×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    مدرنیته، فرهنگ غرب، تاریخ فلسفه ی غرب

  • با سلام:
    ۱. بعضی ها می گویند آینده از آن هوش مصنوعی و ربات ها است، استاد با توجه به افول غرب و برگشت انسان ها به فطرتشان به نظر شما این حرف درست است؟
    ۲. در «لا اکراه فی الدین»، اکراه را می توانیم به معنی «کراهت» معنی کنیم؟ یعنی «لا اکراه فی الدین» را این طوری معنی کنیم که اگر فرد در دین داری خود پایداری کند، پس از مدتی از دین داری خود لذت می برد و آن کراهت اولیه را ندارد؟ ممنون از شما

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به این‌که بالاخره باید به هوش مصنوعی برنامه داد، پس می‌توان گفت باز آینده از آنِ انسان‌ها است و با توجه به این‌که جهان مدرن با همه‌ی تحقیقات علمی‌اش نتوانسته جوابگوی ابعاد معنوی انسان‌ها باشد، جهان آینده جهانِ رجوع انسان‌ها به سوی معنویت است و امکان دارد در کنار همین پیشرفت علمی، آن حضور معنوی به ظهور آید 2- علامه‌ی طباطبایی همین‌طور می‌فرمایند که آنچه دین به بشر پیشنهاد می‌کند، امری تحمیلی بر انسان نیست، بلکه جوابگوییِ همان ابعاد فطری بشر در آن نهفته است. موفق باشید


  • باسمه تعالی. سلام استاد: به بشر خیره سر کنونی چطور می شود انکشاف طبیعت را نسبت داد؟ آیا در برحه ای بوده که این بینش جریان داشته باشد؟ آیا این انکشاف طبیعت را نباید به هایدگر نسبت داد نه به بشر مدرن؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: روح اولیه‌ی بشر مدرن چنین خصوصیاتی را از خود بروز داد، ولی با غلبه‌ی گشتل، جهتِ آن روح تغییر کرد. پیشنهاد بنده آن است که بیایید و همت را جمع و عزم را محکم کنید و با حوصله‌ای چندان گسترده، کتاب «حوالت تاریخی عقل تکنیکی و جایگاه انقلاب اسلامی» را سطر به سطر مطالعه بفرمایید. موفق باشید


  • باسمه تعالی. سلام:
    ۱. استاد بشر چطور با روحیه فرد گرایی به اجتماع اصالت می دهد این به ظاهر پارادوکس نیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. زیرا اجتماع را به عنوان محل منافع فردی می‌بیند، نه آن‌که برای خود اجتماع ارزش قائل باشد، امری که علامه‌ی طباطبایی در تفسیر آیه‌ی ۲۰۰ سوره‌ی آل‌عمران به آن می‌پردازند و برای اجتماع نیز مقام قائل هستند. موفق باشید


  • سلام: در سایت ها خبر از موفقیت بالای ۹۰ درصدی واکسن فایزر که ساخت ایالات متحده است داده شده است حتی فرمول ساخت آن هم روی اینترنت گذاشته شده است حال چرا ما به خاطر مسائل سیاسی باید از این دستاورد بزرگ بشری و اشراق و الهام الهی به قلوب دانشمندان آمریکایی محروم باشیم مگر در جواب یکی از سوالات نفرمودید غربی و شرقی چینی و آمریکایی ندارد. مسئول جان عزیزانمان که هر روز پیش چشمانمان پرپر می‌شوند کیست؟ گفته شد خودشان استفاده کنند اولا استفاده می‌شود و آثار مثبتش به مرور در تحقیقات در حال مشخص شدن است. ثانیا استفاده از واکسن اوایلش مردم با احتیاط حاضر به دریافت واکسن هستند و نیاز به گذشت زمان، فرهنگ سازی و ارائه نتایج تحقیقات برای اطمینان بخشی به مردم دارد که به تدریج در حال رخ دادن است. سوالاتی مطرح بود در سایت در مورد رهبری و ستاد کرونا و طب سنتی و ... و شما صحبت از دام تقابل با علم جدید و .. مطرح کردید که بنظرم جسارتا خالی از اشکال نیست اگر در قوطی عطاری ها چیز دندان گیری بود که شک نکنید غربی ها رو هوا می قاپیدند. رهبری به خوبی و با بصیرت در این قضیه فهمیدند ولایمکن الفرار من علم الجدید این اسم جلال حق را فقط علم جدید می‌تواند به جمال مبدل کند و بنظرم نگرانی های معظم له با انتشار فرمول مرتفع گردیده است و خوب است که واکسن بهانه ای باشد برای آغاز روابط گسترده با ملتی که خداوند با اشراق واکسن به قلب علمایش نشان داد که به آن خاک نظری ویژه دارد درحالی‌که می‌توانست برای یاری انقلابش که تنها آینه ایست که امروز حق را می‌توان درو دید به قلب عالمان ایرانی اشراق واکسن کند یا معجزه ای از قوطی عطاری ها برمی انگیخت چرا نکرد؟ چون نشانه ایست که آینه ام را بسوی غرب بگیرید که درین آخرالزمان طلوعم از سمت غرب است و شاید همه این حوادث نشان داد که آینه حق که دو پاره شده بود نیمی در ایران و نیمی در آمریکا دوباره میبایست در کنار هم قرار گیرند تا پیکره حق را به طور کامل جلوه گر شوند. اللهم ارنا هذا الیوم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید هنوز بسیار زود است برای قضاوت. بخصوص اگر در کنار جریان بیماری‌زایی آن ویروس و واکسن‌هایی که تهیه شده، متوجه‌ی اراده‌های سیاسی باشیم. به نظر می‌آید رهبر معظم انقلاب با توجه به بصیرت و مشاورانی که داشته‌اند، پشت قضیه را نیز می‌دانند. و اگر رسانه‌های بیگانه را دنبال بفرمایید شواهدی بر این امر می توان احساس کرد. موفق باشید


  • با سلام: استاد عزیز جمله ای از شما را شنیدم که کلیتی که در ذهنم هست اینطور فرمودید که ما در انقلاب اسلامی به گذشته ای که کلا مدرنیته را نفی کند بر نمی گردیم بلکه به مرحله ای جدید که در تقابل با مدرنیته است وارد می شویم، این جمله شما را می خواستم با آیه ای از قرآن مجید بفهمم که خداوند می فرمایند که برای هر پیامبری دشمنانی وجود دارد.
    حال سوال اینکه ۱ آیا می توانیم اینگونه برداشت کنیم که در شروع هر دوره ای، انسان ها با گذشت زمان و فاصله گرفتن از نبی و پیامبر آن زمان به مرور که انسانها از آموزه ها فاصله گرفتند، در هر دوره ای مدل و نوع گناه و شرور و ظلم ها بسته به تمدنشان فرق می کرده و پیامبر بعدی متناسب با آن نوع از گناه و جهل آنها، آموزه هایشان را می آوردند، تا برسیم به زمان حال که بدی ها در هر نوعی به اوج خود می رسد، خلاصه اینطور که اگر بدی ها را مثل لکه سیاهی در نظر بگیریم، هر لکه سیاه با پاک کن مختص پیامبر آن زمان پاک می شده، ۲. حال اگر اینطور است پس آیا می توانیم بگوییم که اسکلت و قالب سازی و حد و حدود تمدن هر دوره تاریخ توسط شرور و بدهای آن دوره بصورت ناخودآگاهشان ریخته شده و بعد توسط انبیا و اولیا آن تمدن ساخته می شود؟ ۳. در آخر اینکه فرمودید ما در مرحله جدید در تقابل با مدرنیته ساخته می شویم، و کلا نمی شود غرب را نفی کرد، مثلا ما پارلمان و... را نفی نمی کنیم، حال سوال اینکه من درست متوجه این بحث نشدم، من در سخنرانی از شما شنیدم که به طور زیبا و جزیی مواردی را ذکر کردید که ابزار و اسباب مدرنیته فضای کره زمین و محیط زیست و... را بهم ریخته و بسیاری از مشکلات ما ساخته این نوع زندگی هست و من این رو در زندگی روزمره خودم می بینم، حال می خواستم بطور کلی بفرمایید که ما چه قسمت هایی از مدرنیته را با توجه و فراخور زمان مان باید در کشور داشته باشیم؟ آیا صرف دلبستن به آنها است که مشکل ساز است؟ ممنون.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مفصلاً در جاهای مختلف بخصوص در مباحث «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» به آن پرداخته شده است. زیرا یک بحث، بحثِ فرهنگ مدرنیته است که به هیچ‌وجه قابل پذیرش نیست، و همان اشکالاتی را دارد که جنابعالی متذکر شده‌اید. ولی یک بحث مربوط به عقل و خرد تاریخ مدرن است که امثال کانت و هگل و هایدگر برای نجات بشر مدرن مطرح کرده‌اند و ما برای تحقق تمدن نوین اسلامی در مواجهه با نظرات آن‌ها بهتر می‌توانیم جایگاه داشته‌های خود را بفهمیم و جهان خود را بسازیم. این مباحث در کتاب «جهان بین دو جهان» که در دست چاپ است تا حدّی به صورت تفصیل بیان شده است. موفق باشید


  • سلام علیکم: با توجه به اعتراف رئیس زندان ها بر وجود زندان هایی که حتی رئیس زندان ها را در آن راه نمی دهند، که در این زندان ها به قول ابوالفضل بهرامپور نمی کشند بلکه زجر کش می کنند. و با توجه به اعتراف برخی مسئولین به این امر حیوانی که تعدادی از رفقای ما هم گرفتار آن هستند، جانابعالی و همفکرانتان چگونه از این حکومت طرفداری می کنید و در جواب همه انتقاد های محکم و مستدل می فرمایید انقلاب افقی را در جهان گشوده! آیا وقت ان نشده صف حکومت فعلی ایران را از صف انقلاب اسلامی جدا کنید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم:مسلّماً نظام اداری ما و کارمندان آن هر چند انسان های خوبی باشند. ساخته و پرداخته‌ی نهادهایی است که با روح فرهنگ مدرنیته شکل گرفته و نمی‌توان از این نظام‌های اداری امید یاری اهداف انقلاب را داشته باشیم و از این جهت رهبر معظم انقلاب موضوع دولت اسلامی در فرآیند حضور تاریخی انقلاب پیش کشیدند و آنچه موجب امیدواری به آینده است در افقی که انقلاب اسلامی گشوده، می‌توان دنبال کرد. آیا راه دیگری برای ملت ما هست؟ موفق باشید


  • سلام: اینکه ویتگنشتاین امکان زبان خصوصی را نفی می‌کنند و با این نفی سعی در برچیدن بساط شکاکیت می‌کنند بنظرتان چقدر آن انکار زبان خصوصیشان صحیح است من بنظرم می‌توان زبان خصوصی را عقلا متصور شد مثلا در خواب از زبان استفاده می‌کنیم با اینکه فقط من هست و من یا می‌توان تجربه منحصر به فردی را از سر گذراند لغت خودساخته ای برای آن وضع کنیم و به اشتراک بگذاریم و در حوزه زبان بنظر می رسد به تقریب با احساسات مشترک روبروییم نه اینکه احساس افراد و به تبع آن لغات وضع شده بر آن کاملا مساوی باشد. مثلا اگر فلان طعمی برای افراد مطبوع و مثلا شیرین بنظر رسد و برآن لغت شیرین مشترکا وضع کنند لزومی ندارد که طعمهایی که افراد احساس می‌کنند کاملا همانند هم باشد. حتی ممکنست مثلا عسل برای کسی تلخ بنظر رسد ولی طعم تلخی مطبوع او باشد بنابرین چون زبان حوزه ای مشترک است او علی بنای الاجتماع عسل را شیرین خواهد خواند با اینکه تلخ احساسش می‌کند حال با این افاضات حقیر نفی زبان خصوصی را صحیح می‌دانید؟ اگر آری در گام بعد بنظرتان ویتگنشتاین با این نفی توانسته مساله شکاکیت را حل کند یا فقط صورت مساله را پاک فرموده اند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مسئله‌ی «بازیِ زبانیِ ویتگنشتاین» عمیق‌تر از این حرف‌ها است. او نظر به افقی دارد که «زبان» از آن اظهار می‌شود، که بحث آن مهم و مفصل است. موفق باشید


  • سلام علکیم: تفاوت ایده آلیسم استعلایی با ایده آلیسم تجربی را اگر لطف نمایید تبیین فرمایید.

     باسمه تعالی: سلام علیکم: هر موضوع استعلایی یعنی موضوع پیشاتفکر، و از این جهت اگر ایده‌هایی مطرح باشد که پیشاتفکر است، آن ایده‌ها استعلایی می‌باشند مثل مفاهیم دوازدگانه در فلسفه‌ی کانت. و اگر ایده‌ها بر اساس تجربه به دست آیند، بحث ایده‌آلیسم تجربی مطرح می‌شود. موفق باشید


  • با سلام و احترام، وقت شما بخیر. ان شاءلله که در سال جدید برکات بیشتری نصیبتان شود. استاد گرانقدر نظرتان راجع به این سیر مطالعاتی جهت فلسفه غرب چیست؟ آیا کامل و جامع است و یا بعضی جاهای آن نیاز نیست؟ اگر مفید نیست اگه ممکنه سیر مطالعاتی فلسفه غرب را معرفی بفرمایید. ممنون و سپاسگزارم از اینکه وقت می‌گذارید.
    سیر مطالعاتی پیشنهادی برای آشنایی با فلسفۀ غرب (۱۲۱ عنوان – ۵ سطح)
    سطح اول: (۱۵ عنوان)
    منابع اصلی:
    تسلّی‌بخشی‌های فلسفه، آلن دوباتن، ترجمه‌ی عرفان ثابتی، ققنوس. (تاریخی – فایده و ضرورتِ فلسفه)
    دنیای سوفی، یوستین گوردر، ترجمه‌ی مهرداد بازیاری، هرمس. (تاریخی)
    ♦ ~، حسن کامشاد، نیلوفر.
    ♦ – ~، کوروش صفوی٬ دفتر پژوهش‌های فرهنگی.
    ♦ – ~، لیلا علی‌مددی زنوزی، نگارستان کتاب.
    ♦ – ~، مهدی سمسار، جامی.
    ♦ – ~، محمود معلم، مصطفوی.
    محفل فیلسوفان خاموش٬ نورا ک. و ویتوریو هوسله، ترجمه‌ی کوروش صفوی، هرمس. (تلفیقی)
    فلسفه برای کوچکترها (چهل سوال که شما را به حیرت می‌اندازد)، دیوید وایت، ترجمه‌ی تینا حمیدی، قطره و هنوز. (تلفیقی)
    فلسفه برای نوآموزان، شارون ام. کای و پل تامسون، ترجمه‌ی حوریه هوشیدری‌فراهانی، آفرینگان. (موضوعی)
    تاریخچه‌ی کوتاهی از فلسفه، نایجل واربرتون، ترجمه‌ی مریم تقدیسی، ققنوس (تاریخی).
    ♦ تاریخ فلسفه، ~، ترجمه‌ی ساناز توتونچی، زرین‌کلک آفتاب.
    توجیه فلسفه برای دخترم، روژه پل دروا، ترجمه‌ی ترانه وفایی، قطره و ایرانیان. (موضوعی)
    ♦ گفتگو با دخترم درباره‌ی فلسفه، ترجمه‌ی مهدی ضرغامیان، آفرینگان.
    فلسفه در ۳۰روز، دومینیک ژانیکو، ترجمه‌ی علیرضا حسن‌پور و نرگس سردابی، مؤسسه انتشارات فلسفه. (تلفیقی)
    بازی اندیشه (فلسفه به زبان ساده) ، لیزا هاگلوند، ترجمه‌ی مهوش خرمی‌پور٬ کتابسرای تندیس. (موضوعی)
    ۱۰۱مسئله‌ی فلسفی، مارتین کوهن، ترجمه‌ی امیر غلامی، مرکز. (موضوعی)
    ماجراهای جاودان در فلسفه، هنری توماس و دانلی توماس، ترجمه‌ی احمد شهسا، ققنوس (تاریخی)
    پرسش‌های نخستین پاسخ‌های بی‌پایان، ۸مجلّد، هیأت نویسندگان: حسین شیخ‌الاسلامی و مهدی یوسفی و نادر شهریوری (صدقی) و مازیار سمیعی، افق. (موضوعی)
    منابع فرعی:
    صد و یک فیلسوف بزرگ، مدسن پیری، ترجمه‌ی کامبیز خندابی، شورآفرین. (تاریخی)
    چه کسی فیل مرا سوسک کرد؟ (گزارشی جذاب از مفاهیم فلسفی و زندگی فیلسوف‌‌ها)، ج. هانکینسون، ترجمه‌ی الهام حاجی‌باقری و کاظم عابدینی، فراگفت. (تلفیقی)
    سوال‌های چندهزارساله، استیون لو، ترجمه‌ی منصوره حسینی، افق. (موضوعی)
    سطح دوم: (۳۵ عنوان)
    منابع اصلی:
    سرگذشت فلسفه، برایان مگی، ترجمه‌ی حسن کامشاد، نی. (تاریخی)
    ♦️ داستان فلسفه، مانی صالحی‌علامه، آمه.
    فیلسوفان بزرگ از سقراط تا فوکو، جریمی استنگروم و جیمز گاروی، ابوالفضل توکلی‌شاندیز، پارسه. (تاریخی)
    الفبای فلسفه، نایجل واربرتون، ترجمه‌ی مسعود علیا، ققنوس. (تلفیقی: شاخه‌ای – موضوعی)
    ♦ بنیان‌های فلسفه، ~، ترجمه‌ی علی حقی، اهل قلم.
    ♦ فلسفه پایه، ~، ترجمه‌ی پرویز بابایی، آزادمهر.
    ♦ مقدمات فلسفه، ~، ترجمه‌ی بهجت عبّاسی و علیرضا عبّاسی ، جوانه‌ی رشد.
    درآمدی به فلسفه، بوخنسکی، ترجمه‌ی محمدرضا باطنی، فرهنگ معاصر. ( موضوعی)
    ♦ راه‌هایی به تفکّر فلسفی (درآمدی به مفاهیم بنیادین)، ترجمه‌ی منوچهر ضیاء‌شهابی، پرسش.
    فلسفه به روایت سینما، کریستوفر فالزن، ترجمه‌ی ناصر تقویان، قصیده‌سرا. (شاخه‌‌ای)
    رویای خرد، آنتونی گاتلیپ، ترجمه‌ی لی‌لی سازگار، ققنوس. (تاریخی – تا قبل از عصر جدید)
    نگاهی اجمالی به فلسفه از روشنگری تا امروز، ربرت تسیمر، ترجمه‌ی رحمان افشاری، مهراندیش. ( تاریخی – فلسفه‌ی عصر جدید)
    شور خرد، سالمون و هیگیز، ترجمه‌ی کیوان قبادیان، اختران. (تاریخی)
    از سقراط تا سارتر (فلسفه برای همه) ، لاوین، ترجمه‌ی پرویز بابایی، نگاه. (تاریخی)
    پرسشهای زندگی، سوتر، ترجمه‌ی عباس مخبر، طرح‌نو. (موضوعی)
    ♦ معمّای زندگی، ~، مینا اعظامی، نقش‌ونگار.
    مبانی و تاریخ فلسفه غرب، هالینگ دیل، ترجمه‌ی عبد الحسین آذرنگ، ققنوس. (شاخه‌‌ای – تاریخی – آشنایی با اصطلاحات فلسفی)
    فلسفه (از مجموعه‌ی قدم اول) ، دیو رابینسون و جودی گراوز، ترجمه‌ی امیر نصری، شیرازه (تاریخی)
    ♦ تاریخ فلسفه‌ی غرب، ~، ترجمه‌ی شهاب‌الدین عباسی، علم.
    مجموعه آشنایی با فیلسوفان در ۹۰دقیقه، پل استراترن، ترجمه‌ی هیأت مترجمان، نشر مرکز. (تاریخی)
    راهنمای فلسفی زیستن (تاریخ مختصر اندیشه) ، لوک فری، ترجمه‌ی افشین خاکباز، نو. (تاریخی)
    ♦ ~، ترجمه‌ی محمدحسین وقار، اطلاعات.
    نگاهی به فلسفه (سبک‌کردن بار سنگین فلسفه) ، دونالد پامر، ترجمه‌ی عباس مخبر‌. (تاریخی)
    درآمدی بر فلسفه، ادوارد کریج، ترجمه‌ی ابوالفضل حقیری زنجانی، کتاب‌های جیبی وابسته به امیرکبیر. (تلفیقی)
    ۵۰فیلسوف بزرگ: ازطالس تا سارتر، دایانه کالینسون، ترجمه‌ی محمد رفیعی مهرآبادی، عطایی. (تاریخی)
    ۵۰ایده‌ی فلسفه که باید بدانید، بن دوپره، مهرداد پورعلم، ایران‌بان. (موضوعی)
    فلسفه در چند دقیقه (توضیح ۲۰۰ مفهوم کلیدی به زبان ساده)، مارکوس ویکس، ترجمه‌ی نوید اصلانی، علم. (تاریخی)
    فلسفه به زبان ساده، جنی تیچمن و کاترین اوانز، ترجمه‌ی اسماعیل سعادتی، پژوهش و نشر سهروردی. (شاخه‌ای)
    ویل دورانت، تاریخ [داستان] فلسفه، ترجمه‌ی عباس زریاب خویی، علمی‌وفرهنگی. (تاریخی)
    ویل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه‌ی عباس زریاب خویی، علمی‌وفرهنگی. (موضوعی)
    ویل دورانت، ماجراهای فلسفه، ترجمه‌ی ابوالفضل حقیری قزوینی، علم. (موضوعی)
    ویل دورانت، دعوت به فلسفه، ترجمه‌ی ابوالفضل حقیری‌ قزوینی، علم. (موضوعی)
    پرسه‌زنی در تالار فلسفه، علی زاهد، نگاه معاصر. (تلفیقی)
    چگونه فیلسوف شویم؟ (راهنمای عملی موفقیت در رشته‌ی فلسفه)، نایگل واربرتون، ترجمه‌ی علیرضا حسن‌پور، رویش نو. (آشنایی با فلسفه‌ی دانشگاهی)
    منابع تکمیلی:
    کتاب کوچک فلسفه، گریگوری برگمن، ترجمه‌ی کیوان قبادیان، اختران (تاریخی)
    ♦ حمّام فلسفه، ~، ترجمه‌ی علی غفّاری٬ کویر.
    فلسفه در شش ساعت و پانزده دقیقه، ویتولد گومبروویچ، ترجمه‌ی مجید پروانه‌پور، ققنوس. (تاریخی – فلسفه‌ی جدید و معاصر)
    فلسفه‌های بزرگ، پیر دو کاسه، ترجمه‌ی احمد آرام، پرواز / اخیراً علمی‌وفرهنگی. (تاریخی)
    بزرگان فلسفه، هنری توماس، ترجمه‌ی فریدون بدره‌ای، کیهان. (تاریخی)
    سیر فلسفه در اروپا، آلبرت آدی، ترجمه علی‌اصغر حلبی، زوّار. (تاریخی)
    طرحی کوتاه از تاریخ فلسفه، جان ادوارد بنتلی، ترجمه‌ی فریبرز مجیدی، جهان نو. (تاریخی)
    آشنایی با فلسفه‌ی غرب، جیمز کرن فیبلمن، ترجمه‌ی محمد بقایی ماکان، حکمت. (تاریخی)
    افکار فلاسفه‌ی بزرگ، ویلیام ساهاکیان و می‌بل لئو ساهاکیان، ترجمه‌ی گل‌بابا سعیدی، بحر دانش. (شاخه‌ای)
    ستون‌های فلسفه، جیمز مانیون، ترجمه‌ی علی یزدی‌زاده، روشنگران و مطالعات زنان. (تاریخی)
    سطح سوم: (۳۷ عنوان)
    منابع اصلی:
    تاریخ فلسفه‌ی غرب، برتراند راسل، ترجمه‌ی نجف دریابندری، پرواز. (تاریخی)
    فلاسفه‌ی بزرگ، برایان مگی، ترجمه‌ی عزت‌الله فولادوند، خوارزمی. (تاریخی)
    مردان اندیشه، برایان مگی، ترجمه عزت‌الله فولادوند، طرح نو. (تلفیقی – فلسفه معاصر)
    فلسفه‌ی نوین بریتانیا، برایان مگی، ترجمه‌ی ابوالفضل رجبی، نقش جهان. (تلفیقی – فلسفه تحلیلی معاصر)
    تاریخ فلسفه در جهان، رابرت سولومون [سالمون] و کاتلین هیگینز، ترجمه‌ی منوچهر شادان، بهجت. (تاریخی)
    فهم فلسفه، ۳مجلّد، جون ا. پرایس، ترجمه‌ی رضا علیزاده، روزنه. (تاریخی)
    آثار کلاسیک‌ فلسفه، نایجل واربرتون، ترجمه‌ی مسعود علیا، ققنوس. (تاریخی – آشنایی با آثار و اصلاحات فلسفی)
    بیایید فلسفه بورزیم، ریچارد گریل، ترجمه‌ی محمد کیوانفر، دانشگاه مفید. (شاخه‌ای – آشنایی با چیستی فلسفه)
    فلسفه (For Dummies) ، مارتین کوهن، مهدی شفقتی، آوند دانش. (تلفیقی)
    درآمدی بر تحلیل فلسفی، جان هاسپرس، ترجمه‌ی موسی اکرمی، طرح نو. (موضوعی)
    ♦ ~، سهراب علوی‌نیا، نگاه.
    تفکّر، سایمون بلک‌برن، ترجمه‌ی مریم تقدیسی، ققنوس. (موضوعی)
    پرسش‌های اساسی فلسفه (واقعاً چه می‌دانیم؟)، سایمون بلک‌برن، ترجمه‌ی مریم تقدیسی، ققنوس. (موضوعی)
    پرسیدن مهم‌تر از پاسخ دادن است، دنیل کلاک، ترجمه‌ی حمیده بحرینی، هرمس. (موضوعی)
    اینها همه یعنی‌ چه؟ تامس نیگل، جواد حیدری، نگاه معاصر. (موضوعی)
    ♦ در پی معنا٬ ~، سعید ناجی و مهدی معین‌زاده، هرمس.
    ♦ معنای همه چیز، ~، احسان شفیعی زرگر، قطره.
    فلسفه در عمل (مدخلی بر پرسش‌های عمده)، اَدَم مورتون، ترجمه‌ی فریبرز مجیدی، مازیار. (تلفیقی)
    خودآموز فلسفه، مل تامپسون، ترجمه‌ی بهروز حسینی، نشر نو. (شاخه‌ای)
    مسائل کلیدی فلسفه، جولیان باجینی، ترجمه‌ی حمیده بحرینی، نی. (شاخه‌ای)
    کلید فلسفه، پل کلاینمن، محمداسماعیل فلزی، مازیار. (تاریخی)
    بفرمایید فلسفه! (۱)، دیوید ادموندز و نایجل واربرتون، میثم محمدامینی، کرگدن. (تلفیقی)
    شگفتی فلسفه، ژان هرش، ترجمه‌ی عباس باقری، نی. (تاریخی)
    عناوین فلسفی از مجموعه‌ی قدم اوّل، هیأت نویسندگان، ترجمه‌ی هیأت مترجمان، شیرازه + پردیس دانش. (تاریخی)
    نگاهی نو به فلسفه، استیفان لو، ترجمه‌ی محمد احسان مصحفی، سبزان. (تلفیقی)
    ده اشتباه فلسفی، مورتیمر ی. آدلر، ترجمه‌ی انشاءالله رحمتی. انتشارات بین‌المللی الهدی. (موضوعی)
    عالَم در آیینه‌ی تفکر فلسفی، کارل یاسپرس، ترجمه‌ی محمود عبادیان، پرسش. (موضوعی)
    کوره راه خرد، کارل یاسپرس، ترجمه‌ی مهبد ایرانی طلب، قطره. (موضوعی – آشنایی با چیستی فلسفه)
    آندره کرسون، فلاسفه بزرگ، ترجمه‌ی کاظم عمادی، در ۳مجلد، صفی‌علیشاه. (تاریخی)
    سیر حکمت در اروپا، محمدعلی فروغی، تصحیح و تحشیه‌ی امیرجلال‌الدین اعلم، البرز. (تاریخی)
    مثل فیلسوف نوشتن (آموزش نگارش مقاله فلسفی)، اِی. پی. مارتینیک، ترجمه‌ی فاطمه مینایی و لیلا مینایی، هرمس. (آشنایی با فلسفه‌ی دانشگاهی)
    منابع تکمیلی:
    تاریخ مصوّر فلسفه‌ی غرب، آنتونی کنی، ترجمه‌ی افسون آذین، امیرکبیر. (تاریخی)
    تاریخ فلسفه‌ی غرب (درس‌گفتارها) ، مصطفی ملکیان، ۴جلد، حوزه و دانشگاه. (تاریخی)
    جهان و انسان در فلسفه، شرف‌الدین خراسانی (شرف) ، دانشگاه بهشتی. (تاریخی)
    از برونو تا هگل، شرف‌الدین خراسانی (شرف) ، دانشگاه بهشتی. (تاریخی)
    ♦ از برونو تا کانت، شرف‌الدین خراسانی (شرف)، علمی‌وفرهنگی. (تاریخی)
    تاریخ سیر فلسفه در اروپا، علی‌اصغر حلبی، ۲جلد، قطره. (تاریخی)
    مکتب‌های فلسفی از دوران باستان تا امروز، ترجمه‌ی پرویز بابایی، نگاه. (تلفیقی)
    کلیات فلسفه، اصغر دادبه، دانشگاه پیام‌نور. (تلفیقی)
    مبانی فلسفه، آصفه آصفی، آگاه. (فلسفه جهان)
    فلسفه‌ی ساده، زهره روحی، دنیای اقتصاد. (تاریخی)
    سطح چهارم: (۲۷ عنوان)
    منابع اصلی:
    پرسش‌های بزرگ (درآمدی مختصر به فلسفه) ، رابرت سالمُن [سالمون] ، ترجمه‌ی مریم گلاب‌بخش و زهره خانی، شور. (موضوعی)
    مهارت‌های فلسفی، آنتونی هاریسون باربت، ترجمه‌ی فرزاد حاجی‌میرزایی، فرزان روز. (تلفیقی)
    گفتگوهای فلسفی، رابرت ام. مارتین، ترجمه‌ی راضیه سلیم‌زاده، ققنوس. (شاخه‌ای)
    آموزش فلسفه، الیزابت برنز و استیفان لو، ترجمه‌ی وحید صفری، علمی‌وفرهنگی. (شاخه‌ای)
    نگرش‌های نوین در فلسفه، ۲مجلّد، هیأت نویسندگان، هیأت مترجمان، طه. (شاخه‌ای)
    کلیات فلسفه، ریچارد پاپکین و آوروم استرول ، ترجمه‌ی سید جلال‌الدین مجتبوی، حکمت. (شاخه‌ای)
    ♦ «متافیزیک و فلسفۀ معاصر»
    (منتخب)، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
    فلسفه یا پژوهش حقیقت،
    اندرو لوین (سر ویراستار)، ترجمه‌ی سید جلال‌الدین مجتبوی، جاویدان. (تاریخی)
    درآمدی به فلسفه، جان هرمن رندل و جاستوس باکلر، ترجمه‌ی امیر جلال‌الدین اعلم، سروش. (تلفیقی)
    تاریخ فلسفه‌ی شرق و غرب، جلد دوم: فلسفه‌ی غرب، سرویراستار انگلیسی: رادا کریشنان، ترجمه‌ی جواد یوسفیان، علمی‌وفرهنگی. (تاریخی)
    سنگ‌های روح (تاریخ مفهوم‌های فلسفی از دوران باستان تا عصر حاضر) ، سون اریک لیدمن، ترجمه‌ی سعید مقدم، پژواک. (تلفیقی)
    تاریخ انتقادی فلسفه‌ی غرب (ناتمام) ، سرویراستار: دی. جی. اوکانر، ترجمه‌ی خشایار دیهیمی، کوچک٬ ناتمام. (تاریخی)
    تاریخ فلسفه‌ی غرب، ۳ مجلّد (ناتمام) ، هیأت نویسندگان (آکسفورد) ، ترجمه‌ی محمد‌سعید حنایی کاشانی، قصیده‌سرا. (تاریخی)
    درآمدی بر فلسفه‌ی مدرن اروپایی، گراهام وایت، ترجمه‌ی ناهید احمدیان، پرسش. (تاریخی – فلسفه‌ی جدید و معاصر)
    مسائل فلسفه، برتراند راسل، ترجمه‌ی منوچهر بزرگمهر، خوارزمی. (موضوعی)
    پرسش‌های بنیادین فلسفه، ا. سی. یوینگ، ترجمه‌ی سیدمحمود یوسف‌ثانی، حکمت. (موضوعی)
    شناسایی و هستی، مینار، ترجمه‌ی علی‌مراد داوودی، دهخدا / اخیراً خوارزمی (موضوعی)
    آموزه‌های اساسی فیلسوفان بزرگ، اس. ئی. فراست، ترجمه‌ی غلام‌حسین توکلی، حکمت. (موضوعی)
    ♦ درس‌های اساسی فلاسفه‌ی بزرگ، ~، ترجمه‌ی منوچهر شادان.
    نقد تفکّر فلسفی غرب، اتین ژیلسون، ترجمه‌ی احمد احمدی، حکمت / اخیراً سمت. (تاریخی – فلسفه‌ی جدید)
    مبانی فلسفه جدید: از دکارت تا کانت، ویلیام برنر، ترجمه‌ی حسین سلیمانی، حکمت. (تاریخی)
    تاریخ مختصر فسلفه جدید«از دکارت تا ویتگنشتاین»، راجر اسکروتن، ترجمه‌ی اسماعیل سعادتی خمسه، حکمت. (تاریخی)
    درآمدی به فلسفه، عبدالحسین نقیب‌زاده، طهوری. (تاریخی)
    نگاهی به نگرش‌های فلسفی سده‌ی بیستم، طهوری. (تاریخی)
    منابع تکمیلی:
    سیر اندیشه‌ی فلسفی در غرب، فاطمه زیبا کلام، دانشگاه تهران (تاریخی)
    فلسفه‌ی عمومی: مبانی اندیشه‌های فلسفی، منوچهر صانعی دره‌بیدی، امیرکبیر. (تلفیقی)
    تاریخ فلسفه، محمود هومن، ناتمام، طهوری. (تاریخی)
    درس‌گفتارهای فلسفی، محمود هومن، گزارش از عبدالعلی دستغیب، نوید شیراز. (تاریخی)
    فلسفه: مسائل فلسفی مکتب‌های فلسفی مبانی علوم، علی شریعتمداری، دفتر نشر فرهنگ اسلامی. (تلفیقی)
    سطح پنجم: (۷ عنوان)
    منابع اصلی:
    تاریخ فلسفه، ۹مجلّد، فردریک کاپلستون، هیأت مترجمان: سید جلال‌الدین مجتبوی، ابراهیم دادجو، غلامرضا اعوانی، امیر جلال‌الدین اعلم، منوچهر بزرگمهر، اسماعیل سعادت، داریوش آشوری، بهاء‌الدین خرمشاهی، عبدالحسین آذرنگ و محمود یوسف ثانی، سروش و علمی و فرهنگی. (تاریخی)
    فلسفه‌ی معاصر، فردریک کاپلستون، ترجمه‌ی علی‌اصغر حلبی، زوار (تاریخی – فلسفه‌ی معاصر)
    تاریخ فلسفه، ۲مجلّد، امیل بریه، ترجمه‌ی علیمراد داوودی، نشر دانشگاهی + بخشی دیگر ترجمه و تلخیص یحیی مهدوی با عنوان «فلسفه‌ی قرون وسطی و دوره تجدد»، خوارزمی + بخشی دیگر نیز با عناوین «تاریخ فلسفه‌ی قرن هفدهم» و «تاریخ فلسفه‌ی قرن هجدهم»، ۲ مجلّد، ترجمه‌ی اسماعیل سعادت، هرمس. (تاریخی)
    تاریخ فلسفه‌ی راتلج، تاکنون ۶مجلّد، ویراستار انگلیسی: استوارت براون، ترجمه‌ی حسن مرتضوی و علی معظمی، نشر چشمه. (تاریخی)
    ♦~، تاکنون ۶ مجلّد، هیأت مترجمان: حسن فتحی و بهنام اکبری و مصطفی شهرآیینی و سیدمسعود حسینی و ابوالفضل حقیری قزوینی و یاسر خوشنویس، حکمت.
    «فلسفه در اعصار مختلف» (از قرون وسطی تا قرن بیستم) ، ۶مجلّد هیأت نویسندگان: آن فرمانتل و جورجی دو سانتیلانا و استوارت همپشیر، آیزایا برلین و هنری ایکن و مورتون وایت، مترجمان مختلف: احمد کریمی و پرویز داریوش و احمد سعادت‌نژاد و ابوطالب صارمی، (فرانکلین – اخیراً علمی‌وفرهنگی)
    دکارت تا دریدا: مروری بر فلسفه‌ی اروپایی، پیتر سجویک، ترجمه‌ی محمدرضا آخوندزاده، نی. (تاریخی – فلسفه‌ی جدید و معاصر)
    منابع تکمیلی:
    پندار گسترش‌پذیری بی‌پایان حقیقت٬ ۲مجلّد، امیر مهدی بدیع، ترجمه‌ی احمد آرام، بنیاد فرهنگ ایران (تلفیقی: تاریخی – موضوعی)

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی نیست که بتوان در یک سؤال و جواب آن هم از طریق افرادی مثل بنده جواب داده شود. نیاز به هیئتی از دانشکده‌های فلسفه‌ی غرب دارد. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد: ما نحوه تعاملمان با افرادی که تفکر و ایده جهان بین دو جهان را بطور کامل قبول ندارند مثلا آن وجه توجه به عالم مدرن رو قبول ندارن باید چگونه باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی بسیار حساسی است. آری! اگر کسی آمادگی آن را داشت که در عین مقیّد به دیانتِ الهی، خواست اسلام و دیانتِ اسلامی را در جهان امروز حاضر کند، باید بداند که با اندیشه‌ی جهان بین دو جهان می‌تواند در آن نوع بودن حاضر شود و البته این به عهده‌ی بسیاری از متدینین نیست. آنان همان اندازه که در مأوای اُنس با خدای خود بنا دارند با پاکی تمام دین‌دار بمانند، سعادتمندند و نباید کوچک‌ترین نقدی به آن‌ها بشود. بحث در حضور تاریخیِ انسان‌هایی است که بنا دارند در جهان امروز در مواجهه با جهان مدرن حاضر شوند. موفق باشید     


  • سلام استاد وقتتون بخیر: فرا رسیدن سال نو را تبریک عرض می‌کنم. استاد یک سوال ساده: انقلاب اسلامی یا اسلام انقلابی؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جایی که در بستر اسلام عزیز در هر تاریخی مطابق آیه‌ی «کلّ یَومٍ هو فی شأن» خداوند در هر تاریخی شئونات الهی خود را مطابق آن تاریخ به ظهور می‌آورد، پس اسلام در ذات خود در هر زمان و زمانه‌ای به میان می‌آید و این یعنی اسلام در ذات خود انقلابی است و انقلاب اسلامی یکی از شئونات الهی است در این تاریخ که تاریخ مواجهه‌ی اسلام با عقل مدرن می‌باشد. موفق باشید


  • با سلام و تبریک سال نو: استاد ما در روایات داریم که در زمان ظهور وضع جهان خیلی بد می شود و ظلم همه جا را فرا می گیرد، به طوری که دین داری در آن زمان به نگه داشتن زغال در کف دست تشبیه شده است. اما از طرفی دیگر ما می گوییم هر چه جلوتر می رویم مردم از غرب عبور می کنند و به درستی انقلاب بیشتر پی می برند و حتی رهبری فرمودند یکی از مراحلی که قبل از ظهور و تمدن اسلامی طی می کنیم، جامعه اسلامی است. چگونه این دو مطلب را با هم جمع کنیم؟
    التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مانند همین امروز تاریخی که ما در آن قرار داریم که دینداری از یک طرف بسیار مشکل است و در جبهه‌ی دیگر با نظر به افق عدالت و معنویتی که به کمک انقلاب اسلامی در پیش است، آینده‌ای فراتر از جهان مدرن مدّ نظرها می‌باشد. موفق باشید


  • سلام استاد: نسبت سه کتاب شما راجع به نقد تمدن غرب با کتاب جهانی بین دو جهان چیست؟ تکلیف آنها چه می‌شود؟ تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن کتاب‌ها فرهنگ مدرنیته نقد می‌شود ولی در کتاب «جهانی بین دو جهان» با فیلسوفان غربی که آن‌ها هم دغدغه‌ی نجات بشر غربی را داشته‌اند، همراه می‌شویم. موفق باشید


  • بسمه تعالی. سلام استاد: ما در مجموعه ای می خواهیم مبنا و مباحث تفکر دکتر داوری را باز کنیم. به ذهنمان رسید قبل از آن برای هم زبانی بیشتر و همواری راه سه کتاب حضرتعالی راجع به غرب، گزینش تکنولوژی، علل تزلزل و مدرنیته و توهم را کار کنیم نظر حضرتعالی چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: برای خودتان نیاز نیست ولی برای افرادی که در این وادی‌ها نیستند می‌تواند مفید باشد. موفق باشید


  • سلام علیکم: استاد عزیز در یادداشت اخیر بنام نکات حساس انتخابات پیش رو، فرمودید اگر بطرف نامزدهایی برویم که به آرمانهای انقلاب معتقدند ولی شعارهای تندی می‌دهند که فعلا قابل تحقق نیست، از نظر عمومی مردم و افرادیکه شاید بظاهر آنطور انقلابیگری ندارند، غافل می مانیم. چندبار این جمله تان را مطالعه کردم ولی هنوز کمی برایم ابهام دارد. سخن حقی است که برای تحقق اهداف انقلاب عزیز، باید اهداف را بصورت منظم و منسجم تقسیم بندی و نظام مندی کرد و این از ضرورتهای تداوم انقلاب است و حقیقتا مهم است و از طرفی اهانت و تخریب مانند آنچه در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال که توسط برخی اتفاق افتاد، در شان نیروهای گفتمان ساز انقلاب نیست. اما استاد آیا حالا در گام دوم و در آستانه اولین دولت در این گام که گام دوم به فرموده رهبر و قائد بزرگوارمان، حرکت متعالی بسوی تمدن نوین اسلامی است، آیا صلاح است از تحلیل نامزدها بر اساس گفتمان تمدنی و نوع مواجهه آنها با مدرنیسم غافل شویم؟ به نظر حقیر، یکی از اصلی ترین عللی که سبب می‌شود افرادی علیرغم قلب و فطرت انقلابی و توحیدی شان، در ظاهر و نسبتا تحلیلهایشان هنوز نظر به تمدن غربی و عالم تجدد داشته باشند، اجرای همین الگوهای شبه مدرن و توسعه غربی در طول این چهار دهه در لوای عناوین مختلف بوده است که سبب ایجاد مخاطرات و خطرهای جدی برای انقلاب و ملت شده است و بعضا بدبینی به اصل انقلاب را بوجود آورده. البته عبور از تمدن غرب مرحله به مرحله و نیاز درک نفحات الهی دوران است که ما هنوز به آن تذکر و توجه کافی نداریم ولی آیا حساسیت دولت آینده در این حد نیست که شخصیتی به صحنه بیاید که با نگرش تمدنی و با باور عمیق به اداره و تقنین جامعه بر اساس دین مبین و نظام فکری مطهر، الگوها و راهبردهای بدیل معیشتی و فرهنگی و اجتماعی برای اداره جامعه ارائه بدهد و نیتش گذار حکیمانه از شبه مدرنیته ایرانی و توسعه غربی باشد که در ابعاد مختلف در حال اجراست و ما را از اقامه مبانی تشیع و انقلاب اسلامی محروم نموده و حتی بعضا تحقق آرمانها را برای ما مبدل به نگرانی جدی ساخته است. مگر آقای احمدی نژاد هم روزی از شعائر اصیلی مانند دولت اسلامی و عدالت اجتماعی و ولایت محوری و مردمداری و حراست از آرمانهای نهضت نمی‌گفت و انصافا نسبتا در مقابله با آثار شوم توسعه مدرن و انحرافات ساختاری که مع الاسف پس از انقلاب هم تداوم داشت و ویژه با دولت سازندگی تشدید شد، توفیقی نداشت؛ پس چرا ناموفق و در راه مانده و زمین گیر شد و به کامیابی نرسید و امروز چنین وضعیت بغرنجی دارد. جز این است که آقای احمدی نژاد با همه پرکاری و نکات مثبتی که داشت، الگوی بدیل نداشت و تلاشش بر حل آسیب های جامعه و رشد اوضاع عمومی متکی بر الگوی نشات گرفته از مبانی اسلام و تشیع و شرایط ایران اسلامی نداشت. امروز ما بسیار بیشتر در عرصه جنبش نرم افزاری و الگوی اسلامی پیشرفت جلو رفته ایم و بحمدالله علیرغم اینکه هنوز شروع جنبش نرم افزاری و نظریه پردازی برای تمدنی توحیدی، جوان و مانند نهال تازه رشد یافته هستیم ولی در همین مدت به نظریات و برنامه های با نگرش تمدنی بسیار خوبی رسیدیم. و حضرتعالی هم آگاهید که واقعا جای تکرار و تداوم همان الگوهای معیوبی که در این ۴۲ ساله حرکت ما را در تحقق آرمانخواهی شیعی انقلابی و در زمینه سازی برای هدف والای ملک مهدی (عجل الله فرجه) کند کرده است، نیست و فرصت آن است با حضور نیروهای تراز انقلاب اسلامی در مصادر اجرایی، گفتمان جمهوری اسلامی در بین مردم هم بصورت هر چه گسترده تر بسط یابد و کارگزاران نظام اسلامی تبدیل به حلقه میانی حاکمیت نظام و امت شوند و تبلور خصائل انقلابیگری. البته حضرتعالی هم بیش از من بر این عرایض حقیر واقفید و سالها دغدغه تمدن زایی شیعی را داشتید و جانانه از غفلت از حضور مسئولین تراز انقلاب اسلامی، فرمودید. تنها عرضم این بود که صحیح است که تحقق اهداف انقلاب، فرآیندی و مدت دار و نیازمند صبر است ویژه مقابل تمدن ریشه دار در تاریخ چند قرنی و جهانی شده مدرنیته و البته نباید از شخصیتی با نگاه تمدنی و ضدیت با توسعه مدرن و مشتاق اجرای الگوهای دینی برای اداره جامعه با نگاهی عمیق و متفقهانه ویژه در شرایط خطیر انقلاب اسلامی و جهان که آن بشارت شهید آوینی مبنی بر آغازی بر پایان تمدن غرب و طلوع فجر توحید آغاز شده است، غافل شد. و به نظرم اگر چنین شخصی به صحنه بیاید و برنامه های مشخص شود، نظرات زیاد را به خود جلب می‌کند و مسیر حرکت انقلاب اسلامی را تسریع خواهد کرد. البته ما به مدد حضرت حق و لطف امام مان حضرت صاحب الزمان (عج) از تنگناهای بزرگی رد شدیم و گذار کردیم و یقیناً حضور در گام دوم و مسیر تمدن سازی نیز از الطاف خاصه الهی و امام عصر بوده و ما را در این برهه مدد خواهد فرموند و میدان انتخابات را عرصه کسب بصیرت تاریخی ما خواهد شد که اگر روزی معاندان و جریان نفاق به فکر عدم انقلاب در همان ماه های اولیه بودند، امروز در مقابل مقیاس جهانی انقلاب و ولایت فقیه و بحرانهایی که نشانه اجل لکوم قوم هست، عاجزند و همانا: «تلک الایام نداولها بین الناس»

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید، بحمد الله انقلاب اسلامی افقی را مقابل بشر امروز قرار داده که غرب زدگان و متحجرین بخواهند یا نخواهند، مردم در صدد تحقق آن افق‌ها هستند حتی قشر خاکستری کشور. و اگر نامزدی برای ریاست جمهوری در این راستا به صحنه آید، مردم با تجربه‌ای که از دولت‌های امیدوار به حضور جهان مدرن پیدا کرده‌اند به او رجوع خواهند کرد و با حضور در آرزوهای جهان مدرن که آروزهای وهمی است می‌یابند که هیچ آبی از آن حضور و آن جریان‌ها برای مردم گرم نمی‌شود. باید سخت به این نکات مردم را توجه داد و از این جهت باید به انسانی جهت مسئولیت اجرایی این کشور فکر کرد که به آن‌چنان حکمتی رسیده باشد و البته این غیر از آن افرادی‌اند که آرمان‌های انقلاب را قبول دارند ولی حکمت رسیدن به آن آرمان‌ها را در دل تاریخی که هستیم ندارند. یعنی برای آباد کردن دهی، ممکن است شهری را خراب کنند زیرا بالاخره کلیّت حضور جهانی انقلاب در این تاریخ اصل است و بنده معجزه‌ی مدیریت رهبر انقلاب را در این تاریخ، همین می‌دانم و به همین جهت اگر رهبر انقلاب با انحرافاتی که دولت‌های غربی به خصوص دولت آقای هاشمی ایجاد کرده‌بودند مستقیما برخورد می‌نمودند، ممکن بود ما در این زمان بعضی از این باند بازی‌ها و بی عدالتی‌ها را نداشته باشیم ولی مشغول اختلافات داخلی می‌شدیم و دیگر انقلاب با این وسعت جهانی خود در صحنه نبود در حالی که با چنین حضوری که هم‌اکنون انقلاب دارد، به راحتی بالاخره از این مشکلات جزئی عبور می‌کند. رئیس جمهور آینده باید چنین حکمتی در کنار شعار‌های انقلاب در خود داشته باشد و مردم نیز متوجه چنین افرادی باشند و البته کار آسانی نیست. همان‌طور که رهبر انقلاب فرمودند افسران جنگ نرم باید در فضای مجازی این موارد را نیز متذکر شوند. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرامی: می‌خواستم نظرتان را درباره فلسفه غرب و انتخاب آن به عنوان رشته دانشگاهی بدانم و نسبت این فلسفه با فلسفه اسلامی. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فیلسوفان غربی هم نسبت به بشر جدید دغدغه‌های خوبی داشته‌اند که به نظر می‌اید در کنار فلسفه‌ی اسلامی می‌توان نسبت به آن‌ها نیز فکر کرد و جایگاه آن‌ها را نادیده نگرفت. موفق باشید


  • سلام استاد: استاد من در محلی از تهران زندگی می‌کنم که تا دو سال پیش محل اروم و قشنگی بود، خونه ها هنوز خیلی آپارتمان نشده بودن، اما الان پر شده از آپارتمان های زشت، که توی خونه ها اثری از نور خورشید نیست، انقدر که ساختمونا نزدیک به هم هستن، دلم نمیخواد برم بیرون چون چهره ی شهرم خیلی زشت شده، وقتی به این وضعیت نگاه می‌کنم واقعا دلم میگیره، به مردمی که همش دنبال بیشتر کردن طبقات خونشون هستن، زندگی چقدر زشت شده این روزا، استاد امیدی هست که در سال های آینده واقعا از این وضعیت مدرنیته خلاص بشیم؟ تا کی قراره این زندگی ماشینی جلو بره آخه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید فعلاً گرفتار چنین تنگناهایی هستیم. ولی به نظر می‌آید لااقل از جهان درونی خود که جهان گشوده‌‌ای می‌تواند باشد، غفلت نکنیم. موفق باشید


  • باسمه تعالی سلام استاد خوبید؟ دو سوال:
    ۱. استاد خصوصیات زندگی در عصر صفوی چه بود؟ ما بیشتر در اجتماع زندگی می کردیم یا در حیطه فردی زندگی می کردیم ما از دوران صفویه چه آموزه ای برای زندگی کنونی می توانیم داشته باشیم؟
    ۲. دکتر داوری در مقاله ایران مسایل و مشکلاتش می فرمایند که تفکر جدید تفکر قدیم رو به تاریکی انداخته و از کارایی انداخته است حالا ما که می خواهیم از گذشته راهی برای آینده بگشاییم با چه راهکاری روبرو هستیم راه درمان چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بحث آن مفصل است. مقدمه‌ی کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع بین دو جهان» را خدمتتان ارسال می‌کنم به این امید که در آن میدانِ گشوده، نکات بسیاری از سؤالات‌تان را جواب گیرید. موفق باشید



    باسمه تعالی



    1- ما تجربه‌ی «طلوع جهانی بین دو جهان» را در تاریخ دفاع مقدس پیدا کردیم که چگونه در جبهه‌های دفاع مقدس، نه بیرون تاریخ جدید بودیم که با اسب و شمشیر به مقابله‌‌ی دشمنی برویم که با مدرن‌ترین اسلحه‌ها به ما تجاوز کرده است، و نه از هویت قدسی و ایمانی خود به انسانی سکولار تبدیل شویم. حتی آن وقتی هم که رزمندگان ما از روستاهای دور وارد جبهه‌های دفاع مقدس می‌شدند، می‌دانستند وارد تاریخی شده‌اند که تاریخِ حضور در آینده‌ی دیگری است و بدین لحاظ فاصله‌ی شهری و روستایی و مدرن و سنتی به کنار رفت و بدون آن‌که آن روستایی از روستایی‌بودنش، سر باز زند، راهی را در مقابل خود احساس کرد که می‌تواند آزادانه شخصیتی را برای خود انتخاب کند که حضور در جهان دیگری است. جهانی که نه او یک روستایی عقب‌مانده از تمدن مدرن است و نه یک شهریِ گرفتار فرهنگ تجددزدهِ بیرون از سنت دینی. این است تاریخی که با افق انقلاب اسلامی در حال شکل‌گرفتن است.



    2- آنچه موجب مباهات اینجانب است مربوط به فضایی است که در این کتاب شکل گرفته و آن نحوه‌ی مواجهه با متفکرانی مثل هگل و هایدگر و گادامر و به‌خصوص نحوه‌ی مواجهه با تفکر جناب آقای دکتر داوری است و نه‌تنها این نحوه حضور را بنده قدمی به جلو، بلکه نوعی بلوغ می‌دانم که باید در تاریخ ما شروع می‌شد، تا ماورای نیک و بد، بر اصل تفکرِ متفکران نظر کنیم و چنین حضوری را تجربه نماییم. چنین تجربه‌ای را بهترین بودن در عالم تفکر می‌دانم، به‌خصوص که با متفکری شاخص و کم نظیر مانند آقای دکتر رضا داوری در سراسر کتاب روبه‌رو هستیم و تنها کسانی متوجه‌ی عظمت چنین تجربه‌ای می‌شوند که در سراسر کتاب معنای مواجهه با تفکر و متفکر را ماورای نگاه‌های ایدئولوژیک چشیده باشند و بدانند مواجهه با متفکران و احترام به آن‌ها غیر از تقلید از آن‌ها است و جملات آن‌ها را کلیشه‌وار بدون تفکر همچنان تکرارکردن.



    3- در حالی‌که به خود بنگریم، خود را در جهان احساس می‌کنیم که به یک معنا در این دنیا هبوط کرده‌ایم و یا در احساسی دیگر در این جهان پرتاب شده‌ایم، حال چگونه خود را احساس کنیم که آن هبوط به نوعی «بودن» برای ما ظاهر شود؟ تا بتوانیم در بستر هویت توحیدی خود با نسبتی که با پدیدارها برقرار می‌کنیم، در جهان حاضر باشیم که بدون غفلت از پرتاب‌شدگی‌مان در جهان، استقرار توحیدی ما برای ما مأوایی تشکیل دهد و جهانی در این میان برایمان گشوده شود. جهانی که بنا است با ممارست با مباحث مطرح‌شده در کتاب  روبه‌روی خوانندگان قرار گیرد.



     4- چون به خود آییم، از یک جهت بین دو گاز انبرِ «دیروز» و «فردا» هستیم و از جهت دیگر در آغوش «پریروز» و «پس فردا» که مأوای اصلی ما است. به بیانی دیگر از یک طرف خود را در جهانِ سنتی احساس می‌کنیم و از طرف دیگر در جهان مدرن و حضور در «جهان بین دو جهان» حضوری است که جهان «پریروز» و «پس فردا» را در مقابل ما حاضر می‌کنند تا در این تاریخ از گذشته و آینده‌ی اصیل خود غافل نباشیم.



     5- کتابی که پیش رو دارید، ساحت خاصی را مقابل خوانندگانش قرار می‌دهد که از یک طرف او را به زمانه‌ای که در آن هست نزدیک می‌کند و از طرف دیگر از امری نامأنوس سخن می‌گوید تحت عنوان «جهان بین دو جهان» که نه دیروزِ تاریخ مدرن است و نه فردای آن. هرچند مربوط به تاریخ امروز بشریت است و ورود در نوعی معاصریت، تا همدیگر را درست درک کنیم، هرچند همه در چنین عصری که عصر «جهان بین دو جهان» است زندگی نمی‌کنیم، یا گرفتار تجدّد هستیم و یا گرفتار تحجّر..



     6- در موضوع «جهان بین دو جهان» آنچه کار را مشکل می‌کند به جهت آن است که چگونه می‌توان در عصری زندگی کرد که آن عصر، نه بیرون از عصر مدرنیته باشد و نه درون آن؟ این‌جا است که تنها با تفکرِ حضور تاریخی می‌توان به آن فکر کرد از آن جهت که «حقیقت» در متن تاریخ مدّ نظر باشد.



    7- برای حضور در عصری که نظریه‌ی «جهان بین دو جهان» در مقابل ما می‌گشاید، نیاز به اندیشیدن نسبت به توسعه داریم که در این کتاب سعی شده با نگاهی که آقای دکتر داوری نسبت به توسعه‌یافتگی به میان آورده‌اند، از وجوه مختلف به عقل توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی اندیشه شود. انتظاری که از خوانندگان محترم هست آن است که به هیچ‌وجه به دنبال یک نتیجه‌ی صریح نباشند، بلکه اجازه بدهند همچنان در این موضوع تفکر شود.



     8- جمعی از رفقا در کنار هم نشستیم تا نسبت به حضوری که انقلاب اسلامی در این تاریخ می‌تواند داشته باشد گفت‌وگو کنیم. نتیجه‌ی این گفتگو‌ها همه و همه منجر به آن شد تا افق‌هایی که به ظاهر آشکار نبود، تا اندازه‌ای آشکار شود و خطای بزرگی است اگر خوانندگان این کتاب گمان کنند مطالب از قبل روشن بوده و تنها بر سر مسائل جزئی گفت‌وگو می‌شده که هرگز چنین نبوده. آری! بستر تفکر در نسبت با تاریخی که در آن قرار داریم، جمعِ رفقا را در برگرفته بود تا هرکس آنچه را که یافته است به ظهور و گفت آورد و هرکس آینه‌ای شود تا دیگری حضور تاریخی خود را در آن آینه اندیشه کند. با توجه به این امر است که باز تأکید می‌شود به هیچ‌وجه به دنبال یک نتیجه‌ی صریح و روشن نبوده‌ایم، زیرا باید اجازه داد همچنان در موضوع، تفکر شود و به چشم‌اندازی نظر شود که إن‌شاءالله در مقابل‌تان گشوده می‌شود.



     9 – مکرر بر این موضوع اشاره می‌شود که «تفکر، تاریخی است» تا از تفاوتی که باید بین جمع اطلاعات، با تفکر و تذکری که باید در مواجهه با انقلاب اسلامی به ظهور آید، غفلت نگردد و خواننده‌ی محترم با نوعی خودآگاهیِ تاریخی موضوعات مطرح‌شده در کتاب را دنبال کند. مسلّم این کار آسانی نیست زیرا هنوز عادت نکرده‌ایم تا «تفکر» را امری جدا از جمع اطلاعات و یا امری غیر از  قیاس مطرح شده در منطق صوری بدانیم.



    10- آنچه در این کتاب با آن روبه‌رو هستید نظر به تمامیت تاریخی است که ما در آن قرار داریم و شرایطی که بر اساس این تاریخ با آن روبه‌رو هستیم و این غیر از آن است که بحث‌های مطرح‌شده در حدّ توصیه‌هایی باشد برای رفع مشکلاتی که روبه‌روی ما قرار گرفته که به صورت اُبژه‌ی زندگی به آن‌ها می‌نگریم و در کسوت مصلحان تاریخ در جهان مدرن یا جهان سنتی بخواهیم در این تاریخ حاضر باشیم، که در جای خود لازم است. حتی در این کتاب بحثِ به روزکردن خود و جامعه‌مان مطرح نیست. بحث در حضوری است با هویت کاملاً منسجم که در شخصیت اشراقی حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در این تاریخ به ظهور آمده و ما با تفکر و حضور در چنین تاریخی به گفت‌وگو نشسته‌ایم. آنچه در مقابل شما است حاصل آن گفت‌وگو‌ها است ولی در بستری مشخص که یعنی حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی به ظهور آمده است.



    11- مسلّم در این کتاب هیچ ایده‌آل فلسفیِ از پیش تعیین‌شده‌ای در میان نیست، بلکه بر این هستیم که با همین گفت‌وگوهایی است که در بستر تاریخ انقلاب اسلامی شکل گرفته، باید چیزی ظهور کند و اجمال‌هایی به تفصیل در آید، همان‌طور که مدرنیته طیّ فرآیندی تاریخی به مرور به انسجام قرن بیستمیِ خود رسید، با این تفاوت که انقلاب اسلامی پشتوانه‌ی معرفتی خاص خود را دارد که آن قرائت خاص است از دیانت و از این جهت امری پست مدرنی نیست که عملاً به نحوی ادامه‌ی جهان مدرن باشد، بلکه انقلاب پشتوانه‌ی دیانتی و یا فلسفی خود را دارد و جهان مدرن با پشتوانه‌ی فلسفی خاص خود در تاریخ حاضر است ولی با این‌همه از مواجهه‌ی دو فلسفه نباید غفلت کرد، در عین آن‌که فلسفه‌ای فلسفه است که سایر فلسفه‌ها و متفکران را بفهمد. امری که سعی شده در این کتاب اتفاق بیفتد و بر این امر افتخار می‌کنیم.



     ۱2- وقتی متوجه باشیم در این تاریخ، هر جامعه و فرهنگی راه خاص خود را دارا است و باید در همان راه قدم بگذارد تا درکی درست از خود به‌دست آورد، آیا می‌توان در این افق اندیشه کرد که راه خاص ما در این تاریخ و در این جغرافیا، فهم حضور در «جهان بین دو جهان»، در بستر انقلاب اسلامی است؟ امری که این کتاب سعی کرده در زوایای مختلف به آن بپردازد.



     13- نقد و تأیید نسبت به شرایطی که در آن قرار داریم، کمابیش در بین کسانی که به انقلاب اسلامی تعلّق دارند به صورت‌های گوناگون مطرح بوده و هست و نظرات آن‌ها عموماً حکایت از دلسوزی‌ آن‌ها دارد. ولی بحثی که در این کتاب مطرح است مربوط به مفهوم‌سازی اکنونِ تاریخی ما می‌باشد که در بستر انقلاب اسلامی پیش آمده و این‌که در کجای تاریخ خود ایستاده‌ایم تا هویت خود را در آن جایگاه درک کنیم؟



    14- همچنان‌که در جای‌جای کتاب روشن است، ما نمی‌توانیم به نسبت خود با توسعه فکر نکنیم و گمان کنیم تفکر در این موضوع، امرِ ساده‌ای است ولی با این‌همه متوجه هستیم اگر معنای تاریخی خود را در نسبتِ دوگانه‌ی بین توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی متوقف کنیم، عملاً نمی‌توانیم از تمدن نوین اسلامی که بیرون از این دوگانگی خود را تعریف کرده است، سخن بگوییم. با توجه به این امر متوجه خواهید شد قسمت‌های نسبتاً مهم‌کتاب با رفت و برگشت‌های ممتد، به امر توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی پرداخته تا نظرها به چشم‌اندازی معطوف شود که در عین آزادی از دوگانگی توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی، بیگانه از آن دو نباشد و این امر می‌تواند یکی از نمونه‌های تفکر نسبت به تاریخی باشد که در آن قرار داریم.



     15- مسلّماً فرق بین انسانی  که ایران را در جهان کنونی می‌فهمد با کسی که ایران را یک کشورِ جدا از جهان می‌شناسد، بسیار زیاد است و مخاطب این کتاب کسانی‌اند که نه‌تنها ایران، بلکه بنا دارند انقلاب اسلامی و حتی دیانت را در جهان کنونی فهم کنند، تا در این عصر حاضر باشند، زیرا ایرانِ معاصر، ایران یک تمدن و انقلاب است با ثمرات تاریخی خود در مواجهه با جهان مدرن که از آن متأثر شده و می‌تواند تاثیرگذار باشد و معنای حضور در جهان بین دو جهان در این رابطه معنا دارد که انقلاب اسلامی می‌تواند در این جهان شرکت کند بدون آن‌که منفعل باشد.



     16- کتابی که در مقابل خود دارید با این سؤال روبه‌رو است که در ایرانِ اکنون، نقش اساسی را چه امری برعهده دارد و چرا معتقدیم ما ضروری‌ترین «بودنِ» خود را باید در ایران، آری! در ایران، ولی با هویت اسلامی و انقلابی دنبال کنیم وگرنه گرفتار نیهیلیسمی می‌شویم که جهان را در برگرفته و بی‌معنایی را تا مغز استخوان‌ها نفوذ داده و شهید حاج قاسم سلیمانی متذکر عبور از آن پوچی بود، یعنی اولاً: ما برای شروع در نقطه‌ی صفر نیستیم. ثانیاً: نسبت به نظریه‌ی حضور خود در این تاریخ فکر کرده‌ایم.



    17- قبل از انقلاب اسلامی، در تاریخی بودیم ماورای حضوری که فرهنگ مدرنیته برای‌مان تعریف کرده بود، تصوری از خود نداشتیم و امیدی برای آن‌که بخواهیم انسان دیگری باشیم به سراغ ما نمی‌آمد، ولی با انقلاب اسلامی افق‌های تازه‌ای با نگاه آنتولوژیک و هستی شناسانه برای فهم مسائل ایران معاصر برایمان گشوده شد، تا به بودنی که مخصوص خِرد قومی و دینی ما باشد، فکر کنیم و با عقلانیتی که از گذشته ما گسسته نیست، در جهان امروز حاضر شویم و بشری باشیم عبورکرده از نیهیلیسم که تنها چنین بشری و بشر واقعی است از آن جهت که توانسته به جای اسارت در  نیهیلیسم و یا فرار از آن، از آن عبور کرده باشد.



     18- کتاب «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بین دو جهان» می‌خواهد جوابگوی این پرسش باشد که چه فهمی باید از خود و از ایران و از دیانت در این تاریخ داشته باشیم، تا بتوانیم در این تاریخ، آری! در این تاریخ، ولی با هویت قدسی زندگی کنیم؟ شواهدی در کتاب به میان آمده است که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» نه‌تنها خودشان چنین فردی بودند، حتی چنین راهی را روبه‌روی ما گشودند و آن نوعی جهان‌مندی است در مقابل جهان‌مندیِ مدرن و این‌که معیارهای توسعه‌یافتگیِ جهان مدرن، توسعه‌یافتگی ما نیست، هرچند نباید از توسعه‌یافتگی جهان مدرن بیگانه بود ولی ما به آن نوع توسعه‌یافتگی یا پیشرفتی نیاز داریم که با گذشته‌ی تاریخی خود در آن حاضر باشیم و این حضور، با حضوری که امثال ژاپن و یا کره‌ی جنوبی در آن‌ها حاضر شدند، متفاوت است.



    19- فهم اجتماعیِ ما نیاز به نظریه‌ای دارد تا اولاً: بتوانیم جهان جدید را فهم کنیم تا توقف تاریخی نداشته باشیم و ایران و انقلاب را در جهان ببینیم. ثانیاً نه‌تنها از نقدِ ضعف‌های جهان مدرن غفلت نکنیم بلکه متوجه‌ی تراث گذشته‌ی خود نیز باشیم، در عین آن‌که از نقد گذشته‌ی خود، آن‌جایی که باید نقد شود هم کوتاهی نکنیم. باید پرسید از چه افقی می‌توان از یک طرف به جهان مدرن و از طرف دیگر جهان گذشته‌ی خود نزدیک شد و با افراد و افکار تعامل کرد، تا آن‌ دو موضع در «جهان بین دو جهان» جایی داده باشند؟



     از متفکرانی مثل هگل و هایدگر و دکتر داوری چه مطالبی باید برگیریم بدون آن‌که مقلد آن‌ها شویم؟ در این کتاب اگر نامی از متفکران مذکور برده می‌شود و در نظام اجتماعی «جهان بین دو جهان» نسبت به افکار و نظرات آن‌ها فکر شده، این کار نه از سر تقلید از آن‌ها بوده و نه نگاهی التقاطی صورت گرفته، بلکه مواجهه‌ی بوده برای قدم‌گذاردن و حضور در جهانی متفاوت، مثل رجوع فارابی به فلاسفه‌ی یونان با حضور در جهانی که خود او آن جهان را یافته بود و مطالب آن فیلسوفان را از آنِ جهان خود کرد که آن جهان با اسلام به ظهور آمده بود.



     ۲0- اساس مدرنیته، اومانیته می‌باشد یعنی انسانی که در مناسبات اجتماعی خود به جای خدا نشسته و در آن صورت دیگر جایی برای خدا نیست و در این فضا حقوقِ انسانی اصالت دارد که محور شخصیت او امیال و هوس‌های او می‌باشد. در نظریه‌ی «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بین دو جهان» نیز همچنان بحث در حضور انسان است، ولی بدون آن‌که آن انسان احساس بی‌خدایی داشته باشد، بلکه برعکس انسانی در میان است که خود را در بیکرانه‌ی حضور خدا در عالم، در نگاهی که اندیشه‌ی «وحدت وجود» مدّ نظر دارد، احساس می‌کند، احساسی که از دوگانگی سوبژه و ابژه رسته است.



     21- وقتی متوجه باشیم عالم انسانی آن‌گاه به اصالت می‌رسد که متوجه‌ی هویت عینُ‌الربطی خود نسبت به خداوند بشود و این ربط را احساس کند. در این صورت از اُبژه‌کردنِ خداوند نسبت خود، عبور نموده و خود را در حضور بیکرانه‌ی خداوند در آغوش خدا احساس می‌نماید و «بالحق» در عالم حاضر می‌شود، در این حالت است که انسان از جهان مدرنیته که انسان سوژه می‌شود، خارج شده‌ و به جای آن‌که توهمات بشری جایگاه انسان را معلوم کند، انسان با رفع حجابِ بین خود و حضور خداوندی که او را در بر گرفته، خود را و جایگاه خود را می‌یابد و اصیل‌ترین نسبت‌ها که همان هویت تعلّقی و عین‌الربط‌بودنش نسبت به خداوند می‌باشد را احساس می‌کند و معنای در جهان بودن را به واقعی‌ترین شکل می‌یابد، آن هم بودنی بی‌انتها و بدون فروبستگی افق‌ها. انقلاب اسلامی با درک حضور چنین انسانی در این تاریخ، جواب انسانی است که خود را در جهان احساس می‌کند ولی با واقعی‌ترین احساس.



     ۲2- حضور در جهان بین دو جهان از طریق انقلاب اسلامی، نه دست‌کشیدن از زندگی است و نه غفلت از ابعاد قدسی انسان در عرصه‌ی زندگی در این تاریخ و نه پشت‌کردن به عقل مدرن است و این نوع حضور در جهان، نوعی خودآگاهی و یا ایمان به ایمان است و پذیرش سنگینیِ ایمان به ایمان به جای برگشت به گذشته که انسان‌ها با ایمانی بسیط و ساده به‌سر می‌بردند. با حضور در ایمان با ایمان است که می‌توان در تاریخ آخرالزمانی حاضر شد و با نور آن ایمان بر ظلمات غلیظ آخرالزمان غلبه کرد. اگر ضعف‌های خود را در این رابطه نشناسیم نمی‌توانیم به «جهان بین دو جهان» که با انقلاب اسلامی به ظهور آمده است، فکر کنیم.



    23- انقلاب اسلامی با حضور در این تاریخ، خواهی نخواهی افق جدیدی را در فهم ما از خود و از جهانی که در آن قرار داریم، پیش آورده است. هم‌دوشی با انقلاب اسلامی در این جهان، موجب بصیرت در زمان‌شناسی و رخداد فهم می‌شود. تا از طریق تجربه‌ی انسان از خودش در این تاریخ باشد، آن هم در راستای حضور در «جهانی بین دو جهان» با آمیزش افق‌های فهم در تاریخی که شروع شده  و درکی که انسان از حضور نامتناهی از خود به‌دست می‌آورد.



    24- همچنان‌که در هستی‌شناسی، انسان متفکر به آغازِ آغازها نظر می‌کند و از این طریق در جایگاه موحدین قرار می‌گیرد، همان انسان می‌تواند متفکرانه در مسائل اجتماعی- سیاسی نیز به آغازِ آغازها نظر کند و ریشه‌ی تاریخی فکری مشکلات را ارزیابی نماید و راهِ برون‌رفت از آن‌ها را بنمایاند و در این فضا به «جهان بین دو جهان» فکر کند وگرنه گرفتار تأخّر تاریخی خواهیم شد که در آن صورت تلاش‌های دلسوزانه‌مان کار به جایی نمی‌برند. زیرا برای رفع مشکلات به «جهان بین دو جهان» فکر نکردیم و خواستیم با ادامه‌ی تاریخ تجددزده، مشکلات تاریخی خود را رفع کنیم.



     25- آن وقتی که بسیاری از دلسوزان نظام اسلامی و حتی منتقدین نظام، احساس می‌کنند مشکلاتی جهت ادامه‌ی کار در پیش رو دارند که صورت انسداد به خود گرفته، تصور می‌شود نظریه‌ی «جهان بین دو جهان» امری است که می‌تواند به مدد تفکر آن‌ها بیاید و خود را در کنار کسانی احساس کند که در این روزها همچنان در فضایی حاضرند که آن فضا، فضای درک تاریخی «انقلاب اسلامی و طلوع بین دو جهان» است.



     26- در نظریه‌ی «جهان بین دو جهان» از یک طرف نگاهی که باید به آزادی انسان کرد و آن را پاس داشت، مدّ نظر قرار می‌گیرد، زیرا این نظریه متوجه‌ی احساس حضوری است که بشر جدید در این تاریخ در خود احساس می‌کند و از طرف دیگر با نگاهی که به اسلام دارد از کرامت انسانی انسان‌ها و هویت خلیفة اللّهی آن‌ها غفلت نمی‌شود، تا انسان‌ها احساس پوچی و سرگردانی کنند و یا تعصب جای تفکر را بگیرد.



     27- برای درک جهانی که در آن قرار داریم نظر و برداشت‌ متفکران از این جهان، به کار ما می‌آید و از این جهت رجوع به آن‌ها برای درک بیشتر جهانی است که در آن به سر می‌بریم و از آن طرف با گوش‌سپردن به انتقادهایی که از سر انصاف می‌شود معلوم می‌کند کجا باید باشیم ولی در آنجا نیستیم. با این‌همه در پاسخ به انتقاد کسانی که می‌گویند ما روایت فلسفی از ایران معاصر نداریم، خواهیم گفت: متأسفانه آن‌ها  در تاریخی که اقتضای حضور در «جهانی بین دو جهان» است فکر نمی‌کنند و حاضر نیستند و بهتر است آن‌ها به این نحوه بودن فکر ‌کنند که به فهم ایران معاصر گره خورده است. امری که با انقلاب اسلامی در تاریخ ما واقع شده است. عمده سمت و سوی ما در این تاریخ است که با شناخت مسائل‌مان می‌توانیم و نسبت به دریچه‌هایی که به سوی ما گشوده شده، نقش‌آفرین باشیم و نه منفعل از فرهنگ غربی.



     28- ایرانِ امروز، بخواهیم و نخواهیم از جهان مدرن بیرون نیست، عمده آن است که آیا ما می‌توانیم در مواجهه با این پدیده‌ی مدرن زیستی را برای ملت خود شکل دهیم که نه نسبت به واقعیت جهان مدرن چشم برهم گذارد و نه راهکار‌های حیات اسلامی شیعیِ خود را فرو بکاهیم و تحت عنوان دینِ حدّاقلی، عملاً دیانت را در محدوده‌ی امور فردی نسبت به حیات اجتماعی خود به حاشیه ببریم و انقلاب اسلامی را در محدوده یک فعالیت سیاسی که به جای نظام شاهنشاهی، نظام جمهوری اسلامی را جایگزین کرده؛ در نظر بگیریم بدون تصرف در امور سکولار اقتصادی و آموزشی و اداری؟ نظریه‌ی «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بین دو جهان» متوجه‌ی راهی است برای زندگی دینی در همین تاریخ، بدون آن‌که حیات اسلامی شیعیِ خود را در محدوده‌ی امور فردی فرو بکاهد.



     29- حضور در «جهانی بین دو جهان» از طریق انقلاب اسلامی، نوعی عبور از آرمان‌های فرهنگ مدرنیته است به سوی آرمان‌هایی که بدون پشت‌کردن به زندگی، متوجه‌ی ابعاد قدسی و معنوی انسان است و این در صورتی است که هر متفکری می‌داند در این تاریخ نقشِ اثرگذاری ایرانِ انقلابی را نمی‌توان نادیده گرفت و فهم ایران با هویت «جهانی بین دو جهان» امری است که از یک طرف خودِ ما باید متوجه‌ی نقش جهانی آن باشیم و از طرف دیگر جهان را باید متوجه‌ی این امر کرد و تلاش کنیم نسبت به آنچه در آن هستیم از طریق خودی و غیرخودی، غفلت نشود.



    30- فهم کلّی ما نسبت به موقعیتی که ایران در بستر انقلاب اسلامی دارد، امر مهمی است و این‌که فهم ما از انقلاب اسلامی در این تاریخ باید نسبت به وجه «عقلی» و «اشراقی» آن، یعنی به هر دوی آن باشد، تا سیر خودآگاهی ما نسبت به خودمان فهمی همه‌جانبه گردد و از طرفی بتوانیم خود را در جهان تعریف کنیم تا به چشم‌اندازی که باید از ایران امروزین داشته باشند، فکر کنند و گمان نشود نظریه‌ی «جهان بین دو جهان» امری ایدئولوژیک و غیر معرفتی است، در حالی‌که می‌توان به آن نظریه به عنوان امری تاریخی فکر کرد، به‌خصوص که اموری واقعی، مثل دفاع مقدس در مقابل جهانیان هست که با خود معنای خاصی از انقلاب اسلامی را در مقابل همگان قرار داد و مکتب مقاومت را الهام‌بخش هسته‌های مقاومت در جهان نمود.



     ۳1- فهم تازه‌ای از سنت و مدرنیته در بستر انقلاب اسلامی، جهت حضور در تاریخی دیگر و عصری دیگر به ظهور آمده، و این غیر از برگشت به گذشته‌ای است که آن گذشته، امروز حضوری فعّال ندارد، بلکه حضور در تاریخ جدیدی است نسبت به غفلتی که در تاریخ تجدد از امور قدسی داشتیم و ما به خودآگاهی رسیده‌ایم تا امور قدسی در همه‌ی مناسبات جامعه‌ی جدید حاضر باشند. زیرا تجربه گذشته نشان داده شناخت امور قدسی در این تاریخ و درک جایگاه امروزین آن‌ها امری است لازم و بدون چنین حضوری گرفتار انواع توهّمات در زندگی از یک طرف و خودبزرگ‌بینی از طرف دیگر می‌شویم.



     ۳2- باید به بعضی از روشنفکران و دانشگاهیان گوشزد نمود، بیرون قراردادن انقلاب اسلامی در تاریخ ایرانِ اصیل، ما را از این‌که به امروزمان درست فکر کنیم باز می‌دارد، در حالی‌که مبانی حضور انقلاب اسلامی، جدای از فضای فکری سیاسیون، در این تاریخ حاضر و قابل فهم می‌باشد و بدین لحاظ باید به خودِ تازه‌ای فکر کرد که از گذشته منقطع نیست ولی مربوط به این تاریخ و این اکنون است و نظریه‌ی «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بین دو جهان» به چنین اکنونی می‌اندیشد.



    33- از یک طرف در شرایطی از نظر زبان و باورهای دینی به‌سر می‌بریم که زبان و باورهای‌مان ما را به گذشته‌ی خود به‌خوبی پیوند نمی‌زند و از طرف دیگر جهان جدید، گذشته‌ی ما را به گذشته تبدیل کرده است، حال برای آن‌که زبان و دین امروزمان از گذشته، امکانی برای حضور در آینده بسازد، باید به موقعیت امروزین خود به درستی فکر کرد، موقعیتی که می‌تواند با حضور جدّی در «جهان بین دو جهان»، گذشته را در آینده حاضر کند و این امری است که از متفکران واقعی بر می‌آید که عالم را ظهور گام به گام حضور خداوند می‌دانند و می‌فهمند در چه تاریخی زندگی می‌کنند و با چه انسانی روبه‌رو هستیم.



     34- ما از یک طرف با حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شد، هیچ‌وقت نمی‌توانیم فهم خود را مبتنی بر مسائلی قرار دهیم که فیلسوفان قرن نوزده و قرن بیستم اروپا پیش آورده‌اند، ولی از طرف دیگر خودشناسیِ تاریخی ما به جهانی که در آن به‌سر می‌بریم گره خورده و آن متفکران از دکارت تا گادامر، متعلّق به جهانی هستند که ما در آن زندگی می‌کنیم و از این جهت آن متفکران متعلّق به ما می‌باشند تا مسائل تاریخی امروز خود را درست بشناسیم و بدین لحاظ در جای جای کتاب از متفکران فوق الذکر سخن به میان می‌آید، بدون آن‌که از مدنیّتی که در آن هستیم غفلت کنیم، همان‌طور که جناب فارابی و ابن سینا با نظر به مدنیّتی که در آن زندگی می‌کردند سراغ یونان رفتند و از آن طریق فراتر از محلی‌بودن، خود را در جهان حاضر کردند.



     35- اگر به این نکته فکر کنیم که «فهمْ» به معنای واقعی آن به وضعیتی که فهم در آن واقع می‌شود ربط دارد و هیچ فهمی از آن جهت که فهم است و نه اطلاعات، بدون وضعیت و بدون نسبت به تاریخی که در آن هستیم، رخ نمی‌دهد به همان معنایی که گفته می‌شود «فهم، در جهان‌بودگی رخ می‌دهد» و با نظر به وضعیتی که در تاریخ‌مان پیش می‌آید موقعیت خود و دیگران را تفسیر می‌کنیم. آری! اگر فهم این‌گونه به‌وجود می‌آید، شرط رخداد فهم برای ما در این تاریخ فهمِ نسبتی است که باید با انقلاب اسلامی در این جهان، برایمان پیش آید.[1] و این همان حضور در «جهان بین دو جهان» است از آن جهت که در رخدادِ فهم بین گذشته و حال نسبتی برقرار می‌باشد.



     36- در کتاب پیش رو از زبان آقای دکتر رضا داوری از توسعه‌یافتگی به صورت‌های مکرر صحبت شده ولی نه از آن جهت که انسان سوژه باشد بلکه از آن جهت که ما در تاریخ انقلاب اسلامی قرار گرفته‌ایم و باید از خود شروع کنیم و حضور در جهانی که «جهان بین دو جهان» است، می‌تواند وصف توسعه‌نیافتگی و توسعه‌یافتگی ما را درست توضیح دهد، زیرا ما با دو جهان روبه‌رو هستیم، ولی هیچ‌کدام از آن دو جهان هم نیستیم و غفلت از آن موجب می‌شود فهم درستی از خود در جهان معاصر نداشته باشیم و گرفتار دوگانه‌ی توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی و گرفتار دوگانه‌ی سنت و مدرنیته باشیم. در حالی‌که حضور در «جهان بین دو جهان»، بودنِ دیگری است و اقتضائات خود را پیش می‌برد و چیزی غیر از فرهنگِ مدرنیته و انتقاداتی که به آن هست را دنبال می‌کند.



     37- تصور بنده آن است که مسئولیت‌پذیری نیروهای انقلاب اقتضا می‌کند به حضور در «جهان بین دو جهان» به معنایی که در کتاب به آن پرداخته شده فکر شود تا به جای نفی خرد مدرن و یا شیفتگی نسبت به آن، جایگاه آن در این تاریخ که تاریخ انقلاب اسلامی است، معلوم شود. بنده مطابق تجربه‌ی خود، حضور هستی‌شناسانه در این تاریخ را این می‌دانم که عرض شد و البته این حضور، ساختار و گفتار خود را می‌طلبد که در وجدان ملت ما نهفته است، وقتی در تاریخ خود مستقر شوند، همانند استقراری که ما در شرایط دفاع مقدس پیدا کردیم.



     38- اگر بپذیریم نشانه‌ی یک فرهنگِ بزرگ آن است که اقیانوس‌گونه، سایر فرهنگ‌ها را در آغوش می‌کشد و از آنِ خود می‌کند، با حضور در حضور تاریخیِ خود با انقلاب اسلامی، با هویت «جهانی بین دو جهان»، بسیاری را که «دیگری» و «غیرخودی» می‌پنداریم، «دیگری» نیستند. زیرا آرمان‌های انقلاب اسلامی، آرمان‌هایی است فطری و حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که خود فطرت متعیَّن انسان‌ها در این تاریخ بودند متذکر فطرت انسان‌ها شدند و آن‌ها را در خودشان برانگیزاندند و این نگاه به انقلاب غیر از نگاه روشنفکران است که روح انقلاب را تقلیل می‌دهند و عملاً در این تاریخ نوعی سرگردانی برای مردم پیش می‌آورند.



     39- ما در مواجهه با جهان مدرن با نظر به هویت قدسی و ایرانی خود، به انقلاب اسلامی رسیدیم و از این جهت در جهان حاضر شدیم ولی «در جهانی بین دو جهان» و از آن‌جایی که وقتی انسان خود را در جهان احساس کند، خود را درخانه می‌یابد، به همان معنای «سفر به سرزمین‌های فکری بیگانه برای بازگشت به وطن»، تا از گردونه‌ی جهانی خارج نشویم ولی در بازگشت به خویشتن به‌سر ببریم و خود را در جایی صورت‌بندی کنیم که متعلّق به جامعه‌ای است که ما را از انقلاب اسلامی فاصله نمی‌دهد، تا ترسی که ناشی از کاستی‌های معرفتی است جای سلحشوری را نگیرد.



     ۴0- درک حضور در «جهان بین دو جهان» نیاز به تمرینی دارد که انسان‌ها در رویارویی با حقیقت به آن می‌رسند و آن چشم‌اندازی است از «نمودن» و «نبودن» و با اراده‌ای که اراده به سوی حقیقت است در این حالت احساس حضور در «جهان بین دو جهان» به صورتی اجمالی تجربه می‌شود و این همان نحوه‌ی رویارویی با «وجود» است در این تاریخ.



     41- اگر هویت انسان عین ربط و عین نسبتی است بین او و حقیقت و تنها توسط چنین نسبتی است که انسان هویت و تعیّن پیدا می‌کند و از آن‌جایی که «وجود» به عنوان حقیقت، در هر عصری ظهور خاصی دارد و شواهد زیادی حاکی از آن است که انقلاب اسلامی ظهور «وجود» در این تاریخ است، پس تنها با نسبتی که با انقلاب اسلامی، به عنوان مصداقِ «وجود» پیدا می‌کنیم، هویت و تعیّن می‌یابیم و از توهّمات دوران رها می‌شویم. آن هم از انقلاب اسلامی که حضور تاریخی آن، عین حضور در دو جهان است تا نسبت به حقیقتِ دوران گشوده باشیم و از آن متأثر شویم و خود را به آن بسپاریم و به کارهای بزرگ دست بزنیم.



     ۴2- حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» روش سیر به سوی حقیقت را در بستر تاریخیِ انقلاب اسلامی به بشریت نشان دادند و از این طریق مسیر حقیقت‌جویی را دگرگون کردند و شهدا متوجه‌ی این مسیر شدند که چگونه حکومت با این‌که عموماً صورتی زمینی دارد، می‌تواند هویت آسمانی به خود بگیرد و «جهان بین دو جهان» شکل گرفت تا امیدواری برای رسیدن به حقیقت به صورتی تازه ظاهر شود.



     43- آیا نباید به این نکته اندیشید که حقیقت در زمان ما طوری ظهور کرده که ظهور آن مخصوص حضور ما در «جهان بین دو جهان» است. آن کس یعنی حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» توانست این راز را بگشاید که با حقیقت‌های ظهوریافته در گذشته آشنا بود و می‌دانست در تاریخی که حقیقتاً خدا به حاشیه رفته و پایان‌یافته، چگونه خدا را به تاریخ برگرداند، بدون آن‌که منتظر باشد تا ما به آن گذشته برگردیم و خداوند را بیرون از زندگی جستجو کنیم.



     44- از مباحثی که در این کتاب بر آن تأکید شده، فهم انسان جهان مدرن می‌باشد از آن جهت که این انسان بیش از حدّ خود را به مثابه فرد یا اندیویدیوم(individum) می‌بیند و به هر امری از جهت نسبت آن با فردیتِ خویش نظر می‌کند. به بیانی عام‌تر خود را سوژه‌ای می‌یابد که هر امری در نسبت با سوژه‌گی او تعیُّن پیدا می‌کند و این انسان در دوره‌ی مدرن سازنده‌ی اجتماع می‌شود و در این حالت هرکس ملاک حقیقت می‌گردد. برای عبور از چنین شرایطی بدون آن‌که بخواهیم از اجتماعی مدرن به قبیله برگردیم، به حضوری خاص در این تاریخ باید فکر کرد که به نظر می‌آید همان حضور در «جهانی است بین دو جهان» که به عنوان موضوعی تاریخی در نظر به حقیقت، حضور جهانی انسان را در این زمان مدّ نظر دارد.



     45- با نظر به آن‌که انسانِ مدرن در جهانی است که در حال چشم‌پوشیدن از آسمانِ حقیقت و چشم‌دوختن به قدرت و خشونت است، انقلاب اسلامی به‌عنوان «جهان بین دو جهان» در مقام جمع قدرت و حقیقت می‌باشد؛ دو امری که با شکوه و والایی انسان همراه است و نمی‌توان از هیچ‌کدام چشم‌ پوشید، زیرا حقیقت بدون قدرت نوعی ناتوانی است و قدرت بدون حقیقت، نوعی خودکامگی.



    46- کسی که در صدد حضور در جهانی غیر از جهان شکست‌خورده‌ی مدرنیسم است، باید بداند اگر به صورتی بنیادین به هویت انسانی فکر نکند که در این تاریخ از یک طرف به دنبال اراده‌ی آزاد است و از طرف دیگر در طلب هویت قدسی؛ نه از جهان مدرنیسم که نظر به اراده‌ی آزاد انسان دارد، بیرون آمده و نه جواب طلب هویت قدسی انسان را داده است. زیرا انسانی در صحنه است که حقیقت را در چشم‌اندازِ خود جستجو می‌کند و نه در باورهای ذهنی و انتزاعی‌اش. نظر به «جهان بین دو جهان» دقیقاً متوجه‌ی دو نکته‌ی فوق می‌باشد زیرا از انسانی که نسبتی با حقیقت ندارد، کاری ساخته نیست چرا که چنین انسانی نه عزم بلند دارد و نه روح بلند.



    47- متفکران معاصر چه در داخل و چه در خارج، هر کدام به گونه‌ای ضعف و کاستی‌های تمدن جهان مدرن را آشکار ساخته‌اند بدون آن‌که به بدیلی در مقابل آن فکر کنند که آن بدیل در عین فهم انسان جدید، نظر به حقیقت دارد تا سیطره‌ی اراده‌ی معطوف به قدرت در محاق رود. باید به بدیلی فکر کنیم که با جوشش خود، وضع تفکر انسان به خودش را دگرگون کند و از غفلت نسبت به جهان گمشده‌ی خود، به خود آید و سهم «روح» به انسان برگردد و جان‌های پاره‌پاره‌شده دوباره دوخته شود و وجودهای از هم گسسته و هستی‌های متلاشی‌شده و جهانِ ذرّه‌ذرّه‌گشته؛ همه و همه ترمیم گردد و این کار، کار عارفِ واصلِ آگاه به زمانه‌ی خود بود به نام حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که خداوند به این تاریخ عطا کرد تا با دگرگونیِ بنیادهایِ جهان تجددزده، امکان احیای حقیقت برای بشریت فراهم شود در «جهانی بین دو جهان» که از یک طرف عین حقیقت فرهنگ‌های گذشته نیست و از طرف دیگر نسبتی با حقیقتی که در گذشته تجربه شده، دارد. آیا راهی را که بشر گم کرده است در چنین تاریخی نمی‌توان یافت؟



    48- مگر می‌شود به حقیقت بیندیشیم و انتظار ظهور رخدادی بیرون از جهان مدرن نداشته باشیم و همه‌ی امکانات انسانی را در این راستا به‌کار نگیریم تا از مناسبات سیطره‌ی قدرت و خشونت آزاد شده و در جهانی حاضر شویم که بیرون از ظلمات آخرالزمانی، امکان رویارویی و مقابله با آن ظلمات را برای ما فراهم کند و به ما زندگی ببخشد؟



     





    [1] - از آن جهت که تاریخ نمی‌تواند ابژه شود. 


  • سلام به استاد بزرگوار: سالهاست درسهای شما را گوش میدم بیش از ده ساله. بعضی از بحثها را مینوشم و بارها به جان مینشانم. برای افرادی هم گاهی بازگو کرده‌ام و به دنبال ترویج این خوانش باطنی و پرمغز از دین هستم. گاهی اذکاری را انتخاب می‌کنم و مداومت دارم
    گاهی خوابهای جالبی می‌بینم. امروز دیدم که تعدادی آقایانی که در خواب می‌دانستم اینها بعدها شهید شده اند برای اینکه در پرواز همراه امام خمینی باشند باید این شرایط را بپذیرند و پذیرفته اند هیچ لباسی نپوشیده بودند و پارچه سفید نورانی روی آنها کشیده بودند باید می‌پذیرفتند در طول پرواز با امام بیهوش باشند و این بزرگواران پذیرفته بودند. همین که بیدار شدم متوجه شدم باید دست از خودی هامون برداریم تا امام ما را پرواز دهند. من خیلی خیلی دلتنگ راهنمایی حضوری و خصوصی از حضرتعالی هستم اگر امکان داره و صلاح می‌دانید دستگیری کنید. عصر نیمهء رجب به دنبال گشایشی هستم. امروز حمد که میخوندم احساس پرواز داشتم.
    اگر بزرگواران خواستند جوابی از حضرتعالی به بنده برسانند این شماره بنده است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بشر امروز اگر چه تحت تأثیر فرهنگ مدرنیته، دست‌هايي از ابريشم دارد، ولي قلبش آهنين شده و ماشينيسم تمام زواياي روان او را تسخير كرده است و لذا تمام ارتباطاتش را از تعادل خارج نموده، در چنین بحرانی هوشياري بزرگ آن است كه انسان بتواند روان خود را طوري مديريت كند كه نه‌تنها از بحرانِ خشونت‌بار و خشونت‌زای دوران جدید آزاد شود، بلكه بر خطاهاي گذشتة خود نيز اصرار نورزد و در کلیه روابط خود تجدید نظر کند.



        آدمی در همه اوقات و هرجا که هست، چه بداند و چه نداند، وجودش با نسبت‌هایی که دارد متعین می‌شود. حضرت سجاد (ع) در دعای مکارم‌الاخلاق در نیایش با خدای خود در طلب کشف بهترین نسبت‌ها با خود و دیگران و جهان و با خدای خود می‌باشند و ما را به دست‌یابی نکاتی دعوت می‌کنند که برای سکنی‌گزیدن و به‌سربردن در زندگی اجتماعی از ضروریات است. موفق باشید


  • سلام استاد: خسته نباشید. پیشنهاد شما برای بررسی مبانی تفکر غرب در مواجهه با اسلام برای بررسی در گعده دانشجویی که دانشجویان مهندسی هستیم برگزار کنیم چه کتابی است؟ پیشنهاد اولیه کتاب مبانی توسعه تمدن غرب شهید آوینی بود، حال خواستم نظر شما را نیز بدانم. با تشکر فراوان و التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است و کتاب خوبی را هم انتخاب کرده‌اید. مرحوم شهید آوینی بحمدالله مطالعات بسیار خوبی در رابطه با فلسفه‌ی غرب دارد و اشاراتی که می‌کند همه مبتنی بر تحقیقات خوب علمی است. موفق باشید


  • با سلام: ببخشید استاد عزیز بنده اشخاص زیادی را می شناسم که در انجام سلوک فردی بسیار کوشا هستند و به مقاماتی رسیده اند اما هیچ کاری با انقلاب و شرایط روز ندارند مگر این سلوک فردی نباید انسان را به سلوک اجتماعی برساند و اگر اینگونه است چرا این افراد که عموما محرمات الهی و انجام واجبات و مستحبات را به جا می اورند به همچین سلوکی که شما در این تاریخ با انقلاب اسلامی می فرمایید نمی‌رسند مشکل آن ها کجاست و آیا این که این افراد به چنین جایی نمی‌رسند ضعفی برای آنان است چون آنان به واقع فکر می کنند به تمام دین دست پیدا کرده اند. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: سلوک فردی به تنهایی یک امر فکری است و البته در جای خود مفید می‌باشد. ولی سلوکی که در بستر تاریخی باشد که با انقلاب اسلامی شکل گرفته، سلوک قلبی است و موجب شور ایمانی می‌شود و راه شهدا را در مقابل ما می‌گشاید.



    با حضور انقلاب اسلامی در تاریخ، منابع هویت‌بخشیِ ما که در جهان مدرن در حال بیرنگ‌شدن و فراموشی بود، امکان بازخوانی یافت و توانستیم از آینده‌ی تیره و تاری که جهان مدرن گرفتار آن است، به آینده‌ای دیگر نظر اندازیم و آن‌چنان با به ظهورآمدن انسانیت توسط شهدا، روحی انسانی چشم‌ها را به خود جلب کرد که امیدواری به حقیقت دل‌ها را گرم نمود و این یعنی باز انسان می‌تواند در اندیشه‌های متعالی مأوا بگیرد و باز خداوند در جان‌ها حاضر شود و زندگی از سرگردانی و بی‌جهتی، جهت خود را پیدا کند. زیرا پس از سال‌ها روشن شد آن‌جا که معنا و حقیقت نباشد، آدمی نمی‌ماند. آدمی زیر سایه‌ی حقیقت مأوا می‌گیرد و از پوچیِ دنیای مدرن فاصله می‌گیرد تا گرفتار زندگی روزمرّه نگردد و به هر چیز تن ‌دهد. و از این جهت در این زمانه نیاز به سلوکی داریم در بستر انقلاب اسلامی. موفق باشید    


  • سلام استاد: نقد مدرنیته چه نقشی در ساخت تمدن نوین اسلامی دارد؟ با تشکر فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از عوامل شناخت فرهنگ مدرن و نقد آن برای آن است که معلوم شود چه چیزی نباید باشیم. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز: آیا با بحث هایی که در جلسات در راستای بنیان های حکمت حضور در جهانی بین دو جهان مطرح شد جزوه تاریخ فلسفه حضرتعالی؛ نیازمند ویرایش می باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در آن دیدگاه بحث تاریخِ فلسفه است در نگاه فلسفه‌ی تحلیلی که جناب کاپلستون در تاریخ فلسفه‌شان مطرح می‌کنند. ولی در نگاه اخیر، نظر به مظاهر تاریخیِ وجود می‌شود در مراحل تاریخیِ فلسفه‌های دکارت و کانت و هگل و هایدگر. با نظر به حضور تاریخی آن‌ها، موضوع با آنچه عموماً به عنوان فلسفه در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود، تا حدّی متفاوت خواهد بود. موفق باشید


  • بسم الله قاصم الجبارین. دیو چو بیرون رود فرشته در آید. با عرض سلام و تبریک پایان دولت منحوس ترامپ لعنت الله علیه خدمت استاد عرض می‌شود نظر حضرتتان در مورد این سیاهه را خواستارم پس از ماه ها خوف و رجا امشب پس از مراسم تحلیف آرامش یافتم باور کنید من یکی که تا لحظه تحلیف خوف آن داشتم که با طرق قانونی یا کودتا مانع رسیدن بایدن به حقش شود اما ظاهرا بنای دمکراسی در آمریکا آنچنان مستحکم است که از طوفان حوادث سترگی همچون ترامپ ذره ای خم به ابرو نمی آورد مقایسه شود با ۸۸. باری یک لبه گازانبر به توفیق حق کند و بگو کنده شد اما امان از گازانبران داخلی استاد با آنها چه کنیم؟ آخر زمان نشناسی. الان چه موقع سوال از وزیر است 6 7 ماه مجلس را با آن آرای اندک به دست گرفتی معلوم نیست درین مدت چه گلی به سر کشور زدید الان به فکر سوال افتادید؟ حال که ملت پس از سالها صبر بر جور آن ملعون در شرف دستیابی به حقوق خویش است این سنگ اندازی ها و آن مصوبات کذایی برای چیست؟ آیا اینها مقدمه مایوس کردن ملت و کسب قدرت با مشارکت نازل مردم در انتخابات است؟ مجلس اگر مجلس بود باید سوال را از ظریف این قرار می‌داد که چگونه ازین فرصت پیش آمده می‌خواهد استفاده کند و این ظرفیت را بالفعل نماید استاد از خارج آسوده خاطر شدیم اما چّه‌کنیم با خوارج داخل. امید که این انتخاب مبارک زمینه رفع کدورتهای دو کشور و دفع آمریکا ستیزی شود و به یاری حق در نهایت شاهد اتحاد ایران و ایالات متحده باشیم تا شاهد جهانی عاری از خشونت و سرشار از مهر باشیم به امید آن روز.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور جهانی ما با نور توحید و مقابله‌ی هرچه بیشتر با استکبار ممکن است. بحمدلله آینده‌ی ما آینده‌ی عبور از استکباری است که به خود اجازه می‌دهد خود را قیّم جهان بداند و وزیر امور خارجه‌ی آقای بایدن بگوید ما از به قتل‌رساندن شهید حاج قاسم سلیمانی پشیمان نیستیم! موفق باشید


  • سلام: چرا در غرب اینقدر خلاقیت موج می‌رند اما درنظام جمهوری اسلامی رکود و حتی پسرفت حاکم است و یا شاهد تقلید ناقص آن‌هم از پس مانده های منسوخ غرب هستیم من ارشد روانشناسی هستم. درس آزمونهای روانی که داشتیم عمده آزمونهای معرفی شده در آن کتاب متعلق به ۷۰ یا ۸۰ سال قبل بود. فقط یک مثال بیاورم برای عظمت غرب (دقت شود من کار به رویکرد دولت های غرب ندارم و مقصود غرب جغرافیایی نیست بلکه نگاهیست که با بیکن و دکارت و کانت و .. در رنسانس شروع شد) حقیر اخیرا کارتونی را مشاهده می‌کردم خدایا چقدر خلاقیت در جابجای این کارتون مستتر بود. اما مثلا امام را شاهدیم با تمام اندیشه های اشراقیش اوج خلاقیت ایشان مثلا چه بود کمیته، حساب صد، جهادسازندگی. حال اگر اینها ابتکار ایشان باشد و دیگران طرح نکرده باشند باز هم دم ایشان گرم رهبری که صراحتا می فرمایند در اقتصاد کمیتشان لنگ است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ما هنوز در فضای تاریخیِ مرعوب‌شده از غرب هستیم و اگر با انقلاب اسلامی از نظر سیاسی تا حدّی از غرب آزاد شده‌ایم، در بقیه‌ی موارد هنوز به خودمان برنگشته‌ایم تا مسائل خود را بشناسیم و مطابق خرد خود عمل کنیم، هرچند حضور انقلاب اسلامی در این تاریخ، افقی را در راستای آزادشدن از تنگناهای تاریخی در مقابل ما گشوده است. مثل کاری که در جبهه‌های نبرد انجام شد و کارهای فوق‌العاده‌ای که به دست خود ملت ما شکل گرفت. موفق باشید