×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    گناهان و محرمات، توبه، واجبات

  • سلام استاد وقت بخیر:
    دیروز در پرسش ۲۸۳۳۸ جواب سوال دوم را دادید اما سوال اول را خیر!
    با عرض معذرت دوباره می‌پرسم:
    با توجه به روایتی از زمان امیرالمومنین (ع) که شخصی رو که خودارضایی کرده بود شلاق زدند حکم انسان های مسلمان و شیعه که در این برهه زمانی دچار خود ارضایی شدند چیست!؟ آیا برای از بین رفتن آثار اخروی و دنیوی گناه باید این حکم در این برهه اجرا بشود یا خیر!؟ البته با توجه به اینکه که بدحجابی در کشور بیداد می‌کند رسانه ها روز به روز تبلیغات انجام می‌دهند علیه دین و تقریبا در دنیا اکثر چیزها آدم را به سمت گناه سوق می‌دهد! خب حکم خودارضایی یا قصاص! آن در این برهه چیست!؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید حضرت، عموماً در این موارد سعی دارند افراد را از اظهار گناه منصرف کنند تا خودشان توبه نمایند، مگر این‌که علنی باشد. موفق باشید


  • استاد سلام بر شما:
    چنانچه ممکنه بدانید دیده ام که آیت الله قاضی یک شوخی با فلان شخص کرده بود و گفته بو که من تا الان دارم ضرر این شوخی را می خورم و فقر من برای این شوخی من است و همچنین مطالب مشابهی مانند این از عرفای دیگر شاید باشه که در این جا عرض نمی کنم.
    سوال: حالا که ما حالات خوشی داریم چنانچه در سوال ۲۸۳۴۸ بخشی از آنها بیان شد خب ما هم خطا کردیم دیگه مثلا با پدر خوب رفتار نکردیم یا کمی عصبانی شدیم و هر خطای دیگر ... حالا از سلوک و تجلیات حضرت محبوب تا ابد محرومیم چون خطا کردیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس در جای خود تقدیر خود را دارد. راهی که خداوند در مقابل‌مان قرار داده، شریعت الهی است که در آن توبه جهت رفع نقیصه تأکید شده، و این برای ما حجت است، نه سخن بعضی از بزرگان که مربوط به تقدیر خودشان است. موفق باشید


  • سلام استاد وقت بخیر:
    دو سوال خدمت شما داشتم: با توجه به روایتی از زمان امیرالمومنین (ع) که شخصی رو که خودارضایی کرده بود شلاق زدند حکم انسان های مسلمان و شیعه که در این برهه زمانی دچار خود ارضایی شدند چیست!؟ آیا برای از بین رفتن آثار اخروی و دنیوی گناه باید این حکم در این برهه اجرا بشود یا خیر!؟ البته با توجه به اینکه که بدحجابی در کشور بیداد می‌کند رسانه ها روز به روز تبلیغات انجام می‌دهند علیه دین و تقریبا در دنیا اکثر چیزها آدم را به سمت گناه سوق می‌دهد! خب حکم خودارضایی یا قصاص! آن در این برهه چیست!؟

    در باب امر به معروف و نهی از منکر که بیشتر در رسانه ها انجام میدهیم که هیچ. هنگام دیدن بدحجابی عجیب دختران و بی غیرتی پسران و نفهمیدن مسائل ساده توسط مردم چه دینی چه سیاسی واقعا عصبی میشوم و حالم بد میشود! حتی تا مرز افسردگی و حملات عصبی هم پیش رفتم! استاد همچنان باید این وظیفه را انجام بدهیم!؟ اگر قرار به انجام است برای عصبی نشدن نسبت به این مسائل چه کنم!؟ آیا اصلا عصبی شدن درست است یا کار اشتباه و غلطیست!؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اکثر این افراد به جای این‌که مغرض باشند، مستضعف هستند و نمی‌دانند ناخودآگاه در بستر راهی که دشمنان اسلام در مقابل‌شان باز کرده‌اند، قدم می‌زنند. به همین جهت بیشتر باید با دلسوزی در صورتی که شرایط مناسب باشد، به آن‌ها تذکر داد ولی برخورد تند و عصبی مسئله را برعکس می‌کند. موفق باشید


  • سلام علیکم: در زمینه خودسازی به خصوص مسائل جنسی و کنترل خشم چه توصیه ای می فرمایید؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجه باشیم با مشغول‌شدن به چنین اموری که شرع اجازه نمی‌دهد، عالم با صفایی که خداوند در اختیار اهل تقوا می‌گذارد، را از دست می‌دهیم. موفق باشید


  • سلام علیکم: در مباحث کنترل غریزه جنسی پیش از ازدواج راهنمایی بفرمایید.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان بتواند عفت خود را حفظ کند، نورانیت خاصی از طرف خداوند به او الهام می‌شود. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    در مراقبه اخلاقی جهت عدم ارتکاب معاصی، بعضاً تا چند روز این روند عدم معصیت حفظ می‌شود ولی از چند روز به بعد دوباره نفس اماره چنان به صحنه میاید که تاب مقاومت را می‌گیرد و دوباره ارتکاب معصیت می‌شود. برای مهار نفس اماره و مقاومت و مراقبه از آن جهت ترک ملکات و صفات مذموم و منفی و معاصی چه باید کرد تا بتوان مثلا در یک مدت چهل روزه از آن عبور کرد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال صبر بر طاعت و دنبال‌کردن عزمِ عبور از معصیت، آن‌چنان با برکت است که به مرور جذبات دنیایی ضعیف و جذبات معنوی شدید می‌شود در آن حدّ که انسان اساساً در عالم دیگری حاضر می‌گردد. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    آیا انسانها پس از موت و در عالم برزخ هم می‌توانند خصائل مذموم و ملکات منفی نفس خود و سیئاتی که در دنیا داشتند و مرتکب شدند را جبران کنند و مسیر خود را اصلاح کنند و نسبت به آنچه در دنیا کرده اند، متفاوت شوند چه افرادی‌که در زندگانی معصیت کار بودند و نفس اماره پیشران آنها بود چه حتی مثلا مشرکین و ملحدین و جبهه کفر و استکبار هم این ظرفیت را دارند که در برزخ اصلاح شوند و رویکرد دیگری داشته باشند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام می‌فرمایند: «الیَوم یَومُ العَمَلِ وَ لاَ حِسَابٍ وَ غَداً یَومُ الحِسَابِ وَلاَ عَمَلٍ» (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۲، باب ۴۲، ص ۳۱۸) ؛ امروز، روز عمل کردن است و روز حساب رسی نیست و فردا روز حساب رسی است و روز عمل کردن نیست. و نیز حضرت می‌فرمایند: «الیوم عمل ولا حساب و غدا حساب ولا عمل» (خطبه‌ی 42 نهج‌البلاغه)



    زیرا اساساً انسان بعد از این دنیا در موقعیت انتخاب گزینه‌های متفاوت نیست، بلکه تنها با ملکاتی که در دنیا برای خود کسب کرده، زندگی می‌کند و در رهن انتخاب‌ها و ملکات خود می‌باشد به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ» هرکس در رهن و در گرو آن چیزی است که در دنیا انتخاب کرده است. موفق باشید  


  • سلام: دغدغه زندگی بعد از مرگ در حد «لزوم عقلی دفع ضرر محتمل» چه هدفی به من باید بدهد در زندگی ام و چه جور زندگی؟ آیا باید تمام واجبات و تمام محرمات را رعایت کنم؟ مثلا در اعتقادات تا چه اندازه. در اخلاق آیا باید همه صفات رذیله را ترک کنم و تمام فضایل را دارا باشم؟ ( مثلا آیت الله مظاهری اولا مبحث تهذیب نفس را اوجب واجب می دانند و حدود ۴۰ رذیله و ۴۰ فضیلت را بیان نمودند). در احکام متناسب با شرایط زمان و مکان همه ی آن چه که در رساله نوشته شده. یا مثلا تمام آنچه که در کتاب گناهان کبیره (حدود ۷۰ مورد) هست. یا مثلا تمام آن چه که آیت الله مظاهری در رساله ی خود در قسمت مسائل اخلاقی نوشتند. متناسب با مقتضیات. آیا تقوایی که در قرآن هست منظورش همین است (با مراتبش) هدفم باید چی باشد؟ ببینید من تحصیلات حوزوی ندارم ولی یک کم مطالعه کردم و یک مقدار شنیدم ولی بحث انگیزه چیز دیگری است آنچه باعث می شود من یک آدم متوسط الحال و متعارف صبح از خواب بلند شوم و دو رکعت نماز بخوانم حداقل برای خوم اگر بخواهم خودم را گول نزنم چیزی جز ترس از مواخذه و حساب و کتاب نیست (خوانده ام و شنیده ام کمال مطلق خواهی را، قرب به خدا را، کمال و سعادت و شدت یافتن وجودی را و بهشت و جوا ر رحمت الهی را و...) ولی نمی دانم شاید چون حد و اندازه ام این قدها نیست این حرف ها (حداقل فعلا) تکانم نمی دهد. حالا سوال بنده این است هدفم را چی قرار بدهم (از قرآن بلدم مراتب طولی اهداف رحمت، عبودیت و آزمایش را)؟ تا به قد و قواره ی یک آدم متعارف بخورد و از آن طرف چه جوری رفتار کنم؟ آیا مثلا هدف «نجات» کافی است یا باید همراه با خواستن رفتن به بهشت (یا بهشتی شدن باشد) آیا مثلا فرضا اگر تمام اعمال را انجام بدهم ولی یکی از این ۴۰ صفت رذیله (مثلا تکبر، غرور، حب دنیا عجب، حسادت...) در من فعال باشم باز معذب هستم؟ یا مثلا اگر همه واجبات را انجام دادم ولی مثلا یک بار در عمرم دروغ گفتم و توبه نکردم باز باید عکس العمل فعلم را ببینم؟ آیا تا از تمام رذایل پاک نشویم می توانیم برویم بهشت یا بهشتی شویم یا شرط بهشت چیست؟ (قلب سلیم) تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت از پیامبر خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» داریم: «بُعثت علی الشریعة السمحة السهلة» من بر دینی آرام و نرم مبعوث شدم، نه دینی که در آن سخت‌گیری باشد. به همان معنایی که در جای دیگر می‌فرمایند: «لم یرسلنی اللّه بالرهبانیة ولکن بَعَثَنی بالحنیفیة السهلة السمحة» خداوند مرا برای دین رهبانی و گوشه‌نشینی و فرار از فعالیت‌های اجتماعی ارسال نکرده است، لکن مرا برای دینی که در آن سخت‌گیری نیست مبعوث کرده.


  • سلام: به نظر می‌رسد انسان با ترک میل جنسی، شور و نشاطش گرفته می‌شود و حتی به سمت خشونت پیش می‌رود. چطور در این حالت تقرب به خدا برای جوانان مجرد هست؟ و چطور با ترک شهوت (ترک خودارضایی) می‌گوییم حجابها کنار می‌رود؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صبر بر عفاف، موجب می‌شود تا انسان ره صدساله را یک‌شبه طی کند، مشروط بر این‌که مواظب باشد حالت عفافش با نگاه به نامحرمان از بین نرود. موفق باشید


  • سلام استاد:
    بعد از سالها دست و پا زدن در ورطه عصیان و گناه و آرزوی اصلاح شدن و از دست دادن دوران جوانی اکنون به این نکته رسیده ام که کلید اصلاح و نقطه شروع سختی دادن به این بدن خاکی و دور شدن از تن پروری و راحت طلبی است. در حالی‌که از بچگی لوس و تنبل بوده ام و اکنون نسبت به جوانی روحیه ام هم خیلی ضعیف تر شده است. از کجا شروع کنم؟ چه کنم؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: بر اساس برنامه‌ی شریعت الهی که چندان هم نیاز به سخت‌گیری ندارد، باید عمل کرد. مهم معارف الهی است که باید پشتوانه‌ی اعمال ما باشد. سیر مطالعاتی سایت، پیشنهاد ما است. موفق باشید


  • حق النّاس و باور دینی:
    خاطره‌اي خدمتتان عرض کنم: من يک وقتي مشاور يک انتشاراتي بودم. روزي يک آقايي آمد که براي صفحه‌آرايي قرارداد ببندد. وي در آنجا گفت که من نه اهل صوم هستم نه اهل صلاتم؛ تا الان ياد ندارم که پيشانيم به مهر رسيده باشد! خواستم اول به شما بگويم که ما اين هستيم. گفتيم: خب! و قراردادي با او بستيم. فرض کنيد قرارداد صفحه‌آرايي سيصد و پنجاه و شش را با او بستيم. پول سيصد و پنجاه و شش صفحه را گرفت و رفت. باور کنيد، چند روز بعدش ديدم آمد و گفت: من صفحه‌آرايي سيصد و پنجاه و شش صفحه را با شما قرارداد بسته بودم، اما حالا که صفحه‌آرايي کردم، سيصد و پنجاه و دو صفحه شده است. چهار صفحه کم شد، و من چهار صفحه پول اضافي از شما گرفته بودم و آرام نداشتم بيايم حساب بکنم که از شما اضافه گرفتم. اين را ببينيد و آنوقت کسي هم هست که نماز و روزه و حجش ترک نمي‌شود ولي نسبت به حق الناس و مکارم اخلاق توجه نمي‌کند. انصافا ما اين سخن پيامبر را به جد نگرفته‌ايم که
    «انما بعثت لاتمم
    ............................
    این خاطره را به عنوان نمونه نقل کردم
    در زندگی خودمان بسیار از این موارد دیده ایم. خودم با یک مجموعه کار می کردم بسیاری کارهای درجه اول مملکت را انجام می دادیم (بدون تعارف کار صنعتی و ... درجه یک) انسانهای متدین و با اخلاق و خوش برخورد جبهه رفته - درد پیشرفت مملکت داشتن و ... (ما هم رو همین حساب روی قضاضای مالی خیلی حساس نبودیم و می گفتیم کار مملکت و انقلاب جلو میره حالا پول بهمون کم رسید ایراد نداره) همین افراد در تعامل مالی بشدت و بشدت بد عمل کردن و واقعا در حق ما ظلم شد تا اینکه از مجموعه خارج شدیم. دوستانی دارم با مجموعه هایی کار می کنند که افراد روزه خواری علنی می کنند و اعتقاد خاصی ندارند در عوض تعامل مالی که با اینها دارند بسیار درست و صحیح است سوال من این دو مورد است. اول اینکه چرا به این صورت هست؟ دوم در برخورد با مواجهه با این افراد باید چکار کرد؟

    سمه تعالی: سلام علیکم: آنچه می‌فرمایید نکته‌ای بسیار مهم در این زمانه است و سراغ این سقوطِ در عین دینداری را باید در کربلا گرفت که چگونه بعضی آنچه با رعایتِ ظاهر دینی برای خود محلی امن احساس می‌کنند که دیگر هیچ‌گونه ابعاد انسانی برایشان مهم نیست در آن حدّ که فرزند پیامبر خدا را آن‌طور به قتل می‌رسانند. آری! وقتی تنها ظاهر اعمال دینی منهای حکمت و عرفان در میان باشد، انسان خود را از وسعتی که باید نسبت به سایر انسان‌ها درک کند، محروم می‌نماید. لذا پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «قصم ظهری عالم متهتک و جاهل متنسک فالجاهل یغش الناس والعالم یخرهم بتهتکه». عالم بی‌پروا و جاهل لجوج کمر مرا شکستند نادانان با کم خردی مردم را گمراه می کنند (چون تظاهر به دین و مقدسات دارند) و دانایان بی پروا مردم را فریب می‌دهند. زیرا وارستگی و تقوا پیشگی ندارند. موفق باشید


  • سلام: بنده متاسفانه مدت زیادی است به گناه چشم چرانی مبتلایم. از این رو برای خودم نذر زجر قرار دادم که اگر فیلم های مستهجن ببینم سه روز پشت سر هم روزه بگیرم و این نذرم دائمی است و حدود یکسال است که این نذر را کرده ام ولی بارها شده که به سراغ فیلم های مستهجن رفته ام و سه روز روزه را هم گرفته ام البته این نذر خیلی هم در کاهش دیدن این فیلم ها به من کمک کرده است ولی هنوز این گناه در وجودم ریشه کن نشده است. آیا این نذری که انجام داده ام مطلوب است؟ لطفا مرا نصیحت بفرمایید که از این گناه دست بردارم.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید جلوی این توهّمات را خودتان بگیرید، وگرنه دین و دنیای‌تان را از دست می‌دهید و از جهان معنوی که با مقاومت در این امیال سراغ‌تان می‌آید خود را محروم خواهید کرد. موفق باشید


  • سلام استاد:
    مینویسم با دلی پر آه و درد، شاید جواب شما تسکین دهد قلب مرا
    جوانی هستم ۲۰ ساله، حدود ۴ ساله که کتب شما رو کار می‌کنم، در فهم مباحث مشکلی ندارم، ولی در عمل به مباحث سر تا پا مشکلم. شبی نیست که به حال خودم افسوس نخورم
    حقیقتا فکر می‌کنم به پوچی رسیدم. نمیدونم تو زندگیم چیکار میخام بکنم. نمیدونم چطور مشکلاتم رو بگم. اینقدر به پوچی رسیدم که حتی نمیدونم مشکلم چیه. استاد دارم عذااب می‌کشم. میدونم راه کدوم طرفیه اما حرکت نمی‌کنم. میدونم باید چیکار کنم اما انجام نمیدم.
    اگرم کاری انجام بدم فوری آلوده میشه به ریا... و منم نمی‌توانم کاری کنم که ریا رو از خودم دور کنم. میدونم حرفام واضح نیست، درد دله. اما ازتون خواهش می‌کنم کمکم کنید. واقعا در عذابم.
    چیکار کنم که از این اوضاع نابسامان زندگی بیرون بیام؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: برای فرار از «ریا»، نباید حضوری که تاریخ ما مقابل ما قرار داده است، را ترک کرد. همان‌که متذکر ریا هستید، به مرور حجابِ أنانیت برطرف می‌شود و در جهانِ معنویت زندگی خواهید کرد. موفق باشید


  • سلام: من دچار گناه خودارضایی شده ام و نتوانسته ام ترکش کنم خواهش می‌کنم کمکم کنید چیکار کنم؟ این گناه داره من رو نابود میکنه من حال روحیم خوب نیست لطفا کامل جوابم رو بدین.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: جهان متعالیِ معنوی بالاتر از جهان لذّاتِ این‌چنینی است. سعی کنید متوجه‌ی تنگی و تاریکیِ این نوع گناهان که ما را از عالم با صفای معنویت محروم می‌کند، باشید. ارتباط با رفقای خوب و عبادات طولانی و مطالعات جدّی و حضور در مسجد و ورزش، جهت روح را به جای دیگر می‌برد که جای خوبی است. بد نیست سری هم به کانل مطالب ویژه بزنید. موفق باشید @matalebevijeh


  • با سلام:
    تکلیف ما در مقابل افرادی‌که مدام غیبت می‌کنند و ما هم به نحوی در معرض آن قرار داریم چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً عرض شد اگر شرایط، جهت تذکر نیست، نباید با آن‌ها همراهی کرد. شاید سکوت ما موجب شود آن‌ها به خود آیند. این غیر از سکوتی است که منجر به تأیید می‌شود. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    استاد گرامی الان که دارم این پیام را میدم وسط جهنم هستم، ناامید، ناشکر، بی نماز و معصیت کار. میخوام برگردم شیطان نمی‌گذارد. همش بهم القاح میکنه میگه کی این ۴ سال نماز قضا را میخونه؟ نمیشه. کی این ۲ ما روزه را می‌گیری؟ نمیشه. چطور از این همه گناه توبه می‌کنی؟ تا کی میخوای توبه کنی؟ بنده ۲ سال پیش به طور عجیبی وصل شده بودم هر شب خواب اهلبیت (ع) و امام زمان (عج) می‌دیدم، بارها خواب رهبری می‌دیدم که داشتم با ایشان مصافحه می‌کردم، شبها خواب امام زمان (عج) که می‌دیدم از خواب که بلند می‌شدم عطری خوشبو فضای اتاق را پرکرده بود. همه چی از آنجا شروع شد که توقع تشرف حضرت کردم این تشرف در خواب انجام می‌شد اما در بیداری نه. این باعث شد گناه رویه گناه انجام بدم از قلب امام زمان (عج) دور بشم. الان در کفر هستم و میام برگردم شیطان میگه اگه امام زمان (عج) دوستت داشت شرایط شغلی و ازدواجت را درست می‌کرد خواستم که شما استاد عزیز کمک کنید (درونشان صد قیامت نقد هست، کمترین آنک شود همسایه مست)
    چیزی بگید این حقیر به لطف خدا و به برکت وجود اهلبیت و جنابعالی از جهنم کفر بیام بیرون. راستی نگید کتاب فلان بخوان که شیطان نمی‌گذارد بخوانم یا اراده خواندنش را ندارم لطفا در صورت امکان همین جا پاسخ بدین به ایمیل نفرستین. یا مهدی (عج)

    باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند دوست دارد بنده‌ای که گناه را تجربه کرده است با همّتی ماورای جذبات گناه، به سوی او برگردد تا جهانی سراسر معنوی را به سویش بگشاید و در همین رابطه فرمود: «إنّ اللّه یحبّ التّوابین». موفق باشید


  • سلام علیکم:
    برای رغبت و مداومت بر ترک معصیت و اینکه بتدریج از معاصی فاصله بگیریم، چه نکته مهم و اساسی هست؟ چون بسیاری اوقات قصد ترک معصیت می‌شود ولی مداومت بر آن و نظم در پیگیری آن نیست.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی بدانیم خداوند در بستر اسلام در هر زمانی چه جهان گشوده و سراسر کیفی را مقابل ما قرار داده و تنها کافی است بر اطاعت او صبور باشیم؛ عبور از معصیت با آن رویکرد به راحتی فراهم می‌شود و قصه‌ی «انتظار الفرج» به آن معنا نیز خود، فرجی برای انسان به میان می‌آورد. موفق باشید


  • سلام:
    از آنجایی که آدمی را به یک تقصیر از بهشت بیرون می‌کنند، اگر بلافاصله بعد از اتمام ماه رمضان انسان عمدا مرتکب گناهی شود، آیا هر آنچه در ماه رمضان بدست آوردیم از دست داده ایم؟ یا می‌توان انتظار داشت به گونه ای خداوند برکاتی که در آن ماه داده نگیرد؟

     باسمه تعالی: سلام علیکم: این مربوط به حضور فوق‌العاده‌ی آن‌هایی است که آن بالا بالاها هستند و لذا در کوچک‌ترین لغزش ندا سر می‌دهند: «ظلمت نفسی». قصه‌ی ما قصه‌ی آن گوسفند لاغری است که آخرهای گَله، لنگان لنگان در حرکت است و اگر هم به این طرف و آن طرف می‌رود، چوپان او را در بر می‌گیرد تا از نفس نیفتد و به پیامبر خود می‌فرماید به این بیچاره ها بگو: « قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (ای رسول رحمت) بدان بندگانم که (به عصیان) اسراف بر نفس خود کردند بگو: هرگز از رحمت (نامنتهای) خدا نا امید مباشید، البته خدا همه گناهان را (چون توبه کنید) خواهد بخشید، که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است. در این رابطه عرایضی در جلسه‌ی سوم «با دعا در آغوش خدا» شده است. موفق باشید


  • سلام علیکم: استاد عزیز اینکه گفته می‌شود غیبت غیر مسلمان جایز است و حرام نیست می‌توان گفت که حرام فقهی نیست ولی آثار ظلمت و کدورت در دل ایجاد می‌کند و نفس را در سیر الی الله دچار مشکل می‌کند؟ ممنون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع در فاسق‌بودن طرف است. مثل افراد فاسقی مانند ترامپ و پومپئو، که حضرت آقا در صحبت‌شان با دانشجویان به عالی‌ترین شکل آن‌ها را تخطئه کردند. موفق باشید


  • سلام علیکم: یکی از مواردی که مطرح شده برای دوری از گناه جنسی بحث اینکه انسان تنها نباشد این درست است ولی آن چه مورد سوال بنده است این است که اساس تنها بودن منفی نیست. مثلا بنده ممکنه است در تنهایی مطالعه کنم یا در تنهایی دعا و نماز بخوانم اتفاقا در مواری که انسان تنها هست احساس می‌کند راحت تر است. مثلا تمرکز بیشتر روی مطالعه مباحث دینی یا دعا و نیایش دارد البته منظورم این نیست که انسان در جماعات حاضر نشود مورد سوال من این است که اصل تنها بودن کلا نمی‌تواند مذموم باشد درست است؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. آن توصیه مربوط به کسانی است که توهّم در آن‌ها غلبه دارد و نمی‌توانند اندیشه‌ی خود را مدیریت کنند. موفق باشید


  • سلام استاد بزرگوار:
    این روزهای خوب ماه رمضان هر جا که میشینی از تلویزیون گرفته تا منبر علما، همه از رحمت و قابل توب بودن پروردگار صحبت می‌کنند و داستان و احادیثی از توبه و تحول های درونی گنهکاران نقل می‌کنند که به حق هم درسته و امیدوار کننده. ولی استاد عزیز تو همه این حکایات و احادیث فردی که بش رحم شده و توبه کرده با محیط مذهبی و ادعیه و ائمه بیگانه بوده و بنا بر صفای ذاتی و مصلحت الهی متحول شدند و خب خدا هم واسه کسی که برگشته سنگ تموم میذاره.
    اما من و امثال من چه کنیم که از بچگی سر سفره اهل بیت بودیم، نمک خوردیم و نمکدان شکستیم. من آدم ظاهر الصلاحیم، از بچگی فرائض دینی رو به جا می آوردم و جلسات رو شرکت می‌کردم. روم سیاه پام لغزید. بدم لغزید؛ خیلی بد. اتفاقی افتاده که روم نمیشه به خدا بگم ببخشید جبران می‌کنم؛ چه جوری میخوام جبران کنم؟ من که خیر سرم از قبل نماز و روزه و زیارتم به جا بوده دیگه چه کاری مونده که بخوام خودم رو بش دلخوش کنم و به خدا قول بدم.
    من عمل کردنم خوب بوده ولی گناه نکردنم نه! الان حتی روم نمیشه کسی نماز خوندنم رو ببینه؛همش میگم خدایا بنده هات نماز خوندن و زیارت رفتنم رو می‌بینن؛ زشتی و پلیدیم رو نمیبینن فکر میکنن من آدم حسابیم؛ می‌ترسم وقتی با باطنم آشنا بشن آبروی امام حسین و بچه مذهبیا رو ببرم. من میدونم من تو زرد از آب دراومدم و بقیه بچه مذهبیا اینطوری نیستن و نمیخوام باعث بی آبرویی و بدبینی بقیه بشم. استاد دست و دلم دیگه به توبه، نماز و دعا خوندن و زیارت رفتن نمیره؛ همش فکر می‌کنم دارم خدا رو مسخره می‌کنم با این کارم. استاد عیب نماز خوندن من چی بوده که تنهی عن الفحشا و المنکر نشد؟ زیارت رفتنم کجاش می‌لنگید که بعد دو هفته دیگه مانع لغزشم نمی‌شد؟ چه کنم که خدا رسوام نکنه و باعث بی آبرویی بقیه نشم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به آیه‌ی ۵۳ سوره زمر فکر کنید که خداوند به پیامبر خود می‌فرماید به بنده‌های من یعنی به همان‌هایی که خود را از تعادل و انسجام و یگانگیِ شخصیت محروم کرده‌اند به آن‌ها بگو برای جبران آن کوتاهی‌ها راهشان بسته نیست، «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم‏» ای بنده‌های من که در مورد خود تندروی کرده‌اید و از مرز بندگی خدا خارج شده‌اید! از رحمت خدا مایوس نگردید. به تعبیر «أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ» نظر بفرمایید تا روشن شود چه اندازه خداوند متوجه نحوه لغزش‌های ما می‌باشد و در همان راستا تذکر می‌دهد راه جبران بسته نیست. اسرافِ بر جان، یعنی روح و روان و جان خود را از تعادل و یگانگی خارج‌کردن. یعنی یک بُعدی‌شدن و در اموری که مهم نیست افراط و تفریط به خرج‌دادن. گاهی انسان نمی‌فهمد مشکلش چیست، وقتی خداوند به آن مشکل اشاره می‌کند تازه می‌فهمیم دردمان و مشکل‌مان جهت و ریشه‌ی آن کجاست و چرا کارمان به انتخاب اموری کشیده شده که ربطی به شخصیت اصیل انسانی‌مان نداشته و عملاً گرفتار نوعی از خودبیگانگی شده‌ایم، در آن حدّ که نمی‌دانیم چگونه باید باشیم و چه نوع شخصیتی را در رابطه با خود باید دنبال کنیم؟ احساس می‌کنیم که نمی‌دانیم چه هستیم و آن انضباط قلبی را که راحت با آن با خدا بتوانیم ارتباط پیدا کنیم را گم کرده‌ایم. حسرت افرادی را می‌خوریم که در عالم روحانی خود به‌سر می‌برند و ما آن کیفیتی را که به کمک آن بتوانیم ماورای زمان، با روح تاریخی که اولیای الهی در آن زندگی می‌کردند، زندگی کنیم از دست داده‌ایم.



    خداوند دقیقاً در آیه‌ی فوق به چنین انسانی پیغام می‌فرستد که ای پیامبر به همان‌هایی که در به کارگیری خود جانب افراط را طی کردند بگو راه بسته نیست و می‌توانید به همان نقطه‌ی کمالی که در طلب آن بودید برسید. مگر تحت تأثیر دام‌های دنیای مدرن زندگیت را خراب نکرده‌ای و انضباطی را که باید در بندگی داشته باشی از دست نداده‌ای؟ از رحمت الهی مأیوس نباش. باز هم آن حالات روحانی رزمندگان، باز مناجات‌های شبانه‌ی دلسوختگان. باز ایثار و محبت همه‌ی آنها در سعه‌ی رحمت الهی، در پیش است. چرا یأس؟



    آنچه مانع می‌شود تا به راحتی وارد این نجوا و نیایش با خدا شویم این تصور است که می‌دانیم نسبت به جان و نفس خود اسراف کرده‌ایم و از تعادل لازم خارج شده‌ایم، پس امکان برگشت نیست و خداوند درست بر روی همین نکته دست گذاشته است و می‌فرماید ای پیامبر به بندگان من بگو، ای بنده‌های من، «يا عِبادِي‏». خداوند خطاب به همان گنهکاران می‌فرماید: ای بندگان من. آن وقت من و شما بگوییم چون ما گرفتار انواع افراط و تفریط‌ها شده‌ایم، ما را به بندگی قبول ندارد. می‌فرماید با همان شما هستم که «أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ» با همین خود شما حرف دارم که نتوانستید در مسیر صحیح جلو بروید. ای پیامبر به بنده‌های من که رعایت بندگی را آن‌طور که شایسته است نکردند بگو از رحمت خدا مأیوس نشوید. انسان در تصور اولیه پیش خود می‌گوید مگر می‌شود خداوند متعال منِ گنهکار را جزء بنده‌های خود به حساب آورد؟ ولی خدا درست با قبول این‌که آن افراد در مسیر انحراف قدم گذاشته‌اند به معنای «أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ»، آن‌ها را بنده‌های خود می‌نامد، تا راهی بس گشوده و حیات بخشی را در مقابل آن‌ها بگشاید، تا راه ارتباط با خدا را که دوست‌داشتنی‌ترین دوست‌داشتنی‌هاست، به ما نشان دهد و از روزمرّگی‌ها و یأس‌های بی‌جا رهایمان سازد. ای پیامبر به همین افراد بگو با حضور در رعایت دستورات ساده الهی، حق مأیوس‌شدن ندارید. «لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ» از رحمت خدا مأیوس نباشید، در حالی‌که راه رجوع به رحمت الهی به‌راحتی در مقابل شما گشوده است.



    در ادامه نکته‌ای فوق‌العاده امیدبخشی را با ما درمیان می‌گذارد که با نظر به آن می‌توانیم امیدوار راهی باشیم که خداوند آماده است در آن راه، همه‌ی حجاب‌های بین ما و خود را رفع کند. لذا می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً» خداوند همه‌ی گناهان را می‌بخشد. آری! درست دیدید، همه‌ی گناهان را، همه‌ی آن کوتاهی‌هایی که موجب آشفتگی شخصیت ما گشته و نمی‌توانیم خود را در گستره‌ی ارتباط با خدا بیابیم. این همان برآورده‌شدن آرزوی یگانگی با حضرت حق است تا در افق حضور حق در عالم، در عالم حاضر شویم و احساس ما، احساس حضور حق در عالم باشد و نه احساس حضور در محدوده‌ی تنگ و تاریک خودمان. احساس حضور در بیکرانه‌ی عالم وجود. در این قسمت از آیه‌ی مذکور نه‌تنها جایی برای ناامیدی به جهت افراط و تفریط‌ها نمی‌گذارد، بلکه امیدی بسیار عمیق را در مقابل بنده‌ی گنهکارش می‌گذارد، در مقابل همان بندگانی که «أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ»، امیدی که همه‌ی بهشت‌ها در مقابل‌ انسان‌ها گشوده می‌شود و می‌توانند بدون هرگونه حجابی با حضرت محبوب مأنوس شوند و شب هجران را به کمک پروانه‌ی امید به صبحگاهان وصل بدل کنند. امیدی که قبل از آن، تصور این را هم نمی‌کرد که بتواند با آن‌همه کوتاهی، در آینده‌ای دیگر خود را درک کند که آینده‌ی رفاه‌زده و اشرافیِ هم‌کلاسی‌های گذشته‌اش نیست که حسرت زندگی آن‌ها را می‌خورد.



     با شمایی که «أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ» دارد آن موضوع را درمیان می‌گذارد که «إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً» پس مواظب باشید به این وعده‌ی الهی جفا نکنید و تصور نمایید برای ورود به عالم عرفا شأنیت دیگری نیاز است. به گفته‌ی جناب جامی:



    غرّه مشو، که مرکب مردان مرد را         در تنگنای بادیه، پِی‌ها بریده‌اند



    نومید هم مباش، که رندان جرعه نوش        ناگه ز یک ترانه به منزل رسیده‌اند



     آیه‌ی مذکور از همین زاویه با ما سخن می‌گوید. یعنی حال که می‌خواهی از زندگیِ اهل دنیا فاصله بگیری و وارد جهان گسترده‌ی معنویت شوی؛ نگاه نکن به عرفای بزرگ و ریاضت‌های آن‌ها و بگو مرا در آن وادی‌ها راهی نیست، بلکه بدان اگر رند جرعه نوش شدی و با آزادی تمام بنای اُنس با پروردگار خود را از طریق همین مناجات‌ها شروع کردید، با یک کرشمه خود را در منزل انس با پروردگارتان می‌یابید. با دقت در آیه‌ی فوق جای دوست داشتن و عشق ورزیدن به خداوند در میان است و نه جای محاکمه‌کردن خود. موفق باشید


  • سلام استاد:
    استاد بنده با کلی مطالعه و مراقبه به مشکل بر میخورم. پس از کلی دست و پنجه نرم کردن با نفس و با هوا و هوسها آخر سر در جهاد اکبر شکست میخورم. به نظرم خدا میتوانست بین من و آن گناه دیوار حائلی باشد ولی خب این کار را نکرد. بر اثر غفلتی که توجهی به آن نداشتم به گناه افتادم. بسیار بسیار از گناه خودم ناراحت شدم و حالت بغض و گریه در من بوجود می آید هروقت به یاد این می افتم که حتی لیاقت گناه نکردن و تقوا هم نداشتم گریه ام می‌گیرد. نمی‌دانم شاید این به گناه افتادن بخاطر اصلاح بوده باشد. تنبیهی از طرف خداوند. ضمن نصیحتی از شما خواستارم کتاب هایی در راستای گناه شناسی و نحوه مقابله با آن به بنده معرفی کنید.
    التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب نمی‌خواهد! تنها کافی است متوجه باشیم وقتی گرفتار گناه شویم، از حضور در جهانی که سراسر کیفیت و معنویت است، محروم می‌شویم و با توبه و باز هم توبه، بالاخره جذبات گناهان کم می‌شود و در ساحت دیگری قرار می‌گیرید. موفق باشید


  • با سلام:
    من مرض سو ظن دارم. با یکی از اقوام در گیر شدم. از روی عصبانیت گفتم که بگم تو با کی هستی؟ او گفت میگم که با من هست. من به او تهمت زدم. الان بدجوری عذاب وجدان دارم و از سوی دیگر حس بدی به خدا و اعتقادات پیدا کرده ام. حالا باید چکار کنم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید بر روی خودمان کار کنیم، وگرنه ضربه‌های سختی می‌خوریم. پیشنهاد بنده آن است که مباحث «ای اباذر» که کانال مطالب ویژه در حال ارائه‌ی آن است، دنبال بفرمایید. موفق باشید آدرس کانال: @matalebevijeh


  • سلام استاد گرامی: ببخشید اگر انسان طبق آیات قرآن، در خسران است ما چگونه امید داشته باشیم که عاقبت به خیر می‌شویم؟ الان وقتی یادمان نمی آید که در گذشته خود چقدر گناه کرده ایم و حق الناس، چه کنیم؟ چطور می‌توانیم گذشته خود را جبران کنیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از آن‌که فرمود انسان در خسران است، فرمود: «الا الّذین آمنوا و عملوالصّالحات» و عمل صالح آن است که نسبت به گناهان توبه، و نسبت به حق النّاس، در حدّ توان خود تلاش برای جبران آن داشته باشیم. موفق باشید


  • بسمه تعالی
    سلام استاد عزیز: ضمن تبریک روز معلم به ساحت شما، و تشکر از همه آنچه در جان ما کاشتید
    استاد جان در پاسخ سوال ۲۷۶۶۰ فرموده بودید، یک سمت دین نادیده گرفتن ضعف های دیگران است خوب آیا باید برای ملاقات خداوند به همه اینها عشق هم بورزیم در همین سطح پایینی که ما هستیم؟ هر کار می‌کنیم و سعی می‌کنیم عمل آنها را خوب جلوه دهیم نمی‌شود، قلبمان با آنها همراه نمی شود، مخصوصا اینکه دوست دارند ما در کنار آنها باشیم وقتی کارهای لغو و بیهوده انجام می‌دهند کاملا در این زمینه قدرت تفکر از من گرفته شده مگر می‌شود انسان خود را قانع کند که احوالاتی را نداشته باشد بعد به خاطر رعایت احترام و محبت به آنها در حالات وهمی و بچگانه آنها شریک شد؟ مثلا پای تلفن، مثلا تلوزیون دیدن، مثلا دورهمی های بی فایده که روایت هم می‌خوانند که از زیارت خانه خدا هم بالاتر است حتی اگر بیهوده باشد، مثلا بیرون رفتن های بدون برنامه ریزی و بدون زمان مشخص، مثلا بیدار ماندن تا ۱۲ نیمه شب،... کمک کردن به آنها یک چیز است، نشستن پای حرف های بیهوده یا کارهای بیهوده آنها که روح ما را هزار جا پراکنده می‌کنند یک چیز است. استاد من تا جایی که غفلت نکنم، به پدر و مادر خودم و والدین شوهرم احترام می‌گذارم و به آنها محبت افعالی می‌کنم به خاطر رضای خدا، ولی هر چه می‌کنم نمی توانم با قلب ام به آنها متمایل شوم و حس نفرت از رفتارهایی آنها مرا می‌گیرد چون برای رها شدن خودم از این لغویات قبلا متنفر شده ام. آیا این گناه است؟ دنیای من، کاملا با دنیایی آنها متفاوت است. چه کنم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: با عمل آن‌ها مخالف باشید و نه با خود آن‌ها. آری! محبت به مردم، غیر از همراهی با آن‌هاست. با محبت و احترام، زمینه‌ی علاقه‌مندشدن به دین را در آن‌ها باید فراهم کرد.