×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    متفرقه

  • سلام علیکم
    در پاسخ به سوال 18807 چرا از عنوان آخرین دام شیطان استفاده نمودید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم که آخرین حربه‌ی شیطان موضوع جنسی است که شیطان از طریق زنان به میدان می‌آورد. و از این جهت می‌گویند زنان حربه‌ی شیطان‌اند، نه این که منظور، جنس زنان باشد بلکه منظور راهی است که شیطان از طریق مسائل جنسی در زندگی‌ها ورود می‌نماید. موفق باشید


  • بسمه تعالی
    سلام علیکم استاد گرامی:
    حقیقتا استاد بنده دندانپزشک هستم و همسرم هم کارمند دولت هستند.
    حدود ۵ سال است که ازدواج کرده ایم و ۱ سال است که به خانه ای که والدین همسرم تدارک دیده اند رفته ایم. این خانه در طبقه فوقانی والدین همسرم قرار دارد و حدود ۲۵ پله دارد. حقیر در دوران باراداری برای رفت و آمد از این پله ها واقعا اذیت می شدم.داین خانه واقعا خانه خوبی است (۲۵۰ متر زیر بنا) و بنده هم از جهت بودن با خانواده همسرم مشکلی ندارم. اما به خاطر وجود این پله ها و عدم وجود فضای سبز (که همسرم برایم گلدان خریده است حقیقتا) ایشان را مجبور می کنم تا منزلی دیگر بسازد که مستقل و همکف باشد و دارای فضای سبزی در حیاط منزلمان باشیم. ایشان در جوابم می گوید حیف وقت و عمرمان که صرف خانه سازی شود و البته هزینه اش را هم فعلا نداریم ولی جواب ایشان به خاطر هزینه ها نیست. بلکه به خاطر تلف شدن عمرشان است. منتها برداشت من این است که احساس تنبلی می کنند از اینکه وارد مسیر ساخت خانه شوند. حال بفرمایید بزرگوار آیا این فکر حقیر و این تصمیم بجاست؟ یا پاسخ همسرم؟ لطفا راهنماییمان بفرمایید چون واقعا حیاتی است.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به تجربه‌ی بنده در جمع‌بندی برای سال‌های آتی، بودن فرزندتان در کنار پدر و مادربزرگ آن‌قدر برکت دارد که جبران آن نقیصه‌ها را بنماید. موفق باشید


  • به نام خدا
    با سلام خدمت شما: این آموزه فرهنگ غنی شیعی که ملاصدرا آن را به خوبی تبیین نموده است، مبنی بر آنکه: شهوات نیز در اثر زیاده روی های انسان، بتدریج مجرد گشته و وبال انسان در دنیا و به ویژه آخرت می شود، مرا به هراس انداخته است. سوال اولم اینکه آیا ارضای شرعی نیاز جنسی اگر همت انسان شود، نیز باعث تجرد این شهوت در انسان می شود و در سنین پیری نیز علیرغم فقدان توان جنسی او را رها نمی کند؟ و سوال دومم اینکه برای رهایی از خواطر و خیالات مرتبط با شهوت جنسی به ویژه در میانسالی چه باید کرد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور ملاصدرا افراط در شهوات، در مورد لذات حلال نیست، و اساساً سیره‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در بودن در کنار همسران‌شان نه افراط بوده و نه مشکلی برای آن حضرت به‌وجود می‌آورده 2- آمدن خیالات در اختیار انسان نیست ولی دنبال‌کردنش در اختیار ما است. از این جهت اگر ملکه‌ی کنترل خیالات در ما قوت بگیرد، در میانسالی قدرت خیالات کم می‌شود. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نکاتی در این مورد دارد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد بزرگوار:
    بنده ارسال کننده ی سوال 16670 هستم. ممنون از راهنمایی و پاسختون، کتابتون رو فبلا مطالعه کردم و بهره مند شدم، اما بجز تغییر اسم سوالات دیگه ای هم در ذهنم بود، مثل جمع اعداد و نسبت ستاره ی افراد با هم. می خواستم جایگاه اختیار انسان رو بدونم
    و گرنه این صحبت هایی که برخی به دنبالش هستند رو چرا علما انجام نمی دادند؟ مثلا عالمی که می خواست ازدواج کنه می دید ستاره ی اون فرد باهاش جفت هست یا نه!! باعث تاسفه که بگم این روزها هستند افراد زیادی که به عینه دیدم برای تشخیص جفت بودن ستاره به افرادی مراجعه می کنند و آن قدر اعتقاد دارند به اینطور چیزا و این آدم ها که تنها به همین دلیل از ازدواج منصرف می شوند. خداوند عاقبت همه رو ختم بخیر کند ان شاالله

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها چیزهایی نیست که بتوان به آن اعتماد کرد یا مشغول‌شان شد! موفق باشید


  • ضمن عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد محترم:
    استاد عزیز مدتی است که در حال تهیه جهیزیه برای زندگی خودمان هستیم و برای هر دو ما سوال است که در انتخاب وسایل منزل ملاکمان چه باشد که سادگی و ساده زیستی امام و شهدا را رعایت کرده باشیم و پیرو سنت اهل بیت علیهم السلام باشیم؟
    گاهی وسیله ای مثل یخچال گران است ولی کارایی بیشتری دارد. می گوییم قیمت زیاد آن با سادگی منافاتی ندارد چون کارآیی آن بیشتر است یا این ظروف اگرچه گران است ولی دوام بیشتری دارد و ضمنا پول آن به جیب ایرانی مسلمان می رود و کمک به مسلمان است. یا در مورد میز مطالعه می گوییم اگر بهتر و راحت تر باشد می توانیم مدت بیشتری مطالعه کنیم و خدمات علمی داشته باشیم پس این هزینه صرفه دارد و معارض ساده زیستی نیست همانطور که امام گفتند من اگرچه دم پایی زیادتری خریدم برای مکان های مختلف ولی مدت بیشتری استفاده می کنم. اما در مقابل همه اینها این جمله امیرالمومنین می آید که من می خواهم در حد تنگ دست ترین مردم زندگی کنم یا امام در زمان جنگ می گویند برای من پناهگاه نسازید. مگر همه مردم پناهگاه دارند یا اجازه خرید کولر به فرزندشان برای خانه نمی دهند و وقتی فرزندشان با چند تخته و یک فن هوای اتاق را خنک می کنند می گویند آخرش تو مرا به جهنم می کشانی. از خودمان می پرسیم آنکه ندارد تا اینها را برای خودش بخرد چه می شود. مبادا با بودن این وسایل از حال آن ها غافل شویم. در بین اینها مردد شده ایم. لطفا راهنمایی کنید که ملاک درست در انتخاب این وسایل برای اینکه حفظ سادگی مورد نظر رهبر انقلاب را کرده باشیم چیست؟
    ضمن اینکه برای پول این وسایل مشکل مالی نداریم و به زحمت نمی افتیم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جمع این دو موضوع، بسیار مشکل و حساس است. آری! در عین آن‌که اساس را باید بر سادگی زندگی گذاشت و شبیه اشراف نباید زندگی کرد؛ ولی وسایل زندگی نباید وسایل پردردسری باشد و نیازهای منطقی ما را برطرف ننماید. به عنوان مثال اگر یخچال مناسبی با ساخت کارگر ایرانی در بازار باشد و از طرفی نیازهای این زمانه را که بالاخره نیازهای خاص خودش را دارد برآورده کند، نباید به یخچالی بسنده کرد که عملاً مشکلات ما را مرتفع نمی‌سازد. در مورد بقیه‌ی وسایل نیز باید بتوانید جمع بین سادگی و کارآیی و ایرانی داشته باشید. موفق باشید


  • سلام استاد:
    برای در امان ماندن از دست نیاز جنسی و شهوت جنسی به کدام یک از معصومین و با چه روشی متوسل شویم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با رجوع به نور مقدس حضرت معصومه«سلام‌اللّه‌علیها» مسئله را این‌طور حلّ کنید که خطاب به آن بانوی جلیل‌القدر که شأنی خاص در عالم وجود دارند، اظهار کنید: « يَا فَاطِمَةُ اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّةِ فَإِنَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْنا مِنَ الشَّأْنِ ». موفق باشید


  • سلام: آیا مراجعه به افرادی که سرکتاب باز می کنند و دعا می دهند برای رفع مشکلاتی چون ازدواج و موارد دیگر اشکال دارد؟ البته در مواردی خانواده ها جواب گرفته و مشکلاتشان حل شده. درصورت امکان تماس تلفنی و یا حضوری ممنون می شویم. با تشکر

     باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید به این نوع کارها دست بزنیم. خوب است به جواب سوال شماره13958 رجوع فرمایید. متاسفانه امکان تماس تلفنی یا حضوری با عزیزان برایم نیست. موفق باشید


  • با سلام و احترام:
    آيا چنانچه در رابطه با هسر فكر زن ديگري انسان بكند در حكم زنا مي‌باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر اخلاقی نباید این‌کار را کرد، ولی از نظر فقهی حکم زنا را ندارد. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز:
    یک پیشنهاد داشتم خدمتتان. از آنجایی که وقت عزیز و گرانبهای شما در این سایت برای پاسخ به سوالات معرفتی و دینی است و با این حال برخی از دوستان از شما سوالاتی در خصوص ازدواج و یا تربیت فرزند و مشکلات خانوادگی خودشان می پرسند که البته میزان آن نسبت به گذشته خیلی کمتر شده است. پیشنهاد بنده این است که در صورتی که سوالات کاربران کمی تخصصی باشد (منظورم آن دسته از سوالاتی است که شما در پاسخ به آن می فرمایید بنده تخصصی در این زمینه ندارم) آنها را به سایت دکتر حبشی ارجاع بدهید. ایشان علاوه بر اینکه یکی از روانشناسان زبده در کشور هستند بسیار متعبد و پایبند به مبانی تربیتی دینی و اسلامی هم می باشند. که هم از طریق سایتشان و هم از طریق تماس با شماره ی همراهشان بصورت رایگان مشاوره می دهند:
    شماره ی دکتر حبشی جهت مشاوره: 09155011764
    لینک مربوط به درخواست مشاوره:
    http://mf-shahedan.com/cultural/gateway/MemberAuthenticate.php?page=TAF
    التماس دعا.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به شناختی که بنده از جنابعالی دارم و اعتماد و اطمینانی که به حضرتعالی هست؛ فکر می‌کنم همین پیشنهاد در معرض دید کاربران قرار گیرد، برایشان مفید باشد. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرامی:
    در آیه 34 سوره نساء تمهیداتی برای تنبیه زن گفته شده: مرحله اول پند و اندرز، مرحله دوم دوری از بستر و مرحله سوم زدن زن است. خواهشمند است تفسیر این مراحل را بیان نمائید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است، بعضی‌ها معتقدند این در رابطه با تمرد زنان است و خروج از خانه در فضایی که پای همخوابگی با مرد غریبه در میان باشد. موفق باشید


  • با سلام: بفرمایید بعد از طلاق زن، نفقه او به عهده چه کسی می باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: زن یک انسان مستقل است و مثل همه‌ی انسان‌ها چنانچه در نفقه‌ی مردی نبود برای خود برنامه دارد. جامعه باید طوری باشد که اگر کسی جویای کار بود بتواند کار کند. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد گرانقدر:
    مدتی است که برای مقطع دبستان پسرمان به دنبال مدرسه خوب می گردیم. محیط تربیتی خوب اولین اولویت آن برای ما می باشد. در مورد یکی دو مدرسه که کادر متدین و ولایی و تا حدودی گزینش مذهبی بر روی خانواده ها دارند مشکل بعد مکان وجود داشت. در مورد مدارس نزدیک هم تا جایی که مدارس را بررسی کردیم، مدرسه ای که محیط معنوی و ایمانی بر آن حاکم باشد و حداقل، ظواهر از جمله حجاب معلمین در آن حفظ شود پیدا نکردیم. در مدراس دولتی به خاطر نداشتن گزینش بر روی خانواده ها، معمولا جو خوبی از نظر همکلاسی و خانواده های آن ها وجود نداشت و نمی توان تاثیر همنشین بر روی کودک در این سنین را منکر شد. در مدارس غیرانتفاعی هم معمولا سخت گیری های علمی و بعضا خودشیفتگی هایی وجود دارد. واقعا قضیه انتخاب مدرسه مانند کلاف سردرگم برای ما و چندی از والدین دیگر با معیارهای شبیه ما شده است. لطفا راهنمایی بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعاً همین‌طور است که می‌فرمایید مشکل است، بالاخره در حدّ امکان و بدون آن‌که به زحمت بیفتید تلاش خود را بکنید. از طرفی در این موارد بنده از شما ها وارد تر نیستم . موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد عزیز
    1- در جواب به پرسش 11604 فرموده بودین که با قرائت آیه الکرسی و توحید، دعا کنیم.
    مگر نمی فرمایید مقام نخواستن از خداوند داریم. این مقام، چه است؟ (در شرح نامه 31 توضیحاتی آمده بود اما روشن نشده هنوز) ما که او را حیّ قیوم می دانیم و علیم و بصیر و قدیر است، پس خواستن چرا؟ خواندن او بله امّا درخواست چه جایی دارد؟
    2- آیت الله حسن زاده حفظه الله می فرمودند: جماع، انشاء صورت انسانی ست نه اطفاء شهوت (شبیه به این مضمون).
    کمی شرح دهید.
    جزاکم الله جزائا موفورا

     باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در موقعیت خودمان با تقاضا و خواستن‌ها زمینه‌ی تجلیات رحمت الهی را در امورات‌ خود فراهم می‌کنیم مثل کاری که حضرت سجاد«علیه‌السلام» در مناجات‌ «خمسه ‌عشر» دارند 2- در تکوین چنین است که حضرت آقا فرمودند و لذا خداوند میل حقیقی را در انسان‌ها می‌گذارد تا مسیر انشاء صورت انسانی را فراهم کرده باشد با این‌همه شریعت استفاده از لذّات جنسی را وقتی در مسیر شرعی باشد عامل ایجاد شوق در عبادت می‌داند. موفق باشید


  • سلام استاد: عزیز مدتی است بسیار ناراحت و حتی فکر می‌کنم بیمار شده‌ام همیشه به خدا اعتماد داشتم و حسن ظن به خدا داشتم و با بسیاری از مشکلات زندگی ساختم سعی کردم با تحمل آن‌ها خم به ابرو نیاورم اما مدتی مشکلات زندگی خیلی فشار می‌آورد و مرا درمانده کرده خواهشمندم کمکم کنید بیماری شوهر، ازدواج‌نکردن و پیدا نشدن همسر مناسب شأن خانواده برای دخترانم که از مرز سی سال گذشته‌اند و..... مرا دارد نابود می‌کند احساس می‌کنم توکلم کم شده و در راه سیر و سلوکم که مدت‌ها روی آن تلاش کرده بودم زمین خورده‌ام. اگر راه حل معنوی سراغ دارید کمکم کنید. اجرتان با خدا.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: چه جای ناراحتی؟ مگر ما خدا نداریم؟ و مگر خدا مصلحت ما را بهتر از ما نمی‌داند؟! بسپارید به خدا و مطمئن باشید خدا شما را فراموش نکرده و خدا دوست دارد رضایت خود را از فضایی که او برای شما مقدر کرده نشان دهید و در حدّ وظیفه‌ی خود کوتاهی نکنید تا یک قدم از زندگی‌های معمولی اهل دنیا جلوتر باشید. موفق باشید

  • سلام علیکم: بنده بعضی دستورات کلی برایم قابل هضم نیست. اینکه ما به صورت عام و کلی به فرزند آوریِ بیشتر دستور بدهیم و از طرف دیگر خبر از بی آبی و تهدید به جیره بندی و اسراف و کمی منابع و... بدهیم چگونه دستوری است؟! در حالی که قریب به اتفاق خانواده های ما هنوز که هنوز است سبک زندگی اسلامی را بلد نیستند و وقتی هم فرزندی بیاورند چه اتفاقی می افتد؟ یک مسرف به مسرفین اضافه می شود و می شود اون کمی منابع که خودمان بر سرمان آورده ایم. چطور در بحث بد حجابی و نهی از منکر می گوییم نه آقا مستقیم وارد نشیم اول باید کار فرهنگی کرد و جامعه را رشد فکری داد خودشان اصلاح می شوند (که البته هر روز دارد بدتر می شود) ولی در بحث فرزند آوری اینطور عام می گوییم بیاورید چندتا هم بیاورید، داریم سقوط می کنیم، آمار فلان است و سبک زندگی هم شده یه شعار تو خالی. آیا اینطوری صحیح هست؟ ایدکم الله

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع جمعیت در شرایطی هستیم که در آینده باید جهت امورات کشور از کشورهای دیگر آدم قرض کنیم و این موضوع با موضوعاتی که می‌فرمایید متفاوت است. هر فرزندی رزق خود را و بلکه بیشتر از رزق خود به همراه می‌آورد. مشکلاتی که خودمان بر سر خود آورده‌ایم و موجب تنگی رزق ما شده‌است را بر سر کودکان نگذاریم. موفق باشید

  • با سلام و ادب. درباره سوال 10837، خیلی زشت است که ما هرکس را که مثل ما فکر نمی کند، کافر بدانیم و این از کم خردی است. چه بسا علمای دین که سر مسائل خیلی اساسی تر از اینها با هم اختلاف نظر داشتند ولی به دلیل تقوایی که داشتند هرگز به خود جرئت ندادند دیگران را زیر سوال ببرند، بعد آنوقت ببینید نسبت هایی که در این سوال به خانم هایی داده شده که در عین احترام به اصول همسرداری و احکام دین، قرائت دیگری از دین دارند که با ما متفاوت است:
    1) غرب زده اند
    2) دچار حقه برابری زن و مرد هستند
    3) لذت زن بودن را نمی برند
    4) تحت تأثیر مجله ی روز نمی دونم چی هستند
    5) بی اطلاعند
    6) کتاب "زن ... " را نخواندند
    7) جمله شان پوچ است ...
    8) تکلیف عفت جامعه و غرایز مرد را نمی دانند
    9) مهم تر از همه مشکل جسمی دارند که نیاز به درمان دارند
    10) به خاطر مشکل جسمی شان این نظرات را دارند
    11) با همه ی احکام و افراد مشکل دارند
    12) متوجه تاریخ ... نیستند چون تحت تأثیر دشمن اند
    13) حرفهاشان به وفور یافت می شود
    14) به خدایی که بنده شان است ایمان دارند
    15) دچار انحراف اند ...
    16) مثل بچه دو ساله ای که کلمات را اشتباه بگوید و نمی دونم چی ...
    17) دین خودساخته دارند که تمکین و زن دوم به قرائت ما درش نیست
    18) نگاه انحرافی به دین دارند
    19) در سوالشان بی احترامی می کنند
    20) دوستداران استاد را ناراحت می کنند
    آیا نسبت دادن این 20 وصف به خانم یا آقایی که نظرات متفاوتی با ما دارد، به جای طرح چند استدلال، صرف احساساتی شدن یک خانم است یا اینکه از یک نوع نگاه به مسائل دینی نشأت می گیرد؟؟؟؟ نگاهی که فکر می کند نظرات در حوزه ی مسائل دینی منحصر می شود به آنچه که ما می اندیشیم؟؟؟؟ "تکفیر" به همین معنی است که ما هنگام مواجه شدن با نظرات متفاوت، به جای تفکر و تعامل و پاسخ های درخور و منطقی، به وصله پینه کردن نسبت هایی به طرف مقابلمان رو بیاوریم. آیا انتظار نداریم کسی که خودش مذهبی است و این نسبت ها را در قبال نگاهی به انسانیت زن، به خود می شنود ما را بی سواد فرض کند که فقط دو تا کتاب خوانده ایم و با آن همه کس را کافر می بینیم؟
    بویژه موارد 9 و 10 و 11 ، واقعا زشت نیست برای یک مسلمانی که داعیه ی غمخوار بودن نسبت به مسائل دینی را دارد؟ یعنی هر زنی که با طرح مسئله ی تمکین به شکلی خاص موافق نباشد مشکل جنسی و جسمی دارد؟ این منطق امامان بزرگوار است؟ یا پیامبر اسلام؟ و برای استاد بزرگوار زشت نیست که به جای تذکر به چنین برخوردهایی، به بیان مطالبی بپردازند که زیر بار این همه نسبت توخالی، دیگر شنیده نمی شود؟؟ بهتر نبود که یکی یکی استدلال ها و دیدگاه های خود را درعین احترام به طرف مقابل طرح می کردند و اگر فکر می کردند به استاد بی احترامی شده نهایتا یک تذکر دوستانه می دادند؟؟؟ باشد که همدیگر را تحمل کنیم تا ظهور حضرت حجت. یا علی.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که در این موارد سعی کنیم دغدغه‌ی طرف را پیدا کنیم و مواظب باشیم در فضای جدال و مراء موضوع اصلی گم نشود. موفق باشید

  • به خانم شماره 10837 عرض می‌کنم مسئله‌ی رعایت عدالت که در ادامه ی آیه مطرح شده، صرفاً یک نکته ی اخلاقی است و همان طور که مستحضرید هیچ یک از مراجع حکم نکردند مردی که نتواند عدالت برقرار کند، همسر دوم گرفتن برایش حرام است. در واقع به لحاظ فقهی، به تعداد بیشمار زن هم برای مردی که ظالم باشد حلال است. اسلام این مجوز را حتی به صدام هم می دهد که بی نهایت زن بگیرد و این منافاتی با ظالم بودن صدام ندارد. فرمودید اگر زنان راضی به "تمکین" و "زن دوم" نشوند، پس مرد چه کند؟ راهش مشخص است. زن هم "انسان" است. و اگر انسانی با او برخورد شود یعنی مرد نظافت خودش رو رعایت کنه و... نه تنها مشکلی نیست بلکه شهوت زن چندین برابر مرد است. به ویژه مردان امروزی که به دلیل غلبه ی طبع سودا، علیرغم میل جنسی زیاد، توان جنسی کمی دارند و غالباً مردهایی که با همسرشان مشکل خاصی ندارند از پس ارضای همسر خود برنمی‌آیند، این یک مسئله‌ی علمی است. دوستداران استاد بدانند استاد نیاز به یار و یارکشی ندارد و به زعم حقیر زمانی واقعا خوشحال می شوند که در فضای منطقی هنر فهم یکدیگر و گفتگو با هم رو داشته باشیم. حرف های کلی و تکراری که سال ها گفته شده، مسئله ای رو عوض نمی کنه. فرض بفرمایید که "تمکین واجب است". این یک جمله ی خیلی کلی است که مصادیق نامحدودی داره و من فقط "نظر به سوال" شماره‌ی 10808 که پرسیدند؛ برداشتم این است که جواب استاد کامل نیست و استاد بزرگوار هم معصوم نیستند و ممکن است در موارد محدودی از نگاه همه جانبه غفلت ورزند. نظر حقیر به عنوان یک شاگرد این است که نظر استاد در پاسخ به آن سوال کاملا یک جانبه است، و با تکرار مجدد این جمله که تمکین واجب است و حکم شریعت را گردن نهیم و...، چیزی به فهم مخاطب افزوده نمی شود. مهم این است که واقعا "تمکین" به چه معنی است و در چه فضایی واجب است؟ واقعیت ها رو ببینید. شما فرموده اید "اسلام نگفته هر وقت و بی وقتی سراغ همسرت برو"، خب بعدش؟ حالا اگه مردی هر وقت و بی وقتی سراغ همسرش رفت،چه؟ زن باید تمکین کند یا نباید تمکین کند؟؟ واقعیت این است که مردها می آیند، حالا شما هی روضه بخوان که مردها نباید بیایند. این مسئله خیلی شایع است که مردی بدون آمادگی و نظافت و... سراغ همسرش بیاید. شما می توانی آیه یا سیره یا روایتی دال بر وجوب تمکین "در هر شرایطی" بر زن، بیاورید؟ در شرایط انسانی که خود زن هم مایل است مگر اینکه مشکلی در میان باشد. اما بحث سر مواقعی است که زن حس می کند دارد به او ظلم می شود و علارغم میلی که به همسرش دارد به خاطر بی توجهی های همسرش نمی تواند از شوهرش بهره مند شود. و این زن نه فمنیسم است نه غرب زده نه ... فقط "انسان" است که او هم حق بهره مندی از همسرش را دارد و حفظ عفت او هم واجب است. شما خوش به حالتان است که خیلی با خانم های مذهبی هم صحبت نشدید تا بشنوید مسائلشان را. آقا اصلا فرض کنید همین الآن زنی سوپرحزب اللهی و غرب نزده و مطیع و ... به شما بگوید که من همیشه همسرم کثیف است و من آزار می بینم ازش، شما بهش چی میگید؟ میگین "برو تمکین کن که تمکین واجب است"؟؟؟ از کجا مطمئنید که این قرائت و فهم شما از دین درست است؟؟ من یک سوال روشن و مشخص دارم که کجای دین گفته اگر مردی شرایط را به لحاظ روحی و جسمی (مثل نظافت) برای بهره مندی از همسرش آماده نکند، تمکین زن واجب است؟ و اینکه اگر زنی به خاطر بی توجهی همسرش به مسائل روحی یا جسمی به گناه بیفتد، آیا علاوه بر اینکه خودش گناه کرده، شوهرش هم گناه کرده است یا خیر؟؟ با تشکر و عرض معذرت بابت طولانی شدن و طرح این مسئله که شاید در شأن سایت نباشد. اگر طرح مسئله ی جنسی به این نحوه در شأن سایت نیست از انتشار آن خودداری بفرمایید وگرنه بیزحمت نشر بدید تا اون خانم پاسخ من رو بخونند. با تشکر و التماس دعا.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید بنا نیست تا این حدّ موضوعات جنسی از طریق این سایت عرضه شود هرچند در جای خود طرح اصل مطلب را به عنوان یک موضوع معرفتی ضروری می‌دانم و هنوز معتقدم زن؛ گمشده‌ی تاریخ ما است و لذا به هرجایی که تصور می کند می‌تواند خود را پیدا کند متوسل می‌شود. نکات خوبی را مطرح کردید ولی کمی تند و تیزپرواز بود. یکی از رسالت‌های خود را در این تاریخ این بدانید که جایگاه تاریخی زن را از این‌همه ابهام در آورید. بنده این جمله‌ی شما را که می‌فرمایید: «در فضای منطقی هنر فهم یکدیگر و گفتگو با هم را داشته باشیم» نکته خوبی می دانم ولی سرمایه‌ی لازم در این امر را به‌کار نبردید. گویا جنابعالی «تمکین» را با «ذلّت» یکی گرفته‌اید، در حالی‌که تمکین در متن هنرنمایی زن، جهت شکل‌دهی به زیرساخت‌های عاطفی می‌تواند صورت واقعی خود را نشان دهد و به شکوفایی روح زن نسبت به شوهرش می‌انجامد، وقتی گوهر جذبه‌ی خود را که مرد طالب آن است وسیله‌ی گرمی خانواده می‌کند و مرد را وام‌دارِ خود می‌نماید. به امید روزی که زیبایی‌های تمکین زن نسبت به مرد خود را بنمایاند تا ما در زندگی فرامدرن محبت اصیلی را در خانواده‌ها احساس کنیم. تمکین، گوهر اصلی آن محبت است و در متن خود یک نوع بصیرت و ایثارگری را به همراه دارد و بنده احساس می‌کنم حرف اصلی آن خواهر این نکته بود. با همه‌ی این حرف‌ها تصور و برداشت بنده آن است که اسلام، مدیریت و ابتکار مسئله‌ی جنسی خانواده را به عهده‌ی «زن» گذاشته و در این راستا باید این مشکلاتی که می‌فرمایید مثل عدم نظافت را بتواند مدیریت کند و با سلحشوری کامل، موضوع را مطابق میل خود جهت دهد. به نظرم هنرِ «زن‌بودن» در این مورد فراموش شده. موفق باشید

  • سلام استاد گرامی: وقتتون بخیر. استاد پرسشی برایم مطرح است، یکی از دوستان پژوهشگر ما، پژوهشی انجام داده در خصوص آیه «واضربوهن...» و به این نتیجه رسیده ضرب و شتم زن، در آیه نه به خاطر تمکین نکردن مقابل خواسته های جنسی همسر، که در موردی است که زن با مرد بیگانه ای ارتباط برقرار کند و آن هم توسط حاکم شرع باید این اتفاق بیفتد و نه همسر وی. استاد اولا آیا این برداشت صحیح است؟ دوم اینکه نظر علامه راجع به این آیه چیست؟ و سوم اینکه چرا فقها به ضرس قاطع می گویند زنی اگر در مسائل جنسی تمکین نکند دچار گناه شده است؟ استاد زن هم انسان است اگر همسرش او را به لحاظ روحی آماده کند تمایل دارد و گرنه، احساس می کند به او تجاوز شده، شارع مقدس چرا این موارد را در احکام ندیده اگر دیده کجاست؟ مثلا دوستی دارم همین مشکل را دارد، همسرش به او هیچ مدل ابراز علاقه و غیره ندارد این خانم از برقراری ارتباط جنسی با همسرش نفرت دارد ولی به خاطر دین مجبور است اسلام چه راهکاری برای این مسأله دارد؟ تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد «واضربوهنّ» و مصداق آن بیشتر باید کار کرد زیرا در مورد خروج از منزل بدون اذن شوهر و همین طور که می‌فرمایید مربوط به ارتباط با مرد بیگانه است و قبول دارم که اولاً: یک موضوع فقهی است و باید فقها نظر دهند که در کشف حکم از متون دینی صاحب‌نظرند. ثانیاً: باید به طور جدّی مصداق آیه مشخص شود ولی بحث ارتباط جنسی با شوهر را خداوند در مدیریت زن قرار داده زیرا وقتی می‌فرماید زن باید همواره نسبت به این موضوع آمادگی داشته باشد می‌خواهد بفرماید زن مدیریت این موضوع را مثل سایر موضوعات داخل خانه فراهم کند و این‌که خداوند در زن به طور طبیعی خودآرایی را قرار داده تا زیبایی‌های خود را بنمایاند بدان جهت است که زن از این طریق به نحوی به رضایت جنسی می‌رسد، منتها باید مواظب باشد این خودارایی برای همسرش باشد تا به رضایت جنسی لازم و سالم برسد، حال یا در مقابل این کار شوهر او هم آمادگی ارتباط جنسی دارد، یا با نظر به زیبایی‌های او فضای خانه به صفای لازم می‌رسد و کدورت از بین می‌رود. عمده آن است که روی این موضوع فکر کنید که خداوند مدیریت موضوع جنسی را مثل سایر امور داخل خانه به عهده‌ی زن گذاشته و متأسفانه بعضاً خانم‌ها آن‌قدر خود را مشغول سایر امور می‌کنند که در این مورد ابتکارات لازم را از دست می‌دهند تا جایی که گمان می‌کنند در این مورد تسلیم خواسته‌های جنسی مرد باید باشند، غافل از این‌که باید در این مورد هنرنمایی کنند و مدیریت این موضوع را با نمایاندن زیبایی‌های خود و آمادگی لازم به عهده بگیرند. به امید روزی که به تاریخی برگردیم که همه‌ی گمشده‌های ما ظهور کند. موفق باشید

  • با عرض سلام و تسلیت ایام عاشورای حسینی:
    استاد در شرح صوتی چگونگی فعلیت یافتن باوری های دینی مثالی زدید به این مضمون که بعضی اوقات برای انسان امکان و توانایی خرید یک چیزی برای انسان هستش اما دل آدم باهاش نیست دلیل آوردید چون نفس انسان آزاد از زمان و مکان هست بطور اجمالی مثلا در 10 سال آینده حضور پیدا میکنه و میفهمه که این اتفاق های بد میفته و به همین علت این حس به انسان منتقل میشه. استاد ممنون میشم اگه ارشاد بفرمایید اینگونه موارد قابل اعتماد تو این تصمیم گیری من که در ذیل آورده می شود هستند؟
    1- استاد شغلی الان بنده دارم پروژه ای هستش یعنی تا زمانی که کار هست و یا پروژه جدیدی میاد سرکار هستم و گرنه عذرم را می خواند. اتفاقی که در شغل قبلی بنده در نهایت ناباوری و یا خلاف محاسبات بنده اتفاق افتاد و چندین ماهی طول کشید کار پیدا کنم(دوران سختی بود)
    فکری که الان ذهنم را مشغول کرده اینه که با اینکه الحمدلله سرکار میرم اما برداشت بنده از اوضاع شرکت (یا توهمات بنده) اینطور بهم القا میکنه که ممکنه دوباره بیکار بشم و باید دنبال کار بگردم از طرف دیگه نمی دونم چرا با اینکه آدمی هستم که از تغییر و سعی کوشش نمی ترسم اما این دفعه دلم به دنبال گشتن شغل جدید نیست. تو این وسط هم همسرم به من طعنه میزنه و میگه اگه در موازات شغلت دنبال کار بگردی چیزی از دست نمیدی. استاد بین دل و عقل گیر کردم یک طرف بحث توحید، توکل، رزق و روزی، اعتماد به خدا، کاهش سرعت زندگی ماشینی و ... هستش طرف دیگه عقل تدبیرگر و استدلال بین و خواطر تلخ گذشته. استاد از وقتی که می گذارید و راهنمایی می فرمایید چکار باید بکنم. سپاسگزارم.
    2- موضوع دیگه اینه که یه مدتی است با همسرم دنبال خرید خانه ای هستیم بعضی مواردی پیش اومده که چندین چیز خونه مطابق با معیارها مون نیست اما یک حسی گرم و صفایی با بازدید اون خونه بهمون دست داده. می خواستم بدونم اینا توهم یا احساس گذراست و یا که نه میتونیم تو تصمیم گیری ها بهش اعتماد بکنیم.

    باتشکر
    التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آنچه در بحث «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» عرض شد را به طور کلی در نظر بگیرید و در ذیل آن مطابق شریعت و روش عقلا عمل کنید و به خود اطمینان دهید همان خدایی که فعلاً این شغل را برای من تهیه کرده، مرا تنها نمی‌گذارد پس بدون دغدغه زندگی خواهید کرد 2- در مورد خانه انسان بیشتر با دلش زندگی می‌کند تا با عقلش، درست است که نباید عقل را زیر پا گذارد، ولی نباید دل را هم بی‌محلی کرد. موفق باشید

  • به نام خدا
    با سلام خدمت استاد گرامی:
    خانه ما دو اتاق کوچک دارد یکی مال بچه ها است و یکی مال خودمان، قفسه کتابهایم که عموما مذهبی مثل تفاسیر است درست روبری محل خواب من است گرچه در دارد و در آن بسته است و کتابها پیدا نیست ولی من معذب هستم که آیا وقتی می خوابم و ناچارا پاهایم به سوی قفسه کتابهایم دراز است این گناه ندارد و اگر از لحاظ فقهی مشکلی ندارد آیا از نظر اخلاقی و عرفانی مانع رشد نیست؟ با تشکر التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر راه دیگری ندارید إن‌شاءاللّه مشکلی پیش نمی‌آید. موفق باشید(در ضمن به عرض جنابعالی و سایر کاربران عزیزی که آدرس الکترونیک و یا ایمیل خود را ثبت نمی‌کنند می‌رسانیم که این سایت از آن‌جایی که بنا دارد سؤالاتی را در معرض دید کاربران قرار دهد که بیشتر در رابطه با معارف اسلامی و سلوک اخلاقی و یا مربوط به مبانی انقلاب اسلامی است، چنانچه ایمیل خود را ثبت نفرمایید از جواب‌دادن معذوریم).

  • با سلام:
    گاها با برخی همکاران و دوستان با تفکرات مختلف مباحثی داریم که حقیقتا گاها از توجیه ایشان عاجز هستم و خواهش دارم به سوالات مطروحه شفاف و کاربردی پاسخ فرمایید.
    1- گفته شده وقتی حضرت ظهور می کنند با دین و تفکراتی کاملا متفاوت با این دینی که اکنون داریم مواجه می شویم و از کجا معلوم که این تفاوت دین ما با مبانی دینی حضرت، همین خشکه مقدسی هایمان نباشد و ما در برخی مبانی دینی از جمله محرم و نامحرم و نحوه پوشش افراط نکرده باشیم؟
    2- الان نحوه پوشش در اکثریت قاطع شهرهای کشور و جامعه ما به گونه ای است که به عرف تبدیل شده است یعنی بدحجابی برای همه عادی شده و کسی زیاد به جزئیات آن توجه نمی کند و یا به قولی تحریک نمی شود، آیا در این شرایط هم لازم است که مثلا ارتباط خودمون با نامحرم را کنترل کنیم و مخصوصا در مورد نگاه کردن به نامحرم؟
    3- مدتی است که علیرغم اینکه دوست دارم خودم را کنترل کنم و اتفاقا دغدغه مذهبی هم دارم، در مواجهه با برخی زنان و دختران دچار لغزش فکری می شوم بدین شرح که آنها را با همسر خود مقایسه می کنم و خلاصه اینکه دلم درگیر ظواهر می شود، و این در حالی است که به شدت از این وضع در رنج هستم، خواهشا شفاف و روشن بفرمایید دلیل این حالت و راه درمان آن چیست؟
    ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- در هرحال ما در زمان غیبت به کمک فقهایی که تنها راه جهت نزدیکی به فرمان خدا را اجتهاد قرار داده‌اند و راه دیگری نیست که بدان متوسل شوند، وظیفه‌ی خود را انجام می‌دهیم و در حدّ توان خود سعی می‌کنیم جامعه را به دستور فقهای عزیز نزدیک کنیم 3- باید متوجه باشید هر آنچه در بقیه‌ی زنان هست، خداوند در همسر خودتان قرار داده، شیطان است که شما را از کمالات همسرتان غافل نموده. راه مقابله با شیطان، بی‌توجهی به وسوسه‌های اوست تا مأیوس شود. موفق باشید

  • سلام عیلکم
    خدا قوت
    لطفاً در رابطه با مشاور خانوادگی اگر جایی را در اصفهان می شناسید بفرمایید.
    با تشکر فراوان

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مشاوره‌ی انشاء (36260205) . موفق باشید

  • با عرض سلام و وقت بخیر:
    همسر بنده طلبه است و در زندگی دچار یک مشکل اعتقادی اخلاقی شده ام.
    می خواستم اگر امکان دارد زمانی را بفرمایید تا حضورا خدمت برسم و در این زمینه از جنابعالی مشورت بگیرم.
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه بنده نتوانسته‌ام در تکالیفی که برای خود شکل داده‌ام فرصتی جهت این امور بگذارم. عزیزان دیگری هستند که در این موارد کمک می‌کنند. موفق باشید

  • سلام استاد عزیز تر از جانم: متاسفانه من اعتراضی به شما دارم هرچند می دانم که به جا نیست اما دیگر تحمل ندارم و مجبورم این اعتراض را به عرضتان برسانم. متاسفانه یا خوشبختانه شما درباره ازدواج خانم ها پیشنهاد می دهید با مردی ازدواج کنن که حلال و حرام را رعایت کنن در ثانی مانع دینداری آنها نباشد و بقیه موارد اگر وجود نداشته یا کم باشد مهم نیست (مثل تحصیلات، مال و ...) خب ظاهر این امر برای خانم ها کارگشاست همین که مرد بتواند زندگی مستقلی را اداره کند و در زندگی بین زن و شوهر کلام حق ،انتخاب آنها باشد نیز حرف قشنگی است اینکه قرآن هم می فرماید از فقر نترسید و ازدواج کنید یک توکل خاص به مرد و زن برای تشکیل زندگی به آنها می دهد و اینکه در روایات آمده حتی ناچیزترین چیز زندگی خود را از خدا بخواهید هم عالی است. اما به گفته خود شما روایات نسبی هستند یعنی ممکن است برای یکی مصداق داشته باشد یا برای یکی نداشته باشد تا اینجای سخن مشکلی وجود ندارد اما حالا اجازه دهید شما را با یک زندگی آشنا کنم تا متوجه اعتراضم شوید وارد یک زندگی می شویم که طبق فرمایشات شما این ازدواج رخ داده خانم با مردی ازدواج می کند که از لحاظ خانواده همسطح هستند و مانع دینداری او نیست مرد در حد توانش حلال و حرام را رعایت می کند. اختلاف تحصیلات ملاک نیست چون آنچه مطرح می شود حقانیت است نه من و تویی یا هر که زورش بیشتر است یا مدرکش بیشتر است به نظر باید عالی باشد اما زندگی که توام با سختی های مالی است آیا این اشکال را بوجود نمی آورد که چرا استاد به خانم ها تذکر نمی دهد مردی که در ابتدای امر توان مالی متوسط دارد از عهده مخارج تا حدودی بر می آید ممکن است خداوند روزی او را بیکار کند؟ مرد می کوشد تا شغلی پیدا کند زن طبق کتاب زن آنگونه که باید باشد به خود اجازه نمی دهد وارد هر شغل و منصبی شود البته این خواسته مرد هم هست بنابراین تمام فشار مالی بر دوش مرد است زن و شوهر بیچاره فبل از آنکه وضعیت مالی به شکل قرمز در بیاید بر این شعار که قدیمی ها می گفتند خداوند پول خانه و ازدواج را جور می کند با اندک پس اندازی که داشتن تصمیم می گیرند خانه پیش فروشی را بخرن حالا وضعیت قرمز است، مرد بیکار با 700 هزار تومان قسط ماهیانه روبرو شده (قبل از بیکاری توان پرداخت وجود داشته) و با خرج روزانه زندگی که دیگر از عهده آن بر نمی آید و با کلی قرض هم روبرو شده است. خب مهم این است که از گرسنگی نمی میرند چون مرد تمام تلاشش این است که غذای روزانه را فراهم کند زن در افسوس اینکه چرا به این وصلت تن داده، چون هیچگاه به این قضیه فکر نکرده بودکسی که امنیت شغلی ندارد ممکن است روزی بیکار شود، قطعا درکشور ما در وضعیت کنونی کسی از گرسنگی نمی میرد پس بحث شکم وجود ندارد، زن و شوهر اهل ریخت و پاش هم نبودن که بگویم قناعت اگر داشتن موفق بودن خلاصه نه سخن خدا صحت پیدا می کند و نه روایات و نه حرف شما که خداوند در شرایط سخت یاریگر است. شاید پیش خود بگویید اگر انفاق در زندگی شما بود یا خمس می دادید این طور نمی شد در حالیکه جایی برای این سخن ها نیست شاید بگویید باید حرکت کرد تا خدا برکت داد بازهم اینطور نیست مرد برای اینکه خجالت زده زن و بچه نشه به کثیف ترین شغل هم رو آورده (جمع کردن ضایعات و فروش آنها) چه برسد به دست فروشی، حالا زن کم کم راضی می شود همسرش برای کار به تهران برود هرچند مرد فکر می کند از چاله به چاه افتادن است. حرف اصلی من اینجاست استاد شما را قسم می دهم از این به بعد مسئله مالی را گوشزد کنید، نه اینکه همه منتظر آدم ثروتمند باشند، نه اصلا، بلکه برای انتخاب یک هوشیاری وجود داشته باشد که اگر مشکلاتی سر راه ایجاد شد توان هضم آن را داشته باشند. آگاهانه انتخاب کرده باشند. استاد زنی که تحمل فقر مالی را ندارد چطور می تواند به زندگیش دلخوش باشد چون به تنها چیزی که فکر می کند طلاق است. همه آدمها از لحاظ اعتقادی پدر حد شما و درک شما نیستند. یک جک با مزه وجود دارد و می گویند دختر ها از خدا یک شوهر می خواهند و از شوهر تمام آرزو هایشان را. که این واقعا مصداق دختران امروزی است مسئله مالی کم اهمیت نیست (برای همین است که در جامعه کنونی مردان به سراغ زنان شاغل برای ازدواج می روند، مردی که حداقل حقوق را دارد نمی تواند از پس زندگی بر بیاید) مردی که مقروض است مردی که تمام تلاشش را می کند و دری باز نمی شود را نمی توان با چیزی دلخوش کرد، پس خواهشا در کنار آن موارد به خانمها یاد دهید وقتی وارد سرنوشت یک مرد می شوند زندگی مشترک را به بازی نگیرند. ممکن است فقیر هم بشوند اگر قرار است به خاطر فقر مالی شوهرشان طلاق بگیرند به قول خودشان فقر غیر قابل تحمل، پس از همان ابتدا عرف خانواده شان را در نظر بگیرند و به اینجور وصلت ها تن ندهند چه بسا مجرد ماندن در خانه پدری به مراتب بهتر از اینگونه ازدواج هاست. زنی که به قول خودش بدون افکار شما زندگیش را نمی گذراند و انتخاب نمی کند توان این امتحان الهی را ندارد البته ممکن است امتحان الهی نباشد اما واقعا سرانجام چنین زندگی هایی چیست؟ نداشتن امنیت شغلی چیزی است که به زنان جامعه گوشزد نمی شود، البته موارد دیگری هم هست که از مباحث ازدواج شما سوء برداشت شده است مثل این موارد که خانم دکتری را می شناسم که با طرز تفکر شما با یک بنا ازدواج کرده است، درسته مشکل مالی وجود نداشته اما اختلاف طبقاتی منشا طلاق آنها شده است، یا فرد دیگری که اننتخابش با فرمایشات شما سازگار بوده اما اگر از لحاظ فکری با همسرش مشکلی ندارد با خانواده شوهرش به خاطر خیلی از مسائل مشکلات عمده دارد. خواهشا فقط پیشنهاد ندهید یک مرد حرام و حلال را رعایت کند و مانع دینداری زن نباشد این شعار برای زنان امروزی کمی تا قسمتی زیادی هم هست. متشکرم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ما امروز در شرایطی قرار داریم که از یک طرف در افق جامعه‌ی خود نظر به زندگی دینی و با رویکرد تمدن اسلامی داریم و از طرف دیگر روح فرهنگ غربی تعریف دیگری از زندگی را در مقابل ما قرار داده و بحران خانواده حاصل چنین شرایطی است، حال چه آن خانواده مشکل مالی نداشته باشد و چه به جهت نوع رؤیاهایی که زمانه بر آن‌ها تحمیل کرده، گرفتار مشکل مالی شده باشند. از طرفی به هرحال تعداد خانم‌های آماده‌ی ازدواج نسبت به مردان آماده‌ی ازدواج بیشتر است و بالاخره آن آقایی که در آمدِ مُکفی ندارد اگر از ترس مشکلات اقتصادی تن به ازدواج ندهد، عملاً بر تعداد خانم‌های مجرد افزوده می‌شود و به همین جهت باید چاره‌ی کار را در همین راه‌هایی که اسلام می‌گوید جستجو کرد مبنی بر آن‌که اگر مرد از ترس فقر ازدواج نکند به خدا سوء ظن پیدا کرده، و در دل این راه‌کار، مشکلات را حل کند، نه آن‌که از ترس فقر از ازدواج فرار نماید. موفق باشید

  • سلام علیکم استاد گرامی: سؤالی به ذهن بنده رسیده در رابطه با اخلاق جنسی در عرفان که برای آن مبتنی بر بصیرت‌های معرفت نفس و عرفان ابن عربی پاسخی یافته‌ام که می‌خواستم به تأیید حضرت عالی برسانم. در گذشته برای بنده عجیب بود که با توجه به مهذب بودن کامل ائمه معصومین (ع) و اولیاء الهی آن ها این قدر در بحث روابط با نامحرم احتیاط می‌کنند. به عنوان مثال در روایات آمده که حضرت علی (ع) با آن مقام زهد و عصمت ملکوتی در خیابان به زنان جوان سلام نمی‌کردند که مبادا به گناه بیفتند. از طرف دیگر از عرفای کامل مثل آیت‌الله بهجت که مطمئنا مراتب تخلیه و تحلیه و فراتر از آن را به طور کامل طی کرده‌اند و کنترل عجیبی نیز بر خیال و هوس‌های خود دارند نقل است که ایشان حتی به بدن برهنه‌ی عروسک نگاه نمی‌کردند مبادا که وسوسه شوند! در قرآن کریم نیز آمده که حضرت یوسف (ع) در مواجهه با زلیخا اگر «برهان ربّه» نبود لغزیده بود! برای بنده مدت‌ها این همه ترس و احتیاط و یا علی الظاهر به ذهن ناقص من متزلزل بودن این قله‌های انسانیت در برابر جلوه‌های جنس مخالف عجیب می‌نمود. تا این که اخیرا شاید بنا بر نگاه ابن عربی به زنان و تجربه‌ی شخصی خودم نکته‌ای به ذهنم رسید که شاید پاسخ این مسئله باشد. این که وقتی انسان به وحدت شهود می‌رسد و تمام هستی را آیات حق می‌بیند آن طور که با کوچک‌ترین نشانه‌ای مجذوب حق می‌شود و به اصطلاح قدرت سیر و انتقال سریع بین آیات و اسماء می‌یابد، آنگاه مواجهه با زنان آن طور که ابن عربی آنان را بالاترین جلوه‌ی جمالی الهی در ملک می‌داند ممکن است آن‌ها را چنان شیفته ظهور جمال الهی در مرآت زنان کند که یک لحظه در اثر غلبه‌ی نفس مسوله (که اسماء حق را در مرآت وهم و خیال حصر و نازل می‌کند و بدین ترتیب منشأ تمام گناهان می‌شود) یک آن نتوانند بین آن مرآت و اصل اسم تفکیک کنند و در نتیجه به سمت آن صورت و جلوه متمایل شوند و همین باعث گناه شود یعنی ادراک جمال بی‌صورت حق که در آن صورت جسمی ظهور کرده یک آن امر را بر ولی یا عارف مشتبه کند و خیال او را به سمت آن صورت برانگیزد به جای اصل اسم. اگر تحلیل بالا درست باشد یعنی نفس مسوله در عارف قوی‌تر باشد آنگاه نظر جناب صدرا که نگاه به زیبارویان از کودکان و حتی جنس مخالف را با نظر عقلی و قلبی برای عارف مجاز می‌شمارد باید مورد تأمل قرار گیرد. می‌خواستم در مورد تحلیل و گمانه‌ی بالا نظر حضرت عالی را جویا شوم. آیا نتیجه‌گیری من صحیح است که نفس مسوله در هنگام مشاهده‌ی زنان در عارف فریباتر و خطرناک‌تر از انسان‌های معمولی که به ندرت قادر به نظر عقلی و قلبی به جمال زنان هستند عمل می‌کند؟ و آیا بر همین مبنا نظر جناب صدرا که ظاهر آن مخالف نظر شریعت نیز هست رد نمی‌شود؟ تا باز به این نتیجه برسیم که زنده باد شریعت محمدی که ورای جهدهای عقلی و سلوکی حکماء و عرفاء تا چه ظرائف و دقایقی را مد نظر قرار داده؟ با تشکر از حسن امتنان استاد فرهیخته

    سمه تعالی: سلام علیکم. بر روی قدرت انتقال جنس زن هم فکر کنید که چگونه اگر انسان احتیاط نکند خداوند استعدادی در زنان گذاشته که مرد را به امور جنسی منتقل می‌کنند و باید سالک عارف جهت باقی‌ماندن در فضای اتصال و شهود، مواظب باشد با نامحرم مرتبط نباشد. ولی بحث ملاصدرا سختْ تخصصی است و اگر کسی از ابتدا تا انتهای سخن او را دنبال کند هرگز مباحث جنسی به ذهنش نمی‌اید. بحث شمایل محبوب همراه با عشق عفیف که ملاصدرا می گوید، غیر از صورت جنسی و میل نفس امّاره است. موفق باشید