بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
39320
متن پرسش

باسمه تعالی
کاربران محترم عنایت داشته باشند که این سایت وظیفۀ خود را تنها در محدودۀ جواب دادن به سؤالات معرفتیِ کاربران می‌داند و از این‌که نمی‌توانیم جوابگوی سؤالات شخصی و حالات فردی کاربران محترم باشیم؛ عذرخواهی می‌شود.
طاهرزاده

متن پاسخ

.

42224
متن پرسش

سلام علیکم: استاد در عالم که جز خدا وجود ندارد، و همه چیز از خداست؛ از وجود است و همان خدا هم ظلمت می آفریند و هم نور، چگونه می‌شود که بخواهد یکی را بر دیگری غلبه دهد؟ در تاریخ هم نیز که همیشه اصحاب نور در اقلیت بودند تا حدی که در ادعیه به خدا بخاطر قلت عدد و کثرت عدوّ شکایت شده. آنچیزی که تعبیر به نفاق شده به تعبیر انسانی اش، در خدا در حد اعلی است که هم وجود دهنده نور است و هم وجود دهنده ظلمت. و تضاد و اختلاف و دشمنی نیز در همین ظهور اسماء الهیست که تا قیام قیامت نیز خواهد بود که در اصحاب بهشت و جهنم اند. چرا اینگونه است؟ اساسا مگر می‌شود شما هم به فرزندتان صلاح بدهید که مراقب خود باشد و هم به کسی بگویید که او را اذیت کند؟ و مگر می‌شود برفرض اینکه اگر شما هم عامل محافظت بودید و هم عامل اذیت، فرزند شما بتواند از خود محافظت کند؟ و حال این مثالی که زدم او پدر بود و این خدا که صاحب همه چیز است و فرار از حکومت او معنایی ندارد و عملا هیچ راه کاری برای در آمدن از این تضاد نیست. چرا اینگونه است؟ اگر اینگونه است که این را به خود بقبولانیم و با نگاه دیگری زندگی را معنا ببخشیم و برنامه بریزیم و در صحنه اجتماع به گونه دیگری حاضر شویم در عین دین داریمان. (البته با این سوالاتی که پرسیدم بگمانم فلاسفه غرب اینچنین دارند زندگی می‌کنند و مبنای فکریشان همینست که به عنوان مثال فرزند آوری را نتیجه تضاد می‌دانند؛ نتیجه تز و آنتی تز می‌دانند که می شود سنتز) والله اعلم. ما که پدرمان سوخت از بس که فکر کردیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌که عالم ماده خلق شود، بُعد و فاصله خلق شده است بدون آن‌که خداوند فاصله و بُعد را مستقیماً خلق کرده باشد. در مورد ظلمت نیز قصه همین طور است که به اصطلاح به گفتۀ شهید مطهری عزیز آن عالم فرهیخته در کتاب «عدل الهی» ظلمات به تبع نور خلق شده است نه به طور استقلالی. می‌ماند که به هر حال جهان امتحان و جهان ابتلاء باید چنین باشد که در دل همین سختی‌ها انسان‌ها به تعالی می‌رسند. پس بنابراین خداوند می‌داند در نظام خلقت خود چنین می‌شود که می‌فرمایید. ولی «دوست دارد یار این آشفتگی» تا در دل همین،همین آشقتگی‌ها، بشریت معنای خود را جستجو کند. موفق باشید

42223
متن پرسش

نظر حضرتعالی در مورد مطالعه آثار حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدحسن وکیلی چیست؟ 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند به جناب حاج آقا شیخ محمد حسن وکیلی توفیق دهد که با دلسوزی تمام در تلاشند که فرهنگ محمد و آل محمد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» با تواضع فراوان در عین عمقِ فهم به جوانان‌مان بنمایانند. موفق باشید

42222
متن پرسش

سلام و درود و رحمت الهی بر استاد محترم: استاد چرا بعضی دعاها مثل دعای عشرات یا ادعیه هر روز با بسم‌الله الرحمن الرحیم شروع میشه ولی بعضی دعاها مثل دعای کمیل بدون بسم الله شروع میشه؟؟ سوال دومم اینه که یکی از تعقیبات نمازها سلامی است که بعد از تسبیحات حضرت زهراست (اللهم انت السلام و منک السلام و لک السلام و الیک یعود السلام سبحان ربک رب العزة عما یصفون و سلام علی المرسلین....) «ضمیر کاف» در عبارت «سبحان ربک رب العزه عما یصفون» به‌چه‌کسی برمی‌گردد؟ درست نیست که ضمیر کاف به الله برگردد. رب الله معنی ندارد. ولی مرجعش را هم متوجه نمی‌شوم کیست ممنونم، ان‌شاءلله دعای خیر امام زمان (عج) شامل حال شما استاد عزیز و همه مومنین و بنده حقیر بشود، الهی آمین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عنایت داشته باشید که «اللهمّ» در واقع خطاب به حضرت محبوب است و معنا نمی‌دهد که بسم الله گفته شود مگر رجاءً که می‌خواهیم کاری را شروع کنیم، وگرنه وقتی اصل دعا با «اللهم» شروع می‌شود، بسم الله نمی‌خواهد. ۲. اگر فرمود: «سبحان ربک رب العزة عما یصفون...» منظور آن است که پروردگارا! بسی منزه و بلندمرتبه‌ای، پروردگاری هستی که ربّ عزت و بلند مایگی می‌باشی، آزاد از هر گونه وصفی. موفق باشید

42221
متن پرسش

سلام به استاد محترم: مدتی است توفیق دیدار نداشتم. به امید تجدیدشدن دیدارها شعر زیر را سرودم.
در اوج پاکیِ دل، متّهم شدن سخت است/ میان جمجمه‌ها، جام‌جم شدن سخت است/ بهای رؤیت خورشید،‌ مرگ یلدا بود/ زیاد بودن و یکباره کم شدن، سخت است/ برای من که هوادار علم فلسفه‌ام/ وجود بودن و گاهی عدم شدن، سخت است/ حرارت دل تو، جبرئیل را سوزاند/ چقدر با دل تو هم قدم شدن، سخت است/ شریعتم که به باد است و این طریقت هم/ صمدپرستی و مستِ صنم شدن، سخت است/ نسیم آمد و خنداند و از کناری رفت/ چقدر ساکن در این حرم شدن، سخت است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به امید تجدید دیدارها.
همین‌طور است که سروده‌اید. خدا را شکر انسان انگشت‌نما نمی‌شود و از آن طرف در وسعت خود به عنوان جام جم خود را تجربه می‌کند. خدا را شکر که خورشید بدون مرگ یلدا ظهور نمی‌کند وگرنه مخلوط تاریکی و روشنایی مانند نگرانی‌های رهبر عزیزمان است که عده‌ای در عین دلسوزی نسبت به انسجام جامعه بی‌تفاوتند. آری! زیاد بودن و یک‌باره کم‌شدن، یعنی از کثرتِ ماهیات، حضور در «وجود»، وجودی که هیچ چیز نیست و هست در بحث  https://eitaa.com/soha_sima/5995 از جلالی که بسی جمال را به حاشیه می‌برد و انسان در آن تنهاییِ تنها حتی گمان می‌کند که بی‌دین شده است. در حالی‌که بی‌دینی آخرالزمان یعنی احدیتش بر صمدیت‌اش غلبه دارد و این همان حرارتی است که جناب جبرائیل را نیز می‌سوزاند و به گفتۀ شما شریعت به باد می‌رود و صمدیت‌اش در اوج بیکرانگی، دل را سخت امیدوار می‌کند. و این یعنی ساکن‌شدن بر درگاهی که «که عَنقا را بلند است آشیانه!». موفق باشید      
 

42220
متن پرسش

سلام و عرض ادب: چهل و هشت سال پیش ۹ شهریور ۱۳۵۷ امام موسی صدر ربوده شد، پرسش بنیادین این است که چرا امام موسی صدر بدست فراموشی سپرده شده؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که در این مورد بسیار تلاش شد، ولی وقتی معمر قذافی به درک واصل شد راهی برای ادامه نمانده است وگرنه عزیزان هرگز کوتاه نیامده و هنوز هم کوتاه نمی‌آیند. موفق باشید

42219
متن پرسش

سلام وقت بخیر: استاد چه راهبردی در وارد نشدن سیاست جمهوری اسلامی در زمینه اتمی هست؟ با توجه به اینکه بعضی می‌گویند اگر بمب هسته ای را نه برای مصرف که حرام باشد بلکه برای بازدارندگی داشتیم این جنگها و مشکلات را نداشتیم وجه اجتناب شدید رهبر شهید از این مسئله چه بود؟ و چه نگاهی را دنبال می‌کردند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال سخن در آن است که با بمب اتم بیگناهان نیز قربانی تجاوزِ تجاوزکاران می‌شوند و حتماً در جریان هستید که در این مورد بسیار بحث شده است و به سادگی نمی‌توان تصمیم گرفت. موفق باشید 

42218
متن پرسش

«یا مجیب» سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: انجام عبادات منجر به «وَيُكَفِّر عَنكُم سَيِّئَاتِكُم وَيَغفِر لَكُم» می شود یا منجر به «فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ»؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیۀ «وَيُكَفِّرعَنكُم سَيِّئَاتِكُم وَيَغفِر لَكُم» ما را امیدوار می‌کند از ضعف‌های‌مان بگذرند ولی در آیۀ «فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» حکایت از بصیرتی است که در قیامت برای انسان‌ها پیش می‌آید تا در افق شخصیت خود با حقایق روبه‌رو شوند. موفق باشید

42217
متن پرسش

سلام و عرض ادب: ان شاءالله در پناه خداوند باشید. خواستم ببینم نظر استاد طاهرزاده در مورد تفسیر اشعار مولانا در برنامه گنج حضور یا تفسیر اشعار مولانا سعید قویدل چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از فعالیت آقای سعید قویدل اطلاع ندارم. همین اندازه نسبت به حساسیت اشارات جناب مولوی باید حساس بود که حتی حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» تفسیری که آقای دکتر سروش از مثنوی مولوی داشتند و در تلویزیون پخش می‌شد، دستور به حذف آن دادند و به گفتۀ مرحوم آقای حسینیان فرموده باشند آنچه آقای سروش می‌گوید مولوی و مثنوی نیست. تا این اندازه عظمت اشارات مثنوی بلند است که هرکس را توان ارتباط با آن قلۀ بلند نیست. رهبر شهید در جلسه‏ اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مى‏‌گويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين» است و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود. موفق باشید

42216
متن پرسش

رجوع و تفأل به حضرت حافظ در روز ولات حضرت رسول و فرزندشان: غزل شماره ۱۲ ای فروغِ ماهِ حُسن‌، از روی رخشان شما آبِ‌روی خوبی از چاه زَنَخدان شما عزم دیدار تو دارد جانِ بر لب آمده باز گردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟ کَس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت بِه که نفروشند مستوری به مستان شما بخت خواب‌آلود ما بیدار خواهد شد مگر زان که زد بر دیده آبی، روی رخشان شما با صبا همراه بفرست از رخت گل دسته‌ای بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما عمرتان باد و مراد ای ساقیانِ بزمِ جم گرچه جام ما نشد پُر مِی به دوران شما دل خرابی می‌کند، دلدار را آگه کنید زینهار ای دوستان‌، جان من و جان شما کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند‌؟ خاطر مجموع ما، زلف پریشان شما دور دار از خاک و خون دامن، چو بر ما بگذری کَاندَر این ره کشته بسیارند، قربان شما می‌کند حافظ دعایی، بشنو، آمینی بگو روزی ما باد لعل شَکَّرافشان شما ای صبا با ساکنانِ شهرِ یزد از ما بگو کِای سر حق‌ناشناسان گوی چوگان شما گرچه دوریم از بساط قُرب‌، همّت دور نیست بندهٔ شاه شماییم و ثناخوان شما ای شَهنشاه بلند اختر‌، خدا را همّتی تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شماص

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حافظ فرمود:
1) ای فروغِ ماه حُسن از رویِ رخشانِ شما / آبِ رویِ خوبی از چاهِ زنخدانِ شما
آری! به این پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت ایّام ولادت وجود مبارک نیّر اعظم، اشرف خلائق، سراج منیر، برگزیده‌ی خداوند، شهر علم، حضرت رحمةٌ‌للعالمین، رسول مکرّم اسلام صلّی‌‌الله علیه وآله وسلّم و فرزند پاک و پاک‌نهادش، حجّت بالغه‌ی الهیّه، حضرت امام جعفر صادق صلوات‌الله وسلامه‌علیه فکر کنید که در تبریک خود حقیقتاً واژه‌هایی را به‌کار بردند که نظر به حُسن رویِ رُخشان آنان بود و صفایی که در جمال آن‌ها به ظهور آمد. 
2) عزمِ دیدارِ تو دارد جانِ بر لب آمده / باز گردد یا برآید چیست فرمانِ شما
به گفتۀ رهبر معظم انقلاب در خطاب به نورانی‌ترین انسان: «از آن وقتی‌که خورشید وجود حضرت ختمی‌مرتبت در مکّه‌ی مکرّمه طلوع نمود، چشم‌انداز سعادت بشر که رَهین کمال بندگی و اطاعت از حضرت حق جلّ و علا است، درخشش دیگری یافت؛ ارواح انبیاء و ملائکه‌ی الهی و قدسیان، غرق در سرور گشته و شیاطین انس و جن، انگشت خشم و حسرت و غم گَزیدند. زیرا برترین خلق خداوند در همه‌ی‌ عوالم بی‌شمار خلقت، پا به عرصه‌ی خاکی می‌گذاشت و به‌زودی با خلعت نبوّت و خاتمیّت و با در دست داشتن قرآن عظیم و مأموریت هدایت همه‌جانبه‌ی انسان میرفت تا حرکت کاروان عظیم بشریّت را به‌سوی عبودیّت و تکامل الی‌ الله رقم زند.» و این، همۀ حرف طلب حافظ بود که چگونه در چنین میدانی حاضر شود. 
3) کس بدورِ نرگست طرفی نبست از عافیت / بِه که نفروشد مستُوریِ بستان شما
فرمودند:  «زندگی آن حضرت و اوصیاء معصومین ایشان تماماً درس هدایت و بندگی، درس معرفت و محبّت، درس عقیده و جهاد، درس زندگی و اخلاق حسنه‌‌ی فردی و اجتماعی، درس امانت و صداقت، درس عزّت و کرامت، درس علم و عمل، درس رحمت و قاطعیت، درس قسط و عدالت، و درس وحدت و برادری است. این درسها هرچه بهتر فراگرفته و به آن عمل شود، رسیدن به قلّه‌های سعادت و نیک‌بختی برای ابناء بشر میسّرتر می گردد.» و این یعنی ما در نسبت با آن انسان‌های الهی باید متوجه باشیم پرهیزکاری‌های معمولی کافی نیست، زیرا هرکس آن عزیزان را شناخت مستِ دیدار آن‌ها شد. پس بهتر است که به چشمان شما پرهیزکاری و مستوری نفروشد.
4) بختِ خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر / زانکه زد بر دیده آبی رویِ رخشانِ شما
حقیقتاً به گفتۀ رهبر معظم انقلاب: «ما معتقدیم روح مطهّر پیامبر رحمت و همچنین ارواح طیّبه‌ی اوصیاء و حجج طاهرین صلوات‌الله و سلامه ‌علیه ‌و علیهم ‌اجمعین همواره مراقب و هدایتگر و مهربان بر احوال مسلمانان و جامعه‌ی اسلامی هستند. آنگاه که خطایی از فرزندان این پدر مهربان و بزرگوار سر زند، خاطر ایشان رنجیده می شود و هرگاه که مسلمین به درسها و دستورات ایشان عمل نمایند، قلب مبارکشان مسرور می گردد.» این است معنای عبور از خواب‌آلودگیِ دیروزین و هوشیاری امروزین جهان اسلام از طریق وحدتی که انقلاب اسلامی پیشنهاد می‌کند.
با توجه به این‌که همواره عرض شده است حافظ عزیز سخنان فراتاریخی دارد، حال شمایید و بقیۀ ابیات و نظر به پیام ساغرگونۀ رهبر معظم انقلاب که دل‌های خراب ما را که همچون زلف حضرت محبوب پریشان است، به توحیدِ یگانگی می‌برد، هرچند که « کاندرین ره کشته بسیارند قربانِ شما» ما نیز همچون حافظ دعایی می‌کنیم به امید آن‌که با لعلِ شکرافشانِ حضرت محبوب مأنوس باشیم. و این راهی است که با رهبری جدید شروع شده است.  
5) با صبا همراه بفرست از رخت گُلدستۀ / بو که بوئی بشنویم از خاکِ بستانِ شما
6) عُمرتان باد و مراد ای ساقیانِ بزمِ جم / گرچه جامِ ما نشد پُر می به دورانِ شما
7) دل خرابی می کند دلدار را آگه کنید / زینهار ای دوستان جانِ من و جانِ شما
8) کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند / خاطرِ مجموعِ ما ، زلفِ پریشانِ شما ؟
9) دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری / کاندرین ره کشته بسیارند قربانِ شما
10) می کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو / روزی ما باد لعلِ شکرافشانِ شما
11) ای صبا با ساکنان شهرِ یزد از ما بگو / کای سرِ حق ناشناسان کُویِ چوگانِ شما
12) گرچه دوریم از بساطِ قرب همت دور نیست / بندۀ شاهِ شائیم و ثنا خوانِ شما
13) ای شهنشاه بلند اختر خدا را همتی / تا ببوسم همچو اختر خاکِ ایوانِ شما
موفق باشید    
 

42215
متن پرسش

سلام استاد عزیز وقتتون بخیر به عنوان معلم یا استاد وقتی میخواهیم از حقیقت ضرورت درسی برای دانش‌آموزان صحبت کنیم، انگار در مواجهه با آنها و حتی در مواجهه با خودمان تا دیروز با لکنتی مواجه بودیم که این درس و به خصوص به این شکل چه ضرورتی در حیات شما دارد. اما با مطالعه بیانات دیروز رهبر انقلاب احساس کردم شاید این معنا باید در دل نظر به همان افق ایران هرچه قوی‌تر مطرح شود تا معنای خود را بیابد؛ اینکه شما دانش‌آموز و خود ما معلمین، هر کدام از این درس‌ها را به خوبی و قوی‌تر بیاموزید در راستای حضور تاریخی چنین ایرانی و در ذیل اراده الهی قرار گرفته‌اید لذا در هرلحظه با همین دانش‌آموزی خود در نهایی‌ترین حضور این تاریخ حاضر هستید... نمیدانم این فکر بجاست یا نه و تجربه معلمی شما چه با ما در میان میگذارد هنگام صحبت با دانش‌آموزان نسبت به موضوع ضرورت مدرسه، درس خواندن و اهمیت بودنشان. خدا شما را حفظ کند ممنونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم انسان به حکم «عین ربط‌بودن» با خدا در نسبت‌های خود، خود را احساس می‌کند و هر اندازه آن نسبت‌ها اصیل باشد و جایگاه آن نسبت‌ها بی‌رابطه با خداوند نباشد؛ در حضوری که با نسبت‌ها باید خود را بیابد، اصیل‌تر حاضر می‌شود و در نسبت با «ایران هرچه قوی‌تر» حکایت حضوری را تجربه می‌کند که حضوری است تاریخی در تولدی که با همۀ جهان در نسبت با این ایران برای انسان پیش می‌آید ذیل ارادۀ الهی، که بنا دارد ایران را به عنوان یک ایده برای بشریت به میان آورد و این ایران است که همچون آتش‌فشان در حال گسترش است تا سردی و مُردگی را بزداید. امری که آقای شهید ایران خیلی زود متوجۀ آن شدند و به حاج محمود کریمی در شب عاشورا! فرمودند از ایران بخوان. زیرا به خوبی یافته بودند این ایران، مأوای تاریخ بشریت است تا سلمان‌های تاریخِ امروزین بشر بی‌مأوا نباشند. و این‌جا است که معلم و دانش‌آموز و دانشجو می‌یابند که زندگی در این ایران با هویت معلمی و دانش‌آموزی چه معنایی برای آن‌هاپیش می‌آورد تا در همین جهان که جهان علم و فن‌آوری است با هویت دانش‌بنیانش وجه قدسی خود را دنبال کند و احساس نماید و رشد دهد تا همچون جناب ذوی‌القرنین تا سرزمین‌های دور به کمک انسان‌هایی برویم که در نهایت عقب‌افتادگی و سادگی بودند و مورد آزار یأجوج و مأجوج با آن ‌همه فن‌آوری. و حال مائیم با روح توحیدیِ جناب ذوی‌القرنین با دو شاخ علم و ایمان و حضور در جهان حتی در دورترین نقاط. مهم آن است که به «ایران هرچه قوی‌تر» بیندیشیم تا خود را در وسعت خود در جهان تجربه کنیم. موفق باشید              

42214
متن پرسش

سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیز: استاد در صبحگاه که مزاحم شما شدم و در مورد اینکه چرا با توجه به مطالعه ی راهکارهای رفع و دفع موانع بندگی و رذائل اخلاقی اما باز هم در عمل کماکان نقص ها بسیار زیاد هست خدمتتان صحبت شد که فرمودید پرسش را در سایت خدمتتان ارسال کنم تا از آقای نجات بخش مطلبی را بیان بفرمایید. پرسش را در سایت قرار دادم ولی در پاسخ به صحبت های آقای نجات بخش اشاره نفرمودید و به همین جهت عذرخواهی می‌کنم مجدد مزاحم شدم. استاد خیلی خیلی التماس دعا دارم از وجودتان. هر روز که زمین می‌خورم شوق و ذوقم از این مسیر کم تر و نا امیدی بیشتر می شود. استاد از دست خودم مستاصل شده ام.🥀

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر منظور مباحثی است که جناب استاد نجات‌بخش در کانال «سها» دنبال می‌کنند و یا جلساتی که در خدمت‌شان به صورت مجالست و مذاکره انجام می‌شود مانند https://eitaa.com/soha_sima/5995 و  https://eitaa.com/soha_sima/5979  مهم آن است که با دنبال‌کردن این نوع مباحث، نسبتی بین ما با نهایی‌ترین حضور از طریق انسان‌های نهایی برقرار می‌شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23629    موفق باشید

42213
متن پرسش

۱_آیا بعد از غیبت امام زمان ، دوره‌ای بوده که مردمش مثل الان و یا بهتر ، عده‌ای پای کار دین باشند ؟ منظورم از این لحاظ است که اینکه به این مردم که ۱۸۰ شب تو میدون هستند میگن ملت برگزیده برای ظهور امام زمان ، قبلا هم نمونه ای بوده؟ اگر بوده دلیل عدم ظهور چی بوده ؟ ۲_قطعاً نباید به یه پرچم گردونی اکتفا کنیم و امیدوار به ظهور باشیم. تازه اونی که من دارم می‌بینم ،کم هستند کسانی که به نیت کمک به ظهور امام زمان بیان و متاسفانه در خیلی از مسائل اولیه دینی هم مشکل دارند از طرفی با توجه به وجود زیاد عبدالصالحین دارای کرامات و اسم اعظم‌، و نیز رجعت خیلی از افراد، قطعاً توی بحث فرمانده و نیروهای اصلی امام زمان مشکلی ندارند بحث نیروهای عادی است مثل من که می‌خوام بدونم از لحاظ اعتقادی و خودسازی و بعدش تاثیر بر دیگران جهت جذب و در عین حال شناسایی امام زمان و شیعه و مقاومت به دنیا در چه حدی باید باشیم این دو سوال را توضیح بدید ممنون میشم

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت، حکایت عجیبی است. در این‌که مثل روز روشن است که ما به یک معنا به ظهور نزدیک شده‌ایم و باید این شرایط را پاس بداریم و شکر کنیم؛ ولی البته که حفظ آن مانند حفظ هر عطای الهی نیاز به توجه خاص دارد. محال است که این حضور خیابانی با اراده و تحلیل خود مردم شکل گرفته باشد و چقدر خوب است خود مردم متوجۀ چنین عنایتی باشند. و کافی است همین حضور را بدون هر حاشیه‌ای درک کنند اگر در آن حدّ است که هر شب در مدتی محدود با پرچم‌های افراشته در میادین حاضر شوند و بدون هیچ سخن و هیچ مجلسی به خانه‌ها برگردند؛ همین حکایت از آن دارد که این مردم در جمع اراده‌مندِ خود متوجۀ امری هستند که با شهادت آقای شهید ایران و تجاوز دشمنان حقیقت پیش آمده است. آری! آمده‌اند تا روشن کنند متوجۀ چنین امری هستند در مقابل انبوه مردمان سرگردانی که متوجۀ چنین امر مهمی نمی‌باشند و این یعنی «...كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» چه اندازه بزرگ و پیروز و توانا هستند آن مجموعۀ کم و با اراده‌های بزرگ در مقابل مجموعه‌های کثیر با اراده‌های پراکنده. و معلوم است که خداوند با آنانی است که می‌دانند ذیل ارادۀ الهی در صحنه هستند و خداوند با جان چنین انسان‌هایی که با شکیبایی و پایداری در تاریخ خود حاضرند، یگانگی دارد. موفق باشید      

42211
متن پرسش

سلام و ارادت خدمت استاد بزرگوار و عزیزتر از جان غرض از مزاحمت آن بود که می‌دانم از فردا در پاسخ به سوال کاربران یکی از ترجیع بندهای مورد استفاده حضرت عالی از کلمات رهبری معظم عبارت خواهد بود از «قاطعانه اعلام می‌کنم ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد ممنوع است» و هر کسی هرچند نقد دلسوزانه ای به مسئواین امر کند وی را متذکر این جمله می‌سازید. حال اگر به عبارات قبل از این سخن توجه کنیم متوجه می‌شویم که مخاطب اصلی این سخن مسئولین و کسانی هستند که با دوگانه سازی انسجام مردم را ز میان می‌برند. این در حالی است که در سخنان حضرت عالی بیش از آن چه مسئولین و مخاطبین اصلیِ این سخنان مخاطب قرار گیرند، مردم کف میدان را مخاطب قرار می‌دهید. در حالی که نکته قابل توجه آن است که از قضا رهبر معظم، در همین پیام مردم را «آشکار کننده انسجام» نامیدند. از این پیام هم که بگذریم، در سایر کلمات رهبر معظم تاکید بر انسجام بسیار دیده می‌شود ولی آیا دقت کرده ایم که خود ایشان، در بیشتر موارد مسئولین را ملزم به رعایت انسجام کرده اند؟ مثلا در پیام چهاردهم خردادشان «کاشت بذر یاس و تردید» را از عوامل اختلاف و از اصلی‌ترین ابزارهای جنگ ترکیبی برشمردند در حالی که ما نگاه دیگری داریم تا جایی که اگر مسئولی با سخنانش بذر یاس را منتشر کند به او نخواهیم گفت «لطفاً انسجام را رعایت فرمایید» بلکه برعکس، نقد مسئولین را از عوامل اختلاف می‌شماریم. یعنی اگر از رهبر معظم بپرسیم منظورتان از اینکه فرمودید «قاطعانه اعلام می‌کنم ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد ممنوع است» چیست؟ پاسخ خواهند داد: تکلیف مردم آن است که بر وحدت اصرار داشته باشند، به تنازع نپردازند و تداوم اعتماد به مسئولین داشته باشند (۲۶ تیر) و همانطور که تا کنون انسجام را رعایت کرده اند(۶ شهریور)، ادامه دهند. و تکلیف مسئولین آن است که دوگانه سازی نکنند (۶ شهریور)، نقاط ضعف را روایت نکنند (۲۶ تیر و ۶ شهریور)، به دشمن روحیه ندهند و دوستان را سردرگم نکنند(۶ شهریور) اعتماد متقابل به مردم داشته باشند (۱۴ خرداد)، ایجاد یاس و تردید نکنند (۱۴ خرداد). بنابر این اگر از فردا یکبار به مردم یکبار فرمودید «ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد ممنوع است» به مسئولین چندین بار بفرمایید و یا لا اقل اگر شخصی مثل رهبری معظم برای بار دوم بیانیه داد و به مسئولین گفت «راوی ضعف نشده و انسجام را حفظ کنید» متهم به از بین بردن انسجامش نفرمایید. عرض دوم بنده که در حقیقت سوالی از محضرتان است عبارت است از این که اگر قبل از پیام امشب، ما به آقایان قالیباف و پزشکیان عرض می‌کردیم «با استفاده نابجای کلمات (هر چند از روی صداقت) به دشمن روحیه ندهید و با این کار دوستان را حیران و سردرگم نکنید» آیا شما این کلام را مغایر انسجام، خارج از تاریخ و غیر حکیمانه نمی‌نامیدید؟ آیا به ما نمی‌فرمودید «به سفارش های رهبر حکیم انقلاب عمل کرده و در مسیر ایجاد تمدنی عظیم، انسجام را رعایت کنید»؟ نمی‌دانم پاسخ چیست آیا این را می‌فرمودید یا نه ولی این را می‌دانم که رهبر حکیم انقلاب همین کلمات را به مسئولین فرمودند و در کنار آنکه مردم را آشکار کننده انسجام نامیدند، مسئولین را به رعایت انسجام مکلف کردند. حضرت استاد ما هر چه داریم از شما داریم و اگر نکته ای می‌گوییم از سر دلسوزی است و اینکه دوست داریم حضرتعالی بیش از قبل جانب انصاف را رعایت فرمایید. به هر حال بی ادبی بنده را ببخشید و لطفا در پاسخ نفرمایید «به آینده ای فکر کنید که با حضور تمدنی ایران، تاریخ دیگری به صحنه می‌آید که در سایه انسجام انسان، ظهور جدیدی از بشر مد نظر قرار می‌گیرد»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست حال این مائیم و تفکر نسبت به سخنان شخصیتی که به نظر می‌آید با احاطۀ کامل نسبت به زمانه و انسان و شرایط فرهنگیِ ما سخنان دقیق و فوق‌العاده‌ای را با ما در میان گذارده‌اند. همان‌طور که در جواب سؤال شمارۀ 42206 عرض شد این سخنان، وجهِ باطنی خاصی دارد و نباید آن را تا محدودۀ جریان‌های سیاسی تقلیل داد. در عظمت آن سخنان همین بس که به نظر بنده احدی از علمای بزرگ و جلیل‌القدر را نمی‌شناسم که بتوانند در چنین عمق و وسعتی سخن بگویند که باطن انسان احساس کند روح و روان ما را مورد خطاب قرار داده‌اند تا در راه‌های بلند و عمیقی وارد شویم. توجه به این امر نه تنها موجب می شود تا ما متوجه نور نیابت حضرت حجت «عجل الله تعالی فرجه الشریف» در نوشته‌های رهبری ‌شویم ، علاوه بر آن دلگرم به آینده‌ای هستیم که خداوند برای این ملت اراده کرده است ،به همان معنایی که در جواب سوال شماره 42213 مطرح شد که چگونه مردم، بعثت گونه به میدان آمده اند . موفق باشید  

42209
متن پرسش

سلام علیکم استاد: من در این سنی که تازه واردش شدم حس می‌کنم بعضی از رذیله ها داره سراغم میاد مثلا حب قدرت و منصب را به شدت حس می‌کنم از طرفی زندگی مشترک و پول در آوردن که این روزها براش تلاش می‌کنم حس می‌کنم از طرفی نگران رزق هستم از طرفی پولی که در میارم خرج کردنش سخته واسم. چه کنم استاد مثل دوران کودکی که بعضی معاصی بد بود اما حالا برایم عادی شده این موارد عادی نشود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این موارد ذیل معارف الهی و تدبّر در قرآن از طریق سوره‌هایی که در سایت مطابق با نگاه المیزان مطالبی مطرح شده، در حدّ ممکن وقت بگذارید. مانند سوره‌های زمر و روم و کهف. و از حضور در مسجد جهت نمازهای یومیه غفلت نشود. ان شاءالله با برکت در زندگی در ایمان ارزشمندی رشد خواهید کرد. موفق باشید

42208
متن پرسش

به نامِ خُداوَندِ کِه اَوَّل اَست و آخِر، ظاهِر و باطِن اَست کِه مالِکِیَّت و فَرمانرواییِ آسِمان‌ها و زَمین دَر سِیطَرِه‌یِ اوست. گَر گویَم آغازِ راهی اَست، آیا شَفَقِ اُفُق را دیدِه‌ها می‌بینَد آن اِنسان کِه بِه تَوحید، آهَنِی اَست قَوی؟! مَرا تَهدیدی بِپِندارید، او پارِه‌ای از جانِ مَن اَست... «مَگَر رَهَایَت کُنَم کِه تازِه تو را بازیافتِه‌ام؟ ماهِ نِهان دَر دِلِ مَن اَست، پِیِ چِه می‌گَردَم؟ مَگَر دَست از تو بِشویَم کِه تازِه دارد بِه اوجِ زِیبایی می‌رِسَد؟! غِیابَت جان می‌طَلَبَد، شایِستِه اَست خُود را بِرسانی. از گیتی سَهمِ مَن تو باش، نِگینِ بی‌هَمتایِ گَنجینِه‌ام. مَرگ دَر آغوشَم آرمیدِه اَست لیکِن، زِندِه‌تَرَم از هَر زَمان. اِضطِرابَم را از مَن بِربا، کِه دوری‌ات روزگارَنَم را دَگَرگون می‌سازَد. از این دیدِه‌ها خُون می‌چِکَد و عُمرَم را بِه جایِ اَشک فُرومی‌ریزَد. بی‌قَراری‌ام را از مَن بِسْتان. از یاد مَبَر کِه از آنِ مَنِی، هَر کُجا غایِب بودَم یادَم دَر آغوشِ توست. دار و نَدارَم را بِخواه، معَطَّل نَخواهَم کَرد.» آیا انقلاب اسلامی ادامه ندارد؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همۀ آینده، در پرتو انقلاب اسلامی آیندۀ واقعی خواهد بود که نظر به انسان کامل دارد، وگرنه بی‌معنایی، بشر را هلاک می‌کند. جناب آقای دکتر یامین‌پور در سخنان اخیر خود در نسبت با جایگاه تاریخی‌مان نکات خوبی را فرموده‌اند که خوب است بدان توجه شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23596  موفق باشید

42207
متن پرسش

با سلام: می‌خواستم نظر استاد را در مورد کتاب معجزه شکرگزاری بدونم. عده ای می‌گویند در این زمینه اغراق شده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن کتاب را نخوانده‌ام. ولی شاکربودن و نسبت به نعمت‌های الهی و غفلت‌نداشتن از آن نعمت‌ها به خصوص نعمت تاریخی انقلاب اسلامی در جای خود برای ادامۀ راه بندگی معجزۀ بزرگی در زندگی ما به وجود می‌آورد. موفق باشید

42206
متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم حضور رهبری سید مجتبی؛ اشاره ای بر بازگشت به عهد امام عسکری علیه اسلام. غیبت و امامت غیبی امام زمان عجّل الله نحوه ای از امامت را پیش آورد که قله نحو حضور دینی_ انسانی ای بود بر اساس اراده الهی از خلقت مقرر گشته. اما عهد امام عسکری علیه اسلام_که گویی هنوز عهد آن بزرگوار به بلوغ و تکامل خود نرسیده تا امام بعد از ایشان خلافت را ادامه دهند_ عهدیست که بزرگترین مسئولیت را _در برابر دیگر امامان_ نسبت به آمادگی خلافت غیبی دارد؛ امامی که با واسطه، به صورت غیر مستقیم و از پس پرده با مأمومین خود مرتبط بود. و امروز رهبری خامنه ای جوان بازگشت به همان عهد عسکری علیه السلام است؛ رهبری ای که در باطن تمامی نا امنی ها و قضایای اجتماعی و زدوبند های سیاسی، اراده الهی را محقق میسازد، و آن همان تقویت رجوع غیبی و معنوی خلائق به امام خویش است. آری! نباید در ظاهر متوقف گشت و بازی های سیاسی مارا از حقیقت درحال ظهور و ارادات الهی درحال پیشروی مارا غافل کند که در اینصورت جایگاه انسانی از دست خواهد رفت و جهنم بی مکانی مارا خواهد سوزاند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این نسبتی که در حال حاضر بین مردم با رهبر خود و بین رهبر با مردم شکل گرفته، در جای خود بسیار عجیب است به طوری که هم مردم در باطن خود آماده هستند سخنانی را بشنوند که باید نسبت به آن سخنان بسیار فکر کرد و گویا دارند با آن سخنان باطن خود را احساس می‌کنند؛ و هم رهبر عزیز گویا با آگاهی تمام با ابعاد باطنی ما با ما سخن از عمق حضور در تاریخی که در آن قرار داریم، سخن می‌گویند. کافی است متوجۀ افقی باشیم که بدان اشاره می‌کنند و با تعبیر «فراراهبردی به مسئله‌ی فرهنگ، تعلیم و تربیت» ما را متذکر نکات ظریف تمدنی کرده‌اند که البته لازم است به جای جایِ آن پیام و سخنان اشارت‌گونه، با دقت تمام و با نظر به حضور تاریخیِ خود در این زمانه که به تعبیر ایشان «ایرانِ هرچه قوی‌تر» است؛ توجه لازم بشود. موفق باشید    

42205
متن پرسش

سلام و نور و رحمت بر استاد عزیز🌹 استاد چرا با مطالعه ی کتب اخلاقی بزرگان از جمله امام خمینی رحمه الله و سایر علما و آشنایی با راهکارهای رفع رذایل اخلاقی باز هم در کنترل نفس ناتوانایی هایی وجود دارد؟ و اینکه با چه میزانی می‌توان متوجه بود که گفتار و کردار ما بر اساس خواسته های نفسانی نیست؟ استاد اینکه در کتب عرفانی به این نکته اشاره شده که انسان تا زمانی که نفس خود را مهار نکرده‌ام کار خیری هم که انجام دهد باز هم نفسانی است یعنی چه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سلوکی که انسان به لطف الهی بتواند از امیال نفس امّاره و رذائل اخلاقی عبور کند، سیرۀ اولیای الهی بسیار راهگشا می‌باشد. آری! حقیقتاً تا نفس امّاره در میان است، جهتِ ما به سوی خودمان است و نه به سوی خدا. مهم آن است که با کشیکِ نفس کشیدن، بیش از همه خودمان خود را متذکر شویم که جهت الهی کارها به حاشیه نرود. موفق باشید

42204
متن پرسش

به دلیل اشتباهی که سال‌ها پیش در مشورت و اصرار برای یک تصمیم مهم در زندگی یکی از عزیزانم داشتم، اکنون دچار عذاب وجدان و افسردگی شدید شده‌ام. با اینکه سال‌هاست متوسل به اهل‌بیت (ع) و نذر و نیاز های بسیار کردم که اگه اجابت می‌شد، به آسودگی می‌رسید، اما وضعیت آن عزیز تغییر نکرده و دیگر امیدی به رهایی او از این پیش آمد نیست، این موضوع باعث شده نسبت به الطاف الهی ناامید شوم و احساس گناه عمیقی مرا رها نکند. چگونه می‌توانم این بار سنگین را از دوش بردارم و آرامش قلبی و اعتمادم به تقدیر الهی را دوباره به دست بیاورم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این احوال که بالاخره وظیفۀ شما در عین استغفار و تلاش برای جبران است؛ باید به این نکته هم فکر کرد که شاید تقدیر او چنین بوده است و بدین لحاظ نباید از رحمت الهی مأیوس شد. موفق باشید

42203
متن پرسش

عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: پیرو سوال ۴۲۱۷۰ یک موردی را خواستم از شما بپرسم. در دوران جدید و تغییر محسوس سبک زندگی نوجوان و جوان امروزی، بنده به عنوان یک معلم که هم سن و سال جوانان این نسل هستم گاهی سر کلاس درس دانش آموزی پیدا می شود که به هیچ هنجاری و ادبی پایبند نیست و مدام سعی بر بی نظمی و بی ادبی و ایجاد اختلال در کلاس درس می باشد. خواستم از شما بپرسم که در چنین وضعیتی چه باید کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که مکرراً عرض شدهhttps://lobolmizan.ir/get-file/5977/?item=0  به هر حال ما با نسلی روبرو هستیم که باید به نحوی متوجه شوند بنا نداریم همچنان حرف‌های دیروزین را با آنان در میان بگذاریم که از معنای امروزین‌شان غافل باشند. در این رابطه به هر حال به هر زبانی باید موضوع معرفت نفس با وسعت جهانیِ آن با آنان در میان گذارده شود تا حیثیت تاریخی خود را مانند مهدی طحانیان آن جوان ۱۳ ساله در اسارت، درک کنندhttps://eitaa.com/arshiv3133/387  حقیقتاً همۀ جوانان ما در این شرایط اگر متوجۀ رسالت تاریخی خود بشوند، مهدی طحانیان هستند. موفق باشید

42202
متن پرسش

سلام استاد عزیز: ممنونم از پاسخ گویی و وقتی که برای ما میذارید. بنده همانطور که شما قبلا توصیه کرده بودید در حال مطالعه و پیگیری مباحث از برهان تا عرفان هستم. به لطف خدا که شما رو واسطه قرار دادن و زبان گویای شما رو برای بنده به ظهور آوردن کتاب رو همراه با شرح اون پیگیری کردم و الآن در آخرین صفحات کتاب هستم. در مورد حرکت جوهری سوال داشتم. برهان اول حرکت جوهری چندتا بخش داره. بخش اول گفته اگر با چشم واقع بین دقیقا به اطراف خود بنگریم، هیچ چیزی نمی بینیم که در حال تغییر و تحول نباشد؛ حال چه این تغییر کند باشد چه سریع. سوال بنده همین‌جاست. با اینکه بنده هم هر چیزی که نگاه می کنم رو تغییرپذیر میدونم اما گوشه ذهنم میگم ممکنه یک چیزی در عالم ماده وجود داشته باشه که در حال تغییر و تحول نباشه ولی من خبر نداشته باشم. از کجا معلوم همچین چیزی وجود نداشته باشه؟! از کجا معلوم یک چیزی باشه که اصلا در اعراض خودش تغییری نداشته باشه، نه رنگ، نه بو، نه مزه، نه وزن، نه صافی و زبری و نه کوچکی و بزرگی. هیچ کدام تغییر نکند. اگر بتوانیم همچین موجودی در این عالم تصور کنیم، خب می توانیم بخش اول این برهان رو نقض کنیم. این نشون میده که این بخش یقینی نیست. درست متوجه شدم؟ لطفا برامون باز بفرمایید. خیر دنیا و آخرت نصیب شما باد 🤲🙏🌹🙏🌹🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکت جوهری نظر به عالم ماده دارد با هر گونه تغییر و تدریج و تقسیمی که باشد به همان معنایی که حتی یک پدیدۀ مادی شکسته شود برعکسِ پدیده‌های مجرد. و صفاتی مثل زبری و صافی، پدیده‌های خارجی مستقلی نیستند که به عنوان پدیدۀ مادی مدّ نظر باشد. مهم آن است که متوجه باشیم آیا حرکاتی که در عالم ماده به هر نحوی هست؛ ریشه در چه نحوه از بودن عالم ماده دارد؟ حرکت جوهری روشن می‌کند ذات عالم ماده اقتضای چنین تغییری را به اعتبار قوۀ محض بودن دارد. موفق باشید

42201
متن پرسش

بسمه تعالی.سلام علیکم. ۱. حاج آقا جایگاه احساس و به معنی جامع تر، حبّ و بغض در عالم خلق و ماده چگونه است؟ اگر ما عوالم را طولی از امر به خلق و از غیب به ماده ببینیم. و اگر عالم ماده را دور ترین و ضعیفترین عالم _از حیث طولی_ از حضرت حق بدانیم، و اگر حب و بغص را از جنس فرا مادی_و شاید از جنس عالم خیال_ بدانیم، چگونه احساس در ماده حضور پیدا می‌کند و تا چه اندازه حضور دارد؟ و همچنین عقل به عنوان یک عالم عالی، چگونه در ماده حاضر است؟ ۲. اینکه آیه می‌فرماید «خلقنا فی احسن تقویم ثم رددنا فی اسفل سافلین» احسن تقویم اشاره به چیست؟ خلق به عنوان یک امر بسیار باواسطه از حضرت حق، چگونه در احسن تقویم شکل می‌گیرد؟ عالم خلق مگر یک عالم بسیار ضعیف از حیث وجودی نیست؟ و مراد از سافل چیست؟ اگر احسن تقویم اشاره به عالم امر و عقل و غیب دارد؟ چگونه خلق در آنجا ممکن شد؟ و اگر اسفل سافل اشاره به عالم خلق و ماده دارد چگونه «خلق» در آیه ردّ به دنیا شد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نسبت نفس با عالم ماده، موجب می‌شود تا معناهایی که از عالم ماده می‌یابد را در خیال خود به صورتِ صورت خیالی و در عقل خود، به صورت معنای عقلی بیاورد. ۲. آری! انسان در احسن تقویم و بهترین قوام به ارادۀ الهی خلق می‌شود به همان معنای جمع‌شدن ابعادی در کنار هم که جمع قوای انسانی باشد و سپس همان شخصیت را متوجۀ عالم ماده می‌کند به همان معنای هبوطی که برای حضرت آدم «علیه‌السلام» پیش آمد. موفق باشید

42200
متن پرسش

با سلام و تشکر از شما: پیرو سوال مطروح شماره‌ی ۴۲۱۳۸ که فرمودید: «بحث در این مورد مفصل است. در جمعبندی می‌توان گفت عقل، آن استعداد فطری و خداوندی می باشد که از یک طرف متوجۀ واقعیات عالم است در مقابل توهمات، و از طرف دیگر متوجۀ عبودیت ذاتی انسان است در مسیر «ما عبد بها الرّحمن»، بقیۀ عقل‌ها در نسبت با موضوع خاص مطرح است مانند عقل ریاضی یا عقل تکنیکی. موفق باشید»
 اگر کتاب مناسبی سراغ دارید لطفا بفرمایید. 

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که عقل، عنایت الهی و فطری می‌باشد، هر اندازه که از طریق تدبّر در قرآن با قرآن مأنوس شویم، آن عطای فطری خود را می‌نمایاند. و در همین رابطه قرآن در آیه ۱۰ سورۀ انبیاء می‌فرماید: «لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» بی‌تردید کتابی به سوی شما آمد که حکایت یادِ شما نزد خداوند بود و خداوند با یادی که از شما داشت، آن را برای شما نازل کرد. آیا تعقل نمی‌کنید تا از طریق همان تعقل نه‌تنها متوجۀ حقّانیت کتاب خدا شوید؟ بلکه به عظمت گوهر عقل خود نیز پی ببرید. موفق باشید   

42199
متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام: در مورد این جمله آیت الله قاضی (ره) که فرموده‌اند: «هرکس نمازش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد، مرا لعن کند» لطفاً توضیح دهید که متظور ایشان چیست؟ از فواید و فضایل و برکات نماز مطابق فرمایشات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) به قدر فهم آگاه هستیم، منتها این فرمایش آقای قاضی را مشخصاً توضیح بفرمایید که منظور ایشان چیست؟ متشکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همان‌طور است آن‌گاه که انسان خداوند را به عنوان معبودی بیابد که دل را تماماً به او سپرده است و در راستای همین دلدادگی به او، نماز را، آری! نماز را که به عنوان عمود دین پیامبر خدا «صلوات الله‌علیه‌وآله» در مورد آن فرمودند: «أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ اَلْعَبْدُ اَلصَّلاَةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا» اولین چیزی که در نسبت با بنده به محاسبه می‌نشیند، نماز اوست و چنانچه او در این حضور در طول زندگی حاضر بود، آری! بقیۀ تلاش‌های خوب او نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد. زیرا هر حرکت خوبی اگر ذیل توحیدی نباشد که ما در نماز یافته‌ایم، جای و جایگاهی ندارد. مهم آن است که با نگاهی که عرض شد در نماز وارد شویم و معجزۀ آن را که اُنس بی‌نهایت کوچک‌ها با بی‌نهایت بزرگی‌ها است، احساس کنیم. موفق باشید      

نمایش چاپی