×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    زندگی دنیایی مومن (برنامه ریزی، غذاخوردن، گرسنگی، خوابیدن، لباس پوشیدن، کار و معاش)

  • با سلام:
    1. استاد با توجه به اینکه ما باید به هر چیز با توجه به نسبتش با هدف نهایی انسان بنگریم، جوان ها با چه نگاهی به خدمت سربازی بنگرند تا اون رو اتلاف وقت ندونند؟
    2. من خودم شاید با این انگیزه دارم میرم خدمت که در آینده از شغل های استخدامی محروم نشوم. اما آیا به نظر شما این ناتوان دیدن خدا در دادن شغلی به بنده اش که استخدامی نباشد نیست؟
    3. استاد اصلا اینکه در کشور ما خدمت سربازی کاری اجباری و با حداقل حقوق و مزایا برای سرباز است را کار درستی می دانید؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره انسان‌ها تعهداتی نسبت به جامعه‌ی خود دارند و سربازی در جایگاه اصلی خود، رعایتِ آن تعهدی است که ما نسبت به کشورمان باید داشته باشیم، می‌ماند که در دل این کار تجربیات مخصوص به خودش برای ما پیش می‌آید و عموماً تفاوت روشنی بین کسانی که به سربازی رفته‌اند با بقیه پیش می‌آید. و به این دلیل به نظر بنده نباید سربازی اختیاری باشد. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم استاد:
    استاد نماز صبحم قضا میشه هر کاری می کنم که توی وقتش نمازم رو بخونم نمیشه توصیه ی خیلی از بزرگان رو شندیدم توسل زیادی کردم. انگار نه انگار قبلا نماز شبم هم قضا نمی شد اما چند ساله نه نماز شبی نه نماز صبحی نمیدونم چیکار کنم به خدا خسته شدم بقیه نماز هامو اول وقت می خونم نماز که نه چه نمازی، جز گناه چیزی نیستن، سرا پا بی ادبی و معصیت، قضا شدن هم روش میگیره به خدا خسته شدم. استاد شما رو به حضرت حجت (عج) به ذات حضرت حق قسم میدم یه نظری یه تصرفی یه کاری کنین به دادم برس.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید حضرت رب‌العالمین پا ایستاده‌اند که شما با زودخوابیدن و غذای سبک‌خوردن و سریال و فیلم‌ندیدن، واردِ حیطه‌ی بیداریِ صبح‌گاهی شوید. شما هم سعی کنید حال که پروردگار شما کوتاه نمی‌آید و شما را با این وضع بیدار نمی‌کند، کوتاه بیایید و کاری کنید که شرایط بیدارشدن صبح‌گاهان برایتان فراهم شود. موفق باشید


  • خواهشمندم به این سئوال من پاسخ دهید اگر چه شاید تکراری و پیش پا افتاده باشد و در شان سئوال کننده ؛ می خواهم جواب این سئوال را از شما مستقیما بگیرم و به یادگار داشته باشم چرا که برای سئوال کننده ارزشمنداست. من اخیرا با آثار شما آشنا شده ام و علاقه مند. سئوال من این است: اگر از شما بپرسند چه جوابی می دهید؟ در زندگی باید دنبال چه باشیم؟ و از کجا شروع کنیم؟ از این که لطف می کنید و جواب می دهید ممنون هستم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن می‌فرماید: «ما خلقت الجنّ و الانس الاّ لیعبدون» می‌خواهد بگوید هدف جنّ و انس در خلقت‌شان بندگی خدا است. یعنی انسان در بندگیِ خدا معنی حقیقی‌اش را پیدا می‌کند و در همین رابطه برای تحقق بندگی، شریعت فرستاده است تا ما با رعایت شریعت الهی بدانیم از کجا شروع بکنیم و به زندگی خود معنا دهیم. پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «چه نیازی به نبی؟» که بر روی سایت هست بزنید. موفق باشید


  • سلام: آیا در ماه محرم و صفر این مواردی که ذکر می کنم مکروه است یا گناه دارد انجامش یا نباید انجام داد و باید به وقت دیگری موکول کرد؟ مثلا خرید و فروش طلا، دادن سیسمونی دختر، افتتاح یک کار یا پروژه، دید و بازدید، مهمانی دادن، تفریحات خاص اما سالم، خواندن صیغه عقد دختر بی سر و صدا و صلواتی، می خواهم نظر شرع مقدس و طبق آیات و روایات بدانم آیا انجام این کارها اشکالی دارد؟ چون ماه حزن اهل البیت است و البته تو دهه ها نباشد، مثلا خواهر بنده تو ماه محرم بعد از دهه عقد کرد ولی بی سر و صدا، ایشون تو زندگیشون خیلی مشکل دارند و تا طلاق هم پیش رفتند، همه می گویند به خاطر بی حرمتی به اهل البیت (ع) است که تو این ماه عقد کردید و به هرحال شاد شدید ولو بی گناه و صدا، می خواهم بدانم اینها ریشه شرعی دارد یا نه؟ کاری به اعتقاد عرف ندارم چون عرف خیلی نظرها دارند. سوال دوم اینکه چه کنیم مغلوب نظر عرف نباشیم بعضی حرفهایشان که به نتیجه می رسد تلقین یا باور ما را زیاد می کند و بدون نگاه به شرع می پذیریم لطفا راهنمایی کنید راه درست کدام است؟ خدا خیرتان دهد. التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بی‌احترامی و بی‌حرمتی به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به این نیست که ما از زندگی معمولی و امورات آن خارج شویم و عقد و ازدواج از لوازم زندگی است. آری! نباید با شادی‌های افراطی در ماه محرم و صفر همراه باشد 2- هر اندازه انسان با اصول عقلی و شرعی آشنا باشد، به همان اندازه تحت تأثیر نظرات عرفی قرار نمی‌گیرد. موفق باشید


  • باسمه تعالی
    سلام علیکم: استاد! در جستجوی هدف زندگی و یافتن تکلیف کتاب ها را زیر و رو کردم، سخنرانی ها گوش دادم و بحث ها کردم؛ تا جایی که هر چه جلوتر می رفتم ثبات و آرامشم بیش از پیش افزون می شد؛ اما هنوز مساله ای مرا آزار می دهد و آن برنامه ی زندگی است؛ اگر بنا بر عبادت است و حرکت به سمت تکامل، پس برنامه ی زندگی من مشخصا چه باشد که جانم آرام بگیرد؟ تکلیف من به صورت واضح و یک برنامه ی مشخص چیست تا در آن وادی وارد شوم؟ چگونه از وقتم استفاده کنم؟ نمی دانم شب و روزم را بگذارم برای کار جهادی و یا در کار فرهنگی او را بیابم؟ اگر تکلیف من مبارزه ی با استکبار است، در جنگ سخت به مقاتله بپردازم یا با جنگ نرم در قطار حق، آن را یاری دهم؟ بنده خدایی در حرکت به سوی هدفی، «گرفتار» گناه شد و برای بیرون آمدن از گناه، می گفت حالا من از این وادی بیرون بیایم، چه جایگزین و برنامه ای برای بعد داشته باشم؟ استاد! امیدوارم منظورم را رسانده باشم که من می خواهم بدانم زمانی که بیدار می شوم مشخصا چه کاری را پیگیری کنم. عبادت و تکامل هدف های والایی است اما به صورت دقیق در شبانه روز چه کنم؟! با تشکر و آرزوی موفقیت!

     باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند یعنی خالق انسان برای او از طریق انبیاء برنامه فرستاده است. ابتدا باید سعی کرد عقاید توحیدی خود را کامل نمود و سپس با تدبّر در قرآن خداوند راهِ مناسب روحیه‌ی ما و لازم برای زمانه را در مقابل ما می‌گشاید به همان معنایی که فرمود: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید


  • سلام خدمت استاد عزیزم:
    استاد مقصود از مرکب خوب و خانه ی بزرگ در روایت امام صادق علیه سلام چیست؟ اگر بخواهیم این روایت را با زندگی امروزی تطابق بدیم، چگونه است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلماً خانه نباید آپارتمان باشد و ماشین هم نباید قراضه باشد و در عین حال، اشرافیت بد است. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد عزیزم:
    استاد جان! پیرامون ساده زیستی چند سئوال دارم:
    1. بنده حقیقتا هنوز حدود و ثغور یک زندگی ساده را متوجه نشدم بدین معنا متوجه نشدم که مثلا مبلمان یا لوستر و از این قبیل لوازم را باید برای زندگی خریداری کرد یا نه؟
    2. استاد لطفا موئلفه های اصلی و کلیدی یک زندگی ساده و تمدن ساز و تعالی بخش را بفرمایید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به یک صورت نباید باشد. هرکس با شرایط خودش باید موضوع را بسنجد. قاعده آن است که آن‌چه نیاز نیست و موجب فخر می‌شود، نباید در زندگی وارد کرد. موفق باشید


  • سلام: آیا با 4 ساعت در روز خوابیدن، مشکلی برای بدن به وجود می آید؟ چون در کتاب روزه دریچه ای به عالم معنا، فهمیدم که روزه خواب انسان را کم می کند و همچنین در یکی از سخنرانی هایتان گفتید که 6 ساعت خواب ضرری ندارد و همچنین بزرگان، بسیار کم می خوابیدند. می خواستم بدانم باید به صورت تدریجی خواب انسان کم شود یا در ابتدا می توان به همین مقدار اکتفا کرد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه‌ی طباطبایی فرموده بودند بین یک‌سوم تا یک‌چهارم، خواب در 24 ساعت طبیعی است و سلوک را مختل نمی‌کند. ظاهراً خواب کم‌تر از 6 ساعت به‌خصوص اگر زیادتر از معمول این کار انجام گیرد، قوه‌ی واهمه را قدرت می‌دهد و خیالات بر انسان غلبه می‌کند. موفق باشید


  • سلام علیکم استاد عزیز:
    ۱._ چند وقتی است که با خانواده به مسافرت به استان های مختلف ایران مثل مازندران و اصفهان و تهران و... آمده ایم و هنوز میزان زیادی از این سفر باقی مانده است. می خواستم بدانم رویکردمان از سفر و در سفر چگونه باید باشد؟ آیا در شرع مقدس اسلام سفر برای گردش و تفریح ممدوح است یا اینکه امری مباح است؟ آیا می توان این سفر ها را مصداق توصیه و امر قران دانست (سیروا فی الارض) یا اینکه این آیه مقصود دیگری دارد؟ (که به نظر بنده هم مقصود دیگری دارد)
    ۲. چکار کنیم که در این سفر ها بهره ی مناسب را ببریم و مغبون واقع نشویم؟
    ۳. با توجه به منطاق گردشگری اصفهان که اکثرا معماری های اسلامی می باشد و روحیه خاصی که در این معماری حاکم است آیا توصیه ای در سفر به اصفهان دارید؟
    خیلی ممنون از لطفتان.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم این نوع گردش‌کردن‌ها مصداق «سیروا فی‌الأرض» نیست. زیرا در سیروا فی‌الأرض رجوع به آثار کسانی است که در تاریخ‌های گذشته مقابل انبیاء ایستادند و به سرنوشت‌های بدی گرفتار شدند. ولی به نظرم اگر به صورت درستی این سفرها صورت گیرد، علاوه بر آن‌که یک تفریح می‌تواند باشد، می‌شود که انسان روحِ شهرها را احساس کند. زیرا هر شهری روحی دارد که بر اساس آن ساخته شده است و این به شرطی است که در دلِ شهر وارد شود و علاوه بر آثار معماری آن شهر، به نحوی روابط انسانیِ آن شهر را نیز در نظر بگیرد. موفق باشید


  • «سلام علیکم، ببخشید استاد یکی از اعضای این کلاس های شما هستم و شوهرم هم میاید کلاس ولی از دو ماه قبل از ماه رمضان و الان بعد ماه رمضان تا صبح میشینه پای نماز خوندن و روز ها روزه میگیره. به من میگه شما کاری به کاره من نداشته باش مگه میشه ایجوری زندگی کرد؟ شغلش کابینت سازی است. فقط میگه باید نماز بخونی و قرآن و شب زنده داری کنی؟ وقتی که باهاش صحبت می کنی میگه امامان ما هم همین طور بودن. من را خسته کرده لطفا راهنمای کنید. جلسه تفسر قرآن یعنی میاد کلاسهای شما رو که خوب بشه یا که اگه روزه نگیره نهار نمیخوره و میگه شما بخور و کاری به من نداشته باش این را میگن زندگی؟ خسته شدم! خسته شدم! لطفا تو این جلسات یه گوش زدی بهش بکن، با تشکر فراران»

    باسمه تعالی: سلام علیکم: رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. به همسر محترم‌تان بفرمایید ره چنان رو که رهروان رفتند، مثل امثال امام رعایت خانواده را بکنند و به جای روزه‌های ان‌چنانی با کنترل غذا و با نشاط همراه با خوردن غذای مناسب چون شمعی به خانه و خانواده روشنی ببخشند. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    خدا قوت. می خواستم در مورد موضوعی از شما مشورت بگیرم و استدعا کنم که راهنمایی بفرمایید. من یک مدتی مراقبت از قلبم را انجام می دادم و حواسم بود که گناهی صورت نگیرد اما از آن طرف هم می دیدم ارتباطم با دیگران کمرنگ شده و دارم منزوی می شوم به خاطر همین هم این مراقبه را کم کردم و در جمع ها شرکت می کردم اما گناه های در جمع بر قلبم اثر گذاشت و همچنین فکر می کنم دلم سیاه شده و مانند قبل نمی توانم خدا را در زندگیم مشاهده کنم. غافل شدم و از مسیر جا ماندم. نمی دانم از کجا شروع کنم. نفسم قوی شده و احساس ذلیلی می کنم. به دنبال برنامه ای مستمر هستم به اندازه ظرفیتم اما پیدا نمی کنم. دلم برای روز هایی که به خدا نزدیک بودم تنگ شده اما چه کنم فکر می کنم گناه ضعیفم کرده وسوسه ها دارد مرا به نابودی می برد. از شما خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید که هم بتوانم در اجتناع حضور یابم هم بتوانم سیر و سلوک الی الله داشته باشم و خدا را با قلبم شهود کنم. خیلی دوست دارم در جوانی این راه را بروم و نیازمند راهنماییتان هستم. یا علی

    باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان ظرفیت آن را دارد که «دل با یار داشته باشد و دست در کار»، این حالت را وحدت در عین کثرت گویند. سعی بفرمایید با مطالعات عمیق، روح خود را تغذیه کنید و عبادات خود را با طمأنینه انجام دهید و در ضمن با رفقا مرتبط باشید. موفق باشید 


  • با سلام خدمت استاد عزیز و آرزوی قبولی طاعات:
    استاد راجع به روایت معروفی که ساعات زندگی مومنین را به ۴ قسمت تقسیم می کند و یکی از ساعات را دیدار با برادران دینی ذکر می کند، سوال دقیقی خدمتتان داشتم.
    اول آنکه چه دلیلی برای تقسیم بندی ساعات به این شکل بوده است!؟ توجیه شما! دوم آنکه در این زمانه چگونگی و کیفیت دیدار با برادران را با توجه به سیره ی پیامبر و ائمه توضیح دهید!؟ چرا بخش مهمی از زندگی مومنین باید دیدار با برادران دینی خود باشد!؟ اعتدال این قسمت از ساعات چگونه است!؟ (دوری از افراط و تفریط)
    با تشکر از شما

    باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی فضای تاریخی فضای ایمان و نظر به افقی باشد که از طریق اسلام گشوده شده است، یکی از زمینه‌های تعالی انسان مجالست با اهل ایمان است و در این فضاست که بزرگان فرموده‌اند: «انسان با انسان ها، انسان می‌شود» به شرطی که در کنار همدیگر تذکر به مسئولیت‌ها و ابدیت پیش رویمان، محور ارتباط باشد. موفق باشید


  • استاد عزیز سلام: استاد من از عبادت لذت نمی برم مثلا الان حدود 10 ساله نماز اول وقت میخونم. نافله ها رو میخونم (وایل با اداب کامل ولی الان چند ساله نشسته یا در حال راه رفتن). اوایل روزی یه جز قران می خوندم و الان نیم جز میخونم. حدود دو سال زیارت عاشورا با صد لعن و سلام میخوندم. احساس می کنم این مستحبات مناجات با خدا رو در من خیلی کم کرد و من فقط بر اساس عادت همین جوری انجامشون میدم (بی توجه). هر جا سر کار میرم نمیتونم دوام بیارم اصلا نمیتونم این محیط ها و آدما رو تو محیط کار تحمل کنم. تصمیم گرفتم دیگه این مستحبات رو انجام ندم شاید این مستحبات یه غرور پنهانی در من به وجود آورده که من از این عبادات لذت نمی برم و آدما رو نمیتونم تحمل کنم. فکرم مشغول اینه که یه کاری پیدا کنم تا خرج زن و بچه ام رو در بیارم تا دیگران و خانوادم نگن پدرش کار میکنه و من مفت می خورم. نظر شما چیه در مورد اینکه دیگه این مستحبات رو نمیخوام انجام بدم.

    بباسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، افراط و تفریط در هر کاری خوب نیست. سعی کنید مثل سایر متدینین عمل نمایید و در عین حال، فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی داشته باشید. مؤمن باید اهل الفت با دیگران باشد. عرایضی در شرح «دعای مکارم» شده است خوب است به آن رجوع فرمایید. – در قسمت صوتِ سایت، و یا در قسمت جلسات هفتگی جلسه‌ی روز دوشنبه آن‌ها را می‌توانید بیابید-. در این تاریخ، ارادت به رهبری به‌عنوان عقلِ ولیّ الهی در این تاریخ، نورِ لازم را به عبادات و حرکات شما می‌دهد. متوجه باشید که آن‌چه دیندار را به نتیجه می‌رساند تنها انجام تکلیف نیست، بلکه زندگی در هوایِ حقیقت است و دغدغه‌ی زندگیِ بقیه‌ را داشتن. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز:
    بنده در حین خدمت در سپاه (مرزبانی آبادان) هستم. چه باید بکنم تا از دوره خدمت بهترین استفاده را ببرم؟ گاهی فکر کنم دوران خدمت دوران بی ثمر و فایده است. فقط عمر و جوانی را هدر می‌دهد. چه باید بکنم تا این خدمت برایم شیرین شود و جنبه معنوی و رسیدن به لقاء الله را داشته باشد؟ در حین پست دادن با چه انگیزه و هدفی باشم‌؟ لطفا راهنمایی کنید. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نفسِ چنین حضوری یک تجربه‌ی خوبی است و انسان را از خامی در می‌آورد 2- فرصت‌هایی که در حین کار پیدا می‌کنید را با گوش‌دادن مباحث قرآنی که بر روی سایت هست و با نگاه به آیات قرآن کوچکی که در اختیار دارید، آباد نگه دارید. گوش‌دادن مباحث اخلاقی مثل مباحث «ای اباذر» کمک‌کار خوبی در انتخاب‌های انسان است. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    حدیثی از حضرت علی (ع) شنیده ام که فرموده اند:
    من برای رسیدن به هدفی تمام تلاش ام را به کار بستم وقتی نتیجه نگرفتم فهمیدم که خدا نخواسته است که من نتیجه بگیرم. هم چنین هم گفته می شود که انسان باید برای رسیدن به اهداف اش مبارزه کند و از هیچ تلاشی فرو گذار نکند اگر هزار بار هم شکست بخورد باید به تلاش کردن ادامه دهد و مانند مورچه ایی که دانه ایی را به بالای کوهی می برد اگر هزار بار این دانه پایین بیوفتد بازگشته و دوباره تلاش کند. حال بفرمایید که جایگاه این دو آموزه در زندگی کجاست؟ و این دو آموزه با هم چگونه جمع می شوند؟ برای چه اهدافی باید تا رسیدن به نتیجه مبارزه کرد و چه اهدافی هستند که در صورت شکست خوردن در آنها باید از آنها صرف نظر کرد و به اصطلاح بی خیال آنها شد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خود انسان پس از مدتی که کاری را ادامه می‌دهد با بصیرت لازم متوجه می‌شود که آن کار از اموری است که باید با پشتکار بیشتر ادامه دهد زیرا ظرفیت لازم را در خود و در تاریخ زمانه احساس می‌کند و یا نه؟ گویا نه در خود، و نه در شرایطِ موجود، امکان تحقق آن کار نیست. موفق باشید


  • با سلام و عرض ادب خدمت استاد معزز:
    استاد بنده کتاب ادب خیال عقل و قلب شما را مطالعه کردم و تصمیم دارم در برنامه ی یک ماهه ای که برای مطالعه خود گذاشته ام وقت بیشتری را صرف مطالعه کنم و بیشتر از قبل با برنامه باشم اما چیزی که سرگردانم کرده است این است که با حجم بسیاری از کتاب رو به رو هستم و نمیدانم از کجا باید شروع کنم هم می خواهم آثار شما را مطالعه کنم و هم آثار امام خمینی (ره) را و هم کتب دیگری را که در کتابتان فرمودید. (باید بگویم بنا به پیشنهاد دوستان که کتاب آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود را مطالعه کرده اند قصد دارم این اثر شما را در اولویت قرار دهم)
    استاد با توجه به اینکه فرمودید در سیر مطالعات دینی خود وارد روح دینی و ارتباط با قرآن و سخنان اهل بیت علیه السلام شویم و از راههای ورود به عالم معنا قرآن است و راه رسیدن به قرآن هم تفسیر است و روی تفسیر المیزان تاکید دارید بنده چه باید بکنم؟ اینکه در روز چند کتاب را در زمانهای مختلف برای مطالعه قرار دهیم مشکلی در فهم پیش نمی آید؟ و اینکه در کنار مطالعه کتابهای دیگر، روزانه روی تفسیر کار کنم؟ (استاد متاسفانه زبان عربی بنده در حد دبیرستان بوده و در طول دوران دانشگاهی هم رشته مان اقتصاد بوده). اگر امکان دارد استاد راهنماییمان بفرمایید. از اینکه وقتتان را گرفتم عذرخواهی می کنم، حلالمان بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم:به خودتان یک برنامه‌ی هفتگی بدهید و برای کارهای حاشیه‌ای زندگی هم در آن برنامه جا باز کنید 2- ابتدا سیر مطالعاتی روی سایت 3- همان کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌ها...» 4- بعد از دوسال که گذشت رجوع به تفسیر المیزان با نظر به جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان». موفق باشید


  • با سلام: استاد عزیز می خواستم نظر شما را در مورد نوع کار کردن ژاپنی ها که گاهی هفده هجده ساعت کار می کنند بدانم. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این زندگیِ بدی است. چرا باید نیازهای دنیایی آدم این اندازه زیاد باشد که مجبور باشد برای رفع آن نیازها، این اندازه کار کند؟! موفق باشید


  • با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز:
    استاد چند سوال داشتم:
    ۱. برای تقویت اراده و دوری از تنبلی و کسالت چه کنم واقعا معضلی شده برایم. به بسیاری از کارها و مطالعات و اموراتم نمی رسم و هی عقب می اندازم به بهانه های واهی.
    ۲. استاد درست است که بخواهم شب تا صبح را به مطالعه ببردازم و سحر داشته باشم و بعد استراحت رو بعد از بین الطلوعین داشته باشم؟
    ۳. استاد طلبه هستم و بخاطر همون مشکل سوال اول در دروس حوزه کاری نکردم از لحاظ علمی و خیلی عقب هستم الان هم مشغول بایه ی ۹ هستم و نمی دانم چکار کنم که چطور برگردم یا امکان مطالعه ی دوباره هست یا نه یا .... و حال که از لحاظ علمی کاری نکرده ام نمی دانم الان چه کنم؟ وقتم رو روی دروس حوزه بگذارم و دوباره کار کنم یا از لحاظی دیگر مطالعات داشته باشم { مطالعات جنبی } یا ... .
    ۴. استاد گاهی هم که بخواهم مطالعه کنم به شدت در مطالعه وسواس دارم طوری که گاهی یک کتاب کوچک را مدت ها طول می کشد که بخوانم حال یا بخاطر مثلا خلاصه کردن دقیق یا تایب نکات یا چکیده نویسی یا ... که گاهی از یه کتاب کلی خلاصه می نویسم و بعد هم از مطالعه خسته می شوم یا معمولا کتاب ها رو نیمه کاره رها می کنم.
    ۵. استاد جواب های سوال هارو به ایمیل شخصی هم میفرستین یا فقط در سایت قرار می دهید؟
    ۶. استاد نظرتون در رابطه با جبهه ی جمنا و آقای رییسی چیست؟‌
    چند تا سوال دیگه هم داشتم فراموش کردم خدا خواست وقت شما رو کمتر بگیرم. ان شاالله هر وقت یادم اومد می فرستم براتون. تشکر و ممنون استاد

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سعی کنید به خودتان برنامه‌ی هفتگی بدهید و مطابق آن عمل کنید  2- خیر! در خواب شب آرامشی را خداوند گذاشته است که در خوابِ روز نیست، مگر موارد استثنایی. فرمود: وَ هُوَ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً وَ النَّوْمَ سُباتاً وَ جَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً . 3-  اول اولویت را به بازخوانیِ دروس حوزوی بدهید که در آن دروس محکم گردید 4- در مطالعه سعی کنید نکات کلی را یادداشت نمایید و روحیه‌ی اجتهادی در مطالعه را تقویت کنید، نه حالت تقلیدی را 5- اگر موضوعات، شخصی نباشد آن سؤال را در معرض دید عموم کاربران قرار می‌دهیم  6- به جمنا اعتماد دارم. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام خدمت استاد عزیز حفظه الله:
    باشد دویست ساله نشوید ولی خدا حالا حالا ها سایه شما را بر سر ما مستدام دارد و به ما توفیق استفاده از فیوضیاتی که به شما می رسد را عنایت بفرماید.
    1. جناب استاد با توجه به این که هر غدایی را نباید خورد غذاها و چایی و شیرینی هایی که در مساجد و مجالس اهل البیت علیهم السلام می دهند را چه کنیم؟ نخوریم یا راهی برای دفع اثر وضعی آنها وجود دارد؟ نمی دانم مستند است یا نه شخصی می گفت آیت الله بهجت رحمه الله علیه فرموده اند چایی سید الشهداء را بخورید. 2. اخیرا شبه ای از یکی از علما ء مطرح کرده اند که لیله الر غائب در متون شیعه سندیت ندارد آیا صحیح است؟
    با تشکر و التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند دعای جنابعالی را در حق بنده و خودتان و همه‌ی مسلمین مستجاب گرداند 1- عنایت داشته باشید که ما در جامعه‌ی اسلامی باید دیانت هرکسی را حمل بر صحت کنیم، مگر آن‌که نسبت به فسق او آگاهی پیدا نماییم و در این رابطه چرا چیزی که در مسجد از طرف مؤمنین به ما تعارف می‌شود را حمل بر حلیّت آن ننماییم؟ 2- اساساً دستورات عبادی مثل دستورات فقهی نیست که علمای ما تلاش کرده باشند سلسله‌ی سند آن رعایت شود، بلکه جامعه‌ی اسلامی سینه به سینه آن را به نسل‌های بعد منتقل می‌کنند و اگر کار من‌درآوری بود هیچ‌وقت پایدار نمی‌ماند به‌خصوص که علمای بزرگ به حکم اجماع، چنین دستوراتی را تأیید کرده‌اند. خداوند توفیق رعایت اعمال «لیلة الرغائب» را به همه‌ی ما بدهد در آن حدّ که آسمان‌ها با زینتِ معنوی خود، شکوفه‌های معارف بر قلب ما بگشایند تا ماه رجب ماه دوری از گناهانی شود که آینده ما با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم. موفق باشید


  • «وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ»
    با سلام خدمت استاد گرامی:
    قبلا آیه مبارکه را از زبان جنابعالی در یک سخنرانی شنیده بودم ولی توقفی روی آن نداشتم و عبور کرده بودم. چند روز قبل که منزل یکی از آشنایان رفته بودیم دیدن تجملات زندگی آنها احساس بدی در من ایجاد کرد و از وضع مادی خود اندوهگین شدم بنده هرگاه فرصت کنم کمی قرآن می خوانم، روز بعد از آن دیدار که قرآن را باز کردم کمی از صفحه را که خواندم به آیه یاد شده رسیدم حال چند پرسش برایم پیش آمده:
    1. تفسیر این قضیه چیست؟ ( برخورد اتفاقی با این آیه بعد از آن حزن و اندوه)؟
    2. منظور از کلمه ازواج در آیه چیست؟ مثلا می شد بجای ازواجا منهم کلمه بعضهم بکار برد.
    3. دعا بفرمایید خداوند قلب مرده مرا به حیات طیبه اش زنده نماید.
    با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چیز خوبی است که انسان با دیدن مظاهر تجمل متوجه‌ی حجاب‌بودنِ آن‌ها شود و آن غم و اندوه از این جهت قابل تحلیل است 2- شاید ازواج فرموده است تا نحوه‌ی در کنار هم قرارگرفتن‌شان را که جلوه‌ی بیشتری از تجملات خواهد بود، متذکر شود. موفق باشید


  • با توجه به نظرات مقام معظم رهبری، شما کار جهادی را چطور تفسیر می کنید؟ آیا علاوه بر عمق کار و پشتکار و ... . حجم و زمان کار کردن نیز باید افزایش یابد؟ یا همان 7 ساعت 8 ساعت در روز کفایت می کند. شما خودتان چطوری روزتان را تقسیم بندی می کنید برای کار، عبادت، تفریح و خانواده؟ ممنون از توجه

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً رویکردْ در کارها است که جهت‌گیری کلی ما در همه‌ی امور را شکل می‌دهد و در این جهت‌گیری است که باید تلاش پیگیری در راستای تحقق جامعه‌ی اسلامی و پشت‌کردن به فرهنگ استکباری نمود و این نباید محدود به زمان خاصی باشد. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام:
    جناب استاد فرمودید برای تجرد روح در میان وعده غذاها تنقلات نخورید آیا نوشیدنی ها مثل آب و چایی که فقط رفع خستگی برای ادامه فعالیت و کار است را هم شامل می شود مثلا عموما معلمان اگر در بین ساعات کمی آب و چایی نخورند در ساعتهای بعد از کارشان کاسته می شود از راهنمایی شما متشکریم. اجرکم عندالله

    باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم این موارد مشکلی در تقویت بُعد حیوانی انسان ایجاد کند. آن‌چه باید مورد دقت قرار گیرد غلبه‌دادنِ جنبه‌ی حیوانی است که خوردن همواره مدّ نظر باشد. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    ببخشید مزاحم شدم، آیا گرسنگی بدون روزه هم باعث تجرد روح می شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور نسبی همین‌طور است به طوری‌که اوقات تناول غذا با نظم خاصی رعایت شود و بین دو نوبت غذا تا آن‌جا که ممکن است تنقلات‌خوری نشود. موفق باشید


  • به نام خدا
    با سلام خدمت استاد طاهرزاده:
    اینجانب سید صدرا صدرالدینی هستم و 28 سال سن دارم. بنده آنقدر به شما علاقه مند هستم که از تهران برای دیدن شما به اصفهان آمدم و موفق به زیارت شما شدم، اکثر کتاب های شما را خوانده ام و همه جا مبلغ تفکرات شما بوده و هستم، از دوران نوجوانی به شغل معلمی علاقه مند بودم برای همین هم از رشته برق در مقطع ارشد تغییر رشته دادم و الهیات خواندم
    چند بار تصمیم گرفتم تا به حوزه بروم اما خانواده مانع شدند، با وجود اینکه علاقه و استعدادم در الهیات بود به اصرار خانواده و اینکه رشته های الهیاتی آینده شغلی ندارند، رشته برق خواندم و متناسب با آن شغل پیدا کردم - و حقوق نسبتا مناسبی هم دارم اما اصلا از کاری که می کنم رضایت ندارم و حس می کنم عمرم دارد به هدر می رود. حال در آزمون استخدامی آموزش و پرورش پذیرفته شده ام لیکن با وجود حقوق بسیار پایین معلمی، دوستان معلم و خانواده و سایر رفقا بنده را از رفتن به شغل معلمی بر حذر می دارند. و مسائل زیر را دلیل می آورند: در این زمانه پر از گرانی و تورم حقوق کم باعث عدم گذران مناسب زندگی می شود و این مشقت ایمان را هم به مخاطره می اندازد. یا اینکه در روایت هست که تقوا ده جزء دارد و نه جزء آن بی نیازیست (غنا) و منظور روایت قناعت نبوده یا اینکه در روایت هست که در آخر الزمان ازدواج باعث از دست رفتن ایمان می شود به علت گرانی و فشار بر مرد، لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید که آیا با وجود حقوق کم، توکل به خدا کرده تغییر شغل بدهم یا نه؟ خدای نکرده این مشقت در مخارج باعث پشیمان شدن و سستی در ایمان نشود.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر خداوند شما را به شغل شریف معلمی علاقه‌مند کرده و آن شغل را به عنوان یک رسالت در اصلاح جوانان پذیرفته‌اید، آن را هدیه‌ی خداوند بدانید و هرگز به آن پشت نکنید. حقوق معلمی برای کسی که بخواهد زندگی ساده‌ای داشته باشد بسیار با برکت است. موفق باشید


  • سلام استاد:
    در مورد کار از طرفی داریم که هر کسی را بهر کاری ساختند و اگر کاری ما را ارضاء از لحاظ روحی نکرد سراغ کار دیگری برویم و از طرفی در حدیث عنوان بصری داریم که «لایدبر العبد لنفسه تدبیرا» عبد از خود هیچ تدبیری ندارد پس با توجه به این حدیث می شود گفت هر کاری را که خدا برای ما پیش آورده باید انجام بدهیم و این با امر قبلی در تضاد هست. کمی توضیح می فرمایید که باید چه بکنیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: برداشت خودتان خوب است. خیلی نباید به این در و آن در بزنیم. موفق باشید