×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    گناهان و محرمات، توبه، واجبات

  • سلام علیکم:
    آیا می توان گفت اگر خواست مردم جوامع مطابق اراده اولیاء الله نباشد و در مسیری غیر از آن مسیر بخواهند حرکت خویش را پیش ببرند، حضرت حق با وجود اختیاری که به آن ملتها داده ولی در عین حال راه و مسیری را بر اولیاء الهی و دلهای آماده اشراق و نفحه الهی می گشاید تا نشانه ای باشند برای مردم جهت عبور از راه های غیر ناب و توحیدی و اجازه ندهند حقیقت زیر حکومت های غیر الهی گم شود مثل کربلا که اباعبدالله (ع) که با شهادت خود و با آن رویای صادقه ای که رسول خدا فرمودند خداوند می خواهد تو را کشته و خانواده ات را اسیر می بینند، راهی را می گشایند که تاریخ از آن ساخته و تغذیه خواهد شد و در عین حال مانعی برای تداوم انحرافات اموی گشت؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً همواره همین‌طور بوده و به همین جهت می‌توان گفت خداوند همواره حجت را بر مردم تمام می‌کند تا راه را از چاه تشخیص دهند. مشکل وقتی است که انسان‌ها با آلوده‌شدن به گناهان، حجت‌های خدا را درک نمی‌کنند. موفق باشید


  • سلام استاد: استاد بیش از صد بار توبه کرده ام و باز توبه شکستم بهترین راه برای قوی شدن اراده چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ورود هرچه بیشتر در معارف الهی، مثل معرفت نفس و یا با نظر به راه‌کارهای کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» ساحت خود را ساحتِ انسان‌هایی قرار دهید که در معرض چنین گناهانی نیستند و می‌بینند که این انسان‌های گناه‌کار چگونه اسیر قفس‌های تنگِ امیال خود هستند. موفق باشید


  • سلام استاد عزیز: سال نو شما مبارک حدود ۲۰ ساله که از مطالب پر بار شما استفاده می کنم. همینطور از اساتید دیگه نیز توفیق بهره گیری داشتم اما فکر می کنم عبادات من در کنار این کسب معارف من رو به کمال سوق نداده چون مورد قبول واقع نشده برای این حرفم علت دارم استاد عزیز سه الی چهار روز است که افتادم در دام شهوت میدونم گناه هست اما توان مبارزه با خودم را ندارم. استاد عزیز کارهایی کردم که شرم می کنم اما چون من رو به این شکل نمی شناسید براتون تعریف می کنم. من که از فضای مجازی فقط بهره گیری معنوی داشتم. استاد عزیز اینها طی این سه الی چهار روز و کاملا اتفاقی و یهویی رخ داد. دیروز به خدا گفتم خدایا من از پس خودم بر نمیام میدونم اشتباه می کنم ولی استغفار کنم یعنی تو رو مسخره کردم چون هنوز قلبا پشیمون نیستم به خدا گفتم با همه این احوال بهت میگم ببخش هرچند قلبا پشیمون نیستم، اما کمکم کن من متاهلم اهل خیانت نیستم ولی بدجوری به این درد مبتلا شدم تمام مطالب شما و اساتید در خصوص شهوت و همه مسائل اخلاقی را خوندم مطالب میاد جلوی چشمم اما قدرت مبارزه ندارم و تنها حرفی که میتونم به خودم بزنم اینه که از دست بوس میل به پابوس کرده ای خاکت به سر ترقی معکوس کرده ای. حالا با این توجه که هنوز قلبا پشیمون نیستم اما نگران و مضطربم خواهشا به من بفرمایید چکار کنم تا بیشتر از این در این لجن مال دست و پا نزنم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این مرحله، از دام‌های شیطان است که شیطان در مسیر رجوع به حضرت حق پیش می‌آورد. ولی شیطان بیچاره نمی‌داند که کید او ضعیف است و شما به لطف الهی از این مرحله عبور می‌کنید و این را نیز متوجه می‌شوید که نباید مغرور شد و گمان کنیم بی‌عنایات الهی کسی به جایی می‌رسد. موفق باشید


  • سلام استاد: وقتتون به خیر. استاد جان، راجع به اهمیت حق الناس در نشئه برزخ و قیامت خیلی تاکید میشه، استاد یکسری حق الناس بر گردنم که مربوط به سالها پیشه و نمیشه برم صاحبانش رو پیدا کنم و... استاد من صلوات می فرستم و ثوابش رو هدیه میدم به کسانی که مظلمه شون بر گردنمه و حقشون رو به هر نوعی ضایع کردم، تا خدا خودش رضایت اون افراد رو در دنیا و آخرت برام حاصل کنه، فایده ای داره؟ چه کار کنم به نظرتون؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه. البته اگر حق‌النّاس، مادی باشد و برایتان امکان دارد برایشان صدقه بدهید. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب: از دوستان خودی، شکایتی دارم و از شما می خواهم ما را نصیحت بفرمایید،
    چرا که در این مباحث خودم را بسیار هم زبان می بینم با مرحوم سلمان طاهرزاده. آخر چرا مدعیان انقلابی باید عوض اینکه فکر خودسازی و رشد انقلاب خویش باشند روز و شب به دنبال حرف و حرف بازی‌ و ایراد تراشیهای بیخود برای هم هستند؟! برخی از مذهبی ها خود را خلاصه کرده اند در نقد دیگران! علم خود را در نقد بقیه می دانند! منظور بنده نقد نکردن نیست، مقصودم افراط است. آن قدر که از این دست رفتار ها آسیب دیده اند جوانان و جذب انقلاب و اسلام ندشه اند که انسان می سوزد و می سازد! یک بنده خدایی به من می گفت میدانی چرا با مذهبی ها حرف نمی زنم؟ گفتم چرا؟ گفت بخاطر نیس زبانشان. تا دهانم را باز می کنم یا نقد می کنند یا در دهانم می زنند، یا میلیونها حرف برای نفی حرف من می آورند! می گفت من می دانم حرف من درست نیست، ولی نمی دانم چرا اینها اینگونه رفتار می کنند! نمی دانم چرا برخی مذهبیون ما وقتی وارد مثلا دینداری عمیق تر می شوند ، عُجب می شود جزو لاینفک روحشان. و اصلا بقول آن روایت: گناهی که سر عبد را پایین نگه دارد بهتر از ثوابی است که عجب بیاورد. متاسفانه گرفتار عجب بسیار بزرگی هستیم در بعض مذهبی هایمان. ریشه این رفتارها کجاست ؟ برای در مان چه باید کرد؟ ولله انسان هرقدر خود را میابد از خود و حرف خود و اسم خود بیزار می شود، چطور می شود که شخص غوطه ور در معرفت النفس هم که هست، باز درگیر من است و منیت! می خواستم کمی از ریشه این موضوع از شما بپرسم. ریشه های رذیله ای آن که ازکجا شروع می شود و به چه چیزها آسیب می زند و چگونه رفعش کنیم؟ بخصوص که برخی مطالعات عمیق تر می کنند، دیگر خدا را بندگی نمی کنند!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همین‌طور است که می‌فرمایید و به همین جهت کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» تدوین شد. عرایض نسبتاً مفصلی در شرح آیات ۱۱ سوره‌ی جاثیه برای توجه به این ضعف شده است که صوت آن را در جلسات ۴ و ۵ آن سوره می‌توانید دنبال بفرمایید. راهِ حل همان است که قرآن در آن آیه به ما متذکر شده است. در ضمن خوب است به توصیه‌ی امام سجاد «علیه‌السلام» به یکی از یاران‌شان که ذیلاً خدمتتان می‌آورم توجه بفرمایید که چگونه حضرت آن بنده‌ی مؤمن را که گویا گرفتار همین سخت‌گیری‌ها بوده است؛ متذکر راه دیگری می‌شوند که آن، گشودگی نسبت به خلق خدا است. موفق باشید  



     «دَخَلَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمِ بْنِ شِهَابٍ الزُّهْرِيُ‏ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ «عليه السّلام» وَ هُوَ كَئِيبٌ حَزِينٌ فَقَالَ لَهُ زَيْنُ الْعَابِدِينَ«عليه السّلام» مَا بَالُكَ مَغْمُوماً؟ قَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ غُمُومٌ وَ هُمُومٌ تَتَوَالَى عَلَيَّ لِمَا امْتُحِنْتُ بِهِ مِنْ جِهَةِ حُسَّادِ نِعَمِي وَ الطَّامِعِينَ فِيَّ وَ مِمَّنْ أَرْجُو وَ مِمَّنْ أَحْسَنْتُ إِلَيْهِ فَيُخْلِفُ ظَنِّي فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع احْفَظْ عَلَيْكَ لِسَانَكَ تَمْلِكْ بِهِ إِخْوَانَكَ قَالَ الزُّهْرِيُّ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي أُحْسِنُ إِلَيْهِمْ بِمَا يَبْدُرُ مِنْ كَلَامِي قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ إِيَّاكَ أَنْ تُعْجَبَ مِنْ نَفْسِكَ بِذَلِكَ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَتَكَلَّمَ بِمَا يَسْبِقُ إِلَى الْقُلُوبِ إِنْكَارُهُ وَ إِنْ كَانَ عِنْدَكَ اعْتِذَارُهُ فَلَيْسَ كُلُّ مَنْ تُسْمِعَهُ شَرّاً يُمْكِنُكَ أَنْ تُوَسِّعَهُ عُذْراً ثُمَّ قَالَ يَا زُهْرِيُّ مَنْ لَمْ يَكُنْ عَقْلُهُ مِنْ أَكْمَلِ مَا فِيهِ كَانَ هَلَاكُهُ مِنْ أَيْسَرِ مَا فِيهِ ثُمَّ قَالَ يَا زُهْرِيُّ أَمَا عَلَيْكَ أَنْ تَجْعَلَ الْمُسْلِمِينَ مِنْكَ بِمَنْزِلَةِ أَهْلِ بَيْتِكَ فَتَجْعَلَ كَبِيرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ وَالِدِكَ وَ تَجْعَلَ صَغِيرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ وَلَدِكَ وَ تَجْعَلَ تِرْبَكَ مِنْهُمْ بِمَنْزِلَةِ أَخِيكَ؟ فَأَيَّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَظْلِمَ وَ أَيُّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَدْعُوَ عَلَيْهِ وَ أَيُّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَهْتِكَ سِتْرَهُ وَ إِنْ عَرَضَ لَكَ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللَّهُ بِأَنَّ لَكَ فَضْلًا عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ فَانْظُرْ إِنْ كَانَ أَكْبَرَ مِنْكَ فَقُلْ قَدْ سَبَقَنِي بِالْإِيمَانِ وَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ فَهُوَ خَيْرٌ مِنِّي وَ إِنْ كَانَ أَصْغَرَ مِنْكَ فَقُلْ قَدْ سَبَقْتُهُ بِالْمَعَاصِي وَ الذُّنُوبِ فَهُوَ خَيْرٌ مِنِّي وَ إِنْ كَانَ تِرْبَكَ فَقُلْ أَنَا عَلَى يَقِينٍ مِنْ ذَنْبِي وَ فِي شَكٍّ مِنْ أَمْرِهِ فَمَا لِي أَدَعُ يَقِينِي لِشَكِّي وَ إِنْ رَأَيْتَ الْمُسْلِمِينَ يُعَظِّمُونَكَ وَ يُوَقِّرُونَكَ وَ يُبَجِّلُونَكَ فَقُلْ هَذَا فَضْلٌ أَخَذُوا بِهِ وَ إِنْ رَأَيْتَ مِنْهُمْ جَفَاءً وَ انْقِبَاضاً فَقُلْ هَذَا لِذَنْبٍ أَحْدَثْتُهُ فَإِنَّكَ إِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ سَهَّلَ اللَّهُ عَلَيْكَ عَيْشَكَ وَ كَثُرَ أَصْدِقَاؤُك وَ فَرِحْتَ بِمَا يَكُونُ مِنْ بِرِّهِمْ وَ لَمْ تَأْسَفْ عَلَى مَا يَكُونُ مِنْ جَفَائِهِمْ وَ اعْلَمْ أَنَّ أَكْرَمَ النَّاسِ عَلَى النَّاسِ مَنْ كَانَ خَيْرُهُ عَلَيْهِمْ فَائِضاً- وَ كَانَ عَنْهُمْ مُسْتَغْنِياً مُتَعَفِّفاً وَ أَكْرَمَ النَّاسِ بَعْدَهُ عَلَيْهِمْ مَنْ كَانَ مُتَعَفِّفاً وَ إِنْ كَانَ إِلَيْهِمْ مُحْتَاجاً فَإِنَّمَا أَهْلُ الدُّنْيَا يَتَعَقَّبُونَ الْأَمْوَالَ فَمَنْ لَمْ يُزَاحِمْهُمْ فِيمَا يَتَعَقَّبُونَهُ كَرُمَ عَلَيْهِمْ وَ مَنْ لَمْ يُزَاحِمْهُمْ فِيهَا وَ مَكَّنَهُمْ مِنْ بَعْضِهَا كَانَ أَعَزَّ وَ أَكْرَمَ‏  ( الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ‏۲، ص: ۳۲۰)



    امام باقر «علیه السلام» می فرمایند: ابن شهاب زهرىّ بر امام سجّاد «عليه السّلام» وارد شد در حالى كه بسيار محزون و غمبار بود، پدرم بدو فرمود: تو را چه شده كه اين چنين محزونى؟! گفت: اى زاده رسول خدا، غمها و غصّه ‏هايى است كه پيوسته از جهت حسودان بر نعمت و طمعكاران در موقعيّتم بر من وارد مى‏ شود، تا جايى كه ديگر به هيچ كس اعتماد ندارم.



    حضرت سجّاد عليه السّلام فرمودند: زبانت را حفظ كن تا دوستانت را بدست آورى.



    زهرىّ گفت: اى زاده رسول خدا، من در كمال خوش زبانى با اينان رفتار مى‏ كنم.



    حضرت فرمود: هيهات هيهات! مبادا مبتلا به عجب شوى، و نكند كلامى گويى كه مخالف دلشان باشد، هر چند عذر آن نزد تو باشد، چون تو قادر نخواهى بود به تمام مخالفين خود عذرت را بنمايى و حرف را روشن كنى.



    سپس فرمود: اى زهرىّ، كسى كه از نظر عقل به كمال نرسيده، زودتر به وادى هلاكت مى ‏افتد.



    زهرىّ! چرا أهل اسلام را همچو أهل و خانواده خود نمى ‏بينى؛ كه بزرگشان را همچون پدر، و كوچكشان را همچون فرزند، و همسانشان را همچون برادر در نظر بگيرى، در اين صورت بكداميك از ايشان حاضرى ستم كنى، يا نفرين نموده يا آبرويش را ببرى؟!!.



    اگر مبتلا به وسوسه ابليس شدى كه تو از ديگران برترى، ببين اگر آن بزرگتر از تو بود بگو: او پيش از من أهل ايمان شده و كردار صالحش بيشتر از من است. و اگر كوچكتر از تو بود بگو: من بيش از او مرتكب معصيت شده‏ام پس او بهتر از من است. و اگر همسان تو بود بگو: من به گناه خود يقين دارم ولى در باره او شكّ دارم، چرا يقين خود را با شكّ عوض كنم.



    اگر ديدى أهل اسلام تو را تعظيم مى‏ كنند و مورد احترام خود قرار مى ‏دهند بگو:



    اين فضل را آنان قائلند، و اگر از اينان ستم و ناراحتى به تو رسيد بگو: اين بخاطر گناهى است كه مرتكب شده‏ ام. كه اگر تو اين گونه رفتار كنى خداوند زندگى را بر تو آسان گرفته و دوستانت را بسيار مى ‏نمايد، و از اعمال نيك اينان خوشحال شده و به هيچ وجه از ستم اينان تأسّف نخواهى خورد. و بدان كه كريم ترين فرد بر مردم كسى است كه خيرش بسيار و از اينان بى ‏نياز بوده و عفيف باشد، و پس از او كسى است كه عفيف باشد هر چند بديشان نيازمند باشد، زيرا أهل دنيا به اموال خود عشق مى‏ ورزند، پس هر كه مزاحم معشوقه اينان نشود بر ايشان كرم كرده، و هر كه علاوه بر عدم مزاحمت چيزى به اموالشان نيز اضافه كند عزيزتر و كريمتر بر ايشان مى ‏باشد.


  • باسمه تعالی سلام علیکم: التماس دعا در ماه مبارک شعبان دارم، استاد می خواستم در بحث سیر و سلوک که این ماه ها هم بهترین اوقات برای آن است با شما موضوعی را در میان بگذارم گرچه مدت ها بود قصد داشتم ولی کمی خجالت می کشیدم، استاد تقریبا چند سال است که خیلی ویژه به مباحث دینی می پردازم از تفکر و مطالعه و ذکر و دعا و عبادت، گرچه قبلا هم تقریبا انسان مذهبی بودم ولی از بعد آشنایی با تفکرات شما به شدت دوستدار حضور در عالم دینی هستم، امسال ماه مبارک رجب هم سعی کردم نسبت به سال های قبل بیش تر به معنویات و عبادات بپردازم، ولی یک مانع جدی که بر سر راهم است، این است که قوه خیال و وهم خود را نمی توانم خیلی کنترل کنم، سن من حدود ۲۵ سال است و به علل گوناگونی نتوانسته ام که ازدواج کنم گرچه خیلی دوست دارم سریع تر ازدواج کنم ولی شرایط فراهم نیست، متاسفانه به شدت افکار جنسی بر من فشار وارد می کند، خیلی هم سعی می کنم بیکار نباشم، بیش از ۱۰ ساعت مطالعه و تفکر دارم ولی همین که موقع خواب یا استراحت می شود انگار أین افکار بر سر من فرو می ریزد، لذا آن لذت عبادات و تفکر و مطالعه را که دارم، بر من زهر می کند، نمی دانم مشکل از من است؟ احساس گناه می کنم البته این افکار، خدا را شکر باعث نشده به طرف گناه بروم، از طرفی مثلا برخی از خانواده ها و نزدیکان من، دچار افکار غلط هستند یا مثلا به خاطر دیدن فیلم های نمایش خانگی که بسیار مبتذل است یا گوش دادن به موسیقی های مبتذل، هر روز دارند حیایشان کم می شود و به انحراف می روند، من ناراحت می شوم، سعی می کنم از طریق مباحثی، آن ها را اصلاح کنم، مثلا می خواستم در مورد آسیب های این سریال ها تحقیق کنم در فضای مجازی، یکدفعه به صورت ناخواسته چشمم به عکس مستهجنی افتاد، از آن روز به بعد به شدت دارم اذیت می شوم، نمی دانم چه کار کنم؟ تصمیم گرفتم این کار را رها کنم، از طرفی غم نزدیکان را هم دارم که گرفتار این ها هستند. استاد به حق این روزها راهی جلوی من بگذارید. با تشکر و عذر خواهی به خاطر این که طولانی شد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مطمئن باشید حفظ عصمت اولیه و نزدیک‌نشدن به گناه، برکاتی دارد که هرگز نزدیکی به گناه و لذت‌های پست آن، بویی از آن برکات و صفا ندارد. آری! صبر و مقاومت می‌خواهد و کار آسانی هم نیست، ولی اگر به خاطر خدا انجام شود نتایج آن فوق‌العاده است و انسان را وارد جهانی دیگر می‌کند. ۲. پس از مدتی اگر بر صفای خود باقی بمانید، تأثیر آن عکس از بین می‌رود. ۳. به نظر می‌آید دنبال‌کردن فیلم‌های نمایش خانگی برای آگاهی از اشکالات آن‌ها، عمر برباد دادن است. موفق باشید


  • با عرض سلام و ادب و تبریک این ایام:
    در آیه ۵۵ سوره مدثر حضرت حق می فرماید «وَ مَا یَذْکُرُونَ إِلا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ»؛ مقصود از اینکه خداوند در قرآن خود را اهل تقوی و اهل مغفرت می داند، چه می باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اوست که در میدان حضورش در شخصیت بندگان، آن‌ها را منوّر به کنترل از بدی‌ها می‌کند زیرا خود او عین خوبی است و اهل مغفرت است به لحاظ آن‌که بدی‌ها را می‌پوشاند تا انسان‌ها در ادامه‌ی راه مأیوس نگردند. موفق باشید


  • حضور شریف استاد سلام علیکم:
    جوانی هستم در آستانه سی سالگی. ناراحتم از اینکه این دهه بیست سالگی عمرم در بندگی و سیر به عالم معنا نگذشت. از این ناراحت نیستم که خدا نبخشد یا به جهنم بروم بلکه از این ناراحتم چرا این عمری که تنها یک بار به هر کسی داده می شود و دیگر باز نمی گردد را مغتنم نشمردم. متاسفانه دهه بیست سالگی عمرم در شهوات حرام گذشت. نه برای اینکه دلم هرزگی می خواست. به این خاطر که متاسفانه شرایطی بر جامعه حکم فرماست که از طرفی به خاطر فضای رسانه ای؛ شهوت زود بر انسان غالب می شود و از طرفی به خاطر شرایط رکود کشور طول کشید تا کاری برای خود دست و پا کنیم و ازدواجم به تاخیر افتاد در این ده سال از شدت فشار شهوت گناه کردم و غصه خوردم. گناه کردم و شرمنده شدم. افسوس می خورم که دهه بیست سالگی عمرم که بهار جوانی ام بود را نتوانستم با حقیقت مانوس شوم و اکنون هر چند راه توبه باز است اما از به فعلیت نرسیدن استعدادهایم در بهار عمرم از خود گله مندم. هر چند تصمیم دارم که گر ز دست براید دست به کاری زنم که غصه سرآید. اما استاد عزیز با حسرت از دست دادن و لجن مال شدن این دوران طلایی بیست سالگی چه کنم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به این آیه فکر کنید که می‌فرماید: «إِلَّا مَنْ تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَ كَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» (فرقان/۷۰) مگر آن کسانی که از گناه توبه کنند و عمل صالح به جای آرند، پس خدا گناهان آنها را بدل به حسنات گرداند، و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است. یعنی با روحیه‌ی جهادی نه‌تنها گناهان از بین می‌رود، بلکه به حسنات و خوبی‌ها تبدیل می‌شود. و این چیز عجیبی است که با رجوعِ آنچنانی به اسلام محقق می‌شود. موفق باشید 


  • سلام و عرض ادب
    دوستی می گفت: شب عاشورا كه حضرتش در آن تاریكی خار و خاشاک از زمین بر می چید تا شب اسارت، پای نزدیكانش به تیغ كم تر آزرده و خسته شود، بلكه امام حسین، به فكر تمام تاریخ اسارت بشر خار و خاشاک بر می چیده. پیش از آن كه ما بر او اشك بریزیم، در آن شب -به یاد تمام شب هایی كه تاریكی جان ما را در اسارت خواهد گرفت- او بر ما گریسته. در ایامی كه طنین مرگ در جان ما بیش از پیش به گوش می رسد، و جان خود را اسیر دهشت می یابیم و در جان خویش فریاد می زنیم كه الغوث الغوث. در این ایام برای جان های ناتوان ما دعا كنید. برای سیاهی قلب ما دعا كنید. دعا كنید خداوند ما را پاك بمیراند. ما اسیر شده ایم استاد. از دست ما هیچ كاری بر نمی آید. تاریكی تا عمق وجود ما رسوخ كرده. جز اسارت و نیستی هیچ چیز دیگری در وجودمان نمی یابیم. ما فراموش شدگان را فراموش نكنید. این فریادهای جوانی ست كه از بس در تاریكی فرو رفته، و از بس حجاب های بزرگی بین خود و خدایش درست كرده، گمان می كند خداوند او را به حال خویش رها كرده است. حتی گمانش این است كه شما هم او را دعا نخواهید كرد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور نیست. بنده که قابل نیستم. مطمئن باشید فرشتگان الهی در حالِ استغفار برای امثال شما هستند تا گناه، در عمقِ جانتان خانه نکند. به همین جهت توصیه می‌شود سوره‌ی «قدر» خوانده شود چون متوجه‌ی حضور روح و ملائکه می‌شویم. موفق باشید


  • سلام استاد:
    من تازه با شما آشنا شدم سوالی دارم
    منظور این حدیث چیه:
    امام صادق عليه السلام: ما مِنْ عَبْدٍ اَسَرَّ خَيْرا فَذَهَبَتِ الاَْيّامُ اَبَدا حَتّى يُظْهِرَ اللّه ُ لَهُ خَيْرا وَ ما مِنْ عَبْدٍ يُسِرُّ شَرّا فَذَهَبَتِ الاَْيّامُ حَتّى يُظْهِرَ اللّه ُ لَهُ شَرّا؛ [بحار الأنوار، ج 72، ص 282، ح 4.]
    هر بنده اى كه خيرى را پنهان كند، با گذشت زمان خداوند خيرى را از او آشكار مى سازد و هر بنده اى كه شرّى را پنهان كند، با گذشت زمان خداوند شرى را از او آشكار مى گرداند.
    در خصوص نیات بدی که در دل ماست و پنهان هست و طبق این حدیث یه روز آشکار میشه چه کنیم؟ بالاخره افکار و نیات بد هم داریم دیگه.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور آن است که تا می‌‌توانید خوبی‌های خود را به رُخِ بقیه نکشید. خداوند خودش آن کار را می‌کند و از آن طرف تا می‌توانید بدیِ کارهای بد و گناه را انکار ننمایید، وگرنه خداوند خودتان را گرفتارِ آن بدی‌ها می‌کند. موفق باشید


  • با سلام: استاد عزیز.
    ۱. استاد، اگر بخواهیم بین ظلمتِ کفر و بت پرستی و ظلمت انواع فساد و گناه روی زمین در حالی که باور به بودن خدا هم باشد، مقایسه ای کنیم، چگونه باید نظر داد؟
    ۲. در پاسخ به سوالی خواندم که فرموده بودید خداوند با غفران بنده، خود را می چشد، آیا در مورد باقی اسماء خداوند هم می توان اینگونه سخن گفت؟ و در کل آیا می توان گفت که خداوند آفرینش را خلق کرد تا خود را بچشد؟
    ۳. در آیاتی که ظاهرا خطاب پیامبر هستند اما با شان عصمت ایشان نمی خواند، آیا منظور مومنان و مردم هستند؟
    ۴. در مورد آیه ۴۱ سوره رعد در تفسیری خواندم که منظور قصد و فتح سرزمین کافران توسط مومنان است، و در جایی دیگر اینکه مقصود دانشمندان و علما و مردم هستند، خواستم نظر شما را بدانم. با تشکر.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فرق نمی‌کند. به هر حال، ظلمت گناه هم به نحوی ریشه در کفر دارد. ۲. همین‌طور است. ۳. نه. آن خطاب‌ها جهت دفع گناه است و نه رفع آن. ۴. به جهت کثرت سؤالات، فرصت آن‌که به آیه مذکور رجوع کنم را ندارم و آیه را نیز حفظ نیستم. موفق باشید


  • سلام استاد: مرگ اشخاص بدلیل گناهان جدا از مرگ مقدر می باشد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً گناهان موجب سوء عاقبت می‌شود، ولی بعضی از گناهان نیز عمر را کوتاه می‌کند که آن نیز به نحوی از قبل، مقدّر شده. موفق باشید


  • سلام: استاد خداوند بابت این بخش پاسخ به سوالات اجر بی حساب به شما و عوامل بدهد. من یک مشکلی ک دارم نمی توانم از درگاه خداوند طلب بخشش کنم. هر وقت می خواهم توبه کنم یا استغفار کنم می بینم از نظر خودم قابل بخشش نیستم. فکر می کنم عذر موجهی ندارم که از خداوند بواسطه آن انتظار عفو داشته باشم. فکر می کنم خواهد گفت خب چرا این گناه را کردی؟ تو که می‌دانستی تو که بار اولت نیست تو تنبل و هواپرست هستی برای چی ببخشمت؟ از سوی دیگر فکر می کنم مغفرت واقعی آن است که خدایان کند و دیگر سراغ گناه نروم. روایتی هم شنیده ام که هی گناه و هی استغفار مسخره کردن است و اینکه حضرت علی (ع) به کسی ک استغفار می کرد فرمودند مادرت به عزایت بنشیند تو می دانی استغفار چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند در غفران و مغفرتش، خود را می‌چشد و دوست دارد مغفرت خود را بروز دهد. پس «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». موفق باشید


  • سلام علیکم:
    آیا ممکن است خداوند تخیل غیر واقعی بر کسی مسلط کند؟ به این نحو که شخص خیال کند فلان گناه را کرده در حالی که اینطور نیست تا شخص برای مدتی دچار غرور نشود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان چنین وسوسه‌هایی دارد. انسان باید در چنین مواردی سنت ائمه‌ی معصومین «علیهم‌السلام» را حجّت قرار دهد. موفق باشید


  • سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی:
    استاد عزیز بنده از دوستانم شنیدم که یک شخص مومن و مذهبی خطایی مرتکب شده هرچند خود این شخص انکار کردند ولی من چندجایی آبروی این شخص رو بردم متاسفانه و برای همه گفتم چه خطایی مرتکب شده، با اینکه خودم اصلا مطمئن نبودم و حالا دید بعضی افراد نسبت به ایشون عوض شده چون ایشون شخصی کاملا مذهبی بودند الان وظیفه من چیست؟!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در عین این‌که باید مواظب بود فتنه‌ای پیش نیاید، به نحوی جبران کنید. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام بر شما:
    از آیت الله جوادی شنیدم که فرمودند تا قیامت باید ۵۰ موقف را طی کنیم که بعضی به صورت پرسش و پاسخ و بعضی به صورت گردنه است.
    ۱. درباره ۵۰ مواقفی که می فرمایند تا قیامت باید عبور کنیم آیا تصویر همان زندگی است که در دنیا داشتیم (که در این صورت ناگزیر همه باید طی کنند) و یا مواقفی است جدید که باید برای سازندگی طی شود؟
    ۲. و اگر مواقف جدید است آیا همه باید این ۵۰ موقف را بگذرانند یا آنها که در این دنیا برای اصلاح خود قدم برداشتند و در حال رشد کردن هستند به عشق الله، مستثنا هستند؟ چون شنیدم ایشان فرمودند بعد مواقف پرسش و پاسخ، معنی ندارد وقتی صورت شخص نشان می دهد که چکاره است از او باز سوال کنند.
    (استاد ما دو سال است از کفر به وادی ایمان وارد شدیم و از قبل خود هم خجالت زده و هم می ترسیم همه آن کفر خود را ببینیم که باعث عذاب ما می شود تکلیف آن ۲۸ سال گناه چیست که ما با نشاط راه را ادامه دهیم؟)
    ۳. اینکه می گویند صف علما پشت در بهشت طولانی است ولی روضه خوان ها فوج فوج وارد بهشت می شوند انسان را از کسب علم نا امید می کند در حالی که چه آسان است روضه خواندن برای امامی که تکلیفی بر گردن انسان نمی فرماید ولی پشت کردن به امامی که حاضر است، آیا این نتیجه علم نداشتن نیست!؟ و آیا اگر اهل علم نبودند همان روضه خوان ها بصیرت می یافتند؟ چه چیزی درباره اهل علم در قیامت بر دیگران ترجیح دارد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌آید همان مراحلی است که باید در دنیا طی کرد و با صورت آن مراحل، انسان در آن مواقف روبه‌رو می‌شود. مثل عبور از حسادت و تکبر. ۲. نه! زیرا پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» فرمودند: « من تاب لذنب کمن لا ذنب له» هرکس که از گناهی توبه کند، مثل آن است که آن گناه را انجام نداده است. ۳. بیشترین شفاعت، توسط علمایی که در دین تفقه کرده‌اند در آن‌جا صورت می‌گیرد. موفق باشید


  • با سلام و خدا قوت خدمت استاد محترم. سوالی که هست اینه که آیا اثر دیدن نامحرم در تلویزیون یا در کوچه و خیابان فرق می کند؟ این توجیه که تصویر زنده نیست دلیل می شود یا خیر؟ تحریک فرق نباید داشته باشد. متاسفان خیلی ها در کوچه و خیابان به نامحرم نگاه نمی کنند اما در تلویزیون به زنان نامحرم راحت نگاه می کنند.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حدّ که تلویزیون پخش می‌کند، از حضرت امام قبلاً استفتاء شد و فرمودند اگر بدون لذت نگاه شود، اشکال ندارد. موفق باشید


  • سلام: بنده دچار کمال‌گرایی در عبادات هستم به گونه ای که اگر یک گناه بکنم انگیزه ای برای نماز خواندن ندارم. بارها تصمیم گرفتم در مسیر سلوک عملی قدم بگذارم اما هنوز در انجام واجبات و ترک محرمات مانده ام.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: «آن‌قدر ای دل که توانی بکوش»، آرام‌آرام کار حلّ می‌شود. موفق باشید


  • سلام: برای ترک گناه غیبت شنیدنش و گفتنش راهکار می خواستم. میدونم که ترک کامل زمان‌می برد اما واقعا ما در خانواده و فامیلی هستیم که به شدت اهل غیبت اند و اصلا اگه غیبت نکنند انگار نمی توانند کنار هم بنشینند. تذکر هم فایده نداشته گاهی خودم هم متاسفانه آلوده این گناه میشم. از شما استاد بزرگوار خواهشمندم راهکار و معرفی کتاب فایل صوتی کاربردی اگر در این زمینه دارید به بنده معرفی کنید. با تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح حدیث «جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» که بنده نیز در شرح آن عرایض داشته‌ام و فایل‌های صوتی آن را می‌توانید از جناب حاج آقا نظری به شماره‌ی ۰۹۱۳۶۰۳۲۳۴۲ تهیه فرمایید در این مورد که نیاز دارید، خوب است. موفق باشید 


  • سلام علیکم:
    جناب استاد بنده یه مدت گناه کبیره را ترک می کنم و اصلا سراغ گناه کبیره نمی روم، اما یکدفعه مرتکب گناه کبیره می شوم و تمام ساخته هایم را با آن گناه خراب می کنم و عذاب وجدان می گیرم، و بعد دوباره یه مدت گناه کبیره نمی کنم و دوباره یکدفعه دچار گناه کبیره می شوم و همه سعی و تلاش و مراقبتم از بین می رود، این حال و روز من است، لطفا بفرمایید بنده برای اینکه دیگر هیچ وقت گناه کبیره نکنم چکار کنم، آیا ذکری هست، چه کنم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌که نور «توبه» به سراغ‌تان می‌آید خوب است. با رعایت تقوا و مشغول‌شدن به معارف الهی، مشکل حل می‌شود. توصیه‌ی بنده مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» است که بر روی سایت می‌باشد. موفق باشید


  • سلام علیکم: اگر عذاب چیزی نیست جز حاصلِ عملِ هرکس پس داستان پاک شدن برخی مومنین گناهکار در عوالم دیگر چیست؟ علی القاعده باید این اثر گناه همیشه با شخص باشد.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به اندازه‌ای که گناه، عمقِ وجودها را گرفته باشد انسان‌ها در عذابند. و وقتی بنیاد انسان‌ها با گناه، آلوده نشده باشد با مقداری عذاب، پاک می‌شوند. موفق باشید


  • استاد عزیز سلام علیکم:
    چرا وقتی دچار گناه کبیره می شوم افکار و وسوسه های پوچ و بیهوده به سراغم می آید، اما وقتی توبه کرده و مدتی گتاه نمی کنم دیگر خبری از افکار و وسوسه های پوچ و بیهوده نیست؟ چه اتفاقی می افتد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در گناه، امیدِ شیطان بیشتر می‌شود و شروع می‌کند به وسوسه‌های جدیدکردن. موفق باشید


  • سلام علیکم: چرا خداوند متعال برای تزکیه و تطهیر انسان مومن گناهکار مساله عذاب را تنها راه حل می داند آیا از طریق دیگری نمی شود انسان تزکیه شود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عذاب چیزی نیست جز حاصلِ عملِ هرکس. به همین جهت قرآن می‌فرماید: «فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ» پس به کیفر گناهانی که همواره مرتکب می شدند باید کمتر بخندند و بسیار بگریند. موفق باشید


  • عرض سلام و ادب:
    حضرت استاد، ما در مجموعه ای رسانه ای، بنا داریم با تهیه مستندی در موضوع سقط جنین و با به تصویر کشیدن قباحت این عمل، آمار بالای سقط جنین را کاهش دهیم. خواستیم که در کنار نمایش جنبه پزشکی سقط جنین و جنبه احساسی این عمل شنیع، به موضوع رابطه روح با جنین نیز اشاره کنیم، چرا که معتقدیم یکی از علل جدی افراد برای سقط جنین، این است که می گویند جنین قبل از ۴ ماه، تکه گوشتی بیش نیست. با وجود اطلاع نسبی از مطالب حضرتعالی در خصوص موضوع جسمانیته الحدوث بودن نفس، خواستیم «گزاره» هایی مکتوب از حضرتعالی اختصاصا در خصوص قباحت سقط جنین داشته باشیم، از باب اینکه اینطور نیست که جنین قبل از چهار ماه روح نداشته باشد و فقط تکه ای گوشت باشد. باشد که ان شاءالله با ارائه این دلایل در کنار کار احساسی و پزشکی، باب ورود به قلب برخی از افرادی که اقدام به این گناه کبیره می نمایند، باز شود. ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جنین از ابتدا موجودِ زنده‌ای است و از روح برخوردار است و آن روح، همچنان شدت می‌یابد تا در ۴ ماهگی روحی بر آن جنین القاء می‌شود که از نظر استعداد، استعدادِ انسان‌شدن دارد و به همین جهت اگر قبل از ۴ ماهگی سقط شود، قتل نفس انسانی به حساب نمی‌آید، ولی البته گناه و معصیت خود را دارد. موفق باشید


  • سلام علیکم: استاد عزیز بر مبنای فرمایش شما که می فرمایید مسیحیان و یهودیان را خداوند همین دینشان را اگر صادقانه اجرا کنند و تسلیم باشند قبول می کند پس باید گفت غیبت آنها هم مانند مسلمانان حرام است و آبروی آنها محترم. درست است؟ (چون در معراج السعاده جمله ای دارد که می فرماید غیبت شیعه حرام است). لطفا یه توضیحی بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: غیبتِ فاسق که از گناه‌کردن إبایی ندارد غیر از غیبت انسان‌های شریفی است که سعی دارند آبروی خود را حفظ کنند. موفق باشید