×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    زن

  • سلام خسته نباشید: یک سوال داشتم خدمت استاد من دختری هستم ۴۰ ساله نه بد حجابم نه زشتم نه خدای نکرده فرد مشکل دار تو یک خانواده مذهبی بزرگ شدم درس خوندم پدرم جانباز. ولی سوالم اینه با این همه خصوصیات اصلا دیده نمیشم. برای ازدواج هر کسی میاد حرف میزنه میره. تنها ایرادشون اینکه دلت پاک خوبی لیاقت تو رو نداریم. پیش دعا نویس رفته خواهرم میگه تو همزاد داری نمیزاره ازدواج سر بگیره دعا داد هیچی نشد. من دیگه خسته شدم از تنهایی و این مشکلات یک راه چاره ای برام بزارین. خواهشن. متشکرم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این پدیده را نباید ساده گرفت. گویا بنا بر آن است که مسئولیتی را در مسیر انقلاب و تعالی معارف به عهده‌ی چنین خواهرانی گذاشته شود. عرایضی در جزوه‌ی «هویت قدسی زن و حضور در جهان گسترده_ی امروز» شده است. خوب است که به آن جزوه به آدرس زیر رجوع شود. موفق باشید



     http://lobolmizan.ir/leaflet/1719/


  • سلام و عرض ادب: ببخشین یک زن چه گونه میتونه باعث بالارفتن معنویت در خانوادش بشه؟
    ممنون از پاسخگوییتون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که در صفای ایمانی و مادری خود در خانه چون شمع بسوزید و نور دهید، خود به خود دیر یا زود تأثیر خود را می‌گذارد. موفق باشید


  • با سلام استاد: عذرمیخام ولی پیرامون بحث زن اینکه بالاترین جهاد زن خوب شوهرداری صحیح و بجا ولی آیا در جامعه ای که هنوز انتخاب همسر بیشتر توسط آقایان و خانواده هاشون هست و ملاکهای انتخاب دختر هنوز مادی هست آیا میشه از خانمی که آزادانه و با طیب خاطر همسر انتخاب نکرده توقع اطاعت از شوهر داشت، جایی از یک بزرگی شنیدم سخت ترین کار زن بودن است. استاد این دقیقا صحیحه متاسفانه به اسم اینکه زنان نباید حساس باشن لطافت زنان هم داره از دست میره

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به این فکر کرد که زنان از نظر تکوینی خداوند برای آن‌ها امکاناتی را قرار داده که تازه با اطاعت از همسران‌شان به ظهور می‌آیند و عملاً نتیجه‌ای که آن‌ها می‌خواهند به جهت حکومت عواطف زنان، پیش می‌آید. متأسفانه جهان مدرن در فضای «اراده‌ی معطوف به قدرت» به جای «اراده‌ی معطوف به حقیقت» نقش روحیه‌ی عاطفی زنان را به حاشیه برده است و در این رابطه اتفاقاً توانایی آن‌ها کم شده است که سعی می‌کنند با به‌دست‌آرودنِ قدرت و ثروت، خود را تثبیت کنند. موفق باشید   


  • با سلام خدمت استاد زحمت کش و دلسوز: بنده ۴ سال است ازدواج کردم. همسرم در این سال ها بنابر دلایل اخلاقی و تهذیبی اقدام به بچه داری نکرده و حال می‌گوید چون امر بسیار مهمی هست و باید صبر کنیم اخلاق و رفتار هایمان رو درست کنیم. من هربار تلاش کردم ایشان گفتن نه اینا به درد نمی‌خورد روزه گیری از بیرون و چیزی از دست کسی نخوردن، نامحرم ندیدن، داخل خونه موندن. باز میگن که اینا فایده نداره در صورتی که اخلاق خودشون بسیار تند هست و مردسالاری، دستور میدن فقط، طبق آیات و احادیث قانونی صحبت میکنن اسم گذشت میاد میگن کجای آیات گفتن که تو اینکارو کن که من گذشت کنم و تو لیاقت مادر شدن نداری واقعا خیلی دلم شکسته.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف‌ها بهانه است. از نظر شرعی این حقّ شرعی زن است در نزدیکی به او بچه‌دار شود، مگر این‌که خودش راضی باشد. موفق باشید


  • با سلام و خسته نباشید: به وحدت رسیدن در ازدواج که در کتاب زن آن گونه که باید باشد به آن اشاره می‌شود، همان تعریف افلاطون در کتاب ضیافت است؟ نظر فیلسوفان اسلامی در مورد زن تا چه اندازه با تفکر اسلامی هماهنگ است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی از آنچه افلاطون در کتاب «ضیافت» فرموده در ذهن ندارم. موفق باشید


  • سلام استاد خدا قوت:
    بنده و جمعی از زنان طلبه که عمدتا تحصیلات دانشگاهی و حوزوی دارند قصد داریم یک سیر مطالعاتی زنان (در حد امکان تا جایی که اکثر نیازها و وظایف زنان در جامعه امروز را تبیین کند و پاسخ دهد) شروع کنیم. اگر امکانش هست یه سیر به ما معرفی کنید. ما تفسیر المیزان با رویکرد تربیتی استاد مهدی منصوری رو هم کار کرده ایم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحمدلله سیر تربیتی استاد منصوری، سیر خوبی است. ۲. ابتدا باید جایگاه هستی‌شناسانه‌ی زنان را در افق قرآن دنبال بفرمایید که به نظر می‌آید کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» کمک می‌کند. ۳. پس از آن باید متوجه‌ی حضور تاریخی زن باشیم که جزوات «حضور نرم و نقش مؤثر زن در این تاریخ» و « زن و حضور تمدنی» و «هویت قدسی زن و حضور در جهان گسترده‌ی امروز» إن‌شاءالله می‌تواند کمک کند. البته اگر بتوانید جزوات را به بحث بگذارید، در دل آن گفتگوها حقایق بهتر ظهور می‌کند. البته مطالبی تحت عنوان «گفتگو با خواهران در راستای تولد زن در این تاریخ» شده است که می‌توانید در کانال مطالب ویژه آن را دنبال نمایید. موفق باشید



     @matalebevijeh


  • سلام و عرض ادب:
    استاد بنده یک مدت درگیر این شده بودم که یک زن در این زمان چگونه باید باشد؟ بررسی کردن یک سری کتابها، مقالات، فیلم، مستند، رمان های .pride and pregudice.moll flender و ... با این مطالعات فقط فکر کردم شاید با یک خودسازی همه جانبه بشود فهمید چکار باید کرد. شاید پی بردن به مفهوم از مو باریک تر و از شمشیر برنده تر اما باز هم نمی دانستم باید چکار کنم و از کجا شروع کنم با یک سری جزوات شما و صوتهای «زن آنگونه که باید باشد» روبرو شدم نه تنها سر درگم تر شدم بلکه الان احساس می‌کنم اعتقاداتم سست تر شده، نا امید، ناراضی، نمی دانم و شاید این دوره گذاری که در آن به سر می‌بریم که نه اسلامی هستیم نه سنتی و نه مدرن مسایل را بغرنج تر کرده. بنده به آن تمدن نوین به آن افق روشن، به اراده خدا که بر پیروزی این حرکت هست امیدوار هستم ولی الان چکار کنم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوات «حضور نرم و نقش مؤثر زن در این تاریخ» و «زن_دیندار_در_نسبتی_جدید_با_عالم و آدم» و «هویت قدسی زن و حضور در جهان گسترده‌ی امروز» که روی سایت هست، سعی شده متذکر این امر باشیم که زن در این تاریخ در کجا باید خود را احساس کند تا گرفتار بحران هویت نشود. موفق باشید    


  • به نام خدا
    با سلام خدمت استاد عزیز:
    به نظر می‌رسد در تمدن سازی شیعه، «دعاهای ائمه علیهم سلام» به معنای تقویت زیربنای روح لطیف و ملکوتی این تمدن نقش به سزایی داشته باشد و به نظر بنده زنان به لحاظ روح لطیف خود نصف این راه را خود به خود و به لطف خدا جلوتر از مردان طی کرده اند پس خوب است زنان به عنوان یک سرمایه تمدن ساز با «دعاهای ائمه علیهم السلام» خوب انس بگیرند تا بتوانند در راه تمدن سازی این انقلاب یک میانبر باشند و خوب این سرمایه را در ساختن این زیربنا به کار گیرند و آن را در روح نسل های این تمدن تزریق کنند. درست هست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نتوان این تقسیم‌بندی را به صورتی کلّی مطرح کرد. زیرا لطافت روح زنان در راستای تربیت فرزندان است و این غیر از آن لطافتی است که همراه با معرفت توحیدی حاصل می‌شود و زن و مرد در این مورد تفاوت ندارند. موفق باشید


  • استاد من یک خانم خانه دار هستم و بیشتر زمان به همسرم و بچه ام اختصاص گرفته از طرفی خیلی به مباحث معرفتی علاقه مند هستم، همان سر مطالعاتی شما را بخونم کافیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله به لطف خدا نتیجه خواهید گرفت. سری به کانال



    https://eitaa.com/seir_taherzadeh بزنید. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    استاد ۲۴ سال سن دارم و چند سالی هست که با مباحث شما آشنا هستم. به امید خدا قصد ازدواج دارم اما پر از ابهام و سوال در این مورد هستم. اگر امکانش هست کتاب یا منابع دیگه ای برای مطالعه در این مورد معرفی کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست. ثانیاً: خوب است که با دنبال‌کردن معارف و سجایای معنوی، بهتر این‌کار را ادامه دهید. مثل مطالعه‌ی کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» و یا تفسیر سوره‌ی نور و کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد». موفق باشید


  • سلام استاد طاهرزاده عزیز: اخیرا جناب صادق شیرازی گفتند ملاصدرا و ملاهادی سبزواری زن را نوعی حیوان برای لذت مرد می دانند واقعا ملاصدرا چنین حرف هایی زده؟ فیلم آن موجود است! در اینترنت جستجو کنید. لطفا جواب مناسبی بدهید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع به طور مفصل مورد بحث متفکران قرار گرفته است از جمله در کتاب «سیر تحول مکتب فلسفی اصفهان از ابن سینا تا ملاصدرا» از دکتر سید مهدی امامی‌جمعه. این یک اصطلاح است که در کتب قدیم از جمله در «معراج السعاده» به‌کار می‌رفته و اتفاقاً اگر دقت شود توصیه‌هایی است در رابطه با رعایت زنان و درست در تاریخی که در غرب، تازه از قرن هفتم پذیرفته شد که زنان جزو انسان‌ها هستند و علامه‌ی طباطبایی در بحث سوره‌ی نساء در این رابطه متذکر نکات خوبی هستند. موفق باشید


  • سلام استاد گرامی خسته نباشید:
    استاد بنده در رابطه با کلیپ تک خوانی خانم لبنانی سوالی داشتم. بنده با نظر فقهی امام خامنه ای مشکلی ندارم و با جان و دل قبول می کنم. سوال من در رابطه با پخش و ترویج کلیپ های پر شده از تک خوانی دختران و زنان هست که این ترویج آیا اشکالی دارد یا خیر؟! اگر خیر. این شبهه برای بنده ایجاد می شود که مسئله ای مانند کار زنان در بیرون از خانه از نظر فقهی هیچ ایرادی ندارد ولی با رواج پیدا کردن این مسئله چقدر زندگی ها دچار تزلزل و فروپاشی خواهد شد و زنان از وظایف مادریشان چقدر کم شده است و... و یا حتی مسئله صیغه که از نظر فقهی هیچ اشکالی ندارد و حلال مستحب هم است اما در جامعه کنونی رواج همچین مواردی بیشتر باعث تضعیف دین و یا تزلزل در خانواده ها خواهد شد. حال سوال بنده این است که با رواج تک خوانی زنان در رسانه ها چقدر هستند زنانی که کلیپ پر کنند و فضای رسانه ها پر شود از تک خوانی زنان و دختران مذهبی و غیر مذهبی و این اشکالی ندارد و مشکلی ایجاد نمی کند؟!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده تا آن‌جا که ممکن است خانم‌ها باید از این میدان‌ها فاصله بگیرند زیرا شأن آن‌ها چیز دیگری است و عملاً ورود به این میدان‌ها، عالَم روحانی آن‌ها را تقلیل می‌دهد. ولی بحث آن خانم مسیحی در این رابطه مطرح شد که ببینیم عظمت حضور انقلاب تا کجاها می‌تواند باشد که یک خانم خواننده‌ی مسیحی را که در ساحت دیگری خود را تعریف کرده، تحت تأثیر قرار دهد. موفق باشید


  • با سلام و احترام: در پاسخ به یه نفر که گفته بودن مشاور دینی مدرسه شاهد هستن و پرسیدن چرا در قرآن سوره نساء اومده زن هاتون رو بزنید، شما فرمودین خود انبیاء چنین رفتاری با همسر خود نداشتند هرچند همیشه همسر آنها به حرفشون گوش نمی‌دادن. و فرمودین این آیه سوره نساء برای زمانیه که زن بدون اطلاع به همسرش میره بیرون و احتمالا با نامحرم ارتباط میگیره و به جای اینکه محاکم قضایی حکم رو اجرا کنن گفته خود شوهر اجرا کنه تا آبروی خانواده نره.
    حالا سوال من اینه که چرا مقابل این حرف نیست؟ مثلا من دوستی دارم که شوهرش علنا گفته شب نمیام میرم پیش یکی دیگه، و میدونسته رابطشون حرومه. چرا از نظر قرآن مرد باید بزنه ولی زن نباید بزنه؟ و چرا این سفارش کتک زدن به زن هارو فقط به مردها کرده؟ متأسفانه فرهنگ اسلامی (به معنایی که عرف جامعه شناخته و به ما رسیده) به غایت به زن ظلم کرده و زن رو موجودی ضعیف و کتک خور و بی هویت بار آورده. به نظر من ما باید فرهنگ اسلامی رو تغییر بدیم و با اون بخش هایی از دین که با تساوی حقوق زن و مرد طبق زمانه ی امروز می سازه، زندگی کنیم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید عکسِ آن باشد که شما فکر می‌کنید از آن جهت که اگر آن مرد به جهت اعمال خلاف شرعش تنبیه شود و علنی نباشد و تنها در محدوده‌ی برخورد همسرش باشد؛ به جهت روحیه‌ی لطیف زنانه آن طور که باید از آن اعمال خلاف شرع ترس به خود راه نمی‌دهد. به نظر بنده مطالعه‌ی کتاب «زن در آینه‌ی جلال و جمال الهی» نکات خوبی را در این مورد متذکر می‌شوند. موفق باشید


  • سلام استاد عزیزم:
    درباره جراحی زیبایی بینی بسیار مایل هستم اما تردید هایی داشتم از جهت نفسانی که نظر شما را در یک پرسش دیدم آرام شدم. البته من ازدواج کرده ام و دو فرزند ۵ و دو ساله دارم. اما بینی ام بزرگ است. و ظاهر آن را می‌توان با جراحی طبیعی کرد. به نظرتون با شرایطی که دارم مناسب هست جراحی بینی کنم؟ پوست صورتم جوشهای زیادی هم دارد متاسفانه. و همسرم تمایل به زیباتر شدن دارند. البته نه اینکه جراحی کنم. ولی می‌دانم نتیجه جراحی اگر خوب باشند خوشحال می‌شوند. ممنونم راهنماییم می‌کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا وسواس؟ به هر حال در هر زمانی باید مناسب آن زمان، به زیبایی خود توجه داشت. موفق باشید


  • سلام استاد وقت بخیر:
    شما در کتاب زن آنگونه که باید باشد صفحه ۲۵۰ فرمودید زن از دنده ای خلق شده. آیا منظور شده همان حدیثی است که می گوید زن از دنده چپ مرد خلق شده؟ اگر اینگونه نیست که هیچ.
    اما اگر هست، شنیدید صوت شهید دیالمه که فرمودند ما چنین حدیثی نداریم. و این بسیار ضعیف هست سندش.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که خود جنابعالی متوجه شده‌اید در روایتی که از پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در صفحه‌ی ۲۵۰ آن کتاب آمده است؛ اصلاً بحث دنده‌ی چپ نیست، بلکه اصطلاحی در میان است که می‌خواهد بگوید بعضی از شخصیت‌ها چون دنده، نرم هستند و نباید برخوردی سخت و خشن با آن‌ها داشت. و در این رابطه رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در مورد زنان چنین توصیه‌ای دارند و شرحِ ذیل حدیث نیز در این رابطه متذکر نکاتی شده است. موفق باشید


  • سلام استادِجان، طاعات و عبادات قبول، إن شاء الله خوش مهمانی برای خداوند متعال باشید. مدتی است چندتا موضوع را کنار هم می‌گذارم و هربار درکی خاص پیدا می‌کنم، بحث حضور نرم زنان را در تمدن مطرح فرمودید، از طرفی بحث شهادت و جایگاه شهید را و همچنین جایگاه ایشان در تمدن سازی با توجه با آیات قابل تأمل است، و هر بار می‌رسم به جایگاه شهادت برای زنان طبق درک حقیر ارتحال و پرکشیدن عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری سلام الله علیها یک شهادت زن گونه است. آخر چندین دهه است دفاع از حرم بانو سکان دار مسیر اسلام ناب است و راه حفظ و تعالی انقلاب اسلامی را خدا در دفاع از حرم بانو گذاشت، و این همه اثرگذاری جز در ائمه معصومین علیهم‌السلام نبوده است و این باعث شد به یاد آیات سوره محمد (ص) در مورد هدایت گری شهید بعد از شهادتشان بیفتم، از طرفی طبق روایت «من عشقنی..‌. قتلنی...» آیا این همه عشق ورزی بانویی چون حضرت زینب کبری سلام الله علیها به شهادت و کشته شدن در راه خدا ختم نمی‌شود؟ مگر نه اینکه دم به دم حیات بانویِ صبور، عشق سوزان امام زمان (عج) (در تمام برهه های زندگی شان) و غم امت جدشان نیست؟ درکم این است رحلت بانو هم شهادتی زن گونه است از جنسی نرم نه سخت و حال آیا جنس شهادت زنان را چگونه باید یافت؟ شهادت زن انقلابی و دختر انقلابی و رسیدن به روحیه ایثار و تواضع و خدمت تا پای جان است؟ چه کنیم که از بیگانگی با این حقایق دراییم و به اتحاد با آنها برسیم؟ گاه به فعالیت و کار کردن تا پای جان می اندیشم که گاه تجربه اش کرده ام ولی هم می‌شود هم نمی‌شود. تا ظرف زمان و مکان نباشد هیچ هیچ می‌شود همه چیز. لطفا نظرتان را بگویید استاد، شاید نیاز به تأمل بیشتری است، تشنه خواندن نگاه تان هستم. حلال کنید باز طولانی شد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات دقیقی را مطرح فرموده‌اید. آری! تا ظرف زمان و مکانِ کاری در میان نباشد آن کار محقق نمی‌شود، ولی خود را باید در بستری از وظیفه قرار داد تا اگر شرایط تحقق هدف متعالی‌مان پیش آمد، امکان ورود برایمان باشد به همان معنایی که به ما فرموده‌اند: «انتظار الفرج من الفرج». موفق باشید


  • سلام علیکم: در چه اموری باید با زنان مشورت کرد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در کلیّه‌ی امور خانوادگی. در آن روایتی که از مشورت با زنان نهی می‌شود، مربوط به موضوعات جنگ و اموری است که در آن زمان تنها مردانه بوده است. ولی امروز اگر در امور جدّی زندگی، مردها تنها تصمصم بگیرند، زندگی خود را عقیم می کنند. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز وقتتون بخیر:
    چنین مطلبی برخورد کردم دو تا سوال داشتم
    "۳- بُن بست لذّت!
    انسان موجودی است که علاوه بر لذّت‌های جسمانی (خوردن‌- خوابیدن‌- نیاز جنسی)، نیاز به لذّت‌های ذهنی دارد. «هُنر»، فراهم‌آورنده بزرگترین لذّت‌های ذهنی برای انسان است. از آنجا که در فقه شیعه موسیقی و هنرهای تجسّمی (نقّاشی- مجسمه‌سازی) تحریم شده‌اند در سه دهه پس از انقلاب ۱۳۵۷ هنرمندان تحت بیشترین فشار قرار داشته‌اند. موسیقی بر باریک راهی، بندبازانه خود را حفظ کرده‌است. عرصه‌های تئاتر، سینما و ادبیات نیز در این سال‌ها همواره زیر تیغ سانسور بوده‌اند. بر سر مجسّمه‌های تهران هم که دیدیم چه آوردند! وقتی زندگی از رَنگ و رِنگ خالی شود، وقتی فرصتی برای خواندن و نواختن و رقصیدن فراهم نباشد، وقتی به جای جشن سده و جشن مهرگان و جشن نوروز و چهارشنبه سوری دهه‌های مکرّر محرّم و صفر و فاطمیّه را تجربه می‌کنیم، وقتی لباس سیاه، لباس نجابت زنان باشد و دوچرخه سواری و آب‌بازی و بادبادک‌بازی با برخورد پلیسی مواجه شوند، از جشنواره‌های فرمایشی و موسیقی‌های سفارشی برای رنگ بخشیدن به زندگي سياه – سفيد ایرانیان کاری ساخته نیست و ذهن خالی از لذّت یا به افراط در لذّت‌های جسمانی پناه می‌برد یا به وادی لذّت های نشئه ناشی از مواد.
    نتیجه این رویکرد را در گزارش معاون اجتماعی نیروی انتظامی می‌بینیم که «استان قم بالاترین آمار جرائم جنسی كشور را دارد!»"
    سوال اول و مهمتر نحوه برخورد و نگاه با چنین گفتمان و بیانی چیست؟ سوال دوم اگه جوابی هم به این حرفهایی که این زده بدید خالی از لطف نیست. در پناه حق پاینده باشید

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید بد نیست به یادداشتی که تحت عنوان «حیا و حریم» داشته‌ام نظر بیندازید از آن جهت که روشن شود فرهنگ اسلامی- ایرانی بنا دارد انسان‌ها خود را در جاهای دیگری غیر از آنچه فرموده‌اید جستجو کنند. متن آن یادداشت، ذیلاً خدمتتان ارسال می‌گردد. موفق باشید



    حیا و حریم



    نمونه‌ای روشن از جهان گمشده را می‌توان در غفلت از «حیاء» و «حریم» دانست. گوهر زندگیِ اصیل، «حیاء» و رعایت «حریم افراد» است. «حیاء»، موجب می‌شود تا انسان‌ها از آشکارساختن و نمایش و برخوردهای تند پرهیز کنند و «حریم»، نگاهبان مرزها است. حریم، فقط نوعی جدایی نیست. هرچند هاله‌ای را ایجاد می‌کند که مانع تجاوز دیگران باشد، ولی ضمن آن‌که تمامیت آدمی را حفظ می‌کند، حریم دیگران را نیز نگه می‌دارد. زیرا اساساً در صورتی می‌توان حریم داشت که برای حریمِ دیگران هم اهمیت قائل شد. حریم، طرفین را به هم می‌پیوندد، بدون آن‌که در هم‌شان آمیزد. آن‌ها را با هم یکی می‌کند، بی‌آن‌که به اختلاط بگرایند. آن صمیمیت، غیر از اختلاط و ترکیبی است که امروز در جهان مدرن باب شده است. این دو با هم تفاوت جوهری دارند. زیرا صمیمیت واقعی در صورتی میسر است که حریم‌ها حفظ شود.



    بازگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی



    4- حریم، شهوات را به «عواطف» و خواست‌ها را به «تمنّا» و توقعات را به «تفاهم» تبدیل می‌کند. حریم، فقط در روابط اجتماعی مصداق نمی‌یابد بلکه می‌توان جوهر آن را در نحوه‌ی همزیستی مرد و زن، در تنظیم فضای خانه، در تقسیم فضای شهر، در لباس پوشیدن، در عفتِ کلام و در تعارف و تواضع جستجو کرد، با نحوه‌ای از سازش و سکوت و بردباری.



    حریم، حافظ خلوت فرد است و بستری است برای شکفتگیِ ذهنی، فضایی است که امکان سیر در حالات درون را به انسان می‌دهد و همان‌طور که امروز با روح غربی، محیط زیست در معرض نابودی است، خلوت درونی انسان‌ها هم در معرض آلودگی است. زیرا حریمی که حافظ محیط ذهنی است مورد اصابت قرار گرفته و به اعتباری دیگر گمشده است.



    حریم، عامل مؤثر در ایجاد هماهنگی ناشی از طلب یگانگی با مبدء هستی و طبیعت و اجتماع انسان‌ها است. هماهنگی در صورتی میسر است که هیچ‌چیز از مقام خود فرو نیفتد و جای دیگری را نگیرد و اختلاط پدید نیاید و موقعی که همه‌چیز در جای خود است، تصرف، تعدّی و رقابت از میان می‌رود و در غرب این نوع هماهنگی به هم خورده و تبدیل به نظام مدنی شده و برخوردها و اجتماع‌ها در قالب ساعت ملاقات و قرار قبلی شکل گرفته و ساعت، حاکم بر روابط عمومی شده است و آنچه نوعی رابطه‌ی عاطفی بود، به ارتباط قانونی و فرمول‌های خشک آداب تبدیل شد. در نتیجه طبقه‌بندی‌هایی که از این راه به‌وجود آمد دیگرحریم نبود، فاصله بود و مرزهای جدایی به صورت قراردادهای قانون بر ما تحمیل گشت و از آن طرف آن صمیمیتِ مقدس مبدل به آمیزشی شد که دیگر نه مرزی می‌شناسد و نه حریمی و بعضاً این نوع به ظاهر صمیمیت چه اندازه به خشونت مبدل می‌شود. با حضور در فرهنگ غربی، به نام انتقاد نه‌تنها چیزی برای هم باقی نمی‌گذاریم و زخم‌های التیام‌ناپذیری بر روان همدیگر وارد می‌کنیم، بلکه با خشونت‌های مشمئزکننده، بی‌ادبی را به نهایت می‌رسانیم، زیرا در ادب غربی فقط رعایت اصول اجتماعی و مدنی، ادب به حساب می‌آید و این غیر از آن فروتنی است که مجال شکفتگی به دیگران می‌دهد. ادب غربی، زائیده‌ی همکاری قانونی است و ادب ایرانی‌اسلامی، پرورده‌ی همدلی و همدمی است. انقلاب اسلامی، مسیر برگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی است.



    حیاء؛ بازتابی از «راز»



    5- حالتی که حریم را آشکار می‌کند و جان می‌بخشد، «حیاء» است. حیاء احساسی آمیخته با «راز» است. حیاء می‌پوشاند و می‌گشاید و از نمایش می‌پرهیزد. حیاء، نحوه‌ی بروز حریم است و به یک اعتبار کاشف است و به یک اعتبار حاجب.



    جامعه‌ای که افراد آن آراسته به «حریم» و «حیاء» باشند، جامعه‌ای است گشوده به راز. حیاء، بازتابی است از وجهِ رازآمیز عالم در حریم ارتباطات اجتماعی.



    زنی که پوشش لازم به تن دارد و بدون شتابزدگی، خرامان راه می‌رود، ضمن آن‌که خود را پوشانده، به حرکاتش دو چندان معنا می‌دهد. زیرا آن نوع پوشیدگی در حین دفع، نوعی به ظهورآوردنِ حیاء و وقار و رعایت حریم‌ها نیز هست. به همین جهت در جامعه‌ای که حریم واقعی باشد، حیاء نیز هست.



    در حریمِ میان زن و شوهر، در سکوتی که استاد را به طالب دانش پیوند می‌دهد، در فروتنی میان دوستان، در احترام فرزند به والدین، نوعی محوشدن است در برابر دیگری، مثل محوشدن ماده‌ی تابلوی نقاشی در صورت‌های تابلو، از آن جهت که آن رنگ از آن به بعد خود را در کلیّت تابلوی نقاشی‌شده احساس می‌کند. و این‌ها همه در فضای تمدنی خاصی صورت می‌گرفته که امروز از منظر ما پنهان شده و تنها امیدی که برای برگشت آن جهان گمشده در میان است، به تحقق‌رسیدن اهداف انقلاب اسلامی است.


  • سلام علیکم:
    حضرتعالی طی این ایام اخیر به کرات فرموده اید ما در مسیر حضور تاریخی خود در شرایطی قرار داریم که دیگر مواظب نیستیم که سیل جهانگیر فرهنگ غربی ما را با خود ببرد، بلکه در شرایطی قرار داریم که می‌توانیم، دنیای مدنی خود را شکل دهیم که آن نه دنیای غرب است و نه دنیای گذشته خود. من نزدیک چند سال هست بصورت جدی وارد مباحث شما شده ام و الحمدلله از محضرتان واقعا بهره بردم و به مطالعه و استماع آثار نوشتاری و صوتی تان مشغول شدم و دیدم که حضرتعالی به مراتب ویژه در کتاب «فرهنگ مدرنیته و توهم» و کتاب «تمدن زایی شیعه» بر روی مراقبت نسبت به نفوذ فرهنگی و استحاله انقلاب و حتی تقلب ارزشی در جامعه هشدار داده اید و سعی در تبیین هویت و چشم انداز تاریخی داشته اید که با انقلاب اسلامی به طلوع آمده و ما می توانیم از طریق آن حس حضور در این تاریخ رو داشته باشیم و در تقدیر توحیدی زمانه مون حاضر بشویم. اما کمی تعبیر اخیرتان مبنی بر اینکه دیگر نباید نگران سیل و نفوذ فرهنگ مدرنیته در کشور و انقلاب باشیم برایم مبهم است. تلقی شخصی من این است که باید با خودآگاهی و توجه به اینکه بر عهد غربی نمی توان شالوده تمدن اسلامی و ادامه فعالیت در بستر انقلاب را داشت، بایستی عهد دینی مان را تجدید کرده و به تصرف در جوهره مدرنیته پرداخته و روند تصرف و استحاله را در پیش بگیریم کما اینکه حضرت امام متوجه شدند می توان با تعیین ولایت فقیه و اجرای ولایت الهی بعنوان نقطه ثقل سیاسی جامعه، ساز و کاری مثل مردمسالاری را با توجه به اینکه هویت جمعی و در عین حال اینکه هر فردی جهانی شده و جهانی متعالی دارد با مختصات معین در ذیل نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه مستحل نمودند. ولی به نظرم هنوز مسئله تهاجم فرهنگی و نفوذ و استحاله به قوت باقیست و اتفاقا مانعی برای تجدید عهد دینی و تصرف در جوهر مدرنیته و گشودن افقی ماورای مدرنیته است و سعی اش بر مدار گسست ما با عهد دینی مان ویژه در این تاریخ است و سعی دارد ما را به فضایی ببرد که خود را ذیل اندیشه و انسان تراز مدرن معنا کنیم و نظام سازی کنیم و در عین حال هم مناسکی مثل نماز رو بجا بیاوریم ولی ادبیات ما ادبیات انسان ابزار ساز بیکن و ادبیات توسعه باشه. هر چند باور دارم حضرتعالی هم در بطن همین جمله باور به ضرورت خودآگاهی در تهاجم و استحاله تمدنی و فرهنگی انقلاب دارید و در عین حال نسبت به عقل تکنیکی هم به جد باور دارید نباید بی توجهی شود، ولی کمی این سخن برایم ابهاماتی داشت و ان شاء الله با تبیین خودتان امید دارم رفع بشود.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! عهد دینی را تجدیدکردن و با آن روحیه در جوهر مدرنیته، تصرف‌نمودن، اراده‌ی مهمی است که حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مقابل ما گشوده‌اند. و این که می‌فرمایید باید نگرانِ تهاجم فرهنگی بود، حرف درستی است. زیرا تا مردم ما متوجه‌ی حضور تاریخی خود نشده‌اند، چنین مشکلی در میان است و به همین جهت باید بیش از پیش مردم را متوجه‌ی حقیقتی کرد که در جانشان به اراده‌ی الهی برای حضور در این تاریخ نهفته است. عرایضی تحت عنوان «انقلاب اسلامی و جهان گمشده» شده است که چند نکته‌ی آن را جهت نظر به افقی که در پیش است؛ خدمتتان ارسال می‌دارم: موفق باشید



    حیا و حریم



    ۳. نمونه‌ای روشن از جهان گمشده را می‌توان در غفلت از «حیاء» و «حریم» دانست. گوهر زندگیِ اصیل، «حیاء» و رعایت «حریم افراد» است. «حیاء»، موجب می‌شود تا انسان‌ها از آشکارساختن و نمایش و برخوردهای تند پرهیز کنند و «حریم»، نگاهبان مرزها است. حریم، فقط نوعی جدایی نیست. هرچند هاله‌ای را ایجاد می‌کند که مانع تجاوز دیگران باشد، ولی ضمن آن‌که تمامیت آدمی را حفظ می‌کند، حریم دیگران را نیز نگه می‌دارد. زیرا اساساً در صورتی می‌توان حریم داشت که برای حریمِ دیگران هم اهمیت قائل شد. حریم، طرفین را به هم می‌پیوندد، بدون آن‌که در هم‌شان آمیزد. آن‌ها را با هم یکی می‌کند، بی‌آن‌که به اختلاط بگرایند. آن صمیمیت، غیر از اختلاط و ترکیبی است که امروز در جهان مدرن باب شده است. این دو با هم تفاوت جوهری دارند. زیرا صمیمیت واقعی در صورتی میسر است که حریم‌ها حفظ شود.



    بازگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی



    ۴. حریم، شهوات را به «عواطف» و خواست‌ها را به «تمنّا» و توقعات را به «تفاهم» تبدیل می‌کند. حریم، فقط در روابط اجتماعی مصداق نمی‌یابد بلکه می‌توان جوهر آن را در نحوه‌ی همزیستی مرد و زن، در تنظیم فضای خانه، در تقسیم فضای شهر، در لباس پوشیدن، در عفتِ کلام و در تعارف و تواضع جستجو کرد، با نحوه‌ای از سازش و سکوت و بردباری.



    حریم، حافظ خلوت فرد است و بستری است برای شکفتگیِ ذهنی، فضایی است که امکان سیر در حالات درون را به انسان می‌دهد و همان‌طور که امروز با روح غربی، محیط زیست در معرض نابودی است، خلوت درونی انسان‌ها هم در معرض آلودگی است. زیرا حریمی که حافظ محیط ذهنی است مورد اصابت قرار گرفته و به اعتباری دیگر گمشده است.



    حریم، عامل مؤثر در ایجاد هماهنگی ناشی از طلب یگانگی با مبدء هستی و طبیعت و اجتماع انسان‌ها است. هماهنگی در صورتی میسر است که هیچ‌چیز از مقام خود فرو نیفتد و جای دیگری را نگیرد و اختلاط پدید نیاید و موقعی که همه‌چیز در جای خود است، تصرف، تعدّی و رقابت از میان می‌رود و در غرب این نوع هماهنگی به هم خورده و تبدیل به نظام مدنی شده و برخوردها و اجتماع‌ها در قالب ساعت ملاقات و قرار قبلی شکل گرفته و ساعت، حاکم بر روابط عمومی شده است و آنچه نوعی رابطه‌ی عاطفی بود، به ارتباط قانونی و فرمول‌های خشک آداب تبدیل شد. در نتیجه طبقه‌بندی‌هایی که از این راه به‌وجود آمد دیگرحریم نبود، فاصله بود و مرزهای جدایی به صورت قراردادهای قانون بر ما تحمیل گشت و از آن طرف آن صمیمیتِ مقدس مبدل به آمیزشی شد که دیگر نه مرزی می‌شناسد و نه حریمی و بعضاً این نوع به ظاهر صمیمیت چه اندازه به خشونت مبدل می‌شود. با حضور در فرهنگ غربی، به نام انتقاد نه‌تنها چیزی برای هم باقی نمی‌گذاریم و زخم‌های التیام‌ناپذیری بر روان همدیگر وارد می‌کنیم، بلکه با خشونت‌های مشمئزکننده، بی‌ادبی را به نهایت می‌رسانیم، زیرا در ادب غربی فقط رعایت اصول اجتماعی و مدنی، ادب به حساب می‌آید و این غیر از آن فروتنی است که مجال شکفتگی به دیگران می‌دهد. ادب غربی، زائیده‌ی همکاری قانونی است و ادب ایرانی‌اسلامی، پرورده‌ی همدلی و همدمی است. انقلاب اسلامی، مسیر برگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی است.



    حیاء؛ بازتابی از «راز»



    ۵. حالتی که حریم را آشکار می‌کند و جان می‌بخشد، «حیاء» است. حیاء احساسی آمیخته با «راز» است. حیاء می‌پوشاند و می‌گشاید و از نمایش می‌پرهیزد. حیاء، نحوه‌ی بروز حریم است و به یک اعتبار کاشف است و به یک اعتبار حاجب.



    جامعه‌ای که افراد آن آراسته به «حریم» و «حیاء» باشند، جامعه‌ای است گشوده به راز. حیاء، بازتابی است از وجهِ رازآمیز عالم در حریم ارتباطات اجتماعی.



    زنی که پوشش لازم به تن دارد و بدون شتابزدگی، خرامان راه می‌رود، ضمن آن‌که خود را پوشانده، به حرکاتش دو چندان معنا می‌دهد. زیرا آن نوع پوشیدگی در حین دفع، نوعی به ظهورآوردنِ حیاء و وقار و رعایت حریم‌ها نیز هست. به همین جهت در جامعه‌ای که حریم واقعی باشد، حیاء نیز هست.



    در حریمِ میان زن و شوهر، در سکوتی که استاد را به طالب دانش پیوند می‌دهد، در فروتنی میان دوستان، در احترام فرزند به والدین، نوعی محوشدن است در برابر دیگری، مثل محوشدن ماده‌ی تابلوی نقاشی در صورت‌های تابلو، از آن جهت که آن رنگ از آن به بعد خود را در کلیّت تابلوی نقاشی‌شده احساس می‌کند. و این‌ها همه در فضای تمدنی خاصی صورت می‌گرفته که امروز از منظر ما پنهان شده و تنها امیدی که برای برگشت آن جهان گمشده در میان است، به تحقق‌رسیدن اهداف انقلاب اسلامی است. 


  • سلام علیکم: استاد، آیا از حضرتعالی مطالب و مباحثی در نقد فمنیسم وجود داره که بشه مطالعه کرد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» در این رابطه بتواند نکاتی را با شما در میان بگذارد. کتاب بر روی سایت است. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی:
    جزوات مربوط به زن را مطالعه کردم، عالی بود، خدا خیرتان دهد. (دعا کنید ما خانمها، به فهم تاریخی در این دوران برسیم و انجام وظیفه کنیم و در حد توان برای جامعه موثر باشیم)
    سوال: هنگام برخورد با این عنوان که: ما «پهلوان زن» نمی خواهیم یه کم جا خوردم
    چرا از لفظ «پهلوان» استفاده کردید؟ البته که منظور شما را فهمیدم ولی لفظ پهلوان، در فرهنگ ما ایرانیان مقدس است و در مورد کسانی‌که دارای روح لطیف و ملکوتی باشند، استفاده میشه ..مثلا پهلوان تختی یا پهلوان پوریا، همانطور که خودتون هم فرمودید درحدیث آمده «ان المرء ریحانه لیست بقهرمانه» نظرتون راجع به عبارت «قهرمان زن نمی خواهیم» چیه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور نرم زن مثل باران است. آری! پهلوانی برای مرد، یک صفت مثبت است. ولی آن نوع پهلوانی که برای امثال تختی به‌کار برده می‌شود که می‌تواند پشت رقیب خود را به زمین بکوبد با قدرت بازو، شأن و شخصیت زن نمی‌باشد. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد گرانقدر:
    مستحضرید که مقام خلافت اللهی مختص مردان نیست و زنان هم می توانند گام در مسیر سلوک بگذارند. کما اینکه بسیاری از بانوان هم موفق به وصال شدند. حضرت زینب وقتی می فرماید «ما رأیت الا جمیلا» پرده از مقام بلند عرفانی خود برمی دارد؛ همانطور که درباره مادر بزرگوارش می گوییم «سیدة نساء العالمین». حال که چنین است به نظر شما زن در حال حاضر اگر استاد نداشت چگونه می تواند به کمال نهایی خود برسد. خواندن کتابهای عرفانی و عمل به آن مثل مقالات کافی است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! زیرا به گفته‌ی آیت اللّه بهجت، علمِ تو استاد توست. موفق باشید


  • بسمه تعالی
    با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی: استاد سالهاست درگیر حدود روابط زن و مرد در فضای عصر امروزم، دورنمایی از زن قدیم و بستر زمانه او و عصر خود که نه می توانیم خود را غربی معنا کنیم نه می توانیم خود حقیقی را بیابیم که هر عصری مقتضیات خود را دارد. از طرفی یک زن مسلمان الگویی فاطمی پیش روی خود دارد و از طرف دیگر در زمانه خود مصداقها را گم کرده ایم و در رنگ حجاب و جوراب مانده ایم. مقام معظم رهبری حفظه الله تاکید دارند مثلا در مسایل طبی خانمها در همه رشته ها متخصص داشته باشند در میدان عمل یک زن به دلیل نوع کار ارتباط نزدیک با نامحرم دارد که خیلی سخت می شود همه حدود را رعایت کرد و بنده خودم خوف ازین مسله دارم چون هر چقدر هم ما محکم باشیم سیستم غلط پایه ریزی شده. تکلیف چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی تحت عنوان «زنِ دیندار، در نسبتی جدید با عالم» و «زن و رسالت درک تنهاییِ امروزین آن» شده است که إن‌شاءاللّه در اسرع وقت به صورت جزوه بر روی سایت قرار می‌گیرد. امید است که مفید افتد. موفق باشید


  • سلام استاد: وقت بخیر. ۱. دروس معرفت النفس جوادی املی صوت ها رو دقیقا از چه سایتی بگیریم و یا حسن زاده املی هر کدوم که در اولویت هست بعد از گذراندن معرفت النفس شما؟
    البته اگر شرح دروس صمدی املی کفایت نمی کند.

    ۲. راستی استاد اگر از سعادت ما خانمها در بالاترین درجه ی تقوا این باشه که نه ما هیچ مردی رو ببینیم و نه هیچ مردی ما رو ببینه در آموزش چه باید کرد؟ حتی با رعایت مطلق حد و مرزها با توجه به جزوه ارتباط زن و مرد؟ در مهمانی ها چطور؟ نامحرم میاد خونمون موقع غذا خوردن چطور؟
    ۳. گاهی یک کار عرفانی انجام میدیم نمیخوایم کسی بفهمه و میپرسن در همون مورد
    چی بگیم که دروغ نگفته باشیم مثلا میگه دعا عهد رو خواندی؟ خوانده ایم. چی جواب بدیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شرح آقای صمدی کفایت می‌کند. ۲. همچنان که قبلاً نیز عرض شد بعضی روایات اشاره به تاریخ خاص خود دارد. نکاتی را در متن اخیری که تحت عنوان «زن دین‌دار در نسبتی جدید با عالَم» عرض شده است در  ذیل خدمتتان ارسال می‌دارم: موفق باشید



    آنچه بنده می‌توانم ادعا کنم آن است که تاریخ برای ظهور اندیشه های بزرگ در زنان به‌وجود آمده است، مشروط بر آن‌که آن‌ها به میدان بیایند و از خطاهایی که در ابتدای امر ممکن است پیش ‌آید نگران نباشند. البته که اگر یک استاد نجّار به شاگردش فقط بگوید مغازه را آب و جارو کن و بعد از ۱۰ سال به او بگوید چرا نمی‌توانی یک صندلی بسازی؟ جواب شاگرد آن است مرا وارد میدان نکردی! آیا انصاف است که استاد نجار ضعف شاگرد خود را به رُخ او بکشد؟ مشکلی که ما امروز داریم «مرد بودن»ِ تاریخ است. تاریخ را مردانه تعریف کرده‌ایم و جایی برای زنان نگذاشته‌ایم، بعد می‌گوییم آن‌ها بیایند تا پا به پای مردان امور را به‌دست بگیرند. بزرگی حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» این بود که زنان را وارد تاریخ کردند، آن‌جایی هم که زنان وارد تاریخ شدند به گفته‌ی حضرت امام جلوتر از مردان عمل کردند.



    عرض بنده آن است که اگر ملاحظه کردید در جایی میدان فعالیت ندارید، اول سؤال کنید در مقایسه با مردان حضور زنان در این میدان چقدر بوده است؟ چقدر به زنان جرأت دادند بیایند تا با حفظ حیا و عفاف، سخنرانی کنند و مردها پای سخنرانی آن‌ها بنشینند؟ چه اشکال داشت اگر این کار را می‌کردیم، تا معلوم شود زنان هم برای مردان حرف دارند؟ می‌پرسند آیا ضرورت دارد زنان برای مردان صحبت کنند؟ ضرورتش به این است که فکرها باید مبادله شود، همین بحث ضرورت را با کدام دید نگاه می‌کنید؟ بیایید همین ضرورت را در تاریخی که امام و رهبری مطرح می‌کنند، معنا کنید.



    اگر صد سال پیش یک زن به جای آن‌که در خانه باشد وارد کوچه و بازار می‌شد معنا نداشت زیرا همه نیازهای زندگی او در همان خانه قرار داشتید، گاو و گوسفند و تنور نان در خانه بود. بنده به دختر خودم وقتی در دوره راهنمایی بود، گفتم می‌خواستی در این دوره به دنیا نیایی، در این دوره بسیاری از نیازهایت در خیابان و بازار و اداره است و خودت باید وارد این میدان‌ها بگردی و برای رفتن به مدرسه سوار اتوبوس شوی. قبلاً خانم ها خودشان شیر می‌دوشیدند و ماست تهیه می‌کردند و مردها هم به دنبال کارهای خودشان بودند، ولی در حال حاضر آن شیر و ماست و نان در خارج از خانه‌هاست، آیا باید خرید این اقلام به کارهای مردان اضافه شود، یا باید زنان تهیه‌ی چنین خریدهایی را به عهده بگیرند؟



    پیامبر خدا (ص) در ابتدای زندگی حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) تقسیم کار کردند. آسیاب‌کردن و نان‌پختن را به عهده‌ی حضرت زهرای مرضیه (س) قرار دادند و حضرت علی (ع) اگر فرصت می‌کردند کمک می‌کردند ولی حضرت علی (ع) کارهای خودشان را داشتند. مرحوم شهید مطهری در کتاب «تعلیم و تربیت» می فرمایند یکی از مشکلاتی که ما تحت تأثیر زندگی مدرن پیدا کردیم این است که زنانِ ما در خانه کارهای جدّی ندارند، مشکل غیبت و کارهای تجمّلی به همین جهت زیاد شده است.  یکی از شهردارهای شهرهای کانادا برای حل این مشکل مقداری کاموا به طور مجانی در اختیار زنان گذاشت و بعد کالاهای‌شان را که بافته بودند خریداری کرد و بعضی از آن‌ مشکلات مرتفع گردید. ما باید بر روی شرایط جدیدی که پیش آمده است فکر کنیم. 


  • سلام: ببخشید این سوال جوابش تو کانال جاافتاده بود ۲۴۹۹۶. در مورد نسبت بین زن و اسم لطیف خداوند مطالبی می خواستم. آیا درسته که زن تجلی اسم لطیف خداوند است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌طور باشد و حضرت حق در جواب مقربان به نور اسم لطیف در قیامت با تجلیِ «حورالعین» جلوه می‌کند که بحث آن در سوره‌ی واقعه به میان آمد. موفق باشید