×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    نقشه‌های دشمن، بصیرت

  • سلام خدمت استاد عزیز: سوال من در مورد صحبت های چند روز قبل آیت الله علم الهدی است
    ۱. می‌خواستم ابتدا نظر در مورد صحت و دقت صحبت های مطرح شده بیان نمایید.
    ۲. اگر صحیح است اینکه تاکید می‌شود زن و شوهر به اسم کوچک یکدیگر را صدا نزنن بیشتر از باب نگه داشتن حرمت زن و شوهری است یا از باب حیا؟
    ۳. با فرض صحیح بودن مطلب بیان شده از جانب ایشان، این مطلب یه دستور واجب نیست، به نظر شما آیا با توجه به هجمه های ناجوانمردانه رسانه های غربی و غرب گرای داخلی علیه دیدگاه های اسلام در مورد زن و خانواده از یک سو و معرفی کردن آیت الله علم الهدی به عنوان یک شخص تندرو توسط همین رسانه ها از سوی دیگر و استفاده از همین دستاویز ها برای فریب مردم در یزنگاه های مختلف مثلا تخریب وجهه آیت الله رئیسی در موارد مختلف آیا مطرح کردن چنین ‌موضوعاتی به صلاح است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید باید با نگاه حکیمانه سخنان خود را ارزیابی کرد تا در چنین موارد جزیی بهانه به دست کسانی‌که سعی ندارند این سخنان را حمل بر صحت کنند؛ ندهیم وگرنه به عنوان یک توصیه ممکن است قابل توجه باشد. موفق باشید


  • سلام به استاد گرامی: حتماً در جریان هستید که عده‌ای در شهر اصفهان در روز ۲۲ بهمن شعار توهین آمیز بر علیه رئیس جمهور دادند. با این‌که بنده به شدت نسبت به اعمال و افکار آقای روحانی ناراحت هستم ولی فکر می‌ کنم این کار خوبی نبود. ولی بعضی از دوستانی که طرفداری از انقلاب و رهبری می کنند به صورتی آن کار را یا تأیید می کنند و یا رد نمی کنند. نظر جنابعالی در این مورد چیست؟



    باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی ما دیدیم و شنیدیم که اخیراً رهبر معظم انقلاب در آبان‌ماه انتقاد را غیر از هتک حرمت دانستند و افزودند: «هتک حرمت در میان مردم حرام است و نسبت به مسئولان بیشتر، بخصوص در میان مسئولان بالای کشور.»  و در آن صحنه این افراد مستقیماً خواسته یا ناخواسته مقابله‌ی مستقیم با رهبر انقلاب کرده‌اند و کار تا آن‌جا ظالمانه است که دشمنان انقلاب از یک طرف خوشحال شدند که چگونه سخنان رهبر انقلاب حتی در بین طرفداران‌شان نافذ نیست و به خوبی با نفوذ در جمع مدعیان طرفدار رهبری می‌توان برنامه‌ای علیه رهبری شکل داد. و از طرف دیگر بسیاری از مردم ایران نسبت به جبهه‌ای که این افراد، خود را به آن جبهه منتسب می‌کنند، بدبین می‌شوند و اگر باز دوباره ما در انتخاب آینده شکست خوردیم، ریشه‌اش را باید در چنین تندروی‌های سیاهی دانست که به اسم نیروهای انقلاب، بهانه‌ای این‌چنین خطرناک به دست رسانه‌های بیگانه می‌دهند. حقیقتاً هرچه تا حال ضربه خورده‌ایم، از دشمنان بیرونی نبوده، از ظلمی است که این افراد نادان بر سر ما می‌آورند. حرکات این‌ها را مقایسه کنید با سعه‌ی صدر رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی» که موجب دلگرمی و امیدواریِ بسیاری از مردم حتی مردم عادی شده است. آیا مردم نباید نگران باشند که آینده انقلاب ممکن است به دست این افراد بیفتد؟!! باز به یاد سخن سردار جان‌ها افتادم که فرمود: «رهبر انقلاب مظلوم است». آری! بین کسانی مظلوم است که مدعی طرفداری از آن مرد الهی هستند و باز مظلوم است نزد کسانی که این کار را در راستای دفاع از سخن مقام معظم رهبری تقبیح می‌کردند و نکردند. مگر رهبر معظم انقلاب نفرمودند: «باید حرمت رؤسای سه قوه و مسئولان کشور که در عرصه خدمت رسانی به مردم هستند، حفظ شود.» یا این افراد، کاری به آنچه رهبر معظم فرموده‌اند ندارند و اساساً سخن ایشان را دنبال نمی‌کنند و نسبت به سخن رهبر انقلاب جاهلند، که چرا خود را به ایشان نسبت می‌دهند. و اگر می‌دانستند رهبر انقلاب چنین امری فرموده‌اند، باید پرسید پس چرا امر ایشان را زیر پا گذاشتند؟ آیا شایسته نیست که قلب انسان نسبت به کار این افراد جریحه‌دار شود؟! از آن جهت که این کار، مقابله‌ی مستقیم با اصل و مبنای نظام است؟ موفق باشید   


  • بسم الله قاصم الجبارین. دیو چو بیرون رود فرشته در آید. با عرض سلام و تبریک پایان دولت منحوس ترامپ لعنت الله علیه خدمت استاد عرض می‌شود نظر حضرتتان در مورد این سیاهه را خواستارم پس از ماه ها خوف و رجا امشب پس از مراسم تحلیف آرامش یافتم باور کنید من یکی که تا لحظه تحلیف خوف آن داشتم که با طرق قانونی یا کودتا مانع رسیدن بایدن به حقش شود اما ظاهرا بنای دمکراسی در آمریکا آنچنان مستحکم است که از طوفان حوادث سترگی همچون ترامپ ذره ای خم به ابرو نمی آورد مقایسه شود با ۸۸. باری یک لبه گازانبر به توفیق حق کند و بگو کنده شد اما امان از گازانبران داخلی استاد با آنها چه کنیم؟ آخر زمان نشناسی. الان چه موقع سوال از وزیر است 6 7 ماه مجلس را با آن آرای اندک به دست گرفتی معلوم نیست درین مدت چه گلی به سر کشور زدید الان به فکر سوال افتادید؟ حال که ملت پس از سالها صبر بر جور آن ملعون در شرف دستیابی به حقوق خویش است این سنگ اندازی ها و آن مصوبات کذایی برای چیست؟ آیا اینها مقدمه مایوس کردن ملت و کسب قدرت با مشارکت نازل مردم در انتخابات است؟ مجلس اگر مجلس بود باید سوال را از ظریف این قرار می‌داد که چگونه ازین فرصت پیش آمده می‌خواهد استفاده کند و این ظرفیت را بالفعل نماید استاد از خارج آسوده خاطر شدیم اما چّه‌کنیم با خوارج داخل. امید که این انتخاب مبارک زمینه رفع کدورتهای دو کشور و دفع آمریکا ستیزی شود و به یاری حق در نهایت شاهد اتحاد ایران و ایالات متحده باشیم تا شاهد جهانی عاری از خشونت و سرشار از مهر باشیم به امید آن روز.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور جهانی ما با نور توحید و مقابله‌ی هرچه بیشتر با استکبار ممکن است. بحمدلله آینده‌ی ما آینده‌ی عبور از استکباری است که به خود اجازه می‌دهد خود را قیّم جهان بداند و وزیر امور خارجه‌ی آقای بایدن بگوید ما از به قتل‌رساندن شهید حاج قاسم سلیمانی پشیمان نیستیم! موفق باشید


  • سلام علیکم: ایام شهادت صدیقه کبری (س) را تسلیت عرض می‌کنم. استاد عزیز، خداوند توفیق داد که مطالب حضرتعالی در کتاب «عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی در این تاریخ» را بخوانم و ویژه بر روی دو فصل پایانی آن که مربوط به جایگاه تاریخی انقلاب و عبور از تفکراتی که حجاب انقلاب اند و سعه صدر لازم که باید داشت، تمرکز ویژه کنم. جمله بسیار بسیار حکیمانه ای فرمودید که دغدغه تمام چهل و یک سال زعامت حضرت امام و رهبر عظیم الشان مان بوده است اینکه در عین تفاوتِ نگاه نسبت به انقلاب، ولی همه در میدان انقلاب همدیگر را بنگرنیم. و گلایه فرمودید از نیروهای گفتمان ساز انقلاب و جبهه فرهنگی انقلاب که چرا سعه صدر لازم را ندارد و افرادی که رویهم رفته انقلاب را قبول دارند ولی با قرائت دیگر و دچار لغزش می‌شوند را طرد و بیرون از اردوگاه انقلاب می‌دانند و باید مانند برادر سالکی به آنها نگاه کرد که پایشان لغزیده است. سخن حضرتعالی بجا و حق است اما استاد عزیز، وقتی کسی نمی‌خواهد خود را ذیل میدان انقلاب ببیند و اساسا ماوای حیاتش ماوای دیگری است و بنا دارد ما را ذیل یک تاریخ دیگر حاضر کند، چه باید کرد؟ وقتی خطا یک‌بار دو بار اصلا سه بار تکرار شد، عیب ندارد می‌گوییم خطاست ولی وقتی خطا و لغزش تکرار و توالی پیدا کرد، دیگر خطا نیست بلکه خط است. بله درد بزرگی است که برخی افراد دلسوز و یا فاقد بصیرت تاریخی و بی صبر در تحقق آرمانهای نهضت، در نقد و پاسخ به مطالب یکسری افراد چنان مطلب می‌نویسند و می‌گویند که از سر تا پای آن نفرت و بغض و کینه سرشار است و توجه به عقل و ادب لازم جهت تداوم خط انقلاب را در این تاریخ ندارند چنانچه یک فردی بشدت به مرحوم هاشمی در این روزها اهانت کرده و ویدئو آن پخش شده و کاربر عزیزی هم از آن در همین پرسش و پاسخ ها گلایه کردند. اما نکته ای را هم این حقیر می‌خواهم عوض کنم؛ی قینا و مسلما باید که با سعه صدری متعالی و به سان حضرت امام در مسیر حرکت در جهت تمدنی که آوینی عزیز آن‌را مقدمه دولت پایدار حق و عصر توبه تاریخی و بین الطلوعین حیات انسانها می‌داند، حرکت کرد و بجای حذف افراد باید از تفکر و گفتمان عبور کرد و متاسفانه ما گاها با ظاهر بینی از بینش متعالی و قدسی و توام با رحمت و گشودگی غافلیم اما چه می‌شود کرد با آنان که گویی اصلا علاقه ندارند خود را در میدان انقلاب ببیند و خود را در ذیل روح تاریخی که با شروع حرکت حضرت امام به صحنه آمد، ببینند. واقعا می‌شود یک دختر بد پوشش یا سست در مبانی دینی_البته به چشم ظاهر بین من_ را که فطرتی انقلابی و ناب دارد در دایره انقلاب دید ولی هر چه می‌کنیم نمی‌توان امثال فائزه هاشمی ها و تاجزاده ها و زیباکلام ها را در ذیل انقلاب دید. والله وقتی مصاحبه اخیر فائزه هاشمی با یک خبرگزاری را دیدم که آرزو می‌کرد ای کاش ترامپ صاحب رای می‌شد تا فشارها بر جمهوری اسلامی بیشتر شود یا گفت به نظرم انقلابیگری خوب نیست چون ناشی از احساس و هیجان است بلکه ما نیازمند عقلانیت جهت حرکت بسمت توسعه پایدار هستیم، دلم برایش سوخت. خدا شاهد است بغض و کینه ای به دلم نیامد بلکه فقط دلم برای او سوخت که چه میزان در بی تاریخی قرار دارد و فکر می‌کند ما حرکتمان باید در راستای قرار گرفتن ذیل تمدن غربی و به اصطلاح ساخت یک مدرنیته اسلامی باشد و با حضور در فرهنگ توسعه، عزت و تعالی ما و ملت رقم می‌خورد. وقتی برادر ایشان خواستند به نحوی عذر خواهی و پوشاندن سخنان ایشان را انجام دهم گفتم چرا اینکار را می‌کنید وقتی ایشان حرف باطنی شما را زده لیکن شما هنوز نتوانسته آید آن‌را بگویید که البته آقای زیباکلام هم در حمایت از آن سخنان خانم هاشمی مطالبی نوشتند و تایید کردند. واقعا از سر دلسوزی و اینکه ناراحتم می‌گویم چرا اینان این میزان علاقه دارند خود را از انقلاب دور کنند و آیا براستی ما هر قدر سعه صدر داشته باشیم می‌توان اینها را که نقش خود را بعنوان کارگزاران بومی تجدد غربی انتخاب کرده اند، در ذیل تاریخ و عصر انقلاب اسلامی دید؟ آری بحق انقلاب اسلامی میدان گشوده اسماء الحسنی الهی و تجلی عهد قدسی در دل این دوران آست که بسان یک اتوبان و جاده بزرگی می ماند که لاین ها و خط های زیادی درون آنند؛ درست است که چندین لاین و خط داریم ولی همه در بستر همان جاده واحد و اصلی حاضرند و مفاهمه دارند و همدیگر را می‌توانند در بستر تعهد به آن راه واحد در عین اینکه هر کدام به جنبه و نوری از انوار انقلاب نظر دارند، بفهمند. چقدر در کتاب «گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب» مثال خوبی برای این مورد زدید و فرمودید شما تفسیر مجمع البیان و المیزان و تسنیم را کنار هم قرار دهید و یک آیه مورد نظر را در سه تفسیر بررسی کنید؛ می بیند در عین ذات واحد تفسیر و فحوای آیه، هر سه مفسر عزیز جنبه و نوری از آیه را بررسی کرده اند مثلا در تسنیم وجه عرفانی آن یا المیزان وجه اجتماعی و تمدنی آن یا مجمع البیان وجه اخلاقی و روایی آن آیه که هر سه هم قابل توجه و دقیق و ظریف است چون اساسا قرآن و اسلام یک حقیقت اشراقی و نورانی است که ابعاد و انوار مختلف دارد. این انقلاب هم یک حقیقت اشراقی و برخاسته از متن اسلام ناب محمدی (ص) است که میدان و جاده گشوده این تاریخ است ولی حقیقتا اگر کسی ماوای دیگری برای حیات خود در این تاریخ گشود باید گفتمان خود را تقلیل داده یا او را هم در ذیل عصر انقلاب دید. وقتی آقای تاجزاده صراحتا می‌گوید که ما باوری به ولایت فقیه و حکومت دینی نداریم و باید به سمت حذف نهاد ولایت فقیه رفت و سعی می‌کند با عقده گشایی علیه رهبر انقلاب خود را آرام کند، دلم برای او می‌سوزد و ناراحت از تباهی حیات یک انسان به شان انسانیت او هستم اما چه کنم او اساسا میلی به حضور ذیل تاریخ انقلاب و اسلام تمدن ساز را ندارد. به یاد دارم در بحبوحه مذاکرات برجام آقای عراقچی به دیدار مراجع و فضلای حوزه قم رفته بود و به دیدار مرحوم آیت الله مصباح یزدی هم رفتند تا نظر مثبت ایشان را هم به نحوی جلب کنند که آیت الله مصباح به ایشان جواب دادند بحث ما و دولت، سر چند سانتریفیوژ نیست بلکه بر سر مبانی تحلیلی و اسلوب اندیشه و منظومه فکری دولت است. استاد بزرگوار، من هم بشدت ناراحت می‌شوم که گاهی روحیه قشری گری در بین نیروهای دلسوز به انقلاب -البته خارج از دعواهای باطل اصولگرایی و اصلاح طلبی و اعتدالگرایی که از اساس و ریشه باطل است و مقیاس غلطی است و به فرمایش رهبر حکیم مان اگر مقیاسی باشد آن هم بین انقلابی و غیر انقلابی است- پیش می آید و آنها به روحیه ای می‌رسند که عقل و ادب انقلابی در مطالب شان گم شده و به جایی می‌رسند که هر گونه رفتار و سخن و اندیشه و طریقت فکری که مانند آنها نباشد را طرد که چه عرض کنم حتی تا مرز شدید اللحن ترین مطالب پیش می‌روند و به روحیه خود مرکز بینی می‌رسند، گله شدید و عمیق دارم ولی استاد چه کنیم با آنان که حتی با ظاهر اسلامی و از قرآن و ارزشها و دین گفتن گاهی بنا دارند ما را از عالم اسلامی بیرون ببرند و برون رفت از عالم انقلاب را رقم بزنند و علقه ای هم به حضور در ماوای این نهضت و ستون خیمه اش ندارند و خود هم نقشی که ایفا می‌کنند در تراز گام دوم و آینده ما نیست. می‌توان امثال طیب حاج رضایی و مجید قربانخانی ها را در ذیل انقلاب دید ولی اینان که نظام فکری شان و سنگ بنای آن، بر محور و تفکر و فرهنگ دیگری است و حتی حجاب به ظهور آمدن ذات انقلاب می‌شوند و خطاهایشان نه یک بار و دو بارست که بسان یک برادر سلوکی بتوان آنان را در این مسیر حفظ کرد، و حتی الگوها و گفتمان های دیگری را اجرا می‌کنند و به دنبال ایجاد یک نظام نئولیبرال در داخل هستند، هر گونه که نگاه می‌شود نمی‌توان در میدان انقلاب دید و آنها هم علاقه ای به این امر ندارند و هنوز که هنوزه یا نمی‌خواهند یا نمی‌توانند متوجه جایگاه و حضور تاریخی ما شوند و چه بسا موجب باز شدن روزنه های حضور تفکر و فرهنگ مدرنیته و غیر انقلابی شود و خود به تضعیف روح و شالوده ما بینجامد. ان شاء الله در پیمودن این مسیر به سعه صدری متعالی برسیم و شاهد میدان گشوده ای باشیم بی نفی مبانی و فراهم کردن مسیری خارج از روح انقلابی و تسهیل مسیر کارگزار بودن برای تجدد غربی.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه احساس نزدیکی به جنابعالی دارم. آری! باید بین آن‌هایی که از حقیقت انقلاب و راه گشوده‌ی خداوند به سوی حقیقت غافلند، با آن‌هایی که حجاب حقیقتِ انقلاب‌اند، تفکیک کرد و در عین حال با گفتمان‌هایی که حکایت از تفکر نسبت به جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی دارد، جایگاه امثال آقایان تاج‌زاده‌ها و زیباکلام‌ها و خانم فائزه‌ هاشمی‌ها را مشخص کرد، وگرنه آن‌ها مخالفت‌های ما را به دعوای جناحی تبدیل می‌کنند و حقیقت قضیه گم می‌شود. راهی که اولیای الهی پیشه کردند آن بود که توانستند بین جریان اموی و سیره‌ی علوی تفکیک کنند بدون آن‌که دعوای نعمتی و زرگری راه بیندازند. نه! نه! هرگز این افراد ذیل انقلاب قرار نمی‌گیرند، ولی توان عبور از این جریان را به سیره‌ی رهبر معظم انقلاب بحمدلله ما در خود داریم و بنده روش حاج قاسم را این‌گونه دیدم که «گر شوم مشغول اشکال و جواب/ تشنگان را کی توانم داد آب».



    وای اگر برای نزدیکی به آن‌ها، گفتمان خود را تقلیل دهیم. زیرا این به معنای بازی‌کردن در میدان کسانی است که تماماً حجاب حقیقت انقلاب هستند، ولی مشکل ما همچنان که گفتید روحیه‌ی قشری‌گری است و بازی‌کردن در میدان تخاصم با این جریان، که موجب می‌شود مردم به جهت این روحیه از خیر ما هم بگذرند و متوجه نشوند که جریان مقابل بنا دارد تحت تأثیر مدرنیزاسیون ما را از عالَم اسلامی‌مان خارج کند.



    به هر صورت در شرایط تاریخیِ بسیار حساسی قرار گرفته‌ایم. همه‌ی تلاش بنده آن است که با رهنمودهایی که خداوند در سوره‌ی فتح در مقابل ما قرار داده، بین مجاهدین راستین و مخلّفون، تفکیک کنیم. به عنوان دست‌گرمی پیشنهاد می‌کنم متن نوشتاریِ جلسات هشتم و نهم که روی سایت هست را دنبال بفرمایید و از ادامه‌ی آن که إن‌شاءالله به مرور عرضه می‌شود، خسته نشوید تا ملاحظه کنید قرآن چگونه به ما کمک می‌کند تا به نور قرآن در این برهه‌ی تاریخی از چنین خطر بزرگی عبور کنیم. موفق باشید     


  • سلام استاد عزیز: منظور از جنگ نرمی که اخیرا رهبر معظم انقلاب در سالگرد شهید سلیمانی مطرح فرمودند چیست و شما نیز و همچنین همفکران شما به آن اشاره ای داشتید. آیا منظورشان این بود که با جریان غربگرا نرمش نشان داده تا مثلا تحریمها رفع شود؟



    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است و در این رابطه یادداشت‌هایی شده است که بناست در جمع رفقا مورد بحث و بررسی قرار بگیرد. در این رابطه صرفاً آن یادداشت‌ها را خدمتتان ارسال می‌کنم ولی به نظر بنده نیاز به شرح و بسط دارد. موفق باشید



    نهضت نرم‌افزاری



    نسبت «حقیقت» و «قدرت» و یا «خشونت» و «ذلّت»



    باسمه تعالی



    نکات مربوط به بیانات رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله» در سالگرد شهادت شهید حاج قاسم سلیمانی در موضوع «غلبه‌ی نرم‌افزاری بر هیمنه‌ی پوچ استکبار» عبارتند از:



    الف- این تشییع میلیونی ژنرال‌های جنگ نرمِ استکبار را متحیّر کرد که این چه حرکت عظیمی است که آن‌ها را شکست داد.



    ب – سیلی سخت به آمریکا، غلبه‌ی نرم‌افزاری بر هیمنه‌ی پوچ استکبار است.



    ج- مهم‌ترین سیلی به آمریکا همین حرکت مردمی عظیمی بود که انجام گرفت.



    د- برادرها یک سیلی‌ای زدند، لکن سیلی سخت‌تر عبارت است از غلبه‌ی نرم‌افزاری بر هیمنه‌ی پوچ استکبار. این سیلیِ سخت به آمریکا است که باید زده بشود. بایستی جوانان انقلابی ما و نخبگان مؤمن با همّت، هیمنه‌ی استکباری را بشکنند.



    با توجه به نکات فوق می توان گفت:



    1- اگر متوجه‌ی حرکت نرم‌افزاری نباشیم، نمی‌فهمیم چرا در جنگ با صدام، شهادت را امری اساسی برای حضور در جهانی می‌دانیم که جهان «انقلاب اسلامی» است. یعنی اگر جایگاه حرکت نرم‌افزاری را نفهمیم، از عصری که در آن قرار گرفته‌ایم، آگاهی کاملی به‌دست نمی‌آوریم و ناخودآگاه در جهان خشونت و یا قدرت، جدای از حقیقت قرار می‌گیریم.



    2- جنگیدن برای نجنگیدن، غیر از جنگیدن برای جنگیدن است و غیر از جستجوی معنای خود در جنگیدن است که در بستر شهادت‌طلبی شکل می‌گیرد.



    3- ژنرال‌های جنگ نرم به دنبال چه هستند و ما در جنگ نرم به دنبال چه چیزی باید باشیم که در عین آن‌که جنگ است، ولی حضوری نرم دارد و به جای خشونتِ صِرف در مقابل خشونت صرف، تقابلی دیگر را جهت غلبه می‌خواهیم دنبال کنیم؟



    4- غرب‌زدگی، عین خشونت و داعشی‌گری است، و حاج قاسم نه‌تنها غربِ خشونت نیست بلکه انسانی است که از غربی که عین تصرف است فاصله دارد. چون حاج قاسم خشونت در مقابل خشونت نبود، انسان‌ها حقیقت خود را در او احساس کردند.



    5- در حرکت غلبه‌ی نرم‌افزاری بر هیمنه‌ی استکبار، بحث، بحث انتقام است و نه مصالحه، ولی راهی که باید در آن راه، آن انتقام انجام گیرد، کدام راه است؟ مسلّم آن راه، راهی نیست که اراده‌ی معطوف به قدرت بتواند آن را درک کند.



    6- هرگز هیچ مصالحه‌ای بین ما و قاتلان ما صورت نخواهد گرفت، ولی چه چیزی در حرکت مردمی، در شهادت حاج قاسم سلیمانی صورت گرفت که رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله» آن را مهم‌ترین سیلی به آمریکا دانستند و سیلی سخت‌تر که غلبه‌ی نرم‌افزاری بر هیمنه‌ی پوچ استکبار است و باید زده شود؛ چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟



    7- آیا می‌توان قرآن و روایات و متون متفکران را در راستای حضور نرم‌افزاری همراه با انتقام خوانده شود، ولی نه آن‌طور که از آن‌ها خشونت به ظهور آید؟  



    8- انتقام آری! ولی خشونت نه. مثل اشعاری که در جای خود انتقام است و شمشیر تیزی هستندکه بدون خونریزی دشمن را می‌کُشد.



    9- دفاع از حقیقت، با خودِ حقیقت ممکن است و نه با خشونت. ما در کجا باید باشیم که بتوانیم استکبار را بی‌معنا و بی‌هویت کنیم؟ بستر حضور تاریخیِ حاج قاسم راهی شد جهت این امر، امری که در ذات انقلاب اسلامی نهفته است و همان ذات بود که مردم فهمیدند با آن حضور میلیونی کنشی مناسب مقابله با استکبار را به میان آوردند و رهبر معظم انقلاب در موضوع غلبه‌ی نرم‌افزاری بر هیمنه‌ی استکبار، متذکر این امر می‌شوند. 



    10- آقای دکتر قاسم پورحسن می‌فرمایند: فارابی معتقد است سعادت حقیقی در بیرون از قدرت شکل می‌گیرد. معنای حقیقی قدرت باید وجودی باشد.



    11- آیا با تفکر به هویت حرکت نرم‌افزاری می‌توان در اکنونِ تاریخی خود بهتر حاضر شد، آن هم با رویکرد سیلی سخت به آمریکا در بستر انتقام از آمریکا جهت به شهادت‌رساندن حاج قاسم؟ انتقامی در بستر حقیقت و قدرت و نه در بستر خشونت و ذلّت.



    12- در نسبت بین حقیقت و قدرت می‌توان به کربلا فکر کرد و شب عاشورا، که از یک طرف حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» فرمودند: همه فردا شهید خواهید شد. زیرا خود را در بستر حقیقتی یافتند که شهادت آن را معنا می‌کرد و از طرف دیگر فردا با تمام نیرو جنگیدند و نشان دادند دارای قدرت روحی بزرگی هستند که ترس در آن راه ندارد. راستی! بین شهادتِ حتمیِ حضرت ابالفضل«علیه‌السلام» که از قبل می‌دانستند و آن‌همه دلاوری و قدرت‌نمایی، پیچیده‌ترین رازی نیست که می‌تواند مرز بین قدرت و خشونت را از هم جدا کند تا معلوم شود چگونه خشونت با ترس همراه است ولی قدرت، با پشتوانه‌ی حقیقت، شجاعت‌آفرین است؟



    13- ما در دعای شریف «ندبه» از عهدِ حضوری که حقیقت باید به صحنه آید، یک لحظه غفلت نمی‌کنیم و لذا قصه‌ی دعای «ندبه»، پایداری بر حقیقت است و نه ندبه‌ای که حکایت از ذلّت و ترس باشد.



    14- انتقام سخت که انتقامی است پایدار و موجودیتِ دشمن را نشانه می‌گیرد، حتماً انتقامی است که در بستر حرکتی نرم محقق می‌شود تا هویت تاریخی دشمن استکباری بی‌معنا گردد. مانند حرکت حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» به‌خصوص آن‌جایی که حضرت وصیت فرمودند مرا شبانه غسل دهید و کفن و دفن کنید. تا جریان مقابل هیچ کاری نتواند بکند، مگر آن‌که ناظر آب‌شدن و تبخیرِ به مرورِ خود در تاریخ باشد. «امّ ابیها» بودنِ حضرت زهرای مرضیه «سلام‌الله‌علیها» یعنی بعد از رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌واله» نیز باید این نهضت با روحِ مادرانه‌ی آن حضرت ادامه و پایدار بماند. لذا یک طرف خشونت است و جسارت به آستانه‌ی آن حضرت، و یک طرف حقیقت است و شجاعت، و این است که شیعه در ذکر مصائب آن حضرت متوجه‌ی رنجی می‌باشد که در مسیر به‌ظهورآوردنِ حقیقت در مقابل خشونت باید تحمل کرد تا معلوم شود پیروزی اصلی و انتقام سخت در حرکات نرم‌افزارانه نهفته است و هرکس باید در هر زمان مطابق دشمنی که در مقابل خود دارد، آن حرکت را به میان آورد.



    15- فاطمه«سلام‌الله‌علیها» و تاریخِ آینده‌ی ما



    هم او که «امّ ابیها» بود تا رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در تأسیس تاریخ اسلام بدون هویت نرم‌افزارانه، آن تاریخ را بنا نکنند و آن تاریخ، عقیم بماند؛ مهدی «صلوات‌الله علیه» نیز که بناست در مواجه با، نه‌تنها با جاهلیت، که با همه‌ی فکرها و فرهنگ‌ها، تاریخِ قدسی خود را بنا کند؛ مسلّم بدون به میان‌آوردن سیره‌ی زهرای مرضیه «سلام‌الله‌علیها» هیچ افقی در مقابل بشر نخواهد گشود، و لذا آن حضرت فرمودند: «إنَّ لِي في إبنَةِ رَسولِ اللّه ِ اُسوَةٌ حَسَنةٌ» از آن جهت که در شخصیت حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها»، حقیقت و حماسه، منجر به عبودیتی شده است که به حکمِ «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» تمامِ مقصد خلقت است. و این‌جا است که می‌بینیم هر روز بیشتر از روزهای گذشته‌ی تاریخ، فاطمه «سلام‌الله‌علیها» ظهور می‌کند تا معلوم شود مهدی «صلوات‌الله‌علیه» چه تاریخی را بنا است با مردم در میان بگذارد. آیا تاریخ آینده، تاریخی است که باید با فاطمه «سلام‌الله‌علیها» شروع شود و معنا پیدا کند؟ تاریخی که به جای حاکمیت اسلحه‌ها، حقیقت است که انسان‌ها را جلو می‌برد.



     


  • سلام و وقت بخیر: متعاقب پاسخ به مسئله وارد کردن واکسن فرمودین به علت مسئله سیاسی پشت پرده رهبری ورود کردن در صورتیکه به قولا نمی‌شود سلامت مردم را تحت الشعاع مسائل سیاسی قرار داد پس چگونه است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم:. همه‌ی شواهد حکایت از آن دارد که پشت ویروس‌های آمریکایی و انگلیسی نقشه‌های سیاسی نهفته است. موفق باشید. بد نیست نگاهی به مصاحبه زیر بیندازید.



    در گفت و گوی کیهان با دکتر «طبرسی» فوق‌تخصص بیماری‌های عفونی مطرح شد



    اثربخشی واکسن ایرانی در برابر جهش‌های ویروس کرونا



    دکتر «پیام طبرسی» فوق‌تخصص بیماری‌های عفونی، با‌ اشاره به روند مثبت تولید و تست واکسن ایرانی کرونا، دلایل علمی، منطقی بودن ممنوعیت واردات واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی را تشریح کرد.



    کد خبر: ۲۰۸۶۴۸



    تاریخ: ۲۴ دی ۱۳۹۹ - ۲۱:۲۴







    سرویس اجتماعی-



    چندی پیش رهبر معظم انقلاب نسبت به خرید واکسن کرونا از آمریکا، انگلیس و فرانسه هشدار دادند و تأکید کردند که به این کشورها بی‌اعتمادند و نسبت به واکسن‌های تولیدشده توسط این کشورها خوش‌بین نیستند، هر چند در دستور رهبر انقلاب صریحاً بر موافقت با واردات واکسن مطمئن از سایر کشورها تأکید شده بود، بین برخی در داخل و خارج تلاش کردند با تحریف و شیطنت این تدبیر به موقع رهبر انقلاب را اقدامی سیاسی و در تضاد با منافع مردم جلوه دهند. از سویی محققان و دانشمندان کشورمان توانسته‌اند دومین مرحله تست انسانی واکسن ایرانی کرونا را انجام دهند و این امید است تا بهار سال آینده واکسن ایرانی به تولید انبوه برسد.

    در همین ارتباط در گفت‌و‌گویی با دکتر «پیام طبرسی» فوق‌تخصص بیماری‌های عفونی، عضو هیئت علمی ‌دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، رئیس بخش بیماری‌های عفونی بیمارستان مسیح دانشوری، عضو کمیته علمی ‌ستاد ملی مقابله با کرونا و از اعضای ناظر بر تحقیقات واکسن ایرانی کرونا، به زوایای مختلف واکسن ایرانی و خارجی کرونا پرداخته‌ایم. دکتر پیام طبرسی درباره مراحل تحقیقات و تولید واکسن ایرانی کرونا  به خبرنگار کیهان گفت: دانشمندان ایرانی از حدود 4- 5 ماه پیش تحقیقات دقیق علمی خودشان درباره کشف واکسن کرونا را آغاز کردند. در روش دانشمندان ایرانی، ابتدا ویروس را سکانس و فعال کردند و سپس از ویروس غیرفعال واکسن تهیه کردند. پس از آن واکسن تهیه شده را روی حیوانات آزمایش کردند که بالای 90 درصد موفقیت داشت. بنابراین اطلاعات واکسن کشف شده را به سازمان غذا و دارو ارائه کردند و توانستند پس از مراحل مختلف بررسی‌های علمی مجوز لازم برای ورود به مرحله تست انسانی را کسب کنند.

    آمادگی داروسازی «برکت»

     برای تولید انبوه واکسن کرونا

    طبرسی افزود: همزمان با این مسیر، کارخانجات داروسازی برکت که در منطقه بی‌نظیر است امکانات و تجهیزاتش را افزایش داده و به‌روز‌رسانی کرد تا بتواند این واکسن را به تولید انبوه برساند. طبق اعلام مدیران بنیاد برکت، توانایی خطوط تولید واکسن‌سازی برکت، تولید 12/5 میلیون دوز واکسن در ماه است. البته که این زیرساخت در آینده برای تولید سایر واکسن‌ها نیز کاربردی است و ما را برای تهیه سایر واکسن‌ها بی‌نیاز خواهد کرد.

    وی همچنین درباره تولید مشترک واکسن کرونا با کشور کوبا توضیح داد: این همکاری به این صورت است که مطالعات اولیه در کشور کوبا انجام می‌شود. پس از پشت‌سر گذاشتن مطالعات و تست‌های اولیه، تکنولوژِی ساخت واکسن به ایران منتقل می‌شود تا این واکسن در صورت موفق بودن به تولید انبوه برسد.

    مقاومت واکسن ایرانی

    در برابر جهش‌های مختلف ویروس کرونا

    عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، درباره مقاومت واکسن ایرانی در برابر جهش‌های مختلف ویروس کرونا از جمله کرونای انگلیسی گفت: از آنجایی که فناوری ساخت واکسن ایرانی بر پایه ویروس غیرفعال است از نظر تئوری این امکان وجود دارد که بتواند در مقابل تمامی جهش‌های کرونا مقاوم باشد اما در فاز عملی باید تست شود. دیگر واکسن‌ها نیز همین وضعیت را دارند، از جمله واکسن‌های فایزر و مدرنا که بر پایه mRNA ساخته شده‌اند تنها در فاز تئوری مدعی مقاومت در برابر تمامی جهش‌ها هستند و هنوز در عمل این ادعا اثبات نشده است.

    علت مخالفت برخی با بی‌نیازی ایران از

    واردات دارو و واکسن، قطع شدن سودشان است

    طبرسی در پاسخ به این پرسش که با این تفاسیر دلیل جوسازی‌ها و هوچی‌گری‌ها علیه واکسن ایرانی را چه می‌دانید؟، بیان کرد: مخالفت عده‌ای با خودکفا شدن ایران در صنعت واکسن‌سازی به‌خصوص واکسن کرونا جالب توجه است. ما در مدت شیوع کرونا در ایران دیدیم که با وجود به خطر افتادن جان هموطنان اما تحریم هستیم و به ما دارو ندادند، اما این تحریم‌ها سبب شد تا بتوانیم داروهایی را که روزهای نخست به‌دلیل تحریم‌ها نداشتیم را تولید کنیم از جمله دارو رمدسیور و اکتمرا که امروز با قیمت پایین‌تر در حال عرضه شدن است و همین مسئله موجب بسته شدن بازارهای آزاد و سیاه شد. طبیعی است که عده‌ای از واردات دارو و واکسن سود می‌برند و زمانی که دارو و واکسن وارداتی محدود باشد قیمت‌ها بالاتر و عرضه نامطمئن خواهد بود. در مقطعی اکتمرا با قیمت 70 میلیون تومان در بازار ناصرخسرو به مردم فروخته می‌شد اما امروز با تولید انبوه و تحت پوشش بیمه قرار گرفتن قیمت بسیار بسیار پایین‌تر آمده و جو بازار سیاه داروهای کرونا خاموش شده است.

    پوشش کامل واکسیناسیون در کشور

    نیازمند تولید انبوه واکسن داخلی است

    وی با این توضیح که نیاز ما برای واکسینه شدن مردم کشورمان با یک میلیون یا دو میلیون دوز واکسن وارداتی برطرف نمی‌شود، افزود: ما برای رسیدن به 100 میلیون دوز واکسن باید به تولید داخلی روی بیاوریم تا بتوانیم به 50 میلیون نفر، 100 میلیون دوز واکسن تزریق کنیم. بنابراین واردات یک میلیون و دو میلیون و حتی 15 هزار دوز واکسن هدیه که اشتباهاً 150 هزار اعلام شده بود حل‌کننده مشکل نیست.

    دلایل علمی منع واردات

    واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی

    عضو کمیته علمی ستاد ملی مقابله با کرونا در ادامه درباره اظهارات اخیر رهبر معظم انقلاب درباره ممنوعیت خرید واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی، گفت: حتماً ایشان که افق دید بالایی دارند نکاتی را مدنظر قرار داده‌اند که به این نتیجه رسیده‌اند. من هم به‌عنوان یک فرد علمی و متخصص در این حوزه باید بگویم واکسن‌های فایزر و مدرنا همان‌طور که اعلام شده در فاز مطالعاتی موفق بوده‌اند اما چند نکته درباره استفاده از چنین واکسن‌هایی وجود دارد که باید به آنها توجه شود.

    عوارض طولانی‌مدت واکسن‌های آمریکایی

    و انگلیسی مشخص نیست

    طبرسی در تشریح دلایل علمی لزوم احتیاط در واردات واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی کرونا اظهار داشت: نخست اینکه تاکنون واکسنی با چنین تکنولوژی mRNA (ژنی) ساخته نشده، بنابراین عوارض طولانی‌مدت آنها مشخص نیست، از سوی دیگر مدل غربی‌ها در تولید واکسن به این صورت است که هیچ‌گونه مسئولیتی به‌عهده نمی‌گیرند، البته این مسئله درباره واکسن‌های قبلی به این صورت بود که هیچ واکسنی زودتر از چهار تا پنج سال به استفاده عمومی نمی‌رسید اما اکنون به دلیل کرونا 6 ماهه مجوز تولید انبوه را کسب کرده‌اند اما هیچ‌کس نمی‌داند که دو سال دیگر این واکسن‌ها چه پیامدهایی خواهند داشت و هرگونه ادعایی درباره امن بودن آنها باید از نظر علمی مورد بررسی قرار بگیرد.

     انتشار خبرهای متعدد درباره عوارض کوتاه‌مدت واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی در رسانه‌های دنیا

    وی درباره دومین نکته احتیاطی درباره واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی گفت: خبرهای متعددی درباره عوارض کوتاه‌مدت این واکسن‌ها در رسانه‌های دنیا منتشر شده است، از جمله جان باختن برخی از افراد دریافت‌کننده واکسن، این خبرها را ما نمی‌گوییم.

    خطر استفاده واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی در کشورهایی همچون ایران با فراوانی آلرژی

    رئیس بخش بیماری‌های عفونی بیمارستان مسیح دانشوری ادامه داد: اخیراً مقاله‌ای در مجله نیچر منتشر شده درباره استفاده از این واکسن در برخی از بیماران که بیماری‌های زمینه‌ای دارند از جمله در بیمارانی که سیستم ایمنی آنها ضعیف است مشکلاتی را ایجاد و واکنش‌های خودایمنی را بیشتر می‌کند. از سوی دیگر با توجه به بیان نامناسب بودن این واکسن‌ها برای افراد دارای آلرژی و نگاهی به جامعه خودمان که درصد قابل توجهی از افراد دچار آلرژی هستند، این واکسن می‌تواند برای آنها دردسرآفرین باشد و التهابات آنها را بیشتر کند.

    هشدار پزشکان فرانسوی

    درباره سرطان‌زا بودن واکسن‌های آمریکایی

    طبرسی افزود: سومین نکته که تاکنون کمتر به آن‌ اشاره شده این است که تعدادی از پزشکان معروف فرانسوی نسبت به سرطان زا بودن چنین واکسن‌هایی هشدار داده‌اند به همین جهت کشور فرانسه با احتیاط از واکسن‌های مبتنی بر فناوری mRNA استفاده

    می‌کند.

    تولید واکسن با تکنولوژی ممنوعه

    وی درباره تکنولوژی mRNA در تولید واکسن‌های آمریکایی گفت: این تکنولوژی جدید نیست اما استفاده از آن در واکسن‌سازی جدید است. این تکنولوژی از سال 1987 مورد استفاده قرار گرفته اما در مقطعی اروپایی‌ها استفاده از آن را ممنوع کردند چرا که منجر به ایجاد سرطان شده بود. اما در شرایط کنونی به‌دلیل ویژه بودن شرایط و عبور از پاندمی و پشت‌سر گذاشتن مرگ روزانه چند هزار انسان دوباره به سمت استفاده از این تکنولوژی آمده‌اند اما مسئله این است که این واکسن‌ها امتحان خودشان را در درازمدت پس نداده‌اند و مشخص نیست طی سال‌های آینده عوارض استفاده از واکسن‌های مبتنی بر این تکنولوژی تا چه حد جوامع را درگیر

    خواهد کرد.

    خودداری 60 درصد از کادر بهداشتی آمریکا

    از تزریق واکسن تولید این کشور

    عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی عنوان کرد: احتیاط برخی از کشورها از جمله ما در استفاده از چنین واکسن‌هایی در حالی است که بر اساس اعلام رسانه دیلی میل، در برخی از ایالت‌های آمریکا 60 درصد کادر بهداشتی و درمانی حاضر نشده‌اند که این واکسن را تزریق کنند.

    علاوه‌بر این به‌عنوان مثال در کشور‌ ترکیه نیز از این واکسن‌ها استقبال نشده و بیشتر به واکسن‌های چینی تمایل دارند چرا که عوارض طولانی‌مدتی واکسن‌های mRNA مشخص نیست. اما واکسن‌های تولیدی خودمان یا واکسن‌های چینی و حتی واکسن مشترک با کوبا از تکنولوژی‌هایی استفاده شده که پیش‌تر در ساخت واکسن‌های دیگر مورد کاربرد قرار گرفته و عوارض احتمالی آنها مشخص و قابل پیش‌بینی

    است.

    راه مهار کرونا

    دکتر طبرسی در ادامه درباره دورنمای وضعیت شیوع کرونا در کشور اظهار داشت: اگر محدودیت‌هایی که وجود دارد را ادامه دهیم و سریع به سمت بازگشایی‌ها نرویم، می‌توانیم شیوع کرونا را مدیریت کنیم البته وضعیت آلودگی هوا مزید بر علت خواهد بود، اما اگر گارد دفاعی‌مان را باز کنیم ممکن است به شرایط یکی دو ماه پیش بازگردیم و تعداد جان‌باخته‌ها که به زیر 100 نفر رسیده دوباره به مرز 500 نفر برسد! با چنین شرایطی بعید است دچار پیک شویم و اگر روند افزایشی شود قابل کنترل

    است.

    وی خاطرنشان کرد: ان‌شاءالله پس از تولید انبوه واکسن در سال آینده به سمت واکسیناسیون عمومی می‌رویم که با برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته می‌توانیم از نیمه دوم سال 1400 به سمت مهار ویروس کرونا حرکت کنیم.



  • سلام علیکم ورحمةالله: احتمالا تا الان تبلیغات پیرامون فیلم هالیوودی «بانوی بهشت»، را دیده اید یا از آن شنیده اید. که نویسنده آن یاسر الحبیب معلوم الحال است و روباه پیر (انگلستان) تولید آن را بر عهده گرفته است، چهره نبی اکرم را نپوشانده است، افرادی مثل عایشه ابوبکر و عمر را بسیار کریه المنظر و زننده نشان می‌دهد، تقریبا همه رخداد های تاریخی صدر اسلام را بر خلاف تصور اهل سنت نشان می‌دهد و علنا تمام عقایدشان (که البته از نظر شیعه عقاید باطلیست) را یکجا زیر سوال می برد و به مقدساتشان توهین می‌کند ووو.
    ممکن است برخی حقایق تاریخی را پیرامون زندگی و مصائب صدیقه کبری صحیح به تصویر بکشاند اما نفس کار تفرقه آمیز است و بوی تفرقه و نفاق واضحا به مشام می‌رسد. تعداد کمی از مراجع مثل آیت اللّه مکارم شیرازی تماشا و نشر فیلم را حرام دانسته اند. اما اکثر مراجع عظام سکوت کرده اند. حال، اگر با نظر بنده موافقید تکلیف ما چیست؟ چگونه جلوی تفرقه بین امت را بگیریم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آن فیلم را ندیده‌ام. ولی رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند هر نوع اختلاف و یا توهین به اصحاب پیامبر خدا و همسران پیامبر حرام است. موفق باشید


  • سلام علیکم: اخیرا به مناسبت سالگرد شهادت سردار سلیمانی در تهران همایش و نشستی با عنوان نظریه مقاومت و آینده جهان اسلام و با محورهای
    ۱. نظریه مقاومت، مسایل و رویکردها
    ۲. نظریه مقاومت، نخبگان و تمدن سازی اسلامی
    ۳. محور مقاومت و نقش نخبگان جهان اسلام
    ۴. جایگاه نخبگان محور مقاومت بر آینده جهان اسلام
    در حال انجام است. آیا از نظر استاد می‌توان مقاومت اسلامی در کشورهای منطقه را یک نظریه علمی دانست و اینکه آیا خود شما (استاد طاهرزاده) مقاله یا کتابی در این موضوعات دارند و یا می‌شناسند که به بنده در جهت فهم مطالب فوق کمک کنند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است. آری! روح مقاومت، روحِ تاریخی این دوران است که به ملت‌ها عطا شده. به طور پراکنده عرایضی شده است. مقاله‌ای تحت عنوان «امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و مکتب مقاومت در این تاریخ» قبلاً تنظیم شده است که ذیلاً ارسال می‌گردد. موفق باشید



    امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و مکتب مقاومت در این تاریخ



    باسمه تعالی



    سخن بر سر معجزه مقاومت است که خداوند در این تاریخ در مقابل مستضعفان جهان گشوده است و مقام معظم رهبری متذکر آن شدند از آن جهت که حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» آن را نمایان ساختند. در این مقاله سعی بر آن است تا جایگاه تذکرات رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» را با خوانندگان محترم در میان بگذاریم.



    ۱. وقتي آموزه‌هاي ديني، ما را متوجه اين امر مي‌کند که مشيّتي الهی بر انسان‌ها و تاريخِ آن‌ها حاکم است که از چشم عمومِ پوشيده‌است ولي انبياء و اولياء متذکر آن هستند، ما بر آن مي‌شويم که بدانيم در هر صورت در زير سايه‌ي اولياء الهي، آن مشيت و سرنوشت بايد از طريق ما ظاهر شود و تحقق يابد وگرنه جهت شکوفایی خود، مطابق اراده‌ي الهي عمل نکرده‌ايم، همان طور که وقتي حضرت سيد‌الشهدا «علیه‌السلام» در رؤيايي که رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را در آن ديدند از حضرت شنيدند که فرمودند: «فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ‏ قَتِيلًا ..... إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا» (ترجمه لهوف، ص 65) خداوند مي‌خواهد تو را در اين مسير کشته‌شده و خانواده‌ي تو را اسير ببيند. حضرت امام حسين «علیه‌السلام» همه‌ي اختيار خود را در مسير اراده‌ي الهي که از طرف جدّشان از آن آگاه شدند، به کار بردند و به عالي‌ترين شکوفايي ممکن رسيدند.



    انبياء و اولياء امکانات و خصوصيات تاريخي را که ما در آن به سر مي‌بريم به ما متذکر مي‌شوند تا ما در بستر تاريخ خود به شکوفايي لازم دست يابيم.



    يک ملت تنها پس از قرارگرفتن در شرايط تحققِ مشيت الهي در زندگي‌شان به خودآگاهي و تفکّر تاريخي لازم مي‌رسند و عملاً اراده‌ي خداوند را به ظهور مي‌رسانند. در اين صورت اين ملت در مقابل همه‌ي موانعي که اراده‌هاي شيطانيِ دوران ايجاد مي‌کنند مي‌ايستند و پيروز خواهند شد و آينده را از آنِ خود خواهند کرد. رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» با توجه به چنین قاعده‌ای در تاریخ 14/3/98 در حرم حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» فرمودند:



    یک خصوصیّت از خصوصیّات امام هست که بنده امروز درباره‌ی آن بیشتر می‌خواهم صحبت کنم و آن، خصوصیّت «مقاومت» است؛ مقاومت، ایستادگی. آن چیزی که امام را در هیئت یک مکتب، یک اندیشه، یک تفکّر، یک راه، مطرح کرد برای زمان خود و در تاریخ، بیشتر این خصوصیّت بود؛ خصوصیّت ایستادگی، مقاومت، عدم تسلیم در مقابل مشکلات و موانع. در برابر طاغوت‌ها امام مقاومت خودش را به رخ همه‌ی دنیا کشید؛ چه طاغوت داخل در دوران مبارزات که خیلی‌ها خسته‌ شدند، خیلی‌ها مشرف به ناامیدی شدند امّا امام محکم ایستاد، امام بدون ذرّه‌ای عقب‌نشینی در راه مبارزه ایستاد؛ که این مال دوران قبل از پیروزی انقلاب بود. و بعد از پیروزی انقلاب هم فشارها از نوع دیگر و به صورت همه‌جانبه‌تر در مقابل امام ظاهر شد، [امّا] امام باز هم اصل مقاومت را، ایستادگی را از دست ننهاد، مقاومت کرد.» این به جهت آن بود که تلاش دشمن و تهدید دشمن نمی‌توانست دستگاه محاسباتی امام را به هم بریزد؛ زیرا به بیّنات دین مبین اسلام متّکی بود.



    ۲. کافي است به جاي آن‌که گمان کنيم آن‌چه در تاريخ ما مي‌گذرد اتفاقي است، متوجه شويم همه‌چيز حکيمانه مديريت مي‌شود و اين اصلي است که نمي‌توان آن را انکار کرد. اگر تاريخ با نظر به مشيت الهي به انديشه درآمد درخواهيم يافت که بشر نيز در جريان تحقق اراده‌ي الهي نقش دارد. و ما امروز در راستای تحقق مکتب مقاومت می‌توانیم نقش‌افرینی کنیم به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند:



    معنای مقاومت این است که انسان راهی را انتخاب کند که آن را حق می‌داند، و موانع نتواند او را از حرکت در این راه منصرف کند. حرف امام حاکمیّت دین خدا بود؛ بر جامعه‌ی مسلمین و بر زندگی عموم مردم؛ بدیهی است که این حرف و این مَشی، دشمنان گردن‌کلفتی در عالم دارد. این‌که یک حکومتی در قلب آسیا، در این نقطه‌ی حسّاس، در ایران به وجود بیاید که شعارش این باشد که با ظلم کنار نمی‌آید، از مظلوم حمایت می‌کند، معلوم است دشمنی را کسانی شروع کردند که اهل ظلم بودند، این‌ها با طبیعت پیام امام بزرگوار یعنی نظام جمهوری اسلامی، طبعاً نمی‌توانستند سازگار باشند. امام در مقابل این تهاجم ناجوانمردانه و خباثت‌آلود، از اوّل، فکر مقاومت را، فکر ایستادگی را، فکر گم نکردن راه و هدف را پایه‌گذاری کرد و به عنوان یک درس، به عنوان یک راه، برای ماها، برای ملّت ایران، برای مبارزان، برای مسئولان کشور، این راه را نشان‌دار کرد و گذاشت تا از این راه حرکت کنیم.



    ۳. اگر متوجه غلبه‌ي مشيت الهي بر همه‌ي قلمرو‌هاي حيات انسان‌ها در طول تاريخ باشيم، در آن صورت مطالعه‌ي تاريخ، مطالعه‌ي نحوه‌ي ظهور متفاوت مشيت خداوند در عالم است و راهي است براي خداشناسي. به شرطي که تنها به شناخت جزئيات محدود نشويم و از شناخت امرِ والا يعني سنت‌هاي جاري در عالم، چشم پوشي نکنيم. در این رابطه به سخن رهبر معظم انقلاب توجه کنید که می‌فرمایند:



    مقاومت به تدریج از مرزهای جمهوری اسلامی فراتر رفت. امروز در منطقه‌ی ما، منطقه‌ی غربِ آسیا، کلمه‌ی مشترکِ ملّت‌ها، مقاومت است؛ تحلیل‌گران بین‌المللی نیز معتقدند: «یکی از مهم‌ترین علل دشمنیِ آمریکا با جمهوری اسلامی همین است که جمهوری اسلامی مسیر مقاومت را در پیش گرفت و موفّق شد، توفیق پیدا کرد، توانست بر موانع فائق بیاید.



    اگر انسان در مرتبه‌ي احساس بماند به هيچ ادراک کلّي نمي‌رسد تا وارد عالم تفکر شود. آن‌چه اهميت دارد تشخيص مصلحت‌هاي بزرگ در هر تاريخي و نسبت آن‌ها با اراده‌ي الهي است و اعمال انسان‌هاي بزرگ مثل حضرت امام خميني «رضوان‌اللّه‌تعالي‌عليه» بر همين اساس مورد توجه قرار مي‌گيرد. اين انسان‌ها از پندارهاي معمولي فراتر رفته‌اند که مي‌توانند مصلحت‌هاي بزرگ زمانه‌ي خود را تشخيص دهند. رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» می‌فرمایند:



     امام مسیر مقاومت را انتخاب کرده است. پشتوانه‌ی انتخابِ مقاومت از سوی امام بزرگوار ما یک پشتوانه‌ی منطقی است. مقاومت، واکنش طبیعیِ هر ملّت آزاده و باشرف در مقابل تحمیل و زورگویی است و موجب عقب‌نشینی دشمن می‌شود؛ هرجا ما ایستادگی کردیم و مقاومت کردیم، توانستیم پیش برویم؛ هر جا تسلیم شدیم و طبق میلِ طرف مقابل حرکت کردیم، ضربه خوردیم. و البته مقاومت، هزینه دارد، امّا هزینه‌ی تسلیم در مقابل دشمن بیشتر است از هزینه‌ی مقاومت. و قرآن به وعده‌ی الهی می‌فرماید: «وَ لَیَنصُرَنَّ‌ اللهُ مَن یَنصُرُه.» آیات فراوان قرآن همه همین عاقبت را نوید می‌دهند به آن کسانی که در راه مقاومت‌اند. بخشی از استدلال قوی و منطق قوی امام همین آیات است که نشان می‌دهد مقاومت یک امر ممکن است؛ درست نقطه‌ی مقابلِ فکر غلطِ کسانی که می‌گویند و تبلیغ می‌کنند که: «آقا! فایده‌ای ندارد» خطای بزرگ این‌جا است که کسی تصوّر کند در مقابل گردن‌کلفت‌های عالَم نمی‌شود مقاومت کرد، نمی‌شود ایستاد.



    ۴. روح هر ملتي در هر زماني با اراده‌ي الهي در آن زمان پيوند دارد و اگر آن ملّت آمادگي لازم را از خود نشان دهند هر کاري که از آن‌ها سر مي‌زند با اراده‌ي حضرت رب العالمين هماهنگ خواهد بود و آن ملت نمودي از اراده‌ي الهي هستند. ملت‌ها به ميزاني که متوجه اين امر باشند، نقش آفرين خواهند بود و موفق به ساخت جهاني معنوي و ديني خواهند شد که آينده‌ي تاريخ از آن تغذيه مي‌کند و آن‌ها بر آينده‌ي تاريخ فرمانروايي خواهند کرد.



    يکي از علائم انحطاط يک ملت ترجيح خواست فردي افراد بر مشيت و اراده‌ي کلّي حضرت حق است - اراده‌اي که همه بايد در ذيل آن قرار گيرند- و مهم‌ترين کار متفکران جامعه توجه به حضور مشيت الهي و نظر به غايتي است که خداوند براي يک ملت اراده کرده‌است.



    در افراد مختلف کوشش‌هاي بسياري وجود دارد ولي آن کوشش‌ها وقتي اهميت دارند که در جهت غايت نهايي يعني ظهور مهدي «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» باشند و از اين جهت در اين عصر و اين زمانه هر حرکتي که در مسير به نتيجه رساندن انقلاب اسلامي باشد حرکتي معني‌دار خواهد بود و انسان را از نيست‌انگاري زمانه رهايي مي‌بخشد و او را از نظر به منافع فردي که غفلت از امکانات الهی برای این ملت است، به مقاصد بالاتري مي‌برد. رهبر انقلاب در این رابطه می‌فرمایند:



    خطای محاسباتی از این‌جا ناشی می‌شود که ما جبهه‌ی خودمان را هم درست نشناسیم، جبهه‌ی مقابل را هم درست نشناسیم؛ باید حقایق مربوط به این زورگویان را درست بدانیم، حقایق مربوط به خودمان را هم بدانیم. یکی از این حقایق، «قدرت مقاومت» است. در ادبیّات سیاسیِ بین‌المللی، «مقاومت به شیوه‌ی امام خمینی» و «دکترین مقاومت امام خمینی» یک موضوع شده. یکی از چهره‌های سیاسی دنیا نوشته است: «دوران نقش‌آفرینی منحصر به فردِ توان نظامی و اقتصادی در سیطره‌ی جهانی در حال افول است؛ اینکه یک کشوری توان نظامی زیادی داشته باشد و توان اقتصادی زیادی داشته باشد و بتواند به سیطره‌ی خود ادامه بدهد، دیگر در حال افول است؛ دنیا عوض شده»؛ «در آینده‌ی نه چندان دور شاهد قدرت‌های فرامرزی‌ای خواهیم بود که از لحاظ ماشین‌آلات جنگی - مثل بمب اتم- یا سهم در تولید صنعتی جهانی، چندان بالا نیستند امّا با قدرت تأثیرگذاری بر میلیون‌ها انسان، سیطره‌ی نظامی و اقتصادی غرب را به چالش خواهند کشید.» «دکترین مقاومت خمینی با تمام توان، شاهرگ‌های سیطره‌ی غرب و آمریکا را هدف گرفته است». راز ماندگاری جمهوری اسلامی این خطّی است که امام بزرگوار، در میان ما باقی گذاشت.



    ۵. هرکس در ذيل تاريخي که اراده‌ي الهي براي او رقم زده‌است مي‌تواند آن‌چه را در درون دارد به ظهور رساند و در اين رابطه عناصر تشکيل‌دهنده‌ي يک ملت، داراي سازگاري کاملي خواهند بود و نمي‌توان عناصر تشکيل‌دهنده‌ي يک قوم را با عناصر تشکيل‌دهنده‌ي قوم ديگر جابجا کرد و گمان کنيم مي‌شود انقلاب اسلامي راه‌هاي برآوردن اهداف خود را در غرب جستجو کند. توجه به این نکته است که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند:



    امروز جبهه‌ی مقاومت در منسجم‌ترین وضعیّت در چهل سالِ گذشته‌ است؛ نقطه‌ی مقابل، قدرت استکباری آمریکا و خباثت رژیم صهیونیستی، از چهل سال پیش به این طرف به مراتب تنزّل کرده‌اند؛ ما این را در محاسبات خودمان باید لحاظ کنیم. آمارهای واضحی وجود دارد در مورد وضع اقتدار اقتصادی آمریکا و تأثیر آمریکا در اقتصاد جهانی که در طول این چندین دهه به شکل عجیبی سقوط کرده است.



    ۶. رهبران واقعي ملت‌ها اصول کلي تاريخ خود را در درون خويش به الهام دريافته‌اند و در صدد تحقق‌بخشيدن به آن‌ اصول کلّي بر مي‌آيند. قدرت رهبرانِ تاريخي ملّت‌ها نتيجه‌ي پيوند آن‌ها با مشيت الهي است که به آنان الهام و اشراق شده‌است و لذا راهي که چنين رهبراني در تاريخ مي‌گشايند مسير ساير انسان‌هاي آن دوران خواهد بود و آن الهام و اشراق، منشأ تحولات بزرگ خواهد شد، هر چند با رنج‌هاي بزرگ همراه باشد ولي آن رهبران بزرگ براي پيوند خود با مشيت الهي به رنج‌ها و سختي‌ها اهميت نمي‌دهند و از اهداف خود دست برنمی‌دارند، اهدافی که رهبر معظم انقلاب آن‌ها را این‌طور ترسیم می‌کنند:



     هدف مقاومت عبارت است از رسیدن به نقطه‌ی بازدارندگی. هم در اقتصاد، هم در مسائل سیاسی کشور، هم در مسائل اجتماعی، هم در مسائل نظامی باید به نقطه‌ای برسیم که این نقطه برای تعرض به ایران بازدارنده باشد، یعنی دشمن ببیند فایده‌ای ندارد و با ملّت ایران نمی‌تواند کاری بکند. مثل بخش نظامی مواجهه‌ی ما با مسائل‌مان و با دشمنان‌مان باید اوّلاً شجاعانه باشد، مرعوبانه نباشد؛ ثانیاً امیدوارانه باشد، مأیوسانه نباشد؛ ثالثاً عاقلانه و خردمندانه باشد، هیجانی و احساساتیِ سطحی نباشد؛ [رابعاً] مبتکرانه باشد، از روی انفعال نباشد.



    ۷. سياست در هرحال، مبنا و اساس حقيقي مي‌طلبد، اگر سياست از ديانت و مشيت الهي که در درون ملت جريان دارد، فاصله بگيرد به امري غير واقعي تبديل مي‌شود و ديگر خواست کلي زمانه و خواست افراد نيست تا هرکس آزادي خود را در همراهي با خواست جمعي که در نظام اسلامي تحقق يافته بنگرد اما با انقلاب اسلامي است که مي‌توان به سياستي دست يافت که ريشه در حقيقت داشته باشد، چيزي که در شخصيت حضرت امام خميني «رضوان‌اللّه‌تعالي‌عليه» ملاحظه کرديد و آن درکِ درست ترفندهای دشمن است که رهبر انقلاب این‌طور از آن خبر می‌دهند:  



     یک شرط دیگر برای موفّقیّت این است که ما به ترفند دشمن برای تضعیف اندیشه‌ی مقاومت توجّه کنیم. زیرا اندیشه‌ی مقاومت، قدرت‌مندترین سلاحِ یک ملّت است؛ پس طبیعی است که دشمن بخواهد این سلاح را از دست ملّت ایران بگیرد؛ [لذا] روی اندیشه‌ی مقاومت شروع می‌کنند به وسوسه کردن، تردید‌افکنی و با ترفند دشمن تضعیف نشود. متوجه‌ی وعده‌ی الهی باشیم که هرچه دشمن اسلام بیشتر مجهز شود، امید به نابودی آن بیشتر خواهد بود. خداوند می‌فرماید: «وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» (احزاب/22) مؤمنان وقتی لشکر احزاب را دیدند گفتند: «این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفته‌اند!» و این موضوع جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود. این نشان می‌دهد ایستادگی و مقاومت نتیجه‌ی ایمان و ارتباط با خدا است. ازجمله‌ی وظایف ما حفظ دین و تقوا است تا روحیه‌ی مقاومت در ما شکل بگیرد. وقتی انسان مؤمن شد و دل او باور کرد، آن‌وقت «قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً»؛ در میدان جنگ هم، مثل یک گلوله‌ی آتش، در دل هدف می‌نشیند؛ این نتیجه‌ی ایمان و ارتباط با خدا است. مؤمنان در مواجهه با حوادث سخت دچار ترس و دلهره نمی‌شوند. «اَلا اِنَّ اَولِیاءَ اللهِ لا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون‌؛ این به خاطر ایمان است، به خاطر ارتباط با خدا است، به خاطر قبول ولایت الهی است؛ خوف و مانند آن نباید باشد. امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» واقعاً نمی‌ترسید.



    ۸. وظيفه‌ي اهل تفکر آن است که در تاريخِ خود نقش آفريني کنند و آن‌چه را که منسوخ است و دورانش به پايان رسيده نشان دهند تا جامعه گرفتار بي فکري و کودني فرهنگي نشود. کودني فرهنگي چيزي نيست جز مشغول‌شدن بر اموري که مربوط به تاريخ گذشته است. وقتي تاريخ جديدي در حال وقوع است آن کس که هنوز در گذشته زندگي مي‌کند و در نتيجه منزوي مي‌شود، بايد خود را در انزواي خود مقصر بداند زيرا نگاه نکرد که اراده‌ي الهي در اين دوران به چه چيز اشاره دارد تا امروز نيز وارد ساحت آگاهي گردد. رهبر انقلاب می‌فرمایند:



    ملاحظه کنید؛ دو جور آدم در مقابله‌ی با دشمن وجود دارد: « وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاَّ غُرُوراً. وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا...» (احزاب/ ۱۲ و ۱۳) این یک نگاه است، یک دید است در مقابله‌ی با این حوادث؛ یک دید دیگر این است که می‌گوید: « وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» این هم یک دید است.



    ما دو جور انسان داریم: یک عده هستند که وقتی هیمنه‌ی آمریکا را می‌بینند، قدرت نظامی او را می‌بینند، قدرت دیپلماسی او را می‌بینند، قدرت تبلیغاتی او را می‌بینند، پول فراوان او را می‌بینند، مرعوب می‌شوند؛ می‌گویند ما که نمی‌توانیم کاری بکنیم، چرا بیخودی نیروهای‌مان را هدر بدهیم؟ این‌جور افراد الآن هستند، در زمان انقلاب ما هم بودند. ما مواجه بودیم با افرادی از این قبیل که می‌گفتند آقا بیخود چرا خودتان را زحمت می‌دهید؛ به یک حداقلی قانع شوید و قضیه را تمام کنید. یک عده این‌جور بودند. یک عده‌ی دیگر هستند که نه، قدرت دشمن را با قدرت خدای متعال مقایسه می‌کنند، عظمت دشمن را در مقابل عظمت پروردگار قرار می‌دهند؛ آن وقت می‌بینند که این‌ها حقیر محض‌اند، این‌ها چیزی نیستند. وعده‌ی الهی را هم راست می‌شمرند، حسن ظنّ به وعده‌ی الهی دارند؛ این مهم است. خدای متعال به ما وعده کرده است: «لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ» (حج/۴۰) این وعده‌ی قطعی است، وعده‌ی مؤکد است. اگر چنان‌چه ما به وعده‌ی الهی حسن‌ظن داشته باشیم، یک جور عمل می‌کنیم، اگر به وعده‌ی الهی سوءظنّ داشته باشیم، جور دیگری عمل می‌کنیم. خدای متعال افرادی را که سوءظنّ دارند، مشخص کرده است: «وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصيراً» (فتح/۶) امروز هم هستند. چند آیه بعد می‌گوید: «بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلى‏ أَهْليهِمْ أَبَداً وَ زُيِّنَ ذلِكَ في‏ قُلُوبِكُمْ وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً» (فتح/۱۲) سوءظن به خدا موجب می‌شود که انسان بنشیند و از حرکت و از کار و تلاش باز بماند. اگر حسن‌ظنّ به خدا داشتیم، آن وقت می‌توانیم پیش برویم.  



    ۹. از آن‌جايي که هر زمانه‌اي مسائل خاص خود را دارد، متفکران بزرگ با توجه به آن مسائل متوجه‌ مشيت الهي در آن زمانه مي‌شوند و راه حلي ارائه مي‌کنند که جوابگويي به همه‌ي مسائل آن زمانه در آن راه حل مي‌گنجند؛ از اين لحاظ مي‌گوييم هر زماني، متفکر و فکر زمانه‌ي خود را مي‌طلبد بدون آن‌که از افقي که متفکران گذشته گشوده‌اند روي برگرداند.



    درست است که وقتي به اراده‌ي انسان‌هايي که در مقابل مشيت الهي سربرکشيده‌اند نظر کنيم متوجه مي‌شويم رسيدن به جامعه‌ي مطلوب دشوارتر از آن است که در ابتداي امر گمان مي‌شد ولي اين بدين معني نيست که براي شکوفايي خود و جامعه راه حلّ ديگري غیر از راه مقاومت هست بلکه مي‌فهميم خداوند از ما پايداري و مقاومتِ بيشتري را انتظار دارد و مي‌خواهد تاريخي را به ظهور برسانيم که بناست انديشه‌هاي ژرف در آن ظهور کند.



    در آخر به مصاحبه‌ی نماد مقاومت یعنی جناب سید حسن نصراللّه که در جمعه 21/4/98  با شبکه‌ی خبری «المنار» داشت اشاره می‌کنم که درباره برخی‌ از قسمت‌های نقشه فلسطین اشغالی به صورت مفصل توضیح داد و رسانه‌ها آن را «نقشه محو اسرائیل» توصیف کردند، از آن جهت که هر جمله‌ی او مثل موشکی نقطه‌زن به سوی سیاستمداران و افکار عمومیِ اسرائیل و حاکمان غربی و سعودی و اماراتی شلیک شد و به صورت پیش‌گیرانه خواب و تخیّل حمله به ایران و لبنان را از سر دشمنان بیرون کرد زیراکه صلح راستین وقتی برقرار می‌شود که قدرت واقعی از آنِ ما باشد و این تنها با «مقاومت» ممکن است.



    والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته


  • سلام استاد: با عرض خدا قوت:
    سوال ۱:
    استاد نظر شما رو راجع به انقلاب اسلامی میدونم و خودم هم معتقدم که انقلاب اسلامی، عالم رو فراخواهد گرفت، اما نه با مسئولین الان!!! فقط هم منظورم مسئولین دولتی و اقتصادی نیس، بلکه سیاسی و فرهنگی و حتی نظامی! با این انفعال مسئولین و ترس و ایمان ضعیف کجارو خواهیم گرفت؟ اگه مسئولین ما مثل رهبر و حاج قاسم سلیمانی شجاعت و ایمان و تدبیر داشتن الان ما اینجا نبودیم، باز هم میگم منظورم دولت وقت نیس، حتی مجلسی که با شعار انقلابی گری اومد روی کار، وضعیته اسفناکی داره بعد از چند ماه! از طرفی مردمی داریم انقلابی، صبور و شاکر، با ایمان و محکم، چرا باید اینطور مسئولینی داشته باشیم؟ چرا همیشه باید انسان های فاسد، سکان دار هر مدیریتی باشن؟ انقدر مدیران خوب کم هستند که به چشم نمیان. خوب هاشونم انقدر ایراد داره کارشون واقعا قابل دفاع نیستن، مثلا از نظر من آقای رئیسی با نیت خوب کار میکنن و تلاش میکنن ولی حقیقتا خروجیش اصلا قابل دفاع نیست، مثل حکم آقای طبری با اون همه خیانت و رشوه. استاد حقیقت اینه که من واقعا دیگه، ذره ای به مسئولین مون اعتقادی ندارم و اونها رو اصلاح پذیر نمیدونم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید وقتی متوجه باشیم حرکتی توحیدی در تاریخ به میان می‌آید، آن حرکت با انواع تنگناها روبه‌رو خواهد بود، از جبهه‌ی استکبار و جاهلیتِ بیرونی بگیر، تا تنگناهای تاریخی درونی و تا نفس امّاره‌ی ما که گاه و بی‌گاه سر بر می‌آورد. ولی با این‌همه از عجایب روزگار این‌که خدا کار خود را می‌کند. صحنه‌ای مثل مقابله‌ی قارون منطقه یعنی آل سعود را با فقیرترین کشور منطقه یعنی یمن، به وجود می‌آورد تا نشان دهد بنا گذاشته است در این تاریخ آبروی صاحبان زر و زور و تزویر را ببرد. نه! کارها دارد به نور توحید جلو می‌رود. بنده و امثال بنده باید در این فرآیندِ خاص جای خود را مشخص کنیم وگرنه خداوند همان بلایی که بر سر آل سعود در منطقه آورد که نه راه پس دارد و نه راه پیش، بر سر قارون‌های داخلیِ ما می‌آورد. برو برگرد هم ندارد. موفق باشید  


  • سلام خدمت استاد گرانقدر: اخیرا رسانه بی بی سی مصاحبه ای با جان بولتون و الیوت آبرامز انجام داد با مشاهده این مصاحبه کوتاه آدم متوجه عمق دشمنی و شرارت این افراد نسبت به حکومت ایران می شود. با توجه به اینکه قبلا هم بیان کرده بودید اخبار این رسانه را دنبال می کنید و احتمالا این مصاحبه کوتاه را دیده اید نظرتان را در مورد این قضیه می خواستم جویا شوم
    آبرامز: مردم باید در شرایط سخت اقتصادی بوجود آماده در تحریم ها یقه حاکمیت را بگیرند
    سوال کارشناس: آیا تحریم ها بمنظور کاهش ارزش ریال بود؟
    آبرامز: لبخند
    بولتون: همین که گفته‌اند در ۷۰ روز آینده هر هفته یک سری تحریم جدید علیه ایران وضع خواهند کرد، نشان می‌دهد که تا حالا فشار حداکثری نبود که هنوز می‌شود تحریم جدیدی وضع کرد.
    https://www.bbc.com/persian/iran-54881349
    https://www.bbc.com/persian/iran-54274373

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فهمِ دشمنی دشمن هنر بزرگی است. به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی، آدم و حوّا دشمنیِ شیطان را فراموش کردند که فریب قسم‌های به ظاهر دلسوزانه‌ی او راخوردند. در رابطه با تحریم‌ها، باید گفت اتفاقاً اگر تحریم دیگری در اختیار داشتند، در همان فشارِ حداکثری إعمال می‌کردند. شواهد حکایت از آن دارد که کلیتِ آمریکا از تعادل خارج شده و گویا وعده‌ی الهی در افول استکبار خیلی زود محقق شود. موفق باشید 


  • سلام علیکم:
    امروز که در شرایط جنگ احزابیم و دوباره همان وضعی برای این انقلاب برآمده از طرح کلی نهضت نبوی (ص) پیش آمده که حتی قرآن می‌فرمایید «تظنون بالله الظنون»؛ به خداوند چه گمانها که نبردید و شرایط آنچنان شده که «زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ.»
    گویی در صددند جنود جهل و دولت ابلیس که به مردم چنان القاء کنند همین که ارزاق و مایحتاج کفاف زندگی تان را تامین کنید هم خوشحال باشید و دست از آرمانخواهی انقلابی و آینده بردارید و فعلا مهم است کفاف معیشت و مایحتاج مان را بدهیم و دیگر چقدر تاوان انقلابی بودن و حضور در جمهوری اسلامی را بدهیم حال آنکه خود آن تمدن مدرن جائرست و حجابی برای ظهور حق در عالم است و البته منافقین هم با نفاقشان در داخل امت و حکومت اسلامی، موریانه وار در حال تولید شک و شبهه و معضل اند و به راستی چه عمیقانه زعیم امت فرمود که جنگ، جنگ اراده هاست و آنکه اراده اش را محفوظ بدارد پیروزست. خود دشمنان خوب فهمیده اند اراده ها را باید نشانه گرفت تا انقلاب از پا بیفتد و هراسشان تبدیل به واقعیت نشود؛ دو سال پیش دکتر ریچارد واتسون که آینده پژوه مطرح سازمان ملل است گفت تا سال ۲۰۳۶ کلید اقتدار جهانی در اختیار تفکر انقلاب اسلامی است چون که نرم افزار تمدن را دارد و بدنبال ارائه تمدنی دیگر در این تاریخ هست و هویتش آنچنان است که می‌تواند تمدن آینده را بسازد و چقدر هراس دارند که مبادا این بشود و آن فتح مکه پس از جنگ احزاب پیش بیاید آنچنان که سخت ترین برهه نهضت نبوی گذشت و رسول الله به ابوسفیان فرمود از این به بعد ما پیش میاییم و جنود عقل و دولت آدم پیش آمد تا فتح مکه رقم خورد. حال هم هراس از فتح الفتوح انقلاب اسلامی دارند و فکر می‌کنند می‌توانند مانع از انحطاط مدرنیته شوند اما حتی نیچه هم فهمید قرن ۲۰ آغازی بر پایان این تمدن است و حال در تقلایند مانع از این پایان شوند اما این تمدن آنگاه آغازش شروع شد که به فرمایش سید شهیدان اهل قلم، خلافت اللهی انسان در وجود انسانی مانند امام راحل امت تجلی یافت و جای جای مناطق عملیاتی لبریز از انسان های ترازی شد که سبب اتصال ارض و سماء بودند و پس از آن نایب خلف امام راحل فرمود قرن آینده قرن اسلام ناب و انقلاب است و مستکبران و عهد غربی چه بخواهند چه نخواهند عصر جدیدی در عالم شروع شده و پیچ تاریخی برای ملت ما حادث شده و شرط عبور از آن نظر به افق تمدنی است که هدف والای ماست و فرمود راهش جنبش نرم افزاری و علوم انسانی اسلامی و تولید الگوی پیشرفتی بر اساس مبانی اسلام تمدن سازست.
    حال اراده ما و پایداری مان در این مسیر افق آینده را روشن می‌کند و حقا بزرگترین خطر، عدم مقاومت در مسیری است که ذیل انقلاب پیش گرفته ایم و اینکه با یکسری کاستی ها و نارسایی های تلخ و دردناک و موجب غم، فراموش کنیم در کدام مسیریم و قطعا طلوع حق چون تشکیکی و ذو مراتب است، زمان و مراحل خود را می‌برد آن سان که خلافت اللهی انسان هم ذو مراتب است و سیر از عبودیت تا ربوبیت این منازل را دارد. هر چند قدر مسلم است وقتی عهد قدسی در صحنه بیاید، یکسری که همچنان در سیطره و تصرف عهد طاغوتند نمی‌توانند خود را وارد عالم قدسی کنند و نمی‌توانند تاب بیاورند جامعه ای عبودیت حق را و سیر الی المطلوب را در پیش بگیرد البته آن چنان که حضرتعالی به کرات فرمودیده اید به راستی اگر این افراد خود را با انواع سهل انگاری ها و قانون شکنی ها و فسادها و بی اعتنایی ها به مردم و عدم طهارت اقتصادی و اخلاقی در صحنه نمی‌آوردند آیا آینده انقلاب و تمدن نوین اسلامی در خطر نبود و آیا خط نفاق و التقاط اگر آشکار نمی‌شد براستی نباید غم آینده و نفاق را می‌خوردیم. و براستی مومنین احزاب با این بینش و نظر به تاریخ و افقی که آنها را فراگرفته است گفتند: «وَ لَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ»

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌چیز گواه است که خداوند اراده کرده تا بشریت در تاریخی بیرون از تاریخ مدرن حاضر شوند و معلوم است همان‌طور که انسان‌ها نمی‌توانند از روی سایه‌ی خود بپرند، غرب‌زده‌های ما هم نمی‌توانند این را بفهمند که باید خود را برای حضور در تاریخی قدسی و معنوی که تاریخ دیگری است، آماده کنند و به همین دلیل برای حفظ خود در نظام سرمایه‌داری به دنبال سکه و دلار و خانه‌های آنچنانی هستند. ولی بخواهند یا نخواهند، راه دیگری در پیش است و او که فرمود: «من انقلابی‌ام، من دیپلمات نیستم»؛ راه دیگری در مقابل ما گشوده است. مقاله‌ای در این رابطه تنظیم شده که بعداً روی سایت قرار می‌گیرد که خدمتتان می‌فرستم تا در جریان آن باشید. موفق باشید      



    او که خواست برای حفظ انقلاب، انقلابی بماند و نه دیپلمات



    بسم اللّه الرّحمن الرّحیم



    راستی را! چرا رهبر معظم انقلاب«حفظه‌الله» فرمودند: «من دیپلمات نیستم، من انقلابی‌ام»؟ مسلّم نخواستند با این جمله جایگاه دیپلماسی را نفی و یا تضعیف نمایند، بلکه خواستند جایگاه مسئولیت‌ها را مشخص نمایند و روشن کنند خودشان به عنوان رهبر انقلاب چه جایگاه و مسئولیتی به عهده دارند.در این رابطه خوب است عزیزان به موارد زیر فکر کنند:



    1- مسئولان اجرایی در قوای سه‌گانه، هرکدام وظیفه و جایگاهی دارند که باید طبق قانون به آن وظایف بپردازند ولی وظیفه‌ی رهبر انقلاب، حفظ هویت انقلاب اسلامی است، به عنوان حرکتی که کلّیت نظام را در مقابل خطر استحاله در فرهنگ استکباری حفظ می‌نماید و سعی در تربیت انسانِ تراز انقلاب اسلامی دارد، تا انسان‌ها به‌خصوص ملت ایران، هویت از دست‌رفته‌ی خود را باز یابند.



    2- مسلّم است آن‌جایی که دولت یا مجلس و یا قوه‌ی قضائیه از جهت‌گیری کلّی خود غفلت کنند، این رهبر انقلاب‌اند که وظیفه دارند متذکر آن امر ‌شوند، ولی رویهمرفته سعی رهبر انقلاب عدم دخالت در امور سه قوه است و آن‌ها هستند که باید مسئول کار خود و مسئول کوتاهی‌های خود باشند و هرگز نمی‌توانند به بهانه‌ی آن‌که رهبر انقلاب مانع انحراف آن‌ها از اصول انقلاب شده‌اند، نتایج کوتاهی‌های خود را به دوش رهبر انقلاب بیندازند.



    3- بصیرت رهبر معظم انقلاب«حفظه‌الله» با نظر به جمله‌ی «من دیپلمات نیستم، من انقلابی‌ام» آن است که متوجه‌اند آن چیزی که سرنوشت یک ملت را به صورتی متعالی به ظهور می‌آورد، روحیه‌ی مجاهده و سلحشوری در مقابل جهان کفر و شرک و استکبار و جهالت است و بدین لحاظ است که حضرت حق، نه‌تنها به روح و روحیه‌ی مجاهدان قسم می‌خورد، حتی به نَفَس، نَفَس‌زنانِ اسبان آن‌‌ها و به جرقه‌هایی که در اثر برخورد نعل اسبان‌شان به سنگ‌ها پیدا می‌شود، قسم یاد می‌کند و می‌فرماید: «وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً& فَالْمُورِياتِ قَدْحاً»(عادیات/1 و2).



    4- خدایی به نَفَس، نَفَس اسبانِ مجاهدان و جرقه‌های حاصل از نعل اسبان آن‌ها قسم می‌خورد که کمال مطلق است و کمال مطلق جز به کمال مطلق به چیز دیگر نظر ندارد و این نشان می‌دهد خداوند در حرکت مجاهدان، خود را در آن صحنه‌ها به نظاره می‌نشیند، زیرا حرکت مجاهدان، حرکتی است در راستای به ظهورآوردن خداوند در تاریخ و حضرت حق در ادامه‌ی آیات سوره‌ی مبارکه‌ی عادیات پس از قسم‌هایی که با نظر به صحنه‌های فعالیت مجاهدان یاد می‌کند، متذکر می‌شود که چگونه می‌شود انسان از چنین نقشی در زندگی خود غفلت می‌کند و به شدت گرفتار حبّ دنیا و حبّ مال می‌شود. می‌فرماید: «إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ& وَ إِنَّهُ عَلى‏ ذلِكَ لَشَهيدٌ& وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَديدٌ»(آیات 6 تا8).



    5- آنچه سرنوشت یک ملت را به سوی سعادت تغییر می‌دهد، برگرداندنِ خداوند به مناسبات اجتماع است و این با انقلابی‌بودن و با مجاهده و جهاد در مقابل دشمنان خدا و دشمنان انسانیت محقق می‌شود و نه با دوستی نسبت به آن‌ها و لذا خداوند در خطاب به مؤمنین می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ ...» (ممتحنه/1).



    6- رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله» برای حفظ حرکت توحیدی که از طریق انقلاب اسلامی و جان‌فشانی شهدا به ظهور آمد، با جمله‌ی «من دیپلمات نیستم، من انقلابی‌ام»؛ به سیره‌ی حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» و یاران آن حضرت عمل نمودند. آن‌جا که حضرت حق به مسلمانان می‌فرماید: «‏قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في‏ إِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ» (ممتحنه/4) رهبر انقلاب نه‌تنها ابراهیم‌وار برائت خود را از دشمنان خدا و دشمنان انسانیت اعلام می‌کنند، بلکه اظهار می‌دارند که بین ما و شما دشمنی و کینه برای همیشه برقرار است به همان معنایی که دائماً متذکر می‌شوند دشمنی با آمریکا را فراموش نکنید.



    7- ملتی که بخواهد آزادانه خودش سرنوشت خود را به‌دست گیرد، باید با روحیه‌ی حماسی در صحنه باشد، تا مردم خودشان برای خود تصمیم بگیرند و نه دشمنان آن‌ها در امورات آن‌ها دخالت کنند.



    نقش تربیتی رهبر انقلاب در آن‌جا است که ملتی سلحشور و حاکم بر سرنوشت خود تربیت کنند و این کاری است ماورای آنچه در مدارس و دانشگاه‌های ما شکل می‌گیرد. در مراکر آموزشی عموماً افراد جهت کارهایی که جامعه‌ی جدید نیاز دارد، تربیت می‌شوند که متأسفانه مراکز آموزشیِ استعمارزده از همین کار هم باز مانده‌اند. ولی رهبر انقلاب، یک ملت را در ابعادی بس متعالی مورد خطاب قرار می‌دهند تا آن‌جا که یک ملت است که جلو می‌رود و در انواع توطئه‌ها می‌تواند پایدار بماند و نقشه‌های دشمن را خنثی کند به طوری که إن‌شاءالله نه‌تنها دشمنان از ادامه‌ی توطئه مأیوس می‌شوند، بلکه با ظهور ناتوانی استکبار، افول ابر قدرتی آن به ظهور آید.



    8- مسئولانی بودند که متوجه‌ی جایگاه حضور تاریخی انقلاب اسلامی نبودند و معنای حضور ما در لبنان و سوریه را متوجه نمی‌شدند و گمان می‌کردند ما اگر به خود بپردازیم و کاری به کار نظام استکباری نداشته باشیم، می‌توانیم سر به سلامت ببریم. غافل از آن‌که اگر ما هم کاری به کار استکبار نداشته باشیم-که این با هویت انقلاب اسلامی ناسازگار است- استکبار با روحیه‌ی تمامیت‌خواهِ خود اجازه نمی‌دهد ما سرنوشت خود را به‌دست گیریم. آری! بر فرض هم که چنین می‌شد و رهبر انقلاب به توصیه‌ی آن‌هایی که معتقد بودند ما در مقابل استکبار کوتاه بیاییم، عمل می‌کردند، نهایتاً ما کشوری می‌شدیم مانند ترکیه، که مشکلات امروزین را نداشتیم ولی مسلّم چیزی به نام انقلاب اسلامی در میان نبود و آن معنایی که امروز ما از خود در جهان داریم و عامل احساس هویتی متعالی برای ما است؛ شکل نمی‌گرفت و هرگز از آن احساسِ غرور و سرافرازی که با حاج قاسم‌ها برای ما پیش آمد، خبری نمی‌شد و این یقیناً با خِرد اسلامی- ایرانیِ ما نمی‌خواند و رهبر انقلاب حافظ چنین هویتی برای این ملت بودند تا ما در این جهان گرفتار بی‌معنایی که ملت‌ها امروزه به جهت سرافکندگیِ حاکمان‌شان در مقابل استکبار، در آن گرفتارند؛ نباشیم.



    9- چه اندازه حکیمانه رهبر انقلاب در مقابل آن‌هایی که با روحیه‌ی حق به جانب، اصرار بر نظرات خود داشتند تا ما را به غرب و آمریکا نزدیک کنند و گمان می‌کردند مشکلات را به کمک غربیان می‌توانند حل کنند، با مدارا برخورد کردند، تا معلوم شود جریان استکبار هرگز تا ما تماماً در اختیارش قرار نگیریم، از ما راضی نمی‌شود. آری! آموزگار واقعی کمک می‌کند تا ملت بتواند از خود‌بیگانگی رهایی یابد. آموزگار واقعی، ما را از خود نمی‌ستاند بلکه ما را از «خودِ کاذب» می‌رهاند تا به «خودِ راستین» برساند و این با دشمن‌شناسی و تأکیدات سال‌های متمادی رهبر معظم انقلاب در این امر ممکن شد. آیا جز این است که مربیان واقعی کسانی‌اند که ما را از توهّماتِ امید به دشمن آزاد می‌کنند تا به سوی خودمان باز گردیم؟ به همان صورتی که رهبر انقلابی ما با جدّیت تمام در این امر به ما کمک کردند. آیا او بهترین دونده در این میدان به سوی حقیقت نبود؟ چه بی‌انصاف‌اند سیاسی‌زدگان که کوتاهی‌ها و علت بی‌ثمریِ برنامه‌ها و تئوری‌های خود را از رهبر انقلاب مطالبه می‌کنند.



    10- آری! ما با حضور در تاریخ انقلاب اسلامی بنا نیست «دیگری» را به خودمان تبدیل کنیم و یا «دیگری» را به خودمان فرو بکاهیم. در این کار، در عین آن‌که به نوعی خودمرکزبینیِ غیر اخلاقی وارد می‌شویم، عملاً از حضورِ «وجود» در مظاهر مختلف انسانی غفلت می‌شود. در حضور تاریخی انقلاب اسلامی، ما به دنبال فهم غیر خود هستیم بدون آن‌که بخواهیم همه مانند ما فکر کنند، بلکه به دنبال تذکر به چشم‌اندازی هستیم که انقلاب اسلامی برای آینده‌ی ما و بشریت متذکر خواهد بود و رهبر معظم انقلاب«حفظه‌الله» به‌خوبی متوجه‌ی این نقش برای خود هستند.  



    11- حضور در تاریخ انقلاب اسلامی، یعنی ایمان به ایمانی که تا حال با آن به‌سر می‌بردیم، به همان معنایی که حضرت حق می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا»(نساء/136). سنگینی این ایمان از آن جهت است که باید در گذشته‌ی خود نمانیم و از شرایطی که همه‌چیز معنای دیگری به خود گرفته، هراس به خود راه ندهیم. گشوده‌شدن در عالمی که هرچیز در معنای این ایمان تازه، معنای اصیل‌تری به خود می‌گیرد، ایمانی است که مؤمنین آخرالزمانی بدان منوّر هستند و با به ظهورآمدن انقلاب اسلامی، حقیقت در چشم‌اندازی که توحید در مقابل انسان می‌گشاید، خود را ظاهر می‌کند و رهبر معظم انقلاب با توجه به این امر متوجه‌ی چنین حضوری برای آینده‌ی انقلاب اسلامی هستند.



    12- بشرِ امروز نقاب‌هایی که بعضی از انسان‌ها به عنوان «ایمان» بر چهره‌ می‌زنند را می‌شناسد و چون نمی‌تواند آن نوع ایمان را انتخاب کند، در دو راهیِ کفر و یا ایمان حقیقی قرار می‌گیرد و بین این دو نوع شخصیت سرگردان است، گاهی این است و گاهی آن، تا آن‌که با نظر به انسان کاملی که حضوری جهانی دارد، احساس کند خود را پیدا کرده است و انقلاب اسلامی درست بستر ظهور انسان کاملی است که هرکس می‌تواند او را وجه برتر خود احساس کند. مهم نیست حضور چنین انسانی چه مدت طول بکشد، مهم آن است که فرهنگی ظهور کرده که انسان می‌تواند بدون نقابی از ایمان که بر چهره می‌زند، به ایمان خود ایمان داشته باشد و بفهمد:



    آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت          حافظ این خرقه‌ی پشمینه بینداز و برو



    13- رهبری که خواست برای حفظ انقلاب، انقلابی بماند و نه دیپلمات، می‌داند افق آینده با حفظ هویت انقلابیِ ملت تا کجاها روشن است و این تنها با روحیه‌ی سلحشوری و مجاهدت و شهادت‌طلبی ممکن است، راهی که توسط حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» گشوده شد و ایشان در وصف روحیه‌ی شهادت‌طلبی فرمودند:



     «ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلّم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است. و خدا می‌داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست؛ خون شهیدان و این ملت‌ها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.» و فرمودند: ما هنوز در آغاز راه مبارزه‌ایم و نیازمند به مشعل شهادت.»



    و این همان روحیه‌ی انقلابی است که حاصل آن عبور از همه‌ی تنگناهایی است که جهان استکباری بر ما تحمیل کرده و مسلّم راه دیگری پیش روی ما نیست، هرچند دیپلمات‌ها باید کار خود را بکنند.



    14- اگر متوجه شویم رفع مشکلات ما با روحیه‌ی انقلابی ممکن است و نه به روشِ تئوری توسعه و به عقلانیتی فکر کنیم که ناشی از درک امکانات خودمان می‌باشد؛ جایگاه رهبر معظم انقلاب«حفظه‌الله» را در این تاریخ و در تاریخی که در آن قرار داریم، می‌فهمیم و می‌فهمیم چرا می‌فرمایند با روحیه‌ی انقلابی و سلحشوری و نترسیدن از مواجهه با تنگناهای استکبار غربی؛ می‌توان به اصالت‌های خود برگشت.



    15- همین اندازه باید متوجه‌ی عظمت رهبریِ رهبر انقلاب شد که به‌خوبی مواظبت نمودند تا ما در نسبت با فرهنگ خودمان در جهان حاضر باشیم و در کلّیت نظام، گرفتار تجددزدگی که نوعی غرب‌زدگی است، نشویم از آن جهت که انقلاب اسلامی نوعی بازگشت به خویشتن است و نجات از خودبیگانگی. هنرِ رهبریِ رهبر انقلاب آن بود تا گام‌هایی در این دنیای طوفان‌زده برداریم، گام‌هایی لازم است که اگر آن گام‌ها در جای خود قرار ‌گیرند، گام‌هایی است آزاد از تجددزدگی که بعضاً دولت‌ها به آن تجددزدگی دامن می‌زدند.



    به خوبی می‌بینیم که با رهبریِ رهبر انقلاب ما راه خود را می‌رویم و در عین حال در جهان حاضر می‌شویم و حضوری را دنبال می‌کنیم که آن حضور در گردونه‌ی جهان استکبار نیست و این است که ما را شدیداً به آینده‌‌ی خود امیدوار می‌کند. رهبر معظم انقلاب در طول مدت رهبری خود مواظب بودند ما خود را در جایی صورت‌بندی نکنیم که متعلق به فرهنگ و ایمان ما نیست و عملاً ما را از انقلاب اسلامی که راز هویت‌بخشیِ ما است، جدا می‌کند.



    والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


  • سلام و عرض ادب:
    راستش استاد یه چالش بزرگ هست توی جامعه به اسم اینکه چراغی که به خونه رواست به مسجد حرومه و با این استدلال کمک های ایران به لبنان و سوریه و... رو محکوم میکنن! با دیدن فقر وحشتناک مردم سیستان بلوچستان بعد از سیل پارسال خود منم تعجب کردم که چطور اینها حداقل ترینهای زندگی رو هم ندارند. تا حالا جدای از توجیه اخلاقی مبنی بر کمک رسانی به نیازمندان در همه جای جهان که فاکتور اسلام هست توجیه مسلم سیاسی برای من سنگر سازی در سراسر مراکز مسلمان ها برای ایجاد ترس نسبت به دشمن بود و هست و نعمت خدا حتی میدونستم که پراکندگی مناطق تا لبنان و فلسطین دور هم هست و تهدید جدی برای دشمن هستند. ولی استاد چرا داخل کشور به این نحو هستش؟! میدونم فقیر همیشه هست و گاهی حتی شناخته نمیشن ولی منطقه فقیر نشین تعجبه!!! گاهی خودم رو مجاب می‌کنم که شخصیت و سبک زندگی بعضی مطابق آنچه هست که الان هستند همانطور که چه بسیار پولدارهایی که از فقرا سخت تر زندگی می‌کنند یا اینکه اسلام در موقع حرج پیشنهاد هجرت داده است و ماندن در شرایط سخت و تدبیر نکردن از رخوت خود افراد هست و گاهی حتی بیماری روحی و تعصب های قومیتی. اما استاد به استناد سخن امام علی (ع) که خودش را نزدیک آتش می‌برد و از آتش جهنم به خدا پناه می‌برد که چرا متوجه فقر اون زن نشده و به استناد اینکه شما خودتون میگید حقوق همه ی افراد به انسانیتش سر جای خود هست حتی کافر، آیا نباید فضای جامعه طوری باشد که تجمع فقر یکجا دیده نشود و حتی اگر خودشون باعث فقر خودشون هستند چون خلق خداوند هستند یارانه ی ثابت مردمی به سمت آنها سرازیر باشه تا اتهام از مسلمان و کشور مسلمان برداشته بشه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه هستید روحیه‌ی اشرافی‌گری که متأسفانه در بعضی از مسئولان و مردم هست؛ آنچنان چشم‌شان را به مردم شهرهای بزرگ مشغول کرده که از یاد مردم آن دیارها رفته‌اند و البته هر اندازه انقلاب اسلامی از دست جریان‌های سیاسی اشرافی آزاد شود، انقلاب اسلامی بهتر می‌تواند وظیفه ی خود را نسبت به محرومین انجام دهد ولی نحوه‌ی توجه ما به لبنان و سوریه از جنس دیگری است. اتفاقاً در همین راستاست که معنای حضور جهانی و منطقه‌ای ایران شکل می‌گیرد تا ما به عنوان یک ایران بمانیم و اسیر برنامه‌های جهان استکباری نشویم. تازه در آن شرایط است که می‌توانیم برای مردم خود تصمیم بگیریم و لذا اگر کوتاه بیاییم و حضور خود در منطقه را فراموش کنیم، دشمنانند که برای ما تصمیم خواهند گرفت و مناطق فقیرنشین ما صد چندان می‌شود. موفق باشید     


  • سلام علیکم:
    در پاسخ به سوال ۲۹۰۰۸ از سنتی لا یتغیر فرمودید که راز تداوم انقلاب در آن نهفته است. به یاد دارم در کتاب انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی فرموید که تفاوت ما در نگرش ما به مشکلات با یک فرد غیر انقلابی این است که متوجهیم حقیقت انقلاب اسلامی که ریشه در ایام الله و برخاسته از سنتی دارد که خداوند الطاف خاصه اش را بر افراد و مومنین صبار و شکور نازل می‌کند، عظیم تر از آن است که با مسئولان و فلان گرایش آن شخص و یکسری بدسلیقگی و ناکارآمدی ها به حجاب برود و محو شود بلکه عظیم تر از آن تاریخ را از آن خود می‌کند مثل اینکه امیرالمومنین چون اطمینان به وعده «والله یعصمک من الناس» داشتند در زمان خلفا، اسلام را از دست رفته ندیدند چون مطمئن به وعده الهی و حقیقت و تجلی توحیدی آن بودند. انقلاب اسلامی با زعامت دو عبد صالح خدا، چنان عظمت و حضوری بس متعالی و کیفی بخش و تمدنی در این تاریخ دارد که با این نفاق و ناکارآمدی و مشکلات از پا نمی افتد و اثبات کرده می‌تواند از سخت ترین مشکلات ولو تهاجم فرهنگی یا نهادینه سازی لیبرالیزم به اسم سازندگی و توسعه مدرن به نام اصلاحات و انحرافات در عدالتخواهی با رویکرد به اصطلاح بهاری و از رمق انداختن شعائر و سنجه های انقلاب بنام تدبیر و امید بگذرد و همه اینان اگر روزی هم در قطار انقلاب بودند نهایتا نتوانستند ذیل عالم و عهد انقلاب حاضر شوند و از این قطار یا پیاده یا در حال پیاده شدن یا درگیر رکون و خموشی شده اند ولی با این‌همه همچنان این انقلاب عظیم است که چهل و یکسال مانده و توحید را در برابر استکبار گشوده و لرزه ای بر تن جاهلیت مدرن و تفکر منقطع از عالم قدس انداخته و آغازی بر یک پایان است. کدام ملتی درون وادی تمدن سازی رفته و این مشکلات و دردسرها را ولو ده ها برابر بدتر نکشیده؟ همین تمدن غیر توحیدی مدرنیته برای شکل گیریش چقدر فلاکت و مصیب کشیدند و کافی است برای فهم معیشت و اوضاع جوامع بدنبال مدرنیسم به کتب تاریخ تمدن رجوع شود تا ببینیم در چه مشکلاتی قوطه ور بودند. تمدن سازی و گذار از تمدن مدرن و عالم غربی و شبه مدرنیته ایرانی که علی الخصوص از دوره قاجار و پهلوی قوت گرفت، کار یکشب و دو شب نیست و علاوه بر سختی ها و اشتباهات و نفاق ها که جدا ما اکثر ضرباتمان از نفاق و نفوذ در درون نظام بوده، معلوم است که مستکبرین و پرچمداران لیبرال دموکراسی در صدد شعب ابی طالب ها بر می آیند و سعی دارند از طریق استعمار نوین و با علوم انسانی غربی، فکرهای توحیدی و ریشه های انقلابی را تعطیل کنند. دستاوردهای مادی انقلاب هم حقا با اوج مشکلات و ساختارهای شبه مدرن و عناوها جدا بی نظیرست و چند برابر شدن امکانات زیر بنایی و ظرفیتها که حتی مجلداتی را به خود اختصاص می‌دهد، شاهدی بر این مدعاست و حتی آمارها و اسنادی که دشمنان ما هم منتشر می‌کنند صحت آن را بیشتر می‌کند. اما اکنون ماییم و دستور رب العالمین که فرمود: «و اما بنعمه ربک فحدث»؛ این آیه جدا افق پیش روی ماست. در اوج شدتها و سختی ها و تهدیدات مشرکین و منافقین و معلوم نبودن افق آینده و تشکیک های این امت اسلام، خداوند امر می‌فرماید تحدیث نعمت کن و در روایات تعبیر شده منظور از این خیر و نعمت همان رجعت به عنوان زمان تحقق دولت حق و دولت آدم بصورت تام است؛ آری رسول الله باید در اوج این سختی ها و تشکیک ها و دلهره ها از آینده، تحدیث نعمت کند تا امت بفهمند مشغول ساخت تاریخی هستند که نهایتش رجعت است و به آن حقیقت متعالی می‌رسد و دارید این مسیر را باز می‌کنید و اگر نظر به رجعت و آن هدف کلان کنید تاب می آورید و صبر و شکر خواهید داشت و بزرگ می‌شوید و مشکلات، شما را ابن السبیل نخواهد کرد. مانند اینکه اگر درخت بشوید نشستن گنجشک ها بر روی شما اثر ندارد چون انقدر تنومنید که متغیر نشوید ولی اگر شاخه گلی باشید، با نشستن گنجشنکی به این سو و آن سو می‌روید پس باید نگاه شما و سعه وجودیتان بسط یابد و عظیم شود تا بتوانید بفهمید شما در حال مقاومت در مسیری هستید که آینده اش آنجاست و لذا همین الان شما هم خیرست و مهلتی برای سنجش عیارتان و کنار زدن زنگهارها و گوش سپردن به نوای حق و برداشتن حجابهای این راه. تا امت بینش تمدنی و کلان و عظیم نیابد و در نیابد در چه مسیری مشغول حرکت است و چه افقی را مد نظر گرفته و مشغول گشودن چه تاریخی است، توفیق و صبری نصیبش نخواهد شد ولی بالعکس با این صبر و مجاهدت و نظر به مقصد این راه می‌شود «و لما رای المومنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله»

    باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از راه‌های تفکر برای درک موقعیت تاریخی خود، فهم موقعیت و سخن و موضع‌گیریِ دشمنان این حرکت است بدون هیچگونه تعصبی، حقیقتاً دشمنان انقلاب اسلامی با همه‌ی تنوعی که دارا هستند، به پایین‌ترین نحوه‌ی تفکر و به انواع آلودگی‌های شخصی گرفتارند و این بهترین شکل برای درک جایگاه وجودی انقلاب اسلامی در هستی است از آن جهت که اولاً: خداوند هیچ توفیقی به آن افراد برای درک حقیقت نمی‌دهد و ثانیاً: هیچ امکانی برای رسیدن به هدف در نظام الهی برای آن‌ها نیست. پس باید خاطرمان از طرف خطراتی که دشمنان حرکت توحیدیِ انقلاب اسلامی پیش می‌آورند، جمع باشد. عمده درک موقعیت خود و رسالتی است که خداوند در این گردونه به عهده‌ی فرد فرد ما گذاشته است که مجهز به شأنی باشیم که در این مقابله نشان دهیم ما در راستای اراده‌ی الهی عمل می‌کنیم و معنای شناخت زمان و مطابقِ زمان عمل‌کردن و تقوای زمانه را در خود شکل‌دادن، در این‌جا جای خود را باز می‌کند و امیدواریِ هر روز ما به جهت آن است که آرام‌آرام مردم ما با خودآگاهی تاریخی از امیدواری نسبت به جبهه‌ی کفر فرو می‌نشینند و برای حضور تاریخی خود به اندیشمندیِ صحیح نزدیک می‌شوند. آری! صبری نیاز است تا حضرت معبود هر لحظه بیش از پیش اراده‌ی خود را که اراده‌ی نفی استکبار است به ما نشان دهد. موفق باشید  


  • بسمه تعالی
    ضمن تسلیت ایام محرم و صفر و سپاس فراوان از شما استاد گرامی:
    به صورت خلاصه عرض می‌کنم. در شرایط اقتصادی کنونی، یک بی اعتمادی بین اقشار مختلف مردم شکل گرفته است. من ظاهری مذهبی دارم و به دلیل شغلم در کارگاه های عمرانی رفت و آمد دارم و همیشه مورد سوال های مختلفی واقع می شوم که در نهایت امر تمام مشکلات را بر سر رهبر جامعه خراب می کنند و البته شاید گله های حقی داشته باشند. در سخنرانی های دیگران شنیدم که تمام مسئولین را جهنمی خواند جز اندکی وقتی آقای فتاح در مورد زمین های بنیاد دست مسئولین سخن گفت و اتفاقاتی مشابه خدا را شکر می‌کنم که نه پدری مسئول دارم و نه خودم مسئولیتی (شاید فکر درستی نباشد)
    با توضیحات بالا
    ۱. چه تضمینی است که انقلاب اسلامی و ادامه راه غدیر توسط مردم ایران ادامه یابد؟ ممکن است مردمان دیگر پرچم را از ما بگیرند آنها پرچم دار ذات انقلاب باشند.
    ۲. وقتی بناست انقلاب اسلامی جهان را نجات دهد و وقتی رهبر انقلاب به جوانان دیگر کشورها نامه می نویسد-چرا در درون باید دچار مشکلات این چنینی باشد؟
    گاهی به این فکر می افتم که مسئولین ما منتظرند ببینند رهبر انقلاب چه می گوید و درست راه خلاف آن را بروند. با سپاس فراوان.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ذات انقلاب اسلامی تنها راه نجات ملت است ولی این ما بودیم که آن‌طور که شایسته‌ی اهداف انقلاب اسلامی است عمل نکردیم و عملاً به رهبر انقلاب ضربه زدیم. با این‌همه مطمئن باشید این انقلاب که با خون شهدا آبیاری شده است، بزرگ‌تر از آن است که با این نوع سهل‌انگاری‌ها به حاشیه رود. این نوع افراد سودجو را به حاشیه می‌برد و با شخصیت اصیلی در آینده حاضر می‌شود. همین اندازه یک ملاک و قاعده را در نظر بگیرید که دشمنان این انقلاب که مشخصاً فاسق‌ترین و فاسدترین انسان‌های روزگارند، بنا دارند این انقلاب را از آینده‌ی متعالی خود محروم کنند و مطمئن باشید خداوند هرگز به مدد چنین افرادی نخواهد آمد و مسلّم آنها ناکام خواهند بود و این‌جا است که باید برخلاف ظاهری که ما در کشور خود با آن روبه‌روئیم و به هر دلیلی بخصوص با تبلیغات دشمن فعلاً آنچه شایسته است را در میدان نداریم؛ این ظاهر را اصل قرار ندهیم. آنچه را که باید اصل قرار دهیم اراده‌ی الهی است در ناکامیِ اراده‌ی دشمنان این انقلاب و به ثمررسیدن اهداف رهبر متقی و فرهیخته‌ی انقلاب اسلامی. موفق باشید 


  • سلام استاد:
    امروز به خاطر وضع کاملا بی حجابی چندین نفری که در کوه دیدم حالم گرفته شده؛ استاد می‌دانم که نهی از منکر در آن افراد شرایطش فراهم نیست و بر من هم واجب نیست اما چه کار کنم که دلم راضی شود؟ احساس می‌کنم وظیفه ام را خوب انجام ندادم از طرفی هم این آیه در گوشم می‌شنوم که «علیکم انفسکم»

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید منتظر شرایطی بود که از یک طرف فرزندان انقلاب نشان دهند سجایای اخلاقیِ بلندی دارا هستند و تهمت‌های جبهه‌ی استکبار که از افراد مذهبی انسان‌های تنگ‌نظر ساخته است، خنثی نمود.  و از طرفی با کار فرهنگی موضوع اصالت‌داشتن حجاب را تبیین نمود و به امید افول هرچه زودتر فرهنگ غربی که مبلغ عریانی است، منتظر ماند که بسیاری از این مشکلات در یک روند تاریخی رفع شود. البته به هیچ‌وجه نباید از حجاب که یک نماد انقلابی و دینی و ایرانی است؛ کوتاه آمد و در نظر به تمدن اسلامی که در دل چنین شاخصه‌هایی خود را به ظهور می‌آورد، مطلب را دنبال کرد. مناظره‌ی آقای مهدی نصیری با آقای دکتر سورنچی نشان داد که آقای نصیری گویا متوجه نیستند ما در آینده‌ی متعالی خود قرار داریم و عملاً ایشان یک نوع انفعال نسبت به تبلیغات دشمنان در رابطه با حجاب پیش کشیده‌اند در حالی‌که جناب آقای دکتر سوزنچی بسیار حکیمانه موضوع را مطرح کردند که نه حالت تحمیل دیکتاتورانه در کار باشد و نه حجاب از هویت حکومتی خارج شود. در این مورد خوب است به مصاحبه‌ی مذکور که در برنامه‌ی «زاویه» پیش آمد رجوع فرمایید. موفق باشید 


  • سلام استادعزیز: منظور از رهبری که فرمودند اگر جریان تحریف از بین برود تحریم از بین می‌رود چیست؟ آیا منظور جریان غربگرای آمریکا دوست است که چندین سال است قدرت اجرایی دست آنهاست؟ با تشکر از شما استاد عزیز و اینکه شما را بسیار دوست دارم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جریان تحریف، چه از طریق رسانه‌های خارجی و چه غرب‌زده‌های داخلی، تلاش می‌کنند تا موفقیت‌های ما را که امکان عبور از تحریم می‌باشد، واژگونه جلوه دهند تا به زعم خودشان این‌طور به مردم القاء کنند که ما با امکانات خودمان نمی‌توانیم از تحریم‌ها عبور کنیم زیرا می‌دانند بحمداللّه ملت ایران امکان عبور از آن تحریم‌ها را به خوبی دارند و اساساً این یک قاعده می‌باشد ملتی که بنا نداشته باشد شکست بخورد حتماً پیروز است. موفق باشید


  • سلام و وقت بخیر:
    سوال من در ارتباط با قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین است.
    واقعا دل انسان بدرد میاد، این‌همه استقامت کردیم که به این نقطه برسیم؟ خزانه دولت خالیست قبول، پول نداریم قبول، نفت نمی توانیم بفروشیم قبول، کشورهای دوست جرات ندارند بدون اجازه امریکا از ما چیزی بخرند یا بفروشند قبول، ولی دلیل می شه کشور رو به چین بفروشیم؟ مگر استقلال از اصول شعار انقلاب نبود. در ثانی گیریم که عده ای به هر دلیل و توجیهی چنین تصمیمی گرفته اند، سوال اینه چه کسی به آنها اجازه داده از جانب همه ملت ایران و همچنین فرزندانی که به دنیا نیامده اند چنین تصمیمی بگیرند، تصمیمی که به نیابت از ایرانیان گرفته بشه و به اونها اطلاع هم داده نشه؟ عده ای استدلال می کنند چون صدای آمریکا در آمده پس قرارداد خوبیه اولا این عقل و شعورتون وقتی که آمریکا برجام رو پاره کرد کجا بود، دوم وقتی ما مملکت رو عرصه تاخت و تاز چین کنیم البته آمریکا ناراحت میشه ولی کدوم عقل سلیمی می گه این به نفع ایرانه. نکته: طبق اونچه که نقل شده: این همکاری حضور چین در بخشهای بانکی، مخابرات، خطوط ریلی، بنادر و ده ها پروژه دیگر را بشدت گسترش می دهد
    طبق آنچه که سخنگوهای پراکنده ایران در جاهای مختلف بیان می کنن: شما غلط می کنید می خواهید جزییات قرارداد رو بدانید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: صاحب‌نظرانِ دلسوز و آگاه، عکسِ آن را می‌گویند، چرا سختْ تحت تأثیر دشمن هستید؟ حداقل به این متن که بی‌بی‌سی مطرح می‌کند، فکر کنید:



    واشنگتن پست: سیاست فشار حداکثری ترامپ شکست خورد مگر در سوق دادن ایران به سوی چین.



     



     


  • سلام و وقت بخیر:
    قبلا هم می خواستم در مورد رسانه بی بی سی و بخصوص عملکرد فرهنگی اون در زمینه های
    تلاش در جهت گسترش همجنسگرایی، مقابله با غیرت دینی، تبلیغ برای گسترش و همه گیری افزایش فرهنگ برهنگی و فساد جنسی، و ...
    دیدگاهتون رو جویا شوم. به بهانه انتشار این مطلب در سایتشون خواستم نظر و تحلیتون رو در مورد این نتیجه ای که حاصل شده بیان کنید.
    یک مورد از نظر دلایل مخاطب بالای یک رسانه خارجی فیلترشده مرتبط با بریتانیای منفور و بدنام در کشور ما، دوم هم عملکرد فرهنگی این رسانه
    ............................................................
    مخاطبان آنلاین بی‌بی‌‌سی فارسی بیش از دو و نیم برابر شدند
    شمار مخاطبان آنلاین بی‌بی‌سی فارسی در یک سال گذشته، ۱۶۰ درصد افزایش داشته و ۲.۶ برابر شده است.
    بر اساس ارزیابی‌های سالانه بی‌بی‌سی، شمار مخاطبان بخش فارسی که مطالب و گزارش‌ها را روی سایت یا شبکه‌های اجتماعی بی‌بی‌سی دنبال می‌کنند، با بیش از چهار میلیون نفر افزایش، به طور متوسط به شش میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در هفته رسیده است. تونی هال، مدیر کل بی‎‌بی‌سی می‌گوید: «هر نظری درباره بی‌بی‌سی داشته باشید، این آمار نشان می‌دهد ما یکی از قوی‌‌ترین و شناخته‌شده‌ترین رسانه‌های بریتانیا در جهان هستیم که نامش با کیفیت و دقت گره خورده است.»
    او با اشاره به افزایش مخاطبان جهانی بی‌بی‌سی گفته است: «سرویس جهانی ما همچنان دیدبان ارزش‌های دموکراتیک و امید نجات برای میلیون‌ها انسانی است که در هراس، اسارت و بی‌ثباتی زندگی می‌کنند.»
    اینستاگرام بی‌بی‌سی با بیش از ۹ میلیون دنبال‌کننده پرمخاطب‌ترین رسانه‌ فارسی در این شبکه اجتماعی است.
    افغانستان و ایران همچنان با مجموع بیش از ۲۲ میلیون و ۷۰۰ هزار مخاطب، به عنوان هفتمین و هشتمین کشورهای پرمخاطب بی‌بی‌سی در جهان بر آورد شده‌اند.
    برآورد حداقلی
    ارزیابی شمار مخاطبان آنلاین بر اساس داده‌های موجود و با معیارهای سخت‌گیرانه‌ای انجام می‌شود؛ کاربرانی که صرفا مطالب بی‌بی‌سی را روی شبکه‌های اجتماعی دیده باشند، به عنوان "مخاطب" شمرده نمی‌شوند؛ بلکه فقط کاربرانی در نظر گرفته می‌شوند که با این مطالب به نحوی تعامل داشته باشند؛ مثلا با نظر دادن یا لایک و همرسانی، به این مطالب واکنش نشان دهند یا ویدئوهای بی‌بی‌سی را برای مدتی نسبتا طولانی تماشا کنند.
    همچنین شمار مخاطبان آنلاین بسیار کمتر از حاصل جمع مخاطبان تک تک شبکه‌های اجتماعی است که مطالب بی‌بی‌سی را در پلت‌فرم‌های مختلف دیده‌اند؛ کارشناسان بی‌بی‌سی، با بررسی الگوی رفتاری مخاطبان در هر منطقه، همپوشانی این شبکه‌های مجازی را در نظر می‌گیرند تا اگر کسی مطالب بی‌بی‌سی را روی دو یا سه شبکه مختلف دنبال کرده باشد، چند بار شمرده نشود و تنها به عنوان یک نفر محسوب شود.
    بی‌بی‌سی فارسی در شبکه‌های اجتماعی
    اینستاگرام؛ ۹ میلیون عضو
    توییتر؛ یک میلیون و ۴۰۰ هزار دنبال کننده
    تلگرام بی‌بی‌سی فارسی؛ یک میلیون و ۲۴ هزار عضو
    فیسبوک؛ چهار میلیون و ۸۰۰ هزار لایک

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده توهمی که صاحبان رسانه دارند، نباید مورد غفلت قرار بگیرد. این بیچاره‌ها ۴۱ سال است این همه تلاش می‌کنند تا به سرنگونی نظام اسلامی برسند و درست بر عکس، هر روز با این همه تلاش کمترین نتیجه را خواهند گرفت. آری بسیاری به آن پایگاه خبری از جمله بنده رجوع می‌کنند برای آن‌که به حماقت و کینه و خریت آن‌ها پی ببرند. مطمئن باشید بیش از پیش ناکام خواهند بود. مشکل در خود ما نهفته است که آن‌طور که باید و شاید از معارف حقه و روحیه‌ی توحیدی خود کمتر استفاده می‌کنیم و متوجه نیستیم خداوند اراده کرده‌است که از طریق انقلاب اسلامی دنیای استکبار را از بین ببرد؛ چرا همان‌طور که حاج قاسم متوجه شد، ما خود را ذیل اراده‌ی الهی قرار ندهیم؟ موفق باشید


  • باسمه تعالی
    عرض سلام خدمت استاد بزرگوارم:
    همچنانکه مستحضرید رهبر معظم فرمودند آمریکا مانند کشتی تایتانیک غرق خواهد شد. آتفاقاتی رو هم که شاهدیم از جمله انفجارهای پی درپی مراکز حساس آمریکا که تا الان کسی مسولیت آن را برعهده نگرفته و مسئولین آمریکا هم سکوت کرده اند. از این طرف جبهه حزب الله از این اتفاقات اظهار خوشحالی می کند و آنها را در راستای همان افول تحلیل می کند. نکته ای که هست ترامپ دیروز یا پریروز به این مضمون گفته که این ۷ یا ۸ روز شاهد اتفاقات خاصی خواهیم بود.
    سوال: او پیش بینی از چه اتفاقاتی می کند؟ که دیروز و امروز هم شاهد انفجار در آمریکا هستیم! آیا حقیقتا دست جبهه ضد آمریکایی در این انفجارات هست یا سناریویی شبیه برج های دوقلو در دست ترامپ است و نسبت دادن این انفجارها به جبهه مقاومت و ایجاد بهانه ای برای لشکر کشی به خاورمیانه؟ بسیار سپاسگزار خواهم شد چنانچه تحلیلتان را بفرمایید. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. ولی مسلماً این سنت خداوند است که آمریکا در هویت استکباری‌اش نمی‌تواند ادامه یابد مگر آن‌که امثال تاج‌زاده‌ها استکبار را امیدوار می‌کنند. موفق باشید


  • با سلام:
    استاد عزیز این مقاله را یکی از شاگردانتان نوشتند و از من خواستند برایتان بفرستم و اگر احیانا سخنی هم برایشان دارید بفرمایید:
    آقای زیبا کلام، کلامت چون ماری خوش خط و خال زیبا و اما آکنده از زهری کشنده به جان ملت و سرزمین و تاریخ مان و هدیه ای بی دریغ و شاید بی مزد و مواجب به دشمنان این مرز و بوم است. چقدر زیبا و جذاب اما فریب کارانه و منافقانه تلاش دارید که زهری را که اربابان فرعونی شما به جان مردم این سرزمین تزریق کرده اند کارساز کرده و تاب و توان و مقاومت ملت را به هلاکت برسانید. اربابان ظالم و انسان ستیز شما زانو را بر گردن ملت و اقتصاد شما گذاشته اند، به جای آنکه تلاش کنید اثر فشار نفس گیر زانوی تحریم بر گلوی مردمان و اقتصادشان کاهش یابد نفسهای ملت و انقلاب را با نرخ دلار و سکه می شمارید و منتظرید کی نفس ملت و انقلاب قطع شود تا تئوری تسلیم را اثبات کنید، تا چه شود؟ دشمن بر سر ترحم آمده از فشار زانویش بر گلوی ملت بکاهد و یا نه مطابق ذات خبیث خود بگوید حالا که اثر کرد چرا بیشتر و محکم تر ادامه ندهیم؟ مانند آنچه در مذاکرات هسته‌ای و برجام گذشت. شما که ظاهراً استاد سفارشی علوم سیاسی هستید، بفرمایید در تئوری تسلیم، آمریکا و غرب به چه چیزی قانع می‌شوند؟ به گرفتن توان هسته ای‌، موشکی و دفاعی؟ انحلال سپاه؟ انحلال بسیج؟ برداشتن رشته های دروس فیزیک هسته ای در دانشگاه؟ ترور و کشتن دانشمندان هسته‌ای؟ حذف دروس فیزیک در دبیرستان؟ مصاحبه و بازجویی دانشمندان فیزیک و اشغال و تصرف سرزمینتان و...
    خیر آقای زیبا کلام
    حتی اگر مثل افغانستان سرزمین تان سال ها تحت اشغال باشد، یک سر کشورتان داعش یک سر دیگر آن را طالبان مدیریت و صف‌آرایی کرده و با یک دولت مرکزی ضعیف و دست نشانده زندگی مردم را به پشت سگ‌می بندند؟ بلافاصله خواهید گفت چرا ما را با افغانستان مقایسه می‌کنید؟ شما بگویید، در آن شرایط مگر دست شماست کدام مسیر را بروید؟ خدا رو شکر اربابان تان بسیار قهار و زورگو هستند و از اربابی گری و فرعونیت چیزی کم ندارند و هرگاه مسلط شوند یک مسیر قهری بیشتر باقی نمی گذارند؟ ملت فرهیخته و عزیز ایران به نخبگان و دانشمندان و فرهیختگان شجاع سیاسی و نظامی خود افتخار می کند که با هزینه ای دهها برابر کمتر از هزینه های نظامی دشمن توانسته اند با استفاده بهینه از دانش و فن و فرهنگ و جغرافیا موازنه قدرت و نظامی برقرار کرده و اجازه تعرض و اشغال سرزمین عزیزمان ایران را دور از ذهن کنند. بی ثباتی اقتصادی و نرخ دلار و سکه و بسیاری از معضلات دیگر بیش از آنکه هزینه تقابل و دفاع در برابر متجاوزان و اشغالگران باشد هزینه تئوریزه کردن ترس و تسلیم است. هزینه خیانت و تطمیع است هزینه دلباختگی و وادادگی است و هزینه خودباختگی و بی هویتی است که در ژنتیک جهان سومی های غرب زده ای امثال شما تزریق شده و می‌شود. مگر خانم کلینتون که او را در مقابل ترامپ فرشته نجات می دانید در مناظره انتخاباتی با ترامپ نگفت با ۱۲۰ کشور جهان رایزنی یا سفر کرده تا توانسته است داعش را علیه ایران خلق کند؟ مگر بنا نبود داعش و تکفیری ها پس از شکل گیری در شام و عراق با سپاه دهها میلیونی که از طلاب پاکستان و آفریقا و کشورهای عربی و... بسوی کشور عزیزمان ایران گسیل شده و برای سال ها سرزمین مان را اشغال کنند، و مگر بنا نبود اربابان آمریکایی و غربی شما فرشته نجات شوند و در یک پروسهٔ درگیری چندین ساله در خانه و زندگی مان، در بازی موش و گربه ایران را از داعش پس بگیرند و بعد هم سالیان نامعلوم تحت اشغال منجیان بوده و غرامت پرداخت کنیم؟ هزینه این کجا و هزینه دفاع در بیرون از مرزها و در خانه داعش کجا، برای ملت بزرگ ایران چه خوابی دیده اید و چه نیات شومی در پس زیبایی کلامتان پنهان کرده اید. لابد به شما و دوستانتان وعده داده اند وقتی چنین وضعیتی پیش آمد شما مصون هستید و در منطقه سبز تهران کنار ژنرالهای اشغالگر و یا نه در نیویورک و واشنگتن در کاخ های آنچنانی به سعادت خواهید رسید. برای کسی که الفبای سیاست را بداند روشن و واضح است که اگر بشار اسد و حزب الله ریشه مردمی نداشتند در برابر سیل بنیان کن تکفیری ها و صدها میلیارد پول عربستان و حضور تمام قد سیاسی و نظامی آمریکا فرانسه و انگلیس عربستان ترکیه و ده‌ها کشور دیگر نمی توانستند دوام بیاورند. در دفاع از استقلال و آزادی و تمامیت ارضی کشور، مردم شکی ندارند که بخواهیم در این مقوله از آنان سوال کنیم
    بلکه این مردم هستند که دفاع را جلو می برند. اگر روزی بنا بود به جای دفاع در خانه خودمان، حاشیه امنیت کشور را توسعه داده و با توطئه های دشمنان در بیرون از مرزها مواجه شویم شما و اربابان تان قطعا تاب نیاورده و دلخورید و این از عظمت و اقتدار و از دانش و ابتکار و خلاقیت نیروهای دفاعی و امنیتی ماست. بله کشور آمریکا اگر برای خوی تجاوزکارانه و غاصبانه و ظالمانه خود هر ساله صدها میلیارد دلار هزینه می‌کند شاید برای شما خوش نباشد که در این مورد هم به اربابان آمریکایی تان اقتدا کرده اجازه بدهید ما هم‌ مختصری از هزینه هامان را صرف دفاع از آزادی و استقلال و تمامیت ارضی میهن عزیزمان ایران کنیم. چرا به جای شرمساری و خجالت عقب ماندن از قافله ی رادمردان و آزادیخواهان فدایی وطن، تر س و تسلیم را تئوریزه و بزک می کنید تا تیرهای زهرآگین دشمن به جان ملت کارساز شود؟ همفکران شما با صادرات و واردات و بانک مرکزی، دلار، سکه و بنزین و شیلات و قاچاق کالا و واگذاری های اصل ۴۴ و اختلاس های بانکی، با این مردم و این کشور چه کردند؟ لابد در جواب، همانطور که در دادن آدرس های غلط آموزش دیده و با مهارت و یا دقیق‌تر بگویم تر دست و شعبده باز هستید، آدرس به سوریه و لبنان خواهی داد. همه هزینه در دفاع از امنیت و استقلال کشورمان در برابر توطئه های کل منطقه بعضا به اختلاس یکی دو تا از همرزمان شما نمی رسد. خیلی به خودتان غره شده اید که بار دیگر رای مردم را بزنید یا به قول دوستانتان که در این دوره فرمودید، حالا که توانستیم مخشان را بزنیم جیبشان را به مدد آدرسهای غلط راحت تر خواهیم زد و با بهانه صادرات و واردات و دلار چند نرخی چه رانت بازاری راه انداختید و دلار و سکه های زانتی را بین خود و بچه هایتان به هر شیوه‌ای واگذار کرده و به گردش در آوردید و با افزایش قیمت آن به چند برابر هر بار دست در جیب مردم کرده و نصف و یا بیشتر از نصف زندگی مردم را به صاحب شدید. بی خبر نیستیم که در جمع تان آقای تاج داده گفته است که برای ریاست جمهوری هم اینقدر ناامید نباشید مردم هم فراموش می‌کنند. تقسیم کار خواهیم کرد یک روز من یک روز موسوی خوئینی ها و یک روز هم صادق زیباکلام و روز دیگر آقا سعید حجاریان و... حوزه های فکری جامعه را پر از ابهام و غبار آلودگی کرده و با آدرسهای غلط بار دیگر رای مردم را خواهیم زد و اما غافلید از اینکه «و مکرو و مکر الله و الله خیر الماکرین»

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکات خوبی اشاره شده است. مهم آن است که ما با همان متانتی که رهبر معظم انقلاب، کشور و انقلاب را از این افراد عبور می‌دهند؛ کار را جلو ببریم، همان بهتر که افرادی مثل آقای امید دانا جواب این افراد را بدهد. موفق باشید


  • سلام استاد گرامی:
    با آرزوی سربلندی و عزت برای ایران اسلامی و رهبری انقلاب
    و آرزوی عزت و سربلندی برای حضرت عالی. نامه ی سرگشاده ای اخیرا منتشر شد متن اون رو میارم و تحلیل و نظر شما در این خصوص رو می خواستم
    ===============================
    بسم الله الرحمن الرحیم
    محضر مقام معظّم رهبری، آیت الله خامنه‌‌ای، دامت برکاته
    با اهداء سلام
    به‌اختصار، مطالبی را در محضر ملت شریف ایران به استحضار عالی می‌رسانم، به امید آنکه در آن درنگ شود و مایهٔ خیر ملت و کشور و جمهوری اسلامی باشد.
    آنچه از مسموعات و مشاهدات و مطالعهٔ گزارش‌ها و تحلیل‌ها دریافت کرده‌ام آشکارا حاکی از آن است که آنچه در ذهن و زبان بسیاری از مردم و در زندگی آنان می‌‌گذرد زیبندهٔ نظامی نیست که با پرچم اسلام به دنیا معرفی می‌شود:
    در ذهن این مردم باورهایی که پشتوانهٔ استحکام و نیز مقبولیت و مشروعیت نظام اسلامی بود به گونه‌ای روزافزون آسیب دیده و می‌بیند.

    بر زبان بسیاری از مردم در کوی و برزن و در برخی محافل و مجالس، سخنانی می‌رود که از عمق بی‌اعتقادی و بی‌اعتمادی نسبت به مدیریت کلان و مدیران کشور حکایت می‌کند.

    تورم روزافزون، همراه با کاهش درآمد اقشار گسترده، نه‌تنها زندگی امروز مردم را گرفتار دشواری‌های طاقت‌فرسا کرده که ناهنجاری در درون بسیاری از خانواده‌ها را گسترش داده و آنان را نگران آیندهٔ نامعلوم خود و فرزندانشان ساخته است.

    علاوه بر این مردمِ گرفتار در تلاطم زندگی و مشکلات طاقت‌سوز معیشتی، بسیارند انسان‌های ناراضی از اوضاع فرهنگی و سیاسی که گرفتار بی‌عدالتی‌های غیرقابل‌انکار شده‌اند.

    البته هنوز کم نیستند کسانی که اصلاحِ امور و تغییر وضع نامطلوب کنونی را از عالی‌ترین جایگاه مدیریت کشور انتظار می‌کشند. در چشم این خیل عظیم، اوضاع غیرقابل‌دوام‌ امروز صرفاً معلول تصمیمات مدیرانی که می‌آیند و می‌روند نیست (که البته این آمدن‌ها و رفتن‌ها هم خارج از چارچوب ارادهٔ عالی و حاکم بر کل مقدرات کشور نیست). از نگاه مردم، شیوهٔ مدیریت در بالاترین سطح، و قدرتِ نافذ آن، نقش‌آفرینِ اصلی در تمام یا اکثر مهامّ امور کشور است.

    مردمی که چنین انتظاری دارند هرگز الزامات و محدودیت‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی (که البته چهل سال از آن گذشته است) و نیز کینه‌توزی دشمنان انقلاب، به‌ویژه آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی را نادیده نمی‌گیرند. همچنین آنان از پیامدهای دفاع مقدس غافل نیستند و به شهیدان و مجاهدان و نقش‌آفرینان آن حماسهٔ ملی و اسلامی، که فرزندان همین ملت بودند، سپاس و درود بی‌پایان تقدیم می‌کنند. اما همین مردم بر این باورند که مدیریت کشور، به‌ویژه عالی‌ترین سطح آن، باید با ملاحظهٔ همین مشکلات و چالش‌ها شیوه‌ای در مدیریت امور به کار می‌بست که امروز گرفتار این آشفتگی‌های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و … نمی‌شدیم.

    اینجانب، با رعایت اختصار، مهم‌ترین مطلب از گفتنی‌های بسیار را که لازم می‌دانستم به عرض رساندم و بیش از این به ملت بزرگوار ایران و حضرت‌عالی تصدیع نمی‌دهم و تنها با یک کلام دیگر سخن را به پایان می‌برم:

    اگر شیوه‌ای که تاکنون به کار رفته است نتیجهٔ محاسبات متعارف و براساس آراء و تحلیل‌های شناخته‌شده در حکم‌رانی است، پس هستند پرشمار صاحب‌نظرانی که حق دارند و باید مجاز باشند تا زبان و قلم به نقد بگشایند و درست و نادرست این روش را تذکر دهند و اصلاح آن را با تأکید درخواست کنند و نگران پیامدهای ناگوار بهره‌مندی از این حق طبیعی و الهی نباشند. اما اگر مبنای تصمیمات این چند دهه دانسته‌هایی از مبادی غیرمتعارف است که تنها در اختیار خواصی از بندگان خدای متعال است که بنده و امثال بنده هیچ حظّی از آن نداریم و، در نتیجه، آنچه بر کشور و مردم و جمهوری اسلامی می‌گذرد سرنوشتی محتوم و گریزناپذیر است، پس همگان تسلیم امر محتوم و مشیّت الهی خواهیم بود، ان‌شاءالله.

    از تصدیعی که دادم پوزش می‌خواهم و دوام عمر و سلامتی آن حضرت را از خداوند خواستارم.

    سید محمد موسوی خوئینی ۹۹/۴/۷

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این افراد نتوانسته‌اند جایگاه تاریخی و حضور تاریخی انقلاب اسلامی را متوجه شوند. جواب آقای محمد ایمانی در کیهان، جواب به جایی بود. گویا بنا بر آن است که آنچه را هم که دشمن بر سر انقلاب اسلامی آورده، رهبری باید جوابگو باشند. نظر جنابعالی را ذیلاً به یادداشت ویژه‌ی امروز روزنامه‌ی کیهان جلب می‌نمایم: موفق باشید



    خانه تیمی یا شعبه ایرانی ستاد انتخاباتی ترامپ؟ (یادداشت روز)



    تاریخ: ۰۸ تير ۱۳۹۹ 



    ۱. فضای رسانه‌ای جدید در کنار همه سودمندی‌هایش، بی‌شباهت به بازار آهنگران نیست؛ پر سر و صدا. بازار تحلیل از هر قماش دایر است و گاه چنان‌که به قول معروف؛ «گنه کرد در بلخ آهنگری- به شوشتر زدند گردن مسگری». کسانی می‌گویند نباید نیت‌خوانی کرد. می‌گویند «اُنظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال». اما استناد نصف و نیمه، راه به خطا و مغالطه می‌برد. متن کلام امیرمومنان عليه‌السّلام در کتاب شریف «غُرَرالحکم» چنین است: «خُذ الحكمَهًَْ حَيثُ كانَتْ وَ انْظُر اِلي ما قالَ و لا تنظُرْ الي مَنْ قال. حكمت را هر جا باشد، فرا گير. و نگاه كن به آنچه گفته مي‌شود، نه به گوينده سخن». یا: «خُذِ الحكمَهًَْ ممّنْ اَتاكَ بِها و انظُرْ الي ما قالَ... حكمت را از هر كس كه نزد تو آورد، بگير و نگاه كن به گفته، نه گوينده سخن». حضرت می‌فرماید توقف در گوینده، مانع از گرفتن حکمت نشود. چنانکه فرمود «الْحِكْمَهًُْ ضَالَّهًُْ الْمُؤْمِنِ، فَخُذِ الْحِكْمَهًَْ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ» (حکمت ۸۰ نهج‌البلاغه).

    ۲. اما حضرت هرگز نفرمود بر انگیزه گوینده چشم ببندید، بلکه بارها انگیزه منافقین را به چالش کشید. وقتی طلحه و زبیر، به‌خاطر ‌اشرافیت‌طلبی شورش کردند، حضرت ساکت ننشست. آنها با وجود مخالفت صریح امیرمومنان (ع)، خلیفه را کشتند، اما چند ماه بعد با عاملان بی‌عدالتی در دربار خلیفه ائتلاف کرده و خونخواه خلیفه شدند! امام در مقابل این فتنه‌انگیزی فرمود «انهم لیطلبون حقا هم ‌ترکوه و دما هم سفکوه». شورشیان خوارج هم- که سران آن با معاویه بسته بودند- پس از آشکار شدن خسارت‌های حکمیت، مدعی «لا حکم الّا لله» شدند که آیه قرآن بود. آنها خود، مذاکره و صلح را تحمیل کرده بودند و حالا می‌گفتند ما توبه کردیم، تو هم که حکمیت را پذیرفتی، باید توبه کنی! امام در اینجا هم فرمود «کَلِمَهًْ حَقٍّ یُرَادُ بِهَا بَاطِل»‌. لا حکم الا لله، کلمه حقی است اما اراده باطل از آن دارند.

    ۳. تصور می‌شد برخی افراطیون مدعی اصلاحات، فقط به دموکرات‌های آمریکا سرویس می‌دهند. اما شواهد، حاکی از این است که آنها برای ستاد انتخاباتی ‌ترامپ هم پادویی می‌کنند؟ سند اگر می‌خواهید، توییت یک بازداشتی فتنه ۸۸: «پرسش من به‌عنوان یک شهروند از رهبر کشور این است؛ با این همه فشار اقتصادی بر گرده مردم، دلار چند هزار تومان بشود، نرمش قهرمانانه موجه و مذاکره با آمریکا مجاز می‌شود؟». ‌ترامپ نگون‌بخت، چهار ماه مانده به انتخابات، از همه طرف بد آورده است. غیراز ناکامی ‌در عراق و سوریه، او در حوزه تدابیر اقتصادی و بهداشتی نیز در مقابل کرونا ضربه فنی شد و سرانجام، در برابر اعتراضات بی‌سابقه‌تر عاجز ماند. نظرسنجی‌ها شانس پیروزی دوباره ‌ترامپ را ده درصد نشان می‌دهد. در این شرایط، او نیاز به برگ برنده‌ای مانند القای تسلیم ایران و قبول مذاکره با وجود لگدمال شدن برجام را دارد. مردم ما نوعا به این عبرت رسیده‌اند که مذاکره، چیزی جز خسارت نیست. حتی آقای روحانی، مذاکره دوباره را «دیوانگی» خواند. در چنین وضعیتی، وقتی عضو احزاب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین، خواستار مذاکره دوباره می‌شود، آیا جز این است که برای ستاد انتخاباتی ‌ترامپ کار می‌کند و می‌خواهد او را به هر قیمت در مسند نگه دارد؟ اگر این پالس، از طرف دوستانش در حزب اتحاد ملت و مجمع روحانیون نیست، چرا آنها این موضع وطن‌فروشانه را محکوم نمی‌کنند؟

    ۴. فرد دیگری که سوابق نظامی داشته اما به نشریات زنجیره‌ای سرویس می‌دهد، به روزنامه اعتماد گفته است «باید با ‌ترامپ مذاکره می‌‌کردیم و پرچم مذاکره را از دست او می‌‌گرفتیم(!) سؤالي كه طرف ايراني بايد روي ميز مذاكره مي‌گذاشت اين بود كه اگر به توافق رسيديم، چه ضمانتي وجود دارد رئيس‌جمهور بعدي، رفتار شما را تكرار نكند و از توافقی که امضا می‌کنیم، خارج نشود؟». این در حالی است که امثال وی، اگر صداقت و درایت داشتند، تضمین را باید در برجام و از اوباما می‌خواستند. نفر سوم داستان، عضو اولین تیم مذاکراتی روحانی بود و به جرم ارائه اطلاعات محکوم شد. او به روزنامه ایران می‌گوید «اوباما واقعاًً می‌‌خواست طبق تعهدات در برجام همه تحریم‌‌ها را بردارد. او کری را هم به‌عنوان بازاریاب برای ایران، به کشورها فرستاده بود. کری صبح تا شب با همه ملاقات می‌‌کرد و می‌‌گفت با ایران کار کنید، ما شما را مجازات نمی‌کنیم... ما در تاریخ ۴۰ ساله گذشته، مانند اوباما نداشته‌ایم که به‌دنبال تعامل با ایران باشد. با وجود چنین شرایطی امکان مذاکره فراهم نشد... ایران در دوره اوباما فقط مجوز گفت‌‌وگو در موضوع هسته‌ای را به دیپلمات‌های خود داد. به همین دلیل وقوع هرگونه مذاکره‌ در کوتاه‌‌مدت ممکن نخواهد بود». او هیچ وقت پاسخ نمی‌دهد که اگر توافق متقن بود، چرا ظریف دنبال گرفتن تضمین پسابرجامی درباره مجازات نشدن شرکای تجاری ایران بود و هرگز موفق نشد؟ یا اینکه؛ امثال او چرا اصرار داشتند برنامه موشکی و نفوذ منطقه‌ای را هم در مذاکره واگذار کنیم؟ آیا از پروژه تبدیل ایران به لیبی و عراق بی‌خبر بودند؟

    ۵. نفر چهارم داستان ما، دبیر مجمع روحانیون است. پنج‌شنبه گذشته بود که اکانت توییتر وابسته به وزارت خارجه رژیم صهیونیستی نوشت «مردم ایران از شعارهای جمهوری اسلامی فاصله گرفته‌‌اند. در حالی که حکومت جمهوری اسلامی و مزدوران حقوق‌بگیر او مشغول به خیال‌‌پردازی‌ هستند، خوشبختانه مردم ایران از شعارهای توخالی جمهوری اسلامی فاصله می‌گیرند». به دو روز نکشید که آقای خوئینی‌ها، همین ادعای اسرائیل را عینا تکرار کرد! این اتفاق افتاد تا از یاد نبریم که دو روز قبل از حرمت‌شکنی فتنه‌گران در روز قدس (۲۷ شهریور ۸۸)، وزارت خارجه اسرائیل خواستار شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» در روز قدس شده بود! فتنه را خاتمی، موسوی و موسوی خوئینی‌ها مدیریت می‌کردند و هرگز از حمایت صهیونیست‌ها - که جنبش سبز را سرمایه بزرگ اسرائیل خواندند-  برائت نجستند. ده روز بعد، رابرت گیتس (رئیس ‌سیا و وزیر دفاع در دولت‌های بوش و اوباما) با‌ اشاره به ساختارشکنی روز قدس، به CNN گفت «به‌دلیل شکاف‌‌های عمیق در ایران، تحریم اثرگذارتر از گذشته است. ما شکاف‌‌هایی را شاهدیم که در ۳۰ سال گذشته بی‌‌سابقه است. مخالفان به جای پیگیری رای خود، سیاست‌های کلان حاکمیت را هدف گرفته‌‌اند.» روایت سه هفته بعد روزنامه لس‌آنجلس تایمز، حکایتی جدا و خارج از حوصله این یادداشت است که نوشت نمایندگان سران جنبش سبز از مقامات آمریکایی خواسته‌اند تحریم‌های فلج‌کننده را علیه ایران اعمال کند. چرا برخی تحرکات برخی مدعیان اصلاح‌طلبی، تا این حد هماهنگ با راهبرد آمریکا و اسرائیل یا تسهیل‌کننده آن بوده است؟ چه کسانی شعار صهیونیستی «نه غزه، نه لبنان» را در دهان مدعیان اصلاحات گذاشتند؟ و چرا برخی از همین‌ها (از جمله نفر اول داستان ما) بعدا دوشادوش داعش، اسرائیل و آمریکا، مدافعان حرم را که فرمانده آن سردار سلیمانی بود، کوبیدند؟ آیا تودهنی بزرگ مردم در روز تشییع سردار سلیمانی کافی نبود که دم از فاصله گرفتن مردم از نظام می‌زنند؟

    ۶. کسی که مشکلات اقتصادی را بهانه عقده‌گشایی نیابتی علیه نظام می‌کند، اگر صداقت داشت، باید رئیس ‌شورای مرکزی مجمع روحانیون (خاتمی) و شورای سیاست‌گذاری منتسب به او را خطاب قرار می‌داد؛ که با کلیشه «تکرار می‌کنم»، لقمه‌های مسموم انتخاباتی را سر سفره مردم گذاشت و شریک اصلی برخی سوءعملکرد‌های اجرایی و پارلمانی است. و برادر خاتمی ‌بود که گفت «اصلاح‌طلبان، تضمین وعده‌های روحانی هستند». چرا نمی‌پرسند ۱۸ میلیارد دلار ارز جهانگیری و ۲۷ میلیارد دلار ارز تخصیص‌یافته به نام صادرات (45 میلیارد دلار)، کجا رفته که کشور باید گرفتار بحران مصنوعی ارز باشد و آقای «نشتی بشکه» (نفر اول داستان ما) بگوید «دلار چند هزار تومان بشود، نرمش قهرمانانه موجه و مذاکره با آمریکا مجاز می‌شود؟»!

    ۷. مگر در خانه‌های تیمی‌ دائما همدیگر را نمی‌بینند؟ بپرسند فلانی! تو با بهمان دستیار ارشد دولتی و محکوم‌شده در پرونده ارتشاء، چه پیوندی داری که وقتی خرداد ۹۵ از زندان آزاد شدی، بلافاصله به همراه برخی عناصر گروهکی به ملاقات تو آمد؟ خبر نداشتی که او کار چاق‌کن دانیال‌زاده (با چهار هزار میلیارد تومان بدهی) است و رئیس ‌بانک جابه‌جا می‌کند تا او مجبور نباشد پول‌ها را برگرداند؟ در این خانه‌های تیمی‌چند نفر بی‌خبر بودند که دانیال‌زاده و نجفی و...، سرمایه‌گذار ستاد انتخاباتی آنها هستند و خون مردم را در شیشه کرده‌اند؟ خبر ندارند چه کسانی هفت سال به مسکن مهر پوزخند زدند تا قیمت مسکن چهار برابر شد؛ چه کسانی ارز ۴۲۰۰ تومانی دادند و گرفتند؛ کدام مدیران اجازه واردات قاچاق خودروهای لوکس را از مجاری رسمی ‌وزارت صمت دادند؛ کدام مدیران، حقوق و پاداش‌های چند ده تا چند صد میلیون تومانی گرفتند؛ و کدام‌ها، سازمان خصوصی‌سازی را تبدیل به سر گردنه غارت شرکت‌های دولتی کردند؟ با این همه خیانت، منتظر چیزی جز افزایش ضریب جینی (شکاف طبقاتی)، رکود تورمی، رکورد تورم ۵۲ درصدی، ۳۶ پله کاهش رشد اقتصادی و تعطیلی برخی کارخانه‌ها بودند؟!

    ۸. با این مقدمات، می‌توان فهمید که چرا برخی محافل امنیتی و سیاسی غرب، از قاطعیت قوه قضائیه در مبارزه با فساد دانه‌درشت‌ها و روی کار آمدن مجلسی با‌ترکیب انقلابی ابراز نگرانی می‌کنند، یا تلاش پرحجمی ‌را برای مخدوش نمایاندن روند احیای آرمان‌های انقلاب سازماندهی کرده‌اند. آخرین بار روزنامه انگلیسی گاردین نوشت «دیپلمات‌‌های اروپایی نگران انتخابات سال آینده ریاست‌جمهوری و چشم‌‌انداز سیاسی ایران هستند... آنها معتقدند وضعیت بر خلاف پنج سال قبل پیش می‌‌رود. نگرانی دیپلمات‌‌های اروپایی این است که قدرت جریان‌‌های مخالف غرب، پس از انتخابات مجلس در حال تقویت است. اگرچه میانه‌‌روها تضعیف شده‌، اما کاملاً از ساختار قدرت حذف نشده‌‌اند... اصولگرایان به‌طور فزاینده بر این باورند که رشد آینده ایران نه در دیپلماسی با غرب، بلکه اتکای بیشتر به توانمندی خود است».



    محمد ایمانی


  • سلام و عرض ادب:
    استاد بنده الحمدلله با هر مشکلی از مشکلات روحی خود مواجه میشم، بحمدلله رو به بهبود میره، و بهبود حس میشه. ولی یک مشکل بنده هنوز رو به بهبود نرفته و اون هم اینه که: افراطی های مذهبی نما، هیچ‌وقت نتوانستم با ایشان ارتباط خوبی برقرار کنم، با بهترین شکل ممکن هم تفکر خود را پالایش می‌کنم که قضاوتی نکنم راجع به ایشان، ولی آنچنان رفتاری می‌بینم که کاملا مشهود است که اینها تیشه به ریشه می‌زنند! و من بیشترین ناراحتی ام این است که اینها مانع ایجاد می‌کنند، دردسر ایجاد می‌کنند. سر همین موضوع هست که بنده وقتی با ایشان هم کلام می‌شوم یا هم صحبت، حالم گرفته می‌شود، مضطرب می‌شوم، حرص می‌خورم. به جرات می‌توانم بگویم: تنها جایی است که بنده این حالات را باهم در خود جمع می‌بینم! دست خودم نیست، نمی‌دانم ریشه کجاست؟ بنظر شما چه مقدارش طبیعی است و چه مقدارش ریشه در رذائل دارد؟ بنده با لا مذهب ترین افراد دانشگاه هم رفیق بودم و مشکلی پیش نیامده
    ولی با اینها!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مورد آمریکا فرمودند: آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. ولی در مورد متحجرین و مقدس‌مآبان می‌فرمایند: «ما از شرّ اين مقدس‏‌مآبان به خدا پناه مى‏‌بريم»؛[1] چون شخصيت افرادِ سطحى و مقدس‌‏مآب طورى است كه نه مى‌‏توان با آن‏ها جنگيد و نه مى‏‌توان از آن‏ها در امان بود و به مسير زندگى دينى خود ادامه داد، به راحتى بازيچه‏ ى دشمن مى‏ شوند و لذا دشمنان سخنان خود را با لعاب مقدس‏ مآبى، از زبان آن‏ها اظهار مى‏ كنند.[2] عمده نحوه‌ی برخورد با کسانی است که معنی خود را در درگیری و تهمت می‌دانند و راه ما راهِ خدایی است که فرمود: «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» مؤمنین کسانی‌اند که به جهت اهداف بلندی که دارند چون با سخنان پوچ و بیهوده روبه رو شوند، بزرگوارانه از آن می‌گذرند، زیرا به گفته‌ی جناب مولوی: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب». موفق باشید 



    [1] ( 1)- امام خمينى« رضوان ‏الله‏ تعالى عليه»، 29/ 4/ 67.



    [2] ( 2)- در جنگ بيست و دو روزه‏ ى مردم غزه با اسرائيل، مفتى سعودى در باره‏ ى تظاهرات مردم مسلمان به جنايات اسرائيل گفت: تظاهرات يك نحوه فساد در زمين است!


  • سلام علیکم:
    در پاسخ ۲۷۹۲۴ پاسخ تان ظریف و حکیمانه بود. اما یک مسئله برایم کمی روشن نشد. اینکه امروز جوانان منتقد و معترض برخی ساختارها و برخی افراد هستند یا اینکه بینش سکولار پیدا کرده اند و از جهت مبنایی و اصولی با انقلاب زاویه گرفته اند و از بینش انقلابی رویگردان شده اند و بینش سکولار و دور از بینش انقلاب را دنبال می‌کنند و از جهت ریشه ای با انقلاب زاویه دارند و به گذشته و امروز و آینده انقلاب امیدوار و مطمئن نیستند و معتقد به انحطاط نظام و انقلاب اند؟چون واقعا بین این دو بینش فرق اساسی است که آیا منتقد و معارض برخی ساختارها و افراد اند ولی ملاک شان هم چنان هندسه انقلاب است یا اینکه بینش آنها سکولار شده و حتی رویگردانی پیدا کرده و دل به تداوم این مسیر نبسته و امروز هم وضع انقلاب را حرکتی در مسیر اشتباه و غلط و مغایر با مبانی می بینند. چون بسیار سعی می‌شود و حتی تحلیلگرانی که واضح و صریح می‌گویند اکثریت جوانان بینش شان سکولار و دور از سبک زندگی انقلابی است و انقلاب و نظام در این عرصه با یک روی گردانی و گریز از خود مواجه شده است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به این فکر شود که ما در جایگاه تاریخیِ خاصی قرار داریم. از یک طرف بشرِ امروز غرب‌زده است و همه‌چیز را با عقلِ غربی می‌نگرد. و از طرف دیگر غرب، به دلایل و شواهد فراوانی در حال افول است و از هویت قبلی خود فرو می‌افتد. و از این طرف، اگر انقلاب اسلامی از بعضی جهات گرفتار غرب‌زدگیِ عده‌ای شده است، ولی در ذات خود در بستر عبور از غرب است و ما در این گذرگاهِ تاریخی هستیم. اگر بدون مقابله با آن جوانان و با اخلاق خوب، کار را جلو ببریم و به مرور از غرب‌زدگیِ خود عبور کنیم که حتماً به جهت تاریخی که در آن هستیم، این کار کار عملی می‌شود و از آن طرف، ذاتِ انقلاب اسلامی به ظهور می‌آید؛ یقیناً وعده‌ی «یدخلون فی دین اللّه افواجاً» محقق می‌گردد. این‌جاست که جایگاه وظیفه‌ی تاریخی ما و عزمی که هیچ حادثه‌ای در آن خلل ایجاد نمی‌کند، به میان می‌آید و نیوشایِ خطابی می‌شویم که می‌فرماید: «الیس الصبح بقریب». موفق باشید  


  • با سلام:
    ۱. در سال های اخیر در سخنرانیهای عمومی رهبری هیچ موضع قاطع و اعتراضی از ایشان در مورد وضعیت فساد در کشور شاهد نبوده ایم. کاری ندارم که مثلاً مصلحت نبوده است یا مثلاً ایشان در جلسات خصوصی این اعتراض ها و به قول خودشان تشر ها را مطرح کرده اند یا هر چیز دیگر، آنچه واضح است موضع عمومی قاطعی نداشته اند البته من در جایگاهی نیستم که به عملکرد ایشان اعتراضی داشته باشم چون از وضعیت کشور خبر ندارم.
    ۲. نهادهای نزدیک به رهبری هم نه تنها در برابر فساد موضع نمی گیرند بلکه معترضان را هم تخریب می کنند. منطق آن ها این است که اگر فسادی بود رهبری خودش اعلام می کرد و حالا که رهبری سکوت کرده ما هم باید سکوت کنیم. مثلاً چند روز پیش خبرگزاری فارس مقاله ای کار کرد که خوارج هم در ابتدا عدالت‌خواه بوده اند. آن ها پیشاپیش جریان جوان عدالت‌خواه شکل گرفته در کشور را به عبور از رهبری در آینده متهم می کنند.
    ۳. الف) آیا این جریان در آینده یاغی خواهد شد؟
    ب) آیا این استدلال که چون رهبری موضع نگرفته، ما هم باید موضع نگیریم درست است؟ شاید رهبری منتظر است تا ما موضع بگیریم تا بعد ایشان موضع بگیرد.
    پ) در ماجراهای خصوصی سازی، هفت تپه چند هزار میلیاردی را به ده میلیارد دادند به دو نفر جاعل رشوه دهنده، هپکو ، ماشین سازی تبریز و و و . همین نیروگاه شهید منتظری اصفهان خود ما را به چه قیمتی واگذار کردند؟ در ماجراهای تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی، چقدر از سرمایه های ارزی کشور ما را غارت کردند؟ حال چند جوان آمده اند و اعتراض کرده اند که این چه نحوه خصوصی سازی است؟ آمده اند و پیگیر تشکیل دادگاه این ها و اخبار آن هستند. واقعاً این ها خوارج و ضد رهبری هستند؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که بنده نیز در جریان بعضی امور می‌باشم، فکر می‌کنم راه درست، همین راهی است که رهبر معظم انقلاب با سعه‌ی صدر و بصیرتی که دارند جلو می‌برند تا کشور از این بحران که عموماً ریشه در نگاه و مدیریت آقای هاشمی داشت، عبور کند. زیرا برای آبادکردن راهی نباید شهری را خراب کرد. انقلاب اسلامی هر اندازه در این شرایط که از یک طرف دشمن تلاش دارد با انواع تحریم‌ها و فتنه‌ها آن را به درد سر بیندازد و از طرف دیگر جریان‌های سیاسی که کشور را مُلکِ پدری خود می‌دانند، از انواع رانت‌ها برای ثروت‌اندوزی استفاده می‌کنند؛ جایگاه اصلی خود را تثبیت کند، بهتر می‌توان از این مشکلات و از این افراد عبور کرد. وقتی به گفته‌ی آقای محسنی اژه‌ای آقای رئیس جمهور در یک مرحله با صراحت تمام بگوید اگر برادرشان را نظام قضائی جلب کرد، موضع‌گیری می‌کنند؛ باید با رئیس جمهور مقابله کرد و کشور را به هم ریخت؟ یا باید با سعه‌ی صدری که مقام معظم رهبری در اداره‌ی کشور دارند، بالاخره آقای فریدون محاکمه شود و کشور هم به هم نریزد. به صحبت‌های حاج قاسم سلیمانی آن شهید بصیر که کلیات انقلاب را از زوایای مختلف می‌شناخت در مورد مقام معظم رهبری، فکر کنید که ذیلاً خدمتتان ارسال می‌گردد. موفق باشید 



    شهیدقاسم سلیمانی در مقدمه وصیت‌نامه خود می‌نویسد: «خداوندا تو را شکرگزارم که پس از عبد صالحت خمینی عزیز، مرا در مسیر عبد صالح دیگری که مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش، مردی که حکیم امروز اسلام و تشیع و ایران و جهان سیاسی اسلام است، خامنه‌ای عزیز- که جانم فدای او باد- قرارداده‌ای» سردار سلیمانی در بخش پایانی وصیت‌نامه خطاب به علما و  مراجع معظم تقلید ضمن تکریم بسیار از آنان، از موضع «سربازی از برج دیده‌بانی» می‌نویسد: «من می‌دیدم که برخی خناسان سعی داشتند و دارند که مراجع و علمای موثر در جامعه را با سخنان خود و حالت حق به جانبی به سکوت و ملاحظه بکشانند - در حالی که حق واضح است، جمهوری اسلامی و ارزش‌ها و ولایت فقیه، میراث امام خمینی هستند و می‌بایست مورد حمایت جدی قرار بگیرند. من حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای را خیلی مظلوم و تنها می‌بینم. او نیازمند همراهی و کمک شماست و شما حضرات با بیانتان و دیدارهایتان و حمایت‌هایتان با ایشان می‌بایست جامعه را جهت دهید. اگر این انقلاب آسیب دید، حتی - بازگشت به - زمان شاه ملعون هم نخواهد بود بلکه سعی استکبار بر الحادگری محض و انحراف عمیق غیرقابل بازگشت خواهد بود» فراز نخست که به آن اشاره شد استمرار ولایت فقیه در مبارزات ممتد سردار سلیمانی را بیان می‌کند و فراز پایانی «دغدغه محوری» شهید تا واپسین روزهای او را بیان می‌کند. از نظر او نه فقط آینده تشیع بلکه آینده اسلام و مواریث اسلامی در گرو بقاء و محوریت ولایت فقیه است از این رو او معتقد است و در این وصیت‌نامه به آن تصریح کرده است که اگر نظام مبتنی بر ولایت فقیه آسیب ببیند حرمین در مکه و مدینه و حرمین در قدس و الخلیل از بین می‌روند. بر این اساس می‌توان گفت هیچ‌چیز در اندیشه و سیره سردار شهید سلیمانی عزیز به اهمیت و برجستگی ولایت فقیه و تبعیت مسلمانان از ولی‌فقیه نبوده است. تعابیر سردار سلیمانی در این وصیت‌نامه پرنکته، درباره ولایت فقیه و ولی‌امر خیلی جالب و درس‌آموز است؛ «حکیم»، «مظلوم»، «خامنه‌ای عزیز که جانم فدای او باد»، «تنها نسخه نجات‌بخش امت»، «خیمه رسول‌الله»، «والله والله والله اگر این خیمه آسیب ببیند، بیت‌الله‌الحرام آسیب می‌بیند»، «از اصول مراقبت کنید، اصول یعنی ولی‌فقیه خصوصا این حکیم، مظلوم، وارسته در دین، فقه، عرفان، معرفت»، «خامنه‌ای عزیز را جان خود بدانید»، «مقدس»، «این ولایت، ولایت علی‌ابن‌ابی‌طالب است»، «خیمه ولایت، خیمه حسین فاطمه است»، «دور آن بگردید، با همه شما هستم»، «ولایت فقیه رنگ خداست، این رنگ را بر هر رنگی ترجیح دهید»، «با جان و دل به توصیه و تذکرات او به‌عنوان طبیب حقیقی شرعی و علمی، عمل کنید» و «شرط اساسی احراز مسئولیت، اعتقاد حقیقی و عملی به ولایت فقیه است». هرکدام از این کلمات و عبارات، بخشی از تفکر سردار شهید را نسبت به ولایت فقیه و حضرت امام خامنه‌ای - دامت‌برکاته- بیان می‌کند. به‌طور خلاصه او رهبری را حکیم، محور، نعمت اعظم، خدایی، طبیب حقیقی، مطاع و در عین حال مظلوم می‌داند. اینها اعتقادات یک مدرس در یک مدرسه نیست. اینها یافته‌های یک پژوهشگر دین پژوهش نیست، اینها اعتقادات و باورهای فردی است که حدود ۴۰ سال مستقیما با مسایل مهم در داخل و خارج کشور درگیر بوده و هر روز تجربه‌ای اندوخته و حالا در پایان یک عمر فعالیت بی‌وقفه و برای پس از شهادتش می‌گوید و راستی چه نیاز به این عبارات، در حالی که زندگی او همه این عبارات را در عمل به اثبات رسانده است؛شهید نخواسته کار را ناتمام بگذارد و حق مطلب را وانهد. او بعنوان «شهید» گواهی داده است. اگر او فقط در دوره دنیایش این مطالب را می‌گفت، خالی از «شائبه» نبود اما حالا از آن دنیا و در حالی که هیچ تعلقی به این دنیا ندارد، با ما- همه ما- سخن می‌گوید. واژه «مظلوم» در عبارات شهید سلیمانی کمی رازگونه است. البته عبارات وصیت‌نامه این واژه را تا حد زیادی توضیح داده است. از نظر او دکترین «ولایت فقیه» و «ولی فقیه زمان» آن‌طور که «حق» آن است درک و به آن «آنطور که حق آن است»، عمل نمی‌شود. از منظر او ولایت فقیه محور اسلام، تشیع، ایران و جهان است و همه خیرها وابسته به توجه و عمل به آن است. او در تجربه علمی و عملی خود دیده است که ولایت فقیه و امام خمینی- سلام‌الله علیه- و امام خامنه‌ای- دامت‌برکاته- کلید گشایش همه مشکلات و مرهم همه آلام است و در عین حال می‌بیند که در بخش‌های مهمی از جامعه و جهان اسلام از علما گرفته تا مسئولین کشور و تا نخبگان ایران و نخبگان جهان اسلام، مورد غفلت و کم‌توجهی قرار گرفته است. امروز همه دوستان و دشمنان به بزرگی کار و موفقیت‌های سردار شهید سلیمانی اعتراف دارند و همه می‌دانند که رمز اصلی کارهای بزرگی که او کرده و موفقیت‌های بسیار بزرگی که او به دست آورده است، عمل به نسخه‌های رهبری و رابطه عاشقانه او با ولایت فقیه بوده است. شهید در این وصیت‌نامه می‌خواهد با زبان هم به ایران و جهان اسلام بگوید کلید موفقیت‌ها تبعیت از نسخه‌های رهبری است. وقتی شهید می‌بیند به واسطه کم‌توجهی به نقش و تأثیر عظیم ولی فقیه و عدم توجه به محوریت این ودیعه الهی در حل مسایل، ایران و جهان اسلام گرفتار انواعی از مشکلات است، دردمندانه از «مظلومیت» ولی فقیه و مظلومیت حضرت امام خامنه‌ای- دامت‌برکاته- سخن می‌گوید.



    وصیت‌نامه سردار شهید سلیمانی، تفسیر بسیار متقنی از «فراجناحی» بودن ارائه می‌دهد. بعضی فراجناحی را نفی جناح‌ها و بعضی آن را خط دیگری در مقابل جناح‌های کشور و انقلاب می‌دانند و در واقع به فراانقلاب و فرا نظام دعوت می‌کنند. وصیت‌نامه شهید سلیمانی تفسیر دیگری که بسیار هم دلنشین است، بیان می‌کند. فراجناح بودن از منظر شهید سلیمانی و وصیت‌نامه بسیار پرمحتوای او، حرکت حول محور ولایت فقیه و حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای است. او در وصیت‌نامه و البته در سلوک 43 ساله سیاسی خود جناح‌ها را رد نکرده بلکه جناح‌گرایی را رد کرده و می‌گوید جناح‌ها باید حول محور رهبری باشند و نه تنها با این «خیمه» اختلاف نداشته باشند بلکه باید با این اختلافات خود را مدیریت کنند. از نظر سردار شهید اعتبار هر فرد و جناح به تبعیت آن فرد یا جناح از ولایت فقیه باز می‌گردد. او ولایت فقیه را اولین اصل می‌داند و هر حرکت و اقدام فراتر از آن را انحراف می‌داند و از آن پرهیز می‌دهد. او در وصیت‌نامه خود می‌گوید جناح‌ها باید مظلومیت را از چهره ولی امر بزدایند و خود غباری بر آن نباشند. بنابراین «فراجناحی» بودن، یک رویه و مسئولیت است نه خودجناحی در برابر جناح‌ها. از منظر شهید جناح‌ها و جناحی‌ها همه باید وقتی به رهبری و نصایح و تدابیر او می‌رسند، فراجناح باشند و مبادا جناح در نزد آنان خود به یک محور تبدیل شود. از نظر شهید سلیمانی جناح‌ها باید اقدامات خود را بر مبنای چهار اصل ولایت فقیه، نظام جمهوری اسلامی، حمایت از مردم و مقابله با دشمنان تنظیم کنند و خود را اصلی در مقابل این اصول قرار ندهند. فراجناحی از منظر سردار سلیمانی عبور جناح‌ها از خود در روز حادثه و پناه بردن همه آنان به «خیمه ولایت فقیه» است.


  • با سلام: این متن ذهنم را درگیر کرد اگر ممکن است جواب کامل و دقیقی بدهید چون شبهه ای است که داخل کانالهای اصلاح طلب کپی می‌شود، البته نمی دانم واقعا نویسنده اقای حائری هستند یانه.
    ✍️شهاب الدین حائری شیرازی
    چند روز پیش رهبر انقلاب به مناسبت آغاز ماه مبارک رمضان با مردم سخن گفتند و از مردم خواستند در ماه مبارک به قرآن توجه ویژه نمایند. در همین ضمن برخی اوامر قرآنی را گوشزد نمودند و از آن‌جمله این امر را که «از غیر خدا نترسید و فقط از خدا بترسید» سپس به خاطره ای از امام راحل اشاره کردند که محل بحث در این نوشتار است ایشان گفتند: پس از تسخیر سفارت آمریکا فشار بر ما زیاد شد که آنجا تخلیه شود بنده و آقای هاشمی و یک نفر دیگر در قم خدمت امام رسیدیم و قضایا را گفتیم امام از ما پرسید آیا از آمریکا می‌ترسید بنده گفتم نه امام گفتند پس بلند شوید و بروید سفارت را لازم نیست خالی کنید.» برای نگارنده این متن سوال پیش آمد
    آیا اهل بیت که در برابر سلاطین جور زمان خود تقیه می‌کردند از این پادشاهان می‌ترسیدند؟
    قطعا جواب منفی است. آنچه امامان شیعه را بر آن می‌داشت که شیعیان را دعوت به تقیه و کتمان عقیده بلکه همراهی ظاهری با نظام جور نمایند تا آنجا که امام معصوم خطاب به خلیفه ای سفاک چون هارون الرشید می‌گفت : یا امیر المومنین ..... مراعات مصلحت بود و پدید آوردن فرصت برای رشد و نمو تشیع تا خونی بی حاصل ریخته نشود. در ایات و روایات تقیه چنان جایگاهی دارد که ملازم ایمان است و فقدان تقیه به معنی بی ایمانی دانسته شده که معصوم فرمود: «لا دین لمن لا تقیه له _ دین ندارد کسی که تقیه نکند.» البته پیداست آنچه عموم مردم را به حمایت از تسخیر سفارت آمریکا فراخواند. عمری تحقیر و استعمار بود اما آیا بهتر نبود به تبعیت از سیره اهل بیت در مواجهه با فرعون زمان، مسیری مصلحت اندیشانه بکار می‌بردیم؟
    آیا اظهار دشمنی آن‌هم به شیوه ای کاملا خلاف عرف و معاهدات بین المللی یعنی بالا رفتن از دیوار سفارت و به گروگان گرفتن کارمندان، آمریکای ظالم را در چشم جهانیان، مظلوم جلوه نداد و جای طلبکار و بدهکار را عوض نکرد؟ عایدی مادی و معنوی انقلاب که هزاران خون پاک بپایش ریخته شده از این فتح سفارت و انقلاب دوم، چه بوده و هست؟ بنظر نگارنده مهمترین مانع نوسازی سازه های فرهنگی و سیاسی از پس تخریب نظام شاهنشاهی، توجه افراطی به خارج مرزها و داعیه اصلاحگری در سطح بین الملل بود که با تسخیر سفارت رخ داد و انقلاب را از ساختن خود باز داشت. چرا وضعیت فرهنگی ما روز به روز بدتر می‌شود چرا صداقت و امانت که شاخصه فرهنگی یک نظام دینی است دائما رو به افول است؟ پاسخ را بایست در وضعیت نابسامان اقتصادی جست که پیامبر (ص) فرمود: «نزدیک است که فقر به کفر بیانجامد_ کاد الفقر ان یکون کفرا» و از اسباب مهم کاهش رشد اقتصادی و بیکاری و فقر، تحریمهای ظالمانه آمریکاست که آن‌هم حاصل ۴۰ سال دشمنی و رو یا رویی با هارون الرشید عصر حاضر است.
    عزیزان اگر می‌خواهیم این انقلاب بماند بایست بی مجامله و صادقانه آن‌را به نقد بکشیم که اصلاح مایه ماندگاریست.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به این جمله‌ی امام خمینی فکر کنید که در سال ۴۲ فرمودند امروز تقیه حرام و افشاء ظلم حاکمان واجب است ۲. عرایضی در رابطه با جریان اشغال سفارت آمریکا در آن تاریخ را در جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که بر روی سایت هست، شده. همین اندازه عرض کنم اگر آن روز، سفارت گرفته نمی‌شد و دولت موقت ادامه می‌یافت، امروز ما یکی از نوکران آمریکا بودیم با همان خفّتی که بعضی‌ها برای تکه‌ی نان حاضرند چکمه‌های ژنرال‌های آمریکایی را بلیسند و مانند یک سگ سر خود را به زیر آن چکمه‌ها قرار دهند و مانند خانم مسیح علینژاد افتخار کنند که با مایک پومپئو وزیر امور خارجه آمریکا عکس بگیرند. آیا در شرایطی نیستیم که هرکس حسینی نیست، یزیدی است و هرکس آوینی و قاسم سلیمانی نباشد، هرچه باشد هیچ چیز نیست؟! هرچند که در لواسان ویلایی‌های آن‌چنانی داشته باشند؟!! موفق باشید