×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    متفرقه (مرگ، شهادت، خواب، شعر و شعرا، اصطلاحات، شبهات، معراج، طی الارض)

  • با عرض سلام: لطفا شرحی بفرمایید
    ديوان سعدي/ غزليات/ شماره ٤١٢:
    آن دوست که من دارم و آن يار که من دانم
    شيرين دهني دارد دور از لب و دندانم
    بخت اين نکند با من کان شاخ صنوبر را
    بنشينم و بنشانم گل بر سرش افشانم
    اي روي دلارايت مجموعه زيبايي
    مجموع چه غم دارد از من که پريشانم
    درياب که نقشي ماند از طرح وجود من
    چون ياد تو مي آرم خود هيچ نمي مانم
    با وصل نمي پيچم وز هجر نمي نالم
    حکم آن چه تو فرمايي من بنده فرمانم
    اي خوبتر از ليلي بيمست که چون مجنون
    عشق تو بگرداند در کوه و بيابانم
    يک پشت زمين دشمن گر روي به من آرند
    از روي تو بيزارم گر روي بگردانم
    در دام تو محبوسم در دست تو مغلوبم
    وز ذوق تو مدهوشم در وصف تو حيرانم
    دستي ز غمت بر دل پايي ز پيت در گل
    با اين همه صبرم هست وز روي تو نتوانم
    در خفيه همي نالم وين طرفه که در عالم
    عشاق نمي خسبند از ناله پنهانم
    بيني که چه گرم آتش در سوخته مي گيرد
    تو گرمتري ز آتش من سوخته تر ز آنم
    گويند مکن سعدي جان در سر اين سودا
    گر جان برود شايد من زنده به جانانم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: رفیق! دیگه از ما نخواه که تا این‌جاها بتوانیم ورود کنیم و بقیه‌ی کارها معطل بماند. قصه‌ی طرفی که رفته بود سلمانی تا استاد سلمانی موهای سفید او را از موهای سیاه جدا کند را که شنیده‌ای؟ موفق باشید


  • جناب استاد با عرض سلام و احترام: سوالی را پاسخ فرموده بودید به شماره ۲۴۳۴۴ که در آن مطرح شده بود بزرگواری در حالت ‌کما چیزهایی دیده اند و تجربیاتی داشتند که باعث دین دار شدن ایشان شده است. بنده خیلی مشتاقم جزئیات تجربه ایشان را بدانم چون برای ارائه به افراد منکر خیلی مورد نیاز است و فکر می کنم در جهت آگاهی منجر به هدایت آنها خیلی موثر باشد. اگر ممکن است به هر نحوی از ایشان درخواست شود که توضیح بیشتری در مورد تجربه خود بفرمایند. با تشکر و التماس دعا

     باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد زیاد است و بعضی از این افراد از آن‌چه دیده‌اند کتاب‌ها نوشته‌اند. قبلاً عرض شد که نباید این نوع رؤیت‌ها را ملاک و حجت برای بقیه پنداشت مگر در همان اندازه که خود فرد به مطالبی می‌رسد. آن‌چه می‌تواند ملاک و حجت ما باشد وَحی الهی است که از طریق پیامبران معصوم به ما می‌رسد. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر استاد گرانقدرم. آیا واقعا نجوم و ستارگان به معنی واقعی کلمه نه طالع بینی هایی که الان در بازار موجوده میتونن در سرنوشت و کارهای فعلی انسان تاثیر بذارند؟ آیا کسی علم واقعی اش را داشته باشد می تواند پیش بینی هایی داشته باشد؟ رجوع کردن به کسی که مثلا شاگرد اساتید واقعی عرفانست به نظرتون اشکالی داره؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این رابطه نمی‌دانم. اساساً به نظر بنده به هیچ وجه علم نجومی که بخواهد در پیش‌بینی امور ورود کند را نمی‌توان قبول کرد. موفق باشید


  • سلام استاد عزیزم:
    استاد جان خوابی دیشب دیدم که اکر لطف بفرمایید تعبیر بفرمایید ممنون می شوم. در خواب تعداد زیادی مار دیدم که جسم نداشتند یعنی فقط با یک خط منحنی نورانی حدود جسم آنها مشخص شده بود ولی داخل این خط چیزی نبود و آن خط هم از جنس نور بود در واقع تعدادی مار زنده بودند که از خطی نورانی بدنشان تشکیل شده بود ولی بدنشان تو خالی بود، بعد کسی در خواب به من می گفت اگر بتوانی این مارها را ببینی می توانی عالم باطن را ببینی و من تعداد زیادی از مارها را می دیدم و هرکدام از مارها را که می دیدم مرتب خدارا شکر می کردم.
    ممنونم استاد جان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باور بفرمایید بنده هیچ علمی در تعبیر خواب ندارم. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر. یکی از دوستان نزدیکم شرایط خاصی دارد. به خاطر شرایط خاص خانوادگی مجبورست روزها تنها باشد. کمک و یار و یاوری در زندگی ندارد. اغلب مشکلات را خودش باید پس بربیاید. اگر چنین شخصی مرتبا خوابهای قابل تعبیر داشته باشد و تعبیرها در جهت بهتر زندگی کردن و حل مشکلات ایشان باشد باز هم می توان گفت خواب قابل اعتنا نیست؟ به خوابشان اعتنا نکنند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: برای خود فرد می‌تواند بشارت باشد به همین جهت به خواب، «مبشرات» گفته می‌شود. موفق باشید


  • سلام:
    استاد بنده حدود ۲-۳ سالی هست که مبتلا به خطورات نفسانی، شیطانی در باب عقاید و خصوصا خداشناسی هستم. این خطورات که خارج از اختیار هست درست به عقاید حقیر حمله ور شده و هرچه برهان های فلسفی می خوانم، هرچه برهان های کلامی می خوانم اصلا فایده ندارد.
    مرحوم آیت الله شجاعی حدود چهل دقیقه در این باره توضیح فرمودند در فایل صوتی حدیث نفس و آنجا فرمودند که این خطورات ظاهرشان به شک می ماند که مثلا نعوذبالله نکند خدا نباشد؟ نکند اینها دروغ است و... فرمودند بهترین راه درمان این خطوراتی که خارج از اختیار هست بی اعتنایی است. فرمودن شک نیست مبادا فکر کنید اینها شک است. اگر شک بود که با بررسی برهان و...برطرف می شد ولی اینها تا آخر عمرتان هم استدلال و بررسی کنید برطرف نمی شود و این خود بهترین دلیل براین است که اینها شک نیست اگرچه ظاهرشان شبیه به شک است.
    بنده یکسالی هست که بی اعتنایی کردم نسبت به این خطورات بحمدالله دیگه مثل قبل دائما این وساوس به ذهنم نمیاد ولی خب دلم هم از کار افتاده. انگار به کلی ایمان از قلبم بیرون شده. هیچ برهانی بر دلم اثر نمی کند. اشک چشمم خشک شده. عباداتم بی روح شده. سمت فلسفه و معرفت نفس هم که می روم حالم بدتر می شود و این شک و تردید ها بیشتر می شود به همین دلیل از برکات فلسفه و معرفت النفس هم محروم مانده ام. نمی دانم چه کنم. بی اعتنایی به این خطورات اگرچه مفید بود ولی مسئله را حل نکرده. دلم سخت شده. تازیک شده. نمیتوانم حرکتی کنم. نمیدانم چطور از این بیماری خلاص شوم. اگر شک است باید با استدلال برطرف شود اگر شک نیست هم باید با بی اعتنایی برطرف شود. نمی دانم چه هست که نه با ان برطرف می شود و نه با این. چه کنم استاد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتا مرحوم استاد آیت‌الله شجاعی بهترین پیشنهاد را کرده‌اند. عجله نکنید به مرور نفس ناطقه به فطرت اصلی خود بر می‌گردد. بد نیست سری به غزل‌های حافظ که بر روی سایت هست بزنید و مدّتی با یکی از آن غزل‌ها به سر ببرید. موفق باشید


  • با سلام:
    امکانش هست یک دوره انواع خوابها را که اشاراتی در معرفه النفس اجمالا کردید به صورت تفصیلی در جلساتی توضیح بدهید یا اگر توضیح دادید راهنمایی به جلسات آن بفرمایید.
    تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بنده آن است که در این موارد ورود نکنم زیرا ابعاد زیادی کار را به اختلال می‌کشاند. مرحوم آیت‌الله محمد شجاعی در کتاب‌های «رساله‌ی محبت» و «پنج رساله» نکات ظریفی دراین مورد فرموده‌اند. موفق باشید


  • با سلام:
    اگر من ما در خواب به نحو اجمالی از بدن جدا می شود و مستقل از بدن در عالم خیال به حرکت در میاد ربط بین این حرکت مستقل و به خاطر داشتن خواب ها در چیست؟ اگر خواب دیدن فرایندی غیر از فرایندهای تند خاکی دارد، چگونه در حافظه که مربوط به تن است، می نشیند و می ماند؟
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حافظه نیز یکی از شئونات نفس ناطقه است. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    در جواب یکی از سوالات اینطور فرموده اید: «اساساً هیچ خوابی حجت نیست مگر آنکه خود فرد از آن اشاراتی برای خودش بگیرد.» تعجب می‌کنم که شما با سابقه سالها تفسیر قرآن آیا تا بحال سوره یوسف را دقت نکرده اید؟ سوره ای که از جانب خداوند متعال احسن القصص نامیده شده؟
    حضرت یعقوب چطور پی به جایگاه بالای یوسف و نبوت او برد؟ غیر از رویای سجده ماه و خورشيد و ستارگان بود؟ چرا گفت که رویایت را برای برادرانت تعریف نکن؟ برادران یوسف همه پیغمبرزاده بودند و جایگاه رویا در دین را می‌دانستند! اگر خواب حجت نبود آیا به او حسادت می کردند؟ اگر خواب حجت نبود اصلا چه دلیلی داشت قرآن یک مساله لغو و بی ارزشی را بازگو کند؟ شاید بگویید یوسف پیامبر بود! خب خواب زندانی هم بند او چه؟ چرا یوسف برمبنای آن خواب گفت مرا نزد پادشاه یاد کن؟ و چرا اصلا قرآن این ماجرا را گفته؟ رویای فرعون کافر چه؟ حجت نبود؟ یعنی پیامبر خدا حضرت یوسف علیه السلام بر اساس خواب بی ارزش یک کافر برنامه اقتصادی هفت ساله می چیند؟ مادر حضرت موسی (ع) و جریان به آب انداختن نوزاد، وحی بر حواریون عیسی (ع)، رویای سربریدن حضرت اسماعیل (ع) و... همه باد هوا؟ امام حسين (ع) که در جواب اصرار بر نرفتن کربلا فرمود رسول‌ الله را در خواب دیدم که گفت خدا می خواهد تو را کشته و اهل بیت ات را اسیر ببیند، نعوذ بالله اشتباه کرد و آن خواب حجت نبود؟ این حجم عظیم از روایاتی که رویای صالحه را جزئی از اجزای نبوت معرفی می‌کنند (نه فقط مختص معصومین) بی ارزش است؟ اینطور با ثقلین برخورد می کنید؟ خدا عاقبت مان را ختم بخیر کند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر رسید تا آن‌چه در کتاب «ده نکته از معرفت نفس» در پاورقی نکته‌ی دوم عرض شده است را عیناً خدمتتان ارسال دارم: موفق باشید



    در قرآن از خواب‌هايي نام برده است كه از رابطه‌اي بين آنچه شخص در خواب با آن روبه‌رو مي‌شود و بين عالَم خارج حكايت دارد. مثل خواب حضرت ابراهيم «عليه‌السلام» نسبت به ذبح فرزندشان (105/صافات)، و يا رؤياي حضرت يوسف «عليه‌السلام»، و يا رؤياي دو رفيق هم‌زنداني حضرت يوسف «عليه‌السلام»، و يا رؤياي پادشاه مصر، و يا رؤياي رسول‌خدا «صلواة‌الله‌عليه‌وآله» در رابطه با فتح مكه (27/فتح)؛ كه تمامي اين رؤياها چنانچه مستحضريد رابطه‌اي با عالَم خارج دارد و صرف خيالات افراد نيست.



         با اين‌همه رؤيا؛ امري است ادراكي كه قوه خيال در آن مؤثر است و اگر قوه خيال تحت تأثير شديد عالَم خارج باشد، آن خيالات در رؤيا دخالت‌هاي شديد مي‌كند. همچنان‌كه صفات روحي شخص مثل عداوت و عجب و تكبر و حرص‌ و طمع در خيالاتش تأثير مي‌گذارد. لذا اكثر رؤياها؛ تحت تأثير تخيلات نفساني است. تخيلات نفساني نيز تحت تأثير همين عوامل طبيعي يا اخلاقي است كه نفس را به تصور آنها واداشته است. پس در حقيقت نفس همان تأثيرات را در خودش حكايت مي‌كند و حقيقت ديگري ندارد. بنابراين هر رؤيايي، حقيقت نيست هرچند هر رؤيايي تعبيري داردكه تعبير آن، عوامل طبيعي و يا عوامل اخلاقي هستند. ولي رؤياهايي هم هست كه با حوادث خارجي و حقايق عالَم وجود ارتباط دارند.



        رؤياها، يا خواب‌هاي حق: عبارت است از ارتباط نفس با سبب غيبي حادثه‌اي كه بعداً در ظرف مكان و زمان خاص محقق مي‌شود. نفس به علت تجردش با وجود برزخي يا عقليِ يك حادثه در خواب ارتباط پيدا مي‌كند و بعداً آن حادثه در عالَم ماده حادث مي‌شود. البته نفس پاره‌اي از حقايق آن عالَم را به مقدار استعدادش دريافت مي‌كند. حال اگر نفس، كامل باشد و گرفتار وَهميّات و آرزوها نباشد، حقايق عالَم غيب را آنطور كه هست به طور كليّت و نورانيت در خواب پيش رويش حاضر مي‌بيند، ولي اگر نفس كامل نبود آن حقايق را به نحو حكايت خيالي و در صورت‌هاي جزيي كه با آنها مأنوس است مي‌يابد. مثل اين‌كه وقتي با معني «عظمت» در آن عالم, روبه‌رو مي‌شود، در خيالش صورت «كوه» ايجاد مي‌شود، و يا معني «مكر» در خيالش صورت «روباه» به‌خود مي‌گيرد، چون عظمت را به كوه، و مكر را به روباه مي‌شناسد. يا معني «افتخار» را به صورت «تاج» و «علم» را به صورت «نور» و «جهل» را به صورت «ظلمت» مي‌بيند. و يا مثلاً چون رابطه‌اي بين اذان صبح در ماه رمضان با شروع روزه هست، با ديدن معني «مؤذن بودن» در آن عالم، صورت «مهركردن دهان» مردم براي خود مي‌سازد. كه البته اين موضوع؛ رقايق و ظرايفي مخصوص به خود دارد به‌طوري كه گاهي از يك معني كه در خواب مي‌يابد صورت عكس آن را در خود مي‌سازد. مثل اين‌كه در بيداري گاهي با شنيدن لغت ثروت به معني فقر فقرا منتقل مي‌شود.



        پس گاهي خواب «صريح و بدون تصرف» است و يا «متمثل معنايي است كه نفس با آن روبه‌رو شده، در عين تصرف نفس» و يا «انتقال به چيزي است مناسب آن معني يا ضد آن معني» و گاهي آنچنان با تصورات شخص مخلوط شده كه اصلاً نمي‌توان فهميد از كدام‌يك از مباني مأنوس شخصِ خواب بيننده تأثير گرفته، كه در اين حالت به اين رؤياها «اضغاث احلام» گويند.



        در رؤياهايي كه نفس با اصل موضوع روبه‌رو مي‌شود و به صورت مناسب آن منتقل مي‌شود، در واقع انسان به اصل موضوعات آگاه شده، به‌طوري كه اگر ملاحظه كرد در حال جمع‌كردن كثافت است، در واقع صورت به‌دست آوردن مال زياد دنيا را به او نشان مي‌دهند، در عين آگاهي دادن به او كه اين مال سرگين و كثافت است. و يا وقتي روبه‌رو مي‌شود بر اين‌كه بدنش ورم كرده‌است، با صورت به‌دست آوردن مال زياد روبه‌رو مي‌شود در عين آگاهي دادن به او كه بدان! آن چرك و آلودگي است. همچنان‌كه اگر در خواب ديد در زندان است، در واقع با صورت شهرت‌يابي‌اش روبه‌رو شده در عين آگاهي دادن به او كه اين شهرت زندان است، همچنان‌كه اگر ديد در زنجير است، با صورت خوشي و خوش‌گذراني دنيايي‌اش روبه‌رو شده در عين آگاهي دادن به او كه آن گناه است و گرفتاري و زنجير.



        در هر صورت با اين احوال نمي‌توان به رؤيا اعتماد كـرد، چون در حال خواب؛ صورت خياليه نفس آن‌قدر جولان دارد كه با ميل خود صورت‌ها را تغيير مي‌دهد و از جايگاه خود خارج مي‌كند.



        صاحب كتاب «تحف‌العقول» از قول پيامبر «صلواة‌الله‌عليه‌وآله» آورده كه حضرت فرمودند: اگر رؤيا از كسي برداشته شد نبايد نگران باشد زيرا وقتي كسي راسخ در علم شود، رؤيا از او برداشته مي‌شود.



        اين‌كه دستور داده‌اند انسان دائم در حال طهارت باشد و نيز با وضو بخوابد، به سبب آن است كه اين طهارت موجب طهارت باطن و آزادشدن از خواب‌هاي بي‌خود و باطل مي‌گردد.



        مرحوم محدث‌نوري در جلد ۴ كتاب دارالسلام مي‌فرمايد: اگر انسان نسبت به خوراكش مواظبت داشته باشد و دقت كند كه چه چيز بخورد و چه مقدار بخورد، روح او قدرت سير در اكناف آسمان‌ها را مي‌يابد وگرنه برعكس، پرخوري موجب جولان شيطان در قلب و خيالش در خواب و بيداري مي‌شود.



        قال رسول‌الله «صلواة‌الله‌عليه‌وآله»: « الرُّؤْيا ثَلاثٌ: مِنْها اَهاويلُ الشَّيْطان لِيَحْزَنَ بِها ابْنَ ادَمَ وَ مِنْها ما يَهُمُّ بِهِ الرَّجُلُ في يَقْظَتِهِ فَيَراهُ في مَنامِهِ وَ مِنْها جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ اَرْبَعينَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ. يعني خواب سه گونه‌ است: يكي القائاتي كه شيطان مي‌كند تا فرزندان آدم را بترساند و نگران كند و يكي اين‌كه آنچه را در بيداري مورد توجه قرار داده در خوابش آن را مي‌بيند(با تغييراتي از طريق صورت خياليه) و يكي هم خواب‌هايي است كه جزيي است از چهل و شش جزء نبوت.



        امام‌صادق «عليه‌السلام» مي‌فرمايند: در مورد رؤيا فكر كن كه چگونه خداوند در مورد آنها تدبير به‌كار گرفته و راست و دروغ آن را به هم در آميخته، اگر همه رؤياها راست بود، مردم همه پيامبر بودند، و اگر همه دروغ بود، در رؤيا فايده‌اي نبود.



       در فرمايش امام‌محمدباقر «عليه‌السلام» داريم كه: « رؤياي مؤمن بين زمين و آسمان در گردش است تا آن‌كه خودش آن را براي خود تعبير كند، يا ديگري براي او تعبير نمايد، پس آنگاه كه تعبير كرد به زمين مي‌آيد و قطعي مي‌شود» (كافي ج8ص336).                    


  • سلام علیکم:
    اگر کسی در خواب به او بگویند برای سیر و سلوک به خدمت فلان عارف برسید ایا می تواند به این خواب اعتماد کند و نزد شخص مذکور برود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! در هر حال خواب به خودی خود حجت نیست مگر این‌که شواهدی بر صدق آن از طریق عقل و یا آیات و روایات در میان باشد. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی ۲۴۲۸۶ سری بزنید. موفق باشید


  • سلام:
    چرا برخی افراد البته عده قلیلی به بدیهیات شک می کنند و هرچه آنها را به واقعیت متذکر می‌شویم و برای آنها دلیل هم می آوریم باز قانع نمی‌شوند و در شک باقی می مانند، آیا مشکل آنها مشکل روانیست مثلا دچار سوء ظن شدید و بدبینی هستند و فاقد اعتماد به نفس هستند که این بدبینی و عدم اعتماد بنفس باعث گرفتای به وسواس فکری و شک می شود؟ و یا طبق نظر طب سنتی سودای سر آنها زیاد شده و دچار نوعی اختلال فکری شده که موجب شک شده، لطفا بفرمایید علت چیست، چون بنده هرچه فکر می کنم بدیهیات بدیهی هستن و کاملا واضح و روشنند و چیزیه که هست، و چیزی که اظهر من الشمس هست که قابل تردید نیست، واقعا علت این شک کردن ها در بدیهیات که بیمارگونه هست مثل شک های دیوید هیوم و امثال او، علت چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم مثل شما فکری‌ام که چرا بعضی از انسان‌ها یقین دانی‌شان هرز می‌شود. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    شخصی از جنابعالی پرسیده بود مردم میخوان غذا بخورن من میرم دهنشون را مهر می کنم و شما بهش گفتید معلمی و زود اذان میگی. بنده خواب دیده بودم امام زمان (عج) دیدم به من چشمک زد من شروع کردم به دعا و گفتم خدایا ظهور امام زمان نزدیک بگردان من را هم از یاران حضرت قرار بده حضرت دستش را بالا آورد و گفت الهی امین. میشه بزرگواری کنید پدری کنید خدا وکیلی نظرتون رو بگید. آیا امکانش هست یار امام بشم؟ ببخشید جواب را به ایمیل شخصی ندید همینجا لطفا جواب بدین. ایمیل شخصی برام ارسال نمیشه.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به جواب سوال شماره ی ۲۴۲۱۷ رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام علیکم: اصولا خواب های صادقه چیست؟ خواب صادقه حجت است؟

    رباسمه تعالی: سلام علیکم: خواب صادقه یعنی خوابی که بعداً انسان ها با آن روبه رو می شوند و اساساً هیچ خوابی حجت نیست مگر آنکه خود فرد از آن اشاراتی برای خودش بگیرد. در این مورد خوب است به کتاب ده نکته در معرفت نفس رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام استاد
    شب‌های قدرتان ذوالقدر
    حیرت شکوه شعرش قاسم است
    گویی جبرائیل بر لسانش ناطق است
    برقعی ناز بر رخش آویخته است
    بازگیرد گوشه‌اش نور صاعق است
    نمی‌دانم در این اشعار شکوه علی را می‌بینم یا شکوه این علی‌گو را! آخر چه طور ممکن است؟
    http://magifa.com/video/52085989

    باسمه تعالی: سلام علیکم: من که از کار آقای برقعی در حیرتم. به قول خودش گویا تا اذنی برای گفتن نباشد چنین شعرگفتن به ظهور نمی آید. آیا قصه ی حسان ابن ثابت نیست که پیامبر به او فرمودند جناب جبرائیل در این اشعار به تو می کند. در راستای ارات به مولایمان علی(ع) چگونه ارادتم را به این شاعری که گویا آن حضرت را با زلالی قابل احساس در مقابلمان می گشاید تقدیم نکنم؟ موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    سلام الله عليكم: طاعات و عباداتتان قبول درگاه الهي. استاد شما الحمدلله موفق هستيد. براي ما هم دعا كنيد تا مسير سير الي الله را به درستي و موفقيت طي كنيم. كتاب رمضان دريچه رؤيت شما را مطالعه كردم. بسيار سودمند و موثر بود. اجر شما با خداوند مهربان. در اينكه نگاه ما به خداوند عالم با معرفت بيشتر تغيير مي كند شكي نيست. من مي خواهم بدانم كه حس ما نسبت به خداوند هم به همان نسبت تغيير مي كند؟ و اينكه ما خداوند را در وجودمان، يا قلبمان احساس مي كنيم، همان رؤيت است كه اولياي خدا از آن ياد مي كنند؟ اينكه ما در مناجات هاي گوناگون بخصوص در ماه مبارك رمضان منقلب مي شويم و احساس نزديكي بيشتر به پروردگار عالميان داريم، همان رؤيت است؟ البته شما در كتاب هم مرقوم داشته ايد كه بيش از اين نمي توانيد توضيح دهيد و اگر كسي نفهميد مشكل از خودش است. در اينكه من سراپا مشكل هستم شكي ندارم ولي ايكاش نشانه اي مي داشتم تا بفهمم آيا در مسير هستم؟ يا راه درست است؟ آب در هاون نمي كوبم؟ راه نزديكتري وجود دارد؟ مي‌دانم كه اصل سلوك مراقبه است. من براي مراقبه بيشتر به غير از واجبات و محرمات چه بايد بكنم؟ آيا درست است كه بدون استاد هرچه را كه از مطالعه در كتابها فهميدم به آن عمل كنم؟ دستم به دامنتان. التماس دعا

     



     باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سیر مطالعاتی سایت دنبال شود إن‌شاءاللّه مطالبی که مایلید برایتان روشن شود، روشن خواهد شد. ولی به گفته‌ی آیت اللّه حسن‌زاده:



    رباید دلبر از تو دل ولی آهسته آهسته



    مراد تو شود حاصل ولی آهسته آهسته



    سخن دارم ز استادم نخواهد رفت از یادم



    که گفتا حل شود مشکل ولی آهسته آهسته



    تحمل کن که سنگ بی بهایی در دل کوهی



    شود لعل بسی قابل ولی آهسته آهسته



    مزن از ناامیدی دم که آنطفل دبستانی



     شود دانشور کامل ولی آهسته آهسته



    بنور دانش و تقوی شود گمگشتگانی را



    به حق آوردن از باطل ولی آهسته آهسته



    همای عشق ما را بُرده با خود در بر دلبر



    ازین منزل بآن منزل ولی آهسته آهسته



    که باید ناخدا کشتی در امواج دریا را



     کشاند جانب ساحل ولی آهسته آهسته



    بدامن دامن دُر ثمین دیدگانم شد



    سرشک رحمتش نازل ولی آهسته آهسته



    سحرگاهی دل آگاهی چه مینالید از حسرت



     که آه از عمر بیحاصل ولی آهسته آهسته



    حضورش قوت سبحان نطقم را ربود از من



    شده سبحان من با قل ولی آهسته آهسته



    شراب عشق را بنگر که هر خلوت نشینی را



     کند رسوای هر محفل ولی آهسته آهسته



    خرامان بگذرد از خطّه ایران غزلهایم



    بهند و سند کشد محمل ولی آهسته آهسته



    بلطف پیر میخانه (م)حسن بگرفت پیمانه



     بامیدش شده نائل ولی آهسته آهسته



    موفق باشید


  • با سلام:
    بنده چند وقتی هست که این فکر آزارم می دهد که: من عالم خارج از ذهن را به صورت بدیهی میابم، اما این بدیهی بودن را از طریق قوه عاقله و ادراک نفسانی میابم و درک این بدیهی بودن در نفس من است، پس چون ادراکات بدیهی مثل عالم خارج از ذهن در نفس من می‌باشد پس عالم خارج از ذهن من یا خارج از نفسی نیست، مثلا وقتی بعد از فکر شک به عالم خارج به کیفیتی که گفتم به فکرم خطور می کند و من برای جلوگیری از این فکر با توجه در میابم که عالم خارج یک درک و امر بدیهیست برای نفس من، اما دوباره آن فکر مزاحم مرا آزار می دهد به این صورت که می گوید همین توجه هم در نفس توست و عالم خارجی نیست، استاد بنده به عالم خارج یقین دارم چون آن را با ادراک بدیهی میابم، اما این فکر را نمی دانم چطور توجیه کنم و چگونه پاسخ قطعی برایش بیابم تا از ذهنم برود و آزارم ندهد، لطفا مرا راهنمایی کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر بنا است آن فکر مزاحم تکلیف شما را تعیین کند؟ و یا شما باید برای آن فکر مزاحم، تعیین تکلیف نمایید؟ به گفته‌ی مولوی: «وگر حرص بنالد بگیریم کری‌ها». آن فکر مزاحم، یک نوع اَدایِ عالمیت و اندیشه‌گرایی است و می‌خواهد ما را گرفتار «علمِ لا ینفع» کند که در اصطلاح علمای اخلاق به آن «جُربُزه» گویند. موفق باشید


  • سلام استاد:
    در موضوع زمین تخت که فرمودین از اهل فن بپرسید، جوابی حاصل شد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، نظرها متفاوت است در حدّی که در نجوم قدیم نیز بر اساس استفاده از اسطرلاب، فرض را بر تخت‌بودن زمین می‌گیرد و با این‌همه پیش‌بینی‌های آن‌ها درست در می‌آید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    بنده بزرگترین حاجتم اینه که یار امام زمان (عج) بشم ۱ سال پیش به طور جدی قید دنیای فانی رو زدم. و شروع کردم خودسازی ۳ تا خواب دیدم، ۱ دیدم که رو یه قبر حضرت زهرا (س) سینه خیز دراز کشیدم و می بوسم و حضرت زهرا (س) بهم نقل و نبات داد. ۲. خواب دیدم امام زمان (عج) ظهور کرد وارد جمعیت شد. بنده سمت چپش بودم کفشش را براش جفت کردم پایش را بوسیدم. ۳. امام زمان (عج) ظهور کرده بود امام حسین (ع) هم خون خودش را تبرک می داد یه سطل از خون امام حسین (ع) هم تبرک به من دادند. ۴. خواب دیدم حضرت زهرا (س) بهم گفت ان شاءلله از یاران حضرت هستی. ۵. امام زمان (عج) در تاکسی نشسته بود من رو دید بهم چشمک زد من گفتم خدایا ظهور امام زمان را نزدیک بگردان من را از یاران حضرت قرار بده امام دستش را بالا آورد و گفت امین. اما بعدا نیازبه ازدواج درونم پیدا شد به امام زمان (عج) رجوع دادم شرایط جور نشد و خورد خورد ارادتم به حضرت کم شد. استاد به من کمک کنید. آیا از یاران حضرت هستم؟ آیا خواب ها صادقه بوده؟ چرا امام زمان (عج) شرایط ازدواجم رو جور نکرد؟ به خاطر بی بی کامل راهنمایی ام کنید. ان شاءلله با حضرت زهرا (س) محشور شوید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مکرر عرض شده که از نظر ائمه«علیهم‌السلام» خواب، حجت نیست که ما بخواهیم تا بر اساس خواب‌های خود زندگی کنیم و بنده هم تعبیر خواب نمی‌دانم. بالاخره انسان باید به کمک دستورات شریعت و عقل خود که رسولِ باطنی است، زندگی خود را مدیریت کند. موفق باشید


  • استاد عزیز سلام:
    اینکه ما یقین داریم همه انسانها دارای عصب برای درک درد و... هستند از کجا آمده و طبق کدام قانون و استدلال و منطقی ما یقین داریم و مطمئن هستیم که مثلا همه انسانها با وجود قلب زنده هستند و باید قلبی باشد تا زنده باشند، بسط این موضوع به تمام انسانها و حکم قطعی دادن برای این موضوعات طبق کدام منطق و استدلال و قانون قطعی اثبات شده و محکم شده و چرا باید این موضوعات و امثال آن را به عنوان قانون قطعی و غیر قابل تخلف بپذیریم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی است که به نظر بنده در کالبدشکافیِ بدن انسان به‌خوبی روشن است. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    می خواستم بدونم که آیا آب حیات به همان معنای دنیایی موجود است؟ آیا داستان حضرت خضر (ع) و نوشیدن آن حضرت از آب حیات صحت دارد؟ لطفا موضوع مادی قضیه رو بیان فرمایید.ممنونم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم آب حیات به صورتی که در عرف مردم مطرح است، وجود داشته باشد. حضرت ربّ‌العالمین اراده می‌کند که عده‌ای عمر بیشتر داشته باشند. موفق باشید


  • سلام علیکم: خدا قوت به شما استاد عزیز.
    سوال بنده در مورد دعاست. من در مورد احادیث و فرمایشات معصومین علیهم السلام در مورد دعا هیچ بحثی ندارم. به دیده منت. اما بنده در مورد دعا به این نتیجه رسیدم که کار بیهوده‌ای است. چون اگر خداوند متعال صلاح بدونن اون مورد رو چه دنیوی و چه اخروی به شما خواهند داد. در غیر این صورت همه‌ی خلایق جمع بشوند و دست بر دعا ببرند اتفاق نخواهد افتاد. برای بنده که این قطع و یقین جا افتاده و از دعا کردن لااقل در مورد خودم ناامید شدم. در مورد مثال بالا هم میشه به این موارد اشاره کرد که زمانی که امام خمینی (ره) در بیمارستان بستری بودند هر شب اخبار اعلام می کرد برای شفای ایشان دعا کنید. از بین اون جمعیت یعنی یک نفر از ته دل دعا نکرد که امام (ره) زنده بمونند؟ یا طبق فرمایش معصوم علیه السلام، تحت قبه حضرت سیدالشهدا علیهم السلام دعا مورد اجابت قرار می گیره. سوالم اینه که از بعد از غیبت کبری یعنی یک دعا هم در مورد فرج حضرت مستجاب نشده که فرج ایشون رخ بده؟ و مثال هایی از این دست. خواهشمندم در صورت صلاح دید، پاسخ قانع کننده‌ای به بنده بدید. سپاس از حسن توجه شما استاد گرانقدر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع دعا موضوع مهمی است. مثلاً بزرگان دین در تفسیر آیه‌ی «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ ۖ» بگو که اگر دعای شما نبود خدا به شما چه توجه و اعتنایی داشت؛ سخن‌ها دارند. نهایت این‌که بعضی نیازها در إزای دعا تحقق می‌یابد، ولی بعضی از تقدیرات، طوری است که بنا است انجام شود و با دعا تغییر نمی‌کند ولی ثواب دعاکردن برای انسان می‌ماند. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام: استاد گرامی به خواب ها و مطالبی برخوردم و به نتایجی رسیدم که در خواست دارم اگر غلط یا ناقصد است کامل فرمایید. اینکه در خواب دیدم که هرچه با اطرافیان سخن می گویم جوابی دریافت نمی کنم و انگار هرکس مشغول کار خویش است و با عالم خود زندگی می کند، دومین خواب اینکه این حریمی که ما برای خود قایل هستیم در خانه منظورم دیوار هاست اصلا وجود خارجی ندارد پس هرچه از آداب را رعایت نمی کنیم در برابر دیده عالم وجود است و خواب سوم اینکه در خواب از مساله ای رنج می بردم اما عذاب آور تر این بود که زمان وجود نداشت و همانگونه که اینجا با گذشت زمان درد عادی می شود و گرمی به سردی می گراید اما در حقیقت بعد مرگ، نبود زمان بیشتر انسان را در عذاب مخلد می کند. در نهایت نتیجه گرفتم بعد از مرگ دفتر وجودی دارم که فقط رفتار و گفتار و عقاید خودم در آن ثبت است و هیچ سخنی از دیگران در آن نیست که من با رفتار بد دیگران و عکس العمل خود به توجیه رفتار غلط خود بپردازم
    و رعایت نکردن آداب فقهی و آداب مستحبی فقط خودم را آزار می دهد چون این عالم صغری خودم با عالم کبری پروردگار همخوانی ندارد دقیقا مانند شنا کردن بر خلاف جریان آب است
    و تمام عقاید من همان محفوظاتی است که دائم با تکرار و توجه به مفهوم در وجود پذیرفتم و با آن محفوظات خیال و تفکر خود را در زندگی جریان دادم و الان انگار خودم را می بینم و قیامت خود را که در حال ساختن آن هستم و هر آنچه بیرون من است جلوه ای از حق است که چه از نظر وجودی ضعیف باشد مانند جماد و نبات و حیوان و حتی انسان های بی دین و چه وجود قوی باشد مانند مومنین به هر حال ذره ذره رفتار و خیالات من در مورد آنها برخورد با خود خداوند است و پناه بر او می برم از خطا های خود در محضر او که یگانه است و برای همین اگر بدترین حادثه هم حادث شود قلب مرا متالم می کند ولی آشفته نمی کند. و در پایان تشکر بی انتها از شما که در بحرانی ترین شرایط زندگی من با سخنان خود نگذاشتید حوزه را رها کنم و شهادت می دهم که هر بار از شما سوالی پرسیدم حقیقتا پاسخ شما را قبل از دیدن در سایت دریافت کردم. استاد این ترم اصول عقاید را دارم و اصول فقه را و با هر دو با تمام وجود پرواز می کنم
    و زندگی شده برآیم شکار لحظه ها و لبیک به خداوندی که او را در هر پدیده ای در روبرویم می بینم. الحمد لله الذی یرزقه من حیث لا یحتسب والله، ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی قدرا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان‌طور که مکرر خدمت کاربران محترم عرض شده است بنده تعبیر خواب نمی‌دانم و پیشنهاد بنده آن است که رفقا هم خیلی خواب‌های خود را دنبال نکنند، زیرا چیزِ قابل اعتمادی نیست. ۲. اگر با تعمق و دقت، مباحث علمی خود را دنبال کنید و در تقویت بدن نیز کوتاهی ننمایید، إن‌شاءاللّه کارها به‌خوبی جلو می‌رود. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر. نظر من در مورد اینکه اگه کسی در بیمارستان فوت بشه اونو میبرن خونه اش تا از خونه اش برای دفعه آخر خداحافظی کنه بعد میبرنش خاکش میکنن اینه که کار بیهوده ای است. چون تو دستورات دینی چنین رسمی نیست، علاوه بر اون میت باید از تمامی اونچه بهش تعلق داشته خودشو رها کنه دنیا و حتا بدن دیگه نداره چه لزومی به این کار هست؟ باید زودتر به خاک سپرده بشه که سیر برزخیش شروع بشه. نظر استاد گرانقدر چیه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که گفته‌اند متوفی را چنان‌چه در خانه قبل از دفن باشد، خوب است او را در محل نمازش و رو به قبله بخوابانند؛ به جهت آن است که نظر به آن حالت معنوی که داشته است موجب می‌شود تا در این شرایط، راحت‌تر با خود باشد. ولی اگر در بیمارستان فوت کرده است و بخواهند یک لحظه در منزلش بیاورند و سپس او را به محل دفن ببرند، ظاهراً قضیه فرق می‌کند. ولی در هر حال نباید در این مورد نیز سخت‌گیری کرد. موفق باشید


  • با سلام:
    جناب استاد این بحث با دیگری و مطالب امانوئل انسان را یاد شعر معروف سعدی که بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش همه از یک گوهرند/ تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی / می اندازد و آن نکته ای که شهید مطهری بیان می کند که اصل این شعر از حدیث پیامبر است که می فرماید مومنین چنین اند یعنی در پرتو ایمان می توان درک از دیگری داشت

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. به همین جهت ما می‌توانیم با آن‌هایی که متوجه شده‌اند در دنیای جدید باید «دیگری» را نیز مدّ نظر قرار داد؛ هم‌سخن و هم‌نگاه گردیم. موفق باشید


  • سلام استاد:
    ببخشید استاد سوال دیگری داشتم که صلاح دیدم جدای از سوال قبلی بفرستم که با آن قبلی خلط نشود. وقتی انسان متوجه می شود که عالم بیرون از انسان در واقع حرکت انسان در درون خود اوست و این را به عینه در خواب می بینم که در مکانهایی حرکت می کنم که در بیداری من در آنها حرکت می کنم و من در خواب با وقایعی روبرو می شوم که همگی از درون من است، حالا سوالی که مطرح است تمام آنچه در خواب که بسیار صورت واضح دارد می بینم اینها نمایش درون ماست یا امکان اینکه شیطان در آنها تصرف کند برای ترساندن و ناراحت کردن ما هم هست؟
    مثلا در خواب شخصی به ما حمله کند و ما فرار کنیم که بارها در خواب های خود این را می بینم ولی نمی دانم آیا درگیر این صفات ناپسند هستم یا شیاطین قصد آزار مرا دارند؟ و این حالت فرار در حالت خواب نمایش چیست؟ به شدت درگیر ترک صفات ناپسند خود هستم، نمی دانم چقدر می توانم روی این خواب ها تکیه کنم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آن، صورتِ نفس امّاره است و شدت‌یافتنِ قوه‌ی واهمه. با متعادل‌کردنِ رابطه‌ی بین جسم و روح، إن‌شاءاللّه مشکل حل می‌شود. عجله نکنید، با حوصله جلو بروید. موفق باشید