×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    اصول دین، فروع دین، حکمت احکام

  • با سلام به استاد گرامی: سپاس فراوان از فرصتی که به پاسخگویی اختصاص می دهید
    اگر به کسی گفته شده باشند که باید ابتدا روی اصول اعتقاد کار بکند، آیا سیر مطالعاتی شما کفایت می کند یا باید ابتدا اصول و عقاید دیگر عزیزانی مانند آقای مطهری و مصباح و دیگر عزیزان مطالعه شود؟ باز هم ممنونم. حلال کنید

    باسمه تعالی: سلام علیکم: برای ابتدای کار سیر مطالعاتی سایت خوب است ولی در ادامه لازم است از آن عزیزان حتماً استفاده شود. موفق باشید


  • با سلام: در کتاب خویشتن پنهان به حدیثی اشاره شده با این مضمون که وجود سگ در منزل و صورتگری با حضور فرشته جمع نمی شود. لطفا در این باره راهنمایی فرمایید:
    ۱. عروسک های بازی بجه ها را هم شامل می شود؟ یا عروسک های بافتنی اعم از انسان یا حیوان؟
    ۲. نگهداشتن عکس امام و یا سایر تصاویر به صورت تابلو؟
    ۳. نقاشی کشیدن و یا عکاسی؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جزوه‌ی «تندیس یا مجسمه» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. البته رهبر معظم انقلاب در فتاوی اخیر خود نسبت به عروسک و مجسمه تجدید نظر کرده‌اند و داشتن و ساختن آن را جایز می‌دانند. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیزتر از جانم:
    با توجه به مطالب شما برایم سخت است در خانه مجسمه داشته باشم. از طرفی می خواستم بدانم آیا عروسکهای بچه هایم که با پولیش و پلاستیک ساخته شده و با آنها بازی می کنند هم باید دور بیاندازم یا اینکه آنها مشکلی ایجاد نمی کنند؟ با تشکر از زحمات شما.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب عروسک را در حکم مجسمه نمی‌دانند و اخیراً حتی فتوای ایشان نسبت به مجسمه هم تغییر کرده و نگهداریِ آن را جایز می‌دانند. موفق باشید


  • با سلام:
    من می خواستم بدانم نیاز انسان به خدا در چه مواردی است؟ چه احتیاجی به خدا هست که باید امر و نهی او را رعایت کرد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق، ذاتی است سراسر رحمت و با رجوع به او قلب انسان محل تجلیات رحمت واسعه‌ی ربّ العالمین می‌شود و شریعت به عنوان امر و نهی الهی، راهِ رجوع به حضرت حق است. موفق باشید


  • سلام خدمت شما استاد عزیز:
    ۱. استاد با توجه به مهربانی خداوند چطوری خداوند اجازه می دهد که بعضی از بندگان مورد ظلم شدید و بی احترامی واقع می شوند؟
    ۲. چطوری میشه که در بهشت لذت برد و هرچه هم لذت هایش زیاد و متنوع باشد دچار خستگی نشد و تا ابد تکرار و تکرار. آیا انسان دچار زدگی نمی شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بد نیست به کتاب «عدل الهی» شهید مطهری و کتاب «معاد» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام استاد روزتون بخیر:
    در سوال ۲۵۹۰۵ بنده سوالی در مورد تغییر احکام پرسیدم. استاد ما در دانشگاه پیرامون این موضوع داشت بحث می‌کرد که گفت احکام اجتماعی وابسته شرایط زمانه است و گفتند در زمان یکی از امامان با وجود اینکه پرداخت خمس واجب بوده ایشان این حکم را با توجه به زمانه‌شان برداشتند و مورد دیگه‌ای که گفتند حق دیه زن و مرد هست که الان مساوی شده و بریدن دست دزد که الان اصلا انجام نمیشه و... سوالی که برای خیلی از ماها پیش اومد مسئله حجاب بود که یک حکم اجتماعیه و بحث‌هایی پیرامونش شد که در نهایت کل احکام رو برد رو هوا و این مدلی فکر کردن باعث میشه ما هیچ وقت نتونیم حرف بزنیم و همیشه باید ساکت باشیم چون نمیشه در مورد هیچی با قطعیت صحبت کرد البته غیر از اصول دین که اونم بحثی نداره فقط توصیف انچه هست و اثبات نداره و اصلا کلا هر چه قدر هم استدلال اورد همون طور که شما هم فرمودین برام غیرقابل قبول بود که وقتی یک حکمی در قرآن و کلام اهل بیت به طور روشن بیان شده با توجه به زمانه قابل تغییر باشه چطور باید پاسخ داد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: احکامی که مبتنی بر بنیان‌های قرآنی است که مستقیماً بشر با آن‌ها رابطه دارد و مافوق زمان و مکان است. آری! اگر عالِمی با توجه به مبای قرآنی مطابق زمانه حکمی بکند، این حکم ممکن است مطابق تغییر شرایط از نظر ظاهر، تغییر کند. قمار در هر حال حرام است ولی وقتی بازی شطرنج دیگر حکم قمار را ندارد، همچنان قمار حرام است ولی بازی شطرنج دیگر حرام نخواهد بود. با توجه به این امر است که می‌توان گفت صراحت رعایت پوشش برای زنان در قرآن، تغییرپذیر نیست. ولی بر اساس شرایط، می‌توان نحوه‌ی آن پوشش تغییر کند. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    با عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیز: یکی از دوستانم بیان می کردند که فقه شیعه بویژه با فقه انصاری و مبانی شیخ انصاری، از مبانی فلسفی و عقلی دور شده است و رنگ و بوی فلسفی و همه جانبه نگری، کمتر در آن یافت می شود و بیشتر گرایش های غیر فلسفی و شهود عقلی، با مباحث ایشان مطرح گردیده. این حرف آیا درست است و فقه شیعی، با رویکرد شیخ مرتضی انصاری، از مباحث عقلی و فلسفی دور شد و آن جنبه عقلانی، کاهش یافت و تسلب و جمود حاکم گشت؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی کرده‌اند که فقه را در بستر فلسفه نیاورده‌اند. فقه باید در همان افقی که آیات و روایات بدان اشاره دارد، ادامه یابد و فقیه در همان بستر بر روی آیات و روایات تفقه و تعمق نماید، کاری که شیخ انصاری بزرگ انجام داد. موفق باشید


  • سلام استاد روزتون بخیر:
    بر چه اساسی فقیه می‌تواند احکام را تغییر دهد؟ مثلا وقتی در آیه‌ای صریحا حکمی ذکر می‌شود بر اساس چه استدلالی می‌توان آن را تغییر داد؟ مواردی از قبیل بریدن دست دزد، سنگسار، دیه زن و مرد، حجاب، خمس و ...

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌وقت فقیه آن‌چه را که قرآن و روایات معصومین با صراحت روشن کرده‌اند را، تغییر نمی‌دهند و در آن اجتهاد نمی‌کنند. زیرا اجتهاد در جایی است که حکم روشن نیست و بر اساس شرایط زمان، موقعیت آن تغییر می‌کند. مثل شطرنج که در زمانی قمار محسوب می‌شده است و فقیه آن را حرام می‌دانست. ولی وقتی موقعیت آن تغییر کند و به عنوان یک بازی مطرح شود، معلوم است که فقیه در آن اجتهاد می‌کند و آن را دیگر حرام نمی‌داند. موفق باشید


  • سلام بر استاد معظم:
    مطلبی در جزوه زنان آورده اید که بنده هر چه فکر کردم نتوانستم آن را متناسب با نظام فکری شما درک کنم و احتمالا بنده مقصود شما را درست درک نکرده ام. در جزوه آورده اید: «زن در نظام جدید دیگر به آن صورتی که عرض شد، نیست. در این نظام زن آزاد است تا هرچه خواست انتخاب کند و خود برای خویشتن تصمیم بگیرد. پرسشی که اغلب برای بسیاری طرح می‌شود تطبیق ارزش‌های عالم جدید با عالم قدیم است. در گذشته زمانی که گفته می‌شد «حق»، تلقی خاصی از حق می‌شد آن حق و آن تلقی از حق، مبتنی بر جهان‌بینی دینی بود. اما اکنون تلقی آدمیان از حق تغییر کرده. انسان در این عصر و در این نسل، طالب است بر خلاف گذشته که موجودی مکلّف بود. طرح این سؤال که آیا قرآن با دموکراسی سازگار است یا خیر؟ و پاسخ آن - حال بلی باشد یا خیر- صحیح نمی‌باشد. مثل آن می‌ماند که بپرسیم آیا حضرت محمد (ص) با توجه به روایاتی که از ایشان مانده، با هواپیما و هواپیماسواری موافق بودند یا خیر؟ اساساً هیچ تلقی و هیچ تصوری از هواپیما مطرح نبود.»
    بنده منظور شما را نفهمیدم. اگر منظورتان آن است که ما نباید برای پاسخ به سوالاتی همانند نسبت اسلام و دموکراسی به دنبال لفظ دموکراسی در قرآن و احادیث باشیم و در اسلام اصلا تصوری از این مفاهیم وجود نداشته از لحاظ فقهی و مبانی فکری شما صحیح است. اما آیا منظورتان این است که اصلا اسلام و قرآن در مورد دموکراسی و به تعبیر دقیق تر «نظر اسلام درباره ی جایگاه نظر مردم در حکومت داری» نظری ارائه نکرده است؟
    آیا اسلام تنها درباره ی عالم قدیم نظر داده است؟ فقها قائل اند که عمومات و اطلاقات قرآن و احادیث حتی شامل موارد مستحدثه هم می شود و شارع با توجه به آن موارد ردع و نهی باید در آن موارد بیان می کرد. در این مورد شما با همه ی فقها و اصولیون هم نظر هستید که مثلا ««فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَة» ناظر بر ماهیت زن چه در عالم قدیم و چه در عالم جدید است و حال این یک فقیه متفکر است که باید این روایت را در این تاریخ به نطق درآورد. علامه طباطبایی و خود حضرتعالی نیز درباره ی نظر اسلام درباره ی زن و حق مردم در حاکمیت سخن گفته اید و بحث کردن شما فرع بر آن است که اسلام را در این حوزه صاحب نظر بدانید. اما ظاهر کلام شما این است که اساسا سوال دراین باره را از دین جائز نمی دانید و مثل سوال درباره ی هواپیما می دانید. ما درباره ی هواپیما هم می توانیم از نصوص دینی پرسش کنیم و اگر بنای عقلا و عرف آن را می پسندد – با توجه به تمامی قیودی که درباره ی بنای عقلا و عرف در فقه و اجتهاد وجود دارد- شارع باید در قالب یک نص عام و یا مطلق آن را ردع می کرد و بر فرض عدم ردع استفاده از آن صحیح است. همین مطلب درباره ی بیمه و سایر مسائل مستحدثه وجود دارد. کتاب فقه و عقل و فقه و عرف آقای علیدوست هم در حال تنقیح و تنظیم همین مطالب و مبانی فقهای ماست. به عنوان مثال در مورد قرارداد بیمه نیز همین مطلب بیان شده است، البته بنده قرارداد بیمه را حکم عرف و بنای عقلا نمی دانم و اجرای آن به صورت فعلی را موجب پیشرفت فردگرایی و لیبرالیسم در جامعه می دانم که ان شاءالله طی فرصتی بحث فقهی آن را خدمتتان ارائه می کنم. البته این کلام درستی است که اگر بخواهیم به روش اخباری گری، جمود بر الفاظ داشته باشیم، علاوه بر ناکارآمدی دین و فقه و ایجاد بن بست در فهم دین، متوجه تغییر موضوعات نمی شویم. به احتمال زیاد کلام شما را ناظر بر همان سخن امام خمینی می دانم که در منشور روحانیت فرمود: «اینجانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمی‏ دانم، اجتهاد به همان سبک صحیح است، ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست، زمان و مکان دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند، مسئله‏ ای که در قدیم دارای حکمی بوده است. به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است ‏حکم جدیدی پیدا کند، بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است، واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی می ‏طلبد. مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد»
    به نظرم سخن شما اگر درست متوجه شده باشم تذکر این مطلب است که مسئله زن نیز با توجه به روابط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جدید یک موضوع جدید بوده و نیاز به تفکر مجدد داشته تا حکم آن واضح شود. خیلی ممنون و تشکر از شما استاد عزیز

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه در سطور آخرِ فرمایشاتتان متوجه‌ی اصل موضوع هستید. آری! قرآن یک حقیقتِ فراتاریخی است و هیچ زمانی و زمانه‌ای پیام آن را محدود نمی‌کند و مطابقِ هر زمان می‌توان زیر سایه‌ی قرآن و سیره‌ی اولیاء معصوم عمل کرد. مثال هواپیما از آن جهت عرض شد که نباید انتظار داشته باشیم که خدا و رسول عیناً نسبت به موضوعات جزئی نظر دهند و اگر نظر نداده‌اند بابِ اجتهاد مسدود شود. در حالی‌که اصولی از متن دین در اختیار ما است که می‌توانیم در امور مستحدثه نیز نظر دین را اعلام کنیم. موفق باشید


  • سلام:
    با مسأله ارتداد و حکم آن در اسلام چه کنیم. واقعاً توجیه آن برای افراد منتقد سخت است. از ترس رسیدن بحث به این نقطه اصلا جرأت نمی‌کنیم وارد بحث شویم. فقط یک پاسخ ضعیف می توان به آن داد و آن هم این است که ارتداد شرایطی دارد که منجر به اعدام می شود و ... ولی باز هم توجیه خوبی نیست. به هر حال یک غیر مسلمان وقتی می‌بیند که در صورت پذیرش اسلام و سپس پشیمانی، حق بازگشت ندارد مگر این که همواره ساکت باشد و تبلیغ علیه اسلام نکند، نمی‌تواند این را هضم کند. خواهشمندم چاره خوبی برای آن بیابید. این زمانه، زمانه توجیه های سطحی نیست. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: قضیه‌ی «ارتداد» به این معناها نیست که کسی اگر امروز مسلمان شد و فردا از اسلام دست برداشت، به معنایِ مرتدّ بالفطره باید کشته شود! قضیه مربوط به توطئه‌هایی است که با نقشه می‌آمدند و مسلمانیِ خود را اظهار می‌کردند و بعد برای ضربه‌زدن به اسلام می‌گفتند ما رفتیم و اسلام را بررسی کردیم، چیزی نداشت و در نتیجه از اسلام برمی‌گردیم. از این طریق می‌خواستند یک نوع مقابله با اسلام انجام دهند. آری! در این مورد باید با توطئه برخورد کرد شبیه کار سلمان رشدی که کار را از این هم جلوتر برد، حتی به عنوان یک مسلمان، تهمت‌های صریحی به نوامیس اسلام زد و از اول هم معلوم بود که مأموریتی در این کار دارد. موفق باشید


  • بسم االه الرحمن الرحیم
    این اواخر سوالی ذهن من را مشغول کرده. اگر مردی روحیات کاملا زنانه داشته باشد و یا بالعکس و اگر عمل نکند به فساد و بیماری های روحی دچار شود حکم او چیست؟ آقای خامنه ای و امام خمینی در مورد این موضوع فرمودند که عمل تغییر جنسیت مانعی ندارد. ولی در بسیاری از کتب مانند علائم آخرالزمان این افراد را مورد لعن خداوند و پیامبر گرامی اسلام معرفی کردند. اگر شخصی واقعا دچار این بیماری باشد دین اسلام چه حکمی برای او می دهد؟ از پاسخگویی شما متشکرم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حکم دین اسلام همانی است که فقها می‌گویند. آن کس که در روایت لعن شده، مصداقش این افراد نیستند، مربوط به کسانی است که تماماً مردند و خود را شبیه زن می‌کنند و یا بر عکس. موفق باشید


  • سلام استاد ضمن عرض تسلیت این ایام:
    در مدرسه از بچه ها سوال شده که هدف خداوند از آفرینش انسان چیست؟ من جواب دادم برای رسیدن به کمال و رسیدن به خود خدا. پسرم پرسید خدا که خودش آخر کمال و خدایی هست چه نیازی به خلقت انسان داره تا این راه را طی کند و بعد عده ای مردود و به جهنم برسند نمیدونم چی باید جواب بدم اگر ممکنه کمک کنید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «آشتی با خدا» که بر روی سایت هست، بحثی تحت عنوان «خدا چرا ما را خلق کرد» مطرح شده است مبنی بر آن‌که خدا بر اساس لطف و جودی که دارد خلق می‌کند به همان معنا که شاعر از زبان خدا گفت: «من نکردم خلق تا سودی کنم / بلکه تا بر بندگان جودی کنم». موفق باشید


  • با سلام:
    سوال من در خصوص حداقل ایمان است که انسان را از عذاب جاودان نجات می دهد. ۱. تعریف دقیق آن چیست؟
    ۲. آیا حداقل ایمان یک مقوله ی کاملا فکری است یا عملی؟
    ۳. در رساله خواندم که کافر کسی است که منکر خدا، رسالت پیامبر (ص) یا ضروریات دین باشد در این صورت که شیطان هم مسلمان محسوب می شود چون اعتقاد به خدا و پیامبر (ص) دارد اگر ممکن است ابهام من را برطرف کنید و یک تعریف کامل از حداقل ایمان به من دهید. چون این سوال را بارها از افراد مختلف پرسیده ام و هر بار پاسخ های ضد و نقیض داده اند از نظر خودم با توجه به مطالعاتی که داشته ام تعریفی که در رساله ها آمده ناکامل است و باید یک شرط به آن اضافه کرد و آن عدم دشمنی با خدا و پیامبر (ص) و سایر مقدسات است آیا برداشت من درست است و هر کس که این دو شرط را داشته باشد مومن محسوب می شود ولو هر کاری بکند مثلا توهین به مقدسات کند و... با تشکر.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ایمان اولیه، ایمان به وجود پروردگار عالم است که با نظر به ربوبیت او، عبودیت ما به ظهور می‌اید و معنا پیدا می‌کند و با رعایت واجباتی که پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» فرمودند، بندگیِ انسان به صورت بالفعل شکل می‌گیرد و معلوم است که حتماً این نوع بندگی با دشمنی با دشمنان خدا و رسول خدا که مانع ظهور حقیقت به بشریت‌اند، همراه خواهد بود. موفق باشید


  • به نام خدا
    سلام علیکم:
    عذر تقصیر از ایجاد مزاحمت برای استاد بزرگوار. نظر حضرت عالی درباره بازی شطرنج چیست؟
    آیا این استدلال صحیح است که حضور این بازی در مجلس یزید (که خدا لعنتش کند) خود باعث پستی این بازی است؟ مانند مطلبی که درباره اسبهایی که بر بدن مطهر شهدای کربلا گفته اند که آن اسب ها هم حرام زاده بوده اند. آیا شطنج موجود در زمان حاضر با شطرنجی که در مجلس یزید ملعون بازی شد یکی است؟ آیا شطرنجی بودن صفحه شطرنج به علاقه ماسون ها به طرح شطرنجی مربوط است؟ آیا در صورت امکان پاسخ خودتان را از منظر عرفانی هم بیان فرمایید.
    با تشکر التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ما چه کار به صفحه‌ی شطرنج یزید «لعنت‌اللّه‌علیه» داریم؟!! شطرنج یک بازی است و به اندازه‌ی بازی‌بودن، قابل قبول است. موفق باشید


  • با سلام:
    اصول دین تقلیدی نیست بلکه خودم باید با دلیل آن را بفهمم.
    از سویی شما را اگر به عنوان کار شناس اعتقادی قبول کنم چند حالت دارد:
    ۱. پاسخ بی دلیل می دهید مانند دکتر که فقط نسخه می نویسد اگر جواب هم بدهد من نمی فهمم چون داری دانش پزشکی نیستم.
    ۲. شما دلایل فلسفی می آورید من نمی فهمم.
    در هر دو صورت بالا من نمی توانم حرفهای شما را قبول کنم. حالا بگویید آیا راه دیگری هست؟ ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس با عقل و فهم خود باید به چشم‌اندازهایی که دین خدا عنوان می‌کند موضوعات شریعت الهی را مورد بررسی قرار دهد. موفثق باشید


  • سلام: زندگی با فردی ک هیچ اعتقادی به دین و قرآن و اهل بیت ندارد و با توجه به اینکه سفارش شده که از همسر تبعیت کنیم آیا زندگی با این فرد در جا زدن نیست و آیا تبعیت و محبت کردن به او سرپیچی از حرف خدا نیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌توان یک قاعده‌ی کلی داد و گفت زندگی با این افراد سرپیچی از حکم خدا است. زیرا عموماً این افراد بیش از آن‌که معاند باشند، جاهل‌اند. باید برایشان دلسوزی نمود. موفق باشید


  • با سلام:
    به نظر شما فقه و احادیث فقهی ما، خالی از توحید و معارفند و سنخشان از سنخ احادیث اعتقادی جداست؟ یا با توجه به اینکه احکام ریشه در تکوینیات دارند نه اعتباریات، خود اینها هم معارف ما حساب می شوند و از مثلا احکام ارث و دیات هم می شود، معارف اعتقادی بیرون کشید؟
    تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم احکام فقهی در کلّیّتِ خود ریشه در حقایق دارند ولی با رویکرد کشف حکم خدا فقیه در آیات و روایات نظر می‌کند و این غیر از رویکردی است که برای کشف حقایق از طریق عقل و قلب انجام می‌شود. موفق باشید


  • سلام ببخشید: در توقیع امام زمان (عج) اومده خمس در زمان غیبت مباحه، چرا الان پرداخت خمس واجبه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فقها در جمع‌بندی که نسبت به روایات دارند و خاص و عام‌کردنِ روایات با ادله‌ی قابل قبول به این نتیجه رسیده‌اند که ملاحظه می‌فرمایید. حتی حضرت امام در کتاب «کشف‌الأسرار» با ادله‌ی کافی این امر را روشن می‌کنند که چرا باید خمس و سهم امام در زمان غیبت داده شود و حوزه‌های علمیه برای حفظ اسلام در این امر پایدار بماند. موفق باشید


  • سلام استاد:
    خدا قوت
    رهسپار حرم امن الهی هستم بی هیچ لیاقتی و با دست خالی
    متحیرم و ناتوان از اینکه بدانم در آن مقام پر از فیض چه طلبی داشته باشم. در روایت هست که روا نیست از خدا جز خدا را خواستن. اصلا زبانم بند آمده و عقلم یاری نمی کند که براستی بزرگترین خواهش در آن زمان و آن مکان چه می تواند باشد؟ استاد شاگرد خوبی براتون نبودم حلالم کنین، دعا کنین. دعاگوتونم حتما. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: امید موفقیت برای جنابعالی دارم. بد نیست سری به دو جزوه‌ی «حقیقت حج» و «وظیفه‌ی حجاج پس از برگشت» بزنید. موفق باشید


  • سلام استاد:
    یه برادر ۴۰ساله دارم که ازدواج نکرده و چند سالی است که عصبی هم شده. جدیدا بعضی وقتا می گوید من به بهشت و جهنم اعتقاد ندارم چون از کجا معلوم وجود داشته باشد؟ کی رفته دیده؟!
    خواستم بپرسم همچین آدمی از نظر فقهی کافر و نجس است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. کلا اظهار عقائدی که در حالات عصبانیت و گرفتاری‌ها انجام می‌شود اثر حقوقی و شرعی ندارد. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    ان شاء الله امسال عازم حجّ ابراهیمی هستم. به نظر شما قبل از تشرف به سرزمین وحی، چه مقدماتی را باید آماده کرد؟ آنحا را می توان چگونه سپری کرد تا بیشترین بهره را ببریم؟
    سلام خدا بر بندگان صالحش.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست در این مورد جزوات «حقیقت حج» و «وظیفه‌ی حجاج پس از برگشت از حج» را که بر روی سایت هست، مطالعه فرمایید. در ضمن کتاب‌های آیت اللّه جوادی در رابطه با حج نکات خوبی دارد. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد محترم:
    در کتاب آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین یک مبحث را مطرح نموده اید که خداوند خود هدف است. من در دانشگاه تدریس می کنم و هرچه برای دانشجویان می گویم خداوند خود هدف است چون اگر بگوییم او هدف داشته از خلقت ما، برای او نقص قایل شده ایم مثل انسان که هدف دارد تا چیزی بدست آورد اما دانشجویان قانع نمی شوند و می گویند ما تابه حال در کتابهای دینی خوانده ایم خداوند هدف دارد چرا شما می گویی خداوند از خلقت ما هدف ندارد؟
    سوال دیگرم مربوط به بحث خیر و شر است و می پرسند بلاها و مصیبتهایی که بر آدمیان نازل می شود مثل سیل، بیماری فرزند و یا مصیبتها شر نیست؟ می پرسند چرا یک نفر از اول عمر تا آخر عمرش بدبخت است و یکی خوشبخت و در رفاه و نعمت هست؟ وقتی به آنها می گویم آزمایش الهی است و خداوند می خواهد ثروتمندان را آزمایش کند ببیند چقدر انفاق می کنند می گویند این حرفها چیست ثروتمند کمک نمی کند آیا این فقیر باید در بدبختی بماند؟ چرا خداوند همه را در شرایط یکسان قرار نداده است؟ اینکه شهید مطهری یکی از پیش فرضهای تبعیض را اینگونه بیان می کند معلول مرتبه ضعیف علتش است یعنی چه؟ با تشکر از استاد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر خدا کمال مطلق است، به اقتضای حکمتش عالَم و مخلوقات را هدف‌دار خلق می‌کند، ولی خودش هدف است نه آن‌که خودش هم هدفی ماوراء خود داشته باشد، در آن صورت محتاج آن هدف خواهد بود. ۲. در جزوه‌ی «معارف ۲» در قسمت «عدل الهی» عرض شده است از این راه باید وارد شد که خداوند نه ناقص است و نه ناتوان، پس مسلماً در خلقت او و در تدبیر عالَم توسط او مشکلی نیست. لذا با توجه به این امر باید تلاش کنیم علت مصائب را پیدا نماییم که یا ریشه‌ی آن مصائب مربوط به بشر است که باید خودش در کارش تجدید نظر کند و یا حکمت خاصی از طرف پروردگار در میان است، که ما نمی‌دانیم. موفق باشید 


  • سلام علیکم: رهبری ساخت مجسمه و خرید و فروش و نمایش آن را جایز می دانند اما در جزوه ی مجسمه شما نوشته که ایشان جایز نمی دانند. http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?id=105&pid=105&tid=-1
    این لینک فتوای ایشان است

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوه‌ی مذکور نظر به فتوای قبلی ایشان شده است و باید در اسرع وقت این قسمت از جزوه تغییر کند، با تشکر از تذکر جنابعالی. موفق باشید


  • سلام بر حضرت استاد:
    می خواستم بدونم این مسئله چه طور حل می شود؟
    این که ما در زندگی سئوالاتی داریم و به هر کسی که رجوع می کنیم نیز با برداشتی که از دین دارد به آن سئوال جواب می دهد و نظرهای مختلف می رسیم از مرجع تقلید گرفته تا مجتهد، و این که الان بالفعل هم خودمون اسلام شناس نشدیم که به کسی رجوع نکنیم، پس وقتی به کسی رجوع می کنیم هر کسی با برداشتی که از اسلام دارد به سئوال ما جواب می دهد، هر سئوالی که باید باشد، پس چرا حتما باید به یک شخص رجوع کنیم و احکام و عقاید و... را از آن بگیریم ؟
    ۲. حالا هر کسی یک چیزی می گوید و با توجه به مبانی که دارد، از دریچه ای که به مسئله نگاه می کند نظر می دهد در این جا ما که مجتهد نشده ایم باید چه کنیم که نمی دانیم بالاخره کدام یک درست می گویند، بهتر بگم چه چیزی داریم که مشخص کند مرز این که در این اختلاف ها و نظرها کدام یک درست است و صحیح؟
    پیش فرض: می خواهم تقلید کورکورانه نداشته باشم، و این که پاسخ های متفاوت در مواجهه با مسئله ی من افراد متخصص می دهند، بالاخره باید به کدام یک از آنها عمل کنم؟ آیا طبیعی است که هر کسی باید تمام حرف ها را بشنود و بعد خودش بهترین آنها را انتخاب کند؟ بهترین کدام یک هست؟ با چه چیزی از قبل بهترین آن ها را شخص می فهمد که کدام است؟
    [خیلی ممنون اگر راهنمایی دقیق کنید که از همه افراد ناامیدم]

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چون خودمان کارشناس آن موضوع نیستیم. جواب قسمت دوم سؤال را بهتر است در کتاب «ادب عقل و خیال و قلب» در جلسه‌ی دوم کتاب «چه نیازی به نبی» تحت عنوان «فلسفه‌ی تقليد از فقيه» که بر روی سایت هست دنبال کنید. موفق باشید


  • سلام استاد:
    خدا قوت و وقت بخیر. به فرموده حضرت آیت الله جوادی زمانی رابطه افراد با فقها رابطه محدث و مستمع بود و زمانی این رابطه به مقلد و مرجع تقلید تبدیل شد و امام راحل (ره) این رابطه را به امام و امت تبدیل کرد، حال سوال این است که در نظام کنونی آیا تعدد مراجع برای نظام اسلامی که باید امام داشته باشد و افراد آن یک امت را تشکیل دهند یک آفت به شمار نمی رود؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم اشکالی به‌وجود آید. زیرا همه‌ی آن عزیزان در سنتی که روح تشیع بر آن حاکم است، انجام وظیفه می‌کنند لذا تفاوت‌های جزئی، مشکلی ایجاد نمی‌کند. آری! مشکل از آن جهت است که از بهترین رابطه بین مقلِد و مقلَد غفلت شود که بحث آن مفصل است و باید مجامع علمی در مورد آن فکر کند. موفق باشید