که نمک سفره تان را هم از اهل بیت بگیرید. در باور من نمی‌گنجد که ائمه اطهار علیهم‌السلام با آن همه رأفت، کسی را به خاطر متوسل شدن از طریق عاشورا برای حاجات چوب بزنند و یا اذکاری مثل یونسیه که در احوال باطنی ما موثر است چنین عارضه ای داشته باشد. متشکر می شوم اگر درباره عوارض اذکار و زیارت عاشورا بنده را روشن بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم مثل جنابعالی چنین باوری نداریم که این نوع اذکار که به اصطلاح اذکار عمومی می‌باشد چنین مشکلاتی را به‌بار بیاورد. موفق باشید


  • با سلام:
    شرح و مفهوم این فراز از دعا در دعای حج ماه رمضان چیست؟ «واسئلک ان تکرمنی بهوان من شئت من خلقک ولاتهنی بکرامه احد من اولیایک»

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت به محضر حق عرضه می‌دارند: «خدایا از تو می‌خواهم دشمنان تو و دشمنان رسولت به دست من کشته شوند و از تو تقاضا داریم آن‌هایی را که می‌خواهی خوار بگردانی – از دشمنان خدا و رسول – با کرامت‌دادن به من در راستای شکست‌دادن آن‌ها، آن کار را انجام دهی و طوری نباشد که با درگیرشدن با دوستانت من خوار شوم». در واقع این دعا می‌خواهد در اوج اُنس با خدا، روحیه‌ی انقلابیِ سالک به حاشیه نرود. موفق باشید  


  • سلام استاد: چطور میشه با اسماء خدا ارتباط برقرار کرد؟ مثلا اگر کسی بخواد با اسم علیم خداوند ارتباط برقرار کنه باید درس زیاد بخونه؟ اصلا چطور میشه با خوندن درس منظورم درس های فلسفی و... نیست به کمال رسید یا با اسم علیم خداوند ارتباط برقرار کرد؟ التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند اسماء را به حقیقت انسانیت تعلیم کرده. بنابراین نمی‌توان گفت که انسان در فطرت خود از آن اسماء غافل است. کافی است با توجه به معنای آن اسماء، حضرت حق را بخواند مثل دعای سحر. موفق باشید


  • به نام خدا
    با سلام خدمت استاد عزیز:
    1. بسیاری از عرفای بزرگ قدیم و جدید تکیه ویژه ای بر روی چله گرفتن در راه سلوک برای رسیدن به خدا دارند در زمانه ما اگر کسی بخواهید چله بگیرد چه باید بکند دستورش چیست؟
    2. آیا خواندن هر روزه قسمت آخر دعای عرفه امام حسین علیه السلام با توجه به معارف عمیق عرفانی آن ذکر خاص است و برای ما انسانهای معمولی عوارض دارد یا این که می توان هر روز آن را به عنوان ذکر عام خواند؟ با تشکر از استاد عزیز و التماس دعا. لطفا جواب در سایت

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چله‌گرفتن چیز خاصی نیاز ندارد. 40 روز، روزه داری همراه با ذکر و خلوت و تدبّر در آیات الهی و سعی در دفعِ خطورات؛ إن‌شاءاللّه ابعاد فطری انسان را از باطن به ظهور می‌آورد 2- کار خوبی است و هیچ عوارضی در بر ندارد. موفق باشید


  • سلام:
    وقتی شما می شنوید یا متوجه می شوید کسی بد شما را می خواهد یا علیه شما دسیسه ای می کند و در حالی که شما دسترسی به چیزی دارید که می توانید شرش را رفع کنید و یا این که مقابله به مثل یا بیشتر برایش مشکل درست کنید کدام گزینه را انجام خواهید داد؟ آیا جواب طبیعی و بزرگوارانه این نیست که بگویید شرش را رفع می کنم و ممکن است هم بگویید خدا هم من و هم ایشان را هدایت کند. بر اساس فرض صحت چنین سوال و جوابی، این عبارت دعای کمیل: «اَللّهُمَّ وَ مَنْ اَرادَنى بِسُوَّءٍ فَاَرِدْهُ وَ مَنْ كادَنى فَكِدْهُ» چرا در اینجا حضرت امیرالمومنین علیه السلام با دسترسیشان به اسم جامع الله از داشته ی شان چنین استفاده ای می کنند؟ البته شاید در بخشی از جوابتان چنین مضمونی باشد که ایشان چون خیر مطلق هستند کسی که سوء ایشان را می خواهد یا مورد دسیسه ای می کند طیبی در وجودش نیست که رحمتی از اسم جامع الله شاملش شود یا مصداق رحمت برای فرد کاملا خبیث همین خواسته حضرت علیه السلام است. در این صورت اولا این دعایی است که حضرتشان به کمیل یاد داده بودند دعای مخصوص معصومین نبوده است آیا کمیل هم به مقام جامع اسم الله رسیده بود؟ ثانیا، در این صورت، برای امثال بنده تکلیف خواندن این فراز دعا جه می شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به اشارات تاریخی که آن فراز از دعا بدان نظر دارد، توجه کنیم که حضرت به جناب کمیل یاد داداه‌اند که از خدا بخواهند آن شخص و شخصیتی که مانع رسالت تاریخیِ او می‌شود و یا نقشه‌ها و مکرهایی را شکل می‌دهد که مانع به‌ثمررسیدنِ اهداف الهی اوست را از میان بردارد. مثل همان نحوه نیایشی که رزمندگان ما در شب‌های حمله از طریق دعای کمیل از حضرت معبود تقاضا می‌کردند. موفق باشید


  • سلام استاد: تو رو خدا شرحی بر دعای کمیل بزنید. تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخی باید گشوده شود تا بشریت به این نتیجه برسد که مسائلی دارند که آن مسائل با نجواهای دعای کمیل با پروردگار مرتفع می‌شود. مثل مسائلی که ما در شب‌های حمله در دفاع مقدس داشتیم. دعای کمیل، نجوای کسانی است که متوجه شدند می‌توانند از طریق آن نجواها، تاریخی از توحید و توسل را در مقابل بشریت بگشایند. دعای کمیل، دعای کمیل است. کمیلی که فهمید چگونه تلاش کند تا علی «علیه السلام» توسط امویان در تاریخ گم نشود. کو کمیل؟!! پروردگارا! ما را به بصیرت کمیل نائل بگردان تا مثل همه‌ی کمیل‌های تاریخ با تو آن‌طور نجوا کنیم که او کرد. موفق باشید 


  • سلام:
    در اواخر دعای سمات می گوید والعن فلابن فلان. سوال بنده اینست که در تاریخ و مکانی که زندگی می کنیم خیلی کم پیش می آید که شخصی باشد که لایق گذاشتن اسمش بجای فلان بن فلان باشد. مگر اینکه دشمن به معنای واقعی یعنی دشمن اسلام مثلا ترامپ!! و یا شخصی که واقعا قصد صدمه زدن به ما راداشته باشد. حال در چنین موقعیتی که کسی نیست به جای فلابن فلان چه بگوییم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از فلان بن فلان بیش از آن‌که شخص مورد نظر باشد؛ شخصیت منظور بوده است. مثل آن‌که امروز، شما سران استکبار را لعنت کنید که به معنای لعنت به جریان استکبار است و با لعنت به آن‌ها از خدا می‌خواهید آن‌ها را رسوا کند تا مردم به آن ها امید نداشته باشند، چیزی که بحمداللّه تا اندازه‌ای در این سال‌ها پیش آمده است. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    در کتاب المراقبات ملکی تبریزی که بخش اعمال نیمه شعبان را میخوندم آن جا که به خواندن دعای کمیل سفارش می کنند نوشته که دعاها باید با حضور قلب و توجه کامل خوانده بشه و مانند کسی که فقط الفاظ را می خواند نباشیم و اگر عبارات دعا را موافق حال خود ندیدیم اصلا آن را نخوانیم و در آخر هم نوشته خطری بزرگ متوجه کسی است که هنگام دعا در خواب غفلت است. تکلیف ما که فوقش بتونیم فقط به معنی توجه کنیم چیه؟ و شاید هم بتونیم در همان لحظه خواندن دعا اگر متوجه معنی شدیم آن حالت را به خود بگیریم با اینکه در واقعیت اینگونه نیستیم. التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فرمود: «گرچه بهشت‌اش نه به کوشش دهند / آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». به رحمت واسعه‌ی خدا نظر داشته باشید و در حدّ امکان خود عمل کنید. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در اواخر دعای شریف «مشلول» هفت مرتبه آمده است «به به به به به به به» منظور کدام یک از اسما ء الله است؟ اساسا آیا ذات حضرت حق که لا اسم له و لا رسم له است مخاطب مناجات انسان قرار می گیرد؟ با تشکر و التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که پس از آن‌که حضرت حق را به رحیمیت و جلال و اکرام خطاب کردید، از حضرت حق می‌خواهید که به نور اسم جلال و اکرامش و به نور اسم رحیم و رحمانش و به نور الوهیتش و به کلّ همه‌ی اسمائی که خود را به آن خوانده است، آن‌چه که شایسته‌ی اوست را بر ما إعمال نماید. یعنی همه‌ی آن اسماء را برمی‌گرداند به «فافعل بی ما انت اهله» 2- آن‌جا که گفته می‌شود «لا حدّ لهُ و لا رسم له» مربوط به تعریف ذات الهی است. در حالی‌که ما به حکم «و له الاسماء الحسنی فدعوه بها» دعوت شده‌ایم که به اسماء الهی و مظاهر آن اسماء نظر کنیم و او را به اسمائش که محل تجلیات انوار اوست، بخوانیم. موفق باشید


  • با سلام و خدا قوت: استاد گرانقدر بنده نظرات و صحبتهایی دارم فکر می کنم گوش شنوایی که به آن اهمیت دهد نیست و فکر می کنم مطالبی که به ذهنم می رسد به درد می خورد لاکن بهتر دیدم برای شما بگویم ولی می ترسم گاه وقت ارزشمند شما را بگیرم از طرفی حس مسیولیت نسبت به انقلاب اسلامی نمی گذارد آروم بگیرم. بنابر این تصمیم گرفتم مطالب را به افرادی که تو این فضا هستند بگویم که به حمدالله مورد اطمینان ترین برایم شما هستید٬ اضافه بر اینکه به این واسطه در پاسخهای شما ذهنم چکش کاری میشه و مسیر رو بهتر می فهمم. تو زندگی حس می کنم فکر و تفکر هست که مسایل و مشکلات رو حل میکنه مدرک تحصیلی به زور گرفتم چون گمان می کنم عقل بکار نگیرم نمیتونم خودم باشم. اما مطالبی که گاه اونها را دیدم اینکه؛ حاج آقا فکر و ادراک می کنم انقلاب یه وجوده یه چیز که ما را در بر میگیره اما شدت بخشیدن به این حالت به نظرم دست مسیولین فرهنگیه٬ محبت و عشق افراد نسبت به هم کمه یه زمانی حس می کردم ما آدمها «ببخشید عامیانه میگم» اگر قربون هم نریم قربانی میشیم این نوع تربیت از خانواده اگر شروع بشه بهتره٬ مادران قدیم که روی فطرت بودن بیشتر این عاطفه را خرج می کردن٬ مادر خودم هم هنوز همینطور اند. بنده سعی کردم ضمن مباحث سلوک از فضای انس و ارتباط با وجود بخصوص خانواده جدا نشم. نمی دونم صحیحه یا خیر ولی ملاکم این بوده از آن خصوصیات خوب نسل گذشته جدا نشم خیلی سخته ولی... و اما راجع به تعقل فرموده بودید راجع به آیه قلوب که تعقل میکنن قلوبی که تفکر میکنن این آیات ذهنم رو درگیر کرده٬ در متون روانشناسی غربی خیلی بحث همدلی مطرح میشه اگر به نظرم رو این مطلب کار نکنیم عقب می افتیم. خیلی وقته دنبال آیه ای برای ایجاد همدلی می گردم٬ راستش یه وقتی حالتی نسبت به فردی پیدا کردم که عشق نبود یک نوع حرارت و محبت قلبی بود انگار چیزی در ته دلم داغ می شد و این حالت باعث شد من حس کنم باید یک نوع از این نوع محبت بین افراد پیدا بشه و از این حالت دلم می خواهد استفاده کنم برای اون نوع همدلی٬ به عبارتی دنبال آیه ای از قران هستم که این طور محبت و همدلی و دوست داشتن را در فرد ایجاد کنه همانطور که قلب یعقل قلب ایطوری با چنین محبت از ته دل فکر می کنم این نوع محبت افراد را به هم میچسبونه و شاید یه راه مبارزه با گسستگی تکنیک همین باشه. حاج آقا لطفا مثل همیشه بنده را از نظرات خود بهره مند و نسبت به صحبتم نظر خودتون رو بفرمایید. امیدوارم فرصت های من وقتتونون را نگرفته باشه چون گاه که میخام چنین مباحثی را بفرستم ترسم از اینه که نکنه مغرورم و خودم را دارم به عبارتی همصحبت شما می کنم ولی وقتی می بینم شما نسبت به انقلاب اسلامی و انسجام اون بحث می کنید نسبت به انقلاب و خون شهدا احساس تکلیف می کنم. ممنون اگر راهنمایی ام کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بر روی نکته‌ی خوبی دست گذاشته‌اید و در این مورد دعای «مکارم الاخلاق» حضرت سجاد «علیه‌السلام» غوغا می‌کند. بنده نیز شرحی بر آن داشته‌ام و صوت آن موجود است. آدرس آن بر روی سایت این است:    http://lobolmizan.ir/sound/1113 . موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد محترم:
    با توجه مطالبی که در کتاب های «ماه رجب ماه یگانه شدن با خدا» و کتاب «اسما الهی دریچه ورود به عالم معنا» بیان نمودید و در مورد این ماه رجب که فرمودید خداوند با اسما خود حضور خاص پیدا می کند. آیا دعاهای جوشن کبیر و دعای سحر می تواند دعاهای با برکتی در این ماه باشد. در صورتی که با شرایط مراقبه که فرمودید خوانده شوند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً برکت خود را دارد ولی از دعاهای مخصوص ماه رجب و اذکار مربوطه غافل نشوید. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز: سال نو مبارک. استاد جان در کتابی خواندم یکی از بزرگان گفته بودند خواندن زیارت عاشورا چوب دارد. این جمله یعنی چه؟ مثلا اگر کسی روزی یکبار زیارت عاشورا بخواند برایش مشکل ایجاد می شود؟ متشکرم از حوصله شما

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور همین باشد که شما برداشت کرده‌اید. ولی نمی‌توان به آن سخن اعتماد داشت. زیارت عاشورا، راهِ ارتباط و اُنس با مولایمان حسین «علیه‌السلام» است، در این فضا، هرچه پیش آید خوش آید. موفق باشید


  • با سلام:
    استاد برای رهایی از رذائل اخلاقی مثل حسادت، کبر، عجب و... چه کار باید کرد؟ آیا برای شروع دعای مکارم اخلاق را بخوانم یا معراج السعاده؟ خواهش می کنم کمکم کنید. احساس می کنم این رذائل حجاب های زیادی بین من و خدا ساخته.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «رنج راحت شد چو شد مطلب بزرگ / گَردِ گَله طوطیایِ چشم گرگ». وقتی متوجه شویم برای رسیدن به حقیقت، ارزش آن را دارد که بسیاری از امیال خود را زیر پا بگذاریم کار، راحت می‌شود و مسئله‌ی مهم در همین‌جا است وگرنه همه می‌دانیم حسادت و کبر و عجب چیست، عمده عزمِ عبور از آن است. با همه‌ی این‌ها دعای «مکارم الاخلاق» مولایمان حضرت سجاد«علیه‌السلام» غوغا می‌کند. این حقیر نیز شرحی بر آن داشته‌ام. جزوه‌ی آن بر روی سایت هست و صوت آن را هم می‌توانید از جناب آقای حاج آقا نظری به شماره‌ی 09136032342 بگیرید. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد با توجه به آیه 60 سوره غافر دعا عبادت خداوند است،
    از طرفی به طور مشخص حجم عظیمی از ادعیه معصومین علیه السلام مبتنی بر ترس از عذاب و شوق به به بهشت است تا جایی که این مطلب به صراحت در قرآن آیه 15 سوره انعام از قول پیامبر می فرماید: «قُلْ إِنِّی أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ» «بگو: من اگر نافرمانی خدای خود کنم از عذاب آن روز بزرگ سخت می ترسم.»
    خوب: 1. چرا عرفا می گویند عارف به جایی می رسد که دیگر از عذاب جهنم نمی ترسد یعنی از پیامبر و اهل البیت علیهم السلام بالاتر است؟
    2. چرا عملی که به خاطر ترس از عذاب یا فراق و شوق به بهشت یا وصال صورت می گیرد مورد ملامت قرار می گیرد و می فرمایند این اعمال از حظوظ نفسانیه خارج نیست و تصفیه از این دو عمل باید صورت گیرد و تصفیه از این دو مرتبه نزد اهل الله لازم است. پس چرا اهل البیت خود را تصیفیه ننمودند و اکثر دعاهای و مناجاتهای شخصی ایشان با خدا حول محور همین ها دور می زند. البته پر واضح است که اهل البیت مقامات بسیار بالاتری هم دارند ولی می بینیم با این حال از این دو موضوع هم خود را تصفیه ننمودند و تا پایان عمر مبارکشان اکثریت دعاهای ایشان از قبیل مناجات خمس عشر، دعای عرفه، ابوحمزه و...... درباره همین دو درخواست خوف و شوق است؟
    3. اساسا این که نفس به طور کلی حذف شود معقول نیست حتی آن هنگام که عارف می گوید من هیچ حظ نفسانی نمی خواهم باز هم این من و نفس اوست که چنین عبادتی را دوست دارد و از آن لذت می برد یعنی در آن هنگام که می گوید من هیچ حظ نفسانی نمی خواهم هیچ نخواستن مطلوب نفس است و از آن لذت می برد (لطفا به سوال 3 جداگانه پاسخ فرمائید)
    با تشکر و التماس دعا. لطفا جواب را در سایت بگذارید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عموما هر کدام از این جملات را می‌توان با نظر به شخصیت گویندگان آن معنا کرد. آری! لابه و زاری امام معصوم از عذاب، می‌تواند عذاب حرمان باشد که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای کمیل می‌فرمایند چگونه از نظر به رحمت تو خود را محروم بدانم. و مسلم همواره در همه‌ی مراتب نسبت نفس انسان با حضرت معبود در میان است حتی آن‌جایی که انسان می‌خواهد خود را به عنوان حجاب، نبیند در طلب آن است که خود را به حق ببیند که این معنی فانی از خود و باقی به حق است. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام خدمت استاد عزیز:
    جناب استاد در شرح کتاب آداب الصلوه در بحث اخلاص، خواندن خدا به خاطر نجات از جهنم و یا رسیدن به بهشت و یا خوف از فراغ و یا شوق وصال و لذت وصل، ملامت شده است حال دو سوال:
    1. چطور چیزهایی که عارفترین عارفان یعنی پیامبر و آل او علیهم السلام در تنهایی مناجاتهایشان از خدا می خواهند و می توان ادعا کرد بیشترین حجم دعاها را موارد ذکر شده اشغال می کند مورد ملامت تحت عنوان این که نفسانی است قرار می گیرد. به عنوان نمونه امام حسین (ع) در دعای سراسر عرفان خویش در آخرین قسمت دعا بنا به نقل بلد الامین و زادالمعاد در حالی که مثل ناودان اشک از چشمان مبارکش فرو می ریزد مسئله نجات از عذاب را می خواهد آن هم با این عبارت که خدا از تو حاجتی دارم که اگر عطا کنی از هر خواسته دیگر محرومم کنی ضرر نکرده ام و اگر عطا نکنی هر چه عطا کنی سودی به حالم ندارد و آن اینکه «اسئلک فکاک رقبتی من النار» و یا سید الساجدین ناله سر می دهد «ابکی لخروج نفسی ابکی لظلمه قبری، ابکی لضیق صدری ابکی لسوال منکر و نکیر ایای» و موارد بسیار فراوان دیگر همچون «اللهم ارزقنی حلاوه ذکرک» و طلب بهشت و نعم و حو رالعین. خوب آیا اینجا نفس اهل البیت وسط نیست و اگر هست می توان گفت عبادت آنها نفسانی بوده است؟ چطور می توان ادعا کرد اهل البیت از جهنم نمی ترسیدند پس این ابکی ها از چیست؟ آنجا که امیرالمومنین (ع) می فرماید خدایا من در برابر بلای کم و کوتاه دنیا ضعیفم و از عذابهای آخرت می نالد «ابکی لالیم العذاب و شدته و یارب ارحم ضعف بدنی و رقه جلدی و دقه عظمی» برای چیست؟ آیا جز این است برای این بدن ضعیف و پوست نازک و ..... از عذاب الهی می ترسد. جناب استاد انسان وقتی آن صحبتها را می شنوند از خودش بدش می آید که چون من دارم به خاطر گناهانم و نجات از خشم خدا یا رسیدن به قرب خدا گریه می کنم پس عبادتم نفسانی است و همین اشک و شوق را هم از دست می دهد.
    2. اساسا آنچه عنوان می شود که عبادت باید فقط برای خود خدا باشد و انسان هیچ خودش را نبیند نه خوفش را و نه شوق و دوست داشتنش را چیزی است محال بدین شرح که حتی وقتی انسان خدا را فقط به خاطر خودش عبادت می کند باز این نفس است که درک کرده خدا را باید به خاطر خودش عبادت کرد و باز همین نفس است که دوست دارد و لذت می برد که خدا را برای خودش عبادت کند حتی وقتی می گوید نه شوق بهشت دارم نه هیچ خوفی باز هم نقش نفس حذف نمی شود چرا که همین نفس است که طرد آن و اثبات این را دوست دارد. با تشکر و التماس دعا. ایمیل خراب است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد دو نکته را باید از هم تفکیک کرد: یکی آن‌که خداوند را از آن جهت که ارزش عبادت دارد بپرستیم. حضرت علی «علیه‌السلام» در این رابطه است که می‌فرمایند:  «الٰهي ما عَبَدتُكَ خَوفاً من نارِك و لا طَمَعاً في جَنَّتِك بَل وَجَدتُكَ أهلاً للعبادة فَعَبَدتُك» خدایا! من تو را پرستش نکردم از ترس آتش جهنمت و پرستش نکردم به طمع بهشتت، بلکه فقط تو را شایسته پرستش می‌بینم. و دیگر این‌که از حضرت حق بخواهیم ما را گرفتار آتش و عذاب نکند، حال چه آتش حرمان از اُنس، و چه آتش ناشی از گناه، به‌خصوص که هر اندازه انسان بیشتر از حجاب‌های أنانیت آزاد شود، بیشتر متوجه‌ی فقر ذاتی خود می‌گردد و این‌که اگر عنایاتی هم به آن‌ها شده است، لطف خدا بوده، نه آن‌که برای خودشان حقی قائل باشند. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به شرح دعای سحر در کتاب اسما حسنی. بنابراین در دعای جوشن کبیر هزار اسمی که به آن سوگند یاد می کنیم از اسامی هستند که خدواند با نور آن اسامی در قلب تجلی پیدا می کند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. این خدا است که خود را می‌نمایاند و تلاش ما باید آن باشد که بگذاریم خدا آن‌طور که هست برای ما نمایان شود، در آن صورت است که خواهیم گفت: «و ربّی، اَحسنُ ربّی». موفق باشید


  • ببخشید استاد کتابی در زمینه شرح و تفسیر مناجات خمس عشر معرفی بکنید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح مناجات اول را تحت عنوان «مناجات التّوابین» در جزوات سایت می‌توانید بیابید. اطلاع از شرح سایر مناجات‌ها در ذهن ندارم. موفق باشید  آدرس جزوه‌ی مذکور در سایت چنین است: http://lobolmizan.ir/leaflet/1311/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%AA%D8%A7%D8%A6%D8%A8%DB%8C%D9%86


  • سلام و خسته نباشید:
    نظرتون در مورد کتاب شش جلدی نور هدایت آقای سعادت پرور برای فهمیدن دعاها چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا ایشان را رحمت کند. به نظر بنده مطالب ارزشمندی را در آن آثار مطرح کرده‌اند. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد محترم:
    امروز در بسیاری از مجامع علمی این بحث مطرح است که احادیث و روایات مربوط به «حقایق نوری اهل بیت» و «طینت» که عمده آنها در بحارالانوار و اصول کافی آمده است و شما از جمله افرادی هستید که آثاری در اعتنا به این احادیث دارید، ضعیف بوده و مربوط به «غلات شیعه» است که از دوره ای به بعد بشکل متواتر بیان شده و از آنجا که غلات اهل غلو و اغراق درباره اهل بیت بودند، این روایات جعلی رو منتشر کردند. از جمله افرادی که این روایات رو مورد مناقشه قرار دادند شیخ مفید و سید مرتضی هستند. از طرفی دکتر سروش هم در این‌باره اشکالاتی آوردند که حتما شما مستحضر هستید. آقای طباطبائی هم در کتاب «مکتب در فرایند تکامل» تعریزاتی به غلات شیعه زده اند. ملاصدرا هم در شرح اصول کافی در باب احادیث طینت، سکوت کرده اند.
    و.... که البته قطعا شما خیلی خیلی بیشتر از حقیر به این شبهات واقفید. سئوال بنده این است که با این همه هجمه معتنابه ای که در برابر این قبیل احادیث هست و همین‌طور ثقیل الفهم بودن آنها و شبهاتی که درباره جبر و اختیار به ذهن متبادر می‌کنند، چطور می‌توان به صحت آن‌ها بشکل حصولی مطمئن شد و اساسا چه موضعی در مقابل این قبیل احادیث باید اتخاذ کنیم. معتقد بودن و نبودن آنها هر یک تبعات خاص خود را دارد. از بذل توجه شما متشکرم.

     باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر صحت زیارت جامعه‌ی کبیره را بپذیریم، تمام مضامینی که در روایات مذکور هست در آن زیارت به صراحت مطرح شده 2- اصلاً بحث سند روایات در میان نیست، عقل متوجه است که عالَم بدون انسان کامل محقق نمی‌شود و لازمه‌ی انسان کامل چنین صفاتی است تا آن‌جا که شما در زیارت جامعه خطاب به اولیاء معصوم اظهار می‌دارید: «بکم فتح اللّه و بکم یختم» آیا مقامی بالاتر از این قابل تصور است؟ موفق باشید