×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    رزق

  • با سلام و احترام:
    مدتی است که در حرف زدن احساس می کنم بیش از حد احتیاط می کنم. دلیلش هم این است که می ترسم مطلبی که من به آن اعتقاد دارم، مخالف حقیقت باشد حتی معارف اسلام را چون همیشه احتمال می دهم که شاید معلم من برداشتش درست نبوده است. مثلا من کتاب «جایگاه رزق انسان در هستی» را خوانده ام و واقعا به آن اعتقاد دارم و باعث شد از دانشگاه به سمت حوزه بروم (با این استدلال که رزق دست خداست و وظیفه ی من الآن در این وانفساه شناخت خداوند است چون مخارجم را خانواده می دهند و هیچ حجتی نزد خداوند ندارم که چرا دنبال دین نرفتم.) ولی وقتی کسی می پرسد که چرا این کار را کردی، استدلالم را برای او بیان نمی کنم چون می ترسم مطالبی که شما فرمودید یا برداشتی که من داشتم اشتباه باشد و او از مسیر درست منحرف شود. ممنون می شوم مرا راهنمایی فرمایید.

    باسمه تعالی. سلام علیکم: آن‌چه ما می‌توانیم با اطمینان بگوییم آن چیزی است که مستند به سخن خدا و ائمه باشد و از ما همین انتظار را دارند که در حدّ‌ فهم خود از آن متون مقدس و با استناد به آن سخنان سخن خود را بگوییم لذا نه می‌توان سکوت کرد و نه باید در حد توهمات خود با مردم سخن بگوییم. موفق باشید


  • همسفر شهدا:
    سلام عرض می کنم خدمت استاد طاهرزاده:
    استاد، تا حالا در زندگی اینطور دچار حیران نشده بودم. تنها راه نجات از سرگردانی ام را مشورت گرفتن از شما دیدم، تا با نصایح شفاف و حکیمانه تون راه درست را بهم نشان بدین
    ۱. استاد از طرفی دلم خیلی حال و هوای خواندن فلسفه و عرفان دارد هم نظری و هم طی کردن عملی، ولی شدید دچار سرگردانی شدم. از طرفی می بینم افرادی دارند به جامعه خدمت می کنند و حتی به شهادت می رسند مثل شهید حججی، ولی نه فلسفه خواندند، نه عرفان خواندند و نه حتی سیر و سلوک عرفانی اشخاصی مثل علامه حسن زاده را داشتند. و همچنین می بینم افرادی مثل استاد رائفی پور و دکتر حسن عباسی به شدت به انقلاب خدمت می کنند، بدون اینکه فلسفه و عرفان بخوانند؛ یا اینکه سیر و سلوک داشته باشند. و از طرفی می بینم شخصی مثل علامه حسن زاده آملی و شاگردان ایشان هیچ کاری برای انقلاب نمی کنند. نه در مورد برجام، نه در مورد سند 2030 نه در مورد fatf و.... هیچ روشنگری نمی کنند. استاد موندم آیا فلسفه و عرفان بخوانم یا نه؟ ولی به شدت دلم دوست داره. چون خیلی دوست دارم به انقلاب و رهبری خدمت کنم و روشنگری بکنم. می ترسم با خواندن فلسفه و عرفان از این کارها بمانم. یا حتی بی خیال بشم. حالا موندم راه کدام یک درست هست؟ راه علامه حسن زاده آملی یا راه شهید حججی و استاد رائفی پور و دکتر عباسی ها؟
    ۲. از طرفی استاد چون متاهل شدم و به شدت دغدغه امور مالی دارم، هر چقدر دوست دارم هجرت کنم و برم به قم تا از اساتید عرفان و فلسفه بهره ببرم دائم ترس از این را دارم که نکند در امور مالی بمانم. به همین دلیل پیش خودم میگم همین اصفهان بمان و کاری به فلسفه و عرفان نداشته باش و بیشتر به کسب و درآمدت بپرداز و تبلیغ در فضای مجازی.
    ۳. استاد بنده طلبه پایه شش حوزه اصفهان هستم. الانم دارم در فضای مجازی تبلیغ می کنم و حتی مشاوره میدم. مشاوره می دهم ولی فقط با کتاب هایی که خواندم بدون اینکه دوره خاصی بگذرانم یا مدرک داشته باشم به همین دلیل، از پولی که میگیرم، عذاب وجدان دارم و میگم نکنه حرام باشه؟
    ۴. نکته دیگه اینکه استاد طلبه هایی را می بینم که تشکیلات راه اندازی کرده اند و دارند به اسم تبلیغ دین مشاوره میدند و تدریس می کنند بدون هیچ تخصصی و مدرکی و کلی دارای شهرت و ثروت شدند، خیلی از نظر ذهن اذیت میشم میگم ببین تو این همه کتاب خوندی و فایده نداشت ولی فلان طلبه الان تشکیلات راه انداخته و کلی پول درمیاره و شهرت داره. استاد خواهش می کنم مفصل و شفاف جواب هر چهارتا سوالم را بدین. بنده تمام کتب شما، آقای صفایی حایری، علامه طهرانی، آیت الله مهدوی، نزدیک صد جلد کتاب در مورد شهدا و کتاب های فراوان دیگه مطالعه کرده ام ولی الان هیچ قدرت تشخیصی برای پیدا کردن راهم ندارم.

    باسمه تعالی. سلام علیکم: 1ـ در این که بتوانید از همین طریق مشاوره کسب در آمد کنید کار خلاف شرعی انجام نداده‌اید و معلوم نیست آن تخصص‌ها بهتر از آن‌چه شما با مطالعات خود به دست آورده‌اید به شما کمک کند.



    2ـ نگاه فلسفی اگر به طور صحیح جلو برود، در گذرگاه‌های اصیل، کمک‌های شایانی می‌کند و مسلّم اگر آن عزیزانی که نام بردید از تفکر فلسفی اصیلی برخورداد بودند، مخاطب خود را با عمق و آینده داری بیشتری کمک می‌کردند. با این همه، انسان‌ها ذوق‌های متفاوتی دارند و نباید اگر کسی ذوق فلسفی ندارد، ملامت شود بر این‌که نمی‌تواند فلسفه بخواند. عرفان نیز از همین مقوله است. به این فکر کنید که به ما گفته‌اند «مداد العماء افضل من دماء الشهدا». بالاخره اگر روحیه‌ي عرفانی حضرت امام نبود بسیاری از این حماسه‌ها که در دفاع مقدس به میان آمد معنا پیدا نمی‌کرد تا انجام شود.



    3ـ کسب روزی حلال در هر صورت کار ارزشمندی است ولی نباید در کسب آن گرفتار حرص و یا مقایسه با دیگران شد. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز:
    1. نظر جنابعالی در مورد کار کردن (کارگری) برای کسی که بیکار است و نیاز به کار داره در ماه مبارک رمضان چیست؟ آیا او از برکات ماه رمضان کم نصیب و بهره نمی گردد؟
    (البته قبول دارم همان کار هم عبادت است ولی استاد بالاخره این رو قبول کنید عموما محیط کار محیط اصلا خوبی نیست با کلی دروغ و غیبت و.... تازه خیلی آدم هنر کنه روزه اش را بتونه با سختی بگیره نه خبری از قرآن خواندن و تدبر و نه کسب معارف به آن صورت را دارد٬ اینقدر تایم کاری زیاد و خسته کننده است که دیگر وقت و حوصله هیچ کاری را پیدا نمیکنه و از طرفی نمی‌تونه کار را هم از دست بده چون {در این} اوضاع اصلا کار نیست و مجبور به انجام هر کاریه و به پولش نیاز داره، در کل محیط کار انسان را از معنویت این ماه دور می کند و آن نتایجی را که انسان در خلوت و با انس این ماه می تواند بیگیرد را دیگر نمی‌تواند بگیرد و آن استفاده ای که از شب های قدر را که باید ببرد نمی برد‌ و....
    ۲. چه توصیه ای برای کسانی که مجبور به کار کردن خصوصا کارگری کردن هستند دارید تا از این ماه استفاده کامل را ببرند و کم نصیب نباشند؟
    ۳. آیا باید این یک ماه کار را تعطیل یا کم کرد و به عبادت و بندگی بهتر پرداخت یا در دل همان کار آن معنویتی که در خلوت می توان بدست آورد را کسب کرد؟
    لطفاً کمی راهنمایی کنید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر به ما نفرموده‌اند کسب روزی حلال، جهاد در راه خداوند است و مگر در ماه مبارک رمضان هر کار خوبی چندین برابر برکت ندارد. مطمئن باشید با همین روحیه‌ی کسب روزی حلال آن وقتی که به خانه می‌آیید و در خواب عمیق خود فرصت هیچ‌گونه شب‌زنده‌داری ندارید، ملائکة اللّه آن خواب را برای شما بهترین عبادات می‌نویسند. موفق باشید


  • سلام علیکم: ببخشید این حدیث «يَا إِلَهِي! كَيْفَ أَزْهَدُ فِي الدُّنْيَا وَ أَرْغَبُ فِي الْآخِرَةِ؟ قَالَ: خُذْ مِنَ
    الدُّنْيَا خِفّاً مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ وَ اللِّبَاسِ وَ لَا تَدَّخِرْ لِغَدٍ وَ دُمْ عَلَى ذِكْرِي» مخصوصا قسمت «لَا تَدَّخِرْ لِغَدٍ» با تهیه کردن نیازهایی مثل خانه و ماشین که نیازمند پس انداز کردن است چگونه جمع می شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به روایاتی که متذکر می‌شود انسان باید نیازهای اولیه‌ی زندگی خود را فراهم نماید، می‌توان گفت روایت ارزشمند فوق نظر به آن دارد که روحیه‌ی جمع مال برای آینده‌ی وَهمی را در ما بزداید. موفق باشید


  • سلام علیکم خدمت استاد عزیزم:
    طلبه پایه پنجم هستم. از سوال هایی که خودم و دیگر طلبه ها از محضر شما پرسیده بودیم، به این نتیجه رسیدم که شما بر این باورید که طلبه باید به درس و وظیفه ی طلبگی خود بپردازند و رزق و روزی آنها با توکل به خدا و قناعت، به آنها می رسد و خلاصه نیاز نیست در طلب مال و ثروت باشند. اما نظر این حقیر، مقداری متفاوت گشته است و می خواستم بدانم شما این نظر مرا تایید می فرمایید یا نه. با توجه به اینکه در زمانه ی کنونی، تعداد زیادی از مسلمانان و حتی غیر مسلمانان در فقر به سر می برند و با توجه به این نکته ی مهم که دشمنان اسلام در صدد مال اندوزی و تولید ثروت و سرمایه هستند تا جهان و خصوصا مسلمانان را بیشتر استثمار کنند و بیشتر زور گویی و ظلم کنند؛ چرا یک مسلمان و خصوصا یک طلبه، نباید به فکر تولید ثروت و تولید کار و سرمایه باشد؟ اصلا آیا این یک ضعف نیست که ما مسلمانان به مصرف گرایی و اسراف و بیکاری عادت کرده ایم. حرف و عقیده ی شما، زمانی عملی می باشد که این همه فقر گریبانگیر جامعه نباشد و اسلام و مسلمین، اینقدر دشمن پولدار نداشته باشند. با توجه به اینکه طلبه هستم و ان شاءالله که با دعای خیر شما، طلبه هم بمانم، آیا بهتر نیست که روحانیت به جای اینکه چشمش به دست پولی باشد که مردم می خواهند به بدهند، و یا امیدش به شهریه ی بسیااااااار زیادی باشد که به او می دهند! بهتر نیست که خودش برود دنبال تولید کار و سرمایه، تا هم خودش محتاج نباشد و هم تولید کار کرده و برای چند نفر هم شغل ایجاد کرده باشد؟
    آیا بهتر نیست که روحانی در این زمانه، جمع اضداد باشد و هم درس بخواند و هم کار کند تا نه تنها محتاج کمک دیگران نباشد بلکه به دیگران هم کمک کند؛ و دیگر شکمش هم اینقدر برآمده نمی شود! نظر شما برای بنده خیلی خیلی مهم است. به نظر شما اولویت ها و کارهای زمین مانده در حوزه و روحانیت، چه کار هایی هستند؟ من در تابستان و یا روزهای تعطیل، کار کنم و پول در بیاورم بهتر است و یا اینکه به کار و تحقیق علمی و مطالعه بپردازم؟ و یا جمع هر دو تا؟
    استاد عزیز، خیلی قلبم در اضطراب و ترس و پریشانی و حیرت به سر می برد. چه کار کنم که با آرامش خاطر، وظیفه تاریخی خودم را پیدا کنم و به آن عمل کنم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر جمع اضدادی که می‌فرمایید فراهم شود که خیلی خوب است و بعضاً برای بعضی از روحانیون پیش آمده است. ولی روی این نکته هم فکر کنید که اگر روحانیت ما از یک طرف بتواند طوری جامعه را هدایت کند که حرص ثروت‌اندوزی و داشتن ثروت زیاد نداشته باشد، و از طرف دیگر با ساده‌زیستی خود نشان دهد که زیبایی زندگی به ساده‌بودن و معنوی‌بودن آن است، اساساً ارزشی برای ثروت‌مندان اهل دنیا نمی‌ماند که مردم بخواهند آن‌ها را الگوی خود قرار دهند. و این یعنی عبور از ثروت و ثروت‌اندوزی. موفق باشید


  • با عرض سلام و خدا قوت: آیا مشابه مباحثی که در مورد رزق مادی انسان داشته اید آیات قرآن و احادیثی در خصوص رزق معنوی انسان وجود دارد؟ آیا می توان گفت رزق معنوی دارای سلسله مراتب است به اینصورت که در مسیر زندگی خداوند به بهانه های مختلف آن را در مسیر انسان قرار می دهد و در صورتی که انسان آن را ببیند و از آن استفاده کند و خود را ارتقا دهد وارد گام بعدی می شود و دوباره در آن مرحله خداوند رزق معنوی دیگری برای او قرار می دهد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. به همین جهت باید با رعایت اخلاق و تواضع، شرایط بسطِ رزق معنوی خود را فراهم نمود. موفق باشید


  • با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی: از خدمت جنابعالی دو سوال در خصوص رزق داشتم:
    1- اگر کسی براساس درآمد فعلی که دارد پولی را قرض کند و یا وام بگیرد و اقدام به خرید مسکن کند و اقساط خود را بپردازد ولی بعد از مدتی حقوق او کم شود، آیا براساس مباحثی که در خصوص رزق داریم برای جبران حقوق کم شده چیکار باید بکند؟ آیا باید بیشتر کار کند (بیشتر از 8 ساعت) یا مجددا قرض کند؟
    2- اگر کسی بیش از 8 ساعت کار کند و نیت او اختصاص اضافه درآمد به دست آمده به امور خیریه باشد با مباحث مطروحه در باب رزق منافاتی دارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع کسب رزق ربطی به 8 ساعت بیشتر یا کم‌تر کارکردن ندارد. بحث بر سر آن است که در حدّ معقول جهت تأمین نیازهای زندگی تلاش کنیم بدون حرص و اسراف و اشرافیت. 2- اگر آن نوع کسب و فعالیت موجب دوری انسان از کسب معارف نشود، خوب است. موفق باشید


  • سلام:
    در تکمیل بحث انجام شده در صفحه ی زیر می خواهم بگویم: الرزق رزقان اشاره به صفت رحمان و رحیم خداوند دارد. یعنی به خاطر رحمان بودن یک رزق معینی را به همه ی موجودات عالم می دهد و به خاطر رحیم بودنش به کسانی که از قوانینش پیروی می کنند و شاگرد اول کلاس می شوند رزق خاصی را به عنوان جایزه می دهد.
    ارادتمند شما عباسعلی ملک
    http://lobolmizan.ir/quest/2304

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد رزق این نکته که می‌فرمایید، نکته‌ی قابل دقت و تأمّل است. موفق باشید


  • با سلام و ادب خدمت شما استاد گرامی:
    استاد من در مباحث استاد محمد شجاعی (موسسه منتظران منجی) در بحث عدل الهی
    ایشان تمام اتفاقات را دارای مسبب علی و معلولی می دانند و می گویند اگر مثلا فرزندی دارای نقص باشند و معلولیت جسمی و ذهنی داشته باشد از ناحیه پدر یا مادر یا محیط و یا اتفاقاتی که ممکن است برای جنین بیفتد این عوامل موجب این معلولیت ها می شود و از حرف هایشان این فهمیده می شود که خداوند به ذات هیج وقت نمی خواهد شخصی دارای معلولیت هایی باشد. آیا این نظریه صحیح است که خداوند هیچ گاه نخواسته است این گونه مشکلات را، حتی اگر مثل داستان حضرت خضر بداند که این شخص در آینده عصیان گر است؟ با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در اراده‌ی اولیه، حضرت حق عین خیر و لطف است ولی آن‌گاه که می‌بیند اگر به کسی ثروت بدهد عصیان می‌کند، رزق او را بسط نمی‌دهد و یا برعکس. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    سلام و درود خدا بر استاد عزیزمان:
    استاد جان از این که وقت شریف جنابعالی را می گیریم شرمنده ایم ولی دعا می کنیم خداوند وقتی که برای پاسخ به سوالات می گذارید را از برترین عبادتها برایتان حساب کند.
    1. پیامبر عزیز (ص) می فرمایند استوارترین کارها سه چیز است ... و سومی «مواساه الاخ فی المالم این مواسات دقیقا به چه میزان؟ و معناست و مراد از اخ کیست؟ چرا که افرادی که در جامعه احتیاج شدید دارند بسیارند. 2. ایشان می فرمایند «ابی الله ان یرزق عبده المومن الا من حیث لا یحتسب » خوب ما هر چه خود و برادران خوب مومن و ارزشی را می بینیم عموما رزقمان از همان جایی می رسد که به طور طبیعی گمانش را داریم مثلا من معلم 25 سال است رزقم بوسیله حقوق آخر برج تامین می شود که گمان می کنم گرچه می دانم خداست که بدین وسیله می فرستد بقیه مومنین هم همین طور حال با توجه به این حدیث که می فرماید خدا ابا دارد نکند ما مومن نیستیم؟ 3. در حدیثی دیگر می فرمایند «مروا بالمعروف و ان لم تفعلوه»
    احمدیان ترجمه کرده مردمان را به کار نیک فرمان دهید هر چند خود نکنید. این روایت با آیات «لم تقولون ما لا تفعلون» «کبر مقتا ان تقولوا ما لا تفعلون» «اتامرون الناس بالبر و تنسون انسفکم»
    چگونه ساز گاری دارد؟ 4. حضرتش در روایتی دیگر می فرماید: «اذا احب الله عبدا ابتلاه و اذا احبه الحب البالغ افتناه قالوا ما افتناه قال لا یترک له مالا و ولدا» خوب اگر قرار است خداوند به کسی که غایت حب پیدا می کند هیچ از مال و فرزندان باقی نگذارد با این حساب بایستی اهل البیت که در نهایت حب الهی بودند نه مالی داشتند و نه فرزندی و همچنین عرفای بزرگ همه مال و فرزندان خویش را از دست می دادند؟ در حالی که چنین نیست؟ منبع 4 روایت نهج الفصاحه. با تشکر از استاد عزیز و التماس دعا. خدایا بر طول عمر و توفیقات استاد عزیز بیفزا و ایشان را با امیرالمومنین علیه السلام محشور بفرما.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- برادران ایمانی یعنی انسان‌هایی که در بستر شریعت قدم گذاشته‌اند و آرزوهای دنیایی آن‌ها را بازی نداده. اولاً: چنین انسان‌هایی نیازهای منطقی دارند که رفع آن‌ها چندان مشکل نیست و برکات خاص خود را دارد ثانیاً: چنین افرادی چندان هم زیاد نیستند  2- ما فکر می‌کنیم رزق‌مان از طریق برنامه‌های‌مان به ما می‌رسد! چرا به این فکر نباشیم که خدا از طریق رزق ما را مقرر کرده و اگر در جای دیگری بودیم باز به نحوی آن را تأمین می‌کرد. یعنی بر اساس حساب‌های ما نیست، بر اساس رزّاقیت اوست  3- سنت‌های خوب را جاری‌کردن، غیر از ادعاکردن و بعد زیر آن زدن است  4- وقتی حبّ الهی آمد، دیگر جایی برای مال و فرزند نمی‌ماند، نه آن‌که مال و فرزند انسان از بین برود. گفت: «دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی / دیوانه‌ی تو هر دو جهان را چه کند؟». موفق باشید


  • با عرض سلام:
    احتراما اینجانب کتاب «جایگاه رزق انسان در هستی» را مطالعه نموده ام. من اکنون مدت ها هست که گرفتار سردرگمی شده ام که قادر به تصمیم گیری نیستم. کارمند هستم. دارای سه فرزند. کارشناسی معماری دارم. باید برای گرفتن پروانه اشتغال 25 کتاب نظام مهندسی را بخوانم. با این وضعیت و حقوق کم که هر ماه دارم قرض می کنم. برای پرداخت قسط ها، هزینه مدرسه و سرویس بچه ها، خرج منزل و... نمی دانم عصر ها بروم سر کار دوم. نمی دانم؟ درس بخوانم؟ نمی دانم درس های دینی قرآن و تفسیر بخوانم؟ چکار کنم؟ چند سال بخاطر همین وضعیت گذشت و ماندیم. شما فرمودید طبق فرموده حضرت علی (ع) رزق خودش به دنبال شما می آید و خداوند این را ضمانت کرده. پس چرا ما ها که اعتقاد داریم به این صورت و افرادی که اهل نماز روزه و.... نیستن وضع خوبی دارند. من با بچه ها جرآت ندارم به سوپری بروم. قرآن سوره واقعه و دعا های افزایش رزق هم بجا آورده ام. خداوند که از حال ما خبر دارد که به چه صورت زندگی می گذرانیم. پس این جایگاه روزی کجاست؟ چرا هر روز را با استرس و فکر وضعیت مالی پشت سر می گذرانیم بطوری که نماز می خوانیم روزه می گیریم اما با افکار پریشان. ترس از آیند دیگر فرصت برای تدبر و فکر در قرآن و.... برایمان نمانده بطوری که روح و جسم مان شکسته شده. لطفا راهنمایی بفرمایید. سپاسگزارم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید رزق مقسوم که خداوند از قبل تعیین فرموده است؛ در بستری به ما می‌رسد که ما در زندگیِ طبیعی خود حرکت کنیم و مواظب باشیم آرزوهای دنیایی ما را از آن بستر بیرون نکند. مثل آن‌که انسان در شهر و روستای خود شرایط خانه‌دارشدن برایش فراهم است، بعد میل دارد در شهری بزرگ‌تر خانه داشته باشد. این‌جاست که از بستر تحقق رزقِ خانه‌دارشدن، خود را بیرون می‌برد. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    ببخشید توضیحی در مورد این حدیث می خواستم که خداوند روزی طالب علم رو ضمانت کرده.
    گاها فکرهایی به سراغ بنده میاد که واقعا آزار دهنده است. مثل اینکه بعد از ده سال درس خوندن تو حوزه چطور کار پیدا کنم و چطور زندگی بچرخانم و... و از این قبیل افکار نمی گذارند که راحت به درسم ادامه بدم. اگر ممکنه راهی هم پیشنهاد کنید. تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: تجربه نشان داده است که وقتی طلبه در مسیر طلب علم جلو رود مسئله حل می‌شود. باید روحیه، روحیه‌ی سادگی طلبه باشد نه روحیه‌ی یک تاجر. موفق باشید


  • بر اساس آیه قرآن رزق هر جنبنده بر عهده خداست پس بچه هایی که در آفریقا بر اثر گرسنگی می میرند رزق ندارند که بر عهده خدا نبوده رزق آنها؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول مرحوم دکتر علی شریعتی آری! خداوند رزق هرکس را تعیین کرده است ولی باید ببیند که چه کسی از او قاپیده است؟ و یا چه کسی می‌خواهد از او بقاپد؟ مسئله‌ی قحطی آفریقا خیلی گسترده‌تر از این صحبت‌ها است و بعضی از قسمت‌های آن ریشه در روانِ قومی دارد که رواناً قحطی‌زدگی به جانشان افتاده است و نه قحطی. این را می‌توانید در کتاب «ژئوپلوتیک گرسنگی» اثر «خوزه دو کاسترو» دنبال کنید. موفق باشید


  • سلام:
    با توجه به اينكه در روايات اشاره شده كه اجمال در طلب رزق داشته باشيد و قدري و اندكي سعي كنيد، از طرفي گفته شده كه فرد براي وسعت دادن به اهل و عيال خود تلاش بيشتري كند چقدر اجر و ثواب دارد، خب روايت اولي مي فرمايد نيازي نيست خود را به تكلف و زحمت بيندازيد و دومي به طور غير مستقيم اشاره مي كند كه براي وسعت دادن به زن و فرزند خود را به زحمت بينداز.
    اين دو روايت چطور قايل جمع اند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: تلاشی که در روایت دوم می‌فرماید در مقابل تنبلی است و نه برای حرص بیشتر. موفق باشید


  • سلام علیکم خدمت استاد عزیزم:
    سوال خیلی مهمی که امروزه اقشار آسیب دیده مثل فقرا و بیماران و معلولان و ناتوانان جسمی از ما مذهبی ها می پرسند و ما جواب قانع کننده ای برایشان نداریم این است که می گویند خدای شما که می گویید این همه مهربان است، چرا ما را ناقص آفریده؛ یا زلزله زدگان می گویند چرا خدا باید برای ما زلزله ایجاد کند و ما را بی خانمان کند. یا فقیران می گویند مگر شما نمی گویید خدا رزاق است، پس کجاست روزی من؟ خواهشا جوابی عوام فهم بدهید. زیرا آن بدبخت بی چاره ها، سیر مطالعاتی شما را مطالعه نکرده اند. ممنون می شوم اگر راهنمایی کنید.

     باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید مطهری در این مورد یک کتاب کامل نوشته‌اند و ابعاد مختلف این موضوعات را بررسی نموده‌اند. بنده هم در شرح صوتی «عدل الهی» عرایضی داشته‌ام. آن‌چه هست باید متوجه بود این نقص‌ها و فقرها، ریشه در بخل خدای حکیمِ قادرِ بی‌نیاز ندارد. باید مشکل را در جای دیگر بررسی نمود مثل امتحانی که افراد باید بشوند یا کوتاهی‌هایی که کرده‌اند و یا ظلمی که به آن‌ها شده است. با این‌همه، راه کمال حقیقی که رجوع به خدا است به بهترین شکل در مقابل آن‌ها گشوده‌ است. به گفته‌ی آیت اللّه حائری شیرازی هرکه داراتر است مسئول‌تر است و به همان اندازه وظایف بیشتری جهت جلب رضایت خدا بر دوش دارد. موفق باشید


  • با عرض سلام و خدا قوت:
    عرض و سوالی داشتم خدمتتان راجع به عالم طلبگی و متناسب کردن آن با زندگی طلبگی و مبحث رزق و فعالیت هایی که واسطه رزق یک طلبه می شوند.
    بنده طلبه ای هستم که تازه در حوزه شروع به تحصیل کرده و در همین حین به امر سفارش شده ی ازدواج تن داده ام. لیک این سوال برایم مطرح می شود آیا در این تاریخ واسطه های رزقی که ما برای خود باید راجب آن فکر و تلاش کنیم باید با توجه به سیره حضرات معصومین و امام علی (ع) باشد که هیچگاه دست از فعالیت اقتصادی نمی کشیدند و هم زمان به تبلیغ دین (که برای ما تحصیل هم اضافه می شود) می پرداختند. یا اینکه مانند جو غالب حوزه که به ارتزاق از طریق دین (نماز جماعت و...) روی آوریم؟ (اگر این مباحث در گذشته مطرح گشته، مزاحم اوقات استاد نمی شوم و صرفا منبع معرفی فرمایید) با تشکر. در پناه حق نیرومند برای ادامه راه حق

     باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید اگر ممکن است در چند سال اول طلبگی ممحّض درس و بحث حوزه باشید و بعداً هم در همان مسیر طلبگی، رزق مربوط به زندگی مشترکتان را شکل دهید. ائمه«علیهم‌السلام» علم لدّنی داشتند و نیاز نبود مشغول درس و مطالعه شوند. موفق باشید


  • با سلام: از آنجا که بنده متاهل هستم و شغل و کسب و کار مناسب و قطعی ندارم اکثر مواقع ذهنم دگیر مسایل معیشتی که فردا چگونه می شود و از این قبیل مسائل می شود و با توجه به اینکه شرایط کشور هم شرایط مساعدی نیست و لااقل تا چهار سال دیگر هم بناست بهتر نشود، 1. راهکاری در مورد رفع مشکل بیکاری بدهید؟ 2. سوال اینجاست که طبق حدیث امام علی علیه السلام: «در توكّل كردنت همين بس كه هيچ كس جز خدا را جريان بخش روزى خود ندانى.» آیا رییس جمهور که توسط مردم انتخاب می شود به عنوان متولی اصلی اقتصاد کشور نقشی در افزایش رفاه اقتصادی مردم ندارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه‌ی رئیس جمهور آن است که در جای خود شرایط کسب و کار را فراهم کند. ولی جنابعالی با توکل به خدا و همراه با تواضع لازم به سخن حضرت علی«علیه‌السلام» اعتماد کنید. موفق باشید


  • بسمه تعالی
    با سلام خدمت استاد:
    بنده پسری هستم ۲۶ ساله ساکن تهران، در مورد شغل وکالت که به اون مشغول هستم سوال داشتم. با توجه به مواردی که توی شغل وکالت هست و حتی در بهترین شرایط مسایل مادی و دنیایی و به دور از نورانیت الهی زیاد بوجود میاد. هر چند که انسان با تلاش قلب خودشو نورانی میکنه و پیشرفت چشمگیری داره، ولی این حرفه واقعا در عمل متضاد هست و حواس انسان را به سمت مادی گرایی و تلاش در جهت دنیا میبره و دوباره آدم باید با تلاش به جای اول الهی در قدم اول برگرده. راه هایی به ذهن انسان میرسه مثل تغییر شغل. ولی این نکته هم صادق است که تلاش در این شغل با هدف الهی و پیشرفت معنوی، ثواب و سرعت در سیر را بسیار زیاد میکنه. حالا به نظر استاد گرانقدر چه راهی پیش نهاد میشه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر کاری مثل کار شما، قوه‌ی واهمه به میدان می‌اید و «نظر» را متوجه سودهای مادی می‌کند. راه‌کار آن نیست که از این کار فاصله بگیرید بلکه باید دائم متذکر خود باشید که در جهت حق و حقوق مظلومان قدم بردارید. در ضمن حق‌الزحمه‌ی خود را نیز بگیرید. موفق باشید


  • سلام علیکم: خانم بنده نسبت به اموال دقت بیش از حد دارد و تا مطمئن نشود مال کسی را نمی خورد. حتی به اموال بنده نیز با دیده شک نگاه می کند (گاهی هم خمس می دهد از باب مال حلال مخوط به حرام که گاها متوجه می شوم و خیلی بهم بر می خورد). در باغ رضوان بچه ها را از گرفتن خیرات منع می کند و اگر نذری بیاورند در منزل همین طور عمل می کند. من بر عکس، اصل را بر پاکی مال دیگران می گذارم مگر خلاف آن ثابت شود یا واقعا مورد مشکوک باشد. اما گاهی فکر می کنم که شاید کار خانمم درست تر باشد. از طرفی نگران تربیت فرزندان در این روش شکاکانه هستم. لطفا راهنمایی بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خانمتان درست نیست زیرا معنای کار ایشان آن است که همه فاسق‌اند و تفسیق مردمی که فسقشان علنی نیست حرام است. موفق باشید


  • باسمه تعالی - سلام علیکم: سؤال درباره ی کیفیت تدبیر روزی از سوی حق تعالی و توکل بنده و مخلوق در مسیر جلب روزی چه مادی و چه معنوی است. اینگونه به نظر قاصر حقیر می آید که حق تعالی بر اساس رحمانیتش و با قدرت مطلقه اش مسیر روزی هر جنبنده ای را بر اساس دو مؤلفه که در وجود موجودات و جنبندگان تعبیه فرموده روزی رسانی را برای همه مقدر فرموده. یکی نیاز و خواسته تکوینی هر موجود و دوم امید تکوینی که اولی ناظر به فقر محض موجود و دومی به گواهی فطری و تکوینی به وجود قادر و وسیع الرحمه ای است که ضامن تأمین روزی است و عامل محرک برای هر موجودی است هر چند به لوازم این دو ویژگی آگاه نباشد. بنابر این با حول و قوه ی الهی هر موجودی برای رفع نیازش و به امید وصول و حصول آن حرکت می کند و همین کافی است تا رحمانیت حضرت حق تجلی نموده و اسباب ورزق را برای او مقدر و تأمین فرماید. البته مسأله زمان مطرح نیست که وجود مجرد حضرت حق مالک و محیط است و تقدم و تأخری که ذهن محاط ما دریافت می کند نشان از نقص معرفتی و اعتبار ی ماست. حال اگر هر کدام از این دو از سوی مخلوق نقصان و آسیبی یابند به همان میزان در تقدیر رزقشان کاستی حاصل می شود. هر چند تا اینجا از مرحله ی تکوین عبور نکرده ایم چون غیر مؤمنین. ولی چون امید را که باور فطری و تکوینی هر چند نا آگاهانه به قدرت مطلقه و رحمانیت حضرت حق است کاستی یابد جنود یأس به همان نسبت غلبه می کنند و به همان نسبت چون چتری مانع وصول رحمت حضرت حق به تمامه می شود و همین گونه است خواست درونی فرد. البته درباره ی افراد مؤمن نظر به نگاه آگاهانه به این موضوع آسیب ها می تواند کمتر یا بیشتر گردد مضافا به اینکه علاوه ی تکوین تشریع هم می تواند نافع یا مضر به حال فرد گردد. چرا که مؤمن با توجه به مراتب ایمان چنانچه در مراتب نازل ایمان آگاهانه و یا حتی از روی نا آگاهی تردیدها و.. می تواند به قدرت حکمت و رحمت حق منتسب گردد، صرف نظر از خسران معنوی خسران مادی نیز فزونتر می گردد. بیش از این اطاله نمی دهم خواستم نظر حضرت استاد را در این باه بدانم که چنانچه موردی وجود دارد که نیاز به اصلاح یا تکمیل و حتی تردید وجود دارد استفاده کنم .و انگیزه ی طرح این موضوع هم تقابل با نگاه مشرکانه ای است که طرفداران و مروجان نظریه ی بی اساس جذب در حال راهزنی دین افراد دیندارند. قبلا از حسن توجهتان تشکر می کنم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی بسیار خوبی را مدّ نظر دارید. می‌ماند که متوجه‌ی آن روایات باشیم که ما را به عدم حرص نسبت به طلب رزق متذکر می‌شوند. به عنوان مثال می‌فرمایند: «قَالَ رَسُولُ‏اللهِ (ص): «أَيُّهَاالنَّاسُ إِنَّ الرِّزْقَ مَقْسُومٌ لَنْ يَعْدُوَ امْرُؤٌ مَا قُسِّمَ لَهُ فَأَجْمِلُوا فِي الطَّلَبِ وَ إِنَّ الْعُمُرَ مَحْدُودٌ لَنْ يَتَجَاوَزَ أَحَدٌ مَا قُدِّرَ لَهُ فَبَادِرُوا قَبْلَ نَفَاذِ الْأَجَلِ وَ الْأَعْمَالِ الْمَحْصِيَّةِ».[1]  رسول خدا (ص) مى ‏فرمايند: اى مردم! رزق تقسيم شده است، هرگز انسان از آن‏چه برايش تقسيم شده بيشتر نمى‏ يابد، پس در طلب رزق حريص نباشيد، كه عمر شما محدود است، پس قبل از اين‏كه اجل برسد و اعمال محاسبه شود به كار نيك مبادرت ورزيد. ملاحظه مى‏ فرماييد كه رسول‏ خدا (ص) پس از اين‏كه تذكر مى‏ دهند رزق، مقسوم و قسمت شده است و بر اجمال در طلب رزق تأكيد مى‏ كنند، ما را متوجه اصل مطلب در عرصه زندگى مى‏ نمايند و مى‏ فرمايند: عمر محدود است و پس از اين عمرِ محدود مائيم و ابديت ما و اعمالى كه براى قيامت خود انجام داده‏ ايم، چگونه انسان بصير حاضر است در طلب رزق، خود را آنچنان مشغول كند كه از آبادى ابديت خود باز بماند! در حالى كه اصل زندگى ما ابديتِ ما است، و به واقع اگر از قيامت خود غافل شويم وَهم ما آنچنان قدرت مى ‏گيرد كه همه زندگى ما را مشغول تهيه رزقِ بدن ما      مى‏ گرداند. موفق باشید



     





    [1] - مستدرك‏ الوسائل، ج 13، ص 29.


  • سلام استاد:
    بنده دانشجوی حسابداری هستم و چند وقتی است قصد ورود به بازار کار را دارم، اما مشکل اینجاست که روح حاکم بر فضای مالی و استانداردهای حسابداری و حسابرسی رونوشت علم حسابداری در غرب هست و بعضا شاید طبق شرع مبین نباشد (احتمالا) برای بنده سخت هست که در هر مورد در کار مساله را با دفتر مرجع خود در میان بگذارم و حرف فقه را در رابطه با موارد مختلف بپرسم و عملا این کار نشدنی است، استاد تکلیف بنده چیست؟، واقعا سردرگم هستم، خواهشا یک معیاری به بنده بدهید تا کارهای خود را در این حرفه با آن بسنجم و گرفتار روزی حرام نشوم و در سیر برزخی و معاد نگون بخت نشوم. هدف و نیت بنده کسب روزی حلال برای ادامه بندگی خداست، اما اکنون با این شبهات عملا فلج شده ام. لطفا راهنمایی جامعی بفرمایید حقیر را. التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم:  در متن کار، خودتان متوجه می‌شوید در چه جاهایی حقی ضایع می‌شود و از انجام آن امور خودداری می‌کنید و طوری بی سر و صدا عمل می‌نمایید که حقی ضایع نشود. موفق باشید


  • به نام خدا
    با سلام خدمت استاد طاهرزاده:
    اینجانب سید صدرا صدرالدینی هستم و 28 سال سن دارم. بنده آنقدر به شما علاقه مند هستم که از تهران برای دیدن شما به اصفهان آمدم و موفق به زیارت شما شدم، اکثر کتاب های شما را خوانده ام و همه جا مبلغ تفکرات شما بوده و هستم، از دوران نوجوانی به شغل معلمی علاقه مند بودم برای همین هم از رشته برق در مقطع ارشد تغییر رشته دادم و الهیات خواندم
    چند بار تصمیم گرفتم تا به حوزه بروم اما خانواده مانع شدند، با وجود اینکه علاقه و استعدادم در الهیات بود به اصرار خانواده و اینکه رشته های الهیاتی آینده شغلی ندارند، رشته برق خواندم و متناسب با آن شغل پیدا کردم - و حقوق نسبتا مناسبی هم دارم اما اصلا از کاری که می کنم رضایت ندارم و حس می کنم عمرم دارد به هدر می رود. حال در آزمون استخدامی آموزش و پرورش پذیرفته شده ام لیکن با وجود حقوق بسیار پایین معلمی، دوستان معلم و خانواده و سایر رفقا بنده را از رفتن به شغل معلمی بر حذر می دارند. و مسائل زیر را دلیل می آورند: در این زمانه پر از گرانی و تورم حقوق کم باعث عدم گذران مناسب زندگی می شود و این مشقت ایمان را هم به مخاطره می اندازد. یا اینکه در روایت هست که تقوا ده جزء دارد و نه جزء آن بی نیازیست (غنا) و منظور روایت قناعت نبوده یا اینکه در روایت هست که در آخر الزمان ازدواج باعث از دست رفتن ایمان می شود به علت گرانی و فشار بر مرد، لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید که آیا با وجود حقوق کم، توکل به خدا کرده تغییر شغل بدهم یا نه؟ خدای نکرده این مشقت در مخارج باعث پشیمان شدن و سستی در ایمان نشود.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر خداوند شما را به شغل شریف معلمی علاقه‌مند کرده و آن شغل را به عنوان یک رسالت در اصلاح جوانان پذیرفته‌اید، آن را هدیه‌ی خداوند بدانید و هرگز به آن پشت نکنید. حقوق معلمی برای کسی که بخواهد زندگی ساده‌ای داشته باشد بسیار با برکت است. موفق باشید


  • با سلام: اینکه در روایت آمده است که خدا رزق اهل علم را تضمین کرده است منظور از علم کدام است؟ آیا منظور علوم حوزوی است یا علوم دانشگاهی هم منظور است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت هر علمی که نظر به حقایق و سنت‌های الهی در عالم داشته باشد، شامل روایت مذکور خواهد بود اعم از علوم حوزوی و دانشگاهی. موفق باشید


  • با سلام و خدا قوت خدمت استاد معظم و معزز، جناب آقای طاهرزاده:
    بنده معلم فیزیک دبیرستان هستم و از حدود ۱۵سال پیش از مباحث شما استفاده می کردم و به لطف خدا این مباحث نه تنها برای خودم، بلکه برای دانش آموزانم هم خیلی موثر بود. چند سالی است که متاسفانه کمتر از مطالب شما استفاده می کنم، از تابستان امسال فکری در من ایجاد شد که در اندیشه شغل دوم باشم، ولی به دلیل مباحثی که از حدیث اباذر در ذهنم بود در این کار تردید داشتم به خصوص اینکه شغلی که انتخاب کرده بودم تجارت و کار با وانت بود را در شان یک معلم مثل خودم که خیلی ها در آن محیط کوچک بنده را می شناختند نمی دانستم، اما چند نوبت و از زوایای مختلف برای خرید وانت و انتخاب تجارت استخاره کردم و هر بار استخاره خوب آمد، تا اینکه پس از خرید وانت که آماده می شدم برای شروع کار به اصفهان منتقل شدم و تمام برنامه های من به هم ریخت و پس از مدتی به جهت پرداخت قرض هایم وانت مزدا دو کابین را هم فروختم، حالا با توجه به اینکه حقوق من پس از کسر قسط و اجاره خانه بعضا تا ۱۵برج هم نمی رسد خود را سر یک دو راهی می بینم،
    ۱) شغل دومی را دنبال کنم (مثلا بعد از ظهرها برای شرکت ها ویزیتوری کنم)
    ۲) از فراغت پیش آمده جهت کسب معارف دین و مطالعه قرآن و معاد و.... استفاده کنم تا هم برای شخص خودم مفید باشد و هم در جبهه فرهنگی انقلاب به وظیفه ام عمل کرده باشم، در این صورت چون اهل علم هم شده ام خدا هم رزق اهل علم را به طور ویژه تضمین کرده است.
    استاد ببخشید از طولانی شدن کلام، ولی گویا عقل و وجدان من نظر دوم را قبول دارد ولی گاهی هم این فکر را می کنم که شاید خداوند بخواهد از طریق شغل دوم راهی برای من باز کند که از معلمی بیرون بروم، نه به خاطر حقوق آن بلکه به خاطر اینکه کلاس داری که از اول هم برایم نقطه ضعف بود برایم خیلی مشکل شده به خاطر تیپ شخصیتی که دارم و کمرو و مظلوم هستم و بعضی دانش آموزان سوء استفاده می کنند و در کلاس بی نظمی ایجاد شده تدریس خوبی انجام نمی شود، و از ابتدا هم دلیل اصلی من برای شغل دوم در واقع ضعف در شغل فعلی و تغییر شغل بود. من اگر نتوانم کلاس را خوب اداره کنم و باعث بشه حق برخی دانش آموزان ضایع بشه آیا مدیون هستم؟ از طرف دیگه شغل دوم باعث میشه که از مطالعه و قرآن، حتی تلاوت، و نهج البلاغه باز بمانم. از اطاله کلام عذر خواهی می کنم، لطفا خصوصی جواب دهید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکات را با توجه به شرایط شخصی که دارید باید با بعضی از همکاران و رفقای اداری‌تان در میان بگذارید و از آن‌ها بخواهید صادقانه نظر خود را بدهند. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد بزرگوار:
    از اینکه مطالبتان و جلسات خوبتان به آسانی در دسترس علاقه مندان گذاشته می شود، تشکر می کنم. سوالی از خدمتتان دارم:
    از کجا بفهمم تاکنون مال حرام یا شبهه ناک به زندگی من وارد شده است یا نه؟


    باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید در این موارد حساسیت از خود نشان داد. تنها چنان‌چه اراده‌ی استفاده از مال حرام و یا شبهه‌ناک را در مواردی داشته‌ایم، باید آن را جبران کنیم و لا غیر. موفق باشید