بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41048
متن پرسش

سلام و عرض ادب: چند کلمه ای در رابطه با پیام رهبر اقیانوسیِ انقلاب اسلامی به مناسبت اقدام تاریخی و به هنگام ملت شریف ایران در ۲۲ دی ماه ۱۴۰۴ تقدیم می‌کنم. حضرت آقا فرمودند: «ملّت عظیم‌الشأن ایران! امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید». استاد، اگر عبادات را به «فردی» و «جمعی» و «اجتماعی» و «تاریخی» تقسیم کنیم و عبادت تاریخی یعنی جریان و قطار توحید در سیر تاریخی خودش به نقطه‌ای رسیده که برای ادامه آن نیاز به اقدامی تاریخی و به هنگام دارد. حال اگر کسی در این اقدام وارد شود و در بن بست شکنی جریان توحید قدمی بردارد، گویا با همه موحّدین تاریخ همتاریخ شده و در تمام تلاش ها و عبادات آن ها از حضرت آدم تا قیامت شریک شده! نظیر حرکتی که اصحاب سیدالشهداء در کنار حضرت انجام دادند و با آن حرکت تاریخی در همه تاریخ وسعت یافتند و حاضر شدند. گویا جنس حرکت ملت عظیم الشأن ایران در ۲۲ دی ماه از این جنس بود. درسته استاد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. هنوز بنده بر آن عرض قبلی خود تأکید دارم که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه‌» به الهام الهی تشکیل بسیج و سپاه را برای ادامۀ انقلاب در این تاریخ مطرح فرمودند.
با توجه به این‌که شخصیت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه‌» آغاز راه انکشاف بقیۀ الله بود، معلوم است که این راه در مسیر خود گشایشی تامّ پیدا می‌کند. به همان معنایی که نهضت کربلا به میان آورد همراه با خودآگاهیِ تاریخی و تفصیل بعد از اجمال، زیرا هرگاه به روح ایمانی تقرب جوییم، عالَم انسان متفکر به ساحت قدس تعلق پیدا می‌کند و در این راستا تفکر دینی با تفکر خودآگاهانۀ ایمانی هماهنگ می‌شود، بر اساس تفصیل بعد از اجمال و این است جایگاه حضور مردمیِ فوق العاده در ۲۲ دی‌ماه که ملاحظه کردید. امری که حتی خود ما و مردم متوجه نبودیم که این حضور، چه جایگاه تاریخی در مقابله با نابودی و افول جبهۀ استکبار و صهیونیسم دارد.
 با توجه به نکتۀ فوق در مورد تفکر امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه‌» که متأثر از نهضت اباعبدالله«علیه‌السلام» است، می‌‌توان گفت، آن تفکر بیشتر مانند کوره‌‌راهی است در جنگل مدرنیته که انسان را از این جنگل هیولایی خوفناک با دام و ددهای مهیب، رهایی می‌بخشد و به فضای باز و روشن جمع بین «دین» و «دانش» می‌رساند، و از این جهت مهم‌تر از همه، آن تفکر رجوع به حقیقتِ دیانت داشت و نه اسارت در تکنیک، امری که جهان مدرن بدان امیدوار بوده و هست که توانایی تکنیکی آن‌ها حرف آخر را می‌زند. موفق باشید

 

41047
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم: سلام و ادب خدمت استاد. یه سوال داشتم ازتون و قبلش یکم اوضاع رو توضیح بدم. من الان یه جوان حدود بیست و دو سه ساله هستم، و دانشجو. از یه طرف شهدای دوران خودمون رو می‌بینم مثل مصطفی صدر زاده و محسن حججی و حامد صفاریان و... که انگار اونها زندگی کردن و غیر از این راه نمیشه زندگی کرد و به تعبیری دوست دارم که منم چنین زندگی ای داشته باشم، یا مثلا همین شهید کتاب بیست سال و سه روز که توی بیست سالگی به شهادت رسید اما از طرفی به خودم که نگاه می‌کنم می‌بینم که خیلی داغون تر از این حرفام، توی نماز توجه ندارم، خیلی با قرآن انس ندارم و با تعابیری که رهبری میگه خیلی فاصله دارم حالم هم مدام تغییر می‌کنه و گاهی یه غم و غصه ای منو میگیره که میگم احتمالا افسردگی بدی دارم ولی گاهی پیش میاد که می‌گم باید حواسم باشه زندگی معمولی به معنی روزمره نشم ولی گاهی هم همین زندگی روزمره قلقلکم می‌کنه یکم از کتاب خواندن هم متاسفانه فاصله گرفتم یعنی نه اینکه دور بشم ولی انگار نمیتونم کتاب عقیدتی و معارفی بخونیم (مگر کتب زندگی نامه شهدا) و حتی درس خوندن هم برام سخت شده، یعنی با اینکه وقت برای امتحان دارم ولی درس خوندن برام خیلی سخت شده و خیلی هم به بحث تنبلی و اینا مربوط نمیشه. (با یه جمعی از دوستان هستیم که اونا راه حقیقی براشون خیلی جدی شده ولی من انگار عقب موندم) حالا من باید چه کنم؟ منی که میگم میشه مثل شهید صدرزاده زندگی کرد ولی در عمل اینجور نیستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید به خودتان سخت گیری کنید. همین که خداوند چنین علاقه ای به شهدا را در جان شما انداخته، بسیار مهم است و این، حکایت از آن دارد که در بزنگاه‌ها همان شهید حججی هستید. می‌ماند که در کنار آن روحیه، برنامه ای به خودتان بدهید و یکی از افرادی را که برایش ارزش قائل هستید مد نظر داشته‌باشید و طبق نگاه و شخصیت او برنامه‌ای همه جانبه برای خود بریزید. ان‌شاءالله با وسعت کامل می‌توانید در تاریخ خود حاضر و فعال باشید. موفق باشید

41044
متن پرسش

با سلام استاد عزیز: من خیلی وقته درگیر یه سوال هستم و هرکسی هم ازم می پرسه واقعا نمیتونم درست جواب بدم. اونم اینکه چرا رهبری در یه سری مسائل به صورت جدی ورود نمیکنه. مثلاً در مسئله دزدی ها و اختلاس هایی که در کشور اتفاق میفته و حتی وقتی اگر هم دزدی رو هم بگیرن، اونطور که باید تنبیه نمیشن. من میدونم رهبری خیلی جاها نمیتونه دخالت کنه ولی وقتی کارد به استخوان برسه، آیا در تصمیمات قوه قضاییه نیاید ورود کنه؟ واقعا یکی از مهمترین مشکلات کشور ما بحث عدالت و برخورد با مجرم هست. به نظرم اگه عدالت باشه، تحمل مشکلات اقتصادی برای مردم آسان میشه ولی وقتی مردم ببینن راحت در کشور دزدی میشه و کسی جلودارشون نباشه، خیلی به نظرم سخته. آیا واقعا بهتر نیست رهبری در این شرایط فوق حساس در این مسئله به خصوص، ورود جدی داشته باشن تا حداقل وقتی یه نفر میاد به رهبری اهانت می‌کنه یا ایراد میگیره ما بتونیم منطقی جوابشون رو بدیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد ابتدا خوب است به این نکته فکر کنید که «برای آباد کردن دهی، نباید شهری را خراب کرد» و امروز موقعیت تاریخی ایران با به میان آمدن انقلاب اسلامی حضوری جهانی و تمدن ساز می‌باشد و در این حالت رهبر انقلاب صلاح نیست به طور مستقیم وارد مسائلی شوند که مسئول آن مسائل، دولت‌های انتخاب شده توسط مردم می‌باشند؛ امری که خود ایشان نیز بر آن تأکید دارند مگر رهنمود دادن برای عبور از آن مشکلات که می‌فرمایند. می‌ماند که باید متوجه باشیم واقعا گمان نکنیم همه چیز به هم ریخته و از پیشرفت‌های فوق العاده ای که واقع شده‌است گفته نشود. به این جمله اخیر ایشان فکر کنید که می فرمایند «امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آورده‌ها و داشته‌ها و توانایی‌های این ملّت؛ انکار توانایی‌های این ملّت. ملّت، ملّت بزرگی است، کار هم می‌تواند بکند و دارد می‌کند؛ امروز دارد کار می‌کند. اگر ملّتی از داشته‌های خود غافل بشود، توانایی‌های خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آماده‌ی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش می‌کنند و انجام می‌دهند.. » موفق باشد

41043
متن پرسش

سلام وقت شما بخیر: دختر ۲۷ ساله هستم ، نمی تونم درست تصمیم بگیرم و دائما شک دارم یعنی هر مسیری رو توی زندگی انتخاب کنم میدونم پشیمون میشم. مثلا اگر قرار باشه از بین ۵ رشته ی تحصیلی رشته ایی رو انتخاب کنم، هر رشته ایی رو که انتخاب کنم بازهم پشیمون میشم و میگم شاید اون رشته ی دیگه بهتر باشه و در تمام مسائل زندگی اینطور هستم طوری که این باعث شده متوقف بشه زندگیم و هیچ کاری رو انجام ندم و از طرفی میدونم عمرم داره تلف میشه اما نمیدونم باید چیکار کنم؟! نمیدونم الان باید درس بخونم یا برم سر کار یا ازدواج کنم؟! حتی اگر قرار باشه درس بخونم نمیدونم چه رشته ایی مناسبم هست و یا اگر قرار باشه برم سر کار نمیدونم چه کاری برام مناسبه؟! بسیار خودم رو با بقیه مقایسه می کنم با همه نه فقط شخص خاصی و حسادت می کنم و دوست دارم جای هرکسی باشم غیر از خودم و از خودم متنفرم و درواقع هیچ هدف مشخصی ندارم، بسیار گیج و سردرگم هستم و حس می کنم از بقیه عقب افتادم و کارم شده دائما حسرت زندگی بقیه رو خودن و فکر فکر فکر و نمی تونم ارتباط درستی با بقیه اطرافیان داشته باشم، واقعا از خودم بدم میاد، میشه لطفا بنده رو راهنمایی بفرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولا: سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست بزنید از آن جهت که هر کس باید ذهن خود را به نحوی مدیریت کند ثانیا: در این مورد خوب است فردی  را که شخصیت‌اش برایتان پذیرفتنی است مد نظر بیاورید و تصمیم بگیرید. ثالثا: متوجه باشید خداوند بالاخره در هر مرحله ای از زندگی راهی برای ادامه مقابل انسان گذارده که ورود در آن مشکل نیست؛ آن راه را لطف الهی و تقدیر خودتان بدانید. موفق باشید

41042
متن پرسش

با سلام خدمت شما. سوالاتی برای آیندگان پیش میاد که ما موظفیم بعنوان تمدن اسلامی آخرالزمان بهشون جواب بدیم. اینکه آیا پرسه‌ی انانیت / خود‌بنیادی بشریت که یک روند از ابتداع خلقت آدمیان شروع شده آیا به نتیجه رسیده که حالا بشریت به حکومت توحیدی بازگشتند؟ جواب اینگونه سئوالات را اندیشمندان ما میتونن بدهند. تمدن اسلامی به استحکام ابدی در دنیا دست پیدا میکنه که بخوبی متوجه تمام ریزه‌کاریها، احتمالات و حوادث آینده های دور که سئوال گذشتگان دور هم می‌باشد باشند و بقای بحقش رو در همه جا بررسی کنه. درسته که اینگونه سئوالات عقلی هستند و انقلاب اسلامی با حکمت وجودی که نهایی تر از آن نیست حاضر شده و درست که وقتی اونقدر عظمت ها در میدان عظیم آخرالزمان به میان می‌آید لغزش انسانها به انانیت ناممکن و یوم الوقت المعلوم شیطان فرامیرسه با همه این مسائل می‌توان چنین مسائلی را در دبستانهایمان بعنوان آموزش و پرورش تمدنمان مورد گفتگو قرار دهیم. نظر جنابعالی را جویا هستم. متشکرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است؛ اتفاقا نسل جوان ما که به آینده‌ای بزرگ نظر دارد آماده می‌باشد تا از تمدنی برای او گفته شود که آینده را در عین فنی بودن و صنعتی بودن قدسی و معنوی بیابد؛ امری که انقلاب اسلامی مقابل بشر این دوران گذارده است. 
آقای دکتر رضا داوری در مقاله‌ی «ایران و مسائل و مشکلات» در رابطه با تمدن نوین اسلامی می‌گوید:
 « ... در این میان سخن خوب دیگری هم به میان آمده است و آن سخن «تمدن نوین اسلامی» است. برای ساختن این تمدن قاعدتاً باید دین و مدرنیته را با هم جمع کرد و با اندیشیدن به طرح آینده لااقل به یاد تجدد آورد که دارد با افق های باز خداحافظی می‌کند ولی توجه داشته باشیم که بنای نظام الهی و قدسی جز با رسوخ در توحید و آزادی از تعلقات دنیای جدید و کسب ملکات فاضله و مکارم اخلاق، در عین آشنایی نزدیک با جهان جدید و آزادی از آن -که نمی دانیم چگونه ممکن است- متصوّر نمی شود. زندگی کردن میان دو جهان، مشکل بزرگ ما و معمای تاریخ معاصر است ولی متأسفانه ما هم کمتر صبر داریم و نمی دانیم و نمی خواهیم بدانیم که راه تاریخ را باید با دردِ تفکر و جسارت در عمل گشود و پیمود. ما امروز به هر جا بخواهیم برویم باید از همین جا که ایستاده ایم آغاز کنیم...»: http://rezadavari.ir
موفق باشید
 

41040
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: راهرویی که میل به زندگی در عالمی الهی دارد و می‌خواهد زندگی‌اش با نور الهی روشن باشد، در طی مسیر به دوراهی رسیده است: یکی اینکه مجردی پیشه کند و همانگونه که فرموده بودید سعی کند تا عفیفانه عمر بگذراند و یکی اینکه با مؤمنه ای ازدواج کند و سعی کنند با سادگی مسیری را با هم طی نمایند. حرف این است که خدای حقیقی خدایی‌ست که چه در رونق و ارزانی و چه در قحطی و گرانی روزی‌ده است و ما نباید با حرفِ اینکه شرایط اقتصادی بسی خراب است دست از ازدواج بکشیم؛ از سوی دیگر خب بنده باید به فکر آسودگی همسر آینده‌ ام نیز باشم که سختی تنگی مالی را آیا رواست که تحمل کند؟ در اینجا به این می‌رسم که ایشان باید فردی درنهایت ایمان باشند که به فضل الهی و روزی مقرر باور داشته باشند و بنده نیز در حد توانم بکوشم. منتها شرایط دانشجویی مضاف بر علت شده و باعث می‌شود که شغلی هرچند پاره‌وقت گیر نیاید. با اینحال نمی‌دانم روحیه ای که در من مستولی شده روحیه ای نیک است یا پلید؟ بالاخره مجردی بنده هرچقدر هم که تلاش کرده‌ام همراه با خطراتی بوده که لغزشهایی هم کم و بیش برایم به وجود آورده و بیم تنگناهایی را دارم که قرار است پیش بیاید و منی که آرزوی یاری امام زمان (علیه السلام) را دارم را از پا بیندازد. از طرفی دختری مؤمن به بنده معرفی شده که شرایط قناعت را داراست. حال با توجه به گفتگو های قبلی، فعلا و با این شرایط اقتصادی از مسئله ازدواج بطور ۷۰ درصدی منصرف شده بودم که این مورد پیش آمد و باز مرا به فکر برد. گفتم با استاد مشورتی داشته باشم. سپاس از لطف های بیکران دعا بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید به همان معنایی که در آخر آیۀ ۳۲ سورۀ نور فرمود: «يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ» می‌توان گفت به همان معنایی که خداوند وعده داده، خودش آنچه نیاز است را پیش می‌آورد و احتمالاً آن مورد که پیش آمده می‌تواند مصداق وعدۀ الهی باشد. می‌ماند که مطلب را با خود طرف مقابل در میان بگذارید و از بزرگیِ چنین تصمیمی با او گفتگو کنید که در این زمانه می‌توان به سادگی تمام زندگی را شروع کرد حتی در یک اتاق در خانۀ پدری. موفق باشید 

41039
متن پرسش

با سلام و ادب خدمت استاد طاهر زاده: سوال: ذکر حدیث کساء چگونه سبب نزول فرشتگان رحمت و رفع هم و غم و نیازهای محبان اهل بیت علیهم السلام می شود؟ در پناه سوره مبارکه صافات.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. عرایضی تحت عنوان 
«حدیث کسا، صحنۀ معنای نهایی ما» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB%20%DA%A9%D8%B3%D8%A7&tab=sounds شده است. خوب است که به آن رجوع شود. موفق باشید
 

41038
متن پرسش

سلام استاد وقت تون بخیر: ببخشید استاد چرا گاهی اوقات ما میل به نماز شب داریم و به آن سمت هم میریم و ادامه می‌دهیم ولی چرا وسط راه احساس می کنیم که کاری را از پیش نبوده ایم و کم کم دل سرد می شویم، چیکار باید بکنیم که چنین احساسی بهمون دست نده و این حرکت ادامه دار بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن نیّت اولیه است و معلوم است که تا آخر نمی‌ماند. ولی صبر بر طاعت در همین حالات بعدی است که برکت همان نیّت اولیه را خداوند برای ما رقم می‌زند. به این آیۀ قرآن فکر کنید و باز فکر کنید که می‌فرماید: «وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (نحل/۹۶) آنانی که در مسیر دین داری صبر و پایداری پیشه کردند، اجر و جزای آن‌ها را در نسبت با آن عالی‌ترین عملی که در بین آن عمل‌ها و اعمال داشتند، می‌دهیم. و این مژدۀ بسیار بزرگی است از طرف پروردگار و جای امیدواری بسیاری در این آیه نهفته است. موفق باشید                    

41037
متن پرسش

سلام علیکم: بعد از این حوادثی که در دی ماه امسال پیش آمد، در مواجهه با اقوام و اطرافیان و همکارانی که با ما تعارضات اساسی دارند چگونه رفتار کنیم؟ استاد با این همه دشمن چه کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفرمایید با اینهمه دشمن چه کنیم؟!!! بفرمایید چرا اینهمه دوست را نادیده انگاریم.https://eitaa.com/atashnews/226481 مگر برای عبور از تاریخی که محور آن را نفس امّاره و خودبنیادیِ بشر غرب‌زده قرار داده به سوی تاریخی که محور آن انسانیت انسان‌ها می‌باشد؛ راهی جز این در میان است؟ که بالاخره آن‌هایی که خود را در تاریخ زندگی غربی معنا کرده‌اند، نمی‌توانند به راحتی متوجۀ حضور تاریخی دیگری شوند که ذیل شخصیت حضرت مولی الموحدین «علیه‌السلام» در میدان غدیر، حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آغاز کرده؟
آری! اولاً: باید با حرکاتی نرم و با سبکی انسانی آن‌هایی که می‌توانند فکر کنند را متوجۀ بودنی دیگر کرد به همان معنایی که خداوند می‌فرماید: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً» (فرقان/۷۲) چون با اندیشه‌های سطحی و غلط روبرو شدید، با بزرگواری و حکمت خود بدون مقابله با آن‌ها در مواجهه با آنان، از آن‌ها عبور کنید بلکه به خود آیند. و ثانیاً: آنانی که در مقابله با نظام اسلامی ایران در ضدِ انسانی‌‌ترین حالت قرار گرفتند خود به خود به سوی نابودی می‌روند حتی به دست فرزندان انقلاب اسلامی.
به اوج انسانیتی فکر کنید که در ۲۲ دی‌ماه به میان آمد و به ضد انسانی‌ترین صحنه‌ها بیندیشید که چند روز قبل ملاحظه کردید. آیا این حکایت حضور آخرالزمانی نیست که حق با عالی‌ترین جلوه، و باطل با ظلمانی‌ترین شکل به میان آمد تا انسانیت انسان‌ها به بلوغ برسد؟ موفق باشید        

41036
متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده: خاطرم هست حضرتعالی بعد از ماجرای فتنه ۸۸ یادداشتی تحت عنوان «بازخوانی انقلاب اسلامی بعد از ۲۲ خرداد 1388» منتشر کردید https://lobolmizan.ir/leaflet/213?mark=1388 . در آن یادداشت به بازخوانی و آسیب شناسی حادثه سال ۸۸ پرداختید و علت اصلی وقوع چنین رخدادهایی را کالبد شکافی کردید. به عنوان نمونه در شماره ۷ همان یادداشت فرمودید: « محتوای نظام آموزشی موجود در آموزش و پرورش و آموزش عالی در مجموع فضایی از تفکر است که بیشتر می‌توان آن را سکولار و بعضاً لائیک دانست، تا الهی و دینی. درنتیجه زبانِ تفکر نظام آموزشی موجود با زبان تفکر دینی نامأنوس است و آنقدر که با زبان غرب و ارزش‌های غربی احساس قرابت می‌کند، با زبان دین چنین قرابتی را ندارد و لذا اگر سرمایه‌های دینی افراد را که به طور شخصی به‌دست آورده‌اند، در نظر نگیریم، بر اساس نگاهی که نظام آموزشیِ موجود، به عالَم و آدم، در اختیار نسل تحصیل‌کرده‌ی ما قرار می‌دهد، آن نسل نمی‌توانند جایگاه انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی را که انقلاب دنبال می‌کند بفهمند، تا در حفظ و نگه‌داری آن در مقابل دسیسه‌های غرب مقاومت کنند - البته این غیر از نگاه دانشجویان متدینی است که بر اساس اعتقادات خود جانانه از انقلاب و ارزش‌های آن دفاع کردند و می‌کنند- بحث بر سر نگاه نسلی است که در نظام آموزشی ما در حال پرورش‌یافتن است. همین مشکل را نیز در موضوع اقتصاد و سیاست داریم، به طوری که سکولاریسم اقتصادیِ حاکم، اجازه‌ی هیچ حرکتی را به سوی عدالت و معنویت نمی‌دهد، و سیاست قدرت‌پرست، مانع حضور سیاستمدارانی است که مسئولیت‌های سیاسی را خدمت‌گذاری می‌دانند. همین‌جا لازم است تأکید شود که اگر دولت دهم با همان روحیه‌ی انقلابی و حماسه‌ساز خود و با تعاریفی که مبتنی بر اهداف انقلاب اسلامی است، تحولی در نظام اقتصادی و فرهنگی و آموزشی و سیاسی کشور، به کمک دلسوزان کشور پدید نیاورد، و تنگناهای کشور در امور فوق همچنان ادامه یابد، امید توجه به کشور اسلامی و تمدن اسلامی سال‌ها به عقب می‌افتد، و اقتصاد سرمایه‌داریِ شبه مدرن با نفوذ هرچه بیشتر در مراکز قدرت و تصمیم‌گیری، برای انقلاب مشکلاتی را به‌وجود خواهد آورد.» آن زمان که این مطلب را منتشر کردید، بسیاری از کسانی که امروز( دی ماه ۱۴۰۴) در مقابل نظام اسلامی قرار گرفتند یا هنوز به دنیا نیامده بودند و یا در سنین طفولیت به سر می بردند. بعد هم فرمودید اگر «جایگاه توحیدی و تاریخی انقلاب اسلامی» از یک طرف و «جایگاه فرهنگ مدرنیته» از طرف دیگر درست روشن نشود، «باید در آینده منتظر تعارضات شدیدتری بود که مسئولیت آن به عهده‌ی جریانی است که نسبت به ارزش‌های الهی بی‌تفاوت گشته است» و در اینجا از آینده ای که محل ظهور تعارضات شدیدتر هست گزارش دادید. امروز آن آینده، درست همین لحظه حال و اکنون و مقابل چشم ماست. پرسش حقیر این هست که در طول این سال ها، این تذکرات در محافل علمی و در میان نخبگان و مسئولان فرهنگی چقدر شنیده شد و تا چه اندازه مورد توجه جدی قرار گرفت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که اتفاقات تاریخی آسیب‌شناسی شود تا مرز حق از مرز باطل جدا گردد و این موجب می‌شود تا این‌که امروز ملاحظه می‌کنید مردم ما به جای آن‌که مأیوس شوند، با امیدواری تمام به میدان می‌آیند و «۲۲ دی‌ماه» سالِ ۱۴۰۴ را شکل می دهند و از این جهت باید متوجۀ آینده‌ای بود که نه‌تنها دشمن بیرونی مأیوس و احساس بی‌تاریخی می‌کند، حتی غافلان داخلی نیز یا به خود می‌آیند و اصلاح می‌شوند و یا مأیوس می‌گردند و به نحوی حتی ممکن است از این کشور صاحب الزمانی مهاجرت کنند و کار به اهلش که فرزندان اصیل انقلاب هستند، برمی‌گردد. و معنای مبارزۀ منفی با جریان‌های مقابل نظام به همین معنا است. و آنچه در حماسۀ مردمیِ ۲۲ دی‌ماه ملاحظه کردید همان جنگ نرمی است که بحمدالله با بلوغ تاریخیِ مردم ما که شامل همان مادر شهید به ظاهر عامی هم می‌شود؛ به صحنه آمد و مطمئن باشید در بستر حضور چنین مردمی وعدۀ رهبر معظم انقلاب محقق می‌شود که فرمودند: «ان‌شاء‌الله به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همۀ مردم ایران رواج بدهد.»
به پیام رهبر معظم انقلاب بعد از راهپیمایی ۲۲ دی‌ماه بیندیشید که فرمودند: 
«ملّت عظیم‌الشأن ایران!  امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد. ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند. ملّت ایران، قوی و مقتدر است، آگاه و دشمن‌شناس است، و در همه حال در صحنه حضور دارد. خداوند رحمت خود را بر همۀ شما نازل کند.»  موفق باشید              
 

41035
متن پرسش

با سلام و خسته نباشید: سوال اول. وقتی فساد خیلی زیادی توی مسئولين جامعه هست چرا نباید مردم آنها را دشمن خود بدانند و چرا حکومت در این زمینه به وظایف خود اونطور که باید عمل نمی‌کند. یه اغتشاشگر را زود شناسایی و اعدام میکنن ولی اختلاسگر راحت میچرخه برای خودش. چرا بزرگانی مثل شما نباید در ملأعام اعتراض بکنند علیه این موارد؟ مگه جزیی از امر بمعروف و نهی از منکر نیست؟ اینکه مصلحت نیست و باعث از بین رفتن وفاق می‌شود فکر کنم قانع کننده نیست. سوال دوم. حتما که امام علی چشم بصیرت شان باز بوده، پس چرا بعضا مسئولینی انتخاب کرده اند که بعدا مشخص شده خائن هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! بنده با تجربه‌ای که در مسئولیت‌های اجرایی داشتم؛ پس از مدتی به این نتیجه رسیدم ما برای ادامۀ انقلاب نیازمند به معارف عمیق قرآنی هستیم. به همین جهت از آن مسئولیت‌ها استعفا داده شد ولی بالاخره ما باید متوجه باشیم «برای آبادکردن دهی نباید شهری را خراب کرد» و این روش رهبر معظم انقلاب است که در راستای تحقق تمدن اسلامی و راه عبور از امثال آقای رفسنجانی‌ها که مسلّم خائن نیستند، ولی متوجۀ اهداف متعالی انقلاب اسلامی نیز نمی‌باشند، که باید مستقیماً درگیر نشد، زیرا به هر حال خائن نیستند ولی جاهل‌اند و گمان می‌کنند می‌توانند با مذاکره، آمریکا را نرم کرد. تذکری که در جواب سؤال شمارۀ 41037  بدان اشاره شد. ۲. ملاک، همواره وضع فعلی افراد بوده و نمی‌توان با اطلاع از فردای افراد آن‌ها را از موقعیت امروزین‌شان محروم نمود وگرنه حجّتی برای آن‌ها خواهد شد در مقابل ما و حال با نشان‌دادن خود حجّتی می‌شوند برای ما. موفق باشید

41034
متن پرسش

با عرض سلام: بنده ۱۱ سال است که طلبه ام. درس هایمان را خوانده ایم فلسفه، عرفان، منطق و... ، لکن در بحث اخلاق کار نکرده ام. حقیقتا می‌خواستم یک کتاب اخلاق به بنده معرفی کنید که بتوانم هفته ای دو تا مطلب اش را در خود عملی کنم، و اصطلاحا کتابی باشد که بتوان آن را منتج به عمل کرد نه کتابی که باز دوباره مانند فلسفه و عرفان ما را درگیر اصطلاحات و ان قلت ها و مطالب تئوری و... کند. از طرفی هم نمی‌خواهم کتابی بدوی و ابتدایی و خیلی کلیشه ای باشد، طوری باشد که کتاب مذکور هم از مصادیق کتب علم اخلاق باشد، هم از کلفت ها و تئوری پردازی های بی فایده تهی باشد، و نیز اخلاق روایی باشد نه اخلاق های یونانی فلسفی. بنده اجمالا اسامی کتب اخلاق را هم می‌دانم ولی نسبت به محتویات اش اشراف ندارم. از قبیل «اوصاف الاشراف و طهارة الاعراق» و «اخلاق ناصری» و «جامع السادات» و... و اینکه آیا مفاتیح الحیاة آیت الله جوادی از مصادیق و افراد علم اخلاق اصطلاحی محسوب می‌شود یا خیر؟ منظور این است که آیا مفاتیح الحیاة می‌تواند جواب سوال بنده باشد یا خیر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خدا را شکر کنید که متوجه شده‌اید باید به اخلاقی نظر نمایید که راهی باشد به سوی مقصدی متعالی. و در این رابطه به سخن حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بیندیشید که متوجۀ کتاب‌های عراقین یعنی «معراج السعادۀ» از ملا احمد عراقی و «جامع السعادۀ» از ملا مهدی عراقی، آن پسر  برای فارسی‌زبانان «معراج السعاده» را نوشت و آن پدر برای امثال جنابعالی «جامع السعاده» را. عرایضی در شرح کتاب شریف «جامع السعادۀ» شده است امید است راه‌گشا باشد.  https://lobolmizan.ir/sound/673?mark=%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9
https://eitaa.com/jameo_saadat
 ۲. مفاتیح الحیاۀ کتاب ارزشمندی است در راستای اخلاق اجتماعی و وظایفی که ما نسبت به اجتماع و طبیعت داریم. موفق باشید
 

41033
متن پرسش

در مورد پرسش و پاسخ شماره 41032 چند نکته را یادآوری می کنم. امیدوارم پاسخ مناسبی برای «این دنیا و آن دنیا» داشته باشید. چرا در تمامی تحلیل های رهبر، شما و بلندگوهای نظام هیچ اشاره ای به شعار میلیونها ایرانی علیه رهبر نمی شود؟ چرا پس از اذعان به حق اعتراض برای مردم علیه گرانی دلار باقی معترضین را اغتشاشگر می خوانید؟‌ می خواهید چنین القا کنید که مردم تنها می توانند معترض به دلار باشند و بیش از آن حق اعتراض ندارند؟ ما در ایران معترض به رهبری که اغتشاش گر نباشد نداریم؟ ایا این برخورد مطابق واقع است؟‌ صدای میلیونها ایرانی را نمی شنوید؟ این چه پیچ تاریخی است که حق و باطل جایش عوض شده و به راحتی صدای میلیونها انسان را با اسلحه خفه می کنید و همزمان خود را حق به جانب می دانید؟ اسلحه سپاه و بسیج را سمت مردم کردن استمرار اهداف انقلاب است؟ در حکومت جمهوری اسلامی، صدای جمهور مردم را نمی شنوید یا خود را به نشنیدن می زنید؟ آیا این کار خیانت به خون شهدا نیست که برای « آزادی » ما جنگیدند؟ و هر سوالی را به پیچ تاریخی ارجاع می دهید؟ این چه پیچی است که جای حق و باطل عوض شده؟ چگونه حق اعتراض مردم، طبق قانون اساسی، را اجرا نمی کنید و همزمان خون شهدا پایمال نمی شود؟ این چه پیچ تاریخی است که از قیامت مهمتر است؟ استخدام ۵ هزار اراذل و اوباش تیغ و قمه به دست به گفته سردار همدانی برای کنترل مردم با چه منطقی هماهنگ است؟ تخریب اموال و انداختن آن گردن معترضین برای خفه کردن آنها تا کی می خواهد ادامه پیدا کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جای خوشبختی است که جنابعالی و امثال شما حتی در چنین مواردی باب گفتگو را می‌گشایید.  آنچه در ابتدای امر برای هر متفکری لازم است، شناخت زمانه و موقعیت تاریخی است که در آن هستیم. زیرا بدون درک زمانه، هيچ قدمي به سوي آينده‌ خود نمي‌توان برداشت و رخداد انقلاب اسلامی در اين تاريخ، همان زماني است که مي‌توانيم با قرارگرفتن در آن، سرنوشت خود را از بند غرب آزاد کنيم و تاريخ پايان‌يافتگي غرب را نشان دهيم که همان تاريخِ سست‌شدن عهد انسان با سکولاريته و اقامه‌ رابطه‌ انسان با خداست.
با رخداد انقلاب تعرّض انسان به اومانيسم که همان تقليل گوهر آدمي است، شروع شده است و چيزي در انسانِ اين تاريخ رخ داده و بر هستي او حاکم گرديده که ديگر نمي‌تواند در تاريخي زندگي کند که قوام آن را اومانيسم شکل داده باشد. 
ما همان‌طور که در سنن الهي قرار داريم، اگر از حضور خود در آن سنن آگاه شويم راهِ آينده نسبت به آن سنن در مقابل ما گشوده مي‌شود. به همين معنا ما در تاريخي هستيم که رخداد انقلاب به صورتي خاص ظهور کرده که اگر از حضور خود در اين رخداد آگاه شويم، راهِ آينده‌ي تاريخ ما در مقابل ما گشوده خواهد شد و ديگر در توهّمات بشرِ غرب‌زده قدم نخواهيم زد. در این مورد عرایضی تحت عنوان «زمان شناسی و نظر به فطرت تاریخی ما در انقلاب اسلامی» در سایت «لب المیزان» شده است که خوب است بدان رجوع فرمایید. 
https://lobolmizan.ir/leaflet/408?mark=%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86   و    https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/1975   
حال با توجه به موضوعِ زمان‌شناسی باید جایگاه رخدادها و پدیده‌های تاریخی را نسبت به کلیّتِ زمانه بررسی کرد، وگرنه همان بحرانی که در جنگ جمل برای بعضی‌ها پیش آمد برای ما نیز پیش می‌آید. از آن جهت که آن بندۀ خدا خدمت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» رسید و عرضه داشت چگونه تحمل کنم شرایطی را که یک طرف جناب طلحه و زبیر و جناب عایشه هستند که همه به نحوی به پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» منصوبند، و از طرف دیگر جنابعالی با آنهمه سوابق درخشان. این‌جا بود که حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: «اِعرِفِ الحق، تَعرِف اهلَهُ» حق را بشناس و در نسبت با حق، جایگاه افراد را بیاب. که به گفتۀ دکتر طه حسین، این بالاترین سخنی است که از انسان در کلّ هستی به میان آمده است.
آری رفیق! در این راستا برای حفظ حقیقت حتی اگر دشمنان شبیخون زدند و عده‌ای از نیروهای جبهۀ اسلام را ربودند و در فردای کارزار مقابل خود قرار دادند تا از حملۀ جبهۀ حق به سوی آن‌ها جلوگیری کنند زیرا منجر به کشته‌شدن نیروهای جبهۀ اسلام می‌شد؛ مرحوم شهید مطهری در کتاب جاذبه و دافعه علی (علیه السلام) آورده‌اند و در آن کتاب می‌فرمایند: در فقه اسلامی، در کتاب الجهاد، مسئله‌ای است تحت عنوان «تترس‌ کفار به مسلمین». مسئله اینست که اگر دشمنان اسلام در حالی که با مسلمین در حال جنگ‌اند عده‌ای از اسرای مسلمان را در مقدم جبهه سپر خویش‌ قرار دهند و خود در پشت این جبهه مشغول فعالیت و پیشروی باشند به طوری‌ که سپاه اسلام اگر بخواهد از خود دفاع کند و یا به آنها حمله کند و جلو پیشروی آنها را بگیرد چاره‌ای نیست جز اینکه برادران مسلمان خود را که‌ سپر واقع شده‌اند نیز به حکم ضرورت از میان بردارد، یعنی دسترسی به دشمن‌ ستیزه گر و مهاجم امکان پذیر نیست جز با کشتن مسلمانان، در اینجا قتل‌ مسلم به خاطر مصالح عالیه اسلام و به خاطر حفظ جان بقیه مسلمین در قانون‌ اسلام تجویز شده است. آنها نیز در حقیقت سرباز اسلامند و در راه خدا شهید شده‌اند منتها باید خونبهای آنان را به بازماندگانشان از بودجه اسلامی‌ بپردازند [1] و این تنها از خصائص فقه سلامی نیست بلکه در قوانین نظامی و جنگی جهان یک قانون مسلم است که‌ اگر دشمن خواست از نیروهای داخلی استفاده کند آن نیرو را نابود می‌کنند تا به دشمن دست یابند و وی را به عقب برانند . (جاذبه و دافعه علی: مطهری، مرتضی، جلد : 1  صفحه : 116)
[1] لمعه ، ج 1 ، کتاب الجهاد ، فصل اول ، و شرایع ، کتاب الجهاد. موفق باشید  

41032
متن پرسش

غفلت از راهی که شهداء برای استقلال و آزادی مقابل‌مان گشودند، کشمکش با ذات خودمونه، مثل پوستی است که روی گوشت و استخون و رگ خودمون می‌کشیم، درونمون غریزۀ ظلم مثل یه انگل وول می‌خوره، منتظر فرصتیه که تبدیلمون کنه به یه اژدها! خیلی زود انسان خودش یک شیطانه و داره جهانو نابود می‌کنه. و این‌جاست که بندۀ شیطان شدی! شیطانی که برازندۀ خدایی نبود، ولی تو این فرصتو بهش دادی! وقتی بهش خدمت کردی اونو پرستیدیش. ولی ذات انسان از خدا بود، پاک و همراه صلح و همسویی با زندگی جاودان، چیزی که شیطان تموم تلاشش رو کرد تا ازت مخفی‌اش کنه. شیطان چند هزارسال دل انسان رو شناخت، طریقۀ شکستنش و جهت دهی‌اش رو آموخت و از دانشش توانا شد تا از نقطه‌ضعف‌های تو سوء استفاده کنه که هربار بخوای ازش جدا بشی تا اون رو بکشی این حس مرگ به تو دست بده و تا سر حد مرگ با شکستنت ترسوندت. وقتی خدا در قرآن گفت شما را با کاستی مال‌ها و فرزندان و دارایی‌هاتون امتحان می‌کنم؛ شیطان گفت طوری بخونش که در قلبت ثبت نشه، فراموش بشه، تا غرق در فراموشی از حقیقتت بشی، هزاران بار تکرارش کردم که چطور شیطان هرچیز خوبی را تقلبی‌اش رو ساخته تا مرزی برای حقیقت پیدا نشه. چرا که وقتی در میان دروغ زندگی کنی، شنیدنِ حقیقت فقط یک چیز سخت نیست، بلکه نابود کنندته، پیش خودم فکرش رو هم نمی‌کردم جهموری اسلامی که عجیبه اما هستۀ تعیین‌کننده جهان شده؛ و پا به شکستن چنین نظمی گذاشته، نظمی که علی علیه السلام بنیه‌اش رو بنیان‌گذاری کرد و جمهوری اسلامی ایران نظامی به تاریخ بشریت، از پس هزاران گمشدگی‌های هستی برای ما آورد و حاضر کرد که دیگه نظام شیطان نیست. این نظام، همانی است که علی علیه السلام برای نخستین بار در عالم هستی به تمام و کمال ساختش و وسعتش به آخرین زمان یعنی سیر نهایی انسان به ما رسید. این دنیای ترامپِ احمق، می‌خواهد انسان مدام به خدمت شیطان باشه. اما علم علی «علیه‌السلام»، زهد و ایمان علی «علیه‌السلام»، به سوی رشد نظام اسلامی، انسان را به ایمانِ ذاتی و به سوی پیروزی‌های ناشکستنی روانه می‌داره به گونه‌ای که یک سرباز مؤمن عالم اسلام، به هزار پادشاه دنیایی گرفتار نظم شیطان پیروزی راحتی رو بهشون رقم میزنه. ما به همراهی انسان با انسان راه حق رو طی می‌کنیم و یک‌بار برای همیشه نیاز داریم که تصدیقش کنیم که این حقیقت رو دیدیم و حسش کردیم. در این صورت شیطان شکست خوردنش رو یقین می‌کنه و اینبار اونه که می‌شکنه، چون ذاتی به بقا نداره و خیلی راحت فرو می‌ریزه، کفایت شکست شیطان به همین ایمان راستین ما می‌باشد. و تو با چشمانت دیدی که مزدوران شیطان یا همون آمریکا چطور از واهمۀ شکست جهانشون، به اغتشاش بلند شدند. مردم ایران نظم جهانی آینده دنیا را رقم زدند حتی اگر خودشون ندونند چه کار بزرگی دارند می‌کنند. ولی تو این را بدان: اگر متوجۀ نقش تاریخی انقلاب اسلامی نشوی، هرگز از بند شیطانت خلاص نمی‌شوی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشارۀ خوبی را به میان آورده‌اید. آری! دقیقاً همین‌طور است که اگر از عظمت راهی که شهدای عزیز در راستای استقلال و آزادی مقابل ما گشودند، غفلت کنیم؛ کشمکش با ذات‌مان، ما را به اژدهایی تبدیل می‌کند که برای آتش‌زدنِ ایران عزیز به تعبیر آقای دکتر سعدالله زارعی با تخریب زیرساخت‌های ایران، ایران را برای کمک به رژیم استکباری به یک غزۀ دیگر تبدیل می‌کنیم. (روزنامه کیهان یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴)  زیرا آن‌ها نتوانستند ایران را در اختیار بگیرند و از آنِ خود کنند. پس به گمان خود با نابودیِ کشور ایران برای همیشه از شرّ آن راحت می‌شوند. و از این جهت جریانی دست به تخریب می‌زنند که می‌دانند هیچ جایگاهی پس از آن در ایران ندارند. غافل از آن‌که دشمنان ایران متوجه نیستند حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» از قبل به الهامِ الهی متوجۀ چنین پیش‌آمدهایی شده‌اند و در عین توجه به جایگاه ارزشمند نیرو های انتظامی ، تشکیل بسیج و سپاه برای مقابله با این نقشه‌ها می‌باشد. دشمنان ما به یک شبکۀ زیرپوستی در داخل ایران با انواع اسلحه‌ها برای تخریب و به قتل‌رساندن مردم فکر کردند، ولی به جایگاه بسیج فکر نکردند و همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «دشمنان ما، ایران را نمی‌شناسند و غلط برنامه‌ریزی می‌کنند». آن‌ها گمان کردند نیروهای بسیج یک گروه عادی می‌باشند که می‌توان با این نوع اغتشاشات مرعوب‌شان کرد، در حالی‌که اتفاقاً بسیج یک حضور نرم است در مقابل هر خباثتی که استکبار به آن دامن می‌زند. تفاوت بسیج با ارتش‌های دنیا دقیقاً در هیمن جا است و از این جهت است که رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: « همه بدانند: جمهوری اسلامی با خون چند صد هزار انسان شریف روی کار آمده؛ در مقابل کسانی که تخریب‌گرند، جمهوری اسلامی کوتاه نخواهد آمد، مزدوری بیگانگان را تحمّل نمی‌کند.» این است راز غفلت دشمنان ما. و همان‌طور که آقای دکتر سعدالله زارعی فرمودند: «این انقلاب، نظام، رهبری و مردم از این مصاف هم سربلند بیرون می‌آیند و مانند پهلوانی که رقیب قدرتمندی را خاک کرده‌اند، درخشش تازه‌ای پیدا می‌کند. این مردم را نمی‌توان با فضای مجازی از صحنه بیرون کرد. انقلاب ایران حقیقتی است که ریشه در آرمان‌های تاریخی ایران و مسلمانان دارد.» حقیقتاً همین‌طور است. موفق باشید  

41031
متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: استاد اینکه اوضاع اقتصادی نابسامان است صحیح و اینکه متأسفانه فاصله غنی و فقیر در مقایسه با اول انقلاب زیاد شده به وضوح در جامعه دیده می‌شود، ولی چه چیز باعث شده است که بخشی از جوانان سطحی نگر معترض القابی را که شایسته مستکبران و دیکتاتورهای ظالم عالم چون نتانیاهوی ملعون و ترامپ فرومایه است را به رهبری نسبت بدهند و این پدر رئوف و مهربان و این امید مظلومین و مستضعفین جهان را باعث و بانی اوضاع نابسامان اقتصادی کنونی بدانند؟ بدیهی است که در رسانه نوک پیکان دشمن خودی ترین خودی ها را نشانه گرفته و رهبری را به مردم به عنوان علت مشکلات معرفی می کند با اینکه رهبر جایگاه رهبری دارند و نه جایگاه کارشناس اقتصادی. ولی در این شرایط از رئیس دولت که با ادعای بهبود اوضاع اقتصادی به میدان آمد ولی متأسفانه شرایط بدتر شد، انتظار می رود که لااقل خود دولت را مسئول بداند و شبه های مرتبط با رهبری را برطرف کند. تا کنون چندین بار رهبری از رئیس جمهور پشتیبانی کرده اند و مردم را به همکاری با دولت ترغیب کرده اند و الان که دشمن سعی دارد رهبری را باعث و بانی شرایط کنونی معرفی کند جا دارد لااقل رئیس جمهور به مردم بگوید که رهبری در بدتر شدن اوضاع اقتصادی نقشی ندارند و بدتر شدن اوضاع متوجه دولت است و نه رهبری. تا کی باید رهبر عزیزمان، این پدر رئوف و مهربان حتی در داخل کشور اینقدر مورد مظلومیت قرار بگیرند و چوب بی تدبیری های دولت ها را بخورند. نمی‌دانم در بین دولت مردان ما ترس از دست دادن محبوبیت در جامعه است که باعث می شود که آنطور که باید پشت رهبری در نیایند، که اگر چنین است بروند تهذیب نفس کنند و یا اینکه خدای ناکرده دل آنها جای دیگری ست اما اینکه شعارهای بخشی از مردم معترض سطحی نگر متوجه رهبری، این ندای حق زمانه، شده است دل انسان را به شدت بدرد می آورد. التماس دعا استاد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید در هر حال و کم و بیش با نفوذ غرب‌زدگان لیبرال، ما در نظام اجرایی گرفتار افرادی شده‌ایم که هیچ تعهدی نسبت به مردم ندارند و به عدالت و تقوایی که مبنای نظام اسلامی می‌باشد، آن‌طور که شایسته است متعهد نیستند هرچند همۀ بدنۀ دولت چنین نیست، ولی آن افراد که جنابعالی نیز متذکر آن‌ها هستید، در گلوگاه‌های بعضی از تصمیم‌گیری‌ها حاضرند. مهم آن است که متوجه باشیم این افراد بالاخره در نظام اسلامی ما مهمان‌های ناخوانده‌ای هستند و این درست بر عکسِ سرنوشت کشورهای غربی است که این افراد، صاحب نظام کشورهای غربی شده‌اند و این‌جا است که باید سخت امیدوار بود که دشمن بر افرادی سرمایه‌گذاری کرده و امیدوار است که سرابی بیش نیستند. و این است معنای سخن رهبر معظم انقلاب که می‌فرمایند: «امروز هم آمریکا دچار خطای محاسباتی است؛ امروز آمریکا غلط می‌فهمد مسائل را، محاسبه‌اش اشتباه و غلط است». و در این رابطه به هیچ‌وجه این سخن رهبر معظم انقلاب را ساده نگیرید که می‌فرمایند آنچه رژیم طاغوتی پهلوی را سرنگون کرد، ایمانِ به اسلام و غیرت دینی و غیرت ایمانی بود، و امروز نیز ملت سرافراز ایران با همان روحیه در صحنه‌اند. 
 آری! اگر دشمن به گمان خود چند جوان ساده و نادان را تحریک می‌کند و به آن‌ها امید بسته، به این طرف ماجرا نظر بفرمایید که جوانان بسیجی ما چه اندازه سلحشورانه آماده‌اند که یک ساعته همۀ بساط اغتشاش‌گران را که امید ترامپ شده‌اند، برچینند به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب در مورد جوان ایرانی می‌فرمایند جوان ایرانی کسی است که در جنگ، سلحشور است و سینه سپر می‌کند، در سیاست روشن‌بین است و آمریکا را می‌شناسد. در امور دینی دارای تقیّد است. و در همین رابطه خطاب به جوانان می‌فرمایند در دینداری و تفکر سیاسی حاضر و آمادگی داشته باشند. 
آیا با توجه به این امر نباید دشمنان ایران همۀ حملۀ خود را متوجۀ رهبر انقلاب نمایند؟ که این‌چنین طشت رسوایی جبهۀ استکبار را به صدا در می‌آورند؟ آری! ای رفیق! قضیه از این قرار است و این است که به گفتۀ رهبر معظم انقلاب باز استمرار خطاهای عمیق محاسباتی آمریکا در قبال ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی، و باز شکست و نزدیکیِ سرنگونیِ جبهۀ استکبار به همان معنایی که خداوند فرمود: «كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلي‏ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ» بدین معنا که این حکمِ قطعی است که خداوند مقرر فرموده حتماً و حتماً من و پیامبرم بر آن‌ها چیره خواهیم شد. موفق باشید         
 

41030
متن پرسش

با سلام به استاد محترم و گرامی: حقیقتش در رابطه با مسائل پیش آمده نمی دانم چطور باید فکر کرد؟ و چه کسی را مقصر دانست؟ البته قبول دارم اغتشاشگران برنامه دشمنان ایران را دنبال می کنند ولی آیا آنهایی که کار را به اینجاها رسانده اند بی تقصیرند؟ نمی دانم با توجه به آنچه پیش آمده است کار به کجا می کشد؟ آیا همین تقصیرهای دولتمردان ما و حتی نیروهای وفادار به انقلاب در عین افراطی گری و آیا روحانیون ما و استادانی که در مسائل دینی صاحبنظرند، در این موارد کوتاهی نکردند؟ که به قول شما مردم را در دینداری ضعیف و متوسط نگه داشتند؟ بالاخره بفرمایید که کار به کجا می کشد؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ آن نکاتی که فرموده‌اید قابل توجه است و بنده نیز در بسیاری موارد با جنابعالی موافقم. می‌ماند که از جایگاه تاریخی خود غفلت نکنیم از آن جهت که به هر حال حداقل با اغتشاش‌گرانی روبرو هستیم با شعارهایی که امیدوار آینده‌ای هستند که ربع پهلوی با آن فلاکت شخصیتی، یک طرف است و شخصیتی همچون آیت الله سید علی خامنه‌ای طرف دیگر. و سؤال آن است که جایگاه جبهه‌ای که ربع پهلوی را تقویت می‌کند، در نظام هستی و معارف حقۀ الهی کجاست! خداوند در آیۀ ۱۴ سوره مجادله می‌فرماید: «اَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ» آیا نمی‌نگری قومی را که خداوند بر آنان غضب فرموده و آنان نه از شما هستند و نه از آن‌هایی که به نفع آن‌ها در مقابل شما قرار گرفته‌اند. یعنی حتی رژیم صهیونی و آمریکا هم آن‌ها را از خود نمی‌داند و در ادامه در آیۀ ۱۷ همان سوره می‌فرماید: «لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ» یعنی آن‌ها هیچ نتیجه‌ای از تلاش‌های خود نخواهند گرفت. و در آیه ۱۹ می‌فرماید: «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ» آن‌ها بازی‌خوردۀ شیطان شده‌اند و شیطان بر آنان مسلط گشته و «هُمُ الْخاسِرُونَ» و این، همۀ حرف است، بدین معنا که آن جریانی که مقابل جبهۀ حق ایستاده، همۀ امکانات خود را از دست می‌دهد و بی‌بهره خواهد شد. زیرا مقابل اشتباهات نظام اسلامی که مقابل جبهۀ ظالمانۀ استکبار است؛ قرار نگرفته بلکه مقابل اصل نظام قرار گرفته و در این رابطه خداوند در آیۀ ۲۱، امیدوارانه به جبهه‌ای که شخصیتی همچون آیت الله خامنه‌ای در آن حاضرند می‌فرماید: « كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلي‏ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ» بدین معنا که این حکمِ قطعی است که خداوند مقرر فرموده حتماً و حتماً من و پیامبرم بر آن‌ها چیره خواهیم شد. و در جمع‌بندیِ نهایی در آخرین آیه یعنی آیۀ ۲۲ می‌فرماید: « لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» هرگز نمی‌یابی اهل ایمان به خدا و به قیامت را که دوست‌دارِ دشمنان خدا و پیامبر خدا باشند. «وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ» هرچند که آن‌ها از پدران و فرزندان و برادران و اهل قوم و قبیله و شهر و گروه‌شان باشند. «أُولئِكَ كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُون‏» این افراد که با چنین بصیرتی از یک طرف متوجۀ جایگاه تاریخی دین خداوند می‌باشند و از طرف دیگر مقابل دشمنان خدا و انسانیت هستند، تا آن‌جا متعالی می‌گردند که «كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ» . «ایمان» بر دل‌های آن‌ها نگاشته می‌شود و به نور حضرت حق، مورد تأیید قرار می‌گیرند و علاوه بر بهره‌مندشدن از بهشت، در موقعیتی هستند که از یک طرف خداوند از آن‌ها راضی است و از طرف دیگر آن‌ها از این‌که تا اُنس با خدا پیش آمده‌اند در رضایت‌اند. اینان حزب الهی بوده و رستگارانند. همۀ عرض بنده در این‌جا است که آیا در نسبتی که ما با حقیقت انقلاب اسلامی داریم، در کجا ایستاده‌ایم؟ آیا می‌توان به بهانۀ جریان‌های خطاکار داخلی و رانت‌خواران و منافع‌طلبان از حضوری که باید نسبت به انقلاب اسلامی و رهبری داشت، کوچک‌ترین کوتاهی و تردیدی را به خود راه دهیم؟ آیا اگر در نسبت با انقلاب اسلامی، خود را تعریف کنیم؛ نباید امیدواربه آیاتی باشیم که خداوند از یک طرف وعدۀ اضمحلال دشمنان این انقلاب را داده است و از طرف دیگر وعدۀ «أُولئِكَ كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ» آیا ارزش چنین حضوری آن اندازه نیست که ما نسبت به انقلاب و رهبر معظم انقلاب پایدار و وفادار بمانیم؟ موفق باشید

41029
متن پرسش

سلام استاد گرامی: وقتتون به خیر. استاد با توجه به مطالب مربوط به معرفت نفس راه حل عملی برای اینکه انسان بتونه به هست خودش توجه کنه گرفتار گذشته یا آینده نباشه چیه؟ (چون خودم با دریافت مفاهیم به صورت تئوری می‌فهمم که باید فقط متوجه هست خودم باشم ولی درعمل تو ذهنم گرفتارم‌ و نمیتونم یسری نگرانی های آینده و حسرت های گذشتم رو رها کنم)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» نظر به شخصیت اولیای معصوم بسیار مهم است. عرایضی در این رابطه در جواب سؤال 41021 شده است. ان شاءالله می‌تواند مفید افتد. موفق باشید

41028
متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی و ارجمند: لطفا بفرمایید و نظر خودتون رو در مورد مطلب زیر بیان کنید. طبق روایاتی که می‌فرمایند که در نماز یکی از ما را در قلب خود قرار دهید و آیت الله قاضی نیز فرموده بودند که استادتون رو در نماز پیش روی خود قرار دهید، و همچنین با توجه به اینکه خداوند در اسماء و مظاهر فقط قابل شناخت و ارتباط می‌باشد و ائمه فرمودند که اسماء ما هستیم «نحن الاسماء الحسنی» و نیز شما بارها فرمودید که خدای بدون مظاهر خدایی وهمی است که همچین خدایی نیست و باید از طریقِ اسماء و مظاهرِ اسماء با خدا مرتبط شد. حال می‌توان به این نتیجه رسید که چون ما نمی‌توانیم خدا را عبادت کنیم و باید مظاهر اسماء رو که ائمه هستند عبادت کنیم؟ و اگر نتوانستیم می‌توان استاد سلوکی خود را عبادت کنیم؟ آیا این نتیجه گیری درست است؟ این سوال رو به این خاطر می‌پرسم که اگر همچین عقیده ای رو باید داشته باشم تصحیح کنم. ما را از دعای خیرتون فراموش نکنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عبادت مخصوص خداوند است و لاغیر. آری! با نظر به حضرت محبوب یعنی خداوند، آینه‌ها که اشاره به حضرت معبود دارند و مظهر اسماء الهی هستند، بسیار ارزشمندند تا ما با شخصیت ائمۀ معصومین«علیهم‌السلام» که اشاره‌هایی هستند به سوی حضرت معبود؛ به بهترین شکل متوجۀ حضرت حق باشیم. به همین جهت ما ائمه را راه و سُبُل می‌دانیم به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «إلى‏ رَبِّهِ سَبيلاً» آنان راه‌هایی هستند به سوی پروردگارشان. موفق باشید

41027
متن پرسش

استاد سلام علیکم و رحمة الله: ان‌شاءالله که خداوند شما را حفظ بفرماید. در این روز ها تصاویری را می‌بینیم که کم سابقه بوده و این موج معترضان که وارد فاز اغتشاش گران دارند می شوند و موجی که بیش از پیش داره برامون ملموس تر میشه که چه خواسته چه نا خواسته دارند دشمن را امیدوار و پازل آن را تکمیل می کنند و نقشه های شوم آنها را به سمت فعلیت می کشانند و موج نا امیدی و ضعف اقدامی علیه آنها را به روی ما می آورند و از طرفی روی کسانی حساب می کردیم که پایشان را اکنون از میدان عقب کشیدند و از طرفی هم دست ما بچه انقلابیا برای اقدام تا حدودی بسته است. استاد تحلیل شما از این موارد چیست و تکلیف ما چه می شود؟ باید چه کار کنیم و با چه افقی کار را ادامه دهیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که باز دشمن حماقت کرد و به امری امید بست که هیچ بهره‌ای از آن نمی‌برد. ولی این بدان معنا نیست که ما آن‌طور که شایستۀ انقلاب اسلامی نیست عمل نکرده باشیم. نه! ما به «عدالت» و «تقوا» که سیرۀ مولای‌مان علی «علیه‌السلام» بود، عمل نکردیم. ما تا حدّی غرب‌زده شدیم و جریان‌هایی که زندگی غربی را اهمیت می‌داد، مدّ نظر گرفتیم. از شهید رجایی‌ها عبور کردیم و این‌جا است که باید به خود آییم و به روح انقلاب اسلامی که عدالت و تقوا می‌باشد بیشتر نزدیک شویم و این است راه عبرت‌گرفتن نسبت به آنچه که تحت عنوان اعتراض‌ها پیش آمده و دشمنان، امید دارند که از آن بهرۀ دیگری ببرند. ابداً خود را نمی‌بازیم و منفعل هم نمی‌شویم ولی نسبت به آنچه پیش آمده بی‌تفاوت هم نیستیم و در عین حضور در جهان، از هویت قدسی خود غفلت نمی‌نماییم امری که مردم جهان از ایران سراغ دارند و به لطف الهی آینده‌ای از جنس حضور حاج قاسم سلیمانی در پیش داریم و باز شکست و حقارت دشمن. البته معلوم است که در این مواجهه‌ها بعضاً ناشی‌گری‌هایی پیش می‌آید ولی روح کلی، روحِ عبور از بی‌عدالتی‌ها و رانت‌خواری‌ها می‌باشد. و این است عبرت‌گرفتن از آنچه پیش آمده است. از آن جهت که باید مردممان متوجه افق قدسی آینده‌ای باشند که انقلاب اسلامی مدنظر دارد، به همان معنایی که جناب امیرکبیر فرمود کشور مردم دانا می‌خواهد. https://eitaa.com/abuhossein/34640  موفق باشید         

41026
متن پرسش

سلام و نور خدمت استاد عزیزم🌹 ببخشید که وقتتان را می گیرم. اما گاهی دلم می‌خواهد مانند پدر حقیقی با شما درد و دل کنم ولی وقتی شما را می بینم زبانم بند می آید. ببخشید که اینجا و پنهانی فریاد دل برآوردم. استاد از خودم به ستوه آمده ام. شرمنده ام از خداوند و بارها عذرخواهی محضر جلیل و جلالش بوده و هستم که ببخشد نتوانستم بنده خوبی برایت باشم و از امام و پدر و مادر و همه و همه و از شما شرمنده ام که نمی‌توانم آنگونه باشم که باید. دوست داشتم شاگرد خوبی بودم، حرف شما را می فهمیدم اما چه کنم که... استاد به حقیقتی که حضرت ولی و مولا در قلبتان ودیعه نهاده است دعایم کنید مبادا عمرم بگذرد و هیچ از آن آتش عشق و آن ارادت بندگی در من نباشد به وقت نیمه ی روز آنگاه که هیچ سایه ای از کثرت باقی نمی ماند و خورشید حقیقت جلوه می کند و ساعت انسان کامل است با خداوند نجوا می‌کنم.... الهی هنگامه ظهر که می شود نمی‌دانم چرا دلتنگت می شویم مانند کودکانی که منتظر اند از مدرسه به خانه بروند. خدایا ای آشنا ترین غریب و ای حاظر ترین غایب تا می آیم در آغوشت کشم مقامت انقدر رفیع است و جلیل که خود را خوار و تهی می یابم و تا می آیم که خود را تنها و بی کس یابم در آغوشت گرمی رحمانیت و رحمانیتت را می چشم الهی تو اینگونه ای که هستی و فرا چنگ نیایی و من آنگونه که نیستم اما در تحت لوای تو هستم: خدایا دلگیرم از این منی که در من است از خودخواهی ها، تعصب ها، بد خلقی ها، خواستن ها و نخواستن ها. الهی نمی‌دانم چگونه این دعوا را خاتمه دهم و یکبار با قدم صدق و سر صبر و دل خاضع بنشانم خود را و بگویم نه.... نه این بار بنشین گوش کن به صدایش که عالم را پر کرده غر نزن نخواه نرو فقط بنشین برای یک بار و برای آخرین بار و فقط بشنو: الهی قدری بیشتر پایین بیا ببخشید که اینگونه سخن می‌گویم. من زیر زمینی تر شده ام پایین ترین سطح وجودم بیا و در اینجا در این ناکجا آباد در این ناپیدا ترین شب، مادرانه در آغوشم بگیر🥀

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بگذار با او این‌چنین گفتگو کنیم:
«ای پروردگار من! نظم تو نظم درونی من است: هیچ چیز اگر در زمان مناسب توست، نه برمن زود و نه بر من دیر است. ای حقیقت هستی! هر چه که فصل‌هایت بار آرد بر من میوه «رضا» است: که همه چیز از تو می‌آید و هستی همه چیز در توست و به تو باز می‌گردد…»
شرم‌آور است که عقل ظاهرمان را شکل می‌دهد اما قادر به شکل‌دادن خود نیست؛ بدیهی است که هیچ‌گاه در زندگی شرایطی بهتر از این‌که انسان متوجۀ پروردگاری شود که بنا دارد انسان‌ها را با تنفر از جبهۀ استکبار تا اوج انسانیت خود جلو و جلوتر ببرد و از این جهت زمانی که روز خود را آغاز می‌کنیم، به این فکر هستیم که چه موهبت با ارزشی است که در این زمانه هستیم، زمانۀ عبور از ارتجاع و غرب‌زدگی و حضور در جهان انسانیت انسان‌ها. شادی زندگی به کیفیت آن است و نه به کمیت آن. و این یعنی دوست‌داشتن خدا و این یعنی دوست داشتن بندگان خدا. موفق باشید 
 

41023
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: خدا شما و امثال شما را حفظ فرماید. امام کاظم علیه السلام، در دعای بعد از نماز شب در ماه رجب می‌فرمایند: تَجْعَلَ عَیشی عیشَةً نَقِیةً وَمَیتَتی میتَةً سَوِیةً ... زندگی مرا زندگی پاک و پاکیزه و مرگم را مرگی معتدل و مستقیم قرار بده... منظور از مرگ معتدل چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا منظور آن نوع مرگی می‌باشد که انسان وظایف دنیایی خود را به لطف خداوند به خوبی انجام داده باشد و به جای روبروشدن با نکیر و منکر و صدها دردسر، مفتخر به بشیر و مبشّر می‌شود و هزاران امید. موفق باشید

41021
متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: ضمن عرض ادب. با توجه به شرایط کنونی، این پرسش برای بنده مطرح شد، که در جامعه‌ای با مبانی اسلامی، چرا سازوکار مشخص و مورد اعتمادی طراحی نمی‌شود تا اشخاص خیّر و علاقمند به پیشرفت کشور بتوانند کمک‌های مالی خود را به حسابی معیّن واریز کنند؟ مثلا، این حساب می‌تواند زیر نظر نهادهایی همچون بیت رهبری باشد تا وجوه جمع‌آوری شده در مسیر آبادانی و تعالی میهن به کار گرفته شود. هرچند مردم به صورت فردی به نیازمندان یاری می‌رسانند و نیز به پرداخت خمس و زکات اهتمام می‌ورزند، اما به نظر می‌رسد اگر اینگونه منابع مالی هم، در یک نهاد معتبر دولتی متمرکز گردد، امکان سرمایه‌گذاری هدفمندتر و مؤثرتری فراهم می‌آید. همیشه در ذهنم بوده که چرا نهادی رسمی و قابل اطمینان این مهم را سامان نمی‌بخشد؟ در اینصورت می‌توان وحوهات مردمی را صرف اموری همچون بازسازی مدارس یا بهبود معیشت نیازمندان کردو شایسته است این مسئولیت به سازمانی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سپرده شود تا از دسترسی افراد نااهل یا ضد انقلاب مصون بماند و موجبات مشکلات جدید فراهم نگردد. به‌عنوان مثال، در کانون فرهنگی که زیر نظر این جانب اداره می‌شود، با درخواست کمک مردمی و ارائه شماره حساب، ماهیانه مبلغ قابل توجهی برای خرید کتب مذهبی و ارسال به مناطق محروم جمع‌آوری می‌شود. حال اگر چنین طرحی در سطح ملی و با عنوانی همچون «طرح کرامت» به اجرا درآید، بی‌تردید اقبال عمومی به همراه خواهد داشت و در صورت عدم موفقیت نیز ضرری متوجه جامعه نخواهد شد. (این طرحی غیر از پرداخت خمس و زکات باشد) با سپاس از توجه و تأمل شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از جهتی چنین نهادی لازم است تا افرادی که بنا دارند به نیازمندان به هر نحوی که نیازمندان محتاج هستند، کمک کنند، سرگردان نباشند و مطمئن باشند کمک‌های آن‌ها به اهلش می‌رسد. و از طرف دیگر در هر طایفه و منطقه فقرایی هستند که قرآن در وصف آن‌ها می‌فرماید: «لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا ۗ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ» و از این جهت که فقر آن‌ها علنی نیست، هرکس به طور خاص که آن‌ها را می‌شناسد، به صورتی که آبروی آن‌ها حفظ شود باید به آن‌ها کمک کرد و در جامعۀ اسلامی باید به همۀ این موارد فکر نمود. موفق باشید

41019
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: در دین فقه چه جایگاهی دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علم فقه، علمِ تشخیص احکام الهی است برای قرارگرفتن انسان در مسیری که مسیر قرب الهی است زیرا که هیچ مقصدی بدون مسیر نمی‌باشد و مسیر انس با خداوند، شریعت الهی است که علم شریف فقه به عهده دارد ۲. مهم امیدواری به رحمت واسعۀ الهی است. و در همین رابطه از حضرت امام حسین «علیه‌السلام» داریم: الهی! «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» خدای من، چه دارد آنکه تو را ندارد؟ و چه ندارد آنکه تو را دارد؟  موفق باشید

41018
متن پرسش

و سلام و درود مجدد: چطور می توان خواسته و عشق اسماعیل وارمان را همچون ابراهیم به قربانگاه برد و فدای خواست خدا کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تعمق در معارف عمیق توحیدی مانند «معرفت نفس» و بخصوص تعمّق در خطبه‌های توحیدیِ نهج البلاغه مانند خطبۀ اول نهج البلاغه و خطبۀ ۸۳ که شرح آن روی سایت هست. موفق باشید

41017
متن پرسش

سلام و نور: ان شاءالله تندرست باشید. به من کمک کنید در فهم اینکه چرا برخی دعاها با وجود استمرار و اضطرار مستجاب نمی‌شود؟؛ و چه کنیم در خواسته ای گیر نکنیم؟ و تسلیم اراده ی خدا باشیم؟ این سپردن عمل به پروردگار به شکل عملی و معنوی یعنی خواستن واقعی دل به چه صورت است؟ چه طوری می توانیم این دل را راضی کنیم که راضی شود به رضای خدا؟ رهایی از خواسته چه طور اتفاق می افتد؟ (درخواست کاملا حلال و یکی از نیازهای فطری و طبیعی انسان است؛ و به هر دری که می شناختم زدم از نذرهای مختلف تا زیارت امام رضا و امام حسین و ... و تا الان گشایشی حاصل نشده. فهم حکمت و پذیرش مصلحت کار راحتی نیست) و سوال دیگر اینکه: چگونه می توانم فردی را که در حقم جفا کرده ببخشم؟ در زبان و دل خواستم که او را ببخشم ولی هنوز ته دلم دلخورم و یاد عملش که می افتم خیلی ناراحت می شوم! به نظر خودم این بخشیدن نصفه نیمه است! (البته جفاکننده اظهار پشیمانی و عذر خواهی نکرده است ولی خودم می خواهم از این فشار ناحقی که در حقم شده نجات پیدا کنم، چه کنم؟)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:۱. در عین پذیرفتن زندگی ساده و بدون نظر به پیشنهادهای اهل دنیا، به این فکر کنید که شاید خداوند تقدیر دیگری را  برای‌مان رقم زده و از این جهت باید راضی بود به رضای خداوند. در آن صورت، حضور دیگری مدّ نظر می‌آید. ۲. کار خوبی است که انسان آن نوع کدورت‌ها را از قلب و ذهن خود بیرون کند و باید مواظب بود همین‌که یاد آن جفاها می‌افتیم، ذهن را منصرف نماییم. موفق باشید 

نمایش چاپی