×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    متفرقه (مرگ، شهادت، خواب، شعر و شعرا، اصطلاحات، شبهات، معراج، طی الارض)

  • سلام علیکم: وقتتون بخیر. نظر من در مورد اینکه اگه کسی در بیمارستان فوت بشه اونو میبرن خونه اش تا از خونه اش برای دفعه آخر خداحافظی کنه بعد میبرنش خاکش میکنن اینه که کار بیهوده ای است. چون تو دستورات دینی چنین رسمی نیست، علاوه بر اون میت باید از تمامی اونچه بهش تعلق داشته خودشو رها کنه دنیا و حتا بدن دیگه نداره چه لزومی به این کار هست؟ باید زودتر به خاک سپرده بشه که سیر برزخیش شروع بشه. نظر استاد گرانقدر چیه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که گفته‌اند متوفی را چنان‌چه در خانه قبل از دفن باشد، خوب است او را در محل نمازش و رو به قبله بخوابانند؛ به جهت آن است که نظر به آن حالت معنوی که داشته است موجب می‌شود تا در این شرایط، راحت‌تر با خود باشد. ولی اگر در بیمارستان فوت کرده است و بخواهند یک لحظه در منزلش بیاورند و سپس او را به محل دفن ببرند، ظاهراً قضیه فرق می‌کند. ولی در هر حال نباید در این مورد نیز سخت‌گیری کرد. موفق باشید


  • با سلام:
    جناب استاد این بحث با دیگری و مطالب امانوئل انسان را یاد شعر معروف سعدی که بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش همه از یک گوهرند/ تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی / می اندازد و آن نکته ای که شهید مطهری بیان می کند که اصل این شعر از حدیث پیامبر است که می فرماید مومنین چنین اند یعنی در پرتو ایمان می توان درک از دیگری داشت

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. به همین جهت ما می‌توانیم با آن‌هایی که متوجه شده‌اند در دنیای جدید باید «دیگری» را نیز مدّ نظر قرار داد؛ هم‌سخن و هم‌نگاه گردیم. موفق باشید


  • سلام استاد:
    ببخشید استاد سوال دیگری داشتم که صلاح دیدم جدای از سوال قبلی بفرستم که با آن قبلی خلط نشود. وقتی انسان متوجه می شود که عالم بیرون از انسان در واقع حرکت انسان در درون خود اوست و این را به عینه در خواب می بینم که در مکانهایی حرکت می کنم که در بیداری من در آنها حرکت می کنم و من در خواب با وقایعی روبرو می شوم که همگی از درون من است، حالا سوالی که مطرح است تمام آنچه در خواب که بسیار صورت واضح دارد می بینم اینها نمایش درون ماست یا امکان اینکه شیطان در آنها تصرف کند برای ترساندن و ناراحت کردن ما هم هست؟
    مثلا در خواب شخصی به ما حمله کند و ما فرار کنیم که بارها در خواب های خود این را می بینم ولی نمی دانم آیا درگیر این صفات ناپسند هستم یا شیاطین قصد آزار مرا دارند؟ و این حالت فرار در حالت خواب نمایش چیست؟ به شدت درگیر ترک صفات ناپسند خود هستم، نمی دانم چقدر می توانم روی این خواب ها تکیه کنم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آن، صورتِ نفس امّاره است و شدت‌یافتنِ قوه‌ی واهمه. با متعادل‌کردنِ رابطه‌ی بین جسم و روح، إن‌شاءاللّه مشکل حل می‌شود. عجله نکنید، با حوصله جلو بروید. موفق باشید


  • با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: ۱. خواستم ببینم آیا همان طور که انسان در بعضی از اعمال ترقی می کند آیا در هنگام خواب هم تکامل دارد؟ ۲. اگر دارد چکار بکنیم که خواب ما هم تکامل به سوی خدا باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در خواب فقط با ملکات خود روبه‌رو می‌شود، می‌ماند که می‌تواند آن‌ها را زلال‌تر بنگرد به شرطی که در بیداری، خود را از کینه و حرص حفظ کرده باشد. موفق باشید


  • سلام استاد گرامی: سال بسیار خوبی برایتان آرزومندم. استاد جان ۲ پرسش دارم: ۱. در آداب نمازی از میرزا جوادآقای ملکی آمده است در وقت معین انجام شود نت ۱۰ روز، بنده این نماز را ۲۱ دقیقه مانده به اذان صبح هر روز به جا می آورم این درست است؟ چون اذان هر روز یک دقیقه میاد عقب من ملاک رو ۲۱ دقیقه گذاشتم حالا اذان هر ساعتی باشد. ۲. استاد برخی افراد می گویند هر چه می خواهید از خدا بخواهید و خود ائمه هم از خدا می خواستند آیا این که ما برویم در خانه حضرت امیر و از ایشان بخواهیم فلان موضوع را برایمان درست کن اشتباه است؟ (با علم به اینکه حضرت هرچه دارند از خدا دارند و این قدرتشان در ید قدرت حضرت حق است). استاد یعنی خدا دوست دارد ما مستقیم از خودش که قاضی الحاجات است بخواهیم یا اگر به ائمه هم مراجعه کنیم برای حاجاتمان، خوشحال می شود؟ استاد ممنون می شوم از راهنمایی های ارزنده تان. شما دست ما را در این دنیا می گیرید، خدا را قسم می دهم به سوز دل حضرت زینب که در منازل آخرت دست شما و خانواده تان را بگیرد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در جریان نمازی که می‌فرمایید نیستم. ۲. عنایت داشته باشید که واسطه ‌فیض بودنِ اولیاء الهی برای گرفتن حاجات از حضرت رب‌العالمین بدین معنا است که بهترین راه رجوع به پروردگار را پیدا کنیم. زیرا وقتی در منظر و سیره‌ی اولیاء الهی به حضرت پروردگار رجوع می‌کنیم، معلوم است که خداوند با رحمت خاصه‌ی خود با ما برخورد می‌کند. آری! ما و همه‌ی انسان‌ها و حتی اولیاء الهی تنها و تنها ربّ العالمین را قاضی‌الحاجات می‌دانند. ولی وقتی مثلاً از مولایمان حضرت علی «علیه‌السلام» می‌خواهیم که ایشان واسطه شوند تا حاجاتی از حاجات‌مان برآورده شود؛ عملاً آن امام را واسطه می‌کنیم. و یا وقتی از خداوند می‌خواهیم که به حقیقت زهرای مرضیه «سلام‌اللّه‌علیها» فلان حاجت ما را برآورده کنند؛ عملاً داریم نظر می‌کنیم به زیباترین برخورد خدا به آن حضرت، تا در بستر آن بهترین برخوردها با ما برخورد کند. موفق باشید    


  • سلام:
    استاد یک شبهه ای برام ایجاد شده که ذهنم رو خیلی بد و آزار دهنده مشغول کرده. اینکه از کجا معلوم که دین اسلام نسبت به بقیه ادیانی که الان وجود داره حقانیت داره و کامل تره؟ مثلا از کجا معلوم که بودا آیین درست تری نباشه؟ مگر معجزه ی پیامبر نباید برای همین اثبات حقانیت دین اسلام و اثبات اینکه واقعا این دین و خود پیامبر فرستاده از جانب خدا هستند باشه. ولی چرا قرآن الان برای ما (یا حداقل برای من) حکم یک معحزه را نداره؟ چرا وقتی قرآن می خونم حق بودن دین اسلام برام ثابت نمیشه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به اندازه‌ی کافی بر روی فهم قرآن و تدبّر در آن وقت بگذارید همین امروز هم متوجه‌ی معجزه بودن آن می‌شوید. در این مورد خوب است به جواب سوال‌های ۱۰۷۶۴ و ۱۰۹۶۴ و ۲۰۵۲۹ رجوع فرمایید. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد: ۱. در مورد سیل های اتفاق افتاده در کشور چه عنوانی می شود روی آن گذاشت؟ آیا مربوط به عوامل انسانی و بی تدبیری است (مربوط به عوامل مهندسی و..) می شود و یا مربوط به گناهان سرزده از انسان است؟ ۲. آیا عنوان بلا یا عذاب را می شود روی این سیل ها گذاشت؟ تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. می‌توان بر روی هر دوی آن فکر کرد. بالاخره حرصِ بشر برای تصرف بیشتر در طبیعت، بی‌اثر نبوده است ۲. شاید عنوان تذکر بتوان به این حوادث داد زیرا حدود ۶۰ سال پیش که بنده ۷ سال سن بیشتر نداشتم همین وقایع پیش می‌آمد ولی زندگی‌ها طوری شکل گرفته بود که این‌همه در معرض طبیعت و در مقابل طبیعت قرار نداشتیم. با این‌همه شاید در دلِ این تذکر، بنا است انسان‌ها در خدمت یکدیگر خود را امتحان کنند. موفق باشید


  • سلام استاد:
    جواب سوال ۲۳۷۵۸ را ندادید. تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد: سلام علیکم: به نظرم منظور همین است که شما در آخر می‌فرمایید. باید منظور او را در آن زمان و در آن منطقه‌ی عربی متوجه باشیم که منطقه حالت خاصی داشته است. موفق باشید


  • با عرض سلام خدمت استاد عزیزم:
    مدتی است که شبهه ای ذهن من را به خود مشغول کرده. شبهه مربوط به مسئله ی کنیز و غلام گرفتن در اسلام است. آیا این کار مخالف حقوق بشر است؟ آیا اسلام نمی توانسته این موضوع را در جامعه حذف کند؟ من شنیده ام ولی کنیز صاحبش است و او می تواند با او نزدیکی کند اگر چه او راضی به این کار نباشد، آیا این حرف صحیح است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگان دین در این مورد به طور مفصل بحث کرده‌اند. از آن جهت که جامعه با پدیده‌ای روبرو بود که به هیچ وجه آمادگی حذف مستقیم آن مشکل را نداشت به خصوص که حتی اگر کنیزان و غلامان آزاد می‌شدند هیچ جایی برای آن‌ها نبود که بتوانند زندگی خود را ادامه دهند زیرا شرایط قبیله‌ای اداره می‌شد. اسلام طوری برنامه ریزی کرد که در کنار ایجاد شرایط برای هویت بخشی به کنیزان و غلامان شرایط اجتماع هم طوری باشد که این‌ها بتوانند به طور مستقل زندگی کنند. مشهور است که اگر کسی می‌خواست کنیز یا غلام خود را تنبیه کند، تهدیدش می‌کرد که از خانه و قبیله بیرونش می‌کند. موفق باشید


  • سلام: چند سوال از استاد داشتم.
    بنده طلبه پایه ۵ هستم.
    ۱. می خواستم بدونم آیا در خواب هم میشه اختیار داشت؟
    ۲. خواب که حالتی از تجرد هست را میشه کنترل کرد؟ منظورم اینه که از چه راهی میتونیم بر خواب مسلط بشیم؟ چه از این لحاظ که خوابهای پریشان و شیطانی نبینیم و چه از این لحاظ که هر وقت دوست داشتیم، بیدار بشیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به اندازه‌ای که انسان در بیداری، ذهن و فکر خود را درست جلو ببرد در خواب، کم‌تر گرفتار رؤیاهای پریشان است. و به اندازه‌ای که بدن را با نحوه‌ی تغذیه‌ی مناسب و ورزش در کنترل قرار دهد، اندازه و زمانِ خواب او منظم می‌گردد. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    بنده دانشجوی ارشد روان شناسی هستم. موضوع پایان نامه من روش های ایجاد تجربه معنوی از طریق مواجه شدن با خود و طبیعت است. وقتی کتاب خویشتن پنهان شما رو مطالعه کردم به نظرم رسید که شاید بتونم از نظرات شما استفاده کنم.
    سوال من به طور روشن این هست که:
    اولا در کنار موضوع خواب چه اموردیگری وجود دارد که می توان به کمک آنها با خود حقیقی و مجرد خودمان مواجه بشیم؟
    دوما: اگر امکان دارد بفرمایید چطور میشه این امور رو به صورت تمرین به مخاطبین ارائه نمود (یعنی چه تمریناتی رو افراد مثلا در طی یک هفته باید انجام بدن تا به این تجربه برسند)؟
    سوما: سوالی که در مورد خواب دارم این هست که شما پدیده آشناپنداری اتفاقات رو (مواجه شدن با اتفاقاتی که احساس می کنیم قبلا آن را جایی دیده ایم) دلیل بر مجرد بودن روح و خبر یافتن روح از آینده گرفته اید. در صورتی که در علوم جدید این پدیده رو معمولا به اشتباه مغز نسبت می دهند به این صورت که اتفاقی رو که تازه برای ما رخ داده به جای آنکه به حافظه کوتاه مدت بفرستد به حافظه بلند مدت می فرستد و این امر موجب می شود تا ما احساس کنیم آن اتفاق را قبلا جایی یا زمانی دیده ایم. چطور به این سوال باید پاسخ داد؟ دلیل اهمیت این سوال این هست که چون تاکید ما بر تجربه های شخصی است این پدیده اگرچه زیاد اتفاق می افتد با این حال توجیه علمی دارد و اموری هم مثل رویاهای صادقه که توجیه علمی ندارند (اگر چه منکرین به تصادف نسبت می دهند) حداقل من تجربه اش نکرده ام. با این توصیف چگونه می توانم از خواب به عنوان پدیده ای برای مواجه شدن با خود حقیقی خود استفاده کنم؟ با تشکر.
    یا علی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه موجب می‌شود انسان با تجرد بیشتر خود روبه‌رو شود، رویکرد درست به دستورات دین و زهدی است که در دین پیشنهاد می‌شود. عمده آن است که برای هرچه بیشتر آزادشدن از وجه مادیِ خود به رعایت حلال و حرام الهی بپردازیم. در مورد رؤیای صادقانه هم، به هرحال چیزی نیست که بتوان از آن چشم‌پوشی کرد و لوازم آن را مدّ نظر قرار نداد، از آن جهت که نفس ناطقه‌ی انسان در صحنه‌هایی حاضر می‌شود که اساساً در آن زمان وجود خارجی نداشته است و عیناً انسان با آن رؤیای خود پس از مدت‌ها روبه‌رو می‌شود. به نظر می‌آید افرادی که گمان می‌کنند رؤیای صادقانه ندارند به جهت آن است که وقتی با صورت خارجی رؤیای خود روبه‌رو می‌شوند، تلاش نمی‌کنند جایگاه آن را که در رؤیا دیده‌اند دنبال نمایند. موفق باشید  


  • سلام: سوال ۲۳۶۰۵ پاسخ داده نشده. در ضمن ارسال به ایمیل مشکل دارد و ارسال نمی شود.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه ایمیل جنابعالی مشکل دارد. در حالی‌که این نوع سؤال‌ها را بیشتر به صورت شخصی به ایمیلِ کاربران محترم ارسال می‌داریم. این‌طور جواب داده شد:



    23605- باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن بود که در دعا، از خدا طلب قتل فی‌سبیلک داریم، پس چرا می‌گویید طلب شهادت در دعا نیست؟ موفق باشید


  • با سلام بر استاد عزیز: یه سوال خیلی خیلی مهمی برام پیش اومده اونم اینکه وقتی ما می خوابیم و تو خواب خیلی از چیز هایی که مشاهده می کنیم مثلا اشیا و دور بر خودمان چندان واضح به نظر نمی رسند ولی وقتی بیدار هستیم اشیا و چیز هایی که دور و بر خودمان هست واضح به نظر می رسند. حال سوالم اینه که آیا جهان آخرت همانند خواب دیدن نیست که اشیا و وسایل و خلاصه چیز هایی که در جهان آخرت مشاهده می کنیم همانند خواب دیدن واضح به نظر نرسه؟ استاد جواب این سوال خیلی برام مهمه.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در خواب هنوز ما از دنیا منقطع نشده‌ایم تا صورت‌هایی که مدّ نظرمان قرار می‌گیرد، روشن و واضح باشد. ولی در برزخ و قیامت کاملاً در آن عوالم حاضریم، و با آن‌چه روبه‌رو می‌شویم به شدیدترین شکل و واضح‌ترین صورت با آن‌ها مأنوس خواهیم بود. موفق باشید 


  • https://www.jamaran.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-5/588194-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D9%88-%DA%AF%D9%84%D8%B4%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%B3%D8%AA
    سلام استاد: نظرتون راجع به شعر بالا چیست؟من که منقلب شدم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قصه‌ی سوک امام، قصه‌ی جدایی بهترین انسان دوست‌داشتنی است در آن حدّ که «کز سنگ ناله خیزد وقت وداعِ یاران». شعر مرحوم احمد عزیزی ناله‌ی بزرگی بود که از جان همه‌ی انسان‌های حق‌شناسِ آن زمانه ظهور کرد و به حق، همان‌طور که او در سوک آن مرد الهی در خطاب به او می‌گوید: «ای لب آیینه حیرت گوی تو / خاک بر چشمان ما بی روی تو». خدا احمد عزیزی را رحمت کند چه خوب آن شعر را سروده است. موفق باشید



    هین مگر هنگام هیجا آمده



    یا مسیحا بر چلیپا آمده



    هین مگر این زلزله تنزیل بود



    یا طنین بال میکائیل بود



    پاره شد چون فرق حیدر مه مگر



    قبض شد روح رسول الله مگر



    این خروش خون خیرالناس بود



    یا کریوه یا اخی عباس بود



    ای تو سکان سکینه مؤمنین



    نوح امت، کشتی حق، قطب دین



    ای ز صرع عشق تو غلیان خلق



    رعشه ی ایمان تو در جان خلق



    ای یل نفس پلید انداخته!



    ای حسین با یزید انداخته!



    ای بقا نوشیده پیر فانیان



    خرقه پوش حلقه ی روحانیان



    ای حسن پیموده ی راه حسین



    پرچم خون بر گلوگاه حسین



    معنی بیگانه با حرف آمده



    یکه مرد الف در الف آمده



    ای نفیر پنج تن آل عبا



    چار قطب ارض را زیر قبا



    ای به تو، روح خدا در گل شده



    لامکان تا لامکان نازل شده!



    ای به اوج لافتی شهپر زده



    حیدر این دوره ی خیبر زده



    ای به خندق بیرق فریاد ما



    تیغ تو بر ذوالفقار آباد ما



    ای سیه پوش تو خیل انس و جن



    بهترین تفسیر نفس مطمئن



    ای به نور مصطفی آیینه دار



    ای نخستین حیدر بی ذوالفقار



    ای غریو نینوا در هی هی ات



    زینبستان زینبستان در پی ات



    ما مرید بیدل راه توییم



    ما ز هر آیینه خون خواه توییم



    ای خم و می را به نی انداخته



    خلق را در های و هی انداخته



    هین مرو خلقی سقیم خود مکن



    امت ما را یتیم خود مکن



    ای گل حق این چه لالا کردن است



    این چه وقت کوچ بالا کردن است



    ای لب آیینه حیرت گوی تو



    خاک بر چشمان ما بی روی تو



    ما همه آیینه یاد تو ایم



    بچه های نازی آباد تو ایم



    ای صدای سرخ مظلومان مرو



    یا خمینی جان محرومان مرو



    دیگر آن قرآن ناطق، آه نیست



    نقطه ای از باء بسم الله نیست



    شیعیان! نالنده و مویان روید



    در پی اش یا بن الحسن گویان روید



    گرچه این عصر ظهور نایب است



    قائم آل محمد غایب است



    یا خمینی بی تو گلشن بی صفاست



    داغ تو همرنگ داغ مصطفاست



    بی تو یک دانگ رسالت مانده است



    قسط در برج عدالت مانده است



    وای بر ما بی تو می میریم ما



    قسط خود را از که می گیریم ما



    یا خمینی کفه ی ایمان تویی



    در ترازوی خدا میزان تویی



    یا علی شیر دغل گیرت کجاست؟



    یا ولی عصر شمشیرت کجاست؟



    یا علی مقداد کو عمار کو



    استخوان مردی ابوذروار کو



    آنکه بشکافد ز هم وقت فرود



    کعبه  الاحباری آل سعود



    وای بر ما قافله ی فرصت گذشت



    چارده قرن از پی هجرت گذشت



    پی به پی پیک بهاران می رود



    هشت قرن از سر بداران می رود



    هادی گم کرده را هان پس کجاست



    مهدی ما بی پناهان پس کجاست



    ای ولی مؤمنین لب باز کن



    کعبه را از نو طنین انداز کن



    لاله در تمثیل این غم نارس است



    مهدیا داغ خمینی مان بس است



    شیعیان زنجیر باید زد به خون



    تا بهشت سرخ زهرا لاله گون



    از چمن سبزی گذشت از لاله جوش



    چون تهی شد جام پیر زهر نوش



    فتنه چرخ مقرنس را ببین



    آتش بیت المقدس را ببین



    ای گروه مؤمنین وقت عزاست



    حضرت صاحب زمان صاحب عزاست



    قلب عرفان بی تپش در سینه شد



    وه چه خاکی بر سر آیینه شد



    ای ز عطر پاک عرفان دامنت



    باغ کنعان در گل پیراهنت



    بی تو وهمی از بهاران مانده است



    سایه ای از سر بداران مانده است



    شب شد و من همچنان دم می زنم



    دم از آن خورشید عالم می زنم



    جاده جاری گشته و ما می دویم



    شب شد و ما بی خمینی می رویم



    دشت تفصیل سواران می دهد



    باغ بوی سر به داران می دهد



    ما شب خود را شبانی می کنیم



    در عدم ها دشتبانی می کنیم



    دختران چون اشک در آیینه اند



    مثل داغی کودکان بر سینه اند



    کودکان این لاله های تازه جوش



    گریه می نوشند از جام خروش



    روح مجروح خدا تندیس شد



    قطب ما امروز مغناطیس شد



    شاعری پرسید از من در صعود



    بی خمینی می توان آیا سرود



    من برایش حیرتی آتش زدم



    تکیه بر ابری تجلی وش زدم



    می توان بر تیغه ی لا لانه کرد



    می توان در خنجرستان خانه کرد



    می توان زنجیر غربت را جوید



    می توان تا بوسعیدستان دوید



    می توان بر ملک ری نخجیر زد



    می توان تا جور هم زنجیر زد



    می توان آری به صحرا شن گریست



    لیک باید لال در باطن گریست



    پیر از چنگ مریدان رفته است



    رو به شاباش شهیدان رفته است



    ای مریدان ما دچار هیبتیم



    حق تجلی کرده و در غربتیم



    یاد داری بر مصلای صلیب



    ناله ی آن صد نیستان عندلیب



    ما که بیرق دار بودا نیستیم



    امت وهم یهودا نیستیم



    این فغان آیینه دار ساز ماست



    این تشنج سنت آواز ماست



    ما دلی داریم از خون ریش ریش



    ما عزاداریم از ده قرن پیش



    شیعیان تیغ جلالی می خورند



    برگ خشک خشک سالی می خورند



    زخم می نوشند اینان مست مست



    شیعیان شیرند حتی در شکست



    رخ مپوش از داغ محمل های ما



    ذوالفقار اینجاست در دل های ما



    هر کجا شور حسینی می شود



    یک خمینی صد خمینی می شود



    رفت از خوف خمینی شب به غار



    این فقط یک تیغه بود از ذوالفقار



    تیغ اول رقص ربانی کند



    تیغ دوم ظلم را فانی کند



    تیغ اول تا دل کفار رفت



    نایب آمد هول استکبار رفت



    تیغ دوم کعبه را رقصان کند



    آنچه حیدر کرد با بت، آن کند



    وه چه خبطی آن سلاله ی بید کرد



    شیر ما را در نجف تبعید کرد



    بیشه هرگز هیبت شیری نکاست



    از نجف جز شیر هرگز برنخاست



    ای سد راه سکندر بازگرد!



    ای قلاووز ای قلندر بازگرد!



    ما ظهورستان نامت می شویم



    کاسه ی راه کلامت می شویم



    ای خدا نوشیده و فانی شده



    رخت فانی افکنده ربانی شده



    بی تو ما را سایه ما را سوره نیست



    دامن البرز را اسطوره نیست



    بی تو زخم کهنه افیون می خورد



    شیعه می نالد، زمین خون می خورد



    آه ای آیینه داران سنگتان!



    جاده های بی خمینی ننگتان!



    بوی خون در شیعیان بیدار شد



    باز تاریخ زمین تکرار شد



    روح ها بر شطی از تن می روند



    دختران شیون به شیون می روند



    آه این روح بلند آب هاست



    این همان عصیانگر خیزاب هاست



    از عدم می خورده پیر مست رفت



    عاشقان انگار عشق از دست رفت



    از خروس قریه بانگی مانده است



    این ولایت را دو دانگی مانده است



    بی خمینی خانقاه نور نیست



    بی خمینی هیچ کوهی طور نیست



    ای عدم پیمودگان خنجر کجاست



    ای ز شب برگشتگان! حیدر کجاست



    ابر می گرید بیابان نیز هم



    کوچه می نالد خیابان نیز هم



    (احمد عزیزی، شرجی آواز، صفحه 81)


  • عرض سلام و احترام: استاد یه سوالی در مورد این موضوع رزق حیوانات دارم چرا به این صورت هست که مثلا روزی یک حیوان درنده مثل شیر، آهوی بی آزار صحراست؟ پس حق حیات اون حیوان چی میشه اگر بچه ناتوان داشته باشه بعد از شکار شدن تکلیف اون بچه چی میشه؟ گرفتن حق حیات در دنیای انسانها هم دیده میشه ولی روال طبیعی و همیشگی نیست اما مثلا همان شیر از ابتدای روز تا شب به دنبال تامین خوراک خودش و بچه هاش هست یعنی همیشه یه حیوان دیگه باید قربانی بشه. آهویی که پناه برده به امام رضا علیه السلام و در امان مانده خب مگر نمی شود بر روی زمین خدا در پناه خدا ماند؟ اگر علت این هست که به هر حال به یک طریقی باید حیوانات هم بمیرند تا به جمعیت متعادلی برسند چرا از این روش شکار و شکارچی؟ خب هیچ حیوانی شیر یا فیل را شکار نمی کند و بالاخره روزی از حیات ساقط میشن. و مورد دیگه اینکه در زمان حکومت حضرت ولیعصر عج الله گویا دیگر اینطور نیست و هیچ حیوانی حیوان دیگری را شکار نمی کند اگر چنین حالتی وجود دارد چرا الان به این شکل نیست؟ منظور این هست که آیا وضعیت فعلی بد است و با ظهور به نحو بهتر و کامل تری تبدیل می شود؟ اگر بد است خب مگه خود خدا اینطور خلق نکرده؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم علم ما آن‌قدرها نیست که بتوانیم تا این‌جاها متوجه‌ی راز عالَم بشویم. این را می‌دانیم که نظام عالَم در تدبیر خدای حکیم است و تنها انسان‌ها هستند که باید خودشان با اختیار خود، سرنوشت خود را تعیین کنند. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد بزرگوار شاید سوالی بی جایی باشد ولی اگر امکان دارد یک بیت شعر برای معاشقه با حضرت حق بفرمایید که در ابتدای پایان نامه قرار دهیم. همچنین کدام یک از مناجات خمس عشره را برای بخش الهی مناسب می دانید؟ ببخشید که با پرسش های بی جای مان وقت شما را می گیریم!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست با این ابیات ختم کنید:



    ای خدای پاک و بی‌‌انباز و یار                 دستگیر و جرم ما را در گذار



    یاد ده ما را سخن‌های رقیق                            که تو را رحم آورد آن ای رفیق



    هم دعا از تو اجابت هم ز تو                          ایمنی از تو مهابت هم ز تو



    گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن                     مصلحی تو ای تو سلطان سخن



    کیمیا داری که تبدیلش کنی                           گرچه جوی خون بود نیلش کنی



    این‌چنین میناگری‌ها کار توست                       این‌چنین اکسیرها از اسرار تست



    حضرت در مناجات «زاهدین» این‌طور اظهار می‌دارند: وَتَوَلَّ اُمُورَنا بِحُسْنِ كِفايَتِكَ، وَاَوْفِرْ مَزيدَنا مِنْ سَعَةِ رَحْمَتِكَ،



    و با حسن كفايت خود امور ما را سرپرستى فرما و از رحمت وسيع خود سهميه عطاى ما را افزون گردان‏. موفق باشید


  • با سلام:
    اساتید محمد مجتهد شبستری چه کسانی بوده اند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. هرچه هست نتوانسته است از استادهایش و یا از مطالبی که خوانده است خوب فهم کند. موفق باشید


  • سلام استاد بزرگوار: این بیت رو یکی از دوستان سوال پرسیده بودند که تفسیرش چیه و اینکه یکی از غزلیات جناب حافظ است. من خیلی جستجو کردم و چیزی پیدا نکردم و نمیدونم جز کدوم اشعارش و غزل شماره چند هست. ممنون میشم‌ که پاسخ بدید.
    صنوبر دختر غمخوار چشمی
    سحر برده ز خورشید جهونگیر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید معنا و اشاراتِ این نوع اشعار را در دل غزل مربوطه جستجو کرد. شاید شرح غزلی که این‌طور شروع می‌شود:  «زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست» در فایل «ما و حافظ» کمی در فهم این غزل کمک‌تان کند. موفق باشید


  • سلام استاد: متنی که در پایین است مربوط به شرح بیت زیر از آیت الله سعادت پرور پهلوانی در کتاب جمال آفتاب و آفتاب هر نظر است. سوالی که برام پیش اومده اینه که این شرح خیلی به این بیت نمیخوره. حالا یا نمیخوره یا من نفهمیدم. خواهش می کنم راهنمایی کنید. تشکر
    فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد
    که می حرام ولی به زمال اوقاف است
    شرح: اگر فقیه مدرسه روز یا شب گذشته حکم به حرمت نوشیدن می داده، در مستی غفلت از فطرت خویش، و یا غرور دانایی اش بسر می برده که: «سکر الغفلة والغرور ابعد افاقةمن سکر الخمور»؛ وگرنه چرا فتوی به حرمت تصرف در مال اوقاف که طالب بهره مندی از آن است، نمی دهد و افراد را از خوردنش منع نمی نماید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حافظ می‌فرماید: «چون فقیه مدرسه خود را از محدوده‌ی احکام اولیه‌ی شرع جلوتر آورد و دینداری را در موطنِ شوق الهیه تجربه نمود، فتوایش این‌چنین تغییر کرد که درست است میّ حرام است، ولی زیرپاگذاردنِ مالِ وقفی و تجاوز به حقوق اجتماع از آن حرام‌تر است». موفق باشید


  • سلام علیکم استاد عزیز:
    طبق مقاله «۸» صفحه ای ذیل نظر امام خمینی (ره) در مورد زکات و مالیات قبل از انقلاب و بعد از آن کاملا یا تقریبا تغییر می کند. رهبری معظم نیز به این اصل مهم که در بیش از ۵۰ بار در کنار نماز آمده است چندان توجهی نداشته اند. خواهشمند با توجه به فضا و عالم جدید و با گذشت ۴۰ سال از انقلاب نکاتی را بیان فرمایید.
    شه گلی - از ارادتمندان جنابعالی
    متن مقاله

    به نام پروردگار رزّاق، واسع، علیم و قدیر
    حضور محترم کلیه مکلّفین در قبال آیه وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ [1]
    سلام علیکم
    خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَ اللّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ [2]
    پروردگار متعال در مهندسی آخرین دین الهی ظرفیت‏های بسیار دقیق، ظریف و حساب شده‏ای برای اقتصاد و معیشت مردم قرار داده است. توصیۀ نماز به عنوان نماد عبادت و فلسفه خلقت در 27 آیه قرآن کریم در کنار توصیه زکات آمده تا اهمیّت معاش مردم در نظر معبود هر چه بیشتر شناخته شود. طبق آیه فوق الذکر جمع آوری وجوه شرعی از وظایف مهم رهبر دینی برشمرده شده تا موجبات تزکیه مردم فراهم شود. بر اساس آیات و روایات ریشۀ بسیاری از آسیب‏های فرهنگی در جامعه مسلمان که همواره از دغدغه‏های علمای اسلام هم بوده را باید در درآمدهای حلال کسب شده‏ای دانست که واجبات مالی شرعیّه از آنها جدا و ادا نشده یا به عبارت دیگر در لقمه های حلال مخلوط به حرام جستجو کرد. قطعاً بزرگترین وظیفه حکومت اسلامی زمینه سازی برای عبودیت مردم است. بنابراین پس از مسأله توحید، تبیین اهمیت و جایگاه واجبات مالی شرعیه، فرهنگ‏سازی برای پرداخت آن و رعایت امانت و جلب اعتماد مردم در توزیع و مصرف آن از مهمترین امور حکومتی محسوب می‏شود. علیرغم وجود احکام بسیار مترقی زکات در اسلام و خمس در فقه شیعه، متأسفانه پس از انقلاب و استقرار نظام اسلامی شیعه، به هیچ وجه در اجرا از ظرفیت های بالای این واجبات فراموش شده استفاده نشده است. امام خمینی(ره) در کتاب البیع می‏نویسد:
    "هر کس در مفاد آیه (41 سوره انفال) و روایات تدبّر کند در می‏یابد که تمام سهام خمس به بیت المال تعلق دارد و حاکم حق تصرف در آن را دارد و نظر حاکم که مبتنی بر مصلحت تمام مسلمانان است، لازم الاتّباع می‏باشد. [3] " همچنین ایشان جمع‏بندی نظریۀ خویش را در باب اینکه متصدی وجوه شرعی کیست و اساساً فلسفۀ تشریع مالیات‏های اسلامی نظیر خمس، زکات، جزیه و خراج و... چه می‏باشد به روشنی در کتاب ولایت فقیه (پیش از انقلاب) بیان داشته و می‏فرماید:
    " مالیات‏هایی که اسلام مقرر داشته و طرح بودجه‏ای که ریخته نشان می‏دهد تنها برای سد رمق فقرا و سادات نیست، بلکه برای تشکیل حکومت و تأمین مخارج ضروری یک دولت بزرگ است. مثلاً خمس یکی از درآمدهای هنگفتی است که به بیت‏المال می‏ریزد و یکی از اقلام بودجه را تشکیل می‏دهد. طبق مذهب ما، از تمام منافع کشاورزی، تجاری، منابع زیرزمینی و روی زمینی و به طور کلی از کلیه منافع و عواید، به طرز عادلانه‏ای خمس گرفته می‏شود. بدیهی است درآمد به این عظمت برای اداره کشور اسلامی و رفع همه احتیاجات مالی آن است. هرگاه خمس درآمد کشورهای اسلام یا تمام دنیا را اگر تحت نظام اسلام درآید، حساب کنیم، معلوم می‏شود منظور از وضع چنین مالیاتی فقط رفع احتیاج سید و روحانی نیست، بلکه قضیه مهمتر از اینهاست. منظور رفع نیاز مالی تشکیلات بزرگ حکومتی است. اگر حکومت اسلامی تحقق پیدا کند، باید با همین مالیاتهایی که داریم، یعنی خمس و زکات - که البته مالیات اخیر زیاد نیست - جزیه و خراجات (یا مالیات بر اراضی ملی کشاورزی) اداره شود. این به عهده متصدیان حکومت اسلامی است که چنین مالیاتهایی را به اندازه و بر تناسب و طبق مصلحت تعیین کرده سپس جمع آوری کنند و به مصرف مصالح مسلمین برسانند. [4] "
    همچنین ایشان پس از انقلاب خطاب به وزیر امور اقتصاد و دارایی وقت و معاونین این وزارتخانه در تاریخ 31/3/58 فرمودند:
    " و اگر یک روزی هم انشاءالله توانستیم، توانستید که همان مالیات اسلامی را بگیریم و آن هم کم رقمی نیست، البته از زکات خیلی نیست اما اندازه فقرا هست که دیگر فقیر را نمی‏گذارد وجود پیدا کند. اما خمس یک مالیات بسیار هنگفتی است و این مالیات بسیار هنگفت برای همه چیز است یعنی سیستمش طوری است که، اینطور نیست که خیال بشود که برای فقرا است. خمس تمام عایدی تمام یک مملکت در هر سال یک قلم بسیار درشت است و این می تواند اداره بکند. اگر انشاءالله توانستید، توانستیم همین سیستم اسلامی را که دیگر در مالیات هم هیچ احتیاج به اینکه یک چیز دیگری زاید بر آن باشد نداشته باشیم، همین خمس تمام درآمدها و بسیار عادلانه است برای اینکه این بقال سر محله به اندازه خودش مالیات می‏دهد، آن آدمی هم که صاحب کارخانه های کذاست آن هم به اندازه خودش مالیات می‏دهد. این یک طور سیستمی است که یک جور با عدالت رفتار شده و اگر چنانچه انشاءالله هم بشود، که دیگر هیچ احتیاجی به اینکه مردم زاید بر آن چیزی بدهند ندارد و البته حالا که باز آن ترتیب نشده است و امید است که بشود و اگر بشود هم یک درآمد بسیار سرشاری است که شاید همه چیز ما را اداره بکند و انشاءالله مملکت صحیح و سالم بشود و خودتان اداره‏اش بکنید.[5]"
    از طرفی ایشان مالیات بر درآمد را جزء مؤونه دانسته و محاسبۀ خمس را پس از کسر آن جایز می‏داند. یعنی در حکم ایشان، مالیات جدید فعلی که در بیان فوق زاید بر حکم اصلی توصیف شده، پذیرفته شده است. با تجربه و بررسی مشخص است که این حکم نتوانسته زمینه‏‏ای برای تحقق آن استنباط فقیهانه ایشان از احکام در قبل از انقلاب و توصیه ایشان پس از انقلاب را فراهم کند. یعنی در اجرا نسبت منطقی و معقولی بین مالیات‏های حکومتی و خمس برقرار نشده تا با پرداخت مالیات که ضمانت اجرایی دارد از یک سو اموال مردم مسلمان حلال گردد و از سوی دیگر پشتوانۀ اقتصادی حکومت منطبق بر احکام اسلام شود.
    با دنبال کردن بیانات ایشان پس از انقلاب، علت قانونی نشدن حکم اولیه خمس و قانونی شدن حکم ثانویه مالیات حکومتی را باید در نوع نگاه ایشان و برخی از بزرگان نظیر شهید آیت‏الله دکتر بهشتی در ضمانت اجرایی این دو شیوه جستجو کرد. ایشان در پاسخ به عده‏ای که ابراز می‏داشتند مالیات حکومتی نباید اخذ گردد، در تاریخ 26/9/62 فرموده‏اند:
    " آقا می‏نویسد مالیات نباید داد. آخر شما ببینید بی اطلاعی چقدر. آقا، ما امروز روزی نمی‏دانم چند صد میلیون ما الان خرج این - چیزمان است – جنگ‏مان است. روزی چند صد میلیون خرج جنگ با سهم امام می شود درستش کرد حالا؟ حالا ما می‏توانیم مردم را همه را بنشانیم اینجا و به زور از سهم امام بگیریم؟ سهم امام حالا به اندازه‏ای است که همین حوزه‏ها را بگردانیم، بیشتر از این هم نیست، یک کمی اگر بیشتر باشد می‏دهند به دولت. یکدفعه آدم بگوید که نخیر، ما می‏گوییم که دولت مالیات نگیرد، سهم امام بگیرد. چه جور؟ از کجا بیاوریم سهم امام اینقدر؟ ما از کجا سهم امام و سهم سادات پیدا کنیم که دولت را اداره بکنیم، مملکت را اداره بکنیم، اینهمه اشخاصی که ریخته‏اند به جان دولت و خرج دارند و چی دارند اداره بکنیم.
    خوب، بی فکر حرف می‏زنند آقایان، یک کسی می‏رود یک چیزی به آنها می‏گوید آنها هم باورشان می‏آید. آقایان دیگر هم همین طورند، با سلامت نفسی که دارند باورشان می‏آید. [6] "
    همچنین آیت‏الله دکتر بهشتی نیز در خطاب به عده‏ای که با اخذ مالیات حکومتی مخالف بودند، فرموده‏اند:
    "تجربه نشان داده است و ما نیز می‌دانیم که مالیاتهای چهارگانه مشخص و کمکهای داوطلبانه مردم کم است و بودجه حکومت با آنها تأمین نمی‌شود. اداره جامعه اسلامی بدون یک نظام مالیاتی که قطعاً مشتمل بر وضع مالیاتهای نوئی است که در آیات و روایات به آنها تصریح نشده و بخصوص نام برده نشده است ممکن نیست. [7] "
    در اینجا بحث بر سر صحت یا عدم صحت وضع مالیات حکومتی (مالیات جدید بر اساس حکم ثانوی) نیست بلکه بحث بر سر این است که چه میزان بر روی احکام مالی اولیه (خمس، زکات، خراج ، جزیه و...) تمرکز شده و ظرفیت‏های آن سنجیده شده که باید به ناکارآمدی آن‏ها در تأمین بودجه حکومت نظر داد. برای جلوگیری از اطالۀ کلام در اینجا روایتی نقل می‏گردد و ادامۀ بحث ذیل حدیث پیگیری می‏شود. در روایتی از امام باقر)ع( آمده است که ایشان فرمودند: روزى پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وارد مسجد شدند و با جمله برخیز فلانی، برخیز فلانی، برخیز فلانی » قم یا فلان، قم یا فلان، قم یا فلان « پنج نفر را از مسجد اخراج کردند و فرمودند: شما که زکات نمى دهید از مسجد بیرون بروید. آرى نمازگزار واقعى بخیل نیست. [8]
    نکته ظریف، دقیق و قابل توجه اینکه حضرت رسول اکرم(ص) در پاسخ به عدم پرداخت واجب مالی شرعیۀ آن پنج نفر - که قطعاً پس از تبیین صحیح حکم و دادن فرصت کافی برای اجرای حکم صورت گرفت – مانند برخی از گناهان دیگر نظیر زنا و شرب خمر که مجازات تعیین شده دارند، عمل نکرد بلکه از شفافیّت و نظارت همگانی بهره جست تا برای اشخاصی که ناقض احکام زمینه ساز عدالت اجتماعی هستند، شرایط حضور در اجتماع سخت گردد. اهمیت مسأله تا حدّیست که آبروی شخص که در اسلام جایگاه ویژه‏ای دارد باید هتک گردد تا عدالت اجتماعی تضمین شود. آیا می‏توان تصور نمود که این واکنش پیامبر اکرم (ص) برای یک عمل داوطلبانه بوده است. شاید تصور داوطلبانه بودن انجام پرداخت واجبات مالی شرعیه در نظر برخی با عنایت به توصیه‏هایی که حضرت علی(ع) به مأمورین جمع‏آوری زکات داشته‏اند، شکل گرفته باشد. در نامه 25 نهج البلاغه آمده است: " چون به قبیله‏ای برسی... پس بگوی که ای بندگان خدا! ولیّ خدا و خلیفه او مرا به نزد شما فرستاده تا سهمی را که خدا در اموالتان دارد بستانم. آیا خدا را در اموالتان سهمی هست که آن را به ولی خدا بپردازید؟ اگر کسی گفت نه، به سراغش مرو و اگر کسی گفت: آری، بی آنکه او را بترسانی یا تهدیدش کنی یا بر او سخت گیری یا به دشواری‏اش افکنی به همراهش برو و آنچه از زر و سیم دهد بستان..." قطعاً این توصیه‏ها را باید در کنار این روایت امام صادق(ع) قرار داد که فرمودند: " امام و پیشوای مسلمانان مردم را وادار می کند که از اموال آنان زکات گرفته شود؛ زیرا خدا فرموده است: از اموال آنان صدقه بگیر[9]" البته یادآوری نظر امام خمینی(ره) در اینجا خالی از لطف نیست: " بهتر است که زکات را در زمان غیبت حضرت مهدی(عج) به فقیه و حاکم اسلامی بدهند به ویژه اگر دستور بدهد؛ زیرا او به جایگاه و محل مصرف آن آگاه‏تر است و اگر فقیه و حاکم اسلامی بنا بر مصلحت اسلام یا مسلمانان حکم کند که مردم زکات مال خود را به او بپردازند پیروی از وی هر چند که از او تقلید نکنند واجب است. [10] "
    با دقت در مطالب فوق و مطالعه مقالۀ ارزنده "نگرش مالیاتی خمس، آثار و پیامدها [11] " که به اثبات تفوّق نگرش مالیاتی بر خمس نسبت به دیدگاه سنتی می‏پردازد و در نظر داشتن احادیثی که عدم پرداخت زکات را موجب خروج از ایمان و اسلام می‏داند[12] از یک سو و نبودن مجازات معین در اسلام برای عدم پرداخت زکات از سوی دیگر، باید بر ضرورت و اجباری بودن پرداخت واجبات مالی شرعیه توسط عموم مسلمین و جمع‏آوری آن از سوی دولت اسلامی تأکید نمود و شفافیت و نظارت همگانی را ضامن اجرایی آن دانست که به حق در صورت فرهنگ سازی مناسب ابزاری بسیار قوی و تأثیرگذار است. البته بدون برنامه ریزی و اجرای گام به گام با هدف اعتمادسازی نمی‏توان به این مهم دست یافت. اکنون دوست و دشمن اذعان دارند که عدم شفافیت در نظام جمهوری اسلامی در سطوح و موضوعات مختلف (خصوصاً در امور مالی) موجب سلب اعتماد عمومی گشته و زمینه انواع رانت‏ها و فسادها را فراهم آورده است که افسوس هر انسان با بصیرتی را بخاطر دوری از احکام اسلام در نظامی که داعیه اسلام دارد، برمی‏انگیزد.
    ضمانت اجرایی شفافیّت در کنار اصول فقهی می‏تواند مواد اولیه برای قانونگذار جهت ایجاد ساختار مالیاتی بر اساس واجبات مالی شرعیه را فراهم کند. مراجعه به مقاله تحقیقی با عنوان " تحلیل مقایسه‏ای آثار توزیعی مالیات بر درآمد در اسلام و نظام مالیات بر درآمد در ایران[13]" مشخص می‏دارد که نظام خمس در مقایسه با مالیات حکومتی فعلی با کمترین اخلال در نظام اقتصادی در اجرای عدالت موفق‏تر عمل می‏کند. همچنین مقالۀ "برآورد ظرفیت خمس در رفع فقر در ایران طی سال‏های 89-80 [14]" به تحقیق ظرفیت بالای خمس را در رفع فقر که مهمترین وظیفه حکومت اسلامی برای ریشه‏کنی دردناکترین آسیب اجتماعی است، نشان می‏دهد. حکم مترقّی خمس از دو منظر می‏تواند در اقتصاد نقش آفرینی کند: اگر حکم خمس قانونی شود با توجه به حبّ مالی که خدا در نهاد عموم قرار داده، شخص از یک سو تلاش می‏کند که سرمایه خود را در چرخش داشته باشد تا خمس کمتری پرداخت کند که این خود به پویایی اقتصاد، اشتغال و تولید کمک می‏کند و از سوی دیگر در صورتی که پس‏انداز داشته باشد باید یک پنجم آن را پرداخت کند که در صورت مدیریت صحیح در راستای ریشه کنی فقر و سایر مصالح عمومی مسلمین هزینه خواهد شد.
    قانونگذار در نظام جمهوری اسلامی برای مسائلی نظیر شرب خمر، عدم رعایت حجاب، روزه خواری و بسیاری از احکام اسلام که اثر اجتماعی دارند، قانون وضع نموده اما واجبات مالی شرعیه که بر اساس یک مهندسی دقیق برای پیشگیری از فقر و برقرای عدالت در جامعه در شرع مقدس وضع شده، هیچ جایی در قانون فعلی کشور ندارد. آیا این دو یا چندگانگی مصداق آیات نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَنَكفُرُ بِبَعضٍ[15] و الَّذينَ جَعَلُوا القُرآنَ عِضينَ[16] نیست؟ اساساً نظامی که از بالاترین ظرفیتها و احکام اقتصادی اسلام و خصوصاً فقه شیعه برای برقرای عدالت اقتصادی و حلال کردن مال مردم و بودجه دولت استفاده نمی‏کند، می تواند اسلامی خطاب شود؟ اگر پس از انقلاب حکومت اسلامی تشکیل شده پس چرا ساز و کاری وجود ندارد که پرداخت به این حکومت اموال مردم را تطهیر نماید و مورد تأیید مراجع باشد؟ مگر مصدّقین در حکومت نبی اکرم(ص) و حضرت علی(ع) وظیفه تخمین سهم خدا در اموال مردم و جمع آوری آن را بر عهده نداشتند و بواسطه این دریافت موجبات تزکیه و عبودیت مردم فراهم نمی‏شد؟ مگر نه اینکه " اگر عبادت ده جزء داشته باشد نه جزء آن در کسب روزی حلال است[17]"و ریشه بسیاری از گناهان و آسیب های فرهنگی- اجتماعی در حلال نبودن لقمه‏هاست؟ پس چرا چنین ساختاری در حکومت ولی فقیه وجود ندارد؟ مگر ولایت فقیه همان ولایت رسول الله نیست؟ وقتی چارچوب بودجه اقتصادی نظام از بنیان سکولار و بر مبنای منبع زیرزمینی نفت بسته شده و نسبتی با احکام اقتصادی اسلام ندارد چگونه می‏توان از دولتها مطالبه کرد که عدالت اسلامی را برپا کنند؟ نظامی که توانایی رسانه‏ای آن در ایامی نظیر انتخابات و راه‏پیماییها بر کسی پوشیده نیست چرا راجع به فرهنگ‏سازی برای واجبات مالی شرعیه که از ارکان عبودیت جامعه محسوب می‏شود اینچنین بی رمق فعالیت می‏کند؟ آیا شیوع فقر با جلوه‏هایی نظیر کارتن‏خوابی و گورخوابی را نباید نشان از متنافر بودن حرکت اقتصادی نظام با اقتصاد اسلامی دانست؟ به واقع اگر فرض کنیم همۀ دشمنی‏ها و تحریم‏ها علیه ایران مرتفع گردد، ریل گذاری نظام در اقتصاد، ما را به سوی اقتصاد اسلامی پیش می‏برد؟ البته اگرچه متأسفانه در بخش اقتصادی قانون اساسی اشاره‏ای به واجبات مالی شرعیّه نشده اما در اصل 44 شرط به رسمیت شمردن مالکیت‏ها، خارج نبودن از محدودۀ قوانین اسلام ذکر شده که می‏تواند در قانونمند نمودن و ساختاردهی بسیار راهگشا باشد. در واقع خلأ یا ضعف فقه حکومتی خصوصاً در حوزۀ اقتصاد، آسیب جدّی به اسلامی شدن اقتصاد ایران زده است.
    خمس و زکات احکامی هستند که وقتی با یک فرهنگ‏سازی مناسب به طور همه گیر در جامعه اجرا شود، روح برابری، برادری همدلی و احساس مسوولیت را برقرار می کند و این روحیه است که ربا را در انواع اشکالش ریشه کن کرده و زمینه ساز دستور قرآنی قرض الحسنه خواهد بود. دستورات اسلام با یک پیوستگی و انسجام در هم تنیده شده‏اند و غفلت از یکی امکان اجرای صحیح دیگری را مختل خواهد کرد. اینکه اکنون نظام جمهوری اسلامی به زعم مراجع تقلید همچون آیت‏الله جوادی آملی دچار نظام بانکداری ربویست نتیجه غفلت از واجبات مالی شرعیه در فرهنگ سازی، قانونگذاری و اجراست.
    در حالیکه با مراجعه به قرآن کریم[18] و روایات معصومین علیهم السلام[19] علل بسیاری از بلایای طبیعی که کشور ما هر ساله با آن‏ها روبروست نظیر خشکسالی، از بین رفتن محصولات و ثمرات با سیل و سرمای نابهنگام و زلزله با عواقب وخیم و دردناک آن، در عدم پرداخت واجبات مالی شرعیه ریشه یابی می‏گردد[20]، چرا در نظام جمهوری اسلامی که در اصل دوم قانون اساسی بر پایه ایمان به خدای یکتا و و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او و وحی الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین و... برای برپایی قسط و عدل برپا شده و طبق اصل پنجم آن در زمان غیبت حضرت ولی عصر «عجل الله تعالی فرجه»، ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبّر است، علیرغم بلایای طبیعی متعدد هیچگاه ارتباط بلایای طبیعی و انحراف از قوانین مالی اسلام در قانونگذاری و اجرا توسط ولی فقیه تبیین نمی‏شود؟ اما استکبار ستیزی که در جای خود بسیار هم لازم است، در بیانات ایشان ظهور و بروز بسیار دارد. آیا این رعایت شرط عدل در پرداختن به احکام اسلام است؟
    با نظام مالی ربوی دولتها[21]، عدم حضور واجبات مالی شرعیه در نظام مالیاتی و توجه به آیات 277 تا 279 سوره بقره[22] و حدیث امام علی(ع) مبنی بر اینکه کسی که زکات ندهد همانند کسیست که ربا می‏خورد[23]، آیا این نظام به واقع در جنگ با خداست یا شیطان بزرگ آمریکا؟
    این تصادف نیست که نظام پس از قریب به چهل سال از یک سو با بزرگترین چالش در حوزه اقتصاد مواجه است و فقر و اختلاف طبقاتی به اوج خود رسیده و از سوی دیگر در اجرای احکام اقتصادی اسلام غفلت ورزیده است. بستر اسلامی در حوزه اقتصاد فراهم نشده فلذا در ساختار اقتصادی فعلی برنامه هر دولتی در حوزه اقتصاد در صورت سلامت در اجرا، جنبه تسکین درد داشته و علاج واقعی نیست. علاج در رجوع به احکام اسلام ناب است. ناگفته پیداست نخستین گام برای تحقق این مهم بر عهده متولیان دین (ولی فقیه و مراجع عظام تقلید) بوده که باید با یک عزم جدی و اجتهاد جمعی احکام لازم را استخراج نمایند و پویایی فقه شیعه را نشان دهند تا ضمن فرهنگ‏سازی، زمینه‏ برای قانون‏گذاری و اجرا فراهم و قصور گذشته جبران گردد.
    قطعاً اقتصادی که ریشه در احکام اسلام ناب داشته باشد توانایی مقاومت در برابر هر گونه تهدید و تهاجم دشمن را خواهد داشت. البته خاطر نشان می‏گردد که پس از فرهنگ‏سازی و تبیین اهمیت و فوائد خمس و زکات که خود مستقلاً نیازمند برنامه‏ریزی رسانه‏ایست؛ بزرگترین مانع برای ایجاد ساختار مالیاتی بر مبنای واجبات مالی شرعیّه، عدم وجود اعتماد دو طرفه بین مردم و حکومت است که جلوه‏های آن در حجم بسیار فرارهای مالیاتی کنونی، کاملاً هویداست.
    وظیفۀ حفظ نظام و تولید امنیت و اقتدار برای نظام اسلامی شیعه زمانی محقق می‏گردد که تک‏تک ما اولاً به آرمان‏های نظام اسلامی شیعه معتقد باشیم و ثانیاً مطمئن باشیم که حرکت و رویکرد نظام به سمت آن آرمان‏هاست. با مطالبی که ارائه شد در خصوص این اطمینان حداقل در حوزۀ بسیار مهم اقتصاد که زمینه‏ساز سایر حوزه‏های فرهنگی- اجتماعی ا‏ست، با چالش جدّی مواجهیم که مستقیماً در انجام مطلوب وظیفۀ حفظ نظام و تولید امنیت و اقتدار برای آن، تأثیرگذار است.
    در اینجا با اعتقاد به نظام ولایت فقیه و باور به اینکه ولایت فقیه مقدمه ولایت معصوم است، موارد ذیل برای عملیاتی شدن اقتصاد اسلامی پیشنهاد می‏گردد:
    1. اجماع حدّالامکان ولی‏فقیه و مراجع عظام تقلید بر نظام مالیاتی مبتنی بر واجبات مالی شرعیه و ورود به مقوله فرهنگ‏سازی و اجرای اقتصاد اسلامی بر پایه آن و اذعان صادقانه به اینکه پس از انقلاب اسلامی در این زمینه قصور رخ داده است. این اظهار تأسف و قصور صادقانه خود اوّلین و مهمترین گام برای تحقّق اقبال عمومی به پرداخت واجبات مالی شرعیه خواهد بود.
    2. فعالیت رسانه‏ای هدف‏دار، محققانه و برنامه‏ریزی شده با استفاده از حداکثر ظرفیت‏های رسانه‏ای کشور برای تبیین ظرفیت‏های احکام اقتصادی اسلام و ایجاد همدلی و عزم ملّی در همۀ طبقات جامعه برای ریشه‏کنی فقر، افزایش تولید، ایجاد اشتغال و...
    3. استفاده از ظرفیت‏های اجرایی و تشکیلاتی غیردولتی نظیر حوزه‏ها، مساجد و خیریه‏های خوشنام و مورد وثوق مردم در اقصی نقاط کشور با توجه به ایجاد شکاف در اعتماد مردم نسبت به دولت در راستای شناسایی نیازها، جمع‏آوری واجبات مالی شرعیه و توزیع و مصرف منابع گردآوری شده تحت نظارت رهبری و مراجع عظام تقلید
    4. استفاده از ظرفیت‏های فوق‏العادۀ آستان قدس رضوی در اجرای فعالیت‏ها و مردم‏نهاد کردن هر چه بیشتر امور.
    5. تلاش مجدّانه فقها، حقوقدانان و اقتصاددانان متعهد و نمایندگان مجلس با نظارت شورای نگهبان برای قانونگذاری و جایگزینی تدریجی نظام مالیاتی فعلی با نظام مالیاتی مبتنی بر واجبات مالی شرعیه، به موازات تبلیغات فرهنگی در عرصه اجتماع.
    6. همراه کردن تدریجی دولت در فعالیت‏ها به عنوان پیرو یک حرکت منسجم ملّی و نه پایه.
    در پایان از باب وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ[24] مطالب ذیل ارائه می‏گردد:
    • در همه‌ی زمینه‌ها پیشرفت اتفاق افتاده اما در زمینه‌ی عدالت باید کار کنیم و باید از مردم و خدا عذرخواهی کنیم. درباره عدالت مشکل داریم. ان‌شاءالله با همت مردان و زنان کارآمد در این ناحیه هم پیشرفت خواهیم کرد. [25]
    • امام علی( ع) می‏فرماید: یا أیهاالناس ان لی علیکم حقا ولکم علی حق فاما حقکم علی فالنصیحه لکم. .. و اما حقی علیکم فلوفاء بالبیعه والنّصیحه فی المشهد والمغیب. مردم! من بر شما حقی دارم و شما بر من حقی حق شما بر من نصحیت خیرخواهانه برای شماست. .. و حق من بر شما وفاء به بیعت و نصیحت در حضور و غیاب من است. [26]
    • امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) در منى براى مردم سخنرانى كرد و فرمود: خدا خرم و شادان كند بنده‏اى را كه سخنم را بشنود و در گوش گيرد و به كسانى كه نشنيده‏اند برساند،... سه چيز است كه دل هيچ مسلمانى با آن خيانت نكند: خالص نمودن عمل براى خدا، نصیحت پيشوايان مسلمين (اعم از معصوم و غیر معصوم) و همراه بودن با جماعت مسلمين. [27]
    • امام محمد باقر(ع) فرمودند: اگر علما نصيحت را پنهان دارند، خيانت كرده‌اند. اگر سرگشته گمراهى را ديدند و او را راهنمايى نكردند و يا (دل) مرده‌اى را زنده ننمودند، وه كه چه كار زشتى كرده‌اند. چون خداوند تبارك و تعالى در كتاب، از ايشان پيمان گرفته كه به معروف و آنچه فرمان يافته‏اند فرمان دهند و از آنچه نهى شده‏اند نهى كنند و بر نيكوكارى و پرهيزكارى یكديگر را يارى كنند و در گناه و ستم يكديگر را يارى نكنند. [28]
    • در زمانى كه مرجعيت به عنوان شاخص زعامت و رهبرى شيعه تلقى مى‏گرديد شهيد مطهرى مرقوم فرمودند: مراجع، فوق انتقاد به مفهوم صحيح اين كلمه نيستند و معتقد بوده و هستم كه هر مقام غير معصومى كه در وضع غير قابل انتقاد قرار گيرد، هم براى خودش خطر است و هم براى اسلام. ... مانند عوام فكر نمى‏كنم كه هر كه در طبقه مراجع قرار گرفت مورد عنايت خاص امام زمان(عج) است و مصون از خطا و گناه و فسق است. اگر چنین چیزی بود، شرط عدالت بلاموضوع بود. [29]
    • مولای متقیان علی(ع) فرمودند: گمان مبريد اگر حقّى به من پيشنهاد دهيد بر من گران آيد، يا در پى بزرگ نشان دادن خويشم، زيرا كسى كه شنيدن حق، يا عرضه شدن عدالت بر او مشكل باشد، عمل كردن به آن، براى او دشوارتر خواهد بود. پس، از گفتن حق يا مشورت در عدالت خوددارى نكنيد، زيرا خود را برتر از آن كه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم نمى‏‏دانم، مگر آن كه خداوند مرا حفظ فرمايد. [30]
    به امید اینکه تنها حکومت شیعۀ زمینه ساز ظهور حضرت ولی عصر(عج) در طول تاریخ اسلام، بتواند روز به روز جلوه‏های کاربردی بیشتری از اسلام ناب را در برابر چشم جهانیان قرار دهد و عملاً با عبور از شعار، مهمترین رسالت خویش را که همانا زمینه‏سازی ظهور حضرت مهدی موعود(عج) است، با موفقیّت به انجام رساند.
    و من الله التوفیق
    مهر97

    مآخذ
    1. بخشی از آیه 187 سوره آل عمران- ترجمه کامل آیه: و چون خدا از آنان که کتاب به آنها داده شد پیمان گرفت که حقایق کتاب آسمانی را برای مردم بیان کنید و کتمان مکنید، پس آنها عهد خدا را پشت سر انداخته و آیات الهی را به بهایی اندک فروختند، پس بد معامله‌ای کردند.
    2. آیه 103 سوره توبه – ترجمه: (ای پیامبر) از اموال آنها صدقه بگیر و به این صورت آنها را پاکیزه گردان و اموالشان را نمو بده و بر آنها دعای خیرنما، همانا دعای توباعث آرامش آنهاست و خدا شنوا و داناست. آیت الله جوادی آملی در درس تفسیر آیه 151 سوره بقره " كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ " با توجه به آیات قرآن صدقه، عدم دلبستگی به دنیا، پرداخت خمس و زکات، توحید، رعایت آداب معاشرت را از جمله راههاي عملي تزكيه برشمرده و با اشاره به آیه 103 سوره توبه تأکید می کند: احكام مالي و مسائل مالي انسان را آلوده مي‌كند نه يعني مال آلوده است، آن تملك بيجا آلوده است، آن تعلق ناروا آلوده است.
    3. البیع ، امام خمینی ج۲ ص 495
    4. ولایت فقیه، امام خمینی ص ۲۲-۲۴ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی
    5. صحیفه نور جلد 7 صفحه 172
    6. صحیفه نور، ج۱۸، ص۱۸۶
    7. اقتصاد اسلامی، شهید بهشتی، ص ۱۱۱- ۱۱۴، دفتر فرهنگ اسلامی
    8. من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 12 ، وسائل الشیعه، ج 9ص 24
    9. یجبر الامام الناس علی اخذ الزکاه من اموالهم لان الله عزوجل قال: "خذ من اموالهم صدقه" - دعائم الاسلام، قاضی نعمان مصری، ج 1، ص 253 ؛ بحارالانوار، ج 93، ص 86، حدیث 7
    10. تحریرالوسیله، ج 1، ص 343
    11. محمد امیر نوری کرمانی - مجموعه مقالات دومین کنگره بررسی اندیشه های اقتصادی حضرت امام خمینی(س) – صفحه 137
    12. قال ابوعبدالله: من منع قيراطا من الزکاه فليس بمؤمن و لا مسلم و هو قول الله عزوجل: "رب ارجعون لعلّي اعمل صالحا فيما ترکت" امام صادق (ع) فرمود: "کسي که به وزن يک قيراط از زکات واجب را نپردازد مؤمن و مسلمان نيست و مصداق فرموده خداست (که بعد از مرگ مي گويد) خدايا مرا برگردان تا بعدها کار شايسته انجام دهم. - وسايل الشيعه ج 6 ص 18
    13. محمدتقی گیلک حکیم آبادی - مجله تحقیقات اقتصادی- شماره 57 – پاییز و زمستان 79 – ص 189 الی 228
    14. محمد مهدی عسگری / سحر نیازخانی – فصلنامه علمی- ترویجی اقتصاد و بانکداری اسلامی- شماره هشتم- پاییز93- ص 101 الی 122
    15. قسمتی از آیه 150 سوره نساء- ترجمه کامل آیه: کسانی که خدا و پیامبرانِ او را انکار می‌کنند و می‌خواهند میان خدا و پیامبرانش تبعیض قائل شوند و می‌گویند: «به بعضی ایمان می‌آوریم، و بعضی را انکار می کنیم» و می‌خواهند در میان این دو، راهی برای خود انتخاب کنند.
    16. آیه 91 سوره حجر- ترجمه: همانها که قرآن را تقسیم کردند (آنچه را به سودشان بود پذیرفتند، و آنچه را بر خلاف هوسهایشان بود رها نمودند)
    17. رسول اکرم (ص) - بحارالأنوار، ج 103، ص 9، ح 37
    18. فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ فَما کانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما کانَ مِنَ المُنْتَصِرينَ - قصص 81 - "او و خانه اش را در زمین فرو بردیم ، پس او هیچ کسی را نداشت که به غیر خدا او را یاوری کند و خودش هم از منع کنندگان از عذاب نبود." قارون از پرستش الهی سر باز زد و از دادن حقوق واجب و استفاده صحیح از ثروت ابا کرد و بالاخره به زمین فرو رفت که یکی از آثار زلزله، فرو بردن زمین است. وَ ما کانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُرى‏ بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها مُصْلِحُونَ – هود 117- " و پروردگارت رانسزد که اهل آبادیهایی را که شایسته کار و اصلاحگرند به ستم نابود کند" این آیه لزوم ریشه یابی برای هر پیشامد طبیعی مهلک اعم از زلزله، سیل و... را توسط رهبران دینی و مردم، گوشزد می‏کند.
    19. امام صادق (ع): خداوند بر این امت چیزی را سخت تر از زکات واجب نکرده است و اکثر هلاکت امت ها به خاطر نپرداختن آن است.] وافی، ج ۱۰، ص ۳۳٫[
    امام صادق (ع): ما ضاع مال فی برّ و لا بحر الا بتضییع الزکاه ؛ هیچ مالی در خشکی یا دریا ضایع و تلف نمی شود، مگر به خاطر آن که زکات آن پرداخت نشده باشد[کافی، ج ۳، ص ۵۰۵]
    رسول خدا (ص): لاتزال امتی بخیر ما تحابوا و اقاموا الصلوه و اتوا الزکاه فاذا لم یفعلوا ذلک ابتلوا بالقحط و السنین ؛ امت من مادامی که یکدیگر را دوست بدارند و اهل نماز و زکات باشند در خیر و سعادت به سر می برند، ولی اگر این گونه نباشند، گرفتار قحطی می شوند. [ جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۴۸]
    امام رضا(ع): پرداخت خمس، کلید روزى شما است و مایه پاک شدن گناهان شما و ذخیره‏اى است که براى روز بى‏نوائى خود پس انداز کنید. آن را از ما دریغ ندارید و خود را از دعاى ما محروم‏ نسازید. ]اصول کافى-ترجمه کمره‏اى جلد ‏۳ صفحه ۶۳۳[
    رسول خدا (ص): اذا منعت الزکاه منعت الارض برکاتها؛هرگاه زکات پرداخت نشود، زمین برکات خود را از مردم باز می دارد.[جامع الاحادیث، ج ۹، ص ۵۲]
    امام باقر (ع): اگر زکات پرداخت نشود، برکت از کشاورزی و میوه ها و معادن برداشته می شود.[ کافی، ج ۲، ص ۳۷۴٫ [
    20. در احادیث گناهان دیگری نظیر زنا، ربا، کم فروشی و... به عنوان علل نزول بلایا ذکر شده‏اند اما با توجه به اهمیت روزی حلال مطابق حدیث " العباده عشرة اجزاء تسعة أجزاء في طلب الحلال "، عدم پرداخت فراگیر واجبات مالی شرعیه با آمیخته کردن روزیهای مردم به حرام اولاً زمینه بروز سایر گناهانی را که نازل کننده بلا هستند برای مردم فراهم می‏کند و ثانیاً با عمومیت داشتن در بین مردم استحقاق عذاب الهی با بلایای طبیعی را برای عموم فراهم می‏کند.
    21. علاوه بر تعیین نرخ سود قطعی بر وام ها و سپرده ها ، جریمه دیرکرد و... علیرغم کلاه‏های شرعی در نظام بانکداری، تغییر نرخ ارز و سکه توسط دولت‏های ادوار مختلف در نظام جمهوری اسلامی به عنوان منبع درآمد از مصادیق بارز رباخواری دولتهاست.
    22. إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ 277 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنينَ 278 فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُؤُسُ أَمْوالِکُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ 279
    23. جامع الاحادیث، ج ۹، ص 63
    24. آیه 55 سوره ذاریات – ترجمه : و (امّت را) تذکّر و پند می‌ده که پند و تذکّر (اگر کافران را نفع ندهد) مؤمنان را سودمند افتد.
    25. بیانات ولی فقیه در دیدار مردم آذربایجان شرقی مورخ 29/۱۱/96
    26. فرازی از خطبه ۳۴ نهج البلاغه
    27. اصول کافی ج1 ص 403
    28. اصول کافی، جلد8، صفحه 54
    29. پاسخ های استاد شهید مطهری به نقدهایی برکتاب مسأله حجاب، ص71
    30. فرازی از خطبه 216 نهج البلاغه

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید ما هرچه ضرر می‌کنیم به جهت بیرون‌افتادن و بیرون‌رفتن از نظام اقتصادی اسلامی است. نظامی که تماماً با روح ایمانیِ مردم مسائل اقتصادی‌اش را مدیریت می‌کند و نه با فشارِ بخشنامه و دستورات دولتی. بخواهیم و نخواهیم در صورتی می‌توانیم از این معضلات اقتصادی آزاد شویم که بستر اقتصادی خود را به‌کلی از بستر اقتصادی دنیای سرمایه‌داری آزاد کنیم و فکر می‌کنم شرایطِ موجود موجب شود تا ما کمی به سرِ عقل آییم. اما در کنار این بحث چند نکته را عنایت داشته باشید:




    1. جامعه در شرایط جدید یک پدیده‌ی جدید است و با جامعه در زمان پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» فرق می‌کند. جامعه در شرایط جدید طوری است که مثلاً مدرسه و دانشگاه و بیمارستانش را دولت اداره می‌کند، در صورتی‌که جامعه در صدر اسلام چنین اموری را به عهده‌ی خود مردم می‌گذاشت و این‌جاست که علاوه بر زکات و خمس، مالیات برای اداره‌ی این امور معنای خاص خود را دارد.

    2. جامعه در شرایط جدید در امور سیاسی و بین‌المللی خود، هویت خاصی دارد که در گذشته چنین اموری که مثلاً باید ما در سازمانِ ملل حاضر باشیم و بودجه‌ی مربوط به اعضای آن را بپردازیم؛ معنا نداشت و یا اگر بنا بود جنگی و یا دفاعی صورت بگیرد، تأمین بودجه‌ی آن به عهده‌ی دولت نبود، خودِ مردم در جنگ حاضر می‌شدند و اگر غنیمتی نصیب‌شان می‌شد همان غنیمت‌ها برای آن‌ها می‌ماند، همچنان‌که شهداء نیز برای جامعه‌های گذشته سهمی از بودجه‌ی دولت نداشتند و این‌جاست که می‌توان گفت دولت به عنوان یک پدیده‌ی جدید، ما را به شرایط اقتصادیِ جدیدی سوق می‌دهد و مقام معظم رهبری به عنوان حاکمِ شرعی جامعه‌ی اسلامی بعضی از حقوق حاکم شرع را به دولت واگذار کرده‌اند مثل سودی که از انفال اعم از نفت یا معادن و یا مسیل‌ها حاصل می‌شود. موفق باشید


  • سلام جناب استاد: یک سوال داشتم در مورد بزرگان دین در احوالات نجفی قوچانی در کتاب سیاحت شرق خواندم که بسیار چپق می کشیده و یا از بزرگان معاصر شنیدم که سیگار می کشیدند این که با دین منافات داره که ضرر زدن به بدن گناه است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً این آقایان قبول نداشتند که چنین ضرری برای بدن‌شان پیش می‌آمده. از طرفی ظاهراً جسم‌ها فرق می‌کند. آیت اللّه بهاءالدینی فرموده بودند به خدا عرض کردم یا میل به سیگار را از من بگیر و یا ضرر آن را از من بردار، و خداوند ضرر آن را از من برداشت. موفق باشید


  • باسمه تعالی. سلام علیکم: آیا فرضیه کروی نبودن کره زمین و اینکه گفته شده زمین شبیه دیسک است یعنی گرد آری اما! کروی نه! را حضرتعالی تایید می فرمایید!؟ این نقل قولهایی که از جانب علامه حسن زاده حفظه الله و ابوریحان بیرونی و استاد صمدی املی و جمعی نزدیک دویست نفر از علما و دانشمندان نقل می شود بابت این فرضیه ها که آیا گرد و کوی است یا اینکه گرد است اما تخت و نه کروی و یا بالعکس! را لطفا بفرمایید. گفته می شود چون استکبار جهانی غرب با هر آنچه دین اسلام ناب! گفته مخالفند و به همین دلیل چون غربی ها تصاویر کروی بودن را منتشر می کنند پس باید به انتشار این تصاویر و نیت آنها از تعریف آنها از کرات آسمانی شدیدا شک داشت و به دنبال حقیقت ماجرا بود و اینکه آیا در نهایت زمین به دور خورشید می گردد یا زمین ثابت است و خورشید می گردد و همه منظومه به دور ستاره شعرانی می گردند و.... حقیقت خلقت کرات آسمانی و شکل مادیشان چیست و دلیل این شبهات چیست؟ نحوه تشکیل فصلهای سرد و گرم و ذکر شدن تعداد ماهای واقعی در کلام خداوند یا افتادن سایه ماه و زمین و خورشید روی همدیگر و خسوف و کسوف و خط همیشه گرم استوا یا دو قطب شمال و جنوب و... حقیقت خلقت خدای متعال در ایجاد ماده و شکل کرات چیست؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست به نظر بنده باید مطلب را با تحقیق بیشتر جلو برد شواهدی که معتقدین به تخت بودن زمین مطرح می کنند چیزی نیست که بتوان به راحتی از آن چشم پوشی کرد. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب و احترام:
    چگونه است که می فرمایید بعضی انسانها چون در انسانیت خود کامل شده‌اند به طور طبیعی می میرند؟ مگر راه سلوک و تکامل و پیشرفت معنوی انسان انتها دارد؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوعِ استفاده از بدن به عنوان ابزار نفس، بعد از مدتی نفس از بدن مستغنی می‌شود و این بدن دنیایی را رها می‌کند و این مرگ، مرگِ طبیعی است. موفق باشید


  • سلام: استاد لطفا از نظر عرفانی توضیح بدهید که چرا در نظام طبیعت اینقدر خشونت و بی رحمی وجود داره؟ مثلا حیوانات ضعیف به وسیله حیوانات قوی تر کشته میشن یا برخی حیوانات شکار خود را به شکل خاص و دردناکی می کشند؟ و در کل قانون طبیعت این هست که حیوانات باید برای زنده ماندن و سیر کردن شکم خودشان مجبور هستن یکدیگر را به شکل فجیعی بکشند! بسیاری از عرفا می گویند یکی از راه های عرفان و خداشناسی، نگاه به طبیعت و مخلوقات خداوند هست الان ما از این همه ضعیف کشی، بی رحمی و خشونت چه نتیجه عرفانی میتونیم بگیریم؟! لطفا این سوال را از نظر عرفانی پاسخ دهید نه از نظر علم زیست شناسی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حیوانات قوی، مأمور تنظیم و پاک‌نگه‌داشتنِ طبیعت‌اند. مثلاً شیر آهوی پیر و ناتوانی که نمی‌تواند فرار کند و اگر بمیرد جنگل را عفونت می‌گیرد؛ می‌دراند. از کجا که همان حیوان که دریده می‌شود دوست دارد به همین شکل از آن استفاده شود، هرچند که بنا به غریزه‌ی خود از خطر فرار می‌کند. مثل انسان‌های مؤمنی که پس از انجام وظایف در دنیای خود مایل‌اند به لقاء الهی نایل شوند. لذا اگر زمینه‌ی شهادت آن‌ها فراهم شد از آن استقبال می‌کنند. پس می‌فرمایند: «یک کفِ خاک در این میکده ضایع نشود». در این مورد خوب است به کتاب «عدل الهی» شهید مطهری رجوع فرمایید. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما استاد گرامی و تشکر فراوان از اینکه وقت می گذارید و سوالات ما را پاسخ می دهید: چند وقت پیش مطلب مستندی در مورد یکی از جنایات بشر در حق همنوع خودش شنیدم که تا کنون هنوز به حال عادی برنگشته ام. آنقدر حالم را دگرگون می کند که نمی توانم در موردش توضیح بدهم. فقط عنوان آن را می گویم که «عروسکهای جنسی لولیتا» است. و استغفرالله از افکاری که در ذهنم گذشت ولی نوع انسان در نظرم بی ارزش شد. یک شب باز هم در فکر آن مسئله فرو رفتم و خیلی گریه کردم و مثل کودکی که دلیل کارهای مادر یا پدرش را نمی فهمد و بیقراری می کند من هم به خدا گله کردم که خدایا چرا تو اجازه دادی چنین انسان پستی به اهداف شوم خود برسد؟ چرا اصلا بشر را خلق کردی که بخواهد چنین جنایات هولناکی انجام دهد؟ همه وارستگی ها و جلوه های فرشته گونه اولیا خدا که تاکنون شنیده بودم در یک کفه ترازو می گذاشتم و این جنایت را در کفه دیگر و می دیدم که این خیلی سنگین تر است. از بیقراری رو به قرآن آوردم و اتفاقا آیات مربوط به خلقت انسان آمد و همین سوال بود که ملائکه در ابتدا مطرح کردند. و بعد قضیه «علّم الآدم الاسما» و اینکه به آدم علم همه چیز داده شد و تفسیرش را هم خواندم که علم همه چیز از دره ها و کوهها گرفته تا حتی قالیچه زیر پای امام (ع). اما استاد عزیز من قانع نشدم. مگر در یک نگاه کلی علم بدون انسانیت و اخلاق ارزش دارد؟ آیا اینکه فرضا من به عنوان یک انسان عالم به همه علوم دنیا از هر نوعش شوم و یک نفر هم نوع من چنین جنایاتی انجام دهد جمع ما و نوع ما به عنوان بشر اصلا ارزش وجود داریم؟ استاد بزرگوار بنده می دانم که قطعا و یقینا هر چه خدا انجام بدهد حق است و فکر من کوتاه است اگر آن را درک نمی کنم اما از شما می خواهم کمکم کنید و آگاهم کنید تا از طرفی با دانستن اینکه بشر چرا ارزش وجود داشت دلم آرام بگیرد و از طرفی هم در مورد آن علم و اسما که بشر را با وجود همه جنایاتش لایق وجود کرد بیشتر بدانم و بفهمم که چیست و سعی کنم آن را در خودم بیابم و پرورش دهم؟ باز هم ممنون از پاسخگویی شما.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً این شعر را در نظر دارید که:



     «آدميزاده طرفه معجوني است



    کز فرشته سرشته و ز حيوان



    گر کند ميل اين بود کم از اين



    ور کند ميل آن شود به از آن»



    روی این موضوع فکر کنید که خداوند با اذن‌دادنِ به این انسان‌ها که تا این اندازه رذالت خود را نشان دهند، ما را متذکر چه امری می‌کند. آن‌کس که قربانی این جنایت می‌شود یک بحث است که چه حکمتی بین او و خدا در کار بوده، و یک بحث در آن است که اگر بشر قدرت و تکنیکش رشد کند ولی در دینداری به عمق لازم نرسد و خود را از دین مستغنی بداند کارش به کجاها می‌کشد. پس ما باید در دینداریِ راستین که همان تقوا است جایگاه خود را تعیین کنیم وگرنه فردا از دست ما همان جاری می‌شود که از دست این افراد جاری شد. موفق باشید