×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    نظام تربیتی (تربیت فرزند، نام‌گذاری فرزند)

  • با سلام و خدا قوت: استاد بزرگوار شاید سوال بنده کمی ساده به نظر برسد اما مساله ای است که شدیدا بنده را مشغول خود کرده و گاهی مرا به سمت یاس سوق می دهد. بنده دارای سه فرزند قد و نیم قد هستم و تقریبا همه وقت شب و روزم به امورات آن ها می گذرد، اگر چه کارهای فرهنگی و اجتماعی نیم بندی هم انجام می دهم اما دستم از انجام خدمت کلان به جامعه مسلمین کوتاه است و متاسفانه چون قبل از بچه دار شدن برنامه سیر و سلوکی برای خلوت دائمی و نماز و مناجات شبانه و ... نداشته ام الان هم خستگی و شاید ملکه نشدن این امور باعث شده که دستم از چنین اموری نیز خالی باشد. خلاصه این که اگر چه اجر فرزندآوری و فرزندپروری را کم نمی دانم و با عنایت به نظر مقام عظمای ولایت راجع به این موضوع حتما عزم بر تعداد بیشتر فرزند دارم اما نگرانم از اینکه بعد از پایان مشغله های فرزندداری دیگر حالی برای عبادت و خلوت برایم باقی نماند و یا در همین اثنا پیمانه عمرم سرریز شود و تا ابدیت حسرت همه اموراتی را بخورم که عمری آرزوی انجامش را داشتم اما فرصت و یا وسعت انجامش را نداشتم و با رویی سیاه و دست خالی دار فانی را وداع کنم. ان شاءالله راهنمایی شما قلب اندوهگین مرا که شدیدا در سینه ام سنگینی می کند را از این حالت نجات دهد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با برخورد خوب با همسر و فرزندان و دلسوزی و خوش‌رویی با فرزندان ملکه‌ی محبت به حضرت حق در شما شکل می‌گیرد و این ملکه همواره حجاب های بین شما و حضرت معبود را بر طرف می‌نماید. موفق باشید


  • با سلام: من ساکن اصفهان هستم و به تازگی ازدواج کرده ام و به لطف خدا همه چیز هم خوب است. ولی می خواهم که در روابط و مسائل بین خودم و همسرم عاقلانه و بر اساس معیارهای دینی رفتار کنم تا هم خودم و هم ایشان رشد همه جانبه ای در زمینه های معنوی و مادی داشته باشیم. به خصوص که گرایشات دینی و مذهبی زیادی دارم و نگرانم که شاید بعضی از رفتارهایم افراطی و جاهلانه باشد و خودم متوجهشان نباشم. به این منظور نیاز به ارتباط مستمر با مشاوری دارم که هم روش های تربیتی اسلامی را خوب بداند و هم به ماجرا به صورت علمی برخورد کند و هم بتوانم به طور مستمر از ایشان به صورت پرسش و پاسخ مشاوره بگیرم. ولی کسی را نمی شناسم. مشاوران دانشگاهی ما خیلی از روش های دینی نمی دانند و مشاوران حوزوی ما متاسفانه خیلی از روانشناسی نمی دانند و با ذکر چند روایت به طور سطحی به من جواب می دهند ولی توانایی عمیق شدن بر روی مسائل را ندارند. شما در اصفهان کسی را می شناسید که به من معرفی کنید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد جناب آقای دکتر قاسم‌زاده را معرفی می‌کنم. شماره‌ی ایشان 32306295 می‌باشد. زمان مشاوره و آدرس دفتر را از ایشان بگیرید. موفق باشید


  • سلام استاد طاهرزاده.
    خانمی هستم که قبلا طلبه بوده ام و سیر مطالعاتی استاد مطهری را گذرانده ام و همچنین سیر کتاب های شما را شروع کردم اما مدتی است که حال خواندن ندارم صوت ها را چند بار گوش می دادم اما انگار نمی فهمیدم البته لازم است بگویم الآن مشغول امورات دو بچه ۳ ساله و ۶ ماهه هم هستم. در راه هدفم مشغول تربیت بچه ها شده ام. اما در احوالات خودم انگار مرده شده ام. در نماز اصلا تمرکز ندارم، انگار حال کسی را دارم که همه دارایی اش به غارت رفته است چون قبلا در این باب (نماز) صوت گوش می دادم و تبلیغ می رفتم اما حالا من مانده ام و بدبختی ام.
    مطالعات در باب تربیت فرزند دارم و سعی در عمل به آنها دارم اما از خودم خسته شده ام. هر روز با خودم درگیرم. هر روز یک قصه. مدتی مشاوره می رفتم اما حال از مشاوره ها هم خسته ام.
    انگار از استدلال و کتاب و عقل خسته ام. دلم دعا و نماز شب می خواهد ولی انگار حالش را ندارم. می گویم برم بخوانم ولی بعد می گویم باید بخوابم تا بعد که بچه ها بیدار شدند سرحال و با حوصله باشم. ان شاءالله فرمایش شما سببی باشد برای ایجاد حال خوب من. ممنون از صبرتان.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم خدا می‌خواهد زندگی را در همین به‌سربردن با این بچه‌ها معنی کنید جای دیگر خبری نیست. عشق‌ورزیدن به این دو کودک و با تمام نشاط، زندگی را مدیریت‌کردن و از آن طریق، معنابخشیدن، چیز کمی نیست. لازم نیست به جای دیگر دل‌ ببندید تا دل‌تان پس بزند. موفق باشید


  • سلام: خدا قوت. استاد نظر شما در مورد آقای اشترانی و مزرعه علمی ایمانی چیست؟ آیا مورد تایید شما هست که خودمون و بچه هامون وارد مزرعه بشن و تفکرات آنها را پیدا کنیم و طبق آن مباحث جدید پیش بریم؟ یعنی جدا از سیستم آموزش و پرورش. ممنون میشم راهنمایی بفرمائید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که ایشان با دلسوزی زحمت می‌کشند و راهنمایی‌هایی جهت تربیت دارند، خوب است. ولی این‌که از نظام آموزش و پرورش فرزندان‌مان را جدا کنیم به نظرم باید تأمل کرد مگر آن‌که مثل تأسیس مدارس غیر انتفاعی در کنار موضوعات آموزش و پرورش نکات خوب تربیتی را نیز به نوباوگان آموزش دهیم. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    بنده قبلا سوالی را در سایت مشاهده کردم که کاربری در مورد جناب دکتر باقری از خدمت شما سوال کرده بودند و شما ایشان را در زمینه تربیت اسلامی مورد تایید قرار داده بودید. در حال حاضر با دیدگاه تعدادی از شاگردان ایشان آشنا شدم که نقطه نظرات خود را به مبانی آقای دکتر باقری مستند می کنند و حتی در قالب گروه های تربیتی در اصفهان، شروع به کار برای کودک و نوجوان نموده اند. متاسفانه با توجه به آشنایی ای که با مباحث حضرتعالی دارم، دیدگاه این دوستان بزرگوار را شدیدا مقهور تفکر نظام سلطه و غیرمنطبق بر معارف ناب شیعی دیدم.
    موردی را مصداقا خدمت حضرتعالی می فرستم و از محضرتان استدعا می کنم، اگر چه مقداری از وقت شما گرفته می شود اما چون این قضیه را فتنه ای جدید علی الخصوص در شهر فرهنگی اصفهان می دانم، نظر صریح خود را قاطعانه بفرمایید تا برای عده زیادی از خانواده ها خصوصا خانواده های مذهبی فصل الخطاب و روشنگر راه باشد. چندی پیش گروه تربیتی ساقه که منتسب به ایشان است، کتابهایی را برای معرفی و فروش به یک نمایشگاه کتاب کودکانه در یکی از مدارس ابتدایی آورده بودند که تقریبا صددرصد کتب، ترجمه شده و دارای نویسنده و تصویرگر خارجی بود. متاسفانه تصاویر این کتب، دارای صحنه های نامناسب من جمله بدن های نیمه عریان خانم ها و ... بود و در خوش بینانه ترین حالت تداعی کننده سبک زندگی غربی در ذهن کودکان بود. در متن داستان ها انواع مختلف کلمات زشت و رکیک به کار رفته بود و باز مملو از آداب و رفتارهای خاص غربیها و در خوش بینانه ترین حالت، ایجاد کننده اخلاق سکولار در بچه ها بود. برای مثال در یکی از این داستان ها که با هدف رفع خجالت در کودک نوشته شده بود از ابتدا تا انتها شخصیت اصلی داستان به رقص تشویق می شد تا بر حس کم رویی خود غلبه کند. بعد از اعتراض تعدادی از خانواده های مذهبی جوابیه جناب دکتر مدنی فر از تهران به دوستان اصفهانی این بوده است:
    [Forwarded from محمدرضا مدنی فر]
    سلام:
    دغدغه های شما قابل تقدیر است. اما فکر می کنم در مفهوم تربیت تفاوت نظرهایی داریم. شما انسان را تا حدی شبیه دیگر موجودات عالم می بینید که معیار قضاوت در مورد خوبی یا بدی آنها وضعیت موجود آنها است نه چگونگی رسیدن به این وضعیت. بطور مثال عطری مه خوشبو است دیگر مهم نیست که چگونه و با چه فرایندی خوشبو شده مهم این است که بوی خوب می دهد.
    این در حالی است که برای آدمی مهم تر از این که چه هست این است که چگونه به این وضعیت رسیده؟ آگاهی و خواست و اراده او در رسیدن به این وضعیت چقدر دخیل بوده و خود این فرد چه نقشی در وضعیت خودش داشته است. (لیس للانسان الا ما سعی). آیا آنچه دارد ناشی از محیط است؟ آیا ورودی های او کنترل شده؟
    انسان عامل است و بر خلاف دیگر اشیا باید وی را بر اساس عملی که انجام می دهد ارزش گذاری کرد. او ارزش ها و ضد ارزش ها را دریافت نمی کند بلکه "کسب" می کند (ما کانوا یکسبون)، "اتخاذ" (اتخذ الا ربه مابا) می کند. پس مهم تر از این که ورودی های انسان چه هستند این است که او در مقابل این ورودی ها چه واکنشی از خود نشان می دهد و چه مهارتی در حفظ خود دارد. کودکان هم از این قاعده کلی مستثنا نیستند فقط شدت موضوع متفاوت است و الا مسیر همان است. مهارت کسب از بیرون باید از همان ابتدا مورد توجه قرار گیرد.
    [Forwarded from محمدرضا مدنی فر]
    من منکر اهمیت دادن به ورودی ها نیستم. اما پرسش اصلی معطوف به میزان این توجه و نسبت آن با مهارت "کسب" از محیط است. خواه ناخواه وقتی به شکلی افراطی به کنترل ورودی ها توجه شود، سهم مهارت مواجهه با ورودی ها دچار تفریط می شود. من حساسیت هایی از نوع که مبادا ودک بفهمد که در جای دیگری از دنیا برای ابراز شادی و هیجان از رقص استفاده می شود را افراط در کنترل ورودی ها می دانم. خود رقص ذاتا ناپاک نیست بلکه در موقعیت های خاصی ناصواب است پس از آن جنس نیز که یک ورودی ذاتا آلوده محسوب شود. دوم این که در موقعیتی که در آن کتاب تصویر شده حرف از رقصیدن یک کودک بوده که اساسا در شرع حرام شمرده نشده. سوم این که کودک دبستانی قطعا با مفهوم رقص در گذشته آشنا شده و یا در آینده ای نزدیک مواجه می شود و والدین لازم است آن را برای او تبیین کنند. دقت کنید که آنچه در کتاب آمده چه بوده؟
    به همین ترتیب در مورد واژه هایی مثل "خنگ". واقعا ما چه تصوری از کودکان خود داریم؟ کودکان در جمع های خصوصی خود حرفهایی به مراتب بدتر را با هم مبادله می کنند. تحریم کردن کودک از بیان این حرف ها فقط او را پنهان کار تر و جسور تر می کند. کودک را کنجکاوتر و حریص تر می کند. کودک دیر یا زود احساس می کند که از همسالان خود بی اطلاع تر بوده و منزوی است. همین احساس کمبود او را بر این می دارد که بسیار زیرکانه اطلاعات خود را از منابع دیگر کسب کند و این خود شروع مشکلاتی دیگر است. اتفاقا در چنین مسائلی نباید سخت گیری کرد و کودک را ایزوله کرد. فرض کنیم حالا کودک از سر شیطنت چند حرف زشت هم بزند. چه اهمیتی در مقابل دیگر آسیب های بزرگی دارد که در کمین او است؟ توجه به امور جزئی و کم اهمیت توجه ما را از موضوعات مهم تر منحرف می کند. خطراتی به مراتب مهم تر در کمین کودکان ما است و انرژی تربیتی خود و کودک را نباید صرف امور پیش پا افتاده کرد.
    و در انتها کلیه صحبتهایشان را مستند به مبانی دکتر باقری نموده و کتاب «تربیت دینی در قرن 21 ام» دکتر باقری را جهت مراجعه ارسال کرده اند که قسمتی از آن را در ایمیل بعدی خدمتتان ارسال می کنم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با اولین کتاب ایشان که تحت عنوان «نگاهی دوباره به تعلیم و تربیت اسلامی» روبه‌رو شدم که مبتنی بر آیات و روایات بود؛ و بعد هم که در همان سال‌ها در چندین جلسه‌ی مناظره‌ی تلویزیونی شرکت کردند، نقصی در سخنان ایشان ندیدم. یک‌سال پیش هم یک سخنرانی در کانال‌شان گوش دادم، چیز منفی به نظرم نیامد. ولی با توجه به آن‌چه می‌فرمایید بیشتر حساس می‌شوم و صحبت‌های ایشان را دنبال می‌کنم. اگر مطلبی و یا نوشته‌ای هست که در این امر به بنده کمک کند، متشکر می‌شوم. موفق باشید


  • با سلام: پیرو سوال شماره ۲۰۷۰۲ که به خانمی فرموده بودید در امور فرهنگی فعال باشند و کسی را برای نگهداری فرزندشان بگمارند. سوالی پیش آمد. آیا تربیت فرزند مهمتره یا رفتن تو جامعه؟ اگه زنان ما واقعا مادر باشند و تو خونه با تموم همت به کار اصلی خود بپردازند چه در زمینه همسرداری چه خانه داری چه فرزندداری آنوقت چه ضرورتی برای حضور زن درجامعه است که از کار اصلی که تربیت عبد خدا روی زمین برای بندگیست وابماند؟ دامن مادری که مسئولیت برزمین گذاردن بنده خدا را دارد چه کار مهمتری از تربیت یک عبد که برای دو دنیا از نظر رسول خدا کافیست. چرا قاعده دور پیش بیاید؟ مادر بدهد نگهداری کنند خراب شود بعد خودش برود در جامعه درستش کند. مهدها بستر دشمن است. مهدی که تازگی پلمپ شد و فهمیدند طبق سند ۲۰۳۰ بچه ها را عریان کردند و اندام جنسیشان را به هم نشان داده اند! مدرسه رفتن ضرورت است. آن هم باز هوشیاری می خواهد که کنترل کند. مادر اگر قاتل، معتاد، زانی، مطلقه، دزد و غیره هست تمام ریشه دارد در پدر و مادرانی که زندگی را بازیچه گرفتند و مادر فکر کرد کار ارزش است و پز می داد. نمونه الانش ستمه ای است که من از شوهرم می خورم. ده فرزند بودند و مادر نتوانست به آنها رسیدگی کند و رهایشان کرد و خودشان با فکرشان بزرگ شدند و عقاید غلط به خوردشان دادند و هزار و یک حرف دیگر. باز نظر شما برایم مهم است. لطفا روشنم کنید به عنوان یک مادر که تازه این صحیفه مقدس بر رویش گشوده شده است. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر فرصت کار فرهنگی برای یک خانم متدیّن و متعهد در میان است، و از طرفی در مدتی که مشغول کار فرهنگی در بیرون خانه است، یک نفر خانم قابل اعتماد را برای نگهداری فرزندانش بگیرد. این کار را باید بکند. نه این‌که خانم‌ها خود را مشغول کارهای عادی که مردان هم می‌توانند انجام دهند، بنمایند و فرزندان‌شان را به مهدهایی بفرستند که به قول شما همه‌ی زحمات پدر و مادر فرزندان را از بین می‌برند. موفق باشید


  • با سلام: بنده چند ماه پیش از طرف سپاه پیشنهاد کار داشتم، با شما مشورت کردم فرمودید خیلی خوب است که زن در این عرصه های فرهنگی وارد شود. هدف بنده هم خدمت به انقلاب و سپاه است بنده کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود» را خوانده ام و هدفم ایجاد فضای فرهنگی صحیح و متناسب روح زمانه است. اما الان با وجود اینکه همه ی مراحل استخدام بنده طی شده است و سازمان سه میلیون تومان تا زمان حاضر برای پرونده من هزینه کرده است، من در درستی کارم شک کرده ام. با این توضیح که: اولا می خواهم بدانم با توجه به اینکه من یک زن هستم، حضور زن در چنین مکانی و تحت الشعاع قرار گرفتن خانواده اصلا صحیح هست؟ دوم اینکه ارتباطی که در محل کار با نامحرم وجود دارد حتی به میزان کم و با رعایت تمام نکات شرع، آیا بر کمال و نور وجودی زن تاثیر می گذارد و از آن می کاهد؟ سوم اینکه برای ما زنان بهترین راه برای خدمت به انقلاب اسلامی و زمینه سازی برای تمدن اسلامی چه راهی است؟ استاد بنده هم خودم طلبه هستم و هم همسرم، مباحث شما رو هم دنبال می کنیم، درعین حال در حال تحصیل رشته فلسفه اسلامی نیز هستم. الان واقعا می خواهم تکلیفم را بدانم و به تکلیفم عمل کنم. به نظر شما اگر من در منزل بمانم و تمام وقتم را به فرزندانم اختصاص بدهم و در کنار آن در خانه خودم جلسات فرهنگی برگزار کنم و.... بهتر است و به کمال نزدیکترم یا اینکه این شغل را قبول کنم و به یاری خدا موجب تحولاتی در عرصه ی فرهنگی شوم؟ این را هم بگویم پیشنهاد همسرم این است که اگر این شغل را قبول کردم ایشان بچه ها را در زمان نبود من در خانه نگهداری کند و به خاطر همین دیگر شهریه نمی گیرد و در این صورت زندگیمان با حقوق من سپری شود، آیا این کار وارونگی نظام خانواده نیست با توجه به بیاناتی که در کتاب زن آنگونه که باید باشد دارید؟ سوال اساسی من این است: افق ایده آل برای زن چیست؟ واقعا آن افق ایده آل برای زن چیست؟ و در پایان اینکه عارف مشهدی جناب عبد حکیم می گویند که هر گاه زن را نامحرمی ببیند خواه ناخواه از نور وجودی زن کاسته می شود واقعا درست است؟ تا چه اندازه مباحث ایشان را تایید می کنید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا فراموش کرده‌اید در چه تاریخی زندگی می‌کنید؟! امروز اگر زنانِ متعهد در صحنه‌های فرهنگی به میدان نیایند، بعضی از کارهای فرهنگی که باید با روح عاطفیِ زنانه مطرح شود، عقیم می‌ماند. چرا متوجه‌ی وسعتی نیستید که امروز برای زنان و مردان جهت فعالیت‌های فرهنگی و انقلابی فراهم شده؟ باید در امور فرهنگی حضور فعّال داشته باشید و همسر محترم‌تان هم درسش را ادامه دهد و در غیاب شما هم در خانه کسی را جهت نگه‌داری فرزندانتان به‌کار گیرید. امروز باید زندگی را در وسعتی دیگر مطابق این تاریخ تعریف کرد. موفق باشید


  • سلام استاد: با تشکر از پاسخ شما به پرسش 20073
    ببخشید استاد. خواهش می کنم روشن تر به پرسش من پاسخ دهید. من به طور کامل متوجه منظور شما نشدم. شوهرم پاسخ شما را دید و گفت من نسبت به آنها ولایت دارم و می توانم وقتی صدایشان کردم و جواب ندادند با آنها برخورد خشن داشته باشم و اینکه من با آنها بد رفتار می کنم مال آن است که من آن ها را درست تربیت نکرذه ام.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ولایت هم دارای معنای سرپرستی و هم دارای معنای دوستی است. باید طوری برخورد کرد که در حین سرپرستی، دوست‌داشتن و دلسوزی‌های سرپرست نیز احساس شود. به همین جهت می‌فرمایند تربیت باید در عین جدّی‌بودن، گرم و با محبت همراه باشد. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز: شوهر من یکی از ارادتمندان شما است و برای همین من برای حل مشکلم دست به دامن شما شدم. استاد من دو دختر 6 و 7 ساله دارم که یکی از آن ها هم بسیار شیطان و پر جنب و جوش است و فقط خدا می داند که من چقدر از روز تولد این ها تا کنون زحمت کشیده ام. حالا مشکل این است که من و شوهرم دایما بر سر این دو بچه در خانه اختلاف پیدا می کنیم. شوهرم بسیار داد و بیداد می کند، خیلی سریع عصبانی می شود، خیلی به من و بچه ها حرف های زشت می زند، دایما می گوید که تو این ها را بد تربیت کرده ای و خیلی به من نیش می زند و توهین می کند. همه چیز را به از بین رفتن اقتدار خود نسبت می دهد و به شدت عصبانی می شود. مثلا اگر بچه ها دارند بازی می کنند و آن ها را برای کاری صدا بزند و جواب ندهند با لگد زیر وسایل آنها می زند، نقاشی آن ها را پاره می کند و دعوای شدیدی در می گیرد. من هم می گویم که ما باید صبر و حوصله داشته باشیم و با زبان مهر و محبت با آن ها رفتار کنیم و به آن ها فرصت دهیم تا کمی بزرگ شوند. البته قبول هم دارم که در تربیت سهل گیرم ولی دست خودم نیست. ولی ایشان می گوید بزرگ که شدند دیگر هیچ فایده ای ندارد. خلاصه می توان گفت بیشتر اوقات در خانه ما دعوا و درگیری است و من واقعا خسته شده ام.
    استاد خواهش می کنم پاسخی یفرمایید. ممنونم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا به کودکان سخت بگیریم؟! مگر بازی کودکان به خودیِ خود نشانه‌ی نور خدا نیست؟!! به‌خصوص که دختر باشند. چرا با آن‌ها بازی نکنید؟ مگر ما در تربیت کودکان چه اندازه می‌توانیم نقش داشته باشیم که حالا همدیگر را بدهکار کنیم؟!!! آری! جنابعالی به عنوان مادر و احساس مسئولیت بیشتر، به کودکان خود به صورت جدّی آدابِ درست را تذکر دهید، ولی سرکوب‌شان نکنید. موفق باشید


  • سلام:
    درباره ی اقدام برای فرزند دار شدن روایات مختلفی موجود هست که شروط زیادی رو ذکر میکنن، مثل اینکه در موقع خسوف و کسوف و ... از نزدیکی منع شده و همچنین اثرات منفی زیادی هم به جای میذاره. می خواستم بدونم چه مقدار باید به این مسائل توجه کرد و چه اعتقادی نسبت به این موضوع باید داشته باشیم. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع روایات، نظر به بهترین شرایط دارد که به اصطلاح به آن «علت معدّه» می‌گویند وگرنه در اصل موضوع خللی ایجاد نخواهد شد. موفق باشید


  • سلام محضر استاد عزیز و نور دیده:
    در انتخاب نام نیکو برای فرزند، نیکویی در امروز، به چه معناست؟ به نظر شما چرا امام راحل و امام حاضر جامعه، نام فرزندانشان را از اسماء انبیاء و اولیاء انتخاب نکرده اند؟ تفأل به قرآن کریم برای انتخاب نام، کار درست و نیکویی ست؟ حشرنا الله مع اولیائه و احبائه

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم هر انسانی خوب است نماد شخصیتی باشد که انسان بتواند کمال خود را در آن شخص احساس کند و با نظر به شخصیت او خود را جلو ببرد. موفق باشید


  • با سلام خدمت حضرت استاد:
    سوالي كه از محضرتان دارم اين است كه گاهي بچه هاي خردسال يا كودك يعني مثلا زير ١٢ سال سوالاتي درباره خدا و امام زمان (عج) و اين مسائل مي پرسند. درباره عالم غيب و وجود خدا و چگونگي وجود خدا و اين گونه مسائل به چه روشي بايد پاسخ اين گونه سوالات را داد تا هم بچه اذيت نشود و نه تاثير غلطي رو ذهنش گذاشته شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد قسمت دوم کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» راهنما خوبی باشد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام خدمت استاد عزیز:
    نمی دانم این سوال را باید از شما بپرسم یا خیر ولی چون تا حدی مربوط به معرفت نفس می شود شاید بتوانید کمکم کنید. دختری دارم 6 ساله که دارای ذکاوت خوبی است و سخنانی جلوتر از هم سالیهایش می گوید و تقریبا جزء 30 قرآن را حفظ است. ولی مشکلی که دارد به نظرم تخیل خیلی قوی دارد و آنچه در برنامه کودک می بیند در خواب برایش تداعی می شود و زیاد خواب حیوانات درنده و گزنده را می بیند که می خواهند به او آزار برسانند و با اضطراب و ترس شدیدی از خواب می پرد و گریه می کند تلویزیون دیدن او را کم کرده ایم اما مشکل همچنان باقی است. آیا دعایی، ذکری، حرزی و یا به طور کلی راهکاری وجود دارد تا از این وضع خلاص شود. در ضمن پاسخ ها به ایمیلم نمی آید. لطفا در سایت قرار دهید. با تشکر و التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حرز امام رضا«علیه‌السلام» که در حاشیه‌ی مفاتیح هستع به همان روشی که دستور داده‌اند إن‌شاءاللّه کمک می‌کند. در ضمن رجوع به روان‌پزشک بد نیست. موفق باشید


  • با سلام و خدا قوت:
    لطفا راجع به این سوال که چند وقتی است ذهن دختر 9 ساله ام را و (همینطور دوستانش در مدرسه) درگیر کرده است: پاسخی قابل فهم کودکانه یا منبعی برای مطالعه خودم بفرمایید:
    خدا از کی (چه زمانی) بوده است؟ خدا چطور بوجود آمده است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید با مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی ان که هر دو بر روی سایت هست، روشن کنید که خداوند فوق زمان و مکان است و عین بودن و هستی است. پس بنابراین به‌وجودآمدنی برای او نیست که بحثِ چگونه به‌وجودآمدن برایش باشد، عینِ بودن است. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    نظر حضرتعالی در باره آقای دکتر خسرو باقری چیست؟ با توجه به اینکه تنها نظریه ی کامل و علمی در حوزه تربیت اسلامی نظریه ایشان است و از اساتید دیگر و حوزه علمیه چیزی به عنوان نظریه و راهکار جامع در دسترس نداریم، آیا مبنا قراردادن نظریه ایشان و تلاش برای پیاده کردن آن را با توجه به انتقادات وارده به آن صحیح می دانید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه ایشان با فرهنگ المیزانی به‌خوبی موضوعاتِ تعلیم و تربیت را طرح می‌کنند. موفق باشید


  • با عرض سلام خدمت استاد گرامی:
    ان شاءالله خداوند خیرتان دهد که سوالات را مستقیم پاسخ می دهید و وقت شریفتان را صرف می نمایید. بنده خانمی 33 ساله دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث و صاحب سه فرزند هستم . همسرم روحانی هستند و منبری و مشاور خانواده و استاد دانشگاه می باشند.
    بنده در حال حاضر کلاسهایم تمام شده و باید رساله ام را در منزل بنویسم. ولی متاسفانه به علت کارهای زیاد منزل و بچه ها فرصت بسیار کمی برای این کار دارم. سوالی که دایم ذهن من را به خود مشغول کرده این است که من که صبح تا شب در حال پخت و پز و شست و شو و کلا کارهای منزل هستم و وقتی برای درس و بحث یا عبادت و کسب معرفت الهی پیدا نمی کنم اگر در این حال بمیرم آیا عمرم را هدر نداده ام؟ البته می دانم که این کارها را می توان در راه الهی انجام داد. مثلا اینکه نیت کنم سرباز امام زمان (عج) تربیت می کنم. یا اینکه دارم کارهای منزل یک سرباز امام زمان عج (همسرم) را انجام می دهم. اما با این حال می گویم هیچ گاه ساعتی که انسان برای کسب علم می گذارد با ساعتی که مثلا برای شستن ظروف می گذارد یکی نیست و شخص اول بعد از مدتی عالم می شود و شخص دوم عامی می ماند.
    البته منظورم کسب معارف الهی است نه این درس و بحث های دانشگاهی و ...لطفا راهنماییم فرمایید. متشکرم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در فضای توحیدی خانه وقتی مادر خانه با نور ایثار بدرخشد، عین ارتباط با عالم وجود است و اگر در آن حال بمیرد، هیچ زنجیری به پای خود ندارد که مانع اُنس با حضرت محبوبِ بی‌کرانه‌ی خود شود. عمده آن است که مادران، این آزادی را در خود احساس کنند که چگونه در محفل توحیدی خانه حاضرند از همه‌ی عنوان‌های همراه با فخر دنیا بگذرند. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد:
    بنده با خانواده هایی که استطاعت مالی خوبی دارند صحبت کردم که فرزند سوم و چهارم بیاورند
    خود آنها نیز موافقند ولی از چشم زخم هراس شدیدی دارند. برای بنده نیز چند مثال ذکر می کنند که فلانی باردار شد و چشم زخم خورد و بچه سقط شد. آیا این حقیقت دارد؟ اگر دارد راه پیشگیری از این چیست؟ و سوالی دیگر آیا خانواده ی پر جمعیت مشکل زا است؟ بنده یکسری مبانی فکری دارم مبتنی بر اینکه با مشکلاتش در کل سودمند است. نظر شما استاد بزرگوار در این مورد (خانواده پرجمعیت) چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم هر فرزندی که به خانواده اضافه شود فرشتگانی را با خود می‌آورد که مدت‌ها در آن خانه می‌مانند و موجب برکت مادی و معنوی می‌شوند. چرا آن خانواده‌ها متوجه این امر نیستند؟! چشم‌زخم را با خواندن آیت الکرسی در هر روز رفع کنند. موفق باشید  


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام خدمت استاد عزیز:
    جناب استاد اینجانب بیش از 40 سال دارم و همسرم بیش از 38 سال دارد و دو فرزند و از طرفی احساس می کنیم دیگر حوصله فرزند آوری و مشکلات تربیتی و... را ندارم حال با توجه به سخنان مقام معظم رهبری درباره بحران کمبود جوان و... آیا در باره اطاعت از دستور مقام عظمای ولایت کوتاهی می کنیم؟ با تشکر والتماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر آمادگی لازم را ندارید مسلّم تکلیفی بر شما نیست. ولی فراموش نکنید در این سن که هستید، کودک برای خانه‌ی شما یک چراغ نورانی است و شما را از بی‌حوصلگی و افسردگی در می‌آورد و فرشتگانی را با خود به خانه می‌آورد و شیطان را از خانه خارج می‌کند. موفق باشید 


  • با سلام و تسلیت ایام سوگواری امام حسین (ع):
    می خواستم در یک مورد با شما مشورت کنم: تا یک ماه دیگر خداوند دختری به ما عنایت خواهد کرد که تصمیم گرفتیم نام ایشان را زینب بگذاریم. منتها خانواده شوهرم که کمی خرافاتی هستند به شدت مخالفت می کنند و معتقد اند این نام باعث می شود دختر در زندگی بسیار سختی بکشد! خواستم نظر شما را نیز بدانم؟ سوال دیگرم اینکه آیا ممکن است القائات و موج افکار منفی اطرافیان در رابطه با این نام گذاری، بر زندگی دخترم اثر منفی بگذارد؟ تشکر فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم این حرف‌ها درست نیست و هیچ نقشی هم آن نام مبارک در سرنوشت آن دختر ندارد، مگر برکاتی که برای او پیش می‌آید. منتها از آن طرف هم نمی‌شود خیلی به مخالفت مستقیم با این سخنان پرداخت إلاّ این‌که با احترام بشود از کنار این حرف‌ها گذشت. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با عرض سلام خدمت استاد بهتر از جانم:
    با تشکر بابت بذل عنایت به سوالات مطرحه سعی می کنم زیاد مصدع نشوم. ولی امر مسلمین مشکل کمبود جمعیت را طرح و امر به حرکت درستی در این باره فرموده اند؛ حقیر نیز در خود احساس وظیفه و تکلیف می کنم و از نظر خودم که ان شاءالله تصحیح بفرمایید اصلا رسالت خانواده را غیر از این نمی بینم یا حداقل مهم ترین رسالت این است. با عنایت به عرایض دو سوال دارم از خدمتتان:
    1. چقدر رضایت زن و شوهر در این داستان مهم و دخیل است؟ یعنی اگر یکی راضی نباشد به هر دلیل.
    2. اگر مشکلی که یکی از زوجین از لحاظ عقیدتی مثلا توکل ضعیف به خدا باعث این نارضایتی باشد چه باید کرد؟ ضمنا حقیر صاحب دو فرزند دختر 7 ساله و 2 ساله هستم. خدا خیرتان دهد.
    یا علی مدد

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال عنایت داشته باشید که بحث در رابطه با احساس وظیفه‌ای است که خانم‌ها نیز در این شرایط باید بدان نظر کنند وگرنه اگر بدون رضایت آن‌ها در این موارد اقدام کنید، ابداً آن نتیجه‌ای که به دنبال آن هستید، را به دست نخواهید آورد. البته خوب است که خانم‌ها متوجه باشند که نیاز روحی آن‌ها نیز در داشتن کودکی است که به عنوان نمک زندگی همواره در مقابل ما نشو و نمو داشته باشد. بسیاری از افسردگی خانم‌ها به جهت غفلت از این مسئله است. در حالی‌که هر کودکی رزق خود را به همراه می‌آورد. موفق باشید


  • با سلام و احترام خدمت استاد گرامی:
    بنده کارمندم و حقوق ثابتی دارم توان انجام شغل دوم را نیز ندارم مدتی بود که همسرم اصرار داشت که فرزند دومی داشته باشیم ولی من به دلیل وضعیت مالی قبول نمی کردم ولی با اصرارهای او و این که می گفت روزی دست خداست و برکت به زندگیمان می آید قبول کردم ولی در این چند ماهی که از بارداریش می گذرد نه تنها برکتی در زندگیمان نیامده بلکه در چندین مورد دچار ضرر مالی نیز شده ایم الان به شدت پشیمان هستم و نمی دانم چطور هزینه های این بچه اضافه شده را تامین کنم گاهی به سقط فکر می کنم ولی دلم به حال همسرم می سوزد شما بفرمایید چکار کنیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده موقعیت شما شبیه موقعیت سؤال‌کننده‌ی شماره‌ی 16617 می‌باشد، خوب است به جواب آن سؤال رجوع فرمایید. و عنایت داشته باشید که مسلّم فرزند جدید از رزق خالق خود بهره‌مند خواهد شد، منتها با برنامه‌ی خداوندِ عالم و نه برنامه‌ی شما. حتی ممکن است با تعادلی که در زندگی شما پیش می‌آید، جایِ رزق او باز شود. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرامی: چند سوال داشتم که از خدمتتون می پرسم: 1. آیا امام زمان علیه السلام زمان ظهور را می دانند؟ بر اساس اینکه از زمان خارج می شوند بنابراین بزرگان هم می دانند درسته؟ 2. منظور از یک ساعت تفکر برتر از هفتاد سال عبادت است چه نوع تفکری است؟ آیا این که بشینیم فکر کنیم و یک پیشرفتی در علم ایجاد کنیم و به خلق کمک کنیم هست یا بالاتر از اینها مثل تفکر حر در عاشورا؟ 3. با توجه به اینکه وجود مجسمه در خانه اشکال دارد عروسک هم مثل همان است؟ برای اینکه برای بچه ها عروسک نگیریم و سرگرم شان کنیم چه راهی را پیشنهاد می کنید؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نمی‌دانم 2- خیر! تفکر در آموزه‌های دینی تفکر حضوری و وجودی است که در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» در موردش بحث شده است 3- در مورد عروسک به جواب سؤال شماره‌ی 12905 رجوع فرمایید. موفق باشید


  • با عرض سلام: در سوال 16617 فرمودید : «اگر با ملاک‌های بومی زندگی کنیم و نه با ملاک‌های غربی، همان محل زندگی ما بهترین محل و همان مدرسه‌ی نزدیک خانه‌ی ما بهترین مدرسه برای فرزندمان و برای پرورش او خواهد بود.».
    مثل بقیه جملاتتون، جمله ی تکان دهنده ای است. یعنی لازم نیست که دنبال مدرسه ی خوب برای فرزندمان بگردیم؟ پس مسئولیت مادر برای تربیت فرزند چه می شود در شرایطی که فرزندان نیمی از وقت خود را در مدرسه می گذرانند؟ با سیستم معیوب آموزش و پرورش که انتخاب مدرسه را از قبل هم مشکل تر می کند. جمله تون فقط برای فقرا صادق است یا برای همه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بفرمایید که مدرسه ی خوب کجاست!!! آیا این مدرسه هایی که اشراف برای چشم و هم چشمی انتخاب می کنند تا دردانه های متکبر به جامعه تحویل دهند مدرسه ی خوب است؟ یک مادر متفکر چگونه می تواند به این مدرسه های لوس پرور امید تربیت به فرزندش را داشته باشد؟! بالاخره از همه ی جهات مشکل داریم. موفق باشید


  • با عرض سلام و احترام:
    سوال اول: غربی ها توی روانشناسی شون میگن حداقل پارامترهای لازم برای فرزندآوری این سه عامل هست: 1) توان محبت کردن به فرزند 2) توان تأمین مالی فرزند تا چند سال 3) عدم جابه جایی مکانی (مثل اساس کشی یا ...)
    به نظر می رسه اینا خیلی کمه و با وجود این عوامل، حداقل های لازم فراهم نمیشه. نظرتون چیه؟ چه زمانی باید به بچه فکر کرد؟ حداقل های لازم چیست و چه آمادگی های "روحی" ای لازم است؟ آیا پدر و مادر باید به ثبات شخصیتی کامل رسیده باشند که بچه دار شوند؟ چه حدی از ثبات لازم است؟ سوال دوم: توی قرآن درباره هدف ازدواج (سکنی و آرامش) صحبت شده ولی درباره هدف فرزندآوری چیزی ندیدم. هدف از بچه آوردن و تولید نسل چیه؟ برخی می گویند هدف از فرزندآوری، ادامه نسل است. ولی ادامه ی نسل که هدف نیست. «ادامه ی نسل» صرفا «ترکیب واژه ی جدید» ی برای همان «تولید نسل جدید» است. اگه هدف از به دنیا آوردن انسان جدید، به جا گذاشتن باقیات الصالحات است، از راه های دیگه هم میشه این هدف رو محقق کرد. مثلا تفسیر المیزان و ماندگاری این اثر، شاید به اندازه ی هزاران فرزند برای علامه طباطبایی (ره) آورد و باقیات الصالحات داشته باشد. آیا صرف عشق و علاقه ی مادری برای بچه دار شدن موجه است؟ مثلا همانطور که آب خوردن برای پاسخ به نیاز تشنگی است، بچه آوردن هم می تواند برای پاسخ به نیاز عشق مادرانه باشد؟ آنوقت اگر مادری این احساس نیاز را نداشت، هدف برای او منتفی است؟ سوال سوم: نمی توانم به این جمع بندی برسم که به دنیا آوردن آدم دیگه ای، لزوما خوب باشه..... اون آدم هایی که به گفته ی قرآن در قیامت می گویند «یالیتنی کنت ترابا»، اگه از اول زاده نمی شدند بهتر نبود؟ تضمینی وجود دارد که ما چنین آدمی خلق نکنیم وقتی شاید خودمون یکی از این آدم ها باشیم که همین ندا رو سر می دهند؟ آیا با وجود اینکه قیامت یوم الحسرت هست، چون نهایتا بعد از سالیان نوری، همه ی انسانها به بهشت می روند – غیر از تعدادی انگشت شمار - می توان گفت خلق انسان های جدید ارزشش را دارد؟ به عبارت دیگر بهشت نهایی، ارزش خلق کردن (به دنیا آوردن) انسان ها را دارد؟ خلق کردن آدم های جدید به سالهای سال عذاب های برزخی می ارزد یا خیر؟ سوال چهارم: دور و بر من معمولا آدم هایی که سطح فرهنگی پایین تری - از نظر عرف - دارند، بیشتر بچه دار می شوند تا خانواده هایی که نسبت به تربیت فرزند حساس ترند. به نظرتون این برای فهم و شعور نسل های آینده میتونه خطرناک باشه؟ سوال پنجم: اینکه گفته می شود «کسی که به دنبال آخرت برود، دنیایش آباد می شود»، آباد شدن دنیا در اینجا به چه معنی است؟ از طرف دیگر هم «البلا للولا، هرکه مقرب تر است، جام بلا بیشترش می کِشند» .چگونه می توان این را با آباد شدن دنیا جمع کرد؟ سوال ششم: فرمودید انسان باید طوری زندگی کند که انگار همین الآن می میرد و طوری زندگی کند که انگار تا ابد زنده است. می شه این رو بیشتر و ملموس تر توضیح بدین؟ سوال هفتم: سوال 17129، فرمودید «اسلام نمی خواهد زنان قلدری و بی منطقی مردان را تحمل کنند»، از طرفی می گویند «برای رسیدن به مقام حضرت آسیه، زنان باید بر بداخلاقی های شوهر خود صبر کنند». نمی توانم این دو جمله را با هم جمع کنم. بالاخره تئوری اسلام در مواجهه با قلدری و بی منطقی مردان چیست؟ سوال هشتم: فرمودید یک روز رانندگی برای زن تبرج بود ولی امروز نیست. به نظرتون چرا در دوره ای رانندگی که امری بسیار عادی است برای زن تبرج به حساب می آمده؟ به نظرتون نگاه های جنسیتی اسلام عامل حساسیت بی جا نسبت به زن و تبرج شدن رانندگی او، نبوده؟ پیشاپیش از توجهتون و پاسخ به سوالاتم بسیار سپاسگذارم. التماس دعا.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان خدایی که فرزند را خلق کرده است همه ی شرایط رشد او را و رزق او را فراهم می کند عمده آن است که ما با توکل به خدا وظیفه ی خود را درست انجام دهیم. موفق باشید


  • بسمه تعالی
    با سلام: استاد بنده درباره ی نامگذاری فرزندم با نام «آلاء» از شما سوال پرسیده بودم. شما فرمودید: «این اسم به معنی نشانه است. و از آن‌جایی که اسم باید به چیزی اشاره داشته باشد، نمی‌دانم خودِ نشانه، به چه چیزی اشاره دارد.» . ضمن تشکر سوال من این است که در تفاسیر لغت نامه ها درباره ی این کلمه در قرآن، معنی آن «نعمت ها و نیکی ها» آمده است. یعنی نشانه به این موضوع ها می تواند باشد؟ آیا در این صورت اسم مناسبی هست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال اگر بتوانید لقبی برای او بگذارید که متعیَّن به یک اسوه و مصداق باشد، او بیشتر، معنای خود را در اسم خود احساس می‌کند و شما بعداً بیشتر خوشحال خواهید بود. موفق باشید