×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    انتخاب همسر، خواستگاری، ازدواج

  • با سلام و احترام: من سوال پرسیده بودم. کد سوالم 29002 بود. سوالات 29001 و 29003 پاسخ داده شده است، اما سوال من با کد 29002 هنوز پاسخ داده نشده است. خواستم پیگیری کنم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد:



    29002- باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت راهی جز صبر و مدارا نمی‌ماند و اگر بالاخره پدر مقاومت می‌کند، احتمال بدهید که مصلحت نیست این زندگی شکل بگیرد و سعی کنید به نحوی ذهن خود را از او منصرف کنید. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    استاد ۲۴ سال سن دارم و چند سالی هست که با مباحث شما آشنا هستم. به امید خدا قصد ازدواج دارم اما پر از ابهام و سوال در این مورد هستم. اگر امکانش هست کتاب یا منابع دیگه ای برای مطالعه در این مورد معرفی کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست. ثانیاً: خوب است که با دنبال‌کردن معارف و سجایای معنوی، بهتر این‌کار را ادامه دهید. مثل مطالعه‌ی کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» و یا تفسیر سوره‌ی نور و کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد». موفق باشید


  • سلام علیکم: ببخشید استاد عزیز از اینکه وقت تون رو می‌گیرم. استاد بر حسب شرایطی که داریم این سوال رو از شما می‌کنیم. استاد واسه امر ازدواج و خواستگاری تا چند روز بعد از عاشورا باید صبر کرد؟ استاد شرایط خودمون طوری هست که اگه بخوایم بیشتر صبر کنیم و بزاریم بعد از محرم و صفر شاید یه جورایی وقت تلف کردن باشه و محدود گزینه های مناسب هم دیگه اون موقع نباشه... تشکر. التماس دعا. يا علی (ع )

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا معطل هستید؟ در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست و هیچ نوع بی حرمتی نسبت به حضرت اباعبدالله به حساب نمی‌آید و موجب خوشحالی حضرت هم می‌شود. موفق باشید


  • سلام استاد گرامی: بعضا صحبتهای شما رو گوش میدم و براستی در این بی قراری که با آن  اسیرم  تنها چراغ روشن است. استاد گفتید که بایستی به آنچه که پروردگار برایمان مقدر کرده آرام بگیریم. اما پذیرش این اصلا آسان نیست. من خود شخصا همیشه سعی بر این داشتم که  به نوعی از این تنهایی در بیایم ولی مدتهاست که تنهایی بسیار دارم. این موضوع مثل یک نیاز در پس زمینه فکر من هست و اجازه رشد به من نمی‌دهد. خارج از کشور بودم با خود فکر کردم
    به خاطر ازدواج با فردی هم عقیده به ایران باید برگشت، ایران امکان بیشتری هست. برگشتم  اما ایران بواسطه شغلم سر از جایی دراوردم که تنهای تنها هستم. به لحاظ خانوادگی با این تنهایی غیر هضم شدنی چه کنم؟ خیلی دوست داشتم که غنا داشتم و برایم تنهایی مهم نبود
    دوست داشته شدن مهم نبود، چه کنم درگیرم هنوز. لطفا راهنمایی کنید و دعا کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کار آسانی نیست ولی چیز بدی هم آن را به حساب نیاورید. به هر حال به یک معنا «خلق را با تو بد و بدخو کند / تا تو را ناچار رو آن سو کند». به نظرم خوب است سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. از ورزش و تواناکردن بدن و استوار نمودن آن غفلت نکنید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است: هر که با زنی به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وی واگذار می‌کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائی اش ازدواج نماید، در او چیزی را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وی به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامی این مزایا را برای او جمع می‌کند. (وسائل الشیعه)
    من خانواده دخترهایی را بهم معرفی می کنند که از لحاظ قیافه می پسندم ولی از لحاظ مذهبی نمی پسندم خودم هم کسایی را از لحاظ مذهبی می پسندم ولی خانواده قبول نمی کنند، البته خودم هم اونهایی را که از لحاظ مذهبی می پسندم از لحاظ ظاهری کاملا نمی پسندم که بتوانم با قدرت دفاع کنم، استاد دختری را که من از لحاظ مذهبی دوست دارم چه میزان باید از لحاظ ظاهری بپسندم؟ چرا دل ما با وجود این احادیث آروم نمیشه تا بتونیم ازدواج کنیم؟ التماس دعا یا علی (ع)

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال نباید در هیچ‌کدام از وجوه قضیه افراط کرد. آری! همان‌طور که به ما فرموده‌اند باید رویهمرفته از ظاهر طرف خوشمان بیاید، ولی اصرار بر صِرفِ زیبایی نباشد. موفق باشید


  • با سلام ممنون که وقتتون رو در اختیار من قرار دادید.
    سوالی از خدمتتون دارم. من خانمی هستم که برای پسرم به خاستگاری دختر خانم شایسته ای از یک خانواده ی مذهبی رفتیم. بعد از اولین جلسه ی ملاقات به این نتیجه رسیدیم که دختر خانم و پسر من از جهت هم کفوی و عقیده و بعضی مسائل دیگر اشتراکات زیادی دارند. ولی وقتی برای هماهنگی دومین جلسه تماس گرفتم؛ مادر دختر خانم فرمودند که: ما با یک حاج اقایی که دوست خانوادگی ماست مشورت کردیم و ایشون هم استخاره کردند و هم با علمی که دارند گفتند که ستاره های این دختر و پسر با هم جفت نیست و بعدا زندگی آنها با عدم تفاهم و مشاجره همراه خواهد بود. با این وجود خانواده ی دختر به ما جواب منفی ندادند و گفتند که نمیدونند چه تصمیمی باید بگیرند. حالا سوال من از جناب عالی این است که: آیا اهمیت دادن به این مطالب درست است و در آینده این عدم تفاهم در زندگی آنها وجود خواهد داشت و یا با توجه به این که ظاهرا هم کفوی و هم عقیدگی وجود دارد، اجازه دهیم تا خاستگاری روند عاقلانه خود را طی کند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی عقل به گفته‌ی حضرت باقر «علیه‌السلام» حجتِ باطنی است و چیزی را مشخص کند، استخاره چرا؟ پشت به استخاره حرام نیست، ولی پشت به عقلِ صریح، حرام است. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد محترم: چندی پیش سریالی به نام سریال پدر از تلوزیون پخش می شد. در مورد پسری که حافظ قرآن بود و اتفاقاتی برایش رخ می داد، که آخر سریال آیه قران متناسب با اون اتفاقات در صفحه ای نشان داده می‌شد. فقط در بحث ازدواج این فرد حافظ قران، یک عشق ناگهانی برای ایشون اتفاق افتاد، و در شب عروسی، فرد حافظ قرآن به همسرش گفتند که ما همون ابتدا در عالم بالا به عقد هم در آمدیم، انگار که مکاشفه ای برای این فرد رخ داده بود، آیا چنین چیزی وجود دارد که قبل از ازواج های رسمی، مواردی در عالم ملکوت به عقد هم در بیایند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان که نه، حتماً این‌طور است. در بحث «هویت قدسی «زن» و حضور در جهان گسترده‌ی امروز» عرایضی شده است.[1] ولی چرا این مباحث در سریال که عموم مردم با آن مرتبط می‌شوند و نسبت به این مطالب بیگانه‌اند مطرح می‌شود؟ موفق باشید



     





    [1] - جزوه‌ی مذکور جهت ارائه به کاربران در حال ویرایش است.


  • سلام علیکم:
    استاد عزیز دو نفر دختر و پسر ولائی در جریان خواستگاری به مشکلی برخوردند چون دختر دانشجوی پرستاری هست و رفتن سرکار از شرایطش هست و پسر هم با توجه به تجربیاتی که از محیط بیمارستان و پرستاری داره مخالفت میکنه و لذا با اینکه همه ملاکهای ازدواج با هم را دارند از ادامه منصرف شدند، آیا کار درستیه و باید به صرف این یک اختلاف از همهٔ محسنات و توافق‌های حاصل شده چشم پوشید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید سخت گرفت. مگر نمی‌شود به عنوان رسالت، پرستاری را ادامه داد. موفق باشید


  • سلام استاد: ببخشید بنده دوستانی دارم که آدمای اهل فکر و مذهبی ای هستن و انقلابی. ولی هر خواستگاری که براشون میاد چندان مذهبی نیست. از طرفی سنشونم داره میره بالا. می‌خواستم ببینم در این شرایط مجرد موندن به صلاحشون هست یا ازدواج با یکی از همین پسرایی که چندانم مذهبی و انقلابی نیستن؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کافی است طرف بی‌دین نباشد و نسبت به رهبر انقلاب مخالف نباشد، بقیه‌ی امور را می‌توان تحمل کرد. موفق باشید


  • سلام خدمت جناب استاد طاهرزاده: این سوال را دوستم داد بفرستم به سایت، پدربزرگ من یکی از عرفای به نام هستند. از ایشان هرآنچه خوبی هست، بگویم باز کم گفته ام. و مادرم هم از نظر اخلاق و مهر و محبت و عشق و صبر و خلوص و ... اگر بگویم همچون حضرت فاطمه ی زهرا در زمان کنونی است، اغراق نکرده ام. اما پدربزرگم یک ظلم بزرگی به ما کردند و ظلمشان این بود که اجازه ندادند مادرم با پدرم زمان خاستگاری صحبت کنند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال در آن زمان مثل حالا این رسم‌ها نبود و ملاک‌ها فرق می‌کرد و شاید مصلحت و حکمت همین بوده. موفق باشید


  • سلام خسته نباشید: ببخشید یه سوالی داشتم. اگر دختر یا پسر قبل از ازدواج خطا کرده باشه و با نامحرم در ارتباط باشه ولی توبه بکند و دیگر سمت این جور مسائل نره شخصی که خداوند از قبل برای اون فرد برای ازدواج در نظر گرفته بودند قسمت میشه؟ یا بخاطر گناهی که کرده این قسمت از بین میره؟ و یا بخاطر توبه بخشیده میشه و همون شخص نصیبش میشه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. توبه، رفع موانع می‌کند. موفق باشید


  • سلام: مادر بنده جایی برای من به خواستگاری رفتند. پسر و دختر بدون این که همدیگر را ببینند مادر دختر گفت ما خیلی به استخاره اعتقاد داریم اگر استخاره خوب آمد جواب می‌دهیم بعد از یک هفته که زنگ زدیم تا خبر بگیریم گفتند استخاره بد آمده است و ما دختر به شما نمی‌دهیم. حال سوال من این است که وقتی دختر و پسر همدیگر را ندیدند اصلا استخاره درست است؟ آیا این روش حماقت نیست که عقل خود را کنار گذاشته و به استخاره روی می آورند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این‌کار عاقلانه نیست. انسان‌ها باید با عقل خود که علاوه بر قرآن، حجت خدا است، باید زندگی کنند. موفق باشید


  • سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد گرامی:
    ۱. در خانواده ای زندگی می‌کنم که به دین زیاد پایبند نیستند و مدام در حال تمسخر و نیش و کنایه زدن به من هستند از طرفی برای بحث ازدواج شخصیتی هایی شبیه خودشان را می‌پسندد باید چه کار کنم که بی احترامی نکرده باشم و تحمل کنم و یا حتی تغییر در آنها ایجاد شود؟
    ۲. برای کنترل ذهن و دوری از فکر های بد چه راهکار هایی پیشنهاد می‌فرمایید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همواره در نظر داشته باشید که به ما فرموده‌اند: «اذا مرّوا باللّغو مرّوا کراما» بنابراین همین‌که درگیر نشویم، خداوند راه‌هایی جهت عبور از این نوع مشکلات فراهم می‌کند ۲. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» إن‌شاءاللّه می‌تواند مفید باشد. موفق باشید


  • با سلام و خسته نباشید:
    استاد یه مشکلی رو میخوام مطرح کنم که اکثر جوانان امروزه درگیرند. به نظر شما با وجود مشکلاتی که برای ازدواج که وجود داره، ازدواج موقت هم توصیه نمی‌کنند و کلا فرهنگش وجود نداره و... امروز یه جوان با غریزه جنسی و سایر نیاز های عاطفی و... چه کار باید بکنه؟ این هم که میگن باید صبر کرد، به نظر من این دیگه ۱۰ تا ۲۰ سال صبر نیست. دیگه سرکوب غرایز هست که بشدت هم مضر هست. حال چه باید کرد؟ لطفا راهنمایی کنید. التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در آیه‌ی ۳۲ سوره‌ی نور در عین تأکید بر به ازدواج‌درآوردنِ جوانان که وظیفه‌ی آحاد مردم است؛ به این نکته نیز توجه داده است که اگر در عین صبر، عفت خود را حفظ کنند خداوند از طریقی که خود می‌داند به نحوی رفع مشکل می‌کند. موفق باشید


  • سلام علیکم خدمت استاد گرامی:
    ببخشید رابطه پیامکی قبل از ازدواج با توجه به دنیای جدید که شاید اگه قبل از خواستگاری با دختر در میان نگذاریم، به نوعی سنتی گرا با مسئله برخورد می‌کنی، اشکالی دارد؟ مخصوصا برای ما که بچه مذهبی هستیم. ممنون میشم راهنمایی کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر تنها جنبه‌ی صحبت‌های قبل از ازدواج داشته باشد و گرفتار سخنان لغو و سرگرم‌شدن با نامحرم نداشته باشد؛ قابل قبول است. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرامی:
    در مقدمه بجهت آنکه زبان مشترکی با شما بیابم باید عرض کنم که کتاب های «ادب خیال و عقل و قلب» و «هدف حیاط زمینی انسان» (مباحث مربوط به الهام و وسوسه) و «زن آنگونه که باید باشد» و «فرزندم این چنین باید بود» را مطالعه کرده و با حقایق خیال و عقل و قلب و الهامات ملک و وسوسه شیطان آشنایی دارم (اما هنوز مبتدی هستم) و این موضوعی که از شما سوال دارم هم جهت افزایش بینش است و هم از باب دقت در تصمیم گیری.
    اخیرا جهت خواستگاری از خانومی اقدام کردم و در دو جلسه ملاقاتم با ایشان دچار چالش دو راهی عقل و دل گردیده ام بدین صورت که عقلم  تماما ایشان را تایید می‌کند ولی دلم اعراض دارد و هیچ حس علاقه و کششی نسبت به ایشان ندارم.
    حال دو راه پیش روی خود می‌بینم:
    ۱) این اعراض قلبی ناشی از تاثیر وسوسه ی شیطان بر خیال است بطوری که خواهان همسری با ویژگی های ظاهری بهتری باشم، که با توجه به مطالبی که در کتاب ادب خیال عرض کرده اید باید روند آشنایی من با ایشان باز هم ادامه یابد تا تمام حقیقت این خانوم برای من روشن شود آنگاه علاقه و محبت قلبی خود بخود ایجاد خواهد شد مثل ظاهر روزه گرفتن که چندان دلنشین نیست ولی حقیقت و باطن روزه زمانی که برای ما کشف می‌شود بسیار دلنشین می‌شود.
    ۲) با توجه به اینکه قلب همان فطرت است این اعراض قلبی من نسبت به این خانوم بدین معناست که بلکل ایشان رزق مقدر بنده نیستند و نباید بیش از این بر تحقیق و کنکاش از ایشان پرداخت و تا بدین حد دقت و زحمت در انتخاب وسواس است و همان علاقه و میل اولیه و یک بررسی اجمالی از دیانت و اخلاق و خانواده کفایت می‌کند. (کلا همسر باید به دل بنشیند)
    ممنون می‌شوم در این مورد مرا راهنمایی کنید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر رویهمرفته خوبی‌های‌شان مورد تأیید است و انسان، بدش نیاید ولی عرفاً زیبا باشد، إن‌شاءاللّه مودّت و رحمت الهی پیش می‌آید و مشکل حلّ می‌شود. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب و احترام خدمت طبیب روح:
    پیرامون روابط مقدس زناشویی چند سوال داشتم:
    ۱. بعضی اوقات که انسان طبع بسیار گرمی دارد هفته ای چندبار باید رابطه داشته باشد؟ درحالت عادی چگونه باید باشد؟ برای زوج های جوان و برای نو عروسان چگونه باید باشد؟
    ۲. اگر در یک وعده دو بار به ارضا برسد آیا بار دوم تقویت طبع حیوانی است؟ با توجه به اینکه گفتیم افراد مومن و شخصیت های عرفانی در عالم ماده فقط در حد ضرورت اکتفا می کنند؟ ضرورت اینجا چگونه معنا می شود؟
    ۳. بطور کل در سیره ی عرفا و بزرگان این پدیده چطور معنا می‌شود و نگاهشان به آن چگونه هست؟ اگر به نیت لقاء الله در آغوش همسر برویم، باز توضیح بدهید که معنای زَوِجّنا من الحورالعین چیست؟
    ۴. اگر میل طبیعی انسان به رابطه زناشویی هر شب باشد آیا دچار تقویت خوی حیوانی می‌شود یا خیر؟ کدام اولویت دارد؟ مثل باشگاه بدنسازی نمی‌شود که جسم فقط تقویت می‌شود اما روح خیر؟
    نکته: خواهشا کلی جواب ندهید، همان طور که گفته شده حیا و خجالت در سوال و جواب های دینی در اسلام وجود ندارد پس واضح و دقیق جواب بدهید، این سوالات جهت تکامل روحی بیشتر در سیر کمالی انسان با هم نوع خودش است نه اینکه جنبه ی مادی و دنیائی داشته باشیم.
    با تشکر فراوان از استاد محترم و بزرگوار که ما را در سیر توحیدی یاری و راهنمایی می کنید.
    توحیدتان روز افزون و مداوم و کثیر در عین وحدت باشد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات به ما فرموده‌اند لذّت حلال که بیشتر اشاره به همان روابط زناشویی دارد، موجب شوق در عبادت می‌شود. ظاهراً حدّی برای آن تعیین نشده و خود انسان باید متوجه باشد که نه بی‌دلیل رُهبانیت پیشه کند و نه افراط نماید. موفق باشید


  • سلام استاد بزرگوار خدا قوت: استاد ملاک های ازدواج موفق به نظر شما چیست؟ آیا ازدواج دختر فوق لیسانس دارای مطالعات و با رویکرد فرهنگی، با آقایی با شغل خدماتی مناسب است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی دارد که خود را چطور تعریف کرده باشید. اگر ملاک، ایمان باشد و در فضای ایمانی همدیگر را ارزش‌گذاری کنید؛ به ما فرموده‌اند مؤمن به صِرف ایمانش، کفوِ مؤمن است. موفق باشید


  • سلام و خسته نباشید:
    می‌خواستم بدانم انسان می‌تواند با اعمال و... چه ظاهری و چه اعمال باطنی چیزی که به صلاحش نیست را به صلاح خود تبدیل کند؟ مثلا ازدواجی که به صلاحش نیست را در مدتی به صلاح خود و خواست خدا تغییر دهد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. خداوند اگر به بنده‌اش کمک کند نظرگاه او را نسبت به امور تغییر می‌دهد. موفق باشید


  • سلام:
    عرض ادب و خسته نباشید خدمت شما. حقیر یه دانشجوی هستم با ۲۶ سال سن. خانوادم و پدرم از کسایی هستند که شما رو قبول دارند و چندین و چندبار سخنرانی و تفسیرهای شما رو گوش دادند. و هنوز هم مباحث شما رو پیگیری می کنند. حقیر چون دانشجوام بنابراین درآمد آنچنانی ندارم. از پنج سال پیش تا الان با اصرار زیاد خواستم که برام خواستگاری بروند و هنوز دریغ از یک خواستگاری. دو سال پیش بخاطر اصرارهام گفتند یه خانم مذهبی و از فامیل رو در نظر گرفتند. از اون دو سال هر جایی می‌رفتیم مثلا هیئت یا کربلا می گفتند که اون خانم هم اونجاست. پاپیش نمی گذاشتند که بخاطر اصرارهام پنچ ماه قبل بهشون زنگ زدند. خانواده طرف مقابل هم که از فامیل بودند و حقیر رو دیده بودند اما دختر خانم ندیده بود. حتی اجازه خواستگاری ندادند و تلفنی رد کردند. یعنی دو سال فکر و انتخاب خانواده هیچ. الان هم هر کسی معرفی می کنند پدر میگن مادر و پدرش کجا کار می کنند. قبل از خواستگاری به دنبال تحقیق از طرف هستند که ببینند پدر و مادرش چه کاره هستند. این تحقیق بد نیست اما بعد از خواستگاری نه قبل از هیچ گونه حرفی و با همین بهونه ها ماه ها میگذره و هیچ اقدامی نمی کنند. یه حافظ قرآن پیدا شد که چون از طرف خانواده نبود چنان برخورد باهام شد که از متولد شدن خودم هم پشیمون شدم. پدر حقیر حتی این که شیر آب به کدوم سمت باشه که تابستون آب داغ نشه و پکیج روشن نشه براش این قدر اهمیت داره اما ازدواج حقیر هیچ. بهونه که میارند میگن باید طرف از فامیل باشه یا آشنا. الان بخاطر ترس از گناه روزی چند بار دعای مرگ می‌کنم. هر کاری هم فکر کنید انجام دادم چه نذر چه چله زیارت عاشورا و چه دعاهای دیگه و رفتن پیش یکی از علما واسه واسطه شدن برای ازدواج. الان نمی دونم چیکار کنم به خودکشی هم فکر کردم اما جرئتش رو ندارم و با عقایدم نمی خوره. لطفا راهنمایی کنید که یه دانشجوی ارشد چیکار کنه. اون وضع دانشگاه و اون وضع جامعه.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه‌ی پدر و مادر و به‌خصوص وظیفه‌ی پدر است حتی‌الامکان شرایط ازدواج فرزند خود را فراهم کنند و انتخاب را تا حدّ ممکن به عهده‌ی خود فرزندشان بگذارند. این موارد را به نحوی باید از طریق فردی که آن‌ها قبول دارند، به گوش آن‌ها برسانید که نباید ازدواج فرزند خود را به بهانه‌های واهی عقب بیندازند. موفق باشید


  • سلام: به آبروی حضرت زهرا جواب سوالم رو دیروز فرستادم ببین شماره فایل سوال من ۲۷۸۸۰ بود همه سوالات رو جواب دادین مال من تو بیستم شمارش نیست. تو رو خدا از حاج آقا بخواین جوابم رو بده خیلی به جوابش الان نیاز دارم مسأله کل زندگیمه.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد:



    باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه هستید که مسأله، در حد تصمیم برای یک زندگی است و هر چه انسان در این مورد فکر کند، ضرر نکرده‌است. بنده معتقدم در این مورد با مشاوری که ابعاد مختلف قضیه را چه از نظر دینی و چه از نظر اجتماعی و روانی می‌تواند بررسی کند مشورت شود. بنده جناب آقای دکتر قاسم زاده را معرفی می‌کنم. شماره دفتر: 32306295


  • بسلام: من دختری ۳۰ ساله هستم و همسرم ۳۱ سالشه سالها دعا و صبر برای ازدواج کردم خواستگار مناسبی نداشتم طعنه های اقوام و نگاه های غمگین پدر و مادرم باعث شد خودم به خواستگاری همسرم رفتم جواب رد داد دوباره خواستگاری کردم کم کم عاشق شدیم و عقد کردیم ولی بعدا فهمیدم که از نظر دیانت چندان همراهی ندارد در عین آن که مانع کار من نیست ولی به راحتی هم نمی‌توانم او را ترک کنم. نظر شما چیست؟ با توجه به این که خانواده ی همسرم اهل ماهواره و بعضا مشروب هستند آیا قیامت خود را از دست نمی دهم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه هستید که مسأله، در حد تصمیم برای یک زندگی است و هر چه انسان در این مورد فکر کند، ضرر نکرده‌است. بنده معتقدم در این مورد با مشاوری که ابعاد مختلف قضیه را چه از نظر دینی و چه از نظر اجتماعی و روانی می‌تواند بررسی کند مشورت شود. بنده جناب آقای دکتر قاسم زاده را معرفی می‌کنم. شماره دفتر: 32306295


  • با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد بزرگوار تا کنون دو بار سوالم رو فرستادم ولی چون جوابی دریافت نکردم دوباره اقدام کردم. جوانی هستم ۲۹ ساله از دوران نوجوانی مشغول ورزش فوتبال به صورت جدی هستم البته همیشه در کارهای فرهنگی هم شرکت فعال داشته ام به طوری که در زمان دبیرستان عضو موسسه شهید کاظمی بودم رشته دانشگاهیم تربیت بدنی است ولی علاقه ای به کارهای دولتی هم ندارم استاد بزرگوار از طرفی سنم دارد می گذرد و با توجه به رشته ام امکان شغل برایم وجود ندارد، چیکار کنم اوضاع و شرایط روحیم خوب نیست الان فقط مشغول فوتبالم و در یکی از تیمهای اصفهانی به عنوان بازیکن هستم و فقط صبح و بعد از ظهر مشغول تمرین نمی دانم گیر کارم کجاست بعد از این همه بازی هرچه هم تلاش می کنم آن نتیجه ی که انتظار دارم را نمی گیرم از طرفی خانواده بهم فشار میارن که رها کنم ولی به خاطر تلاشها و زحمتهایی که تا به حال کشیده ام نمی توانم این کار را بکنم. لطفاً راهنمایی بفرمایید تا ان شاء الله مسیر درستی را در پیش گیرم. از طرفی خواهری دارم که مجرد است و از خودم بزرگتر که شرایط روحیشم خوب نیست و احساس می‌کنم به حضورم نیاز داره همین امر هم باعث شده قید کار بیرون از شهرمون را و تشکیل خانواده را بزنم اگرچه همه نظرشان بر این است که بروم دنبال زندگی خودم ولی احساس مسئولیت می کنم به نظر شما این کار درست است؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به آدرسی که در ایمیل خود داده بودید این‌طور جواب داده شد:



    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چرا در راستای همان رشته‌ی تربیت بدنی شغل خود را دنبال نمی‌کنید؟ چه در امور اداری و چه غیر اداری و خصوصی؟ ۲. شرطی که برای ازدواج خود گذاشته‌اید، منطقی نیست. نباید سرنوشت خود را به سرنوشت بقیه گره زد. موفق باشید


  • سلام استاد بزرگوارم: در سختیهای زندگی صحبتهای شما باعث شده بتوانم تاب مشکلات عجیب و غریبم را بیاورم به سختی. چرا تقدیر خانمی اینطوره که همش باید سختی بکشه؟ الآن نزدیک چهل سالمه مثل دیگران زندگی نکردم. کلی مشکلات و مسائل سخت داشته ام. در آینده هم با کسی قراره ازدواج کنم که شرایط مالیش خوب نیست. درآمدش خیلی پایینه. اوضاعش همینطورم میمونه. چرا تقدیرم اینطوره؟ چرا راضی نمیشم به این تقدیر؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: جلسه‌ی سوم «با دعا در آغوش خدا» با نظر به همین جایگاه که برای خواهران مذهبی و انقلابی پیش می‌آید و عملاً در این مسیر هزینه‌ی دینداریِ خود را می‌دهند، نوشته شده و بر این باورم که در إزای این سختی‌ها جهانی با کیفیتی بس متعالی که قابل مقایسه با جهان اهل دنیا نیست، بر روی آن خواهران گشوده می‌شود. پیشنهاد مطالعه‌ی آن متن برای خودتان و خواهرانی که در این مسیر هزینه‌ها داده‌اند را دارم. موفق باشید


  • سلام محضر استاد ارجمند طاهرزاده دامت توفیقاته.
    بسیار شاهدیم که در اقوام و فامیل به واسطه اینکه از آنها دختر نگرفته ایم گله و گله گذاری و اختلاف و توقعات زیاد و... سوال اینست آیا ما شرعا در اسلام باید از فامیل زن بگیریم و اگر نگیریم مرتکب خلافی شده ایم؟ آیا مشمول ترک صله رحم می شویم؟ مثلا در فامیلی شاهدیم برادری چند دختر دارد و برادر دیگر چند پسر اما پیوندی نشده و گله و اختلاف. چه باید کرد؟ بعضا شاهدیم مثلا خاله ای چند دختر دارد و یتیم هم هستند ولی پیوندی با اطرافیان نشده و بعدا شاهدیم که آنانکه باید مثلا دختر خاله را می گرفتند در ازدواجشان به مشکلات عدیده می افتند.
    این چه داستان و تعبیری دارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز واجبی نیست. ولی اگر رویهمرفته بتوانیم رعایت آن‌ها را در این امور نیز بکنیم، چرا نکنیم؟ موفق باشید