ما و جایگاه تاریخی تشییع پیکر رهبر شهید
باسمه تعالی
تشییعی که در جای خود آغازی خواهد بود
1 - در آستانۀ بزرگترین تشییعِ تاریخ تمدن بشری خوب است ما به جایگاه تاریخی این تشییع در نسبت با انسان آخرالزمانی و ابعاد متعالی آن انسان، بیندیشیم. تشییع پیکر انسانی که با شهادت خود آغازی گشت تا ما در تجدید عهد خود با تاریخی که «سیاست» آن عین «دیانت» آن و دیانت آن عین سیاست آن است، حاضر و حاضرتر شویم. تجدید عهد با انسانی که خداوند او را در ابعاد مختلف شخصیت آخرالزمانی پروراند تا ما با شخصیتی جهانی و تاریخی و تمدنی روبرو باشیم ، شخصیتی که اگر فقیه بود، شاعر نیز بود و اگر شاعر بود، مصلح بود و اگر جهانشناس بود، مبارز بود و به خوبی متوجۀ استعدادهای ایرانی بود که میدان حضور قدسی بشر آینده میتواند باشد. و از این جهت در تشییع پیکر مبارک مردی حاضر هستیم که گنجینه عظیم هویتی و تاریخی و تمدنی جهان اسلام و ملت ایران میباشد. و این در جای خود آغازی خواهد بود.
تشییعی در تراز انقلاب اسلامی
2- اگر انقلاب اسلامی در جهان جدید، امری استثنایی میباشد تا ما از جهان غیر قدسیِ مدرنیته عبور کنیم، مسلماً در تشییعی حاضر میشویم که حکایتِ یکی از نقطههای پایان جهان مدرنیته است تا «سیاست» در دل «دیانت» به ظهور آید و در نتیجه یک ملت در عین نظر به انتخابهای انسانیِ خود، متوجه قدسیبودن آن انتخابات باشد، انتخابهایی به سوی افقهای متعالی پیش رو.
حضور فرشتگان در تشییع مردان الهی
3- در راستای حضور فرشتگان در تشییع مردان الهی به سخن پیامبر«صلواتاللهعلیهوآله» نظر میکنیم که میفرمایند: «سعد بن معاذ، مردی که هفتاد هزار ملائکه در تشییع جنازهاش حاضر شدند! او مردی بود که به حکم خداوند از بالای هفت آسمان حکم کرد… بلکه او کسی بود که بخاطر وفاتش عرش خداوندِ رحمان به لرزه درآمد و هفتاد هزار فرشته در تشییع جنازه او حاضر بودند و جنازهاش را حمل میکردند.
رسول خدا«صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند: «مَن شَیَّعَ جِنازَةً فَلَهُ بِکُلِّ خُطوَةٍ ـ حَتّى یَرجِعَ إلى مَنزِلِهِ ـ مِئَةُ ألفِ ألفِ حَسَنَةٍ، ویُمحى عَنهُ مِئَةُ ألفِ ألفِ سَیِّئَةٍ، ویُرفَعُ لَهُ مِئَةُ ألفِ ألفِ دَرَجَةٍ...» هرکس جنازهاى را تشییع کند، براى هر گامش ـ تا زمانى که به خانه اش برگردد ـ صد هزار هزار ثواب باشد، و صد هزار هزار گناه، از او زُدوده مىشود، و صد هزار هزار درجۀ او را بالا مىبرند.
اشکی که بشارت آیندۀ دیگری است
4- در تشییع پیکر مبارک رهبر شهید، اشکی جاری است که بشارتدهندۀ آیندۀ دیگری است. همچون اشکی که امام حسین«علیهالسلام» و حضرت زینب«سلاماللهعلیها» به میان آوردند. باید متوجۀ جایگاه این اشک در جان خود و افقی که نسبت به آینده در مقابل ما میگشاید، باشیم و این یعنی «خودآگاهی» نسبت به این اشک و پاسداشت آن.
اشکی که «راز حیات» است
5- در تشییع رهبر شهیدمان ، به اشکی باید نظر کرد که «راز حیات» است برای حضور در خود، به وسعت هستی، در همه نسبتها، آزاد از روزمرّگیها و سرگردانیها. در این تشییع باید به نهایتی نظر کرد که در همین دنیا و در دل همین تاریخ در حال ظهور است و این «تشییع» و این «اشکها» اشاره به آن افقهای متعالی دارد که در پیشاند، راهی که اگر بر آن ایستادگی کنیم از بسیاری از معضلات امروزین که بشر را فرا گرفته، عبور خواهیم کرد.
خون خدا، جاری در رگهای عالم
6- با شهادتِ بعثتآفرین رهبر شهید، خون خدا در میدان تحقق تمدن اسلامی جاری شود، شهادتی ذیل شهادت حضرت اباعبدالله«علیهالسلام» که به تعبیر رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای«حفظهاللهتعالی»: «خون خدا مینامند که در رگهای عالم جاری شده و حماسههای حیاتبخش میسازد. نهضت و انقلاب اسلامی ایران از آنرو که شعبهای برگرفته از همین سرچشمه نورانی است، باید همواره در پی دستیابی به اهداف قیام حسینی باشد.» و ما در تشییع رهبر شهیدمان حضور ثارالله و خون خدا را در جامعه و در فردای تاریخی خود احساس میکنیم.
تا از «دوگانگیها» عبور کنیم
7- تشییع مردی که خداوند از طریق او در این دوران دین خود را حفظ نمود، تا از «دوگانگیها» که بین متحجّرین و روشنفکرانه لیبرال جاری است، عبور کنیم. با برخورد قلبی با حقیقت و خودآگاهی نسبت به مشکلی که به عنوان «گسست نسلها» در میان است. و اینجا است که راه عاشوراییِ ما که شهادت در متن آن نهفته است، متذکر هدفی بزرگ میشود و جوانان ما در این راستا میتوانند خود را تجربه کنند، بدون «دوگانگی» با «دیگری».
و این یعنی، درک جهان همدیگر
8- در تشییعی حاضر میشویم که هرکس در نسبت به افقی که در راستای شهادت رهبر عظیم الشأن برای او ظهور کرده، «دیگری» را نیز به عنوان جهانی که در نسبت با آن رهبر شهید دارند، درک میکند. و این یعنی، درک جهان همدیگر نسبت به تاریخی که در پیش داریم. و این یعنی، شهادتی که باطنِ یگانۀ ما را به ظهور آورد. و این یعنی، عبور از دوگانگیِ ملت مبعوثشده نسبت به همدیگر.
هرکدام، حیاتی را در خود مییابند
9- ملتهایی که در تنِ پیشوای خود میشکنند، به جهت آن است که به رهبرانی دل سپردهاند که آن رهبران از درون تهی هستند و این است که با مرگ آن پیشوا در هم میشکنند. ولی این ملت ایران است که با شهادت رهبر خود، هر کدام ، حیاتی را در خود مییابند تا او را بیش از پیش در تاریخ حاضر کنند و این در پیشوای آن رهبر شهید به خوبی به ظهور آمد و با تشییع او به اوج میرسد.
تشییع آن مرد الهی، نظر به افقی گشوده
10- نه!!! هیچ زمانی را نخواهید یافت که «او» با ما نباشد. آیا جز آن است که خداوند او را در همه ابعاد پرورش داد تا ما امروز با کسی روبرو باشیم که پرورش یافته خداوند است در همه ابعاد، به همان معنایی که پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند: «من رآنی فقد رأی الله» آیا تشییع آن مرد الهی نظر به افقی نیست که او با شخصیت همه جانبه خود در مقابل ما گشود تا انسانیتی را که انسانها میتوانند در آن حاضر شوند بنگریم؟
«او» نرفته است
11- آری! او نرفته است ، او با شخصیت خود افقِ همه جانبهای را در مقابل ما گشوده است تا ما در انسانیتِ فراموش شدۀ خود، او را بیابیم و بیش از پیش، «او» باشیم. پس «او» نرفته است، و این حضور را در تشییع آن مرد الهی میتوانیم تجربه کنیم.
اشکهای عرشی
12- تشییع مردی که نماد ایمان در این تاریخ بود تا با تشییع او اشکهای عرشی را تجربه کنیم که حضور جامعی میباشد ماورای حتی «بیت المعمور» که فوق «بیت الله» است. اشکی عرشی که حضور در وقت محمّدی«صلواتاللهعلیهوآله» را به میان میآورد، حضوری که آخرین پیامبر در وصف آن فرمود: «لِى مَعَ اللَّهِ وَقْتٌ لا يَسَعُنِى فِيهِ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لا نَبِىٌّ مُرْسَلٌ.» براى من در خلوتگاه با خدا، وقت و حضور خاصّى مرا فرا گرفت که در آن موقعیت نه فرشتۀ مقرّبى را راه بود و نه پيامبر مرسلى. این است راز حضور آخرالزمانی ما.
تشییعی به وسعت یک جهان
13- آقای دکتر محمدرضا عارف در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشتهاند: «تاریخ شیعه پر از بغضِ تشییعهای غریبانه و مظلومانه است؛ از مدینه تا طوس. اما تقدیر ما و آزادگان جهان، رقمزدن تشییعی به وسعت یک جهان، شکوهمند و بینظیر برای امامِ شهیدمان، خامنهای عزیز است. باور دارم ایران مقتدر و امت اسلام برای این وداع تاریخی تمامقد به میدان خواهند آمد.» این حکایتِ به ظهورآمدن تاریخی است که باید تمام قد در آن حاضر شد.
ما و دوگانگیِ نهایی با اهریمن بزرگ و حضور در جهان فردا
14- چگونه بود که آن مرد توانست جام شهادت را تا انتها سر بکشد و با شهادت خود ما را داغدار کند، ولی ما را از اندوههای بزرگی که دشمنان بنا داشتند بر ما تحمیل کنند، برهاند؟ او با شهادت خود میدانست هدیهای بزرگتر از حیاتاش به این ملت عطا میکند تا راهی را که با انقلاب اسلامی آغاز شده به ثمر بنشاند و کفتارها را که منتظر نتیجهگرفتن از جنایتشان بودند، حیران و سرگردان کند. و این است که دشمنان در حیرت خود همچون سنگی جامد از هر حرکتی واماندهاند. و این در تشییع تاریخیِ او به خوبی نمایان شد.
تشییعی از آغازِ فردای دیگر
15- آن مرد الهی بود که ما را وامدارِ خود کرد تا دوباره به او و به گفتههایش فکر کنیم و به شگفت آییم که چگونه آن زمان که آن رهبر شهید این سخنان را میگفت، به خود نمیآمدیم تا در نسبت بیشتر با خود، با تمام وجود به دوگانگیِ نهایی با اهریمن بزرگ فکر کنیم که در این دوگانگی است که جهان فردای ما آغاز میشود، از طریق تأمّل در سیره و گفتار آن رهبر شهید. جهان فردایی که به خوبی میتوان در تشییع آن مرد الهی احساس کرد.
الهامات معنوی و قرن نابودی ابرقدرتها
16- شگفتا از آنچه اکنون در جان مردم ما به ظهور آمده! دعای خیر چه کسی کار را به اینجاها رسانده؟ که بارانی از الهامات معنوی بر روح و روان این مردم سرازیر شده و شیطان را در هر لباسی که باشد، مأیوس کرده و با نظر به آیندهای که مدّ نظر مردم قرار دارد، وضع شیطان بزرگ از این هم بدتر خواهد شد. بیچاره تصمیم گرفته بود برای حفظ ابرقدرتیاش که متزلزل شده بود به ایران حمله کند و حال، این ایران است که در قامت یک ابرقدرت قامت کشیده و دوران پایانی ابرقدرتیِ آمریکا را به ظهور آورده است. و بیحساب نبود که حضرت امام«رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند: «این قرن به خواست خداوند قادر، قرن غلبۀ مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل است»(15/6/1360) و آن رهبر شهید چه نوع حضوری را از طریق انقلاب اسلامی در جهان مدّ نظر داشتند که فرمودند این قرن، قرن اسلام است! با نظر به چنین کلماتی اشارهگونه، دوباره باید به سخنان آن رهبر شهید فکر کرد، و در تشییع او، دوباره او را بازخوانی کنیم.
نظر به رهبر شهید و ابتکاری که باید پیش آید
17- آری! انسان در هرکجا که باشد خواهان زندگی است و زندگی بدون احساسی متعالی نسبت به آیندهای که امروز او را معنا کند، زندگی به حساب نمیآید. اینجا است که باید به ابتکاری نظر کرد که از آن طریق، هرکس با نظر به شخصیت خود در تاریخ خود قرار میگیرد، تاریخی که اگرچه در دسترس نیست، ولی جدای از ارادۀ امروزین ما و حضوری که ما در آن قرار داریم هم نمیباشد، تا با ابتکاری از طریق خود جانمان را از آن حضور بنوشانیم. و در نسبت با آن رهبر شهید میتوان چنین احساسی را تجربه کرد زیرا او در هر شرایط از ابتکاری که باید به خرج میدادند غافل نبودند؛ تا ما نیز بنگریم در «اکنونِ خود» در همین شرایطی که هستیم چه کاری را میتوانیم با ابتکار خود شروع کنیم، هرچند ورود در راهی بس باریک و در عین حال گشوده که به تعبیری کوره راهی باشد. آیا با مطالعۀ آثار رهبر شهید، و با مدّ نظر قراردادن آنچه باید پیش آید، آن کوره راهی که در جستجوی آن هستیم، چهره نمیگشاید؟
سرزمینِ پیداکردن معنای خود
18- ای شمایی که در جهان و در این تاریخ که با انقلاب اسلامی شروع شده بهسر میبرید! آیا به نوعی از زندگی فکر کردهاید که در آمیزشی زیبا با دیگر انسانها، زندگی معنای دیگری پیدا میکند که در ابتدا پیشبینی نمیکردید؟ مانند مرواریدی درخشان در داخل صدف و مانند آتشی گرمازا در دل چوبهای خشکیده و مانند آشتیِ بعد از قهر که سرزمین دیگری را مقابل انسان میگشایند، سرزمینِ پیداکردن معنای خود با نظر به آن مرد که به دست شقیترین انسان ِ این دوران به شهادت رسید تا ما معنای زندگی را که همان استقرار در «وجود» است، گُم نکنیم. و این در همین زمین خاکی به ظهور میآید وقتی او را به عنوان سرزمینِ پیداکردن معنای خود مدّ نظر داشته باشیم، به معنای نسبتی که بین بودن ما و انسانیت آن رهبر شهید به میان آید، و در تشییع او این حضور تاریخی را بیشتر تجربه میکنیم.
معنای شگفتانگیزِ «شفاعت»
19- آنکس که خود را در انسانهای بزرگ جستجو نکند، تنها در معلومات و توهّمات خود بهسر میبرد و نسبت به لباسهای تازهای که دارد مغرور و خوشحال است و نه نسبت به حضور برتری که در انسانیت خود احساس میکند که با نظر به انسانهای بزرگ حاصل میشود، با آن وسعتی که آنان در خود دارند و سبکی خواهند بود برای دیگر انسانها، در عین صمیمیتی که با دیگران دارند و بدون آنکه بخواهند دیگران به آنها توجه کنند، در خود، جهانی هستند و بدون آنکه دیگران را به خودشان دعوت کنند، هرکس را به جهانی دعوت میکنند که هرکس در خود دارد. زیرا هیچکس نمیتواند برای دل دیگران قانون وضع کند، ولی میتواند دیگر انسانها را حکایت حضور خودشان بداند به سوی نهاییترین حضور و آن حضور را مدّ نظر آنها قرار دهد. و این یعنی معنای شگفتانگیز «شفاعت» و واسطهبودنِ شفیعان به عنوان اشارههایی به سوی آن نهایت. آیا میتوان آن رهبر شهید را در جایگاه شفیعی که به سوی بینهایتِ ما اشاره داشت، مدّ نظر داشت و با توجه به آثار او خود را در این تاریخ درک کرد؟
درک خود در «وجود»
20- حضور در «وجود» شامل مرور زمان نمیشود و به یک معنا برای انسانی که خود را در «وجود» احساس کند، ساعت حرکتی ندارد و چنین انسانی است که در همۀ تاریخِ ما حاضر است، از دیروزی که هرگز ما را از آن عبوری نیست که گمان کنیم گذشته است و از فردایی که هماکنون حاضر است. چنین انسانی ماورای فقر و غنا و ماورای مرگ و زندگی دنیایی، برای ادامۀ زندگی محتاج به آنچه اهل دنیا بدان نیازمند هستند، نیست، زیرا طوری با خود بهسر میبرد که همۀ عالَم از بدو تا ختم در پیش اوست، به وسعت همۀ انسانها! آیا میتوان آن رهبر شهید را با نظر به گفتههایشان اینگونه دید؟ حیرانم از حضور حضرت مهدی«عجلاللهتعالیفرجه» که چگونه خود را در نایباش اینچنین به نمایش گذاردند!
مردم ما و تشییع رهبر شهید و «غیبآگاهی»
21- مردم با افقی که شهادت رهبر انقلاب در تاریخ انقلاب اسلامی گشود، متوجه شدند در نزد خود بیش از آنکه گمان میکردند، حضوری «قدسی» دارند؛ لذا متوجه شدند باید با قاطعیت تمام در مقابل جبهۀ استکبار ایستاد و تفاهم، هرگز به معنای صلح با آمریکا نمیباشد. غفلت از این نکته، غفلت از وعدۀ الهی در پیروزیِ جبهۀ حق و تنزل از مقام لاهوتی ایرانِ قدسی میباشد و این است راز رجوع جوانان ما به شخصیت رهبر شهید و راز حضوری که با شهادت ایشان پیش آمد؛ بهخصوص که با تشییع ایشان با نوعی «غیبآگاهی» آشنا خواهند شد و در نتیجه قهرمانانی که آنان به دنبال آن بودند، از این به بعد شخصیتهای تعریفشده در فرهنگ مدرن نمیباشند. در حالیکه آن رهبر شهید نمایشِ «غیب» بود، در عین مقابله با استکبار. این است راز شیفتگی حضور در تشییع آن مرد الهی، همراه با فرشتگان عرشی. آری! تشییع رهبر شهید تنها یک وداع با آن شخصیت نیست، بلکه حضور در تاریخی میباشد که آیندۀ جمهوری اسلامی ذیل ولایت فقیه خود را درخشانتر نشان میدهد تا ما با نظر به تاریخی که انبیای الهی به دنبال آن بودند، از خود بپرسیم در مواجهه با این تشییع در کجای آن تاریخ ایستادهایم؟ و این در صورتی ممکن است که جایگاه تاریخی این تشییعِ فوقالعاده را که با نوعی حضور حماسی ملتهای آزاده همراه است «فهم» کنیم، تا تجدید عهدی باشد با شخصیتی ذو ابعاد که متذکر ابعاد نهایی انسان آخرالزمانی میبود و میباشد.
22- هزار و چهارصد سال طول کشید تا به این صحنه برسیم. جایی که پیکر مطهر نائب امام زمان را بر بلندای مصلای ام القرای جهان اسلام بنشانیم و برایش عزاداری کنیم. اینبار نه تنها گودال و مُقَطَّعُ الاعضایی نیست، نه تنها پرتاب شدن از بام دارالاماره نیست، نه تنها جسر بغداد نیست، بلکه نمایش قدرت شیعه است. نمایش آمادگی برای ظهور امام است...




