باسمه تعالی
کاربران محترم عنایت داشته باشند که این سایت وظیفۀ خود را تنها در محدودۀ جواب دادن به سؤالات معرفتیِ کاربران میداند و از اینکه نمیتوانیم جوابگوی سؤالات شخصی و حالات فردی کاربران محترم باشیم؛ عذرخواهی میشود.
طاهرزاده
.
سلام داشتم خطبه آخر شعبان حضرت رسول را میخواندم. چرا اینقدر سردم؟ از امیدهای هر سالهام ناامیدم. توان عبادت_که افضل الناس من عشق العباده_ توانم نیست. نباید که زور بزنیم و عبادت بکنیم ولی آرزوی چندین ساله نماز شب خواندن و حضور قلب و معنا و معنویت در دلم را چه کنم. آری باید در حضور تاریخی حاضر بود و به گذشته کافر و هر آن خدای دیگری، اما از گذشته دل کندن و حاضر نشدن در آینده و میان زمین و هوا ماندن را چه کنیم. گویا در گذشته دیگر نمیتوانم باشم، اما برای حضوری دیگر، بیوجودم. دست و پایم و قول و فعلم متناقض است. حاج قاسم آتشم میزند اما پوچی و بیتاریخی استخوانم را میسوزاند. عمرم رفت. نه رفتنی، نه شوری، نه بیخوابی و بیتابی. جمعهای نیست که از بودنم خسته نباشم. اینها را غر زدن و ناله کردن نبینید، این شاید همان بیوجودیِ تاریخی است و خوب هم میدانم که جواب و راه حلی برایش نیست و باید " این وجود آن وجود شدنی" پیش بیاید. ولی چه کنم که هی دلم میگوید " آخر چه باید کرد؟ چه میتوان کرد؟" این چه وضعی است که عدهای از جوانی و نوجوانی تا آخر عمر _مثل حاج قاسم و دیگر شهدا_ اینقدر مانوس و پر شور و بیتاب و عاشق هستند و من اینگونه وضعی دارم. این تفاوت تقدیر چگونه است؟ اینها تفاوت در استعداد و لطفی است که خدا به هر کسی به اندازه خودش داده و به یک معنا شخصی است؟ از طرفی این حرف را هم نمیتوان نادیده گرفت که انقلاب اسلامی میدان کمالی را برای آدمها پیش میآورد که شکوفایی آدمها برایشان پیش میآید. ناگفتههایم را بیشتر از این گفتهها مد نظر آورید. یاعلی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نه میتوان همچون فرشتگان در عصمت خاص آنان حاضر بود و در آن ساحت ماند و انتخابی در مقابل انواع راهها و گذرگاهها که «ما» را، «ما» میکند نداشت و نه میتوان مانند پیامبرانِ مرسل گذشته در صفای وظایف شرعی و تکالیف دینی حاضر بود و به زندگی معمولی و با صفای آنان دل سپرد. کجاست وقتِ محمّدی که در پاسخ به سؤال شمارۀ 41194 از آن گفتیم که حضوری است غیر از این حضورها، مانند نسبت انسان با «وجود» که پایان دوگانگیِ ابژه و سوبژه میباشد که نه، تو میمانی و نه خدا؛ همه چیز گُم میشود. به همان معنایی که آن سالک رَه رفته فرمود: «گُم شدن در گُم شدن دینِ منست / نیستی در هست آیینِ منست» حضوری که همه چیز را باید در آن حضور معنا کرد برای بیشتر با خودبودن با حضرت مصطفی«صلواتاللهعلیهوآله» این نهاییترین حضور هر انسان در هستی و در خود. در شریعتِ آن حضرت حاضربودن، حکایت دیگری است غیر از حکایت حضور در مشی و شریعت دیگر انبیاء. در حالیکه در شریعت آخرین پیامبر، همه چیز میرود و تنها یک انتظارِ بزرگ میماند و مائیم و مشیِ آن حضرت و آن انتظار و آن ایمان که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41201 بدان اشاره شد. موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار آیا بعد از مرگ محفوظات ذهنی و اطلاعات انسان که در مغز ذخیره شده کلا از بین میرود که در این صورت انسان با خودی مواجه میشود غیر از آنچه در دنیا بود و چه بسا دچار سر درگمی میشود چرا که اکثر غالب انسانها برداشتی که از خود دارند بر اساس همین اطلاعات ذهنی و سوابق گذشته زندگی است وآیات صحیح است بگوییم بلافاصله سه رکن اصلی انسان یعنی عقاید و ملکات اخلاقی و اعمال او به صحنه میآید وخبری از نام و نام خانوادگی و مهارتهای شغلی و علوم طبیعی در آنجا نیست یا اینکه ذهنیات هست و با عبور از کانالها و عتبات مختلف محفوظات از بین رفته و انسان به خود واقعی برمیگردد
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بعد از مرگ، دقیقاً مائیم و جهانی دیگر و روبهروبودن با عقاید و ملکات و خُلقیاتِمان. آری! دنیا را با خود نمیبریم ولی تصورات دنیایی را با خود میبریم، قراردادهای خودساختۀ دنیا آنجا نیست. به پیامبر خدا«صلواتاللهعلیهوآله» و سیره و سبک و مشی آن حضرت، بیشتر باید اندیشید. موفق باشید
باسلام و احترام فراوان ضمن عرض سپاس از عنایات جنابتان؛ خواستم به {قصه و امکان گشایشی که دارد} نظر کرده و درباره آن به گفت و گو بنشینیم. درابتدا خواهشمندم که پیش فرض های مان را کنار زده تا قصه به قصه بودنش رخ بنماید. گاهی که انوار بر جان نویسنده میتابد و روایت چگونگی زیستنش -در حال تابش انوار- قصه میشود. پس قصهنویس، خود انسانی اللهیست که فیض و اشراق دریافتی را در میان الفاظ به ما ارائه میدهد و ما با خواندن آن قصه و در نسبت با آن، نه متوقف در کلمات، بلکه سالکی هستیم که به حضور در آن عالم فرا خوانده میشویم. گاهی که انوار به زبان خیال، در قالب قصه و با زبان-جهانِ خاص، نویدِ زیستنی دیگرگونه را میدهد. زیستنی که چهبسا معنای دقیق {زی} در آن رخ بدهد. درانتظار چنین نویسنده ای باید ایستاد. باشد که در بردباریِ زایندهای قرار گیریم تا پرتو های امکان قصهگویی بر جان یکی از ما منتظران بتابد و آنگاه او به نورِ ایزدی، جان مارا روشن سازد. آن قصهگو چنان نیست که فقط از امروز و محدودیت ها و دروج عالم گیر صحبت کند؛ او به نور اهورایی، جامعیست که بر تاریخ سیطره دارد و همانگونه که امروز و دیروزش را چشیده و روایت میکند، فردا و فروغش را هم میبیند و اشاره میکند. او نه نومید کننده عصر نیهیلیسم بلکه گزارش دهنده امکان آینده است. قصه او دیگر رنگ و بوی تاریکی و سیاهی ندارد، او نور خالصی را در دل این ظلمت دیده، نوری که چنان عریان است که سایه سترگ تکنیک نتوانسته آنرا خاموش سازد. باتشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً قصه و حکایت و حقیقتِ قصه همان است که فرمودید. قصه، حکایت هستی ما در جهان است تا ما خودمان در نزد خود و در جهان، بودنمان را فراموش نکنیم. قصه، حکایتِ نسبتهای زیبا و تلخی است که آنها روح دارند و زندگی میسازند به همان معنایی که فرمود: «... وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»(بقره/216) و اینجا است که به نکتۀ ا53 کتاب «انسان و باز انسان» میتوان نظر کرد که چگونه انسان میتواند زندگیِ گمشدۀ خود را با حکایتهای سینههای سراسر تجربۀ مادربزرگها و پدربزرگها پیدا کند و آن را که تجربۀ ایمان آنها برای ما میتواند باشد؛ در ما مدّ نظر آید. آیا میتوان با قصه بدین معنا از بیگانگیِ نسلها عبور کرد تا جوانانمان فضای مجازی خود را، اشاراتِ مادربزرگها و پدربزرگها بیابند؟ فضایی که محسوس نیست ولی واقعیتر از واقعیات است به همان معنایی که ایمان به خداوند، ایمان به حقیقت علم و حیات است و نه ایمان به یک موجود خاص. موفق باشید
سلام علیکم و رحمتالله اسارت قوم بنی اسرائیل را خداوند متعال به عنوان بلایی عظیم از آن یاد میکند آیا این بلا به سبب گذشته های آنها بود که توصیه های و راهنمایی های حضرت یوسف را به دست فراموشی سپردند یا مسئله چیز دیگری بوده
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته، نکتۀ مهمی است. گویا همین نکته است راز اسارت بنی اسرائیل در سیطرۀ فرعونیان که فرمودید. از آن جهت که سلسلۀ توحیدی خود را که به حضرت ابراهیم«علیهالسلام» منتهی میشد را فراموش کردند و تا آنجا گرفتار فرهنگ فرعونیان شدند که حتی از حضرت موسی«علیهالسلام» خواستند تا بُتی برای آنها بسازد. موفق باشید
سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف. استاد بزرگوار؛ در مسیر تربیت فرزند ولایی و مأنوس به ارتباط قلبی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و با معرفت نه ارتباط بی معرفت و بدون شهود و صرف اسم امام و نسب شان، مسئله خلقت نوری اهل بیت علیهم السلام رو از چه سنی باید طرح کرد؟ مثلا من خودم یادمه از بچگیم اهل هیئت و حفظ قرآن و امثال هم بودم و هیچوقت به دنبال امام زمانم که حی و حاضر هستند و باید مدام ارتباط قلبیم رو با ایشون بهتر و بیشتر کنم و تداوم بدم ، نبودم. اصلا امام برای من غایب بودند و احساس نیازی در درونم نسبت به ایشون نداشتم. اما الان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بالاخص و سایر اهل بیت علیهم السلام رو برای فرزندان خودم پسر ۱۳ ساله و دختر ۷ ساله ام از حدود ۷ سالگی پسرم که دیگه فهمید هئیت امام حسین علیه السلام و فاطمیه چه لذتی داره و مأنوس شد، امامانی حی و حاضر و سمیع و بصیر طبق آنچه در زیارت نامه هاشون هست معرفی کردم و اینکه پدر مادر اصلی شما و همه انسانها این خاندانند. و هرچه خیر و خوبی هست از این خاندان هست که به ما میرسد و ... هر آنچه که شما استاد بهتر از من میدانید برای معرفی ایشان. آیا روش من درست هست یا بهتر است که بچه ها رو به حال خودشون بگذارم تا خود اهل بیت علیهم السلام هدایتشون کنند. و بچه ها خودشون در گذر زمان احساس نیاز به اهل بیت علیهم السلام کنند با امتحانات الهی
باسمه تعالی: سلام علیکم: به بشر جدید بیندیشید که به نسبت خود با دیگر انسانها میاندیشد و نه به نسبت خود با محفوظات و معلوماتش. و از این جهت اتفاقاً باید فرزندانمان انسانهای بزرگ بخصوص معصومین«علیهمالسلام» را مدّ نظر داشته باشند به همان معنای «انسان و باز انسان». آیا تعلّق خاطر جوانان عزیز به رهبر معظم انقلاب حکایت از آن ندارد که آنان خود را در شخصیت فرهیختۀ آن مرد بزرگ جستجو میکنند؟ موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد براستی که نباید به ظاهر فرهنگ غرب نگاه کرد که هیچ کیفیتی ندارد براستی که مولایمان حضرت علی علیه السلام فرمودند : ای مردم، در پیمودنِ راه هدایت از کم بودنِ پویندگان نهراسید؛ زیرا مردم بر سر سفرهای گرد آمدهاند که سیری در آن کوتاه است و گرسنگی آن طولانی. پس کارِ نماز را جدّی بگیرید و بر آن محافظت کنید، و آن را بسیار بهجا آورید و با آن به خداوند تقرّب بجویید. زیرا نماز بر مؤمنان فریضهای است که زمان معیّن دارد. نماز، گناهان را چون برگِ درخت فرو میریزد و چون بندی که از گردن بگشایند بندِ گناه را از گردنِ گنهکار میگشاید، و پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله نماز را به چشمهای از آب گرم مانند فرمودند که جلوی خانهی کسی باشد و او شبانهروز پنج بار خود را در آن بشوید؛ آیا احتمالی هست که بر تنِ او چرکی باقی بماند؟» کیفیت از کمیت مهمتر است و جز ظلمات در فرهنگ غرب دیده نمی شود و اسرائیل مانند یخ در حال ذوب شدن است و خداوند سایه ی امام خامنه ای مد ظله العالی را از سر ما کم نکند و روح امام راحل ره همیشه با ما باشد و خداوند فرج امام زمان عج را نزدیک بگرداند انشاالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در مورد نماز مطلب همانی است که فرمودید. بیحساب نیست که حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» به عنوان کسی که تاریخ جدید و بشر جدید را میشناسند، متذکر «سرّ الصلواة» و پس از آن «آداب الصلواة» شدند. آیا این انسان در این طوفان آخرالزمان میتواند بدون نظر به عمق دستورات شریعت بخصوص نماز، خود را شرافتمندانه ادامه دهد؟ موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد عزیز از شما سوالی داشتم نمیخواهم ذهن شما، بینندگان این سایت و کانال مطالب ویژه رو در گیر جوابش بکنم تا محدود نشه هم ذهن شما هم ذهن مخاطبین عزیز. به نظر بنده انسان هم باید ظاهر اسلام رو بگیره هم باطنش رو. سوال بنده اینه: استاد شما خیلی از این واژگانی که میگم استفاده میکنید. اینها همه یعنی چی استاد؟ 1_ابژه، 2_سوبژه، 3_ابژکتیو و 4_سوبژکتیو
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید بشر جدید با مسائلی روبرو شده که برای درک آن مسائل، چارهای نیست مگربه این نوع ادبیات فکر کند. کتاب « ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%A8%D8%B4%D8%B1&tab=posts&inner_tab=book و سلسله بحثهایی که تحت عنوان «درخششی دیگر» https://eitaa.com/soha_sima/5521 متذکر این امور میباشد. موفق باشید
خضر به موسی نگفت مرید من باش بلکه گفت در آینه من خود را ببین و موسویت خودت را حفظ کن و به آن عمق ببخش و آن را محدود ندان، فقط سوال نکن تا من اخبار غیبیت را به تو بدهم. خضر رسول موسی بود تا کم نیاورد و به هرچه بیشتر عمق بخشیدن به مسیر خود کمکش کند ولی موسی او را مخالف موسویتش دانست و سوال کرد. خضر یعنی موسویت شدیدتر نه مقابله و مخالفت با موسویت قبلی. سوال پرسیدن یعنی دوئیت و این خطاست چون خضر خود موسی بود به جلوه شدیدتر. تا موسی متوجه شود شریعت موسوی یعنی پویایی و رفتن نه ایستایی و ماندن. خضر یعنی بیشتر و باز بیشتر شدن موسی در موسویتش نه ترک موسویت. خضر همان موسای حقی است برای عبور از موسای موسایی. رب همان عبد است به جلوه باطنی. خضر مامور شکستن موسا بود نه موسویت. طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی در کنار شریعت، که حضرت کلیم الله«علیهالسلام» مأمور به آن بودند، حقیقتی در میان است که حضرت خضر«علیهالسلام» حامل آن بودند و جمع این دو مقام یعنی حقیقت و وقتِ محمّدی.
تاریخیاندیشیدن یعنی متوجۀ «وقت» بودن، وقتی که مخصوص آخرین پیامبر و آخرین دین است، به همان معنایی که حضرت محمد«صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند:« لِی مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله«علیهالسلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر«علیهالسلام» به حضرت کلیم الله«علیهالسلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً» (کهف/70) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی«صلواتاللهعلیهوآله» آن حضور پیش میآید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش میآید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله«علیهالسلام» که مأمور رعایت احکام شریعت میباشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی میتوان در آن حاضر شد که در این آخرین دوران، حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» متذکر آن هستند و در این حضور، آیت الله سید علی خامنهای و ذیل این حضور، شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید آوینی در آن حاضرند، و این یعنی تاریخی اندیشیدن و این یعنی متوجۀ «وقت» بودن. موفق باشید
عرفانی که زود و ساده و بی دردسر بدست میآید عرفان نیست بلکه شیخ و مریدبازی و اباحهگری است. عرفان به احکام شریعت عمق میبخشد تا با یقین (و نه سطحی) انجامشان دهیم. طریقت راه باطن و عالم درون است نه سرگردانی در کثرتها به اسم عرفان! عرفانی که با اباحه آشناست اسمش هوس نفسانی و شیطانی است نه عشق رحمانی و عرفانی. عرفانی که به ما توجیه رفتارهای زشتمان را یاد میدهد همان زینت دادن شیطان است. ارضای هوسهای نفسانی به اسم عشق و فنا گناهی نابخشودنی و مضحک است. وقتی عرفان از شریعت جدا شود، نه عمق بلکه پوچی مقدسنما پدید میآورد. چنین عرفانی، که با اباحهگری و توجیه گناه همراه است، در واقع انکار مسیر تزکیه و تسلیم است؛ یعنی همان چیزی که عرفای راستین از آن گریزاناند. شریعت پوست مغز طریقت است و میوه بیپوست فاسد میشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است و عرفای بزرگ برای هرچه بیشتر نزدیکشدن به عمق شریعت الهی، به آموزههای عرفانی ورود میکنند تا هرچه بهتر متوجۀ زیباییهای دریچههایی شوند که شریعت الهی در مقابل انسان میگشاید. آیا نماز را با نگاه عارفانِ واصل خواندن، مانند نمازی است که ما میخوانیم؟! موفق باشید
سلام خدمت استاد محترم و گرامی اگر بخواهم بصورت اصولی با مبانی فکری امامخمینی آشنا بشوم حضرتعالی چه پیشنهادی دارید ؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوعات معرفتی، کتاب «مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة» ایشان حرف ها دارد که در شرح آن عرایضی شده است و در سایت میتوانید ملاحظه فرمایید. و در امور سیاسی و اجتماعی، کتاب «ولایت فقیه» ایشان، گفتهها دارد. موفق باشید
سلام الله علیکم در سوال 41182 عمده مطالب را از فرمایشات صوتی و نوشتاری حضرتعالی آموخته بودم اما درباره اینکه "حضرت زهرا سلام الله علیها مظهر باطن واحدیت و سرّ احدیت در قوس صعود و نزول ولایت است." را نیافته بودم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته، نکتۀ حساسی میباشد. مهم نظر به شخصیتی است که مصداق کامل عبودیتاند به همان معنایی که در آن روایت داریم که اگر خداوند نظر به حضرت فاطمه«سلاماللهعلیها» نداشت، پیامبر خدا و علی مرتضی«سلاماللهعلیهما»را نمیآفرید. با نظر به این نکته، آری! میتوان زهرای مرضیه«سلاماللهعلیها» را مظهر نور واحدیت و احدیتِ یگانۀ حضرت حق در قوس صعود و نزول دانست. موفق باشید
سلام علبکم و جزاک الله.خیرا استاد رساله الولایه یکی از مطالب ویژه آن این است که تشریعیات ریشه در حقایق ماورا الطبیعی دارد که در عالم دنیا به صورت قانون و شریعت ظهور میکند با این وصف چرا وضوی اهل سنت را باطل نمیدانیم و نماز با آنها را درست میدانیم یا چرا ازدواج سایر ادیان را بر اساس سنت خودشان درست میدانیم و دهها مثال دیگر که با آن حقیقت ملکوتی تطبیق ندارد و مرتبه نازله آن حقیقت نیست و بشر آن را تغییر داده
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اعتباریات دینی، مسلّماً ریشه در نفس الامر دارد ولی گویا نفس الامر را وسعتی است که این نوع اعتباریات هم نسبتی با آن نفس الامر برقرار میکنند. مهم صورتِ اصلی اعتباریات است که بیشترین ارتباط را با نفس الامر داشته باشند که سیرۀ اهل البیت«علیهمالسلام» از این نوع است و البته این غیر از آداب من درآوردی است که هیچ مبنای نفس الامری ندارند. موفق باشید
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرانقدر. این حقیر سر تعظیم فرو می آورم در برابر مردمی که علیرغم جنگ رسانه ای دشمن و با وجود نارضایتی از اوضاع اقتصادی در ۲۲ بهمن امسال بسیار باشکوه و بصورت انبوه شرکت کردند و دشمن را مأیوس و دل رهبرمان را شاد کردند. الحمدلله. ولی این بصیرت مثال زدنی قشر عظیمی از مردم نباید ما را از آسیب شناسی جامعه معاف کند و باعث شود فجایع و وقایع ۱۸ و ۱۹ دی ریشه یابی نشود و نسخه ای برای آن ارائه نشود. بنده هنوز از آن فجایع در بهت بسر میبرم و دائم از خود می پرسم که چطور ممکن است افرادی بر سر هموطن خود بلایی بیاورند که حتی کسی با دشمن خود نمی آورد !؟ حتی اگر بگوییم عمده این جنایات کار سرویس های جاسوسی دشمن بوده، که واقعاً هم بوده، ولی حداقلش این است که خیلی از این اغتشاشگرهای داخلی نظاره گر این آدم سوزاندن ها و ... این فجایع بوده اند. آخر مگر میشود یک انسان نسبت به هموطن خود اینقدر قسی القلب باشد!؟ این کینه و نفرت از کجا میآید!؟ در این خصوص نباید از تأثیر رسانه دشمن و جنگ نرمی که از طریق رسانه و فضای مجازی بر ملت ایران تحمیل کرده به سادگی عبور کرد. جهل پراکنی، و تفرقه انگیزی، ایجاد کینه و نفرت شدید در بین اقشار جامعه، ایجاد شک و تردید و انواع شبهه، قبح شکنی و ترویج فساد اخلاقی، سعی در فروپاشی خانواده، دور کردن جامعه از ارزش های فرهنگی خود و ترویج فرهنگ غربی از جمله اهدافی ست که دشمنان ایران و اسلام و بشریت برای خود تعریف کرده اند و چندین سال است که از طریق رسانه قدم به قدم جلو میبرند. نباید این واقعیت را انکار کنیم که چند سالی ست بخشی از جامعه ما که عمدتا بخاطر نارضایتی و اعتراض هایی که گاهی هم به حق دارند به سمت رسانه دشمن کشیده شده اند، گاهی حتی تا این حد که تلویزیون این بخش از جامعه متأسفانه فقط رسانه دشمن را در خانه میبیند و میشنود. این یک امر ساده نیست! نشستن پای رسانه ای که محتوای آن را مستکبران و ظالمان و سران جنایتکار آلوده به پرونده های جنسی تعیین می کنند یعنی باز کردن در خانه برای سرباز دشمن تا او بیاید و ذهن افراد ملت ما را تسخیر کند و کاری کند که افراد جامعه ما همانطور فکر کنند که او می خواهد و همان بکنند که او می خواهد!!! در این میان این کانال ها و رسانه ها دقیقا همان رفتارها و کارهایی را انجام می دهند و ترویج می کنند که دین ما را از آنها نهی کرده است. یعنی افتراء و تهمت زدن، نفرت و کینه در دل ها کاشتن، غیبت کردن، دروغ گفتن، بدبین کردن جامعه نسبت به کسی که بر ما ولایت دارد، در ملأ عام فساد اخلاقی را ترویج کردن، نا امید کردن مردم و هزار رذیلت اخلاقی دیگر. و حالا افراد جامعه ما با روشن کردن رسانه در خانه به معنای واقعی یک نوع همنشینی دارد با این اشرار و مفسدان و جیره خواران استکبار و ظالمان !!! و همنشینی همان می کند که با پسر نوح کرد. آنوقت ما انتظار داریم آن جوان جاهل بی تجربه بی خبر از دنیا با این اشرار از طریق رسانه همنشین شود و از راه به در نشود !!! استاد سؤال این حقیر این است: در زمانی که رسانه و فضای مجازی دشمن همانند یک سلاح به سوی جوانان ما نشانه رفته و هر روز دارد شلیک می کند و قربانی می گیرد آیا وقت آن نرسیده که مراجع تقلید به این مسئله ورود کنند و رسانه های دشمن را تحریم شرعی کنند؟ آیا خطر رسانه دشمن را در این تاریخ باید کمتر دانست از خطر کمپانی هند شرقی در دوران تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی!؟ آیا اصلاً با مراجع تقلید محترم ما در مورد آثار سوء و زیانبار و غیر قابل جبران رسانه و فضای مجازی دشمن برای فرد و جامعه و امکان یا لزوم تحریم آن در این روزگار گفتگو و نظر خواهی می شود!؟ با کمال تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت، حکایتِ عجیبی است از آن جهت که از یک طرف فضای مجازی، جهانی است که نمیتوان از آن منصرف شد و از طرف دیگر آتشی است که نمرود به پا کرده تا به گمان خود حضرت ابراهیم«علیهالسلام» را بسوزاند. و اینجا است که آری! باید گفت: «در تو نمرودی است در آتش مرو / رفت خواهی اول ابراهیم شو». و اینجا است که همچنانکه میفرمایید علمای بزرگ باید متذکر شوند که چه خطراتی جوانان ما را تهدید میکند تا آنجایی که به گفتۀ آقای مسلم ناصری در هیچ کجای جهان تا این اندازه فضای مجازی برای همۀ مردم آن کشور باز نیست که در کشور ما باز است. https://eitaa.com/matalebevijeh/21630
و البته عنایت داشته باشید که وجدان عمومی این ملت در نقطه عطفهای تاریخی، حرفِ آخر را میزند و از این جهت به حکم پایداری و صبر در راهی که قدم در آن گذاشتهایم، مطمئن باشید جبهۀ مقابل در بیتاریخیِ خود روز به روز فرو افتادهتر میشود و اینجا است که باید به جوانان عزیز خود که بعضاً گرفتار آن فضاها میشوند؛ همچنان امیدوار بود و با متانت و صبر و دلسوزی، کاری کرد که ذهنیت آنها از افراد مذهبی و انقلابی بر خلاف آن چیزی شود که جبهۀ استکبار در فضای مجازی و در ماهوارههای خود به میان آورده است. امید است در جلسۀ امشب، ذیل آیۀ 153 سوره بقره که میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» «ای کسانی که ایمان آوردهاید از صبر و نماز استمداد طلبید، همانا خداوند با صابران است؛» بتوانیم با رهنمودهای الهیِ این آیه معنای بودن و ادامۀ خود را بیابیم. و این وظیفهای است که ما در پیش داریم. موفق باشید
سلام و عرض ادب و ارادت و احترام خدمت استاد بزرگوار و با آرزوی سلامتی و علو درجات برای شما به لطف و عنایت و نظر ویژه حضرت حجت ارواحنا فداه. استاد من شنیدم که در روز ۲۲ بهمن شاگردان مؤسسه مصاف بتی که نماد شیطان پرستان بود رو در میدان انقلاب آتش زدند با تلافی قرآن سوزی رژیم صهیونسیتی. بعد از چند نفر مخالف و معاند شنیدم که این کار باعث خشک بیشتر اجنه و شیاطین میشه چون اونها از جنس آتشند و کسانی که این کار را کردند ممکن است دچار خیلی گره ها در زندگی شخصی یا روح و روان شون بشند. آیا صرف تلافی و احمق جلوه دادن یا مقابله با آیین های فراماسونری و رژیم صهیونسیتی این کار درست بوده در میدان انقلاب ؟ آیا واقعا اثرات سؤ در زندگی آن افراد مجری خواهد داشت؟ ممنونم از اینکه وقت گرانبهاتون رو برای پاسخ به سؤالات من گذاشتید. اجرتون با صاحب الزمان عج
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید وظایف ما در مقابله با دشمن این نوع کارها نباشد. ولی فکر نمیکنم اگر با روحیۀ توحیدی زندگی را ادامه دهند، از شیطان و شیطانها کاری برآید. به حکم آنکه فرمود: «انّ کید شیطان کان ضعیفا». موفق باشید
سلام وقت بخیر ایا جریانی بعد از تشکیل حکومت پیامبر یا تشکیل حکومت امام علی هست که بر پایه تفکر حلقه های میانی داوطلبانه یک گفتمانی رو در جامعه غالب کنند که معمول مسئولین مخالف آن گفتمان هستند یا درحال تفسیر دیگری از آن گفتمان هستند قصد بنده الهام گیری برای اجرای گفتمان اقتصادی مقاومتی( بر پایه اصول 1. اقتصاد دانش بنیان 2.خصوصی سازی 3. تولید براساس تعاونی ) در جامعه امروزی با توجه به شرایط حاکم در کشور و مسئولین و جامعه هست یا یک جریان اجتماعی پسا انقلاب خودمان یا در هر کشوری یا تاریخ دیگری
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیعه به عنوان حکومت در حکومت حتی قبل از تشکیل سلسلۀ صفویه همواره در بین خود حکومت نرمی داشته است و عملاً به نحوی با ولایت فقیه، کار را بدون حکومت رسمی ادامه میداده و البته در این زمانه ما در مواجهه با جهان غرب و نظر به فرهنگ توسعۀ بشر جدید میتوانیم به همان صورت حکومت در حکومت منتها در دل نظام جهان موجود، بنیانی را به میان آوریم. به همین جهت نباید از فرهنگ توسعه به همان معنای غربی آن غفلت کرد. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی، بر اساس متن پرسش ۴۱۱۱۸ مزاحم وقتتان شدم،بسیار بسیار ممنونم از پاسخهایی که داده بودید واقعا جانی آرام شد ، خدا خیرتان دهد ،ممنونم،بهترین رزقها روزیتان ان شاالله، فرموده بودید در رابطه با یکی از سوالها با دوستان صحبت میکنید و پاسخ میدهید،پرسش مربوط به ارائه بحث برهان صدیقین در این تاریخ و نحوه ارائه آن بود که فرمودید مجدد پیام دهم و جویای پاسخ دوستان شما شوم. مطلب دیگر در پاسخ یکی از سوالها فرموده بودید برای شروع بحث غرب شناسی از دو جزوه تاریخ غرب خودتان شروع کنم،منتها متوجه شدم صوتهای آن کامل نیستند،حقیقتا بنده خود گام به گام با صوتهای شما جلو میروم با گوش کردن و متن و سپس ارائه ،اگر صوت نباشد بنده قادر نیستم خود جزوه ها را بیان کنم ، چون شروع خود من هم با سیر مطالعاتی شماست تا ان شاالله کم کم راه بیفتم،صوت نباشد،زبان الکن است ،حال مانده ام چه کنم ممنونم برای وقتی که میگذارید استاد گرامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد «برهان صدیقین» رفقا قول دادهاند در اسرع وقت فایلی که سادهتر موضوع در آن مطرح شده است را بیابند تا خدمتتان ارسال شود. بنابراین جنابعالی باز مطلب را دنبال بفرمایید 2- دو جزوهای که در رابطه با «تاریخ فلسفۀ غرب» پیشنهاد شد، از متون درسیِ بنده بود که فلسفۀ غرب از آن طریق درس داده میشد. علاوه بر آن میتوانید به کتاب «مدرنیته و توهم» همراه با صوتهای آن رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/685?mark=%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%AA%D9%87 موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه . استاد چرا بعضی از افراد هستند که به هیچ وجه مقام نورانیت اهل بیت علیهم السلام رو نمیخوان بپذیرند وقتی احادیث رو مباحثه میکنیم میگن که اینها مسایل ذوقی و اشراقی هست و اصلا نباید در این وادی ها وارد شد و باید بسنده کنیم به نماز و اعمال ظاهری دین و وارد این مسایل نشیم به کفر و هپروت و توهم میرسم اگه قدم در وادی نورانیت اهل بیت علیهم السلام بگذاریم
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید از آن افراد پرسید جایگاه قدسی اهل البیت را که قرآن متذکر میشود، چگونه نادیده بگیریم تا آنجایی که در سوره احزاب، آيه 33 با ما سخنها دارد. در این مورد پیشنهاد میشود سری به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» بخصوص در صفحات 99 به بعد زده شود. کتاب روی سایت هست. موفق باشید
سلام بر استاد عزیز و گرامی ام. امیدوارم که در صحت و سلامت باشید و ما را از دعای خیرشان فراموش نفرمایید. شما که n نفر را دعا میکنید ، لطفاً n+1 را هم دعا بفرمایید. استاد طاهرزاده آیا مطالب زیر درباره حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها صحیح میباشند ؟ الف) کوثر، حقیقت زهرایی · در عرفان شیعی، حضرت زهرا (س) نه تنها مظهر یک اسم، که مظهر کوثر و جامع جمیع اسماء جمالی و جلالی است. · برخی عرفای بزرگ (چون قیصری، امام خمینی، حسنزاده آملی) از مقام «لیلة القدر»ی حضرت زهرا سخن گفتهاند؛ مقامی که در آن قلب قرآن نازل میشود. ب) نسبت با احدیت و واحدیت. · حضرت زهرا (س) مظهر اسم «الصمد» است در عالیترین درجه. · صمد یعنی مقصد کل، بیحفوه، بیتجزیه، نورِ صرف. · ایشان در عین ظهور در مقام واحدیت، رهیافت به بطون احدیت دارند. · اگر انسان کامل، مظهر واحدیت است، حضرت زهرا (س) مقام «باطن انسان کامل» و سرّ لیلة القدری ولایت را داراست. ج) حدیث قدسی «لولا فاطمة لما خلقتکما» · این حدیث نشان میدهد که غایت خلقت، ظهور حقیقت فاطمی است. · او حلقهٔ اتصال بین نبوّت و امامت، بین واحدیت و احدیت، بین ظاهر و باطن است. · در عرفان شیعی، فاطمه (س) «کلمة الله التامة» و «مظهر اسم مبارک «هو» و «هی» در مقام جامعیت و صلصال وجودی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده ضمن دعاگویی باید عرض شود همه چیز حکایت از آن دارد که جنابعالی فرمودید. وگرنه چگونه رسول خدا«صلواتاللهعلیهوآله» آن احترام خاص را برای حضرت زهرا«سلاماللهعلیها» به میان آوردند و یا فرمودند «فاطمة بضعة منی» و یا لقب «امّ ابیها» به آن حضرت دادند؟ آری! مهم، توجه قلبی میباشد که هرکس با نور لیلة القدریِ آن حضرت، در جان خود مأنوس شود تا جهانی که حضرت زهرای مرضیه«سلاماللهعلیها» در آن حاضرند، برای او گشوده شود. موفق باشید
سلام ، عرض ادب ، خدا به شما خیر دهد استاد ، سوالی دارم ، در مورد مسئله حکومت اسلامی ، بعضی از اساتید ، عقیده دارند که خدا تشکیل حکومت را برای پیامبر و امامان ما واجب نکرده است ، و تنها چیزی که واجب شده است ابلاغ دین است ، ولی زمانی که مردم از پیامبر یا امام درخواست کنند که بیا و حکومت کن ، آن موقع است که واجب میشود ، ارجاع میدهند به حکومت مدینه و کناره گیری حضرت علی (ع) و بعد پذیرش حکومت بعد از درخواست از حضرت علی (ع) یا عدم پذیرش حکومت امام صادق (ع) و ... البته من خیلی از این حرفها را قبول ندارم ، موضوع آماده سازی مردم برای حکومت هم هست ، ولی خواستم ، نظر دقیق شما را بدونم ، آیا ایجاد حکومت جزو وظایف پیامبر و امامان شیعه نیست ؟ آیا اگر روزی در جمهوری اسلامی اکثریت با مخالفان ما شد ، باید بگوییم مردم دیگر نمیخواهند و مثل امام حسن (ع) کناره بگیریم ، یا بحث اکثریت و اقلیت نیست ، تا زمانی که توان حفظ نظام را داریم از آن محافظت کنیم و وقتی هم که نداشتیم ، کشته شده و یا اسیر یا به انزوا کشانده شده خواهیم بود ، بحث مواجهه در آن حالت اقلیتی که مقاومت میکنند با اکثریت که تلاش میکنند از میدان به در کنند به چه صورت است در آموزه های دینی قرآنی و سنت النبی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکومت از آنِ مردم است و وظیفۀ اولیای الهی است که اگر به آنها رجوع کردند، کوتاهی نکنند به حکم آنکه مولایمان علی علیهالسلام فرمودند: «لَولا حُضُورُ الحاضِرِ، و قِيامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ الناصِرِ، و ما أخَذَ اللّهُ عَلَى العُلَماءِ أن لا يُقارُّوا على كِظَّةِ ظالِمٍ، و لا سَغَبِ مَظلومٍ ، لأَلقَيتُ حَبلَها على غاربِهِا» اگر نبود حضور آن جمعيت و تمام شدن حجّت با وجود يار و ياور و اگر نبود كه خداوند از دانايان پيمان گرفته است كه بر سيرى ستمگر و گرسنگى ستمديده رضايت ندهند ، هر آينه مهار شتر خلافت را بر شانه اش مى انداختم.
و این بدین معنا نیست که وقتی مردم ذیل امام معصوم و یا ولیّ فقیه حکومت را در اختیار گرفتند به صرف ادعای عدهای آن حکومت را تقدیم کنند. به گفتۀ آقای رحیمپور ازغدی ملت ایران با مبارزه و شهیددادن و قیام عمومی این نظام را در دست گرفتند. حال، مدعیان مقابل با این نظام باید به همان صورت به مقابله برخیزند تا معلوم شود چه کسانی حقیقتاً برای استقرار نظام الهی حاضرند شهید بدهند. موفق باشید
سلام و عرض ادب. عذرخواهم. با توجه به قدرت و نفوذ و جایگاهی که امیرالمؤمنین( سلام الله علیه) در هستی دارند و صاحب اسم اعظم هستند و حدیث نورانیت متذکر آن هست، جایگاه ذوالفقاری که همراه حضرت هست کجاست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ذوالفقار یعنی نفی هر حجابی که بنا دارد از طریق ارادۀ معطوف به قدرت و خشونت، با حقیقت مقابله کند و اتفاقاً در همین میدان هم اسم اعظم حضرت ربّ العالمین نقشآفرین است مانند نورانیتی که فرزندان اسلام در 22 بهمن به ظهور آوردند. آیا همان ذوالفقار نبود؟! موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. با آرزوی توفیق روز افزون. استاد آیا این جمله درست است که از باب تشبیه معقول به محسوس خداوند به مانند نوری است که جامع همه رنگها بوده و وقتی او را بر اساس مشکلات میخوانیم یکی از آن رنگها یا اسمها به سمت ما توجه میکند یعنی خداوند به تمامه با ما و در همه جا هست ولی وقتی او را به اسم شافی میخوانیم به اسم شافی به ما توجه کرده و ظهور میکند مثل اینکه خورشید به جامعیت هفت رنگ در همه جا هست ولی وقتی به نور سبز او توجه کردیم به همان رنگ بر ما ظاهر میشود اما در شرایط عدم دعا و توجه ما فقط هست ولی ما به منزله کوری هستیم که از این نور در عین حضور او نمیتوانیم استفاده کنیم و توجه ما به او همان بینا شدن ما نسبت به اوست و انسان کامل با اسم جامع او را میبیند نه فقط به ظهور یک اسم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکتهی دقیقی است. خوب است که همچنان مد نظرتان باشد. موفق باشید.
سلام علیکم: استاد معذرت میخوام این سوال رو میپرسم. دلم جنگ جهانی میخواد! جنگی که ابرقدرت های مستکبر عالم به خواری و مذلتِ تام و تمام نائل بشن. آیا این طلب، طلب درستی هست؟ طلب جنگ جهانی
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که در این زمانه، همچنان که رهبر معظم انقلاب مکرر متذکر شدهاند جنگ، جنگ ارادهها میباشد با حضور نرم تمدنی. در این رابطه باید به سخنانی فکر کرد که جانها را متوجه حیقیقت می کند. https://eitaa.com/matalebevijeh/21721 موفق باشید.
«إِلهِي اعْتِذاري إِلَيْكَ...» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: بعد از ۲۲ دیماه و ۲۲ بهمنماه امسال به لطف خدا بیش از گذشته نفْس مان مطمئن شد که این انقلاب جریان خروشانی از توحید و اراده الهی است و همچنان نهنگ وار دریای تاریخ را به سوی مقصد نهایی اش سیر میکند و دشمنانش هییییییچ غلطی نمیتوانند بکنند، بلکه برعکس هر چه دشمنی کنند و تلاش کنند آن را بشکنند تیزتر میشود (ما شیشه ایم و باک نداریم از شکست / شیشه هر آنچه می شکند تیزتر شود) الحمدلله رب العالمین.
باسمه تعالی: سلام علیکم: درک این نکته که حضرت امام «رضوان الله تعالی علیه» فرمودند: «این قرن قرن نابودی ابرقدرت هاست» حکایتی است تا ما نیز متوجه باشیم این مردم آری این مردم بودند که در نگاه امام حضور فردایی بشر جدید را با آن بشر درمیان میگذارند. موفق باشید
سلام استاد وقت به خیر: استاد این روزها من و خیلی از دوستان همسن احساس این رو داریم که باید یه کاری بکنیم در ابن دوره تاریخی برای انقلاب. نسلی که حتی حاضره جونش رو بده اما نمیدونیم در زندگی های شخصی و اجتماعی چه نقشی باید داشته باشیم چه وظیفه ای داریم. انگاری دوست داریم مسئولیتی داشته باشیم و در حرکت انقلاب نقش آفرینی کنیم. اما نمیدونیم چه کاری. لطفا راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به راهی فکر کنید که اسلام در این زمانه مقابل شما گذارده تا خوب فکر کردن برای فهم قرآن و تاریخی که در آن قرار دارید «خود راه بگویدت که چون باید رفت». البته حضور ذیل رهنمودهای رهبر انقلاب و تأمل بر نظرات ایشان خود به خود افقی را برای سخن گفتن میگشاید. موفق باشید.
