آیا جمهوری اسلامی ایران در نیل به اهدافش، پیشرفت داشته؟ یا توقف؟ و یا پسرفت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در کلیّت قضیه بحمدالله جمهوری اسلامی جهتگیری خوبی داشته ولی همانطور که امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند ما در اول راه هستیم ولی در هر حال از بسیاری از موانع و خطرات عبور کردهایم. https://eitaa.com/matalebevijeh/22734 موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و عرض ادب و تبریک عید سعید غدیر 🌹. من مرد خانواده ام با حدود ۳۵ سال سن و وضعیت اقتصادی خانواده بگونه ایست که برای خرجی یکبار مسافرت در سال مثلاً به مشهد مقدس حتماً قرض و وام ضروری است. یعنی اگر قشر متوسط جامعه را ۵ قسمت کنیم ما در یک پنجم پایین هستیم برای برقراری تعادل دخل و خرج، هر کسی از عموم اهل جامعه به صورت یقینی میگوید شغل و درآمد دوم برای من لازم و قطعی است. اما من دچار رکود روحی شده ام و طبق شناخت خودم از خودم میدانم به غیراز مطالعه نظام مند و رشد و ارتقای علمی (منظورم تحصیلات حوزوی یا دانشگاهی) این افسردگی از بین نمیرود. چون این حالت حتی سر کار و مشغله نیز من را رها نمیکند. حالا سوالم این است وظیفه من یعنی وظیفه ای که خداوند از بنده اش دراین مواقع انتظار دارد چیست؟ آیا بروم سراغ شغل دوم که برای من میشود کار در اسنپ یا کار فست فود ها و رستوران ها در شیفت عصر تا نیمه شب؟ یا اینکه بروم سراغ تحصیل مثلاً در حوزه علمیه یا دانشگاه، به این امید که ان شاء الله علاوه بر طلب علم، خدا در رزق و روزی ما وسعتی قرار دهد چون در احادیث هست که خدا روزی اهل علم را تضمین کرده است. استاد عزیز بجز پاسخ سوال بالا لطفاً بفرمائید در دوراهی ها چگونه از سردرگمی در آییم وقتی ظاهراً از مشورت و توسل جواب نمیگیریم. ببخشید که متن طولانی شد. با تشکر فراوان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این خوب است که روحیۀ مطالعه بخصوص در امور معرفتی و معنوی را محفوظ نگه دارید و در دل همین روحیه در صورتی که فعالیت اقتصادی به صورتی پیش بیاید که این روحیه محفوظ بماند، جا دارد. و در این موارد یعنی در دو راهیها میتوانید افرادی را مدّ نظر قرار دهید که از جهاتی به شخصیت شما نزدیکاند. موفق باشید
سلام: عیدتون مبارک. ببخشید درفایل غدیرفرمودید اگر بخواهیم خدا را دوست داشته باشیم نمیشه مگر اینکه امیرالمومنین داشته باشیم، اینکه ولایت حضرت را باید داشته باشبم درست، ولی سوال درآیه قرآن هم داریم مومنین خیلی خدا را دوست دارند، اگه ممکنه ی توضیح بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اولیای الهی آینۀ نمایش انوار اسماء الهی هستند و حقیقتاً محبّت به پروردگار با محبت به اولیای الهی شکل میگیرد که مفصل این موضوع در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت «علیهمالسلام» عرض شده است و معنی محبّت مؤمنین به خداوند نیز به همین معنا میباشد. موفق باشید
سلام علیکم استاد: الان شیعیان و برادران ما در لبنان دارند شهید می شوند. همان هایی که در جنگ به عهد خود پایبند بودند و به کمک ما برخواستند. پس چرا الان که اسرائیل در حال قتل عام آن عزیزان است، کشور و حکومت ما هیچ حرکتی انجام نمی دهد؟! چرا رهبری چیزی نمی گویند؟ اصلاً در این اوضاع برگزاری جشن و شادی برای غدیر، وقتی برادرانمان و خواهرانمان در لبنان در حال شهید شدن هستند، درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت اسرائیل وحشی یک چیز است اینکه گمان میکند حال که در میدان مقابله با ایران شکست خورده، میتواند با برخورد شدید با حزب الله، موضوع شکست را پنهان کند. لذا بیچاره دیروز هشدار تخلیه ضاحیه بیروت را صادر کرد که با تهدید قاطع ایران و ساخت معادله جدید قدرت، عقب نشست. سازمان رادیو و تلویزیون رژیم صهیونیستی به نقل از منبعی مطلع اعلام کرد که این رژیم برای انجام حمله بزرگ به ضاحیه جنوبی بیروت برنامهریزی کرده بود اما در لحظه آخر و به دنبال مداخله آمریکا این عملیات به تعویق افتاد.
زیرا هشدار قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیاء (ص)؛ این بود که ساکنان سرزمینهای اشغالی منطقه را ترک کنند
با توجه به نقض مکرر آتشبس توسط رژیم، در صورت عملی شدن ترک ضاحیه فرمودند ساکنان بخشهای شمالی و شهرکهای نظامی در سرزمینهای اشغالی هشدار میدهیم اگر نمیخواهند آسیب ببینند، منطقه را ترک نمایند. و این راه جدیدی شد تا جبهۀ مقابله با اسرائیل در راستای دفاع از جبهۀ مقاومت معنای خوبی به خود بگیرد از آن جهت که عملاً با این پیام، ایران به آمریکا و اسرائیل هشدار داد که محورهای مقاومت از هم جدا نیستند. اینکه نقض آتشبس در هر جبهه، نقض آن در تمام جبهههاست، بدین معناست که هر اقدام اسرائیل تبعاتی فراتر از جغرافیای مورد حمله دارد. و ترامپ روز دوشنبه در شبکه تروث سوشال نوشت: من تماس تلفنی بسیار سازندهای با نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل داشتم و هیچ نیرویی به بیروت نخواهد رفت و هر نظامیای که در راه آن باشد، قبلاً بازگردانده شدهاند. و اینجا است که معنی گشوده شدن جبههای دیگر در مقابل اسرائیل، خود به خود پیش آمد. و این، اول کار است برای حضور در دفاع از جبهۀ مقاومت و معنای حضور ایران به طور مستقیم در آن منطقه. امری که نتانیاهو ابداً پیشبینی نکرده بود و گمان میکرد میتواند جنگ خود با حزب الله را از جنگ ما با آمریکا و اسرائیل جدا کند. و این را باید به فال نیک گرفت که وزارت امور خارجه در بیانیهای در پی نقض مستمر آتشبس توسط اسرائیل و آمریکا، نقض آتشبس در هر یک از جبههها را نقض آن در تمامی جبههها خواند و اعلام کرد: با تمام توان و با استفاده از همه ظرفیتها بر اساس حق ذاتی دفاع مشروع، از منافع خود در هر کجا که لازم بدانیم، دفاع میکنیم. این آن راهی است که به طور مستقیم شروع شده است. به امید آنکه حتی حزب الله بتواند برای اشغالگریهای اخیر اسرائیل در دل همین قاعده که باید اسرائیل به پشت رودخانۀ لیتانی برگردد، کار خود را ادامه دهد و اسرائیل نتواند تهدیدهایی از نوع تهدیدی که در مورد ضاحیه کرد، انجام دهد. در ضمن نکاتی که استاد مهدی محمدی در سخنان اخیرشان در رابطه با لبنان فرمودهاند میتواند برای فکر در مورد لبنان به ما کمک کندhttps://eitaa.com/matalebevijeh/22761 موفق باشید
کمیت و کیفیت نیت خالص داشتن را در مباحث تربیت نفس توضیح بفرمایند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت دستورات شرع، حضور در رعایت کمیت ها می باشد و عمیق کردنِ آن دستورات از طریق هرچه بیشتر به معارف توحیدی افزودن، رعایت کیفیت و خلوص است. در همین رابطه باید با نور توحید و هرچه عمیق تر کردن معارف توحیدی به جسم وظایف شرعی، روح داده شود. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم (اعتدلال نفسانی؛ لازمه اقتصاد اسلامی). مواجه تفکر غرب با جامعه از جنس سرعت و کثرت روحیه ای را گستراند که انسان ها بخواهند در کمترین زمان به بیشتزین سود برسند. اینچنین ضمضمه های گران فروشی به فریاد فقر کشیده شد. روحیه ای که دیگر مایل نبود روالِ _شاید بشود گفت هزاران ساله ی_ تعاونات بشری را ادامه دهد؛ به گونه ای که دیگر فعالیت خود را به سود معمول ادامه نداد و خواست هرآنچه ار دست دارد را به بالاترین سود ها مبادله کند. آن روال هزاران ساله ای که بیان شد، روحیه ای عقل گرا بود که حساب و کتاب داشت و حس رضایتمندی از تعاملات اقتصادی متعادل_یا به نگاه امروزی، خورد!_ باعث میشد کار خویش را به بهترین شیوه در اوج حس مسئولیت پذیری به انجام برساند. جهان امروز نیز لاجرم از بازگشت به همان روحیه گذشته است که برپایه تعقل و منطق و ارتباط برابر و اجتماع گرای درضمن حفظ خود است تا از خود گرایی محض خارج شود. آن روحیه ای که در غالب ها نمیگنجید، و امروز نیز با ابزار های جدید تا حدود بسیاری همخوان است؛ اگر چه که برخی از ابزار های امروز برپایه همان روحیه ی غربی شکل گرفته اند که ذاتا با مناعتطبع و قناعت و تعقل در تضاد هستند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم معنایی است که بشر باید از خود داشته باشد. انقلاب اسلامی به عنوان «جهان بین دو جهان» متذکر حضور انسان جدید است در جهان جدید، در عین توجه به انسانیت انسانیِ انسانها تا با رعایت هر انسانی از آن جهت که انسان است، عملاً خود را در وسعت انسانیتِ انسانها حاضر میکند که نماد امروزینِ آن را در آن «آقای شهید ایران» یافتید تا آنجایی که وصیت کردند روی کفن خود آن جمله را بنویسند https://eitaa.com/matalebevijeh/23281 موفق باشید
🔸 این روزها که دغدغههای مختلفی، از جمله مسئلهی تفاهمنامه و چالشهای آن و رویارویی با آمریکا پیش آمده، خطر اصلیای که باید به آن اندیشید این است که آیا ما میتوانیم در این مسائل «همدیگر را بفهمیم»؟ 🔹 فهمیدن همدیگر، غیر از قبول نظر یکدیگر است. ممکن است کسی مخالف تفاهمنامه باشد و دیگری موافق. اما آیا میتوانیم در افق انقلاب اسلامی جایی برای یکدیگر قائل باشیم؟ یا تصور ما این است که انقلاب اسلامی یک «نظریه» است و ما یا با آن موافقیم یا مخالف، و از این رو دیگری را به تحجّر یا خیانت متهم میکنیم؟ 🔸 این خطر وجود دارد که ما خود را «ملاک حقیقت» بگیریم، به جای آنکه خود را در وسعت تاریخی احساس کنیم و حقیقت را در میان خود جستجو نماییم. 🔹 آیا میتوانیم به مسئلهی تشییع توجه کنیم که ما در تشییع حضرت آقا بناست از همهی فاصلهها که هر کس با فکر خود چیزی را حق میداند و نمیتواند دیگری را استقبال کند، فراتر رویم و ماورای همهی اختلافنظرها، یگانگی خود را احساس کنیم؟ 🔸 در این زمینه، منشور برادری حضرت امام (ره) بسیار راهگشاست. آقای انصاری در نامهای به امام نوشتند که امروز شاگردان شما دو گروه با نظرات مختلف اقتصادی و سیاسی هستند و این کار ادارهی کشور را سخت کرده است. از آنجا که آنان شاگردان شمایند، اگر یک نظر را ترجیح دهید، گروه دیگر کنار میروند و نظر واحد تثبیت میشود. امام در پاسخ، پیامی نوشتند که به «منشور برادری» معروف شد. اولین نکتهشان این بود که «اختلاف رحمت است» و عالم تشیع در طول تاریخ با همین اختلاف پیش آمده است و نباید به دنبال یک نظر واحد بود. اما باید «برادری» را بین خود حفظ کنید که اصل و اساس حرکت، برادری است. در انتهای پیام فرمودند که راه سازندگی کشور از «وحدت، برادری و تفکر» میگذرد. 🔹 یعنی به جای نگرانی برای یک نظر واحد، نگران وحدت و برادری میان خود باشید. این امر اساس آیندهی اسلام را پیش میبرد. 🔸 ما میتوانیم ذیل انقلاب نظرهای مختلف داشته باشیم، اما این «پیدا شدن وحدت و برادری» در میان ماست که ضامن آیندهی انقلاب است، نه تئوری و نظر ما. 🔹 چالش امروز ما این است که فکر میکنیم اگر نظر ما محقق نشود، انقلاب به بحران میافتد و با تحلیلهای مختلف میخواهیم آن را محقق کنیم. اما تحقق انقلاب به حفظ وحدت و برادری و یگانگی است. 🔸 اگر شهادت را به مثابه امری میبینیم که ما را در آینده حاضر میکند، باید به این راه بیندیشیم که شهادت راهی است که ما وحدت خود را مییابیم؛ مسیری که در آن یگانگی دوباره آشکار میشود. 🔹 همانطور که آقا دربارهی تشییع حاج قاسم فرمودند باطن ملت که یک نحوه یگانگی است، آشکار میشود. با این نسبت به تشییع میتوانیم از جهان استکبار عبور کنیم. 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته و صد البته کافی است به جای اصرار بر گرایش خود، هر گرایشی که میخواهد باشد، هر چند محترم؛ خود را در ذات اندیشیدن پاس بداریم حتی به قیمت احترام به نظر «دیگری». اینجا است که تازه معنای وحدت و برادری و تفکر، ظهور میکند و با علاقهمندی تمام در جستجوی اندیشۀ «دیگری» بخواهیم خود را معنا کنیم. و این، آنگاه پیش میآید که تفکر، تاریخی باشد و نظر به افقی داشته باشیم که در مقابلمان بر اساس اقتضائات تاریخی گشوده شده است و همۀ اصرار بنده در این روزها برای حاضرشدن در برادری و وحدت و تفکر، همین نکته است که باید به افقی نظر کرد که به لطف الهی در این تاریخ در مقابل ما گشوده شده است و همچنانکه فرمودید شهادت، اشارهای است به آن افق. خدا کند همانطورکه حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند مشعل شهادت را همواره برپا داشته باشیم. موفق باشید
سلام و احترام استاد عزیز: سال تحصیلی ۹۱-۹۰ در طرح ولایت دانشجویی استان اصفهان همه ی اساتید منتسب به شما و از شاگردان و گویا فرزندان شما بودند و برای ما دائما در رابطه با خطای تحلیل ما در رابطه با آقای احمدی نژاد صحبت میکردند و پیش از انتخابات سال ۹۲ همین بزرگواران سی دی های سخنرانی آقای مشایی را به ما میدادند که گوش کنید ایشان از تاریخی میگویند که ما کمتر آن را میفهمیم، در آن برهه دانشجوهای سال دومی بودیم که چند باری با اساتید بحث کردیم و متهم به این شدم که باید حضور تاریخی احمدی نژاد و مشایی را درک کنیم ولی هر چه تلاش کردم موفق به درک آن نشدیم تا روزی که دوباره محضر آقایان رسیدیم و فرمودند ما از آن تحلیل ها به واسطه مواضع دقیق نظام و رهبری دست کشیدیم آنجا بود که گفتم درود بر شرفشان چه انسان های آزادهای سوال من این است که این روزها هم این تحلیل های شاگردان استاد در حمایت بی چند و چون از فرآیندهای طی شده در مذاکرات ممکن است از همین جنس باشد؟ خدایی ناکرده سوال بنده حمل بر بی ادبی و جسارت به استاد نباشد که این روزها بیشتر از هر استاد دیگری سر کلاس شما استاد عزیز حاضر بوده و هستم. پیشا پیش ممنون از تکات ارزشمند شما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ عرض بنده آن است که نیروهای انقلاب مواظب باشند که کارها به نوعی اختلاف کشیده نشود به طوری که اگر مخالف مذاکره هستند به رئیس جمهور و طرفداران مذاکره توهین نشود که در این صورت «تقوا» به حاشیه میرود. امری که سعی شد در جواب سؤال شمارۀ 41879 خدمت رفقا عرض شود. موفق باشید
سلام استاد: آیا صحیح هست که وقتی ما میگوییم «الهی» نظر به رابطه ی خصوصی بین خود و خدایان را کد نظر داریم؟ اون کانال وجودی که هر موجودی به صورت مستقیم با خداوند متعال داره و وقتی عرض میکنیم «اللهم و یا یاالله» منظورمان ارتباط با خداوند از طریق تجلی حضرت حق در امام امیرالمومنین علیه السلام و اگر نمیتوانستیم تجلی امام امیرالمومنین علیه السلام در مثلاً علامه حسنزاده آملی هست؟ اگر این طور هست « رب» مربوط به کدام مسیر است؟ خداوند شما را حفظ فرماید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرمودهاید هرکدام در جای خود نکات خوب و قابل توجهی میباشد و همۀ آن موارد مظاهر حضرت ربّ العالمین هستند حتی وقتی به حضرت «الله» رجوع میکنید، عملاً او را در جایگاه ربّ العالمینیاش رجوع میکنید وگرنه صرفاً ذهنی خواهد بود. آیت الله محمد شجاعی در جلد اول مقالات در این مورد و اساساً در مورد معارف الهی نکات ظریفی فرمودهاند که خوب است نظری به آن موارد بیندازید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA&tab=sounds موفق باشید
پرسشی از محضر استاد طاهرزاده داشتم و آن اینکه قانون عفاف و حجاب در کشور اجرا نمیشود و عدهای مانع اجرای آن هستند؟ خواستم نظر استاد بزرگوار را در این خصوص جویا شوم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که دستاندرکاران تدوین آن سند فرمودهاند به هر حال باید با توجه به شرایط جامعهای که در آن هستیم در آن سند تجدید نظر شود وگرنه در اجرا با مشکل برخورد میکنیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و تبریک عید سعید غدیر: بنده در آستانه ی ازدواج قرار دارم و تا اینجا از نظر اعتقادی، اخلاقی، فکری سنخیت ها وجود داشته است. نگرانی دارم که می دانم ناشی از ضعیف بودن ایمان و توکل است ولی از اینکه در نقطه ی تصمیم گیری برای قدم گذاشتن در این راه قرار دارم، سخت نگرانم و تصمیم گیری برایم سخت است؛ به عبارتی نمی دانم خودم را متوجه چه چیزی کنم تا دلم در اطمینانی قرار گیرد و بتوانم با آن اطمینان وارد این برهه از زندگی شوم. افق بالایی که فراتر از مرسومات و بعد شخصی می توان به ازدواج نگاه کرد چیست؟ افقی که با نظر کردن به آن بتوان از بن بست هایی که احیانا در زندگی مشترک پیش می آید عبور کرد و متوقف نشد یا حتی اصلا بن بستی احساس نکرد؟ احساس می کنم پس از شهادت آقا، باید به قصه ی ازدواج و بنا کردن خانه و افق پیش رو نگاه عمیق تری داشت. ممنون میشوم در این رابطه سخنی بفرمایید که مرا از این سردرگمی خارج کند و نوری بر فکر و قلبم بتاباند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» در قسمت «ازدواج، تولدی دیگر» صفحه ۲۰۳ عرایضی شده است که خوب است به آن کتاب رجوع شود. و بالاخره باید متوجه باشیم که خداوند میفرماید: «و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجا لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودة و رحمة» و یکى از آیات او این است که از جنس خود شما همسرانى برایتان خلق کرد، تا مایه سکونت و آرامش شما باشد و بین شما و همسرانتان مودت و رحمت برقرار نمود.» سوره روم آیه: ۲۱"، عنایت داشته باشید آیهای که اشاره میفرمایید، میفرماید خداوند بین زن و شوهر مودّت و رحمت قرار میدهد و ما وظیفه داریم با رعایت حقوق همدیگر آن مودّت و رحمت را حفظ کنیم و مواظب باشیم شیطان آن را از ما نگیرد. البته باید متوجه بود در زندگی مشترک «گذشت» بسیار کارساز و انسانساز است. موفق باشید
اگر کسی پنداشته است که میتوان ایمان آورد و پای در بیابان بلا نگذاشت سخت در اشتباه است. او بداند که زمین دلش از سوراخهای پنهانی موشهای نفاق سست است و در خاکی این چنین بذر حیات نمیروید، اگر با زبان رسمی سیاست سخن بگوییم آنان با آمریکا میجنگند اما در بیان حقیقی با شیطان است که نبرد میکنند، این کبر شیطان است که در حکومتهای استکباری دنیا تمثل یافته و از همین است اگر حضرت امام آمریکا را شیطان بزرگ میخواند. باز نفس ملکوتی آوینی و طنینی که لرزه بر قلبم میاندازد و چقدر دل من دور است و خود را از این راه دور میبیند. این راه ایمان برای اهل ایمان است. اگر این چنین است ما چه هستیم؟ این صدا را که همراه حضور مردم کلیپ شده بود تماشا میکردم. و اشکی طلبگونه داشتم. به ذهنم آمد که این جمله آوینی که از ایمان و بیابان بلا و نفاق میگوید، از چه انسانی سخن میگوید. هر چه فکر میکنم نمیفهم. گویا اصلا فهمیدنی نیست. اما چه کسی اهل ایمان است و بلا را درک میکند و میایستد؟ میتوانم از حضور تاریخی و درک زمانه و تفکر و و و که خواندهام و شیرینی خواندنشان را درک کردهام و همه جا گفتهام_از سر گفتنی که زبانش مال خودم بود نه از سر تبلیغ_ اما هنوز به جان نیازموده و نسبت بهشان به خودآگاهی نرسیدهام سخن برانم، اما ای جانم به آنکه زبان و دلش یکی است. درست است که باید گفت تا شدن پیش بیاید، اما چه گفتنی است که با آن میشویم؟ این را هم در پیدا و پنهانیاش ناگهان به دل حس میکنم که شاید این خود ایمان است اما تا این حد قبض و بسط مگر ممکن است. صوفی از پرتو می راز نهانی دانست / گوهر هر کس از این لعل توانی دانست / قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس / که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست / عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده / بجز از عشق تو باقی همه فانی دانست / آن شد اکنون که ز ابنای عوام اندیشم / محتسب نیز در این عیش نهانی دانست / دلبر آسایش ما مصلحت وقت ندید / ور نه از جانب ما دل نگرانی دانست / سنگ و گل را کند از یمن نظر لعل و عقیق / هر که قدر نفس باد یمانی دانست / ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی / ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست / می بیاور که ننازد به گل باغ جهان / هر که غارتگری باد خزانی دانست / حافظ این گوهر منظوم که از طبع انگیخت / ز اثر تربیت آصف ثانی دانست. تنها سید علیها و حاج قاسمها راهی و رهروِ این راهند. و لحظه به لحظه عقبروی و جلورویهایش را میبینند. تنها بندگان خدایی که خدای اینان است میتوانند این راه بروند. آری و صد آری که حضرت امام این راه گشود. اما چرا ما پای در راه نمینهیم؟ یا حداقل خود را وامانده و زمین گیر میبینیم. ما چگونه بندِ بندگیِ این خدا را عزم میکنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: راهی که به سوی اوست، به سویِ «اویی» است که هیچ مفهوم پیشینی ندارد تا معلوم شود به کدام سو باید رفت. تنها میدانیم که در «بودنِ» خود، بودنی به عنوان افق بدون تعیّن و تعریفی خاص در میان است. و این است حضور آخرالزمانیِ حقیقت که آن را هیچ تعریفی نیست به ظهور میآید و در آینههایی که هیچ چیز خاصی نمیباشند، تنها ما را دعوت میکنند که در جمال شخصیت جلالیِ رهبر شهید احساساش کنیم و با نسبتی که با او در خود یافتهایم، به چیزی ماورای «زندگی و مردن» در این زمانه حاضر شویم و به خیابانها میآییم تا «او» را در حضوری که با شهادتش به میان آمد؛ احساس کنیم. و این، وقتی است که همۀ آن جمع عزیز حاضر در میادین و خیابانها را اشارهای به شخصیت او بیابیم و هر شخصی، آینهای میشود که آن عزیز را به ما عطا میکند و این، یعنی اینچنین دلدادگی نسبت به همدیگر، و این یعنی هرکس جان خود را در دیگری احساس میکند به جای سرمایهدارانِ رانتخوار که هرکس اموال خود را در دست آن دزدان و چپاولگران مییابد، و این یعنی تنفر و دوگانگی. چه اندازه زیباست که انسانها محبوب خود را در دیگر انسانها به تماشا بنشینند و آخرالزمانی فکر کنند. موفق باشید
سلام علیکم تا کنون در بحث های مختلف اینگونه تحلیل میشد که برای بسیاری از تحولات و تصمیمات اجتماعی و سیاسی ، این مردم هستند که باید به بلوغ برسند. اما عملا امروز شاهدیم که علیرغم ظهور این بلوغ در متن جامعه ، بخش مهمی از حاکمیت که میبایست مجری تحولات درخواستی ایشان باشند عقب مانده اند! نمونه بارز آن متأسفانه منفعل ترین قوه قضائیه ادوار انقلاب هست که میتواند با پشتوانه اجتماعی بوجود آمده تحولات بزرگی را رقم بزند اما محافظه و ملاحظه کاری را به آن ترجیح داده است. مردمی که رسیده اند به مبارزه با جاسوسان و خائنان و خناسان و مرجفانِ دست به قلم و مقاله و مانند آن را یاری نمیکند و از قضا مردم نیز به علت نجابت و احترامی که به نظام قائلند خودسرانه کاری را پیش نمیبرند . به راستی اینجا تکلیف چیست ؟! آیا اکنون که جامعه خروشیده است هم باید تردید داشت ؟! اگر امروز بدون مماشات ، به پشتوانه نیروی اجتماعی بوجود آمده بساط کَنه هایی که مشغول مکیدن خون نظام و مردم هستند جمع نشود و فردا مجدداً همین الیگارش های اقتصادی و منافقان سیاسی در اداره کشور باقیماندند و این گنج بزرگِ بدست آمده را با رنج مردم نابود کردند چه کسانی مسئول خواهند بود؟ کما اینکه بعد از جنگ ۱۲ روزه هم اتحاد مقدسی در اجتماع ظهور کرد ولی سیاست های اقتصادی نابجای نشأت گرفته از تفکر الیگارش غربی و عدم بهرهوری از آن نیروی اجتماعی در پساجنگ حوادث تلخ ۱۸و۱۹ دی و زمینه جنگ رمضان را رقم زد ... و باز هم تکرار همان سوال که آیا حاکمیت نباید تردید خود را کنار بگذارد؟...
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ابتدای آثار حضور مردم در میدانها و خیابانها میباشد و باید در همین اجتماعات و با همین مردم، مطالبات منطقی و مردمی به میان آید و دنبال شود. مهم، طرح درست مشکلات است و ارائۀ راهحلها. و بنده امیدوار هستم که بتوانیم در چنین شرایطی آن نوع مشکلاتی که میفرمایید را برطرف نماییم. اخیراً در همین رابطه بازرسی کل کشور با پشتوانۀ مردمی وارد میدان شده است.
عنایت داشته باشید که مسئله، بسیار بزرگتر از آن است که ما خود را در محدودۀ رفع مشکلاتی قرار دهیم که در هر صورت مدیرتهای متأثر از فرهنگ غربی ایجاد کردهاند. در حالیکه همۀ حرف آن است که متوجه باشیم جهان دیگر و نظم دیگری غیر از نظم جهان مدرن باید به میان آید و باید به این نکته تأکید کرد نکتهای که حتی اهل نظر معتقدند تازه جنگ ما با جبهۀ نژادپرست غربی به سرکردگی آمریکا شروع شده است. آقای مهدی محمدی نیز متذکر این امر با نظر به نگاه خاصی که ایشان در مسائل بین المللی دارند؛ میباشند. موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار. حقیر دورههای اخلاقی زیادی گذراندم، و از محضر یکی از اساتید بزرگ اخلاق که مورد تایید شماست بهره بردم، و همهی آرامش زندگیم رو مدیون آن استاد بزرگ هستم که چند سالیست به رحمت خدا رفتند. یکی از بزرگترین مسائلی که در خودم پیدا کردم که ظاهراً اکثر مشکلاتم ریشه در همین موضوع داره سنگدلی و مهربان نبودن بنده است، بنحوی که اگر کاری هم برای دیگران می کنم از روی وظیفه یا بجهت انجام واجب و مستحب است، نه از روی محبت و دل رحمی و درک عواطف. آیا راهی برای درمان این حالت وجود داره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به انسانیت انسانها نظر کنیم و صفایی که در بنیان آنها نهفته است و دلسوزی و ارادت برای آنها، زمینۀ تجلیات انوار الهی از طریق همان انسانها به ما میشود. و در این رابطه حتی باید خطاهایشان را نادیده گرفت و تنها دشمنان خدا و دشمنان انسانیت از این قاعده مستثنی میباشند. موفق باشید
سلام استاد ببخشید یه سوال شما نظرتون راجب اخبار گردی چیه واقعا دارم به این نتیجه میرسم که وقت حروم کردنه یعنی همون زمان رو بزاریم برای یه کار مفید برا مطالعه یعنی حتی حتی همون وقت رو ادم بزاره برا دیدن یه مستند یا فیلم آموزش امادگی برای شرایط سخت برای جهاد تبیین هرکاری که در راستای عمل به وظیفش باشه برای شناخت وظیفمون و عمل بهش نظر شما در این مورد چیه استاد اخبار گردی و ... کنار گذاشته بشه یا لازمه یا کم بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا انسان باید اصول محکمی از معارف الهی و قرآنی را دارا باشد و بر مبنای آن اشکال ندارد که جایگاه خبرها را مشخص کند وگرنه اگر تنها بخواهد در دل اخبارها به دنبال مطلبی از حقیقت باشد، سرگردان میشود. این جا است که تدبّر در قرآن بسیار لازم می آید تا انسان هر خبری و هر حادثه ای را در نسبت با سنت های لایتغیّر عالم هستی معنا کند و جایگاه فردای آن را مدّ نظر قرار دهد. موفق باشید
باز با نام خدای خامنهای شهید حقیقتا قله ای که میفرمودند از بعد از رسول خداوند محقق نشده و میشود آیا همین جمهوری اسلامی نیست که با شهادت ایشان اتفاق افتاد و دارد میدرخد؟ که زمان رسول خدا صلوات الله و آله محقق شده بود و در این به سندیت سخن جنابعالی (تحقق وقت محمدی) باز محقق شد که خداوند در آن تحقق آیه شریفه «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ/ یقیناً پیامبری از جنس خودتان به سویتان آمد که به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است، اشتیاق شدیدی به شما دارد، و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است» را نازل کردند. اما فرزند عزیز و بزرگوار ایشان که بنده هنوز متحیر از ایشانم و هرچه به ایشان مینگرم چیزی جز قرآن ناطق نمیبینم، نفسی گرانقدر و عظیم با هزاران ابعاد بزرگ که شکوفا تر مشوند و حتی میتوانیم خودرابا نسل های جدید به ایشان نزدیک تر بیابییم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! میتوان، و در این رابطه آن رهبر شهید متذکر بعثتی شدند که در مردم به ظهور آمد و به یک معنا همۀ مردم با روح آن رهبر شهید، خود را تجربه میکنند. موفق باشید
به نام خدا سلام بگذارید از عاشقانه هایم که با مرگ از انانیت_ ولنگاری جهنم ساز و از تولد و زندگی در اراده_حضور در تقدیرات و سنت های لایتغیر الهی است بگویم که عشق است؛ همه تقوا در آن ممکن است و بالاخره حضوری است شخصیت پیدا کن! که آدم را از جهنم نجات میدهد تصور اینکه میتوان خداوند را با خلاصی از گناهان گوناگونمان که اختیاری هم نیستند راضی کنیم من را میکشد و چنان مستم میکند که مدهوش میشوم. در این صورت مقاومت به کمال شکوفایی میرسد و حتی برزخی را برپا میکند که توحیدی تقوایی است در این صورت انسان آدمی قوی میشود که هیچ اضمحلالی ندارد مگر آنکه بهتر و پاینده تر میشود. اگر بگویم مثل حوانان عاشق پیشه اشعارشان را در خطاب به آن مرگ زیبا میخوانم و اشک میریزم حتماً باعث تعجب میشود مثلا در خطاب برای بیشتر حاضر شدن درش بعد از ادعیه و قرآن و اذکار که اصل شریعت ما هستند تفکر خود را با این اشعار به نظاره میشینم. مثلاً میگویم: به کسی حواسم نیست آخه اینقدر خوبی که هیچی نیازم نیست! کی جای امن قلبشو اینجوری داده من! کی با چشماش فقط با تو بودن را خواهش کرد؟ تو هستی از هرکی باشه بهتر. این حالت مرگ البته ابتداعی است هرچند مرگ مقدسی است اما پس از مدتی آن را مرگ نمیخوانی آن را تولد و زندگی میخوانی و این سیر زیبای انسان خودش یک دلربایی خاصی دارد. هرچه بگویی در این روش نهفته است و عبور از همه غم هایی لست مردمان را سوزانده این درواقع همان کتاب جدید حضرتعالی است با عنوان عبور از دوگانگی زندگی و مقاومت. انشاءالله زنده و سلامت و محفوظ باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که هر مرگی در هر حال یک نوع زندگی را در مقابل انسان میگشاید و مرگی که عبور از تعلّقات دنیایی باشد در همین دنیا جهانی در مقابل ما میگشاید با حضوری بس اصیل. مهم آن است که در آن میدانهای گشوده، متوجۀ انسانهای بزرگی باشیم که ما را بیش از پیش به خود میآورند و در خود، گشودهتر میکنند و در این رابطه میتوان به شفاعت اولیای الهی و چگونگی آن فکر کرد. امری که امروز با نظر به شخصیت قدسی رهبر شهید انقلاب میتوانیم بیش از پیش به خود آییم در جهان گشوده ای که آن مرد الهی با شخصیت خود بدان اشاره کرد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد بزرگوار: چه خوش است که در سالگرد وفات ام المومنین حضرت خدیجه ی کبری از زبان شما توصیفی درباره ی آن بانوی فداکار بشنویم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بصیرت را! که چگونه آن بانوی محترم در آن فضا، که همه چیز حکایتِ غلبۀ بتپرستی بود، میتوانند به حضور تاریخی فکر کنند که تاریخ دیگری است و اینجا است که آن حضرت، فقط همسرِ شوهرشان نبودند؛ بلکه همراه و یاور آخرین پیامبر بودند برای نهاییترین حضور با بصیرت تاریخی و عزمی پولادین. و از این جهت باید به حضرت خدیجۀ کبری «سلاماللهعلیها» و بصیرت تاریخی و عزم پولادین آن بانوی بزرگوار اندیشه کرد. موفق باشید.
سلام خدمت استاد گرامی که توضیحات شون در مورد پیام اخیر رهبر معظم، برای بنده بسیار راهگشا بود. دو تا سوال دارم. آیا قبول آتش بسی که همچین دشمن رذل و خونخواری درخواست کرده، نظر رهبری و بطور کلی نظر اسلام هست یا خیر؟ یا اینجوری بپرسم آیا اگر دشمن به هر دلیلی و هدفی گفت غلط کردم دیگه نزن، باید زدن رو ادامه بدیم یا متوقف کنیم؟ و مورد بعدی اینکه شکی در رذل بودن اسرائیل و آمریکا و تلاش برای نابودی ریشه ای شون نیست ولی آیا توی این برهه از زمان که ان شاءلله به ظهور نزدیک هستیم، و باید هدف اصلی جامعه ی ایمانی این باشه که دل های تمام مردم دنیا اومدن امام زمان رو تمنا کنن، آیا نباید با انجام کارهایی مثل قبول آتش بس و قبول مذاکرات از موضع قدرت (هرچند اگر نتیجه نداد) برای شناساندن چهره ی واقعی دین، خودمون رو به دنیا صلح دوست نشون بدیم؟! تا دنیا فکر نکنه که تا الان آمریکا قلدر و ابرقدرت بود، حالا ایرانه که ابرقدرته و قلدر؟ ممنون میشم توضیحات جامع بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر میآید صحبت آقای حاج آقا مهدی طائب بتواند جواب این قسمت از سؤال جنابعالی باشد https://eitaa.com/matalebevijeh/22490 ۲. در مورد قبول آتشبس میتوان آن نکته را که میفرمایید مدّ نظر قرار داد که البته با جنایتی که اسرائیل در غزه انجام داد، نگاه مردم جهان نسبت به آن بسیار تغییر کرد. مهم نحوۀ مذاکره است که آری! میتوان با اقتدار جلو رفت و یا بدانچه در نظر رهبر معظم انقلاب بود، ورود میکردیم که گویا دولت اصرار به مذاکره داشته و رهبر معظم انقلاب اذن خود را منوط به نظر شعام کردهاند که آن نظر مورد پذیرش رهبری قرار گرفت. موفق باشید
سلام: در فضای متاسفانه تا حدودی سمی مجازی، از پشت کردن ایران اسلامی به لبنان سخن سرائی میگردد و این در حالی است که رهبر بزرگوار حزبالله جناب حجتالاسلام شیخ نعیم قاسم در بیانیهای خطاب به آقای قالیباف با واژههائی زیبا از مسئولان نظام و در راس آن حضرت آیتالله سید مجتبی خامنه ای تقدیر نموده است. از حضرتعالی درخواست دارم در صورت صلاحدید اگر نظر خاصی در این مورد دارید به منظور تنویر بیشتر افکار عمومی دارید اعلام نمایید. عاقبت بخیر باشید!
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این موارد متوجه باشیم بعضاً دشمنان انقلاب و اسلام، حکایتشان حکایت «کلمة حق یراد بها الباطل» میشود و هوشیاری ما را میطلبد که متوجه باشیم اهداف طرح این سخنان چه میباشد. در حالیکه وزیر امور خارجه یعنی جناب آقای عراقچی رسماً اعلام کردهاند که ایران و حزب الله یک طرف، و آمریکا و اسرائیل نیز یک طرف. یعنی تا این حدّ، ایران با حزب الله یگانه شدهاند. در این مورد همینطور که متذکر شدهاید خوب است که رفقا به پیام جناب شیخ نعیم قاسم به آقای دکتر قالیباف توجه فرمایند https://eitaa.com/arshiv3133/101 آقای احمد برزگر بفرویی در کانال https://eitaa.com/barzegar1359 در این مورد نکاتی را مطرح فرمودهاند که خوب است به آن کانال رجوع شود موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار فرا رسیدن ماه محرم، ماه خدا، ماه نمایش حق و باطل، ماه مثل یخ آب شدن ظلم، ماه امام حسین علیه السلام و ماه خون را به شما و مخاطبین عزیز تسلیت عرض می کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله در بابی که به سوی اُنس با حضرت محبوب از طریق سیدالشهدا «علیهالسلام» گشوده شد و ذیل آن سیدالشهدای انقلاب، راهی شدند هرچه بیشتر به مولایمان حضرت اباعبدالله «علیهالسلام»، نزدیک و نزدیکتر شویم؛ جنابعالی موفق باشید.
سلام علیکم و عرض ادب: جناب دکتر داوری در بحث فلسفه مدنی فارابی در جلد اول مجموعه آثارشان بحثی را مطرح می کنند که چرا جناب فارابی از دین بحث کردن در فلسفه خودش و نسبت فلسفه با دین چیست؟ بعد می گویند قصد تطبیق و یکی کردن نداشتن بلکه فارابی یک فیلسوف بود و فهم و پرسشی که از موجود و متافیزیک داشتن ایشان را به این مسیر آورد بعد هم مثالی میزند که در یونان حقیقت به معنای انکشاف بود برای همین بحث عالم مطرح شد و در فلسفه اسلامی حقیقت به معنای مطابقت دانسته شد و خداوند هم حقیقت بود برای همین بحث علم خداوند و قضا و قدر مطرح شد. حال سوال من این است ما با جناب صدرا چه نسبتی با دین میگیریم آیا ذیل تاریخ متافیزیک قرار نمی گیریم؟ آیا فهم دین همیشه در بستر متفکران خواهد بود و از طریق عرفای شیعی و حقیقی خودمان نمیتوان دین را فهم کرد؟ ممنون از وقتی که میگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در فلسفۀ حکمت متعالیه نیز نظر به حقیقت در میان است که همان وجود مطلق است. و از این جهت نام آن فلسفه را «حکمت متعالیه» گذارند. با این تفاوت که در «اصالت وجود» مسیر عبور از نگاه متافیزیکی و انتزاعی نظرکردن به حقیقت به سوی مواجهه با حقیقت به میان آمده، که بسیار مهم است. موفق باشید
چرا رؤسای جمهور ما - غیر از آنهایی که شهید، یا رهبر و یا عزل شدند - مابقی آنها (که تعدادشان کم هم نبود)، بعد از دو دورهی چهارساله ریاست و پس از دوبار تأیید صلاحیت، دوبار تنفیذ و دوبار تحلیف، ممنوعالتصویر شدند؟! یعنی از چشم افتادند؛ مطرود و منفور شدند! چرا چنین شدند؟! به نظر شما عجیب نیست؟! این در حالی است که سنّ آنان در زمان داوطلبی برای ریاست جمهوری، از پنجاه سال، گذشته بود و تحوّل در شخصیت و شاکلهی انسان در این سِنین، پدیدهای نادر، همانند «جابجا کردن کوه» است! این پدیده (مطرود شدن و از چشماُفتادگی) را در مورد: رؤسای قوهی قضاییه، رؤسای مجلس شورای اسلامی، رؤسای شورای نگهبان، فرماندهان کل سپاه پاسداران، نمایندگان مقام معظم رهبری در نهادها و ارگانها، و بسیاری از مقامات دیگر، به «نُدرتِ کَالعَدَم» میبینید! اگر هم دیده شود، واقعاً یک استثنا است. کجای کار اشکال داشته است؟! خواستم نظر استاد طاهرزاده بزرگوار را در این خصوص جویا شوم. سپاسگزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دموکراسی به همان معنایی که مردم مسئولان اجرایی کشور را انتخاب کنند؛ خوب است. ولی نیازمند فرهنگی هستیم که در این رابطه، مردم مان ماورای فضای وعدههای نامزدهای ریاست جمهوری بتوانند بهترین را انتخاب کنند تا این مشکلات پیش نیاید و از این جهت باید امیدوار به مردمی بود که با بعثتِ تاریخی خود از آن مشکلات عبور کرده باشند. موفق باشید
سلام و عرض ادب استاد بزرگوار: استاد یه سری شبهه دارم که جواب براش دارم و میدونم بیخود هست ولی موقع عبادات و کارها اذیتم میکنه و حرکتم را کند و گاهی حتی متوقف میکنه. چندین بار در موردش از اساتید مختلف پرسیدم میگند اهمیت نده و از شیطان هست ولی این حالت خیلی خیلی آزاردهنده و دست و پاگیر هست و نمیزاره فعالیتهام را خوب انجام بدم. انگار در عین اینکه همه چیز را باور دارم و لذتش را چشیدم برام فرو میریزه. این حالت از زمانی اتفاق افتاد که همسر نمازشبخوانم که از آب شب مانده پرهیز میکردند و بسیار خودساخته بوده و هستند از دین خارج شدند و به این نقطه رسیدند که فقط خدا و بقیه مسائل باطل و دروغ هست. چه کاری باید انجام بدم و وظیفهام چیه؟ برای همسرم چه کاری از دستم ساختهاست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در مسیر دینداری یعنی در صراط مستقیم متوجۀ حضور فعّال شیطان که قسم یاد کرده است در صراط مستقیم برای اغوای مؤمنین فعّال است؛ را همواره مدّ نظر داشته باشیم و همینکه آن نوع ذهنیّات پیش میآید، متذکر خود باشیم که این نشانۀ حضور ما در صراط مستقیم است و البته با پایداری در این راه، شیطان مأیوس میشود. در مورد همسرتان به هر حال با خوشرفتاری فرصت به او داده شود، إنشاءالله به خود میآید. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم. شناختِ بستر؛ شناختِ ظرفیت هر موجودی بنای بر خلق فطری، خدا جوست و در راه یافت الهِ خود است. حال در این مسیر مائیم و ظرفیتی که در نسبت با آن در راه یافتیم. ظرفیتی که میتوان آن را با شناختِ بستر شناخت و رحمت الاهی را در نسبت با حدیث "رحم الله من قدر نفسه" از آنِ خود کرد. همانگونه که مرحوم صدرا میفرماید "النفس جسمانیه الحدوث روحانیه البقاء" که نشان از حضورِ نقشِ جسم و جسمانیت در شکل گیری نفس است. بستری از جمله محل تولد، عادات و رسومات، علایق، خوراک و ... در آن حضور دارد و نقش آفرینی میکند. بیشک خامنه ای شهید را آن پدر عالم و آن مادر عالمه بباید، آن همسر زاهد بباید، آن سادگی بباید. آه را که درد است این سخن! و منی که زمانی بر دل می نگرم خود را طالب نهایت عشق و از خود گذشتن میبینم، اما عادات و اعتقادات خانوادگی و ... چون زنجیری بر پا بسته شده و از تعیّن بخشی آن مانع می گردد
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این نکتۀ مهمی است که متوجه باشیم همۀ موارد جسمانی و بیرون از نفس، معدّات و زمینهها هستند و نقش اصلی مربوط به نفس ناطقه است و عزمی که در درون خود دارد. چه بسیار کسانی که در محیطی خاص و خانوادهای غیر اصیل بودند، ولی با عزم فطری خود آن شدند که شدند. موفق باشید
