×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    حرکت جوهری، برهان صدیقین

  • سلام:
    خوشحالم ازین که با کتابهای شما آشنا شدم. کتب زن و کتاب عقل و ادب شما رو در حال خواندن هستم.یه مشکلی در حال حاضر دارم. این که اول و آخر ما خداست. تمام ما خداست.
    خوب و بد پیش خداییم. هدف ما بندگی کردن در عین گذر از امتحانات دنیاست تا ثابت کنیم عاشق خدا بودن رو پذیرفتم. ولی اون ارتباط قلبی که مدنظرمه نمیتونم بگیرم. احتمالا به دلیل دل مشغولی هایی هست که به آنها عادت کرده ام. لذات و عشق های انسانی و عشق الهی را با آنها قیاس می کنم شاید فکر می کنم آنها را از دست خواهم داد. هنوز نمی توانم حس هایم را آن طور که باید در محضر خدا قرار دهم. چه کنم؟ روزه کمک می کند؟ نماز شب؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عجله نکنید. «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را در نظر داشته باشید. ۲. در مورد نماز شب، به جواب سؤال شماره‌ی ۲۳۹۰۳ نظری بیندازید. موفق باشید


  • با سلام و خسته نباشید:
    ۱. اینکه در برخی روایات گفته می شود که جسم امامان تنها سه روز در قبرشان باقی می ماند و بعد به عالم بالاتر می رود تا چه حد صحت دارد؟
    ۲. جسم خاکی حضرت عیسی الان کجاست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جسم مبارک امامان همیشه در مضجع و حرم مبارک‌شان موجود است و روح آن‌ها در عوالمِ مختلف وجود دارد و چون نظر به جسم خود دارند با زیارتگاهِ حرم آن‌ها روح آ‌نان ما را مدد می‌کند. 2- با توجه به این‌که قرآن می‌فرماید حضرت عیسی «علیه‌السلام» را خداوند به آسمان برده، همین‌که جسم از مرتبه‌ی عالَم ماده بالاتر برود، به حالت مجرد در می‌اید و دیگر لازم نیست در جای خاصی باشد. این مطلب را می‌توانید در مباحث «برهان صدیقین» که بر روی سایت هست، دنبال کنید. موفق باشید


  • با سلام و عرض تبریک اعیاد شعبانیه.
    ۱. لطفا بفرمایید در آیه سی هفت سوره آل عمران که حضرت زکریا علیه السلام با ضمیر هذا و اشاره به شیء از حضرت مریم علیها السلام با ضمیر هو و اشاره به شخص پاسخ دادند منظور ایشان چه بوده است؟ ممنونم
    ۲. لطفا در مورد اینکه این عالم نازله عوالم بالاتر خود است توضیحی بفرمایید.
    ۳. نظر شریفتان در مورد صحبتهای آقای مهدی نصیری چیست؟ ممنونم التماس دعا.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. «هذا» اشاره به آن رزق غیبی دارد و چون برای آن ارزش حیاتی قائل بودند با ضمیر «هو» به آن اشاره کردند. ۲. در این مورد خوب است به کتاب «برهان صدیقین» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. ۳. نمی‌دانم کدام یک از صحبت‌های ایشان را می‌فرمایید. در مورد مخالفت ایشان با فلسفه، بنده با ایشان همراهی ندارم. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب خدمت شما استاد طاهرزاده:
    بنده دانشجوی ارشد برق هستم. کوتاه سخن آنکه حقیر بسیار زیاد و با اشتیاق فراوان احوال عرفا را بصورت پراکنده چه در اینترنت و چه در کتب خوانده ام. و کتبی نظیر روح مجرد، در محضر لاهوتیان، سوخته، عطش، کیمیای محبت و... را مطالعه کردم و بحمدالله حظ وافر برده ام.
    حس می کنم خیلی چیزهایی که لازم بوده بدانم را دریافت کرده ام و حال وقت عمل است!
    چیزی که بسیار مرا بخود مشغول کرده آن است که ذهنم پراکنده است و دوست دارم کتبی سلسله‌وار مطالعه کنم تا در یک کلام سالک واقعی باشم. پیشنهاد شما سرور عزیز چیست؟ در میان انبوهی از کتب و آثار بزرگان کدام را مناسب می دانید؟ و با چه برنامه ای؟ ضمن اینکه دوست دارم در کنار اینها تفسیر قرآن هم بخوانم. مناسب ترین تفسیر را هم معرفی کنید. ممنون از راهنمایی‌تان. اجرکم عندالله تعالی.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست بر اساس مواجهه با امثال جنابعالی تنظیم شده است، به‌خصوص با مباحثِ «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» نظمِ فکری خاصی جهت فهم اشارات عرفا می‌یابید و إن‌شاءاللّه با قرآن مأنوس می‌شوید. در مورد سیر قرآنی، همان نحوه‌ای که بر روی سایت هست فکر می‌کنم مفید باشد. موفق باشید


  • سلام:
    در سیر مطالعاتی که در سایت قرار داده اید گفتید هفته ای یک جلسه تفسیر قرآن و شرح نهج البلاغه داشته باشید. اما در مورد مباحث دیگر مانند اصول عقاید، اخلاق، غرب شناسی و ...حرفی نزدید. مباحث دیگر را چگونه در هفته بگنجانیم؟ مثلا هر هفته یک جلسه اصول عقاید را کار کنیم وقتی تمام شد سراغ مبحث بعدی برویم؟ پیشنهاد شما چیه؟ متشکرم. التماس دعا.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با فرض آن‌که «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را کار کرده‌اید، اگر سراغ قرآن و نهج‌البلاغه بروید إن‌شاءاللّه به مرور در عقاید و اخلاق و حتی «غرب‌شناسی» به نکات خوبی می‌رسید. موفق باشید


  • سلام علیکم: وقتتون بخیر. پرسیدم استاد صمدی در یکی از سخنرانیهاشون در توضیح تنزل روح گفته اند روح در نهایت تنزلاتش می شود جسم. نظر شما چیست؟ فرمودید، بر مبنای برهان صدیقین می‌توان گفت که عالم ماده نازل شده‌ی عالم مجردات است. این که فرموده اید درسته و مشکلی در این رابطه نداشتم. سوالم راجع به نفس و بدن بود نه عالم ماده و عوالم بالاترش. اینکه به واسطه مرگ جسم و روح از هم جدا می شوند نشان دهنده این نیست که این دو حقیقت جدا از هم هستند و اگر جسم نازله روح بود در واقع نباید از هم جدا می شدند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به این جهت آن باب خدمتتان باز شد تا از این زاویه به موضوع بنگرید که بدنِ نازله از روح، همان بدنِ برزخی است نه بدنِ ابزاری. و لذا همان‌طور که متوجه شده‌اید آن بدن است که همیشه با ما است و ما با اعمال خود آن را می‌سازیم و با خود به برزخ و قیامت می‌بریم و صورت عقاید و ملکات ما می‌باشد. موفق باشید 


  • سلام علیکم: استاد صمدی در یکی از سخنرانیهاشون در توضیح تنزل روح گفته اند روح در نهایت تنزلاتش می شود جسم. نظر شما چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بر مبنای برهان صدیقین می‌توان گفت که عالم ماده نازل شده‌ی عالم مجردات است. موفق باشید


  • سلام
    آیا خدا می تواند خدایی مثل خودش خلق کند؟ خداوند آینده خودش را می داند؟ خداوند قبل از آفریدن ما چه کار می کرده؟ رابطه بین علم و خدا چیست؟ چگونه می توان توحید را در برابر مسیحیان اثبات کرد؟ خدا چگونه انسان را آفرید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خداوند عین وجود است و وجودِ همه‌ی موجودات از اوست و چیزی مثل وجود خدا یعنی چیزی در کنارِ عین هستی، و این محال است. زیرا عین هستی جایی برای عین هستیِ دیگر نمی‌گذارد چون در آن حال هیچ‌کدام عین هستی نخواهند بود و باید به سراغ عین هستی رفت. به همین جهت گفته می‌شود اراده‌ی خدا به محال تعلق نمی‌گیرد. ۲. قبل و بعد برای خدا که عین هستی است، معنا ندارد. ۳. خدا، عینِ علم است 4- توصیه می‌شود در این مورد «برهان صدیقین» و جزوات «معارف ۱ و ۲» که بر روی سایت هست مطالعه شود. موفق باشید


  • سلام و احترام محضر استاد فاضل:
    از آثار حضرتعالی کدام برای خداشناسی خوب است؟ یعنی بدون استفاده از آیات و روایات و فقط از طریق عقل یا بحث معرفتی این موضوع صورت گرفته باشد. ده نکته از معرفت نفس خوبه؟ سپاس بیکران

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان «ده نکته در معرفت نفس» ۲. «برهان صدیقین» ۳. «برهان حرکت جوهری». موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب:
    حركت و زمان ذاتي عالم ماده است پس در غير از عالم ماده، حركت و زمان را نمي شود متصور شد. چون انسان داراي اختيار آفريده شده و بايد قرب به خدا را انتخاب كند و حركت كند به سوي او پس ناچارا بايد با عالم ماده مرتبط شود كه جسم خاكي ماست. در عوالم ديگر هم چون از جنس مجردات است پس حركت و زمان معني نمي دهد و جوهر و وجود انسان ثابت است و رشدي صورت نمي گيرد اما در برزخ چون حايل بين دو عالم است رشد در آن صورت مي پذيرد اما نه به اندازه عالم مادي، و به خاطر همين است كه ما براي اموات خيرات مي دهيم چون در برزخ هستند و بر آنان تاثير دارد. حال سوال اين است وقتي در آخرت (اگر فرض بالا صحيح باشد) رشدي ديگر حاصل نمي شود پس چگونه مي شود آن كساني كه در جهنم خالد نيستند بعد از تمام شدن مدت عذابشان به بهشت وارد مي شوند، آيا اين جابه جايي تغيير به حساب نمي آيد؟
    آيا تغيير غير از حركت است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌طور که به ما فرموده‌اند: «الیوم، یوم العمل و غداً یوم الحساب». در قیامت، انسان با آن‌چه دارد روبه‌رو می‌شود و دیگر فرصت عمل و اراده برای عملی دیگر برایش نیست. می‌ماند رفع حجابی که در قیامت پیش می‌اید به جهت بعضی از اعمالی که باید با فشارهای جهنم، آن فشارها برطرف شود و انسان با حقیقت بهشت روبه‌رو گردد و این به معنایِ حرکت از قوه به فعل و اراده‌ی جدید و عملی دیگر نیست، بلکه روبه‌روشدن با همان عملی است که قبلاً انجام داده است. موفق باشید


  • با سلام:
    اگر ما قائل به حرکت جوهری در عالم ماده و تجدد امثال در سایر عوالم باشیم. بعبارت دیگر در ماسوی الله هر لحظه ماسوی الله می روند و می آیند. اگر این مقدمات درست باشد، آیا می توانیم ادعا کنیم بودن آینده گذشته و حال توهم است؟ چرا که ما امر ثابت در ماسوی الله نداریم. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی عالَم نسبت به حضرت حق و در نزد حضرت حق حاضرند و نسبت به ما، در حالِ تجلی می‌باشند. لذا آن‌چه هنوز تجلی نشده است، آینده است و آن‌چه تجلی شد و رفت، گذشته است. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    ۱. استاد جنود جهل به نظر جنابعالی وجودی هستند یا عدمی؟ به عنوان مثال آیا غضب همان عدم رحمت می باشد یا واقعا چیزی هست به نام غضب؟
    ۲. استاد وقتی شخصی غضب رحمانی می کند ظاهرا این غضب دیگر از جنود جهل نیست. آیا از جنود عقل است؟ پس چرا در جنود عقل چیزی به نام غضب رحمانی وجود ندارد؟
    ۳. استاد همانطور که فرمودید زمان از حرکت انتزاع می شود. سوالم این است که چرا زمان را بعد چهارم ماده می نامند و چرا خود حرکت را بعد چهارم ماده نمی گویند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در تقسیم‌بندیِ فلسفی خداوند منشاء غضب نیست، زیرا غضب از نظر فلسفه عدمی است. ولی در هر حال عدمِ رحمت، آثاری را در عالم ظاهر می‌کند مثل بیماری که عدمِ سلامت است. ۲. شاید عنوان «غضب رحمانی» را بتوان در راستای تبدیل نعمت قلمداد کنیم ۳. حرکت، موجب چهار بُعد ماده می‌باشد. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد جان:
    ۱. استاد عزیز ماده ثانیه فلسفی (منظورم ماده اولی بعد از تحقق و پذیرفتن صورت نوعیه می باشد) چه ارتباط منطقی با ماده فیزیکی دارد؟ آیا رابطه آنها عموم و خصوص مطلق است که ماده ثانیه فلسفی اعم مطلق از ماده فیزیکی باشد؟ در این صورت لطفا مثالی از ماده ثانیه فلسفی بفرمایید که ماده فیزیکی نباشد. یا اینکه رابطه تساوی دارند؟
    ۲. استاد عزیز فرمودید حرکت جوهری اختصاص به عالم ماده دارد. ولی در مورد نفس که مثلا از مرتبه نامیه به حسیه می رسد می گویند با حرکت جوهری است. در حالیکه نفس مجرد است. ممنون می شوم توضیح دهید. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نمی‌دانم منظورتان از ماده‌ی ثانیه‌ی فلسفی چیست؟ ۲. جناب ملاصدرا در بحث «حرکت جوهری» روشن می‌فرمایند که نفس ناطقه از آن جهت که تعلق به بدن دارد، حرکت جوهری بدن در آن نیز جاری خواهد شد. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام: حدود یکسال پیش کتاب از برهان تا عرفان را همراه با صوت مطالعه کردم و انگیزه و شور زیادی پیدا کردم. حدود دو هفته پیش نمی دانم یک مسئله ای برایم پیش اومد و دوباره کتاب را خواندم و در قاعده «کل ما بالعرض لا بد ان ینتهی الا ما بالذات» عین شوروی و عین تری را می توانم تصور کنم و عقلم هم قانع می‌شود ولی در مسئله عین وجود که ذاتاً وجود است و هیچ درجه از وجود نیست که نداشته باشد، هر کاری می کنم نمی توانم تصور صحیحی داشته باشم و عقلم هم قانع نمی شود به نظر شما مشکل کجا است و راه حلش چیست؟ با تشکر.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوعاتی که به صورت بدیهی روشن است مگر باید با فکر به‌دست آورد؟ این مثل آن است که بخواهیم از درون آب‌ها، به دنبالِ عین تری بگردیم. در حالی‌که همین آب‌ها عین تری است. مگر جز این است که عین وجود، همین وجودها است، و همه‌ی درجه‌ی وجود در همین عین وجود، وجود دارد؟ موفق باشید


  • بسمه تعالی
    با عرض سلام و ادب و احترام و تسلیت به مناسبت شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها خدمت شما استاد گرامی. ضمن تشکر از بیان زیبا و ساده و قابل فهم شما در مورد برهان صدیقین، چند سوال از محضرتان دارم:
    ۱. تعریف دقیق «عین یک چیز» چیست؟
    ۲. در اول فایل برهان صدیقین ۵ فرمودید ابر عین آب نیست برای همین تمام می شود. خوب یک لیوان آب هم در اثر تبخیر تمام می شود پس آیا آن هم عین آب نیست؟ پس عین آب چیست؟
    ۳. با توجه به اینکه اکثر اصلها و قوانین استثنا دارند، از کجا مطمئن شویم که این اصل که می گوید «کل ما بالعرض لابد ان ینتهی الی ما بالذات» در مورد هستی هم صادق است؟
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ذات یک شیئ به اعتبار خودِ آن شیئ است و نه آن‌چه در حواشی آن قرار می‌گیرد ۲. قاعده‌ی مذکور، خودش شاهد خودش است زیرا هر «مابالعرضی» به اعتبار بالعرض‌بودنش بما بالذاتی منتهی می‌شود. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرامی:
    بنده یک سایت با محتوای مطالب مذهبی دارم که هر چند وقت سئوالاتی از جانب کاربران به سایتم ارسال می شود که بنده با توجه به اینکه کارشناس نیستم به آنها پاسخی نمی دهم. به ذهنم رسید در برخی از سئوالات از شما کمک بگیرم به این شکل که کتاب یا مقاله ای از خودتان در ارتباط با آن سئوال به بنده معرفی نمایید تا به سئوال کننده معرفی کنم. ممنونم.
    آخرین سئوالی که برایم ارسال شده بدین شرح است:
    «هرگز انسان ساخته خدا نیست و قظعا موجودات فضایی انسان امروزی را درست کرده اند شما به نواقص بی پایان انسان نگاه کنید موجودی بسیار ضعیف که با یک میکروپ و ویروس به اندازه هیچ از پای درمی آید هیچ ثابتی ندارد، بشدت محتاج و نیازمند همه چیز است و یک زندگی اجباری که هیچ اختیاری در آن ندارد. نمی تواند پدر و مادر و شهر و کشور و خویشان و تحصیل و شغل و درامد و حتی اسم و نشان و قد و وزن و لباس و رنگ و.. هیچ هیچ خود را انتخاب کند. کاملا موجودی کوکی است با یک زندگی کاملا برنامه ریزی شده. این موجود ضعیف و سراسر نقص و عیب کجا ساخته خدایی قادر و متعال با آن همه تعریف و تمجید و بزرگی و دانش بی انتهایی است که در کتابهای آسمانی قرآن انجیل و تورات و غیره آمده است و یا آن خدای کتابهای آسمانی تخیلی و ساختگی است یا انسان آفرینش خدا نیست یا خدا واقعا قدرتمند و بی نقص نیست؟ نمی شود خدایی با این همه عظمت موجودی به این ذلیلی و سراسر نقص و عیب را بیافریند بعد هم آنچنان او را بشدت تهدید کند و برایش جهمنی عجیب وعده دهد. شما قرآن را بخوانید هیچ کجایش با عدل و زندگی و ضعف های انسان جور نیست. آخر یک انسانی با این همه بدبختی و نیاز بی پایان که عمر بشدت کوتاه دارد چرا باید آن عذابهای عجیب غریب را برای یک اشتباه که آن هم از روی نیاز است در نظر بگیرید یا خدا تخیلی است یا انسان ساخته پرداخته مستقیم خدا نیست و انسان محصولات مخلوقِ مخلوقِ مخلوقِ خدا است و هیچ ربطی به خدا ندارد. مثلا در قرآن بدون هیچ شرطی می گوید مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را؟ و هزاران نمونه مشابه آن در ادیان دیگر به همین مفهموم است و همه خدا را می خوانند اما از خدا و اجابت خواست انسانها خبری نیست؟ پس اگر کمی دقت کنید و خوب جهان و انسان ضعیف را نگاه کنید و آن را با تعاریف از خدا می شود مقایسه می کنید به روشنی آفتاب مشخص است که انسان ساخته و پرداخته موجوداتی فضایی است که یا برای برده کشی یا آزمایشات علمی ساخته شده است و هیچ ربطی به خدا ندارد منتظر پاسخ هستم.»

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چه فرقی می‌کند که انسان‌ها را موجودات کرات دیگر خلق کرده باشند یا در حین فعل و انفعالات مادی درست شده باشند، آن‌طور که مارکسیست‌ها می‌گویند. در هر حال همه‌ی این‌ها موجوداتی‌اند که خودشان نمی‌توانند علت خود باشند و باید موجودی که عین وجود است و علت نمی‌خواهد، منشأ همه‌ی عالم باشد. در این مورد خوب است به کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد عزیز:
    ببخشید دوباره مزاحم شدم استاد جان.
    ۱. در ادامه سوال ۲۳۴۲۶ می خواستم بپرسم منظورتان این است که تشکیک عرضی را قبول ندارید؟ زیرا در کتاب بدایه جناب علامه (رحمه الله علیه) از تشکیک عرضی نیز صحبت فرموده اند. و مثال معروف نور و منشور ظاهرا برای تشکیک عرضی بیان می شود که نور در یک مرتبه وقتی از منشور عبور کند به رنگ های مختلف تبدیل می شود. علت سوال مجددم این است که در صورتیکه مطلب را اشتباه متوجه شده ام اصلاح کنم.
    ۲. در مورد حرکت جوهری که می فرمایید مخصوص عالم ماده است آیا فقط شامل موجودات مادی حقیقی مثل جماد و نبات و حیوان می شود یا موجودات مادی اعتباری مثل درب و دیوار و میز هم شامل حرکت جوهری می شوند؟ ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تشکیکی که در رابطه به وجود مطرح است به معنای شدت و ضعف در مراتب وجود است و این نوع تشکیک، عرضی نمی‌تواند باشد. زیرا وقتی دو چیز در عرض همدیگر باشند، در یک مرتبه از وجود قرار دارند. ۲. ماده، یک مرتبه از وجود است و به اعتبار ماده‌بودنِ موجود، حرکتِ جوهری برای او در میان است. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرامی:
    استاد ما اواسط بحث حرکت جوهری هستیم، می بینم که شما مدام تذکر می دید که اگه استعداد این بحثها را ندارید فایده ای ندارد و ولش کنید! از کجا بفهمیم استعدادش را داریم یا نه؟ ممنونم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با مقداری تلاش، مطالب را درک می‌کنید آن مباحث، غذای جان شماست و جان می‌گیرید. ولی اگر به جای جان‌گرفتن، تنها در حدّ مفهوم از آن آگاه شدید و هیچ فهم متعالی برایتان پیش نیامد، عملاً با آن غذا ثقل کرده‌اید، معلوم است که غذای جان شما نبوده است. موفق باشید


  • با سلام خدمت شما استاد گرامی:
    در بحث حرکت جوهری فرمودید که وجودی که هم جنبه بالقوه داره هم جنبه بالفعل، دارای حرکت است و اگر بالقوه محض یا بالفعل محض باشه حرکت براش معنی نداره. حالا سوال من اینه که چه چیز تعیین کننده اینه که فلان موجود جنبه بالقوه اش این است و جنبه بالفعل اش آن است؟ آیا امری است بدیهی؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: استعدادها و امکانات هر موجود مادی، جنبه‌ی بالقوه‌ی آن است و عموماً با تجربه‌های مکرر می‌توان فهمید که هر موجودی چه استعدادهایی در خود نهفته دارد. مسلماً نطفه‌ی گوسفند، استعداد و قوه‌ی آدم‌شدن ندارد. موفق باشید


  • سلام استاد گرامی:
    استاد شما در پاسخ به یکی از سوال ها فرموده بودین که برای درک عدالت خداوند و مشکلات و جنگ و خون ریزی هایی که در جهان وجود دارد باید پِی به حکمت خداوند ببریم تا رازِ این مشکلات را بفهمیم. سوالم این است برای فهمیدن و درک این حکمت و عدالت خداوند شما کدام کتاب و یا صوتی را برای مطالعه و شروع پیشنهاد می کنید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در «برهان صدیقین» به‌خوبی روشن می‌شود که خداوند عین کمال است و چون حکمت، کمال است خداوند عین حکمت است. خوب است که به آن برهان رجوع فرمایید. موفق باشید.



     


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    استاد شما در پاسخ به یکی از کاربران در شبهه ای ایشان را به شرح جلسات اول و دوم شرح فصوص در کانال «ندای اندیشه» ارجاع دادید. می خواستم بپرسم استفاده از مباحث فصوص را برای همه قابل دسترسی کردید؟
    ممنون.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به نحوه‌ی ورودی که اخیراً داشته‌ایم، اگر کسی مباحث «ده نکته» و «برهان صدیقین» را به‌خوبی کار کرده باشد، می‌تواند ورود کند. البته بهتر است افراد بعد از بحث «معاد» و استماع صوت‌های آن، بحث را ادامه دهند. موفق باشید


  • سلام استاد: سوالی در زمینه حرکت جوهری داشتم. ما اگر فکر کنیم دنیا ثابت است ولی حرکت در آن جریان دارد، احتمال دارد در مسئله خداشناسی یا توحید اشتباه کنیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نه، حرکت جوهری اثبات می‌کند چون ذات عالَم ماده عین حرکت است، عین نیاز به فیض خداوند است و اگر آن فیض قطع شود، عالَم نابود می‌گردد و چون عالم، موجود است آن فیض همچنان ادامه دارد. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد ارجمند: چگونه می توان وجود خدا را اثبات کرد؟ بدون کمک گرفتن از قرآن
    لطفا جواب قانع کننده بدهید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست در این مورد به کتاب «از برهان تا عرفان» که بر روی سایت هست و با رجوع به شرح صوتی قسمت «برهان صدیقین» آن، مطلب را دنبال فرمایید. علاوه بر آن در قسمت «جزوات»، جزوه‌ی «معارف 1» نکاتی در این مورد با شما در میان خواهد گذاشت. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرامی:
    ما در ادامه سیر مطالعاتی به کتاب «از برهان تا عرفان» رسیدیم، صوت ها رو هم گوش کردیم و الان برهان صدیقین را تموم کردیم. منتها انگار دقیق جا نیافتاده که نتیجه نهایی عرفانی این برهان چیه؟! چیزی که ما فهمیدیم اینه که مثلا وقتی دریا رو می بینیم اون را حکایت کننده فلان اسم پروردگار ببینیم که البته کار سختیست! و مرحله بعد اینکه حق را به حق ببینیم نه به اسمایش که همه اینها به میزان تزکیه کردن ربط داره. بنابراین اینکه ما نمی فهمیم همچین حرفی یعنی چه و چطور ممکنه، مال تزکیه نکردنه؟ در راستای تزکیه چه کارایی باید انجام داد؟
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه از «برهان صدیقین» به عنوان یک بحث فلسفی می‌توان استفاده کرد، نظر به وجود و مراتب آن است و این‌که همه‌ی عالَم مظاهرِ وجودند و بعد از آن در عرفان است که روشن می‌شود چگونه وَجهِ اسمایی عالم را می‌توان بنگریم. موفق باشید


  • سلام علیکم: در پاسخ به سوالی فرمودید وقتی موجودی ناقص باشد، جسم دارد و چون خدا کامل است، جسم ندارد. بنابراین  لازم نمی‌اید که خداوند جسم را به موجودی داده باشد، همان‌طور که شوری نمک مربوط به مرتبه‌ی ناقص آن موجود است و لذا لازم نمی‌آید که خداوند شور باشد. آیا مثل ماست به اینکه من دستم نیستم ولی نه این است که آن در سیطره ی من نباشد خداوند شور نیست ولی او شوری را بر اثر مرتبه ی وجودیش که در علم خداست در این جایگاه خلق کرده است. مگر این نیست که همه چیز چه ناقص چه جسم و چه روح و همه چیز که اصلا بتوان به آن ماهیت بودن داد از خداست ولی در مراتب مختلف به گونه ای متفاوت شکل گرفته است شوری به جهت شور بودن کامل است ولی نه اینکه بخواهیم این مرتبه ی کامل بودن را به کامل بودن خداوند وصل کرد و خداست که شوری را خلق کرده است نسبت به هر چه خوانده بودم تا حالا گیج گیج شدم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیاز است بحث «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن را دنبال بفرمایید. «برهان صدیقین» را در کتاب «از برهان تا عرفان» که بر روی سایت هست می‌توانید در اختیار بگیرید و شرح صوتی آن نیز بر روی سایت هست. موفق باشید