بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
38197

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: فرق کفر با نیهیلیسم چیست؟ انگار خیلی شبیه هم هستند ولی نمیدونم فرقش چیه خیلی ها که امروز احساس نیست انگاری دارن فکر میکنن کافر شدن.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کفر، انکار حقایق است در حالیکه در نیهیلیسم لازم نیست انسان کافر باشد، بلکه گرفتار احساسی می‌شود که خود را در نزد خود از ظرفیتی که دارد، بیگانه می‌یابد. موفق باشید

38063

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: بنده یه سری مسائل شرعی را سختم هست تذکر بدهم. آیا شما راه حلی سراغ دارید که بتوانم راحت تر این مسائل را تذکر بدهم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور که متوجه شده اید بالاخره نمی‌توان مستقیماً به افراد تذکر داد. عمده آن است که در بستر رفاقت‌هایی که پیش می‌آید، بتوانیم آن نوع تذکرات را بدهیم. موفق باشید

37607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: برای فردی که عازم سفر به مکه هست، و در سطح سواد عامه اطلاعات دارد، چه محتوایی را پیشنهاد می‌فرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوات «حقیقت حج» و «وظیفه حجاج در سفر برگشت از حج» شده است. جزوات آن را می‌توانید در سایت دنبال بفرمایید. موفق باشید

36905

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در ده نکته در معرفت نفس در بحث جامع بودن مجردات، می خواستم بدانم که این بحث در برزخ هم جاری است؟ لطفاً اگر امکان دارد کمی توضیح دهید! با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام مجردات به اعتبار آزادبودن از زمان و مکان نسبت به کمالاتی که دارند، آن کمالات به صورت جامع می‌باشد در عین شدت و ضعف. مانند نور بیرنگ که در عین بیرنگ بودن و جامع‌بودن نسبت به هفت رنگ، دارای شدت و ضعف است. موفق باشید

40746

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: در میان گذاشتن راه چاره‌ای برای نشان دادن بحران وجودی و گمگشتگی انسان مدرن و بازگشت به خویشتن انسانی انسان‌ها؛ دغدغه‌ بنده است. تبیین اصالت وجود صدرا و حرکت جوهری او به عنوان انقلابی که در عالم فلسفه ایجاد کرد و مسیری که گشود که تا قبل از او حتی ابن سینا نیز نتوانسته بود و مقایسه تطبیقی آن با آراء فیلسوفانی در غرب معاصر که با وجود درک شرایط زمانه و بحران‌های عمیق روحی که انسان مدرن با آن‌ها دست و‌ پنجه نرم می‌کند؛ اما راه حل های که ارائه می‌دهند باز هم به بن‌بست می‌رسد و در نهایت نشان برتری برهان صدرا و معرفی آن به عنوان بهترین تبیین از نحوه استکمال عالم و همچنین نفس انسانی که تا کنون گشوده شده؛ حتی برتر از ابن سینا. (یعنی نقش اصالت وجود و حرکت جوهری در شکل گیری هویت انسانی انسان) می‌خواستم نظر حضرتعالی را درباره اینکه این مقایسه تطبیقی حرکت جوهری ملاصدرا را با کدامین فلاسفه غربی انجام بدهم، جویا شوم. نظر خودم جان لاک، درک پرفیت، چالمرز، کانت، هایدگر هست. اما مطمئن نیستم چون مطالعه و شناخت بسیار کمی از فلسفه غرب دارم و باید همزمان با انجام پژوهشم به درک و شناخت خوبی از آن‌ها و مقایسه تطبیقی عمیق و دقیقی برسم ان‌شاءالله. آیا عنوانِ «تبیین تطبیقی برتری حرکت جوهری صدرا در شکل گیری هویت انسانی در مقایسه با آراء فلاسفه غرب معاصر» برای همین دغدغه‌ای که شرح دادم، عنوانِ مناسبی است؟ آیا می‌تواند در سطح یک رساله دکتری باشد یا در سطح یک پایان‌نامه مقطع ارشد است؟ و یا هیچ کدام؟ عنوان پیشنهادی شما چیست؟ همچنین ممنون می‌شوم در کل نظر خود را راجع به ضرورت یا عدم ضرورت طرح این بحث و میزان اهمیت این موضوع بفرمایید. ان‌شاءالله حتماً نظر شما بسیار راهگشا خواهد بود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه به «اصالت وجود» توجه به حضور بیکرانۀ توحید است در نگاه فلسفی و گشودن افقی است تا انسان عین الربط‌‌ بودنِ خود را بیابد و این نوع توجه و حضور با هیچ یک از مبناهای فلاسفۀ غربی تطبیق نمی‌کند هرچند فلسفۀ غرب بخصوص آنچه با هایدگر و گادامر پیش آمده است، در جای خود حرف‌ها دارد بخصوص در رابطه با «دازاین» و تقرب وجودی انسان که جناب هایدگر متذکر آن است. ولی به هیچ وجه نباید به تطبیق نگاه فلسفۀ صدرایی به موضوعات با نگاه فلاسفۀ غربی که از کانت شروع شد؛ فکر کرد. زیرا دو نوع حضور است و انسان می‌تواند در هر کدام حاضر شود. به نظر بنده جایگاه تاریخی فلسفۀ حکمت متعالیه بعد از مواجهه با کانت و هگل و هایدگر و گادامر بهتر فهمیده می‌شود بدون انکار جایگاه متفکران غربی که نام برده شد. موفق باشید

40418

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: موضوعی در بحث انتخاب همسر ذهن بنده را درگیر کرده است: در انتخاب همسر، چه مواردی باید مورد توجه قرار گیرد و از چه مواردی باید چشم پوشی کرد؟ برای مثال مصداقی را عرض می‌کنم: فرض کنید که با فردی که در عرف ما شل حجاب تلقی می‌شود، بتوان انس مطلوبی گرفت. در این مورد چه مقداری به حجاب فرد و چه مقدار به آن انس مطلوب باید پرداخت؟ کما اینکه امر ازدواج با اهل کتاب (بدونِ شرط مسلمان شدن) در شریعت وجود دارد و آن خانمِ اهل کتاب به شریعتی جز اسلام عامل است. آن خانم، قطعا حجاب شرعی اسلام را ندارد و نماز و روزهٔ اینچنینی هم بجا نمی آورد. در اینجا چیزی که برای بنده روشن شده این است که اگر شریعتِ خانم ملاک بود، چنین مجوزی نباید در دین می‌بود ولی انگار چیز دیگری درکار است. ظاهرا انتخاب همسر چیزی فراتر از کنجکاوی در شریعت طرف مقابل است. حالا می‌خواهم درگیر تعصبات یا روشن‌فکری های بیخود نباشم و از دید روشنی با قضیه روبه‌رو شوم. زاویه دید درستی نسبت با این پدیده می‌خواهم داشته باشم. لطفا بنده را راهنمایی کنید. با تشکر🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در هم کفوبودن است و این‌که هر دو در افقی که پیش آمده، حاضر باشند و از این جهت به هر حال برای انتخاب همسر باید فردی مدّ نظر باشد که مقیّد به احکام شرع باشد. در مورد آیۀ ۵ سوره مائده که می‌فرماید: «الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ وَ لا مُتَّخِذي أَخْدانٍ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ» عنایت داشته باشید که در ابتدای آیه فرمود: «الیوم» نظر به شرایطی که اسلام در آن زمان و در آن تاریخ سیطرۀ تمدنی پیدا کرده و از این جهت ازدواج با اهل کتاب نوعی حاضرکردن آنان در میدان اسلام است. که بحث آن در شرح آیه مذکور شده است. موفق باشید

40396

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و ادب خدمت استاد طاهرزاده: سوالی که برای بنده پیش آمده بود این که با توجه به روایت «لاَ يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ مِنْ هَذِهِ اَلْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لاَ يَسْتَوِي بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَدا» از امیرالمومنین (ع) اینکه حضرت عالی بعضا در سخنان خود بعضی از موضع گیری ها و رفتار اهل بیت رو با رهبری یا امام خمینی مقایسه می‌کنید و یا از اصحاب ابوذر رو با حاج قاسم سلیمانی مقایسه می‌کنید از چه دیدگاه است؟ با تشکر از شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان جهت که در آینۀ شخصیت اولیای الهی که اصلِ حقیقت انسانیت هستند، می‌توان اندازۀ هرکس را معلوم کرد. زیرا ملاک، انسان‌های کامل هستند و اینکه فرمود هیچ‌کس را نباید با آنان قیاس کرد؛ به آن معناست که بخواهیم آن افراد دیگر را در حدّ آن انسان‌های کامل قرار دهیم. وگرنه اساساً همه باید خود را و جایگاه خود را در نسبت با اولیای معصوم بسنجند که چه اندازه از آن عزیزان دور و یا چه اندازه به آنان نزدیک‌اند. موفق باشید

40332

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود بر استاد عزیزم: در جلد دوم کتاب «فرزندم این چنین باید بود» سخن از ادب حق، ادب دین و ادب خلق را به میان آورده‌اید. سوال من این است که مگر به واسطه‌ی دین موانع ارتباط با خدا برطرف نمی‌شود؟ پس چگونه ادب حق را مقدمه‌ی ادب دین دانسته‌اید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همۀ این موارد در یک بستر انجام می شود که همان ادب حق است. موفق باشید

40257
متن پرسش

سلام و عرض ادب: وقتتون بخیر. استاد خواستم راهی پیش پای من بگذارید. این مرض خودبرتربینی و عجب و تکبر دارد کار دستم می‌دهد. هرکاری که می‌کنم غرور مرا می‌گیرد و چنان در اعماق وجودم احساس رضایت دارم (که خدا من را برای اینکار انتخاب کرده) که نگویید و نپرسید. هیچ راهکاری برای درمانش جواب نداده تاحالا. یعنی زباله هارو جمع کنم یا همه داشته هایم را فضل خدا بدانم و... باز آن ذلت را در وجودم نمی یابم. حتی به ممکن الوجود بودنم، به فانی بودنم و به اینکه هیچ چیز در این عالم به دست من نیست هم فکر می‌کنم ولی باز انگار خودم را خیلی قبول دارم و خیلی روی خودم حساب باز کردم. این زخم کهنه شده؛ دوسال پیش که هنوز وارد دانشگاه نشده بودم خدمتتون رسیدم ولی درمانش رو جدی نگرفتم و الان خوفی در وجودم هست. انگار جملاتی هم که اینجا می‌نویسم بوی خودنمایی می‌دهد. حس می‌کنم که می‌خواهم به شما اثبات کنم که منم شخص خاصی هستم. این افکار واقعا آزاردهنده است. مخصوصا بعد از قبول شدن در دانشگاه، تعریف خانواده و اطرافیان شروع شد و شکست نفسی هم در این موارد فایده نمی‌کند. یعنی شکسته نفسی که می‌کنم با خودم میگویم: من چه انسان بزرگی هستم که شکست نفسی کردم یا خدا چقدر من رو بنده خوبی میدونه که بهم توفیق شکسته نفسی داده! و این قضیه بی‌نهایت ادامه دارد. معراج‌السعاده رو ورق زدم و درمانش رو نگاه کردم ولی خود خواندن این کتاب برای من منشأ خودبرتر بینی شده. (حقیقتا ترسم این هست که با وجود این صفات بسیار زشت، نتونم خودم رو به جمع حاجی‌زاده ها برسانم. به خدا خیلی اشک ریختم که از این وضعیت در بیام. یه وقت خدایی نکرده خودم رو بهتر از افراد دیگه، مخصوصا اونایی که در ظاهر متفاوت اند نبینم). لطف کنید در این زمینه راهنمایی ام بفرمایید. با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا حدّی می‌توان گفت این حالت، در ابتدای امر طبیعی است و در ادامه در نسبتی که با دیگر انسان‌ها و مسائل اصیل انسانی قرار می‌گیریم، می‌یابیم که «بی عنایات حق و الطاف حق / گر ملک باشد سیه باشد ورق» آن‌جایی که انسان می‌یابد حقیقت بلندتر از آن است که انسان، خودش بتواند با آن نسبت برقرار کند و آن را در حرکات و کلماتش به ظهور آورد بخصوص آن‌گاه که تلاش کند نسبتی با قرآن و روایات برقرار کند و بخواهد به جای آموختن معانیِ آن کلمات، به اشارات آن نایل شود. این‌جا است که می‌یابد حتی «کز بهشت آدم به یک تقصیر بیرون می‌کند» که آن بهشتِ درک اشاراتی است که کلام الهی و سخنان اولیای الهی به پیش می‌آورد و لذا قصه، قصۀ او می‌شود که به خود خواهد گفت: «آن‌قدر ای دل که توانی بکوش / گرچه بهشت‌اش نه به کوشش دهند». موفق باشید      

40197

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: در کتاب تحف العقول صفحه ۶۶۹حدیثی از امام صادق (ع) دیدم که می‌فرمود: از زنان بد دوری گزین و از زنان شایسته نیز برحذر باشید و چون شما را به کار نیکویی فرمان دادند مخالفت ورزید تا این که در فرمان به بدی در شما طمع نکنند. این حدیث چه معنایی دارد؟ به طور مثال مگر زهیر به توصیه همسرش به دیدار امام حسین نرفت و سعادتمند شد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید، آری! اتفاقاً جناب زهیر به توصیۀ همسر محترمشان  تا آن‌جاها که گفتنی نیست، صعود کردند. و از این جهت به نظر می‌آید در مورد این احادیث باید موضوع پیروی از شهوات افراطی مدّ نظر باشد وگرنه در علاقه‌مندی به همسر تا آن‌جا در اسلام نظر هست که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «حُبِّبَ إلَيَّ مِن الدُّنيا النِّساءُ و الطِّيبُ ، و جُعِلَت قُرَّةُ عَيني في الصّلاةِ» . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از دنيا، زنان و عطر نزد من محبوب هستند، و نور چشم من در نماز قرار داده شده است. موفق باشید

40005

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: هگل معنای انسان را وابسته به شهر می‌داند، آیا این گزاره از نظر فلسفه اسلامی و اسلام درست است؟ آیا اینکه انسان خودش بشود حتما لازمه این است که خودش را در قالب نقشی در اجتماع ارائه دهد وگرنه بی معناست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن نکته که جناب هگل متذکر می‌شود یک امر تاریخی است که جهان امروز برای هر انسان به معنای شهروند، معنای دیگری دارد از آن جهت که انسانِ امروز در نسبت با شهر می‌تواند خود را معنا کند. کتاب «بشر جدید و آیندۀ قدسی پیش رو» را حاج آقا حسینی شرح کرده‌اند و در این مورد می‌توانید مطالب را با دقت بیشتر دنبال بفرمایید. https://eitaa.com/joinchat/4091478490Cb04d9047b2. موفق باشید

39832
متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر. در رابطه با کتاب سوره جاثیه سوال داشتم که در آن می‌فرمایید اصلا ایمان به الله همان دیدن الله در آیات و آینه های آن است در عالم که هر لحظه نو می‌شود و برایمان پیش می آید. من اینجا این آینه ها یا آیات رو خوب متوجه نمیشم که یعنی هر اتفاقی که برایم می‌افتد و یا آفریده ای که می‌بینم و هرچیزی را باید الله را در او ببینم؟ به چه شکل؟ منظور همان دیدن جمال و جلال الهی است؟ که حتی اتفاقات ناگوار را هم جلال الهی ببینم؟ می‌شود این مطلب را باز کنین که چگونه الله را در همه ی عالم ببینیم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نمونه‌‌اش این‌که می‌یابید خرمشهر را خدا آزاد کرد و یا متوجه می‌شوید در دل جنایات باند صهیونیسم در غزّه، خداوند بنا دارد وجدان عمومی را متوجه ریشه‌های نژادپرستی فرهنگ غرب بنماید اعم از آمریکا و اروپا تا آیندۀ بشر از ظلماتی که در نژادپرستیِ غربی نهفته است مبرّا باشد. نمونۀ بیداری وجدان‌های مردمی را در اشعار آن بانوی بزرگ ملاحظه می‌کنید که چگونه با روح مادرانۀ خود متوجه سنت‌های الهی و افق‌های دور است. https://eitaa.com/matalebevijeh/19103 موفق باشید

39740

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: آیا خوندن کتاب های رمان (داستان نوجوانان) ما رو از هدف بزرگ زندگی دور میکنه؟ باعث پوچی میشه؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از یک طرف انگیزۀ ما مهم است و از طرف دیگر، محتوای رمان‌ها. آری! اگر رمانی مانند «بینوایان» ویکتورهوگو باشد و ما نیز بنا داشته باشیم از طریق آن رمان‌ها متذکر حضور در زندگی به معنای اصیل آن باشیم؛ کار خوبی است وگرنه وقت‌گذراندن است. موفق باشید

39509

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی: با توجه به آیه ای در سوره بقره: «واتقوالله ولیعلمکم الله»، اگر کسی تقوا کند، خداوند معلم آن شخص می‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به نور تقوا خداوند بصیرت‌ها و آگاهی‌هایی را به انسان عطا می‌فرماید. موفق باشید

39495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد خدا قوت: استاد از نظر سلوکی چرا بین الطلوعین باید بیدار و در حال حضور بود؟ آیا خورشید حقیقت نیز در آن زمان به جلوه ی فیض خاص طلوع می‌کند؟ که اگر در حضور نباشیم از جلوات خاصش بی نصیب می‌شویم؟ البته می‌دانم پاسخ تان مثبت است ولی عمیق تر می‌فهمم ان شا الله

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در نسبت بین ارض و سماء فکر کرد. به این معنا که هر آنچه که در عالم ارض به ظهور می‌آید حکایتی از عالم ملکوت و سماء معنوی است. و در همین رابطه در کشف محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌واله» این نکته به میان آمده است تا ما زمینه‌های اتصالِ هرچه بیشتر به عالم ملکوت را در عالم ناسوت متوجه شویم و نسبت به آن بهترین اقدام را انجام دهیم. آری! بین الطلوعین حکایت عبور ِ ظلمات است و به ظهورآمدنِ نور. همچنان‌که پیامبر خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» ما را متذکر ظرفیت ماه‌هایی مانند رجب و شعبان و رمضان نموده‌اند. بنا به گفتۀ جناب میرفندرسکی:
چرخ با این اختران نغز و خوش زیباستی
صورتی در زیر دارد هرچه بر بالاستی
صورت زیرین اگر با نردبان معرفت
بر رود بالا همان با اصل خود یکتاستی
این سخن را درنیابد هیچ فهم ظاهری
گر ابونصرستی وگر بوعلی سینا ستی
 موفق باشید
 

38839

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرانقدرمان، استاد چند متن و شعری که ارسال شد گرچه زیاد بود اما می‌خواستم به سیاه نوشته هایم نظر شما بیافتد شاید رو سفید شوند، از اینکه وقت شریفتان را می‌گیرم عذرخواهم، امیدوارم همیشه در صحت و سلامت و موفقیت باشید. البته چند وقتی کد ورودم را گم کرده بودم و سایت کد جدید به ایمیل نمی‌فرستاد از این رو این نوشته ها انباشته شدند. دوستتان داریم با جان و دل.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ماشاءالله، بلبل زبانی‌هایتان که قصه عشق است، قصه همنوایی و احساس حضوری نزد همدیگر. موفق باشید

38725

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

جلسه جوان و انتخاب بزرگ خیلی خوب بود ساده راحت بی شیله پیله آسون. ممنونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای جنابعالی نسبت به چنین حضوری آرزوی توفیق دارم. موفق باشید

38655

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: استاد ببخشید با توجه به این که انسان به خودش علم حضوری دارد و وحدت دارد چگونه می شود که یک شخص ویژگی های خود را اشتباه درک کند یعنی خودش نتواند از برخی ویژگی های روحش بی خبر باشد چگونه می توان علم حضوری به خود را هم تشکیکی در نظر گرفت اگر تشکیکی است. می شود بفرمایید چگونه می توان آن را افزایش داد؟ ممنون از شما مطالب بسیار مفید سایتتون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علت آن توهم است که جای حقیقت را می گیرد. ۲. تعمق در قرآن و روایات و معارف حقّه، و در عبادات به حالت سلوکی. موفق باشید

38550

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: مشکل اعتقادی دارم اگر می توانید برایم کتاب مذهبی ارسال کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «چه نیاز به نبی» روی سایت هست. می توانید از آن ها استفاده نمایید. موفق باشید

38084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: ببخشید می شود تفاوت تجلیات بر سالک و در سالک را کمی دقیق توضیح دهید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد هرکس باید خودش آن را تجربه کند. به گفته آیت الله تربتی در کتاب «فضیلت‌های فراموش‌شده» این امور، چشیدنی است و نه شنیدنی. موفق باشید

40748
متن پرسش

سلام: می‌گویند شیعه و محب اهل بیت فقط در جهنم برزخی عذاب کشیدن و پاک شدن رو سپری می‌کند و در قیامت آتش جهنم به وی هرگز نمی‌رسد، آیا این صحیح است؟ و آیا اینکه می‌گویند همه جهنم را می‌چشند حتی اهل بیت ولی خاموش است آیا منظور جهنم برزخی است یا قیامت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف در این است که اگر کسی در دنیا متوجۀ حقیقت انسانی و اهداف عالیۀ انسانی باشد و تلاش کند از طریق دستورات شرع مقدس به سوی آن اهداف، شخصیت خود را شکل دهد تنها در برزخ است که متوجه می‌شود نسبت به رسیدن آن اهداف، موانعی جزئی دارد که با خودآگاهیِ برزخی نسبت به آن موانع از آن‌ها عبور می‌کند و به خود می‌آید. و چشیدن جهنم به معنای درک خطراتی است که در دنیا با آن روبه‌رو بوده‌اند، نه آن‌که گرفتار آن شوند به همان معنایی که فرموده‌اند: جهنم، باطن دنیا می‌باشد. و همان‌طورکه اهل البیت «علیهم‌السلام» زندگیِ دنیایی داشتند، عملاً متوجه دنیا شده‌اند بدون آن‌که گرفتار آن شوند. موفق باشید. 

40450
متن پرسش

بسم‌الله الرحمن الرحیم استاد سلام تقدیر بر این بود که در این اربعین فرصت حضور در پیاده‌روی نجف تا کربلا را داشته و دعاگوی حضرتعالی باشم. در روز دوم حالتی دست داد که موجب وجد و نشاط و بی چیزی بود. در مسیر تک تک آدم‌ها از هر سرزمین، با هر فرهنگ و زبانی و با هر موقعیت اجتماعی و یا نوع مسئولیت و کاری که در این واقعه داشتند، همه هیچ بودند، هیچ.. فقط یکپارچگی بود، وحدت بود، وحدت. در عین کثرت. به قول مولوی که حضرتعالی بارها تکرار فرمودید: آب کوزه گر در آب جو شود محو گردد در وی و او جو شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور فوق‌العاده‌ای که در یگانگیِ بین خادم و زائر در رخداداربعینی پیش آمده، باید اندیشه نمود تا انسانیت معنای تاریخی خود را احساس کند و به رخداد اربعینیِ این روزها باید اندیشه کرد و افقی که نسبت به آیندۀ بلند در پیش است تا بشر از تنگناهای نسبت خود با دیگران آزاد شود. 
1- امام صادق«علیه‌السلام» در رابطه با زیارت امام حسین«علیه‌السلام» و برکاتی که پیاده‌روی آن زیارت دارد که هر قدمی موجب محو سیئه و ایجاد حسنه خواهد شد با ما سخن‌ها دارند تا آن‌جایی که آرام‌آرام تا نزدیکی به مزار امام، عملاً انسان به نحوی از عصمت نایل می‌شود؛ آن حضرت سخن را به آن‌جا رساندند و فرمودند: «... حَتَّى إِذَا صَارَ فِي الْحَائِرِ كَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُصْلِحِينَ الْمُنْتَجَبِينَ حَتَّى إِذَا قَضَى مَنَاسِكَهُ كَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِينَ حَتَّى إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَكٌ فَقَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ«صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم»  يُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ: اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ مَامَضَى»؛ تا آن‌که چون زائر به حائر برسد حق تبارک و تعالی او را از «مُصْلِحِين و مُنْتَجَبِين» یعنی در زمره مصلحین قرار می‌گیری ؛ انسان‌هایی که اراده برای تغییر وضع موجود دارند و در این رابطه منتجبین و برگزیدگانند.
و حال سخن در آن است که زائر در چنین موقعیتی در خود چه می‌یابد و چه افقی به عنوان انسانی صالح و برگزیده در مقابلش گشوده می‌شود تا در این رابطه ما به عنوان زائر با او برای فردایی که فردای دیگری است، به گفتگو بنشینیم، فردایی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب جمع بین  «دین» و «دانش» خواهد بود.
 حضرت صادق«علیه‌السلام» در ادامه می‌فرمایند: وقتی زائر زیارت را به پایان رساند خداوند او را از« فائزین» محسوب می‌فرماید تا زمانی که ارادۀ مراجعت نماید در این وقت فرشته‌ای نزد او آمده و می‌گوید: رسول خدا«صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم» سلام رسانده و به تو می‌فرماید: «از ابتداء عمل را شروع کن، تمام گناهان گذشته‌ات آمرزیده شد، «وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً» و درجه‌ای بر درجات‌اش افزوده می شود. به همان معنایی که از حضرت سجاد«علیه‌السلام» نقل شده است «وَ عَلِمَ أبوذر مَا فِی قَلْبِ سَلْمَان لَقَتَلَهُ» اگر اباذر می‌دانست بر قلب سلمان چه می‌گذرد او را به قتل می‌رساند و این به جهت درجه و ساحت برتری است  که برای اباذر قابل دسترس نمی‌باشد و زائر امام حسین«علیه‌السلام» چنانچه با پای پیاده آن مسیر را طی کند و با نسبتی که با شخصیت معصومِ آن حضرت در إزای ایجاد حسنه و محو هر سیئه در قدمش پیش می‌آید، به آن درجه‌ای می‌رسد که حضرت با جملۀ «وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً» تنها توانسته‌اند بدان اشاره کنند و بفرمایند: «وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً».
 ملاحظه می‌کنید زائر در مواجهه با زیارت حضرت، به مقامی می‌رسد که مقام «فائِزین» است و چون از سفر برگشت بنا به آن روایت، مورد سلام رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» قرار می‌گیرد با حضوری که گویا با آمرزش گناهان گذشته، به مقام عصمت ذیل امام معصوم نایل می‌شود. و حال این زائر است با چنین شخصیتی که می‌تواند نقش‌های بزرگی را در دل این تاریخی که با چنین اربعینی به ظهور آمده، مدّ نظر آورد. و این مائیم و مواجهه با چنین زائری و گفتگویی که باید برای حضور در آیندۀ این تاریخ به میان آید.
2- آیا به این سخن رهبر معظم انقلاب در رابطه با رخداد اربعینیِ پیش آمده فکر کرده‌ایم که می‌فرمایند: 
«در دنیا سعی می‌کنند که نگذارند این نورافکن قوی دیده شود. لکن نمی‌توانند؛ دیده خواهد شد. تا وقتی ادامه دادید حرکت را، ناچار حقیقت خود را آشکار خواهد کرد.» (3/9/95) 
 وعدۀ امیدوارکننده‌ای که در این سخن هست، به کدام آینده اشاره دارد؟ که به گفتۀ ایشان: 
«این یک حادثۀ الهی است، این یک پدیدۀ الهی است؛ این نشان‌دهندۀ این است که این راه، راه عشق است؛ منتها نه عشق مجنونانه، عشق همراه بصیرت است. بنابراین، کار، کار بزرگی است؛ پدیده، پدیدۀ عظیمی است».(3/9/95) 
3- آری! با نظر به کربلا و پاسداشت اربعین به سوی انقلاب اسلامی آمدیم تا از سیطرۀ فرهنگ استکباری رهایی یابیم و حال با پاسداشت اربعین، حضور جهانی پیدا می‌کنیم تا انسانیت را به جهان نشان دهیم تا زمینۀ ظهور انسان کامل حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه»  فراهم شود. 
4- حضور در پیاده‌روی اربعینیِ این سال‌ها، حضور در میدانی است که انسان با حضور در این میدان به تمدن دیگری غیر از تمدن خودبنیادِ غرب نظر می‌کند و این همان تفصیل کربلا در این تاریخ می‌باشد.
5- با حضور در رخداد اربعینیِ این سال‌ها، ما از گرفتار بلایِ بی‌تاریخی رهایی می‌یابیم. زیرا همه چیز حکایت از جابجایی قدرت دارد تا آن‌جایی که آمریکا برای نجات اسرائیل - که حضور غرب است در غرب آسیا- به کمک آن رژیم می‌آید و در همین صحنه، ایران با آمریکا برخورد می‌کند و این یعنی آمریکا دیگر اَبَر قدرت نیست.
 با حضور در تاریخ رخداد اربعینیِ این سال‌ها، در حال حضور در تاریخی هستیم که طلوع تاریخ دیگری است، و این یعنی نظر به آینده‌ای اصیل که با پیاده‌رویِ اربعینی مدّ نظر انسان می‌آید و شوری تاریخی را در جان انسان شکل می‌دهد. موفق باشید    
 

40379

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده. در فرمایشات اخیر حضرتعالی ۳ کلید واژه زیاد بیان می‌شود ۱. وجدان تاریخی ۲. فطرت تاریخی ۳. درک حضور تاریخی در مورد وجدان تاریخی و‌ فطرت تاریخی همان طور که از عبارت مشخص است یعنی افراد مستعد به اجمال آن را در خود دارند و در مواردی مثل حضور در راهپیمایی ها یا بیان مادر شهدا به تفصیل در می آید و حتی در مورد کسانی که حتی در ظاهر شریعت رعایت حجاب نمی‌کنند ولی در صحنه هایی آن وجدان تاریخی و فطرت تاریخی شان به ظهور می آید و آن عرض ارادت های عجیب به رهبری بیان می‌شود اما در مورد درک حضور تاریخی حضرتعالی بارها تاکید کرده اید که آسان نیست و مشکل است حال سوال اینجاست که چطور درک حضور تاریخی مشکل است با توجه به این که امری وجدانی و فطری است و‌ امری که وجدانی و فطری است از بدیهیات درک انسان است. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید حضور تاریخی امری است غیر حصولی و درکی است حضوری. و از این جهت قابل تعریف نیست بلکه هرکس در نسبت خودش با رخدادهایی که در تاریخ به ظهور می‌آید، متوجۀ آن حضور می‌شود و به اندیشه‌ای که در پیش است می‌اندیشد. و در همین رابطه فرموده‌اند: «تفکر، تاریخی است». موفق باشید https://lobolmizan.ir/book/1622?mark=%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%DA%A9

40263

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: من می‌خواهم در نماز امام رضا علیه السلام را نصب العین خودم قرار دهم. من که در عمرم امام رضا علیه السلام را ندیدم. پس من باید چکار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین جهت مرحوم علامه قاضی در این رابطه فرموده بودند استاد خود را که نمادی از اولیای الهی می‌باشند مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید

40248
متن پرسش

همان طور که در سوال شماره 40246 عرض شد. از این خودی که الان دارم اصلا خوشم نمیاد. دلم میخواد سر به تنش نباشه. اول گیر دادم که میخوام اسمم رو عوض کنم، بذارم صغری و کبری یا کاملیا و رکسانا. چه میدونم، با یه اسم لعنتی جز اینی که الان دارم، صدام کنن. بعد رفتم چند میلیون پول دادم - از جیب پدر بینوا، توی کیف پول خودم که مگس میپره- که برای اولین بار یه تغییرِ مثلا درست حسابی توی «خودم» ایجاد کنم. لیلا خانوم - آرایشگر رو میگم- نصف کله سیاهم رو تبدیل به کله طلایی کرد. یه چیزهای دیگه هم با ماسماسک مالید به صورتم که به تعبیر خودش «حالا که میخوای، اصلا یه جوری تغییرت میدم که دیگه مامانتم نشناستت!» همینجوری که داشت موهامو تا مرز کنده شدن با برس می‌کشید تا صاف شه و اونم تغییر کنه، گفت شدی عینهو قرص ماه شب چهارده! ولی من هرچی تو آینه نگاه کردم نه قرص ماه رو دیدم، نه یه یلدای جدید رو. همون بودم که بودم. حتی با کله ی طلایی. با عینک یا بدون عینک، با اسم کبری یا کاملیا، با پاسپورت ایران یا انگلستان، با لیسانس علوم قرآن یا زبان فرانسه. هر کاری می‌کنم همون یلداام. همون خودی که ازش بیزارم داشت از توی آینه نگاهم می‌کرد و به ریشم می‌خندید، به تقلاها و دست و پا زدن های «بیخودی» که «خود» رو بدون ذره ای تغییر، سر جاش نگه میداره. به راستی ایراد کار کجاست؟ آرایشگاهی میشناسین که خود واقعی رو آرایش کنه؟ یا دکتری که خود حقیقی رو جراحی پلاستیک کنه. میگم که. میخوام سر به تنش نباشه این تنبل بی اراده ی هواپرست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی تحت عنوان «نیست‌انگاری....» شده است که می‌توانید در رابطه با این موضوع بدان بیندیشید که راستی! اگزیستانسِ متناهی انسان می‌تواند جانشین الهیاتی شود که مبتنی بر استدلال است؟ همان اگزیستانسیالی که انسان را متوجه افقی می‌کند که جهان به سوی او گشوده شده است و او به سوی آن جهان گشوده؟ آیا این از هزار ایمان برتر نیست که انسان داردبه خودش رجوع می‌کند در عین آن‌که هزاران جهان در او در حال طلوع است؟ جهان‌های فراخی که ما نه‌تنها در اولیای الهی، بلکه در حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و حضرت علی آقای خامنه‌ای می‌توان احساس کرد. چه چیزی این دختران با ظاهر غیر شرعی در حضرت امام خامنه‌ای احساس می‌کنند که در نسبت با او به دنبال انسانی هستند که گمشدۀ این تاریخ است. آیا جز این است که در این زمانه انسان، خودش مسئلۀ خودش شده است و به دنبال انسانی است که بتواند او را معنا ببخشد؟ آیا این انسان‌ها مقصرند؟ یا ما مقصریم؟ موفق باشید              

نمایش چاپی