×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    انتخاب همسر، خواستگاری، ازدواج

  • با سلام و قدردانی:
    میشه بفرمائید که در جواب یک پرسشی که اشاره نموده اید از میان علم و ازدواج، علم اولویت دارد. کدام علم مد نظر هست؟ من گاهی می بینم که نسبت به خودم خیلی کافی شناخت ندارم و کنترل احساسات در نتیجه ی شناخت لازم بدست می آید. بنظر شما این به معنی این هست که منِ نوعی، فعلا بهتر هست خودم رو بیشتر بشناسم و اگر ازدواج کنم فرصت کمتری برای شناخت من وجود دارد؟ وگرنه چگونه علمی مد نظر بوده؟ ممنون از بابت وقتی که صرف جواب به سوالات می نمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر منظور علامه‌ی حلّی در آن توصیه مربوط به طلاب بود که فرصتِ تعمق در آموزه‌های دینی را قبل از ازدواج از دست ندهند. ولی در این راستا که شما می‌فرمایید هم جا دارد که انسان آگاهانه وارد ازدواج شود. موفق باشید


  • سلام: با توجه به تجربه و اینکه در قرآن آمده انسان را در برابر نیاز های جنسی ضعیف آفریدیم و اینکه خدا قانون صیغه موقت قرار داده، دارم به این باور می رسم که تنها راه ازدواج یا گناه است و نمی شود این نیاز را فروکش کرد. این درسته؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه‏»(نور/33) آن‌هایی که نتوانند ازدواج کنند سعی نمایند عفت و عفاف خود را حفظ کنند تا آن‌که خداوند آن‌ها را از فضل خود برخوردار نماید. این آیه مژده می‌دهد که اگر انسان در مقابل نیاز به ازدواج کمی عفت به خرج بدهد، خداوند شرایط ازدواج سالم را برای او فراهم می‌کند. موفق باشید   


  • سلام: میشه که خداوند برای ازدواج کسی رو در تقدیر ما قرار داده باشه ولی ما با اشتباهات ناخواسته و یا گناه اون تقدیر رو تغییر بدیم و آیا میشه با توبه کردن اون رو برگردونیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وقتی با خدایی روبه‌رو هستیم که کریمانه با کوتاهی‌ها و غفلت‌های ما برخورد می‌کند، نمی‌توان گفت با گناهان بندگانش در این دنیا سرنوشت آن‌ها را به هم بزند. او مصالح ما را بهتر از ما می داند. موفق باشید


  • با عرض سلام و احترام: استاد بفرمائید یک جوان در شرایط فعلی با توجه به نحوه زندگی که غرب تا حدودی به ما تحمیل کرده و شرایط راحت ازدواج و رسیدن به آرامش در کنار آن مثل قدیم راحت نیست ایام خودش رو چطوری سپری کنه؟ در صورتیکه در این امر کوتاهی هم نکرده ولی تا الان محقق نشده.

     باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر داشته باشید که همیشه انسان با امتحانات الهی روبه‌روست و پس از آن‌که از آن‌ها سربلند بیرون آمد، خداوند راه‌های خود را به سوی بنده‌اش می‌گشاید. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد
    1. قصد تهیه جهیزیه برای دخترم دارم
    ایشان می گوید اجناس ایرانی کیفیت ندارد مثلا لباسشویی ایرانی هم زود خراب می‌شود هم خوب نمی شوید، به من لوازم اصلی مثل یخچال و لباسشویی را خارجی و خوب بده تا خیالم برای سالها راحت باشد برای خودت هر چه می خواهی بخر. حال با توجه به این که توصیه رهبری فتوای واجب نیست آیا رخصت دارم اجناس خارجی تهیه کنم؟
    2. در شهر مرزی بانه یا قشم اجناس را به قیمت مناسب تری از اصفهان می توان خرید، آیا خریدن اجناس از آنجا که بسیاری توسط کوله بران آورده می شود و در بازارهای بزرگ آنها فروخته می شود با توجه به توان مالی ما مجوز دارد؟ با تشکر و التماس دعا. لطف بفرمائید جواب در سایت گذاشته شود.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ مطمئن باشید در شرایط حاضر اگر اجناس خارجی وارد ابتدای زندگی شود آن زندگی برکت نخواهد داشت و آه کارگرانی که بی‌کار می‌شوند آن خانواده را گرفتار می‌کند. از طرفی تجربه‌ی ما نشان داده‌است که حقیقتا اجناس ایرانی جواب‌گوی نیازهای ما بوده و مشکل خاصی برای ما به وجود نیاورده‌است. 2ـ حرفش را هم نزنید. موفق باشید


  • با سلام و خسته نباشيد:
    استاد گرامي، من خانم ... ساله اي هستم كه به دليل اينكه بخشي از تحصيلاتم را در خارج از ايران بوده ام، تا كنون ازدواجم دجار تاخير شده است. هم اكنون علي رغم دارا بودن خواستگاران فراوان، يكي از مشكلات عمده بنده اين است كه آقاياني كه مانند بنده داراي تحصيلات عاليه هستند و از نظر سطح هوشي و شرايط زندگي با هم تناسب داريم، وقتي متوجه مي شوند كه پوشش بنده چادر هست از ادامه ي اين روند سرباز مي زنند و هر بار به دليل اين موضوع ناكام مي مانم. از طرفي هم ازدواج با افرادي كه كفيت لازم را در آن ها نمي بينم برايم مطلوب نيست و به لحاظ دروني هيچ كششي به سمت آن ها احساس نمي كنم. اينقدر اين مسئله ي حجاب بنده در ناكامي ازدواج، تكرار شده كه به تازگي با خودم فكر مي كنم شايد اين اصرار من بر چادر، گرفتن مستحب و رها كردن واجب (ازدواج) باشد و شايد بايد در اين مورد انعطاف بيشتري از خود نشان بدهم، هرچند كه من اين حجاب را در جامعه و محيط كار با چنگ و دندان در طي سال ها حفظ نموده ام و برايم خوشايند نيست كه بر سر آن معامله كنم. نمي دانم چه كنم. حجاب و اعتقادات مذهبي من، مرا در ازدواج دچار مشكل كرده و دلم مي خواهد حضرت پروردگار نصرت فرمايند، ولي مسئله بنده هنوز بعد از مدت ها حل نشده. از راهنمايي شما سپاسگذارم.
    و من الله توفيق

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید طرف‌های مقابل گمان کنند جنابعالی با نحوه‌ای از تحجر، چادر را پذیرفته‌اید و در جایی که عقلاً می‌شود در عین داشتن حجاب، چادر نداشت را شما نمی‌توانید فکر کنید؛ در حالی‌که وقتی چیزی مستحب شد، بدین معناست که خداوند رخصت آن را داده است که  انسان نسبت به عدم انجام آن فکر کند. طرف به آیت اللّه بهجت گفته بود 50 سال است نماز اول وقتم ترک نشده است، و ایشان فرموده بودند یعنی در حین این 50 سال، کاری مهم‌تر از نماز اول وقت برایت پیش نیامده است؟! موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد محترم: آیا ازدواج از مقدرات الهی است؟ یعنی اینکه کدام زن و مرد با یکدیگر ازدواج کنند این از مقدرات است؟ حال پسری که چند سال باید جاهای مختلف خواستگاری برود تا بالاخره یکی از این خواستگاری ها به تایید دو طرف و طرفین خانواده ها برسد و مشکلی سر راه پیش نیاید و به نتیجه نهایی برسد، تکلیف این پسر چیست؟ چه کند که این به شکل صحیح رقم بخورد؟ و باعث اتلاف وقت خانواده ها ی متعدد نشود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی‌ها به جهت آرمان‌های خیالی که دارند باید پس از چند جواب رد که به آن‌ها داده می‌شود تازه سر عقل آیند و به آن‌چه مقدر آن‌ها است بالاخره هدایت شوند و اگر از ابتدا به همان کسی که در تقدیرشان بود راهنمایی می‌شدند نمی‌توانستند آن را بپذیرند. موفق باشید



     



     


  • سلام علیکم:
    در صورتی که شخصی به هیچ وجه از ازدواج نکردن به گناه نیفتد و بخواهد مراتب سیر و سلوک را طی کند آیا باز هم ازدواج به او در سیر و سلوک کمک می کند یا بهتر است ازدواج نکند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که ازدواج امر مستحبی است یعنی خداوند در آن رخصت ترک آن را داده است. موفق باشید


  • با سلام وعرض ارادت
    میخاستم یه سوالی رو بدون رودربایستی بپرسم واونم اینکه اسلام در مورد چگونگی انجام وظیفه هنگام شب زفاف چه توصیه ای می کند؟ خاهشا همین جا جواب بدید ایمیل خرابه. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به کتاب‌های مربوط به این موضوع رجوع کرد. این سایت درحدّ جواب دادن به سوالات کاربران که کتاب‌های بنده را مطالعه کرده‌اند و ممکن است سوالی برایشان پیش بیاید می‌تواند جواب دهد. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرامی:
    لطفا در خصوص علل طلاق و راهکار عملی پیشگیری از آن راهنمایی بفرمایید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این  مورد جناب آقای دکتر بانکی به صورت کارشناسانه مطالب را دنبال کرده‌اند. خوب است که به نظرات ایشان رجوع شود. موفق باشید


  • با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: 1. در سوال شماره 21515 جمله ی بود که اگه امکان داره آن را توضیح بدهید (با جاری شدن صیغه عقد بین دختر و پسر حقیقت رحم که در عرش است بین آنها تجلی می کند و با همدیگر محرم می شوند) واقعاً جای سوال است که چگونه دو انسانی که تا قبل عقد حق هیچ گونه محرمیتی را نداشتند با خواندن تنها یک صیغه محرم ترین محارم بر روی کره زمین خواهند شد؟ 2. جاری شدن صیغه طلاق چه تاثیری در این موضوع دارد؟ 3. آیا کسانی که به هر دلیلی تا آخر عمر ازدواج نمی کنند و از این چنین ارتباط معنوی محروم می مانند، این گونه محرومیت ها ضرری به عبودیت و سیر وجودی آنها نمی زند؟ با تشکر فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در روایت داریم که «رحم» در عرش جای دارد و عنایت داشته باشید 2- شرط جاری‌شدن صیغه، «إنشاء» است و نه «إخبار». یعنی باید وقتی جمله‌ی «زوّجْتُ» گفته می‌شود، اراده‌ی تحقق آن در میان باشد. البته اگر کسی ازدواج نکند چنین چیزی بین او و دیگری برقرار نمی‌شود ولی ارتباط او با خدا جای خود را دارد. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    ببخشید از اینکه وقت گرانبهایتان را می گیرم. دو سوال هست که مدتهاست ذهنم را مشغول کرده می دانم که در راستای پرسش و پاسخ های شما نیست ولی این از مشکلات ماست که فرد قابل اعتمادی را برای پاسخ سوالاتمان پیدا نمی کنیم.
    ١. چه حکمتی دارد که زنها باید در ماه، ٧-١٠ روز از نماز و روزه و عبادات محروم شوند. ما که هنوز به حقیقت نماز و عبادات نرسیده ایم ولی اگر کسی حقیقت نماز را درک کرده باشد چطور می تواند تحمل کند که نماز نخواند؟ در این مورد چه تفاوتی بین زن و مرد هست؟ بعضی اوقات واقعا ناراحت کننده است که موقعیتهای مکانی و زمانی را که در سال یک بار توفیق داریم مثلا شبهای قدر، اعتکاف، زیارت و... را از دست می دهیم.
    ٢. مگر خواندن صیغه عقد بین دختر و پسر منجر نمی شود تا حقیقت رحم که در عرش است در بین آنها تجلی کند تا به همدیگر محرم شوند پس اجازه پدر در این حقیقت چه نقشی دارد؟ آیا اگر اجازه پدر نباشد این حقیقت و این محرمیت ایجاد نمی شود؟ آیا مربوط به مسائل اجتماعی و شرایط جامعه است؟ به طوری که آقای مکارم شیرازی فتوا داده اند که دختران بالای سی سال نیازی به اجازه پدر ندارند. اصلا سن در این حقیقت چه نقشی دارد؟ وقتی دو دختر در شرایط یکسان هستند با این تفاوت که یکی پدر دارد و دیگری ندارد، چطور است که برای او که پدر ندارد حقیقت ایجاد می شود ولی برای دیگری نه؟ به دنبال حکم فقهی آن نیستم ولی در این مورد در یک سرگردانی هستم که امیدوارم جواب شما مرا از این سرگردانی نجات دهد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خداوند از ما بندگی خود را می‌خواهد، حال چه با نمازخواندن و چه با نمازنخواندن 2- فکر می‌کنم با رعایت ادب، ارتباط با عالم عرش در آن خانواده بهتر محقق شود و به همین جهت بین مراجع تفاوت نظر هست که اگر آن‌جایی که باید اذن پدر گرفته شود، از آن عدول گردد عقد باطل است، یا بدون باطل‌بودنِ عقد، گناهی صورت گرفته. موفق باشید


  • سلام: اوقات متعالی. میشه از استاد محترم بپرسم راجع به اینکه اگر از اخلاق و منش کسی که نه دیده ایم و نه می شناسیم آگهی یافتیم. به قصد آشنایی بیشتر مثلا در فضای مجازی در وبلاگ ها، ارتباط بیشتری از طریق همان گفتگوهایی که در پست ها کامنت می شود، برقرار کنیم، آیا این خلاف با مقام رضا هست؟ یا با کسی که در سیر و خودسازی هست ایراد دارد؟ اصلا مقدمات ازدواج چگونه باید اتفاق بیفتد؟ آیا این دست تلاش ها هر چند ممکن هست گاهی کمی احساسات را بر انگیزد و اصل و بنایش اگر همان اخلاق و کسب شناخت باشد آیا ایرادی در آن وجود دارد؟ خیلی تمایل دارم راضی باشم. و موقعیت ازدواج خودش حاصل بشود. نمی دانم چه کنشی درست و معقول تر است. متشکرم از راهنمایی شما.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید که این حرکات که می‌فرمایید جهت ارتباط با افراد، در صورت رعایت شئون اسلامی، طبیعی باشد به‌خصوص به عنوان مقدمه‌ی ازدواج. ولی باید مواظب بود خیالات و توهمات بر ما غلبه نکند. مواردی داشتیم که خانمی تصور می‌کرد آن آقا بر اساس انگیزه‌ی ازدواج در فضای مجازی ورود می‌کند؛ ولی بعد معلوم شد این‌طور نیست و یک حالت توهمی برای آن خانم بوده است. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    یه سوال خانوادگی داشتم، من در سن ۳۰ سالگی ازدواج کردم و خیلی همسرم را دوست دارم. ولی این خوبی ها گاهی من را دچار افسوس میکنه که چرا زودتر ازدواج نکردم و اینقدر به خودم سختی دادم، مخصوصا که پدرم خیلی با درس خوندن من مخالف بود. و یاد یکی از خواستگار هام افتادم که خیلی هم اصرار داشت و من الان که فکر می کنم بی دلیل خاصی گفتم نه! و این افسوس یه موقع هایی به شدت منو اذیت میکنه، مخصوصا چون دیگه بوشهر زندگی می کنیم و از خیلی از زندگی معنوی خودم دور شدیم و کلاس شما را هم نمیتونم بیام ولی اون شاید زندگی معنوی تری داشت. استاد آیا این افسوس من درسته یا این تقدیر من بوده؟ خواهش می کنم راهنماییم کنید تا از این فکر ها بیرون بیام و صادقانه در کنار همسر خوبم باشم. با تشکر. التماس دعا.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عموم این حادثه‌ها مبتنی بر تقدیرات الهی است که ماورای اراده و تصمیمات ما مقرر می‌شود. بالاخره فرزندی که شما متولد می‌کنید، این پدر و مادر را انتخاب کرده است و لذا لازم بود شما کنار هم می‌آمدید تا آن فرزند متولد شود. موفق باشید


  • با سلام و وقت بخیر:
    استاد به نظر شما همسر انسان را خداوند انتخاب می کند و هر چه که مقدر شد حکمتی دارد؟
    اگر علاقه ای بین زوجین نباشد و یا اختلافات بسیار سختی پیش بیایید بخاطر رضای خدا و درس گرفتن از امتحان الهی باید صبر کرد و طلاق نگرفت به امید اینکه رشد معنوی حاصل شود؟ شما این تفکر که ما نباید به همسر کاری داشته باشیم و باید وظایف الهی خود را انجام دهیم و این باعث می شود همسر هم خوب بشود را قبول دارید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همین‌طور باید باشد. به‌خصوص طبق آيه‌ی 172 سوره اعراف که مي‌فرمايد: «وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا» يعني آنگاه كه از فرزندان آدم، از پشت نسل‌هايشان، تعهد گرفتيم، خودشان را گواه خودشان گرفتيم، كه آيا من ربّ شما نيستم؟ گفتند: آري شهادت مي‌دهيم. فرزندان بنی‌آدم از پشت پدران و مادران‌شان گرفته شده‌اند و آن شهادت را داده‌اند. و این نشان می‌دهد که هرکس از هر پدر و مادری به دنیا نمی‌آید و باید والدین‌شان مشخص باشند و این یعنی همسر هرکس باید شخص خاصی باشد و هرکسی همسر هرکسی نمی‌شود. موفق باشید


  • با سلام و احترام:
    صریح با شما درمیون میذارم که امروز حداقل تو دانشگاهی که من چندین ترم‌ هست زندگی می کنم، بسیاری از دختر های خدا پیغمبر دوست و حتی حزب اللهی نگاهشون به ازدواج خاص شده. الان تقریبا هیچ دختری دلش نمیخواد که با فیلترینگ سنتی خانواده انتخاب بشه. بلکه دوست داره بیرون از این فضا و تو گیر و دار اتفاقات خوب و بد غیر از دنیای فامیل و آشنا، و تو اون جمع و مجموعه ها و نقاطی که فکر می کنند پسرهای متناسب خودشون هم حضور دارند، حاضر بشند تا بتونن تو انتخاب شدنشون موثر باشند و یا حتی بالاتر؛ خود دختر ها انتخاب کنند. به نظر میرسه تمام این اتفاق ها بدون هیچ نقشه و برنامه ریزی و تا حد زیادی ناخودآگاه اتفاق میفته. این احساس فراگیر تو نسلی که من باهاش درگیرم از کجا نشات گرفته؟ باید چطور با این روحیه غالب روبرو شد؟ انقلاب اسلامی چطور باید با این نوع ارتباطات و تغییر ارزش انتخاب های خانواده محور برخورد کنه؟ از طرفی شکاف تفاهم بین نسل والدین و نسلِ در شرفِ ازدواج، غیر قابل انکاره و روز به روز و نسل به نسل این شکاف داره به سمت نقطه کور و ناخوش آیندی عمیق تر میشه و احساس نسل جدید برای اصل قرار ندادن فیلتر خانواده، از جهتی حقانیت داره. چه آینده ای برای این روند متصور هستید؟ و در آخر اینکه امثال من که دائم سعی میکنه اتفاقات رو تجزیه تحلیل کنه و از کنار به پشت حادثه ها توجه کنه چه نوع برخوردی اولا با رفقایی که دچار این نگاه شدند و ثانیا با انتخاب خودش داشته باشه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌اید بخواهیم و نخواهیم وسعت زندگیِ شهری امکان آن نوع خواستگاریِ سنتی را به مشکل انداخته است. می‌ماند که اگر محیط سالمی در میان باشد آن‌طور که شما آن را وصف می‌کنید؛ یعنی رابطه‌ها از بستر سنت دینی خارج نباشد، باید بتوانیم چیزی را جایگزین آن نوع خواستگاری سنتی کرد که نه، حریم‌ها بشکند و نه، کار به بن‌بست برسد. می‌ماند که آن چیز چگونه باید باشد و چه تعریفی باید برایش کرد، که اولاً: دختران بدانند چه کسی به خواستگاری آن‌ها می‌آیند. ثانیاً: پسران بدانند این نوع خواستگاری جدید و پیشنهاد ازدواج، چیزِ خطایی نسبت به سنت گذشته نیست. و این چیزی است که باید نسبت به آن فکر کرد. موفق باشید


  • سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی که در پاسخ دادن به این همه سوال خستگی برایشان معنایی ندارد:
    استخاره ای که به دستور پدرم نه با میل خودم ولی با نیت خودم برای این وصلت کردیم بد آمد با وجودی که خیلی به استخاره اعتقادی در ازدواج ندارم، با فاصله از استخاره ی قبلی مجدد خودم استخاره ای کردم اما این بار پیش آیه الله صدیقین و خوب آمد. و چون خوب آمد ما وصلت کردیم.
    سوالی که از محضرتان دارم این است که: ما هر گاه در زندگی دعوایمان می شود و البته زود به زود، مدام فکر می کنم این ها بخاطر استخاره بدی بود که همان اول آمد و هر چه خودم را به انحاء گوناگون اقناع می کنم که ربطی ندارد آرام نمی شوم و تا چند روز نسبت به زندگی مان ناامید و مأیوسم و وسوسه های فکری نسبت به این موضوع سراغم می آید و این دعواها را ناشی از هم کفو نبودن که استخاره ی بد هم نماد این عدم هم کفوی بود می بینم. و اصلا نمی بینم که استخاره ی بعدی خوب آمد. زندگی را به کام خودم و شوهرم تلخ کرده ام. شما را به جدم امام سجاد علیه السلام قسم می دهم ضمن دعای ویژه در حق ما دو نفر، من را راهنمایی دقیق بفرمایید. ممنون. حفظکم الله

    باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشید که ازدواج‌ها ریشه‌ی عمیق‌تر از آن دارد که به صورت اتفاق پیش آید. زیرا فرزندان شما از قبل معلوم است که فرزندان شما دو نفر هستند. بنابراین این ازدواج‌ها اتفاقی نیست. سعی کنید با تقدیر الهی کنار بیایید و همدیگر را قبول کنید. موفق باشید


  • سلام: آیا در ماه محرم و صفر این مواردی که ذکر می کنم مکروه است یا گناه دارد انجامش یا نباید انجام داد و باید به وقت دیگری موکول کرد؟ مثلا خرید و فروش طلا، دادن سیسمونی دختر، افتتاح یک کار یا پروژه، دید و بازدید، مهمانی دادن، تفریحات خاص اما سالم، خواندن صیغه عقد دختر بی سر و صدا و صلواتی، می خواهم نظر شرع مقدس و طبق آیات و روایات بدانم آیا انجام این کارها اشکالی دارد؟ چون ماه حزن اهل البیت است و البته تو دهه ها نباشد، مثلا خواهر بنده تو ماه محرم بعد از دهه عقد کرد ولی بی سر و صدا، ایشون تو زندگیشون خیلی مشکل دارند و تا طلاق هم پیش رفتند، همه می گویند به خاطر بی حرمتی به اهل البیت (ع) است که تو این ماه عقد کردید و به هرحال شاد شدید ولو بی گناه و صدا، می خواهم بدانم اینها ریشه شرعی دارد یا نه؟ کاری به اعتقاد عرف ندارم چون عرف خیلی نظرها دارند. سوال دوم اینکه چه کنیم مغلوب نظر عرف نباشیم بعضی حرفهایشان که به نتیجه می رسد تلقین یا باور ما را زیاد می کند و بدون نگاه به شرع می پذیریم لطفا راهنمایی کنید راه درست کدام است؟ خدا خیرتان دهد. التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بی‌احترامی و بی‌حرمتی به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به این نیست که ما از زندگی معمولی و امورات آن خارج شویم و عقد و ازدواج از لوازم زندگی است. آری! نباید با شادی‌های افراطی در ماه محرم و صفر همراه باشد 2- هر اندازه انسان با اصول عقلی و شرعی آشنا باشد، به همان اندازه تحت تأثیر نظرات عرفی قرار نمی‌گیرد. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد عزیزم: بنده الان در فکر و قلبم «شور عاطفی » نسبت به جنس مخالف دارم و شرایط نسبی برای پاسخ به این نیاز (ازدواج) را دارم منتهی شدیداً نگران آن هستم که در این سن (24سالگی) تصمیمی بگیرم که خداوند متعال بیشتر دوست دارد، حال بین دو انتخاب قرار دارم این که اردواج کنم و پاسخ مثبت به این غریزه بدم یا ازدواج نکنم اما به مدد الهی با مبارزه با نفس و خیال این نیاز را کنترل نمایم، به نظر حضرتعالی میان این دو راه، انتخاب کدام یک بیشتر مورد رضایت الهی است و خدا آن را دوست دارد؟ 1. تصمیم به ازدواج یا 2. ترک ازدواج در عین کنترل غرایز و وهمیات (رعایت تقوای الهی)، لازم به ذکراست که بنده طلبه نیستم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر تحصیل علم خوب است تا انسان می‌تواند نسبت به ازدواج عجله نکند، مگر آن‌که خطر به گناه‌افتادن در او باشد یا طوری بتواند زندگی خود را تأمین کند که از تحصیل علم عقب نیفتد. موفق باشید


  • عرض سلام و وقت بخیر خدمت شما استاد بزرگوار:
    در پاسخ به سوالات در مورد چند همسری فرموده بودید معتقدید با تک همسری، روح انسان بهتر می تواند به وحدت برسد.
    نظرتان را در مورد این سخن امام رضوان الله علیه بفرمایید:
    امام خمینی (قدّس سرّه) :
    يكى از مشايخ عظام ما [آیت الله شاه آبادی] دام ظلّه، می ‏فرمود كه در تعدد زوجات، كه انسان گمان می ‏كند ورود در دنيا و توجه به آن است، وقتى كه انسان به آن مبتلا شد، می ‏يابد كه اين يكى از «شاهكارهاى بزرگى» است كه انسان را در عين ورود در دنيا از دنيا خارج می ‏كند و از آن منصرف می ‏نمايد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: البته وقتی به حکم وظیفه‌ی الهی و برای رعایت زنان بی‌سرپرست و در راستای رعایت یتیمان این کار انجام بگیرد، موضوع فرق می‌کند شاید هم به مزاح آن جمله را گفته‌اند که در آن صورت دیگر انسان از دنیا سیر می‌شود زیرا آن دو خانم دست به یکی می‌کنند و دَمار از روزگارِ طرف در می‌آورند. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد طاهرزاده: ببخشید استاد سوالی داشتم. مگر نه اینکه بین علم و دین تعارض نیست؟ آخه تو یک حدیثی دیدم که امام صادق (ع) می فرمایند اگر می خواهی عمرت طولانی شود، از آمیزش زیاد با همسرت پرهیز کن. اما وقتی از یک دکتر ارولوژی درباره آمیزش زیاد پرسیدم گفت من تا حالا در جایی به این مساله برخود نکردم که آمیزش زیاد عمر را کم کند و حتی در مورد استمنا هم مطمئن نیستم همچین اثری داشته باشد. و دکتر دیگری هم گفت نه تنها آمیزش زیاد عمر را کم نمی کند بلکه تازه به این نتیجه رسیده اند که کسی که زود ازدواج کند و فعالیت جنسی بالاتری داشته باشد و مثلا هفته ای دو سه بار آمیزش کند، این شخص احتمال ابتلایش به سرطان پروستات کمتر است و از لحاظ ارولوژی وضعیت بهتری پیدا می کند. استاد اگه ممکنه توضیحی بفرمایید. البته ابن سینا هم حرفِ امام صادق را می زند و می گوید این منی، آبِ حیات است که از انسان خارج می شود و اگه می خواهی عمر طولانی تری داشته باشی با زنت کمتر آمیزش کن.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور حضرت، افراط در آمیزش باشد و شاید منظور از کوتاه‌شدن عمر در إزاء افراط در آمیزش، بی‌برکتی آن باشد. از طرفی علوم تجربی آن‌چنان همه‌ی مطلب را در اختیار ندارد که بتواند نظر قاطع دهد، به همین جهت در این مورد نیز تفاوت نظر هست. عمده عدم افراط و تفریط در این موارد است. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیزم:
    در مورد زمان ازدواج جوانان سئوال پرسیدم و حضرتعالی اشاره داشتید به روش حضرت امام خمینی (ره). بنده طی تحقیقات و مطالعاتی که داشتم، متوجه شدم که همسر مکرمه امام طی مصاحبه ای نقل کردند که امام فرموده من تا این سن یعنی حدود 27 سال کسی را نپسندیدم و بنا نداشته ام که از خمین زن بگیرم.
    استاد عزیز اما چند سئوال:
    1. حضرتعالی نظر مبارک تان این است که امام عزیز به دلیل اینکه به مطالعات فکری و معرفتی شان آسیب نرساند، دیر ازدواج نمودند، اما با عنایت به خاطره مذکور آیا با فرمایش شما منافات ندارد؟
    2. استاد عزیز آیا شما فکر می کنید که ازدواج بهِ مطالعات فکری و معرفتی و مهم تر این که به سلوک عملی فرد آسیب می رساند؟
    3. استاد جان! با توجه به روایاتی از جمله این روایت که ازدواج نصف دین فرد را کامل می کند، آیا از این روایت نمی توان برداشت کرد، که ازدواج سبب می شود که حجاب های سالک برای روءیت حق تعالی گسسته می شود و سالک سریع تر به قرب الهی نائل می گردد؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده مثال امام را زدم چون مرحوم علامه‌ی حلّی در کتاب «منیة المرید» که جهت طلاب تنظیم کرده است متذکر آن امر می‌شود که طلبه نباید زود ازدواج کند به جهت مشغله‌هایی که برایش پیش می‌آید، مگر آن‌که پیش نیاید و موضوع نصف دین‌بودنِ ازدواج در هر حال در جای خود ثابت است. موفق باشید


  • سلام: طاعات قبول. برای ازدواج کفویت مهم است، اما کفویت فرهنگی مهم تر است. می دانم. اما من در مانده ام بین افکار و احادیث. مثلا می دانم که چون زندگی مرفهی دارم شاید نتوانم با فردی که متدین اما با خانواده ای از لحاظ اجتماعی پایین و درامدی پایین است زندگی کنم و در آخر فشار به من بیاید و زندگی خود و او رو خراب کنم. گاهی با خود می گویم ایمان داشته باشد می شوی مثل حضرت خدیجه (س) برای پیامبر (ص). اما بعد این فکر به ذهنم می رسد که پیامبر (ص) و حضرت خدیجه (س) کجا و تو و جوان های حالا کجا! آخر کم می آوری و پشت پا میزنی به همه چی. حس می کنم این تصمیم که می توانم با فرد پایین تر از لحاظ اجتماعی و اقتصادی زندگی کنم یک تصمیمِ احساسی و ناپایدار است. از سوی دیگر هم مدام غصه دارم که آخر چرا آنقدر درگیر دنیایی؟ اما بعد می بینم بالاخره سبک زندگی ها فرق دارد. البته همیشه در ذهنم هست که اگر واقعا مردی باشد که واقعا با خدا و با اخلاق باشد من از دنیا بگذرم و او را عاشقانه دوست داشته باشم. اما تا به حال خواستگاران زیادی داشتم که انسان های خوبی بودند اما خیلی متدین نبودند. معمولی بودند. همه می گویند تو ابتدا خودت را بشناس. مثلا بگو من با مردی از لحاظ اجتماعی با من هم رده نیست نمی توانم زندگی کنم. یا بگو زیبایی برای من ملاک است. اما من تمام نظراتم مشروط است. یعنی ممکن است عاملی در گروی عامل دیگری باشد. از سوی دیگر نمی دانم تا چه حد توانایی برای زندگی با فردی واقعا اهل ایمان و دین و عارف را دارم. و اگر مردی این چنین به خواستگاریم بیاید و من همچنین آدمی از خدا طلب کنم آیا واقعا روح من جنبه ی آن را دارد؟ نکند در اثر ازدیاد و فشار معنویات او من دلزده و خسته شوم. واقعا حتی نمی دانم چه دعایی برای همسرم بکنم؟ دنیا را داشته باشد؟ آخرت را داشته باشد؟ من خودم تحصیلات دارم، جمال نسبی دارم و خانواده و ایمانم هم نسبتا خوب است. آیا باید دعا کنم کسی عینا مثل خودم باشد؟ واقعا شاید سوال های پیش پا افتاده ای باشند اما شاید چون من دل با تقوایی ندارم برای من پیش میاید. در احادیث بیشتر به ایمان تاکید شده. اما داریم که فقر به خانه بیاید ایمان می رود. می ترسم که با فردی با سطح پایین ازدواج کنم و طاقت سختی ها و حسرت های زندگی را نداشته باشم. این دسوسه ی شیطانی است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است به این نکته فکر کنید اگر خواستگاری آمد که رویهمرفته مؤمن است و آن اندازه آزادفکر می‌باشد که شما در مسیر دینداری به زحمت نمی‌افتید، او را رد نکنید. هیچ مردی به عنوان همسر، کمک چندانی به همسر خود نمی‌تواند انجام دهد مگر آن‌که خودش بخواهد. و خداوند در راستای طلب او حتماً راهی را می‌گشاید حتی اگر همسر او خلیفه‌ی دوم باشد و او فضّه کنیز زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها». کافی است که خواستگار شما مزاحم واجبات شما نشود می‌توانید با او زندگی کنید و در این راستا به جای انجام مستحبات، دل او را راضی کنید بیشتر نتیجه می‌گیرید. موفق باشید


  • با سلام:
    یکی از ویژگی های همسر خوب اصالت خانوادگی به معنی تدین و دینداری است. سوالی که برای من پیش آمده این است که اسلام برای مثلا دختران یا پسرانی که در خانواده ای غیر دیندار رشد کرده اند و بعد ها به راه صحیح هدایت شده اند چه برنامه ای دارد؟ وقتی حدیثی از پیامبر نقل می شود که گیاهی که در مزبله رشد کرده است بی ارزش است و منظورشان را از گیاه رشد کرده در مزبله دختر رشد کرده در خانواده نامناسب بیان می کنند خب وظیفه جامعه اسلامی در قبال دختری که در خانواده ای نه چندان مذهبی و متدین رشد کرده است چیست؟
    و آیا اصلا این تعریف درست است که منظور از اصالت خانوادگی دینداری خانواده است؟ و اگر این تعریف درست نیست چرا در کتب اخلاق دانشگاه های ما تدریس می شود.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از موارد، آن مطلب است که می‌فرمایید ولی موارد مهم‌تری داریم مثل این‌که قرآن می‌فرماید: «واللّه یحبّ التوابین» وقتی خداوند کسی را که راه خود را به سوی خدا تغییر داده است و مورد محبت الهی قرار گرفته است، مسلّم شخصیت با برکتی برای زندگی خواهد بود. موفق باشید


  • با سلام: استاد عزیز سوالی در مورد بخشی از آیه اول سوره نسا داشتم آنجا که خداوند می فرمایند: «خلق منها زوجها» آیا می توان اینگونه برداشت کرد که همسر مناسب هر کسی فقط یک نفر است در طول زندگی که با خلق هر فردی همسر او نیز متناسب با او خلق شده است و اگر اینگونه است هر کسی چگونه باید آن همسر را بشناسد؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث سوره‌ی نساء عرایضی در رابطه با این آیه شد. بعید است بتوان چنین برداشتی کرد زیرا آیات بعدی نحوه‌ی ازدواج بیش از یک همسر را مشخص می‌کند. موفق باشید