×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    حرکت جوهری، برهان صدیقین

  • به نام خدا
    با عرض سلام و ادب:
    ببخشید استاد بنده معرفت النفس را تا نکته ۴ خوانده ام و سوالاتی برایم پیش آمده که حل نمی شود و به همین دلیل توفیق پیدا نمی کنم ادامه دهم:
    ۱. چگونه باید بین مسائل معرفت النفس و اخلاقی تمایز قائل شویم؟
    ۲. چگونه هستی بین شویم؟ (الان بنده هر چی می بینم همش با خودم میگم هستی اش کجاس؟ اصلا هستی اش چی هست چه جوری؟ هستی که حق بد نمیشه پس چرا الان داره بد رفتاری میکنه)
    ۳. اگر درست بگویم بالاترین صفت خدا مرید، و ما باید مثل خدا شویم و تا جایی که توفیق به ما می دهند صفات خدا را در خود ایجاد کنیم، در مورد اراده چگونه باید این کار را انجام دهیم؟(منظورم این است چگونه این صفت را در خود تقویت کنیم که مثل خدا باشد)
    ۴. به شخص خودم به شدت اراده ضعیفی دارم و بی برنامه هستم چه توصیه ای دارید برای تقویت این دو مورد؟ (چگونه باید برنامه ریزی کرد که قابل عمل کردن باشد)
    ۵. احساس می کنم در معرفت النفس دچار استدلال شده ام و به شدت فکرم درگیر هست چه کار کنم که از استدلال عبور کنم و به حضور برسم؟
    ۶. به شخص خودم خیلی فکرم درگیر هست و گاهی بعد از چند دقیق می بینم از یک فکر رسیدم به خیالات و رویا پردازی. چگونه باید بین خیال پردازی و وهم و فکر تمایز قائل شویم؟ و چه کنیم خیالمان پاک شود؟
    ۷. الان باید چه کار کنم که بتوانم توفیق پیدا کنم ادامه بدهم این راه را؟ (خواندن معرفت النفس و ان شا الله ادامه اش). التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال به ما گفته‌اند: «تو پای در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد».



    حداقل ده نکته را تا آخر بروید بعد ببینید آیا افقی در مقابل‌تان گشوده نمی‌شود تا برای یافتن سؤال‌های بعدی به بحث برهان صدیقین رجوع کنید؟



    رفع ضعفِ اراده هم در آن است که لااقل یک راه را بگیریم و تا آخر برویم. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب:
    عذرخواهی می کنم که وقت شریفتون را می گیرم. استاد بنده طلبه پایه 8 هستم. می خواستم لطف کنید و یک سیر مطالعاتی در زمینه معرفت النفس از هر استاد عزیزی که مد نظرتون هست، بفرمایید. ممنونم. التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم خوب است که ابتدا مطالعه‌ی کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «معاد» را که بر روی سایت هست، همراه با شرح صوتی آن دنبال کنید و سپس به کتاب ارزشمند «عیون مسائل نفس» از آیت اللّه حسن‌زاده رجوع فرمایید. موفق باشید.


  • با سلام:
    طبق حرکت جوهری حرکت (بالقوه بالفعل می شود) در همین جهان مادی است. یعنی حرکت ذاتی این جهان است. حال اگر این طور باشد این حرکت نه انتها دارد نه ابتدا. اگر اینطور باشد این جهان نابود شدنی نیست چرا که حرکت ذاتی آن است و این چنین حرکتی که ابتدا و انتها ندارد.
    حال سوال این جهانی که حرکت ذاتی آن است و انتها ندارد پس برای آن قیامتی نیست چرا چون انتها ندارد. سوال آیا می توان نتیجه گرفت که برای خود اینچنین عالمی قیامت نیست؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عین حرکت یعنی وجودی که در مرتبه‌ی نازله‌ی وجود است و با تجلیات ممتد از عالم بالا به عالم بالاتر سیر می‌کند لذا به قیامت خود که برگشت به مرتبه‌ی بالاتر نایل می‌شود و به خودی خود وجودی مستقل ندارد تا در عین حرکت بودن خود همچنان باقی بماند بلکه با افاضه‌ی دائمی است که این حرکت باقی است و لذا در ازای همین افاضه‌ی دائمی از قوه به فعل و از عالم ماده به عالم تجرد سیر می‌کند. موفق باشید



     


  • سلام: بنده پرسشگر سوال 22514 هستم. چطور میشه تسلسل بی نهایت ممکن الوجود ها رو رد کرد؟ یا اصلا چطور میشه ثابت کرد که ممکن الوجود حتما باید به واجب الوجود ختم بشه؟
    جزوه معارف 1 و کتاب از برهان تا عرفان رو هم خوندم ولی جواب نگرفتم. چطور میشه ثابت کرد اولین مخلوق وجود داشته که بعد بگیم خوب این اولین مخلوق رو واجب الوجود خلق کرده؟ چه معلوم است شاید مخلوقات نیز از ازل تا ابد باشند مثلا شروع عالم از منفی بی نهایت باشد و تا مثبت بی نهایت ادامه داشته باشد؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم برهان «امکان و وجوب» و «برهان صدیقین» را دقیقاً مطالعه نکرده‌اید، وگرنه جواب این سؤال‌ها در آن‌جا می‌یافتید. پیشنهادی غیر از مطالعه‌ی مجدد آن مباحث  همراه با صوت انها ندارم. موفق باشید


  • با عرض سلام و خدا قوت به مظهر حضرت محیی. به لطف خدا بنده خویشتن مجرد خویش را ادراک کرده و می توانم با آن مانوس و آرام باشم. وقتی به خودم رجوع می کنم غیر زمانی و مکانی خود را می یابم اما خواستم عدم زمانمند، مکانمند بودن مجردات را از طریق استدلال بیاموزم. بسیار سپاسگزارم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوعی است که جناب ملاصدرا در «حرکت جوهری» به‌خوبی اثبات می‌کند. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد:
    سیر مطالعاتی کتب استاد مطهری را با چه کتب دیگری می توان تکمیل کرد؟ و برای سیر مطالعاتی که در سایت هست آیا کتب اولیه مثل از برهان تا عرفان برای افراد ۱۵ و ۱۶ ساله کمی مشکل نیست یا مثلا مباحث اخلاقی شما اول مطالعه بشه و بعد سراغ آنها برویم؟ آیا اگر کتب مقام معظم رهبری که تعداد زیادی از آنها در مباحث مختلف سیاسی، اخلاقی، سیره معصومین که از انتشارات انقلاب اسلامی زیر دفتر حفظ آثار ایشان است به عنوان سیر مطالعاتی مطالعه کنیم خوب است؟ بعد از مطالعه اینها در زمینه تاریخ آثار دکتر ولایتی چطور است؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: برای افراد 15 و 16 ساله بحث «برهان صدیقین» ابداً مفید نیست. بعد از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» می‌توانید به کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» رجوع دهید. البته به شرطی که فصل فصل برای آن‌ها شرح داده شود. البته سخنان مقام معظم رهبری برای تعالیِ بینش سیاسی آن‌ها بسیار لازم است. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد بنده دانشجوی فیزیک هستم و به فلسفه علاقه مند و طالبم که هر موضوعی را که مطالعه می کنم در مواردی که مربوط به اصول فیزیک است نظر اسلام را هم بدانم. امیدوارم که شما پاسخ سوالاتم را بدهید. سوال بنده این است که آیا در عالم ماده چیز ثابتی وجود دارد؟ آیا همه چیز در عالم ماده تشکیکی است و نهایت آن چیز که تنها مربوط به عالم ماده است (شاید نمی دانم) را می توان به عنوان ثابت در نظر گرفت به عنوان مثال سرعت نور در عالم ماده (البته در خلا) به عنوان یک ثابت در نظر گرفته شده است آیا این صحیح است یا اینکه معنای این ثابت فعلی این است که توان فعلی ما در این حد است که با ثابت در نظر گرفتن آن کارمان تا آن حدی که دقیق است راه می افتد و نیازی به دقت بیشتر نیست؟ و یک خواهش دیگر استاد جان بنده می خواهم در این فرصت تابستان در مورد قوانین مربوط به عالم ماده و ارتباط آن با عالم معنا مطالعه عمیق تری داشته باشم و حقیقت را از معارف اسلامی جویا شوم تا بتوانم در علم فیزیک بهتر تفکر کنم. لطفا اگر پیشنهادی برای بنده دارید بفرمایید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از آن جهت که در حرکت جوهری جناب صدرالمتألهین اثبات می‌کند که ذات و جوهرِ عالم ماده عین حرکت است پس نمی‌توان در عالم ماده به خودی خود به دنبال ثبوت بود به آن معنا که چیزی در مسیر تبدیل قوه به فعل نباشد و اساساً معنی نمی‌دهد که بگوییم همه‌چیز در عالم ماده تشکیکی است زیرا تشکیک، از مقوله‌ی وجود است و عالم ماده یکی از مراتب آن است 2- به نظرم سیر مطالعاتی بر روی سایت بتواند نسبت به هدفی که در پیش دارید، کمک کند. موفق باشید


  • با عرض سلام: ۱. یکی از اساتید در مورد تذکره الولیا می فرمودند که روش عرفای آن مشی ائمه نیست اما به نظر بنده کنار ریاضت شرعی هم ریاضت علمی و هم فرمایشاتشان خوب است نظر حضرتعالی؟ ۲. در مدرسه آوای توحید می خواستیم «رساله الولایه» را با استاد حلوائیان بخوانیم به صورت مجازی یکی از اساتید مخالفت کردندکه بهتر است مبانی ما قوی شود علاوه بر کتب حضرتعالی مشغول خواندن نهایه ام ضمن اینکه بنده با اجازه و تشخیص دکتر کاکایی در کلاس عرفان نظری دکتریشان شرکت داشتم صلاح می دانید ورود پیدا کنم؟ یا کتاب «انسان در عرف عرفان» با تدریس استاد ضیایی؟ ۳. برخی تشکلهای مذهبی خیلی خودشان را قبول دارند هر چه روح سطحی بودن در برنامه ها را تذکر می دهیم فایده ندارد هرچه هم می گوییم از اساتید متخصص در فلسفه و عرفان استفاده کنید علی رغم هزینه رایگان حاضر نمی شوند. آیا ما مجبوریم در چنین محلهایی که واقعا آزار دهنده اند کار کنیم؟ در صورتی که می توانیم مستقلا تفکرات حضرتعالی را دنبال کنیم. همانطور که این کار را کرده ایم و موفق بوده ایم. ۴. اینکه کتابهایی که در کشف و خواب به حقیر داده می شود به سرعت باز نمی شوند ناشی از ضعف بنده است؟ ببخشید مقداری گرفتار یاس شده ام. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. زبان عرفا، زبان خاصی است و نمی‌توان گفت که روش آن‌ها جدای از ائمه می‌باشد. حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در نامه‌ای که به مرحوم احمدآقا نوشته‌اند همین توصیه را دارند که اگر ظاهر کلام آن‌ها با سخن دین متفاوت است، ولی حقیقتاً همان سخن اولیاء دین را می‌گویند. ۲. بعد از «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» می‌توانید با «رسالة الولایه» مرتبط شوید. ۳. نباید رابطه‌ی خود را با تشکل‌های دینی در دانشگاه قطع کنید، منتها همه‌ی وقت خود را نباید آن‌جا صرف کرد. موفق باشید


  • سلام علیکم: طاعات و عباداتتان قبول و عیدتان مبارک! استاد بزرگوار در مجموعه ی بسیج دانشجویی فعالیت داشتیم و چندان خوب کار نکردیم، در واقع اصلا خوب کار نکردیم چون نتایج آن دوران را الان داریم مشاهده می کنیم. تصمیم گرفتیم اعضای آن مجموعه را بار دیگر دور هم جمع کنیم و یک کار تشکیلاتی منسجم انجام دهیم.
    1. بصیرت اعضای گروه پایین هست.
    2. در شناخت رهبری و نظام و تحلیل سخنان رهبری و رفع شبهات ضعیف هستیم.
    3. دایره ارتباطی ما بسیار بالاست، با همه قشر ارتباط داریم و باید جوابگوی شبهات همه اقشار در راستای هدفی که اتخاذ کردیم (تحقق آرمان های انقلاب اسلامی) باشیم.
    4. متاسفانه در بین اعضای خانواده و دوستان و آشنایان ما، یٲس و نامیدی و ناکارآمدی نظام اسلامی و حکومت حاکم را عنوان می کنند و به فضای مجازی و دشمن بیرون بیشتر اعتماد می کنند. باید در جهت شبهات نزدیک ترین افراد به خودمان نیز تلاش کنیم.
    5. همه ی اعضایی که برای این کار با هم متحد شدند فقط در فضای مجازی می تواند با یکدیگر ارتباط بگیرند و جلسه ای به صورت حضوری ندارند.
    6. همه ی اعضا در نهایت به امید خدا وارد اجتماع خواهند شد و در بین اقشار دیگر نیز بصیرت افزایی و اطلاع رسانی خواهند کرد.
    استاد بزرگوار با توجه به شرایط بالا یک سیر مطالعاتی مناسب از خودتان یا دیگر اساتید به ما معرفی کنید و به نظر شما در کنار یک سیر مطالعاتی متناسب با شرایط بالا، کدام جلسات اخلاق (جامعه السعادات یا شرح جنود عقل و جهل و...) را دنبال کنیم؟ یا جلسات اخلاق کدام استاد را دنبال کنیم؟ پیشاپیش از پاسخگویی تان سپاسگزارم!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید مشکل ما نداشتن معارفی است که نظر به حقایق عالم دارد؛ لذا ابتدا باید متوجه‌ی حقایق شد و این‌که ما در نسبت با آن حقایق چه جایگاهی می‌توانیم داشته‌باشیم. پیشنهاد من در این رابطه مطالعه‌ی موضوعات زیر است:‌1ـ معرفت نفس. 2ـ کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی». 3ـ برهان صدیقین. 4ـ سلوک ذیل شخصیت امام خمینی. در مورد اخلاق، خوب است که به شرح دعای مکارم الاخلاق فکر کنید.


  • با سلام: سوالی از خدمتتان داشتم:
    علامه طباطبایی در نهایه برای حل مشکل بین نظریه صورت ارسطو و نظریه اتمیزم، راهکاری را ارائه کرده است که بر این شرح است:
    علامه می گوید: «به دلیل اینکه علمای طبیعی با مشاهدات دقیق دریافته اند که جسم از ذراتی بنام اتم تشکیل شده اند و در مقابل آن نظریه صورت ارسطو می گوید که جسم یک هویت یکپارچه دارد که از ماده و صورت تشکیل شده برای حل این تعارض می توانیم صورت نوعیه که فعلیت شیء به آن است و کمال اول برای جسم است را به سطح اتم تنزل دهیم و بگوییم که این اتم است که از ماده و صورت تشکیل شده است.»
    1. حال اگر صورت نوعیه را به سطح اتم تنزل دهیم، کشف منشاء اختلافِ آثارِ انواع، که هدفِ تبیینِ صورت نوعیه بوده است چه می شود؟ چون در اینصورت: صورت نوعیه یک اتم بیانگر اختلاف آثار اتم ها با یکدیگر می شود نه بیانگر اختلاف آثار انواع!
    2. حال اگر با این دقت فلسفی به این مسئله نگاه کنیم می بینیم که نظریه صورت ارسطو می تواند اختلال جدی داشته باشد.
    حال با تبعات بعدی آن در بحثهای دیگر از جمله حرکت جوهری و نفس و ... باید چه کنیم؟
    یعنی وقتی نظریه صورت ارسطو رد بشود دیگر تمام بحثهایی که بر اساس این نظریه بنا شده اند، پا در هوا خواهند شد. چون در تعریف نفس هم مثلا می گوییم: کمال اول برای جسم های طبیعی آلی! و کمال اول همان صورت نوعیه است! آیا شما این نزاع بین اتمیزم و نظریه صورت ارسطو را قبول دارید؟ و اگر دارید راه شما برای رفع این نزاع چیست؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ اگر بر اساس اصالت وجود به موضوع نگاه کنیم، وجود در هر مرتبه‌ای نحوه‌ی خاص خود را دارد چه در ماده با هویت حرکت جوهری آن و چه در غیر ماده و چه آن‌که آن ماده، اتم باشد و چه یک درخت؛ در هر صورت با توجه به نظریه‌ی حرکت جوهری ظهور ماده به صورت‌های مختلف به اندازه‌ی حرکت آن‌ها بستگی دارد. 2ـ اگر پدیده‌ی روبروی ما اتم باشد، عملا ماده‌ای است در شرایط خاص که می‌تواند مطابق آن شرایط صورت خاص خود را داشته باشد و تفاوت آن‌ها در ظهور حرکت جوهری آن‌ها است. 3ـ در مورد نفس ناطقه هم می‌گوییم جسم در شرایط خاص خود آماده است جهت تدبیر نفس و در همه‌ی حالات باز ما هیولا و صورت را می‌توانیم در تئوری‌های خود محفوظ داشته باشیم. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب:
    عذرخواهم از اینکه وقت شما را می گیرم، چند سوالی داشتم از محضرتون
    ۱. اگر بنا به تقریر جزوه اعتکاف ۹۷ و مباحث شما در آنجا باشد، درست است که در دوران حضرت امام زمانی در جهان حاکم بود که اولا امام آن را شناخت و ثانیا امام به فرا زمان خود سیر کرد و ثالثا مردم را هم بوسیله اراده الهی به فرا تاریخ خود سیر دادند؟
    ۲. آیا انقلاب اسلامی رخدادی در زمان ما می باشد؟ یا یک نوع حضور در زمان است یا خود زمان است؟
    ۳. اینکه می فرمایید ما نیاز به تذکر تاریخی داریم تا مردم متوجه حقیقت حضور انقلاب اسلامی در زمان خود بشوند و در جای دیگر می فرمایید ما باید فراتاریخ باشیم و نیز جای دیگر می فرمایید زمان ما زمان پوچی هاست، با هم منافاتی ندارند؟
    ۴. شما در چه مقام و در چه فضایی می فرمایید که ما مثل سابق به علم کلام نیاز نداریم و به زبان وجود نیاز داریم تا از دوگانگی رها شویم؟ (شما در قبال نگرانی دانجشویان از صحبت های مصطفی ملکیان فرمودید جواب فکر با فکر است، خب با علم وجود که نمی شود جواب شبهات کلامی را داد؟) با تشکر از پاسخگویی جنابعالی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: علت آن‌که مباحث برایتان ابهام دارد، به جهت آن است که مخاطب آن مطالب، رفقایی بودند که مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را کار کرده‌اند. توصیه‌ی بنده نیز همان است که به آن دو بحث و شرح صوتی آن رجوع فرمایید وگرنه همچنان این ابهامات در همه‌ی سخنان بنده برای مخاطبان پیش می‌آید. موفق باشید


  • سلام و خدا قوت:
    مدتی هست که بر اثر یک اتفاق به مرور زمان در همه چیز دچار شک تردید شدم و خدایی که با استدلال پذیرفته بودم و لذت حضور او را چشیده بودم دیگر آنگونه نیست که هر کار می کنم این نفس احساس ذلت در مقام او بکند بدتر می شود و همین طور سوالات از فکر و ذهن من سرازیر می شود و لحظه ای نفسم را راحت نمی گذارد تا با آرامش پیش برود و باعث شبهات حتی به معصوم هم گشته و آن حس لطافت ارتباط با معصوم نیز دیگر نیست و همش در ذهنم می آید که نکند هیچ حقیقتی نیست و همه چیز یکسری حالات خوش بوده و من فکر می کردم حقیقت یا واقعیت است...و.... در کل روح خسته و پژمرده شد نتایج این تحیرها که نمی توانم قدم بردارم و آرامش دل و روح را نیز از دست دادم و راحت نمی گذارد حال مرا در با خانواده بودن را می فهمم نه با دوستان بودن را و........عده ای می گویند به این شک ها بی توجه باش درست می شود اما چگونه؟ احساس می کنم سر خودم را کلاه گذاشتن است و.... ممنون می شوم راهکاری ارائه دهید که آر از چه شروع کنم درباره توحید امام شناسی تا.... و در چنگال سوالات غرق شوم یا.... لازم به ذکر است که من قبلها از معارف اطلاعاتی نداشت و در اثر اتفاقاتی پاییم به معارف دین باز شد و بسیار استفاده کردم و با جان دل آن مباحث را درک می کردم. و اما حالا اصلا نمی دانم چه کنم که آن قدر خسته کننده است که مجبورم سر خود را با فیلم یا کتاب پرت کنم اما آرام نمی شود این روح و می دانم این راه دین راه درستی است اما قلبم و نفسم دیگر نمی پذیرد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالت می‌تواند حالت خوبی باشد تا انسان‌ها مبنای عبادات خود را با استحکام بیشتری انجام دهند و آن‌چه در برزخ از طریق ملکین نکیر و منکر سراغ آن‌ها می‌آید و همه‌چیز آن‌ها را اگر با مبنا انجام نداده باشند زیر سؤال می‌برد؛ را در این دنیا از قبل برای خود اصلاح کند. پیشنهاد ما دنبال‌کردن مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» است. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرامی:
    بنده به توفیق الهی اکثر کتب شما رو مطالعه کردم و با نوع تفکر شما مانوس گشته ام
    از تاکیدات شما بر فلسفه صدرا و همچنیت توصیه های رهبر انقلاب و امام راحل بر فلسفه صدرا شیفته فلسفه صدرا گشته ام. رهبر انقلاب نیز بارها توصیفه فرموده اند که فلسفه صدرایی در مدارس تدریس شود از آنجا که بنده دبیر هستم و در جمع دوستان و شاگردان هم رای بار ها از نکات شیرین و لطاءف فلسفه صدرا که بیان فرمودید نقل کرده ام آنها نیز مجذوب این مباحث شده و به کرات از من تقاضای تدریس فلسفه صدرا نموده اند. با توجه به دور افتاده بودن و نبود اساتید فلسفه صدرایی در شهر ما از شما استاد محترم تقاضا دارم سیر مطالعاتی و یا فایل های صوتی مشخص فرمایید تا به صورت مقدماتی نیز که شده با فلسفه صدرایی آشنا گردم تا ان شاءلله به دستور مقام معظم رهبری نیز در حد توان خود جامه عمل بپوشانم. ضمنا بنده در مقطع کارشناسی الکترونیک و در مقطع ارشد الهیات خوانده ام. لطفا مفصل پاسخ دهید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید که اگر به ترتیب از «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» و بحث کتاب «معاد» کار را جلو ببرید، با روح حکمت متعالیه آشنایشان کرده‌اید و سپس کتاب «عرشیه» را با شرحی که آقای دکتر امامی‌جمعه داده‌اند به میان آورید. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز:
    بابت پاسخ به سوال ۲۱۸۶۴ کمال تشکر رو از جنابعالی دارم.
    استاد جان
    ۱_برخورد ما در مقابل اینطور نگاه های غیرمنصفانهِ امثال آقای غصنفری باید چطور باشه؟ و چطور باید این افراد رو - که غالبشون از بچه مذهبی های خیلی خوب هستند - رو متوجه مساله مهم تر نسبت به جریان آقای روحانی و... کرد!؟ که بجای تخریب های کودکانه و پرداختن به شایعات بی اساس و غلط املایی گرفتن از حرفاشون دنبال شناخت حقیقت این جریان و شناخت چگونگی برخورد این جریان توسط رهنمودهای حضرت آقا (حفظه الله) باشند؟ استاد کار به حدی رسیده که بعصی از دوستان چسبیدند به ظاهر جناب آقای روحانی! و در مقابل کار های سخیفشون توجیه اینکه ایشون دارند برخلاف انقلاب حرکت می کنند رو میارند! و تا حرفی در مقابل چنین رفتارشون میخوایم بزنیم ما رو حامی این آقا تلقی می کنند! یه راهکار جامع بدید استاد جان
    ۲. استاد عزیز برای خواندن کتاب «معرفتِ نفس و حشر» در مقدمه کتاب فرمودید که با یک استاد کتاب رو بخونیم! ما که استادی سراغ نداریم چاره کار چیه!؟ و آیا صوت حضرتعالی برای شرح این کتاب موجودِ؟ و توصیه ایی برای بهتر خواندن و عمیق درک کردن کتاب بفرمایید لطفا. الله تعالی حفظتون کنه و بهترین جزا رو بهتون عنایت کنند
    التماس دعا.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حقیقتاً این مشکل تاریخی را به خوبی متوجه شده‌اید و همه‌ی سعی بنده در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» و شرح آن برای آن است که متذکر این تنگنای تاریخی بشویم که چگونه دیگری را بفهمیم و حتی مخالف خود را همواره «خصم» حساب نکنیم. چاره‌ای نیست بالاخره ما در مسیر بلوغ انقلاب به چنین بصیرت و هوشیاری خواهیم رسید. تأسف آن است که رفقای مذهبی دیر این راه را طی کنند و بعد تأسف می‌خورند که چگونه با این افراط و تفریط‌ها بهره‌های لازمی که می‌توانستیم از انقلاب ببریم را، زدودیم 



    2- شرح صوتی کتاب «معرفت نفس و حشر» کیفیتش پایین است ولی در اختیار جناب آقای نظری هست اگر رفقا بتوانند استفاده کنند. در ضمن اگر بعد از بحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «معاد» کسی به کتاب مذکور رجوع کند مقدار زیادی از مقصد کتاب را متذکر می‌شود. موفق باشید


  • با سلام:
    آیه «ان االله یحول بین المرء و قلبه» به چه معناست؟ در معرفت نفس چگونه می توان از آن استفاده نمود؟ چگونه می توان آن را درک نمود؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در «برهان صدیقین» روشن شد که درجه‌ی وجودیِ حضرت حق شدت کامل دارد و در «معرفت نفس» روشن شد هرکه شدت وجودی بیشتر داشته باشد و به درجه‌ی تجرد بیشتر نایل باشد، حاضرتر است. بنابراین خداوند برای انسان از خودِ انسان برای انسان حاضرتر است و این یک موضوع ارزشمند توحیدی است که انسان حتی قبل از آن‌که خود را بیابد، خدا را می‌یابد. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با عرض سلام و توفیقات روز افزون:
    با توجه به بحثی که در برهان صدیقین داشتید. می شود گفت با توجه به اینکه هستی ما از هست مطلق است و هستی بر ما عارض شده است و اگر از هستی خود استفاده کنیم و بخواهیم هستیمان تمام نشود ناچارا باید به هست مطلق وصل باشیم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف بسیار درستی است. به هر اندازه که ما به حضرت حق متصل باشیم بقایِ حقیقی داریم وگرنه بقای ما وَهمی خواهد بود. موفق باشید


  • سلام علیکم: لطفا در خصوص مراتب عالم (عقل و مثال و ماده) و مراتب انسان (نبات و حیوان و روح) توضیح و یا راهنمایی بفرمایید بنده از مطالب در سایت شما خیلی استفاده می کنم دقیقا مصداق «مما رزقناهم ینفقون» است خداوند به شما خیر دنیا و آخرت را اعطاء بفرماید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر بتوانید بحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را همراه با صوت آن که بر روی سایت هست، دنبال فرمایید نه‌تنها این نوع سؤالاتتان جواب داده می‌شود بلکه طلیعه‌ای می‌شود برای تفکر بهتر و بیشتر. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام خدمت استاد: بنده با توجه به سیر مطالعاتی سایت کتابهای «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» و «ده نکته از معرفت نفس» را همراه با صوت خوانده ام و احساس می کنم مباحث آن طوری که باید جا نیفتاده است آیا توصیه می کنید کتابها را دوباره مطالعه کنم و یا با توجه به سیر مطالعاتی کتاب از برهان تا عرفان را بخوانم و مطالب برایم روشن می‌شود، و شیوه ی صحیح مطالعه کردن چگونه است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه با ادامه‌ی بحث «برهان صدیقین» و کتاب «خویشتن پنهان» و ادامه‌ی مباحث کتاب «معاد» مطالب بیشتر روشن می‌شود. موفق باشید


  • سلام:
    در هنگام مطالعه و تعمق در براهینی نظیر وجوب و امکان، به این نتیجه می رسیم که لازم است از رابطه علت و معلولی بیشتر آگاه باشیم. ما معمولاً در خصوص علل معده و خواص آن اطلاع داریم ولی در خصوص علت حقیقی و این که موجودی «وجود» خود را از علتی داشته باشد درک دقیقی نداریم. چگونه و از چه راهی می توان از این رابطه و خواص آن آگاه شد. عده ای رابطه بین نفس و ارده را مثال می زنند، چگونه می توان مطمئن بود که نوع ارتباط بین نفس و اراده (به عنوان علت و معلول) در خصوص سایر علت و معلول ها هم برقرار است؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این امر بدیهی است که اگر موجودی عین «وجود» نیست، معلول است و به عین وجود ختم می‌شود. تصور این موضوع برای تصدیق آن کافی است. بد نیست در این مورد به بحث «برهان صدیقین» رجوع کنید. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز: آیا برداشت من از انسان کامل صحیح می باشد ممنون میشم اگه راهنمایی بفرمایید. ۱. یه وجود داریم مثل نمک که خاصیت وجودی آن در مرتبه وجودیش شوری هست. ۲. یه وجود انسان کامل داریم که مرتبه عالی و اتم وجود هست که خاصیت وجودی آن، وجود ما انسان ها و زمین و کهکشان ها و برزخ و قیامت هست. درست مثل شوری برای نمک! با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و در همین رابطه است که ما معتقدیم انسانِ کامل، واسطه‌ی فیض‌اند و در مخلوقیت در مرتبه‌ی عالی و اتمّ می‌باشند. موفق باشید


  • به نام خدا. با سلام خدمت شما و با تشکر از زحمات شما: می خواستم بدانم آیا با توجه به حرکت جوهری که می گوید ماده یک وجود سیال است و حرکت است و لذا زمان نیز عارض بر حرکت می شود و با وجود اینکه زمان مانند حرکت غیر قار است آیا ممکن است کسی بگوید من الان می توانم کاری کنم که با وجود اینکه مردم الان در زمان خودشان هستند من بروم به 100 سال پیش! (در عین اینکه مردم دارند به زمان خودشان ادامه می دهد) که به آن سفر به گذشته می گویند. این موضوع قطعا غیر عقلی است و با تناقضات عجیبی همرا است ولی آیا از لحاظ فلسفی و حرکت جوهری چنین چیزی محال است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به تجرد نفس ناطقه‌ی انسانی، انسان می‌تواند ماورای زمان در گذشته و آینده حاضر شود، مشروط بر آن‌که از سلطه‌ی بدن خود و تعلق به آن، آزاد باشد. که این بیشتر کار انبیاء و اولیاء می‌باشد. موفق باشید


  • با سلام
    با توجه به پاسخ 21075 تان برایم مبهم است که مقصودتان از سوفسطایی کیست؟ در کتاب آمده که سوفسطایی قائل به موجودی ورای ذهنش نیست. خوب مگر قبول ندارد که ذهنش موجودست همان را مقدمه قرار داده به عین وجود می رسیم یا مثلا فرض کنید برهان انسان معلق که ابن سینا آورده در آن حالت که آدمی از هرچیز جز خود غافلست راهی به اثبات خدا ندارد؟ یا فرض کنید فردی مادرزاد در حالی که هیچ یک از حواس را ندارد و فلج کاملست متولد شده سالها بعد آن فرد قطعا نمی داند ورای او موجوداتی هست یا نه لکن باز خود را درک می کند و می داند وجود دارد و می توان همین درک را مقدمه برهان صدیقین قرار داد پس چرا شما در کتاب تاکید بر قبول موجودات اطراف دارید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده تفاوت نمی‌کند که انسان چه چیز را بنیاد تفکّر خود نسبت به «وجود» قرار دهد. بالاخره باید بپذیرد وجودی هست که عین وجود نسبت به این وجود مبنا و بنیاد است در حالی که سوفسطایی حاضر نیست بر هیچ وجودی تأکید کند؛ همه را خواب و خیال می‌داند. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    در ادامه پرسش 21060 مگر در عالم معنا فعلیت محض نیست؟ پس تغییر و حرکت هم نیست. بنابراین چطور آن صورت زشت تبدیل به صورت زیبا می شود؟ و اگر تبدیل نمی شود چگونه جای خود را بصورت زیبا می دهد و چه می شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به تعبیر آیت اللّه شجاعی در کتاب «معاد یا بازگشت به خدا» در قیامت، حرکت به معنای تبدیل قوه به فعل نیست، ولی رفع حجاب به این معنا که صفتی ظهور کند و صفتی پنهان شود؛ هست. موفق باشید


  • با سلام:
    حضرتعالی مقدمه اول را سوفسطایی نبودن فرد می دانید لکن به نظر می رسد مشکل سوفسطاییان معرفت شناسانه است نه هستی شناسانه بنابرین آنها در اینکه لااقل خودشان وجود دارند یا این گزاره که وجودی هست و اینگونه نیست که عدم مطلق بر سراسر عالم حاکم باشد تردیدی شاید نداشته باشند، بنابرین برهان انفسی که نمی دانم تقریری از صدیقین است یا نه برای سوفسطایی هم کاربرد دارد و آن اینست که من وجود دارم (یا وجودی هست) این وجود یا عین وجود است یا وابسته به او من عین وجود نیستم پس عین وجودی موجودست حتی اگر فرد سوفسطایی ادعا کند که خود عین وجود یا خدا است باز به مقصود خود که می خواستیم اثبات کنم عین وجودی هست رسیدم منتها او در مصداق اشتباه کرده که باید با متذکر شدن نقصهایش عین وجود نبودنش را ثابت نمود بنابراین حتی در این مورد خاص هم اختلاف کبروی نخواهد بود و صغروی است پس به نظر می رسد این برهان برای همه حتی شکاک ترین افراد هم تام است و نیازی نیست در مقدمه برهان صدیقین سوفسطایی نبودن ذکر شود کما اینکه در تقریر علامه نیز ذکر نشده و حتی سفسطه را نیز با تقریرشان دفع می کنند و هذه هى الواقعیةُ الّتى ندفعُ بها السفسطةُ یا باید پذیرفت که هیچ نیست یا اگر پذیرفتیم که اندک موجودی فارغ از ماهیت اش وجود دارد گریزی از پذیرش عین وجود نداریم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید همین اندازه که شما با برهانِ انفسی موضوع «بودن» را مدّ نظر قرار دهید، عملاً باب «کافی است که سوفسطایی نباشیم» به میان آورده‌ایم. فکر می‌کنم در تقریر علامه از برهان صدیقین در اصول فلسفه، علامه با همین جمله، برهان صدیقین را شروع کرده‌اند که کافی است سوفسطایی نباشیم. موفق باشید


  • سلام استاد وقتتون بخیر:
    ببخشید من چنتا سوال داشتم در خصوص کتاب آشتی با خدا که به صورت مختصر سعی می کنم بنویسم:
    1. اینکه جایگاه فکر در خداشناسی کجاست (فکر فقط پله ی اول است برای پذیرفتن خدا و بعد ارتباط با خدا و گذر از فکر یا نیاز به فکر در ابتدای کار هم نیست)؟
    2. فرمودین که من انسان محدودیت ندارد خب این من تا کجا محدودیت ندارد و تا کجا می تواند سیر کند؟ آیا در عالم برزخ و بهشت هم انسان سیر و حرکت دارد اگر دارد تا کجا و این حد داشتن محدودیت نیس؟ آیا انسان می تواند هنوز هم به مقام پیامبری برسد که اگر خیر آیا این محدودیت نیست؟ 3. فرمودین که مخلوقات جلوه ی تنزل یافته ی خداوندند اما خب برای اشیا چیستی تعریف می شود و برای انسان فقط هستی مگر هر دو از یک جنس نیستند پس چرا انسان چیستی ندارد و آن شی دارد؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین‌طور است که می‌فرمایید 2- ذیل ولایت الهی قرارگرفتن، محدود نیست و تا آخر می‌توان جلو رفت. آری! نبوت و امامت که دو مأموریت خاص‌ برای بشریت‌اند، چیزی نیست که هرکس بتواند به‌دست آورد و اساساً به‌دست‌آوردنی نیست 3- هرموجودی غیر از خدا، از آن جهت که عین هستی نیست، چیستی دارد و در نسبت با حضرت حق، وجودشان نازله است که آن را می‌توانید در بحث «برهان صدیقین» پس از مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» دنبال فرمایید. موفق باشید