×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    متفرقه (مرگ، شهادت، خواب، شعر و شعرا، اصطلاحات، شبهات، معراج، طی الارض)

  • سلام استاد عزیز:
    می دانم شأنتان خیلی بالاتر از این حرفاس که بخوام یک سوال را کش بدهم و وقت گرانبهایتان را بگیرم. ولی در خصوص سوال ۲۴۸۴۸ خواستم بگم که این آقا با دوز و کلک داره یه سری کارها رو انجام میده. خودش هم به این اذعان داره. در اینترنت هم تمام حقه ها و کلک های این شخص رو توضیح دادن و تک تک کارهاش رو شده. به طوری که الان من هم اگر با تمرین سرعت دستم را زیاد کنم میتونم کارهاش رو انجام بدم. دیگه قدرت نفس و حضور در آینده رو که شما می فرمایید رو نمی فهمم منظورتون چیه؟ اصلا کارش ربطی به این توجیهی که شما می فرمایید نداره. استاد عزیزم این حرفایی که زدم اساعه ادب نشه. فقط دو دو تا چهارتای ذهنی خودم رو بیان کردم که اگه دارم اشتباه می کنم برام توضیح بدید.
    اصلا میتونید یکی از افشاگری هاش رو در لینک زیر مشاهده کنید:
    https://www.google.com/amp/s/www.aparat.com/v/zTJRP/%25D9%2584%25D9%2588_%25D8%25B1%25D9%2581%25D8%25AA%25D9%2586_%25D8%25B1%25D8%25A7%25D8%25B2_%25D8%25B4%25D8%25B9%25D8%25A8%25D8%25AF%25D9%2587_%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B2%25DB%258C_%25D8%25B3%25D8%25B9%25DB%258C%25D8%25AF_%25D9%2581%25D8%25AA%25D8%25AD%25DB%258C_%25D8%25AF%25D8%25B1_%25D8%25B9%25D8%25B5%25D8%25B1_%25D8%25AC%25D8%25AF%25DB%258C%25D8%25AF%3famp

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مطلب را ملاحظه کردم ولی عنایت بفرمایید که این نوع حرکات که بیشتر به نوعی تردستی و خطای خیال مرتبط است؛ اولاً: با پیش‌گویی‌هایی که در حدّ خبر از آینده است، متفاوت است که با کمک تجرد نفس انجام می‌شود و بیشتر کارِ مرتاضان است هرچند که انسان‌های وارسته نیز به جهت تجرد نفس‌شان می‌توانند پیش‌گویی‌هایی داشته باشند. ثانیاً: معجزه، اساساً در ساحت دیگری است و با قوا و توانایی‌های بشری امکان تحقق آن نیست. موفق باشید


  • سلام استاد:
    در خصوص سوال ۲۳۸۸۰ که چند وقت پیش جواب دادید خواستم بگم همین شخص در برنامه عصر جدید بارها اعلام کرده که من از هیچ علم غیبی و آینده بینی و ...استفاده نکردم و فقط از همین علوم ریاضی و احتمال و فیزیک و تردستی استفاده می کنم. جالب اینجاست که در فضای مجازی هم حقه های او لو رفته و بعضا در بعضی جاها ایشون آموزش هم میدن. این در حالی است که شما برای این کار او توجیهی معرفتی آوردید و کار او را از جنس قدرت نفس و حضور در آینده میدیدید. لطفا پاسخ بدهید. راستش استاد الان یه شبهه ای برام پیش اومده و اونم اینه که نکنه داستان معجزه و کرامت هم از این قرار باشه و ما الکی برای اینگونه امور، فلسفه پیچیدیم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور نیست که اگر طرف تلاش‌هایی در امر ریاضی کرد و نفس او متوجه‌ی واقعه‌ای در آینده شد، علت آن محاسبات ریاضی او باشد. بلکه شرایط از آن طریق آماده می‌شود که آینده‌های عالَم ماده را با نفس ناطقه‌ی خود درک کند. مثل کاری که ساحران و مرتاضان انجام می دهند که به ظاهر، حرکات مادی است ولی در حقیقت، نفسِ آن‌ها است که آن پیشگویی‌ها را می‌کند. تفاوت این حرکات با معجزات در آن است که نهایت این حرکات در حوزه‌ی عالم ماده و آینده‌ی عالم ماده تحرک دارد ولی پیابران مبانیِ خود را در عوالم اعلی دارا می‌باشند و چیزی را به میان می‌آورند که از طاقت کلّی بشر بیرون است و به همین جهت به آن، معجزه می‌گویند. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر استاد گرانقدرم. مناجات حضرت یوسف که در جایی فرموده بودید برای آمادگی برای مرگ می خواندم در مفاتیح است؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: همان سخن حضرت یوسف «علیه‌السلام» است که در محضر حق عرضه می‌دارند: «أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّني‏ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْني‏ بِالصَّالِحينَ» (یوسف/101). موفق باشید


  • بسمه تعالی
    با سلام خدمت استاد طاهرزاده:
    من به مدت سه سال است که در کشور آلمان زندگی می کنم. و تمام کتاب های معرفت نفس جنابعالی رو مطالعه کردم همچنین در زمینه های دشمن شناسی، فراماسونری، روانشناسی و اخلاقی دینی هم مطالعاتی داشتم ولی پاسخ خود را نیافتم. چطور ما مسلمانان با تمام ریاضتهای درست دینی و داشتن الگوهای شخصیتی برتر مثل حضرت محمد و اهل بیت باید درست برسیم به نقطه ایی که یک شخص بی دین که حتی به وجود خدا هیچ باوری ندارد و چه بسا که به سبک حیوانی زندگی می کند. نقطه ایی مثل کریم مطلق یا بخشنده یا رحیم یا صابر و یا خلق نیکو؟ به طور مثل حضرت محمد می بخشید بدون هیچ توقعی که این نعمت رو من بسیار در رفتار آنها می بینم. البته باید بگم که من در اینجا فقط اشاره به ویژگی های خوب آنها کردم. سوال من کاملا از دید اجتماعی و معرفتی می باشد. ممنون می شوم اگر علاوه بر پاسختون یک کتابی در راستای فهم درک سوالم معرفی کنید. در صورت امکان لطفا از طریق ایمیل پاسخ دهید. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این است که اگر انسان‌های روی زمین بخواهند بهترین بودن در ابعاد مادی و معنوی و ظاهری و باطنی را دارا شوند، اسلام به طور کامل در مقایسه با سایر ادیان چنین امکانی را در اختیار آن‌ها می‌گذارد و این مربوط می‌شود به این‌که خود انسان چنین طلبی را داشته باشد وگرنه اگر بخواهد یک شخصیت معمولی که نهایتاً در دنیا انسانِ وارسته‌ای باشد را برای خود شکل دهد، چه تفاوت می‌کند که مسلمان باشد و یا مسیحی و یهودی و یا حتی لائیک. موفق باشید  


  • سلام:
    استاد، بعد از پرسش و پاسخ هایی که برخی دوستان در مورد سرنوشت داشتند این سوال برای بنده پیش آمد که چرا برخی افراد سرنوشت تلخ و ناراحت کننده ای دارند؟ منظور من افرادی هست که اموری بر آنها تحمیل می شود که در مدت عمر خود دچار مشکلات، ناکامی ها و محرومیت های مختلف می شوند و تلاش های آنها برای نجات خودشان از آن وضعیت نامطلوب به نتیجه نمی رسد، از منظر عرفانی چه حکمتی در چنین مواردی هست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این وادی فکر کرد که انسان‌ها در دنیا به جهت روحیه‌ی مختلف‌شان در شرایط متفاوت، امتحان می‌شوند و اگر مسیر درستی را انتخاب کنند همان محرومیت‌ها برایشان معراجی خواهد شد. موفق باشید


  • با سلام خدمت شما استاد گرانقدر:
    بنده خیلی در امور اعتقادی شک می کنم و در ذهنم شبه ایجاد میشه و همیشه از این بابت ناراحت و نگرانم، با اینکه انگار نفس من یا بهتره بگم خود من دنبال شبهات جدید می گرده تا مشغول حل و فصل شبهه بشه و از ذکر و یاد خدا غافل و صفای دل رو از دست بده، با اینکه جواب شبهه را بدست می آورم و از شر آن شبهه خلاص می شوم، اما دوباره با شبهه جدید با موضوع جدید سرگرم و مشغول می شوم، دیگه خسته شده ام، احساس می کنم و مطمئن ام عمرم دارد تلف می شود، می خواهم به صفای دل برسم و به ارتباط با ائمه اطهار آن جور که شایسته است برسم و دیگر این حجاب شبهات در میان نباشد، چه کنم که نفس شبهه ساز و یا شیطان تلقین کننده را برای همیشه لگام بزنم و از شر این افکار و امور بیهوده خلاص شوم، لطفا مرا راهنمایی کنید و راه حلی برای بنده ارائه دهید، آیا ذکری هست که با گفتن آن و استمرار بر آن ذکر به خصوص، از این حجاب ظلمانی خلاص شد؟ با تشکر فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز خوبی است. زیرا انسان در عقائد خود عمیق و عمیق تر می‌شود البته به شرطی که جواب شبهات را درست بدهید. پیشنهاد ما اولا مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و ثانیا برهان صدیقین از کتاب «از برهان تا عرفان» می‌باشد که هر دو باید با شرح صوتی آن دنبال شود. موفق باشید


  • به نام خدا
    با سلام خدمت استاد عزیز:
    جناب استاد در پاسخ به این شبهه که به تحدی قرآن می شود چه باید گفت؟
    متن شبهه:
    درست است که تا حال کسی نتوانسته است سوره ای مثل قرآن بیاورد ولی از کجا معلوم شاید هزار سال دیگر انسانهای نابغه ای پیدا شوند و این کار را انجام دهند. این که در گذشته و حال کسی نتوانسته انجام دهد دلیل منطقی نیست که در آینده هم کسی نتواند.
    با تشکر و التماس دعا. لطفا در سایت.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در هویت «زبان» است که در فلسفه‌ی زبان، امروزه به خوبی به آن می‌پردازند. هویتِ زبانِ انسان با کلام الهی، ذاتاً متفاوت است و اساساً زبانی که با فکر به ظهور آید غیر از زبانی است که انسان را در اختیار گرفته تا ظهور کند. موفق باشید


  • جناب استاد با سلام و عرض ادب، از اینکه سوال بنده به شماره ۲۴۳۸۲ را پاسخ فرمودید بسیار سپاسگزارم و شرمنده از اینکه دقیقا متوجه نشدم و در همان راستا سوالی دارم: اینکه فرمودید این رویت ها ملاک و حجت برای دیگران نیست آیا به این معنی است که آنچه این افراد در تجربیات نزدیک به مرگ خود دیده اند واقعی نبوده و ناشی از توهم یا تصورات فردی هر شخص است؟ همانطور که فرمودید گزارشات مشابه زیادی وجود دارد که بصورت کتاب هم منتشر شده ولی آنچه توصیف شده اغلب با روایات دینی ما کاملا همخوانی ندارد برخلاف مورد ایشان که گفته اند بخاطر انطباقش با گزاره های دینی اسلامی، باعث شده که رویه دینداری را بعد از آن در پیش گیرند. از آنجا که در اطرافیان کم نیستند کسانی که ایمان و باورهایشان به دین قوی نیست شاید با دیدن شاهدی زنده که مشاهداتش از عوالم دیگر موجب دینداریش شده برای آنها نیز عبرت آموز باشد. اگر برداشت من صحیح نیست چه راهکار دیگری را برای نهیب زدن به افراد غافل توصیه می فرمایید؟ با تشکر فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: برای رجوع به ایمان راه‌های مطمئنی مثل راه معرفت نفس در میان است و این امور مثل خواب دیدن است که در روایات داریم «برای بقیه نمی‌تواند حجت باشد» و بهتر است انسان‌ها را مشغول امور اصیل‌تری بکنیم. موفق باشید


  • با عرض سلام: لطفا شرحی بفرمایید
    ديوان سعدي/ غزليات/ شماره ٤١٢:
    آن دوست که من دارم و آن يار که من دانم
    شيرين دهني دارد دور از لب و دندانم
    بخت اين نکند با من کان شاخ صنوبر را
    بنشينم و بنشانم گل بر سرش افشانم
    اي روي دلارايت مجموعه زيبايي
    مجموع چه غم دارد از من که پريشانم
    درياب که نقشي ماند از طرح وجود من
    چون ياد تو مي آرم خود هيچ نمي مانم
    با وصل نمي پيچم وز هجر نمي نالم
    حکم آن چه تو فرمايي من بنده فرمانم
    اي خوبتر از ليلي بيمست که چون مجنون
    عشق تو بگرداند در کوه و بيابانم
    يک پشت زمين دشمن گر روي به من آرند
    از روي تو بيزارم گر روي بگردانم
    در دام تو محبوسم در دست تو مغلوبم
    وز ذوق تو مدهوشم در وصف تو حيرانم
    دستي ز غمت بر دل پايي ز پيت در گل
    با اين همه صبرم هست وز روي تو نتوانم
    در خفيه همي نالم وين طرفه که در عالم
    عشاق نمي خسبند از ناله پنهانم
    بيني که چه گرم آتش در سوخته مي گيرد
    تو گرمتري ز آتش من سوخته تر ز آنم
    گويند مکن سعدي جان در سر اين سودا
    گر جان برود شايد من زنده به جانانم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: رفیق! دیگه از ما نخواه که تا این‌جاها بتوانیم ورود کنیم و بقیه‌ی کارها معطل بماند. قصه‌ی طرفی که رفته بود سلمانی تا استاد سلمانی موهای سفید او را از موهای سیاه جدا کند را که شنیده‌ای؟ موفق باشید


  • جناب استاد با عرض سلام و احترام: سوالی را پاسخ فرموده بودید به شماره ۲۴۳۴۴ که در آن مطرح شده بود بزرگواری در حالت ‌کما چیزهایی دیده اند و تجربیاتی داشتند که باعث دین دار شدن ایشان شده است. بنده خیلی مشتاقم جزئیات تجربه ایشان را بدانم چون برای ارائه به افراد منکر خیلی مورد نیاز است و فکر می کنم در جهت آگاهی منجر به هدایت آنها خیلی موثر باشد. اگر ممکن است به هر نحوی از ایشان درخواست شود که توضیح بیشتری در مورد تجربه خود بفرمایند. با تشکر و التماس دعا

     باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد زیاد است و بعضی از این افراد از آن‌چه دیده‌اند کتاب‌ها نوشته‌اند. قبلاً عرض شد که نباید این نوع رؤیت‌ها را ملاک و حجت برای بقیه پنداشت مگر در همان اندازه که خود فرد به مطالبی می‌رسد. آن‌چه می‌تواند ملاک و حجت ما باشد وَحی الهی است که از طریق پیامبران معصوم به ما می‌رسد. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر استاد گرانقدرم. آیا واقعا نجوم و ستارگان به معنی واقعی کلمه نه طالع بینی هایی که الان در بازار موجوده میتونن در سرنوشت و کارهای فعلی انسان تاثیر بذارند؟ آیا کسی علم واقعی اش را داشته باشد می تواند پیش بینی هایی داشته باشد؟ رجوع کردن به کسی که مثلا شاگرد اساتید واقعی عرفانست به نظرتون اشکالی داره؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این رابطه نمی‌دانم. اساساً به نظر بنده به هیچ وجه علم نجومی که بخواهد در پیش‌بینی امور ورود کند را نمی‌توان قبول کرد. موفق باشید


  • سلام استاد عزیزم:
    استاد جان خوابی دیشب دیدم که اکر لطف بفرمایید تعبیر بفرمایید ممنون می شوم. در خواب تعداد زیادی مار دیدم که جسم نداشتند یعنی فقط با یک خط منحنی نورانی حدود جسم آنها مشخص شده بود ولی داخل این خط چیزی نبود و آن خط هم از جنس نور بود در واقع تعدادی مار زنده بودند که از خطی نورانی بدنشان تشکیل شده بود ولی بدنشان تو خالی بود، بعد کسی در خواب به من می گفت اگر بتوانی این مارها را ببینی می توانی عالم باطن را ببینی و من تعداد زیادی از مارها را می دیدم و هرکدام از مارها را که می دیدم مرتب خدارا شکر می کردم.
    ممنونم استاد جان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باور بفرمایید بنده هیچ علمی در تعبیر خواب ندارم. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر. یکی از دوستان نزدیکم شرایط خاصی دارد. به خاطر شرایط خاص خانوادگی مجبورست روزها تنها باشد. کمک و یار و یاوری در زندگی ندارد. اغلب مشکلات را خودش باید پس بربیاید. اگر چنین شخصی مرتبا خوابهای قابل تعبیر داشته باشد و تعبیرها در جهت بهتر زندگی کردن و حل مشکلات ایشان باشد باز هم می توان گفت خواب قابل اعتنا نیست؟ به خوابشان اعتنا نکنند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: برای خود فرد می‌تواند بشارت باشد به همین جهت به خواب، «مبشرات» گفته می‌شود. موفق باشید


  • سلام:
    استاد بنده حدود ۲-۳ سالی هست که مبتلا به خطورات نفسانی، شیطانی در باب عقاید و خصوصا خداشناسی هستم. این خطورات که خارج از اختیار هست درست به عقاید حقیر حمله ور شده و هرچه برهان های فلسفی می خوانم، هرچه برهان های کلامی می خوانم اصلا فایده ندارد.
    مرحوم آیت الله شجاعی حدود چهل دقیقه در این باره توضیح فرمودند در فایل صوتی حدیث نفس و آنجا فرمودند که این خطورات ظاهرشان به شک می ماند که مثلا نعوذبالله نکند خدا نباشد؟ نکند اینها دروغ است و... فرمودند بهترین راه درمان این خطوراتی که خارج از اختیار هست بی اعتنایی است. فرمودن شک نیست مبادا فکر کنید اینها شک است. اگر شک بود که با بررسی برهان و...برطرف می شد ولی اینها تا آخر عمرتان هم استدلال و بررسی کنید برطرف نمی شود و این خود بهترین دلیل براین است که اینها شک نیست اگرچه ظاهرشان شبیه به شک است.
    بنده یکسالی هست که بی اعتنایی کردم نسبت به این خطورات بحمدالله دیگه مثل قبل دائما این وساوس به ذهنم نمیاد ولی خب دلم هم از کار افتاده. انگار به کلی ایمان از قلبم بیرون شده. هیچ برهانی بر دلم اثر نمی کند. اشک چشمم خشک شده. عباداتم بی روح شده. سمت فلسفه و معرفت نفس هم که می روم حالم بدتر می شود و این شک و تردید ها بیشتر می شود به همین دلیل از برکات فلسفه و معرفت النفس هم محروم مانده ام. نمی دانم چه کنم. بی اعتنایی به این خطورات اگرچه مفید بود ولی مسئله را حل نکرده. دلم سخت شده. تازیک شده. نمیتوانم حرکتی کنم. نمیدانم چطور از این بیماری خلاص شوم. اگر شک است باید با استدلال برطرف شود اگر شک نیست هم باید با بی اعتنایی برطرف شود. نمی دانم چه هست که نه با ان برطرف می شود و نه با این. چه کنم استاد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتا مرحوم استاد آیت‌الله شجاعی بهترین پیشنهاد را کرده‌اند. عجله نکنید به مرور نفس ناطقه به فطرت اصلی خود بر می‌گردد. بد نیست سری به غزل‌های حافظ که بر روی سایت هست بزنید و مدّتی با یکی از آن غزل‌ها به سر ببرید. موفق باشید


  • با سلام:
    امکانش هست یک دوره انواع خوابها را که اشاراتی در معرفه النفس اجمالا کردید به صورت تفصیلی در جلساتی توضیح بدهید یا اگر توضیح دادید راهنمایی به جلسات آن بفرمایید.
    تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بنده آن است که در این موارد ورود نکنم زیرا ابعاد زیادی کار را به اختلال می‌کشاند. مرحوم آیت‌الله محمد شجاعی در کتاب‌های «رساله‌ی محبت» و «پنج رساله» نکات ظریفی دراین مورد فرموده‌اند. موفق باشید


  • با سلام:
    اگر من ما در خواب به نحو اجمالی از بدن جدا می شود و مستقل از بدن در عالم خیال به حرکت در میاد ربط بین این حرکت مستقل و به خاطر داشتن خواب ها در چیست؟ اگر خواب دیدن فرایندی غیر از فرایندهای تند خاکی دارد، چگونه در حافظه که مربوط به تن است، می نشیند و می ماند؟
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حافظه نیز یکی از شئونات نفس ناطقه است. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    در جواب یکی از سوالات اینطور فرموده اید: «اساساً هیچ خوابی حجت نیست مگر آنکه خود فرد از آن اشاراتی برای خودش بگیرد.» تعجب می‌کنم که شما با سابقه سالها تفسیر قرآن آیا تا بحال سوره یوسف را دقت نکرده اید؟ سوره ای که از جانب خداوند متعال احسن القصص نامیده شده؟
    حضرت یعقوب چطور پی به جایگاه بالای یوسف و نبوت او برد؟ غیر از رویای سجده ماه و خورشيد و ستارگان بود؟ چرا گفت که رویایت را برای برادرانت تعریف نکن؟ برادران یوسف همه پیغمبرزاده بودند و جایگاه رویا در دین را می‌دانستند! اگر خواب حجت نبود آیا به او حسادت می کردند؟ اگر خواب حجت نبود اصلا چه دلیلی داشت قرآن یک مساله لغو و بی ارزشی را بازگو کند؟ شاید بگویید یوسف پیامبر بود! خب خواب زندانی هم بند او چه؟ چرا یوسف برمبنای آن خواب گفت مرا نزد پادشاه یاد کن؟ و چرا اصلا قرآن این ماجرا را گفته؟ رویای فرعون کافر چه؟ حجت نبود؟ یعنی پیامبر خدا حضرت یوسف علیه السلام بر اساس خواب بی ارزش یک کافر برنامه اقتصادی هفت ساله می چیند؟ مادر حضرت موسی (ع) و جریان به آب انداختن نوزاد، وحی بر حواریون عیسی (ع)، رویای سربریدن حضرت اسماعیل (ع) و... همه باد هوا؟ امام حسين (ع) که در جواب اصرار بر نرفتن کربلا فرمود رسول‌ الله را در خواب دیدم که گفت خدا می خواهد تو را کشته و اهل بیت ات را اسیر ببیند، نعوذ بالله اشتباه کرد و آن خواب حجت نبود؟ این حجم عظیم از روایاتی که رویای صالحه را جزئی از اجزای نبوت معرفی می‌کنند (نه فقط مختص معصومین) بی ارزش است؟ اینطور با ثقلین برخورد می کنید؟ خدا عاقبت مان را ختم بخیر کند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر رسید تا آن‌چه در کتاب «ده نکته از معرفت نفس» در پاورقی نکته‌ی دوم عرض شده است را عیناً خدمتتان ارسال دارم: موفق باشید



    در قرآن از خواب‌هايي نام برده است كه از رابطه‌اي بين آنچه شخص در خواب با آن روبه‌رو مي‌شود و بين عالَم خارج حكايت دارد. مثل خواب حضرت ابراهيم «عليه‌السلام» نسبت به ذبح فرزندشان (105/صافات)، و يا رؤياي حضرت يوسف «عليه‌السلام»، و يا رؤياي دو رفيق هم‌زنداني حضرت يوسف «عليه‌السلام»، و يا رؤياي پادشاه مصر، و يا رؤياي رسول‌خدا «صلواة‌الله‌عليه‌وآله» در رابطه با فتح مكه (27/فتح)؛ كه تمامي اين رؤياها چنانچه مستحضريد رابطه‌اي با عالَم خارج دارد و صرف خيالات افراد نيست.



         با اين‌همه رؤيا؛ امري است ادراكي كه قوه خيال در آن مؤثر است و اگر قوه خيال تحت تأثير شديد عالَم خارج باشد، آن خيالات در رؤيا دخالت‌هاي شديد مي‌كند. همچنان‌كه صفات روحي شخص مثل عداوت و عجب و تكبر و حرص‌ و طمع در خيالاتش تأثير مي‌گذارد. لذا اكثر رؤياها؛ تحت تأثير تخيلات نفساني است. تخيلات نفساني نيز تحت تأثير همين عوامل طبيعي يا اخلاقي است كه نفس را به تصور آنها واداشته است. پس در حقيقت نفس همان تأثيرات را در خودش حكايت مي‌كند و حقيقت ديگري ندارد. بنابراين هر رؤيايي، حقيقت نيست هرچند هر رؤيايي تعبيري داردكه تعبير آن، عوامل طبيعي و يا عوامل اخلاقي هستند. ولي رؤياهايي هم هست كه با حوادث خارجي و حقايق عالَم وجود ارتباط دارند.



        رؤياها، يا خواب‌هاي حق: عبارت است از ارتباط نفس با سبب غيبي حادثه‌اي كه بعداً در ظرف مكان و زمان خاص محقق مي‌شود. نفس به علت تجردش با وجود برزخي يا عقليِ يك حادثه در خواب ارتباط پيدا مي‌كند و بعداً آن حادثه در عالَم ماده حادث مي‌شود. البته نفس پاره‌اي از حقايق آن عالَم را به مقدار استعدادش دريافت مي‌كند. حال اگر نفس، كامل باشد و گرفتار وَهميّات و آرزوها نباشد، حقايق عالَم غيب را آنطور كه هست به طور كليّت و نورانيت در خواب پيش رويش حاضر مي‌بيند، ولي اگر نفس كامل نبود آن حقايق را به نحو حكايت خيالي و در صورت‌هاي جزيي كه با آنها مأنوس است مي‌يابد. مثل اين‌كه وقتي با معني «عظمت» در آن عالم, روبه‌رو مي‌شود، در خيالش صورت «كوه» ايجاد مي‌شود، و يا معني «مكر» در خيالش صورت «روباه» به‌خود مي‌گيرد، چون عظمت را به كوه، و مكر را به روباه مي‌شناسد. يا معني «افتخار» را به صورت «تاج» و «علم» را به صورت «نور» و «جهل» را به صورت «ظلمت» مي‌بيند. و يا مثلاً چون رابطه‌اي بين اذان صبح در ماه رمضان با شروع روزه هست، با ديدن معني «مؤذن بودن» در آن عالم، صورت «مهركردن دهان» مردم براي خود مي‌سازد. كه البته اين موضوع؛ رقايق و ظرايفي مخصوص به خود دارد به‌طوري كه گاهي از يك معني كه در خواب مي‌يابد صورت عكس آن را در خود مي‌سازد. مثل اين‌كه در بيداري گاهي با شنيدن لغت ثروت به معني فقر فقرا منتقل مي‌شود.



        پس گاهي خواب «صريح و بدون تصرف» است و يا «متمثل معنايي است كه نفس با آن روبه‌رو شده، در عين تصرف نفس» و يا «انتقال به چيزي است مناسب آن معني يا ضد آن معني» و گاهي آنچنان با تصورات شخص مخلوط شده كه اصلاً نمي‌توان فهميد از كدام‌يك از مباني مأنوس شخصِ خواب بيننده تأثير گرفته، كه در اين حالت به اين رؤياها «اضغاث احلام» گويند.



        در رؤياهايي كه نفس با اصل موضوع روبه‌رو مي‌شود و به صورت مناسب آن منتقل مي‌شود، در واقع انسان به اصل موضوعات آگاه شده، به‌طوري كه اگر ملاحظه كرد در حال جمع‌كردن كثافت است، در واقع صورت به‌دست آوردن مال زياد دنيا را به او نشان مي‌دهند، در عين آگاهي دادن به او كه اين مال سرگين و كثافت است. و يا وقتي روبه‌رو مي‌شود بر اين‌كه بدنش ورم كرده‌است، با صورت به‌دست آوردن مال زياد روبه‌رو مي‌شود در عين آگاهي دادن به او كه بدان! آن چرك و آلودگي است. همچنان‌كه اگر در خواب ديد در زندان است، در واقع با صورت شهرت‌يابي‌اش روبه‌رو شده در عين آگاهي دادن به او كه اين شهرت زندان است، همچنان‌كه اگر ديد در زنجير است، با صورت خوشي و خوش‌گذراني دنيايي‌اش روبه‌رو شده در عين آگاهي دادن به او كه آن گناه است و گرفتاري و زنجير.



        در هر صورت با اين احوال نمي‌توان به رؤيا اعتماد كـرد، چون در حال خواب؛ صورت خياليه نفس آن‌قدر جولان دارد كه با ميل خود صورت‌ها را تغيير مي‌دهد و از جايگاه خود خارج مي‌كند.



        صاحب كتاب «تحف‌العقول» از قول پيامبر «صلواة‌الله‌عليه‌وآله» آورده كه حضرت فرمودند: اگر رؤيا از كسي برداشته شد نبايد نگران باشد زيرا وقتي كسي راسخ در علم شود، رؤيا از او برداشته مي‌شود.



        اين‌كه دستور داده‌اند انسان دائم در حال طهارت باشد و نيز با وضو بخوابد، به سبب آن است كه اين طهارت موجب طهارت باطن و آزادشدن از خواب‌هاي بي‌خود و باطل مي‌گردد.



        مرحوم محدث‌نوري در جلد ۴ كتاب دارالسلام مي‌فرمايد: اگر انسان نسبت به خوراكش مواظبت داشته باشد و دقت كند كه چه چيز بخورد و چه مقدار بخورد، روح او قدرت سير در اكناف آسمان‌ها را مي‌يابد وگرنه برعكس، پرخوري موجب جولان شيطان در قلب و خيالش در خواب و بيداري مي‌شود.



        قال رسول‌الله «صلواة‌الله‌عليه‌وآله»: « الرُّؤْيا ثَلاثٌ: مِنْها اَهاويلُ الشَّيْطان لِيَحْزَنَ بِها ابْنَ ادَمَ وَ مِنْها ما يَهُمُّ بِهِ الرَّجُلُ في يَقْظَتِهِ فَيَراهُ في مَنامِهِ وَ مِنْها جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ اَرْبَعينَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ. يعني خواب سه گونه‌ است: يكي القائاتي كه شيطان مي‌كند تا فرزندان آدم را بترساند و نگران كند و يكي اين‌كه آنچه را در بيداري مورد توجه قرار داده در خوابش آن را مي‌بيند(با تغييراتي از طريق صورت خياليه) و يكي هم خواب‌هايي است كه جزيي است از چهل و شش جزء نبوت.



        امام‌صادق «عليه‌السلام» مي‌فرمايند: در مورد رؤيا فكر كن كه چگونه خداوند در مورد آنها تدبير به‌كار گرفته و راست و دروغ آن را به هم در آميخته، اگر همه رؤياها راست بود، مردم همه پيامبر بودند، و اگر همه دروغ بود، در رؤيا فايده‌اي نبود.



       در فرمايش امام‌محمدباقر «عليه‌السلام» داريم كه: « رؤياي مؤمن بين زمين و آسمان در گردش است تا آن‌كه خودش آن را براي خود تعبير كند، يا ديگري براي او تعبير نمايد، پس آنگاه كه تعبير كرد به زمين مي‌آيد و قطعي مي‌شود» (كافي ج8ص336).                    


  • سلام علیکم:
    اگر کسی در خواب به او بگویند برای سیر و سلوک به خدمت فلان عارف برسید ایا می تواند به این خواب اعتماد کند و نزد شخص مذکور برود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! در هر حال خواب به خودی خود حجت نیست مگر این‌که شواهدی بر صدق آن از طریق عقل و یا آیات و روایات در میان باشد. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی ۲۴۲۸۶ سری بزنید. موفق باشید


  • سلام:
    چرا برخی افراد البته عده قلیلی به بدیهیات شک می کنند و هرچه آنها را به واقعیت متذکر می‌شویم و برای آنها دلیل هم می آوریم باز قانع نمی‌شوند و در شک باقی می مانند، آیا مشکل آنها مشکل روانیست مثلا دچار سوء ظن شدید و بدبینی هستند و فاقد اعتماد به نفس هستند که این بدبینی و عدم اعتماد بنفس باعث گرفتای به وسواس فکری و شک می شود؟ و یا طبق نظر طب سنتی سودای سر آنها زیاد شده و دچار نوعی اختلال فکری شده که موجب شک شده، لطفا بفرمایید علت چیست، چون بنده هرچه فکر می کنم بدیهیات بدیهی هستن و کاملا واضح و روشنند و چیزیه که هست، و چیزی که اظهر من الشمس هست که قابل تردید نیست، واقعا علت این شک کردن ها در بدیهیات که بیمارگونه هست مثل شک های دیوید هیوم و امثال او، علت چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم مثل شما فکری‌ام که چرا بعضی از انسان‌ها یقین دانی‌شان هرز می‌شود. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    شخصی از جنابعالی پرسیده بود مردم میخوان غذا بخورن من میرم دهنشون را مهر می کنم و شما بهش گفتید معلمی و زود اذان میگی. بنده خواب دیده بودم امام زمان (عج) دیدم به من چشمک زد من شروع کردم به دعا و گفتم خدایا ظهور امام زمان نزدیک بگردان من را هم از یاران حضرت قرار بده حضرت دستش را بالا آورد و گفت الهی امین. میشه بزرگواری کنید پدری کنید خدا وکیلی نظرتون رو بگید. آیا امکانش هست یار امام بشم؟ ببخشید جواب را به ایمیل شخصی ندید همینجا لطفا جواب بدین. ایمیل شخصی برام ارسال نمیشه.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به جواب سوال شماره ی ۲۴۲۱۷ رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام علیکم: اصولا خواب های صادقه چیست؟ خواب صادقه حجت است؟

    رباسمه تعالی: سلام علیکم: خواب صادقه یعنی خوابی که بعداً انسان ها با آن روبه رو می شوند و اساساً هیچ خوابی حجت نیست مگر آنکه خود فرد از آن اشاراتی برای خودش بگیرد. در این مورد خوب است به کتاب ده نکته در معرفت نفس رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام استاد
    شب‌های قدرتان ذوالقدر
    حیرت شکوه شعرش قاسم است
    گویی جبرائیل بر لسانش ناطق است
    برقعی ناز بر رخش آویخته است
    بازگیرد گوشه‌اش نور صاعق است
    نمی‌دانم در این اشعار شکوه علی را می‌بینم یا شکوه این علی‌گو را! آخر چه طور ممکن است؟
    http://magifa.com/video/52085989

    باسمه تعالی: سلام علیکم: من که از کار آقای برقعی در حیرتم. به قول خودش گویا تا اذنی برای گفتن نباشد چنین شعرگفتن به ظهور نمی آید. آیا قصه ی حسان ابن ثابت نیست که پیامبر به او فرمودند جناب جبرائیل در این اشعار به تو می کند. در راستای ارات به مولایمان علی(ع) چگونه ارادتم را به این شاعری که گویا آن حضرت را با زلالی قابل احساس در مقابلمان می گشاید تقدیم نکنم؟ موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    سلام الله عليكم: طاعات و عباداتتان قبول درگاه الهي. استاد شما الحمدلله موفق هستيد. براي ما هم دعا كنيد تا مسير سير الي الله را به درستي و موفقيت طي كنيم. كتاب رمضان دريچه رؤيت شما را مطالعه كردم. بسيار سودمند و موثر بود. اجر شما با خداوند مهربان. در اينكه نگاه ما به خداوند عالم با معرفت بيشتر تغيير مي كند شكي نيست. من مي خواهم بدانم كه حس ما نسبت به خداوند هم به همان نسبت تغيير مي كند؟ و اينكه ما خداوند را در وجودمان، يا قلبمان احساس مي كنيم، همان رؤيت است كه اولياي خدا از آن ياد مي كنند؟ اينكه ما در مناجات هاي گوناگون بخصوص در ماه مبارك رمضان منقلب مي شويم و احساس نزديكي بيشتر به پروردگار عالميان داريم، همان رؤيت است؟ البته شما در كتاب هم مرقوم داشته ايد كه بيش از اين نمي توانيد توضيح دهيد و اگر كسي نفهميد مشكل از خودش است. در اينكه من سراپا مشكل هستم شكي ندارم ولي ايكاش نشانه اي مي داشتم تا بفهمم آيا در مسير هستم؟ يا راه درست است؟ آب در هاون نمي كوبم؟ راه نزديكتري وجود دارد؟ مي‌دانم كه اصل سلوك مراقبه است. من براي مراقبه بيشتر به غير از واجبات و محرمات چه بايد بكنم؟ آيا درست است كه بدون استاد هرچه را كه از مطالعه در كتابها فهميدم به آن عمل كنم؟ دستم به دامنتان. التماس دعا

     



     باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سیر مطالعاتی سایت دنبال شود إن‌شاءاللّه مطالبی که مایلید برایتان روشن شود، روشن خواهد شد. ولی به گفته‌ی آیت اللّه حسن‌زاده:



    رباید دلبر از تو دل ولی آهسته آهسته



    مراد تو شود حاصل ولی آهسته آهسته



    سخن دارم ز استادم نخواهد رفت از یادم



    که گفتا حل شود مشکل ولی آهسته آهسته



    تحمل کن که سنگ بی بهایی در دل کوهی



    شود لعل بسی قابل ولی آهسته آهسته



    مزن از ناامیدی دم که آنطفل دبستانی



     شود دانشور کامل ولی آهسته آهسته



    بنور دانش و تقوی شود گمگشتگانی را



    به حق آوردن از باطل ولی آهسته آهسته



    همای عشق ما را بُرده با خود در بر دلبر



    ازین منزل بآن منزل ولی آهسته آهسته



    که باید ناخدا کشتی در امواج دریا را



     کشاند جانب ساحل ولی آهسته آهسته



    بدامن دامن دُر ثمین دیدگانم شد



    سرشک رحمتش نازل ولی آهسته آهسته



    سحرگاهی دل آگاهی چه مینالید از حسرت



     که آه از عمر بیحاصل ولی آهسته آهسته



    حضورش قوت سبحان نطقم را ربود از من



    شده سبحان من با قل ولی آهسته آهسته



    شراب عشق را بنگر که هر خلوت نشینی را



     کند رسوای هر محفل ولی آهسته آهسته



    خرامان بگذرد از خطّه ایران غزلهایم



    بهند و سند کشد محمل ولی آهسته آهسته



    بلطف پیر میخانه (م)حسن بگرفت پیمانه



     بامیدش شده نائل ولی آهسته آهسته



    موفق باشید


  • با سلام:
    بنده چند وقتی هست که این فکر آزارم می دهد که: من عالم خارج از ذهن را به صورت بدیهی میابم، اما این بدیهی بودن را از طریق قوه عاقله و ادراک نفسانی میابم و درک این بدیهی بودن در نفس من است، پس چون ادراکات بدیهی مثل عالم خارج از ذهن در نفس من می‌باشد پس عالم خارج از ذهن من یا خارج از نفسی نیست، مثلا وقتی بعد از فکر شک به عالم خارج به کیفیتی که گفتم به فکرم خطور می کند و من برای جلوگیری از این فکر با توجه در میابم که عالم خارج یک درک و امر بدیهیست برای نفس من، اما دوباره آن فکر مزاحم مرا آزار می دهد به این صورت که می گوید همین توجه هم در نفس توست و عالم خارجی نیست، استاد بنده به عالم خارج یقین دارم چون آن را با ادراک بدیهی میابم، اما این فکر را نمی دانم چطور توجیه کنم و چگونه پاسخ قطعی برایش بیابم تا از ذهنم برود و آزارم ندهد، لطفا مرا راهنمایی کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر بنا است آن فکر مزاحم تکلیف شما را تعیین کند؟ و یا شما باید برای آن فکر مزاحم، تعیین تکلیف نمایید؟ به گفته‌ی مولوی: «وگر حرص بنالد بگیریم کری‌ها». آن فکر مزاحم، یک نوع اَدایِ عالمیت و اندیشه‌گرایی است و می‌خواهد ما را گرفتار «علمِ لا ینفع» کند که در اصطلاح علمای اخلاق به آن «جُربُزه» گویند. موفق باشید


  • سلام استاد:
    در موضوع زمین تخت که فرمودین از اهل فن بپرسید، جوابی حاصل شد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، نظرها متفاوت است در حدّی که در نجوم قدیم نیز بر اساس استفاده از اسطرلاب، فرض را بر تخت‌بودن زمین می‌گیرد و با این‌همه پیش‌بینی‌های آن‌ها درست در می‌آید. موفق باشید