×

مرورگر شما نیاز به بروزرسانی دارد

کاربر گرامی، از آنجا که مرورگرهای قدیمی قادر به اجرای متدهای جدید برنامه نویسی نیستند، جهت استفاده بهتر از این سایت، مرورگر خود را به جدیدترین نسخه بروزرسانی کنید:

برو به صفحه آپدیت مرورگر

    آیت‌الله بهجت(ره)

  • سلام علیکم:
    کتاب ورود به عالم بقیت اللهی را مطالعه می کنم.
    استاد اگر فردی در توحید قوی شود ادامه مسیر برای او چیست؟ آیا چنین فردی باید به دنبال استادی باشد تا در ظهور و تجلیات او را جلو ببرد؟ یا صرف معرفت و توحید که با روح و قلب دریافت می کند کافیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که به جزوه‌ی «شرح مختصر دستورالعمل سلوکی آیت اللّه بهجت» به آدرسhttp://lobolmizan.ir/leaflet/1361/ که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید


  • با تقدیم سلام و احترام: 1. برای فهم منطق الطیر اگر سیر سایت را دنبال کنیم و فلسفه هم بخوانیم باز هم نیاز به استاد هست؟ چه کنیم که استاد نداریم؟ 2. مجمعی از علاقه مندان به ادبیات عرفانی که برخی معلمان ادبیات فارسی اند از حقیر خواستند مثنوی بگویم بنده دانستن فلسفه و عرفان را لازم دانستم چشم انداز بنده برای ورود به ادبیات عرفانی این هست سیر کتب حضرتعالی در فلسفه 4 (کتاب) کتب عرفانی به ترتیب جلد 1 مقالات تفسیر حضرتعالی از سوره واقعه و نبا، تفسیر حمد، رساله الولایه، مصباح الهدایه، مبانی و اصول عرفان نظری استاد یزدانپناه. تا این حد مرحله مقدماتی و متوسط است و به نظر بنده کافی است برای علاقه مندان به مطالعه عمیق تر 3 کتاب اصلی عرفان. تایید می فرمایید؟ 3. چه سیری را برای ادبیات عرفانی صلاح می دانید؟ متشکرم

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد استاد، نظر کنید به سخن آیت اللّه بهجت که می‌فرمایند: «علم تو، استاد توست» . در این مورد در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، عرایضی شده است 2- به نظر بنده اگر کتاب‌هایی که می‌فرمایید مطالعه شود، می‌توانید با افکار جناب مولانا و آن‌چه بر روح و روان آن می‌گذرد، مرتبط شوید 3- همین مطالب که می‌فرمایید خوب است، البته که مباحث «ده نکته» و «برهان صدیقین» و «خویشتن پنهان» را به عنوان مقدمه فراموش نکرده‌اید. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    1. استاد اگه انسان ضعیف آفریده شده و در تمام کارهاش باید به مرجع قدرت یعنی خدا تکیه کند. مرتاضان یا کافرانی که با کار کردن روی نفسشون این کارا رو انجام میدند با چه قدرتی انجام میدند آیا یک قدرت شیطانی اونها رو یاری میکنه یا؟
    2. در مورد جبر و اختیار آیا این درسته که بگیم جبر مربوط به عالم تکوین است و اختیار مربوط به عالم تشریع. من هنوز جبر و اختیار و توحید افعالی خداوند را نفهمیدم. جزوه جبر و اختیار رو هم خوندم ولی....

    باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌ها با قدرت نفس، چنین می‌کنند و این غیر از قدرتی است که با رجوع إلی اللّه شکل می‌گیرد. در مورد جايگاه كرامتى كه از اهل كرامت صادر مى ‏شود با آنچه اهل توحيد دارند و سعى به نفى خود دارند به فصل آخر كتاب «جايگاه و معنى واسطه فيض» رجوع فرماييد در آن‏جا در يك پاورقى طولانى از صفحه ‏ى 299 به بعد، فرق كرامت و توحيد بحث شده و اين كه اهل كرامت عموماً نفس خود را تقويت مى ‏كنند، ولى امامان معصوم ‏عليهم السلام خودشان را هيچ مى ‏كنند تا خدا در قلبشان جلوه كند. اهل كرامت با رياضت‏ هاى مخصوص نفس ناطقه را تقويت مى‏ كنند، و چون نفس انسان مجرد است اگر از بدن آزاد شد نگاه مى ‏كند مى ‏بيند در چهارصد كيلومترى چه خبر است، اين به جهت قدرت‏ نفس‏ است. اما امام معصوم (ع) از حق خبر مى‏ گيرد و لذا بايد بين اهل كرامت و اهل توحيد تفكيك قائل شد. اهل توحيد صحنه‏ هاى بزرگ تاريخ توحيدى را شكل مى ‏دهند هم ‏اكنون يك بسيجى ناب در برزخ از اهل كرامت خيلى جلوتر است. حضرت امام خمينى «رضوان الله تعالى عليه» و علامه طباطبائى «رحمة الله عليه» و آيت الله بهجت «رحمة الله عليه» اهل توحيداند، هر چند اگر خداوند مصلحت بداند كرامت‏هايى نيز از طريق آن‏ها اظهار مى ‏شود 2- در مورد جبر و اختیار خوب است جزوه‌ی «جبر و اختیار» را که بر روی سایت هست، مطالعه فرمایید.



    http://lobolmizan.ir/leaflet/1307/%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1 موفق باشید


  • سلام خدمت استاد عزیزم:
    استاد جان! بنده وقتی اوصاف و بیانات برخی از شهداء دفاع مقدس را که در سن پایین می شنوم یا آیت الله بهجت «ره» یا امام خمینی «ره» که نقل شده در سن پانزده سالگی نماز شب می خواندند!! این سئوال اساسی و مهم برایم پیش می آید، که حقیقتا این بزرگورانی که در سن پایین حرف های عارفانه می زدند یا اعمال عارفانه انجام می دادند! پس کی مبارزه با نفس کردند؟ پس کی این قوه خیال را کنترل می کردند؟ حقیقت چیست؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع سالکِ مجذوب با مجذوبِ سالک فرق می‌کند. یکی حرکت می‌کند تا نورِ الهی او را در برگیرد و یکی نور الهی او را در بر می‌گیرد و سعی می‌کند آن نور را حفظ کند. افرادی که نام برده‌اید از نوع دوم‌اند. مرحوم عبدالرزاق کاشانی در مقدمه‌ی شرح «منازل السائرین» می‌گوید:



    عرفا به طور کلی متفق‌اند که نهایات تصحیح نمی‌شود مگر با تصحیح بدایات و تصحیح بدایات عبارت است از 1- امتثال امر الهی 2- مشاهده اخلاص و این‌که انسان در خود ببیند برای خدا خواسته 3- رعایت سنت 4- تعظیم نهی در عین مشاهده خوف از عقاب الهی 5- شفقت بر عالم با بذل خیرخواهی و این که بار خود را بر روی دوش مردم نیندازد 6- دوری از همنشینی که وقت را تباه می‌کند 7- دوری از هر سببی که دل را مفتون و شیفته می‌نماید.



    می‌فرماید: مردم در این بیان و شأن سه دسته‌اند: آن‌که بین خوف و رجاء عمل می‌کند، با توجه به محبت و همراه با حیاء، که چنین کسی را «مرید» گویند.[1] و آن‌که از وادی تفرقه و پراکندگی به وادی جمع ربوده شده‌ که او را «مراد» نامند[2] و غیر از این دو هرکه هست مدعی و نیرنگ‌باز است.



    می‌توان گفت: همه‌ی مقامات در سه مرتبه جمع می‌شوند. رتبه‌ی نخست که مساوی است با آغاز کار سالک در سیر سلوک. رتبه‌ی دوم با داخل‌شدن سالک در غربت شروع می‌شود و رتبه‌ی سوم دست‌یابی سالک به مشاهده‌ای است که او را به سوی عین توحید در طریق فنا می‌کشاند و جذب می‌کند.



    در معنای رتبه‌ی نخست که آغازکردن کار سالک در سیر و سلوک بود، در روایت از رسول خدا (ص) داریم: «سیروُا سَبَقَ الْمُفْرِدون» سیر کنید که مُفْرِدون پیشی گرفتند. مردم سؤال کردند ای رسول خدا مفردون چه کسانی هستند؟ فرمودند: «المهترّون، الذين يهترّون في ذكر الله عزّ و جلّ، يضع الذّكر عنهم أثقالهم فيأتون يوم القيامة خفافا» متحیرون آن‌هایی که در یاد خدا سرگشته‌اند و یاد خدا بارهای گران را از ایشان برمی‌دارد، از این روی در قیامت سبک بال خواهند آمد. (ترمذی، کتاب‌الدعویات، باب 129)



    در رابطه با مرتبه‌ی دوم که واردشدن در غربت است از رسول خدا (ص) داریم «طَلَبُ الْحَقِّ غُرَبةٌ»[3] طلب‌کردن و خواستن حق، غربت است. و در رابطه با مرتبه‌ی سوم که دست‌یابی به مشاهده است در روایت داریم که جبرائیل از رسول خدا (ص) پرسید: «مَا الإحْسان؟» احسان چیست؟ حضرت فرمودند: «اَنْ تَعْبُدَ الله کَاَنَّکَ تَراه فَاِن لَمْ تَکُن تَراه فَاِنَّه یَراک»[4] احسان آن است که خدا را به گونه‌ای عبادت کنی که گویا او را می‌بینی و اگر او را نمی‌بینی پس بدان او تو را می‌بیند. که این حدیث اشاره جامعی است به مذهب عرفا و متصوفه.



    خواجه عبداللّه انصاری می‌فرماید: من درجات هر مقام را به تفصیل برایت باز می‌گویم تا درجه‌ی عامه و سالک و محقق را در هر مقام بشناسی زیرا برای هر یک نشانی است که به سوی آن برانگیخته می‌شود. موفق باشید  



     





    [1] - مرید همان سالک مجذوب است که جز خدا را اراده نکرده و مراد همان مجذوب سالک است که خداوند او را اراده و جذب کرده.



    [2] - حافظ در رابطه با عبور از تفرقه می‌گوید: «از فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع» که عبور از خلق به حق است و  به حق اشتغال‌یافتن.



    [3] - تاریخ دمشق، ج 51، ص 832- کنز العمال، ج 1، ص 239



    [4] - صحیح مسلم، کتاب‌الإیمان، ج 1، ص 37.


  • سلام خدمت استاد عزیزم:
    استاد جان! این خیال واقعاچه قوه ای است؟! استاد آیا حضرت امام خمینی (ره) که از نوجوانی و جوانی سیر و سلوک خود را آغاز کرده! واقعا سال با این خیالات دست و پنج نرم کرده؟ استاد بنده خیالات بسیار پوچ و باطلی به سراغ من می آید، که بعضاً وقتی ریشه یابی می کنم متوجه میشم که ناشی از یک رذیله اخلاقی است! ولی الحمدالله خدا آگاهم کرده که نباید این رذیله را داشته باشم، و به لطف الهی بسیار منزجر هستم از این رذیله اما واقعا خیالات بدجوری اذیتم می کند، حتی حتی حتی در زیارت امام معصوم (ع) که هم اکنون هستم!! استاد بی زحمت به سئوال های این حقیر پاسخ دهید.
    1. آیا حضرت امام (ره) هم در دوران جوانی خود چنین خیالاتی به سراغ ایشان می آمده؟ میخوام بدونم آیا هجوم این خیالات پوچ و زشت برای همه ی طالبان و سالکان یکسان هست؟
    2. استاد این که حضرتعالی از فیوضات زیارت امام معصوم (ع) سخن می رانید، به ویژه در سلوک الی ا.... پس چرا الان خیالات این اجازه را نمی دهد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آیت اللّه حسن‌زاده «حفظه‌اللّه» می‌فرمودند خطورات که در خیال وارد می‌شود، تا آخر برای انسان هست ولی می‌توان با تجربه‌ای که انسان به‌دست می‌آورد، از آن‌ها به‌خوبی عبور کرد به همان معنایی که آیت اللّه بهجت «رحمة‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند: آمدنِ آن خطورات، در اختیار شما نیست، ولی عبور از آن‌ها و اعتنانکردن به آن‌ها در اختیار شماست 2- با زیارت ائمه «علیهم‌السلام» امتحان کنید که چه اندازه در زیر سایه‌ی آن بزرگواران کارها راحت جلو می‌رود. موفق باشید


  • سلام خدمت استاد عزیز:
    برای شروع ماه ذی القعده و به ویژه چله کلیمی چه توصیه ای دارید؟ آیا چله کلیمی الزاما نیاز به استاد دارد؟ یعنی نمی شود مراقبتهایی را خود شخص انجام دهد؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به فرمایش آیت اللّه بهجت، علم شما استاد شماست. لذا نیاز به استاد خاص ندارید. با روزه‌داری و آزادکردن خود از مشغله‌های دنیایی سعی کنید با عبادات و مطالعه‌ی کتب عرفانی، قلب را آماده‌ی الطاف الهی بفرمایید. موفق باشید


  • با سلام خدمت استاد عزیز:
    حضرتعالی در کتاب ادب و عقل در ادامه انقلاب اسلامی به تفاوت امام خمینی (ره) و آیت الله بهجت (ره) پرداختید. سئوال این حقیر این است که از نظر تجلی اسماء الهی بر قلب این دو بزرگوار بفرمایید که چه اسماء الهی هست که امام از آن برخوردار بودند اما آیت الله بهجت (ره) برخوردار نبودند؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عرض شد خداوند مطابق دغدغه‌های سالک انوار خود را بر قلب سالک متجلی می‌کند. دیگر موضوع مربوط به نسبت خود سالک با حضرت ربّ است. موفق باشید


  • سلام:
    بنده حقیر از طلاب قم هستم سطح 3 ، می خواستم بدونم حضرتعالی دستور عمل سلوکی می دهید دستگیری می کنید. حقیر اکثر کتب های معرفت نفسی شما رو خوندم و خیلی استفاده کرده ام و خیلی سوالات من پاسخ داده شد. لذا طبق آشنایی با فکر و سبک هدایتی شما اینجانب درخواست دارم به این حقیر کمک و دستگیری کنید. تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: روش بنده روش حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» است که معتقد بودند اگر معرفت انسانی نسبت به حقایق دینی درست باشد، همین دستورات دینی تأثیر عمیق خود را می‌گذارد و شاید سخن آیت اللّه بهجت که می‌فرمایند: علم تو، استادِ توست؛ در همین رابطه باشد. موفق باشید 


  • سلام آقا: 1. نوجوان 17ساله ای هستم که از شهدا جامانده ام و مورد تایید کامل آقای عزیزم حجت بن الحسن نیستم، گاهی وقت ها قوای جنسی بر من روی می آورد و یک افکار بسیار بسیار بدی بر من می آید گاهی هم تلاش کردم برای فرار از این افکار ولی شما تصور کنید که اگر من میل جنسی شدیدی داشته باشم و فکرم را هم نتوانم مشغول کنم از شدت این میل چه کنم؟ آیا این افکار ناجور مرا از مسیر معنویت عقب می اندازد؟ چه کنم نجات پیدا کنم؟ گاهی وقت ها ناراحت می شوم که نکند من فردی مثل بزرگان اخلاق و عرفان و... نشوم چرا این افکار نمی گذارد. دعاکنید شهید شوم خاک بر سرم. این افکار دور کننده از مسیر هستند یا خیر؟
    2. قرار است که آثار شهید مطهری را مطالعه کنم آیا آثار شما را کامل کنار بگذارم یا هر دو را با هم بخوانم؟ شنیدیم که ذهن فقط می تواند از یک نفر اثر بگیرد و رنگ بپذیرد یا سخنی شبیه به این. نظر شما چیست در حالی که منش فکری شما با منش فکری استاد شهید متفاوت است؟
    سوال را سر سایت قرار دهید. ممنون، ان شا الله شما هم شهید شوی.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به فرمایش آیت اللّه بهجت، آمدنِ آن افکار در اختیار شما نیست، ولی ترتیبِ اثردادنِ آن‌ها مربوط به شماست و هر آن‌چه در مقابل آن افکار بیشتر مقاومت کنید، به توانایی‌های خود و صفایی که بین شما و خدا پیش می‌آید، بیشتر پی می‌برید 2- فکر می‌کنم در کنار آثار شهید مطهری مطالعه‌ی کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» که نامه‌ی امام علی«علیه‌السلام» به فرزندشان می‌باشد، مفید باشد. موفق باشید


  • با سلام و خدا قوت:
    استاد سوالاتی راجع به مرحوم آیت الله خوئی دارم. رابطه ایشون با حضرت امام (ره) چطور بود؟
    ماجرای هدیه انگشتر به فرح و این دیدار صحیح هست؟ یه سوالم راجع به آیت الله العظمی سیستانی، رابطه ایشون با امام و آیت الله خامنه ای چطور هست؟ آخر خیلی ها برای تضعیف انقلاب دست به دامن رابطه بد آیات سیستانی و خوئی و بهجت با انقلاب و دو رهبر کبیر آن می شوند! تشکر بزرگوار

    باسمه تعالی: سلام علیکم: امام خمینی نسبت به آن ملاقات گله‌مند بودند ولی مشیِ آیت اللّه خوئی این اواخر تغییر کرد به طوری که آیت اللّه جوادی در جلسه‌ی ترحیم آیت اللّه خوئی فرمودند: آن‌چه حضرت امام در ابتدا به آن رسیدند، آیت اللّه خوئی در آخر متوجه‌ی آن شدند» 2- عالمانی همچون آیت اللّه سیستانی و بهجت، شدیداً نسبت به موفقیت حضرت امام و رهبری و انقلاب اسلامی تلاش مخصوص خود را داشته‌اند. موفق باشید


  • سلام استاد: وقتتون بخیر. امیدوارم شاد و سلامت باشین و در نگاه رحمت حق، همراه همیشگیتون باشه، استاد بنده از بزرگترین آرزوهام اینه که دائم الحضور و دائم الذکر بشم که حتی اندازه نصف چشم بر هم زدنی از خدا غافل نشم و مدام ذکر قلبی داشته باشم اما نمیشه و این موضوع منو نامید میکنه میگم شاید لایق نیستم، نمیدونم چیکار کنم، این موضوع خیلی ذهنم رو درگیر کرده. دوس دارم توی جمع و توی خلوت همه حواس و تمرکزم پیش خدا باشه اما هی ارتباط قطع و وصل میشه. خواهش می کنم لطف کنین بگین بنده چیکار کنم که به این حال برسم و دوام داشته باشه. تشکر

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول آیت اللّه بهجت این کار بدون مؤنه نمی‌شود. پیشنهاد بنده آن است که کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را که بر روی سایت هست، مطالعه فرمایید تا آرام‌آرام راه‌های مناسب آن نیت بسیار خوب‌تان برایتان گشوده شود. موفق باشید


  • با سلام: می خواستم راجع به حدیث نفس بدانم که آیا از شیطان است یا مشکل از نفس خودمان است که اینطور زجر می کشیم؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: حدیث نفس می‌تواند ملکی یا شیطانی باشد. اگر در آن حالت نظر به ربوبیت حق و عبودیت خود شویم، مَلَکی است و اگر ما را مشغول خود کند تا شیفته‌ی خود شویم، شیطانی است و راه حل عبور از آن همان توصیه‌ی آیت اللّه بهجت«رحمة‌اللّه‌علیه» است که فرمودند: «آمدنش در اختیار شما نیست، ولی دنبال‌کردنش در اختیار شماست، سعی کنید آن را دنبال نکنید». موفق باشید


  • سلام علیکم استاد عزیز:
    سخنراني آيت الله ناصري:
    آیت الله العظمی آقای بهجت رحمه الله نقل کردند که در مدرسة سید در نجف، تحصیل می‌کردیم. حدود 60 - 70 سال قبل از این، نابینایی بود که قرآن حفظ می‌کرد. به طلبه‌ها می‌گفت: «این قرآن را از فلان جا یک آیه بخوان تا من حفظ کنم» همین طور آیه به آیه، چندین جزء حفظ کرده بود. یک روز به آقای بهجت گفته بود: «آقا یک‌ آیه برای من بخوان تا حفظ کنم.» آقا یک آیه از او می‌پرسند که کجاست؟ می‌گوید: «فلان سوره فلان آیه.» آقا می‌فرمود برای امتحانش گفتم: «نه اینجا نیست.» گفتند: «قرآن را گرفت و گفت مگه کوری این آیه هست؛ اینجا نوشته است.» حقیقت، انسان را به اینجا می‌رساند. استاد این مطلب را در کانالشان زده بودند. سوالم اینجاست: یعنی آیت الله بهجت دروغ گفتند؟!!

    باسمه تعالی: سلام علیکم: دروغ نمی‌گفتند، می‌خواستند او را امتحان کنند و متوجه‌ی نوری شوند که آن فرد نابینا منوّر به آن است. موفق باشید


  • بسم الله النور
    با سلام و تقدیم احترام:
    1. حقیر 21 ساله هستم و دانشجوی کارشناسی. تا بحال بعلت علاقه زیاد به حوزه علمیه لمعه و منطق و.. را خوانده ام. از طرفی مباحث استاد پناهیان و استاد میرباقری را پیگیری کرده ام. از سویی غالب آثار حضرت امام را خوانده و یا دارم و مراجعه می کنم و با بیانات مقام معظم رهبری مانوسم. و علاقه زیادی به کتب حدیثی دارم و مستقیما رجوع کرده و بهره ها می برم. حقیر در طول هفته به جهت استعدادی که خداوند مرحمت فرموده 6 یا 7 جلسه در خوابگاه ها ارائه مطلب دارم و مباحثم را ذیل نگاه امام خمینی (روحی فداه) عرض می کنم.
    از آنجایی که بورسیه قضایی هستم نمی توانم رسما به حوزه علمیه بروم ولی علاقه بسیاری به تلبس و تبلیغ دین و ادامه مسیر حوزه تا اجتهاد دارم. سختی زیادی را برای مطالعه معارف اسلامی در دانشگاه متحمل شده ام البته در راه خدا، یقینا اینها هیچ نیست ولی عرضم این است که حاضرم جان در گرو کار بگذارم. ولی یک مسئله ای هست و آن اینکه در متون عرفانی متعدد از علامه طهرانی، علامه طباطبایی، آیت الله سعادت پرور، علامه حسن زاده و سایر آقایان بزرگوار، لزوم رجوع به استاد کامل را دیده ام. ولی هر استاد عرفانی که آثارش را مطالعه کرده ام خلا تمدن سازی و جامعه پردازی و سلوک اجتماعی را در آن دیده ام و اکنون فقط و فقط یک شخصیت را ذیل معارف اسلامی می توانم قبول کنم و لا غیر و ایشان، حضرت امام خمینی است. اما هیچ استاد را نمی یابم که بتوانم دسترسی مطلوبی به ایشان داشته باشم و خودشان با سیر امام حرکت کنند غیر شما. سر شما نیز بحمدالله شلوغ است و وقتی برای امثال ما نیست. حال باید چه کرد؟ نه استاد در دسترس برای سلوک خود دارم و نه از بین آقایان فعلی، کسی را در حد و اندازه امام و حتی در اندازه شاگردی سلوکی اجتماعی و فردی ایشان نمی بینم. مرحمت بفرمایید بگویید که آیا همین رویه را ادامه بدهم و آن رویه این است مطالعه آثار علما و عرفا و تطبیق آن با متون امام و پیروی از امام یا باید پای درس استاد زانو بزنم و بر اساس سیر ایشان پیش بروم؟ سپاس و پوزش بابت اطاله کلام. التماس دعا.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده می‌توان با نظر به افقی که حضرت امام و رهبر انقلاب در مقابل ما قرار داده‌اند، عبادات خود و معارف خود را جهت داد. در این رابطه که امروزه بنا به فرمایش آیت اللّه بهجت؛ «علم تو استاد توست»، عرایضی در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت است، شده است. موفق باشید


  • سلام: استاد عزیز ان شاء الله که در سلامت کامل باشید. استاد چند تا سوال داشتم.
    1. چرا تا قبل از حضرت امام رضوان الله علیه هیچ یک از علما (چون آیت الله بروجردی که قطعا در جامعه معروف تر از امام بود، آیت الله بهجت و و...) علیه نظام ظالم قیام نکردند؟ چرا قبل از امام کسی از ولایت فقیه و حکومت یک فقیه بر مردم سخن نگفت!
    2. آیا آیت الله بهجت رحمه الله با حضرت امام ارتباط داشتند؟ اگر آری پس چرا اسمی از ایشان در جریان انقلاب نیست؟ خیلی ممنونم. التماس دعا یا علی.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همه‌ی علماء به دنبال کاری بودند که حضرت امام شروع کردند. گذشتگان مثل آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری و آیت اللّه بروجردی زمینه‌ی آن کار را فراهم کردند و حضرت امام چون زمینه فراهم شد و دولت شاه مستقیماً لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی را به مجلس برد، امام فرصت را غنیمت شمردند و قیام خود را شروع کردند 2- آیت اللّه بهجت و حضرت امام ارتباطِ تنگاتنگی داشتند در آن حدّ که مکرراً حضرت امام از آیت اللّه بهجت می‌خواستند که مثلاً برای فلان امر، توسلات و نذورات داشته باشند. موفق باشید


  • سلام علیک خدا قوت:
    در نوشته نحله نجف از مرحوم شجاعی یاد کردید بنده از همین مطلب استفاده می کنم و سؤالی که علی الظاهر مقدر است خدمتتان عنوان می کنم شاید زاویه ای از بحث بر جای مانده روشن شود:
    سؤال 1 : آیا به محضر مرحوم شجاعی رفتن (مثلا) و تحت عنایت ایشان و با دستورات ایشان و امثال ایشان طی طریق و سلوک کردن صحیح است در این تاریخ؟
    سؤال 2 : آقایانی که خود را شایسته استادی در وادی سلوک می دانند در این زمان چه کنند؟
    در ضمن از صحبت های شما در مورد امام یاد زندگینامه عبد القاهر جرجانی افتادم (از یک حیث) که گفته هذا قدمی علی راس کل ولی. توفیقاتتان روز افزون

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مستحضر هستید که آیت‌اللّه محمد شجاعی رحلت کرده‌اند ولی به نظر بنده آثار ایشان تا اندازه‌ی زیادی برای یک سلوک، راه‌گشا است 2- در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، عرض شده که چرا مرحوم آیت اللّه بهجت می‌فرمایند در این تاریخ علمِ تو استاد توست. موفق باشید


  • سلام علیکم:
    بعضا دوستان می پرسند که در این زمان رجوع به استاد سلوکی آیا کاری به صواب است و چه جایگاهی دارد با توجه به مباحث سلوک ذیل اندیشه امام؟ ( رجوع به همین آقایانی که به عنوان استاد معرفی شده اند)

    باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» هست. خوب است به آن جزوه که در سایت در قسمت نوشتارها قرار دارد، رجوع فرمایید. موفق باشید


  • سلام علیکم: آیا شکل عزاداری هم نباید مثل روح آن لطیف باشد؟ شکل گریه کردن بزرگانی چون حضرت امام، آیت الله بهجت و.. شباهتی با ما دارد؟ اینکه مکرر در جلسات هیات گفته می شود بلند فریاد بزن، محکم به سینه بزن، به سر و صورتت بزن. حاوی مقداری خشونت و بی لطافتی نیست؟ آیت الله بهجت رحمه الله علیه به خادمین حرم حضرت معصومه سلام الله علیها فرموده بودند به این مضمون که مواظب باشید در حرم صدا بلند نشود که این کار باعث اذیت ملائکی است که آنجا هستند، در مورد هیات نیز این فرمایش جا دارد؟ با عرض پوزش و تشکر.

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم در حرم اولیاء الهی و حتی در مساجد نباید صداها، به طور غیر عادی بلند باشد و کار مداح‌هایی که اصرار بر بلندکردنِ غیر معمولی صدا دارند خوب نیست. موفق باشید


  • هوالجميل
    با سلام و عرض ادب:
    جناب استاد در زمينه سير و سلوك بنده حقير مطابق عقل ناقص خودم اينجور درك مي كنم كه در اين مسير ما بايد ضمن قرار گرفتن در مسير اهل بيت (ع) و رعايت دستوراتشان در دوران معاصر نيز بايد امثال آقاي قاضي، هاشم حداد، آيت اله طهراني، علامه طباطبايي، آيت الله بهجت، حضرت امام خميني، آيت الله جوادي آملي و كساني كه در اين مسير هستند را از نظر تعاليم و الگو مدنظر داشته باشيم. چون عرفان و سير و سلوك اين بزرگوارند مبتني بر عرفان اصيل اسلامي است و شكستن نفس و دوري از خود و منيت اصل اساسي در سير و سلوك اين علما بوده است. اما سوال اينجاست كه در دورانهاي معاصر ما افرادي مثل شيخ رجبعلي خياط، حاج آقا دولابي و جعفر مجتهدي را هم داشته ايم كه اتفاقا جوانها به اين بزرگواران هم اقبال زياد نشان داده اند از بعضي گفتارها در مورد اين عزيزان به اين نتيجه رسيده ام كه بعضا عده اي مي گويند امثال اين بزرگواران در مسير تقويت نفس قدم برداشته اند نه در مسير شكستن و مبارزه با نفس از طرفي بعضي از مطالب اين عزيزان را كه مطالعه مي كنم مي بينم چنان هم اينجئور نبوده. در آخر به نظرم مي رسد صحبتي كه مي شود در مورد اين بزرگوران يا افراد مشابه كرد اين است كه اين افراد در مسير سير و سلوك با رسيدن به كشفيات و مكاشفات كه بواسطه مجاهدت و رياضت ها و توسل ها بدست آورده بودند متوقف شدند و نبايد در مسير سير و سلوك، سيره اين عزيزان براي جوانها مدنظر باشد. همچنين مي خواستم بدانم اگه نظر به تقويت نفس بوده كه بعضي از كارها را اين عزيزان انجام مي داده اند يعني اذن خدايي در كار نبوده و يعني چي؟ چون اينها آدم هاي با خدايي هم بوده اند. اين سوال از آنجايي مهم است كه بنده مشاهده مي كنم در سير و سلوك و عرفان جوانها به اين روش دوم افراد آن بيشتر نظر دارند. ممنون

     باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده به نتیجه‌ی خوبی رسیده‌اید که بدون اهانت به کسانی‌که بیشتر در کرامت‌ها متوقف‌اند؛ به توحید و سلوک توحیدی نظر کنیم. بالاخره این افراد هم اگر در تقویت قدرت نفس کوشیده باشند، از مسیر آموزه‌های اسلامی و ارادت به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» خارج نشدند و از دستورات آن‌ها استفاده کرده‌اند. البته راهِ توحید، راهِ دیگری است. موفق باشید 


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام خدمت استاد گرانمایه:
    استاد عزیز با توجه به پاسخ سوال 17373 که فرمودید این افراد کدام خدا را می پرستند پس راز این همه مکاشفات و معاینات عرفانی چیست؟ چگونه چنین کسی با امام زمان (عج) در ارتباط است و خداوند اجازه این کشفها و معاینات را به او می دهد؟ با تشکر و التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با کشف و شهود افراد موضوع، بسیار حساس و دقیق است و تشخیص تفاوت آن با توهّماتِ افراد کار ساده‌ای نیست. همین‌قدر می‌توانم آن‌چه که در پاورقی صفحه‌ی 321  کتاب «جايگاه و معنى واسطه فيض» عرض شده است را خدمتتان عرضه می‌دارم به امید آن‌که گشایشی در فهم موضوع برای جنابعالی باشد. در مقدمه كتاب «آيةالحق» مرحوم حسين غفارى از قول حاج شيخ عباس قوچانى (وصى مرحوم سيد على‏ آقا قاضى (ره)) نقل مى‏ كنند كه يكى از افراد مشهور به كرامت به در منزل مرحوم قاضى آمد و گفت: من حالى داشتم كه تمام گياهان، خواص و آثار خود را به من نشان مى ‏دادند، مدتى است حجابى حاصل شده و ديگر به من نمى ‏نمايانند، از شما تقاضا دارم كه عنايتى بفرماييد تا آن حال به من بازگردد. مرحوم قاضى (ره) به او فرمود: دست من خالى است. او رفت و پس از زيارت عتبات‏، به نجف برگشت، يك روز كه جميع شاگردان نزد مرحوم قاضى گرد آمده بودند، در منزل ايشان آمد و از بيرون در، سرش را داخل نموده، گفت: آنچه را كه از شما مى ‏خواستم و به من نداديد، از حضرت صاحب‏ الأمر گرفتم و حضرت فرمود: به قاضى بگو بيايد نزد من، با او كارى دارم. مرحوم قاضى سر خود را بلند كرد و گفت: بگو قاضى نمى ‏آيد. نويسنده در ادامه مى ‏گويد: اوّلًا ميان راه توحيد و طريق معرفت نفس كه روش تربيتى عرفاى بالله است با راه تقويت نفس كه شيوه ارباب رياضات و اصحاب مكاشفات و كرامات است، فرق هست. وقتى گفته مى ‏شود كه اصحاب كرامات و مكاشفات و رياضات به دنبال تقويت نفس هستند و نه عبور از آن، چه بسا به ذهن افرادِ خام، از كلمه تقويت نفس، خداى ناكرده اشتغال به امور لهو و لعب متبادر شده و از اين جهت انتساب بسيارى از بزرگانِ صاحب كرامت و دعاوى باطنى را به اين طريقه، غيرقابل قبول بشمارند، ولى خوب نظر كن كه فرد مذكور يكى از اصحاب مكاشفه بوده و در چاره‏ گشايى امور مادى و معنوى خلايق اشتهار داشته و حتى در اين سال‏هاى اخير، بعضى وى را در زمره عرفاى عظام شمرده، و عبرت بگير كه چنين شخصى غايت خواسته ‏اش كه عمر گرانبها را صرف آن كرده و از اين شهر به آن شهر و از اين امام به آن امام و از مرحوم قاضى تا صاحب ‏الأمر را مورد سؤال قرار داده، بازگشت حالى است از حالات نفس و قوايى از قواى باطن كه مثلًا بتواند كشف خواص دارويى گياهان بكند. و بدان كه لذّت بهره‏ مندى از اين قواى نفسانى و لذت استفاده و بروز كرامات، گاه آنچنان قوى است كه صدها برابر لذّات ظاهرى حسّى است و شخص واجد اين حالات ابداً نمى ‏تواند از آن‏ها عبور نمايد و البته با محمل‏هاى كمك به خلق و دستگيرى و غيره، آن‏ها را براى خود توجيه مى‏ كند، ولى مهم اين است كه همه اين‏ها كمالات و آثار نفس است و هدف عرفان، فناى تمامى آثار و شوائب نفسانى از پايين‏ ترين درجات تا بالاترين مراحل آن، كه با نورانيت بسيار شديد توأم است. ثانياً؛ بنگر به كلام قاضى كه به آسانى و سردى مى‏ گويد: دست ما خالى است، آرى نه دست او كه دل و جان او از هر گونه خواست و قواى منتسب به انّيَت نفس خالى است. ثالثاً؛ بنگر به گفتار آن شخص در اخذ خواست خود از امام زمان (ع) و پيام معاتبه‏ آميز از جانب حضرت به مرحوم قاضى كه به قاضى بگو: بيايد با او كار دارم، كه حكايت دارد كه آن شخص به زعم خود به شرف ملاقات امام عصر (ع) نائل شده و حضرت خواسته او را برآورده ساخته‏ اند و گفته‏ اند به قاضى هم بگو بيايد. و ديدى كه قاضى هم گفت: بگو قاضى نمى‏ آيد! كه اين جواب قاضى، نشان تشخيص قاضى است از سستى توهمات و دعاوى كثيره مدعيان ملاقات با امام زمان (ع). اين پاسخ قاضى يعنى امامِ زمان مورد ادعاى شما، چيزى جز امر خيالى و نفسانى و توهّمى و ساخته نفس شما يا شيطان نيست. در ادامه مى‏ فرمايد: در محضر آيت ‏الله ‏طهرانى (ره) به مناسبتى سخن از همين دعاوى مربوط به رؤيت حضرت صاحب‏ الأمر (ع) شد. ايشان از قول حضرت آقاى هاشم حدّاد مستقلًا يا از ايشان به نقل از حضرت آقاى قاضى (قدس ‏سرهما). فرمودند كه «غالب اين ادعاهاى رؤيت در طول تاريخ به جز چند موردِ محدود و معدود، امور خيالى و نفسانى بوده و حداكثر از قبيل مكاشفات روحيه است كه صاحب آن‏ها آن را امر عينى و حقيقى مى‏ پندارد ... مؤلف محترم از قول مرحوم آيت ‏الله قاضى نقل مى‏ كند كه شيخ احمد احسايى روزى به شاگردان خود گفت: من هر وقت به حرم مشرف مى‏ شوم به حضرت سلام مى ‏كنم، حضرت بلند جواب مى ‏دهند، به طورى‏ كه اگر شما هم آنجا باشيد مى‏ شنويد، يك‏ مرتبه با من بياييد تا بفهميد. روزى شاگردان وى به حرم مشرف شدند، شيخ سلام كرد، بعد رو كرد به شاگردان و گفت: جواب شنيديد؟ گفتند: نه! دومرتبه سلام كرد و گفت: شنيديد؟ گفتند: نه! پس شاگردان و خود او دانستند كه شيخ در اين موضوع اشتباه كرده است (صدايى را كه نفس خودش ايجاد كرده است، مى‏ شنيده و تصور مى‏ كرده آن صدا از خارج است)» نقل از كتاب آيةالحق، تأليف سيد محمد حسن قاضى، صفحات 100- 102. موفق باشید 


  • با سلام خدمت استاد گرامی:
    حضرت آیت الله پهلوانی قدس سره در کتاب رسائل عرفانی صفحه ی 155 در مورد آیت الله بهجت رحمه الله می فرمایند: کسی نمی تواند به آسانی از ایشان دستورالعمل سلوکی یا حرف های عرفانی را اخذ کند، بلکه ایشان می‌فرمود: درب تعلیم و تعلم این مطالب بسته شده است. گاهی نیز می‌فرمود: این مطالب طالب زیاد دارد ولی دکان می کنند! به نظر جنابعالی منظور این سخن ایشان چیست؟ آیا سلوک دستورالعملی دیگر جواب نمی دهد؟ یا اینکه منظور این است که نوع دیگری از سلوک را باید در نظر گرفت؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد این سخن ایشان را باید ارجاع دهیم به آن سخن‌شان که می‌فرمایند: «علم تو استاد تو است»، به این معنا که شرایط در حال حاضر طوری است که اگر کسی بخواهد سلوک کند با همین علمی که از تقوا می‌شناسد می‌تواند سلوک لازم را به‌دست آورد و نیاز به دستورالعمل خاصی ندارد. موفق باشید


  • بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام و آرزوی قبولی طاعات، 3 سوال از محضرتان داشتم:
    1. ما سیر اسفار رو شروع کردیم ولی قبلش بدایه و یا نهایه رو کار نکردیم اشکالی نداره و به مشکلی بر نمی خوریم؟ 2. با توجه به بحث مطرح شده در شرح دستور العمل های آیت الله بهجت که ایشان رو استاد سلوکی این دوره معرفی می کنیم جایگاه استفاده از بقیه علما مثل این الله حسن زاده کجا قرار میگیره که این اساتید حرفهای عمیقی دارند که آیت الله بهجت نزدند. 3. یه بحثی هست که در سیر عرفانی مشکلات اخلاقی از ریشه درست می شود که اگر بخواهیم به تک تک امراض اخلاقی بپردازیم تا آخر عمر هم معلوم نیست برسیم درمان کنیم با توجه به این حرف جایگاه کتب جامع السعادات و دستورات اخلاقی دیگه کجاست و چی میشه؟

    باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نه، با بحث «ده نکته» و «برهان صدیقین» می‌توانید جلو روید. 2- لازم نیست استاد سلوکی را تنها حضرت آیت اللّه بهجت بدانید. در ذیل حضرت امام خمینی و آیت اللّه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیهما» می‌توان به اساتید عزیزی رجوع داشت. 3- بحمداللّه در رابطه با دفع رذائل اخلاقی به طور کلّی از طریق عرفان، متوجه‌ی مطلب خوبی شده‌اید. با این‌همه، کتاب‌های اخلاقی در واقع کمک می‌کنند تا اجمالِ رذائل و فضائل، به تفصیل آمده و در دفعِ آن و فعلیت‌یافتنِ آن دیگر، موفق شوید. موفق باشید


  • سلام استاد، خسته نباشید.
    ۱. یکی از اساتید قم می فرمودند: خدمت آیت الله بهجت رسیده بودیم که یکی از طلاب آمدند که سوال بپرسند، در مورد جهاد با نفس ، که تا آن طلبه کلمه مبارزه با نفس را گفتند، ایشان حرف را قطع کردند و فرمودند ما مبارزه با نفس نداریم!! تلاش برای اصلاح است نه مبارزه. استاد، آیا این معنا بد جا افتاده که ما باید مبارزه با نفس کنیم؟
    ۲. آیا امروزِ انقلاب، مانند آن روزها از زندگانی امام صادق (ع) نیست که آقا با سعه صدر و آرامش کامل و امید به آینده شروع به مبارزه با رژیم می کردند و شاگرد تربیت می کردند و به دور از (سیاسی بازی) و (بازیهای سیاسی)، بزرگترین سیاستمدار دوره خود بودند، آن هم با نور توحیدی،
    3. آآیا آنهایی که امام را دوست داشتند و ارادت به ایشان داشتند و می خواستند حرکتی کنند، و وقتی به امام می گفتند، حضرت مخالف حرکت آنها بودند، آنها مثالشان مانند مثال برخی اصول گرایان و بچه مذهبی های خودمان نیست؟
    4. آیا با دقت روی رفتار حضرت آقا و حضرت استاد جوادی، می توان به این نتیجه رسید که: با در نظر گرفتن جایگاه تاریخی حادثه ها، حتی هاشمی هم در پازل ماست و باید در دست نگه داریمش، (مگر در استثناءهایی مانند منتظری)؟
    5. آیا با این تعاریف، آن غیر روحانی ای که جایگاه تاریخی را مد نظر داشته باشد، بیشتر از یک روحانی که جایگاه تاریخی حوادث را نمی داند، به کار انقلاب و تمدن نوین اسلامی می آید؟
    ۵. با تعاریف فوق، نزدیکترین شخص به امام صادق (ع) و مدیریت معصومین را می توانیم حضرت آقا بدانیم؟ التماس دعا

    باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال وقتی هم که گفته می‌شود مبارزه با نفس، منظور با وجه امّاره‌ی نفس است تا نفس در مقامات دیگر خود اصلاح شود و شاید حضرت آیت اللّه بهجت از این جهت خواسته‌اند متذکر موضوع شوند. بقیه‌ی قسمت‌های سؤالتان طلبتان باشد تا موضوعات با همدیگر مخلوط نشود. موفق باشید


  • خدمت استاد گرانقدرم سلامٌ علیکم:
    مدتی است که با فایلهای صوتی سخنرانی های استاد ارجمند جناب آقای صمدی آملی (از شاگردان علامه ابوالفضائل حسن زاده آملی) مشغول و محشورم. ایشان به بهانه های گوناگون و در جاهای مختلف نیاز ضروری به یک استاد ره طی کرده را برای سیر علمی و عملی مطرح می گنند و صراحتاً می فرمایند که بدون استاد به جایی نمی رسید! سپس به نقل از استاد گرانقدرشان عنوان می کنند که کتاب و سی دی جمادند و جای استاد زنده و حاضر را نمی گیرند. علاوه بر این حتماً مستحضر هستید که منظور ایشان از استاد، صرف یک معلم و مبین دروس نیست بلکه نوعی واسطه فیض است. همچنان که خود حضرت علامه برای شاگردانشان چنین اند.
    واقعاً در این زمینه مستآصل شده ام. من در استان اصفهان جز شما کسی را به این عنوان نمی شناسم. حال آنگه ظاهراً شما نیز شاگرد پروری بدان معنا را ندارید. دو جلسه در کلاسهای مسجد انبیا شرکت نمودم و جلسه اول شرح کتاب «عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی در این تاریخ» را نیز در کتابخانه شهرداری حضور داشتم. علیرغم بحثهای خوبی که مطرح شد، اما حقیقتاً اینها چیزهایی نیست که بنده در حال حاضر بدنبال آن هستم. آنچه روحم را اغنا می کند مباحث توحیدی، معرفت النفس، و شرح کتب عرفانی مانند «فتوحات مکیه» جناب ابن عربی یا کتب فلسفی همچون «اسفار» ملاصدراست.
    البته مطالعه کتاب «معرفة النفس و الحشر» را اخیراً با فایلهای صوتی مرتبط با آن آغاز کرده ام. اما همیشه این تذکر استاد صمدی مد نظرم هست که می فرمودند (به نقل از استاد گرانقدرشان): کتاب و سی دی جمادند و جای استاد زنده و حاضر را نمی گیرند. رهنمود حضرتعالی به بنده چیست؟ خداوند بر توفیقات شما بیفزاید ان شاء الله

    باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم حاضرشدن در محضرِ استادِ راه‌رفته، عالی‌ترین شکل بهره‌مندی از حقایق است. ولی حال که چنین شرایطی فراهم نیست، مطمئن باشید خداوند راه‌های دیگری را برای ارتباط با حقایق عالم گشوده است و در همین رابطه آیت اللّه بهجت«رحمت‌اللّه‌علیه» با نظر به چنین شرایطی می‌فرمایند: «علم تو استاد توست». عرایضی در این رابطه در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، شده است 2- آیا در این شرایط، به بهانه‌ی آن‌که کتاب و سی‌دی جمادند می‌توانیم خود را از به‌دست‌آوردنِ معارف الهی از این طریقه‌ها محروم کنیم؟ و از امدادهای الهی که در این رابطه می‌تواند به طالبِ صادق برسد، غافل شویم؟ موفق باشید


  • سلام استاد: نظرتون را راجع به متن آقای سریع القلم بفرمایید:
    دکتر محمود سریع القلم برای خبر آنلاین نوشت:
    روحانی، احمدی نژاد، خاتمی، رضا پهلوی، هاشمی رفسنجانی هیچ فرقی ندارند وقتی من عوض نشوم!؟ خاتمی و هاشمی و احمدی نژاد و روحانی و … چه فرقی دارند وقتی ما خودمان مردمان آگاه و درستی نیستیم؟ یک ملت دلال مسلکِ ناآگاه، با آن حماقت آشکار در هنگام رانندگی یا توحش علنی برای برداشتن یک شیرینی از جعبه ی تعارفی يا حمله به غذاي نذري یا شهوت عجیب برای قرار گرفتن در مقابل دوربین، ريختن زباله در كوچه و خيابان و طبيعت، جا زدن و جلو زدن در صف، با رتبه‌ی نخست جستجوی سکس … چرا باید در پی یک زمامدار رویایی باشد؟ من پیشنهاد می کنم ملت هشت سال انتخابات را تعطیل کنند و اجازه بدهند هر کسی که می‌آید همینجور ادامه دهد. بعد خودشان با حوصله این موارد را تجربه کنند:
    اول: ایرانی ها لطفا روزی یک بار (یا دست کم یک روز در میان) حمام بروند.
    دوم: ایرانی ها قبل از پرتاب فحش به بیرون، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند. بخصوص وقتی توی خیابان و جلوی دیگران هستند.
    سوم: هر خانواده‌ی ایرانی هر روز یک روزنامه بگیرد، اگر شده یالثارات!
    چهارم: هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند. حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی!
    پنجم: رانندگان به جای فاصله ی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از پنجاه کیلومتر در هیچ شرایطی تجاوز نکند.
    ششم: همه به خودشان تلقین کنند که این کسی که می خواهیم کلاهش را برداریم تا شب برای عزیزمان هدیه ببریم، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.
    هفتم: بفهمیم كه زرنگی ضایع كردن حق دیگران نیست بلكه، رعایت حقوق دیگران، رسیدن به حقوق خودمان است؛ هر کس به اندازه ما حق دارد و وقتش با ارزش است.
    هشتم: بفهمیم كه اگر صاحب یك بوتیك هستیم شغل ما بوتیك دار است یا اگر راننده تاكسی هستیم شغل ما راننده است. نه اینكه همه دزد و كلاهبردار باشیم و از شغلمان فقط به عنوان برای راهی به رسیدن به كلاهبرداری استفاده كنیم. به شغلمان احترام بگذاریم و بگذاریم دزدی فقط برای كسی باشد كه شغلش دزدی است.
    نهم: مردهای ایرانی یک بار برای همیشه قبول کنند که زنها، جزو املاکشان نیستند و خودشان عقل دارند. عشق و رابطه و آشنایی هم بازی برد و باخت و فتح قلمرو دیگران نیست.
    دهم: مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای … نیست.
    یازدهم: ورزشکاران ما بعد از باخت به رقیب تبریک بگویند (مثل ژاپنی‌ها) و دهانشان را تا یک ساعت بعد از هر باخت یا برد ببندند. خلاصه این که ظرفیت برد دیگران و شکست خودمان را به دست بیاوریم؛ سعی کنیم جدا از برد یا باخت، باارزش بشویم!
    دوازدهم: ایرانی‌ها به جای تمسخر شکل ظاهری و نوع حرف زدن سیاستمداران، فکر کنند که ایراد واقعی کار آن شخص در کجاست. همین!
    سیزدهم: به نمایشگاه کتاب اگر می روند برای (کتاب) بروند.
    به خیابان فرشته می روند برای (عبور) از خیابان فرشته باشد و در کل به هر قبرستانی می روند برای خاطر (همان قبرستان) باشد.
    چهاردهم: تمرین کنیم که میانبری که ممکن است ذره‌ای کسی را دلخور کند، مصداق بارز دزدی است؛ حتی‌المقدور میانبر نزنیم.
    پانزدهم: در هنگام رانندگی، بین خطوط حرکت کنیم و خطی را انتخاب کنیم که متناسب با سرعت ماست - در عین سادگی، این از همه کارهای دیگه سخت تره!
    شانزدهم: این آخری از همه سختتر است و اینكه دروغ نگوییم.
    همانطور كه فكر می كنیم عمل كنیم. فراموش نكنیم ریا كه اكنون عادت و عرف جامعه شده است در واقع یك بیماری اجتماعی و از آسیب شناسی بسیار جدی برخوردار است.
    عزیزان، کسی که این مطالب را نوشته است شاید خود نیز دچار این مشکلات است.
    همه ما در رفتارمان مشکلاتی داریم. ولی باید بپذیریم ایران ما، همان سرزمینی که هنگام قرائت سرود ای ایران ای مرز پر گهر، موهای گردنمان سیخ می شود و دچار دل لرزه مطبوعی می شویم، در حال سقوط است. بپذیریم اگر شرایط کنونی ایران اینگونه است همه دلیلش مدیران و بالا سری های ما نیستند و نقش اصلی را خودمان ایفا می کنیم.
    دكتر محمود سريع القلم استاد دانشگاه

    باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهیم بعضی از ضعف‌هایی که بالاخره در بعضی از افراد جوامع جریان دارد را برجسته کنیم؛ هیچ ملتی از داشتن آن ضعف‌ها مبرّا نخواهد بود حتی آن ملت‌هایی که آقای سریع‌القلم با تحقیر ملت ما می‌خواهند آن‌ها را در نظر ما برجسته کنند!  مشکل، نگاهِ افراد غرب‌زده‌ای مثل میرزا ملکم‌خان و آقای سریع‌القلم است که اولاً: عیب‌های وحشتناک بعضی از افراد جهان غرب را که حتی در امور فردی بسیار کثیف و بی‌ادب هستند و کم هم نیستند، دیده نمی‌شود. ثانیاً: آن‌چنان این افراد از سرمایه‌های فکری و فرهنگیِ مردم ایران و تاریخ ایران فاصله دارند که به جای امیدواری در تاریخ معاصر که با حضور ملت در نفیِ نظام شاهنشاهی و 8 سال دفاع مقدس ظهور کرد، امید دارند ما همواره در ذیل غرب، خود را ادامه دهیم. و این مصیبت بزرگ ما است که توسط روشنفکرانِ غرب‌زده‌ی ما که به قول خودشان باید عظمت غرب را باور کنیم؛ پیش آمده است. حال در نظر بگیرید که با نگاه انسانی دلسوز، صحنه‌هایی را که ایشان دیده‌اند و ملت ما را تماماً با این عینک توصیف می‌کنند را، تغییر دهیم و با عینک دیگری، جامعه را بنگریم. جامعه‌ای که راننده‌ی تاکسی آن میلیون‌ها پولِ جامانده از مسافر را به او برمی‌گرداند. جامعه‌ای که عقلِ زنانِ خانه‌دارش تا آن حدّ است که می‌فهمد برای آزادشدن از اسارت فرهنگ سکولاریته‌ی غرب و تحقق نور توحید باید تنها فرزند خود را هدیه‌ی انقلاب کند. جامعه‌ای که وارستگان آن مثل آیت اللّه بهجت‌ها و آیت‌‌اللّه حسن‌زاده‌ها و آیت اللّه جوادی‌ها کم نیستند و هرکدام، افتخارِ تمام بشریت در همه‌ی دوران‌ها می‌باشد، و إلی ماشاءاللّه از این‌همه زیبایی!!! این‌جا است که باید به این آیه‌ی الهی نظر کرد که می‌فرماید: «إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ (175)/ آل‌عمران) این شیاطین هستند که دوستان خداوند را در تقابل با کفر و استکبار می‌ترسانند، شما توجهی به آن‌ها نداشته باشید و از استکبار  ترسی به خود راه ندهید و از خداوند خوف داشته باشید، اگر مؤمنید از آن جهت که اگر نسبت خود با خداوند را با رُعبی که شیاطین ایجاد می‌کنند، تغییر دهید. موفق باشید